برچسب: صنعت ساختمان

  • اصابت ترکش‌های جنگ به بازار مسکن

    اصابت ترکش‌های جنگ به بازار مسکن

    به گزارش اقتصادران، تبعات کوتاه‌مدت «جنگ اسفند» در بخش ساختمان نمایان شد. حمیدرضا قاضی، عضو هیئت‌مدیره انجمن صنعت ساختمان محل «اصابت ترکش‌های جنگ» در بازار مسکن و ساخت‌وساز را تشریح کرد. این فعال ساختمانی معتقد است پایان تحریم بانکی بخش مسکن می‌تواند تاحدودی ریسک‌های موجود را پوشش دهد.

    «جنگ رمضان»، زنجیره صنعت ساختمان را مانند سایر بخش‌های اقتصاد ایران تحت‌تاثیر قرار داده است، با این تفاوت که این بخش کلیدی به‌دلیل شرایط متفاوت حاکم بر روند سرمایه‌گذاری و تولید در آن، اکنون متحمل آسیب بیشتری از پیامدهای «وضعیت فعلی» شده‌است.

    بخش مسکن و ساختمان به فرآیند طولانی سرمایه‌گذاری برای تولید محصول وابسته است؛ حداقل ۱.۵ تا ۲ سال. سرمایه‌گذار در این پروسه با ریسک «تورم فزاینده تولید» و «سقوط ممتد قدرت خرید تقاضا» روبه‌رو می‌شود که در نتیجه، در انتهای این پروسه قادر به «کسب عایدی موردانتظار در ابتدای پروژه» نیست. در دیگر بخش‌های اقتصادی، مسیر تولید کوتاه‌تر از فعالیت‌های ساختمانی و بازار ساخت‌وساز است و همین، شدت اصابت ریسک‌های اقتصادی و غیراقتصادی به تولیدکنندگان و سرمایه‌گذاران حوزه‌های مختلف را در مقایسه با بخش ساختمان، کمتر می‌کند.

    حمیدرضا قاضی، عضو هیات‌مدیره انجمن صنعت ساختمان، تصویری از شرایط به‌وجود آمده در این بخش طی دو هفته گذشته از «جنگ رمضان» ارائه کرده‌است.

    او ضمن اشاره به ۶ بازیگر حاضر در زنجیره صنعت ساختمان، از تولید مصالح و نهاده‌های تولید مسکن تا ساختمان‌سازی و در نهایت خرید و فروش واحد مسکونی، اعلام کرد: یکی از بازیگران که باید در جایگاه «سیاستگذاری» نقش بازی کند، خودش از این بخش در حال «تامین مالی» است و این تعارض منافع، کار را برای بخش‌خصوصی و سرمایه‌گذاران و به‌طور کلی سایر بازیگران «مشکل» و «مختل» کرده‌است.

    قاضی، بازیگر انتهای زنجیره، یعنی متقاضیان خرید آپارتمان را «بازیگر نقش اصلی» در به حرکت درآوردن چرخ‌های تولید ساختمان معرفی می‌کند و با تاکید بر اینکه «تحریک سمت تقاضا» می‌تواند به «رونق تولید پایدار» منجر شود، اعلام کرد: در این سال‌ها نظام تامین مالی در بخش مسکن و ساختمان، «وارونه» عمل کرده و به‌جای آنکه تسهیلات با اولویت «تقاضای مسکن» پرداخت شود عمدتا در خدمت ابتدای زنجیره بوده و این در حالی است که اگر محصول نهایی در بخش ساختمان نتواند توسط تقاضا خریداری شود، ابتدای زنجیره تولید هم به مشکل می‌خورد.

    در حال‌حاضر، ترکش‌های اقتصادی جنگ رمضان به شکل آنی به یکی از بازیگران زنجیره صنعت ساختمان، یعنی توسعه‌دهنده‌ها، اصابت کرده اما در میان‌مدت آثار آن بیشتر نیز می‌شود و به سایر حاضران در صحنه می‌رسد.

    قاضی در این گفت‌وگو اعلام کرده؛ رکود ناشی از شرایط جنگی، از «کریدور نقدینگی» به صنعت ساختمان بیشترین آسیب را وارد می‌کند، اما چنانچه عیب اصلی در نظام تامین مالی اصلاح شود، تسهیلات خرید مسکن می‌تواند تاحدودی افت شدید نقدینگی در این صنعت را جبران کند.

    پیامدهای «جنگ اسفند» برای بخش ساختمان

    حمیدرضا قاضی؛ عضو هیات‌مدیره انجمن صنعت ساختمان در تشریح تاثیر جنگ حاضر بر فعالیت زنجیره صنعت ساختمان گفت: تمامی حلقه‌های زنجیره صنعت ساختمان به دلایل مختلفی که اغلب نیز ریشه‌دار هستند، در حال‌حاضر «از وضعیت مطلوب» فاصله گرفته‌اند، به این معنی که تک‌تک حلقه‌های این زنجیره به‌خاطر موانع تولید و شرایط نامناسب؛ راندمان مطلوبی ندارند. در چنین شرایطی، «جنگ» به‌عنوان یک مولفه بیرونی بر محیط کسب‌وکار حادث شده و این فاکتور مهم جدید باعث‌شده که تمامی مسائل و چالش‌های قبلی موجود در این بخش پیشران اقتصادی، تشدید شود.

    وی ادامه‌داد: صنعت ساختمان یکی از محیط‌های کسب‌وکار است که مثل هر محیط کسب‌وکار دیگری تعدادی بازیگر اقتصادی دارد. بازیگر اول یا به تعبیر دیگر حلقه ابتدایی زنجیره صنعت ساختمان، نهادهای حاکمیتی از جمله شهرداری‌ها، وزارت راه و شهرسازی، سازمان نظام مهندسی، سازمان تامین‌اجتماعی و سازمان امور مالیاتی هستند که هریک به‌نوعی هم ذی‌نفع این صنعت بوده و هم با تصمیمات و سیاست‌هایشان در این محیط کسب‌وکار ایفای نقش می‌کنند. هریک از این نهادها بسته به کیفیت بازی خود در این محیط، آثار مختلفی بر متغیرهای این صنعت می‌گذارند و همچنین سایر حلقه‌های زنجیره را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند.

    حلقه دوم زنجیره یا گروه دوم بازیگران این محیط کسب‌وکار، معماران و مهندسان ساختمانی هستند که این افراد پیش از آغاز یک پروژه، شروع به‌کار می‌کنند و درواقع هویت پروژه را ایجادکرده و البته تا پایان پروژه نیز در بخش‌های مختلف آن حضور دارند. بازیگر بعدی سرمایه‌گذار است که اجرای یک پروژه را در دست دارد و آن را پیش‌می‌برد. در یک محیط کسب‌وکار صحیح انتظار می‌رود که سرمایه‌گذار بیش از سایر بازیگران از یک پروژه ساختمانی اطلاعات داشته‌باشد و بداند با چه عملکردی می‌تواند بیشترین راندمان را در این حوزه رقم بزند.

    با این وجود در شرایط کنونی لزوما این‌گونه نبوده و بخشی از سرمایه‌گذاران واردشده به این بخش هیچ اطلاعی از ساختمان‌سازی نداشته و تنها با هدف کسب سود و بدون دانش حداقلی به این بخش واردشده‌اند. البته این موضوع تنها مربوط به محیط کسب‌وکار صنعت ساختمان نبوده، بلکه در دیگر بخش‌های اقتصادی نیز همین‌رویه وجود دارد.

    از دیگر بازیگران صنعت ساختمان در بخش اجرا باید به تامین‌کنندگان اشاره کرد که شامل تامین‌کننده‌های خدمات و کالا می‌شوند. بخشی از این فروشندگان همزمان فروشنده و پشتیبانی‌کننده کالای مشخصی هستند، به‌عنوان نمونه می‌توان از تامین‌کنندگان آسانسور و سیستم‌های تاسیسات سرمایش و گرمایش یادکرد.

    پس از تکمیل ساختمان، بازاریابی، انجام معامله و ثبت فروش از طریق مشاوران املاک و دفاتر اسناد رسمی انجام می‌شود و این گروه از دیگر بازیگران این محیط کسب‌وکار هستند. آخرین حلقه زنجیره صنعت ساختمان هم «مصرف‌کننده» است، حلقه‌ای به‌مراتب مهم‌تر از سایر حلقه‌ها که البته متاسفانه در کشور کسی به فکر منافع این حلقه نیست. درواقع کل زنجیره به‌جای آنکه در خدمت مصرف‌کننده باشد، در خدمت ذی‌نفعان ابتدایی زنجیره و تامین منابع مالی موردنیاز آن‌ها است.

    قاضی گفت: محیط کسب‌وکار زمانی بیشترین بازده را دارد که بازیگران این محیط در تعادل کامل با یکدیگر باشند؛ اگر گروهی از این ذی‌نفعان بر دیگران غلبه داشته‌باشند، طبیعتا راندمان کم می‌شود. در حال‌حاضر صنعت ساختمان با این چالش بزرگ مواجه است. نهادهای بالادستی که قدرت بالاتری در زنجیره دارند، تعادل را در این زنجیره از بین برده‌اند. بسیاری از مطالبات نهادهای بالادستی «غیرقابل‌پذیرش» بوده و زمینه‌ساز کاهش بهره‌وری در صنعت ساختمان است، اما از آنجاکه سایر بازیگران این محیط کسب‌وکار توانی برای مقابله با این خواسته‌ها ندارند، مجبور به پذیرش می‌شوند و از همین نقطه، عدم‌تعادل و کاهش بهره‌وری در این صنعت آغاز شده و به‌مرور زمان نیز بیشتر می‌شود. البته لزوما نهادهای ذکرشده در بروز وضعیت فعلی دخیل نیستند، بلکه جداشدن درآمد سازمان‌ها از بودجه‌عمومی کشور و سوق آن‌ها به تامین درآمد به شیوه‌های فعلی عامل بروز این وضعیت است.

