برچسب: رسانه ملی

  • صداوسیما؛ بودجه میلیاردی، مخاطب ۱۰ درصدی! / سیاست صداوسیما؛ چرا بخریم وقتی می‌توانیم بدزدیم؟

    صداوسیما؛ بودجه میلیاردی، مخاطب ۱۰ درصدی! / سیاست صداوسیما؛ چرا بخریم وقتی می‌توانیم بدزدیم؟

    به گزارش اقتصادران، ابتدای هفته علیرضا دهقانی اظهاراتی عجیب به زبان آورد. او گفت: «مردم ایران فوتبال را رایگان تماشا می‌کنند و حتی غر هم می‌زنند؛ در حالی که در کشور‌های دیگر، مردم باید برای دیدن بازی‌ها هزینه پرداخت کنند.»

    این جان کلام او بود. دهقانی در این میان، فکت‌های نادرستی هم بیان کرد؛ از جمله این‌که «دلیل پر بودن استادیوم‌ها در کشور‌های صاحب فوتبال این است که تماشای تلویزیونی گران‌تر از خرید بلیت ورزشگاه است!»

    این جملات موجی از واکنش‌ها را در رسانه‌ها برانگیخت تا جایی که دهقانی در مصاحبه‌ای با ایسنا توضیح داد منظورش از «غر زدن» این بوده که هواداران بعد از باخت تیم محبوبشان به گزارشگر فحاشی می‌کنند. اما این توضیح نه تنها ماجرا را جمع نکرد، بلکه واکنش‌های جدیدی هم ایجاد کرد.

    در نتیجه، بار دیگر موضوع حق پخش تلویزیونی، عدم پرداخت آن به باشگاه‌ها، پخش غیرقانونی مسابقات خارجی، تبلیغات آزاردهنده و ادعا‌های گزارشگران وسط آمد.

    حق پخش؟ زورمان زیاد است، نمی‌دهیم!

    تقریبا هر کسی که در ایران فوتبال نگاه می‌کند می‌داند سال‌هاست حق پخش تلویزیونی مطالبه مردم، باشگاه‌ها، رسانه‌ها و کارشناسان بوده است. مجلس شورای اسلامی بار‌ها برای حل این مساله وارد عمل شده و قوانینی وضع کرده که بیشتر به نفع صداوسیما تمام شده تا فوتبال.کل ماجرای حق پخش باشگاه‌ها را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: «صداوسیما زورش زیاد است، حق پخش نمی‌دهد.»

    نه مطالبه عمومی و نه حتی قانون هم نتوانسته‌اند این سازمان را وادار به پرداخت کنند. طبق برآورد رسانه‌ها، در پایان فصل گذشته لیگ برتر، صداوسیما از محل پخش مسابقات فوتبال حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان درآمد داشت. این در حالی است که طبق گفته مدیران باشگاه‌ها، کل گردش مالی فوتبال ایران سالانه حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان است.

    یعنی اگر صداوسیما تنها یک‌ششم درآمدش از فوتبال را به خود فوتبال برگرداند، تیم‌ها از هر هزینه‌ای معاف خواهند شد؛ و اگر حق پخش به طور کامل پرداخت شود، حتی امکان رقابت باشگاه‌های ایرانی با تیم‌های ولخرج عربستانی فراهم خواهد شد.

    در دنیا، ۷۰ درصد درآمد باشگاه‌ها از حق پخش تأمین می‌شود. تنها فصل گذشته لیگ برتر انگلیس، شبکه‌های اسکای و تی‌ان‌تی مبلغ ۶.۷ میلیارد پوند بابت حق پخش پرداخت کردند.

    با این اوصاف، وقتی دهقانی گفت مردم ایران فوتبال رایگان می‌بینند، بسیاری از کابران خطاب به صداوسیما نوشتند شما سال‌هاست با گردن کلفتی حق پخش باشگاه‌ها را به جیب می‌زنید و حالا دو قورت و نیمتان هم باقی است؟

    سیاست صداوسیما؛ چرا بخریم وقتی می‌توانیم بدزدیم؟

    صداوسیما نه تنها به باشگاه‌های داخلی پولی بابت پخش نمی‌دهد، بلکه برای مسابقات خارجی هم هزینه‌ای پرداخت نمی‌کند. این سازمان سال‌هاست با دزدی سیگنال از شبکه‌های اینترنتی و ماهواره‌ای، مسابقات فوتبال باشگاهی لیگ‌های معتبر و رقابت‌های باشگاهی قاره‌ای خارجی را پخش می‌کند.

