برچسب: قطعه سازان خودرو

  • «خفگی مالی» قطعه‌سازان خودرو!!!

    «خفگی مالی» قطعه‌سازان خودرو!!!

    به گزارش اقتصادران، سال‌۱۴۰۴ برای قطعه‌سازان خودروی ایران سالی سراسر تناقض و دشوار بود. اگرچه آمارهای رسمی در ماه‌های اخیر از رشد تولید خودروساز بزرگ کشور حکایت داشت اما در پشت این اعداد زنجیره تامین با عمیق‌ترین بحران‌های نقدینگی، بدهی، تامین مواد اولیه و بی‌ثباتی ارزی دست‌وپنجه نرم می‌کرد که درنهایت به رکود و ناامیدی از آینده منجر شده است.

    بحران نقدینگی و بدهی‌های انباشته

    اگر یک عبارت بخواهد سال‌۱۴۰۴ را برای قطعه‌سازان توصیف کند آن «خطر خفگی مالی» است. برجسته‌ترین و هشداردهنده‌ترین خبری که از همان ماه‌های ابتدایی سال مخابره شد رشد افسارگسیخته بدهی خودروسازان به زنجیره تامین بود. براساس آمارهای منتشرشده در میانه سال بدهی جاری دوخودروساز بزرگ کشور(ایران‌خودرو و سایپا) به قطعه‌سازان جای نگرانی داشت که در عمل توان مالی قطعه‌سازان را برای تامین مواد اولیه و پرداخت حقوق کارگران گرفته بود .

    ارقام به‌تنهایی گویای عمق فاجعه هستند. در شرایطی که نیاز واقعی زنجیره تامین برای بقا و گردش چرخ تولید روزانه بین ۲۰۰تا۳۰۰‌میلیاردتومان نقدینگی بود پرداخت‌ها به قطعه‌سازان به طرز عجیبی به تنها ۱۵‌میلیاردتومان در روز کاهش یافته بود. این شکاف عظیم فعالان صنعت را نسبت به آینده اشتغال در این حوزه به شدت نگران کرده بود. پیش از این نیز رییس انجمن قطعه‌سازان، محمدرضا نجفی‌منش زنگ خطر را به صدا درآورد و هشدار داد که درصورت تداوم این روند، خطر تعدیل و بیکاری بیش از ۴۰۰‌هزارنفر از ۶۵۰‌هزارنیروی شاغل در صنعت قطعه‌سازی کاملا جدی است و بیش از ۶۰‌واحد تولیدی از آمادگی برای تعدیل نیرو خبر دادند .

    مشکلات قطعه‌سازان در سال‌۱۴۰۴

    در این راستا علیرضانجفی‌منش، رییس انجمن صنایع همگن نیرومحرکه و قطعه‌سازان خودرو کشور در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» به مسائلی که قطعه‌سازان در سال‌جاری با آن روبه‌رو بودند پرداخت و عنوان کرد: در کل سال‌۱۴۰۴ به هیچ‌وجه سال خوبی برای قطعه‌سازان نبود و این تولیدکنندگان در این سال با چند مشکل عمده روبه‌رو بودند. یکی از مشکلات عمده قطعه‌سازان در سال‌جاری وصول‌نشدن مطالبات آنها از خودروسازان به‌ویژه گروه سایپا بود. در این راستا باید اذعان کرد که چک‌های برگشتی بسیاری قطعه‌سازان را با مشکلات متعددی روبه‌رو کرده بود.

    نجفی‌منش درپاسخ به این پرسش که طلب قطعه‌سازان از خودروسازان به چه میزان است و آیا تسهیلات ۴۰‌هزار‌میلیاردتومان(همت) که قرار بود از سوی دولت به خودروسازان اختصاص پیدا کند به کجا رسید، گفت: طلب قطعه‌سازان از خودروسازان  هم‌اکنون حدود ۲۰۰‌هزار‌میلیاردتومان(همت) است. قرار بود ۴۰‌همت تسهیلات ازسوی بانک به خودروسازان اختصاص پیدا کند که شرکت ایران‌خودرو ۲۰‌همت خود را دریافت کرد اما شرکت سایپا همچنان قادر به دریافت این ‌تسهیلات نشده است. وی در ادامه تصریح کرد: از سوی دیگر قرار بود که۱۳۰‌هزار‌میلیاردتومان(همت) چک برای خرید دین به قطعه‌سازان اختصاص پیدا کند که اگر تا سال آتی به قطعه‌سازان داده نشود آنها را با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو خواهد کرد. رییس انجمن صنایع همگن نیرومحرکه و قطعه سازان خودرو کشور در ادامه یادآور شد: مشکل دیگری که قطعه‌سازان را در سال‌جاری با مشکلات بسیاری دست به گریبان کرد مشکل تامین ارز بود که این امر واردات مواد اولیه را با تاخیر یا عدم واردات همراه کرده است. در این راستا باید به این موضوع توجه داشت که بسیاری با ارز تالار اول یا همان‌دلار ۷۰‌هزارتومان ثبت سفارش انجام داده بودند که هم‌اکنون برای ترخیص کالا  ارز آنها با تالار دوم محاسبه می‌شود که قیمتی تقریبا دوبرابری دارد و این موضوع نیز به نوبه خود مشکلات بزرگی بر گرده قطعه‌سازان خواهد نهاد. نجفی‌منش به سیاست‌های دولت‌های گذشته در این زمینه اشاره کرد و افزود: به یاد دارم در دوران ریاست‌جمهوری آقای خاتمی چنین موضوعی پیش آمد که دولت وی با اختصاص ارز به تولیدکنندگان اجازه نداد که آنها متضرر شوند. امیدواریم دولت چهاردهم بابت جبران خسارت واردشده بر تولیدکنندگان ناشی از رفتن از تالار اول به تالار دوم تمهیدات لازم را اندیشیده باشد.

    تلاش برای تولید در میدان مین

    سیاستگذاری‌های دستوری؛ از قیمت‌گذاری تا تعرفه‌های ضدتولید

    قطعه‌سازان در سال‌۱۴۰۴ همچنان قربانی سیاست‌های دستوری و گاه متناقض دولت بودند. ازیک‌سو قیمت‌گذاری دستوری خودرو توسط شورای رقابت حاشیه سود خودروسازان را به شدت کاهش داده و توان آنها برای تسویه حساب با قطعه‌سازان را از بین برده بود. دبیر انجمن قطعه‌سازان با ذکر مثال نشان داد که باوجود اختلاف قیمت ۱۴۰‌میلیون‌تومانی قیمت تمام‌شده و فروش یک خودرو این مبلغ صرف هزینه‌های دولتی و مالیات می‌شود و سودی عاید خودروساز نمی‌کند . ازسوی‌دیگر سیاست‌های تعرفه‌ای به شکلی ضدتولید طراحی شده بود یعنی تولید داخل نه‌تنها حمایت نشده بلکه در رقابت با نمونه وارداتی جریمه هم می‌شود. درحالی‌که قطعه‌سازان برای نوسازی ماشین‌آلات فرسوده خود با مشکل تخصیص ارز مواجه بودند دولت بی‌درنگ ارز مورد نیاز برای واردات خودروهای دست دوم را تامین می‌کرد. این تناقض‌ها این پیام را به صنعتگران می‌داد که تولید اولویت اصلی تصمیم‌گیران نیست.

    کلام آخر

    به‌طور خلاصه سال‌۱۴۰۴ برای قطعه‌سازان خودروی ایران را می‌توان سال «بقا در لبه پرتگاه» نامید. آنها در سالی که با امید به بهبود شرایط آغاز شد در عمل با تلاقی سه‌گانه مرگبار بحران نقدینگی(ناشی از بدهی خودروسازان)، بی‌ثباتی ارزی و موانع اداری(که تامین مواد اولیه را غیرممکن کرد) و سیاستگذاری‌های دستوری و ضدتولید(که انگیزه سرمایه‌گذاری را از بین برد) مواجه شدند. در پایان سال‌۱۴۰۴ زنگ‌های هشدار برای اشتغال ۴۰۰‌هزارنفر  و احتمال توقف گسترده خطوط تولید به‌صدا درآمده بود و صنعت قطعه‌سازی کشور نفس‌های آخر خود را در انتظار تغییری اساسی در نگاه حاکمیتی به مقوله تولید می‌کشد.

  • تولیدکنندگان و قطعه‌سازان خودرو در محاصره سیاست‌های متناقض

    تولیدکنندگان و قطعه‌سازان خودرو در محاصره سیاست‌های متناقض

    به گزارش اقتصادران، در شرایطی که نوسان نرخ ارز، محدودیت‌های بانکی و سیاست‌های متناقض تجاری، فضای تولید را هر روز ناامن‌تر می‌کند، قطعه‌سازان به‌عنوان ستون پنهان صنعت‌خودرو، بیشترین فشار را تحمل می‌کنند. ادامه قیمت‌گذاری دستوری، تخصیص ارز به واردات به‌جای تولید و بی‌توجهی به زنجیره تامین، نه تنها توان تاب‌آوری تولیدکنندگان را کاهش داده، بلکه خطر تضعیف تولید داخلی و وابستگی بیشتر به واردات را به یک تهدید جدی اقتصادی تبدیل کرده است.

    بی‌توجهی سیاست‌های ارزی به تولید

    اسماعیل شجاعی، کارشناس صنعت‌خودرو در تشریح وضعیت صنعت قطعه و خودروسازی پس از انتقال ارز از کانال اول به کانال دوم گفت: «ما با پدیده‌ای به نام تغییر پیوسته نرخ ارز روبه‌رو هستیم و این نوسانات همواره با مسائل و چالش‌های تازه همراه شده است. کشور در عمل در شرایط جنگ اقتصادی قرار دارد، اما سیاست‌های پولی و ارزی متناسب با الزامات چنین شرایطی تدوین و اجرا نشده است؛ موضوعی که به‌طور کامل آشکار است و جای تردید در آن وجود ندارد.»