    عضو هیات‌مدیره انجمن صنعت ساختمان گفت: صنعتی که از گذشته به دلایل مختلف با چالش‌های متعدد از جمله بهره‌وری پایین مواجه بود، با فاکتور جدید «جنگ» مواجه‌شده و این جنگ به‌عنوان یک مولفه بیرونی می‌تواند تمام مسائل این زنجیره را تشدید کند که تشدید چالش‌ها به شکل‌های مختلف و در دوره‌های زمانی متفاوتی بروز می‌کند.

    «جنگ» بر عملکرد حلقه ابتدایی صنعت ساختمان یعنی نهادهای بالادستی اثرگذار می‌شود و احتمالا به‌دلیل محدودشدن منابع مالی و افزایش چالش‌های نقدینگی در آن‌ها، نهادهای ذکرشده به سمت اخذ تصمیمات اشتباه بیشتر می‌روند. البته این نهادها فعلا تعطیل بوده و پس از مدتی که به سرکار بازگردند با چالش محدودیت منابع مالی مواجه‌شده و به سراغ تامین بیشتر منابع از صنایع و کسب‌وکارهای بخش‌خصوصی می‌آیند و بنابراین تاثیر این موضوع بر زنجیره ساختمان در میان‌مدت عیان‌تر می‌شود.

    البته جنگ بر دیگر حلقه‌های زنجیره صنعت ساختمان به شکل فوری اثرگذار می‌شود. توسعه‌دهنده‌ها در این صنعت یکی از حلقه‌های اصلی در زنجیره صنعت ساختمان هستند که هریک از آن‌ها چند ده تا چند صد نیرو دارند؛ در شرایط بروز جنگ این گروه با چالش توقف یا کاهش سرعت اجرای پروژه مواجه هستند، اما در همین‌زمان هزینه‌های مستمر و غیرقابل‌حذفی وجود دارد که باید پرداخت شود. این هزینه‌ها شامل «حقوق و دستمزد» نیروهای ثابت نظیر کارکنان دفاتر فنی پروژه و کارگران ساده، «هزینه سالانه خدماتی» و «هزینه‌های مستمر شهرداری» است و در کنار این موارد، «طولانی‌شدن زمان اجرای پروژه» نیز هزینه‌های گزافی را به آن‌ها تحمیل می‌کند.

    مشکل از جایی شدت بیشتری به خود می‌گیرد که توسعه‌دهنده‌ها در زمان جنگ به‌رغم پابرجا ماندن بخشی از هزینه‌ها با چالش تضعیف تامین نقدینگی نیز مواجه می‌شوند. طبیعتا هر توسعه‌دهنده‌ای بخشی از هزینه پروژه را با سرمایه شخصی اجرایی کرده و منابع مالی بخشی از پروژه را از محل پیش‌فروش بخشی از واحدهای درون پروژه ساختمانی تامین می‌کند. حتی اگر یک سازنده منابع مالی لازم برای اجرای کامل یک پروژه را در اختیار داشته‌باشد، عدم‌پیش‌فروش و تامین مالی کل پروژه با آورده شخصی اقتصادی نیست، بنابراین آن توسعه‌دهنده در پروژه خود برای تامین مالی با شرایط و مختصات حاکم در بازار مسکن و ساختمان دست‌به‌گریبان است.

    در زمان وقوع جنگ فرآیند تامین منابع مالی از بازار به‌درستی پیش نمی‌رود، به‌عنوان مثال فردی که‌واحدی را پیش‌خرید کرده، اقساط خود را به‌موقع نمی‌پردازد و از پس ایفای تعهدات خود برنمی‌آید. در چنین شرایطی توسعه‌گر باید امکانی برای تامین مالی فارغ از وابستگی به بازار داشته‌باشد یا به بخش‌های مختلف و از همه مهم‌تر فعالان پروژه بدهکار شود. به این‌ترتیب جنگ بلافاصله بر وضعیت سرمایه‌گذاری اثر دارد و اصلی‌ترین چالش جنگ برای سرمایه‌گذار یا همان توسعه‌گر چالش تامین نقدینگی است. این چالش تا یک دوره زمانی پس از اتمام جنگ نیز ادامه‌دار می‌شود، چراکه با پایان‌یافتن جنگ نیز افرادی که واحدی را پیش‌خرید کرده‌اند، بلافاصله امکان پرداخت وجوه بدهی خود را ندارند.

    بخش مشاوران املاک هم گروه دیگری هستند که در زمان جنگ با چالش کمبود متقاضی خرید و فروش و ثبت معامله در بخش فروش و اجاره مسکن مواجه می‌شوند و این موضوع به‌شدت به اقتصاد آن‌ها ضربه وارد می‌کند. حمیدرضا قاضی تاکید کرد: کمبود نقدینگی اصلی‌ترین چالش صنعت ساختمان در زمان جنگ است، این چالش در میان و بلندمدت خود را در کاهش صدور مجوزهای ساختمانی برای سرمایه‌گذاری‌های آتی نشان می‌دهد.

    بخش ساختمان کشور در سال‌های اخیر به شکل جدی با چالش تامین نقدینگی مواجه بود و این موضوع خود را در کاهش صدور پروانه‌های ساختمانی نشان‌داد. جنگ اما به‌عنوان فاکتوری جدید این چالش را شدت می‌بخشد. پس از جنگ ۱۲روزه اغلب فعالان صنعت ساختمان درصدد برآمدند تا پروژه‌های نیمه‌کاره خود را با سرعت تکمیل کنند و در عین‌حال از شروع پروژه جدید اجتناب می‌کردند و طبیعتا با پایان‌یافتن این جنگ، همین وضعیت با شدت بیشتری پیش‌می‌رود.

    کندشدن اجرای پروژه‌های ساختمانی

    حمیدرضا قاضی عضو هیات‌مدیره انجمن صنعت ساختمان در ارزیابی وضعیت پروژه‌های ساختمانی در شرایط کنونی گفت: در زمان جنگ تقریبا پروژه‌ای با روال عادی کار نمی‌کند، اما در هر پروژه‌ای کارهایی برای انجام وجود دارد و در واقع فعالیت‌های مولد در صنعت ساختمان کم‌وبیش جریان خود را طی می‌کند، اما روند کلی تولید به‌شدت کند شده‌است. کارهای هر پروژه ساختمانی را به شکل کلی می‌توان به ۳ دسته امور خدماتی، عملیات اجرایی ساده و فعالیت مهندسی نظیر اجرای سازه، برق، تاسیسات و آتش‌نشانی طبقه‌بندی کرد.

    در شرایط کنونی با توجه به شرایط موجود ناشی از جنگ و عدم‌دسترسی به تمامی نیروهای کار، دشواری در تامین مواد اولیه، سوخت و… در بخش خدمات و عملیات اجرایی امکان اجرای کارهای ساده با سرعتی کمتر از روال طبیعی وجود دارد، اما استمرار فعالیت‌های مهندسی و بخش‌های بنیادی پروژه نظیر سازه، برق، تاسیسات و آتش‌نشانی که نیاز به حضور همزمان چند متخصص در بخش‌های مختلف دارد در شرایط کنونی مقدور نیست. در عین‌حال اگر پروژه‌ای در مرحله اخذ مجوزها از سازمان‌های مختلف و شهرداری باشد با توجه به تعطیلی یا دورکاری نهادها و سازمان‌ها، امکان انجام آن از بین می‌رود یا در مسیر با اختلال روبه‌رو می‌شود.

    وی ادامه‌داد: با آغاز جنگ بخشی از نیروهای کار، تهران را ترک کردند و همین موضوع نقش مهمی در کاهش سرعت یا توقف اجرای پروژه‌های ساختمانی داشت. در شرایط کنونی و با توجه به ریسک‌های جنگ هیچ کارفرمایی نمی‌تواند به نیروی کار برای حضور در محل کار فشار و اجبار وارد کند، بسیاری از نیروها با تعطیلی یک هفته‌ای از شهر خارج‌شده و از آنجاکه چشم‌اندازی برای پایان سریع جنگ نداشتند، قصد دارند تا پایان تعطیلات نوروز به شهر محل سکونت و محل زندگی‌شان برنگردند. وی ادامه‌داد: در عین‌حال تامین مصالح ساختمانی و تجهیزات موردنیاز در این بخش در این شرایط به‌شدت دشوار و حتی غیرممکن شده‌است و تمامی این موارد پیشبرد پروژه‌ها را کندتر کرده و به مرور به مرز توقف کامل می‌رساند.

    با پایان‌یافتن جنگ طبیعتا شرایط به‌سرعت به روال عادی بازنمی‌گردد و وضعیت صنعت ساختمان به‌سرعت عادی نمی‌شود. طبیعتا پروژه‌های در حال ساخت به‌سرعت فعال می‌شوند، چراکه تمامی فعالان در پروژه خواهان تکمیل کار هستند، اما چالش کمبود جریان نقدینگی پابرجا می‌ماند، بنابراین بازگشت وضعیت به روال عادی طبیعتا زمانبر است. در چنین شرایطی عدم‌تعلق تسهیلات بانکی برای تامین نقدینگی در بخش ساختمان به‌شدت موضوعی آسیب‌زا شمرده می‌شود و برچالش‌های این صنعت می‌افزاید.

