به گزارش اقتصادران، پس از اعلام آتش بس موقت بین ایران و اسرائیل قیمت نفت دچار افت شدید شد.


به گزارش اقتصادران، پس از اعلام آتش بس موقت بین ایران و اسرائیل قیمت نفت دچار افت شدید شد.


به گزارش اقتصادران، افزایش تنشها میان ایران و اسرائیل طی روزهای گذشته، تنگه استراتژیک هرمز را به صدر نگرانیهای بازار انرژی جهان بازگردانده است. قیمت نفت که طی هفتههای اخیر تحت تاثیر انتظارات تورمی و آمارهای اقتصادی چین روندی نوسانی داشت، در واکنش به تحولات خاورمیانه، با جهشی قابل توجه مواجه شد. نفت برنت به آستانه ۸۰دلار و نفت خام آمریکا (WTI) به بیش از ۷۷دلار در هر بشکه رسید؛ افزایشی که از زمان حمله روسیه به اوکراین در ۲۰۲۲ بیسابقه بوده است.
در پی حملات موشکی متقابل میان ایران و اسرائیل، یکی از حساسترین گلوگاههای انرژی جهان یعنی تنگه هرمز بار دیگر در کانون بحران جهانی قرار گرفته است؛ تنشی که ممکن است به سرعت فراتر از مرزهای منطقهای برود و عرضه جهانی نفت را به طرز خطرناکی تهدید کند.
فایننشالتایمز هشدار داده در صورت بسته شدن تنگه هرمز (مسیر عبور ۲۰میلیون بشکه نفت در روز)، قیمت نفت ممکن است به ۱۵۰دلار برسد.
گرانی نفت میتواند قیمت بنزین در آمریکا را به بالای ۵دلار برساند و بازار سهام نیز به دلیل شوک انرژی، احتمالا با ریزش ۵ تا ۸درصدی روبهرو میشود.
بانکهای مطرحی مثل گلدمن ساکس و سیتی بانک هم ضمن تاکید بر اینکه فعلا اختلال گستردهای در عرضه نفت رخ نداده، بیان کردهاند در صورت بستن تنگه هرمز، قیمت نفت ممکن است شدیدا افزایش یافته و حتی یک شوک بحرانی ایجاد شود.
همزمان آژانسهای دریایی بینالمللی نیز اعلام کردهاند که کشتیها با احتیاط حرکت میکنند و برخی مسیرهای جایگزین مانند عبور از دریای سرخ در حال بررسی هستند اما این مسیرها دارای ظرفیت محدود و آسیبپذیری بالا هستند.
تحلیلگران میگویند اگر این تنشها به بروز درگیری نظامی مستقیم یا بسته شدن تنگه هرمز منجر شود، بازار جهانی نفت با یکی از جدیترین بحرانهای دهه اخیر مواجه خواهد شد. بیش از ۲۰درصد نفت جهان از این تنگه باریک عبور میکند. اختلال در آن به طور بالقوه میتواند عرضه جهانی را با کمبود مواجه کند و قیمتها را حتی تا مرز ۱۲۰ تا ۱۳۰دلار برساند.
در عمل تا این لحظه هیچیک از طرفین، نه ایران و نه اسرائیل، تمایلی علنی به تشدید مستقیم نظامی از خود نشان ندادهاند. با این حال، فضای منطقهای به شدت ملتهب است و سرمایهگذاران بیم آن دارند که «حادثهای ناخواسته» جرقه یک بحران بزرگ را بزند. بیمهگران بینالمللی، هزینه بیمه نفتکشها در منطقه خلیج فارس و دریای عمان را افزایش دادهاند و برخی شرکتهای بزرگ، ازجمله فرانتلاین(Frontline) ، یکی از بزرگترین مالکان ناوگان نفتکش جهان اعلام کردهاند که فعلا از عقد قرارداد جدید برای عبور از تنگه هرمز خودداری میکنند.
در این میان، واکنش کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز قابل توجه است. این کشورها ضمن ابراز نگرانی از درگیری احتمالی، در تلاش هستند تا از مسیرهای جایگزین برای صادرات خود استفاده کنند. عربستان پروژه انتقال نفت از طریق بندر ینبع را تسریع کرده و امارات نیز ظرفیت پایانه فجیره را در دریای عمان افزایش داده است تا ریسک عبور از هرمز را کاهش دهد.
سیدمهدی حسینی، معاون اسبق امور بینالملل وزیر نفت درباره تاثیر حملات اسرائیل بر بازار جهانی نفت بیان کرد: همیشه گفتهام بازار نفت تابع چند عامل اساسی است؛ عوامل طبیعی و ساختاری موثر بر بازار نفت شامل رشد اقتصادی جهانی، افزایش جمعیت و بهبود استاندارد زندگی در کشورهای مختلف از آن جمله است. این عوامل باعث افزایش مستمر تقاضا برای حاملهای انرژی، خصوصا نفت و گاز میشود.
وی افزود: در شرایط عادی، بین رشد اقتصادی و تقاضای انرژی، به ویژه نفت، یک رابطه نسبتا مشخص و نزدیک به یکبهدو وجود دارد، یعنی هر واحد رشد اقتصادی، تقریبا دو واحد افزایش در مصرف انرژی را در پی دارد. البته انرژیهای جایگزین مثل انرژیهای نو هم کمکم سهم بیشتری پیدا میکنند و زغالسنگ رو به کاهش است اما هنوز نفت و گاز در راس قرار دارند.
به گفته وی، زمانی که بازار واکنشی سریع و شدید از خود نشان میدهد، معمولا به خاطر حوادث ناگهانی یا تنشهای ژئوپلیتیکی، به ویژه در مناطق نفتخیز مانند خاورمیانه است. ایران هم به عنوان یکی از بازیگران اصلی این بازار، طبیعی است که در صورت بروز تنش، روی قیمتها اثرگذار باشد.
حسینی با بیان اینکه به وضوح دیدیم که به محض شروع درگیریها، قیمت نفت از حدود ۷۰دلار شروع به افزایش کرد، عنوان کرد: اگر شرایط فعلی ادامه یابد یا بدتر شود و بازار حس کند که آرامش در کوتاهمدت بازنخواهد گشت، احتمال عبور قیمت نفت از مرز ۱۰۰دلار کاملا وجود دارد.
او درخصوص بستن تنگه ترمز بیان کرد: حالا اگر به این معادله، بحث بستن تنگه هرمز را هم اضافه کنیم، ماجرا جدیتر میشود چراکه حدود ۲۰ تا ۲۵درصد از صادرات نفت جهان از طریق این تنگه عبور میکند. هرگونه اختلال یا ناامنی در این مسیر، بازار را با شوک بزرگی مواجه میکند.
