برچسب: قیمت نفت

  • توئیت‌درمانی هم دیگر روی بازار «نفت» جواب نمی‌دهد!

    توئیت‌درمانی هم دیگر روی بازار «نفت» جواب نمی‌دهد!

    به گزارش اقتصادران، درحالی‌که دونالد ترامپ بار دیگر با عقب‌نشینی از گزینه حمله نظامی به‌ایران تلاش کرد بازار جهانی نفت را آرام کند قیمت‌ها همچنان در سطوح بالا باقی مانده و معامله‌گران نسبت‌به‌ آینده عرضه انرژی در خاورمیانه بدبین هستند. هرچند نفت پس از لغو دوباره حمله آمریکا حدود ۲‌درصد افت کرد اما ادامه انسداد تنگه هرمز، کاهش ذخایر نفتی و تردید درباره سرنوشت مذاکرات تهران-واشنگتن باعث شده بازار دیگر به‌سادگی با «توئیت‌درمانی» آرام نشود.

    نفت برنت در معاملات روز سه‌شنبه با افت ۲دلاری به‌حدود ۱۰۹دلار رسید و نفت خام آمریکا نیز تا محدوده ۱۰۷دلار عقب نشست. این کاهش پس از آن رخ داد که ترامپ دوشنبه‌شب برای چندمین بار گزینه حمله نظامی به‌ایران را کنار گذاشت؛ اقدامی که بخشی از فشار روانی بازار را کاهش داد. با این حال بسیاری از تحلیلگران معتقدند بازار بیش از گذشته نسبت‌به‌ خبرهای سیاسی مقاوم شده و دیگر صرف اعلام عقب‌نشینی یا وعده توافق نمی‌تواند روند صعودی نفت را متوقف کند.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد که بازار نفت اکنون بیش از هر زمان دیگری بر اختلال واقعی عرضه تمرکز کرده است. از زمان آغاز جنگ در اواخر فوریه و بسته‌شدن تنگه‌هرمز روزانه میلیون‌ها بشکه نفت از چرخه طبیعی صادرات خارج شده و همین موضوع نگرانی عمیقی درباره آینده ذخایر جهانی ایجاد کرده است. در چنین فضایی حتی کاهش مقطعی قیمت‌ها نیز بیشتر به‌عنوان فرصت خرید دیده می‌شود تا آغاز یک روند نزولی پایدار.

    بازار سرگردان میان جنگ و توافق

    بازار جهانی نفت طی هفته‌های اخیر درگیر یک دوگانگی پیچیده بوده است: از یک سو اخبار مربوط به‌احتمال کاهش تنش یا توافق میان ایران و آمریکا منتشر می‌شود و از سوی دیگر واقعیت میدانی منطقه همچنان از تشدید بحران حکایت دارد. همین تضاد باعث شده نفت در یک مسیر پرنوسان اما صعودی حرکت کند.

    تحلیلگران می‌گویند اظهارات ترامپ درباره لغو حمله نظامی فعلا از شکل‌گیری شوک فوری در بازار جلوگیری کرده اما نتوانسته نگرانی اصلی معامله‌گران را برطرف کند. تیم واتر، تحلیلگر ارشد شرکت «کی‌سی‌ام ترید» معتقد است بازار اکنون در حال بررسی این موضوع بوده که آیا عقب‌نشینی ترامپ نشانه واقعی کاهش تنش است یا صرفا یک مکث تاکتیکی.

    این تردید به‌دلیل آن است که بحران هرمز همچنان ادامه دارد و هر روز توقف جریان نفت فشار بیشتری بر بازار وارد می‌کند. تحلیلگران شرکت آی‌ان‌جی نیز هشدار دادند که هرچند ممکن است بازار به‌مرور نسبت‌به‌ اخبار سیاسی بی‌تفاوت‌تر شود اما حجم اختلالات عرضه آنقدر بزرگ است که نمی‌توان اثر آن را نادیده گرفت. از نگاه آنها ادامه توقف صادرات نفت از خلیج‌فارس به‌تدریج بازار را وارد مرحله‌ای می‌کند که دیگر ذخایر استراتژیک نیز قادر به‌پوشش کامل کمبود نخواهند بود.

    در این میان موضوع مذاکرات ایران و آمریکا نیز خود به‌عاملی برای نوسان تبدیل شده است. بازار نه آنقدر خوش‌بین است که روی توافق سریع حساب باز کند و نه آنقدر مطمئن که خطر جنگ گسترده را نادیده بگیرد. همین وضعیت خاکستری باعث شده معامله‌گران همزمان سناریوی «توافق موقت» و «تشدید بحران» را در قیمت‌ها لحاظ کنند.

    سپری که در حال فرسایش است

    یکی از مهم‌ترین دلایل مقاومت بازار در برابر افت بیشتر قیمت‌ها، نگرانی فزاینده درباره وضعیت ذخایر جهانی نفت است. آمریکا و متحدانش طی ماه‌های گذشته برای کنترل بازار بخش قابل‌توجهی از ذخایر استراتژیک خود را مصرف کردند اما اکنون نشانه‌های فرسایش این سپر دفاعی آشکار شده است.

    داده‌های وزارت انرژی آمریکا نشان می‌دهد هفته گذشته حدود ۹/‏۹‌میلیون‌بشکه از ذخایر استراتژیک این کشور برداشت شده و سطح ذخایر به‌حدود ۳۷۴‌میلیون‌بشکه رسیده است یعنی پایین‌ترین سطح از تابستان ۲۰۲۴ تاکنون. همزمان نظرسنجی رویترز نشان می‌دهد ذخایر تجاری نفت آمریکا نیز احتمالا بیش از ۳میلیون‌بشکه کاهش یافته است.

