برچسب: روسیه

  • می‌توانیم ۵ میلیون بشکه نفت تولید کنیم ولی پول نداریم!

    می‌توانیم ۵ میلیون بشکه نفت تولید کنیم ولی پول نداریم!

    به گزارش اقتصادران، سیدمهدی حسینی در ارزیابی برنامه ترکیه و ترکمنستان برای صادرات گاز به اروپا اظهار داشت: در حال حاضر روسیه به لحاظ شرایط خاص سیاسی، جنگ اوکراین، تحریم‌ها و بالا گرفتن جار و جنجال با غربی‌ها شرایط مناسبی برای فروش گاز ندارد، با توجه به این موضوع دو احتمال وجود دارد یکی اینکه این قضایا یعنی صادرات گاز از مسیری غیر روسیه به اروپا یک هماهنگی بین ناتو، ترکیه و ترکمنستان است برای اینکه سهم روسیه را در بخش‌هایی که تحریم‌ها دور زده می‌شود؛ کم کنند و این یک نقطه فشاری است که ناتو بر روسیه وارد می‌کند.

    البته برای اینکه ترکمنستان بتواند گاز خود را به ترکیه برساند یا باید از طریق قزاقستان و روسیه عبور کند که گرفتاری‌های خاص خود را دارد و جز شبکه روسیه شبکه دیگری وجود ندارد یا اینکه باید از دریای خزر عبور و سپس به آذربایجان و ترکیه و بعد به اروپا متصل شود، این مسیر نیز به نظر می‌رسد صرفنظر از اینکه پرهزینه است. اگر قرار است روسیه را از دور خارج کنند؛ نمی‌توانند از شبکه آنها استفاده کنند، ضمن اینکه خزر هم به خاطر عمق بالا میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری برای احداث خط لوله نیاز دارد که تصور نمی‌کنم توجیه چندانی داشته باشد بنابراین معتقدم کلا قضیه سیاسی است تا اینکه بخواهند عملی و اجرا شود.

    اگر پول باشد ۱۸ فاز پارس‌جنوبی جدید خواهیم داشت

    وی با اشاره به جایگاه ایران در تجارت گاز تصریح کرد: ما خودمان به دست خودمان تمام سهم‌مان را از بازار گاز از دست دادیم اکنون هم به دلیل مصرف گاز و هم به دلیل عدم توسعه‌ها در مرحله ناترازی کامل هستیم. اکنون پروژه‌هایی تعریف کرده و آماده توسعه داریم که اگر پول و امکانات موجود باشد معادل ۱۸ فاز پارس جنوبی یعنی ۱۸ میلیارد فوت مکعب گاز در روز تولید خواهیم داشت.

    چرا برنامه‌های صادرات بی‌سرانجام ماند؟

    این کارشناس ارشد حوزه انرژی گفت: ما برای صادرات برنامه‌های زیادی را تعریف کرده بودیم، سال ۱۳۸۳ قرار بود فاز ۱۱ ساخته شود و پارس‌ال‌ان‌جی هم از گاز آن تغذیه کند و حتی به بازارهای دور هم گاز بفروشیم، همچنین قرار بود فاز ۱۳ ساخته شود و قرارداد هم منعقد شد و بنبا بر این بود با احداث پرشین‌ال‌ان‌جی به بازارهای دور گاز ارسال شود، ۱۲ سال پیش قرارداد امضا شده‌ای را با امارات داشتیم کاری که اکنون قطر با خط لوله دلفین انجام می‌دهد، اما ما این قرارداد را هم اجرا نکردیم. بنابراین خودمان مقصر هستیم، یا منافع ملی در ذهن مان نیست، یا بلد نیستیم و یا در دعوای سیاسی بدنبال کنار گذاشتن همدیگر هستیم.

    می‌توانیم ۵ میلیون بشکه نفت تولید کنیم ولی پول نداریم

    وی بیان داشت: ما برای نفت هم حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه در روز پروژه تعریف‌شده داریم که در یک فضای درست و تعامل بین‌المللی می‌تواند بسرعت به تولید رسیده و ظرفیت ما را به بالای ۵ میلیون بشکه برساند. اما نمی‌توانیم چون پول نداریم، نتیجه این می‌شود زمانی ما اول اوپک بودیم به دوم رسیدیم و امروز سوم هستیم و عراق با نصف جمعیت ایران با حدود ۵ میلیون بشکه از ما جلوتر رفته و حدود ۱.۵ تا ۲ برابر ما قدرت اقتصادی دارد که این حتی خطر امنیتی هم می‌تواند در پی داشته باشد. ما در چند دهه گذشته به این شکل عمل کرده‌ایم و اکنون نباید انتظار نتیجه‌ای غیر از شرایط کنونی داشته باشیم.

    طرح‌هایی که اجرا نشد؛ از انتقال نفت از خزر تا ادعای امارات

    حسینی خاطرنشان کرد: ما نباید انتظار داشته باشیم در تحولاتی که در کریدورهای نفتی و گازی رخ می‌دهد؛ جایگاهی داشته باشیم چون خودمان نخواسته‌ایم، بنده در دولت احمدی‌نژاد بررسی اقتصادی طرح انتقال گاز خزر به خلیج‌فارس و انتقال نفت خزر به جاسک را ارائه داده بودم، همچنین طرح سواپ نفت قزاقستان را به جای عبور از روسیه از مسیر نکا مطرح کرده بودم. آن زمان تاسیسات بارگیری احداث کردیم که کشتی‌ها نفت را تخلیه کنند و خط لوله انتقال نفت قزاقستان تا پالایشگاه تهران و تبریز ایجاد کنیم و آماده بودیم که هم منافع مادی، اقتصادی و حق ترانزیت دریافت کنیم و هم اینکه کشورهای حاشیه خزر  و خلیج‌فارس به ما وابسته باشند، اگر ۲۰ یا ۳۰ درصد گاز امارات را ما تامین می‌کردیم امروز چرا باید این کشور باید از جزایر سه‌گانه حرف بزند، قطعا نمی‌توانست ادعایی داشته باشد.

    در دعواهای آماتوری سیاسی منافع ملی را فراموش کردیم

    وی اظهار داشت: دیپلماسی ابزار نیاز دارد و ابزار آن هم همین نفت و گاز می‌تواند باشد. اما خودمان نخواستیم از این ابزار استفاده کنیم در صورتی که امروز می‌توانستیم علاوه بر کویت، امارات، عراق، پاکستان و ترکیه به کشورهای دور هم صادرات گاز داشته باشیم، اکنون کویت و امارات از امریکا گاز وارد می‌کنند، ما می‌توانستیم به بحرین گاز صادر کنیم و کارخانه ال‌ان‌جی عمان را به خودمان وابسته کنیم، حال آنکه ما گاز را خودمان مصرف کردیم و توسعه هم ندادیم و به وضعیت امروز رسیدیم.

    حسینی افزود: می‌توانستیم به اروپا گاز صار کنیم، از نظر خط لوله یک بار هم مطالعه کردیم در دهه‌های قبل گاز قیمتی نداشت و اهمیت استراتژیک و صرفه اقتصادی هم نداشت که با خط لوله از ترکیه به اروپا برویم اما اکنون که قیمت گاز بالا رفته و در اروپا به ۸ دلار و در آسیای شرقی به ۱۴ دلار رسیده باید کاری می‌کردیم. باید بررسی اقتصادی صورت می‌گرفت، ما می‌توانیم از  کریدور ترکیه به اروپا برویم، ظرفیت آن را هم داریم، ما بعد از روسیه بزرگترین ذخایر را داریم، هرچند روس‌ها تمایل ندارند که ما تبدیل به قدرت گازی شویم اما در هر حال اگر ما به منافع ملی فکر کنیم این کار شدنی است.  پتانسیل‌های بزرگی در حوزه گاز داریم اما همواره در دعواهای آماتوری سیاسی و اظهارنظرهای غیرکارشناسی منافع ملی را فراموش کرده‌ایم.

  • از نگاه چینی‌ ها، ما یک ابزار دست چندم هستیم!

    از نگاه چینی‌ ها، ما یک ابزار دست چندم هستیم!

    به گزارش اقتصادران، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه هر کسی که می گوید بنا به ملاحظات امنیتی طرف‌ های خارجی امین هستند و می‌شود با آن ها رد و بدل اطلاعات کرد، اما مردم ایران که ولی نعمت و صاحب حق هستند ناامن و نامحرم هستند، اظهارات درست و خوشایندی نیست! حاضرم با وزیر صنعت در این باره مناظره کنم که الگوی روابطی که در صنعت خودروسازی میان ما و چین تعریف کردید، نسبتی با یک حکومت مستقل ندارد.

    مواضع دوگانه دولت احمدی نژاد نسبت به تاثیر تحریم بر نابسامانی کشور

     فرشاد مومنی – رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد که در یازدهمین همایش سالانه «مرزهای دانش اقتصاد توسعه» که به مناسبت بیست و یکمین سالگرد درگذشت دکتر حسین عظیمی با عنوان «اقتصاد سیاسی تعامل با دنیای خارج در شرایط تحریم و نابسامانی‌ ها و آثار آن بر سرنوشت توسعه ملی»، سخن می‌گفت، اظهارداشت: در دوره احمدی نژاد وقتی تحریم‌ ها شروع شد، شادمانی می‌کردند که تحریم برای ما نعمت است و عزم ما را به بهبود اوضاع جزم می‌کند، در کمتر از سه ماه، وقتی با اعتراض هم باندی‌ های خود نسبت به نابسامانی‌ ها روبرو شدند، در میان هم باندی‌ های منصف‌تر احمدی نژاد عده ای گفتند بی صلاحیتی‌ ها و بی‌کفایتی‌ های اداره اقتصاد ملی هم در این زمینه نقش دارد، اما همین فرد که چند ماه قبل خوشحالی می‌کرد، پرخاشگرانه به آنها اعتراض کرد که چرا می‌گویید بخشی از آن به سوء مدیریت ما برمی‌گردد، کل ماجرای نابسامانی‌ ها ریشه در تحریم دارد!

    این استاد دانشگاه با بیان اینکه این گونه سخن گفتن و اداره کشور، ۸۰ میلیون نفر را تنبیه می‌کند اما در مقابل به کسانی دیگر خیرهای بزرگ می‌رساند، اضافه کرد: از دریچه اقتصاد سیاسی قابل درک است، اما از جهت معرفتی این طرز حرف زدن، منعکس کننده سطح ادراک آنها از مسائل اداره نظام ملی هم در نظر گرفته می‌شود. بنابراین ما بسیار نیاز داریم در این زمینه کارهای جدی بکنیم. در دانش توسعه گفته می‌شود وابستگی کشورها به یکدیگر، با یکدیگر هم‌تراز نیست. هر قدر ضریب اهمیت کالاهای مورد نیاز یک کشور از کالاهایی که خود به اقتصاد جهانی عرضه می‌کند، بالاتر باشد، از درون این مناسبات رابطه یک سویه میان طرف قوی ‌تر و ضعیف‌ تر حاصل می‌شود که اسم آن را وابستگی می‌گذارند.

    همه وابستگی ها با سقوط پهلوی رفع نشده است

    مومنی با تاکید بر اینکه ما نیاز داریم مطالعه شرافتمندانه و با حریت راجع به انبوه شکنندگی‌ هایی که وابستگی‌ های ذلت آور به دنیای خارج به ایران تحمیل کرده انجام دهیم، گفت: شاید در درون ساختار قدرت تمایلی برای آن وجود نداشته باشد، اما کشور برای اینکه روی پای خود بایستد به چنین دانایی‌ هایی نیاز دارد. نمی‌شود گفت هر چه وابستگی‌ های یک سویه بوده با سقوط رژیم پهلوی رفع شده این صورت‌بندی احساسی است که اعتبار علمی ندارد.

    مشروطه شکست خورد، چون اراده طرف خارجی قوی تر بود

    وی تاکید کرد: یکی از مهم‌ترین و حیاتی‌ترین دلایل عقیم ماندن جنبش مشروطه به عنوان جنبش اجتماعی فراگیر و تبدیل شدنش به ضد خود در طی دوره کمتر از یک ربع قرن، این بود که همچنان تابع کاپیتولاسیون بودیم. یک مواجهه نابرابر یک سویه بود که به آن رابطه وابستگی گفته می‌شود و حتی علی رغم انقلاب فراگیر مردمی اراده طرف قوی‌ تر به اراده طرف ضعیف‌ تر تحمیل شد.

    حکایت تلخ ناکامی اقدامات اصلاحی داخلی با مداخلات خارجی

    این استاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه مجلس اول و دوم هر اقدام اصلاحی ریشه داری که خواستند برای نجات ایران کنند با مواجهه‌ های بسیار خشن، زورگویانه و گستاخانه طرف خارجی روبرو شدند، توضیح داد: مثلا وقتی اولین تلاش برای کاهش هزینه‌ های دربار انجام شد، واکنش اتحاد استبداد و استعمار، یعنی روس و دربار، این بود که مجلس را به توپ بستند. وقتی صنیع الدوله می‌خواست نخستین لایحه بودجه را به پارلمان ببرد، مقابل در مجلس دو تن از اتباع روسیه او را ترور کردند، در جریان محاکمه، آن ها بازجوهای ایرانی را تهدید می‌کردند که اگر از گل نازک‌تر به ما بگویید پدرتان را درخواهیم آورد! چون بر اساس کاپیتولاسیون حداکثر کاری که می‌توانستند بکنند این بود که این دو جنایتکار تروریسم را تقدیم سفارت روسیه کنند.

    روسیه تا پایان، پای شکست اصلاحات اقتصادی ایران ایستاد

    این اقتصاددان یادآور شد: وقتی مشروطه‌چی‌ ها به این جمعبندی رسیدند که روسها در کادر کاپیتولاسیون به راحتی می توانند ایرانی‌ ها را هدف قرار می‌دهند، بنابراین شوستر آمریکایی را وارد ایران کردند، وقتی او اولین اقدام جدی برای مالیات ستانی از اصطلاحا دانه درشت‌ ها را انجام داد، وزارت خارجه روسیه در اطلاعیه ای اعلام کرد اگر ظرف ۷۲ ساعت شوستر از ایران اخراج نشود و دارایی‌ های شعاع السلطنه که توسط شوستر مصادره شده بود به او بازگردانده نشود قوای روس تهران را اشغال خواهند کرد.

    رد پای مداخلات عریان خارجی در مقدرات دیروز و امروز

    مومنی با بیان اینکه هرچه به گذشته برمی‌گردیم مسائلی که اکنون پیچیده و غیر شفاف است را می‌توان به عریانی دید و با الهام از آن، شرایط امروز را بهتر درک کرد، ادامه داد: تمام شواهد نشان می‌دهد هم برآمدن رضاشاه و هم بیرون رفتن او، با مداخله عریان خارجی‌ ها صورت گرفته است. حتما باید توجه داشته باشیم که تنظیم روابط با دنیای خارج به صورت آبرومند و عزتمدار یکی از حیاتی‌ترین مسائلی است که باید راجع به آن فکر کرد.

    مسائل سرنوشت ساز کشور موضوع مناقشه‌ های حیدری – نعمتی شده!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد اظهارداشت بسیار مایه تاسف است که مسائل سرنوشت ساز کشور ما موضوع مناقشه‌ های حیدری – نعمتی شده است و توضیح داد: مسائل سرنوشت ساز کشور را تبدیل به مسائل جناحی و برای رو کم کنی فردی کرده اند، حرف‌ هایی می‌زنند که اهل علم وقتی می‌بینند در این بازار متاعی برای عرضه ندارند، سکوت می‌کنند. بساطی برپاست!

    اراده مشترک روسیه، انگلیس و آمریکا، زدن ریشه دولت مصدق بود / فرمول این بود: «نصف لی، نصف لک، والله خیرالرازقین…» 

    مومنی به تحولات رخ داده در مقاطعی از دوران سلطنت محمدرضا شاه اشاره کرد و گفت: اولین کوشش جدی برای برون رفت از دورهای باطل توسعه نیافتگی در دوره محمدرضا شاه به دولت ملی دکتر مصدق برمی‌گردد. دیدیم که هم آمریکایی‌ ها و هم روس‌ ها و هم انگلیسی‌ ها برای اینکه خودشان سلطه مطلق پیدا کنند، ابتدا تلاش کردند به تنهایی مصدق را با کودتا سرنگون کنند. وقتی ناکام شدند با اینکه خارج از ایران راجع به ده‌ ها موضوع با یکدیگر اختلاف اساسی داشتند، آن ها را محفوظ نگه داشتند و اعلام کردند در اینکه این دولت در ایران نباید ریشه‌دار شود، متفق و مشترک المنافع هستند. بنابراین در پیگیری منافع در ایران با یکدیگر مشترک بودند. مطابق آن کاری که در زمان مشروطه شد که یک سال بعد از پیروزی توافقی میان روس و انگلیس توافقنامه امضا کردند که فرمول آن این بود «نصف لی، نصف لک، والله خیرالرازقین…» حیطه‌ های نفوذشان را با یکدیگر هماهنگ کردند.

    وقتی قدرت مان نابرابر باشد، تاب توان نداریم

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه مشابه همین هماهنگی به شکل وقیح تر با ابزارهایی کثیف ‌تر درباره دکتر مصدق اعمال شد، ضن انتقاد از برخی مواضع که مداخله کشورهای خارجی را در کودتای ۲۸ مرداد علی رغم پذیرش آنها و حتی نگارش ده‌ ها کتاب در این باره رد می‌کنند، اظهار داشت: بالاخره اراده خارجی به ما تحمیل شد و نشان می ‌دهد وقتی قدرت مان نابرابر باشد، تاب توان نداریم. در آغاز دهه ۱۳۴۰ ماجرای اصلاحات ارزی در ایران انجام شد، که صددرصد با مداخله خارجی بود. به همین جهت است که اصلاحات ارزی در ایران جز نوادر تجربه‌ های اصلاحات ارزی در دنیا است که پس از اصلاحات ارضی تولید کشاورزی در ایران کاهش پیدا کرد. ببینید ما چقدر ماجرا داریم!