    در این دوره شرایط اقتصادی به‌گونه‌ای است که از تمایل بخش‌خصوصی برای حضور در بخش ساختمان کاسته می‌شود و حتی نقش بازیگرانی که در گذشته در این بخش فعال بودند نیز کمرنگ می‌شود. این موضوع طبیعتا نهادهای بالادست زنجیره صنعت ساختمان را با کاهش درآمد مواجه می‌کند. در چنین شرایطی این بخش به فکر جبران کاهش درآمد از معدود سرمایه‌گذاران باقی‌مانده، می‌افتد و فشار بیشتری را به آن‌ها وارد می‌کند.

    این موضوع با افزایش زیان در صنعت ساختمان، خروج سرمایه از این صنعت را شدت بیشتری می‌بخشد، بنابراین پس از پایان جنگ چرخه معیوب وابستگی نهادها به درآمد صنعت ساختمان با تعریف انواع و اقسام فاکتورهای هزینه‌ای، شبیه آنچه در سال‌های اخیر تحت‌عنوان حق‌بیمه کارگران ساختمانی با فرمول غیرمنطقی جاری است، به قیمت زیان‌ده‌شدن این بخش با شدت بیشتری پیش گرفته‌می‌شود.

    گشایش درهای «وام مسکن»

    قاضی، بازیگر انتهای زنجیره، یعنی متقاضیان خرید آپارتمان را «بازیگر نقش اصلی» در به حرکت درآوردن چرخ‌های تولید ساختمان معرفی می‌کند و با تاکید بر اینکه «تحریک سمت تقاضا» می‌تواند به «رونق تولید پایدار» منجر شود، اعلام کرد: در این سال‌ها نظام تامین مالی در بخش مسکن و ساختمان، «وارونه» عمل کرده و به‌جای آنکه تسهیلات با اولویت «تقاضای مسکن» پرداخت شود، عمدتا در خدمت ابتدای زنجیره بوده و این در حالی است که اگر محصول نهایی در بخش ساختمان نتواند توسط تقاضا خریداری شود، ابتدای زنجیره تولید هم به مشکل می‌خورد.

    بسیاری از مشکلات صنعت ساختمان در شرایط کنونی کهنه و عمیق شده‌اند، این مشکلات هیچ‌یک راه‌حل سریعی ندارند و در نهایت حل این چالش‌ها از مسیر اصلاح جریان نقدینگی در صنعت ساختمان میسر است. در چنین شرایطی شاید بهترین گزینه ممکن برای کاهش فشار بر صنعت ساختمان اعطای تسهیلات به حلقه نهایی زنجیره یعنی خریدار باشد. صنعت ساختمان تنها صنعتی است که از تسهیلات بانکی بی‌بهره است، این درحالی است که در سند بودجه تسهیلاتی برای حمایت از این صنعت درنظر گرفته شده‌است، اما تسهیلاتی به واقع به این بخش تزریق نمی‌شود یا تنها به بخش ابتدای زنجیره یعنی تولیدکنندگان نهاده‌های ساختمانی تعلق می‌گیرد که اثربخشی بر عملکرد نهایی بخش ساختمان ندارد.

    در چنین شرایطی اگر تسهیلات به مصرف‌کننده نهایی یعنی خریدار واحدهای مسکونی برسد، امکان بهبود کل زنجیره‌های ساختمان با تحریک مالی تقاضا حاصل می‌شود. با احیای قدرت خرید مصرف‌کننده، او فرصت انتخاب بهترین گزینه ممکن را دارد و این موضوع سازنده را نیز به سمت ارائه کیفیت خوب با قیمتی منطقی برده و درحالی‌که چرخ صنعت می‌چرخد، تامین خواسته سمت تقاضا تبدیل به دغدغه کل صنعت می‌شود.

  • «قفل‌شدگی» در بازار مسکن / سه سناریو برای سرنوشت مسکن در ۱۴۰۵

    «قفل‌شدگی» در بازار مسکن / سه سناریو برای سرنوشت مسکن در ۱۴۰۵

    به گزارش اقتصادران، در بازاری که سال‌ها با دلار ۱۱۰۰ تا ۱۲۰۰ دلاری برای هر متر مربع سنجیده می‌شد و امروز به گفته فعالانش به محدوده ۸۰۰ دلار رسیده، یک پرسش کلیدی شکل گرفته است: آیا این افت دلاری، نشانه ارزندگی مسکن است یا بازتاب رکودی عمیق که توان خرید را بلعیده؟  هم‌زمان با کاهش ۲۲.۵ درصدی صدور پروانه‌های ساختمانی، سایه نااطمینانی‌های سیاسی و اقتصادی بر سر بازار سنگینی می‌کند؛ بازاری که به باور برخی بازیگران آن، «در هر سه سناریو» پیش‌رو، با رشد ۵۰ درصدی قیمت ریالی مواجه خواهد شد. در نشست خبری «چشم‌انداز بازار مسکن و طرح‌های سال ۱۴۰۵»، خشایار باقرپور مدیرعامل اتحادیه تعاونی‌های عمرانی شهر تهران، تصویری دوگانه از وضعیت فعلی ارایه کرد: از یک سو رکود معاملاتی و کاهش سرمایه‌گذاری، و از سوی دیگر فشار هزینه‌های ساخت که به گفته او از تورم عمومی سبقت گرفته است. او با اشاره به تحولات اخیر گفت: بعد از حوادث دی‌ماه به دلیل ایجاد تشکیک و تنش‌ها شاهد افزایش قیمت مسکن هستیم، قبل از آن هم نرخ‌ها افزایشی بود. از سوی دیگر سایه جنگ بازار مسکن را کاملا قفل کرده است. این «قفل‌شدگی» به تعبیر او نه به معنای کنترل تورم، بلکه نتیجه از بین رفتن استطاعت خرید است؛ وضعیتی که در آن، معاملات کاهش می‌یابد اما سطح قیمت‌ها پایین نمی‌آید.

    صنعت ساختمان در مرز ورشکستگی؟

    باقرپور با استناد به آمارهای رسمی اعلام کرد: پروانه‌های ساختمانی ۲۲.۵ درصد کاهش یافته است. او این افت را نشانه‌ای از وضعیت بحرانی تولید دانست و تصریح کرد: صنعت ساختمان عملا به ورشکستگی کشیده شده و هزینه تولید، گران‌تر از قیمت‌های بازار است. البته تورم مسکن کنترل نشده، فقط استطاعت خرید از بین رفته است. به گفته او، در ماه‌های گذشته تورم نهاده‌های ساختمانی حدود دو برابر تورم عمومی بوده است؛ در دی‌ماه که تورم عمومی ۶۰ درصد اعلام شد احتمالا باید تورم ساخت را حدود ۸۰ درصد ببینیم. این منجر به کاهش سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در ساخت‌وساز می‌شود. این روایت، تصویری از بازاری ارایه می‌دهد که در آن سازنده انگیزه‌ای برای آغاز پروژه جدید ندارد، خریدار توان ورود به بازار را از دست داده و سیاست‌گذار نیز با محدودیت منابع روبروست.

    سه سناریو برای سال آینده

    تحلیل اصلی باقرپور از آینده بازار مسکن بر سه سناریو استوار است: جنگ، تداوم وضعیت «نه جنگ و نه صلح» و توافق در مذاکرات. او درباره سناریوی نخست گفت: اگر جنگ شود بازار مسکن به رکود و جمود محض فرو می‌رود. من احتمال جنگ را پایین می‌بینم. او دلیل این ارزیابی را تحولات سیاسی امریکا دانست و اظهار کرد: اولین علت آن به انتخابات قریب‌الوقوع سنای امریکا مربوط می‌شود که کنگره به دست دموکرات‌ها می‌افتد و ترامپ در دو سال آخر ریاست‌جمهوری خود شرایط سختی خواهد داشت. باقرپور همچنین به منطق اقتصاد سیاسی امریکا اشاره کرد: سیاست امروز امریکا این است که ارزش از دست رفته دلار را برگرداند؛ بنابراین موازنه دلار و طلا باید معکوس شود. اگر شعله جنگ روشن شود ممکن است به جنگ گسترده‌ای در سطح خاورمیانه تبدیل شود و به تضعیف هژمونی دلار بینجامد. بنابراین احتمال جنگ پایین است. در سناریوی دوم، یعنی تداوم وضعیت فعلی، او معتقد است بازار مسیر خود را ادامه خواهد داد؛ مسیری که با تورم ساخت بالا و رکود معاملاتی همراه است. اما در سناریوی سوم، یعنی توافق، تحلیل او متفاوت است: اگر به توافقی در مذاکرات برسیم قیمت ارز و طلا کاهش شدیدی خواهد داشت و سرمایه‌ها به سمت بازار ملک می‌رود. اگر این اتفاق بیفتد سال ۱۴۰۵ را باید سال بازار مسکن بدانیم. او در توضیح پیوند بازارها افزود: به لحاظ قیمتی نیز بازار ارز که به صادرات نفت و بنیان‌های تورمی و پولی وابسته است. اما بازار طلا در بهترین حالت انس جهانی طلا ثابت می‌ماند یا کاهشی می‌شود و افزایش قیمت طلا بعید است. اما در ایران قیمت طلا تابع ارز است.

