برچسب: رکود اقتصادی

  • دولت سیزدهم؛ اسب زین شده ای که نتوانست از مانع رکود اقتصادی بپرد!

    دولت سیزدهم؛ اسب زین شده ای که نتوانست از مانع رکود اقتصادی بپرد!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه هم میهن نوشت: هرچند رشد اقتصاد هنوز مثبت است اما ریزش این شاخص از 3/1 درصد در مرداد به 1/9 درصد در شهریور 1403 نشان‌دهنده افت سرمایه‌گذاری‌ها و کم‌بنیه شدن تولید است. اگرچه رشد ماه‌های پیش از آن نیز به مدد نفت و ارزآوری آن اعداد بالاتری به خود دیده بود.

    آمارها نشان می‌دهد در بخش صنعت ارزش افزوده‌ای کمتر به دست آمده و این گزاره بر مبنای خسارت سنگینی که صنایع از قطع برق در تابستان دیدند، قابل انتظار بود. گروه صنایع و معادن در شهریور سال۱۴۰۳ نسبت به ماه مشابه سال قبل رشد منفی 0/2 درصدی داشته است. این در حالی است که براساس اعلام بانک مرکزی، گروه صنایع و معادن در فصل بهار سال 1403رشد 3/6 درصدی را ثبت کرده است. علاوه بر قطع برق که به اجبار تولید صنعتی در تابستان را کم کرد، افت سرمایه‌گذاری در بخش ساختمان و صنایع پیشران این حوزه نیز در کم شدن رشد این بخش موثر بوده است.

    همه می‌دانند که رشد به‌دست‌آمده در دولت سیزدهم مدیون نفت است. با ورود بایدن به کاخ سفید در سال 1400 تولید و صادرات نفت در ایران افزایش یافت و در اسفند 1401 با توافق ایران و عربستان تقویت شد. این در حالی است که با گذشت زمان، اثر رشد نفتی در حال خروج از آمارهای رشد است. به همین دلیل رشد بخش نفتی و رشد کل در حال کاهش است.

    بخش نفت خام و گاز طبیعی که در فصل بهار سال 1403 رشد 9/5 درصدی را ثبت کرده بود، در شهریور سال ١٤٠۳ نسبت به ماه مشابه سال قبل رشد 5 درصدی داشته است. جالب آنکه رشد بخش نفت تا 18 درصد هم افزایش یافته بود. اما با عبور از تاثیرگذاری رشد درآمدهای نفتی پس از ریاست‌جمهوری ترامپ، وارد سراشیبی رشد درآمدهای نفتی شدیم و با ورود دوباره ترامپ به کاخ سفید، از سوی کارشناسان برآوردهای غیرخوشبینانه‌ای به ادامه فروش نفت ارائه می‌شود.

    همان‌طور که قابل پیش‌بینی بود پس از 3سال رشدهای بالای 4 درصد، اثر رشدهای نفتی در حال کاهش است و در صورتی که سایر موتورهای رشد اقتصادی به‌ویژه بخش صنعت به کار نیفتد این میزان رشد نیز در فصل‌های بعد از دست خواهد رفت.

    در مجموع چهار عامل بسیار اثرگذار بر  کند شدن روند رشد اقتصاد موثر بوده است. قطع برق صنایع، کاهش رشد بخش نفت پس از تکمیل ظرفیت‌های خالی‌شده ناشی از تحریم و کرونا، کاهش سرمایه‌گذاری در بخش ساختمان و همچنین افت فروش نهاده‌های ساختمانی دلایل چهارگانه ریزش رشد تابستان هستند.

    پیش از این صندوق بین‌المللی پول نیز کاهش رشد اقتصادی ایران را پیش‌بینی کرده بود. در گزارش این صندوق آمده بود رشد اقتصاد ایران در سال گذشته 4/7 درصد برآورد شده بود، اما برای سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، به ترتیب رشد اقتصادی 3/3 و 3/1 درصدی پیش‌بینی شده. صندوق بین‌المللی پول علت این کاهش چشم‌انداز رشد را کند شدن رشد اقتصاد غیرنفتی و درآمد نفتی ایران اعلام کرده بود.

    سیاستی که رشد را تخریب کرد

    عواملی که ذکر شد عمدتاً حاصل سیاستگذاری‌ها در بخش کلان است. از زاویه سیاستگذاری یکی از دلایل کاهش رشد اقتصاد بنا بر اعتقاد پژوهشگران اقتصادی ممنوعیت‌های صادراتی اعمال شده بود. یکی از اقدامات دولت در پاسخ به افزایش عمومی قیمت‌ها و به منظور مدیریت بازار، ایجاد محدودیت‌های صادراتی از طریق ممنوعیت صادرات برخی اقلام، دریافت مابه‌التفاوت و دریافت عوارض صادراتی است. به بیان دیگر، دولت از طریق ایجاد ممنوعیت و محدودیت‌های صادراتی و کاهش تقاضای صادراتی، قیمت اقلام مصرفی را در بازارهای داخلی کنترل  می‌کند اما این سیاست، عوارض بسیار مخربی دارد.

    از یک طرف هزینه تولید داخلی اقلام مختلف افزایش می‌یابد؛ ولی از طرف دیگر برخی از این اقلام مشمول قیمت‌گذاری‌های دولتی می‌شوند. این مسئله موجب زیان‌دهی بنگاه‌های داخلی شده و درحالی‌که، صادرات این اقلام به نرخی بالاتر از بازار داخل، می‌توانست به تداوم جریان تولید و بقای بنگاه‌های اقتصادی کمک کند، موجب سودآوری تولیدکننده داخل و افزایش انگیزه صادرات شود اما به بن‌بست صادراتی، رشد اقتصاد هم با ایست مواجه شد. همانطور که در جدول رشد مشاهده می‌شود بخش صنعت رشد منفی در کارنامه ثبت کرده است.

    وحید شقاقی‌شهری، عضو هیئت‌علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه خوارزمی در تحلیل چرایی کاهش رشد و روند صعودی رشد پیش از تابستان سال جاری تاکید می‌کند: درسال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ اقتصاد ما رشدهای مثبت بالایی را ثبت کرد. ولی نباید آمارها ما را از واقعیت گمراه کند. در اصل این آمارها، نتیجه به وجود آمدن شرایط انقباض شدید در دهه ۹۰ بود.

    اساساً دولت سیزدهم گمان می‌کرد که اقتصاد از رکود خارج شده و شرایط بهبود پیدا کرده است. درحالی‌که علت این رشد، اصلاحات نهادی و ساختاری نبود. در واقع محیط کسب‌وکار، اقتصاد کلان، رقابت‌پذیری اقتصاد ملی، دانش‌بنیانی اقتصاد، سرمایه‌های اجتماعی و عدم مهاجرت نخبگان بهبود پیدا نکرد. همه این مباحث حکایت از عدم رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری است. بنابراین نمی‌توانیم با آمار خام اقتصاد را تحلیل کنیم.

    فرسودگی زیرساخت‌ها مدام درحال تشدید است و در بخش‌های مختلف قابل مشاهده است. مطالعات نشان می‌دهد برای حل آن، نیازمند حداقل ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه ظرف ۵ سال آینده هستیم. با توجه به وجود تحریم‌ها و چالش‌های اقتصادی و سیاسی، جذب این سرمایه از راه منابع داخلی و خارجی یا صرفه‌جویی در انرژی بسیار سخت است. به همین سبب دولت چهاردهم باید برای تامین این سرمایه و بهبود محیط اقتصاد کلان، برنامه داشته باشد.

    بحران تسخیرشدگی جلوی توسعه ایستاده است

    برخی معتقد بودند موضوع توسعه، ماجرای جنگ سرد و جنگ زرگری است و اگر جنگ سرد فیصله پیدا کند بحثی به نام توسعه دیگر موضوعیت نخواهد داشت. اما برخلاف این دیدگاه بررسی اقتصاد کشورهای پیشرفته نشان می‌دهد موضوع توسعه یکی از محورهای مهم سیاستگذاری‌های اقتصادی است؛ به‌طوری‌که کرسی‌های اقتصاد توسعه در کشورهای صنعتی به مراتب پررونق‌تر از کشورهای در حال توسعه پر می‌شود.

    پژوهشگران برجسته کشور در حوزه توسعه موضوع تشخیص بحران را حیاتی‌ترین کانون بحران می‌دانند. همانطور که فرشاد مومنی، عضو هیئت‌علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در یکی از سخنرانی‌های خود درباره توسعه متزلزل در دانشکده اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد می‌گوید بحران تشخیص با بحران تسخیرشدگی گره خورده است.

    بخش‌های قابل اعتنایی از ساختار قدرت دست افرادی است که غیر مولدند و این غیرمولد بودن تنها جنبه اقتصادی ندارد. زاویه داشتن با خلاقیت در عرصه اندیشه‌ و زاویه داشتن با خلاقیت در عرصه هنر نیز از دیگر مشخصه‌های این افراد است.

