برچسب: مجلس دوازدهم

  • چهار گزینه اصلی برای ریاست مجلس دوازدهم

    چهار گزینه اصلی برای ریاست مجلس دوازدهم

    به گزارش اقتصادران، بنا بر پیگیری‌ها، آقایان محمدباقر قالیباف، علی نیکزاد، منوچهر متکی و مجتبی ذوالنور تاکنون ۴ گزینه اصلی برای ریاست مجلس دوازدهم هستند.

    اولین دستور رسمی و علنی مجلس جدید، رئیس و هیئت رئیسه با رای اکثریت نمایندگان خواهد بود.

    اگرچه حدود ۱۰ نماینده از نمایندگان منتخب برای ریاست مجلس آتی، در حال تلاش و رایزنی هستند اما طبق بررسی‌ها و پیگیری‌های خبرنگاران تسنیم از گروه‌های مختلف سیاسی، ۴ نامزد بالقوه برای ریاست آتی مجلس شورای اسلامی مطرح هستند و تلاش برخی دیگر از نمایندگان منتخب برای این مهم، ممکن است حتی به کاندیداتوری هم نکشد.

    محمدباقر قالیباف با سابقه ریاست مجلس در ۴ سال گذشته، علی نیکزاد با سابقه دو دوره‌ای وزارت و نائب رئیسی مجلس، منوچهر متکی با سابقه یک دوره سکانداری وزارت خارجه و حجت‌الاسلام مجتبی ذوالنور با سابقه نائب رئیسی مجلس یازدهم، ۴ گزینه اصلی برای ریاست مجلس دوازدهم هستند که ممکن است در اثر رایزنی‌هایی که اکنون در حال انجام است، در نهایت ۲ گزینه برای رای‌گیری در صحن علنی باقی بمانند.

    این افراد هم‌اکنون در حال رایزنی با منتخبان مجلس دوازدهم برای جلب نظر آن‌ها هستند و یک منبع آگاه و مطلع نیز به خبرنگار تسنیم گفته است که این ۴ گزینه علاوه بر رایزنی با نمایندگان منتخب، همزمان با یکدیگر نیز در حال رایزنی هستند تا شاید بتوانند یکی از گزینه‌ها را به نفع خود از صحنه رقابت کنار بزنند.

    همچنین برخی نمایندگان تصور می‌کنند که ممکن است سید محمود نبویان نماینده فعلی و منتخب اول تهران، گزینه پیش‌بینی نشده و غافلگیرکننده انتخابات ریاست مجلس باشد اما پیگیری‌های خبرنگار تسنیم حاکی از این است که آقای نبویان در گفت‌وگوهایی که با چند نماینده منتخب مجلس داشته تصریح کرده که تمایلی برای ریاست مجلس ندارد.

    البته در این میان، برخی منتخبان مجلس دوازدهم هم هستند که می‌گویند یک نماینده منتخب دیگر، تمایل وافری برای برای ریاست مجلس دارد اما تاکنون نتوانسته حتی به تعداد انگشتان ۲ دست، نظر نمایندگان منتخب را جلب کند.

  • ردپای اقوام نسبی و سببی رئیسی در انتخاب ریاست مجلس؟

    ردپای اقوام نسبی و سببی رئیسی در انتخاب ریاست مجلس؟

    جلال رشیدی کوچی نماینده مردم مرودشت در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سوال که «در هفته‌های اخیر بحث‌های پرچالشی بر سر مسائل ارزی میان دولت و مجلس به وجود آمد، به نظر شما این اختلافات تا چه اندازه جدی است؟»، گفت: دولت خودش را از هر اشتباهی مبرا می‌داند یا اگر هم مبرا نمی‌داند علی الظاهر و به صورت دکوری صحبت هایی درخصوص استقبال از انتقاد مطرح می‌کند که برای همه مشخص است، ما با یک دولت تمامیت‌خواه و غیرقابل انتقاد مواجه هستیم.

    اختلاف دولت و مجلس برای ریاست دوره بعد پارلمان است

    وی ادامه داد: اینکه الان هم دولت با مجلس و به ویژه آقای قالیباف درخصوص مسائل مختلفی که مردم شاهد آن هستند اختلاف پیدا کرده دقیقا برای ریاست دوره بعد مجلس است. یعنی در مسائلی که دارد مطرح می‌شود نگاه من این است که به دنبال این هستند که بر ریاست مجلس دور بعد اثرگذار باشند و من فکر می‌کنم که ریاست آقای قالیباف برای دولت مطلوب نباشد.

    رشیدی کوچی خاطرنشان کرد: اینکه می‌گویم دولت، به معنای کل شاکله دولت نیست، برخی‌ها در دولت آقای رییسی آن‌هایی که باعث آسیب اول به خود آقای رییسی هستند و بعد به مملکت؛ دست های پشت پرده‌ای که از نزدیکان ایشان هستند، بعضی از اقوام نسبی و سببی آقای رییسی؛ این‌ها با تفکر خامی که دارند فکر می‌کنند این اقدامات به نفع آقای رییسی و یا کشور خواهد بود که قطعا اینطور نیست، به نظرم عقلا باید برای حل این مشکل چاره اندیشی کنند.

    روایت دست‌های پشت پرده در انتخابات

    عضو کمیسیون امورداخلی کشور و شوراها در پاسخ به این سوال که «فکر می‌کنید آن ها دنبال حاکم کردن کدام جریان در مجلس آینده هستند؟»، عنوان کرد: ببینید این بحثی که مطرح می‌کنم اثبات شدنی نیست اما به وضوح مشخص است که در انتخابات مجلس اعمال نفوذ زیادی شکل گرفت، چه الان و چه در بحث تایید یا ردصلاحیت ها شاهد بودیم افرادی که به نظر می‌رسید طبق نظر نهادهای امنیتی نباید تایید می شدند اما با رایزنی هایی از طرف همان افرادی که اشاره کردم تایید شدند. حتی ما افرادی را داشتیم که محکومیت قطعی در پرونده شان بود اما چون نزدیک به تفکر دولت بودند و باید در این مجلس حضور داشته باشند؛ مشاهده کردیم که تایید شدند.

    وی افزود: اما یک عده ای هم که منتقد دولت بودند یا ردصلاحیت شدند یا در انتخابات به مشکلات جدی برخوردند، من یکی از این ها را مثال می زنم، آقای مهدی عسگری ایشان در تهران ثبت نام کرد ولی به او اجازه ندادند که برود کرج و مجبور شد در تهران رقابت کند که اگر کرج بود به نظرم قطعا ایشان رأی می آورد. در مجموع یک عده ای را ردصلاحیت کردند، یک عده را به این شکل مدیریت کردند و در مورد یک عده ای هم شاید با شیوه‌های دیگری که می‌شد بر انتخابات اثر گذاشت و دخالت کرد، اقدام کردند و از مسیر کنار زدند؛ واقعا دست آن افراد نزدیک به دولت در انتخابات مشهود بود ولی خب قابل اثبات نیست.

    تلاش دولت برای نزدیک کردن ریاست مجلس به جریان پایداری و  امام صادقی‌ها

    نماینده مردم مرودشت در مجلس ادامه داد: نکته دیگر اینکه به نظرم می‌آید که دولت و در واقع آن افراد خیلی تلاش خواهند کرد که ریاست مجلس را به جریان پایداری نزدیک کنند. چون جریان پایداری و بعد دانشگاه امام صادقی‌ها به آن افراد خیلی نزدیک هستند و من امیدوارم که این اتفاق رخ ندهد، به نمایندگان دوره دوازدهم و عقلای دوره آینده امید دارم که این اتفاق محقق نشود.

    رشیدی کوچی در پاسخ به این سوال که «چقدر احتمال می‌دهید ریاست در سال اول به قالیباف داده شود تا کاندیدای ریاست جمهوری نشود و بعد در سال دوم او را کنار بزنند؟»، گفت: این یک تحلیل است، من نگاهم بر این است که آقای قالیباف کاندیدای ریاست جمهوری نخواهد شد و نگاهش به تداوم فعالیت در ریاست مجلس باشد. اما درباره ریاست ایشان فکر می‌کنم که آقای قالیباف سال اول با یک رأی پایین نه با آن آرایی که در مجلس یازدهم کسب کرده بودند ریاست مجلس را در اختیار داشته باشد اما سال های دوم و سوم را نمی دانم.

    عضو کمیسیون امورداخلی کشور و شوارها خاطرنشان کرد: به نظرم می آید یک سری افرادی که اشاره کردم به شدت به دنبال ایجاد تنش در مجلس باشند، امیدوارم مجلس دوازدهم به این سمت و سو نرود اما شواهد و قرائن نشان می‌دهد که حواشی‌اش بر متن حتما غلبه خواهد کرد.

  • خود مجلس هیچ حُسنی ندارد، چه برسد به فراکسیون‌هایش! / مجلس خودش را هیچ کاره می‌داند!

    خود مجلس هیچ حُسنی ندارد، چه برسد به فراکسیون‌هایش! / مجلس خودش را هیچ کاره می‌داند!

    به گزارش اقتصادران، «مجلس بی‌خاصیت شده است»،«نمایندگان هیچ کاره هستند»، «تندروی تمام نمی شود» و … اینها عباراتی که مصطفی هاشمی طبا، معاون دولت اصلاحات درباره عملکرد مجلس یازدهم به کار می‌برد و می‌گوید مجلس دوازدهم هم با همین دست فرمان پیش می‌رود.

    مصطفی هاشمی‌طبا به خطر قدرت گرفتن تندروها اشاره می‌کند و می‌گوید آنها به بهانه دفاع از اسلام برخلاف قرآن و شرع عمل می‌کنند کما اینکه پناهیان در سحر ماه رمضان این اقدام را انجام داد و اظهارات خلاف واقع در مورد پیامبر گفت.

    در ادامه گفتگو با مصطفی هاشمی‌طبا، معاون رئیس دولت اصلاحات را می‎خوانید:

    ****

    *آقای هاشمی‌طبا! به نظر می رسد مجلس دوازدهم، مجلسی بدون فراکسیون اکثریت باشد، این از نگاه شما مثبت است یا آسیب هایی را متوجه پارلمان می کند؟

    خود مجلس هیچ حُسنی ندارد، فراکسیون‌هایش هم به همین ترتیب. مجلس هیچ خاصیتی ندارد، در حقیقت مجلسی با این تعداد آراء و افرادی که در عرصه رقابت انتخابات مجلس شرکت کردند، بدون هدف هستند، مشکلات کشور را نمی‌شناسند و همگی وعده‌های بی‌خود به موکیلن خود دادند، طبیعی است که به جایی نمی ‎رسد و مانند همین مجلس فعلی می‌شود.

    وقتی خود مجلسی ها می گویند ما هیچ کاره ایم، پس احساس مسئولیت هم نمی کنند

    به این معنی که مجلس یازدهم برای کشور چه اقدامی انجام داد؟ مجلس دوزادهم با فراکسیون‌هایش هم به همین صورت است، یعنی به هر شکلی می‌خواهد باشد در پایان هیچ است چراکه مجلس خودش را هیچ کاره می‌داند. با اینکه گفتند مجلس در رأس امور اما خود مجلسی‌ها می‌گویند ما هیچ کاره هستیم، وقتی خود مجلسی‌ها می‌گویند ما هیچ‌کاره هستیم، احساس مسئولیت هم نمی‌کنند.

    *خطر حضور تندورها در مجلس تا چه اندازه محسوس است؟

    قرآن می‌گوید مسلمانان امت وسط هستند، یعنی دو سر یک قضیه نیستند نه افراطی و نه تفریطی هستند را که اینها منافع مردم را درک نمی‌کنند و اگر هم بتوانند دین را وارونه جلوه می‌دهند و برخی از متفکرین و رهبران آنها قرآن را تحریف می‌کنند و خلاف قرآن حرف می‌زنند چنانچه در سحر ماه رمضان خلاف متن صریح قرآن حرف می‌زنند، اینها که خودشان چنین شرایطی دارند، مشخص است که می‌خواهند برای کشور چه اقدامی انجام دهند.

    می خواهند تئوری خشونت را ترویج کنند و بگویند فرمان خداست

    *مانند آنچه از سوی یکی از روحانیون در آنتن زنده تلویزیون شنیدیم و …

    دروغ بستن به پیامبر حد بسیار شدیدی دارد، کما اینکه خداوند به پیامبر می‌گوید اگر خوش خلق نبودی مردم از اطرافت پراکنده می‌شدند اما اینها می‌گویند پیامبر گوشت تلخ بوده و کسی را برای خودش نگه نداشت.

    اینکه خلاف بیّن و صریح قرآن است و یا حرف‌های دیگری که از طریق آن می‌خواهند خشونت را تبلیغ کنند و بگویند پیامبر خشن و بداخلاق بوده پس خشونت و بداخلاقی در ذات پیامبر است، در نتیجه همه باید همینطور باشند. واقعیت این است که اینها می‌خواهند تئوری خشونت را ترویج دهند و بگویند فرمان خدا است.

    کجا فرمان خدا این است؟ خداوند به پیامبر می‌گوید وَإِنَّکَ لَعَلَیٰ خُلُقٍ عَظِیمٖ، مردم به خاطر خلق پیامبر اطراف او جذب شده بودند و اقتدار واقعی و از طریق اخلاق داشتند اما آقایان می‌خواهند از طریق زور اقتدار داشته باشند، انجام بدهند اما در نهایت همه می‌خواهیم به گور برویم کما اینکه فرعون و قارون هم زیر خاک می‌روند اما آنچه می‌ماند پیامبر با خلق عظیم است که خداوند در قرآن تصریح کرده است.

    *این تفکر تندرو در مجلس که شاخصه آن افرادی نظیر رسایی و ثابتی و … هستند، چه مضراتی برای مجلس دارد؟

    اینها می ‎خواهند خشونت را تبلیغ کنند اما کور خوانده اند و مردم ایران زیربار این حرف‌ها نمی‌روند. مردم امام خمینی را قبول داشتند چون گفت رأی، رأی مردم است، مردم ولی نعمت ما هستند. لذا مردم ایران نشان دادند که امکان دارد تا حدودی تحمل کنند اما باز هم اینها برای خودشان تئوری دارند.

    *اگر اصولگرایان تندرو مثلا جایگزین قالیباف در کرسی ریاست مجلس شوند، چه عواقبی خواهد داشت؟

    اینها هم دروغ می‌گویند و هم تهمت می‌زنند و هم می‌گویند که اسلام گفته این کار را انجام بده، لذا این اقدامات را انجام می‌دهند. مگر در تاریخ کم افرادی بودند که با این روش‌ها حاکم شدند، اما در نهایت چه سرانجامی داشتند؟ می‌گویند قارونی که ۴۰ خانه گنج داشت، هلاک شد.

    تهمت می‌زنند، دروغ می‌گویند، بعد هم می‌گویند…

    وقتی خداوند قرآن را نازل کرده، قطعاً بهتر از ما مسائل را مطرح کردند. وقتی خلاف شرع و قرآن عمل می‌کنند، تهمت می‌زنند، دروغ می‌گویند و بعد هم می‌گویند ما به صلاح اسلام این کار را انجام دادیم، تکلیفشان روشن است. هیتلر و استالین با آن قدرت و آن حجم از آدم‌کشی ماندند؟ فقط ننگ آنها ماند.

    در دنیا همه نوع آدمی وجود دارند، در حقیقت نحله‌های فکری هیچ‌وقت تمام نمی‌شوند. برای نمونه هند در حال برگشتن به همان هند خشونت‌طلب است. در همه کشورها از جمله آمریکا تندروها حضور دارند. در حقیقت افراد با توجه به ذاتی که دارند، دنبال آن فکری می‌رود که با ذاتش تطبیق دارد، بنابراین تمام شدنی نیستند.

    از آن طرف افرادی که صلح‌جو و مصلحت‌خواه هستند، سرنوست خوبی دارند کمااینکه تندروها بر سر میرزاحسن رشدیه، بنیان‌گذار آموزش نوین در ایران، چه بلاهایی آوردند اما جریان به نوعی پیش رفت که اندیشه میرزا حسن بود و امروز افتخار می‎کنیم که مدارس او را در سراسر کشور احیا کردیم.

    بیخود می‌گویند اصلاح‌طلبی تمام شده

    *برخی می گویند اصولگرایان بعد از مجلس دوازدهم به حاشیه رانده می‌شوند و …

    هم آنها بیخود می‌گویند اصلاح‌طلبی تمام شده هم اگر کسی بگوید تندوری تمام شده، اشتباه می‌کند، نحله‌ها و افراد مختلف وجود دارند، حتی افرادی گوش خود را بستند و حاضر نیستند حرفی را بشنوند چراکه بر این باور هستند به حقیقت دست پیدا کردند.

    اگر اصولگرایان وجه مشترکی پیدا نکنند، یکدیگر را کنار می‌زنند

    * چشم‌انداز شما از حضور اصولگرایان در مجلس به چه صورت است؟

    برخی از اصولگرایان باهم وجه مشترکی پیدا کنند، آن زمان باهم کنار می‌آیند و برخی خیر. از طرف عده دیگری کنار زده می‌شوند کما اینکه بسیاری اصولگرا بودند و الان مغضوب هستند و تندروها به آنها می‌گویند خائن. در حالی که آنها افراد مخلص و متعهد به انقلاب اسلامی و امام هستند، رانده می‌شوند.

    تندروها گزینشی به تذکرات و توصیه های رهبری گوش می دهند

    *تذکرات رهبری بر رفتار و تندروها به ویژه در حوزه حجاب تأثیرگذار خواهد بود؟

    فکر می‌کنم هیچ‌کدام از تذکرات رهبری را گوش نکردند یعنی گوش خود را بر روی برخی موارد بستند، گزینشی گوش می‌کنند برخی موارد را گوش می‌کنند بعضی موارد را خیر.

    *فکر می‌کنید تذکرات بر روی دولت و به ویژه وزارت کشور تاثیرگذار خواهد بود؟

    نباید فقط یک طرف قضیه را مشاهده کرد. رهبری فرمایشات مختلفی کردند که همه آنها را باید در نظر گرفت، همه دوست دارند یک مقدار را گوش کنند و یک مقدار دیگر را گوش نکنند اما همه نکات را باید گوش کرد اما اشکال آنجا است که اقدام خلاف شرع و قانون انجام می‌دهند، این اشکال دارد. وگرنه سخنان رهبری را هم باید گوش کنند.