    نقش پارازیت‌ های بیرونی و پایگاه‌ های بیرونی‌ ها در داخل برای ممانعت از ایفای نقش آگاهانه ایرانیان

    این عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه باید از این زاویه ماجرای رفتن محمدرضا شاه را نیز زیر ذره بین گذاشت، گفت: ببینید چگونه اگر ایرانی‌ ها بخواهند مصالح خود را عالمانه بفهمند پارازیت‌ هایی از بیرون و پایگاه‌ های بیرونی‌ ها در داخل، ما را گیج می‌کنند و اجازه نمی‌دهند به جمع‌بندی درستی برسیم. تصور کنید اکنون که می‌خواهند جمهوری اسلامی را متهم کنند می‌گویند کل ماجرای رفتن محمدرضا شاه از ایران در «گوادلوپ» تصمیم گیری شد. این تحلیل مانند این است که یک کاسه آب واقعی را در دریای دروغ بریزی! اینکه در گوادلوپ تصمیم گیری شد درست است، اما فرایند قابل توجهی طی شد تا به آنجا رسید.

    دست های مشکوک سال 1401 به دنبال تشجیع حکومت، برای سرکوب مردم بودند /محمدرضا تا آن لحظه که فکر می‌کرد خشونت و سرکوب کارایی دارد، از هیچ چیزی در این زمینه فروگذار نکرد

    مومنی توضیح داد: سال ۱۴۰۱، همان دست‌ های مشکوک دولت، حکومت را تشجیع می‌کردند که به معترض‌ ها با ابزارهای سرکوب پاسخ دهند و برای اینکه آن را موجه کنند این مضمون را بسط می‌دادند که محمدرضا شاه چون درباره مردم خشونت نکرد، سقوط کرد. اگر می‌کشت سقوط نمی‌کرد! باید گفت اگر می‌خواهید دروغ بگویید، چند سال دیگر هم صبر کنید تا نسل ما هم نباشند. بعد تا این میزان بی‌پروا دروغ بگویید! محمدرضا شاه تا آن لحظه که فکر می‌کرد خشونت و سرکوب کارایی دارد، از هیچ چیزی در این زمینه فروگذار نکرد. اکنون خیلی‌ ها در ایران استدلال می‌کنند که چون ما از جمهوری اسلامی ناراضی هستیم پس هرچه که در آن دوره قبلی بوده است خوب بوده! هرچند که حق دارند هرگونه که دلشان می‌خواهد فکر کنند، اما این طرز تحلیل هیچ نسبتی با علم ندارد و اگر می‌خواهیم نجات پیدا بکنیم باید تحلیل‌ هایمان با علم رابطه برقرار کند.

    آمریکا، عربستان، فرانسه، انگلیس، چین و روسیه از کشتار شاه در میدان ژاله حمایت کردند

    این اقتصاددان تاکید کرد: محمدرضا شاه وقتی ماجرای کشتار میدان ژاله وقت شدت گرفت، نه تن ها پشتیبانی‌ های بی‌دریغ و عریان آمریکا، انگلیس و فرانسه را دریافت کرد، حتی چین و شوروی که ژست ضد امپریالیستی داشتند بالاترین مقاماتشان را در مقام پشتیبانی از محمدرضا شاه به ایران فرستادند! محمدرضا شاه زمانی گردنش را کج کرد و گفت پیام انقلاب شما را شنیدیم که حتی تا برقرار کردن یک دولت نظامی هم پیش رفت و یک ژنرال را رئیس دولت کرد و بخش بزرگی از کابینه اش هم نظامی شدند. اما آن هم کار را حل نکرد.

    در حد شاه هم سرویس بدهید اما منافع خارجی ها تامین نشود، مانند دستمال کثیف بیرون پرتتان می‌کنند!

    مومنی ادامه داد: او در نطق ۷ دقیقه ای، ۱۲ بار عبارتی با این مضمون را تکرار کرد که من به وجود فساد گسترده در کشور اذعان می‌کنم. به من مجال دهید تا اصلاح کنم. اما واکنش مردم این بود که گفتند همه سرکوب‌ ها و خروج سرمایه‌ ها را انجام دادید، حالا دیگر دیر شده! اینگونه شد که مردم نپذیرفتند. ماجرای گوادلوپ هم عینا همین بود. تا لحظه ای که احتمال ابقاء محمدرضا شاه بود، تمام قدرت‌ های آن زمان از او حمایت می‌کردند. در گوادلوپ گزارشی که ارائه شد این بود که دیگر هزینه کردن برای این آدم فایده ندارد و به طور کلی این برای آنها که خود را به خارجی‌ ها می‌فروشند، دلالت‌ هایی دارد. حتی اگر در حد محمدرضا شاه نیز سرویس بدهید، اگر منافع آنها تامین نشود، شما را مانند دستمال کثیف بیرون پرت می‌کنند! ما امروز بسیار نیاز داریم که این مسائل را مطالعه و مرور کنیم.

     آنها که ۱۴۰۱ ساختار قدرت را تشجیع به سرکوب مردم می‌کردند، را با منافع بیرونی‌ ها مرتبط می‌دانم

    مومنی با اشاره به پژوهش «مارک گازیوروفسکی» در کتاب «سیاست خارجی آمریکا و شاه» که در آن شاخص دست نشاندگی را مورد توجه قرار داده است، ابراز عقیده کرد: در این کتاب آمده است دست نشاندگی حکومت‌ های ایران به خارج، اگر از حدودی فراتر رود، مردم آن را تحمل نمی‌کنند. در نگرش سطح توسعه، کلید بحث این است. تنها حکومتی می‌تواند در برابر تحمیل‌های قدرت‌ های بیرونی ایستادگی کند که متکی به مردمش باشد. بنابراین از این دریچه آنها که سال ۱۴۰۱ ساختار قدرت را تشجیع به سرکوب مردم می‌کردند، را مرتبط با منافع بیرونی‌ ها می‌دانم. امکان ندارد حکومت رابطه خود را با مردمش، بر مبنای زورگویی ظلم و فساد و سرکوب قرار دهد و باقی بماند. این جزء محالات است.

     تنها آن فرمولی که با آن جمهوری اسلامی پیروز شد که در آن مردم صاحبان حق و ولی نعمتان حکومت هستند، می‌تواند ایران را نجات دهد

    این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه ما به گفت و گوهای اعتلاء بخش نیاز داریم و باید بسیار هوشیار باشیم، اضافه کرد: از جنبه دینی بر اساس نص صریح قرآن حتی پیامبران گرامی خداوند نیز در غیاب مشارکت مردم نمی‌توانند سراپرده عدل برقرار کنند. پس آن ها که جانماز آب می‌کشند و به نام دین می‌خواهند وابستگی و سرکوب را با یکدیگر پیش ببرند، باید این را بفهمند که جمهوری اسلامی تنها با فرمولی پیروز شد که در آن مردم صاحبان حق و ولی نعمتان حکومت بودند. هیچ تعارفی هم در این زمینه وجود ندارد.

    برخی حکومت گران ترجیح می‌دهند به نام برنامه‌ریزی ادا درآورند!

    وی با توضیح علل اهمیت برنامه‌ریزی در کشور، با بیان اینکه هر قدر به سال‌ های اخیر نزدیک می‌شویم، برخی در حکومت گرامی ترجیح می‌دهند به نام برنامه‌ریزی و بودجه‌ریزی ادا درآورند و ظاهرسازی کنند! ادامه داد: تقریبا از آن مسائل اساسی که بودجه و برنامه‌ریزی را معنی‌ دار می‌کند، نمی‌توان هیچ ردی پیدا کرد. می‌خواهیم به این عزیزان بگوییم ما در شرایط بسیار استثنایی هستیم که گرفتار یک نقطه عطف هستیم، آن نقطه عطف را به اعتبار اقتصاد سیاسی بین المللی مراحل سرنوشت ساز در منازعه هژمونیک بین چین و آمریکا می‌گذاریم.

    از نگاه چینی‌ ها، ما یک ابزار دست چندم هستیم / اتحاد استراتژیک با چین و روسیه!؟

    این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به کتاب منتشر شده با عنوان «اقتصاد سیاسی حکمرانی فراملی» که یک استراتژیست ممتاز سنگاپوری آن را به نگارش درآورده و در آن برنامه تبدیل شدن چین به قدرت شماره یک جهان تا سال ۲۰۵۰ را ارائه کرده است، ادامه داد: مطالعه این کتاب، به خوبی نشان می‌دهد از نگاه چینی‌ ها حد ما به عنوان یک ابزار دست چندم است. عده ای با حرف‌های توخالی گفتند ما می‌خواهیم اتحاد استراتژیک با چین داشته باشیم! در حالی که اتحاد استراتژیک چین و روسیه با ما در نحوه مواجهه آنها با برجام و حماس به خوبی خود را نشان داد! وقاحت زیادی می‌خواهد! بحث نادانی نیست، وقاحت است که عده ای مسائل به این عریانی را نادیده بگیرند و حرف‌ های نسنجیده بزنند. حدود جایگاهی که چین برای ما قائل است را با مطالعه این کتاب می‌توان فهمید.

    بنا به ملاحظاتی طرف خارجی امین مناسبات است، اما مردم نامحرمند!؟

    مومنی گفت: هر کس که بگوید بنا به ملاحظات امنیتی طرف‌ های خارجی امین هستند و می‌شود با آن ها رد و بدل اطلاعات کرد، اما مردم ایران که ولی نعمت و صاحب حق هستند ناامن و نامحرم هستند، اظهارات درست و خوشایندی نیست! در رسانه‌ ها نوشتند همین آدم که گفته به حکم ملاحظات امنیتی نمی‌توان داده‌ ها را منتشر کرد، در دولت قبل گفته بود هر کس این بهانه‌ ها را می‌آورد، می‌خواهد پشت پرده فساد کند! یک بام و چند هوا! اگر مسائلمان را به قاعده جلو ببریم و گرد و خاک‌ هایی که می‌خواهد ما را گیج و از مسئله اصلی دور کند را کنار بگذاریم، تشخیص درست و غلط کارها چندان دشوار نیست.

    این اقتصاددان اضافه کرد: از دریچه تحلیل‌ های سطح توسعه گفته می‌شود در شرایطی که یک محیط خارجی به شدت پر آشوب دارید، تجربه تاریخی ۲۰۰ ساله گذشته ایران می‌گوید هرگاه منازعه هژمونیک وجود داشت، طرفین دعوا بر روی اینکه باید سر ایران را زیر آب کنند، با یکدیگر توافق دارند. کتاب «احمد اشرف» را درباره روایت رقابت روس و انگلیس در دوره قاجار را بخوانید. این تعبیر را دارد که روس و انگلیس ایران را در مداری انداختند که رشد اقتصادی در شرایط نیمه استعماری را تجربه کند. یعنی بلاتکلیف بماند، نه مستعمره باشد و نه مستقل. کل هزینه‌ های یک کشور مستقل را بپردازیم و نتوانیم از دستاوردهایش استفاده کنیم، کل هزینه‌ های یک کشور مستعمره را بپردازیم و از هزینه‌ های آن محروم باشیم.

    تفاهم روسیه و انگلیس بر عقیم سازی حکومت ایران؟!

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد به کتاب منتشر شده توسط «مورگان شوستر» پس از اخراج از ایران با عنوان اختناق ایران اشاره کرد گفت: چون آن زمان پیچیدگی‌ ها بسیار کمتر از امروز بود به خوبی کانون‌ های اصلی ماجرا نشان داده می‌شود. تحلیل او این است که آنچه که من مشاهده می‌کنم این است که طرفین دعوا بر روی عقیم سازی حکومت در ایران تفاهم دارند. کتاب «هنر تحریم‌ ها»، نوشته «ریچارد نفیو» نیز پروژه عقیم سازی حکومت در ایران و سازوکار های آن را به خوبی توصیف کرده است.

    استراتژیست آمریکایی، راه سقوط حکومت در ایران چه می دانست؟

    مومنی با تاکید بر اینکه نباید منتقدان را به عنوان پروژه نفوذ در نظر بگیرند و به انتقادات بی‌اعتنایی کنند، گفت: آنها در این کتاب می گویند اگر حکومت ایران بخواهد ساقط شود، باید رابطه مردم با حکومت قطع شود و آن ها از اصلاح پذیری حکومت سرخورده شوند. از دریچه سیاست اقتصادی نیز باید ما آنها را در کانالی بندازیم که به سمت سیاست‌ های تورم زا و اشتغال زدا حرکت کنند. باید در نظر داشت «باطل السحر» مداخله‌ های از نوع سلطه‌ گری در ایران، ارتقاء بنیه تولید فناورانه است.

    کمترین اعتنا به فرودستان، امتیازات غیرعادی به گردن کلفت ها در بودجه

    وی ادامه داد: اما شما متاسفانه نه تنها به لوازم شناخته شده تولید تن نمی‌دهید، بلکه در همه زمینه‌ های شناخته شده دقیقا جهت عکس را طی می‌کنید. بودجه ۱۴۰۳ را ببینید! چگونه رابطه مردم با حکومت در آن تنظیم شده است! کمترین اعتنا به فرودست‌ترین و محروم‌ترین گروه‌ های اجتماعی صورت گرفته و غیرعادی‌ترین امتیازها به گردن کلفت‌ترین گروه‌ های اقتصادی داده شده است.

    این اقتصاددان اظهارداشت: این کار، وضعیت شما را به سامان نمی‌کند. چگونه می‌شود که اگر عزیزان بخواهند یک درصد به دستمزدها اضافه کنند واویلا راه می‌افتد که تورم ایجاد می‌شود، در حالی که کسی که با تورم مشکل دارد تا این میزان بی‌پروا نرخ ارز و بهره را بالا نمی‌برد و دسترسی بنگاه‌ های تولیدی به اعتبارات تولیدی را با چالش های متعدد مواجه نمی‌کند.

    کارکرد شوک‌ های قیمتی، گسترش فساد و نابرابری و وابستگی‌ های ذلت آور است / ساختار نهادی ایران به طرز بی‌رحمانه ای نیروی کار را استثمار می‌کند

    مومنی با تاکید بر اینکه کارکرد شوک‌ های قیمتی، گسترش و تعمیق فساد و نابرابری و وابستگی‌ های ذلت آور به دنیای خارج است، گفت: این مساله بیش از ۳۰ بار در ۳۵ سال گذشته تجربه شده و تمام مستندات آن وجود دارد. اگر مشکل حکومت گرامی این است که تولیدات ایران ارزان‌تر به دست خارجی‌ ها می‌رسد، باید گفت تمام مطالعه‌ ها نشان می‌دهد علت این ارزانی این است که ساختار نهادی ایران به طرز بی‌رحمانه ای نیروی کار را استثمار می‌کند. گزارش‌ های رسمی نشان می‌دهد حداقل دستمزد تعیین شده بین یک، دوم تا یک، سوم خط فقر را پوشش می‌دهد. بنابراین دستمزد نیروی کار را بالا ببرید تا قیمت آن محصولات آنچنان ارزان نباشد که انگیزه قاچاق ایجاد کند.

    وی با یادآوری اینکه در تمام مطالعه‌ ها گفته می‌شود وجه قالب صادرات به اصطلاح غیرنفتی ما که محصول رانتی معدنی است همراه با هزینه‌ های نابودسازی محیط زیست در ایران و بحران آب است، ابراز عقیده کرد: این هزینه‌ ها را به قیمت تمام شده این محصولات اضافه کنید، چرا فقط ظلم به نیروی کار با شرافت بی دفاع را بلد هستید! عزیزان نابود کردن محیط زیست و نیروی کار را بلدند اما اصل ماجرا را نمی‌بینند.

    مومنی با بیان اینکه باستانی پاریزی در کتاب «تلاش آزادی» تاکید می‌کند اینکه فکر کنید در شرایط منازعه هژمونیک اگر زیر پرچم یکی از قدرت‌ ها بروید تا از تعرض دیگری مصون بمانید احمقانه‌ترین کار است که در تاریخ ایران ده‌ ها بار تکرار شده، عنوان کرد: هر وقت منازعه هژمونیک اتفاق افتاد، ایران در قالب دو کادر برایش تعیین تکلیف می‌شود؛ کادر قرارداد ۱۹۰۷ و کادر قرارداد ۱۹۱۹. در واقع یعنی یا یکی از این قدرت‌ های بزرگ، کل ماجرا را به چنگ خود می‌گیرد، یا آنچه را که موجود است، میان خود تقسیم می‌کنند.

    بهبود اقتصادی بدون مشارکت مردم ممکن نیست

    این عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر اینکه به جای این کارها باید راه نجات را در پیش بگیریم، راه نجات ارتقاء بنیه تولید فناورانه است، ادامه داد: در این چهارچوب که یک ساختار سیاسی به طرز وحشتناک مشارکت زدا داشته باشیم، نمی‌توان انتظار بهبود عملکرد اقتصادی داشته باشیم. اگر بهبود اقتصادی می‌خواهید، با تقدم امر سیاسی روبرو هستید. ابتدا باید اصلاح سیاسی انجام داد. اما همچنان برای این تعبیر مشکوک و خانمان برانداز، ابراز خوشحالی می کنند. با محیط زیست نابود شده و جامعه سراسر آلوده به فساد چگونه می‌خواهند بنیه تولید بالا ببرند.

    رندانه و غیر رسمی یکباره نرخ بهره را ۷ درصد افزایش دادند

    وی با بیان اینکه تولید کننده‌ ها با بحران دسترسی به سرمایه در گردش مواجه هستند، گفت: اما وقتی که مقداری قیمت ارز و تورم بالا رفت، راه حلی که عزیزان پیدا کردند این بود که به صورت رندانه و غیر رسمی یکباره نرخ بهره را ۷ درصد افزایش دادند! کمیسیون اقتصادی مجلس در گزارشی عنوان کرد از زمان فعال شدن بانک‌ های خصوصی در ایران تا یک دوره ۲۰ ساله در آمیزه فعال شدن رانت خوری، رباخوری، دلالی خوری و خام فروشی فشارهای وحشتناک به تولید کننده‌ ها صرف نظر از کیفیت آنچه که تولید خوانده می‌شود رشد تولید ۳۶ درصد بوده و رشد نقدینگی ۱۰۲۵۰ درصد! نسبت‌ ها را ببینید بعد وقتی می‌خواهند پاداش دهند به صاحبان نقدینگی با افزایش ۷ درصدی نرخ بهره پاداش می‌دهند.

    در هیچ عرصه ای از حیات جمعی ایرانیان، نابرابری ناموجه فاجعه ساز در این ابعاد وجود ندارد!