    وی اضافه کرد: «مساله مهم‌تر این است که در چنین فضای پرالتهاب و پرریسکی، تا چه اندازه به تولید توجه شده است تا از این ناحیه آسیب نبیند. کشوری که در مسیر جنگ قرار دارد یا در شرایط جنگی به‌سر می‌برد، نخستین ستون اقتصادی که باید از فروپاشی آن جلوگیری کند، تولید است.»

    شجاعی تصریح کرد: «صنعت‌خودرو فقط به تولید یک محصول نهایی محدود نمی‌شود. این صنعت به شکل مستقیم و غیرمستقیم با بیش از ۶۰ حوزه و فعالیت دیگر در ارتباط است. از خدمات پس از فروش و زنجیره‌تامین گرفته تا لجستیک، مهندسی و به‌ویژه قطعه‌سازی، همگی به ادامه فعالیت و پایداری صنعت‌خودرو وابسته هستند و اختلال در هر یک از این بخش‌ها می‌تواند کل این صنعت را تحت‌تاثیر قرار دهد.»

    این کارشناس صنعت‌خودرو اظهار داشت: «قطعه‌سازان بخشی جدایی‌ناپذیر از این زنجیره هستند و آن‌چه امروز تولیدکنندگان، متخصصان و فعالان این حوزه مشاهده می‌کنند این است که در نظام حکمرانی اقتصادی کشور، تولید در اولویت نیست. سوال ساده از متولیان این است: کدام اقدام مشخص، قابل گزارش و مستند در حمایت از تولید انجام شده است؟»

    سیگنال‌های سیاست‌گزاری به نفع واردات و علیه تولید

    شجاعی با انتقاد از بی‌توجهی متولیان تصمیم‌گیر در حوزه پولی و بانکی گفت: «نظام حکمرانی در تدوین و اجرای سیاست‌های پولی و ارزی، در عمل توجهی به‌تولید ندارد. اگر تولید در اولویت بود، مجلس درسالی که شعار رسمی کشور رفع موانع تولید اعلام شد، به‌سمت تصویب واردات خودروهای دست‌دوم حرکت نمی‌کرد.»

    وی اضافه کرد: «من به صورت مستقیم از ده‌ها قطعه‌ساز شنیده‌ام که اعلام می‌کنند توان تولید بسیاری از قطعات را در داخل کشور دارند، اما ارز به جای حمایت از تولید، به واردات اختصاص می‌یابد. این قطعه‌سازان می‌گویند می‌توانیم مواداولیه مورد نیاز را وارد کنیم و محصول نهایی را در داخل تولید کنیم، اما تعرفه‌ها به شکلی تنظیم شده که تعرفه کالای ساخته‌شده وارداتی از تعرفه مواداولیه کمتر است و درنتیجه، واردات بر تولید ترجیح داده می‌شود.»

    شجاعی تصریح کرد: «این یعنی سیاست‌گزار سیگنال می‌دهد که واردات را ترجیح می‌دهد. وقتی چنین پیام روشنی از سمت سیاست‌های ارزی و تجاری ارسال می‌شود، دیگر نمی‌توان ادعا کرد که تولید در اولویت نظام حکمرانی قرار دارد. اگر قرار بود تولید اولویت باشد، چنین رفتارهایی را مشاهده نمی‌کردیم. سوال جدی این است که نظام مالی پشتیبان تولید کجاست؟ کدام بانک و کدام بخش از سیستم مالی کشور واقعا در خدمت تولید قرار گرفته است؟»

    وی تاکید کرد: «نظام ارزی کشور اگر مدعی حمایت از تولید است، باید گزارش دهد که در یک سال گذشته چه اقداماتی در این مسیر انجام داده است. نمی‌شود کشور در شرایط نامطلوب اقتصادی باشد و تنها سیاست ثابت این باشد که قیمت خودرو افزایش پیدا نکند، درحالی که قیمت همه نهاده‌های تولید چند برابر شده است.»

    قیمت‌گذاری دستوری و سیگنال توقف تولید

    این کارشناس صنعت‌خودرو درباره سیاست‌های دستوری قیمت‌گذاری محصول نهایی خودروسازان و قطعه‌سازان گفت: «این‌که به تولیدکننده گفته شود قیمت محصول را ثابت نگه دارد، درحالی که هزینه مواداولیه، انرژی، دستمزد و سایر هزینه‌ها به‌طور مستمر افزایش پیدا می‌کند، درعمل گویی یک پیام مشخص دارد: تولید را متوقف کن.»

    وی افزود: «به‌عنوان یک کارشناس صنعت‌خودرو، این رفتار را این‌گونه تفسیر می‌کنم که اراده‌ای برای متوقف‌سازی زنجیره تولید خودرو در کشور وجود دارد تا درنهایت، واردکننده محصولات کشورهای دیگر، به‌ویژه چین شویم. برداشت دیگری از این سیاست‌ها نمی‌توان داشت.»

    شجاعی تصریح کرد: «اگر نظام حکمرانی واقعا اقدامی برای حمایت از تولید و قطعه‌سازان انجام داده است، انتظار می‌رود این اقدامات به‌صورت شفاف گزارش شود. تولیدکننده نمی‌تواند در فضایی فعالیت کند که همه فشارها بر دوش اوست، اما هیچ ابزار حمایتی در اختیارش قرار ندارد.»

    وی اظهار داشت: «ما یاد گرفته‌ایم در بحران‌های اقتصادی، ساده‌ترین راه را انتخاب کنیم؛ یعنی سرکوب قیمت خودرو. اما این سرکوب، نه‌تنها به نفع مصرف‌کننده نیست، بلکه در بلندمدت به نابودی تولید داخلی منجر می‌شود. وقتی زنجیره تولید آسیب ببیند، تبعات آن به‌مراتب سنگین‌تر از افزایش قیمت خواهد بود؛ زیرا درنهایت، بازار با کمبود، بیکاری و وابستگی شدید به واردات مواجه می‌شود.»

    تورم، نتیجه مستقیم تضعیف تولید

    شجاعی درباره آثار زیان‌بار ادامه سیاست‌های فعلی در حوزه تولید گفت: «تورم، محصول مستقیم فقدان تولید است. هر زمان تولید به‌اندازه کافی وجود داشته باشد، امکان کنترل و مهار تورم فراهم می‌شود. اما وقتی تولید تضعیف شود، تورم به‌طور طبیعی تشدید خواهد شد.»

    وی افزود: «بخشی از تورم کشور به افزایش مداوم نرخ ارز نسبت داده می‌شود و آن را به بحران‌های سیاسی گره می‌زنند؛ اما سوال این‌جاست که برای متعادل نگه‌داشتن شرایط تولیدکننده چه اقدامی انجام شده است؟ نمی‌توان از تولیدکننده انتظار داشت قیمت محصول خود را ثابت نگه دارد، درحالی که هزینه‌هایش چند برابر شده است. در چنین شرایطی، تولیدکننده یا باید زیان انباشته را بپذیرد یا تولید را متوقف کند.»

    شجاعی اظهار داشت: «واقعیت این است که تولیدکنندگان ما، به‌ویژه در حوزه خودرو و قطعه‌سازی، انسان‌های شریف و نجیبی هستند. آن‌ها در شرایطی که منطق اقتصادی حکم به توقف تولید می‌دهد، همچنان چرخ تولید را متوقف نکرده‌اند تا فشار بیشتری به مردم وارد نشود. اگر امروز کالا گران است، حداقل در بازار موجود است و این موضوع به‌دلیل ایستادگی تولیدکنندگان است. آن‌ها با تحمل فشارهای شدید، بار ناکارآمدی نظام حکمرانی را بر دوش کشیده‌اند.»

    ناکارآمدی، فقدان شایسته‌سالاری و خطر دامپینگ

    این کارشناس صنعت‌خودرو گفت: «بخش قابل توجهی از ناکارآمدی‌های موجود، به نبود شایسته‌سالاری بازمی گردد. شایسته‌سالاری یعنی سپردن جایگاه تصمیم‌گیری به افراد متخصص و با تجربه. اگر مدیران آگاه و کارآزموده در رأس تصمیم‌گیری قرار داشتند، پیش از صدور هر بخشنامه نظر بخش‌خصوصی و تولیدکنندگان را جویا می‌شدند. نشانه روشن این ناکارآمدی آن است که مسیر تصمیم گیری به روی تولیدکننده بسته مانده است.»

    شجاعی تصریح کرد: «نظام بانکی اگر مدعی کارآمدی است، باید گزارش دهد که کجا و چگونه از تولید حمایت کرده است. وقتی هزینه تولید چند برابر می‌شود، ادامه فعالیت اقتصادی عملا غیرممکن خواهد بود. درچنین فضایی، کشورهایی مانند چین با استفاده از سیاست دامپینگ، کالاهایی را با قیمت‌های بسیار پایین به بازار ایران عرضه می‌کنند؛ حتی پایین‌تر از هزینه تمام‌شده خودشان. هدف این است که تولید داخلی تضعیف و وابسته شود.»

    این کارشناس صنعت‌خودرو تایید کرد: «وقتی تولید داخلی از بین رفت، همان کالاها با قیمت‌های بسیار بالاتر به‌کشور فروخته خواهد شد. این یک فاجعه اقتصادی است که امروز نشانه‌های آن را به‌وضوح می‌بینیم.»