حسینی اضافه کرد: ممکن است بگوییم تنگه را میبندیم، دیگران بگویند بازش میکنیم اما در نهایت، این یعنی ورود به فضای پرتنش نظامی که نتیجهاش ایجاد ریسک بزرگ برای کشتیرانی و عبور نفتکشها خواهد بود. همین حالا هم، بر اساس اخبار منتشرشده، یکی از بزرگترین مالکان ناوگان نفتکش، بیمهنامههای خود را برای منطقه خلیجفارس و دریای عمان به حالت تعلیق درآورده، چون ورود به این منطقه دیگر ایمن تلقی نمیشود حتی بدون درگیری مستقیم نظامی.
وی تاکید کرد: این اتفاقات به تنهایی کافی هستند که بازار جهانی نفت دچار التهاب شود. با توجه به سهم بالای صادرات نفت از تنگه هرمز، اختلال در این مسیر تاثیر گستردهای بر عرضه جهانی خواهد داشت.
این مقام سابق وزارت نفت تصریح کرد: روزهای خوبی برای بازار انرژی از نظر ثبات قیمتی نمیبینم. این شرایط، بهویژه برای مصرفکنندگان انرژی، نگرانکننده است.
محسن قمصری، کارشناس ارشد انرژی هم در این رابطه گفت: در صورتی که ایران اقدام به بستن تنگه هرمز کند عبور نفت خام بسیاری از کشورهایی که در قسمتهای شمالی خلیجفارس هستند متاثر میشوند و بر قیمت نفت تاثیرگذار خواهد بود.
قمصری در رابطه با اینکه آیا قیمت نفت متاثر از حمله رژیم صهیونیستی به ایران خواهد شد، گفت: در شرایط موجود اگر تصمیمگیران بازار نفت نخواهند از این وضعیت سوءاستفاده کنند به نظر نمیرسد تاثیری بر قیمت جهانی نفت داشته باشد.
وی ادامه داد: این وضعیت نمیتواند بر قیمت نفت تاثیرگذار باشد زیرا چند سالی است که در شرایط تحریمها ایران بازیگر بزرگی در بازار نفت نیست و این شرایط نمیتواند بر قیمت جهانی نفت تاثیرگذار باشد.
این کارشناس ارشد انرژی در پاسخ به این سوال که در صورتی که ایران اقدام به بستن تنگه هرمز کند در این شرایط باز هم قیمت جهانی نفت را متاثر نخواهد کرد، خاطرنشان کرد: در صورتی که ایران اقدام به بستن تنگه هرمز کند شرایط متفاوتی پیشرو خواهیم داشت زیرا عبور نفت خام بسیاری از کشورهایی که در قسمتهای شمالی خلیجفارس هستند میتواند متاثر شود و بر قیمت نفت تاثیرگذار خواهد بود.
وی اضافه کرد: امکان پیشبینی دقیقی از افزایش قیمت نفت در شرایطی که تنگه هرمز بسته شود وجود ندارد و میتوان گفت در صورت بسته شدن تنگه هرمز عبور جریان بازار نفت خام به سمت بازارهای مصرف اثرگذار است که این امر بر افزایش قیمت جهانی نفت اثرگذار خواهد بود که این میزان از تاثیرگذاری بستگی به عوامل متعددی دارد.
مدیر اسبق امور بینالملل شرکت ملی نفت ایران تصریح کرد: باید در نظر داشت که کشورهای مصرفکننده برای این شرایط مخازن اضطراری در نظر گرفتهاند و بستگی دارد تنگه هرمز برای چه مدت بسته شود که در تعیین قیمت موثر است.

به گزارش اقتصادران، تجاوز نظامی اسرائیل به خاک ایران و پاسخ متقابل نیروهای مسلح ایران با عملیات وعده صادق ۳، بازارهای انرژی را به لرزه درآورد. در نتیجه این تحولات، بهای نفت در معاملات روز جمعه به شکل بیسابقهای افزایش یافت.
بر اساس آخرین دادههای معاملاتی، نفت برنت با افزایش بیش از ۷ درصدی به حدود ۷۴.۲۳ دلار در هر بشکه رسید. نفت خام وستتگزاس اینترمدیت (WTI) نیز با رشد ۷.۶۲ درصدی، به قیمت ۷۲.۹۸ دلار در هر بشکه معامله شد. در جریان معاملات روز جمعه، شاخص نفت آمریکا حتی از مرز ۷۷ دلار نیز عبور کرد و به ۷۷.۶۲ دلار رسید؛ رقمی که بالاترین سطح از ژانویه گذشته محسوب میشود.
طبق ارزیابی شبکه سیانان، این بزرگترین رشد هفتگی قیمت نفت از اکتبر ۲۰۲۲ تاکنون بوده و مشابه جهش قیمتی در آغاز تهاجم روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ است.
به گزارش خبرگزاری رویترز نفت برنت پس از حمله اسرائیل به ایران تا مرز ۷۸ دلار و ۵۰ سنت پیشروی کرد که بیشترین قیمت ثبتشده از ژانویه امسال است.
در کنار دادههای بازار، هشدارهای دیپلماتیک نیز به شدت گرفتن نگرانیها دامن زده است.در همین رابطه فؤاد حسین، معاون نخستوزیر و وزیر خارجه عراق، در گفتوگوی تلفنی با وزیر خارجه آلمان و همچنین در مصاحبهای با خبرگزاری تاس هشدار داد که ادامه درگیریهای نظامی در منطقه میتواند منجر به جهش بهای نفت تا ۳۰۰ دلار در هر بشکه شود.
او تأکید کرده که در صورت بسته شدن تنگه استراتژیک هرمز، بیش از پنج میلیون بشکه نفت در روز از بازار جهانی حذف خواهد شد.
حسین خاطرنشان کرده که این اتفاق نهتنها روند صادرات نفت کشورهای حوزه خلیجفارس از جمله عراق را با اختلال مواجه میکند، بلکه باعث ایجاد شوکهای شدید اقتصادی در سراسر جهان خواهد شد.
وی افزود: «ادامه درگیری و بسته شدن تنگه هرمز، میتواند صادرات نفت را مختل کرده و باعث جهش تورم در اروپا شود. در این صورت، بهای هر بشکه نفت به ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار نیز خواهد رسید.»
از منظر تحلیلگران، چنین جهشی در قیمت نفت نهتنها هزینه واردات انرژی برای کشورهای مصرفکننده را بالا میبرد، بلکه سیاستهای پولی و مالی بسیاری از دولتها را دچار چالش میکند. افزایش هزینههای تولید، بالا رفتن قیمت کالاها، کاهش قدرت خرید و افزایش نارضایتی عمومی از جمله تبعات این سناریو خواهد بود.