    اندیشه توسعه هم به اعتبار پرابلماتیک خود یعنی تغییر فراگیر اعتلابخش و هم به اعتبار اسلوب روش‌شناختی آن که شرح و بستی از آن را در کتاب مرزهای دانش توسعه ارائه شده و هم به اعتبار ابزارهای تحلیلی خاص خود، نجات‌دهنده است و ساختار قدرت تحت هر عنوان پشت به توسعه کند در واقع گویی زمینه از بین رفتن خود را فراهم می‌کند.

    در ابزارهای تحلیلی سطح توسعه گفته می‌شود؛ هیچ عنصر و هیچ معیاری برای اعتبارسنجی از سیاست‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به اندازه عنصر تأثیرگذاری بر رابطه بین مردم و حکومت سرنوشت‌ساز نیست.

    مومنی در بخشی از این سخنرانی می‌گوید: به همان اندازه که توسعه در ایران در غربت به سر می‌برد، عدالت هم در غربت است و روزمره طنزهای تلخی از مصادیق ادای توسعه و عدالت مشاهده می‌شود. ۳۵ سال است افرادی می‌گویند ما با سیاست تورم‌زا می‌خواهیم عدالت برقرار کنیم. چگونه از این رکیک‌تر می‌توان به عدالت توهین کرد؟ این فهمی که از عدالت وجود دارد ناشی از غربت اندیشه عدالت در جامعه است.

    برای درک بهتر آن می‌توان به گزارش‌هایی که راجع به نابرابری‌های ناموجه در ایران منتشر شده، مراجعه کرد. در آنجا می‌توان دید کدام دارایی‌ها عامدانه حذف شده است. می‌خواهم این نکته را به مسئولان متذکر شوم که اگر می‌خواهید ایران نجات پیدا کند و اگر به ایران علاقه‌مند هستید باید روی توسعه عادلانه متمرکز شوید.

    تسخیر قدرت در ایران باعث شده که قاعده‌گزاری‌ها در راستای استمرار تورم باشد و این موضوع حکمت‌هایی دارد که اگر آنها را به قاعده خود مورد شناسایی علمی قرار ندهیم، زیان بزرگی خواهیم کرد. در کتاب اقتصاد سیاسی 50 سال تورم دو رقمی آورده شده که مهم‌ترین عامل سقوط حکومت ناسیونالیستی در چین به‌رغم همه محبوبیتی که بنیانگذارش یعنی دکتر سونیادسن داشت ناتوانی در مهار تورم بود ما از این زاویه می‌گوییم افرادی که دوباره در لایحه بودجه ۱۴۰۴ پخت و پز شدت‌بخشی به تورم را به‌عنوان راه‌حل جا زدند، به کشور ظلم و خیانت می‌کنند.

    ته دیگ هم خالی شد

    مرتضی افقه، کارشناس اقتصادی نیز افت رشد اقتصاد را به عملکرد دولت سیزدهم مرتبط می‌داند. به گفته او بعد از تشدید تحریم‌های سال ۱۳۹۷، در دولت‌های آقایان روحانی و رئیسی، هر آنچه که ذخیره و اموال عمومی دولت داشتیم که دولت می‌توانست از آن‌ها به عنوان جایگزینی برای نفت بهره ببرد، استفاده کرده‌ایم.

    به‌خصوص در دولت سیزدهم که به اصطلاح عامیانه، ته دیگ هم خالی شد و افزایش ارز ۴۲۰۰ تومانی از یک سو و افزایش حدود ۵۰ درصدی مالیات‌ها از سوی دیگر، شرایط را بسیار پیچیده‌تر کرد. با این شرایط، دولت چهاردهم، نه اموال چندانی دارد که جایگزین درآمدهای نفتی کند، نه ظرفیت فروش اوراق قرضه چندانی دارد، نه ظرفیت افزایش مالیاتی که اخیراً دولت حدود ۴۰ درصد افزایش مالیاتی را در بودجه اخیر گنجانده است.

    جهش خام‌فروشی و 98 میلیارد دلار خروج سرمایه

    در سال ۲۰۱۷ سازمان توسعه صنعتی ملل متحد گزارشی منتشر کرد که نقطه عطفی در تاریخ اندیشه توسعه محسوب می‌شود. عنوان گزارش یونیدو ۲۰۱۷ تقاضا برای تولید صنعتی فناورانه دو نقطه پیشبرد تولید صنعتی پایدار و فراگیر بود. خلاصه این گزارش می‌گوید توسعه فراگیر از دل تولید فناورانه بیرون می‌آید و متقابلاً از دل رانت‌محوری و صفرمحوری توسعه فراگیر ایجاد نمی‌شود.

    به نام تولید فعالیت‌های رانتی معدنی به جای تولید فناورانه بست داده می‌شود و با فریب‌کاری به گونه‌ای نمایش می‌دهند که گویی خام‌فروشی تنها در صورتی که شکل نفتی داشته باشد دارای اشکال است. از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۶ حجم صادرات محصولات پتروشیمیایی در ایران که گونه بزک‌شده‌ای از خام‌فروشی است ۱۰ برابر شده. حجم صادرات محصولات آهن و فولاد خام که آن هم گونه دیگری از خام‌فروشی بزک شده است ۱۷ برابر شده و حجم صادرات سنگ آهن ۳۹ برابر شده است.

    گزارش‌های رسمی نشان می‌دهد که فقط در فاصله  سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸ بالغ بر ۹۸ میلیارد دلار خروج سرمایه رسماً ثبت شده وجود دارد و باید توجه داشت که تنها سرمایه مادی از کشور خارج نشده بلکه وجوه خروج سرمایه انسانی کشور به مراتب شکننده‌آورتر است.

     

  • چرا مردم به احتكار پول دست زده‌اند؟ / بدبینی خانوارها کار دست اقتصاد داد

    چرا مردم به احتكار پول دست زده‌اند؟ / بدبینی خانوارها کار دست اقتصاد داد

    به گزارش اقتصادران، روز گذشته در يكي از سرخ‌ترين روزهاي بازار سرمايه، نزديك به نيم هزار ميليارد تومان سرمايه خرد از بازار فرار كرد و احتمالا قرار است سر از بازارهاي موازي در بياورد. ارزش صف‌هاي فروش بورس كه براي شانزدهمين روز متوالي منفي شده بود؛ 1877.233 ميليارد تومان بود. عددي كه نشان از وضعيت وخيم بازار سرمايه دارد. اگرچه بخشي از اين اتفاق را بايد در سايه تنش‌هاي بين‌المللي و منطقه ديد، اما دلايل ديگري نيز براي چنين روندي وجود دارد اينكه اقتصاد ايران نزديك به دو سال است در سايه سياست «تثبيت اقتصادي» بانك مركزي به ركودي عميق فرو رفته است. در آخرين گزارش شاخص مديران خريد (PMI) كه در ايران با عنوان شامخ منتشر مي‌شود نيز در شهريور 1403، معادل 49.8 محاسبه شده است. اين شاخص نشان مي‌دهد كه سطح فعاليت‌هاي اقتصادي در اين ماه همچنان كاهشي است. گزارش اخير مركز پژوهش‌هاي مجلس از پايش بخش حقيقي اقتصاد ايران نيز نشان مي‌دهد با گذشت يك نيمه از سال 1403، رشد شاخص توليد و فروش بنگاه‌هاي صنعتي كه در بورس حضور دارند همچنان در محدوده منفي قرار دارد. اگرچه در شهريورماه نسبت به مرداد ماه شاخص توليد افزايش داشته، اما شاخص فروش همچنان در مسير كاهشي حركت كرده است.

    در شهريور سال 1403، شاخص توليد شركت‌هاي صنعتي بورسي نسبت به شهريور پارسال كاهش 3.3 درصدي داشته، اما در بازه يك ماهه 6.1 درصد با افزايش مواجه شده است . در شهريور ماه نسبت به ماه مشابه سال قبل، از بين 15رشته فعاليت صنعتي بورسي، 5رشته فعاليت افزايش در شاخص توليد و 10رشته فعاليت كاهش در شاخص توليد را تجربه كرده‌اند. دقيقا اين اتفاق در مرداد ماه امسال نيز رخ داده بود و اين موضوع نشان مي‌دهد كه تغييري در اين رشته فعاليت‌ها طي يك ماه ديده نشده است.

    در بازه يكساله (شهريور امسال نسبت به شهريور سال گذشته)، 6 رشته فعاليت افزايش در شاخص فروش و 9 رشته فعاليت كاهش در شاخص فروش را تجربه كرده‌اند. اين در حالي است كه در مرداد ماه، تعداد رشته فعاليت‌هايي كه افزايش در شاخص فروش داشتند 7 رشته فعاليت بود.

    ردپاي ركود در 20 سال گذشته

    نتايج يك تحقيق كه در فصلنامه تحقيقات اقتصادي منتشر شده، نشان مي‌دهد كه ردپاي ركود را بايد در سياست‌هايي جست‌وجو كرد كه طي 2 دهه گذشته پياده شده است. در واقع آنچه امروز در رفتار سرمايه‌گذار خرد در بازار سرمايه و بورس ديده مي‌شود، احساسي است كه آنها طي دو دهه گذشته نسبت به به جريان انداختن پول خود در اقتصاد ايران داشته‌اند.