    تاب‌آوری قطعه‌سازان در آستانه فروپاشی

    شجاعی درپاسخ به این سوال که تولیدکننده در شرایط فعلی چقدر قدرت تاب‌آوری دارد؟ گفت: «صحبت از وضعیت فعلی تولیدکنندگان سخت است. بسیاری از آن‌ها در لبه پرتگاه قرار دارند و با حداقل توان، تولید را زنده نگه داشته‌اند. ما زمانی چند هزار قطعه‌ساز فعال داشتیم، اما امروز بخش بزرگی از قطعه‌سازان کوچک از چرخه تولید خارج شده‌اند؛ زیرا حتی توان پرداخت حقوق کارگران یا هزینه‌های اولیه کارگاه را ندارند.»

    وی تصریح کرد: «خروج این واحدها از چرخه تولید به‌معنای افزایش بیکاری و تشدید بحران‌های اجتماعی است. درعین حال، برخی با شعار تعطیلی ایران‌خودرو و سایپا و نفی کامل خودرو داخلی، صورت‌مساله را می‌خواهند پاک ‌کنند. کیفیت یک زنجیره است. اگر قانون‌گذار، سیاست‌گزار صنعتی یا مدیر دولتی در جایگاه خود به مساله کیفیت توجه نداشته باشد، نمی‌توان انتظار محصول باکیفیت داشت. کارنامه این افراد در حمایت از تولید باید مورد بررسی قرار گیرد.»

    این کارشناس صنعت‌خودرو تاکید کرد: «من مخالف واردات نیستم؛ واردات باید حدود ۱۰ درصد تولید باشد، بدون رانت و با تعرفه مشخص تا تولید داخلی توان رقابت پیدا کند. اما وقتی همه ابزارها علیه تولید به‌کار گرفته می‌شود، انتظار تاب‌آوری بی‌پایان منطقی نیست.»

  • کار قطعه‌سازانِ خودرو به «آجیل‌ فروشی» رسید!

    کار قطعه‌سازانِ خودرو به «آجیل‌ فروشی» رسید!

    به گزارش اقتصادران، روز گذشته رئیس اتحادیه خشکبار با انتقاد از ورود فعالان غیرمرتبط به این بازار اعلام کرد که برخی قطعه‌سازان خودرو با هدف تأمین ارز، وارد حوزه صادرات خشکبار شده‌اند؛ به‌طوری‌که این افراد آجیل را در داخل کشور با قیمت‌های بالاتر از بازار داخلی خریداری کرده و سپس همان کالا را با قیمت پایین‌تر از بازارهای خارجی در خارج از کشور عرضه کرده‌اند.

    به گفته بابایی، این افراد با به‌کارگیری دلالان، اقدام به جمع‌آوری آجیل از سطح بازار کرده و همین موضوع موجب برهم خوردن نظم بازار، ایجاد کمبود مصنوعی و افزایش قیمت برای مصرف‌کننده داخلی شده است. این اتفاق اگرچه در نگاه نخست عجیب و غیرمنتظره به نظر می‌رسد، اما عبدالله بابایی، کارشناس صنعت خودرو به این نکته اشاره می‌کند که این موضوع پدیده تازه‌ای نیست.

    اقدام قانونی، ‌اما مخرب

    هرچند با انتشار این خبر بسیاری به آن ایراد گرفتند، اما نکته اینجاست که این اقدام به لحاظ قانونی منعی نداشته است، اما مشکل دقیقا از همین جا آغاز می‌شود. قانون، به‌جای آنکه مسیر تأمین ارز مورد نیاز تولید را شفاف، مستقیم و قابل پیش‌بینی طراحی کند، عملا یک میان‌بر پرریسک و مخرب ایجاد کرده است؛ مسیری که سا‌ل‌ها صادرکنندگان خواستار اصلاح آن هستند که به آنها اجازه داده شود با ارز صادراتی هرچه خواستند وارد کنند، تا به این مشکل بازگشت ارز حاصل از صادرات برطرف شود.

    این سیاست اگرچه در ظاهر با منع قانونی مواجه نیست و حتی می‌تواند مشوق صادرات تلقی شود، اما در عمل پیامدهایی جز انحراف منابع، برهم خوردن تعادل بازارها و تشدید فعالیت‌های غیرمولد به همراه نداشته است.

    ارز حاصل از صادرات روشی مطمئن برای تامین ارز

    به گفته بابایی، باید به این نکته اشاره کرد که به طور کلی، واردکنندگان قطعات در حوزه‌های مختلف با معضل جدی تامین منابع ارزی مواجه هستند. این مکانیزم صادراتی به آن‌ها کمک می‌کند تا منابع ارزی مورد نیاز خود را از طریق صادرات اقلام دیگر تامین کنند. در واقع، برخی از این فعالان به سراغ حوزه‌هایی نظیر فولاد یا مس می‌روند و برخی دیگر نیز به هر حوزه‌ای که بتوانند مشتری صادرکننده آن را بیابند، مراجعه می‌کنند. هدف از این اقدام، تامین ارز مورد نیاز از این کانال و حل مشکل نقدینگی ارزی است.

    بابایی در پاسخ به این پرسش که آیا تأمین ارز اصولا بر عهده بانک مرکزی نیست و چرا واردکنندگان با وجود این موضوع ترجیح می‌دهند مسیر پیچیده و پرهزینه تأمین ارز از محل صادرات را انتخاب کنند، توضیح می‌دهد: ارز حاصل از صادرات، مسیری است که وقتی واردکننده قطعات شخصا پیگیر آن باشد، فرآیند تسهیل‌گری برای او بسیار راحت‌تر از انتظار برای تامین منابع از «تالار ارز» خواهد بود. ما در تالارها عمدتا با مشکل کمبود عرضه مواجه هستیم یا اساسا ارز مورد نیاز به دست واردکننده نمی‌رسد. لذا با اتکا به این روش، ضریب اطمینان آن‌ها افزایش می‌یابد؛ چرا که از این طریق هم صادرات انجام شده و هم مشکل واردات به صورت همزمان مرتفع می‌شود.

    بابایی در خصوص اینکه آیا این یک روش جدید برای تامین ارز محسوب می‌شود یا پیش از این نیز سابقه استفاده از این روش وجود داشته است، می‌گوید: هر زمان که بحث تخصیص و تامین منابع ارزی از سوی بانک مرکزی با اختلال یا مشکل مواجه می‌شود، واردکنندگان به دنبال یافتن راه‌های جایگزین برای حل معضل خود می‌روند. واقعیت این است که فعالان اقتصادی نمی‌توانند در صف‌های طولانی تخصیص ارز منتظر بمانند؛ زیرا عدم تخصیص به موقع، منجر به بروز بحران در خطوط تولید، توقف فرآیند تولید و در نهایت ناتوانی در ایفای تعهدات در موعد مقرر می‌شود. بنابراین، برخی از فعالان که از توانایی لازم برخوردارند، به صورت داوطلبانه پیگیر این موضوع می‌شوند تا مشکل خود را با سهولت بیشتری حل کنند.

    نکته‌ای که در این میان مطرح می‌شود این است که آیا تمام قطعه‌سازان، اعم از کوچک و بزرگ، امکان استفاده از این روش را دارند؛ بابایی در این خصوص می‌گوید: این امکان برای هر شخصی که قابلیت مدیریت حوزه‌های صادراتی را داشته باشد فراهم است تا منابع ارزی خود را از حاصل صادرات هر نوع اقلامی تأمین کند. البته با توجه به اینکه این امر تخصص اصلی قطعه‌سازان محسوب نمی‌شود، آن‌ها معمولا با شرکت‌های صادراتی همگام شده یا از توان فنی آن‌ها کمک می‌گیرند. بعید است که خود قطعه‌سازان به طور مستقیم وارد این عرصه شوند، بلکه سعی می‌کنند از ارز حاصل از محصولات صادرکنندگانی که در این زمینه متخصص هستند، برای رفع نیاز خود استفاده کنند. در واقع، این یک راهکار برای رفع مشکل است که در آن، ارز یک صادرکننده به جای ورود به تالار، مستقیما برای تامین نیاز قطعه‌ساز تخصیص می‌یابد.

    بابایی همچنین در پاسخ به این پرسش که از نظر هزینه‌ای، آیا استفاده از ارز صادراتی برای قطعه‌ساز ارزان‌تر از ارز تالار تمام می‌شود، توضیح داد: به نظر می‌رسد قیمت این ارز بر اساس نرخ روز و به صورت توافقی تعیین می‌شود. بعید است که این روش ارزان‌تر تمام شود و حتی ممکن است در مواردی هزینه‌های بیشتری را نیز به قطعه‌ساز تحمیل کند. با این حال، به دلیل ضرورت استمرار تولید، فعالان این حوزه ترجیح می‌دهند، برای جلوگیری از توقف چرخ تولید، از این مسیر جایگزین استفاده کنند.

    تامین ارز از طریق صادرات به بدهی خودروسازان ارتباطی ندارد

    بابایی در پاسخ به این پرسش که آیا مشکلات مربوط به تاخیر در پرداخت بدهی‌های خودروسازان به قطعه‌سازان نیز به این فرآیند ارزی ارتباط دارد، می‌گوید: بحث بدهی خودروسازان فرآیند متفاوتی دارد. شرایط قراردادهای فیمابین خودروساز و قطعه‌ساز کاملا مشخص است و معمولا پرداخت‌ها در بازه‌های زمانی ۶۰ تا ۱۲۰ روزه انجام می‌شود. هرچند تامین ارز از طریق صادرات می‌تواند به قطعه‌ساز کمک کند تا بخشی از مشکلات مالی خود را مدیریت کند، اما این دو موضوع پیوند مستقیمی با یکدیگر ندارند و در حقیقت ارتباط مستقیمی میان بدهی خودروساز و این مکانیزم ارزی وجود ندارد.