    این کاهش ذخایر درحالی رخ می‌دهد که بسیاری از تحلیلگران نسبت‌به‌ قابلیت واقعی برداشت از ذخایر جهانی تردید دارند. طی هفته‌های گذشته بحث «حجم مرده» ذخایر بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است یعنی بخشی از نفت موجود در خطوط لوله و کف مخازن که عملا امکان برداشت سریع آن وجود ندارد و برای حفظ عملکرد شبکه باید باقی بماند.

    همین موضوع باعث شده بازار به‌این جمع‌بندی برسد که اعداد بزرگ ذخایر جهانی لزوما به‌معنای دسترسی واقعی به‌نفت نیست. درنتیجه هر روزی که اختلال صادرات خاورمیانه ادامه پیدا می‌کند نگرانی‌ها درباره کمبود واقعی عرضه افزایش می‌یابد.

    از سوی دیگر محدودیت در نرخ برداشت روزانه نیز مشکل مهمی است. حتی اگر آمریکا و اروپا بخواهند از ذخایر خود برای جبران کمبود استفاده کنند ظرفیت آزادسازی نفت بسیار پایین‌تر از کسری ناشی از توقف صادرات خلیج‌فارس است. به‌همین دلیل بازار به‌تدریج وارد مرحله‌ای شده که در آن مفهوم «کمیابی ساختاری» بیش از گذشته مطرح می‌شود.

    روسیه، هند و بازآرایی بازار انرژی

    درمیانه بحران تحولات مربوط به‌نفت روسیه نیز اهمیت زیادی پیدا کرده است. دولت آمریکا روز دوشنبه معافیت تحریمی مربوط به‌نفت روسیه را برای ۳۰روز دیگر تمدید کرد تا کشورهای آسیب‌پذیر از نظر انرژی بتوانند خرید نفت روسیه را ادامه دهند. این تصمیم نشان می‌دهد واشنگتن به‌خوبی می‌داند حذف کامل نفت روسیه از بازار در شرایط فعلی می‌تواند بحران انرژی را تشدید کند.

    در همین حال موضع هند نیز پیام مهمی برای بازار داشت. سوجاتا شارما، مقام ارشد وزارت نفت هند به‌صراحت اعلام کرد دهلی‌نو صرف‌نظر از معافیت‌های تحریمی آمریکا به‌خرید نفت روسیه ادامه خواهد داد. او تاکید کرد تصمیم هند صرفا براساس منطق تجاری اتخاذ می‌شود و تحریم‌ها تاثیر تعیین‌کننده‌ای بر این روند ندارد.

    این موضع نشان می‌دهد بسیاری از اقتصادهای آسیایی درحال فاصله‌گرفتن از سیاست‌های سختگیرانه انرژی غرب هستند. برای کشورهایی مانند هند امنیت انرژی اکنون مهم‌تراز ملاحظات ژئوپلیتیک شده است. همین موضوع می‌تواند در بلندمدت به‌بازآرایی بازار جهانی نفت و شکل‌گیری بلوک‌های جدید انرژی منجر شود.

    در چنین شرایطی بازار نفت بیش از هر زمان دیگری نسبت‌به‌ آینده حساس شده است. اگرچه توئیت‌ها و عقب‌نشینی‌های مقطعی ترامپ می‌تواند برای ساعاتی التهاب بازار را کاهش دهد اما معامله‌گران به‌خوبی می‌دانند که بحران اصلی هنوز پابرجا بوده؛ بحرانی که به‌تنگه هرمز، کاهش ظرفیت واقعی ذخایر و شکنندگی زنجیره جهانی انرژی گره خورده است. به‌همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند حتی اگر بازار در کوتاه‌مدت دچار اصلاح شود تا زمانی که وضعیت هرمز و مذاکرات تهران-واشنگتن به‌طور قطعی روشن نشده نفت همچنان در مسیر نوسان‌های شدید و تمایل به‌قیمت‌های بالاتر باقی خواهد ماند.

     

  • چند سناریوی نفتی / قیمت نفت به کدام سو می رود؟

    چند سناریوی نفتی / قیمت نفت به کدام سو می رود؟

    به گزارش اقتصادران، تحولات منطقه‌ای و جهانی بازار نفت را به چه سمت و سویی سوق می‌دهد و چه سرنوشتی در انتظار این بازار خواهد بود؟ آیا با افزایش تنش‌ها قیمت نفت بالا رفته و نجومی می‌شود یا اینکه غربی‌ها با راهبردهایی این رشد فزاینده را مهار می‌کنند؟ وضعیت ایران در کشاکش این تحولات در بازار نفت چگونه رقم می‌خورد؟ برای تحلیل این شرایط در بازار نفت باید به سابقه تاریخی این بازار نگاه شود.

    اول) سناریو سیاست‌های کنونی Current Policies Scenario – (خط آبی پررنگ). اگر تصور کنیم که سیاست‌های تهاجمی به عنوان واقع‌بینانه‌‌ترین سناریوی فعلی به‌ جز رخدادهای شوک‌زا تداوم داشته باشد فرض بر آن است که کشورها سیاست انرژی فعلی‌ را نیز ادامه خواهند داد (نه محدودیت سخت، نه تحول بزرگ) نتیجه یک چنین سناریویی آن است که تقاضای نفت تا سال ۲۰۵۰ همچنان بالای ۱۰۵-۱۰۰ میلیون بشکه در روز خواهد بود. حتی می‌تواند میزان اندکی از رد را برای این ‌بازار پیش‌بینی کرد. یعنی هیچ اوج تقاضایی وجود ندارد. این سناریو با واقعیت‌‌های امروز سازگار است.