  • مجلس دوازدهم مانند مجلس یازدهم دِینی نسبت به دولت ندارد

    مجلس دوازدهم مانند مجلس یازدهم دِینی نسبت به دولت ندارد

    به گزارش اقتصادران، «مجلس هنوز برای نظارت بر دولت مهلت دارد.» این واکنش رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی به بیانیه اخیر معاون پارلمانی رئیسی به نمایندگان است که آنها را بی‌سواد و فاقد نظر کارشناسی خوانده است. هر چند ولی اسماعیلی می‌گوید بیانیه مذکور را مشاهده نکرده اما همچنان بر این نکته تأکید می‌کند که نظارت وظیفه مجلس است.

    نکته دیگر در گفتگوی اسماعیلی مربوط به تردید او نسبت به حمایت از رئیسی است، کما اینکه رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه اگر به عقب بازگردد باز هم از رئیسی حمایت می‌کند یا خیر؟ با لحنی توأم با تردید می‌گوید که با قطعیت نمی‌تواند بله یا خیر بگوید.

    در ادامه گفتگو با ولی اسماعیلی، رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس یازدهم را می‌خوانید:

    *******

    *آقای اسماعیلی! تا این لحظه که هنوز تکلیف ۴۵ کرسی مجلس دوازدهم مشخص نشده به نظر می رسد، مجلس آینده فراکسیون اکثریت نخواهد داشت، فکر می‌کنید این اتفاق تا چه اندازه به نفع دولت خواهد بود؟

    مجلس دوازدهم نسبت به مجلس یازدهم فراکسیون‌های بیشتری خواهد داشت. در حقیقت با توجه به سلیقه‌های سیاسی متفاوتی که به مجلس راه پیدا کردند و تعداد مستقلین، اعتدالی‌ها و گروه‌های اصولگرایان اعم از شوراها، امناء و شریان که وارد مجلس دوازدهم شدند، تعداد فراکسیون‌ها در مجلس دوازدهم متنوع خواهد بود و بعید است که فراکسیون قوی و اکثریت شکل بگیرد.

    در نتیجه چنین شرایطی وضع دولت بهتر از مجلس یازدهم نخواهد بود به این معنی که همراهی با دولت بهتر نخواهد بود.

    مجلس دوازدهم مانند مجلس یازدهم دِینی نسبت به دولت ندارد

    *منظور این است که نظارت بر دولت در مجلس دوازدهم افزایش پیدا می‌کند؟

    بله، درمجلس دوازدهم نظارت بر دولت افزایش پیدا می‌کند. مجلس یازدهم خودش از رئیسی دعوت کرد که رئیس جمهور شود به همین دلیل به نحوی می‌خواست از دولت حمایت کرده و کمک کند. اما مجلس دوازدهم این دِین را ندارد به همین دلیل همسویی کمتری با دولت خواهد داشت.

    همسویی مجلس با دولت منافاتی با نظارت ندارد

    *یکی از انتقادات وارد به مجلس یازدهم این است آنطور که باید و شاید بر دولت نظارت نکرد و 

    همسویی با نظارت متفاوت است. از نظر همسویی بله مجلس یازدهم با دولت همسو بود، کما اینکه خودم همسو با دولت هستم اما چندین سوال از وزرا در صحن و تحقیق و تفحص را در پرونده دارم، بنابراین همسویی منافاتی با نظارت ندارد. چنانچه نظارت حق قانونی نمایندگان است و باید آن را انجام دهند، لذا همسویی و نظارت ربطی بهم ندارند.

    رابطه بین قیمت دلار و تعاملات با دنیا

    *سال اول مجلس یازدهم دلار ۱۸ هزار تومان بود و حالا حدود یک ماه مانده به پایان عمر مجلس یازدهم دلار بالای ۶۰ هزار تومان است، یک مصداق برای اینکه نظارت‌ها بر دولت آنطور که باید و شاید جدی نبوده است.

    بله، می‌توان این تحلیل را داشت اما مجلس یازدهم در مواردی که فکر کرد اگر جابجایی انجام شود به نفع دولت و حاکمیت است ورود پیدا کرد اما درباره دلار و ارز و در مجموع وضعیت معیشتی واقعیت امر این است که شرایط دست فرد خاصی نیست، یعنی بحث حاکمیتی است.

    برای حل مسئله قیمت دلار باید تعاملات خود با کشورهای همسایه و دنیا افزایش دهیم و به این ترتیب نیست که فقط به وزیر اقتصاد بگوییم نرخ دلار را باید کنترل کند و اگر استیضاح شود همه مشکلات حل می‌شوند، خیر کلیه حاکمیت باید تصمیم بگیرد.

    نکته دیگر اینکه علاوه بر نقشی که دلار در داخل دارد متأثر از بحث‌های بین‌المللی است که آن هم دست وزیر اقتصاد نیست.

    حدود یک ماه به پایان عمر مجلس یازدهم باقی مانده، ارزیابی شما از مراودات دولت و مجلس در این دوره به چه صورت است؟ ضمن اینکه دولت در بیانیه اخیر خود خطاب به نمایندگان از عبارت نداشتن سواد رسانه‌ای استفاده کرده

    بنده بیانیه را مشاهده نکردم اما ادامه دادن به نظارت بر دولت حتی در یک ماه باقی مانده یکی از وظایف مجلس است کما اینکه اخیرا مرتضوی، وزیر کار و رفاه اجتماعی به مجلس آمد و مباحث جدی صورت گرفت. البته هر موقع به دولت گفتیم فلان جا مشکل وجود دارد، آمدند و جوابگو بودند، اینکه پاسخ‌ها تا چه اندازه منطقی بوده یک طرف قضیه است اما همیشه پای کار بودند و حضور داشتند.

    لذا در مورد رابطه دولت با مجلس به صورت مطلق نمی‌توان سخن گفت و نسخه واحدی پیچید اما در هر صورت طبق نظر رهبری که فرمودند وقتی دولت‌ها کار می‌کنند همه با هم کمک کنند، در اجرا همه باید کمک کنند تا از این بحران که از نظر معیشتی، تورم و مشکلات عرصه بین‌المللی داریم، خارج شویم.

    البته فعلاً و در این چند ماهه که ابهت پوشالی اسرائیل را شکستیم، امکان دارد مباحثی مطرح شود لذا باید کمک کنیم که دولت از آن فضا خارج شود و در نهایت کمک حال دولت باشیم.در مجموع مراودات مجلس یازدهم با دولت‌ها خوب بود.

    اگر وزیر باشم از استیضاح استقبال می‌کنم

    اما این نکته را باید در نظر گرفت مشکل از آنجایی نشأت می‌گیرد که به حق قانونی خودمان عمل نمی‌کنیم کما اینکه سوال و استیضاح حق قانونی مجلس است، بنده خودم اگر وزیر باشم از استیضاح استقبال می‌کنم چراکه اگر بنده مشکلی داشته باشم و نتوانم پاسخ بدهم، حقم استیضاح است.

    البته برخی از وزرا هم این حرف را نزدند، به این ترتیب که به معاون پارلمانی گفتند از نمایندگان نخواهید که امضای خود را پس بگیرند اگر مشکلی دارم می‌آیم و توضیح می‌دهیم و اگر برآیند جمعی این است که ناتوان هستم، تاوان می‌دهم.

    *به این نکته اشاره کردید که از جمله نمایندگان حامی دولت رئیسی هستید، اگر به سال ۱۴۰۰ برگردیم مجدداً بیانیه حمایت از حضور رئیسی در انتخابات ریاست جمهوری را امضاء می‌کنید؟

    مطلق نمی‌توانم بله یا خیر بگویم چراکه نسبت به بسیاری از موضوعات مانند مباحث خارجی و ارتباط با کشورهای خارجی و عضویت در معاهدات اقتصادی بین‌المللی اقدامات دولت قابل دفاع است اما در مورد مباحث اقتصادی از جمله تورم و اشتغال ایرادات باقی است. لذا نمی‌توانم پاسخ مطلق به این پرسش بدهم.

  • رئیسی سال سختی خواهد داشت / مجلس دوازدهم آقا ندارد / مملکتی که بخواهد سه ماه با تنخواه عمل کند که دیگر مملکت نیست! / از دهک نهم به بعد همه زیر خط فقر هستند

    رئیسی سال سختی خواهد داشت / مجلس دوازدهم آقا ندارد / مملکتی که بخواهد سه ماه با تنخواه عمل کند که دیگر مملکت نیست! / از دهک نهم به بعد همه زیر خط فقر هستند

    به گزارش اقتصادران، «غلامرضا تاجگردون»، ۴ سال بعد از رداعتبارنامه اش با تلاش های زاکانی و همفکرانش در مجلس یازدهم، اینبار با رأی بیشتر به پارلمان بازگشته است، بازگشتی که منتقدانش را عصبانی کرده و زودهنگام تلاش برای رد دوباره اعتبارنامه اش را کلید زده اند، تاجگردون اما نگرانی ندارد و می گوید؛«مشکلی ندارم. حتماً حرف‌هایی هم هست که من بخواهم مطرح کنم. مطالبی که چهار سال پیش نگفتم اما الان لازم است در مورد این افراد بگویم.»

    او  اولویت اول مجلس آینده را بازگرداندن آراء از دست رفته نظام می داند، او مجلس دوازدهم را مجلسی می داند که «آقا» ندارد و تاکید دارد مستقلین و اصلاح طلبان می توانند در معادلات مجلس دوازدهم اثرگذار باشند زیرا…

    تاجگردون رأی ندادن سیدمحمد خاتمی در انتخابات ۱۱ اسفند را پیش بینی نمی کرده اما این انتخاب رئیس دولت اصلاحات را زیر سوال نمی برد و معتقد است؛«رأی ندادن آقای خاتمی یک علامت است»

    او در این گپ و گفت که با حضور «محمد مهاجری» فعال سیاسی و رسانه ایبرگزار شد، تاکید داشت؛« ۱۴۰۳ سال سختی خواهد بود.» او گریزی نیز به مقایسه تیم اقتصادی روحانی و رئیسی نیز زد و حتی این را هم گفت که احمدی نژاد بهتر از رئیسی مسائل را مدیریت می کرد و پیش می برد.

    با تاجگردون از بودجه پرحاشیه سال پیش رو حرف زدیم، از لایحه جنجالی حجاب و عفاف که کسی حاضر نیست آن را گردن بگیرد، از وضعیت مالی اش و حال و هوای منزلش در عید نوروز، از …

    مشروح گفتگو با غلامرضا تاجگردون، نماینده ادوار مجلس و منتخب مجلس دوازدهم را بخوانید؛

    *******

    آقای تاجگردون! سال ۹۸ شما ۳۸ هزار و خرده‌ای رأی آوردید،به مجلس رفتید، اعتبارنامه شما رد شد، از مجلس خارج شدید، ۴ سال بعد دوباره کاندیدا شدید، این بار تایید صلاحیت شدید و با آراء بیشتر به مجلس بازگشتید. آن پرونده‌هایی که برای اعتبارنامه شما درست کرده بودند و دلایلی که آورده بودند چطور شورای نگهبان را برای رد صلاحیت شما قانع نکرد؟

    رأی من با وجود اینکه مشارکت کمتر شده بود، حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از دور قبل بیشتر بود. سال ۹۸ یک مجموعه اعتراضاتی نسبت به اعتبارنامه من صورت گرفت و همان موقع پاسخ دادم و سعی کردم در فضای مجازی هم پاسگوی اذهان عمومی هم باشم. در همان مرحله پاسخی شورای نگهبان به مجلس داد که همه موارد را ما بررسی کرده‌ایم و صحت ندارد، مراجع نظارتی و امنیتی هم همین مطالب را گفتند اما مجلس به هر دلیلی وارد یک فرایند غیرقانونی شد.

     

    یک سال بعد از رد اعتبارنامه ام، در تلویزیون گفته شد درباره زندگی شخصی تاجگردون اشتباه کردیم

    یعنی اینکه من در شعبه رأی آوردم. بر خلاف قانون و آیین‌نامه که کسی که در شعبه رأی می‌آورد دیگر نباید به کمیسیون تحقیق برود، تشخیص دادند پرونده من به کمیسیون تحقیق رفت، در کمیسیون تحقیق هم من رأی خیلی بالایی آوردم و ۹ به ۲ به نفع من رأی دادند و کمیسیون تحقیق هم حرف من را تایید و همه موارد را رد کرد اما در یک جلسه غیرعلنی به رأی گذاشتند که حتی من درخواست علنی بودن جلسه را کردم که جلسه را علنی نکردند و بعد هم اعتبارنامه مرا در آن جلسه رد کردند.

    این را هم بگویم بعد از ماجرای رد اعتبارنامه در حالی که هنوز به یک سال نکشیده بود، سید نظام موسوی نماینده تهران و سخنگوی مجلس در برنامه دستخط حضور پیدا کرده بود؛ در آن برنامه اولین سؤالی که مجری از او پرسید این بود که “اولین حاشیه مجلس یازدهم اعتبارنامه تاجگردون بود” ایشان در پاسخ به این سوال به صراحت در تلویزیون گفت “ما در مورد مسائل شخصی آقای تاجگردون اشتباه کردیم و آن طور که وانمود می‌شد نبود.”

    پیش‌بینی نمی‌کردم که آقای خاتمی رأی ندهد چون ایشان از این حرکات نمی‌کردند. ایشان به نظرم با جامعه ناراضی اصلاح‌طلبان همراهی کرد. آقای خاتمی انتخاب کرد. شاید این انتخابش در بلندمدت به نفع اصلاح‌طلبی هم بشود. یک انتخاب کرد که از ریزش “جامعه قهر کرده” جلوگیری کند.

    واقعیت این است که شورای نگهبان موارد را بررسی کرده بود. از نهادهای امنیتی، وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه همه موارد را بررسی کرده بود و جواب داده بود، بعد هم سه بار شورای نگهبان از من توضیح خواستند، و هر سه بار جواب دادم، ضمن اینکه من همه موارد را در همان زمان شفاف سازی کردم، بعد هم کل پاسخ‌ها و ابهام ها را در یک کتاب نوشتم؛ حتی یک قدم فراتر رفتم یعنی برای اینکه پاسخ‌هایم یک طرفه نباشد به به یک مصاحبه‌گری مثل شما گفتم هر چه می‌خواهد بی‌پروا بپرسد و من هم به تمام سوالات پاسخ دادم و همان پاسخ‌ها را در قالب کتاب گردآوری کردم تا در دسترس همه باشد.

     

    فرآیند رداعتبار نامه ام غیرقانونی بود اما…

    البته به کتاب من اجازه چاپ ندادند اما به صورت مجازی منتشر شد و در آن کتاب هر سوالی در مورد من مطرح شده بود مطرح شد ضمن اینکه در صحن علنی که جلسه غیرعلنی شد، اصلاً آن مطالبی که در فضای مجازی و فضای بیرون مجلس گفته شده بود و بر آن اصرار داشتند مطرح نشد.

    آقای زاکانی هم صحبت کردند و گفتم شما که بیرون یک چیزهای دیگر در مورد فساد اقتصادی و مسائل اینچنینی گفتید، اینجا دارید یکسری مسائل دیگر و مسائل سیاسی مطرح می‌کنید که حالا دیگر بالاخره تصمیم گرفته بودند. البته کل فرایند غیرقانونی بود.

    حتی معاونت قوانین امور مجلس همان موقع به رئیس مجلس نوشته بود که این اشتباه است و نباید به رأی بگذارید ولی با این وجود هم آنها توقع نداشتند در آن مجلس ۱۰۲ نفر به من رأی بدهند. گفتند این دیگر نباید بیشتر از ۲۰ رأی بیاورد. ولی حالا قسمت بر این بود و اهتمام بر اینکه من ادعایم را ثابت کنم، مجدد ثبت‌نام کردم که شورای نگهبان و نهادهای نظارتی تایید کردند که من دوباره وارد جریان انتخابات شوم و در تاریخ بعد از انقلاب هم نداریم چنین حالتی اتفاق افتاده باشد و فکر می‌کنم از این منظر نکته مثبتی است که می‌شود به خیلی از موارد این جوری نگاه کرد و اثبات حق کرد.

    فکر می‌کنید افزایش تعداد رای شما نسبت به دور قبل (آن هم در شرایطی که در اغلب حوزه‌های انتخابیه ریزش آرا داشتیم) یک پیام برای حاکمیت داشت؟

    مردم در حوزه‌ انتخابیه من شاید خیلی سیاسی به موضوع نگاه نکنند البته نمی‌خواهم بگویم که شاید سیاسی باشد؛ اما مردم آنجا حقیقت و واقعیت را دنبال کردند. من را می‌شناختند، زندگی و خانواده من را می‌شناسند، رفتار و کارکردم را دیده‌اند، از سوی دیگر رفتار آقایان را نمی‌توانستند تطبیق دهند.

     

    بعد از رداعتبارنامه ام، مردم حوزه انتخابیه ام کوتاه نیامدند و کنارم ایستادند

    چه قبل از رد اعتبارنامه و چه بعدش؛ برای همین هم هیچ‌گاه کوتاه نیامدند. در این چهار سال از فردای همان روز مردم به خصوص جوان‌ها خیلی محکم ایستادگی کردند و با من بودند. من تنها کاری که کردم این بود که مردم را به آرامش دعوت کردم و می‌گفتم این منطقه و شهر خودمان است و ما ایستادگی می‌کنیم و اگر حقی از ما ضایع شده است سعی می‌کنیم از همانجا پیگیری کنیم نه اینکه به قول معروف “خط زنی” کنیم.

     

    طیف وسیعی از اصولگراها که قبلا به من رأی نداده بودند، بعد از ۴ سال رأی شان به من بود

    به هر حال مردم این رویه را قبول نداشتند. این دفعه یک طیف وسیعی از اصولگراها که دفعه قبل به من رأی نداده بودند و در این چهار سال فهمیدند که یک حرف ناحقی زده شده و یک حقی ضایع شده، هم پای صندوق آمدند و به نفع من رای خود را درون صندوق انداختند ( البته وقتی می‌گویم اصولگرایان منظورم آدم‌های اصولگرای ارزشی آن شهر است، نه این افرادی که حالا رفتارهای جدید انقلابی به خودشان می‌گیرند، روحانیون، طلاب و آدم‌های ارزشی این دفعه محکم پای من بودند و می‌گفتند برای اینکه حقی از این آدم ضایع شده و باید پای حق او بایستیم.