    مومنی اضافه کرد: بعد همین مقامات بانک مرکزی می‌گویند حواستنان باشد بخش اعظم این نقدینگی ها سپرده‌ های مدت‌دار است و ۷۴ درصد سپرده‌ های مدت‌دار متعلق به یک درصد صاحبان سپرده است. یعنی در هیچ عرصه ای از حیات جمعی ایرانیان، نابرابری ناموجه فاجعه ساز در این ابعاد وجود ندارد! بنابراین بنیه اندیشه ای که این اقتصاد و جامعه را اداره می‌کند به طرز فاجعه آمیزی ناکافی است.

    نمی‌توان داغ و درفش به روی مردم بلند کرد و بعد از آنان خواست جلوی قدرت‌ های بزرگ بایستند

    وی با تاکید بر اینکه راه نجات کشور، تولید فناورانه است و باید تولید را به مثابه حیات جمعی در نظر گرفته و بایسته‌ های اصلاحی در حیطه‌ های فرهنگ، سیاست و اجتماع را همتراز با اقتصاد رعایت کنید، تصریح کرد: در هیچ جای دنیا نمی توانند داغ و درفش به روی مردم بلند کنند و بعد از آنان بخواهند جلوی قدرت‌ های بزرگ بایستند.

    تحت اراده چین و روسیه بودن در 10 سال گذشته به چه ابعادی رسیده؟!

    مومنی گفت: آمادگی دارم با وزیر امور خارجه درباره این موضوع گفت وگو کنم که تحت اراده چینی‌ ها و روس‌ ها بودن در مهم‌ترین جهت‌گیری‌ های ۱۰ ساله گذشته، چه ابعادی پیدا کرده است. شما می‌گویید این قرارداد ابعاد امنیتی دارد اما من راجع به چیزهایی صحبت می‌کنم که خودتان درباره آن صحبت کردید. اگر بخواهند صادقانه کشور نجات پیدا بکند یک گزارش شرافتمندانه ملی به ما بدهند که چینی‌ ها نفت را چگونه از ما می‌خرند؟ به چه قیمتی می‌خرند؟ و چگونه پول را ارائه می‌دهند. اینها چیزهایی است که منتشر شده؟!

    روابطی که در خودروسازی با چین تعریف کردید، نسبتی با یک حکومت مستقل ندارد

    مومنی با بیان اینکه علائمی وجود دارد که نسبت به میزان وابستگی ذلت آور صنایع ما به طور مشخص صنعت خودروسازی، به چین هشدار می دهد، تاکید کرد: حاضرم با وزیر صنعت در این باره مناظره کنم که الگوی روابطی که در صنعت خودروسازی میان ما و چین تعریف کردید، نسبتی با یک حکومت مستقل ندارد. حمل بر صحت می‌کنیم و می‌گوییم دقت بایسته کارشناسی نشده است. ما آمادگی داریم این‌ ها را آشکار کنیم. با نیت اینکه همین عزیزان بیشتر سر کار بمانند. اما یقین بدانید با این الگوی روابط که تعریف شده ایران نمی‌تواند به سمت بهبود وضعیت برود.

    عزیزان، قبل از مرگ سهراب به سراغ حل مشکلات بروند

    رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد یادآور شد: در سند برنامه ششم عزیزان ۱۹۶ هدف کلی و حدود ۵۵۶ استراتژی تعریف کرده بودند. می‌خواستند ۵ ساله به آن برسند. گفتم شرافتمندانه تنها یک هدف را اختصاص دهید و آن ارتقاء بنیه تولید ملی باشد. اگر شرافتمندانه به تمام لوازمش تن دهید، ایران نجات پیدا می‌کند. اگر ما دل سوزانه تلاش می‌کنیم، به این دلیل است که هنوز می‌شود ایران جایگاه بایسته خود را پیدا کند. اگر وابستگی‌ های ذلت آور به دنیای خارج به حداقل برسد و رابطه ات با مردم مبتنی بر اعتماد باشد، می‌توانیم با این ظرفیت‌ های انسانی و مادی به مدد اندیشه‌ های از جنس اندیشه‌ های حسین عظیمی، ایران را نجات دهیم. عزیزان قبل از مرگ سهراب به سراغ حل مشکلات بروند.

  • روسيه تمام تخم‌مرغ‌هايش را در سبد ايران نمي‌گذارد!

    روسيه تمام تخم‌مرغ‌هايش را در سبد ايران نمي‌گذارد!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه اعتماد نوشت:

    عمليات توفان‌الاقصي توسط حماس عليه اسراييل در 7 اكتبر و آغاز نبرد غزه، معادلات منطقه و نظام بين‌الملل را وارد مرحله جديدي کرد كه پيامدهاي بسياري در سطح منطقه و فراتر از آن به جاي گذاشت كه شايد آوريل 2024 را بتوان نقطه عطف اين پيامد‌ها دانست. چرا كه ايران و اسراييل كه سال‌ها در منطقه به اصطلاح خاكستري با يكديگر درگير بودند و به‌رغم همه دشمني‌ها و رقابت‌هاي ژئوپليتيكي و هويتي، از رويارويي مستقيم با يكديگر اجتناب مي‌كردند، وارد يك رويارويي نظامي مستقيم و رودررو شدند.

    هر چند كه باید تاكيد كرد كه اين رويارويي نظامي، محدود، كنترل شده و درچارچوب قواعد بازي بود و در نهايت سطح نزاع از حالت رويارويي مستقيم به نبرد در منطقه خاكستري بازگشت. پس از آنكه اسراييل اقدام به حمله تروريستي به محل كنسولگري ايران در دمشق کرد و اين حمله منجر به شهادت تني چند از مستشاران و فرماندهان عاليرتبه ايران خاصه شهيد محمدرضا زاهدي، از فرماندهان ارشد سپاه قدس شد، تهران بر اساس ماده 51 منشور ملل متحد و حق دفاع مشروع از خود و همچنين احياي بازدارندگي‌اش، در 13 آوريل 2024، در عملياتي موسوم به «وعده صادق» اقدامي تنبيهي عليه اسراييل انجام داده و تعدادي پهپاد و موشك را از خاك خود به سمت سرزمين‌هاي اشغالي شليك کرد كه تعدادي از اين موشك‌هاي بالستيك، با عبور از سامانه‌هاي پدافندي چند لايه اسراييل، به پايگاه‌هاي نظامي و اطلاعاتي از پيش تعيين شده در اسراييل اصابت کرد.

    اسراييل نيز در پاسخ به اقدام ايران در 19 آوريل، در يك حمله محدود هوايي، پايگاه هشتم شكاري ارتش را در نزديكي اصفهان هدف قرار داد كه  طبق تصاوير ماهواره‌اي و اعلام فرماندهان نظامي كشور، اين حمله محدود به وسيله پدافند هوايي ايران دفع شده و خسارت چنداني به پايگاه هشتم شكاري وارد نشده و تنها بر اساس اعلام برخي رسانه‌ها، يكي از رادارهاي پدافند موشكي اس-300 دچار آسيب‌ديدگي شد.

    همان طور كه پيش‌بيني مي‌شد، پس از اقدام اسراييل، سطح تنش ميان طرفين كاهش پيدا كرد و ايالات متحده امريكا، نقش قابل توجهي در اين كاهش تنش داشت. چرا كه دولت دموكرات مستقر در امريكا به دلايل فراوان، علاقه‌اي به گسترش سطح نزاع ميان طرفين نداشته و تلاش كردند كه از اهرم‌هاي خود براي كنترل رفتار كابينه نتانياهو پس عمليات «وعده صادق» استفاده کند.
    اما نكته‌اي كه باید به آن توجه داشت اين است كه ايالات متحده تنها قدرت خارجي متاثر از اين تغيير معادلات در منطقه خاورميانه نبوده و باید تاثيرپذيري و موقعيت ديگر قدرت بزرگ جهاني يعني روسيه را در اين تحولات و همچنين جايگاه آن در آينده منطقه را مورد توجه و ارزيابي قرار داد.
    روسيه در طي يك دهه گذشته تلاش زيادي براي تقويت شبكه‌ها و اعمال نفوذ خود در منطقه خاورميانه انجام داده است و پس از 7 اكتبر و تغيير معادلات در خاورميانه و همچنين تمركز بر جنگ اوكراين، جايگاه خود را در اين منطقه متزلزل و در معرض خطر مي‌بيند.
    پس از افزايش تنش ميان ايران و اسراييل، راهبرد روسيه در قبال اين تنش اهميت خاصي پيدا مي‌كند، چرا كه وقتي به گذشته برمي‌گرديم، مشاهده مي‌كنيم كه هيات حاكمه روسيه و ولاديمير پوتين، رييس‌جمهور اين كشور از يك سو در سوريه با ايران همكاري‌هاي نزديكي مي‌كرد و از سوي ديگر اين اجازه را به اسراييل مي‌داد كه مواضع ايران را در خاك سوريه هدف قرار بدهد و در زمان انجام اين حملات، پدافند‌هاي روسي مستقر در سوريه عمل نمي‌كرد.

    همچنين نبايد از نظر دور داشت كه روابط تهران – مسكو پس از جنگ اوكراين، تغييرات مهمي را تجربه كرده است و سطح همكاري‌هاي نظامي طرفين وارد مرحله جديدي شده است و به‌رغم خصومت‌هاي ديرينه تاريخي و اختلافات ژئوپليتيكي، فضاي كنوني خاورميانه هر دو دولت را تشويق مي‌كند تا با همكاري نزديك‌تر، معادلات منطقه را به ضرر امريكا رقم بزنند.

    به ‌طور كلي، مقامات مسكو مانند همتايان خود در پكن به دنبال ثبات بيشتر در منطقه خاورميانه هستند و هرگونه آشفتگي در منطقه مي‌تواند به منافع روسيه آسيب برساند كه از جمله آنها رشد گروه‌هاي تكفيري و تروريستي در سطح منطقه است. روس‌ها حساسيت ويژه‌اي نيز نسبت به گروه‌هاي افراطي و تروريستي داشته كه در سال‌هاي اخير در بخش‌هايي از روسيه و همچنين ساير بخش‌هاي اتحاد جماهير شوروي سابق، مانند تاجيكستان نفوذ كرده‌اند. همان طور كه به ياد داريم، در 22 مارس، گروه تروريستي داعش توسط تعدادي از عناصر تاجيكي خو به يك سالن كنسرت در مسكو حمله كردند و نزديك به 150 نفر را كشتند.

    فراتر از مبارزه با تروريسم، روسيه به دنبال حمايت از دولت‌هاي عربي دوست در منطقه، حفاظت از حضور نظاميان كشور در سوريه، جذب سرمايه‌گذاري خارجي از كشورهاي ثروتمند عرب خليج‌فارس و ايجاد روابط تجاري با منطقه است كه از طريق آن بتواند تحريم‌هاي غرب را كه به واسطه جنگ اوكراين بر اين كشور وضع شده را دور بزند و بتواند سياست‌هاي انرژي خود را با كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس هماهنگ كند. لذا علاوه بر ايران، روسيه نگاه ويژه‌اي به كشورهاي عربي خليج‌فارس نيز دارد و مواضع اين كشور نسبت به جزاير سه‌گانه ايران را نيز باید در همين راستا تعريف كرد. لذا درست است كه در شرايط فعلي، سطح روابط نظامي ايران و روسيه در حالت خوبي قرار دارد. اما اين به آن معنا نيست كه اين كشور قرار است تمام تخم‌مرغ‌هاي خود را در سبد ايران بگذارد و علاوه بر ايران، به دنبال روابط اقتصادي و حتي نظامي با كشورهاي عربي منطقه نيز هست.

    اگر به بحث تنش‌هاي ايران و اسراييل بازگرديم، باید گفت كه روسيه مخالف هر گونه جنگ همه‌جانبه و تمام عيار، ميان اين دو طرف است. با اين حال، تشديد تنش آن هم به صورت محدود و كنترل شده بين ايران و اسراييل به‌ طور بالقوه و از چند جهت به نفع منافع روسيه است كه به‌ طور خلاصه دلايل آن بيان مي‌شود.

    نخست اينكه افزايش سطح ناامني و گسترش دامنه پيامد‌هاي جنگ در خاورميانه، در حالي كه نزديك به 7 ماه از آغاز جنگ غزه مي‌گذرد، رويكرد و پيام روسيه به دولت‌ها و جوامع عربي را تقويت مي‌كند كه ايالات متحده عامل اصلي بي‌ثباتي و تنش در سطح منطقه است و امريكا رويكردي مسوولانه در قبال تحولات منطقه ندارد. پوتين و ديگر مقامات روسي دهه‌هاست كه امريكا را به واسطه حمايت‌هاي يك جانبه‌شان از اسراييل و ناتواني در حل و فصل ريشه‌اي اصلي‌ترين بحران در اين منطقه يعني درگيري فلسطين و اسراييل سرزنش مي‌كنند. اين پيام و رويكرد از جانب روسيه براي مخاطبان عرب كه به ‌طور فزاينده‌اي از ايالات متحده به خاطر تلفات انساني فزاينده در غزه خشمگين هستند، خوشايند است.
    دوم اينكه پيامدهاي بيشتر جنگ غزه، و گسترش محدود دامنه تنش‌ها در منطقه، توجه جهاني را از اوكراين به خاورميانه منحرف كرده كه روسيه از آن استقبال مي‌كند.

    سوم، وجود سطح محدودي از درگيري مستقيم ميان تهران و تل‌آويو مي‌تواند نفوذ روسيه را در منطقه از طرق ديگري تقويت كند. دولت بنيامين نتانياهو، نخست‌وزير رژيم صهيونيستي، ممكن است به هيات حاكمه روسيه و شخص پوتين به عنوان رهبري نگاه كند كه به واسطه روابطي كه با تهران دارد، بتواند تا حدي روي تصميمات تهران تاثير بگذارد .

    و در آخر اينكه هر چند در حال حاضر سطح نزاع ايران و اسراييل تا حدي كاهش پيدا كرده، اما به واسطه احتمال افزايش سطح تنش، ايران در آينده نياز بيشتري به جنگنده‌ها و سامانه‌هاي دفاعي روسيه پيدا خواهد كرد كه از آن طريق براي خود ايجاد بازدارندگي كند.

    هر چند كه سطح تنش ميان ايران و اسراييل در حال حاضر كنترل شده و ظاهرا به منطقه خاكستري بازگشته است، اما با توجه به ادامه جنگ خطر گسترش خصومت‌ها به يك جنگ منطقه‌اي را نبايد ناديده گرفت. ادامه جنگ در غزه و ديگر درگيري‌هاي حل ‌نشده در خاورميانه، احتمال حملات آتي اسراييل عليه ايران و بالعكس را باز مي‌گذارد كه نبايد آن را از نظر دور داشت.

    هر چند كه باید اندكي دقيق‌تر راهبرد روسيه را در منطقه بررسي كرد، اما اين كشور در اين جنگ تعارض منافع جدي با اسراييل نيز دارد و اين را در مواضع خود نشان داده است.

    ايران نيز مي‌تواند از اين فرصت به نفع منافع خود در منطقه استفاده کند، اما نبايد از نظر دور داشت كه روسيه اگر چه تا حدي در تحولات منطقه در محور مقابل غرب قرار مي‌گيرد، اما قرار نيست كه تمام تخم‌مرغ‌هاي خود را در سبد ايران بگذارد و آنها هم به دنبال منافع خود در اين جنگ هستند.

    نكته پاياني احتمال حضور ترامپ در جايگاه رياست‌جمهوري امريكاست، كه مي‌تواند معادلات جنگ اوكراين و همچنين جنگ غزه را دچار تغييرات كند. باید صبر كرد و نتايج انتخابات امريكا را ديد.

  • نفع روسیه از درگیری ایران و اسرائیل؟!

    نفع روسیه از درگیری ایران و اسرائیل؟!

    به گزارش اقتصادران، در بحبوحه افزایش نگران‌کننده تنش‌ها بین تهران و تل‌آویو، پس از حملات شنبه‌شب هفته جاری و تا تحولات سی‌امین روز از فروردین‌ماه در خصوص ابعاد و پیامد‌های این سطح تخاصم در منطقه پرالتهاب خاورمیانه، گفتگویی با این فعال سیاسی اصلاح‌طلب ترتیب دادیم که بخش‌هایی از این گفتگو را در ادامه می‌خوانید:

    به نظر من در صورت تداوم این درگیری، سطح تنش‌ها محدود به ایران و اسرائیل نخواهد ماند. با توجه به اینکه در کشور‌هایی به مانند لبنان، عراق، یمن و سوریه، نیرو‌های مهمی طرفدار ایران بوده و دولت مرکزی آن‌ها به میزانی قدرتمند نیست که بتواند آن‌ها را کنترل کند، ادامه درگیری، این کشور‌ها را هم طبعا درگیر خواهد کرد. البته ضمن اینکه ممکن است تنش‌ها محدود به این کشور‌ها  نماند.

    با توجه به اقدامی که اسرائیل کرده و برای اولین بار، یک مرکز دیپلماتیک ایران را زد، این حق قانونی و مشروع کشورمان بود که به این اقدام پاسخ دهد. طبعا، گزینه‌های مختلفی وجود داشت که می‌توانست بررسی شده و زمان موضوع هم قابل بررسی بود که مراجع تصمیم‌گیر در جمع‌بندی به گزینه حمله مستقیم از خاک ایران رسیدند. تا حدی می‌توان گفت که عکس العمل ایران اجتناب‌ناپذیر بود.

    دولت افراطی اسرائیل و شخص نتانیاهو در گذشته نیز نشان داده‌اند که تاثیرپذیری کمی از نظرات آمریکا دارند. به این دلیل، کابینه اسرائیل به دنبال اقدام نظامی علیه ایران است. مجموعا نیز با توجه به کار‌های تبلیغاتی که در روز‌های اخیر از سوی اسرائیل شاهد بودیم، بیشتر به نظر می‌رسد که احتمال اقدام نظامی از سوی آن‌ها جدی است.

    بازیگران منطقه‌ای را چندان در شرایط کنونی و در جهت عدم گسترش درگیری، صاحب نقش نمی‌بینم. چرا که ایران، طبعا خواهان گسترش این درگیری نبوده و اسرائیل بیشتری به این سو گرایش و رغبت دارد. کشور‌های منطقه، تاثیری بر حاکمیت اسرائیل نداشته و نمی‌توانند بر تصمیمات تل‌آویو تاثیری بگذارند.