     

  • صنعت قطعه‌سازی در لبه پرتگاه / چنگی: شرایط برای قطعه‌سازان سخت شده است / ما هنوز مطالبات سال ۱۴۰۲ را از خودروسازان نگرفته‌ایم

    صنعت قطعه‌سازی در لبه پرتگاه / چنگی: شرایط برای قطعه‌سازان سخت شده است / ما هنوز مطالبات سال ۱۴۰۲ را از خودروسازان نگرفته‌ایم

    به گزارش اقتصادران، صنعت قطعه‌سازی کشور امروز با بحرانی روبه‌رو است که ریشه آن را نمی‌توان صرفا در افزایش قیمت‌ها یا کمبود منابع مالی دانست. آنچه زنجیره‌تامین خودروسازی را تحت فشار قرار داده، انباشت سال‌ها سیاست‌گزاری ناپایدار، بی‌برنامگی در حوزه انرژی و اختلالات مزمن در تامین ارز و چالش گمرکی است؛ مجموعه‌ای از عوامل که بهره‌وری تولید را به‌شدت کاهش داده و آینده این صنعت راهبردی را با ابهام مواجه کرده است. درچنین شرایطی، قطعه‌ساز بیش از آن‌که با مساله «گرانی» مواجه باشد، با مشکل «ناپایداری» دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ ناپایداری در برق و گاز، ناپایداری در سیاست‌های ارزی و ناپایداری در نظام پرداخت خودروسازان، قطع برق و گاز، به‌ویژه در واحدهای وابسته به‌فرآیندهای حرارتی، به‌عاملی تعیین‌کننده در افت تولید تبدیل شده و خسارتی به‌مراتب سنگین‌تر از افزایش قیمت انرژی به تولیدکننده تحمیل می‌کند. هم‌زمان، فرسودگی ماشین‌آلات و محدودیت واردات تجهیزات جدید، توان نوسازی خطوط تولید را کاهش داده و ریسک افت کیفیت را افزایش داده است.

    از همین رو برای بررسی وضعیت قطعه‌سازان و چالش‌های مذکور در این بخش با علی چنگی، به گفت‌وگو پرداختیم؛‌

    با توجه به ‌این‌که در حوزه ارز قطعه‌سازان و بحث تالار دوم تغییراتی اعمال شده است، این موضوع چه اثری بر قیمت قطعات خواهد داشت؟

    فعلا تامین ارز از این طریق به‌طور رسمی به‌مجموعه تولیدی ما اعلام نشده و ما هم هنوز وارد این فضا نشده‌ایم. اگر قرار باشد ارز مورد نیاز ما از این طریق تامین شود، قطعا قیمت تمام‌شده آن بالا می‌رود. هر تغییری در سازوکار تامین ارز، به‌طور مستقیم خودش را در قیمت قطعه نشان می‌دهد و نمی‌شود انتظار داشت بدون اصلاح قیمت، تولید ادامه پیدا کند.

    برآورد شما از میزان افزایش قیمت تا چه اندازه است؟ آیا خودروساز این افزایش را در قراردادها لحاظ می‌کند؟

    اگر این تغییرات اجرایی شود، حداقل ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش قیمت قطعه را خواهیم داشت. اما این‌که خودروساز این اصلاح قیمت را بپذیرد یا نه، مساله دیگری است. در بسیاری از موارد، این میزان رشد یا دیده نمی‌شود یا با تاخیر طولانی اعمال می‌شود که فشار آن مستقیم به قطعه‌سازان وارد می‌شو

    در کنار بحث ارز، زمزمه‌هایی درباره افزایش قیمت برق و تغییر در انتقال انرژی مطرح است. این موضوع چه اثری روی صنعت قطعه‌سازی خواهد داشت؟

    واقعیت این است که مشکل اصلی ما گرانی برق نیست، بلکه قطع برق است. اگر قیمت برق ۱۰ درصد هم گران شود، در مقابل خسارتی که از قطع برق به‌ما وارد می‌شود، عددی نیست. با هر بار قطع برق، بهره‌وری ما ۳۰ تا ۴۰ درصد افت می‌کند. ترجیح می‌دهیم برق را گران‌تر بخریم، اما تولیدمان متوقف نشود.

    با توجه به ناترازی در تولید و تامین گاز و آغاز فصل سرما، بروز مشکل در این بخش چه تبعاتی می‌تواند برای صنعت به‌همراه داشته باشد؟

    برای قطعه‌سازانی مانند ما این مساله می‌تواند فاجعه‌آفرین باشد. درواقع بخش عمده تولید ما وابسته به کوره‌ها و فرآیندهای حرارتی است و اگر گاز قطع شود، عملا فعالیت ما متوقف خواهد شد. با قطع گاز، دیگر چیزی به نام بهره‌وری باقی نمی‌ماند و تولید متوقف می‌شود.

    در زمینه ناترازی انرژی، آیا تاکنون هماهنگی یا دعوتی از سوی وزارت صمت یا نهادهای دولتی صورت گرفته است؟

    خیر؛ حداقل من چیزی نشنیده‌ام. البته این موضوع اصلا در حد یک وزارتخانه یا حتی یک وزیر هم نیست. ناترازی انرژی حاصل سوء‌مدیریت ۳۰ ساله است. انتظار معجزه در کوتاه‌مدت، غیرواقع‌بینانه است. آثار تصمیمات غلط گذشته امروز خودش را نشان می‌دهد

    بسیاری از فعالان صنعت‌خودرو نسبت به تامین مواداولیه گلایه دارند؛ وضعیت تامین مواداولیه و ثبت سفارش‌ها در حال حاضر چگونه است؟

    شرایط سخت شده است؛ حدود ۱۰ سال است این مشکلات به‌طور مزمن وجود دارد؛ اما در هفته‌های اخیر به‌دلیل مسائل گمرکی، ثبت سفارش و دستورات بانک‌مرکزی، اوضاع بدتر هم شده است. توقف‌های دو تا سه هفته‌ای در گمرک، خطوط تولید ما و حتی خطوط خودروسازان را با مشکل مواجه کرده است

    گفته می‌شود زنجیره‌تامین به‌دلیل چالش‌های عدیده ناچار به تعدیل نیرو بوده است؛ آیا این وضعیت ادامه‌دار خواهد بود؟

    بله؛ متاسفانه بسیاری از قطعه‌سازان رو به‌تعدیل نیرو آورده‌اند و تداوم این امر به‌هیچ‌عنوان دور از ذهن نیست. درعین حال ما مجبور هستیم به‌فعالیت خود ادامه دهیم؛ حتی اگر بدانیم در حال ضرر دادن هستیم. به‌نوعی تلاش می‌کنیم تولید تداوم داشته باش

    برای تامین ارز، چه راهکارهایی پیش ‌روی قطعه‌سازان است؟

    راه‌ها بسیار محدود و پیچیده شده است. گاهی از طریق خودروسازان مقداری ارز تامین می‌شود، اما این مسیر نیز بسیار سخت و زمان‌بر است و مبلغ آن نیز به‌هیچ‌عنوان پاسخگوی هزینه تولید نیست.

    ‌حمل‌ونقل بین‌المللی و هزینه‌های آن چه تاثیری روی تولید قطعات داشته است؟

    هزینه حمل‌ونقل بین‌المللی نیز به‌دلیل مسائل ژئوپلیتیک جهانی اخیرا افزایش یافته؛ اما صادقانه بگویم مشکل اصلی بی‌برنامگی و ضعف مدیریت داخلی است. این مساله روی فعالیت صنعت تاثیر ناخوشایندی دارد.

    برخی معتقدند بحران فعلی جهانی است و همه کشورها درگیر آن هستند؛ شما چقدر با این نگاه موافقید؟

    درست است که بحران اقتصادی، جهانی شده و از کانادا و آمریکا گرفته تا اروپا و حتی چین را درگیر کرده است، اما تفاوت در کشور ما این است که اگر مدیریت درست داشته باشیم، می‌توانیم بسیاری از این مسائل را حل کنیم. درواقع تولیدکننده ایرانی کارهایی می‌کند که شاید در هیچ‌کجای دنیا ممکن نباشد.

    با نزدیک شدن به ماه‌های پایانی سال، چشم‌انداز تولید خودرو و قطعه را چگونه می‌بینید؟

    ایران‌خودرو توانسته افزایش تولید حدود ۲۶ درصدی داشته باشد و حتی امکان رشد این آمار نیز وجود دارد؛ البته اگر موانع اداری و اقتصادی رفع شود. اما خودروساز دولتی حدود ۳۵ درصد کاهش تولید داشته که دلایل مختلف دارد.

    وضعیت پرداخت مطالبات قطعه‌سازان از سوی خودروسازان چگونه است؟

    ایران‌خودرو تاکنون عملکرد قابل قبولی داشته؛ حتی در مواردی زودتر از ۶۰ روز پرداخت کرده است. اما خودروساز دولتی به‌دلایلی وضعیت مطلوبی ندارد. ما هنوز مطالبات مربوط به سال ۱۴۰۲ را نگرفته‌ایم و چک‌های برگشتی داریم. سایپا در یک بحران عمیق مالی گرفتار شده

    فرسودگی ماشین‌آلات تا چه حد برای صنعت قطعه‌سازی نگران‌کننده است؟

    بسیار جدی است. از زمان کرونا، عملا واردات ماشین‌آلات نداشتیم و نتوانستیم نوسازی کنیم. شاید دو تا سه سال دیگر بتوان با این تجهیزات ادامه داد، اما بعد از آن، بدون نوسازی، ادامه تولید غیرممکن می‌شود. اگر به‌روزرسانی انجام نشود، فاجعه رخ می‌دهد

    به‌عنوان پرسش پایانی، ارزیابی شما از کیفیت تولید قطعات در سال جاری چیست؟

    در ایران‌خودرو تغییرات مدیریتی کاملا محسوس است. سخت‌گیری‌های کیفی افزایش یافته و حتی اگر مشکلی باشد، خط‌تولید متوقف می‌شود. این رویکرد به‌بهبود کیفیت کمک کرده و مسیر رو به جلو است. اما در خودروساز دولتی در این بخش هنوز انسجامی دیده نمی‌شود و شاید نیاز به بازنگری در این زمینه وجود داشته باشد.