    در حقیقت یکی از دلایلی که مشارکت عمومی در گچساران برخلاف دیگر شهرها خیلی تفاوت فاحشی با دوره های قبل نداشت، همین موضوع بود. یعنی مردم می خواستند احقاق حق کنند و این برای خودم و شهرم هم جالب بود. نگاه مردم یک نگاه مطالبه حق بود و برایشان هم مثبت بود. فاصله رأی هم خیلی قابل توجه بود.

     

    اصرار طیفی که به دنبال رداعتبارنامه من بودند، اصرار غیراخلاقی و غیرعقلی است

    آن جریانی که علیه شما در انتخابات و مجلس قبل فعال شده بود این بار هم عقب ننشست و دیدیم هم توئیت های متعددی را علیه شما منتشر کردند و هم از انتخابات گچساران عکس‌هایی (مبنی بر تقلب در انتخابات) به اشتراک گذاشتند، فکر می‌کنید این بار هم بتوانند همان روند قبلی را تکرار کنند؟

    به نظرم نه. اصرارشان یک اصرار غیراخلافی و غیرعقلی است. بالاخره مطالبی گفته شده، نهادهایی این را بررسی کردند و جواب گرفتند. فکر می‌کنم بهترین مرجع رای مردم است. در این میدان ظاهراً عده‌ای هستند که یا رسالت‌شان این است یا کار دیگری به جز پرداختن به من ندارند یا می‌خواهند در این زمینه خودشان را نشان دهند.

    یکی دوتا از این عزیزان تنها نطق و عملکردی که از آنها در کل دوره یازدهم مجلس از آنها دیدم فقط اظهار نظر در مورد من بود.

    من تیم اقتصادی ابتدای دولت آقای روحانی را یک تیم قوی می‌دانستم. آقای روحانی یک انتخاب کرد انتخابش هم درست بود، خیلی‌ها هم ناراضی بودند ولی انتخابش درست بود چون می‌خواست ریل عوض کند. انسان‌های بسیار باتجربه‌ای را پای کار آورد و به نظرم هم موفق بودند.

    من بعید می‌دانم این بار موفق بشوند کارشکنی در این زمینه داشته باشند. یادم است دور قبل یک روزی، وقتی روی اعتبار من اعتراض گذاشته بودند، داشتم با خانواده صبحانه می‌خوردم پسرم گفت بابا حواست باشد اینها خیلی دارند جدی می‌گویند، خیلی دارند فضا را متشنج می‌کنند.

    گفتم نه بابا، این‌جوری نیست. آدم‌ها لحظه آخر موقع تصمیم‌گیری بالاخره خدا را مد نظر قرار می‌دهند. این آدم‌ها هم بالاخره انسان‌هایی هستند که خداترس هستند یا حداقلی از خداترسی را دارند؛ پسرم گفت حالا تو حواست باشد و زیاد هم امید نداشته باش که اینها از خدا بترسند.

     

    غالب کسانی که رأی منفی به اعتبارنامه من دادند، امروز پشیمان هستند و از من طلب حلالیت کردند

    بعد از رأی‌گیری پسرم گفت دیدی گفتم اینها آنقدرها هم که فکر می کنی خداترس نیستند؛ با این وجود بعید می‌دانم اتفاقی مشابه سال ۹۸ رخ بدهد یعنی ترکیب مجلس هم این اجازه را نمی‌دهد. ضمن اینکه غالب کسانی که به من رأی منفی داده بودند مطمئن هستم امروز پشیمان هستند چون به فاصله دو ماه و یا سه ماه بعد از آن ماجرا وقتی هنوز یکسال نشده بود عده‌ای از نمایندگان به من پیامک زدند و عذرخواهی یا طلب حلالیت کردند. یک عده‌ای هم سکوت کردند و با سکوت‌شان به نوعی آن ابراز پشیمانی را تائید کردند.

     

    حتما حرف هایی هست که بخواهم مطرح کنم، حرف هایی که ۴ سال پیش نگفتم

    یک تعداد انگشت‌شماری هستند که اینچین تند علیه من فعالیت می‌کنند. البته من هم مشکلی ندارم. آنها در طرح هر موضوعی آزاد هستند؛ بفرمایند. حتماً حرف‌هایی هم هست که من بخواهم مطرح کنم. مطالبی که چهار سال پیش نگفتم اما الان لازم است در مورد این افراد بگویم.

    نه اینکه به دنبال انتقام باشم. نه. من عرض کردم هر کسی در مورد من هر چه گفت بخشیدم. دنبال یک فضای مناسب به خاطر اینکه خودم را بتوانم هم اثبات کنم و هم بتوانم به کشورم خدمت کنم. فکر می‌کنم ماها یک سرمایه از این مملکت هستیم که داریم به جای اینکه به مملکت‌مان خدمت کنیم، داشته‌هایمان را صرف مطالب بی‌خودی می‌کنیم.

     

    مجلس دوازدهم آقا ندارد

    شما چه شباهت ها و اختلافاتی بین مجلس یازدهم و دوازدهم می‌بینید؟

    شباهت زیادی بین مجلس یازدهم و دوازدهم نمی بینم. من فارغ از اندازه آراء، مجلس جدید را مشابه مجلس دهم می‌بینم. مجلس دهم آن موقع که شکل گرفت، گفتم مجلس دهم آقا ندارد. به نظرم مجلس دوازدهم آقا ندارد. مثلاً مجلس نهم شاید می‌توانستید تعریف کنید. بعد تراز مقابله یک تراز مشخص بود ولی در مجلس دوازدهم نداریم اگرچه ترکیب اصلاً قابل مقایسه با دهم نیست ولی با مجلس یازدهم خیلی فرق می‌کند.

    مجلس یازدهم یک جریان فوری-انقلابی شکل گرفته بود که بعد از دو سال خودشان را شناختند. ولی الان از روز اول هر جریانی خودش را شناخته. یعنی جریان آقای قالیباف، جریانی که می‌خواهند آقای قالیباف را بزنند و جریان مستقل هر کسی خودش را می‌شناسد که الان داستان چیست، می‌ماند ائتلاف‌های سیاسی که در مجلس شکل بگیرد. به نظرم با مجلس یازدهم شاید تشابه اسامی داشته باشیم یعنی بگوییم ۱۰۰ تا ۱۱۰ نماینده فعلی تکرار شده‌اند ولی از نظر نوع رفتار تشابه زیادی بین مجالس یازدهم و دوازدهم می‌بینم.

    به لحاظ اینکه بخش‌های مختلف وارد مجلس شده‌اند با سلیقه‌های مختلف، حرف شما را قبول دارم که شاید نشود گفت مجلس سر دارد و از همین الان خیلی چیزها مشخص است ولی خود همین را برای مجلس یک آفت نمی‌بیند که سه چهارتا فراکسیون کوچک در کنار هم تشکیل شوند؟

    آفت نمی‌دانم. درست است که ما علم سیاست برای ائتلاف را نداریم، یعنی در دنیا هم همین است دیگر، ائتلاف‌ها در مجلس بین احزاب صورت می‌گیرد و مثبت است اما ما این علم را نداریم.

    اگر تجربه مجلس دهم را در مجلس دوازدهم بتوانیم اعمال کنیم به نظر می‌رسد می‌تواند مجلس موفقی هم بشود. تجربه‌ای که مجلس دهم به آن عمل نکرد. ما در مجلس دهم تا ۶ ماه یک سال درگیر بودیم، فراکسیون امید می‌گفت ما ۱۸۰تاییم آنها می‌گفتند ما ۱۸۰تاییم. تا ۶ ماه و یک سال روی این ۱۸۰تا بحث می‌کردند. بعد گفتیم رأی دارد نشان می‌دهد، اعداد این نیست. به یک شکلی توافق کنید.

     

    کسانی هستند که در آب گل آلود بهتر می توانند زندگی کنند تا آب های شفاف

    مجلس محل لابی است. لابی برای انجام یک کار است. به نظرم اگر اینهایی که در این وضعیت پیشتاز می‌شوند، بتوانند از این رفتار و این ائتلاف برای پیشبرد امور مملکت و مجلس استفاده کنند، خوب است.
    ولی هستند کسانی که در علم آمار می‌گوییم «جمله اختلال» هستند. اینها “جمله اختلال” معادلات سیاسی در درون مجلس هستند و نمی‌گذارند این اتفاقات صورت بگیرد.

    در مجلس دهم هم همین افراد را داشتیم. در مجلس دهم خیلی راحت می‌توانستیم یک توافق هماهنگ را برای مجلس بهتر شکل دهیم ولی یک افرادی نمی‌گذاشتند.

    در مجلس دوازدهم هم داریم و اصطلاحاً کسانی هستند که در آب گل‌آلود بهتر می‌توانند زندگی کنند تا آب‌های شفاف. تیپ‌هایی مثل ماها در شفافیت بهتر می‌توانیم کار کنیم و در آب گل‌آلود گم می‌شویم. نه فقط من، خیلی‌های دیگر در هر دو جناح هستند که گم می‌شوند و نمی‌توانند از ظرفیت‌هایشان استفاده کنند.

     

    نمی شود که هر روز از مجلس صدای دعوا و سروصدای بی نتیجه بیرون بیاید

    به نظرم باید جلوتر برویم. تلاش خود من این است که این را مرتب بیان کنم. درست است که حالا مرزها یک مقدار مشخص‌تر است ولی در یک مجلس مرزها باید شکل بگیرد. نمی‌شود که هر روز از این مجلس صدای دعوا بیرون بیاید و سر و صدای بی‌نتیجه. من نمی‌گویم امیدوار هستم ولی می‌شود امیدوار هم بود.

    به لحاظ افراد شاخصی که وارد مجلس شدند، چون شما با مجلس دهم مقایسه کردید، به نظرتان افراد متفکرتر، قدرتمندتر، به نوعی سیاسی‌تر، لابی‌مندتر و شاخص‌های دیگر، مجلس دوازدهم را قوی‌تر از مجلس دهم می‌دانید؟

    نه!

     

    مجلس دوازدهم را قوی تر از مجلس دهم نمی دانم

    پایین‌تر است؟

    نسبت به دهم قوی‌تر نمی‌دانم. من واقعاً نتوانستم یک تفسیر مناسب از مجلس یازدهم داشته باشم. خودشان طول کشید تا خودشان را شناختند. مجلس دوازدهم یکدیگر را می‌شناختیم و کامل مشخص بود ولی آدم‌های اندیشمند در دو جناح به نظرم در مجلس دهم بیشتر بود.

    یعنی شما در مجلس دهم در بین اصولگرایان معتدل فردی مانند آقای لاریجانی حضور داشت که بالاخره یک آدم فیلسوف سیاستمدار، فکور و اهل مشورت بود. این طرف در بین اصلاح‌طلب‌ها دکتر عارف بود. دور و بر آقای لاریجانی به شخصه آدم‌های فهیم زیاد داشتیم، دور و بر آقای عارف هم همین جور بود ولی الان نه. حتی آنهایی هم که خیلی می‌فهمند هنوز شهامت لازم را ندارند خودشان را خیلی نشان دهند چون می‌ترسند آنها را در سیبل انتقادات قرار دهند.

    تعبیر من درست است که مجلس دوازدهم شاید شاخصه‌های واضحی که بتوان بر اساس آن قضاوت کرد را ندارد؟

    بله به نظرم تفسیر شما درست است و مجلس دوازدهم شاخصه پررنگی ندارد یا حداقل الان ندارد. یعنی تا شکل‌گیری ائتلاف‌ها و انتخاب هیات رئیسه نمی‌شود راجع به این قضیه اظهارنظر مشخصی کرد.

     

    مستقلین و اصلاح طلبان می توانند در معادلات مجلس دوازدهم اثرگذار باشند زیرا…

    آقای تاجگردون! با توجه به اینکه اصولگراها در مجلس دوازدهم اکثریت نیستند، این شرایط چقدر می‌تواند برگ برنده مستقلین شود؟ بر اساس آماری که می‌دهند ۶۰ تا ۷۰ مستقل، اصلاح‌طلب و اعتدالی وارد مجلس دوازدهم شده‌اند.

    به نظرم این نسبت یک برگ برنده ای برای بیان حرف‌ها و واقعیت‌های مورد نیاز جامعه از تریبون مجلس است

    مگر بودجه بدون جداول معنی دارد؟ ابتدای سال را می گویند با تنخواه عمل کن! مملکتی که بخواهد سه ماه با تنخواه عمل کند که دیگر مملکت نیست. بودجه‌ای که بخواهد سه ماه با تنخواه باشد که دیگر بودجه نیست. باید تکلیف این را دولت مشخص کند.

    آیا این تعداد می تواند در معادلات مجلس اثر گذار باشد ؟

    بله می تواند اثرگذار باشد. اجازه دهید بهتر توضیح دهم. ببینید اگر این رنج حضور اصلاح طلبان و مستقلین را ۴۰ – ۶۰ نفر برآورد کنیم این تعداد رای خود را به راحتی تا ۱۰۰ رای میتوانند افزایش دهند. این رویه در همان چهار پنج ماه اول شکل می گیرد، چراکه افرادی را در همین مجلس و در جریان اصولگرایی داریم که نمی‌خواهم اسم ببرم که در مناسبات اجتماعی، حقوق شهروندی، معیشت مردم و آزادی‌های فردی هستند و حتی متناسب با یک اصلاح‌طلب هم رأی بدهند چون دارای تجربه هستند.

     

    در بیان حقوق شهروندی و روابط بین الملل چه تفاوتی بین لاریجانی یک فرد شاخص اصلاح طلب است؟

    یعنی شما در آن شرایط نمی‌توانید بین اصولگرا و اصلاح‌طلب مرز قائل شوید. مثلا آقای لاریجانی یک فرد شاخص اصولگرا است و از قدیم تا الان هم بوده اما در بیان حقوق شهروندی، عدالت اجتماعی و روابط بین‌الملل شما چه تفاوتی بین آقای لاریجانی و یک فرد شاخص اصلاح‌طلب می‌توانید قائل شوید؟ مسلم است که نمی‌توانید تفاوت زیادی قائل شوید.

    می خواهم بگویم حتی اگر تعداد مستقلین کمتر از این تعداد هم باشد باز اثرگذاری در مجلس وجود خواهد داشت؛ یعنی شما در مناسبات رأی این اثرگذاری را خواهید دید و این گرایشات خود را در آن مقطع نشان می‌دهد.

     

    اولویت اول مجلس دوازدهم بازگرداندن آراء از دست رفته نظام است

    یا اولویت‌بندی کار مجلس. مثلاً اگر الان به من بگویند اولویت اول کار مجلس چیست، می‌گویم اولویت کار مجلس باید این باشد که چگونه می‌توان آرای از دست رفته نظام را مجدد به نظام برگرداند. درست یا غلطش را هم کار ندارم اما بالاخره ۶۰ درصد رأی ندادند و در انتخابات شرکت نکردند. این ۶۰ درصد را نباید رها کرد. نمی‌شود بگوییم به حاکمیت حداقلی توجه کنیم و کاری به این ۶۰ درصد نداشته باشیم.

    به هر حال یک گروهی هستند که آنها هم معتقدند به این ۶۰ درصد توجه شود چراکه اینها که همه ضد انقلاب نیستند. حالا یک درصدی از آنها حکومت را قبول ندارند اما قاطبه مردم می‌خواهند زندگی کنند و زندگی بهتری داشته باشند. به نظرم در این نوع رفتارها ماها می‌توانیم یک رأی مشترکی را با یک جریان عاقله اصولگرا داشته باشیم که به نفع مردم و مملکت باشد.

     

    اعضای هیات رئیسه براساس یکسری مناسبات رفاقتی بالا می آیند

    مشخصا در جریان انتخابات هیئت رئیسه مجلس می‌تواند اثرگذاری داشته باشد؟

    الزاماً نه؛ یعنی در انتخاب رئیس مجلس می‌تواند تاثیر گذار باشد اما در مورد بقیه چندان تاثیر گذار باشد چون اعضای هیات رئیسه بر اساس یکسری مناسبات رفاقتی بالا می آیند یعنی برخی بر اساس حمایت فراکسیونی انتخاب می شوند و برخی قومیتی یا به عبارتی با لابی بالا می‌آیند. البته این را هم بگویم این موضوع شاید سال اول چندان ظهور و بروزی نداشته باشد اما به طوری کلی در سه چهار ماه اول می توان متوجه این موضوع شد.

     

    در کمیسیون های تخصصی دعوا یک دعوای تخصصی است نه سیاسی

    بنابراین همانطور که گفتم این اثرگذاری در هیات رئیسه نمی تواند چندان نقش موثری داشته باشد و در انتخاب هیات رئیسه کمیسیون ها هم که اصلا نقش چندانی ندارند چون کمیسیون‌ها خود به خود روی مدار تخصصی خودشان حرکت می کنند. مثلاً کمیسیون امنیت ملی درست است که عمدتاً اصولگرا هستند اما بالاخره آدم‌های شاخص رفتند آنجا. دعوای تخصص یا دعوای نحله فکری می‌شود. مثلاً شما می‌گویید آقای متکی، علاءالدین بروجردی ، آقای قشقاوی، آقای شهریاری و… به مجلس رفته اند حالا این تنها در حوزه سیاست خارجی‌ است که می‌گویم، در حوزه سیاست داخلی هم تعداد زیادی استاندار و فرماندار به مجلس راه پیدا کرده اند که اینها آدم‌های متخصصی هستند.

    درمورد کمیسیون برنامه و بودجه یا کمیسیون اقتصاد نیز آقای شمس الدین حسینی، قادری یا تاجگردون هستند، اینها دعوایشان دیگر تخصصی و نحله فکری‌شان در مورد اداره کشور است. آنجا دیگر به نظرم موضوع را نمی‌شود خیلی سیاسی به آن نگاه کرد. البته درمورد کمیسیون هایی مثل کمیسیون فرهنگی یک نگاه سیاسی می‌تواند غالب شود اما در کمیسیون‌های تخصصی خیلی قائل به این موضوع نیست.

     

    پزشکیان تن به لیدری یک تشکیلات نمی دهد زیرا…

    اسم شما و آقای پزشکیان در میان افرادی دیده می شود که بتوانند افراد همفکر را در مجلس آینده دور هم جمع کنند و یک فراکسیون مستقل و قوی تشکیل دهند آیا خودتان فکر لیدری این طیف در مجلس آینده را دارید؟

    آقای پزشکیان که یک نیروی شاخص خیلی خوب است. نگاهش یک نگاه اصلاح‌طلبانه رو به رشد و رو به جلوست و به آن نگاه سنتی خودش هم قائل است ولی هیچ‌گاه تن به اینکه لیدر یک تشکیلات باشد نمی‌دهد چون شخصیت‌اش این را ایجاب می‌کند.