    دوم) سناریوی سیاست‌های اعلام ‌شده Stated Policies Scenario – (خط مشکی) در این سناریو فرض بر آن است که دولت‌ها بخشی از تعهدات انرژی پاکی را که اعلام کردند به ‌طور واقعی اجرایی کنند (اما اجرای آن نه کامل باشد). نتیجه یک چنین سناریویی در بازار نفت باعث خواهد شد تقاضای نفت کمی کاهش پیدا کرده و به حدود ۹۰ میلیون بشکه در روز تا سال۲۰۵۰ برسد. یعنی کاهش نرم ۱۰درصدی تقاضای نفت طی ۲۵ سال ادامه خواهد داشت.

    بنابراین‌ جنگ‌ها یا بحران‌های ژئوپلیتیک و همین‌طور سیاست‌های محدودکننده تولید OPEC+ یا تورم‌های سنگین جهانی تاثیرگذارترین موارد بر قیمت نفت هستند. اما ریسک کمبود عرضه به‌ دلیل کمبود سرمایه‌گذاری جهانی، خطرناک‌تر از هر سناریوی کاهش تقاضاست. یعنی تقاضا باید با رشد همراه شود اما عرضه تا حد زیادی کاهش یابد که در نتیجه قیمت نفت با جهش همراه شود. نکته آخر اینکه برگشت کامل نفت ایران و ونزوئلا که برخی معتقدند ممکن است در دورنمای آینده شکل واقعی به خود بگیرد، می‌تواند تولید و عرضه جهانی نفت را افزایش داده و شرایط متفاوتی را ایجاد کند.

  • پشت پرده توقف قیمت نفت

    پشت پرده توقف قیمت نفت

    به گزارش اقتصادران، قیمت نفت خام برنت در معامله‌های روز جمعه (هفتم آذر) تغییر چندانی نداشت، زیرا سرمایه‌گذاران به پیشرفت مذاکرات صلح روسیه و اوکراین و نتیجه نشست هشت کشور ائتلاف تولیدکنندگان عضو سازمان کشور‌های صادرکننده نفت (اوپک) و متحدانش (اوپک‌پلاس) در روز یکشنبه  (نهم آذر) چشم دوخته بودند تا سرنخ‌هایی از تغییر‌های احتمالی در عرضه به دست آورند. به نقل از صدا وسیما، قیمت نفت خام شاخص برنت دریای شمال برای تحویل در ماه ژانویه که دیروز منقضی شد، تا ساعت یک و ۳۴ دقیقه بامداد روز جمعه به‌وقت گرینویچ، پس از افزایش ۲۱ سنتی در روز پنجشنبه (ششم آذر)، بدون تغییر روی رقم ۶۳ دلار و ۳۴ سنت برای هر بشکه ثابت ماند.

    در همین حال، قرارداد فعال‌تر برنت برای تحویل در فوریه با دو سنت افت، ۶۲ دلار و ۸۵ سنت بود. نفت خام شاخص دابلیوتی‌آی امریکا با ۳۵ سنت یا ۰.۶ درصد افزایش، ۵۹ دلار به ازای هر بشکه دادوستد شد. روز پنجشنبه به‌دلیل تعطیلات روز شکرگزاری در ایالات متحده امریکا (بازار بورس نیویورک – نایمکس)، معامله‌ای انجام نشد. هر دو شاخص در مسیر چهارمین کاهش ماهانه پیاپی قرار دارند که طولانی‌ترین روند کاهشی از سال ۲۰۲۳ به‌شمار می‌رود؛ زیرا افزایش عرضه جهانی بر قیمت‌ها فشار وارد کرده است.
    سرمایه‌گذاران به مذاکرات صلح مسکو و کی‌یف به رهبری واشنگتن چشم دوخته‌اند؛ توافقی که می‌تواند تحریم‌های غرب علیه نفت روسیه را لغو کند و با افزایش عرضه جهانی، قیمت‌ها را کاهش دهد. ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهوری روسیه، روز پنجشنبه گفت: طرح کلی پیش‌نویس پیشنهاد‌های صلح مورد بحث بین امریکا و اوکراین می‌تواند مبنای توافق‌های آینده برای پایان درگیری باشد، اما اگر این اتفاق نیفتد، روسیه به مبارزه ادامه خواهد داد. وی افزود: استیو ویتکوف، فرستاده ویژه ترامپ، قصد دارد اوایل هفته آینده به مسکو سفر کند.

    ولودیمیر زلنسکی، رییس‌جمهوری اوکراین، هم روز پنجشنبه اعلام کرد هیات‌های اوکراینی و امریکایی این هفته برای تدوین فرمولی که در مذاکرات ژنو درباره صلح و ضمانت‌های امنیتی کی‌یف مطرح شده بود، دیدار خواهند کرد. تونی سیکامور، تحلیلگر بازار در موسسه آی‌جی (IG) در یادداشتی نوشت: پس از چند طلوع کاذب، شرکت‌کنندگان تا زمانی که پیشرفت ملموسی حاصل نشود، یا شکستی رخ ندهد، تمایلی به موضع‌گیری تهاجمی ندارند. دو نماینده اوپک‌پلاس و یک منبع مطلع از مذاکرات آنها به رویترز گفتند اوپک‌پلاس احتمالا در نشست یکشنبه هفته آینده سطح تولید نفت را بدون تغییر حفظ می‌کند و درباره سازوکاری به‌منظور ارزیابی حداکثر ظرفیت تولید اعضا توافق خواهد کرد. به‌دلیل امیدواری به کاهش نرخ بهره بانک مرکزی امریکا که می‌تواند رشد اقتصادی و تقاضای نفت را افزایش دهد، پیش‌بینی می‌شود شاخص‌های برنت و دابلیوتی‌آی این هفته را با بیش از یک درصد افزایش به پایان برسانند. کاهش تعداد دکل‌های نفتی فعال در ایالات متحده امریکا به پایین‌ترین سطح چهار سال گذشته نیز از قیمت‌ها حمایت کرده است.