    پیش‌بینی رشد ۵۰ درصدی قیمت ریالی

    شاید بحث‌برانگیزترین بخش سخنان او، پیش‌بینی افزایش قیمت در هر سه سناریو باشد. باقرپور تصریح کرد: قیمت مسکن در تهران بین ۱۱۰۰ تا ۱۲۰۰ دلار در هر متر مربع بوده که امروز به ۸۰۰ دلار رسیده که در هر سه سناریو شامل جنگ کوتاه‌مدت، نه جنگ و نه صلح یا توافق، قیمت ریالی مسکن ۵۰ درصد افزایش می‌یابد. این گزاره از یک سو بر ارزندگی دلاری مسکن تأکید دارد و از سوی دیگر بر استمرار تورم ریالی. به بیان دیگر، حتی اگر توافق به کاهش نرخ ارز بینجامد، از نگاه او جریان نقدینگی می‌تواند به بازار ملک منتقل شود و رشد اسمی قیمت را رقم بزند. در عین حال، او بر ضرورت مداخله در سمت تقاضای مصرفی تأکید کرد: یکی از اقدامات مهمی که باید صورت گیرد آن است که به تامین مسکن مردم توجه شود. اگر تورم مسکن ۳۰ درصد کاهش یابد کمک بسیار خوبی در سبد هزینه خانوارها خواهد بود.

    خانه‌ریز؛ ابزار سرمایه‌گذاری یا مسیر خانه‌دار شدن؟

    در همین نشست، نوید خاصه‌باف مدیرعامل سازمان سرمایه‌گذاری و مشارکت‌های مردمی شهرداری تهران، از اجرای طرحی با عنوان «خانه‌ریز» خبر داد؛ مدلی مشارکتی که قرار است با همکاری بخش خصوصی و تعاونی‌ها اجرا شود. او با اشاره به محدودیت منابع شهرداری گفت: شهرداری تهران در بخش مسکن وعده‌هایی داده بود که اقدامات خوبی صورت گرفته است… امروز شهرداری مثل گذشته صاحب املاک زیادی نیست بنابراین تملک و اختصاص املاک به شهروندان کار بسیار پیچیده و دشواری است. خاصه‌باف درباره ماهیت طرح توضیح داد: در یکی از این الگوها که به عنوان طرح برتر عرضه شد بحث خانه‌ریز است. پایه این طرح به صورت مشارکت با مردم است. یک ابزار برای سرمایه‌گذاری است که هرکس می‌خواهد در ملک سرمایه‌گذاری کند و امکان انتقال آن وجود دارد. اگر مشتری هم برای آن نبود خود شهرداری تعهد می‌کند که آن مقدار از ملک را از شخص خریداری کند. او هدف طرح را چنین تشریح کرد: هدف از این طرح صیانت از سرمایه‌های مردم در برابر تورم است. فرضا اگر یک نفر یک متر خانه‌ریز خریداری کند با فرض اینکه تورم ملک صفر باشد فرد سود می‌کند؛ زیرا پروژه پیشرفت فیزیکی خواهد داشت. به گفته او، خانه‌ریز «معادل یک صدم سانتی‌متر از یک متر مربع مسکن است» و قیمت‌گذاری آن «بر اساس نظر کارشناس رسمی به صورت ماهیانه» انجام می‌شود. خاصه‌باف تأکید کرد: این با توکن، سهام مسکن یا فروش متری متفاوت است… ما در طرح خانه‌ریز نمی‌خواهیم بورس‌بازی راه بیندازیم. پروژه، محل پروژه، میزان ارزش، پیشرفت پروژه، زمان اتمام و حتی شماره تماس سازنده به صورت شفاف ارایه می‌شود. او حتی با لحنی انتقادی به تجربه بازار سرمایه اشاره کرد و گفت: در بورس سر مردم کلاه گذاشته شده است… ما قرار نیست از مردم سود بگیریم بلکه آنها را در سودمان شریک می‌کنیم.

    مسکن ۲۵ متری؛ واقعیت یا سوءتفاهم؟

    باقرپور درباره سرنوشت مسکن‌های کوچک‌متراژ گفت: ما ماهیت مستقلی‌تحت‌عنوان مسکن ۲۵ متری نداریم. مسکن اقتصادی و مسکن کوچک‌متراژ در قالب مجتمع‌های اقامتی تدوین شده بود و راهکارهای حقوق آن نیز ارایه شده بود. او افزود: مرکز تحقیقات راه و مسکن وزارت راه و شهرسازی نیز برای مسکن اقامتی این طرح را بلامانع دانسته بود، عمده رغبت طرف تقاضا به سمت مسکن اقتصادی است و مسوولان ذی‌ربط باید هرچه زودتر شرایط اجرای این طرح‌ها را فراهم کنند. به گفته او، بازار نیاز واقعی به واحدهای کوچک و اقتصادی دارد: ما برای مسکن اقتصادی یک پوشش قانونی تحت عنوان مجتمع اقامتی ارایه دادیم اما شترسواری دولا دولا نمی‌شود. بازار نیاز به مسکن کوچک‌متراژ و اقتصادی دارد.

    بازار در آستانه چرخش یا تداوم رکود تورمی؟

    مجموع اظهارات مطرح‌شده در این نشست، تصویری از بازاری ترسیم می‌کند که در کوتاه‌مدت با رکود معاملاتی و فشار هزینه‌های ساخت دست‌وپنجه نرم می‌کند، اما در افق میان‌مدت همچنان در مدار تورم حرکت خواهد کرد.

    از نگاه باقرپور، حتی توافق نیز به معنای کاهش قیمت اسمی مسکن نیست، بلکه می‌تواند با جابه‌جایی سرمایه‌ها به سمت ملک، به رونق قیمتی بینجامد. در مقابل، سناریوی جنگ رکود عمیق‌تری را رقم خواهد زد، هرچند او احتمال آن را پایین می‌داند. در این میان، طرح‌هایی چون «خانه‌ریز» تلاشی برای جذب سرمایه‌های خرد و هدایت آن به سمت ساخت‌وساز معرفی می‌شوند؛ ابتکاری که به گفته مدیران شهری قرار است هم ابزار سرمایه‌گذاری باشد و هم مسیر خانه‌دار شدن. با این حال، پرسش بنیادین همچنان باقی است: در بازاری که بیش از ۳۵ درصد جمعیت در خوشه فقر مطلق قرار دارند و استطاعت خرید کاهش یافته، آیا رشد ۵۰ درصدی قیمت ریالی می‌تواند با هدف «خانه‌دار کردن اقشار ضعیف» هم‌راستا باشد؟ پاسخ این پرسش، نه فقط به نتیجه مذاکرات یا تحولات سیاسی، بلکه به سیاست‌های پولی، مالی و حمایتی در ماه‌های پیش‌رو گره خورده است؛ سیاست‌هایی که تعیین خواهند کرد سال ۱۴۰۵ «سال مسکن» خواهد بود یا ادامه فصل طولانی رکود تورمی.

     

  • پشت پرده ارزانی ملک در برخی از محلات شمال شهر تهران

    پشت پرده ارزانی ملک در برخی از محلات شمال شهر تهران

    به گزارش اقتصادران، هوشنگ فروغمند اعرابی، کارشناس حوزه معماری و شهرسازی با اشاره به موقعیت جغرافیایی محله‌هایی مانند زرگنده، گلابدره و درکه که در منطقه ۱ و فرحزاد که در منطقه ۲ قرار دارد گفت: این موضوع لزوماً به این معنا نیست که باید قیمت بالایی داشته باشند. یعنی منطقه جغرافیایی به‌تنهایی تعیین‌کننده قیمت نیست. ما در مباحث اقتصاد شهری وقتی می‌خواهیم قیمت زمین را احصا کنیم، عوامل مختلفی را در نظر می‌گیریم.

    او ادامه داد: یکی از این عوامل «ارزش همجواری» است؛ یعنی اینکه همسایه‌های شما چه افرادی هستند. سبک زندگی، سطح درآمد و سطح فرهنگی ساکنان، کاربری‌های اطراف و حتی کیفیت مدرسه‌ها اهمیت زیادی دارد. مدرسه‌ها جایی هستند که کودکان بدون واسطه با هم ارتباط می‌گیرند و برای خانواده‌ها بسیار مهم‌اند. همین خدمات و ویژگی‌های محله‌ای است که «ارزش همجواری» را می‌سازد و این موضوع می‌تواند بسیار مهم‌تر از صرفاً «منطقه یک بودن» باشد.

    کدام مناطق شمالی تهران محل سکونت اقشار کم‌درآمدتر بود؟

    همچنین گفت: بخش‌هایی که نام بردیم هویت محله‌ای دارند و باید با نگاه محلی به آن‌ها توجه کرد، نه صرفاً با نگاه منطقه‌ای. به همین دلیل، در اینجا باید مفهوم «ارزش منطقه‌ای» را در نظر بگیریم؛ بسیاری از خدمات و امکاناتی که اشاره کردم، در این محله‌ها کیفیت چندان بالایی ندارند و تصویر ذهنی مردم از این محله‌ها نیز با محله‌های دیگر منطقه یک متفاوت است.

    این تحلیلگر اقتصادی گفت: به‌جز «ارزش همجواری»، یکی دیگر از مدل‌های ارزیابی قیمت زمین، بررسی وضعیت «دسترسی»، «زیرساخت» و «بهره‌برداری» است. یعنی باید ببینیم محله‌ای که کاربری مسکونی دارد چه چالش‌ها و مشکلاتی را تجربه می‌کند.

    این بافت‌ها، مناطقی نیستند که قیمت‌هایشان رشد چشمگیری داشته باشد

    او ادامه داد: محله‌هایی که بالاتر اشاره کردم، در بستر دره‌ها قرار گرفته‌اند، معابر بسیار باریکی دارند، دسترسی در آن‌ها دشوار است، مشکل پارکینگ دارند و هزینه ساخت‌وساز در آن‌ها بالاست. ضعف زیرساخت‌ها در این مناطق از گذشته وجود داشته و حتی مسائل ترافیکی نیز در این محله‌ها مشاهده می‌شود. بافت کالبدی آن‌ها نیز مشخص است که مناسب و استاندارد نیست.