در این میان، بازار نفت بیش از هر زمان دیگری به تحولات خاورمیانه حساس شده است. معاملهگران در حالت آمادهباش قرار دارند و هر گونه اخباری درباره تحرکات نظامی یا دیپلماتیک میتواند نوسانات شدید قیمتی را به دنبال داشته باشد.
بلومبرگ در گزارشی تحلیلی نوشت که در صورت عدم کنترل بحران، ممکن است قیمت نفت در کوتاهمدت از ۸۰ دلار عبور کرده و به سرعت به سطوح بالاتر نزدیک شود. به اعتقاد این رسانه، مهمترین عاملی که فعلاً مانع از جهش ناگهانیتر قیمتها شده، امید به خویشتنداری طرفین و تلاشهای دیپلماتیک پشت پرده است.
در حال حاضر برخی کشورهای اروپایی، آمریکا، چین و روسیه در تلاشاند با افزایش فشار دیپلماتیک، از گسترش بیشتر بحران جلوگیری کنند. با این حال، از نگاه تحلیلگران، حتی در صورت تداوم حملات محدود نیز برای بیثباتسازی بازار انرژی کافی است.
در کنار این تحولات، نگرانیهایی درباره افزایش تقاضا در فصل تابستان و کاهش ذخایر نفت تجاری ایالات متحده نیز به رشد قیمتها دامن زده است. اداره اطلاعات انرژی آمریکا اعلام کرده که ذخایر نفت این کشور در هفته گذشته کاهش چشمگیری داشته که نشاندهنده توازن شکننده عرضه و تقاضاست.
تحلیلگران فایننشالتایمز و اکونومیست بر این باورند که هرگونه اختلال در عرضه نفت خاورمیانه، میتواند به سرعت به سایر بازارهای کالایی سرایت کرده و باعث رشد قیمت گاز طبیعی، فرآوردههای پالایشی و حتی مواد غذایی شود.
در چنین شرایطی، برخی تحلیلگران مستقل بازار انرژی توصیه میکنند که واردکنندگان نفت برای سناریوهای بدبینانه آماده شوند و منابع جایگزین برای واردات انرژی تعریف کنند. کشورهای واردکننده آسیایی از جمله هند، ژاپن و کره جنوبی بیش از دیگران نسبت به تحولات منطقه آسیبپذیر هستند.
در همین حال، به نظر می رسد بسیاری از کشورهای صادرکننده نفت نظیر عربستان، عراق و امارات، در تلاشاند تا از افزایش قیمت نفت برای تقویت درآمدهای ارزی خود بهره ببرند. اما همزمان، این کشورها نگراناند که تشدید بحران به کاهش تقاضای جهانی منجر شده و منافع آنها را در بلندمدت تهدید کند.
در این میان، اوپک و متحدانش (اوپکپلاس) نیز در حال رصد تحولات هستند. اگرچه تاکنون واکنشی رسمی از سوی این نهاد صادر نشده، اما برخی منابع از احتمال نشست اضطراری در صورت تشدید بحران خبر میدهند. اوپک همواره تلاش کرده توازن بازار را حفظ کند، اما در برابر تحولات سیاسی شدید، ابزارهای آن نیز محدود میشود.
در ایران نیز مقامات رسمی از «آمادگی کامل برای دفاع و پاسخ» سخن گفتهاند. سخنگوی دولت در نشست خبری اخیر اعلام کرد که ایران به دنبال جنگ نیست، اما در برابر تجاوزات، پاسخ کوبنده خواهد داد. این موضعگیری باعث شده بازارها در تردید میان صلح و درگیری باقی بمانند.
در مجموع، آینده بازار نفت در هالهای از ابهام قرار دارد. اگر تنشها کاهش یابد، ممکن است قیمت نفت به محدوده ۷۰ تا ۸۰ دلار بازگردد. اما در سناریوی تشدید بحران، احتمال رسیدن بهای نفت به سطح ۱۰۰ دلار یا حتی بیشتر وجود دارد. سخنان فؤاد حسین درباره نفت ۳۰۰ دلاری، هشداری جدی است که حتی اگر بعید به نظر برسد، نمیتوان آن را نادیده گرفت.
بازار جهانی اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند ثبات، دیپلماسی و خویشتنداری است اما سیاست های شد انسانی نتانیاهو و رژیم صهیونیستی تهدیدی جدی برای جهان تلقی میشود.تجربه نشان داده که درگیری در خاورمیانه، همواره تبعات اقتصادی و سیاسی فرامنطقهای به همراه داشته است. در این میان، نفت تنها یکی از قربانیان بحران است؛ قربانیای که میتواند اقتصاد جهانی را نیز با خود به پایین بکشد.

به گزارش اقتصادران، پس از تحریم، چیزی حدود ۹۰ درصد نفت ایران به چین صادر میشود و عملا بازار نفت کشور وابسته به چین شده است. حالا اما گزارشها حاکی از آن است که تشدید تحریمها، سبب شده صادرات نفت ایران به چین کاهش داشته باشد. این در حالی است که تصور میشد با جنگ تعرفهای بین آمریکا و چین، نفت ایران مصون بماند و تشدید تحریم نتواند بازار نفت کشور را در چین کوچکتر کند.
به گزارش شرق، صادرات نفت ایران به چین در زمان دولت جو بایدن، رئیسجمهوری دموکرات آمریکا، به حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز رسید؛ اتفاقی که از آن بهعنوان چشمپوشی بایدن از تحریم نفتی ایران یاد شد. هرچند برخی تحلیلگران این چشمپوشی را ناشی از شروع جنگ روسیه و اوکراین و تأثیر آن بر بازار انرژی دانستند. این دسته از تحلیلگران معتقد بودند رشد قیمت نفت به بشکهای صد دلار و آثار تورمی آن بر اقتصاد اروپا و آمریکا سبب شده است بایدن تحریم نفتی ایران را نادیده بگیرد.
حالا اما بهای نفت در کانال ۶۰ دلار است و دونالد ترامپ دوباره کلیددار کاخ سفید شده است. مطابق با گزارش شرکتهای ردیاب نفتکشها، صادرات نفت ایران به چین در سه ماه اخیر کاهشی شده و به روزانه ۱.۱ میلیون بشکه نفت رسیده است. هرچند محسن پاکنژاد، وزیر نفت ایران، کاهش صادرات نفت به چین را تکذیب کرده است، اما دادههای ترانزیت انرژی حکایت متفاوتی دارد.
طبق گزارش رویترز، ایران در ۹ماهه سال جاری میلادی ۴.۲ میلیارد دلار تخفیف نفتی به چین داده است؛ با این حال، ظاهرا با آغاز مذاکرات ایران و آمریکا و افزایش فشارهای تحریمی آمریکا، دیگر چین با چنین تخفیفی هم حاضر به خرید نفت ایران به اندازه سابق نیست. البته علاوه بر این، کارشناسان عوامل دیگری مثل تعمیرات پالایشگاههای چین، کاهش رشد اقتصادی شرق آسیا و جایگزینی نفت ارزانتر روسیه با نفت ما را نیز بر کاهش تقاضای این کشور برای نفت ایران مؤثر میدانند.