  • بقا با نفت ۴۰ دلاری / حسینی: فروش نفت با قیمت ۰ دلار نیز برای ایران اقتصادی است

    بقا با نفت ۴۰ دلاری / حسینی: فروش نفت با قیمت ۰ دلار نیز برای ایران اقتصادی است

    به گزارش اقتصادران، درحالی‌که بازار جهانی نفت تحت‌تاثیر تنش‌های تجاری میان آمریکا و چین برای کشورهای تولیدکننده نفت به‌شدت غیرقابل پیش‌بینی شده است و سناریوهای کاهشی قیمت نفت بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته‌اند، در ایران، با وجود فشار تحریم‌ها، برنامه‌هایی برای افزایش تولید، اکتشاف میادین جدید و توسعه میادین نفتی در دستور کار قرار دارد.

    در روزهای اخیر خبر اکتشاف میدان گازی- نفتی «پاژن»، تایید افزایش ۲۵۰‌هزار بشکه‌ای تولید نفت ایران در ماه سپتامبر از سوی اداره اطلاعات انرژی آمریکا و همچنین بهره‌برداری از یک چاه جدید در میدان مشترک آزادگان جنوبی با ظرفیت تولید روزانه ۴۳۰۰بشکه، همگی نشانه‌ای از عزم دولت سیزدهم و وزارت نفت برای تحقق هدف افزایش تولید نفت روزانه کشور هستند.

    با این حال، در شرایطی که آمریکا و اعضای اروپایی برجام در تلاش هستند تا فروش نفت ایران را بیش از پیش محدود کنند، این سوال مطرح می‌شود که: آیا با وجود تحریم‌ها، افزایش تولید نفت لزوما به‌معنای یافتن مشتری جدید است؟ یا اینکه فروش نفت با تخفیف‌های سنگین، به‌جای افزایش درآمد، تنها زیان ناشی از تحریم‌ها را جبران می‌کند؟

    در همین حال، تشدید تنش‌های تجاری میان چین و آمریکا، همراه با کاهش عرضه از سوی اوپک‌پلاس، موجب نوسان قیمت نفت شده است. با این حال، جنگ تعرفه‌ای آمریکا موجب شده افزایش قیمت‌ها دوام نداشته باشد. تا آنجا که آخرین پیش‌بینی بانک آمریکا از احتمال کاهش قیمت نفت به کمتر از ۵۰دلار در هر بشکه خبر می‌دهد؛ کاهشی که در صورت تحقق، نه‌تنها ایران بلکه بودجه تمامی کشورهای نفت‌محور را تحت‌تاثیر قرار خواهد داد.

    برای ایران که درگیر تحریم‌های فزاینده نفتی است، کاهش قیمت نفت زمانی نگران‌کننده شد که بهای هر بشکه به زیر ۶۳دلار -رقم پیش‌بینی‌شده در بودجه سال۱۴۰۴- رسید. البته در ابتدای سال جاری، طبق گزارش اوپک، میانگین قیمت نفت ایران حتی به ۷۰ دلار در هر بشکه نیز رسید اما این روند پایدار نبود و در ماه‌های اخیر با تداوم کاهش قیمت‌ها، میانگین فروش نفت ایران پایین‌تر از ارقام بودجه‌ای قرار گرفته است. افزون‌بر این، با در نظر گرفتن تخفیف‌ها، هزینه‌های اجاره کشتی و بیمه، درآمد واقعی ایران از صادرات نفت، طبق گزارش نمایندگان مجلس، حداقل ۳۰‌درصد پایین‌تر از قیمت‌های جهانی است.

    با این حال، کارشناسان معتقدند که حتی در صورت کاهش بیشتر قیمت نفت، تولید و صادرات آن برای ایران تا سطح ۴۰دلار نیز همچنان اقتصادی است چراکه ایران از معدود کشورهایی است که می‌تواند با هزینه تولید پایین- حدود ۱۲دلار به ازای هر بشکه- همچنان در بازار جهانی رقابت کند. این مزیت ساختاری، پشتوانه‌ای برای ادامه سیاست افزایش تولید نفت، حتی در شرایط کاهش قیمت جهانی، محسوب می‌شود. در واقع زمانی که قیمت‌ها کاهش می‌یابد، تولیدکنندگان با هزینه بالا از بازار کنار می‌روند و جای خود را به بازیگرانی می‌دهند که از مزیت هزینه‌ای برخوردارند .از این رو، افزایش تولید نفت ایران را نباید صرفا در قالب رقابت قیمتی تحلیل کرد. این رویکرد بخشی از یک راهبرد کلان موسوم به «رهبری هزینه» است؛ راهبردی که هدف اصلی آن، تثبیت جایگاه بلندمدت ایران در بازار جهانی انرژی است نه صرفا افزایش درآمدهای کوتاه‌مدت. حتی اگر در حال حاضر بخشی از نفت تولیدی با تخفیف عرضه شود، این افزایش تولید است که در نهایت به ایران امکان می‌دهد تا در معادلات آتی بازار جهانی – به‌ویژه در دوران گذار انرژی و شکل‌گیری نظم جدید اقتصادی- نقش پررنگ‌تری ایفا کند.

    جنگ قیمتی نفت برای رقابت

    وی افزود: در چنین شرایطی کارت‌های جنگ قیمتی فعال می‌شوند. در جنگ قیمت، کشورهایی از خاورمیانه برنده هستند که هزینه تولید پایین‌تری دارند. بیشترین فشار بر نفت شِل در آمریکا وارد می‌شود و نفت در اروپا، روسیه و چین بیش از کشورهای خاورمیانه تحت فشار قرار می‌گیرد زیرا هزینه‌ تولید در کشورهای خاورمیانه بسیار پایین‌تر است. ما علاوه بر چین، می‌توانیم بازارهای دیگری در آفریقا، هند و سایر مناطق نیز داشته باشیم و تلاش می‌شود وابستگی به روسیه کاهش یابد. حتی فروش نفت با قیمت ۰ دلار نیز برای ایران اقتصادی است چراکه هزینه‌ تولید هر بشکه نفت حداکثر حدود ۱۲دلار است.