    این کار مشکلات زیادی هم برای فوتبال کشورمان ایجاد کرده، اما برعکس فوتبال‌های داخلی که گاهی اعتراض هواداران و باشگاه‌ها را به دنبال دارد هنگام پخش فوتبال‌های خارجی دیگر حتی همان اعتراض‌ها هم در کار نیست. 

    ماجرا وقتی آزاردهنده‌تر می‌شود که صداوسیما مسابقات خارجی را با تبلیغات سنگین، لوگو‌های وسط زمین، زیرنویس‌های متعدد و حتی تغییر تبلیغات محیطی استادیوم‌ها به نمایش می‌گذارد. یعنی نه تنها هیچ هزینه‌ای بابت حق پخش نمی‌دهد، بلکه از این دزدی حداکثر درآمدزایی را هم می‌کند. فقط کم مانده وسط پخش بازی یک نفر در خانه آدم را بزند و از طرف صداوسیما ویزیتوری کند!

    هواداران بعد از اظهارات دهقانی با کنایه خطاب به صداوسیما نوشتند کاش حداقل بابت پخش آن مسابقات خارجی پولی پرداخت کرده بودید بعد این حرف‌ها را می‌زدید!

    کدام پخش رایگان؟ درآمد صداوسیما از جیب مردم است!

    پاسخ اصلی به اظهارات دهقانی این جمله بود: «پخش رایگان؟ کدام رایگان؟ شما پولش را پیشاپیش از جیب مردم گرفته‌اید.»

    واقعیت هم همین است. صداوسیما یکی از انحصاری‌ترین نهاد‌های ایران است که با وجود بودجه سالانه ۳۵ هزار میلیارد تومانی از بیت‌المال، توان تأمین هزینه‌های خود را ندارد و قافیه را به شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور به شدت باخته است. این بودجه از محل فروش نفت، گاز و منابع ملی مردم ایران تامین می‌شود؛ در حالی‌که میزان مخاطبان برنامه‌های صداوسیما کمتر از ۱۰ درصد برآورد می‌شود.

    پس هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند فوتبال یا هر برنامه‌ای در این رسانه رایگان پخش می‌شود. برعکس، صداوسیما باید ممنون فوتبال باشد که مردم به همین بهانه پای تلویزیون می‌نشینند، وگرنه همان چهار تا مخاطب باقی‌مانده را هم از دست می‌داد.

    فکت‌های اشتباه آقای «استاندارد»!

    دهقانی در دفاع از خود گفته همیشه گزارش‌های «استانداردی» داشته و به ندرت اشتباه کرده است. اما در همان چند جمله جنجالی چندین خطای فاحش وجود داشت. نخست، ادعای «رایگان بودن» پخش مسابقات از صداوسیماست که در بالا به آن اشاره شد. دومین مورد این جمله بود که «در خارج تماشای فوتبال در استادیوم ارزان‌تر از تماشای مسابقات در خانه است.» برای بررسی این ادعا آمار زیر را مطالعه کنید.

    طبق گزارش خبرآنلاین، هزینه بلیت بازی معمولی در انگلیس حدود ۳۰ تا ۴۰ یورو است (۴.۲ تا ۵.۷ میلیون تومان). هزینه حمل‌ونقل هم حدود ۲۱ تا ۳۰ یورو است. مجموعا هر بازی بین ۶۰ تا ۸۰ یورو (۸.۵ تا ۱۲.۱ میلیون تومان) برای یک تماشاگر آب می‌خورد.

    در مقابل، هزینه اشتراک تلویزیونی یک فصل کامل فوتبال حدود ۴۵۰ تا ۵۰۰ یورو است (۶۴ تا ۷۱ میلیون تومان). اگر یک هوادار فقط ۱۰ بار به استادیوم برود، باید ۸۰۰ یورو خرج کند، در حالی که با همان مبلغ می‌تواند همه بازی‌های فصل را در خانه ببیند.