  • طبل توخالی یک مصوبه! / ایران‌خودرو و سایپا به در بسته خوردند

    طبل توخالی یک مصوبه! / ایران‌خودرو و سایپا به در بسته خوردند

    به گزارش اقتصادران، محمدرضا نجفی منش رئیس انجمن صنایع همگن نیرومحرکه و قطعه سازان خودرو کشور  درباره سرنوشت تخصیص تسهیلات ۴۰ همتی به قطعه سازان اظهار کرد: پروسه مصوبه پرداخت ۴۰ همت تسهیلات به دو گروه خودروسازی سایپا و ایران‌خودرو از مردادماه در دستور کار قرار گرفت و ۲۵ آبان ماه نیز ابلاغ شد با این وجود همچنان ۱۸ بانک عامل تعیین شده برای پرداخت این تسهیلات روند پرداخت را شروع نکردند.

    وی افزود: پی گیری ها ما نشان می‌دهد که تسهیلات مذکور همچنان در پروسه پرداخت قرار دارد با این حال هیچ مبلغی تا این لحظه واریز نشده است.

    نجفی منش تصریح کرد: با توجه به وضعیت نامطلوب مالی قطعه سازان درخواست کردیم که این مبلغ زودتر واریز شود چراکه مطالبات صنعت قطعه سازی روز به روز سنگین‌تر می‌شود.

    رئیس انجمن قطعه سازان گفت: بانک‌ها می‌گویند که در حال اجرای این مصوبه هستند با این حال تا به این لحظه یک ریال هم از این تسهیلات پرداخت نشده است.

    گفتنی است، در خصوص پرداخت تسهیلات ۴۰ همتی، اختلاف‌نظرهایی درباره راه‌حل وجود دارد، به‌طوری که برخی واردات قطعات را پیشنهاد می‌دهند و برخی کارشناسان، بسته حمایتی را به‌دلیل نبود شروط بهره‌وری و اصلاحات ساختاری، ناکارآمد دانسته و نسبت به تداوم «پول‌درمانی» و تبعات تورمی آن هشدار می‌دهند.

  • تزریق ۴۰ همت به حساب قطعه‌سازان کشور؟ / سخنگوی قطعه سازان: بانک‌ها منابع لازم برای پرداخت به قطعه‌سازان را ندارند

    تزریق ۴۰ همت به حساب قطعه‌سازان کشور؟ / سخنگوی قطعه سازان: بانک‌ها منابع لازم برای پرداخت به قطعه‌سازان را ندارند

    به گزارش اقتصادران با اعلام وزارت صنعت، معدن و تجارت، دو منبع بانکی به ارزش مجموع ۴۰ هزار میلیارد تومان برای حمایت از قطعه‌سازان ابلاغ شده است؛ با این حال فعالان این حوزه معتقدند مشکلات ساختاری در نظام بانکی و بدهی خودروسازان مانع بهره‌برداری عملی از این منابع خواهد شد.

    زارعی، سخنگوی وزارت صمت، در توضیح جزئیات این طرح گفته است” سازوکار پرداخت به‌گونه‌ای طراحی شده که مبالغ تخصیصی مستقیماً به حساب قطعه‌سازان واریز شود و هیچ‌گونه گردش مالی از طریق حساب خودروسازان صورت نگیرد. این منابع می‌تواند روند اجرای تعهدات تولیدی را تسریع کند و امکان دسترسی خودروسازان به تأمین مالی را از مسیر قطعه‌سازان فراهم سازد.”

    در مقابل، بیگلو، سخنگوی انجمن قطعه‌سازان، ضمن تأیید افزایش سقف اعتباری این صنعت به ۴۰ همت، هشدار داد استفاده از این ظرفیت با موانع جدی روبه‌روست.

    وی اعلام کرد ایران‌خودرو و به‌ویژه سایپا به‌دلیل بدهی‌ها و چک‌های برگشتی قادر به بهره‌گیری از این اعتبارات نیستند.

    بیگلو همچنین با اشاره به کمبود نقدینگی در شبکه بانکی کشور تصریح کرد: بانک‌ها در عمل منابع لازم برای پرداخت به قطعه‌سازان را در اختیار ندارند و ابلاغیه اخیر نمی‌تواند گره از مشکلات این بخش باز کند.

    به گفته وی ، با وجود اعلام رسمی حمایت مالی، وضعیت واقعی نقدینگی در صنعت خودرو و قطعه‌سازی همچنان یکی از چالش‌های اصلی تولید به شمار می‌رود و اثرگذاری طرح جدید نیازمند رفع موانع اعتباری و بانکی است.

  • قراردادهای ثابت و قیمت‌های متغیر نفس قطعه‌سازان را بریده / مسئولان حتی زحمت پاسخ دادن را نمی‌دهند / امید به آینده در صنعت قطعه سازی مرده است

    قراردادهای ثابت و قیمت‌های متغیر نفس قطعه‌سازان را بریده / مسئولان حتی زحمت پاسخ دادن را نمی‌دهند / امید به آینده در صنعت قطعه سازی مرده است

    به گزارش اقتصادران، افزایش بی‌رویه هزینه‌های تولید، نبود ثبات در قیمت مواد اولیه و بی‌توجهی نهادهای تصمیم‌گیر به واقعیت‌های اقتصادی، زنجیره تولید قطعات خودرو را به نقطه بحران رسانده است. در شرایطی که قطعه‌سازان با قراردادهای بلندمدت و قیمت‌های ثابت دست‌وپنجه نرم می‌کنند، هزینه نیروی کار، انرژی، مالیات و بهره بانکی روزبه‌روز بالا می‌رود؛ اما هیچ سیاست موثر و حمایتی در برابر این فشارها دیده نمی‌شود.

    تورم مواد اولیه و هزینه‌های انرژی

    محمود نجفی‌سهی، عضو هیات مدیره انجمن صنایع همگن نیرو محرکه و قطعه‌سازان خودرو کشور درباره وضعیت فعلی قطعه‌سازان کشور گفت: «صنعت قطعه‌ با مشکلات عمده و مضاعفی روبه‌روست. یکی از معضلات اصلی این است که قراردادهایی با خودروسازان بسته می‌شود که بلندمدت هستند و قیمت در آن‌ها ثابت است. در مقاطع زمانی کوتاه، اقدام به تعدیل قیمت می‌کنند اما این تعدیل‌ها هیچ‌گاه با واقعیت بازار برابر نیست. به هیچ وجه ورودی صنعت—اعم از مواد اولیه، انرژی یا نیروی انسانی—تحت کنترل نیست.»

    نجفی‌سهی با اشاره به افزایش شدید قیمت‌های مواد اولیه در بازار، افزود: «حدود ۲ماه پیش ورق را کیلویی ۵۲ هزار تومان خریدم، هفته گذشته همان ورق را کیلویی ۷۰هزار تومان خریداری کردم؛ یعنی در کمتر از ۲ماه حدود ۳۵درصد افزایش قیمت داشته است. این در حالی است که نه تنها مواد اولیه، بلکه هزینه‌های نیروی کار و خدمات صنعتی نیز رشد قابل توجهی داشته‌اند. از طرفی، کارگر امروز با شرایط سخت معیشتی مواجه است و انتظار دارد نباید بار مشکلات زندگی‌اش فقط بر دوش خودش باشد. منِ کارفرما اگر بخواهم کارگرم را حفظ کنم باید با او مدارا کنم، نیازهایش را درک کنم و حتی بیش از حقوق مصوب به او کمک کنم تا انگیزه‌ای برای کار داشته باشد.»

    وی تصریح کرد: «از طرف دیگر، سازمان‌هایی مثل تامین اجتماعی نیز موانع جدیدی ایجاد کرده‌اند. پیش‌تر اگر پول پرداخت نمی‌شد، حداقل لیست بیمه کارگران را قبول می‌کردند و خدمات درمانی برقرار بود. اما اکنون لیست را بدون پرداخت وجه نمی‌پذیرند؛ در نتیجه اگر کارفرما پول ندهد، کارگر از خدمات درمانی محروم می‌شود، ولی جریمه را همچنان از کارفرما می‌گیرند. این رفتار به هیچ وجه انسانی و منطقی نیست.»

    این قطعه‌ساز ادامه داد: «من خودم بازنشسته تامین اجتماعی‌ام و با وجود پرداخت حق بیمه تکمیلی، از بیمه‌ام برخوردار نیستم. وقتی اعتراض کردم گفتند از ابتدای سال، تامین اجتماعی نتوانسته حق بیمه تکمیلی را به بیمه ثالث پرداخت کند، با این توضیح که بهتر است زیاد فشار نیاورم! سوال من این است، وقتی نمی‌توانند پرداخت کنند چرا از بازنشسته حق بیمه کم می‌کنند؟»

    تامین اجتماعی موانع جدیدی ایجاد کرده ‌است. پیش‌تر اگر پول پرداخت نمی‌شد، حداقل لیست بیمه کارگران را قبول می‌کردند و خدمات درمانی برقرار بود. اما اکنون لیست را بدون پرداخت وجه نمی‌پذیرند؛ در نتیجه اگر کارفرما پول ندهد، کارگر از خدمات درمانی محروم می‌شود، ولی جریمه را همچنان از کارفرما می‌گیرند

    ورشکستگی تدریجی زیر بار نرخ‌های بانکی

    نجفی‌سهی درباره وضعیت معیشت و کار در جامعه اظهار داشت: «نزدیک منزل من محل توقف چند وانت نیسان است که رانندگانشان شب را همان‌جا در خودرو می‌خوابند؛ داخل ماشین گاز پیک‌نیک دارند، غذا درست می‌کنند و کلمن آب خنک کنار دستشان است. این صحنه‌ها یعنی کارگر و راننده برای گذران زندگی، شبانه‌روز درگیر کارند و حتی محل استراحتشان هم شده محیط کارشان. از طرفی امروز برای حمل بار کارخانه، باید ۵ تا ۶میلیون تومان کرایه پرداخت کنم، قبض برق کارخانه به حدود ۵میلیون تومان رسیده و مجموع این هزینه‌ها فشار سنگینی بر ما وارد کرده است.»