    بنابراین به هیچ‌وجه نباید از افزایش تولید نفت عقب‌نشینی کنیم.

    حسینی به اقدام اخیرا اوپک و اوپک‌پلاس اشاره کرد و گفت: سیاست حفظ قیمت نفت را کنار گذاشته و به دنبال افزایش سهم بازار هستند. امسال تولید خود را به ۴۲‌میلیون و ۵۰۰‌هزار بشکه افزایش داده‌اند. نگاه آنها این است که در جنگ سهمیه‌ای با دیگر کشورها، چون تنها ۲‌درصد از ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارند، سهم‌شان از بازار نفت بسیار کمتر از ظرفیت واقعی است بنابراین سیاست جدیدشان این است که با ورود به جنگ سهمیه‌ای، سهم خود از بازار را افزایش دهند، حتی اگر به کاهش قیمت نفت منجر شود.

    به‌دنبال استراتژی رهبری هزینه در بازار

    محمدصادق مهرجو، کارشناس انرژی نیز در این خصوص به «جهان‌صنعت» گفت: قطعا وقتی نفت روسیه با کیفیت پایین‌تر از نفت ما مشتری دارد، نفت ایران هم مشتری فراوان دارد. همچنین افزایش تولید نفت خام یک تکلیف است که در برنامه هفتم توسعه به تفصیل راجع به آن صحبت شده و یک انتخاب نیست. راجع به فروش نفت خام با توجه به بازیابی کانال‌های فروش ما این اتفاق در حال انجام است. وی افزود: کشف مخزن نفتی پازن در حد ۲۰۰‌میلیون بشکه اعلام شده که اصلا رقم خیلی قابل‌توجهی نسبت‌به نفت قابل استحصال در مناطق نفتخیز نیست. صرفا این اتفاق به‌عنوان یک خبر خوش عنوان شده است. به نظرم کشور پس از خروج برجام تمهیدات لازم را برای فروش نفت خامش دیده و این اتفاق با توجه به کانال‌های فروش‌مان همواره در حال انجام است.

    مهرجو تاکید کرد: بخشی از فروش نفت خام ما به‌سمت پالایشگاه‌های هند می‌رود و با توجه به کم بودن صادرات ما به نسبت روسیه و کیفیت بالاتر نفت خام‌مان بنابراین این اتفاق به‌شکل مستمر در قالب توافقات ذیل پیمان بریکس در حال انجام است. تخفیف‌های فروش نفت خام ایران با توجه به قیمت تمام‌شده تولید یک بشکه نفت حتی به نسبت کشورهای همسایه‌مان از یک وضعیت خوبی برخوردار است و در صورت پایین آمدن قیمت نفت خام کشورهایی چون آمریکا و اروپا که هزینه تولید بالایی در هر بشکه دارند متضرر اصلی خواهند بود (قیمت تمام‌شده هر بشکه نفت خام شیل در آمریکا حدود ۴۰دلار است) تخفیف‌های ما هم ۳۰‌درصد نیست و براساس اطلاعات غیررسمی فقط بین ۳ تا ۵دلار در هر بشکه گزارش می‌شود. وی در پایان درخصوص برنامه اصلی عربستان و روسیه که دو عضو مهم کشورهای عضو اوپک پلاس هستند گفت: افزایش تولید به‌منظور کاهش قیمت نفت خام است تا شاید بتوانند تولیدکنندگانی مثل آمریکا را از بازار بیرون بیندازند چون هزینه‌های تولیدشان بسیار پایین‌تر از اروپا و آمریکاست و به‌دنبال استراتژی رهبری هزینه در بازار هستند.

  • سایه آمریکا بر چاه‌های نفت!

    سایه آمریکا بر چاه‌های نفت!

    به گزارش اقتصادران، بازار جهانی نفت بار دیگر نشان داد که برخلاف تصور برخی سیاستمداران، همیشه تحت تأثیر تصمیمات سیاسی یکجانبه قرار نمی‌گیرد. در حالی که ایالات متحده تلاش می‌کند با اعمال فشارهای اقتصادی و تجاری بر دهلی‌نو، واردات نفت خام روسیه توسط هند را متوقف سازد، بازار نفت روز پنجشنبه بی‌اعتنا به این فشارها مسیر دیگری را پیمود و تحت تأثیر نگرانی‌ها از مازاد عرضه جهانی، با کاهش قیمت روبرو شد.

    بر اساس گزارش‌های بین‌المللی، بهای نفت برنت ـ شاخص اصلی بازار جهانی ـ به زیر ۶۸ دلار در هر بشکه سقوط کرد. نفت خام وست تگزاس اینترمدیت امریکا نیز در سطحی نزدیک به ۶۴ دلار معامله شد. این ارقام بیانگر آن است که در شرایط کنونی، نگرانی‌ها از عرضه مازاد و چشم‌انداز کاهش تقاضا وزنی بیشتر از فشارهای سیاسی واشنگتن دارند.

    ایالات متحده طی ماه‌های گذشته با شدت بیشتری تلاش کرده است تا صادرات نفت روسیه را به حداقل برساند. در تازه‌ترین اقدام، واشنگتن روز چهارشنبه تعرفه واردات کالاهای هندی را به ۵۰ درصد افزایش داد. پیتر ناوارو، مشاور تجاری کاخ سفید، حتی پا را فراتر گذاشت و درگیری در اوکراین را «جنگ مودی» نامید؛ عبارتی که به‌وضوح نشان‌دهنده فشار مستقیم بر نخست‌وزیر هند برای تغییر مسیر خرید نفت کشورش است.