    این کارشناس صنعت ساختمان افزود: علاوه بر این، گروه‌های اجتماعی که در گذشته در این محله‌ها ساکن شده‌اند، امروز دیگر توان اقتصادی لازم برای بهبود نماها و ارتقای کیفیت محیط را ندارند. بنابراین اگر این مدل ارزیابی را با عوامل پیشین ترکیب کنیم، مشخص می‌شود که چرا این بافت‌ها، مناطقی نیستند که قیمت‌هایشان رشد چشمگیری داشته باشد یا تقاضا به سمت آن‌ها حرکت کند. یکی از نکات مهمی که باید به آن توجه کنیم، به‌ویژه در مباحث بازآفرینی شهری و موضوع بافت‌های فرسوده، مسئله «ریزدانگی» است. به دلیل پیشینه تاریخی این محله‌ها و اینکه در گذشته اقشار کم‌درآمدتر به این مناطق رجوع می‌کردند، اکنون با پدیده ریزدانگی مواجه هستیم.

  • فاجعه در صنعت ساختمان / پورحاجت: کاهش ۵۰ درصدی تولید مسکن تبعات سنگین اقتصادی دارد

    فاجعه در صنعت ساختمان / پورحاجت: کاهش ۵۰ درصدی تولید مسکن تبعات سنگین اقتصادی دارد

    به گزارش اقتصادران، فرشید پورحاجت با اشاره به وضعیت بازار مسکن در نیمه دوم سال جاری، اظهار کرد: در خصوص روند بازار مسکن، کماکان رکود در بازار آپارتمان مشهود است و بیشتر معاملات به‌صورت تهاتر انجام می‌شود. در حوزه زمین و املاک کلنگی، متناسب با تورم کل اقتصاد، افزایش قیمت هم‌تراز با نرخ تورم، دلار و سکه مشاهده می‌شود.

    وی افزود: بخش عمده هزینه‌های تمام شده ساخت مسکن در کشور از طریق زمین و املاک کلنگی شکل می‌گیرد. با افزایش قیمت زمین و کلنگی، بخش خصوصی ناچار به تجدید ارزیابی قیمت فروش واحدهای خود است تا از ورشکستگی و ضرر سرمایه اولیه جلوگیری کند.

    پورحاجت بیان کرد: پیش‌بینی من این است که در ماه‌های آینده، افزایش قیمت‌ها در خریدوفروش آپارتمان نیز خود را نشان خواهد داد. حتی در شرایطی که فروش واحدها دشوار باشد، برای جلوگیری از ورشکستگی و تأمین سرمایه اولیه، قیمت‌ها باید به‌روز شوند.

    ریسک سرمایه‌گذاری در بازار مسکن به‌شدت افزایش یافته

    وی یادآور شد: بر اساس پیش‌بینی‌ها در ماه‌های آتی، افزایش قیمت‌ها در حوزه اقتصاد کلان و تورم شکل‌گرفته در زمین، خود را در بازار خریدوفروش آپارتمان نشان دهد. ریسک سرمایه‌گذاری در بخش مسکن به‌شدت افزایش‌یافته است. این ریسک ناشی از دو موضوع است.

    دبیر کانون سراسری انبوه‌سازان ادامه داد: نخست شرایط سیاسی و وضعیت پساجنگی کشور و دوم قوانین و مقرراتی که پس از سال ۱۳۹۰ توسط مجلس و دولت در صنعت ساختمان تصویب شده و بخش خصوصی را با هزینه‌های اضافی مواجه کرده است. این موضوع باعث افزایش حدود ۲۰ درصدی هزینه‌های تمام شده برای بخش خصوصی و مردم شده است.

    پورحاجت بیان کرد: حدود ۲۰ درصد از هزینه‌های تمام شده ساخت مسکن به هزینه‌هایی بازمی‌گردد که دستگاه‌های خدمات‌رسان به واسطه قوانین و مقرراتی که مجلس تصویب کرده، دریافت می‌کنند. این هزینه‌ها باعث افزایش قابل‌توجه هزینه تمام شده برای بخش خصوصی و مردم شده است.

    وی افزود: به طور تقریبی، از هر مترمربع بین ۵ تا ۶ میلیون تومان از هزینه‌های تمام شده ساخت مسکن مربوط به خدمات مختلف دستگاه‌های دولتی و خدمات‌رسان است. این موضوع نقش مهمی در افزایش هزینه تولید مسکن دارد.

    این مقام صنفی تصریح کرد: تحصیلات بانکی طی ۱۰ تا ۱۲ سال گذشته هم‌تراز با نرخ تورم افزایش نیافته است. در حال حاضر، هزینه‌ای که در قالب خدمات بانکی پرداخت می‌شود، تقریباً یک‌پنجم هزینه‌ای است که دستگاه‌های دولتی از مردم دریافت می‌کنند. این امر شرایط بسیار پیچیده‌ای ایجاد کرده و تا زمانی که این مشکل حل نشود، تحول خاصی در بازار رخ نخواهد داد.

     

    کاهش ۵۰ درصدی تولید مسکن تبعات سنگین اقتصادی دارد

    وی ادامه داد: نکته مهم این است که کاهش ۵۰ درصدی تولید مسکن چه تأثیری بر کشور خواهد داشت. اگر این موضوع را از منظر اقتصادی بررسی کنیم، حدود ۲۰ درصد از هزینه‌های تمام شده مربوط به دستگاه‌های خدمات‌رسان است و به عبارتی ساده‌تر، نزدیک به ۴۰ درصد از درآمدهای شهرداری‌ها از محل هزینه‌های پروانه ساختمان به صنعت ساختمان بازمی‌گردد.

    پورحاجت گفت: امروز بیش از ۶۰۰ هزار مهندس در کشور در حوزه صنعت ساختمان فعالیت می‌کنند و منبع درآمد بسیاری از آن‌ها کاهش‌یافته است. همچنین، از دو میلیون کارگر ساختمانی فعال در کشور، حدود ۵۰ درصد با مشکلات جدی مواجه شده‌اند.

    دبیر کانون سراسری انبوه‌سازان تأکید کرد: در حوزه اقتصاد کلان، سهم صنعت ساختمان از تولید ناخالص داخلی که پیش‌تر حدود ۸ تا ۹ درصد بوده، امروز به ۲ تا ۳ درصد کاهش‌یافته است. همه اذعان دارند که صنعت ساختمان لوکوموتیو اقتصاد کشور است، اما امروز این صنعت به بخشی غیر کارآمد و معیوب تبدیل شده و محدودیت‌های مختلف بر آن تحمیل شده است.

    پورحاجت ادامه داد: من این موضوع را هشدار می‌دهم که اگر اصلاحات لازم انجام نشود، تبعات سنگین اجتماعی در حوزه‌های مختلف کشور بر جای خواهد گذاشت. باید بپذیریم که ریل‌گذاری‌های گذشته مجلس و دولت اشتباه بوده و برای اصلاح، نیاز به همکاری سه‌جانبه دولت، مجلس و بخش خصوصی وجود دارد.

    وی یادآور شد: بخش خصوصی، به‌ویژه مجموعه‌سازان که سکان‌دار و پیشران صنعت ساختمان هستند، باید در کنار هم مسیر جدیدی برای سرمایه‌گذاری و تولید مسکن رقم بزنند. تجربه برنامه‌های توسعه گذشته، مانند اصلاح سیاست‌های بیمه‌ای در دولت قبل، نشان می‌دهد که اصلاح رویه‌های گذشته می‌تواند چشم‌انداز بهتری برای صنعت ساختمان در ماه‌ها و سال‌های آینده ایجاد کند.

    دبیر کانون سراسری انبوه‌سازان در پایان خاطرنشان کرد: در حال حاضر، میانگین هزینه ساخت هر مترمربع مسکن در تهران، باتوجه‌به داده‌های موجود، حدود ۳۰ میلیون تومان برای یک ساختمان متوسط پنج‌طبقه است. این رقم ممکن است ماهانه باتوجه‌به تورم‌های شکل‌گرفته تغییر کند. تولیدکنندگان مسکن تقریباً هر ۱۵ روز یک‌بار قیمت‌های خود را به‌روزرسانی می‌کنند و قیمت دقیق مشخص نیست.

  • صنعت ساختمان به کما رفت / رکود «بی سابقه» از سال ۸۶ تا امروز

    صنعت ساختمان به کما رفت / رکود «بی سابقه» از سال ۸۶ تا امروز

    به گزارش اقتصادران، سرمایه‌گذاری در پروژه‌های ساختمانی تازه بهار امسال ۶۹ درصد افت کرد؛ رکود، تورم ساخت، مالیات‌های ناگهانی و ابهام سیاسی، بازار ساخت‌وساز را به کما برده و چشم‌انداز کوتاه‌مدت صنعت ساختمان را مبهم کرده است.

    با توجه به تورم تولید حدود ۴۵‌درصدی، حجم سرمایه‌گذاری در «پروژه‌های تازه» به لحاظ رشد واقعی ۶۹‌درصد افت کرده‌است. این میزان رشد واقعی منفی در «سرمایه‌گذاری‌ها برای ایجاد ساختمان تازه»، دست کم از سال‌۸۶ تاکنون، «بی سابقه» است.

    سال‌گذشته اندکی بیش از ۱۲۰۰‌همت سرمایه به «کل» پروژه‌های ساختمانی شامل سه گروه «پروژه‌های تازه، پروژه‌های نیمه تمام‌ها و همچنین تکمیل ساختمان» وارد شد. امسال، اما این بازار، «سرمایه گریز» شد به‌طوری‌که، در فصل اول، سرمایه صرف شده برای پروژه‌های ساختمانی تازه، براساس رشد واقعی، دوسوم نسبت به فصل اول سال‌گذشته کاهش پیدا کرده‌است.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد، سهم «پروژه‌های تازه» از کل سرمایه‌گذاری ساختمانی در شهر‌های ایران نسبت به اواخر دهه‌۸۰، «کاهش شدید» داشته‌است. فعالان ساختمانی در سال‌های اخیر به دلیل «رشد تصاعدی ریسک‌های تولید»، شرایط «تکمیل سرمایه‌گذاری» را از‌دست دادند.