اخیرا بلومبرگ با استناد به دادههای شرکت ردیاب ترانزیت انرژی ورتکسا گزارش داده که صادرات نفت خام از ایران به بزرگترین خریدار آن یعنی چین، در ماه گذشته برای سومین ماه متوالی کاهش یافته است. علتی که برای این کاهش عنوان شد، تحریمها و عملیات تعمیر و نگهداری سالانه پالایشگاههای چینی با آغاز فصل تابستان بود.
به گفته یکی از تحلیلگران ورتکسا، با تعویق تعمیرات فصلی پالایشگاههای چینی که انتظار میرود تا ماه جولای ادامه یابد، جریان نفت از ایران به چین احتمالا ضعیفتر از حد معمول باقی خواهد ماند. این تحلیل همچنین توضیح میدهد که پالایشگاههای چینی در اوایل سال، قبل از اینکه واشنگتن حلقه تحریمها را سفت کند، نفت خام ارزان ایران را ذخیره کردهاند، بنابراین سطح موجودی آنها فعلا باید کاملا کافی باشد.
براساس دادهها، ایران حالا روزانه کمی بیش از ۱.۱ میلیون بشکه نفت خام به چین صادر میکند که ۲۰ درصد کمتر از میزان صادرات آن در ماه می۲۰۲۴ است. در مقایسه با ماه آوریل گذشته نیز این رقم حدود ۴۰۰ هزار بشکه در روز کمتر است.
البته گفته میشود این اعداد و دادهها کاملا قطعی نیستند؛ زیرا نفتکشهای حامل نفت خام ایران از حرکات مختلفی برای پنهانکردن مبدأ و مسیر خود استفاده میکنند. شرکت کپلر اخیرا گزارش داده است تعداد بیشتری از نفتکشهای حامل نفت ایران به چین، اکنون دستگاههای ردیاب خود را خاموش میکنند تا ردیابی دشوارتر شده و مکان آنها پنهان بماند. دادههای رسمی چین هم هیچ تحویلی از ایران را نشان نمیدهد و نفت ایران پس از انتقال کشتی به کشتی برای پنهانکردن منشأ آن، بهعنوان مبدأ مالزی نامگذاری میشود.
با این حال، روال افت فروش نفت ایران به چین در ماههای اخیر توسط شرکتها و رسانهها مختلفی گزارش شد؛ ماه گذشته هم گزارش تانکر ترکرز نشان داد صادرات روزانه نفت و میعانات گازی ایران در ماه گذشته میلادی با کاهش ۱۹۴ هزار بشکهای، به یکمیلیونو ۴۳۰ هزار بشکه رسیده بود.
تحلیلگران خارجی کاهش رشد اقتصادی در شرق آسیا و افت تقاضا در این منطقه برای نفت، در کنار تعمیرات پالایشگاههای کوچک نفتی چین را عوامل اصلی کاهش صادرات نفت ایران میدانند. در ماههای اخیر، تعمیرات دورهای پالایشگاههای کوچک چین موسوم به تیپاتها و افزایش ذخایر نفتی استان شاندونگ منجر به کاهش خرید نفت از ایران شده است. گزارشها حاکی از آن است که در ماه مارس، ذخایر نفتی این استان به ۲۲ میلیون بشکه افزایش یافته بود.
از طرف دیگر نیز مجلس نمایندگان آمریکا اخیرا طرحی را تصویب کرد که تحریمها علیه نفت ایران را تشدید میکند؛ تحریمهایی که شامل بندرها و پالایشگاههای خارجی واردکننده نفت ایران میشوند. این سیاست باعث شده است جریان صادرات نفت به چین با موانع جدی مواجه شود و حتی پیشبینی میشود چنانچه تصویب آن با جدیت دولت آمریکا برای اجرای آن همراه شود، کار فروش و صادرات نفت ایران را از وضعیت فعلی هم دشوارتر کند. در این میان، ماجرای رقابت با نفت روسیه را هم نباید از نظر دور داشت.
در بازار نفت تحریمی، رقابت نفت ایران با نفت روسیه یک چالش جدی است. در شرایطی که هر دو کشور به صورت تخفیفی نفت خود را عرضه میکنند، یافتن مشتریان پایدار برای نفت ایران سختتر شده است. به گفته «اما لی»، یکی از تحلیلگران ارشد بازار در ورتکسا، افت قیمت نفتهای روسی بهویژه «سوکول» و «نوویپورت» باعث شده ایران جایگاه رقابتی خود در بازار چین را به شکل چشمگیری از دست بدهد.
این در حالی است که با آغاز جنگ تعرفهای میان چین و آمریکا، گروهی تصور میکردند چین زیر بار تلاش آمریکا برای افزایش فشار نفتی روی ایران نخواهد رفت. با این حال، ظاهرا چین برخلاف این انتظار پیش رفته است.
مرتضی بهروزیفرد، کارشناس حوزه انرژی، در این زمینه به «شرق» میگوید: «اساسا این تصور که برخی فکر میکنند یک کشور هیچگاه پشت ما را خالی نخواهد کرد، بهشدت سادهلوحانه است. مگر ممکن است یک کشور منافع ملی خود را فدای حمایت از کشور دیگری کند؟ متأسفانه ما در ۴۰ سال گذشته به طور کامل از اقتصاد جهانی جدا شدهایم. حالا دیگر نهتنها در حوزه نفت حرفی برای گفتن نداریم، بلکه اساسا سهم ما در اقتصاد جهانی بسیار ناچیز و قابل چشمپوشی است. بنابراین روابطی که چین یا هر کشور دیگری با ایران دارد، اصلا قابل مقایسه با روابط آنها با آمریکا نیست.
اصلا این تصور که فکر کنیم حتی اگر میان چین و آمریکا جنگ هم رخ دهد، چین طرف ایران را خواهد گرفت و آمریکا را رها خواهد کرد، بسیار سطحی و کوتهفکرانه است. بله، جنگ تعرفهای در جریان است و ترامپ تلاش دارد چین را تحت فشار قرار دهد تا منافع بیشتری برای خود کسب کند، اما این موضوع قطعا دائمی نخواهد بود؛ چون این وضعیت نه به نفع چین است و نه به نفع آمریکا».