    با وجود این، پالایشگاه‌های هندی به‌صراحت اعلام کرده‌اند که نه تنها قصد کاهش واردات نفت از روسیه را ندارند، بلکه بخش عمده‌ای از محموله‌های اکتبر و ماه‌های بعد را نیز از روسیه خریداری خواهند کرد. این موضع نشان می‌دهد که مصالح اقتصادی و نیاز انرژی هند فعلاً بر تهدیدهای امریکا برتری دارد.

    حرکت قیمت نفت در هفته جاری به خوبی بیانگر دوگانگی بازار بود؛ نفت خام میان سود و زیان در نوسان قرار گرفت و در آستانه ثبت بزرگ‌ترین ضرر ماهانه از آوریل تاکنون قرار دارد.

    معامله‌گران بر این باورند که افزایش تولید اوپک پلاس و رشد عرضه از سوی کشورهای خارج از این گروه، بزودی تعادل شکننده بازار را برهم خواهد زد. به بیان ساده‌تر، حتی اگر امریکا موفق شود جریان صادرات روسیه به برخی کشورها را محدود کند، افزایش عرضه دیگر تولیدکنندگان می‌تواند این کمبود را جبران کند و جلوی جهش قیمت‌ها را بگیرد.

    فشارهای امریکا بر هند تنها یک بخش از معادله است. همزمان، جنگ تجاری واشنگتن با دهلی‌نو، نگرانی‌هایی جدی در خصوص آینده تقاضای سوخت ایجاد کرده است. افزایش تعرفه‌ها می‌تواند رشد اقتصادی هند را کندتر کند و به‌طور غیرمستقیم، مصرف انرژی را کاهش دهد. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، سیاست‌های تهاجمی امریکا عملاً به افزایش ابهام در بازار انرژی منجر شده است؛ بازاری که به‌خودی‌خود با نوسان‌های ژئوپلیتیک و تغییرات فصلی تقاضا دست‌وپنجه نرم می‌کند. گزارش گروه مالی سیتی نشان می‌دهد که نفت برنت در سه‌ماهه جاری به‌طور متوسط ۶۶ دلار در هر بشکه خواهد بود. در سه‌ماهه چهارم، با افزایش مازاد عرضه، احتمالاً قیمت‌ها به ۶۳ دلار در هر بشکه کاهش خواهد یافت. این برآوردها هم‌راستا با دیدگاه سایر نهادهای تحلیلی است که معتقدند حتی در صورت ادامه فشارهای سیاسی امریکا، بازار نفت بیش از هر چیز تحت تأثیر عرضه و تقاضای واقعی قرار خواهد داشت. از سوی دیگر، داده‌های دولتی امریکا نیز تصویری دوگانه از وضعیت بازار داخلی این کشور ارایه کردند:  فعالیت پالایشگاه‌ها در سراسر ایالات متحده کاهش یافته و به پایین‌ترین سطح از اوایل ژوئیه رسیده است. با این حال، ذخایر نفت خام در مرکز کوشینگ اوکلاهما برای نخستین‌بار در هشت هفته گذشته کاهش پیدا کرده است. این آمار متناقض باعث شده تا معامله‌گران با تردید بیشتری به آینده کوتاه‌مدت بازار نگاه کنند. کاهش فعالیت پالایشگاه‌ها به معنای افت مصرف نفت خام است، در حالی که کاهش ذخایر می‌تواند نشانه‌ای از تنگنای عرضه در برخی نقاط باشد.

    پاسخ کوتاه آن است که ایالات متحده می‌تواند با ابزارهایی همچون تحریم، تعرفه و فشار سیاسی، مسیرهای تجاری را پیچیده‌تر کند و هزینه مبادله برای برخی کشورها را بالا ببرد. اما تجربه اخیر نشان می‌دهد که این فشارها الزاماً به تغییر رفتار کشورهایی مانند هند نمی‌انجامد. بازار نفت در نهایت به مجموع عرضه و تقاضا واکنش نشان می‌دهد. اگر تولید جهانی بالا باشد و رشد تقاضا محدود، حتی شدیدترین تحریم‌ها نمی‌توانند قیمت‌ها را به شکل پایدار صعودی نگه دارند. کاهش قیمت نفت در معاملات روز پنجشنبه نمونه‌ای روشن از این واقعیت است که سیاست همیشه بر اقتصاد پیروز نمی‌شود. واشنگتن هرقدر هم که تلاش کند هند را از خرید نفت روسیه بازدارد، تا زمانی که تقاضای انرژی این کشور پابرجاست و نفت روسیه با قیمت رقابتی عرضه می‌شود، بازار راه خود را پیدا خواهد کرد. از سوی دیگر، نگرانی‌ها از مازاد عرضه جهانی و کندی رشد تقاضا، به‌وضوح مهم‌ترین عامل فشار بر قیمت‌هاست. پیش‌بینی‌ها نیز حکایت از ادامه این روند در ماه‌های پیش رو دارد.

    به بیان دیگر، اگرچه ایالات متحده همچنان یکی از مهم‌ترین بازیگران سیاسی بازار نفت است، اما قوانین عرضه و تقاضا همان نیرویی است که در نهایت تعیین می‌کند نفت در چه سطحی معامله شود.

  • سقوط آزاد نفت برنت نزدیک است

    سقوط آزاد نفت برنت نزدیک است

    به گزارش اقتصادران، بانک آمریکایی گلدمن ساکس در تازه‌ترین گزارش خود پیش‌بینی کرده است که قیمت نفت برنت طی دو سال آینده به شکل محسوسی کاهش خواهد یافت.

    به گفته این بانک، انتظار می‌رود از سه‌ماهه پایانی ۲۰۲۵ تا سه‌ماهه پایانی ۲۰۲۶ مازاد عرضه نفت در بازار جهانی به‌طور متوسط به ۱.۸ میلیون بشکه در روز برسد. این روند منجر به افزایش حدود ۸۰۰ میلیون بشکه‌ای ذخایر جهانی نفت تا پایان سال ۲۰۲۶ خواهد شد.