    عضو هیات مدیره انجمن صنایع همگن نیرو محرکه و قطعه‌سازان خودرو کشور اضافه کرد: «در کارخانه‌ای که تا پارسال نهایت ۶۰۰ هزار تومان برق مصرف می‌کرد، اکنون بدون استفاده از وسایل گرمایشی باید ماهانه بیش از ۲ و نیم میلیون تومان بپردازد. با هزینه ترانزیت، مبلغ کل به حدود ۵میلیون تومان می‌رسد. از طرف دیگر، فشار در زمینه گاز نیز زیاد است؛ مجبور شده‌ایم ژنراتور نصب کنیم، اما در زمان قطعی گاز، گازوئیل هم به ما نمی‌دهند. یعنی صنعت را عملا در بن‌بست قرارداده‌اند.»

    این قطعه‌ساز بیان داشت: «دارایی و مالیات نیز مساله‌ساز شده است. دولت در بودجه مشخص می‌کند که باید وصول مالیات افزایش یابد، در حالی که تولید به‌شدت افت کرده است. نتیجه آن می‌شود که کارمند دارایی برای گرفتن جایزه و نمره مثبت، به دنبال هر بهانه‌ای است تا مالیات بیشتری وصول کند؛ این یعنی فشار مضاعف بر تولیدکننده.»

    نجفی‌سهی تصریح کرد: «بانک مرکزی هم عملکردی برخلاف تولید دارد. نرخ بهره مصوب ۱۵ درصد است، اما بانک‌ها با انتشار اوراق با نرخ ۱۸ درصد عملا سطح نرخ‌ها را بالا برده‌اند. علاوه بر این، بانک مرکزی به بانک‌های خصوصی اجازه داده تا نسبت تسهیلات به سپرده‌های خود را تا حدود ۱۲۰ تا ۱۳۰ واحد افزایش دهند (با قبول ۲۰ درصد سپرده)، در نتیجه هیچ بانکی تسهیلات را با نرخ مصوب پرداخت نمی‌کند.»

    وی افزود: «این افزایش نرخ بهره، رشد قیمت مواد اولیه، فشار بر کارگر و تورم خدمات همه با هم بر دوش واحد تولیدی سنگینی می‌کنند، بدون این‌که هیچ نهادی متوجه عمق بحران باشد. در بخش خدمات آزاد بازار، آهنگر در و پنجره را به هر قیمتی بفروشد، کولرکار نیز با هر نرخ دلخواه کار می‌کند، اما صنعتگر و قطعه‌ساز چنین آزادی ندارد و باید با قیمت‌های ثابت و قراردادهای بلندمدت کار کند.»

    اگر خودروساز با ضرر می‌فروشد، باید صورت‌های مالی خود را به شورای رقابت ارائه دهد تا راستی‌آزمایی شود. اگر قیمت‌ها منطقی است، باید قیمت خودرو اصلاح شود تا بهانه‌ای برای تاخیر در پرداخت به قطعه‌ساز وجود نداشته باشد. اگر ریخت‌وپاش یا خریدهای غیرمنطقی وجود دارد، نهاد ناظر باید دخالت کن

    شورای رقابت؛ ناظر خاموش در چرخه قیمت‌گذاری

    این قطعه‌ساز با اشاره به روند پرداخت مطالبات قطعه‌سازان گفت: «قطعه‌ساز معمولا چهار تا ۶ماه بعد از تحویل قطعه، پولش را دریافت می‌کند. در حالی که خودروساز نقد یا پیش‌فروش دارد و پول در اختیارش است. چرا باید این تاخیر چندماهه تداوم یابد؟ شورای رقابت هم نتوانسته این وضع را اصلاح کند. نه قطعه‌ساز راضی است نه خودروساز، چون قیمت‌گذاری‌ها واقعی نیست.»

    وی افزود: «اگر واقعا خودروساز با ضرر می‌فروشد، باید صورت‌های مالی خود را به شورای رقابت ارائه دهد تا راستی‌آزمایی شود. اگر قیمت‌ها منطقی است، باید قیمت خودرو اصلاح شود تا بهانه‌ای برای تاخیر در پرداخت به قطعه‌ساز وجود نداشته باشد. اگر ریخت‌وپاش یا خریدهای غیرمنطقی وجود دارد، نهاد ناظر باید دخالت کند.»

    نجفی‌سهی ادامه داد: «مشکلات برق در تابستان با پایان فصل، تا حدودی برطرف شد، اما زمستان پیش رو دوباره بحران گاز خواهیم داشت. نه گازوئیل می‌دهند، نه امکان ذخیره‌سازی داریم. وقتی سرما می‌رسد و هم برق و هم گاز قطع می‌شود، چطور انتظار دارند کارگر در سرمای شدید کار کند؟ این بی‌توجهی‌ها نشان می‌دهد اراده‌ای برای حفظ تولید وجود ندارد.»

    وی اضافه کرد: «با وجود شعارهای حمایتی از تولید، هیچ دستگاه اجرایی در عمل به آن پایبند نیست. من پنج سال نماینده اتاق ایران در ستاد تسهیل ملی بودم، اما در آن مدت حتی یک دستگاه اجرایی ندیدم که شعار حمایت از تولید را واقعا عملی کند.»

    نجفی‌سهی در ادامه درباره تجربه خود در جلسات ستاد تسهیل تصریح کرد: «در یکی از جلسات، پرونده واحدی مطرح بود که ۱۸ سال پیش در تحریم قرار گرفت و میلیاردها تومان بدهی به بانک‌ها داشت. همه بانک‌ها و نهادها حاضر بودند تا به او کمک کنند، اما بانک مرکزی مخالفت کرد. وقتی نماینده قوه قضاییه برای یافتن راه‌حل حضور یافت و گفت باید مساعدت شود، نماینده بانک مرکزی از شدت مخالفت جلسه را ترک کرد. این رفتار نشان می‌دهد حتی در موضوعات ملی نیز به تولید رحم نمی‌کنند.»

    وی افزود: «واسطه‌گری در بازار جایگزین تولید شده است. نمونه روشن آن بازار ورق است. دلال فقط در دفترش می‌نشیند، از کارخانه می‌خرد و با سود بالا به من می‌فروشد، بدون هیچ ارزش‌افزوده‌ای. تا پول را کامل ندهم، بارم را تخلیه نمی‌کند. این یعنی تولیدکننده در حلقه آخر زنجیره است و همه فشارها بر او وارد می‌شود.»

    مسئولان حتی زحمت پاسخ دادن را نمی‌دهند

    عضو هیات مدیره انجمن صنایع همگن نیرو محرکه و قطعه‌سازان خودرو کشور با اشاره به ناامیدی صنعتگران گفت: «این روزها بین تولیدکننده‌ها اصطلاحی رایج شده؛ صبح می‌گوییم ان‌شاءالله بعدازظهر بهتر از صبح باشد، بعدازظهر که می‌شود می‌گوییم خدایا فقط فردا بدتر از امروز نباشد. یعنی امید به آینده در این صنعت از بین رفته است.»

    وی افزود: «با چنین نوساناتی در بازار، اصلا امکان برنامه‌ریزی وجود ندارد. همانطور که اشاره کردم، من ورق را ۵۲ هزار تومان خریدم، هفته بعد مواد اولیه با ۳۵ درصد افزایش قیمت تهیه کردم. باید هر روز قیمت بگیرم و آنالیز جدید بنویسم تا بتوانم پاسخگوی مشتری باشم.»

    این قطعه‌ساز با اشاره به بی‌توجهی مسئولان به گزارش‌های کارشناسی گفت: «دو سال پیاپی، گزارش تحلیلی از صورت‌های مالی صنایع منتشر کردم که نشان می‌داد چگونه صنایع بالادستی فشار خود را به صنایع پایین‌دستی منتقل می‌کنند. اما هیچ واکنشی دریافت نکردم، نه تشویق، نه پاسخ، نه حتی انتقاد. یعنی مسئولان حتی زحمت خواندن گزارش‌ها را به خود نمی‌دهند.»

    وی تصریح کرد: «در حالی که وظیفه روابط عمومی وزارتخانه‌ها جمع‌آوری اخبار و ارائه گزارش روزانه به معاون وزیر و وزیر است، هیچ‌یک از مطالب من حتی مورد توجه قرار نگرفت. وزیر صنعت حتی به خودش زحمت نداد با من تماس بگیرد یا واکنش منفی نشان دهد؛ این یعنی بی‌ارزش دانستن نقد و تجربه تولیدکننده.»

    نجفی‌سهی در پایان گفت: «همه دستگاه‌ها شعار حمایت از تولید می‌دهند، اما هیچ‌کدام عمل نمی‌کنند. از وزیر صنعت گرفته تا دارایی، تامین اجتماعی و بانک مرکزی همگی تصمیماتی می‌گیرند که خلاف تولید است. این عملکردها نشان می‌دهد یا نمی‌دانند چه می‌کنند، یا کاملا از واقعیت آگاهند و آگاهانه تصمیم‌های اشتباه می‌گیرند.»