او میافزاید: «نگاه کنید در ۲۰ سال گذشته چه زمانی چه کشوری به ما کمک کرده است وقتی به آن نیاز داشتیم؟ عملکرد چین، برخلاف تصور بسیاری از افراد، نامش بازیکردن در زمین تحریمها یا زمین آمریکا نیست؛ واقعیت این است که آمریکا بزرگترین اقتصاد دنیاست. اگر بازار آمریکا از چین گرفته شود، یا سرمایهگذاریهای آمریکا در چین متوقف شود، اقتصاد چین فرو میپاشد. اصلا ادامه پیداکردن این وضعیت برای چین ممکن نیست.
بنابراین، کاملا روشن است که اگر اتفاقاتی که در دوران بایدن رخ داد، تکرار نشود، شرایط برای ایران سختتر خواهد شد. در دوران بایدن چشمپوشیهایی نسبت به تحریمها صورت گرفت. به دلایلی چون شرایط بازار، جنگ روسیه و اوکراین و برخی عوامل دیگر، دولت آمریکا از شدت تحریمها کاست و ایران توانست صادرات خود را اندکی افزایش دهد؛ آنهم تقریبا فقط به چین، چون سایر واردکنندگان تقریبا وجود نداشتند.
نفت ایران با تخفیف بسیار زیاد و هزینههای جابهجایی بالا به چین میرسید و در نهایت یا اجناس بیکیفیت به ما داده میشد یا پولمان بلوکه میشد و در مواقع خاص، لطف میکردند و آن را به ما بازمیگرداندند». او تأکید میکند که چینیها مجبورند از شرایطی که آمریکاییها ایجاد میکنند، تبعیت کنند و تحت هیچ شرایطی بازار آمریکا را با بازار ایران معاوضه نخواهند کرد.
بهروزیفرد توضیح میدهد که بخشی از کاهش واردات طبیعتا میتواند ناشی از شرایط فصلی باشد؛ چراکه در فصل بهار، میزان پروندههای نفتی در جهان در پایینترین سطح است، نهفقط در چین بلکه در تمام دنیا. بنابراین، ممکن است بخشی از کاهش به این عامل نیز مربوط باشد. او میافزاید: «البته این فصل، فصل مناسبی برای پرکردن ذخایر نفتی نیز هست؛ چراکه تابستان فصل رانندگی و افزایش مصرف و قیمت فراوردههاست؛ بهویژه نفت خام. پس نقش فشار آمریکا را نمیتوان دستکم گرفت؛ فشار فزایندهای که ترامپ وارد میکند تا صادرات نفت ایران را محدود کرده و تهران را وادار به توافق کند، انکارشدنی نیست. ترامپ میگوید دوران بایدن تمام شده است؛ یا باید با ما توافق کنید و مسئله را حل کنیم یا ما کاری خواهیم کرد که حتی همین نفتی را هم که میفروشید، نتوانید بفروشید».
به گفته این کارشناس، اگر آمریکا بخواهد اینچنین محکم در مقابل ایران بایستد، میتواند صادرات نفت ایران را به زیر ۴۰۰ هزار بشکه در روز برساند و بدون تردید این توان را دارد.
او ادامه میدهد: «سناریوی منطقی برای ایران این است که با حفظ عزت، کرامت و منافع ملی خود، وارد توافق شود؛ چون ما نباید بیش از این در بازارهای جهانی منزوی شویم. در جهان امروز، بشکههای نفت نیست که حرف میزند، بلکه گردش مالی، نقش و سهم در اقتصاد جهانی است که تعیینکننده است. اگر از بازار جهانی انرژی حذف شویم، قطعا بیش از این نیز میتوانند ما را تضعیف کنند. متأسفانه چارهای جز حل مسئله و دیپلماسی نداریم. اگر این اتفاق نیفتد، با یک مشکل اساسی روبهرو خواهیم شد. اگر ترامپ با تمام قدرت وارد عمل شود و بخواهد فشار حداکثری را اعمال کند، بهراحتی میتواند صادرات نفت ایران را به زیر ۴۰۰ هزار بشکه در روز برساند».
بهروزیفرد در پاسخ به اینکه آیا آمریکا با تحریمهای جدیدش میتواند کاری کند که حتی همان پالایشگاههای کوچک سابق چین هم دیگر از ما حمایت نکنند؟ عنوان میکند: «اگر آمریکا اعلام کند در صورت واردات حتی یک قطره نفت از ایران، تعرفه واردات فلان محصول خاص دو درصد افزایش مییابد، مطمئن باشید دولت چین اجازه نخواهد داد آن شرکتها واردات داشته باشند. فراموش نکنیم که اقتصاد چین، علیرغم ظاهر توسعهیافتهاش، اقتصادی کمونیستی است. دولت و حزب کمونیست کاملا دست بالا را در این کشور دارند.
تصور اینکه حتی یک شرکت کوچک خصوصی، بدون هماهنگی، اقدام به خرید نفت از ایران کند، غیرممکن است. اگر منافع ملی چین اقتضا کند، ورود حتی یک قطره نفت ایران به چین نیز مسلما متوقف خواهد شد». حسن مرادی، دیگر کارشناس حوزه انرژی، دو دلیل افزایش فشارهای آمریکا و تعمیرات پالایشگاههای چینی را عامل اصلی افت فروش نفت چین معرفی میکند.
او توضیح میدهد: پالایشگاهها پس از مدتی کار، نیاز به تعمیرات اساسی پیدا میکنند؛ تعمیراتی که باید در فصول خاصی از سال انجام شود و طبیعتا در فصل بارندگی نمیتوان این کار را انجام داد و بنابراین این کار باید در فصل خشک بهار و تابستان صورت گیرد. ازاینرو، بخشی از نفتی که نمیتوانیم به چین بفروشیم، در واقع خوراک پالایشگاههایی است که در حال تعمیر هستند.
مرادی میافزاید: «از سوی دیگر، سایه تحریمها گستردهتر شده است. کشورهایی مثل چین به مقدار زیادی با سیاستهای یکجانبه آمریکا مقابله کردهاند، اما آنها هم تحت فشار قرار گرفتهاند؛ هم از سوی لابیهایی که در پارلمانهای اروپایی فعالاند و هم در خود ایالات متحده. متأسفانه این فشارها وضعیت را تشدید کرده و به این دولتها نیز منتقل شده است».
با این حال، او باور دارد بستن تمامی راهها روی نفت ایران ممکن نیست و به تعبیر خودش «راههای فرار» دیگری هم وجود دارد که میتواند به ما کمک کند؛ راههایی که احتمالا دولت و بهویژه مسئولان بخشهای بینالملل، اکنون در تلاش هستند تا تجارت را از مسیر آنها تسهیل کنند.