    پس برخلاف ادعای دهقانی، تماشای تلویزیونی در خارج نه تنها گران‌تر نیست، بلکه بسیار به‌صرفه‌تر است.

    دست از سر مردم بردارید!

    در میانه تلاش برای پاسخگویی به اظهارات گزارشگر تلویزیون که حتما چکیده دیدگاه بسیاری از مدیران این نهاد ورشکسته است (همه می‌دانند بسیاری از مدیران صداوسیما تصور می‌کنند بابت پخش این برنامه‌های مشعشع در حال لطف به مردم ایران هستند). در نهایت، بسیاری از مردم با خنده به این جنجال واکنش نشان دادند و گفتند: «از صداوسیما چه انتظاری دارید؟»

    واقعیت این است که سازمانی با کمترین مخاطب، از دست دادن مرجعیت رسانه‌ای، و شکست در رقابت حتی با برنامه‌های زرد یوتیوبی مثل عشق ابدی، اصلا ارزش پاسخگویی ندارد.

    مخاطبان در پیام‌هایشان خطاب به گزارشگران تلویزیون نوشتند:

    «فوتبالتان را پخش کنید و دست از سر ما بردارید!»

  • پخش اطلاعات حساس شبکه آب تهران در صداوسیما؛ سهل انگاری یا نفوذ؟

    پخش اطلاعات حساس شبکه آب تهران در صداوسیما؛ سهل انگاری یا نفوذ؟

    به گزارش اقتصادران، صدا و سیما در یک برنامه خبری اطلاعات حساس شبکه آب تهران را منتشر کرده است! یاشار سلطانی، فعال رسانه‌ای که نامش با افشاگری گره خورده با انتقاد از این اقدام در صفحات مجازی خود نوشته: «صداوسیما نقشه خیلی محرمانه شبکه آب تهران را پخش کرد! نفوذ همیشه از درِ پشت نمی‌آید؛ گاهی با آنتن زنده تلویزیون می‌آید!»

    توییت یاشار سلطانی

    خطر بیخ گوش شبکه آب ایران

    این اقدام صداوسیما در شرایط واقعا حساس کنونی که کشور با یک بحران آبی شدید مواجه است، بیش از همیشه حساسیت‌زا است. از یک طرف مشکلات و معضلات گسترده در این حوزه و از سوی دیگر هم اظهارات بی‌پرده نتانیاهو که نشان می‌دهد شبکه آبی ایران واقعا در خطر است.

    مساله آب در ایران امروز فراتر از نشت آب، انشعابات غیرمجاز و تجهیزات معیوب که موجب هدر رفت آب می‌شود، فرسودگی شبکه آبرسانی و خطرات بهداشتی، کاهش فشار آب و قطعی‌های مکرر که اخیرا با آن مواجه هستیم و … است.

    اظهارات بنیامین نتانیاهو مبنی بر اینکه «آماده است به ایرانی‌ها برای غلبه بر بحران آب در این کشور کمک کند» گواه توجه ویژه اسرائیل به شبکه آب ایران است و این موضوع به خصوص حالا که تجربه جنگ دوازده روزه را هم از سرگذرانده‌ایم، بیش از قبل حائز اهمیت است.

    درسی که باید از نظنز می‌گرفتیم

    این نخستین بار نیست که صداوسیما به دلیل نمایش غیرمسئولانه اطلاعات حساس، در مظان اتهام قرار می‌گیرد؛ شاهدش حمله سایبری به تاسیسات هسته‌ای در دوره احمدی‌نژاد است.

    مستند مشهور Zero Days (محصول ۲۰۱۶ به کارگردانی الکس گیبنی) درباره حمله سایبری استاکس‌نت به تاسیسات هسته‌ای ایران، کارشناسان امنیتی، چون دیوید سانگر و رالف لانگر توضیح می‌دهند که چگونه اطلاعات تصویری منتشر شده در رسانه‌های داخلی از جمله صداوسیما، راه را برای طراحی این حمله سایبری هموار کرد.