    اين تحقيق كه توسط حسين راغفر، سميرا آزاده‌رنجبر و كبري سنگري هر سه از دانشگاه الزهرا انجام شده، نشان مي‌دهد كه در دو دهه اخير سهم دستمزدها كاهش و سهم سود افزايش داشته است. توزيع درآمد به صورت ناعادلانه شده و روند كاهشي سهم دستمزد ادامه پيدا كرده و از سال 2020 به بعد، به كمتر از 25 درصد رسيده، اين در حالي است كه سهم سود روند افزايش و بيش از 75 درصد سهم توليد را به خود اختصاص داده است.

    خانوارها به احتكار نقدينگي دست زده‌اند

    به همين ترتيب خانوارها با توجه به احساسات خود نسبت به وضعيت اقتصادي طي اين دو دهه ميزان احتكار پول يا نگهداري پول نقد حال به‌ صورت طلا يا ارز را در خانه افزايش داده‌اند و اين روند سير صعودي به خود گرفته و بيش از 500 درصد از نقدينگي خانوار احتكار شده و در جريان توليد قرار نگرفته است.

    در نتيجه كاهش خودكفايي بنگاه‌ها، در دو دهه اخير، بنگاه‌ها تنها توانسته‌اند تقريبا از 15 درصد ظرفيت اشتغال خود استفاده كنند. در مدل اين تحقيق، 5000 خانوار تعريف شده است و هر خانوار يك نيروي كار عرضه مي‌كند؛ نتايج تحقيق نشان داده كه تقريبا 3000 نفر متقاضي كار و در جست‌وجوي شغل ديگري بوده‌اند.

    احتكار نقدينگي از سال 84 شدت گرفت

    اين در حالي است كه مدت زمان به‌كارگيري روند افزايشي به خود گرفته است و به‌طور ميانگين افراد بيكار حدود 7 ماه بيكار بوده‌اند. در نتيجه آن خانوارها دستمزد دريافتي خود را رو به پايين تعديل كرده‌اند و ميزان احتكار نقدينگي خانوار بسيار بالاتر از ميزان هدف خانوار در شرايط عادي هست و از سال 1384 روند افزايشي به خود گرفته است. در نتيجه اين شرايط، در اين سال‌ها، نوسانات كوچك به تدريج سبب كند شدن پويايي كل شده است، زيرا در نتيجه تعامل پيچيده بين احساسات بازار و بنگاه و خانوار و همچنين رفتار مالي آنها پويايي كل دچار تغيير شده و بيكاري و مدت زمان بيكاري افزايش يافته و موج بدبيني تقويت شده است، به‌طوري كه عقايد بدبينانه اعتبار پيدا كرده و اين كندي پويايي كل، بدبيني را افزايش داده است. اين حلقه تقويت‌كننده تعاملات بين عامل‌ها، اقتصاد را به سمت ركود عميق سوق داده است. اين روند تا زماني كه ترازنامه‌هاي بخش خصوصي اصلاح يا بخش خصوصي براي پس‌انداز كردن بسيار فقير شود و درآمدي براي پس‌انداز نداشته باشد، ادامه خواهد يافت و بعد از آن متوقف مي‌شود.

    چرا ركود عميق‌تر شد؟

    نتايج نشان مي‌دهد بنگاه‌ها در ايران، نقدينگي زيادي براي تامين سرمايه وام گرفته‌اند. آنها بهره زيادي را پرداخت مي‌كنند و اين در حالي است كه توانايي استفاده از تمامي ظرفيت‌هاي اشتغال را ندارند و همچنين در پرداخت هزينه‌هاي ثابت و متغير خود نيز ناتوان هستند. مجموع اين تعاملات خانوارها و بنگاه‌ها را به عامل‌هاي بدبين تبديل كرده كه به‌ نوبه خود منجر به كند شدن پويايي كل و ركود ناشي از بدهي شده است، به‌گونه‌اي كه نظرات بدبينانه اعتبار پيدا كرده و رفتار گله‌اي سبب سرايت بدبيني بين عامل‌ها شده است.

    اين نوسانات كوچك به ‌تدريج در طول زمان منجر به نوسانات بزرگ شده و روي متغيرهاي اقتصاد كلان و بازخورد اين تغييرات روي متغيرهاي اقتصاد كلان، مجددا روي احساسات خانوار و بنگاه تاثير گذاشته و آنها دوباره رفتار خود را با توجه به اين تغييرات كلان، تعديل كرده‌اند. اين حلقه‌هاي بازخوردي به‌طور متناوب ادامه پيدا كرده و نوسانات كوچك در نهايت سبب ركود اقتصادي و عميق‌تر شدن اين ركود شده است.

    چرا مردم بدبين مي‌شوند؟

    افزايش سطح بدهي، كاهش سطح پس‌انداز و افزايش بيكاري برخي خانوارها و بنگاه‌ها را تحت تنگناهاي مالي قرار مي‌دهد و آنها را به عامل‌هاي بدبين تبديل مي‌كند كه منجر به تغيير رفتار مالي آنها مي‌شود. خانوارها و بنگاه‌ها بدون آنكه تصوير كلي از اقتصاد داشته باشند و بدون هماهنگي با يكديگر، هر يك رفتار مالي خود را با توجه به احساساتي كه نسبت به بازار دارند، تطبيق مي‌دهند. اين احساسات بازار تا حدودي ناشي از وضعيت فردي خود عامل‌هاست كه سبب مي‌شود آنها نسبت به وضعيت اقتصادي خوش‌بين يا بدبين باشند.

    هنگامي كه پندار خوش‌بيني يا بدبيني در بين عامل‌ها نشات پيدا مي‌كند، رفتار گله‌اي باعث انتقال الگوي خوش‌بيني و بدبيني در بين آنها مي‌شود. رفتار گله‌اي نوسانات كوچكي را كه ناشي از تغيير رفتار عامل‌هاست تعديل و تقويت مي‌كند و به صورت زنجيره‌اي در بين خانوار و بنگاه‌ها منتشر كرده و سبب ايجاد حلقه‌هاي بازخوردي در خانوار و بنگاه مي‌شود. در نتيجه دوباره اثراتي را در رفتار مالي آنها ايجاد مي‌كند. چنين تعاملاتي، تركيبي پيچيده از ثبات نسبي و نوسان را در وضعيت اقتصادي پديد مي‌آورد.

  • زندگی یک دلاری! / لشکر فقرا در حال گسترده شدن است

    زندگی یک دلاری! / لشکر فقرا در حال گسترده شدن است

    به گزارش اقتصادران، تعداد افرادی که در شرایط فقر بسیار حاد به سر می‌برده‌اند، در سال ۱۴۰۱ به حدود ۱۷ هزار نفر رسیده است. با آغاز پرداخت یارانه‌های معیشتی در سال ۸۹، تعداد این افراد سیری نزولی به خود گرفته است. به طوری که، تعداد افراد بسیار فقر در سال ۹۱ به کمترین مقدار خود در حدود ۸ هزار نفر رسیده است. در دورانی که اقتصاد شرایط بی‌ثباتی را تجربه کرده، جمعیت بسیار فقر افزایش یافته، زیرا یارانه‌ها متناسب با افزایش نرخ تورم افزایش نیافته‌اند و قدرت خرید آنها کاهش یافته است.

    خط فقر مطلق بین‌المللی توسط بانک جهانی در ۲.۱۵ دلار درآمد روزانه تعیین شده است. این مقدار نشان می‌دهد حداقل درآمدی که یک فرد برای تامین نیازهای اساسی خود مانند غذا، مسکن و بهداشت نیاز دارد. اما شاخص دیگری نیز وجود دارد که معیشت افرادی که درآمد روزانه زیر یک دلار دارند را می‌سنجد. این معیار معمولا برای نشان دادن فقر شدیدتر و شرایط بسیار بحرانی‌تر استفاده می‌شود.

    از آنجایی که درآمد روزانه یک دلار به سختی می‌تواند نیازهای اولیه یک فرد را تامین کند، این معیار نشان دهنده افرادی است که حتی قادر به تامین نیازهای اساسی خود نیستند. با استفاده از این شاخص می‌توان وضعیت فقر شدید را طبق استانداردهای جهانی سنجید. طبق آخرین آمار مرکز آمار ایران، در سال ۱۴۰۱ حدود ۱۷ هزار نفر از جمعیت ایران با درآمد روزانه زیر یک دلار و در شرایط فقر بحرانی زندگی می‌کرده‌اند.

    تغییرات جمعیت بسیار فقیر کشور

    در سال ۸۴، ۲۷ هزار و ۷۵۶ نفر از مردم کشور در شرایط حاد فقر سپری می‌کردند. آمار این جمعیت تا سال ۸۷ افزایشی بوده و در این سال به قله خود در حدود ۱۳۰ هزار رسیده است. پس از آن، سیر جمعیت فقیر حاد کاهشی بوده است.