    من فکر می‌کنم که روسیه از بروز چنین درگیری بین ایران و اسرائیل، ناخشنود نیست. در عمل درگیری غزه تا مدتی موضوع بحران اکراین را در حاشیه قرار داد و توجه بین‌المللی به آن را کمتر کرد و الان هم، درگیری ایران و اسرائیل از این جهت برای روس‌ها مطلوب است. مسکو، طبعا نباید ناراضی باشد از این که چنین درگیری به وقوع پیوسته تا مدتی هم ادامه پیدا کند.

    در وضع فعلی که کشور با یک تهدید نظامی خارجی مواجه است، ایجاد و حفظ انسجام ملی باید مورد توجه جدی دولت قرار بگیرد. به طوری که بتواند همه ملت را پشت سر نیروی نظامی کشور قرار دهد. حاکمیت باید هر مانعی در مقابل انسجام ملی را برطرف کند. اینکه در شرایطی که با چنین تهدید مهم خارجی مواجه هستیم برخورد‌های پر دافعه بر سر موضوع حجاب تکرار می‌شود، قطعا بر افکار عمومی و انسجام ملی تاثیری مخرب داشته و خواهد داشت.

  • آیا در صورت حمله اسرائیل، روسیه پشت ایران خواهد بود؟

    آیا در صورت حمله اسرائیل، روسیه پشت ایران خواهد بود؟

    به گزارش اقتصادران، شنبه شب (۲۵ فروردین) ایران برای نخستین بار حمله پهپادی و موشکی وسیعی علیه اسرائیل انجام داد. این حمله ابتدا با تعداد بیشماری پهپاد که از خاک ایران بلند شده بودند آغاز شد و سپس با پرتاب موشک ادامه پیدا کرد. این عملیات که توسط سپاه، عملیات «وعده صادق» نامگذاری شده تا طلوع آفتاب ۲۶ فروردین ادامه داشت و سپس متوقف شد.صبح روز یکشنبه سردار باقری رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح ایران اعلام کرد «عملیات علیه اسرائیل از نظر ما تمام شده است، اما پاسخ ایران به هر اقدامی بسیار بزرگ‌تر خواهد بود.»

    اگر اسرائیل تصمیم به حمله انتقام‌جویانه بگیرد، متقابلا ایران هم باید به سرمایه‌هایش در نظام بین‌الملل تکیه کند. در چنین شرایطی مهمترین شریک ایران، همسایه شمالی است.در این گزارش موضع روسیه در قبال تحولات اخیر را بررسی کرده و به این سوال پاسخ داده که آیا روسیه در صورت حمله مستقیم اسرائیل، از ایران حمایت نظامی خواهد کرد؟

    موضع روسیه در قبال حمله ایران به اسرائیل چه بود؟

    وزارت خارجه روسیه صبح روز یکشنبه بیانیه‌ای صادر کرد و حمله ایران را در «چارچوب حق دفاع از خود» و «بر اساس ماده ۵۱ منشور سازمان ملل» خواند که در پاسخ به حمله به ساختمان کنسولگری ایران در سوریه انجام شده است.

    نماینده روسیه در سازمان ملل در نشست شب گذشته شورای امنیت سازمان ملل، حمایت جانانه‌ای از ایران کرد. وسلی نبنزیا شورای امنیت را برای عدم موضع‌گیری درقبال حمله اسرائیل به کنسولگری ایران در سوریه سرزنش کرد و گفت این باعث تاسف است که این جلسه بعد از حمله اسرائیل تشکیل نشد.

    او حتی اسرائیل را برای عدم تعهد به قطعنامه‌های سازمان ملل مورد انتقاد قرار داد و آن را نشان دهنده بی احترامی اسرائیل به تمام کسانی خواند که در این جلسه حضور داشتند فارغ از اینکه شورا چه تصمیمی بگیرد.

    ماریا زاخارووا سخنگوی وزارت خارجه روسیه هم در پاسخ به درخواست سیمون هالپرین سفیر اسرائیل در مسکو برای محکومیت حمله ایران گفت که محکومیت حملات کی‌اف به خاک روسیه توسط مقامات تل آویو را به خاطر نمی‌آورد.

    رئیس جمهور روسیه و کاخ کرملین هنوز به طور علنی اظهار نظری نکرده است. اما دیمیتری مدودف، رئیس‌جمهور سابق روسیه گفت که جنگ بین اسرائیل و ایران، چشم‌انداز جو بایدن برای انتخاب مجدد در ایالات متحده را وخیم خواهد کرد.

    احمد وخشیته پژوهشگر و استاد دانشگاه دوستی ملل روسیه  درباره موضع روسیه در شرایط کنونی به موضوع حمله اول آوریل اسرائیل به کنسولگری ایران در سوریه و مساله نقض آشکار کنوانسیون ۱۹۶۳ اشاره کرده که مورد توجه روس‌ها هم قرار گرفته است.

    او به اظهارات پسکوف سخنگوی کرملین بعد از سخنرانی رهبری که گفت به خاک ایران حمله شده و ما پاسخ می‌دهیم، اشاره کرده و میگوید پسکوف همه طرف‌ها را دعوت به خویشتن داری کرد، اما نهایتا این خویشتن داری از سمت ایران شکل نگرفت، اما واکنش روسیه نشان می‌دهد معتقد است حمله حق مشروع ایران بوده و اگر شورای امنیت نشست ویژه‌ای بعد از اول آوریل برگزار و اقدام اسرائیل را محکوم می‌کرد، شاید این حجم از فشار به جمهوری اسلامی نمی‌آمد که چنین واکنشی نشان بدهد.

    او با بیان اینکه نه تنها روسیه، که شریک ایران است، بلکه حتی عربستان که رقیب منطقه ایست هم اقدام ایران را محکوم نکرده می‌گوید: این نشان می‌دهد همه کشور‌های منطقه هم تا حدودی رفتار هیجانی جمهوری اسلامی را درک و در عین حال محکوم نمی‌کنند.

    آنچه مسلم است این است که روسیه از محکوم کردن ایران خودداری کرده، حق ایران برای دفاع و حمله انتقام جویانه را به رسمیت شناخته، جامعه بین الملل به ویژه کشور‌های غربی را برای عدم توجه به موضوع حمله اسرائیل به کنسولگری ایران در دمشق که زمینه ساز حمله ایران به اسرائیل بوده را مورد سرزنش قرار داده و اسرائیل را به عدم اقدام متقابل دعوت کرده و خواستار تنش زدایی شده است. آنچه مجهول است رفتار احتمالی روسیه در صورت تصمیم اسرائیل به اقدام متقابل و حمله به ایران است.

    آیا در صورت حمله اسرائیل، روسیه از ایران حمایت نظامی خواهد کرد؟

    وخشیته درباره احتمال حمایت روسیه از ایران در صورت حمله اسرائیل می‌گوید: امروز روسیه به خاطر موضع گیری منفعل اسرائیل در مقابل اوکراین از اسرائیل دلخور است، اما در عین حال روسیه با اسرائیل رابطه خوبی دارد.

    او به بخش قابل ملاحظه‌ای از جمعیت روس تبار در اسرائیل اشاره کرده و می‌گوید: روسیه نگرانی جدی از بروز جنگ در اسرائیل دارد. افکار عمومی روسیه به خاطر این جمعیت روس تبار خواستار یک جنگ نیستند. اسرائیل جز سه کشور اول مقاصد توریستی روس هاست. از سوی دیگر در دو سال جنگ اوکراین بخش مهمی از مهاجرت روس‌ها به سمت اسرائیل بوده و این نشان دهنده همگرایی دو کشور است.

    این استاد دانشگاه و کارشناس حوزه روسیه می‌گوید: اگر اسرائیل تصمیم به حمله بگیرد، روسیه در شرایط سختی قرار خواهد گرفت، از این جهت که باید بین دو شریک خودش یکی را انتخاب کند؛ بنابراین طبیعتا تمایلی به چنین سناریویی ندارد. همان طور که حتی آمریکا هم چنین تمایلی ندارد.

    وخشیته تاکید کرده روسیه همه تلاش خود را خواهد کرد که اسرائیل به ایران حمله نکند، اما اگر این اتفاق بیافتد، بعید است که گزینه حمایت مستقیم نظامی از ایران، روی میز باشد.

    وخشتیه می‌گوید: توافق ۲۰ ساله‌ای که زمان خاتمی امضا شد، در آوریل ۲۰۲۱ به اتمام رسیده است. در آن توافق بندی وجود داشت که میگفت اگر یک کشور ثالث، به یکی از طرفین حمله کند، طرفین موظفند ازمجرای سیاسی یا از طریق انتقال تسلیحات از طرف دیگر حمایت کنند.

    این استاد علوم سیاسی می‌گوید این توافق تمام شده، اما میتوانست در زمان وزارت ظریف تمدید شود، اما تمدید نشد و قرار بود توافق جدید شکل بگیرد، اما سه سال گذشته و هنوز تمدید نشده و توافق جدیدی امضا نشده؛ بنابراین اساسا روسیه تعهدی ندارد که از ایران حمایت کند.

    او تاکید کرده روسیه با وجود دلخوری‌هایی که از اسرائیل بابت موضع گیری هایش در مورد اوکراین دارد، همچنان با اسرائیل همگرایی جدی دارد.

  • جزییات جلسه اضطراری شورای امنیت درباره حمله موشکی ایران به اسرائیل

    جزییات جلسه اضطراری شورای امنیت درباره حمله موشکی ایران به اسرائیل

    به گزارش اقتصادران، آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد روز یکشنبه پس از پاسخ تلافی‌جویانه ایران به اسرائیل، خواستار کاهش تنش ها شد و گفت:‌ من تشدید شدید تنش ناشی از حمله گسترده عصر روز گذشته جمهوری اسلامی ایران به اسرائیل را به شدت محکوم می‌کنم. من خواستار توقف فوری این خصومت‌ها هستم.

    دبیرکل سازمان ملل گفت: من به همه کشور‌های عضو یادآوری می‌کنم که منشور سازمان ملل استفاده از زور را علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری یا به هر روش دیگری که با اهداف سازمان ملل متحد مغایرت داشته باشد، ممنوع می‌کند.

    گوترش تصریح کرد: علاوه بر این، همانگونه که در محکومیت حمله اول آوریل به کنسولگری ایران در دمشق بیان کردم، اصل مصونیت اماکن و پرسنل دیپلماتیک و کنسولی باید در همه موارد مطابق با قوانین بین المللی رعایت شود.

    ارشد‌ترین مقام سازمان ملل تاکید کرد: وقت آن است که از لبه پرتگاه عقب برویم. اجتناب از هرگونه اقدامی که می‌تواند منجر به درگیری‌های نظامی بزرگ شود، حیاتی است. غیرنظامیان در حال حاضر بیشترین سختی را متحمل می‌شوند و بالاترین هزینه را می‌پردازند.

    دبیرکل سازمان ملل گفت: ما مسئولیت مشترک داریم تا فعالانه با همه طرف‌ها برای جلوگیری از تشدید بیشتر تنش ارتباط بگیریم. ما مسئولیت مشترک داریم تا آتش بس فوری بشردوستانه در غزه، آزادی بی قید و شرط همه گروگان‌ها و ارسال بدون مانع کمک‌های بشردوستانه را تضمین کنیم.

    گوترش ادامه داد: ما مسئولیت مشترکی برای توقف خشونت در کرانه باختری اشغالی، کاهش تنش در امتداد خط آبی و برقراری مجدد کشتیرانی ایمن در دریای سرخ داریم.

    او در پایان گفت: صلح و امنیت منطقه‌ای و در واقع جهانی، ساعت به ساعت تضعیف می‌شود. منطقه و جهان توان تحمل جنگ بیشتر را ندارند.

    آمریکا: شورای امنیت وظیفه دارد، اقدامات ایران را بی‌پاسخ نگذارد

    رابرت وود، معاون سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد در این نشست با طرح این ادعا که واشنگتن با مشورت کشورهای عضو، اقدامات بیشتری را برای پاسخگویی ایران در سازمان ملل انجام خواهد داد، گفت: شورای امنیت وظیفه دارد، اقدامات ایران را بی‌پاسخ نگذارد.

    وی با بیان اینکه ایالات متحده «به دنبال تشدید تنش نیست، اقدامات ما کاملاً جنبه دفاعی داشته است» و افزود: «بهترین راه برای جلوگیری از این تشدید، محکومیت صریح حمله گسترده بی‌سابقه ایران توسط شورای امنیت است».

    نماینده آمریکا بدون اشاره به اقدام غیرقانونی اسراییل در حمله به ساختمان دیپلماتیک ایران مدعی شد: پیش مدت‌ طولانی است ایران تعهدات حقوقی بین‌المللی خود را آشکارا نقض کرده است.

    چین: درگیری طولانی در غزه موجب افزایش تنش در منطقه می‌شود

    نماینده چین در شورای امنیت سازمان ملل درگیری طولانی در غزه را موجب افزایش تنش در منطقه دانست.

    وی گفت: حمله به کنسولگری ایران در دمشق نقض قوانین بین‌المللی بود و به گفته ایران، اقدام نظامی این کشور پاسخی به حمله به کنسولگری تهران در سوریه بوده است.

    روسیه: پس از حمله به کنسولگری ایران در دمشق هشدار دادیم

    نماینده روسیه در سازمان ملل با بیان اینکه زمانی که کنسولگری ایران در سوریه بمباران شد ما هشدار دادیم و این حمله در شورای امنیت محکوم نشد، گفت: اگر این مکان یک ساختمان دیپلماتیک غربی بود، واکنش کلا فرق می‌کرد.

    وی حمله ایران را نتیجه عدم اقدام شورای امنیت در پاسخ به حملات رژیم صهیونیستی دانست و افزود:در شورای امنیت شاهد همایش ریاکاری و استاندارهای دوگانه هستیم.

    الجزایر: اسرائیل کاری کرد که اوضاع منطقه به اینجا برسد

    نماینده الجزایر در سازمان ملل نیز در این نشست شورای امنیت گفت:  اقدام اسرائیل در حمله به کنسولگری ایران خودسرانه بود. اسرائیل کاری کرد که اوضاع منطقه به اینجا برسد.

    وی گفت: نسبت به سیاست دوگانه (آمریکا) هشدار می‌دهیم. سیاست‌ها باید برای همه یکسان باشد. نمی‌شود اول به خاک یک کشور حمله شود و با آرامش برخورد کنیم و وقتی پاسخ دادند نوع دیگر رفتار کنیم.

    او تصریح کرد:  ما بر سر دوراهی قرار داریم، یا باید قوانین بین المللی را رعایت  کنیم یا وارد هرج و مرج شویم. هرگونه حمله به رفح کاملا غیرقابل قبول است و باید از آن اجتناب کرد.

    نماینده الجزایر در سازمان ملل ادامه داد: صلح و امنیت با توانمند ساختن مردم فلسطین برای استفاده از حقوق خود حاصل می شود. خاورمیانه شرایط حساسی را پشت سر می گذارد که همه را ملزم به پیروی از  قوانین بین المللی می کند.

    فرانسه: شورای امنیت می‌خواهیم برای برقراری آرامش در منطقه تلاش کند

    نماینده فرانسه در نشست شورای امنیت همسو با آمریکا گفت: حمله بی‌سابقه ایران را محکوم می‌کنیم و از شورای امنیت می‌خواهیم برای برقراری آرامش در منطقه تلاش کند.

    این دیپلمات فرانسوی گفت که از بالا رفتن تنش‌ها باید جلوگیری کنیم و از سوی دیگر اعلام کرد که بر دفاع از اسرائیل تاکید می‌کنیم.

    نماینده فرانسه در سازمان ملل گفت: ما خواستار حفظ امنیت اسرائیل و شرکایمان در منطقه هستیم.

    نماینده ایران در سازمان ملل: هیچ قصدی برای درگیری با آمریکا در منطقه نداریم

    «امیرسعید ایروانی» سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل طی سخنرانی در جلسه اضطراری شورای امنیت سازمان ملل متحد  گفت: عملیات جمهوری اسلامی ایران کاملاً در راستای اعمال حق ذاتی ما برای دفاع از خود که ذیل ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد ذکر شده و توسط حقوق بین‌الملل به رسمیت شناخته شده است، انجام شد. پاسخ ما لازم و متناسب بود.

    وی افزود: این اقدام همچنین به صورت دقیق و تنها اهداف نظامی را مورد اصابت قرار داد تا احتمال تشدید تنش به حداقل برسد و از آسیب غیرنظامیان جلوگیری شود.

    او گفت: متأسفانه در این سالن، برخی از اعضای شورای امنیت، از جمله ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه، یک بار دیگر تصمیم گرفتند که چشم خود را بر روی واقعیت ببندند و از علل ریشه‌ای که منتهی به وضعیت فعلی شده، چشم‌پوشی کنند. این سه کشور ضمن اتخاذ رفتاری ریاکارانه، بدون در نظر گرفتن قصور و کوتاهی خود در اجرای تعهدات بین‌المللی‌شان در قبال صلح و امنیت در منطقه، به دروغ ایران را سرزنش و متهم کردند.

    دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی ایران اضافه کرد: این سه کشور تلاش مذبوحانه و ناموفقی برای استفاده از دروغ، وارونه‌سازی، انتشار اطلاعات نادرست و استفاده از بازی مخرب تقصیر و سرزنش کردند. در تمام این مدت، آنها تعمداً حق ذاتی ایران برای پاسخ به نقض یک اصل اساسی حقوق بین‌الملل را نادیده گرفتند: مصونیت نمایندگان و اماکن دیپلماتیک از تعرض. علاوه بر این، این کشورها دلایل ریشه‌ای وضعیت کنونی منطقه را نادیده گرفتند.

    وی تصریح کرد: اکنون بیش از شش ماه است که این کشورها، به ویژه ایالات متحده، رژیم اسرائیل را از هرگونه مسئولیت‌پذیری در قبال قتل عام غزه مصون می‌دارند. این کشورها در حالی که حق ذاتی ایران برای دفاع از خود در برابر حملات نظامی رژیم اسرائیل علیه اماکن دیپلماتیک ما را مردود می‌شمارند، با بی‌شرمی تمام کشتار و نسل‌کشی رژیم صهیونیستی علیه مردم بی‌دفاع غزه را به بهانه دفاع از خود توجیح و لاپوشانی کرده‌اند. این کشورها تلاش مذبوحانه‌ای برای توجیه و سرپوش گذاشتن بر جنایات رژیم اسرائیل علیه مردم فلسطین با تفسیرهای خودسرانه و گمراه‌کننده از دفاع از خود داشتند.

    سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل  ادامه داد: در پی حمله تروریستی و نظامی ناجوانمردانه رژیم اسرائیل علیه اماکن دیپلماتیک ما در دمشق، پایتخت جمهوری عربی سوریه، جمهوری اسلامی ایران شورای امنیت و دبیرکل سازمان ملل متحد را از این اقدام نادرست بین‌المللی و همچنین حق ذاتی خود بر اساس حقوق بین‌الملل برای پاسخگویی به چنین حملات نظامی تروریستی، مطلع کرد. همچنین وزیر امور خارجه کشورمان در گفت‌وگوی تلفنی با دبیرکل سازمان ملل متحد، ضمن بررسی وضعیت موجود، خواستار اقدام مقتضی و محکومیت شدید جامعه جهانی علیه این جنایت هولناک شد.

    وی گفت: ما از شورای امنیت خواستیم که این اقدام جنایتکارانه و تروریستی ناروا را به شدت محکوم کند و اقدامات قاطع و مناسب برای محاکمه سریع عاملان و جلوگیری از تکرار چنین جنایات وحشتناکی علیه اماکن دیپلماتیک هر کشور عضو اتخاذ کند. متأسفانه، شورای امنیت در انجام وظیفه خود برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی شکست خورده است.

    ایروانی خاطرنشان کرد: به یاد دارید که روسیه مبادرت به پیشنهاد بیانیه مطبوعانی برای محکومیت این اقدام وحشیانه نمود. این بیانیه توسط چین، الجزایر و بسیاری از اعضا حمایت شد، اما ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه مقابل صدور آن ایستادند. جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران چاره‌ای جز اعمال حق ذاتی برای دفاع از خود بر اساس قوانین بین‌المللی نداشت.

    وی تاکید کرد: دلایل اصلی وضعیت فعلی برای همه روشن است. از آغاز جنگ رژیم اسرائیل علیه مردم فلسطین در غزه، بیش از ۳۴ هزار غیرنظامی که دو سوم آنها کودک و زن بودند، کشته شده‌اند. تمامی زیرساخت‌های غیرنظامی توسط رژیم اسرائیل هدف قرار گرفته و نابود شده است. حتی نیروهای بشردوستانه نیز از حملات نظامی این رژیم سرکش مصون نبوده‌اند.

    سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل با بیان اینکه  فقدان پاسخگویی و انفعال شورا در قبال نسل‌کشی و جنایات جنگی رژیم اسرائیل علیه مردم فلسطین، تنها این رژیم را وقیح‌تر کرده تا به نقض‌های خود ادامه دهد، خاطرنشان کرد: ایالات متحده و متحدانش بیش از شش ماه است که مانع شورای امنیت شده‌اند و از رژیم اسرائیل در برابر مسئولیت قتل عام غزه محافظت می‌کنند. آنها نه تنها از محکوم کردن رژیم اسرائیل به خاطر این جنایات اجتناب می‌کنند، بلکه فعالانه سعی می‌کنند آنها را لاپوشانی کنند. تنها اولویت آنها حمایت و دفاع از رژیم اسرائیل بدون توجه به عواقب و به هر قیمتی است. علیرغم فشارهای بین‌المللی و قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل که جملگی خواستار آتش‌بس می‌شوند، رژیم اسرائیل از این قطعنامه‌ها سرپیچی کرده است. این رژیم در عوض، تمرکز خود را بر ارتکاب جنایات وحشیانه‌تر نهاده و هیچ توجهی به تعهدات حقوقی بین‌المللی ندارد.

    وی افزود: این رژیم قانون‌گریز جنایات فجیع زیادی را علیه مردم ما مرتکب شده است. رژیم اسرائیل به‌صورت وقیحانه و آشکارا مسئولیت خود را در قبال عملیات تروریستی علیه مقامات، دانشمندان و غیرنظامیان ایرانی و خرابکاری علیه زیرساخت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ما در سال‌های اخیر پذیرفته است.

    ایروانی با تاکید بر اینکه رژیم اسرائیل حتی تهدیدهای صریح به استفاده از سلاح هسته‌ای علیه یک کشور مستقل عضو سازمان ملل متحد کرد، یادآور شد: این رژیم تروریستی مسئول تمامی اعمال جنایتکارانه و تروریستی علیه ایران است و باید عواقب آن را متحمل شود. جمهوری اسلامی ایران بارها و بارها نسبت به عواقب فعالیت‌های مخرب رژیم بر صلح و امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی هشدار داده است. ایران حداکثر خویشتنداری را اعمال کرده است. اکنون زمان آن فرا رسیده است که رژیم اشغالگر مسئولیت کامل عواقب خود را بر عهده بگیرد. این رژیم نمی‌تواند از پاسخگویی فرار کند.

    وی گفت: اقدامات و جنایات بی‌ثبات‌کننده و غیرمسئولانه رژیم اسرائیل علیه ملت‌های منطقه، تهدیدی واقعی برای صلح و امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی است. سیاست نخست وزیر رژیم اسرائیل، گسترش و تشدید درگیری در منطقه برای ماندن در قدرت است. اعضای شورای امنیت نباید اجازه دهند که شورای امنیت، گروگان جاه طلبی‌های چنین رژیم جنگ‌طلبی باشد.

    سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل بیان کرد: زمان آن فرا رسیده که شورای امنیت مسئولیت خود را بر عهده بگیرد و به تهدید واقعی صلح و امنیت بین‌المللی رسیدگی کند. شورای امنیت باید به سرعت وظایف خود را طبق فصل ۷ منشور در پاسخ به سرپیچی‌های وقیحانه رژیم اسرائیل انجام دهد. شورای امنیت باید اقدامات فوری و تنبیهی برای وادار ساختن این رژیم به توقف نسل‌کشی و کشتار مردم غزه و پایبند نمودن آن به تعهدات خود به ویژه اجرای کامل قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل و دستورات الزام‌آور قانونی دیوان بین‌المللی دادگستری اتخاذ نماید.

    وی ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یکی از اعضای مسئول سازمان ملل متحد به اهداف و اصول مندرج در منشور ملل متحد متعهد بوده و بار دیگر بر تعهد خود به حفظ صلح و امنیت بین‌المللی تاکید می‌کند. جمهوری اسلامی ایران ضمن تاکید مجدد بر موضع ثابت خود، اعلام می‌دارد که به دنبال تشدید تنش یا جنگ در منطقه نیست. جمهوری اسلامی ایران ضمن هشدار نسبت به هرگونه ماجراجویی نظامی بیشتر توسط رژیم اسرائیل، بر عزم تزلزل‌ناپذیر خود برای دفاع از مردم، امنیت و منافع ملی، حاکمیت و تمامیت ارضی خود در برابر هر گونه تهدید یا اقدامات تجاوزکارانه با شدت و مطابق قوانین بین‌المللی تاکید می‌کند. جمهوری اسلامی ایران در استفاده از این حق در صورت لزوم دریغ نخواهد کرد.

    ایروانی خاطرنشان کرد: ایران هیچ قصدی برای درگیری با آمریکا در منطقه ندارد. ما تعهد خود را به صلح با اعمال خویشتنداری نسبت به مشارکت ارتش آمریکا در رهگیری پهپادها و موشک‌های ایرانی به سمت اهداف نظامی در سرزمین‌های اشغالی فلسطین نشان دادیم. این نشان‌دهنده تعهد ما به تنش‌زدایی و اجتناب از گسترش درگیری است. با این حال، اگر ایالات متحده عملیات نظامی علیه ایران، شهروندان یا امنیت و منافع آن را آغاز کند، جمهوری اسلامی از حق ذاتی خود برای پاسخگویی متناسب استفاده خواهد کرد.

    یاوه‌سرایی ضدایرانی نماینده اسرائیل در سازمان ملل

    «گیلاد اردان» نماینده رژیم صهیونیستی در سازمان ملل متحد حمله تنبیهی شامگاه گذشته به سرزمین‌های اشغالی را «خوفناک» خواند و طی یاوه‌گویی‌هایی خواستار اخراج این کشور از سازمان ملل شد.

    وی گفت که ایران در جریان این حمله با صدها موشک و پهپاد بیش از ۶۰ کیلوگرم مواد منفجره سمت اسرائیل شلیک کرد.

    اردان بدون اشاره به اقدام رژیم صهیونیستی در تعرض به کنسولگری ایران در دمشق که ناقض قوانین بین‌الملل است، مدعی شد که حمله تنبیهی و تلافی‌جویانه ایران، نقض قوانین بین‌الملل و مصوبات شورای امنیت بوده است.

    وی در ادامه یاوه‌سرایی‌های خود خواستار وضع شدیدترین محکومیت‌ها و تحریم‌ها علیه ایران شد.

  • بهترین پاسخ به ترورهای اسرائیل، در انتظار نگاه داشتن حکومت و ارتش نتانیاهو است

    بهترین پاسخ به ترورهای اسرائیل، در انتظار نگاه داشتن حکومت و ارتش نتانیاهو است

    به گزارش اقتصادران، بعد از حمله موشکی اسرائیل به ساختمان کنسولگری ایران در سوریه و شهادت مستشاران نظامی ایران، تندروها انتقام فوری را از تریبون های مختلف تکرار می‌کنند، در مقابل برخی مسئولان و سیاسیون و تحلیلگران تاکید بر «صبر استراتژیک» و پاسخ با تدبیر، هوشمندانه و با دقت دارند.

    در این میان، سردار حسین علایی، فرمانده پیشین نیروی دریایی سپاه پاسداران، بیان کرد؛ «بهترین پاسخ به ترورهای اسرائیل، در انتظار نگاه داشتن حکومت نتانیاهو و در آماده باش نگاه داشتن ارتش اسرائیل و خسته کردن نظامیان صهیونیست از نظر روحی و روانی است.»

    وی از دام اسرائیل برای وارد کردن آمریکا به درگیری نظامی با ایران روایت کرده و می گوید؛«سیاست اصولی جمهوری اسلامی ایران، اجتناب از جنگ چه با اسرائیل و چه با آمریکاست. ولی اسرائیل سال‌هاست که به دنبال درگیر شدن با ایران است.»

    مشروح گفتگوی سردار حسین علایی، فرمانده پیشین نیروی دریایی را در ادامه می‌خوانید؛

    ********

    * آقای علایی! بعد از حمله اسرائیل به کنسولگری ایران، دو نگاه در داخل ایجاد شده است، برخی معتقد به پاسخ فوری هستند و برخی معتقد به پاسخ هوشمندانه و با طمانینه و دقیق، تحلیل شما از این دو نگاه چیست؟

    بهترین پاسخ به هر نوع جنایت اسرائیل از جمله حمله ارتش رژیم صهیونیستی به کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در دمشق و به شهادت رسیدن فرماندهان سربلند ایرانی و پاسداران سرافراز، واکنش فوری و متناسب با این آدم کشی‌هاست. البته چنین پاسخی وقتی امکان‌پذیر است که ایران از قبل خود را از هر لحاظ و از ابعاد گوناگون سیاسی، نظامی و تبلیغاتی آماده کرده باشد.

    بهترین پاسخ به ترورهای اسرائیل، در انتظار نگاه داشتن حکومت و ارتش نتانیاهو است

    اطلاعات لازم را به دست آورده و اهداف خود را شناسایی کرده باشد و تسلیحات، تجهیزات و مهمات لازم را برای وارد آوردن ضربه قاطع فراهم آورده باشد. همچنین واکنش فوری ایران به عملیات ترور اسرائیل زمانی موثر و کارآمد است که موجب خاتمه دادن به عملیات صهیونیست‌ها در ترور فرماندهان سپاه و نیز رزمندگان مقاومت شود. اما اگر اطمینان از دریافت چنین نتیجه‌ای وجود نداشته باشد، بهترین پاسخ به ترورهای اسرائیل، در انتظار نگاه داشتن حکومت نتانیاهو و در آماده باش نگاه داشتن ارتش اسرائیل و خسته کردن نظامیان صهیونیست از نظر روحی و روانی است.

    به این ترتیب ایران فرصت آن را پیدا می‌کند تا یک عملیات هوشمندانه و بازدارنده را طرح‌ریزی کند و آن را در زمان مناسب و علیه اهداف معین به اجرا درآورد.

    بدین منظور هیچ نیازی به برپایی سروصدا، مصاحبه، سخنرانی، موضع گیری و هشدار نیست. هرگاه عملیات انجام شد، آنگاه مردم و حکومت تروریستی اسرائیل خواهند فهمید که هیچ جنایتی بدون پاسخِ درخور و متناسب باقی نخواهد ماند. بنابراین بهتر است که در افکار عمومی انتظار پاسخ فوری و عکس‌العملی ایجاد نشود. مسئولین محترم کشور و اصحاب رسانه بهتر است در سخن گفتن از قرآن مجید بیاموزند که: لم تقولون ما لا تفعلون؟

    دام اسرائیل برای وارد کردن آمریکا به درگیری نظامی با ایران

    * مبانی صبر استراتژیک نظام که در این ماجرا اتکرار می‌شود، چیست؟

    مبنای صبر استراتژیک آن است که ایران اهداف پشت پرده حمله اسرائیل به فرماندهان خود و ساختمان دیپلماتیک را که باید از تعرض مصون باشد، بتواند به خوبی درک کند و آن را تجزیه و تحلیل نماید. اگر هدف نتانیاهو از ترور فرماندهان ایرانی، کشاندن پای جمهوری اسلامی ایران به جنگ برای فرار از عوارض کشتار بیرحمانه و نسل کشی در نوار غزه باشد، باید مراقب بود تا در دام اسرائیل برای وارد کردن آمریکا به درگیری نظامی با ایران نیفتد.

    بلکه باید با حوصله در انتظار فرصت مناسب نشست و آنگاه ضربه اساسی را به نتانیاهو و نظامیان خونخوار اسرائیلی وارد کرد. به هر حال باید ضربه مهلک ایران علیه اسرائیل، غافلگیرانه و کوبنده و پایان دهنده به ترورهای اسرائیل باشد.

    جنایات اسرائیل روی ارتش سوریه در جنگ با اوکراین را سفید کرده است

    * به نظر می‌رسد روسیه و اسرائیل برای پرت کردن حواس جامعه جهانی از جنگ اوکراین و غزه تلاش دارند دامنه جنگ به ایران کشیده شود، تحلیل شما چیست؟

    روابط روسیه با اسرائیل همیشه خوب بوده است و هیچگاه تا کنون روسیه به دفاع از خاک سوریه در برابر تهاجمات اسرائیل نپرداخته است. در حالی که ارتش روسیه در سوریه حضور داشته است، ولی چند سال پیش اسرائیل با کمک آمریکا، سرزمین‌های اشغالی جولان را رسماً به اراضی اشغالی تحت حاکمیت رژیم صهیونیستی ملحق کرد.

    بنابراین روسیه بنای بر مخالفت با اقدامات نظامی و بمباران های اسرائیل در خاک سوریه را ندارد. اینکه پدافند هوایی روسیه نسبت به حملات هوایی اسرائیل به اهداف لبنانی و ایرانی در خاک سوریه بی تفاوت بوده است، جای ابهام فراوانی دارد. شاید بی‌مناسبت نباشد که وزارت امور خارجه ایران با روسیه در باره این موضوع گفتگو کند.

    در هر صورت حمله اسرائیل به مردم غزه به نفع روسیه در جریان جنگ آن کشور با اوکراین تمام شده است. کمک‌های تسلیحاتی و مالی آمریکا و اروپا به اسرائیل برای گسترش نسل‌کشی در نوار غزه، حساسیت دولت های غربی را از وقایع اکراین کم کرده و آنها را به حمایت بیشتر از آدم‌کشی‌های اسرائیل واداشته است.

    در هر صورت جنایات مستمر اسرائیل در نوار غزه، روی ارتش روسیه را در جریان جنگ با اوکراین سفید کرده است.

    * احتمال ردوبدل شدن پیام بین ایران و آمریکا در این ماجرا با واسطه یا مستقیم وجود دارد؟

    به نظر می‌رسد که هر از چند گاهی یک نوع ارتباط و مذاکرات غیرمستقیمی بین آمریکا با ایران وجود دارد و گاهی گزارشاتی نیز از آن ها در رسانه‌ها منتشر می شود. ولی هیچگاه بین اسرائیل با ایران چه به صورت غیرمستقیم یا با واسطه پیامی رد و بدل نشده است.

    اسرائیل سال‌هاست که به دنبال درگیر شدن با ایران است

    * چقدر احتمال جنگ را جدی می‌بینید؟

    سیاست اصولی جمهوری اسلامی ایران، اجتناب از جنگ چه با اسرائیل و چه با آمریکاست. ولی اسرائیل سال‌هاست که به دنبال درگیر شدن با ایران است. البته ایران معتقد است که بدون تشکیل یک دولت فلسطینی در تمامی سرزمین‌های اشغالی آنهم با رأی همه مردم فلسطینی اعم از ساکنین و آوارگان، بحران خاورمیانه حل نخواهد شد و در این منطقه صلح و آرامش برقرار نخواهد شد.

    اما از آنجا که اسرائیل موجودیتش را با طرح راهکار ایران برای افکار عمومی در خطر می‌بیند، تنها راه حل را در گسترش جنگ می‌بیند. به همین دلیل اسرائیل سال‌هاست که به تأسیسات هسته‌ای ایران حملات سایبری و فیزیکی انجام می‌دهد، دست به خرابکاری در صنایع اتمی ایران می‌زند و دانشمندان هسته‌ای، موشکی و پهپادی ایران را ترور می‌کند؛ با کمک آمریکا دست به ترور فرماندهان میدانی ایران زده است.

    در هر صورت، ایران به دنبال ایجاد صلح و آرامش در خاورمیانه از طریق رسیدن فلسطینی‌ها به حق و حقوق خودشان از جمله حق زندگی است و سیاست‌های آمریکا و اسرائیل را مانع تحقق صلح در خاورمیانه می‌داند. در وضع کنونی نیز جمهوری اسلامی ایران به شدت مراقب است تا گرفتار طرح و توطئه اسرائیل برای جنگیدن با ایران نشود.