    به نظرم من هم نباید این کار را بکنم چون جریان مستقل خیلی راحت‌تر می‌توانند کار خودشان را جلو ببرند تا گروه‌های اصلاح‌طلبانه. ماها می‌توانیم به عنوان یک عضو نمی‌گویم شاخص، یک عضوی که می‌توانیم تجربه خودمان را چه در پارلمان و چه در دولت، منتقل کنیم، می‌توانیم در خدمت این جمع باشیم.

    ولی نیروهای خیلی خوب و باانگیزه‌ای این دوره به مجلس آمده‌اند که به نظرم خیلی خوب می‌توانند این جمعیت را جمع کنند و از تجربه افراد استفاده کنند. من لیست را که نگاه می‌کنم هم انسان‌های شاخص و هم علاقه‌مند هستند و به نظرم می‌رسد که این عزیزان می‌توانند لیدر باشند.

    شاید ماها بتوانیم کمک کنیم ولی خیلی نباید انتظار باشد که آقای پزشکیان یا آقای تاجگردون این کار را بکند.

     

    مجلس هفتم می خواست حال آقای خاتمی را بگیرد

    آقای تاجگردون! برویم سراغ کار تخصصی شما یعنی بحث بودجه. شما این اختلافاتی را که امسال یعنی سال ۱۴۰۲ بر سر بودجه بین مجلس و دولت به وجود آمده بیشتر ناشی از دعواهای سیاسی می‌دانید یا فقدان تخصص در امر بودجه‌نویسی. به طوری که دیدیم که هنوز هم بودجه پا در هواست؟

    همانطور که گفتید در مجلس و در بحث بودجه هر دو موضوع وجود دارد که البته سهم فقدان دانش تخصصی غالب است؛ در واقع هر دو یک گروه حداقلی در مجلس هستند که به دلایل مختلف می‌خواهند حال دولت را بگیرند. همیشه هم در مجلس بوده و در مقاطع کوتاهی، یکی غالب می‌شد. مثلاً در سال ۹۲ مشخص بود مجلس می‌خواهد حال آقای احمدی‌نژاد را بگیرد در نتیجه نگاه به صحبت‌های احمدی‌نژاد حتی صحبت‌های منطقی‌اش هم نمی‌کرد. یا مجلس هفتم می‌خواست حال آقای خاتمی را بگیرد، اصلاً نگاه به حرف منطقی‌اش هم نکرد. یک چیزی بگویم بد نیست.

    آن موقع آقای شریف‌زادگان وزیر رفاه بود. یک اعتباری گذاشته بود برای مشارکت ان جی اوها. خودش آدم اهل فن بود و اشراف کامل به موضوع داشت؛ خیلی با منطق این را در سازمان برنامه و دولت جا انداخته بود که یک پولی بگذاریم بتوانیم این شبکه را در کشور راه بیندازیم. این موضوع مصادف شد با مجلس هفتم.

    مجلس هفتم اصلاً این نگاه را نداشت و اصلا شناختی نداشت که این اقدامات برای چیست و چه هدفی را می تواند محقق کند و تنها برداشتی که از صحبت ها و برنامه های وزیر وقت داشت این بود که دولت می خواهد پول را ذخیره کند و در بزنگاه انتخابات آن را به یک گروهی بدهد تا انتخابات دور بعد را ببرند…. همین!

    در آن مقطع وقتی کمیسیون تلفیق تشکیل شد، من آن موقع معاون سازمان برنامه و بودجه بودم و به کمیسیون تلفیق می‌رفتم. روی این موضوع به آقای شریف‌زادگان گفتم خودت بیا در جلسه دفاع کن، تو بهتر زیرو بم این موضوع را می دانی و دانش آن را هم داری که به بهترین نحو هدف این برنامه را انتقال دهی. آقای شریف‌زادگان به مجلس آمد و یادم است حدود ۳۰ دقیقه از تحلیل‌های بین‌المللی و شاخص‌های بین‌المللی صحبت کرد و خیلی قشنگ هم صحبت کرد بعد رأی‌گیری که کردند، دو یا سه رأی دادند، رو کرد به بغل‌دستی‌اش نماینده بُناب بود اسمش را فراموش کردم، گفتند من منطقی صحبت نکردم؟ گفت چرا تو منطقی صحبت کردی اما اینها فلسفی به تو رأی دادند.(خنده)

     

    گاهی اوقات رفتار مجلس با بودجه فلسفی است تا منطقی

    حالا برخی اوقات مجلس نسبت به بودجه رفتار فلسفی دارد به جای اینکه رفتار منطقی داشته باشد. در بودجه سال ۱۴۰۲ و سال‌های قبل هم به نظرم مجلس از نظر فنی نتوانست تکلیف خودش با خودش را در قلمرو بودجه مشخص کند.

    یعنی یک رویه واحدی را شما چهار سال داشته باشید، در کمیسیون برنامه و بودجه و کمیسیون اقتصادی برآیندش در تلفیق و کتاب بودجه مشاهده کنید؛ می خواهم بگویم این یک روند طولانی دارد و این موضوع امسال خیلی بیشتر خودش را نشان داد. مضاف بر آنکه به نظر می‌آید دانش فنی برای لابی و مذاکره وجود نداشت. به عبارت دیگر لجاجت دو طرف (مجلس و دولت) بر ایستادگی بر موضوع‌شان بود. یعنی یک نفر که از نظر فنی آگاه به امور مذاکره باشد وجود نداشت که مثلاً برود با شورای نگهبان و مجلس مذاکره کند یا قبل از ارسال بودجه با سازمان برنامه مذاکره کند تا در سازمان تلفیق تعادل را برای رعایت حقوق دولت ملاحظه کند. اینها چیزهایی هستند که اصطلاحاً فوت کوزه‌گری برای بحث بودجه است.

    اگرچه همان طور که دیدیم خیلی‌ها به من ایراد می‌گرفتند که از چپ چپ چپ تا راست راست راست از آقای تاجگردون راضی است. من گفتم خوب این نکته مثبت من است، نکته منفی من نیست. بودجه یعنی اینکه بتوانی بین خواست‌های نامحدود و امکانات محدود تعادل برقرار کنید، رابطه اقتصاد این است که رابطه بهینه برقرار کنی. وقتی خواسته‌هایت نامحدود و بودجه‌هایت محدود است تو باید این رضایت عمومی را جلب کنی تا یک مجلس کارآمدی خود را به نمایش بگذارد.

    یکی از اتهاماتی که همیشه به نمایندگان مجلس به خصوص نمایندگان استانی و شهرستانی وارد است این است که همیشه آنها اعمال فشار می‌کنند تا بتوانند بودجه‌های منطقه‌ای خودشان را افزایش دهند و یکی از بن‌بست‌های بودجه همین‌جاست، لابی‌هایی که نمایندگان شهرهایی که قومیتی هستند با یکدیگر دارند و به هم دیگر نان قرض می‌دهند، آن برای خودش یک چیزهایی می‌خواهد، یک استان دیگر یک چیزهایی می‌خواهد و این مسئله بودجه را قفل می‌کند، شما بالاخره چون یک زمانی هم سازمان برنامه و بودجه بودید حتماً این موضوع را به عنوان یک آسیب با آن مواجه بودید و الان هم همچنان پا برجا است، آیا راه گریزی از این مسئله وجود دارد؟

    این موضوع از قبل بوده و همیشه هم خواهد بود، مختص ما هم نیست، مختص هر جایی دیگری نیز است ولی اصطلاحاً یک همزیستی مسالمت‌آمیزی بین دولت و مجلس برای این کار وجود داشت.

    فرض کنید در مجلس به من می‌گفتند این طرح را می‌خواهند بگذارند، ما هم می‌گفتیم بگذارید در جدول لیست باشد. نماینده هم این را می‌برد در شهرش که من این را در بودجه گذاشتم! دولت هم می‌گوید ابزار تخصیص دست من است، من تخصیص ندارم به این طرح پول بدهم. یک هم‌زیستی مسالمت‌آمیزی در این موضوع در بودجه وجود داشته، این ۳۰ سال هم بوده، اثر منفی روی بودجه داشته ولی هیچگاه بودجه را قفل نمی‌کرد و موجب مسدود شدن بودجه نمی‌شد که نتوانی بودجه را تصویب کنی، یعنی همواره یک راهی برای آن پیدا می‌شد.

     

    قفل شدن بودجه امسال ربطی به مطالبات استانی ندارد

    امسال به نظر من موضوع قفل شدن بودجه فرق می کرد و ربطی به مطالبات استانی ندارد. بلکه بحث بر سر موضوعات اصلی است که باید اتفاق بیفتد. مثلاٌ الان می‌گوییم حقوق بازنشستگان را باید همسان‌سازی کنیم. مجلس تصویب می‌کند اما دولت بودجه ندارد این را پرداخت کند، از سوی دیگر دولت می‌خواهد یک درصد به مالیات بر ارزش افزوده اضافه کند تا عایدی آن را برای یک کار دیگر صرف کند، بعد مجلس تصویب می کند تا این عایدی صرف همسان سازی شود و در نهایت هم عدد مالیات را کم نمی کنیم.

    بنابراین مردم می‌مانند و بازنشستگان و دولت. حال اینکه وسط سال دولت قادر است این پرداختی را برای بازنشسته ها داشته باشد یا خیر یک موضوع دیگر است؛ بنابراین موضوع مسائل استانی نیست؛ مثلا می گویند چون می‌خواهیم برویم مجلس یک حرفی بزنیم و مردم و بازنشسته را دلخوش کنند و این اتفاق می‌افتد ؛ یا می بینیم می‌گویند کل کارکنان شرکتی باید رسمی شوند، دولت می‌گوید این ۲۵۰ هزار میلیارد تومان بار مالی دارد، بعد مجلس می‌گوید نه بابا! این ۵۰ هزار میلیارد بار مالی دارد، این ۴۰ تا ۵۰ هزار میلیاردش هم اینجاست، می‌گوید همسان‌سازی حقوق بازنشستگان مثلاً ۱۰۰ هزار میلیارد، مجلس می‌گوید نه! من بررسی کردم ۵۰ هزار میلیارد است.

    اولویت کار مجلس باید این باشد که چگونه می‌توان آرای از دست رفته نظام را مجدد به نظام برگرداند. درست یا غلطش را هم کار ندارم اما بالاخره ۶۰ درصد رأی ندادند و در انتخابات شرکت نکردند. این ۶۰ درصد را نباید رها کرد. نمی‌شود بگوییم به حاکمیت حداقلی توجه کنیم و کاری به این ۶۰ درصد نداشته باشیم.

    همه اینها روی هم جمع می شود و یک چالش عمده را تشکیل می دهد به طوری که دولت اعلام می کند من ۴۰۰ هزار میلیارد تومان کسری دارم. مجلس اگر منطقی و فنی می‌خواست به این موضوعات نگاه کند، هیچ وقت چندتا موضوع بزرگ را با هم در بودجه نمی‌گذاشت، درواقع این موضوعات بزرگ خارج از لایحه دولت، این مملکت را قفل می‌کند.

     

    مملکتی که بخواهد سه ماه با تنخواه عمل کند که دیگر مملکت نیست

    بعد دولت می‌آید یک عددهای واهی می‌گذارد می‌گوید ۵۰ درصد مالیات رشد کرده، مالیاتی که مالیات جدید ندارد، خب معلوم است سال ۱۴۰۳ آسیب می‌رساند.

    دولت نمی‌تواند جداول بودجه را به مجلس بدهد و این پدیده سال جدید است که به این شکل بودجه را تصویب کنند و بگویند دولت تو برو با این احکام بودجه را اجرا کن! مگر بودجه بدون جداول معنی دارد؟ ابتدای سال را می گویند با تنخواه عمل کن! مملکتی که بخواهد سه ماه با تنخواه عمل کند که دیگر مملکت نیست. بودجه‌ای که بخواهد سه ماه با تنخواه باشد که دیگر بودجه نیست. باید تکلیف این را دولت مشخص کند.

    ولی به نظرم مجلس کلاً اشتباه کرد. من همیشه با هر نوع نگاهی که دولت داشته باشد می‌گویم در موضوع بودجه، اولویت با دولت است چون دولت است که به استناد قانون اساسی وظیفه امور اجرایی را برعهده دارد.

    ما می‌توانیم خطاهای دولت را بگیریم یا اصلاحاتی در بودجه دولت برای بهتر کار کردن بدهیم ولی نمی‌توانیم موضوعاتی را جایگزین موضوع دولت کنیم. کاری به آقای رئیسی ندارم، منظورم همه دولت ها است در مورد دولت احمدی نژاد هم همین را گفتم که در بحث بودجه اولویت با دولت است.

     

    مشکل اصلی کشور پول است، اگر پول داشتیم که اصلا دعوا نداشتیم

    در مورد آقای احمدی‌نژاد هم گفتم شما انتخابش کردید، این ایده‌اش است، می‌توانیم اصلاحش کنیم، می‌توانیم جلویش را بگیریم ولی نمی توانیم این ستون را بر داریم و به جایش آن ستون را بگذاریم! این رفتار باعث می شود همه چیز فرو بریزد. بنابراین مجموع این رفتارها موجب شد تا مجلس یازدهم نتواند خودش را در بحث بودجه پیدا کند.

    اگر بخواهیم به صورت کلان نگاه کنیم فکر نمی‌کنید مشکل اصلی بودجه کاهش درآمدهای کشور، آن هم به خاطر موضوع تحریم و مسائل جانبی آن است و اگر دولت بتواند آن مسائل را در حوزه روابط بین‌الملل حل کند، خیلی از مسائل بودجه‌ای راحت‌تر حل و فصل می‌شود؟

    اینکه اصلاً شاه کلید موضوع ماست. اینکه حالا بودجه مشکلاتی دارد فرمایش شما کاملا درست است اما مشکل اصلی کشور پول است. یعنی اگر من پول داشتم که اصلاً دعوا نداشتم، هر چقدر پول داشتم با هم خرج می‌کردیم. مسئله این است که من نمی‌توانم ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه نفت صادر کنم، تولید و صادراتم مثلاً یک میلیون بشکه است، پول این یک میلیون بشکه هم نمی‌آید مجبور می‌شوم استقراض کنم، که نتیجه آن می‌شود تورم! هزینه‌هایم هم به دلیل وجود تحریم یا به دلیل بالا رفتن قیمت‌ها، ۵۰ تا ۶۰ درصد بیشتر است.

    من یادم می آید بودجه هزینه دارو و تجهیزات پزشکی در سال ۹۹ ( که تازه وضع‌مان هم بهتر بود) ۳ میلیارد دلار بود، دیروز من در خبرها دیدم ۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار برای دارو و تجهیزات پزشکی دادیم. ما می‌خواستیم آن ۳ میلیارد را با کمک تولید داخلی مثلاً ۲ میلیارد بکنیم، الان شده ۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون. خب معلوم است که کشور نمی‌تواند این ۲ عدد را به هم برساند. ورود منابع هم کم شده، مصارف هم به دلایل متعدد مثل تحریم، دور زدن‌ها، هزینه‌های بالاسری، فساد در تحریم، فساد در انتقال منابع و افزایش پیدا کردن قیمت‌های جهانی، همه اینها دارد از لحاظ منابع به دولت آسیب می‌رساند، معلوم است شکاف زیاد می‌شود، اصلاً دعوا بر سر پول است و چون پول نیست این اتفاقات می‌افتد.

     

    شعارهای انتخاباتی، توقع جامعه را خیلی بالا برد

    حالا هنر این است که وقتی شما پول کم دارید، بتوانید مسائل را به هم نزدیک کنید. این کار مجلس است ولی به نظرم مجلس نه تنها در این امر کمک نمی‌کند بلکه این مشکل را تشدید هم می‌کند.

    دولت آقای رئیسی وعده‌های بزرگی به مردم داده، به هر حال حالا یا کارشناسی بود یا می‌خواستند یک حرف بزرگی بزنند که روی دولت قبل را کم کنند. شما فکر نمی‌کنید آن وعده‌ها مطالبات مردم را افزایش داده و الان فرض کنید می‌خواهند ۲۰ درصد حقوق کارمندها را افزایش دهند، دولت با ۱۸ درصد موافق است، مجلس می‌گوید ۲۰ درصد، خود به خود یک جور بازگشت به آن وعده‌های آقای رئیسی است و عملیاتی نشدن آن وعده‌ها ممکن است، زحماتش بر سر مجلس بعدی بریزد؟

    بله این صحبت کاملا صحت دارد یعنی شعارهایی که در زمان انتخابات و ابتدای دولت مطرح شد، توقع جامعه خیلی بالا برد. گفتند ما این کار را می‌کنیم، جامعه مطالبه می‌کند و توقع‌اش بالا می‌رود، در همه بخش‌ها هم این توقع دارد خودش را نشان می‌دهد.

     

    کسی که نمی تواند یک میلیون بشکه نفت خود را رد کند چگونه با پیمانکار ۱۳ میلیارد دلار تهاتر نفت انجام دهد؟

    دولت برای این کار یک استراتژی داشت که مرتب هم دارد آن را تکرار می‌کند اما بی نتیجه است درحالی که خودش تصور می‌کند دارد آن وعده ها را عملی می‌کند؛ برای مثال فکر می‌کند می‌خواهد ۴ میلیون مسکن تولید کند، پول ندارد، می‌گوید نفت را تهاتر کنیم، بدهیم پیمانکاران، آنها با تهاتر نفت، بیایند مسکن بسازند. این جواب نمی‌دهد.

    اگر اشتباه نکنم ۱۳ تا ۱۴ میلیارد دلار یا بیشتر مجوز گرفته‌اند که با تهاتر نفت فقط مشکلات موجود در بخش حمل و نقل و مسکن را حل کنند. آخر کشوری که نمی‌تواند یک میلیون بشکه نفت خودش را رد کند، چگونه با پیمانکاران می‌توانند ۱۳ میلیارد دلار تهاتر نفت انجام دهند؟

     

    وعده ساخت ۴ میلیون مسکن را خودشان ساختند، الان هم گیر کرده اند

    خب معلوم است که نمی‌شود. تو با این ید بیضا و این همه لابی نمی‌توانید این کار را بکنید، پیمانکار هم پیمانکار بیرونی مگر عقل‌اش پاره‌سنگ برداشته که بیاید و این کار را بکند؟ داخلی هم که توان ندارد.
    پس تو می‌آیی یک وعده سنگین می‌دهی، مردم هم مرتب می‌گویند پس ۴ میلیون مسکن چه شد؟ من در رسانه می‌نویسم. شما مصاحبه می‌کنید. یک وعده‌ای که خودشان ساختند و الان گیر کردند و همین جور ادامه پیدا کرد.