    در سال ۸۹، با آغاز پرداخت یارانه نقدی ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومانی، قدرت خرید قشر بسیار فقیر جامعه افزایش یافته است. این اتفاق باعث شد تا تعداد جمعیتی که با درآمد روزانه زیر یک دلار زندگی می‌کنند کاهش یابد. به طوری که، این آمار در سال ۹۱ به کمترین مقدار خود در ۷ هزار و ۶۰۸ نفر رسیده است. این موضوع نشان می‌دهد با وجود آغاز تحریم‌های بین‌المللی و افزایش نرخ ارز و تورم، افراد بسیار فقیر از معیشت و قدرت خرید مناسبی برخوردار بوده‌اند.

    در سال ۹۳، تعداد این افراد تقریبا دو برابر شده و به حدود ۱۵ هزار و ۵۰۰ نفر رسیده است. از سال ۹۴ و با امضای توافق برجام، اوضاع اقتصادی کشور بهبود یافته و در این دوران تعداد افرادی که با درآمد زیر یک دلار زندگی می‌کردند، در حدود ۸ هزار نفر بوده است.

    سیر صعودی فقرا در دوران رکود اقتصادی

    از سال ۹۷، با خروج آمریکا از برجام و تضعیف اقتصاد ایران، تعداد افرادی که در فقر حاد به سر می‌بردند، به حدود ۳۳ هزار نفر رسیده است. در سال ۹۸، یارانه پرداختی به ۱۰۰ هزار تومان افزایش یافته ولی با توجه به بی‌ثباتی اقتصادی و بالا بودن نرخ ارز و تورم، تعداد افراد بسیار فقیر افزایش یافته است.

    با شروع بحران کرونا و تداوم افزایش نرخ تورم و ارز، وضعیت معیشتی جمعیت بسیار فقر کشور  بدتر شده است. از طرفی، یارانه‌های پرداختی نیز متناسب با نرخ تورم افزایش نیافته و قدرت خرید قشر بسیار فقیر جامعه کاهش یافته است.

    اقدامات دولت سیزدهم برای فقرا

    همزمان با روی کار آمدن دولت سیزدهم در سال ۱۴۰۰، تعداد افرادی که با درآمد روزانه زیر یک دلار زندگی می‌کردند، به بیشترین مقدار خود در سال‌های اخیر در ۷۵ هزار و ۶۵۰ نفر رسیده است.

    یکی از اقدامات اصلی دولت سیزدهم، حذف ارز ۴۲۰۰ و اصلاح قیمت کالاهای اساسی بوده که منجر به تورم شدید، بخصوص در گروه خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها (جزء اصلی سبد مصرفی قشر فقیر جامعه) شده است. به دنبال تضعیف معیشت قشر کم درآمد جامعه، دولت تصمیم به افزایش یارانه پرداختی گرفته است. بر این اساس، خانوارهای دهک‌های اول تا سوم به ازای هر نفر ۴۰۰ هزار تومان و خانوارهای دهک چهارم تا نهم ۳۰۰ هزار تومان یارانه دریافت می‌کنند. با این سیاست، تعداد جمعیتی که با درآمد روزانه کمتر از یک دلار زندگی می‌کردند، در انتهای سال ۱۴۰۱ به حدود ۱۷ هزار نفر کاهش یافته است.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد در دورانی که دولت یارانه معیشتی پرداخت کرده یا مقدار آن افزایش یافته، تعداد افرادی که در شرایط بسیار حاد فقر به سر می‌برند، کاهش یافته است. این موضوع نشان می‌دهد، این افراد توانسته‌اند با کمک یارانه‌ها قدرت خرید خود را افزایش دهند و کالاهای اساسی بیشتری تامین کنند.

  • یقه اقتصاد ایران در دستان رکود!

    یقه اقتصاد ایران در دستان رکود!

    به گزارش اقتصادران، گزارش شامخ ارديبهشت ماه كه با قدري تاخير توسط اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران منتشر شده از باقي ماندن وضعيت بنگاه‌هاي اقتصادي در شرايط مشابه فروردين ماه حكايت دارد. در واقع در يك ماهه ارديبهشت امسال، مسائل تخصيص ارز، ثبت سفارش و دسترسي به موارد اوليه همچنان جزو دغدغه‌هاي بزرگ بنگاه‌ها بوده و حل نشده باقي مانده است.

    گزارش تازه‌اي كه توسط اتاق ايران با مكانيزم نظرسنجي ارايه شده نشان مي‌دهد كه باوجود اتمام تعطيلات در شركت‌ها، فعاليت اكثر آنها مشابه فروردين ماه بوده است. ضمن اينكه نوسانات شديد نرخ ارز و كمبود نقدينگي باعث شده تا با وجود اتمام تعطيلات فروردين تقاضاي مشتريان تغييري نداشته باشد. از طرف ديگر در ارديبهشت ماه با توجه به سياست جديد وزارت صمت در خصوص ثبت سفارشات مواد اوليه، اين مشكل براي توليدكنندگان دوچندان شده است و پيش‌بيني كمبود بيشتر در تأمين مواد را طي ماه‌هاي آينده دارند. نكته نگران كننده‌تر شاخص ميزان صادرات كالا است. اين شاخص در ارديبهشت، پس از حذف اثر فصلي، معادل 48.8 برآورد شده است كه بيانگر ادامه روند كاهشي صادرات كالا است. نوسانات ارز و چند نرخي بودن آن باعث شده تا توان صادراتي شركت‌ها به‌خصوص قيمت‌گذاري محصولات با مشكل روبرو شود و قيمت تمام‌شده و نرخ صادرات متغير باشد.

    شامخ چيست؟

    يكي از ابزارهاي پركاربرد كه كارشناسان اقتصادي براي درك و تحليل وضعيت حاكم بر اقتصاد از آن استفاده مي‌كنند، شاخص مديران خريد نام دارد. شاخص مديران خريد كه بيشتر با نام شامخ يا PMI شناخته مي‌شود، مورد پذيرش اكثر كشورهاي توسعه‌يافته است و نقش تعيين‌كننده‌اي در تخمين وضعيت اقتصادي كشورهاي جهان دارد. براي به دست آوردن اين شاخص، از پاسخ‌دهندگان خواسته مي‌شود به ۱۲پرسش پاسخ دهند. مقدار توليد محصولات، ميزان سفارشات جديد، سرعت انجام و تحويل سفارش، موجودي مواد اوليه، ميزان استخدام و به‌ كارگيري نيروي انساني، قيمت خريد مواد اوليه، موجودي محصول نهايي در انبار، ميزان صادرات كالا، قيمت محصولات توليد شده، مصرف حامل‌هاي انرژي، ميزان فروش محصولات و همچنين انتظارات توليد در ماه آينده محورهاي سوالات ۱۲گانه است.

    هر سوال در اين نظرسنجي جواب سه‌ گزينه‌اي بسيار ساده‌اي دارد: نسبت به ماه قبل «بهتر شده است» يعني عدد ۱۰۰؛ نسبت به ماه قبل «تغيير نكرده است» عدد ۵۰؛ نسبت به ماه قبل «كاهش يافته است» عدد صفر. بنابراين، شامخ بالاي ۵۰ يا زير آن مي‌گويد كه به‌طور متوسط اوضاع بهتر يا بدتر شده است، اما اينكه چقدر بهتر يا بدتر شده را نمي‌توان فهميد. به عبارت ديگر، عدد شامخ «ميزان بهبود» را نشان نمي‌دهد و فقط و فقط روند بهبود يا تضعيف را نشان مي‌دهد.

    كاهش فروش و صادرات

    داده‌هاي نظرسنجي شاخص توليد كل اقتصاد در ارديبهشت ماه نشان مي‌دهد كه شامخ كل اقتصاد به 55.9 رسيده و پس از حذف اثر فصلي (تعديل فصلي) معادل 50.7 برآورد شده است كه بيانگر شرايط تقريبا مشابه فروردين‌ماه در اقتصاد كشور است.

    شاخص «ميزان توليد محصول يا ارايه خدمات» در ماه ارديبهشت معادل 57.7 محاسبه شده كه با حذف اثر فصلي (تعديل فصلي)، معادل 50.4 برآورد شده است. اين شاخص نشان مي‌دهد كه ميزان توليد كالاها و خدمات در اين ماه، نسبت به فروردين، با حذف اثر فصلي، به ميزان قابل‌توجهي كمتر از عدد تعديل نشده است و باوجود اتمام تعطيلات در شركت‌ها، فعاليت‌ها اكثر آنها مشابه ماه قبل بوده است.

    شاخص «ميزان سفارشات جديد مشتريان» در ارديبهشت، پس از حذف اثر فصلي (تعديل فصلي)، معادل 46.8 برآورد شده است كه مويد كاهش تقاضا نسبت به فروردين است. به عقيده فعالان اقتصادي تقاضاي داخلي و خارجي به دليل نوسانات قيمتي بازار و بي‌ثباتي نرخ ارز و در تقاضاي داخلي نيز به دليل كمبود نقدينگي تحت تأثير قرار گرفته است. شاخص «موجودي مواد اوليه يا لوازم خريداري شده» در ارديبهشت‌ماه، پس از حذف اثر فصلي (تعديل فصلي)، معادل 47.5 برآورد شده است كه مويد كاهش موجودي مواد اوليه نسبت به فروردين است. به نظر مي‌رسد نوسانات نرخ ارز، عدم تخصيص ارز در برخي موارد و قوانين جديد وزارت صمت در خصوص ثبت سفارشات مواد اوليه، بر مشكل تأمين مواد اوليه طي ماه‌هاي آتي خواهد افزود.