به گزارش اقتصادران، بازار جهانی نفت در سال ۲۰۲۵ تحت تأثیر عوامل شکنندهای قرار دارد که شامل رشد تقاضا، عرضه فراوان، تنشهای ژئوپلیتیکی و شتاب در حال گذار به سمت انرژیهای پاک میشود. بر اساس پیشبینیهای بانک جهانی، آژانس بینالمللی انرژی (IEA) و اوپک، تقاضای جهانی نفت با رشدی بین ۱ تا ۱/۲ میلیون بشکه در روز به ۱۰۳ تا ۱۰۴ میلیون بشکه در روز خواهد رسید.
این رشد عمدتاً ناشی از توسعه اقتصادی در کشورهای غیرعضو OECD، بهویژه چین و هند، و افزایش تقاضا در بخشهای حملونقل و پتروشیمی است. با این حال، گسترش استفاده از خودروهای برقی و بهبود بهرهوری انرژی در کشورهای توسعهیافته، رشد تقاضا را در برخی مناطق کم میکند.
در بخش عرضه، تولیدکنندگان غیراوپکپلاس، بهویژه ایالات متحده، کانادا و برزیل، با افزایش تولید حدود ۲ میلیون بشکه در روز، نقش کلیدی در تأمین بازار خواهند داشت. همچنین تولید نفت ایالات متحده به حدود ۱۴ میلیون بشکه در روز میرسد که به پیشرفتهای فناوری در استخراج نفت شل وابسته است. اوپکپلاس، با تداوم کاهش داوطلبانه ۲/۲ میلیون بشکهای تا اوایل ۲۰۲۵، تلاش دارد تعادل بازار را حفظ کند.
بر اساس آمارها ظرفیت مازاد تولید اوپک، حدود ۴/۵ میلیون بشکه در روز، که عمدتاً در عربستان و امارات متمرکز است، بهعنوان سپری در برابر شوکهای عرضه عمل میکند. با این حال، تنشهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه میتوانند عرضه جهانی را تا ۱ میلیون بشکه در روز کاهش دهند.
بانک جهانی قبلا پیشبینی کرده بود که قیمت نفت خام برنت در سال ۲۰۲۵ بهطور میانگین به ۷۳ دلار در هر بشکه برسد، که کاهشی ۶ درصدی نسبت به شاخص قیمت انرژی سال ۲۰۲۴ را نشان میدهد. این کاهش به دلیل عرضه کافی و کندی رشد تقاضا، بهویژه در چین، است. بر اساس نظرات بانک جهانی با این حال، تشدید تنشهای خاورمیانه، تغییرات در سیاستهای پولی آمریکا یا نوسانات ارزش دلار میتوانند نوسانات قیمتی را تشدید کنند.
بر اساس دادههای بانک جهانی، خطرات افزایش قیمتها شامل تولید کمتر از حد انتظار در آمریکای شمالی یا تقاضای بیشتر برای گاز طبیعی مایع (LNG) در آسیا میشود. از طرف دیگر، اگر اوپکپلاس کاهش تولید خود را زودتر از موعد لغو کند یا رشد اقتصادی ضعیفتر باشد، ممکن است عرضه بیش از حد شده و قیمتها کاهش یابد.
در حوزه سایر منابع انرژی، قیمت گاز طبیعی در اروپا در سال ۲۰۲۵ کمی افزایش مییابد، اما قیمت گاز طبیعی در ایالات متحده به دلیل رقابت برای LNG و تقاضای بیشتر در آسیا به طور قابلتوجهی بالا میرود. در مقابل، قیمت زغالسنگ کاهش مییابد که نشاندهنده گرایش به سمت منابع انرژی پاکتر است. تشدید تنشها یا مصرف بیش از حد انتظار گاز و زغالسنگ میتواند قیمت انرژی را افزایش دهد، در حالی که عرضه زیاد یا رشد اقتصادی ضعیفتر، احتمال کاهش قیمتها را افزایش میدهد.
ایران، بهعنوان یکی از بازیگران کلیدی بازار نفت، در سال ۲۰۲۵ با فرصتها و چالشهای منحصربهفردی مواجه است. تولید نفت ایران در سال ۲۰۲۴ به ۳/۳ میلیون بشکه در روز و صادرات آن، عمدتاً به چین، به ۱/۶ میلیون بشکه در روز رسید. چین، که ۸۵ درصد از صادرات ایران را با تخفیف ۵ تا ۱۰ دلار نسبت به برنت جذب میکند، از طریق روشهای غیرمستقیم مانند انتقال کشتیبهکشتی، شریک اصلی تجاری کشور باقی مانده است. تحریمهای ایالات متحده همچنان مانع دسترسی ایران به بازارهای جهانی، سیستم بانکی بینالمللی و فناوریهای پیشرفته است و تولید را در معرض خطر کاهش قرار داده است. در صورت تداوم وضعیت کنونی، تولید ایران ممکن است به ۳.۵ میلیون بشکه در روز برسد، اما تشدید تحریمها یا کاهش تقاضای چین میتواند صادرات را به ۱/۲ میلیون بشکه محدود کند. در مقابل، رفع تحریمها، مثلاً از طریق احیای توافق هستهای (برجام)، میتواند تولید را ظرف ۱۲ تا ۱۸ ماه مشروط بر سرمایهگذاری ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلاری، به ۴/۲ میلیون بشکه در روز افزایش دهد.
مصرف داخلی کشور در حال حاضر، حدود ۱/۹ میلیون بشکه در روز، به دلیل یارانههای سنگین سوخت با هزینه سالانه ۸۰ میلیارد دلار، فشار زیادی بر بودجه دولت وارد میکند. ظرفیت پالایشی ۲/۲ میلیون بشکهای، با وجود پیشرفتهایی مانند پالایشگاه ستاره خلیجفارس، به دلیل زیرساختهای قدیمی محدود است. تنشهای منطقهای، بهویژه با اسرائیل، ممکن است تهدیدی برای زیرساختهای نفتی ایران باشد. با این حال، ایران با روابط عمیق با چین، از جمله قرارداد همکاری ۲۵ ساله، و استفاده از فناوریهای بومی، تولید را تا حدی حفظ کرده است. وابستگی ۳۵ درصدی بودجه کشور به نفت، ما را در برابر کاهش تقاضای جهانی آسیبپذیر میکند و تنوعبخشی به بخش گاز و پتروشیمی، به دلیل تحریمهای آمریکا، دشوار است. اما بازگشت کامل ایران به بازار نفت میتواند قیمتهای جهانی را ۵ تا ۷ دلار کاهش دهد، اما صادرات کنونی تأثیر محدودی بر بازار دارد.