    در بحث حقوق هم من این بحث ۲ درصد را کلاً از گذشته تا حالا بازی زرگری بین دولت و مجلس می‌دانم. مثلاً دولت می‌گوید این را که مجلس یکی دو درصد بالا خواهد برد، بنابراین من این را یکی دو درصد پایین بیاورم، نیاید ۲۰ من را بکند ۲۲، من ۲۰ را می‌کنم ۱۸ که مجلس ۱۸ را بکند ۲۰.

    در بودجه از این چیزها زیاد داریم که من الان نمی‌خواهم به آنها اشاره کنم ولی قطعاً مجلس بعدی با این بودجه‌ای که من می‌بینم اگر نهایی شود، با این عددها مجلس بعدی خیلی مشکل خواهد داشت، مشکل‌اش هم یقه دولت را می‌گیرد نه اینکه پای مجلس را لنگ بگذارد.

    مجلس زبانش دراز است، حرف می‌زند، پشت مجلس قبلی می‌گوید. بعد هجمه می‌کند به سمت دولتی که نمی‌تواند بودجه را اجرا کند و به نظر می‌آید ما در سال ۱۴۰۳ فضای بسیار سنگینی در اجرای پروژه بین دولت و مجلس خواهیم داشت.

     

    کسی که رأی نداده هم زندگی، آزادی و معیشت می خواهد باید به فکر همه باشیم

    شما به اولویت مجلس دوازدهم اشاره کردید ما در این ۲ انتخابات بحث آرای باطله را داشتیم به نظر شما این آرای باطله چقدر چالش محسوب می شود برای نظام و انتخابات و به طور کلی خودتان چه تحلیلی از این آراء باطله دارید؟

    هنوز که رسماً اعلام نکرده‌اند آرای باطله چند درصد است. من اصلاً کاری به آرای باطله ندارم. من به آن ۶۰ درصد کار دارم که پای صندوق رای نیامدند؛ چون آن ۶۰ درصد، جامعه ما هستند.

    به نظرم مجلس به عنوان یک رکن نظام، باید یکی از اولویت‌هایش این باشد که به فکر بازسازی جامعه باشد. بالاخره ما نماینده مردم هستیم. مثلاً الان من نماینده مردم شهرستانم می‌شوم، من که فقط نماینده آنهایی که به من رأی دادند که نیستم، نماینده کل مردم آن شهرستان هستم، نماینده مردم کل ایران هستم. دیگر نگاه نمی‌کنم که این به من رأی داد یا نداد یا اصلاً پای صندوق رفت یا نرفت.

    غالب کسانی که به اعتبارنامه من رأی منفی داده بودند مطمئن هستم امروز پشیمان هستند چون به فاصله دو ماه و یا سه ماه بعد از آن ماجرا وقتی هنوز یکسال نشده بود عده‌ای از نمایندگان به من پیامک زدند و عذرخواهی یا طلب حلالیت کردند. یک عده‌ای هم سکوت کردند و با سکوت‌شان به نوعی آن ابراز پشیمانی را تائید کردند.

    شما در این خیابان رد شوید. از کجا می‌دانید که کدام یک از مردم در انتخابات مجلس رأی داده یا نداده ولی این فرد، زندگی،‌ آزادی و معیشت‌اش را می‌خواهد. تو باید به فکر همه اینها باشی، صدای اینها را بشنوی.
    به نظرم اتفاقاً آن رأی باطله آمده پای صندوق آمده و به اصطلاح رأی به نظامش را داده حالا یا این لیست را قبول نداشته یا به هر دلیل دیگری رایی که در انتخابات موثر باشد را به درون صندوق نینداخته ولی آن کسی که رأی نداده به نظرم در اولویت است و باید به او توجه کرد و او را رها نکرد. حکومت‌داری یعنی این! حالا اگر بخواهند «من» داری کنند و من را نگه دارند، آن یک بحث دیگر است.

     

    لایحه عفاف و حجاب را دولت داده، اما کسی از دولت سوال می کند این چه لایحه ای بود؟

    مجلس یازدهم دو سه کار خیلی جنجالی انجام داد. یکی طرح صیانت بود، قانون عفاف و حجاب و دیگری هم قانون مربوط به جوانی جمعیت. هر سه اینها در فضای سیاسی رسانه‌ای کشور مسئله‌دار شد به طوری که باعث شد یک دو قطبی جانفسرا و طاقت‌فرسا در جامعه به وجود بیاید. نگاه شما به آن مصوبات چیست؟ آیا در اولویت مجلس دوازدهم خواهد بود که اتفاقاتی که در مجلس یازدهم افتاد را تعدیل کند یا حداقل دیگر دنبال آنها نباشد؟

    شما الان می‌فرمایید لایحه حجاب و عفاف، نمی‌خواهم از مجلس یازدهم دفاع کنم ولی می‌خواهم بگویم مجلس یازدهم از خودش هم نمی‌تواند دفاع کند. می‌گویید لایحه حجاب و عفاف. لایحه یعنی چه؟

    یعنی دولت داده.

    هیچ‌کس از دولت سوال نمی‌کند که این چه لایحه‌ای بود که تو دادی؟

    دولتی‌ها هم توضیحاتی مبهم می دهند و …

    نه اصلا توضیحی نمی دهند. شما یک مسئول دولتی را نام ببرید که با این موضوع مقابله کند و بگوید این مال ما نیست. مجلس باید بگوید این لایحه دولت است، من لایحه دولت را اصلاح کردم. دولت حداقل باید در دفاع از این مواضع مشارکت کند. هیچ‌کس این را نمی‌گوید که آقا اسم این لایحه است.

     

    کسی حاضر نیست لایحه عفاف و حجاب را گردن بگیرد

    به خاطر اینکه کسی حاضر نیست آن را گردن بگیرد.

    دقیقا موضوع همین است. کسی حاضر نیست آن را گردن بگیرد. مجلس هم به شکل برآیند کلی کسی گردن نمی‌گیرد. چند نفر دارند از این موضوع دفاع می‌کنند چند نفر هم از درون مجلس دارند مقاومت می‌کنند. کاری به بیرون ندارند. چیزی که مشخص است و می‌توانم بگویم اینکه این اولویت اول مملکت نیست.

     

    لایحه عفاف و حجاب اولویت اول تا پنجم مملکت هم نیست

    اولویت تا پنجم مملکت هم نیست. یعنی ما یک معلولی که در جامعه شکل گرفته را داریم علت اصلی تمام مشکلات قلمداد می‌کنیم. این معلول یکسری اتفاقات بوده. آن اتفاقات را برویم حل کنیم. بعد بیاییم سراغ این.

    بحث جوانی جمعیت از مجلس دهم هم مطرح بود. مهم این است که ما با یک موضوعی مواجه شدیم که مهم است و آن اینکه جامعه ما در حال پیر شدن است، باید برویم به جوانی جمعیت فکر کنیم. متاسفانه در کشور ما هر موضوعی را سریع به بودجه و پول نگاه می‌کنند. کل منابعی که شما می‌توانستید از تسهیلات بانکی، سپرده‌های جاری، منابع قرض‌الحسنه بانکی، خرج اشتغال و تولید و خوداشتغالی کنید، فراتر از منابع با احتساب تکالیفی که به بانک‌ها تحمیل کردیم آوردیم و خرج جوانی مملکت کردیم.

     

    اولویت مردم و جوانان اصلا وام ازدواج نیست

    حالا من نمی‌دانم شما چقدر در بطن جامعه هستید زیرا من نماینده یک منطقه محرومی هستم. استان کهگیلویه و بویراحمد، اسمش را هم که نگاه کنید معلوم است که محروم است. وقتی به آنجا می‌رویم اصلاً اولویت مردم و جوان‌ها این نیست که تو به من وام ازدواج بده، وام این و آن را بده. اصلاً وقتی به آنها می‌گویی به تو می‌خندند. می‌روی می‌گویی خب! شما وام ازدواج می‌خواهی؟ می‌گوید برو بابا! شب نان ندارم بخورم! چه ازدواجی می‌خواهم انجام دهم.

    یا می گوییم برو سه بچه بیاور! می‌گوید من در اولی‌اش گیر کردم. من زمین نمی‌خواهم، من نان می‌خواهم! بگویی برو سه بچه بیاور، طرف می‌گوید مگر من خل هستم که بروم سه بچه بیاورم که مثلاً تو می‌خواهی ۲۰۰ متر زمین به من بدهی؟!

    این حس مشترک جامعه با قانون وجود ندارد. شاید یک گروه خوش‌شان بیاید اما اصلاً حس مشترک بین بدنه جامعه و این لوایح نیست. قانون می‌بایستی یا برای رفع یک مشکل که جامعه با آن ارتباط مشترک احساس کند یا برای فرار از یک چیزی باید باشد. قانونی تصویب کنی که مردم نتوانند با آن حس اشتراک پیدا کنند که چه اتفاقی بیفتد؟

    مثلاً می‌گوییم برجام. برجام آقای روحانی، اصلاً من کاری با بعدش هم ندارم. این قانون وقتی در مجلس تصویب شد جامعه با آن ارتباط برقرار کرد. شما بگویید در مجلس یازدهم چه قانونی را تصویب کردید که قاطبه جامعه با آن حس مشترک و تعلق خاطر پیدا کردند؟

    به نظرم این سه قانون نتوانستند خودشان را اصطلاحاً با جامعه تطبیق دهند. حالا یا در نوشتارش یا در تفهیم موضوع یا در اجرایش.

    آقای تاجگردون! یکی از چالش‌هایی که در دو سال اخیر با آن مواجه بودیم، عددها و رقم‌هایی است که دولت می‌دهد و این همیشه در همه دولت‌ها بوده. منتقدین می گویند این اعداد که شما می‌گویید توی کاغذ است، سر سفره مردم تورم چیز دیگری است. شما آمارهایی که راجع به کاهش حجم نقدینگی و کاهش سقف تورم داده می‌شود، اولاً به لحاظ علمی چقدر درست می‌دانید؟ ثانیاً این آمار هم از همان نوع چیزهایی است که مردم با آن ارتباط برقرار نمی‌کنند؟ یا اینکه باید زور زد یک جوری به مردم القا کرد که این را بپذیرید؟

    این تقریباً در همه دولت‌ها بوده، در هیچ صورت هم قابل رد کردن نیست چون مدل‌ها و به اصطلاح محاسبات این را نشان می‌دهد و برای سیستم بانکی و سیستم مالی (نمی‌گویم حساب‌سازی، نمی‌خواهم اصطلاح بد به کار ببرم) ولی شکل دادن این عددها کار سنگینی نیست. یعنی می‌خواهید نقدینگی را کاهش دهید، سهم دارایی خارجی را در ترازنامه بانک مرکزی چطوری نشان دهید که رشد پایه پولی‌ات کمتر شود. اینها کارهای حرفه‌ای است که همه دولت‌ها انجام می‌دهند.

     

    متوسط درآمد دهک دهم ۶۰۰ دلار است، یعنی حداقل پولی که به یک‌ آدم بی سرپناه می دهند

    نکته مهم‌اش این است که شما می‌فرمایید که مردم نمی‌توانند با این آمار حس مشترک پیدا کنند و در زندگی‌شان این را داشته باشند. یک مثال بزنم تا هم ببینیم جامعه ما الان در چه سطحی است هم اینکه ببینیم آیا اصلاً مردم ما متوجه این موضوع می‌شوند یا نمی‌شوند؟ شما اول به این سامانه‌ای که دهک‌ها، شما دهک چندم هستید؟

    مثلا دهم!

    دهک دهم هستید یعنی متوسط ماهی ۳۶ میلیون تومان درآمد دارید. دهک یعنی ۱۰ درصد جامعه. آن ۱۰ درصد تاپ جامعه متوسط ۳۶ میلیون تومان تراکنش داشته باشند. فقط حقوق منظور نیست، بهرحال وام می‌گیری به حسابت می‌رود. یک پولی قرض کردی، یعنی ۳۶ میلیون تومان در حسابت به طور متوسط وجود دارد.

    این یعنی چند دلار؟ ۶۰۰ دلار. ۶۰۰ دلار در دنیا یعنی حداقل مددکاری اجتماعی که یک آدم بی‌سرپناهی که کنار خیابان می‌خوابد ۶۰۰ دلار به او بدهند. حالا این ۶۰۰ دلار را نگاه کن، ۱۰ دهک جمعیت را برو پایین، ببین آن دهک پایینی اوضاعش چقدر خراب است!

     

    از دهک نهم به بعد همه زیر خط فقر هستند

    از دهک نهم به بعد دیگر همه زیر خط فقر هستند. این جامعه این چنینی را شما فکر می‌کنید می‌تواند با نقدینگی و تورم ارتباط برقرار کند؟

    این طنزپرداز معروف‌مان هست (مهران مدیری) می‌گوید اینها همه زیر خط هستند. آن بالا یک اتفاقاتی دارد می‌افتد اصلاً ربطی به پایینی‌ها ندارد. الان ۹۰ درصد زیر این خط هستند، یک نمودار وای ایکس بکشید، بعد آن بالا دارد یکسری اتفاقات می‌افتد، این پایین یکسری به قول معروف زندگی مرگ و میری دارند. این اصلاً به آن بالایی نگاه نمی‌کند.

    خودم هم یکی‌اش هستم. خودم را نمی‌توانم بی‌گناه و مبرّا از این اتفاقات بدانم. ولی اینها دو موضوع جدا از هم هستند. به نظرم دیگر واقعیت‌های جامعه ما اصلاً آنها نیستند. هر چقدر هم به آن نپردازیم بهتر است. آنها را به نظر من یک گروهی در بانک مرکزی، یک گروهی در وزارت اقتصاد بسازیم، بدهیم آی ان اف و گلد بنک و مجامع بین‌المللی که ما خوبیم.

    یک گروه هم بشینند روی اینکه این پایینی‌ها را خوب کنند کار کنند. اینکه شما یک خانه و یک ماشین دارید می‌شوید دهک دهم. این کجا می‌شود دهک دهم؟! دهک دهم باید ۲۵ برابر دهک ششم درآمد داشته باشد. نسبت‌اش این جوری است.

     

    پیش بینی نمی کردم خاتمی رأی ندهد زیرا…

    فقر عمومی که داریم می‌گوییم، فقر عمومی را هر ایرانی می‌تواند در سابقه خودش تعریف کند و بگوید این واقعیت خودتان است.

    در انتخابات اخیر، آقای خاتمی یکی از افرادی بودند که رأی ندادند و در جرگه آن ۶۰ درصدی ها محسوب می شوند آیا خود شما پیش‌بینی می‌کردید که ایشان رأی ندهند؟ به طور کلی این کنشی که ایشان داشتند را چطور تفسیر می کنید؟

    نه. پیش‌بینی نمی‌کردم که آقای خاتمی رأی ندهد چون ایشان از این حرکات نمی‌کردند. نمونه بارزش انتخابات دوره نهم بود که رفتند دماوند رأی دادند. چون آن سال من خودم کاندیدا شدم و خیلی ها می گفتند رای نمی دهیم تا اینکه گفتند آقای خاتمی رای داد.

    اولویت مردم و جوان‌ها این نیست که تو به من وام ازدواج بده، وام این و آن را بده. اصلاً وقتی به آنها می‌گویی به تو می‌خندند. می‌روی می‌گویی خب! شما وام ازدواج می‌خواهی؟ می‌گوید برو بابا! شب نان ندارم بخورم! چه ازدواجی می‌خواهم انجام دهم. یا می گوییم برو سه بچه بیاور! می‌گوید من در اولی‌اش گیر کردم. من زمین نمی‌خواهم، من نان می‌خواهم!

    البته نه اینکه بگویم قابل پیش‌بینی نبود. آقای خاتمی دیگر نمی‌توانست رأی بدهد. یعنی اگر آقای خاتمی می‌خواست رفتاری غیر از این نشان دهد، باید دو سال قبل نشان می‌داد. الان دیگر نمی‌توانست این رفتار را کند. چون یک مسیری را داشت می‌رفت و رأی نداد و صادقانه آمد گفتم صادقانه به مردم می‌گویم که رأی ندادم.

     

    رأی ندادن آقای خاتمی یک علامت است

    بالاخره یک علامت است. جزء همان ۶۰ درصد است و یکی از آن ۶۰ درصد آقای خاتمی است. نمی‌گویم آقای خاتمی اگر می‌آمد رأی می‌داد، مردم می‌آمدند رأی می‌دادند. آقای خاتمی خودش هم گفت من اگر ۱۰ بار هم تَکرار کنم فایده ندارد، مردم نمی‌آیند رأی دهند.

    به نظرم به دلیل واقعیت‌های جامعه رأی دادن یا ندادن آقای خاتمی تاثیری در حرکت اجتماعی به سمت رأی دادن نداشت. باید این را بپذیریم. آقای خاتمی آن حرکتی را که در این سه سال گذشته شروع کرد دارد می‌رود، نه اینکه از نظام فاصله گرفته باشد یا به قول خودشان دارم عرض می‌کنم چون من خدمت‌شان نرسیدم که نظرش را بپرسم و دارم برداشت خودم را می‌گویم، آن مسیر را ادامه داده و با رأی ندادن خودش را نشان داد. رأی هم می‌داد تاثیری در نتیجه آرا در جامعه نداشت.

     

    خاتمی با جامعه ناراضی اصلاح طلبان همراهی کرد

    ولی این رأی ندادن می‌تواند یک مسیری باشد برای اینکه آن فاصله‌ای که بین بدنه رأی جریان اصلاحات و آن جریان تشکیلاتی‌اش ایجاد شده یک مقدار کمتر شود؟ پیام همراهی با بدنه ناراضی جامعه توانسته است ایجاد کند؟

    ایشان به نظرم آمد با جامعه ناراضی اصلاح‌طلبان همراهی کرد. یک گروهی هم قهر نکرده‌اند و هنوز مشارکت می‌کنند. آقای خاتمی انتخاب کرد. شاید این انتخابش در بلندمدت به نفع اصلاح‌طلبی هم بشود. یک انتخاب کرد که از ریزش “جامعه قهر کرده” جلوگیری کند.

     

    خاتمی یک سیاستمدار ضدنظام نیست و رأی ندادنش رفتار غلطی نبود

    چون آقای خاتمی یک سیاستمدار ضد نظام نیست. یک سیاستمداری است که خودش همواره می‌فرماید ما باید تلاش کنیم که این نظام را به سمت اصلاحات مناسب حرکت دهیم.