  • بحران صنعت خودرو با وعده حل نمی‌شود / قطعه‌سازان با کمبود شدید نقدینگی مواجه‌اند / مسئولان با تصمیم‌هایشان می‌خواهند صنعت خودرو را زمینگیر کنند

    بحران صنعت خودرو با وعده حل نمی‌شود / قطعه‌سازان با کمبود شدید نقدینگی مواجه‌اند / مسئولان با تصمیم‌هایشان می‌خواهند صنعت خودرو را زمینگیر کنند

    به گزارش اقتصادران، صنایع خودرو و قطعه‌سازی این روزها با چالش‌هایی همچون کمبود نقدینگی، تاخیر در تخصیص ارز و مشکلات قیمت‌گذاری مواجه‌اند؛ مسائلی که در صورت تداوم، می‌توانند روند تولید را کند کرده و آینده این بخش کلیدی را تحت تاثیر قرار دهند. در این میان، تخصیص ۲۰ همت تسهیلات به هر یک از خودروسازان بزرگ برای حمایت از زنجیره تامین، هرچند اقدامی ضروری محسوب می‌شود، اما در عمل نقشی موقتی و کوتاه‌مدت دارد و به‌تنهایی نمی‌تواند مشکلات ساختاری صنعت را برطرف کند. کارشناسان معتقدند اصلاح و هماهنگی در سیاست‌های مالی و ارزی در کنار حذف قیمت‌گذاری دستوری، شرط اصلی برای بازگشت ثبات و ایجاد پویایی پایدار در این صنعت است.

    قطعه‌سازان در انتظار مصوبه وعده‌داده‌شده

    امیرحسن کاکایی، استاد دانشکده مهندسی خودرو دانشگاه علم و صنعت ایران، با انتقاد از تکرار وعده‌های بی‌عمل در حوزه حمایت مالی از صنعت خودرو  اظهار کرد:«اکنون در هشتمین ماه سال قرار داریم و همچنان در شرایطی هستیم که تنها وعده‌ها تکرار می‌شوند، بدون آن‌که هیچ اقدام ملموسی صورت گیرد. به‌تازگی آقای اتابک سخن از تخصیص ۲۰ همت تسهیلات برای هر یک از دو خودروساز بزرگ کشور به میان آورده، اما آقای فرزین، رئیس کل بانک مرکزی تنها اعلام کرده که موضوع در حال بررسی است و پس از بررسی نتایج اعلام خواهد شد. این یعنی هنوز هیچ تصمیم قطعی وجود ندارد و نباید تصور کرد اتفاق تازه‌ای رخ داده است.»

    وی افزود: «این وعده‌ها بارها تکرار شده اما هیچ‌گاه به نتیجه نرسیده‌اند. با وعده، بحران صنعت خودرو حل نمی‌شود؛ سه ماه است از پرداخت تسهیلات ۴۰ همتی صحبت می‌شود، ولی هنوز هیچ اقدام عملی صورت نگرفته است. تا زمانی که شورای پول و اعتبار آن را تصویب نکند، تمام این سخنان در حد وعده باقی خواهد ماند.»

    کاکایی در رد ادعای موافقت با پرداخت مستقیم تسهیلات به قطعه‌سازان توضیح داد: «اگر قرار باشد چنین تسهیلاتی پرداخت شود، باید در شورای مربوطه در بانک مرکزی تصویب گردد؛ این شورا معمولا سه‌شنبه‌ها تشکیل جلسه می‌دهد. بنابراین تا زمانی که مصوبه‌ای رسمی صادر نشود، هیچ قطعه‌سازی نباید امیدوار باشد.»

    وی با اشاره به تبعات این تعلل افزود: «صنعت خودرو در وضعیت بحرانی قرار دارد. همان‌طور که پیش‌تر هم فعالان زنجیره تامین هشدار داده‌اند، قطعه‌سازان با کمبود شدید نقدینگی مواجه‌اند و بسیاری از خطوط تولید در حال تعطیلی هستند. بحران نقدینگی علاوه بر کاهش تولید، موجب فروپاشی زنجیره تامین شده است. حتی برخی واحدهای بزرگ به علت عدم تخصیص ارز، برخی از خطوط تولیدشان را متوقف کرده‌اند.»

    با این تفاصیل، پدیده‌ای زنجیره‌ای و دومینووار در حال وقوع است؛ چند واحد تولیدی به خاطر کمبود ارز یا نقدینگی تعطیل می‌شوند، این تعطیلی به سایر واحدها منتقل می‌شود و کل زنجیره تامین را فلج می‌کند. این صنعتی است که برای کشور بالغ بر ۵۵۰ هزار اشتغال مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کرده، ارزش افزوده بالایی دارد، جلوی واردات را گرفته و در برابر تحریم‌ها تاب‌آوری ایجاد کرده است. حالا اگر این زنجیره متوقف شود، بحران بزرگی گریبان کل اقتصاد را خواهد گرفت.

    مسئولان با تصمیم‌هایشان تولید را زمینگیر می‌کنند

    این استاد دانشکده مهندسی خودرو با انتقاد از رویکرد دولت و نمایندگان مردم در مجلس نسبت به تولید گفت: «واقعیت این است که مسئولان با گفتار و رفتار خود نشان داده‌اند که می‌خواهند صنعت خودرو را زمینگیر کنند. واردات را تسهیل کرده‌اند، اما هیچ سیاستی برای نجات صنعت داخلی تدوین نشده. آیا تا به حال یک نماینده مجلس درباره رفع موانع تولید در زنجیره خودرو سخن گفته؟ نه، اما بارها همین نمایندگان درباره تسهیل واردات با افتخار صحبت کرده‌اند.»

    کاکایی اضافه کرد: «در این سه سال اخیر بیش از ۱۹۰ شرکت واردکننده خودرو شکل گرفته، در حالی که ‌هیچ اقدامی جدی برای رفع مشکلات تولیدکنندگان داخلی انجام نشده است. وقتی وزیر و نماینده مجلس تمام انرژی‌شان را صرف واردات می‌کنند، نتیجه‌ای جز لطمه به تولید داخلی ندارد. حتی در همین هشت‌ماه گذشته، مشکلاتی مثل کمبود برق، گاز، ارز، ریال و قیمت‌گذاری دستوری هیچ‌کدام حل نشده‌اند. متاسفانه رفتار و گفتار مسئولان نشان نمی‌دهد که قصد حمایت از صنعت را دارند. از قانون‌گذاری تا تخصیص ارز و تصمیمات مالی همه چیز علیه تولید است.»

    وی با انتقاد از سیاست‌های بانکی و نگاه کوتاه‌مدت دولت افزود: «بانک مرکزی به بهانه کنترل تورم، تخصیص منابع به تولید را مسدود کرده؛ اما همان بانک در ماجرای بورس حاضر شد ۶۰ همت تزریق کند تا بازار سهام سقوط نکند. تفاوت رفتار در این‌جا معنی‌دار است. چرا حمایت از تولید باید به بهانه تورم متوقف شود؟ وقتی پول به صنعت تزریق می‌شود، ارزش افزوده ایجاد می‌کند و موجب رشد اقتصادی می‌شود، نه تورم.»

    این فعال صنعت خودرو توضیح داد: «مشکل اساسی، ضدتولید بودن سیاست‌های کلان کشور است. نه برق داریم، نه گاز، نه ارز، نه برنامه‌ریزی صنعتی؛ در کنار همه این‌ها، اداره مالیات و بیمه نیز مدام فشار می‌آورند. صنعت‌گر به جای این‌که برای توسعه و اشتغال تمرکز کند، باید درگیر کارهای اداری و مالیاتی باشد. اگر همین امروز ۴۰ همت تسهیلات بدهند، فقط چند ماه بحران عقب می‌افتد، نه این‌که حل شود.»

    کاکایی تصریح کرد: «در چنین وضعیتی، تشکیل یک کمیته اضطرار برای نجات صنعت خودرو ضروری است؛ کمیته‌ای که به‌طور ملی تصمیم بگیرد چگونه صنعت خودرو را از پرتگاه دور کند. اکنون بیش از هر چیز باید تکلیف نقدینگی، ارز و قیمت‌گذاری روشن شود. بدون اصلاح سیاست‌های کلان بانکی و مالی، هیچ بسته حمایتی کافی نخواهد بود.»

    صنعت خودرو؛ نماد کل وضعیت صنعتی کشور

    این استاد دانشگاه با اشاره به تاثیرات گسترده صنعت خودرو بر اقتصاد کشور بیان داشت: «صنعت خودرو فقط یک شاخه صنعتی نیست؛ نماد کل وضعیت صنعتی کشور است. همان‌طور که صنعت لوازم خانگی و سایر صنایع درگیر رکود شده‌اند، خودرو نیز در حال از بین رفتن است. دولت باید مشخص کند آیا می‌خواهد صنایع داخلی را حفظ کند یا نه. اگر نمی‌خواهد، حداقل به صراحت اعلام کند تا برنامه‌ریزان بتوانند بر اساس واقعیت تصمیم بگیرند.»

    وی افزود: «بانک مرکزی اکنون از پرداخت وام به خودروسازان امتناع می‌کند چون معتقد است شرکت‌های خودروساز زیان‌ده هستند و توان بازپرداخت ندارند. این منطق غلط است؛ چرا که زیان‌دهی حاصل همان سیاست‌های اشتباه دولت در سرکوب قیمت‌هاست. دولت با اعمال قیمت‌گذاری دستوری خودروساز را به زیان کشانده و اکنون از زیان او به عنوان بهانه برای ندادن وام استفاده می‌کند.»