  • روس‌ها با یک دست پوچ، سه کارت عمده از ایران را گرفتند/ دولت آقای رئیسی در سیاست خارجی موفق نبوده است

    روس‌ها با یک دست پوچ، سه کارت عمده از ایران را گرفتند/ دولت آقای رئیسی در سیاست خارجی موفق نبوده است

    به گزارش اقتصادران، «حشمت‌الله فلاحت پیشه»، رئیس سابق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی که برای شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی دوره دوازدهم نیز ثبت نام کرده بود، به تازگی رد صلاحیت شده است. وی معتقد  است صحبت‌های او در خصوص سیاست خارجی کشور باعث خشم شورای نگهبان و رد صلاحیتش شده است.

    منتقد سیاست خارجی کشور هستم / جمهوری اسلامی در جریان عملیات هفتم اکتبر به مراتب بهتر می‌توانست عمل کند

     

    از عملیات 7 اکتبر تا الآن بیش از صد روز می‌گذر و تقریبا نزدیک 110 روز می‌شود. جمهوری اسلامی ایران در ابتدای این ماجرا عنوان کرد که این عملیات را حماس برنامه‌ریزی کرده و از صفر تا صد آن را نیز خودش علیه مواضع اسرائیل و رژیم صهیونیستی انجام داده است. شاید هیچ کدام از کشورهایی که فکر می‌کردند به عنوان حتی بازوی مقاومت باشند، در جریان ماجرا نبودند. سید حسن نصرالله نیز بلافاصله دو مرتبه -با فاصله‌ای نزدیک- موضوع گرفت و گفت که ما هم از این عملیات خبر نداشتیم. ممکن است ما واقعا از عملیات خبر نداشتیم، ولی الآن که بیش از صد روز از ماجرا می‌گذرد، دامنه این درگیری به جاهایی کشیده شده است که ایران و رژیم صهیونیستی نیابتا اهداف همدیگر را مورد حمله قرار می‌دهند؛ مشخصا، در هفته های گذشته دو تن از سرداران نیروی قدس‌ ما که علی الظاهر از فرماندهان رده بالا بودند، به شهادت رسیدند و ما هم پاسخ‌هایی دادیم؛ مثل حمله موشکی به اربیل عراق. آیا ممکن است بگوییم که ما شاید از شروع ماجرا خبر نداشتیم، اما می‌توانستیم این ماجرا را با مشورت‌های مان به سمتی ببریم که دامنه این اتفاقات به داخل کشور نکشند یا پای ما اینقدر واضح به بازی کشیده نشود؟

     ما باید در سیاست خارجی یک تحلیل راهبردی داشته باشیم و طبق آن راهبرد حرکت کنیم. باید بگویم که بنده با اینکه از مدافعان سیاست دفاعی کشور بوده‌ام و معتقدم که کشور در حوزه دفاع خوب عمل کرده است، ولی در حوزه سیاست خارجی منتقدم و مهمترین بخش انتقادم هم این است که در برخی از موارد، راهبرد سیاست خارجی تحت الشعاع یک‌سری تصمیم‌گیری‌ها و موضع‌گیری‌های مقطعی قرار می‌گیرد. به‌هرحال، وقتی یک کشور می‌خواهد موضعی بگیرد یا تصمیمی را اتخاذ کند، باید این تصمیم در دل یک راهبرد شکل بگیرد؛ آثار اقتصادی، اجتماعی، حقوقی و… آن در قالب منافع ملی باید ارزیابی بشود. لذا نقد بنده در برخی از موارد این است که ما عمومیت این شاخص‌ها را در درون منافع ملی و به سود ملت کم‌تر می‌بینیم.

    در مورد 7 اکتبر من معتقدم که جمهوری اسلامی ایران می‌توانست خیلی بهتر عمل کند. من دارم از امروز که صد و چند روز از آغاز آن گذشته است، می‌گویم؛ شما می‌دانید که دیروز حماس بیانیه‌ای داد و در آن، مسئولیت برخی از رفتارهای افراطی روز 7 اکتبر را بر عهده نگرفت و گفت این رفتارهای افراطی جزو سیاست ما نبوده است.

    به‌هرحال، قبول داریم که 7 اکتبر حاصل بغض فلسطینی‌ها در بزرگترین زندان رو باز دنیا –غزه- بود؛ اما صهیونیست‌ها و به‌ویژه نتانیاهو که یکی از جنایتکاران قرن علیه فلسطینی‌ها بوده‌اند، با تمسک به این رفتارهای افراطی، 7 اکتبر را تبدیل به یک 11 سپتامبر برای اسرائیل کرد.

    من معتقدم که در تاریخ معاصر دو مقام سیاسی خیلی به هم شبیه‌اند: یکی بوش پسر و دیگری هم نتانیاهو. بوش پسر 11 سپتامبر را برای تحمیل 11 سال جنگ به دنیا به کار گرفت که تبعات آن بیش از این 11 سال است. نتانیاهو نیز 7 اکتبر را به عنوان یک 11 سپتامبر جدید در اختیارش گرفت. یک‌سری اتفاقاتی که در روز اول این عملیات شکل گرفته بود، وی هرکدام را داستان‌سازی و بهانه‌سازی کرده و یک جنگ بی پایان را با شعار آزادی گروگان‌ها –که هنوز هم ادامه دارد- شروع کرده است. به همین دلیل، من معتقدم که اگر دنیا در مسیری که نتانیاهو شروع کرده مانع ایجاد نکند، ما به سمت یکی از عظیم‌ترین جنگ‌ها بعد از جنگ جهانی دوم حرکت خواهیم کرد. نتانیاهو هنوز جنگ در غزه را تمام نکرده، جنگ در لبنان و در سوریه را شروع کرده است. در حالی که جنگ با نیروهایی مقاومت همچنان ادامه داشته و در اوجش به سر می‌برد، نتانیاهو دارد این را به سمت ایران می‌کشاند؛ حملاتی که علیه مستشاران ایرانی انجام می‌دهد، بی‌سابقه است.

    از طرفی، او توانسته حمایت آمریکا و متحدانش را هم جلب کند؛ آمریکا و انگلستان بخشی از ناتو را به عنوان پشتیبان در مدیترانه و در دریای سرخ مستقر کرده است. خیالش هم راحت است که اگر جنگی بین ایران و اسرائیل شکل بگیرد، آمریکایی‌ها مجبور به حمایت از اسرائیل هستند و لذا دارند به سرعت به این سمت پیش می‌روند. من معتقدم برای نتانیاهو پایان جنگ، جنگ ایران و آمریکا است. سیاست نتانیاهو این است؛ یعنی هدفش این است که این جنگ پایانش جنگ ایران و آمریکا باشد. من شما را ارجاع می‌دهم به سخنرانی که ما در جماران داشتیم؛ آنجا شما یک‌سری از مسئولان را دعوت کرده بودید که من هم صحبت کردم و چندتا هشدار دادم: گفتم در میدانی بازی نکنیم که نتانیاهو طراحی کرده است. آن زمان که تنها چند روز از آغاز این جنگ گذشته بود – الآن صدوچندروز گذشته- عرض کردم که هدف نتانیاهو این است که ایران و آمریکا با هم دچار تقابل بشوند و تحولات نیز به این سمت دارد حرکت می‌کند.

    من  این را در همان زمان هشدار دادم و الآن نیز همین هشدار را دوباره تکرار می‌کنم. البته این هشدارم هم به ایران است و هم به آمریکا؛ چون من معتقدم که سیاست‌های دفاعی ایران براساس مقابله با یک تهدید فرامنطقه‌ای چیده شده است و لذا اگر جنگی بشود، آن زمان مدیریت این جنگ الزاما در اختیار آمریکا نخواهد بود. به بایدن نیز بارها هشدار دادم که ترک میز مسقط توسط آمریکایی‌ها یک اشتباه راهبردی است. البته چیدمان سیاست‌های دفاعی ایران یکی از موانع جدی در مقابل جاه‌طلبی نتانیاهو و جریان حریدی تندرو در سرزمین اشغالی نیز می‌باشد که عملا برداشته شده است. اینها شرایطی است که شکل گرفته و من معتقدم که ما باید سیاست خارجی را با یک دید راهبردی  ببینیم و آنموقع می‌توانیم تبعات هر اتفاقی را برای منافع ملی به حداقل برسانیم.

    فرمودید که موضع ما از ابتدا می‌توانست خیلی بهتر باشد، می‌شود این را مقداری تبیین کنید؟

    من اعتقادم بر این است که خیلی از تنش‌هایی که در دنیا شکل می‌گیرد و ایران به عنوان یکی از طرف‌های تنش در آن مطرح می‌شود، به خاطر این است که ما دید راهبردی به تحولات دنیا نداریم؛ آنهم تنش‌هایی که اصلا ربطی به ما ندارد، مثل موضوع اوکراین. در موضوع اوکراین، بعد از روسیه، بیشترین هجمه‌ها به ایران صورت می‌گیرد؛ دلیلش این است که متأسفانه ملاحظات لازم صورت نگرفت و روس‌ها پای ما را به جمعی کشاند که هیچ منفعتی برای ما ندارد. در موضوع فلسطین هم ایران اولین کشوری بود که غافل‌گیر شد و مسئولان ایران هیچ‌گونه اطلاعی از این تحولات نداشتند. اما دیپلمات‌های ما به جایی اینکه سعی کنند تا بحران مدیریت بشود، دیدیم که بیشتر در خدمت توجیه شرایطی قرار گرفتند که حتی الآن حماس هم از آن تبری می‌جوید؛ این را در بیانیه چند روز پیش حماس دیدیم که خودش می‌گوید در آن قضایا ما نقشی نداشتیم. حماس می‌گوید خود نیروهایی اسرائیلی با هلیکوپترهای‌شان آمدند یک‌سری افراد را کشتند و همین‌طور می‌خواهند بگویند که اگر یک‌سری افراط‌گرایی‌هایی هم صورت گرفته، جزو برنامه حماس نبوده است.

    لذا من اعتقادم بر این است که اگر ما از همان ابتدا موضع واقع‌گرایانه خود را حفظ می‌کردیم که اطلاعی از موضوع نداریم اما می‌توانیم به مدیریت تحولات کمک کنیم، آن موقع، تحولات به گونه‌ای پیش نمی‌رفت که نتانیاهو آن را می‌خواست و مثل الآن که جنایات خودش را ادامه می‌دهد و سعی می‌کند جنگ را گسترش بدهد. بیست سال است که نتانیاهو شعار جنگ آخر الزمانی را مطرح می‌کند، ولی هیچ وقت زمینه برای اجرای این برنامه‌های افراطی او فراهم نشد، اما الآن او فکر می‌کند که این زمینه فراهم شده و به دنبال این سیاست است.

    بازگشت به میز مذاکره مسقط، پادزهر مقابله با نتانیاهو است / نتانیاهو جنگ آخرالزمانی را شروع کرده است

     

    فرمودید در این زمینی که داریم حرکت می‌کنیم، آنهم با این سرعت، ممکن است باز هم تنش‌ها بیشتر شود. می‌بینیم که در این 70-80 روز  گذشته، ابتدا دامنه این جنگ به ایران کشیده نشد، ولی هرچقدر که ماجرا پیشتر می‌رود، دامنه درگیری‌ها وسعت پیدا کرده و پای ایران بیشتر وسط ماجرا کشیده می‌شود؛ شما دیدید که در این اواخر، شهید سید رضی را هم زدند. اتفاقا شما یک توئیتی هم زده بودید که دامنه این جنگ ممکن است اینقدر وسعت پیدا کند که اصلا نشود جلوش را گرفت. فکر می‌کنید در این جاده با چه دست‌اندازی می‌توانیم خودمان را متوقف کنیم تا در تله اسرائیل نیفتیم؟ پادزهر این ماجرا الآن کجاست؟

    من معتقدم که هرچه زمان می‌گذرد، موضوع از حوزه مدیریت بحران خارج می‌شود. البته معتقدم که ایران و آمریکا اگر به میز مسقط برگردند امکان مدیریت تحولات است. هرچند که به نیات خود آمریکا هم واقعا شک دارم؛ چون اولین بار تقریبا روز نهم اکتبر -دو روز بعد از 7 اکتبر- بود که آقای بایدن آمد و گفت حماس و حزب الله باید از بین بروند؛ یعنی ایشان این خط را داد و لذا این تردید نسبت به نیت آمریکا وجود دارد. اگرچه آمریکایی‌ها به شدت تحت فشار افکار عمومی قرار گرفتند و بایدن هم می‌داند که گسترش یک جنگی در آستانه انتخابات ممکن است شرایط را برای مدیریت انتخاباتش سخت بکند و لذا موضوع ایشان یک‌مقداری تعدیل هم شد، ولی نتانیاهو چراغ سبز را از آمریکا گرفت و بر همان اساس دارد پیش می‌رود.

    من معتقدم که الآن راه سومی وجود ندارد و راه سوم تا قبل از 7 اکتبر بود که عبارت بود از توازن مقابله؛ یعنی یک ضربه را گروه‌های مقاومت می‌زدند و یک ضربه را هم طرف مقابل می‌زد و بدین شکل، توازن حفظ شده بود و همین توازن مانع جنگ تمام عیارشان می‌شد. اگر هم جنگی شکل می‌گرفت، به یک ماه نمی‌کشید و تمام می‌شد؛ چون محدود بود. حتی ما می‌بینیم که خود طرفین سعی می‌کردند یک‌سری حملات را انجام ندهند تا جنگ عمق پیدا نکند. ولی بعد از آن که نتانیاهو مسیر جنگ تمام عیار و سیاست زمین سوخته را مشخص کرد و یک جنگ آخر الزمانی و فراگیر را در پیش گرفت، به نظر من هدف نتانیاهو کشاندن پای ایران و آمریکا در جنگ است.

    برای جلوگیری از گسترده شدن این جنگ، فقط یک راه وجود دارد و آن آتش‌بس است. در شرایط آتش‌بس، می‌توان از آن جنگ پرهیز کرد. اینکه الآن ایران یک مقدار وضعیت را مدیریت می‌کند، چون می‌داند که هدف اسرائیل جنگ اسرائیل و ایران نیست، بلکه جنگ ایران و آمریکا است. مقامات ایرانی علی‌رغم اینکه خیلی‌ها در داخل ایران انتقاد می‌کنند که چرا ایران اقدام به مقابله نمی‌کند، به خاطر تجربیاتی که از جنگ‌های گذشته دارند، سعی می‌کنند فعلا این جنگ فراگیر نشود.

    ولی من معتقدم که اگر آتش‌بس شکل نگیرد و مسیر اول پیش برود، طبیعتا ایران یک پیام هشداری را به آمریکا خواهد داد مبنی براینکه اگر آتش‌بس در یک فرجه زمانی صورت نگیرد، معنایش گسترش جنگ به تمام منطقه است. کمااینکه من معتقدم اگر خود جریان مقاومت می‌دانست که نتانیاهو می‌خواهد جنگ را به این سمت بکشاند، از همان ابتدا حزب الله هم با تمام توان وارد جنگ می‌شد. ولی الآن می‌بینید جنگی که خیلی‌ها فکر می‌کردند برای اسرائیل فرسایشی شده، نتانیاهو دارد آن را برای زدن نیروها و استحکامات مقاومت فرسایشی می‌کند.

    کمتر کسی فکر می‌کرد جنگ آنقدر گسترده شود / اعلان آتش بس می‌تواند خطر دامنه جنگ را کاهش دهد

     

    یعنی فکر می‌کنید طراحان حملات 7 اکتبر نیز چنین تصوری نداشتند که دامنه جنگ اینقدر طولانی بشود؟

    البته این را باید از خود طراحانش پرسید، ولی پیداست که طراحان در یک فضای نامعلومی موضع گرفته اند؛ زیرا الآن می‌بینیم که خود مسئولان سیاسی حماس هم می‌گویند ما اطلاعی نداشتیم. معنایش این است که یک جمعی که بغض جمعی در آنها صورت گرفته بود، سعی کردند این حصار را بشکنند. حتی فکر می‌کردند که اگر 12کیلومتر دیگر می‌رفتند می‌توانستند غزه را به کرانه باختری وصل کنند.

    من معتقدم کمتر کسی فکر می‌کرد که جنگ در این حد گسترش پیدا کند؛ یعنی براساس تجربیات گذشته هم می‌دانید که اسرائیلی‌ها به خاطر یک گروگان آمدند حدود 1030 نفر را آزاد کردند و آقای سنوار که الآن رهبر جنگ در غزه است، یکی از این 1030 گروگان بود. نتانیاهو منتظر یک چنین فرصتی بود و الآن نیز با اینکه نارضایتی‌ها و اعتراضات خانواده‌های گروگان‌ها و همین‌طور تظاهرات چند صد هزار نفری مردم علیه خودش را می‌بیند، اما توجهی نمی‌کند؛ چون او می‌داند که بعد از این جنگ آینده‌ای ندارد. حالا ممکن است یک کسی بگوید نتانیاهو هم یک سیاستمدار است؛ من می‌گویم نتانیاهو یک کسی است که بیست سال عملا بازیگر اصلی سرزمین‌های اشغالی بوده است. او سوار بر یک موج افراطی آخر الزمانی هم است و به همین دلیل، نمی‌خواهد از این موج پایین بیاید.

    بنابراین، من معتقدم که اگر آتش‌بس صورت نگیرد، حتما جریان مقاومت و حتی ایران به این نتیجه می‌رسند که این‌بار یک ضرب الاجل مشخص کنند تا اگر در یک فرجه‌ای زمانی آتش‌بس شکل نگیرد، آنموقع بدون اینکه مسئولیتی را بپذیرند، در قالب حتی منشور ملل متحد، جنگ فراگیر را شروع کنند.