    رشد واقعی سرمایه‌گذاری در «تکمیل ساختمان‌ها»، منفی ۴۳‌درصد شده‌است که چنین کاهشی از سال‌۹۵ به بعد، بی‌سابقه ارزیابی می‌شود.

    سقوط تاریخی سرمایه‌گذاری در پروژه‌های جدید ساختمانی طی بهار امسال از ۶ منظر قابل‌بررسی است؛ سبقت تورم ساخت از رشد قیمت مسکن، ابهام درباره آینده فروش ملک و ساختمان، شرایط تورمی بازارها، انتظارات تورمی و همچنین فضای سیاسی آغشته به «مذاکره با غرب، برزخ مذاکراتی و تنش نظامی» باعث شد فعالیت‌های ساختمانی به «کما» برود.

    در این میان، «مالیات‌های ناگهانی» و خارج از عرف مالیات ستانی سال‌های قبل، ضربه نهایی را در ابتدای امسال به فعالان صنعت ساختمان وارد کرد. سازنده‌ها برای پروژه‌هایی که هنوز «در حال ساخت» هستند، «اعمال قانون» شده‌اند. از آنها خواسته می‌شود فعلا مبلغی را بابت «مالیات آینده» به‌صورت علی الحساب به حساب دولت واریز کنند. این شوک مالیاتی اکنون ترس سرمایه‌گذار برای «ادامه فعالیت» در صنعت ساختمان را به‌همراه داشته‌است.

    رکود خرید ساختمان به‌قدری سنگین و فضای بازار مسکن به‌قدری مبهم شده که «چشم انداز نهایی سرمایه‌گذاری ساختمانی» اصلا مشخص نیست. در کنار شوک مالیاتی، نامعادله تورم تولید و تورم مسکن نیز چالش دیگری برای فعالان ساختمانی شده‌است. بهار امسال تورم تولید مسکن نرخ ۴۵‌درصد را ثبت کرد درحالی‌که تورم مسکن در سطح ۱۸‌درصد قرارگرفت.

    بهار امسال تیراژ تولید مسکن ۲۰‌درصد نسبت به بهار سال‌گذشته افت کرده‌است. همچنین «حجم سفارش کار ساختمانی» برای نظارت، ۳۰ درصد کاهش داشته‌است. فعالان ساختمانی چشم انداز روشنی را در کوتاه‌مدت قابل‌تصور نمی‌دانند.

  • گرگ و میش بازار مسکن / آینده‌ای روشن در راه است یا هولناک؟

    گرگ و میش بازار مسکن / آینده‌ای روشن در راه است یا هولناک؟

    به گزارش اقتصادران، در شرایطی که بازارهای طلا، ارز و حتی خودرو، شاهد تحرک نسبی هستند، بازار مسکن همچنان در رکودی سنگین و فرسایشی فرو رفته است؛ رکودی که حالا دیگر نه صرفاً ناشی از عوامل اقتصادی، بلکه ریشه در بی‌ثباتی سیاسی، ضعف اشتغال و بحران سرمایه‌گذاری دارد.

    در این میان، کارشناسان اقتصادی هشدار می‌دهند که تداوم این وضعیت نه‌تنها بازار مسکن، بلکه کلیت اقتصاد کشور را آسیب‌پذیر و شکننده خواهد کرد. عباس زینعلی، کارشناس اقتصاد مسکن با تشریح ابعاد مختلف این رکود، بر این نکته تأکید دارد که رکود موجود در بازار مسکن پدیده‌ای پایدار نخواهد بود؛ اما به سادگی هم از میان نخواهد رفت مگر آنکه اقتصاد کلان کشور وارد فاز تازه‌ای از تولید و ثبات شود. او می‌گوید: بازارهای طلا و ارز به دلیل نقدشوندگی فعلاً رونق دارند و مسکن در رکود به سر می‌برد، اما این وضعیت پایدار نخواهد بود. مسکن همواره به عنوان بازاری امن و مصرفی شناخته شده و رکود فعلی، در کنار تورم هفت سال اخیر، تنها در صورتی تغییر خواهد کرد که صنعت و تولید به عنوان جایگزین، به سوددهی برسند که متاسفانه در شرایط کنونی چنین وضعیتی وجود ندارد. تحلیل شرایط فعلی بازار مسکن بدون در نظر گرفتن بستر کلی اقتصاد سیاسی کشور ممکن نیست. به باور زینعلی، وضعیت فعلی نوعی بلاتکلیفی عمومی در فضای سیاسی و اقتصادی ایجاد کرده که بر تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران تأثیر جدی گذاشته است، به گفته این کارشناس اقتصاد مسکن در هیچ دوره‌ای شرایط سیاسی و اقتصادی کشور مثل امروز گرگ و میش نبوده است که ندانیم صبح است یا شب. این مساله باعث شده خیلی از سرمایه‌گذارانی که در زمینه مسکن و ساختمان کار می‌کردند، این بازار را رها کنند. بی‌ثباتی سیاسی و ناپایداری تصمیمات اقتصادی، فضای اطمینان را از بازارهای بلندمدت مثل مسکن گرفته و سرمایه‌ها را به سمت بازارهای نقدشونده‌تری همچون طلا، ارز و رمزارز هدایت کرده است.  زینعلی در گفت‌وگویی با ایسنا، بر این موضوع تاکید می‌کند و می‌گوید: به نظر می‌رسد بی‌ثباتی و ابهام درخصوص آینده اقتصاد کشور در ذهن مردم ما جا گرفته و این ذهنیت بر بازار مسکن تاثیر گذاشته است.

    نقدشوندگی؛ کلید انتخاب بازار

    خروج تدریجی از صنعت ساختمان

    یکی دیگر از پیامدهای رکود مسکن، کوچ نیروهای متخصص و فعالان صنعت ساختمان به بازارهای موازی و حتی به خارج از کشور است. این مساله نه‌تنها صنعت ساختمان را با بحران نیروی انسانی مواجه کرده، بلکه بخشی از سرمایه‌ها را نیز از اقتصاد کشور خارج کرده است.

    به گفته زینعلی، در حال حاضر بسیاری از نیروهای متخصص و فعالان این صنعت به دلیل شرایط موجود، به بازارهای دیگر روی آورده‌اند. بخشی از این افراد به مهاجرت فکر می‌کنند و عملاً نیمی از فعالیت و سرمایه آنها خارج از کشور قرار دارد. او همچنین هشدار می‌دهد که نبود گردش مالی در بخش مسکن، کل اقتصاد را آسیب‌پذیر می‌کند و می‌گوید: وقتی در بخش مسکن به عنوان یک حوزه پیشران، گردش مالی نداریم، اقتصادمان ضعیف و آسیب‌پذیر می‌شود.

    اقتصاد بدون موتور محرک

    اما نکته مهم دیگر در تحلیل رکود مسکن، نقش سیاست خارجی و تعاملات بین‌المللی است. در شرایطی که کشور ارتباط موثری با اقتصاد جهانی ندارد، سرمایه‌گذاری‌های بزرگ داخلی نیز با ریسک‌های بالا مواجه می‌شوند. این کارشناس اقتصاد مسکن اینگونه توضیح می‌دهد و می‌گوید: هر کشوری در دنیای امروز باید از اقتصاد جهان در لحظه بهره ببرد. ما الان آن ارتباط را نداریم و دنیا به نوعی در مقابل ما ایستاده است. علیه کشور سیاه‌نمایی می‌شود و این آثار روانی بر فضای سرمایه‌گذاری می‌گذارد. او معتقد است که هماهنگی میان مصرف و تولید نیز در وضعیت مناسبی نیست، در بعد درونی فعالیت‌های معمولی توسط مردم انجام می‌شود ولی مصرف و تولید با یکدیگر هماهنگ نیستند. تولیدکننده به بالاترین قیمت، محصول می‌سازد و تقاضایی برای آن وجود ندارد.

    تفاوت ارقام و نقدشوندگی بین بازارها

    بازار مسکن علاوه بر ضعف نقدشوندگی، نیاز به سرمایه‌گذاری بسیار بالاتری نسبت به سایر بازارها دارد. این موضوع نیز یکی از دلایل فرار سرمایه از این بازار است، این کارشناس اقتصاد مسکن ادامه می‌دهد: خودرو و طلا قابلیت نقدشوندگی بهتری نسبت به مسکن دارند و اعداد و ارقام آن نیز بسیار کمتر از مسکن است. با سرمایه کوچک و متوسط می‌توان خودرو خریداری کرد، اما مسکن اینگونه نیست.

    در حالی که بسیاری از مردم تصور می‌کنند رکود می‌تواند مانعی برای رشد قیمت‌ها باشد، اما تجربه بازار مسکن ایران نشان داده که رکود با تورم همزمان می‌تواند ادامه‌دار باشد. زینعلی تأکید می‌کند: رکود تورمی بازار مسکن ادامه پیدا می‌کند. مسکن یک نیاز اساسی است که نمی‌توان از آن گریخت. همه به دنبال سرپناه هستند. او همچنین به نکته‌ای مهم اشاره دارد: رشد قیمت در بازار مسکن متوقف نشده، بلکه با تاخیر مواجه شده است، درواقع بی‌ثباتی و بلاتکلیفی فعلی و حرکت نقدینگی هولناک کشور به سمت بازارهای دیگر، مقداری رشد قیمت مسکن را به تاخیر انداخته، اما این‌طور نیست که این رشد برای همیشه متوقف شده باشد.