    از نظر سیاستمداری هم بخواهیم نگاه کنیم به نظرم یک رفتار سیاستمدارانه داشت. فرض کنید بین شما یک اختلافی پیش می‌آید و به من می‌گویید یک جوری مسئله را حل کن. من اگر بخواهم مسئله شما را حل کنم نمی‌آیم سمت شما، می‌گویم پس اجازه بده من بروم طرف او را بگیرم که بعد بتوانم شما دوتا را به هم وصل کنم.

    شاید این برداشت من غلط باشد اما به نظرم رفتار آقای خاتمی در بلندمدت اگر نظام فکری همسویی بیشتر باشد، به نظرم رفتارش رفتار غلطی نبود و می‌تواند این آشتی مجدد را برقرار کند.

    آقای تاجگردون! فرض کنیم مجدداً اعتبارنامه شما رد شود، چه کار می‌کنید؟

    چه کار کنم؟! (خنده)

    برنامه خاصی دارید؟

    نه برنامه خاصی ندارم ولی إن‌شاءالله که این اتفاق نمی‌افتد ولی مگر این چهار سال چه کار کردم؟ می‌نشینم مطالعه می‌کنم و درسم را می‌دهم.

     

    تیم اقتصادی دولت روحانی را یک تیم قوی می دانستم

    یکی از انتقادهایی که به دولت آقای رئیسی می‌شود اینکه تیم اقتصادی دولت ایشان تیم فعالی نیست، تیم متخصصی نیست و تیم همراهی هم نیست. شما این ویژگی‌ها را در دولت آقای رئیسی می‌بینید؟ مگر این انتقاد به دولت‌های قبلی وارد نبود؟ آیا تیم اقتصادی دولت آقای روحانی هم‌دست بود یا تیم آقای احمدی‌نژاد؟

    من تیم ابتدای دولت آقای روحانی را یک تیم قوی می‌دانستم. آقای روحانی یک انتخاب کرد انتخابش هم درست بود، خیلی‌ها هم ناراضی بودند ولی انتخابش درست بود چون می‌خواست ریل عوض کند. انسان‌های بسیار باتجربه‌ای را پای کار آورد و به نظرم هم موفق بودند.

     

    روحانی انسان های باتجربه را پشت فرمان گذاشت چون می خواست ریل را عوض کند

    آقای طیب‌نیا آدم کم‌تجربه‌ای نبود. در صنعت آقای نعمت‌زاده، در نفت آقای زنگنه، در بازرگانی آقای شریعتمداری اینها آدم‌های کم‌تجربه‌ای نبودند. می‌خواهم بگویم انسان‌های باتجربه‌ای را پشت فرمان گذاشت و حداقل اینکه در بحث اقتصاد،‌ خطایشان کمتر بود.

    شاید خیلی‌ها خوش‌شان هم نیامد و می‌گفتند اینها پیر و سن بالا هستند ولی اقتضا ایجاب می‌کرد این کار را بکند.

     

    رئیسی می توانست به جای خاندوزی، شمس الدین حسینی را وزیر اقتصاد بگذارد

    برداشت شخصی خودم این است که آقای رئیسی در انتخاب و گزینش تیم اقتصادی‌اش هم نیروی باتجربه داشت و هم نیروی سالم‌تر داشت، می‌توانست اینها را به کار بگیرد و انسان‌های امین خودش را هم داشت.

    نه اینکه بگویم من را باید می‌گذاشت وزیر اقتصاد. آقای خاندوزی را گذاشت، می‌توانست شمس‌الدین حسینی را بگذارد. آقای شمس‌الدین حسینی دیگر آن خطاها را نمی‌کرد. از خودش هم بود، با خودش هم بود و همفکرش هم بود.

    یک جریانی اطراف آقای رئیسی را گرفته بودند، با همین جریان شعار انقلابی حالا جوان و این جور چیزها، سکان برخی از موضوع‌های مهم را به دست آنها دادند، شاید الان سه سال گذشته و آقای خاندوزی بهتر از آقای خاندوزی سه سال پیش شده ولی قطعاً آقای مثلاً شمس‌الدین حسینی سه سال پیش بهتر از آقای خاندوزی سه سال پیش بود.

    در بقیه بخش‌ها هم به همین منوال است. وقتی این جوری نگاه می‌کنید ناهماهنگ می‌شوند.

     

    احمدی نژاد در برخی موضوعات بهتر از رئیسی تصمیم می گرفت

    نه! من بین تیم اقتصادی دولت آقای رئیسی با تیم اقتصادی دولت آقای روحانی خیلی تفاوت قائل می‌شوم. حتی احمدی‌نژاد هم به نظرم در برخی از موضوعات بهتر تصمیم می‌گرفت روی مدیریت کردن تیم‌هایش بهتر عمل می کرد، ضمن اینکه آقای احمدی‌نژاد خودش می‌دانست که می‌خواهد چه کار کند. خودش دارای یک ایده بود، یک ذهنیتی داشت برای خیلی از موضوعات، الان آن ذهنیت وجود ندارد یا وجود نداشت. شاید الان یک مقدار بهتر شده باشد.

     

    ۱۴۰۳ سال خیلی سختی است

    سال ۱۴۰۳، سال آخر دولت آقای رئیسی و تقریباً سال آخر دولت‌شان است، پیش‌بینی‌تان از نظر وضعیت اقتصادی در سال پایانی دولت آقای رئیسی چیست؟

    ۱۴۰۳ سال خیلی سختی است. از نظر اقتصادی در بخش بودجه که می‌تواند بیشترین اثر را بگذارد سال خیلی خوبی نیست.

    فکر می‌کنید مجبور به عوض کردن بعضی از آدم‌ها شود؟

    تاثیری ندارد. شاید مجلس هم بیاید کمک‌اش کند به خاطر اینکه فضا را آرام کند، یکی دوتا را بزند ولی تاثیری روی فضا ندارد. یعنی روند را نمی‌تواند خیلی در یک سال تغییر دهد. یک وزیری را عوض کردن خیلی تاثیر ندارد.

    یادم است اواخر دولت آقای روحانی، آقای کرباسیان در وزارت اقتصاد بود که مجلس استیضاحش کرد. بی‌خودی استیضاح شد و افتاد. به نظرم فقط فهم مشترک دولت و مجلس بود به خاطر اینکه فضای جامعه را پاسخی دهند آقای کرباسیان را استیضاح کردند و انداختند در صورتی که هیچ نقشی، سهمی و هیچ اثری هم در جامعه نداشت.

     

    رئیسی سال سختی خواهد داشت

    آقای رئیسی سال سختی خواهد داشت. مجلس نمی‌دانم چه می‌شود هنوز نمی‌توانم در موردش اظهارنظر کنم ولی چون بسیاری از افراد شاخص تاثیرگذار در شکل‌گیری مجلس نیم‌نگاهی به ریاست جمهوری دوره بعد دارند، اینها اگر احساس کنند که در مجلس می‌توانند این نیم‌نگاهشان را تقویت کنند، نیروهایشان فعال خواهند شد تا بتوانند آقای رئیسی را تضعیف کنند.
    این اتفاق به نظرم در مجلس دوازدهم شکل خواهد گرفت. با توجه به لیست‌هایی که بالا آمدند.

    حال و هوای نوروزی منزل آقای تاجگردون چگونه است؟

    معمولاً عید را در شهرستان هستیم. طبق معمول هم امسال سخت‌تر است چون بالاخره انتخابات تمام شد، من هم از آن افرادی هستم که مثل سایر نماینده‌ها جشن پیروزی و همایش و شکرگذاری هیچ‌وقت نداشتم و امسال هم نداشتم پس به مراتب امسال هم خیلی سخت‌تر خواهد شد چون مجبورم سرکشی به مردم و مناطق و روستاها را داشته باشم. طبق معمول امسال کمتر عید در خدمت خانواده هستم و بیشتر با مردم روستا و مناطق مختلف خواهیم بود و طبیعی هم هست.

    البته ماها عادت کرده‌ایم. از قبل بوده الان هم هست. منتهی وقتی که ما می‌رویم فازمان کلاً می‌شود عشیره‌ای.(خنده)

    اولین کسی که عید را به او تبریک می گویید یا به عید دیدنی اش می روید کیست؟

    اولین فرد دیگر زنده نیست. ما بنا به عرف اول به مزار برادر شهیدم می رویم، بعد عیددیدنی پدر و مادر.

     

    زندگی متوسط رو به بالایی دارم، هرچه دارم ارث پدرم است

    می‌گویند آقای تاجگردون خیلی هم وضعیت مالی خوبی دارد، عیدی چه می‌دهید؟

    وضع مالی‌ام خیلی خوب نیست. خدا را شکر می کنم، هر چه دارم ارث پدرم است. یکی از دلایلی هم که می‌بینید من هیچ افزایشی در زندگی‌ام نداشتم به همین دلیل است و هر چه داشتم همان بوده است.

    از گذشته از پدر، مادر مانده و خانوادگی همین جوری در این سبک و سیاق هستیم. معمولاً در حد توانمان آن چیزهایی که به مردم می‌دادیم ادامه خواهیم داد. به فقرا، فامیل، بستگان، کسی که شب عید نیاز داشته باشد، کمک می کنیم. نه تنها من، بلکه برادر و خواهرهایم هم همین طور هستند و بیشتر از من هم می‌دهند.

    دهک دهم هستید یعنی متوسط ماهی ۳۶ میلیون تومان درآمد دارید. این یعنی چند دلار؟ ۶۰۰ دلار. ۶۰۰ دلار در دنیا یعنی حداقل مددکاری اجتماعی که یک آدم بی‌سرپناهی که کنار خیابان می‌خوابد ۶۰۰ دلار به او بدهند. حالا این ۶۰۰ دلار را نگاه کن، ۱۰ دهک جمعیت را برو پایین، ببین آن دهک پایینی اوضاعش چقدر خراب است!

    زندگی ما این جوری شکل گرفته و اینکه بگوییم چه می‌دهم و چه نمی‌دهم، یک وقت دیدی یک چیزی خیلی کلانی به یکی دادیم به یکی هم دو ریال نتوانستیم بدهیم. در حد داشته‌مان می‌دهیم.

     

    مال مان را صرف فخر و تجمل نکرده ایم

    خدا را شکر زندگی متوسط رو به بالایی داریم و این زندگی متوسط رو به بالا را هیچ‌گاه سعی نکردیم همراه با تجمل باشد. خانه و زندگی ساده داریم، اصطلاحاً مال‌مان را صرف فخر نکردیم. یعنی شما الان منزل من یا منزل پدر و مادر ما در گچساران بیایید، یک آپارتمان ۱۶۰ تا ۱۷۰ متری است.

    هر کسی هم می‌آید می‌گوید خانه‌تان همین است می‌گوییم بله. حالا من اخیراً یک آپارتمان خریدم یک کم حساب خودم را از مادرم جدا کردم. زندگی‌ها آنجا همین است. نه اینکه بگویم نداریم، داریم ولی داشته‌مان را خرج فخر یا تجمل نکردیم. هر چه داریم مال خودمان و مردم است.

    آقای تاجگردون! هزینه‌های انتخاباتی‌تان چقدر شد؟ یکی از نماینده‌های مجلس اعلام کرده حدود ۳۰۰ میلیون تومان هزینه کرده؟

    بله این اظهارنظر را دیدم. آن که کامل حرف فیکی بود. اصلا شما پوستر را بخواهید چاپ کنید بیشتر از این خواهد شد، حالا ایشان در یک کلان شهر هم بود، من برآورد تصویری شهر ایشان را داشتم، اتفاقاً در شهر ایشان هم بودم و بنرهایش را هم دیدم، پوسترها و بنرهایش اصلاً نمی‌تواند زیر ۸۰۰ تا ۹۰۰ میلیون تومان باشد.

     

    هزینه انتخاباتی ام را مردم می دهند

    هزینه انتخاباتی ماها را مردم می‌دهند. مثلاً من شام یا ناهار نمی‌دهم، هزینه اجاره ستاد نمی‌دهم. اینها هزینه است ولی من ندیدم.

    شاید ۱۰ نفر دفترش یا کارگاهش را از چند ماه قبل گفته‌اند آقای تاجگردون این ستاد شما! پولی هم از من نمی‌گیرند، طمعی هم از من ندارند، فقط عشق‌شان است.

    یا مثلاً من فلان جا سخنرانی دارم مثلاً یک هزار غذا داریم، دعوا سر این است که چه کسی غذا بدهد. عشیره‌ای و عشایر بودن خصلت‌اش این است. هزینه من اصلاً قابل تعمیق نیست.

    هزینه من پوستر است، بعضی جاها هزینه ساخت ستاد، نماها، بنا و بلندگو و این جور چیزهاست. اینها را هم من هنوز حساب و کتاب نکرده‌ام ولی می‌دانم پوستر و پرچم و این جور چیزها که پولش پرداخت شده اگر اشتباه نکنم حدود ۲۷۰ تا ۲۸۰ میلیون تومان هزینه کردم. فکر می‌کنم همین عدد یا کمی بیشتر هم همین چیزها باشد.

    مثلاً من مهمان فلان طایفه بودم که هزینه نمی‌دهم خودشان می‌دهند. ولی بعضی کاندیداها در شهرستان‌ها هزینه کل آن برگزاری را باید خودشان بدهند. هزینه شام، ناهار، ما شام و ناهار ندادیم.

    یا برای تیم مجازی و تبلیغی و عکاس و این حرف‌ها من یک ریال خرج نمی‌کنم. مثلاً می‌گویند چه پولی خرج این کلیپ‌ها می‌کنند. اما شما بگو یک ریال بین ما در این ۱۵-۱۰ سال رد و بدل شد. چون طرف یک ماه مرخصی می‌گیرد عشقی می‌آید فقط از من کلیپ می‌سازد، یک تیم مثلاً ۱۰ تا ۲۰ نفر جوان‌های علاقه‌مند این کارها را می‌کنند.

     

    یک ریال در انتخابات خرج نمی‌کنم و نکردم

    ولی در واقعیت‌اش اینها پول و هزینه است. اولاً این را هم بگویم، من یک ریال در انتخابات خرج نمی‌کنم و نکردم. یک ریال هم خودم خرج نکردم. این تکه را هم که می‌گویم خرج شده یا دوست نزدیک من یا خانواده‌ام بوده. خودم یک ریال پول خرج نکردم. نمی‌کنم. دلیل ندارم خرج کنم. آدم می‌خواهد برود نوکری مردم بکند، زندگی‌اش را هم خرج کند، خب همین پول را خرج مردم کند.

    هزینه انتخاباتم اگر در ذهن‌تان بخواهید تطبیق بدهید، مثلاً این عدد را برای یک آدم معمولی پول خرج کن، ۱۰ برابر کن.

    این هزینه کردن، برای شما تعهد ایجاد نمی‌کند؟

    چون پول نمی‌گیرند نه.

    یک تعداد انگشت‌شماری هستند که تند علیه من فعالیت می‌کنند. البته من هم مشکلی ندارم. آنها در مطرح هر موضوعی آزاد هستند؛ بفرمایند. حتماً حرف‌هایی هم هست که من بخواهم مطرح کنم. مطالبی که چهار سال پیش نگفتم اما الان لازم است در مورد این افراد بگویم.

    از بابت اینکه …

    نه. نوع نگاه عشیره‌ای و طایفه‌ای فرق می‌کند. یک طایفه می‌آیند هزینه می‌دهند. اصلاً فرد معنی ندارد. اصلاً سوال نمی‌کنم چه کسی داد. واقعاً سوال نمی‌کنم.

    وام‌دار مالی نمی‌گویم، از لحاظ مسئولیت اجتماعی؟

    بله. من وقتی می‌بینم مردم دارند از مال و زندگی‌شان می‌دهند تا من پیروز شوم باید به این مردم خدمت کنم اما خدمت به آقای ایکس ندارم. یعنی اینکه بگویم این پول و هزینه من را داده. خیلی به ما مراجعه می‌شود. حالا درست نیست بگویم اما طرف آمد پیش من اصلاً فکر هم نمی‌کردم این قدر پول دارد. گفت آمدم کمک‌ات کنم. گفتم من نیاز ندارم. گفت به من اعتماد نداری؟ گفتم چرا اعتماد دارم. گفت خب بگیر از من. گفت مگر می‌شود نیاز نداشته باشی؟ گفتم نیاز ندارم. باور نمی‌کرد. بعد یک عددی گفت که سر من سوت کشید. گفتم بابت چه می‌خواهی این عدد را به من بدهی؟ گفت هزینه‌ات است. گفتم یک دهم این را هم من هزینه ندارم. که یک نفر می‌خواست به من بدهد. اینجوری زیاد مراجعه داریم. به خصوص من! من که تایید صلاحیت‌ام اعلام شد شاید ده‌ها آدم کارخانه‌دار بزرگ، شرکت‌دار بزرگ، پیمانکار بزرگ، آدم فرستادند آقا ما حاضریم هزینه شما را بدهیم. به والله قسم به همان برادر شهیدم یک ریال نگرفتم و نمی‌گیرم ولی احترام‌شان را دارم ولی در مناسبات ما پول نیست ولی خیلی‌ها می‌گیرند.

    و آرزوی آقای تاجگردون برای سال ۱۴۰۳؟

    آرزوی ما آرزوی ملی است و زندگی که برای خودمان تعریف کردیم به این سمت است که آرزوی شخصی برای ما قابل تعریف نیست. واقعاً از صمیم قلب تنها آرزویم این است که قاطبه مردم برگردند به مملکت‌شان و آینده مملکت‌شان را بسازند و هم در کنار هم بتوانیم زندگی بهتری داشته باشیم. این واقعاً آرزوی من است. یعنی نبینم مردم نگران باشند. این نه آرزوی من فکر می‌کنم آرزوی هر سیاستمداری باید همین باشد.

    امیدوارم سال ۱۴۰۳ سال خوبی باشد. تلخی‌های سال ۱۴۰۲ را نداشته باشیم و خوشی‌های بیشتری نصیب جامعه شود إن‌شاءالله. سال نو همه مبارک باشد.

  • مردم برخلاف میل رهبر عمل کردند!

    مردم برخلاف میل رهبر عمل کردند!

    به گزارش اقتصادران، «مشارکت در انتخابات» کلیدواژه پرتکرار و مهم در بیانات رهبری بوده است که در همه ادوار انتخاباتی، آن را اصلی کلیدی دانسته اند.