    در موضع‌گیری‌های آمریکایی‌ها هم حرف زیاد بوده است؛ آمریکایی‌ها در همان روزهای اول -شاید در پانزده بیست روز اول- چهار بار وزیر امورخارجه‌شان به مناطق اشغالی سفر کرد. خیلی‌ها معتقد بودند که آمریکا می‌خواهد جنگ را تمام کند، خیلی‌های دیگر هم معتقد بودند که نه، آمریکا گفته که تا ته ماجرا بروید. پیش‌بینی آخر شما از موضع آمریکا در این جنگ چیست؟

    من اعتقادم بر این است که آمریکایی‌ها می‌دانند اگر از سیاست دو کشوری عقب‌نشینی کنند، تمام متحدان منطقه‌ای‌شان و حتی خیلی از کشورهای اروپایی در حمایت از اسرائیل یا حداقل عدم حمایت از مقاومت، همراه آمریکا نیستند. لذا دارند یک کشوری بی‌روح و بدون حاکمیت را به اسم «فلسطین» می‌خواهند تعریف کنند. به همین دلیل، تمام استحکامات غزه را سعی می‌کنند از بین ببرند تا مثل کرانه باختری که فلسطینی‌ها در آنجا فقط پاسبان دارند و اصلا نیرو و ارتش ندارند، همین اتفاق در غزه هم شکل بگیرد.

    آمریکایی‌ها سعی دارند تا کیان امنیتی غزه شبیه رفح بشود که هر ارتباطی را اسرائیلی‌ها در آنجا کنترل کنند؛ یعنی با اینکه رفح در ظاهر مرز مصر و فلسطین است، ولی کنترل آن دست اسرائیلی‌ها است. امروز در غزه تمام استحکامات از بین رفته است و طبیعتا منتظرند که حماس هم تسلیم بشود.

    این نوعی همراهی با سیاست سرزمین سوخته‌ای است که نتانیاهو دارد شکل می‌دهد؛ ولی این سیاست آمریکاهی‌ها یک قالبی دارد به نام دو کشوری با این تعریف که در کشوری به نام فسلطین هیچ حاکمیت و هیچ ارتشی وجود نخواهد داشت؛ فقط یک عده‌ای در آنجا باشند که عمدتا به عنوان کارگران اسرائیلی‌ها زندگی خواهند کرد. این چیزی است که الآن آقای بایدن دنبالش است و شاید در عمل تفاوت زیادی با نظریه نتانیاهو نداشته باشد. به همین دلیل، بایدن گفت که نتانیاهو با نظر من موافق است. بیشتر می‌خواست این را بگوید که من با نظر نتانیاهو موافقم اما نتانیاهو این را هم نپذیرفت؛ یعنی می‌داند که اگر بحث دو کشوری را مطرح کند، این موج افراطی را که شکل داده، ممکن است تضعیف بشود.

    در شرایط فعلی صحبت از موضوع دو کشوری مطرح نیست

     

    موضع رسمی جمهوری اسلامی طرح رفراندوم در سرزمین‌های اشغالی است. خیلی‌ها نظرات متفاوتی دارند و می‌گویند این راه حل جمهوری اسلامی عملا اجرایی نیست؛ اگر به سمت دو دولتی برویم شاید بهتر باشد. خیلی‌های دیگر هم می‌گویند که طرح دو دولتی شکست خورده است. نظر شما در مورد راهکار عملی طرح رفراندوم یا طرح دو  دولتی چیست؟

    با شرایط کنونی، شما اصلا نمی‌توانید از طرح دو کشوری هم صحبت کنید؛ حتی آن‌چیزی که آقای بایدن می‌گوید، بیشتر دیپلماسی عمومی است نه دیپلماسی عملی و این قابلیت عملی شدن را ندارد. بحث رفراندوم را هم که شما اشاره کردید، به‌هرحال یک سیاست کلی بود؛ چون ایران به خاطر مخالفت با طرح دو کشوری، تحت انتقاد قرار دارد که هم همچون افراطی‌های صهیونیست مخالف شکل گرفتن کشور فلسطینی است.

    ایران این بحث را مطرح می‌کرد که از زمان شکل گرفتن طرح دو کشوری در سال 1948 میلادی به بعد، در این سرزمین هر دهه یک جنگ بوده است: 48، 56، 67، 73، 82 و بعد هم جنگ‌هایی که با مقاومت شکل گرفته است. در هر دوره‌ای فقط سرزمین‌های فلسطینی بوده که آب رفته و اسرائیل پیش آمده است. لذا ایران می‌گفت که عملا طرح دو کشور منجر به شکل‌گیری یک دولت فلسطینی نخواهد شد.

    براین اساس، ایران بحث رفراندوم را مطرح کرد؛ اینکه همه بیایند رأی بدهند. این طرحی بود که در سازمان ملل متحد هم سابقه دارد؛ حتی ایران خودش هم در قبال بحرین این سابقه را دارد. البته قضیه بحرین به‌گونه‌ای دیگر شکل گرفت و آن یک نظرسنجی بود نه رفراندوم. ولی این طرح رفراندوم یک طرح دموکراتیک بود که ایران مطرح کرد. شاید در شرایط کنونی امکانش فراهم نباشد، ولی حداقل اسرائیلی‌ها از عملی شدن آن نگران هستند؛ چون آنها می‌دانند که جمعیت فلسطینی‌ها الآن حتی در اردن از خود اردنی‌ها هم بیشتر است و همین طور جمعیت فلسطینی‌هایی رانده در دیگر نقاط دنیا که تعدادشان اکثریت جمعیتی فلسطین را در سرزمین‌های اشغالی رقم می‌زند. اینها نمی‌توانند بگویند که ما نسبت به سرنوشت فلسطین بی‌توجه یا بی‌خیال هستیم و رفراندوم این مسائل را می‌بیند. هرچند که امروزه در روی زمین، کل طرح‌ها -از رفراندوم تا طرح دو کشوری- تحت الشعاع میلیتاریسم و نظامی‌گری قرار گرفته است.

    دولت آقای رئیسی در سیاست خارجی موفق نبوده است / روس‌ها با یک دست پوچ، سه کارت عمده از ایران را گرفتند

     

    وقتی دولت سیزدهم در صحنه انتخابات وارد زمین شد، از سیاست -به تعبیر خودشان- تکواره‌ای دولت آقای روحانی خیلی انتقاد کردند و گفتند که نگاه ما فقط به برجام نیست و شما زندگی مردم را به برجام و چند کشور اروپایی گره زده‌اید؛ ولی شعار اصلی ما در سیاست خارجی همزیستی مسالمت‌آمیز با همسایه‌ها بوده و نگاه ما به همسایه‌ها است. اما در این ده روز اخیر دیدیم که ما با دو تا از همسایه‌های خودمان که حداقل در این چند وقت اخیر با آنها مشکل نداشتیم، دچار مشکل شدیم. شما به عنوان کسی که سکاندار سیاست خارجی و امنیت ملی ما در مجلس بودید، در خیلی از ماجراهایی مثل برجام، اف‌ای‌تی‌اف و موضوعاتی مثل آن درگیر بودید و در جلسات مجمع نیز حضور داشتید، می‌خواهم از شما بپرسم که آیا این دولت در این شعارهایش موفق بوده است؟ تحلیل‌تان در ارتباط با ماجرای پاکستان و اربیل عراق چیست؟ آیا فکر می‌کنید که ما در خصوص پاکستان و اربیل عراق سیاست نظامی درستی اتخاذ کردیم؟

    من اعتقادم براین است که دولت آقای رئیسی در سیاست خارجی موفق نبوده است و این نگاه کلی بنده است. در شروع این دولت، نوع نگاهی که به روسیه شکل گرفت با تاریخ مناسبات ایران و روسیه همخوان نبود و روس‌ها یک دست پوچ را با سه کارت ایران عوض کردند؛ یعنی یک دست پوچ دادند و سه تا کارت و کار عمده را از ایران گرفتند.

    اولین کارت یا برگ، برجام بود؛ من هنوز هم معتقدم که برجام فدای روسیه و جنگ اوکراین شد. در برجام شما سه تا سند دارید: یک، سند تعهدات ایران در موضوع هسته‌ای؛ دو، سند تعهدات طرف‌های مقابل به ویژه آمریکا در موضوع پایان دادن به تحریم‌ها؛ سوم، اجرای این تعهدات. در دو سند، دو کارگروه اول اسنادشان را کامل کردند؛ اما وقتی برای اجرا آمد، جنگ اوکراین و تحریم‌های روسیه شروع شده بود. می‌دانید که براساس این تعهدات، ایران باید بخشی از تولیداتش را مثلا سوخت 20درصد و 60درصد را مثل قبل به روسیه می‌داد و روسیه نیز به ایران کیک زرد می‌داد یا همکاری‌های دیگر می‌کرد.

    اما شما دیدید که آقای اولیانوف نماینده روس‌ها آمد و گفت ما نمی‌توانیم همکاری بکنیم؛ چون به خاطر جنگ اوکراین تحریم هستیم. در گذشته آمریکایی‌ها حتی در زمان ترامپ هم تحریم مربوط به این موافقت‌نامه‌ها و همکاری‌های هسته‌ای را تعلیق می‌کردند؛ مثل تحریم سوخت بوشهر و غیره. اولیانوف هم می‌دانست که این مورد شامل تحریم‌های اوکراین نمی‌شود. ولی لاوروف وزیرخارجه روسیه 8 ساعت بعد در مصاحبه‌اش، زمانی که دید قلاب‌شان گیر کرده است، آمد از آب گل آلود ماهی گرفت و گفت علاوه بر مناسبات هسته‌ای با ایران، باید کل مناسبات با ایران همچون مناسبات اقتصادی، تجاری و حتی نظامی از تحریم‌های اوکراین معاف بشود؛ یعنی عملا شبیه دوران جنگ جهانی دوم می‌خواست ایران را پل پیروزی برای غلبه بر تحریم علیه خودش به خاطر جنگ اوکراین بکند.

    طبیعتا با این خواسته موافقت نمی‌شد و این کارشکنی از سوی آنها صورت گرفت. من متأسفم برای آن دسته از ایرانی‌هایی که آن موقع رفتند در خود مسکو مصاحبه کردند و گفتند نه، روس‌ها مانع نبودند، ما اختلافات دیگری داریم و اختلافات دیگر را آمدند مطرح کردند؛ اختلافاتی که بعد از مذاکرات اضافه شد و برجام برگ اول ایران بود که فدای روسیه شد.

    برگ دوم: در جنگ اوکراین، اولین بار روس‌ها مسأله پهپادهای ایرانی را مطرح کردند؛ طرف روسی آمد گفت از عمل کرد پهبادهای ایران در جنگ راضی نیستیم. آنها با این نوع گفتارشان هم توهین و تحقیر ایرانی‌ها را مطرح کرد و هم اینکه به عبارتی گفت که ایران پهباد انتحاری می‌دهد. این پهبادها را نیز که مدعی شدند که اینها مال ایران است، برای بدترین عملیات‌های جنگی‌شان به کار گرفتند؛ حمله به مناطق غیر مسکونی، حمله به نیروگاه‌ها و غیره. اینجا است که درد و زجر مردم اوکراین از ایران بیشتر می‌شود؛ درواقع، روس‌ها دنبال شریک جرم بودند.

    برگ سوم، نفوذ در عمق استراتژی ایران بود. از سوریه تا فلسطین، موضوع روس‌ها در قبال عمق استراتژی ایران موضع خیانت بوده است؛ مثلا در سوریه در منطقه در طرطوس، بندر نزدیک‌تر به خاک اسرائیل را گرفتند. روس‌ها از همان ابتدا اجازه مبادله به ایران را از طرطوس ندادند؛ طرطوس را قرق نظامی‌کردند و ایران را فرستادند سمت لاذقیه؛ یعنی بندر پائینی که خودشان یک واسط باشند و امتیاز از دو طرف -اسرائیل و ایران- بگیرند.

    همین‌طور مسائل دیگری که بعدا مطرح شد. اطمینان بیش از حد به روسیه نتیجه‌اش این بود. موضوع فلسطین و جنگ غزه که مطرح شد، فشار جنگ اوکراین را کاهش داد و اصلا جنگ اوکراین تحت الشعاع قرار گرفت. آخرش هم لاوروف آمد حقانیت خودشان را در اوکراین با حقانیت اسرائیل در فلسطین مقایسه کرد.

    این بود سه برگ اصلی و عمده‌ای ایران که روس‌ها آنها را گرفتند و یک دست پوچ تحویل ایران دادند. کدام ابزار نظامی را به ایران دادند؟ کدام موضع حمایتی را کردند؟ روس‌ها نه تنها از ایران حمایت نکردند، حتی یک ضربه هم زدند؛ در قضیه جزایر در دام یک سیاست ضد ایرانی افتادند که این هم خودش یک واقعیت دیگر. همه اینها ناشی از این است که متأسفانه یک دید راهبردی که در آن تجربه تاریخی وجود نداشت تا منافع امروز در آن دیده بشود و در سیاست خارجی ما بعضا از آن غافل بودیم.

    همین وضعیت در مسائل دیگر هم است. من معتقدم اختلافات اخیر با عراق و پاکستان قابل پیش‌گیری بود. ایران در طول پنج شش سال اخیر چندین بار تجربه ضربه زدن به نیروهای تروریستی در شرق را در داخل خاک کشورهای همسایه دارد و این کار را انجام می‌داد. آیا لزومی داشت که این کار در این شرایط شکل بگیرد؟ آیا کسی که مشورت می‌دهد تا این کار صورت بگیرد، همه تبعات آن را دیده بود که ما دو تا کشور کاملا دوست در منطقه هستیم؟ می‌خواهم این را بگویم که معمولا برای سفارتخانه‌ها یک رسم بوده است که اولین کشوری که شما را به رسمیت شناخته است، به پاس این حرمت، پلاک ماشین سفارت آن کشور را به شکل دو صفر یک، دو صفر دو، و… قرار می‌دهند. اولین کشوری که جمهوری اسلامی پاکستان را به رسمیت شناخت، ایران بود و پاکستان هم جزو اولین کشورهایی بود که انقلاب اسلامی در ایران را به رسمیت شناخت.

    ما هیچ وقت تجربه جنگ نداشتیم، ولی الآن دچار این موضوع می‌شویم. می‌شد بهتر عمل کرد؛ هرچند که من هم معتقدم بارها هم گفتم که سازمان اطلاعات محرمانه ارتش پاکستان هم به سیاست در داخل پاکستان ضربه زده است، هم به مناسبات خارجی‌اش و حتی بعضا اطلاعات هم می‌فروشند. ولی به‌هرحال، شما در یک کشور می‌توانید سازوکارهای دیگری را غیر از مسائلی که شکل گرفت، دنبال کنید.

    در مسأله عراق و اربیل نیز من معتقدم که ما می‌توانستیم آن را خیلی بهتر پیش ببریم. من به‌عنوان کسی که در اوج جنگ، چندین بار به عراق رفتم و در شروع شکل‌گیری دولت‌ها نیز از اولین کسانی بودم که به عراق رفتم، به رفتار خوب و دوستانه عراقی‌ها را نسبت به ایران دیده‌ام.

    مثلا یادم است که در اولین روزهای مرحوم جلال طالبانی به عنوان رئیس جمهور، در ضیافت شامی که نشست بودیم -ایشان با من که اصلا کردی حرف می‌زد- آنجا به چند نفر از نظامیان ایرانی که در آن ضیافت بود، گفت یادش بخیر، یادتان است که روی کوه و کمر چه غذاهایی با هم می‌خوردیم، یاد آن دوران بخیر. ما با کردها در زمان جنگ ایران و عراق و بعد از آن، تجربه همرزمی را داریم و همین حالا هم بخش اعظم صادرات غیر نفتی ایران به کردستان و اقلیم عراق صورت می‌گیرد.

    باید در هر سیاستی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن را ببینیم، نه اینکه سیاست ما به گونه‌ای باشد که یکباره بزرگترین تظاهرات علیه ایران در جایی شکل بگیرد که اصلا توقعش نمی‌رود؛ زیرا از لحاظ تاریخی، خون ایرانی‌ها با کردها قاطی شده است. حالا من قبول دارم جریاناتی در کردستان عراق سعی کردند دشمنان ایران را جمع کنند که این مسأله قابل انتقاد و مقابله است.

    ولی من معتقدم می‌شد خیلی بهتر هم عمل کرد. می‌دانید که یکی از معدود مقامات عراقی که در مقابل همان جریانات اول است، همین جریان آقای طالبانی است. زمانی که دولت عراق تازه شکل گرفته بود، کسانی مثل طارق هاشمی و دیگران آمدند قرارداد 1975 ایران و عراق -قرارداد الجزایر- را زیر سوال می‌برده و رد می‌کردند. آن زمان آقای طالبانی رئیس جمهور عراق بود، آمد جلو تلویزیون خود صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران نشست و گفت: 1975 بین ایران و عراق قرارداد تاریخی و متقنی است. اما کشیده شدن مناسبات از آن سطح به این سطح، یعنی یک اشتباه در سیاست خارجی. بدون اینکه از هم ناراحت بشویم، باید بپذیریم که بخشی از آسیب نزد ما است.

    ما نباید در عراق به گونه‌ای عمل بکنیم که اختلافات داخل عراق تبدیل به یک سیاست در ایران بشود. من مثال عرض می‌کنم: برای عراق یک طرح چهار خطه راه آهن داده بودم تا از همان ابتدا ما از چهار سو به عراق وصل بشویم تا ایران و عراق جزو کرویدور اصلی شرق و غرب بمانند؛ یکی همدان-سنندج و اقلیم کردستان بود؛ دومی، یعنی خط پایین‌تر: خط خسروی-بغداد بود؛ خط پایین‌تر: مهران-کربلای و نجف بود و خط آخر نیز: شلمچه-بصره بود. به دلایل سیاسی که در داخل عراق بود، در ایران سه خط بالا تقریبا متوقف ماند و خط پایین را بردند تا شلمچه و آن موقع یک عده در عراق روی کار آمدند که بر سر اروند رود اختلاف دارند و هنوز مانع سازی می‌کنند که این خط به هم و طور کامل وصل نشود. حالا ما چه کار کردیم؟ همان زمان که زائران ما برای زیارت عتبات اذیت می‌شدند، مرز خسروی را می‌بستند. من می‌دانستم که مانعش آن‌ور، به خاطر اختلافات داخل عراق است، اما به ایران می‌گفتند ناامن است.

    بنده در یک سالی که رئیس کمسیون بودم، اتفاقا دوستانی که من تا عمر قدردان‌شان هستم، حتی همه کسانی که برای انتخابات رئیس کمیسیونی به من رأی نداده بودند، با من آمدند به همراه یک‌سری از نمایندگان دیگر، ده دوازده نفر ما رفتیم گفتیم می‌خواهیم از راه زمینی و از همین مسیری که می‌گویند نا امن است، به زیارت برویم. همان دوستان نماینده هم آمدند و ما هم رفتیم.