مذاکرات غیرمستقیم ایران و ایالات متحده، که در دو هفته اخیر در عمان و رم آغاز شد، میتواند تأثیر قابلتوجهی بر بازار جهانی نفت داشته باشد. کارشناسان پیش بینی میکنند در صورت دستیابی به توافق و رفع تحریمها، ایران قادر خواهد بود صادرات نفت خود را بهطور چشمگیری افزایش دهد. بر اساس گزارش رویترز، ایران با ذخایر شناور حدود ۱۰۰ میلیون بشکه و ظرفیت تولید بالقوه، میتواند ظرف چند ماه تا ۱ میلیون بشکه در روز به صادرات خود بیفزاید، که این امر عرضه جهانی را افزایش داده و فشار نزولی بر قیمتها وارد میکند.
آژانس بینالمللی انرژی هشدار داده است که ورود این حجم از نفت ایران، همراه با عرضه مازاد تولیدکنندگان غیراوپکپلاس، میتواند قیمت برنت را به زیر ۷۰ دلار در هر بشکه برساند، بهویژه اگر تقاضای جهانی به دلیل کندی رشد اقتصادی در چین محدود بماند. با این حال، تشدید تنشهای منطقهای یا شکست مذاکرات میتواند عرضه ایران را محدود نگه داشته و قیمتها را به بالای ۸۰ دلار سوق دهد، همانطور که این امر در ژانویه ۲۰۲۵ به دلیل تحریمهای جدید آمریکا مشاهده شد.
رسانههای جهانی همچون رویترز پیش بینی میکنند برای ایران، موفقیت در مذاکرات میتواند به بازگشت سریع به بازارهای جهانی منجر شود. پالایشگاههای آسیایی، بهویژه در هند و ژاپن، مشتاق ازسرگیری واردات نفت ایران هستند و طبق اظهارات مقامات پالایشگاه ژاپنی انئوس، در صورت توافق، این فرآیند ظرف ۲ تا ۳ ماه قابلاجرا است. افزایش صادرات به ۲/۵ تا ۳ میلیون بشکه در روز، مشابه سطوح پیش از تحریمها، میتواند درآمدهای نفتی کشور را بهطور قابلتوجهی افزایش دهد و امکان سرمایهگذاری در میادین نفتی قدیمی را فراهم کند.
با این حال، موانعی مانند نیاز به نوسازی زیرساختها، رقابت با تولیدکنندگان عرب، و عدم اطمینان از سیاستهای دولت آمریکا، بهویژه با توجه به فشارهای کنگره، میتوانند این روند را کند کنند. شکست مذاکرات یا تشدید تحریمها، همانطور که در فروردین (آوریل ۲۰۲۵) با تحریمهای جدید صنعت نفت ایران رخ داد، میتواند صادرات کشور را به زیر ۱ میلیون بشکه در روز کاهش دهد و فشار اقتصادی بر کشور را تشدید کند.
در مجموع، بازار جهانی نفت در سال ۲۰۲۵ با ثبات نسبی، اما مخاطرات ژئوپلیتیکی و اقتصادی مواجه است. ایران، بهرغم تحریمها، جایگاه خود را بهعنوان تولیدکننده و صادرکنندهای مهم حفظ کرده، اما آینده آن به نتایج مذاکرات با آمریکا، مدیریت منابع، و انطباق با گذار جهانی به انرژیهای پاک وابسته است.

به گزارش اقتصادران، سایت خبری اویل پرایس در خصوص سقوط قیمت نفت همزمان با تشدید جنگ تجاری نوشت: قیمت نفت برنت به ۶۰.۳۶ دلار در هر بشکه و نفت وست تگزاس اینترمیدیت به ۵۷.۰۴ دلار در هر بشکه رسیده است که هر دو نزدیک به ۴ درصد نسبت به روز سهشنبه کاهش یافتهاند. از ابتدای سال جاری، این شاخصها بیش از ۱۰ دلار در هر بشکه افت داشتهاند و اکثر تحلیلگران پیشبینی میکنند که این روند نزولی تشدید شود، چرا که ترس از کاهش تقاضای نفت به دلیل تعرفهها در حال افزایش است.
عکسالعمل تهاجمی چین، احتمال توافق سریع میان دو اقتصاد بزرگ جهان را کاهش داده و نگرانیها از وقوع رکود اقتصادی در سراسر جهان را تشدید کرده است.” این را “یه لین”، معاون بخش بازار نفت شرکت “ریستاد انرژی”، در گفتوگو با رویترز بیان کرد. وی افزود: “رشد تقاضای نفت چین در محدوده ۵۰ تا ۱۰۰ هزار بشکه در روز در معرض خطر است اگر جنگ تجاری طولانیتر شود. با این حال، سیاستهای تحریک کننده مصرف داخلی میتواند تا حدی از این زیانها بکاهد.
تحلیلگران بانک “آیانجی” نیز در یادداشتی روز سهشنبه نوشتند: “افت گسترده قیمت نفت از دوم آوریل نشان میدهد که بازار احتمال وقوع رکود را در حال محاسبه است. شدت این فروشهای گسترده، اوپکپلاس را نگران خواهد کرد، چرا که این گروه هفته گذشته با افزایش تولید بیشتر از حد انتظار در ماه مه، بازار را شوکه کرد. اگر فشار نزولی ادامه یابد، ممکن است تصمیم اوپکپلاس بسیار کوتاهمدت باشد و شاهد توقف یا حتی بازگشت از افزایش تولید باشیم.”
افزایش خطر رکود اقتصادی و همچنین افزایش تولید بیش از حد انتظار اوپکپلاس در ماه مه، موجب شد تا گلدمن ساکس تنها چند روز پس از کاهش پیشبینی قیمت نفت در پی اعلام تعرفههای آمریکا، بار دیگر پیشبینیهای خود برای سال ۲۰۲۶ را اصلاح کند.
تحلیلگران گلدمن ساکس در یادداشت جدیدی که در تاریخ ۶ آوریل منتشر شد، پیشبینی قیمت نفت در سال ۲۰۲۶ را برای نفت برنت ۴ دلار کاهش دادند و به ۵۸ دلار در هر بشکه رساندند. همچنین پیشبینی قیمت نفت شاخص آمریکا (WTI) نیز به ۵۵ دلار در هر بشکه کاهش یافت.
این کاهش قیمتها در حالی رخ میدهد که تنشهای تجاری بین دو غول اقتصادی جهان نهتنها به صنعت انرژی، بلکه به بازارهای جهانی نیز آسیب وارد کرده است. بسیاری از کارشناسان معتقدند که تداوم این روند میتواند تأثیرات منفی گستردهتری بر اقتصاد جهان بگذارد.
سقوط قیمت نفت باعث شده تا سرمایهگذاران در سایر بازارهای کالایی نیز با احتیاط بیشتری عمل کنند. شاخصهای سهام در آسیا و اروپا تحت تأثیر این نگرانیها با کاهش مواجه شدهاند، زیرا ترس از کاهش رشد اقتصادی، اعتماد سرمایهگذاران را تضعیف کرده است.