    ایشان برخلاف ادوار قبل، امسال در تاریخ ۱۵ فررودین در دیدار رمضانی مسئولان و کارگزاران نظام، انتخابات اسفند ۱۴۰۲ را بسیار مهم ارزیابی کرده و بر ۴ اصل امنیت، مشارکت، سلامت و رقابت در انتخابات اسفندماه تاکید کرده بودند تا ضرورت مشارکت حداکثری در انتخابات پیش رو را به نهاد‌های اجرایی و نظارتی، احزاب و تشکل‌های سیاسی و مردم یادآوری کنند؛ بنابراین همه نگاه‌ها به هیأت‌های اجرایی و نظارت دوخته شده بود تا ببینند منویات رهبر انقلاب چه میزان بر عملکردشان تاثیر خواهد داشت؟

    خروجی عملکرد هیات‌های اجرایی و نظارتی، اما نشان داد که توصیه‌های کلیدی رهبر انقلاب مبنی بر افزایش مشارکت در انتخابات، تاثیر چندانی نداشت. چه نتایج اعلام شده از سوی هیات‌های اجرایی و چه بررسی نهایی صلاحیت‌ها در هیات‌های نظارتی آن چیزی نبود که تصور می‌شد. هرچند تعداد کاندیدا‌های تایید صلاحیت شده بسیار بیشتر از ادوار گذشته بود، اما حضور چهره‌های شاخص و افرادی که هیجان انتخاباتی را به جامعه تزریق کنند و زمینه ساز انتخابات رقابتی و مشارکتی شوند بسیار کمرنگ بود.

    رکوردزنی انتخابات ۱۴۰۲ در میزان مشارکت

    در چنین فضایی، انتخابات مجلس دوازدهم و خبرگان ششم ۱۱ اسفندماه برگزار شد. انتخاباتی که پیش بینی می‌شد مشارکتی حداقلی در آن رقم بود و چنین نیز شد.

    طبق اعلام رسمی وزارت کشور، میزان مشارکت مردم در انتخابات مجلس دوازدهم ۴۱ درصد بوده است؛ یعنی از ۶۱ میلیون ایرانی واجد شرایط رأی دادن، ۲۵ میلیون نفر پای صندوق‌های رأی رفتند. این کمترین میزان مشارکت مردم ایران در ۱۲ دور انتخابات مجلس بعد از انقلاب بوده است.

    رکوردزنی انتخابات ۱۴۰۲ در میزان مشارکت+ جدول

    بیشترین و کمترین میزان مشارکت در ۱۲ دوره انتخابات مجلس

    آنگونه که آمار‌ها گویای واقعیت هاست، کمترین میزان حضور مردم در انتخابات به نام مجلس دوازدهم رقم خورده است. انتخاباتی که در آن ۲۵.۰۰۰.۰۰ نفر؛ یعنی ۴۱ درصد در سراسر کشور به پای صندوق رأی رفتند تا تکلیف ۲۹۰ نماینده مجلس را مشخص کنند. مجلس روی کار آمده تا این لحظه که تکلیف ۲۴۵ کرسی مشخص شده و ۴۵ کرسی بلاتکلیف است ترکیبی از نمایندگان شانا، امنا، صدای ملت و شورای وحدت است و طیف واحدی اکثریت را در دست ندارد.

    در جدول زیر مروری بر میزان مشارکت در ۱۲ دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی داشته ایم؛

    ردیف

    انتخابات

    تاریخ‌ برگزاری دوره اول

    تاریخ‌ برگزاری دوره دوم

    واجدین‌شرایط

    تعداد شرکت‌ کننده

    درصد

    تعداد داوطلبان

    جناح پیروز

    ۱

    اولین‌دوره

    ۵۸/۱۲/۲۴

    ۵۹/۰۲/۱۹

    ۲۰.۸۵۷.۳۹۱

    ۱۰.۸۷۵.۹۶۹

    ۵۲.۱۴

    ۳.۶۹۴

    حزب جمهوری اسلامی

    ۲

    دومین‌دوره

    ۶۳/۰۱/۲۶

    ۶۳/۰۲/۲۷

    ۲۴.۱۴۳.۴۹۸

    ۱۵.۶۰۷.۳۰۶

    ۶۴.۶۴

    ۱.۵۹۲

    جناح راست

    ۳

    سومین‌دوره

    ۶۷/۰۱/۱۹

    ۶۷/۰۲/۲۳

    ۲۷.۹۸۶.۷۳۶

    ۱۶.۷۱۴.۲۸۱

    ۵۹.۷۲

    ۱.۹۹۹

    مجمع روحانیون مبارز

    ۴

    چهارمین‌دوره

    ۷۱/۰۱/۲۱

    ۷۱/۰۲/۱۸

    ۳۲.۴۶۵.۵۵۸

    ۱۸.۷۶۷.۰۴۲

    ۵۷.۸۱

    ۳.۲۳۳

    جامعه روحانیت مبارز

    ۵

    پنجمین دوره

    ۷۴/۱۲/۱۸

    ۷۵/۰۱/۳۱

    ۳۴.۷۱۶.۰۰۰

    ۲۴.۶۸۲.۳۸۶

    ۷۱.۱۰

    ۵.۳۶۵

    جامعه روحانیت مبارز

    ۶

    ششمین‌دوره

    ۷۸/۱۱/۲۹

    ۷۹/۰۴/۱۰

    ۳۸.۷۲۶.۴۳۱

    ۲۶.۰۸۲.۱۵۷

    ۶۷/۳۵

    ۶.۸۵۳

    اصلاح‌طلبان

    ۷

    هفتمین‌دوره

    ۸۲/۱۲/۰۱

    ۸۳/۰۲/۱۸

    ۴۶.۳۵۱.۰۳۲

    ۲۳.۷۰۹.۲۰۱

    ۵۱/۲۱

    ۸.۱۷۲

    اصولگرایان

    ۸

    هشتمین‌دوره

    ۸۶/۱۲/۲۴

    ۸۷/۰۲/۰۶

    ۴۳.۸۲۴.۲۵۴

    ۲۲.۳۵۰.۲۵۴

    ۵۵/۰۴

    ۷.۶۰۰

    اصولگرایان

    ۹

    نهمین‌دوره

    ۹۰/۱۲/۱۲

    ۹۱/۰۲/۱۵

    ۴۸.۲۸۸.۷۹۹

    ۳۰.۹۰۵.۶۰۵

    ۶۴.۰۲

    ۵.۲۸۳

    اصولگریان

    ۱۰

    دهمین دوره

    ۹۴/۱۲/۷

    ۹۵/۰۲/۱۰

    ۵۴.۹۱۵.۲۲۵

    ۳۳.۹۵۶.۶۵۱

    ۶۱.۸۳

    ۴.۷۲۰

    اصلاح‌طلب/اصولگرا/مستقل

    ۱۱

    یازدهمین دوره

    ۹۸/۱۲/۲

    ۹۹/۰۱/۲۹

    ۵۷.۹۱۸.۱۵۹

    ۲۴.۵۱۲.۴۰۴

    ۴۲.۵۷

    ۵.۲۳۲

    اصولگرایان

    ۱۲

    دوازدهمین دوره

    ۱۴۰۲/۱۲/۱۱

    —-

    ۶۱.۱۷۲.۲۹۸

    ۲۵.۰۰۰.۰۰۰

    ۴۱

    ۱۵.۲۰۰

    شانا/امنا/شورای وحدت/صدای ملت

    مروری بر رأس هرم پارلمان در ادوار دوازده گانه حکایت از رکوردزنی علی لاریجانی دارد. او در مجالس هشتم، نهم و دهم ریاست مجلس را در دست داشت. آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در مجالس اول و دوم ریاست مجلس را عهده دار بود. در مجلس سوم نیز ابتدا او رئیس مجلس بود، اما بعد از رحلت امام و آغاز رهبری حضرت آیت الله خامنه ای، این هاشمی رفسنجانی بود که در انتخاباتی که برگزار شد ریاست دولت را عهده دار شد تا کرسی ریاست مجلس به مهدی کروبی برسد.

    ناطق نوری نیز رئیس پارلمان چهارم و پنجم بود و ریاست پارلمان در دوره هفتم به حدادعادل رسید. در مجلس فعلی نیز در قالیباف توانست ریاست ۴ ساله این پارلمان را عهده دار شود. او با اینکه در مجلس آینده حضور دارد، اما ریزش رأی محسوس او در این انتخابات در مقایسه با سال ۹۸ و حملات همه جانبه تندرو‌ها به او، آینده اش برای تکیه زدن مجدد بر کرسی ریاست مجلس دوازدهم را با ابهاماتی روبرو کرده است. برخی هنوز قالیباف را بهترین گزینه ریاست می‌دانند خاصه آنکه برخی چهره‌های تندرو، چون رسایی، نبویان و آقاتهرانی برای کرسی ریاست خیز برداشته اند، اما برخی هم معتقدند که بعید نیست که او نیز به مثابه حدادعادل یک رئیس مجلس تک دوره‌ای باشد.

  • مجلس یازدهم کاری کرد که مردم مقابل هم قرار بگیرند

    مجلس یازدهم کاری کرد که مردم مقابل هم قرار بگیرند

    به گزارش اقتصادران، محمدصادق جوادی‌حصار فعال سیاسی اصلاح‌طلب عضو حزب اعتماد ملی ، در پاسخ به این سوال که رهبر انقلاب از اول سال جاری تاکید فراوانی بر مشارکت پرشور داشتند. با توجه به اعلام مشارکت ۴۱ درصدی مردم در انتخابات ویژگی‌های مدنظر رهبری برای انتخابات اجرایی شد، گفت: انتخابات پرشور مدنظر رهبری، مشارکت ۷۰ تا ۸۰درصدی جمعیت بود. اما مشارکتی که حداقل آن حدود ۴۰ درصد بود نمی‌تواند انتخابات پرشور تلقی شود متاسفانه رقابت‌ها خیلی پرشور نبود و مشارکت خیلی بالایی در انتخابات شکل نگرفت. نمونه‌اش در مورد نمایندگان تهران است. آقای قالیباف در انتخابات گذشته یک میلیون و دویست هزار رای آورد اما در این دور ۴۰۰ هزار رأی آورده است. یعنی سه چهارم آرا کاهش پیدا کرده و در مورد مابقی نمایندگان هم این موضوع صدق می‌کند.

    وی افزود: رأی‌های اخذ شده در شهرستان‌ها و به ویژه در مراکز استان‌ها حداقل دو سوم کاهش یافته است. یعنی مشارکت خیلی پایین بوده است. اگر شهرستان‌های کوچک نبودند و آرا را با تهران بالانس نمی‌کردند، همین ۴۱ درصدی که اعلام شد بعید بود شکل بگیرد. برای مشارکت ما نباید کف فرضی را حساب کنیم، بلکه باید فوق فرضی را حساب کنیم که حداقل مشارکت باید ۷۵ تا ۸۰ درصد باشد. اما متأسفانه این اتفاق نیفتاده و تحلیل این مسأله هم خیلی پیچیده نیست. مردم ناامید بوده و نسبت به کارآمدی مجلس دچار تردید جدی هستند. مردم نسبت به مؤثر بودن تصمیمات مجلس در کلان کشور دچار تردید هستند و این موارد باعث می‌شود مردم در انتخابات کمتر شرکت کنند.

    جوادی‌حصار در پاسخ به این سوال که تحلیل شما از ترکیب مجلس دوازدهم چیست و چه رویکردی نسبت به مجلس یازدهم خواهد داشت، گفت: ترکیب مجلس دوازدهم هنوز تکمیل نشده و باید دید ترکیب نهایی مجلس به چه شکلی می‌شود. اگر یک فراکسیون قوی از جریان اعتدالی توسعه‌گرا و اصلاح‌طلب، شکل بگیرد می‌توان گفت یک اهرم کنترلی در مجلس به وجود می‌آید. مجلس یازدهم، مجلسی است که به شدت یکجانبه، یکسویه و یکدست بود که منافع کلان کشور را معطوف به رضایت مردم ندید. ممکن است بعضی‌ها بگویند ما منافع کشور را می‌بینیم اما مردم متوجه نمی‌شوند و راضی نیستند؛ آن بحث دیگر است. اما منافع کشور معطوف به رضایت مردم است و این مجلس خیلی موفق نبوده است. زیرا مصوبات این مجلس بیشتر تنش‌آفرین بود. به طور مثال قانون حجاب و عفاف، کاهش سرعت یا کنترل اینترنت و امثالهم با معیشت و امنیت مردم درگیر شدند و کاری کردند که مردم مقابل هم قرار بگیرند.

    وی افزود: این موارد با امنیت و آرامش عمومی کشور مغایرت دارد. در مجموع مجلس یازدهم نمره قبولی از مردم نگرفت. اگر نمره قبولی می‌گرفت حداقل به نمایندگان فعلی مجلس رأی بالا می‌دادند. وقتی آقای قالیباف که رئیس فعلی مجلس است، یک سوم آرای دوره قبل را از مردمی که بیشتر گرایشات اصولگرایانه داشتند می‌گیرد، یعنی رئیس، هئیت رئیسه و مصوبات مجلس مورد رضایت مردم نبوده است.

    جوادی‌حصار در پاسخ به این سوال که در انتخابات برگزار شده شاهد عدم رای دادن لیستی مردم بودیم به طوری که مردم به صورت ترکیبی به نامزدهای مورد نظر رای دادند. تحلیل شما از این موضوع چیست، گفت: من نمی‌توانم خیلی راحت این موضوع را بپذیرم. در شرایط عدم حضور رقبای جدی اصولگرایان، این جناح سیاسی دعواهای شخصی خودشان را برجسته‌تر کردند و یک لیست ۹۰ نفره برای تهران معرفی کردند که ۳۰ نفر اول‌شان در همه لیست‌ها بودند و تقریبا مابقی نامزدها برای آنکه دیده شوند در لیست‌های مختلف پخش شدند.

    وی افزود: بنابراین آمدند لیست‌ها را ترکیبی دادند و خیلی از افراد را در هر دو یا سه تا لیست قرار دادند. به همین دلیل نمی‌توان گفت مردم به لیست رأی نمی‌دهند. مردم از بین این سه لیست برجسته‌ها را انتخاب کردند. اما افرادی که وزنی نداشتند یا شناخته‌شده نبودند رأی کمتری آوردند. اگر شما به لیستی که رأی آورده است، نگاه کنید اکثرا در همه لیست‌ها حاضر هستند و فکر نمی‌کنم کسی باشد که در همه لیست‌ها نباشد. بنابراین این لیست‌ها ماهیت واحد داشته و در آن‌ها ماهیت افراط و تفریط هم وجود داشت که نشان‌دهنده اختلافات درونی آنان است. به طور مثال آقای قالیباف می‌خواست معتدل‌تر رفتار کند که لیست معتدلی ارائه کرده و از طرف دیگر جبهه پایداری لیست تندتری داده که آقای نبویان و رسایی در صدر لیست بوده و رای آوردند بالاخره ۳۰ نفر مورد نظر آنان در تهران رای آورده است.

    جوادی‌حصار در پاسخ به این سوال این تحلیل وجود دارد با توجه به جایگاه چهارم قالیباف در لیست تهران، با حضور سه فرد از جریان تندرو اصولگرایی در صدر لیست، او کرسی ریاست مجلس را از دست بدهد. چقدر این موضوع را محتمل می‌دانید، گفت: فکر می‌کنم آن آدم‌ها اگر بتوانند کاری انجام دهند، بیشتر فشارشان را روی اعتبارنامه آقای قالیباف خواهند گذاشت تا او را کلا حذف کنند. اگر این اتفاق نیفتد با وجود حضور آقای قالیباف در مجلس، خیلی بعید می‌دانم که در این شرایط جریان‌های تصفیه‌ساز بیرون و داخل مجلس به کسی دیگر غیر از آقای قالیباف رضایت بدهند.

    وی افزود: مثلا فکر می‌کنید آنها بگویند آقای قالیباف کنار برو و آقای پزشکیان رئیس مجلس شود؟ این افراد هیچ‌کدام در قد و قواره اداره مجلس نیستند. افرادی مانند آقای نبویان و رسایی همین که بالای سر آقای قالیباف هستند برایشان کافی است اما در حد و اندازه اینکه مجلس را اداره کنند، نیستند. می‌ماند دو، سه گزینه دیگر که بعید می‌دانم با حضور آقای قالیباف رأی بیاورند. ممکن است با لابی کردن هیأت‌‌رئیسه را از دست آقای قالیباف گرفته و یکی، دو نفر عضو هیأت‌رئیسه شوند. اما در نهایت به تصور من آقای قالیباف باز هم رئیس مجلس می‌شود اما اگر در پی حذف قالیباف باشند، قطعا خیزشان را روی اعتبارنامه‌اش برمی‌دارند.

    جوادی‌حصار در پاسخ به این سوال که با توجه به گفته وزیر کشور آمار آرای باطله ۵ درصد بود تحلیل شما درباره این موضوع چیست، گفت: من فکر می‌کنم آمار آرای باطله از ۵ درصد خیلی بیشتر بوده است. اما به هرجهت وقتی آمار را ۵ درصد اعلام می‌کنند یعنی آنکه افرادی بودند که احساس نیاز به حضور در پای صندوق رای داشتند و نمی‌خواستند به کاندیداهای موجود رأی بدهند. می‌توانیم تا حدودی آن رأی را اعتراضی تلقی کنیم. یعنی آمدند شرکت کردند اما به خاطر پاره‌ای از مسائل کلان‌تر به کاندیداهای موجود رأی ندادند.

  • ۴۵ سال ما به مردم حرف‌های خوب خوب می‌زنیم، روز به روز وضعیت زندگی مردم را بدتر و بدتر می‌کنیم

    ۴۵ سال ما به مردم حرف‌های خوب خوب می‌زنیم، روز به روز وضعیت زندگی مردم را بدتر و بدتر می‌کنیم

    به گزارش اقتصادران، هر چه به ۱۱ اسفند نزدیک‌تر می‌شدیم؛ حواشی مختلف نسبت به آن بیشتر شد؛ از رد و تائید صلاحیت‌ها گرفته تا دادن لیست های متعدد؛ و تا به امروز، جدل بر سر ریاست مجلس.