    نقدینگی و آینده بازار

  • دست های پشت پرده صنعت سیمان / پورحاجت: یک اتحادیه صنفی در انجمن سیمان هر زمان که بخواهند قیمت سیمان را بالا می برند یا پایین می آورند!

    دست های پشت پرده صنعت سیمان / پورحاجت: یک اتحادیه صنفی در انجمن سیمان هر زمان که بخواهند قیمت سیمان را بالا می برند یا پایین می آورند!

    به گزارش اقتصادران، افزایش قیمت مصالح ساختمانی در سال ۱۴۰۴ به چالشی جدی برای فعالان صنعت ساختمان تبدیل شده است. از انبوه‌سازان گرفته تا سازندگان پروژه‌های کوچک، همگی با یک سوال اساسی روبرو هستند که آیا ادامه ساخت‌وساز در چنین شرایطی صرفه اقتصادی دارد؟

    بازار ساخت‌وساز طی ماه‌های اخیر با تکانه‌های جدی مواجه شده است. افزایش قیمت سیمان، میلگرد، گچ، کاشی و سایر مصالح، بسیاری از پروژه‌ها را در مرحله اجرا متوقف کرده و برخی دیگر را پیش از آغاز به کام رکود کشانده است. تنها سیمان که یکی از مهم‌ترین مصالح پایه‌ای در ساختمان‌سازی است، نسبت به سال گذشته بین ۴۰ تا ۵۰ درصد افزایش قیمت داشته و حالا تبدیل به نماد بحران در صنعت ساخت‌وساز شده است.

    با افزایش قیمت سیمان و مصالح ساختمانی سازندگان سودی نمی‌برند

    ایرج رهبر، عضو هیات مدیره انجمن صنفی انبوه‌سازان تهران، با اشاره به ریشه‌های افزایش قیمت سیمان  گفت: سیمان یکی از مصالح استراتژیک در صنعت ساخت‌وساز است، اما امسال به دلیل ناترازی انرژی و قطع برق و گاز کارخانه‌های سیمان، افزایش قیمتی رخ داد که هیچکس انتظارش را نداشت. تنها در عرض یک هفته پس از اعلام قطعی‌ها، قیمت سیمان تقریباً دو برابر شد. این افزایش، ترکیبات وابسته مانند بتن را نیز متأثر کرد.

    او با تأکید بر تأثیر مستقیم قیمت مصالح بر هزینه ساخت‌وساز ادامه داد: حدود ۷۰ درصد از هزینه ساخت‌وساز به مصالح مربوط است و تنها ۳۰ درصد به دستمزد نیروی انسانی و ماشین‌آلات اختصاص دارد. وقتی قیمت مصالح با این سرعت بالا می‌رود، پروژه‌های ساختمانی توجیه اقتصادی خود را از دست می‌دهند. در حال حاضر، بسیاری از پروژه‌ها متوقف شده‌اند و تعداد آنها هر روز بیشتر می‌شود. در چنین وضعیتی، قیمت تمام‌شده ساخت به طور تقریبی با قیمت فروش برابر می‌شود و سازنده سودی نمی‌برد.

    وی در پایان هشدار داد: اگر این روند ادامه پیدا کند، قدرت خرید مردم هم پاسخگوی قیمت نهایی نیست و این موضوع، رکود را عمیق‌تر می‌کند.

    قیمت سیمان و سایر مصالح ساختمانی باید در بازار و بر اساس مکانیزم عرضه و تقاضا تعیین شود / قیمت‌ها بدون توجه به واقعیت بازار اعلام می‌شوند

    فرشید پورحاجت، دبیر کانون سراسری انبوه‌سازان کشور نیز در گفت‌وگویی با انتقاد از نحوه نرخ‌گذاری سیمان گفت: قیمت سیمان و سایر مصالح ساختمانی باید در بازار و بر اساس مکانیزم عرضه و تقاضا تعیین شود. تجربه عرضه سیمان در بورس کالا در سال‌های گذشته نشان داد که می‌توان قیمت را به‌صورت شفاف و بر پایه معاملات واقعی بازار کشف کرد.

    او ادامه داد: امروز قیمت‌ها بدون توجه به واقعیت بازار اعلام می‌شوند؛ چه در زمانی که عرضه به‌دلیل مشکلات انرژی کاهش می‌یابد، چه وقتی که تقاضا افت می‌کند. قیمت همچنان ثابت یا حتی افزایشی باقی می‌ماند.

    قیمت‌گذاری و توزیع سیمان در اختیار یک اتحادیه صنفی در انجمن سیمان است که به‌صورت مستقل قیمت‌ها را مدیریت می‌کند / هر زمان که تشخیص دهند، قیمت را بالا می‌برند و هر وقت بخواهند کاهش می‌دهند

    وی با بیان اینکه سیمان طی یک سال اخیر بیش از ۵۰ درصد افزایش قیمت داشته، افزود: قیمت‌گذاری و توزیع سیمان در اختیار یک اتحادیه صنفی در انجمن سیمان است که به‌صورت مستقل قیمت‌ها را مدیریت می‌کند. هر زمان که تشخیص دهند، قیمت را بالا می‌برند و هر وقت بخواهند کاهش می‌دهند.

    رکود صنعت ساختمان یعنی رکود اقتصاد

    اسماعیل کاظمی، رئیس اتحادیه مصالح‌فروشان تهران نیز ۱۱ مرداد در همین رابطه به خانه اقتصاد گفت که رکود صنعت ساخت‌وساز به رکود در صنوف وابسته از جمله مصالح‌فروشان نیز سرایت کرده است.

    او ادامه داد: تا زمانی که بازار ساخت‌وساز از این رکود خارج نشود، نمی‌توان انتظار داشت که رونق به بخش‌های دیگر اقتصاد هم بازگردد.

    میزان تورم سیمان در آخرین داده‌های مرکز آمار

    افزایش هزینه‌های ساخت‌وساز در تهران با انتشار گزارش مرکز آمار ایران درباره شاخص قیمت نهاده‌های ساختمان‌های مسکونی در زمستان ۱۴۰۳، بار دیگر تأیید شد. عدد شاخص در این فصل به ۳۲۳۹.۸ رسید؛ رقمی که هم در مقایسه با پاییز، هم با زمستان سال قبل و هم در بازه یک‌ساله، رشد معناداری را نشان می‌دهد.

    گزارش مرکز آمار همچنین نشان می‌دهد گروه سیمان، بتن، شن و ماسه که جزو مهم‌ترین و پرمصرف‌ترین اقلام ساختمانی هستند، همچنان در مدار رشد قیمت قرار دارند. شاخص قیمت این گروه در زمستان به عدد ۳۸۱۲.۰ رسیده که نسبت به پاییز ۷.۲ درصد و نسبت به زمستان سال گذشته ۴۷.۴ درصد رشد داشته است. تورم سالانه این گروه نیز ۴۰.۷ درصد گزارش شده است؛ رقمی که نشان‌دهنده اثرگذاری جدی این گروه بر افزایش هزینه تمام‌شده پروژه‌های ساختمانی است.

    مجموع این داده‌ها نشان می‌دهد که تورم نهاده‌های ساختمانی نه‌تنها متوقف نشده، بلکه در برخی گروه‌ها شتاب بیشتری گرفته است. افزایش مداوم قیمت مصالح، پروژه‌های نیمه‌کاره را دچار رکود کرده و هزینه‌های ساخت را به سطحی رسانده که بسیاری از سازندگان، ادامه پروژه را فاقد صرفه اقتصادی می‌دانند. در شرایطی که بازار مسکن با رکود تقاضا روبه‌روست، تورم مصالح ساختمانی می‌تواند این رکود را عمیق‌تر کرده و چشم‌انداز سرمایه‌گذاری در بخش ساخت‌وساز را تیره‌تر از قبل کند.

  • چشم انداز صنعت ساختمان در ۱۴۰۴ / تولیدکنندگان محصولات ساختمانی شاکی از بی عدالتی در محدودیت انرژی

    چشم انداز صنعت ساختمان در ۱۴۰۴ / تولیدکنندگان محصولات ساختمانی شاکی از بی عدالتی در محدودیت انرژی

    به گزارش اقتصادران، روایتی که شرکت‌های ساختمانی از اوضاع سرمایه‌گذاری در سال۱۴۰۳ ارائه می‌کنند، تصویر «رکود عمیق‌تر تولید و فروش» نسبت به سال ۱۴۰۲ است. تحلیل نتایج یک‌ساله نظرسنجی «شامخ» از فعالان بازار ساخت‌وساز نشان می‌دهد، سال گذشته شدت «تورم تولید» بالا بوده است. موتور این تورم در حال حاضر نیز فعال است.
    صنعت ساختمان در ۱۴۰۳ متاثر از کاهش تقاضا، چشم‌‌انداز منفی و جهش قیمت مصالح رکود جدی را متحمل شد؛ با وجود این از سرگیری مذاکرات با غرب و امیدواری نسبت به ثبات شرایط اقتصادی باعث شد تا فعالان صنعت ساختمان به بهبود شرایط در ۱۴۰۴ امیدوار شوند و این موضوع در بهبود شاخص انتظارات فروردین ۱۴۰۴ نمایان شد. اگرچه کاهش ریسک سیاسی، احتمال بهبود شرایط را برای فعالان صنعت ساختمان مطرح کرده است، اما در شرایط کنونی این صنعت با ریسک جدید کاهش عرضه مصالح ساختمانی به دلیل شدت گرفتن ناترازی انرژی در کشور و کاهش اجباری تولید در بالادست صنعت ساختمان مواجه است. تولیدکنندگان بالادست صنعت ساختمان از احتمال افزایش ۲۰ واحد درصدی تورم در قیمت مصالح به دلیل محدودیت اجباری تولید خبر می‌دهند؛ در عین حال استمرار فشار محدودیت انرژی بر صنایع با کاهش تولید و عرضه محصول می‌تواند تعادل بازار مصالح را از میان برده و از این منظر نیز صنعت ساختمان با چالش‌‌های جدی مواجه خواهد شد.