در همین حال، ارزش دلار آمریکا در برابر سایر ارزهای اصلی تقویت شده است، چرا که سرمایهگذاران به دنبال داراییهای امنتر هستند. این موضوع میتواند فشار بیشتری بر کشورهای در حال توسعه وارد کند که بدهیهای دلاری دارند و با افزایش هزینههای استقراض مواجه خواهند شد.
با توجه به افت شدید قیمتها، احتمال دارد اوپکپلاس در نشستهای آینده خود سیاست افزایش تولید را متوقف یا حتی معکوس کند. برخی از اعضای این گروه، به ویژه روسیه و عربستان سعودی، تمایلی به تحمل کاهش بیشتر قیمتها ندارند و ممکن است خواستار بازگشت به سیاستهای محدودکننده تولید شوند.
اگر اوپکپلاس تصمیم به کاهش تولید بگیرد، این اقدام میتواند تا حدی از فشار نزولی بر قیمتها

به گزارش اقتصادران، رویترز نوشت: تاجران در حال ارزیابی تأثیر تعرفههای خودرویی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا بودند.
بهای معاملات آتی نفت برنت ۷ سنت یا ۰.۱ درصد افزایش یافته و به ۷۳.۸۶ دلار در هر بشکه رسید. همچنین، قیمت نفت خام وست تگزاس اینترمدیت آمریکا در ساعت ۴:۰۶ به وقت گرینویچ ۱۰ سنت یا ۰.۱ درصد افزایش یافت و به ۶۹.۷۵ دلار در هر بشکه رسید.
در روز چهارشنبه، قیمت نفت به دلیل کاهش ذخایر نفت خام و سوخت در آمریکا در هفته گذشته و همچنین تهدید ایالات متحده برای اعمال تعرفه بر کشورهای خریدار نفت خام ونزوئلا، حدود ۱ درصد افزایش یافت.
سورو سارکار، سرپرست تیم بخش انرژی بانک DBS، اظهار داشت: “به نظر میرسد روند صعودی اخیر قیمتها تحت تأثیر جنجالی است که درباره تعرفهها برای خریداران نفت ونزوئلا به وجود آمده است.”
صنایع اتکای هند (RELI.NS) روز چهارشنبه اعلام کرد که بزرگترین اپراتور پالایشگاه جهان پس از اعلام تعرفه، واردات نفت ونزوئلا را متوقف خواهد کرد.
با این حال، کارشناسان DBS پیشبینی نمیکنند که قیمتها به سطوح بالاتری که در اوایل سال ۲۰۲۵ مشاهده شد، بازگردند. آنها معتقدند که نگرانیهای مربوط به تقاضا به دلیل “بلاتکلیفی سیاستهای ایالات متحده و جنگهای تعرفهای” دوباره به بازار بازخواهد گشت.
تجار و سرمایهگذاران در حال بررسی تأثیر آخرین اعلامیه ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، درباره اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر خودروهای وارداتی و کامیونهای سبک از هفته آینده بر تقاضای نفت هستند.
این نگرش وجود دارد که این اقدام میتواند قیمت خودروها را افزایش دهد و بهطور بالقوه بر تقاضای نفت تأثیر بگذارد، همچنین ممکن است روند حرکت به سمت خودروهای سبزتر را کند کند.
تونی سیکامور، تحلیلگر بازار در IG، میگوید: «اخبار مربوط به تعرفههای ترامپ بر خودروها ممکن است واقعاً برای نفت خام مثبت باشد، زیرا افزایش قیمت خودروهای جدید به دلیل این تعرفهها به معنای کاهش تمایل به تغییر به مدلهای جدیدتر و کممصرفتر است.»
یک نظرسنجی از فدرال رزرو دالاس نشان داد که فعالیتهای نفت و گاز در ایالات متحده در سه ماهه اول به طور جزئی افزایش یافته است.
با این حال، مدیران صنعت انرژی نسبت به آینده این بخش خوشبین نیستند، زیرا تعرفههای جداگانهای که ترامپ بر فولاد و آلومینیوم وضع کرده، ممکن است هزینههای حفاری و ساخت خطوط لوله را افزایش دهد.

به گزارش اقتصادران، قیمت فروش انواع نفت خام ایران در دومین ماه سال ۲۰۲۵ میلادی از سوی مدیریت امور بینالملل شرکت ملی نفت ایران اعلام شد. بر همین اساس «نفت خام سبک ایران» در بازارهای شمال غرب اروپا و آفریقای جنوبی در ماه فوریه، ۱.۳۵ دلار پایینتر از شاخص ICE Bwave عرضه خواهد شد، همچنین «نفت خام سنگین ایران» در این بازارها در این ماه، ۳.۱۵ دلار پایینتر از شاخص ICE Bwave قیمتگذاری شده است. قیمت «نفت فروزان ایران» نیز در این بازارها ۳.۰۵ دلار پایینتر از شاخص ICE Bwave عرضه خواهد شد.
در بازار مدیترانه نیز نفت «سبک»، «سنگین» و «فروزان» ایران، به ترتیب ۱.۲۵، ۳.۳۵ و ۳.۲۵ دلار کمتر از شاخص ICE Bwave، عرضه خواهد شد. نکته قابل توجه این است که برای قیمتگذاری نفت خام ایران در بازارهای شمال غرب اروپا در این ماه، از شاخص ICE Bwave استفاده شده است.
این شاخص بر اساس میانگین وزنی قیمت نفت خام برنت در بازار بورس آیسیئی لندن در روزهایی که بیشتر از ۱۰۰۰ لات (یک میلیون بشکه نفت) معامله میشود، به دست میآید، البته باید اشاره کرد که این تغییر شاخص در گذشته نیز به دلیل تغییر قوانین یا راحتی برخی مشتریان نفت کشور انجام شده و امری مسبوق به سابقه به شمار میرود. با توجه به اینکه قیمت پایه نفت خام در غرب آسیا، میانگین قیمت نفت خام عمان/ دوبی است، قیمت «نفت سبک ایران» برای عرضه در بازار آسیا در فوریه، ۱.۹۵ دلار بالاتر از قیمت پایه (قیمت نفت خام عمان/ دوبی) خواهد بود، همچنین قیمت نفت «سنگین» و «فروزان» ایران به ترتیب ۳۰ و ۵ سنت کمتر از قیمت پایه عرضه خواهد شد. بر همین اساس میتوان گفت قیمت رسمی فروش انواع نفت خام ایران به مشتریان آسیایی در فوریه ۲۰۲۵ نسبت به ماه گذشته، حدود ۰.۷ درصد افزایش داشته است. مدیریت امور بینالملل شرکت ملی نفت ایران به صورت ماهانه قیمت فروش انواع نفت خام ایران را منتشر میکند.