    بر اساس این تحلیل، افزایش ذخایر و تداوم مازاد عرضه باعث خواهد شد قیمت نفت برنت به محدوده پایین ۵۰ دلار در هر بشکه کاهش یابد؛ سطحی که می‌تواند بسیاری از معادلات اقتصادی کشورهای صادرکننده نفت را تحت‌تأثیر قرار دهد.

  • سقوط آزاد طلای سیاه / بازار نفت همچنان نگران است

    سقوط آزاد طلای سیاه / بازار نفت همچنان نگران است

    به گزارش اقتصادران، در پی کاهش تنش‌های ژئوپلیتیک در خاورمیانه و گمانه‌زنی‌ها درباره بازگرداندن بخشی دیگری از کاهش عرضه داوطلبانه اضافه هشت کشور ائتلاف تولیدکنندگان عضو سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) و متحدانش (اوپک‌پلاس) در ماه اوت، قیمت نفت خام در معامله‌های روز دوشنبه (نهم تیر) کاهش یافت؛ هرچند بازار همچنان تحت تأثیر نگرانی‌ها درباره تقاضای جهانی باقی مانده است.

    رویترز گزارش داد، قیمت نفت خام شاخص برنت دریای شمال تا ساعت ۱۲ و ۶ دقیقه بامداد روز دوشنبه به وقت گرینویچ با ۱۳ سنت یا ۰.۱۹ درصد کاهش، به ۶۷ دلار و ۶۴ سنت برای هر بشکه رسید.

    قرارداد فعال‌تر نفت خام شاخص برنت برای تحویل در ماه سپتامبر هم در معامله‌های روز دوشنبه با ۱۸ سنت افت، در سطح ۶۶ دلار و ۶۲ سنت برای هر بشکه بود، در همین حال نفت خام شاخص دابلیوتی‌آی آمریکا با ۳۲ سنت یا ۰.۴۹ درصد کاهش، ۶۵ دلار و ۲۰ سنت به ازای هر بشکه دادوستد شد.

    جنگ ۱۲ روزه بین تهران و تل‌آویو که با حمله رژیم صهیونیستی به تأسیسات هسته‌ای در ۲۴ خرداد آغاز شد، قیمت نفت را به بالای ۸۰ دلار رساند، اما پس از اعلام آتش‌بس از سوی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، قیمت‌ها به حدود ۶۷ دلار بازگشت.

    چهار نماینده اوپک‌پلاس اعلام کردند: هشت عضو این ائتلاف قصد دارند در ماه اوت، روزانه ۴۱۱ هزار بشکه دیگر از کاهش عرضه داوطلبانه روزانه ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه‌ای خود را به بازارهای جهانی بازگردانند.

    این اقدام در ادامه روند بازگشت کاهش عرضه داوطلبانه اضافه هشت عضو اوپک‌پلاس طی ماه‌های مه، ژوئن و ژوئیه خواهد بود. نشست ویژه هشت عضو اوپک‌پلاس برای بررسی این موضوع قرار است ششم ژوئیه (۱۵ تیر) به‌صورت ویدیوکنفرانس برگزار شود.

    بازار نفت با وجود کاهش تنش‌ها هنوز با فشار ناشی از نگرانی‌ها درباره تقاضای جهانی روبه‌روست.

    پریانکا ساچدوا، تحلیلگر ارشد بازار در فیلیپ نوا، در این باره گفت: تردید درباره رشد اقتصادی جهانی همچنان بر قیمت‌ها سایه انداخته است.

    در چین فعالیت کارخانه‌ها برای سومین ماه پیاپی کاهش یافته است. ضعف تقاضای داخلی و تغییر در الگوی صادرات در بحبوحه تنش‌های تجاری با آمریکا، فشاری مضاعف بر تولیدکنندگان وارد کرده است.

    طبق اعلام شرکت آمریکایی خدمات حفاری بیکر هیوز، تعداد دکل‌های فعال نفتی در ایالات متحده طی هفته گذشته با ۶ دستگاه کاهش به ۴۳۲ دکل و پایین‌ترین سطح از اکتبر ۲۰۲۱ رسید. این شاخص نشانه‌ای از روند آینده تولید نفت در آمریکا تلقی می‌شود.

  • نفت، حتی بدون تحریم هم دیگر نمی‌تواند مانند گذشته به داد اقتصاد ایران برسد

    نفت، حتی بدون تحریم هم دیگر نمی‌تواند مانند گذشته به داد اقتصاد ایران برسد

    به گزارش اقتصادران، دولت دست راستی اسراییل در اولین روز آتش بس، بانک مرکزی ایران را به دلیل آنچه که حمایت مالی از تروریسم خوانده، در لیست «سازمانهای تروریستی» قرار داده است. این اقدام در شرایطی انجام می‌شود که نظام بانکی ایران از زمان خروج آمریکا از برجام در سال ۹۷ دچار محدودیتهای گسترده‌ای است و امکان تراکنش‌های بین‌المللی را از دست داده است. حالا این اقدام اسراییل از نظر بسیاری یک اقدام بیشتر نمادین است که بدون همراهی آمریکا نمی‌تواند اثرات چندانی بر ایران بگذارد.

    در این رابطه مجید رضا حریری، رییس اتاق بازرگانی ایران و چین در مورد اینکه اسراییل، بانک مرکزی ایران در لیست سازمانهای تروریستی قرار داده،  گفت: «پیش از هر چیز باید بپرسیم اسراییل چه کاره جهان است که بخواهیم بابت چنین نامگذاری‌هایی نگران شویم؛ واقعیت این است که در میان این همه کشورهای مهم جهان، اسراییل حتی یک مهره مهم هم به شمار نمی‌رود و خودش هم مهره یک کشور مهم دیگر است.»