    ریسک سیاسی محرک رکود ساخت

    رکود صنعت ساختمان در سال ۱۴۰۳ نسبت به سال قبل (۱۴۰۲) شدت بیشتری به خود گرفت؛ گزارش شامخ صنعت ساختمان از تعمیق رکود در حوزه فعالیت‌‌های ساختمانی حکایت دارد. سرایت رکود در معاملات مسکن به حوزه ساخت‌‌وساز و بروز ریسک جنگ در کشور طی سال گذشته از عوامل اصلی عقبگرد سرمایه‌‌گذاران از صنعت ساختمان طی یک سال اخیر بوده است. براساس داده‌های ماهانه شامخ صنعت ساختمان، متوسط سالانه شامخ در ۱۴۰۳ برابر ۴۶ واحد بود؛ قرارگیری این شاخص زیر سطح ۵۰ واحدی بیانگر بروز رکود در این صنعت است و قرار گرفتن در بالای ۵۰ واحد از وضعیت رونق حکایت دارد. متوسط سالانه شامخ صنعت ساختمان در سال ۱۴۰۲ برابر ۵۱ واحد بود؛ این رقم به مفهوم آن بود که ساختمان‌‌سازی در این سال فاصله محدودی از مرز سنجش رکود و رونق داشت. اثرگذاری فاکتورهای متعددی شامل کاهش قدرت خرید متقاضیان، بروز ریسک جنگ و افزایش تورم مصالح باعث شد تا صنعت ساختمان‌‌ در سال ۱۴۰۳ با تعمیق رکود مواجه شود. بررسی جزئی داده‌های شامخ از کاهش ثبت سفارش ساخت از سوی مالکان در ۱۴۰۳، کاهش شاخص فروش خانه و افزایش تورم مصالح ساختمانی در همین زمان نسبت به سال قبل حکایت دارد.

    شامخ صنعت ساختمان تصویری کیفی از نبض تولید و فروش مسکن در بازار ساخت‌‌وساز کشور ارائه می‌‌کند؛ این شاخص با نظرسنجی از مدیران خرید ۸۰ تا ۱۰۰ شرکت بزرگ در گروه‌های ساخت بنا، مهندسی عمران و فعالیت‌‌های ساخت‌‌وساز تخصصی به دست می‌‌آید و تصویری منسجم از وضعیت صنعت ساخت ارائه می‌‌کند. بررسی داده‌های متوسط سالانه شامخ ساختمان‌‌سازی طی ۶ سال اخیر از سال ۱۳۹۸ تا سال ۱۳۹۹ از تضعیف فعالیت ساخت‌‌وساز و افزایش قیمت مصالح ساختمانی حکایت دارد. این تصویر با داده‌های کلی حاکم بر بخش ساخت‌و‌ساز نیز کاملا تطابق دارد. متوسط شاخص «سفارش ساخت از سمت مالکان» در سال ۱۴۰۳ با کاهش ۶ واحدی نسبت به سال قبل به عدد ۴۴ واحد رسید. افزایش تنش سیاسی در منطقه و از دست رفتن چشم‌‌انداز روشن نسبت به وضعیت سیاسی منطقه اصلی‌ترین دلیل تضعیف این شاخص در این سال بود.

    متوسط شاخص فروش در سال ۱۴۰۳ به نرخ ۴۳ واحد رسید؛ این درحالی بود که متوسط این شاخص در سال ۱۴۰۲ برابر ۴۸ واحد بود؛ این داده موید تضعیف تقاضا در معاملات مسکن در کشور است. متوسط شاخص «نبض قیمت مصالح‌‌ساختمانی» در سال ۱۴۰۳ به عدد ۷۰ واحد رسید؛ قرارگرفتن شاخص‌‌های قیمتی بالاتر از سطح ۵۰ واحد عاملی در جهت تقویت رکود خواهد بود. متوسط این شاخص در سال ۱۴۰۲ برابر ۶۸ واحد بود؛ به این ترتیب می‌توان گفت که افزایش مستمر بهای مصالح ساختمانی طی سال‌های اخیر در تقویت رکود در بخش ساخت‌‌وساز به‌شدت موثر واقع شده است.

    چرخش مثبت در میانه رکود

    متوسط شاخص چشم‌‌انداز بازار برای سال ۱۴۰۳ به رقم ۵۲ واحد رسید؛ این درحالی بود که این شاخص در سال ۱۴۰۲ برابر ۵۰ واحد بود. اگرچه صنعت ساخت‌‌وساز در سال ۱۴۰۲ وضعیت مطلوبی نداشت؛ اما وضعیت در ماه‌های پایانی سال اندکی بهبود داشت و این موضوع خود را در افزایش ۲ واحد متوسط سالانه شاخص چشم‌‌انداز بازار نشان داد. پایداری این شاخص در وهله ابتدایی وابسته به نتیجه مذاکره با غرب خواهد بود. البته با توجه به افزایش ناترازی انرژی در کشور، حفظ سطوح جدید کسب شده برای این شاخص با اما و اگرهای فراوانی روبه‌رو است. درواقع بیم آن می‌‌رود که محدودیت انرژی باعث شود تا صنعت ساختمان با ریسک‌‌ کمبود مواد اولیه یا گرانی غیرقابل هضم مواجه شود.

    رشد تورم تولید با حمایت محدودیت انرژی

    برای بررسی تبعات احتمالی اعمال محدودیت برق بر صنایع بالادست بخش ساختمان گفت‌وگویی با فعالان این حوزه داشته ایم؛ تولیدکنندگان محصولات ساختمانی با محوریت فولادی‌‌ها و سیمانی‌‌ها از عدم رعایت عدالت در اعمال محدودیت انرژی در صنایع مختلف گله داشته و معتقدند تحمیل عمده این محدودیت‌‌ها به صنایعی نظیر فولاد و سیمان باعث شده تا این صنایع مادر بیش از سایر صنایع از تولید بازبمانند. استمرار این رویه علاوه بر زیان این تولیدکنندگان می‌تواند با محدودیت عرضه مواد اولیه، به ضرر صنایع میانی و تکمیلی در سایر زنجیره‌های تولید بینجامد. طی سال ۱۴۰۳ متوسط بهای مصالح ساختمانی رشدی ۴۰ درصدی داشت؛ این رشد قیمت به‌شدت بر هزینه ساخت اثرگذار شد؛ در واقع تورم مصالح ساختمانی در سال قبل یکی از دلایل اصلی رکود در بخش ساخت‌‌وساز بود. در چنین شرایطی آغاز اعمال محدودیت انرژی صنایع از هفته‌های ابتدایی سال و شدت گرفتن آن در میانه اردیبهشت؛ احتمال جدی افزایش تورم در بخش مصالح ساختمانی را برای سال جاری مطرح کرده است.

    فعالان بخش بالادست صنعت ساختمان یعنی تولیدکنندگان مصالح از اعمال محدودیت ۶۰ درصدی در دیماند برق خود تا میانه روز و اعمال محدودیت ۹۰ درصدی برای مابقی ساعات تا انتهای شب خبر دادند. درحالی واحدهای تولیدی متحمل افت اجباری تولید به دلیل محدودیت انرژی در فصول مختلف سال می‌شوند که این رویه بر هزینه‌های تولید به شکل مستقیم اثرگذار می‌شود. بخشی از هزینه‌های تولید، هزینه ثابت بوده و با کاهش تولید همچنان پابرجا باقی می‌‌ماند. به گفته فعالان صنعتی، محدودیت‌‌های فعلی اعمال شده بر صنایع به دلیل کمبود برق هزینه تولید آنها را تا ۲۰ واحد درصد افزایش می‌دهد.

    البته این کاهش‌‌های اجباری تولید به دلیل محدودیت انرژی و عدم امیدواری نسبت به بهبود شرایط در آینده می‌تواند بخشی از سرمایه‌‌گذاران و تولیدکنندگان را به خروج از عرصه صنعت کشور سوق دهد؛ تحقق این پیش‌‌بینی منفی به کاهش عرضه محصول به بازار منجر می‌شود که این موضوع نیز عاملی در جهت افزایش قیمت خواهد بود.

    بنابراین اگرچه احتمال توافق با غرب فعالان عرصه ساخت‌‌وساز را امیدوار کرده، اما ناترازی جدی در بخش انرژی برق و گاز می‌تواند تبدیل به ریسک جدی صنعت ساختمان در سال جاری شود و آینده رونق این صنعت در سال جاری را تیره و تار کند. فعالان صنعتی در این شرایط نسبت به سخت‌‌گیری‌‌های دولت در توسعه نیروگاه‌‌‌های تجدیدپذیر نیز انتقاد کرده و گفتند: بغرنج شدن تامین انرژی در کشور تا جایی پیش رفت که صنایع حاضر به صرف هزینه برای احداث نیروگاه‌های سبز نظیر نیروگاه خورشیدی شده‌‌اند. با وجود این دولت در این زمینه نیز همکاری لازم را ندارد و در واقع توسعه نیروگاه‌های خورشیدی با هزینه فعالان صنعتی، به دلیل موانع موجود دشوار است.