    شاخص «ميزان صادرات كالاها يا خدمات» در ارديبهشت‌ماه، پس از حذف اثر فصلي (تعديل فصلي)، 49.4 برآورد شده است كه در مقايسه با فروردين با مقدار 52.4 كاهش داشته است. به عقيده فعالان اقتصادي نوسانات نرخ ارز، تقاضاي بازار صادراتي را به دليل بي‌ثباتي نرخ ارز و در نتيجه تأثير آن در قيمت‌گذاري تحت تأثير قرار داده است. شاخص«ميزان فروش كالاها يا خدمات» در اين ماه، پس از حذف اثر فصلي (تعديل فصلي)، معادل 48.9 برآورد شده است كه بيانگر كاهش قابل‌توجه فروش نسبت به فروردين‌ماه با مقدار 53.6 است. در اين ميان علاوه بر كاهش سطح تقاضاي داخلي، تقاضاي صادراتي نيز متأثر از نوسانات قيمتي تحت تأثير قرار گرفته است.

    ركود در بخش تقاضا

    بر اساس داده‌هاي به دست آمده از بنگاه‌هاي بخش صنعت، شاخص مديران خريد بخش صنعت در ارديبهشت 1403، معادل64.7 محاسبه شده است. بعد از حذف اثر تعطيلات نوروزي (تعديل فصلي)، اين شاخص براي ماه ارديبهشت معادل 52.2 برآورد شده است كه بيانگر بهبود جزیي وضعيت كلي بخش صنعت نسبت به ماه فروردين است. اگرچه شاخص تعديل شده در برخي از رشته فعاليت‌هاي صنعت با كاهش نيز روبرو بوده است. شاخص«ميزان سفارشات جديد مشتريان» در ماه ارديبهشت معادل 66.2 محاسبه شده است كه پس از تعديل فصلي، معادل 50.2 برآورد شده است. بر اين اساس تقاضاي مشتريان در اين ماه تقريبا مشابه فروردين‌ماه بوده است. نوسانات شديد نرخ ارز و كمبود نقدينگي باعث شده تا علي‌رغم اتمام تعطيلات فروردين تقاضاي مشتريان تغييري نداشته باشد.

    كمبود مواد اوليه

    شاخص «موجودي مواد اوليه» در ارديبهشت‌ماه، پس از تعديل فصلي، معادل 46.46 برآورد شده است و براي سومين ماه پياپي كاهشي بوده و با شدت بيشتري نسبت به فروردين كاهش داشته است. طي ماه‌هاي گذشته عدم تخصيص ارز به واردات مواد اوليه بسياري از توليدكنندگان را در تأمين مواد اوليه با مشكل روبرو كرده است و در اين ماه با توجه به سياست جديد وزارت صمت در خصوص ثبت سفارشات مواد اوليه، اين مشكل براي توليدكنندگان دوچندان شده است و پيش‌بيني كمبود بيشتر در تأمين مواد را طي ماه‌هاي آينده دارند.

    شاخص «موجودي محصول نهايي در انبار» در ارديبهشت‌ماه، پس از تعديل فصلي، معادل 53.2 برآورد شده است كه بيانگر افزايش در موجودي انبار نسبت به فروردين‌ماه است. به نظر مي‌رسد با توجه به اينكه ميزان توليد در اين ماه از ميزان سفارشات مشتريان پيشي گرفته است، بر موجودي انبار شركت‌ها افزوده شده است.

    اختلال در توان صادراتي شركت‌ها

    شاخص «ميزان صادرات كالا» در ارديبهشت، پس از حذف اثر فصلي، معادل 48.8 برآورد شده است كه بيانگر ادامه روند كاهشي صادرات كالا است. نوسانات ارز و چند نرخي بودن آن باعث شده تا توان صادراتي شركت‌ها به‌خصوص قيمت‌گذاري محصولات با مشكل روبرو شود. بررسي اين شاخص در زيربخش‌هاي مختلف بخش صنعت نشان مي‌دهد كه از بين 12 رشته فعاليت صنعتي، شاخص مذكور براي 8 رشته فعاليت كمتر از 50 بوده است. نوسانات شديد نرخ ارز باعث شده تا قيمت تمام‌شده و نرخ صادرات متغير باشد و قيمت‌گذاري براي صادرات به كشورهاي همسايه نيز دچار مشكل شود.

    انتظار كاهش توليد در خرداد

    شاخص «ميزان فروش محصولات» پس از حذف اثر فصلي با مقدار 49.5، براي سومين ماه متوالي كمتر از محدوده مرزي 50 قرار گرفته است. كاهش تقاضاي صادراتي و شرايط راكد در سفارشات مشتريان باعث شده تا فروش همچنان در رونق نباشد و در ارديبهشت‌ماه اكثر رشته ‌فعاليت‌هاي صنعتي با كاهش در فروش روبرو باشند.

    شاخص «انتظارات توليد در ماه آينده» پس از حذف اثر فصلي 61.9 برآورد شده است كه با شدت كمتري در مقايسه با ماه قبل (65.6) افزايش داشته است. با توجه به تعطيلات خردادماه انتظارات بسياري از شركت‌ها، كاهش فعاليت‌ها در خرداد است.

    مشكلات اصلي از ديد برخي فعالان اقتصادي

    به گفته اتاق ايران و گزارش تازه شامخ ارديبهشت ماه امسال نوسانات نرخ ارز در برخي از صنايع مانند نفت و گاز، شركت‌ها را با مشكلاتي روبرو كرده است و در برخي از شركت‌ها، بي‌ثباتي نرخ ارز امكان برنامه‌ريزي را مشكل كرده است. نوسانات ارز و چند نرخي بودن آن باعث شده تا قيمت تمام‌شده محصولات و نرخ صادرات متغير باشد و قيمت‌گذاري براي صادرات نيز دچار مشكل شود. در برخي از كشورهاي همسايه با توجه به چند نرخي بودن قيمت‌ محصولات، طرف تقاضاي خارجي كاهش داشته و در انتظار تثبيت قيمت‌ها هستند.

    فروش در برخي صنايع راكد و نقدينگي در بازار كم است

    پيش‌بيني شرايط براي ماه آينده براي فعالان اقتصادي مبهم است و در خوش‌بينانه‌ترين حالت مانند ارديبهشت است. از طرفي برخي از شركت‌ها به دليل تعطيلات در خردادماه، وضعيت تيرماه را بدتر پيش‌بيني مي‌كنند.

    قوانين جديد در ثبت سفارشات باعث شده تا تأمين مواد اوليه براي توليدكنندگان با مشكل روبرو شود.

  • براي سال ۱۴۰۳ از حيث تورم و ركود شرايط خوبي را پيش‌بيني نمي‌كنم!

    براي سال ۱۴۰۳ از حيث تورم و ركود شرايط خوبي را پيش‌بيني نمي‌كنم!

    به گزارش اقتصادران،وحید شقاقی شهری در روزنامه تعادل نوشت:

    بانك مركزي در سال گذشته تلاش كرد با كنترل ترازنامه بانك‌ها جلوي رشد نقدينگي را بگيرد. در اين مسير عملا توانست آمارهاي رشد نقدينگي را از حدود ۳۸درصد به ۲۵درصد كاهش دهد. تا اينجا شاخص كنترل رشد نقدينگي ظاهرا در جهت هدفي بوده كه بانك مركزي به دنبال تحقق آن بوده است. البته بهبود ديپلماسي اقتصادي هم در سال قبل به كمك دولت آمد. در ضمن افزايش صادرات نفت به خاطر امتيازاتي كه طرف امريكايي داده بود، باز به دولت كمك كرد.

    از اواسط بهمن ۱۴۰۲ اما شرايط متفاوت شد. ابتدا نرخ دلار كه حدود ۸ماه بود، حول و حوش ۵۰ هزار‌تومان ثبات پيدا كرده بود از اواسط بهمن شروع به افزايش كرد. در واقع يك شوك ارزي اتفاق افتاد كه ۲۰درصد ارزش پول ملي را كاهش داد. دليل اين شوك هم ناشي از خطا و اشتباه سياست‌هاي ارزي بانك مركزي بود كه باعث شد هم كسري تجاري غير نفتي كشور تشديد شود و هم خروج سرمايه از ايران شدت بگيرد. در اين بازه زماني، ايران حدود ۱۷ميليارددلار كسري تجاري غير نفتي را تجربه كرد و بيش از ۱۵ميليارد دلار هم خروج سرمايه رخ داد. ماحصل تشديد كسري تجاري غير نفتي و خروج سرمايه، نرخ دلار را از ۵۰ هزار‌تومان به حدود ۶۰ هزار‌تومان رساند.