    در خصوص این موضوعات با مسعود پزشکیان نماینده فعلی تبریز و منتخب مجلس آینده به گفت و گو نشستیم. مشروح این گفت و گو در پی می آید:

    انتخابات مجلس دوازدهم را با وجود حواشی بسیاری که داشت، پشت سر گذاشتیم؛ اما نکته حائز اهمیت آرای باطله بود، حال تحلیل شما در این باره چیست؟

    بارها گفتم؛ مشکل اصلی این بوده که عده‌ای با وجود سلایق، عقاید و قومیت‌های مختلف باید می‌آمدند، از سویی عده‌ای به خاطر جّوی که وجود داشت، احتمال می دادند تائید صلاحیت نشوند و به این خاطر نیامدند؛ تعدادی نیز آمدند، اما تائید صلاحیت نشدند.

    طبیعتا وقتی از یک جناح، دسته و یک طرز تفکر هرکسی را که می‌خواهند به صحنه بیایند، اجازه دهیم؛ و به طرف مقابل اجازه ندهیم که حضور پیدا کنند، بلکه این اجازه به رده سوم و چهارم آنها داده می‌شود، طبیعتا مشارکت کاهش می‌یابد. یک عده دلشان می‌خواهد در انتخابات شرکت کنند، اما فردی را ندارند که به آن رأی بدهند و آن‌هایی که حضور دارند را هم نمی‌خواهند و طبیعتا رأی باطله می‌دهند. اما آن فرد دلش با انقلاب و کشور است و در چهارچوب باورهایش، مملکت، انقلاب و سیستم را قبول دارد، ولی با این روند کاری کرده اند که او رأی باطله بدهند.

    یک تعدادی هم به اجبار آمدند و رأی دادند، علی‌رغم اینکه دل آن‌ها هم نمی‌خواست ولی چاره‌ای نداشتند و باید انتخاب می‌کردند.

    من  بارها گفته‌ام، در جلسه‌ای که رئیسی ریاست محترم جمهور دعوت کرده بودند، به ایشان عرض کردم؛ اگر من جای شما بودم قبل از اینکه هیئت‌های اجرایی شروع به قلع و قمع کنند جلسه را می‌گذاشتم. دوم، خودم می‌رفتم از یک دسته افراد شاخص، سرشناس، مورد اعتماد مردم خواهش می‌کردم که خودشان بیایند ثبت نام کنند؛ از آن طرف با شورای نگهبان صحبت می‌کردم که اجازه دهند که برای افراد پرونده‌سازی نکنند که این‌ها بدون مشکل بتوانند حضور داشته باشند. مقام معظم رهبری نیز از ابتدای سال می‌گفتند که کاری کنید مردم پشت صندوق‌های رأی بیایند.

    این نتیجه به تصور من باعث می‌شد که مردم به خاطر آن‌ها به پای صندوق‌های رأی آمده و رأی می‌دادند و از طرفی حتی اگر 10-20 نفر از کسانی که آن‌ها را نمی‌خواهند به مجلس می‌آمدند؛ حتی اگر اتفاق خاصی نمی‌افتاد، ولی مشارکت افزایش پیدا می‌کرد. اما این‌ها نه تنها این کار را نکردند، حتی آن‌هایی که آمده بودند را رد صلاحیت کردند. در دور اول نیز هیئت‌های اجرایی صلاحیت ما را ندادند، به تصور آنها ما صلاحیت نداشتیم! چرا باید مقام معظم رهبری در این امر دخالت کند و از این‌ها سوال کند که چرا این کار‌ها را می‌کنید؟! و امروز بعد از انتخاب‌هایی که در تهران صورت گرفت شروع کردند علیه همدیگر به بی‌ادبی، بد اخلاقی کردن که به نظر من کاری درستی نیست و در نتیجه رهبری بگوید که هنوز نرسیده دعوا راه نندازید! کشور به وحدت، انسجام، منطق و علم نیاز دارد و ما اگر می‌خواهیم که مملکت درست شود؛ ابتدا باید همه را بازی دهیم و دوم، به آنهایی که عالم و کارشناس هستند و زحمت کشیده‌اند احترام بگذاریم و در آخر، به هرکسی اجازه ندهیم که علیه آن‌هایی که در این مملکت زحمت کشیدند، پرونده سازی و هو کنند.

     

    اجازه بدهند که صدای همه مردم در مجلس شنیده، دغدغه‌ها و دردهای آن‌ها گفته شود

    نظر شما در مورد رأی ندادن سید محمد خاتمی چه بود؟

    من نمی‌دانم؛ بالاخره تحلیلی است که آقای خاتمی ریاست محترم جمهور قبلی ما داشتند و به نظر من ایشان خیلی آدم شریفی هستند. به هر حال بنده اعتقاد داشتم که باید بیایند، اما آن‌ها را حذف کردند، در عین حال مقام معظم رهبری مداخله کرد، چرا که با آمدن امثال ما یک عده افراد می‌آیند و اگر ما نمی‌آمدیم قطعا نمی‌آمدند. این‌ها اگر می‌خواستند که مشارکت افزایش پیدا کند باید افرادی مانند ما را و البته خیلی از افرادی هستند که در این انقلاب ممکن است، اعتقاد و باور ما را نداشته باشند ولی مال این مملکت هستند، را اجازه حضور می دادند. چرا که یک عده هم طرفدار آن‌ها هستند؛ چرا نباید این‌ها کرسی در مجلس داشته باشند؟ اگر قانونی مصوب شد که خلاف شرع است شورای نگهبان آن طرف ایستاده و می‌گوید که آن چیزی که شما مصوب کردید خلاف شرع است.

    ولی اجازه بدهند که صدای همه مردم در مجلس شنیده، دغدغه‌ها و دردهای آن‌ها گفته شود. ولی نهایتا یک تصمیم می‌گیرند که عقل جمعی این صدا را قبول دارد ولی اجازه دهند که آن صدا شنیده شود، ما اجازه نمی‌دهیم که تنها صدای یک گروهی از مردم شنیده شود فقط یک دسته می‌خواهند که صدای خودشان شنیده شود بعد خیال می‌کنند که مردم همان‌هایی هستند که این‌ها از آن می‌گویند، وقتی مردم از یک دسته و جناحی حرف می‌زنند تنها یک قسمتی از کل هستند. یک قسمتی از مردم اصلا آن‌ها را قبول ندارند، یک قسمتی اصلا من را قبول ندارند، قرار نیست که اگر من را قبول نداشته باشند بگویم مردم نیستند و این کاملا غیر منطقی است.

    آقای ثابتی و افرادی که آمدند، چه پشتوانه و فعالیت علمی، کارکردی در این کشور دارند؟!

    به بعد از انتخابات بپردازیم و در کمال ناباوری شاهد بودیم محمد باقر قالیباف چهارم می‌شود! تحلیل شما در این باره چیست؟

    وقتی بداخلاقی‌ها در سیستم رشد می‌کند، تهمت و انگ زدن را شاهد هستیم، در این مملکت که سهل است در کل دنیا آدم بی‌عیب پیدا نمی‌کنید. «باد خزان در چمن دهر مرنج/ فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست؟»

    اگر به دنبال آدم بی‌نقص می‌گردند پیدا نمی‌کنند، اصلا وجود ندارد. ما باید مجموع این ناتوانی‌ها و توانمندی‌ها را کنار هم قرار دهیم، از توانمندی همه افراد استفاده کنیم، سعی کنیم آن نقص‌ها و ناتوانی‌ها را نادیده بگیریم تا به جایی برسیم. وگرنه بگردیم از افراد نواقص پیدا کنیم و حذف کنیم، اصلا کسی در این مملکت نمی‌ماند. یک ضرب‌المثل انگلیسی بود که می‌گفت، «ما آدمی را پیدا کردیم که عیب نداشت و ۴۰۰ سال بود که هیچ عیبی مرتکب نشده بود و آن هم یک مجسمه بود.» مگر می‌شود که آدم کار کند و عیبی نداشته باشد. فردی که در حال حرکت است حتما یک مشکل پیدا می‌کند.

    زمانی قصد دارم این خلاف‌ها را انجام دهم یک وقت هم نه، آدم اشتباه می‌کند، براساس اشتباه که آدم‌ها را حذف نمی‌کنند! یک آقایی می‌آید و حداد عادل را زیر سوال می‌برد! حداد عادل قطعا عیب دارد، اما در این مملکت برای خود یک شخصیتی است. اول آمدند خاتمی و موسوی و… را زدند، از آن‌ها گذشتند و امروز خودی‌ها را می‌زنند! حال دیگر کسی نمی‌ماند. آقای ثابتی و افرادی که آمدند، چه پشتوانه و فعالیت علمی، کارکردی در این کشور دارند؟! اگر بخواهند کار کنند، عیب پیدا خواهند کرد و وقتی که عیب پیدا کنند برای آن‌ها هم پرونده‌سازی خواهد شد. مدیریت کردن و اداره کردن سیستم با اداره کردن مملکت متفاوت است، با این روند علی می‌ماند و حوضش و هیچکس نمی‌ماند.

    بین تئوری و حرف فاصله‌ای نیست!

    پیش‌بینی شما از این دو قطبی پیش آمده چیست، دو قطبی که امروز در جامعه به وضوح دیده می‌شود؟

    خیلی خوب است، به نظر من این روند دارد ذات قضیه را نشان می‌دهد. چون این‌ها ادعا می‌کردند که گذشته‌ها بد و فاسد هستند و ما این کار و آن کار را می‌کنیم. به قولی «چون محک تجربه آید به میان/ خود سیه‌روی شود هر که در او غش باشد» این‌ها ادعا می‌کردند ۸۰ درصد مشکل مربوط به مدیریت است  و فقط ۲۰ درصد برای تحریم‌ها است؟! خب چرا آن‌ را درست نمی‌کنند. الان که تورم چندین برابر شده، دلار ۲۰ هزار تومانی به ۶۰/۷۰ هزار تومان میرسد و بدتر هم خواهد شد. گوشت ۱۰۰ هزار تومانی ۷۰۰ هزار تومان و مرغ ۲۵ هزار تومانی ۱۲۰ هزار تومان رسیده است، حال چرا آن را درست نمی‌کنند؟ حرف و تهمت زدن و ادعا کردن ساده است، اینکه بتوانی در عمل راه را بروی و اجرا کردن آن به سادگی نیست. مگر نمی‌گفتند که ۱ میلیون مسکن می سازیم، ۴ سال تمام شد. اگر ۸ سال دیگر هم تمام شود باز هم در سال یک میلیون نمی‌شود.

    اگر در ۸ سال ۱ میلیون مسکن بسازند من اسم خود را عوض می‌کنم! بین تئوری و حرف فاصله‌ای نیست! وقتی حرف می‌زنی با اینکه بله من اله می‌کنم و بله می‌کنم و من اصلا هواپیما درست می‌کنم که چنان برود هوا که فلان بشود، اصلا من را بگذارند هواپیما سهل است من دوچرخه هم نمی‌توانم درست کنم، ولی ادعا می‌کنم که هواپیما می‌سازم!

    یکی ادعا می‌کند که با یک میلیون تومان اشتغال درست می‌کند، بعد یک عده هم گول این آدم را می‌خورند و می‌گویند که این فرد چقدر توانایی دارد که با یک میلیون می‌خواهد یک خانه درست کند. مسخره نیست؟ و او را باور می‌کنند. یکی مار را می‌کشد و یکی هم مار را می‌نویسد، می‌گویند آره این راست گفته است.

    تصور نمی‌کنم که این آقایانی که با تندروی و این حرف‌ها می‌آیند بتوانند کرسی در مجلس داشته باشند

    در این میان جدل‌ها بر سر ریاست مجلس را چطور تلقی می‌کنید؟

    نظر خاصی ندارم ولی تصور نمی‌کنم که این آقایانی که با تندروی و این حرف‌ها می‌آیند بتوانند کرسی در مجلس داشته باشند. در عوام شاید بتوانند کارهایی را پیش ببرند که آن‌ها تصور کنند، راست می‌گویند، ولی حرف خوب زدن که هزینه ندارد. می‌خواهید تا دلتان بخواهد ما حرف خوب بزنیم، ۴۵ سال ما به مردم حرف‌های خوب خوب می‌زنیم، روز به روز وضعیت زندگی مردم را بدتر و بدتر می‌کنیم، حرف که می‌زنیم خیلی خوب است، ولی وقتی که می‌آییم عمل کنیم نتیجه آن این است که در جامعه همه مشکل پیدا کردند و همه نسبت به ما مسأله‌دار شده‌اند. این‌ها هم اینطوری است؛ فکر نمی‌کنم بالاخره وقتی محک تجربه آید این‌ها معلوم خواهد شد که این‌ها اصلا قانون‌گذاری هم نخواهند توانست انجام دهند.

    قانون‌گذاری خودش یک مهارت می‌خواهد یک علم و پشتوانه و تجربه می‌خواهد، آدمی که هیچکدام از این‌ها را ندارد، اصلا فردا به دست گرفت چگونه می‌خواهد قانون‌گذاری کند؟ با چه تجربه و پشتوانه‌ای؟ کجا از این کارها کرده‌اند که اینجا می‌توانند این کارها را بکنند؟

    اینکه گفته می شود در برخی شهرها، رأی خرید و فروش شده تا چه اندازه صحیح است؟

    وقتی سیستم ما سیستم ناکارآمدی است از این کارها تا دل شما بخواهد وجود دارد. نشان می‌دادند طرف لیست کدهای ملی را وارد کرده و به اسم آن‌ها پشت سر هم رای می‌دهد. طرف می‌گوید که اصلا من رای ندادم اما به او گفتند که تو رای دادی و فلان جا هم رای داده‌ای! حالا بیا و ثابت کن آقا من رای نداده‌ام.

    اگر فردی بدون اجازه دیگری از رفتار و گفتار او عکس و فیلم بگیرد، کاملا خلاف شرع عمل می‌کند

    اگر بخواهیم به موضوهات روز بپردازیم، چند روز پیش در قم شاهد عکسبرداری فردی روحانی از یک خانم بودیم. آیا اینگونه تنش ها را به صلاح می‌دانید؟

    اگر فردی بدون اجازه دیگری از رفتار و گفتار او عکس و فیلم بگیرد، کاملا خلاف شرع عمل می‌کند؛ حالا بقیه‌اش بماند.

    وزیر کشور مگر شرع است؟ مگر هرچه که این‌ها گفتند شرع و قانون است؟

    این اجازه را وزیر کشور داد

    وزیر کشور مگر شرع است؟ مگر هرچه که این‌ها گفتند شرع و قانون است؟ وزیر کشور که زمین و زمان را با دوربین چک میکند. با چک کردن نمی‌شود رفتار را عوض کرد. یکی از آن کارها نظارت است، ولی اخلاق و رفتار انسان‌ها را با تغییر ذهنیت می‌شود درست کرد. شما با دستور نمی‌توانید به بچه، خواهر و برادر خودتان بگویید این برادر و بچه آدم است ولی من نمی‌توانم به بچه خود به زور امر کنم که این کار را نکن و این کار را بکن، قبول نمی‌کند. چکار کنم اگر قبول نکرد؟ او را بزنم؟ بیرون کنم؟ جریمه کنم؟ می‌شود؟

    آنچه که در خانواده خود نمی‌توانیم انجام دهیم در جامعه انجام می‌دهیم و آن‌ها قبول نمی‌کنند؛ در نتیجه بدتر می‌شود. اگر این‌ها با ما عناد کردند، چه کنیم؟ بزنیم؟ زندان کنیم؟ اخراج کنیم؟ جریمه کنیم؟ روز به روز این‌ها را نسبت به خودمان و باورهایمان متنفرتر می‌کنیم.

     اگر اعتقاد ما خوب است در رفتار نشان دهیم که خوب هستیم

    اتفاقا برخی نگاه‌ها این موضوع به اسلام چسباندند

    می‌گویم روز به روز این رفتار باعث می‌شود که مردم نسبت به باورهای ما موضع گرفته و تنفر پیدا کنند. می‌خواهند چکار کنند؟ اگر اعتقاد ما خوب است در رفتار نشان دهیم که خوب هستیم، نگاه، عملکرد ما خوب است. در این صورت مردم وقتی بیایند پیش ما راضی برمی‌گردند.

     آقایان به جای اینکه فحش داده و بد و بیراه بگویند اول اخلاق خود را درست کنند

    راهکار شما در این خصوص چیست که وضعیت سال گذشته تکرار نشود؟

    راهکار خیلی ساده است. حضرت علی می‌گوید که کُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ‌ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ، مردم را به غیر زبان، ادعُ إِلى سَبیلِ رَبِّکَ بِالحِکمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ وَ جادِلهُم بِالَّتی هِیَ أَحسَنُ، مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً، هر که خواست جلو بگوید که دنبال من راه بیفتید، فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ، اگر قرار است من به شما بگویم که نباید این کار با بکنید اول باید خودم را اصلاح کنم، وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ، باید قبل از اینکه با زبان به شما بگویم با رفتارم به شما درستی و خوبی و خوش اخلاقی و ادب و نزاکت را به شما نشان دهم که در رفتار چگونه است، وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ، اینکه خودت را تعلیم بدهی و با رفتارت مردم را دعوت کنی بهتر از این است که زبانا به مردم بگویید.

    این آقایان به جای اینکه فحش داده و بد و بیراه بگویند اول اخلاق خود را درست کنند که من بگویم عجب آدم‌های خوش اخلاق و مهربانی هستند. بعد وقتی نگاه کنی ببینی عجب آدم‌های توانمند، خلاق، گره باز‌کنی هستند. من وقتی ببینم که این چه آدمی است بخواهم یا نخواهم عاشق او می‌شوم و به طرف او می‌روم و اصلا لازم نیست که او کاری کند. ما عاشق آن رفتار می‌شویم و دنبال راه می افتیم ولی وقتی دارد بد و بیراه می‌گوید و حرف‌های مفت می‌زند از این فرد متنفر می‌شویم.

    مردم نسبت به بانکی پور و تفکر او مردم مسأله‌دار می‌شوند

    مثل آقای بانکی پور که از جریمه سه میلیونی صحبت کرده است

    در نتیجه مردم نسبت به بانکی پور و تفکر او مسأله‌دار می‌شوند. ممکن است که حرف او راست باشد، ولی نوع گفتن و راه‌حل او غیر ممکن و شدنی نیست. ۴۵ سال از این کارها می‌کنیم، اما چرا به نتیجه نرسیده است؟ بچه‌ای که دست ما بوده در مهد کودک، مدرسه، دبیرستان بودند و البته روحانیت و این آقایان نیز آنجا بوده‌اند و حاصل آن همین است. آن موقع که می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم، نکردیم حالا می‌خواهیم آن را درست کنیم؟ به همین خیال باشند.