    جالب است که هنوز تیم بدرقه‌کننده ما در خسروی پخش نشده بودند که من بعد از یک ساعت و ده دقیقه از کاظمین از طریق واتساپ با اینها تماس گرفتم. ما بعد از یک ساعت و ده دقیقه این مسیر را رفتیم با اینکه هنوز یک‌سری موانع هم وجود داشت. البته الآن این مسیر باز است. دید ما به مناسبات با همسایگان باید اینجوری باشد. به‌هرحال، هر کشوری در سیاست خارجی‌اش مستقل است؛ ممکن است مناسباتی داشته باشد که اگر هم تبدیل به تهدید علیه شما شد، اگر شما موافقت‌نامه امنیتی با آن کشور دارید، می‌توانید در قالب آن عمل کنید. وگرنه، در سایر موارد باید همه مسائل را با هم ببینید.

    شهید سلیمانی یکی از مظلوم‌ترین سرداران تاریخ سرزمین ایران است / در قضیه پاکستان باید بهتر عمل می‌کردیم / شهدای بلوچستان بسیار مظلوم هستند

    یک موضوعی است که می‌گویند هر وقت بحث انتقام شده، ما بیشتر از اینکه بتوانیم یک انتقامی بگریم یا کاری انجام بدهیم، این کار بیشتر حاشیه‌سازی برای خودمان شده است؛ از همان ماجرای بعد از ترور سردار سلیمانی تا این دوتا ماجرای اخیر. فکر می‌کنید بحث انتقام بیشتر ناشی از فشار افکار عمومی است که با توجه به توقعاتی که خودمان در داخل کشور بالا می‌بریم، این‌گونه می‌شود؟ بعد از ماجرای ترور و شهادت سردار سلیمانی اتفاقاتی پیش آمد که منجر به ماجرای هواپیمای اوکراینی شد. در این دو تا انتقام اخیر هم مسائلی پیش آمد؛ اربیل را زدیم، آن ماجراها پیش آمد. پاکستان هم که زدیم، آنها آمدند مقابله به مثل کردند و در مقابل نه نفر از کسانی را که در داخل کشور ما بودند، کشتند. حالا جالب هم این است که که از صداوسیما و رسانه ملی اعلام می‌شود که خدا را شکر اینها ایرانی نبودند!  بالاخره اینها کشته می‌شوند و حریم هوایی کشور ما نقض می‌شود. فکر می‌کنید این ناشی از کجاست؟ چه اتفاقی پیش می‌آید که ما اینجور رفتار می‌کنیم؟ فشار روی‌مان زیاد است که می‌خواهیم این کار را انجام بدهیم، یا نه، استراتژی و مدیریت‌مان در صحنه همین است؟

    البته در موضوع انتقام خون شهید سلیمانی من معتقدم که در ایران به شهید سلیمانی خیلی ظلم شد؛ یعنی شما بروید بیابان‌های شام و عراق را ببینید، آن موقع می‌دانید که به این بنده خدا ظلم شد. ایشان کسی بود که تهدید امنیتی را برای ایران و برای منطقه از بین برد و من اعتقادم بر این است که ایشان یکی از مظلوم‌ترین سردارهای تاریخ ایران بود. در قضیه انتقامش هم خوب عمل شد؛ یعنی به عین الاسد حمله شد. اگر ایران به عین الاسد حمله نمی‌کرد و حتی قبل آن اگر ایران پهپاد آمریکایی را نمی‌زد، مثل امروز یمن می‌شد. آمریکایی‌ها اینجوری هستند؛ مثل دهه 1990 عراق، یک حمله می‌کنند، اگر مقابله به مثل نبینند، دیگر هرچند روز یکبار به یک بهانه‌ای می‌زنند. زمانی که رئیس جمهور بعدی در آمریکا آمد، یک‌بار 80 تا موشک به عراق زد؛ گفتند چرا؟ گفت من متوجه شدم که رئیس جمهور قبلی ما را می‌خواستید ترور کنید. همینجوری بدون دلیل قانع کننده‌ای می‌زدند؛ برای اینکه عراقی‌ها یادشان بمانند که ضربه می‌خورند. لذا من معتقدم که حمله به عین الاسد، یک کارها بزرگی بود که آمریکایی‌ها در آن تحقیر شدند؛ ضمن اینکه فهمیدند که ایرانی‌ها اگر بخواهند بجنگند، می‌توانند بجنگند.

    من بارها عرض کردم، الآن هم می‌گویم که من از سیاست‌های راهبردی تجهیزاتی و دفاعی کشور بارها دفاع کردم و بودجه هم دادم. شاید به این دلیل باشد که خودم در دوران نوجوانی‌ام زیر جنگ و در اوج مظلومیت مرزهای کشور، هر روز بمباران می‌شدیم. همانجوری که سیاست خارجی را نقد می‌کنم، از سیاست دفاعی کشور دفاع کردم. این قضیه زدن عین الاسد هم خوب صورت گرفت.

    آنچه که در سقوط هواپیمای اوکراینی رخ داد، یک اشتباه، تقصیر، قصور یا هرچیزی دیگری بود که باید مورد پیگیری لازم قرار بگیرد. آن مسأله ربطی به موضوع ما ندارد؛ به نظر من یک بحث دیگری است که نباید مرتبط کنیم. منتها در قضایای اخیر، به نظر من یک مقدار می‌شد دقیق‌تر و مقدار هماهنگ‌شده‌تر عمل کرد. به‌هرحال، به خاطر ظلمی که به مردم کرمان شد و همین طور دوتا ظلمی که در شاه چراغ شیراز شده بود، مردم ایران عصبانی بودند و دولت ایران هم عصبانی بود. اما می‌شد به گونه‌ای دیگر هم این کشورها را تحت فشار قرار داد.

    به عنوان مثال عرض می‌کنم که همین حالا پاکستان دستش زیر سنگ ایران است؛ به خاطر قضیه گاز هجده میلیارد دلار باید به ایران غرامت بدهد. علاوه بر اینکه پاکستان خودش کلی مشکل ناامنی مرزی با تحریک طالبان و گروه‌های آزادی‌بخش -به اصطلاح خودشان- دارند. به نظر من در این قضیه هم می‌شد بهتر عمل کرد. به هر حال، این کار صورت گرفت و من نمی‌توانم از طرف آن کسانی که تصمیم گرفتند، صحبت کنم. کسانی که تصمیم گرفتند شاید خودشان بیایند دفاع کنند و صحبت کنند. ولی شما در عرصه سیاست خارجی یا حتی در مسائل انتقامی باید به گونه‌ای عمل کنید که منافع مختلف کشور را ببینید و واقعا نقطه زنی کنید.

    من فکر می‌کنم قاطبه ملت ایران همانقدر که برای مردم کرمان ناراحت شدند، برای شهدای مظلوم و بچه‌های مظلومی که در بلوچستان ایران شهید شدند هم ناراحت شدند. شاید مظلوم‌تر از همه شهدا، اینها باشند؛ زیرا هیچ تبلیغاتی روی‌شان صورت نگرفت. بعدا هم گفتند بی‌شناسنامه یا خارجی بودند که دیگر خیلی بدتر. در مورد آن مجری بنده خدا نیز چون زیاد بحث می‌شود، می‌توان گفت شاید او هم در صداوسیما یک مقداری غافل‌گیر شد؛ چون اگر دقیق نگاه کنید، فکر کنم اول یک گزارش از معاون امنیتی می‌آید که می‌گوید آنجا چند نفر غیر ایرانی کشته شدند، بعد دوباره ایشان می‌پرسد که تلفات ایرانی چه؟ می‌گوید تلفات ایران نداشتیم، ایشان می‌گوید: خدا را شکر. فقط پاسخ این جمله آخر را می‌دهد. حالا من نمی‌خواهم توجیه کنم، ولی می‌خواهم این را عرض کنم که همگان دل‌شان برای این موضوع سوخت. ولی می‌شود جلو این کار را گرفت؛ چون ما موافقت‌نامه امنیتی داریم. در سیاست خارجی موافقت‌نامه امنیتی بالاترین سطح موافقتنامه‌ها است؛ شما وقتی با یک کشور به توافق رسیدید که در این‌گونه قضایا تبادل اطلاعات امنیتی و عملیات مشترک داشته باشید، یعنی شما به سطح بالایی از همکاری رسیده‌اید.

    مثلا چرا ایران با آمریکا موافقتنامه امنیتی ندارد؛ چون در آن سطحی از روابط نیستیم و حتی دشمن هستیم. ایران با خیلی از کشورهای دوست هم، چنین موافقت‌هایی ندارد، ولی با پاکستان و حتی عراق دارد. وقتی داریم، می‌توانیم در این زمینه پیش برویم. هرچند که عرض کردم در مورد بعضی کارشکنی‌هایی وجود دارد، رفتار مقابله به مثل جواب این کارها است.

    عمده مشکل ما در سیاست خارجی؛ خانه‌نشین کردن دیپلمات‌های کارکشته است

    آقای دکتر! شما در تارپود سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و امنیت ملی حضور دارید، فکر می‌کنید با توجه به جایگاه نهادهای نظامی در سیاست خارجی،  دستگاه وزارت خارجه تضعیف شده است؟

    برای اینکه ما تضعیف دیپلماسی در مقابل حوزه نظامی را نبینیم یا برعکس، تضعیف حوزه نظامی در مقابل دیپلماسی کشور را نبینیم، قانونگذار می‌آید شورای عالی امنیت ملی را تعریف می‌کند. شورای عالی امنیت ملی تصمیم‌گیرد که چه کار صورت بگیرد. در آنجا مسئولان نظامی، امنیتی، سیاسی و خارجی –دیپلماسی- همه هستند. اینها جنبه‌های مختلف را ارزیابی می‌کنند و با هم تصمیم می‌گیرند؛ وقتی تصمیمی گرفته شد، مسئولیتش بر عهده همه این جریان‌ها است.

    ولی من در کل، معتقدم دیپلمات‌ها الآن حاشیه‌نشین شده‌اند؛ یعنی یکی از مسائلی که در جامعه ما وجود دارد این است که بخش عمده‌ای از دیپلمات‌های کارکشته کشور، به نظر من حاشیه نشین شده‌اند. و بخشی دیگر هم بیش از اینکه نقش دیپلمات را بازی کنند، متأسفانه بیشتر نقش یک غیر دیپلمات را بازی می‌کنند. حتی برخی از دیپلمات‌های ما به حدی موضع تند می‌گیرند که فقط یک اسپری فلفل کم دارند. در صورتی که دیپلماسی در دنیا یعنی اینکه اگر یک رابطه‌ای به مو رسید، پاره نشود و مسئولش دیپلمات‌ها هستند.

    دیپلمات‌ها در همه مسائل، ادبیات‌شان، رفتارشان و به ویژه ارتباطات‌شان باید به گونه‌ای باشد که اگر در حوزه نظامی و امنیتی خیلی چالش جدی شد، اینها یک امکان مذاکره‌ای داشته باشند تا این چالش تبدیل به یک جنگ مدیریت ناشده، نگردد.

    مسیر تحولات به سمت تامین خواسته‌های نتانیاهو است

     

    ما باید چه کاری کنیم که از تهدیدهای این تیپی که در این دو سه هفته اخیر شدیم و حتی ترور برخی از فرماندهان ما را دیدیم، در امان بمانیم؟  سوال آخر هم اینکه تأثیر توافق نانوشته ایران و آمریکا بر مسائل تحریم و تنش‌ها در منطقه چجوری است؟ ما یک گزارشی برای آذر ماه دیدیم که فروش نفت ایران یک رقم خوبی نسبت به دولت آقای روحانی شده بود؛ فکر می‌کنم یک توافق نانوشته‌ای پشت ماجرا باشد که شاید سیاست ایران در موضع‌گیری‌های اصلی‌اش -که خیلی‌ها هم به آن معتقدند- این بوده که ما دخالتی در منطقه نداریم و وارد تنش نمی‌شویم. تحلیل شما چیست؟

    من معتقد به توازن در سیاست خارجی هستم. یکی از دلایلی که نوع تعامل چینی‌ها با دولت آقای رئیسی کاملا متفاوت با تعامل دولت روحانی بود، این بود که در زمان برجام، دولت روحانی به یک باره حدود 70 میلیارد یورو با کشورهای اروپایی قرارداد بست و چینی‌ها از این قضیه ناراحت بودند. همین‌طور برای اولین بار ما در تاریخ ایران می‌بینیم که حدود یک سوم کابینه ایران با هیئتی به چین می‌رود که در رأس آن هیئت، رئیس مجلس ایران است و نه رئیس جمهور؛ با اینکه در این رابطه موافقت نامه همکاری بلند مدت ایران و چین بسته می‌شود. اما بعد از آن، در دولت کنونی -دولت آقای رئیسی- به دو دلیل همکاری‌هایی با چین صورت گرفت که تحریم شکن بود؛ یکی اینکه چینی‌ها از این دولت به گونه‌ای استقبال کردند که سیاست نگاه به شرق آن خیلی جدی‌تر بود. دوم اینکه در دنیا قیمت نفت به یکباره روزانه یک و نیم تا دو میلیون بشکه کمبود مواجه شد و آمریکایی‌ها برای اینکه هم بازار نفت را تغذیه کنند و هم به خاطر جنگ اوکراین قیمت‌ها بیش از حد بالا نرود، از فروش نفت ایران در خیلی از موارد چشم‌پوشی کردند؛ چون ایران نفتش را با تخفیف می‌فروخت و بعد از آن، تخفیف نفت روسیه هم به بازار آمد، این باعث شد که قیمت نفت –که معمولا در بحران‌ها قیمت نفت ده پانزده دلار بالا می‌رفت- این بار زیاد بالا نرود؛ در نتیجه، یک‌نوع همسودی بین دشمنان شکل گرفت و این شرایط به وجود آمد.

    ولی باید گفت که این نمی‌تواند تبدیل به یک شرایط اقتصادی پایدار در اقتصاد خارجی کشور بشود؛ چون ممکن است بازار نفت دوباره دچار نوسان بشود، آن موقع آمریکایی‌ها سودشان را در این می‌بینند که بیایند کارشکنی کنند. اینها مواردی است که وجود دارد؛ ولی من یک اعتقادی کلی‌تری دارم که ما بارها فرصت داشتیم تا با استفاده از این فرصت‌ها کشور را از شرایط بحران در سیاست خارجی بیرون کنیم.

    الآن هم معتقدم که فرصت‌های تنش‌زدایی زیاد است؛ مثلا همین حالا در زمان جنگ اوکراین و به ویژه بعد از جنگ غزه، چین بیشترین اختلافات تجاری خود را با آمریکا کنار گذاشته است. وزیر خارجه چین در واشنگتن می‌گوید ما با ایران همکاری می‌کنیم که در خاورمیانه کار پیش برود؛ یعنی کارت ایران را چینی‌ها به آمریکا می‌فروشند. در صورتی که شما امکاناتی مثل بخش خصوصی دارید، پارلمان و دیپلماسی پارلمانی دارید، چند بخش در پارلمان ایران مثل گروه‌های دوستی، اتحادیه بین المجالس و کمیسیون سیاست خارجی را دارید، اما الآن هیچ کدام از اینها هیچ نقشی در تنش‌زدایی در سیاست خارجی کشور ندارند.

    دلیلش این است که متأسفانه بعضی‌ها در ایران حاضرند تا امکان استفاده از کارت ایران در سیاست خارجی را برای کشورهای دیگر فراهم کنند، ولی امکانات و ابزارهای داخل ایران و حتی در خارج از ایران مثل ایرانیان خارج از کشور و خیلی از کسانی دیگر که می‌توانند تنش‌زدایی بکنند را به کار نگیرند. اینها مواردی است که من معتقدم نیازمند یک سیاست کلان است.

    اما در مورد برون‌رفت از بحران کنونی باید گفت که من در کمال تأسف عرض می‌کنم که مسیر تحولات به گونه‌ای پیش می‌رود که نتانیاهو آن را می‌خواهد و سعی می‌کند آن را به سمت دل‌خواهش پیش ببرد. این همان چیزی است که من در سخنرانی 100 روز پیش خود در نشست مشورتی خدمت‌تان عرض کردم و در جماران هم منتشر شد که متأسفانه آن پیش‌بینی‌ها نیز تقریبا همه‌اش درست بوده است. دو مسیر وجود دارد: یک، آتش بس؛ دو، جنگ. اگر ایران به این نتیجه برسد که دارند پایگاه‌ها و نیروهای‌شان را می‌زنند، مجبور است برای آمریکایی‌ها در روزهای آینده یک ضرب الاجل را اعلام کند؛ مبنی بر اینکه این جنگ دارد به سمت ما می‌آید و ما نمی‌توانیم عقب بینشینم. به نظرم، این کار باید صورت بگیرد؛ وگرنه، نتانیاهو با چراغ سبز بایدن پیش می‌آید و سعی می‌کند روز به روز تلفات و ضرباتش را بیشتر کرده و حتی متوجه ایران و حزب الله هم بکند. این شرایط خطرناکی است که فقط با رویکرد عمل‌گرایانه باید جلو آن را گرفت.

    بعضا قبل از انتخابات 1400 شنیده می‌شد که یکی از فواید و میوه‌های حاکمیت یک‌دستی این است که در سیاست خارجی به یک اتفاق نظر می‌رسیم، اما حالا که تقریبا دارد سه سال از آن می‌گذرد چیزی خاصی دیده نمی‌شود.

    بله، درست است. شما در مورد بحران الآن گفتید؛ من بحران الآن را در اول هم گفتم که قضیه‌اش به این سمت پیش می‌رود. ولی در مورد گذشته عرض کردم که ما چه کارت‌های تنش‌زدایی را از دست دادیم و کارت‌های مان را در اختیار دیگران قرار دادیم. ولی الآن در قبال بحران کنونی، من معتقدم که نتانیاهو خودش را در یک موقعیتی می‌بیند که هرچه بیشتر در مقابلش عقب‌نشینی صورت بگیرد، یک مقدار گستاخ‌تر می‌شود و قبل از اینکه سیاست‌های نتانیاهو منجر به یک جنگ فراگیر بشود، حتما باید یک‌جایی او را متوقف کرد. در مورد این توقف هم من قبلا گفتم یکی از راهکارهای اصلی آن، بازگشت ایران و آمریکا به میز مسقط در عمان است.