    وی افزود: «اسراییل نه تنها بانک مرکزی ایران، که می‌تواند وزارت بهداشت و آموزش و پرورش را هم با بهانه‌هایی سازمان تروریستی بنامد، این اقدام بر عملکرد آنها تاثیر در خوری نخواهد داشت.  همانطوری که ما در ایران هم کلیه سازمانهای اسراییلی را تروریست به حساب می‌آوریم و در عمل هم مانع بزرگی جلوی آنها به حساب نمی‌آییم و این سازمانها فعالیتهای خودشان را به پیش می‌برند بدون آنکه گزندی به آنها وارد شود.»

    به باور این عضو اتاق تهران به دلیل تحریم‌های ایالات متحده و عضو نشدن در FATF‌ همین امروز هم سیستم بانکی کشورمان به سیستم جهانی وصل نیست و شرایط مناسبی ندارد و اقدام تل‌آویو تاثیر خاصی بر وضعیت ندارد.

    وی درباره اینکه اقدام یک کشور نمی‌تواند به تحریم بیشتری بیانجامد توضیح داد: «تنها ایالات متحده است که به دلیل اتوریته بالایی که بر بخش پولی و مالی جهانی دارد، می‌تواند به تنهایی و یک جانبه کشوری را تحریم کند و با همین اقدام روند آن اقتصاد را مختل کند. کشورهای اروپایی هم حتی این توانایی را ندارند و اگر بخواهند به صورت موثر اقتصادی را دچار مشکل کنند، باید اتحادیه اروپا آنجا را تحریم کند. زیرا تنها وقتی همه توانایی کشورهای اروپایی روی هم جمع می‌شود، برای دیگر کشورها مشکل‌ساز می‌شود.»

    حریری با یادآوری توییت دونالد ترامپ در مورد فروش نفت ایران تاکید کرد: «متاسفانه سیاست جهانی تبدیل به توییت بازی شده و این مایه تاسف است. با این حال من فکر می‌کنم ترامپ دارد روغن ریخته را نذر امامزاده می‌کند زیرا تا پیش از این توییتها هم ایران در حال فروش نفت به چین بود طوری که بیش از ۹۰ درصد صادرات نفت ما امروز به این کشور است. همزمان صادرات ایران به سقف موجود رسیده کشور توان کافی برای صادرات بیش از ۱.۵ تا نهایتا دو میلیون بشکه نفت را ندارد و حتی اگر هم داشت بقیه آن صادرات باز هم به چین انجام می‌شد.»

    عضو اتاق تهران افزود:‌ «هر چند این اظهارات ترامپ تاثیری بر واقعیت مادی کشورمان ندارد، ولی آن را می‌توانیم یک سیگنال مثبت در نظر بگیریم. سیگنال مثبتی به دولت ایران که اثرات روانی مثبتی دارد ولی سیگنال مثبت اصلی به سوی دولت چین بود که رییس جمهوری ایالات متحده صراحتا خواسته نفت‌شان را به چین بفروشد. به هر روی این اظهارات تاثیر واقعی ندارد اما از نظر روانی هم بی تاثیر نیست.»

    حریری گفت: «من فکر می‌کنم وقتی این شواهد را در مورد دیگر شواهدی می‌گذاریم که اخبارشان پخش شد، می‌توانیم امیدوار باشیم به زودی این انسداد هم قابل شکستن است. مثلا ما می‌دانیم آتش بس اخیر صرفا ناشی از عملکرد دیپلماتیک ایران، اسراییل و امریکا نبوده و علاوه بر این کشورها، روسیه، چین، قطر و پاکستان هم تلاشهایی داشتند تا به این توافق رسیدیم.»

    وی درباره درسهای اقتصادی جنگ ۱۲ روزه اخیر گفت: «من زیاد با اینکه جنگها را با نگاهی اقتصادی ببینیم موافق نیستم زیرا این نگاه انسانی نیست. ۶۱۰ ایرانی به گزارش مراجع رسمی در این ۱۲ روز جان باختند و من فکر نمی‌کنم هیچ دستاوردی ارزش جان باختن انسانها را داشته باشد. نگاه اقتصادی غیرانسانی می‌شود زیرا به جای تمرکز روی این تلفات انسانی می‌خواهد بگوید که ایران هم ۲۵ میلیارد دلار به اسراییل خسارت زد و از این حرفها. به نظر من صلح و آرامش هر هزینه‌ای که داشته باشد همواره به جنگ با هر دستاوردی مقدم است.»

    این فعال اقتصادی با رد این نگاه که اظهارات ترامپ در مورد امکان فروش نفت ایران به چین می‌تواند کاهش قیمت نفت را در پی داشته باشد گفت: «ما به طور میانگین توان صادراتی بیش از ۱.۵ تا ۱.۷ میلیون بشکه نفت در روز نداریم. در جهانی که روزانه ۱۲۰ میلیون بشکه نفت معامله می‌شود، قاعدتا چنین حجمی از صادرات نفت نخواهد توانست تاثیر شگرفی بر نرخ طلای سیاه بگذارد. نفت ایران اگر به کلی هم از بازار جهانی حذف شود به سرعت می‌تواند با نفت روسیه یا عربستان جایگزین شد. یعنی این کشورها توان افزایش تولید را دارند ولی ایران حتی اگر تحریم‌ها هم لغو شود ظرفیت تولید و صادرات چندان بیشتری از امروز ندارد.»

    وی معتقد است بدون یک سرمایه‌گذاری اساسی در حوزه حفاری و استخراج نفت، این بخش حتی بدون تحریم هم دیگر نمی‌تواند مانند گذشته به داد اقتصاد ایران برسد.