    در همين حول و حوش بحث نااطميناني‌هاي برآمده از تنش‌هاي بين ايران و اسراييل هم شكل گرفت و قيمت دلار را حتي به محدوده ۷۲هزار تومان هم رسانيد. اين انتظارات تورمي اما در ادامه فروكش كرد به گونه‌اي كه پيش‌بيني مي‌شود در ماه‌هاي پيش رو، نرخ دلار در محدوده ۶۰ هزار تومان (با احتمال اندكي افزايش يا كاهش) تثبيت شود. اما از يادمان نرود، اثرات كاهش ۲۰درصدي پول ملي به تدريج در اقتصاد ايران نمايان مي‌شود. احتمالا تا اواخر خرداد ۱۴۰۳ اين اثرات تورمي ۲۰درصد افزايش نرخ دلار خود را در قيمت دارايي‌ها، كالاها و خدمات نشان مي‌دهد. در ضمن سياست‌هاي سخت‌گيرانه‌اي كه بانك مركزي شروع كرده، ركود سنگيني را در اقتصاد به وجود آورده كه اثرات آن در بازار سرمايه به عينه مشاهده مي‌شود. در واقع دليل اينكه شاخص بازار سرمايه بيش از ۱۵روز است قرمز شده همين عوامل است.

    از سوي ديگر، ارزش بازاري بازار سرمايه ايران هم به‌شدت كاهش پيدا كرده و به حدود ۱۴۰ميليارد دلار رسيده است. اين عدد (ارزش بازاري سرمايه ايران) از جمله پايين‌ترين آمارهايي است كه در تاريخ بازار سرمايه و كليت اقتصاد ايران ثبت شده است. موضوع مهم بعدي، تعلل دولت در سياست‌گذاري‌هاي درست براي مهار ناترازي‌هاي اقتصاد ايران است كه اثرات آن در بخش‌هاي مختلف اقتصاد در حال نمايان شدن است. وقتي برخي از اين گزارش‌هاي شركت‌هاي فعال بازار سرمايه را مطالعه مي‌كنم، مي‌بينم اغلب شركت‌ها از كمبود ارز، قطعي برق در تابستان و قطع شدن گاز در زمستان مي‌نالند.اين ۳عامل، حاشيه سود همه شركت‌هاي توليدي ايران را كاهش داده است. آخرين آمارها نشان مي‌دهد حاشيه سود شركت‌هاي بازار سرمايه از ۳۴درصد سال ۱۴۰۱به كمتر از ۱۳درصد در سال ۱۴۰۲رسيده است.

    در واقع اين روزها به واسطه سياست‌هاي انقباضي بانك مركزي، تشديد ناترازي‌هاي اقتصاد كلان و البته سياست‌هاي اشتباه ارزي، شرايط بسيار دردناكي را در حوزه توليد تجربه مي‌كنيم‌. هم به واسطه سياست‌هاي انقباضي بانك مركزي، هم با واسطه تشديد ناترازي‌هاي اقتصاد كلان و هم به واسطه سياست‌هاي اشتباه ارزي، شركت‌هاي توليدي ايران در بازار سرمايه و در اقتصاد ايران در شرايط بدي، روزگارشان راسپري مي‌كنند. هم از يك طرف سياست‌هاي ارزي اشتباه بانك مركزي ادامه دارد كه مي‌تواند منجر به تشديد كسري‌هاي تجاري و حساب سرمايه در سال ۱۴۰۳ منجر شود و دوباره اين كسري‌هاي تجاري و كسري‌هاي حساب سرمايه تداوم يابند. ضمن اينكه ساير ناترازي‌هاي مهم اقتصاد ايران مانند بنزين، برق، گاز و…كه سياست‌هاي روشني براي تراز كردن آنها ارايه نشده مشكل‌ساز خواهند شد. اين عوامل هم اثرات تورمي خواهند داشت، هم منجر به تعطيلي بنگاه‌ها شده و هم حاشيه سود بنگاه‌هاي توليدي را كاهش مي‌دهد.

    لذا براي سال ۱۴۰۳ هم از حيث تورم و هم از حيث ركود شرايط خوبي را پيش‌بيني نمي‌كنم، مگر اينكه دولت هم در حوزه اصلاح سياست‌هاي ارزي اقدامات معقولي را برنامه‌ريزي كند. اخيرا مجلس هم به‌شدت نسبت به سياست‌هاي ارزي بانك مركزي واكنش نشان داد. اگر بانك مركزي از سياست‌هاي ارزي اشتباه دست بردارد و خود را اصلاح كند، همچنين دولت اقداماتي براي مهار ناترازي‌ها در‌پيش بگيرد، مي‌توان اميد داشت كه اوضاع بدتر از اين نشود. ولي هرگونه تعلل و اصرار بر ادامه روند كنوني مي‌تواند هم تورم ۴۰درصدي را در اقتصاد ايران نهادينه كرده و هم شرايط بدتري را در اقتصاد ايران حاكم سازد. و همه دلسوزان كشور بايد نگران وقوع يك چنين شرايطي باشند.

  • رکود اقتصادی، صنعت طلای ایران را زمین می زند؟

    رکود اقتصادی، صنعت طلای ایران را زمین می زند؟

    به گزارش اقتصادران، نادر بذرافشان، رییس اتحادیه طلا و جواهرات  اظهار کرد: بازارهای داخلی ما در رابطه با کنترل ارز و کاهش انس جهانی و همچنین نبود تقاضا، امروزه نیز روند کاهشی قیمت‌ها را داشتیم.

    وی تصریح کرد: بازار از ابتدای سال ۱۴۰۳ شاهد افزایش دور از انتظار ۲۵۰ دلاری انس جهانی بوده است که به دنبال این موضوع، بازار‌های دنیا به این موضوع واکنش نشان داد و همچنین یک شرایط افزایشی را در بازارهای داخلی طی کرد. نوسانات نرخ ارز و حاشیه‌های سیاسی بر این روند تأثیر زیادی داشت.

    رییس اتحادیه طلا و جواهرات گفت: خوشبختانه بعد از تعطیلات نوروز ، خیلی بازار ملتهبی در افزایش تقاضا نداشتیم و بازار همان شرایط رکود را طی کرد البته در بعضی مواقع به صورت مقطعی و ساعتی بازارهای جهانی دچار التهاب میشد و به دنبال آن بازار و مردم ما نیز دچار التهاب می‌شد اما خیلی نسبت به سنوات قبلی دچار التهاب نمی‌شد.

    وی خاطرنشان کرد: باتوجه به شعار سال رهبر انقلاب مبنی بر جهش تولید و مشارکت مردم ، بخشی از این مردم همان اصناف هستند که قادرند اوضاع اقتصادی کشور را مدیریت کنند. این اتفاق در سالهای گذشته کم رنگ بوده است و ما باید نسبت به شعار سال مقام معظم رهبری و پتانسیل و ظرفیت‌های کشور در صنعت حساس بوده و از این ظرفیت استفاده کنیم.

    وی تأکید کرد: آینده صنعت طلا و قیمت‌ها به خاطر رکود، شرایط سختی را می‌گذراند و امیدواریم رونق به این صنعت بازگردد و شرایط التهابی بازار برطرف شود. توصیه ما نیز به مردم این است که در بازارهایی که دارای نوسانات زیادی است به هیچ وجه ورود نکنند تا قیمت‌ها ثابت نسبی خود را طی کند که در چند روز گذشته این اتفاق افتاده است.

    بذرافشان گفت: پیش‌بینی در بازارهای جهانی این بود که در سال میلادی جدید، انس به ۲۵۰۰ دلار برسد که این اتفاق زودتر شکل گرفته است. شرایط بازارهای جهانی و  نوسانات کشورهای دنیا باعث شد یک مقداری ذخایر طلای خود را نسبت به سرمایه‌گذاری در کشورها بیشتر کردند و همین امر می‌تواند افزایش انس جهانی و قیمت طلا و سکه در جهان منجر شود.

    رئیس اتحادیه طلا و جواهرات خاطرنشان کرد: احتمال می‌دهیم که اندکی کاهش در رابطه با نوسانات جهانی داشته باشیم اما فکر نمی‌کنم خیلی شاهد افت قیمت‌ها باشیم مگر اینکه اتفاقات دور از انتظار بیافتاد. از طرفی پیش‌بینی بازارهای جهانی نسبت به افزایش بیشتر است.

  • وام مسکن تورم‌زا است؟

    وام مسکن تورم‌زا است؟

    به گزارش اقتصادران، «ادعای تورمی درباره وام مسکن» جلوی طرح افزایش سقف تسهیلات خرید خانه قد علم کرده است. این طرح توسط گروهی از کارشناسان بانکی برای ارائه به سیاستگذار آماده شده است. با این حال، احتمال «مواجهه انحرافی» با آن وجود دارد.