    کاکایی ادامه داد: «برای نجات صنعت خودرو باید یک بسته سیاستی جامع طراحی شود که نخستین محور آن اصلاح نظام قیمت‌گذاری است. سال‌هاست خودروسازان با قیمت‌های پایین‌تر از تورم رسمی کار می‌کنند. نتیجه چیست؟ زیان انباشته، کاهش کیفیت و فرار سرمایه. وقتی قیمت محصولات ۱۸ ماه ثابت مانده ولی تورم افزایش یافته، طبیعی است که صنعت زیان‌ده شود.»

    وی افزود: «ادعای پوپولیستی برخی از نمایندگان که می‌گویند آزادسازی قیمت‌ها تورم ایجاد می‌کند غلط است. سرکوب قیمت‌ها در صنعت خودرو نه‌تنها جلوی تورم را نگرفته بلکه موجب رانت و دلالی شده است. صف‌های میلیونی ثبت‌نام خودرو نتیجه همین سرکوب قیمت‌هاست. مردم برای خرید خودرو با قیمت پایین‌تر از بازار صف می‌بندند و بازار سیاه پررونق‌تر می‌شود.»

    کاکایی تاکید کرد: «رانت از همین محل توزیع می‌شود؛ دولت با کنترل مصنوعی قیمت‌ها جذابیت کاذب در بازار ایجاد کرده و از این طریق امتیازهایی نظیر خودرو برای خانواده‌های فرزنددار داده است. این همان جایی است که منافع ملی قربانی منافع تبلیغاتی شده است. نتیجه این سیاست، ورشکستگی تولیدکننده و گسترش دلالی است.»

    تعطیلی واحدهای قطعه‌سازی و مهاجرت نخبگان

    وی درباره افزایش ناامیدی در زنجیره تامین به «دنیای خودرو» گفت: «مشکل دیگر این است که زنجیره قطعه‌سازی در حال فروپاشی است. بسیاری از شرکت‌ها به‌دلیل کمبود نقدینگی و ارز، فعالیت خود را متوقف کرده‌اند. حتی شرکت‌های بزرگ قالب‌سازی و تحقیق و توسعه کشور زیر فشار رفته‌اند. ظرفیت تولید قالب خودرو در یکی از شرکت‌های بزرگ کشور به کمتر از یک‌پنجم کاهش یافته است، زیرا بخش تحقیق و توسعه تقریبا تعطیل شده.»

    کاکایی افزود: «صنعت خودرو که زمانی محل تربیت هزاران مهندس و متخصص بود، اکنون دیگر نیازی به دانش بومی ندارد و قطعات و قالب‌ها را به‌صورت آماده از چین می‌خرد. این یعنی مرگ تدریجی بخش مهندسی و دانشی کشور. کشورهای اطراف مانند عمان و امارات از همین فرصت استفاده کرده‌اند و مهندسان ایرانی را جذب می‌کنند. این خروج سرمایه انسانی یکی از خطرناک‌ترین تبعات وضع فعلی است.»

    وی ادامه داد: «مسئولان فقط زمانی واکنش نشان می‌دهند که بحران اجتماعی شود؛ مثلا کارگران بیکار شوند و اعتراض راه بیفتد. ولی تا زمانی که فریاد صنعتگران به گوش نرسد هیچ اداراتی از جمله بیمه و مالیات فشار را کم نمی‌کنند. اکنون بسیاری از تولیدکنندگان فقط به دلیل جلوگیری از بحران اجتماعی توسط شورای تامین استان‌ها موقتا سرپا مانده‌اند.»

    کاکایی با اشاره به سیاست‌های دولت در دوره دولت سیزدهم گفت: «در آن دوران نیز با توزیع پول میان واحدهای دارای مشکل سعی شد اشتغال حفظ شود. اما این اشتغال ناپایدار بود، چون مشکل اصلی یعنی اصلاح سیاست‌های صنعتی، حل نشده بود. تزریق پول به صنعتی که گرفتار قیمت‌گذاری دستوری است، مثل تزریق کورتون به بیمار سرطانی است؛ درد را برای مدتی کم می‌کند ولی بیماری را گسترش می‌دهد.»

    به گفته وی، اگر قرار است صنعت خودرو نجات پیدا کند باید اجازه دهیم خودروساز آزادانه فعالیت کند، کیفیت را بهبود دهد و در برابر رقبای جهانی بایستد. کنترل قیمتی نه تنها کیفیت را بالا نمی‌برد بلکه آن را پایین آورده است. در مقابل دولت‌ها فکر می‌کنند با واردات خودرو مشکل حل می‌شود، در صورتی که چنین تصمیمی فقط صنعت داخلی را نابود می‌کند.

    کاکایی تاکید کرد: «در هشت سال اخیر، مونتاژکاری در ایران به شدت رشد کرده زیرا واردات قطعات از چین راحت‌تر است. این نشان می‌دهد که سیاست‌های ارزی اشتباه باعث شده تولید داخل صرفه اقتصادی نداشته باشد. اگر ارز با نرخ واقعی تخصیص داده شود و سیاست ارزی دو نرخی حذف شود، بسیاری از مشکلات صنعت خودبه‌خود حل خواهد شد.»

    وی ادامه داد: «یکی از دلایل بدتر شدن وضعیت فعلی این است که در هفت تا هشت سال گذشته، اعتبارات خودروسازان و قطعه‌سازان نزد بانک‌ها از بین رفته. شرکت‌ها برای ادامه فعالیت تمام دارایی‌ها و زمین‌های خود را وثیقه گذاشته‌اند و دیگر چیزی برای ضمانت وام ندارند. حتی ابزارهای مالی به‌ظاهر حمایتی مانند اوراق گام نیز فقط پرداخت بدهی را به تعویق انداخته، نه این‌که نقدینگی تزریق کند.»

    کاکایی توضیح داد: «اکنون قطعه‌سازان و خودروسازان در شرایطی هستند که هیچ بانکی حاضر به پرداخت اعتبار جدید نیست. یعنی زمستان سیاه صنعت خودرو از همین جا آغاز می‌شود؛ زمانی که دیگر هیچ منبع مالی برای ادامه فعالیت وجود نداشته باشد. همه آبرو و اعتبارشان خرج شده و بانک‌ها نیز سقف اعتماد را پایان داده‌اند.»

    وی با اشاره به تناقض در رفتار بانک مرکزی گفت: «همان بانک مرکزی که برای نجات یک بانک خصوصی با بدهی چندصد هزار میلیاردی اقدام می‌کند، حاضر نیست یک دهم آن رقم را برای نجات صنعتی تخصیص دهد که صدها هزار اشتغال ایجاد کرده است. این نشان‌دهنده اولویت‌های غلط و ضدتولیدی در سیاست‌های اقتصادی کشور است.»

    فرضیات اقتصادی غلط در میان قانون‌گذاران

    این استاد دانشگاه در ارزیابی عملکرد مجلس بیان داشت: «بخشی از این بحران به دلیل وجود فرضیات اشتباه در ذهن قانون‌گذاران است. آنان می‌گویند اگر قیمت‌ها آزاد شود تورم بالا می‌رود؛ درحالی‌که تجربه ثابت کرده سرکوب قیمت‌ها نه‌تنها جلوی تورم را نمی‌گیرد بلکه آن را تشدید می‌کند. از سوی دیگر، می‌گویند دادن وام به تولید تورم‌زا است، درحالی‌که وام تولیدی با وام تجاری تفاوت دارد و اثر مثبت دارد.»

    وی افزود: «حتی در همین روزها دیدیم که تعزیرات حکومتی با ایران‌خودرو درگیر شده چون شرکت خواسته بر اساس فرمول شورای رقابت ۱۵ تا ۲۰ درصد افزایش قیمت ایجاد کند. سازمان تعزیرات بدون هیچ پشتوانه علمی گفته حق نداری این کار را انجام دهی. این نمونه‌ای واضح از رفتارهای غیرعلمی و غیرمنطقی است که تولیدکنندگان را در موضع ضعف قرار داده‌ است.»

    کاکایی تصریح کرد: «در چنین بستری صحبت از بهبود کیفیت یا افزایش صادرات، غیرواقعی است. وقتی دولت برق صنایع را در تابستان قطع می‌کند ولی مراکز تجاری لوکس مثل ایران‌مال بدون مشکل فعالیت می‌کنند، یعنی نگاه به صنعت و نگاه به دلالی کاملا متفاوت است و تولیدکننده در اولویت نیست.»

    وی با تاکید بر این‌که راه‌حل واقعی نیاز به اراده سیاسی دارد، گفت: «هیچ بسته ۲۰ یا ۴۰ همتی مشکل را حل نمی‌کند. این‌ها فقط مُسکن هستند. صنعت خودرو نیاز به تصمیم اساسی دارد، باید قیمت‌گذاری اصلاح شود، باید تکلیف ارز روشن شود و باید فشارهای بیمه و مالیات و اداری بر تولید کاهش یابد. بدون این اصلاحات، هر تسهیلاتی صرفا مدت کوتاهی بحران را عقب می‌اندازد.»

    کاکایی افزود: «حاکمیت باید تصمیم بگیرد که آیا می‌خواهد صنعت خودرو داشته باشد یا خیر. اگر می‌خواهد، باید محیط کسب‌وکار را برای آن فراهم کند. باید بداند تعطیلی این صنعت فقط از بین رفتن چند شرکت نیست؛ تعطیلی آن یعنی بیکار شدن صدها هزار نفر و از بین رفتن اعتماد عمومی به توان تولید ملی.»

    وی در پایان تاکید کرد: «آزادسازی قیمت خودرو و ارز همزمان با اصلاح نظارت‌های کیفی، راهی است که می‌تواند صنعت را نجات دهد. وقتی خودروساز بتواند سودآوری داشته باشد، قادر است از بانک‌ها وام بگیرد و بدهی‌هایش را بازپرداخت کند. اما وقتی دولت قیمت را سرکوب می‌کند، زیان‌دهی ایجاد می‌شود و هیچ بانکی حاضر به کمک نیست.»