    طرح گروهی از کارشناسان بانکی برای «افزایش سقف وام خرید مسکن از مسیر پرداخت چند فقره تسهیلات برای خرید یک آپارتمان به خریداران شراکتی» به مانع برخورد کرده است؛ مقاومتی که طی دو دهه گذشته نیز هر بار حرف «تعدیل قدرت خرید مسکن» وسط می‌آمد، بر سر این راه شکل می‌گرفت.

    هفته گذشته «دنیای‌اقتصاد» جزئیات نسخه پیشنهادی توسط یکی از بانک‌ها برای «افزایش مبلغ وام خرید مسکن به شکلی که هم قدرت تسهیلات به سطح کارآمدی حداقلی برسد و هم امکان پرداخت قسط ماهانه آن وجود داشته باشد» را منتشر کرد.

    بر اساس این نسخه که گفته می‌شود تحویل مقامات بانک مرکزی نیز شده است، «سقف کنونی وام خرید خانه که در تهران به شکل دریافت انفرادی ۵۶۰ میلیون تومان (با احتساب وام جعاله) است، به حدود یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان افزایش می‌یابد». مبلغ قسط چنین تسهیلاتی با مدت بازپرداخت کمتر از ۱۵ سال، حدود ۲۶ میلیون تومان در ماه خواهد بود که از «توان پرداخت (قسط) ماهانه زوج‌های متقاضی خرید خانه» به مراتب بیشتر است؛ بیش از دو برابر توان خانوارها. از همین رو، در این نسخه، «امکان پرداخت تفکیکی چند فقره وام خرید با سقف مجموع ۱.۲ میلیارد به چند نفر که به صورت شراکت دانگی برای خرید یک واحد مسکونی اقدام می‌کنند، در نظر گرفته شده است تا قفل پرداخت قسط باز شود».

    از آنجا که طی سال‌های اخیر، متقاضیان صاحب خانه شدن تحت‌تاثیر جهش قیمت و توان مالی پایین، عمدتا با حمایت (شراکت) اعضای خانواده موفق به تهیه بودجه خرید شده اند، مدل خرید مشارکتی آپارتمان، به نوعی در حال شیوع است و اکنون، «تعدیل قدرت وام به شکل خرید شراکتی»، می‌تواند تا حدودی قفل صاحب خانه شدن را باز کند.

    اما مقابل تصویب این طرح، «مقاومت بزرگ» شکل گرفته است. مخالفان «افزایش مبلغ تسهیلات خرید مسکن»، فوبیای تورمی دارند به این معنا که «هر نوع تعدیل سقف وام را مساوی صعود قیمت مسکن» عنوان می‌کنند.

    خیلی پیش‌تر، در زمان دولت نهم، گروهی از کارشناسان حامی دولت، «وام مسکن را دینامیت بازار ملک تعبیر می‌کردند» تا بر «تورم زا بودن این ابزار اصلی خانه اولی‌ها در جهان» تاکید کنند و مانع «موافقت بانک مرکزی در آن سال‌ها برای احیای قدرت این تسهیلات» شوند.

    اکنون نیز همان ادعای تورمی برای مسکن مطرح است. اما این ادعا، واقعیت دارد؟

    تورم یا توهم؟

    بررسی‌ها با استناد به «روند تاریخی افزایش سقف وام خرید مسکن در تهران» و همچنین «روند تورم مسکن» طی دو دهه گذشته نشان می‌دهد، «محرک‌های صعود قیمت آپارتمان در پایتخت (و البته در سایر شهر‌های ایران)، عناصری غیر از وام بوده است».

    بی اثر بودن «اثر افزایش قدرت خرید مسکن از محل تقویت سقف وام» بر روی سطح قیمت آپارتمان به دو علت است؛ علت اول، «ناچیز بودن سهم پوششی مبلغ وام حتی در لحظه افزایش سقف» و علت دوم نیز «وزن بالای محرک‌های اصلی تورم مسکن در مقایسه با محرک بانکی» است. از اوایل دهه ۸۰ تا سال ۹۷، دو مرتبه، سقف وام خرید مسکن توسط شورای پول و اعتبار افزایش پیدا کرد. از اوایل دهه ۸۰ تاکنون نیز چهار مرتبه این اتفاق رقم خورد، اما در این بررسی، بازه زمانی ۸۴ تا ۹۷، مبنای تحلیل بازار قرار گرفته است، چون از سال ۹۷ تاکنون، «جهش‌های تاریخی قیمت مسکن ناشی از انتظارات تورمی، جهش دلار و ریسک‌های قوی غیراقتصادی»، مسیر بازار معاملات آپارتمان را از «ریل خرید‌های مصرفی»، منحرف کرد و بنابراین، چون وام خرید نقشی در معادلات بازار مسکن (در این سال‌های اخیر) نداشت، در این بررسی لحاظ نشده است.

    از سال ۸۴ تا ۹۲، یعنی درست در مقطع کاری دولت‌های نهم و دهم –برهه‌ای که دولت همه امکانات در اختیارش را برای ساخت مسکن مهر بسیج کرد و اعتقادی به وام خرید مسکن نداشت، «سقف وام خرید مسکن ثابت نگه داشته شد و هیچ تعدیلی (افزایشی) نیافت». با این حال در همان فاصله زمانی ۹ ساله، متوسط قیمت هر مترمربع واحد مسکونی در تهران ۹ برابر شد و از حدود نیم میلیون تومان به نزدیک ۴ میلیون تومان رسید.

    این مقایسه اثبات می‌کند، «تورم مسکن، مستقل از وام مسکن، به راه خود ادامه داده است». در این میان، آنچه مهر تایید پررنگ‌تر بر «توهم تورم زایی وام مسکن» می‌زند، تغییرات نزولی قدرت پوششی وام طی همین سال‌های مورد بررسی است.

    سال ۸۴، قدرت وام، معادل ۲۸ مترمربع از یک واحد مسکونی در تهران بود؛ این یعنی حدود ۵۰‌درصد از بهای خرید یک آپارتمان ۶۰ مترمربعی در آن سال که به نسبت، قدرت مناسبی برای خرید خانه اول به حساب می‌آمد. اما در سال ۹۲، به علت ثبات چندساله سقف وام و صعود قیمت مسکن، قدرت تسهیلات به ۵ مترمربع سقوط می‌کند و بی اثر می‌شود، اما در همان سال ۹۲، بازار مسکن تحت‌تاثیر ریسک‌های بیرونی غیراقتصادی و التهابات ارزی، با جهش قیمت روبه‌رو شد.

    بعداز تثبیت ۹ ساله مبلغ وام، در سال ۹۳، رقم تسهیلات خرید مسکن با ۷۰‌درصد افزایش به ۳۵ میلیون تومان می‌رسد، اما اینجا هم، مسیر تورم مسکن، متفاوت از افزایش وام است. در سال ۹۳، بازار مسکن از «تورم شدید سال‌های ۹۱ و ۹۲» عبور می‌کند و ریسک‌ها فروکش می‌کند، در نتیجه، قیمت مسکن که از محرک‌های بیرونی اثرپذیر است، در سال ۹۳ به ثبات نسبی می‌رسد و حدود ۱۰‌درصد افزایش می‌یابد.

    خیالی بودن نقش مخرب

    در سال ۹۴ بار دیگر سقف وام خرید مسکن ۷۰‌درصد افزایش پیدا می‌کند و آنجا هم ثبات نسبی در بازار مسکن با بهبود اوضاع اقتصادی و سیاسی در کشور، به تورم صفر ملکی منجر می‌شود که باز هم، «بی اثر بودن افزایش وام بر روی سطح قیمت» را نشان می‌دهد.

    اما در سال‌های ۹۵ تا ۹۷ که سیاستگذار پولی، «تعدیل قدرت وام» را از دستور کار خارج می‌کند، بازار مسکن با رشد دو برابری قیمت روبه‌رو می‌شود. علت جهش ۲۰۰ درصدی متوسط قیمت آپارتمان در تهران از ۹۵ تا پایان ۹۷، «اثر تورمی ریسک‌های مرتبط با خروج از برجام و التهاب دلار بر بازار ملک» بود.

    نمای کلی از آنچه طی سال‌های ۹۰ تا ۱۴۰۲ به صورت تجمیعی بر تغییرات وام مسکن و قیمت مسکن گذشته، حکایت از آن دارد که طی این دوره‌ها با فراز و فرود‌های مختلف متغیر‌های موثر بر بازار ملک، تورم مسکن بیشتر از افزایش مبلغ وام بوده است.

    قیمت واحد‌های مسکونی در این فاصله ۳۹ برابر شده، اما مبلغ وام ۲۸ برابر شده است.

    اکنون، «خیالی بودن نقش تخریب گر وام مسکن در بازار»، با کارنامه حدود ۲۰ ساله تغییرات قیمت مسکن، محرز است. در شروع سال جدید، چنانچه «شرایط حداقلی برای تامین مالی خانه اولی ها» فراهم بیاید، این گره گشایی از سمت تقاضای مصرفی می‌تواند اثر مستقیم و معنادار بر تحریک سمت عرضه داشته باشد.

    طی سال‌های اخیر، رکود خرید مصرفی آپارتمان باعث ثبت رکود تاریخی تولید مسکن شد و همین رکود عرضه، به شکل دومینویی روی تورم مسکن و تعمیق رکود خرید اثر سوء داشته است.

    فوبیای وام مسکن///

  • مریض بودنِ اقتصاد یعنی آن‌کس که دلال است درآمدِ بیشتری دریافت می‌کند!

    مریض بودنِ اقتصاد یعنی آن‌کس که دلال است درآمدِ بیشتری دریافت می‌کند!

    به گزارش اقتصادران، افزایش ۳۵درصدی حقوق کارگران در حالی ابلاغ شد که نمایندگان کارگری زیر بارِ امضای این مصوبه نرفتند. آن‌ها افزایشِ ۳۵درصدی را که برای گذرانِ زندگیِ کارگران ناچیز دانستند و در طول برگزاریِ جلساتِ مزدی شورایعالی کار هشدار داده بودند که زیرِ بارِ دستمزدِ کمتر از ۱۵میلیون تومانی نمی‌روند. گروه دولتی اما با تأکید بر اهمیتِ تأثیرِ یارانه الکترونیکی بر سفره‌ی کارگران و همچنین با تأکید بر تلاش دولت برای کاهش نرخ تورم، راضی به افزایش متناسب دستمزدِ کارگران نشد و بدون توجه به نظرات نمایندگان کارگری شورایعالی کار، دستمزد را کمتر از ۱۵ میلیون تومان و کمتر از رقم رسمی و حداقلیِ نرخ تورم و بدون تعیین پارامتر اساسی سبد معیشت تعیین کرد. اتفاقی که سبب شد بیش از پیش بر به حاشیه راندنِ نمایندگانِ کارگری و ضعفِ سیستماتیک آن‌ها در مذاکراتِ سه جانبه صحه بگذاریم.

    انزوای بیشترِ گروه کارگری با دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌ی ضد کارگری

    مجتبی حاجی‌زاده، فعال کارگری و دبیر اجرایی خانه کارگر آران و بیدگل، به مصوبه‌ی مزدی و نحوه‌ی تصویبِ این مصوبه بدونِ حضور نمایندگان کارگری اعتراض کرد و گفت: پیش از این در رابطه با موضوع ماده ۱۷۰ قانون کار، در دستورالعمل چگونگیِ تشکیل و نحوه اداره شورایعالی کار اشاره شده بود که جلساتِ شورایعالی کار با حضور دو نفر از نمایندگان کارگری و دو نفر از نمایندگان کارفرمایی رسمیت پیدا می‌کند. این الزام یک سال بعد از تصویب، یعنی در سال ۸۹، در آئین نامه‌ای برداشته شد تا کارگران حتی به شکلِ محدود هم در جلساتِ شورایعالی کار قدرتِ اعمالِ نظر نداشته باشند.

    وی بیان کرد: در مصوبه‌ی سال ۸۹، اصلا موضوعِ دستور جلسه بررسی آیین‌نامه مستثنی شدنِ خدام و کارکنان بقاع متبرکه و… از موادی از قانون کار مطرح بود، اما به شکلِ عجله‌ای حذفِ این الزام را نیز در دستور کار قرار دادند و به راحتی چنین الزامی را از ماده ۵ این دستورالعمل حذف کردند. که حالا بعد از سال‌ها اثر چنین اقدامی را به وضوح در کنار گذاشتنِ نمایندگان کارگری در جلساتِ مزدیِ شورایعالی کار به وضوح مشهود است.

    حاجی‌زاده بیان کرد: سالهاست که دولتی‌ها با هم‌دستیِ کارفرمایان دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌هایی بر ضد کارگران تصویب می‌کنند تا راهِ نفس کشیدن را برای کارگران و نمایندگان آن‌ها ببندند. آئین نامه سال ۸۹ نیز در همین راستا تنظیم و به تصویب رسید که با توجه به آن، بدونِ حضور دو نماینده کارگری و حتی کارفرمایی هم جلساتِ شوریعالی کار رسمیت پیدا می‌کند و همچنین طبق دستورالعمل، نحوه‌ی رأی‌گیری بر پایه‌ی رأی اکثریت است که با توجه به اینکه گروه کارفرمایی و دولت همواره در یک سو و با یک هدف مشترک قرار دارند، معمولا گروه کارگری در انزوا قرار می‌گیرد و حتی اگر مخالفتی داشته باشد به راحتی نادیده گرفته می‌شود.

    افزایشِ ۳۵درصدی یعنی رکودِ بیشترِ تولید

    این فعال کارگری بیان کرد: نمایندگانِ کارگری امسال در اعتراض به پایین بودنِ دستمزد، مصوبه‌ی مزدی را امضا نکردند و این مصوبه بدونِ امضا آن‌ها به تصویب رسید و ابلاغ شد. این کار توهین به کارگران کشور است و با اصل سه‌جانبه‌گرایی مغایرت دارد. در واقع نمایندگان کارگری حتی در موردِ یکی از مهم‌ترین موضوعاتِ کارگری، یعنی دستمزدِ کارگران، هم نمی‌توانند نقشِ اساسی داشته باشند و با این رویه حضورِ آن‌ها بیشتر نمایشی است.

    حاجی‌زاده بیان کرد: افزایش ۳۵درصدیِ دستمزد کارگران معیشتِ کارگران را بدتر از قبل می‌کند و تولید را به رکود می‌کشاند. این در حالی است که هم سال گذشته و هم امسال بر لزوم افزایش تولید و کنترلِ تورم تأکید شده اما با نادیده گرفتنِ وضعِ معیشتِ کارگران، این اتفاق نخواهد افتاد و به جای رفتن به سمت رونق تولیدِ بیشتر، به سمتِ رکود اقتصادی خواهیم رفت.

    کاهشِ کمتر از یک درصدیِ نرخ تورم، دستاورد نیست!

    دبیر اجرایی خانه کارگر آران و بیدگل گفت: وعده‌ها در مورد کاهش نرخ تورم محقق نشد و آنچه مردم در سفره‌ی خود حس می‌کنند با لیستی که دولت از اقداماتِ خود می‌دهد، تفاوتِ اساسی دارد. دولت اساسا در موردِ اقداماتِ خود در رابطه با ایجاد امنیت شغلی و معیشت کارگران و کنترلِ نرخ تورم بزرگنمایی می‌کند، در حالیکه این اقدامات تأثیری بر زندگیِ مردم نگذاشته است. اعداد و ارقام، سفره‌ی مردم را پُر نمی‌کند، دستمزدِ عادلانه و قانونی و اقداماتِ اساسی در راستای حمایت از نیروی کار و تغییر اساسیِ سیاستهای اقتصادی است که اوضاع معیشت را بهبود می‌بخشد و سفره کارگران را پُر می‌کند.

    حاجی‌زاده گفت: رئیس سازمان برنامه بودجه در مصاحبه‌ای، به تلاش دولت برای کاهش نرخ تورم به «بیش از ۲۲ واحدِ درصد» اشاره کردند! این چه دستاوردی است و چه تأثیری بر زندگیِ کارگران گذاشته است؟ دلارِ ۶۴ میلیون تومانی و سکه ۴۵ میلیون تومانی هم دستاورد است! افزایش نرخ ارز و سکه است که بر زندگی و سفره‌ی مردم تأثیر می‌گذارد، نه کاهشِ کمتر از یک درصدِ نرخ تورم!

    اقتصاد مریض یعنی…

    این فعال کارگری تأکید کرد: اقتصاد ما مریض است؛ مریض بودنِ اقتصاد یعنی آن‌کس که دلال است درآمدِ بیشتری دریافت می‌کند و آن‌که تولیدکننده است، درآمدِ کمتری دارد. مریض بودنِ اقتصاد یعنی آنکه پول بیشتری می‌گیرد، به راحتی از زیر بارِ پرداختِ مالیات شانه خالی می‌کند و آنکه درآمدِ کمتری دارد، باید مالیات بپردازد. در این اقتصاد بیمار عده‌ای از رانت بهره‌مندند و به راحتی اختلاس می‌کنند اما کارگران حتی از دریافتِ حقوق قانونیِ خود هم بی‌بهره هستند. در شرایطی که قوانین بر ضد کارگران است و نمایندگانِ کارگری تأثیری در تصمیم‌گیری برای سرنوشتِ کارگران ندارند، چگونه می‌توان انتظار افزایش تولید و رونق اقتصادی داشت؟

    دبیر اجرایی خانه کارگر آران و بیدگل در پایان به صحبتهای وزیر کار برای سپردنِ وظیفه‌ی تعیین دستمزد کارگران به مجلس از سال آینده انتقاد کرد و گفت: نه تنها نظرِ نمایندگان کارگری در تعیین دستمزد تأثیر نداشته، بلکه به راحتی کارگران را تهدید می‌کنند که از سال آینده این موضوع را به مجلس محول کنند. طبق قانون، وظیفه‌ی تعیین دستمزد کارگران برعهده شورایعالی کار است و نمی‌توان همین حداقل حقِ باقیمانده‌ی نمایشی را هم از کارگران گرفت.