    در یکی از این تصاویر، نمایی از صفحه سیستم کنترل SCADA به نمایش درآمده بود که به‌وضوح ساختار فنی و ریزآرایش پایپینگ سانتریفیوژ‌ها را مشخص می‌کرد. داده‌هایی نظیر وضعیت شیر‌های «Stage Exhaust Valves» با برچسب‌هایی مانند EP‑۴۱۰۸ تا EP‑۴۱۱۲، فشار‌های مطلق و تفاضلی، شماره‌گذاری خطوط، و حتی قالب گرافیکی نرم‌افزار کنترلی در این تصاویر مشهود بود.

    در واقع انتشار تصاویر بازدید محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور وقت ایران از تاسیسات نظنز کار دست کشور داده بود. لانگر در آن مستند تصریح می‌کند که پژوهشگران با اتکا به همین تصاویر توانستند مدل دیجیتال سیستم صنعتی نطنز را بازسازی کرده و آسیب‌پذیری‌های آن را هدف قرار دهند.

    سهل انگاری یا عامدانه؟

    صداوسیما بار‌ها در گزارش‌های رویداد‌های مرتبط با صنعت هسته‌ای، نیروگاه، پالایشگاه، سامانه سوخت و بانک‌ها، از روند تولید تا توزیع گرفته تا شبکه‌پردازی اطلاعاتی تصویربرداری کرده است. می‌توان تصور کرد در این رویه با توجه به ناآگاهی‌هایی نسبت به اهمیت اطلاعات سیستمی، سهل‌انگاری‌هایی صورت گرفته باشد، اما این ظن را نمی‌توان نادیده گرفت که این اقدامات هدفمند و ناشی از نفوذ گسترده در رسانه ملی باشد.

    امر مسلم، اما این است که پخش اطلاعات فنی و اینچنینی می‌تواند «کلید» نفوذ و برنامه‌ریزی یک حمله سایبری پیچیده باشد به خصوص که سیاهه سوابق حملات سایبری به نقاط حساس کشور بسیار طولانی است.

    سابقه هک‌های مهم در ایران

    دیگر خاطره تلخ و فراموش نشدنی از حمله سایبری، اما دو بار هک سامانه سوخت کشور است. در سال ۱۴۰۰ بود که کارت سوخت ۱۷۴ میلیون خودرو در سراسر کشور ناگاه از مدار خارج شد و تنها ۳۰ درصد جایگاه‌ها توان سوخت گیری دستی داشتند و صف‌های چند کیلومتری ایجاد شد. گروه گنجشک درنده در شبکه ایکس مسئولیت این حمله را پذیرفت. صداوسیمای جبلی در واکنش به این حمله سایبری مرجع رسمی روایت بود، اما به هیچ یک از داده‌های فنی یا علت خطا شاره نکرد و بر ابهام‌ها افزود.

    دو سال بعد یعنی در آذر ۱۴۰۲ سامانه سوخت برای دومین بار هک و معلوم شد که هیچ تلاشی برای برطرف کردن روزنه‌های نفوذ صورت نگرفته است. در واقع ماجرای قبلی موجب هیچ اصلاح ساختاری نبود! عملکرد رسانه ملی در این فقره نیز مثل ماجرای قبلی بود با تکرار رویه قبلی بر بحران ایجاد شده، سرپوش گذاشت.

    گفتنی است، مواردی دیگری از هک، نفوذ محدود یا خرابکاری در سامانه بانک‌ها، قوه قضاییه، ثبت احوال، پست، زندان اوین و را نیز به یاد داریم. این موارد از لحاظ گستردگی با حمله استاکس‌نت برابری نمی‌کنند، اما شمار بالای هک‌های کوچک‌تر را نشان می‌دهند و این یعنی زیرساخت‌های حیاتی کشور در خطر هستند.

    تهدید امنیتی با بی‌احتیاطی

    سابقه‌ی صداوسیما در افشای ناخواسته اطلاعات حساس، زنگ خطری است که نباید نادیده گرفته شود. در شرایطی که تهدید‌های سایبری هر روز پیچیده‌تر می‌شوند، تکرار اشتباهاتی از این دست می‌تواند پیامد‌های سنگینی برای امنیت ملی به همراه داشته باشد.

    آیا زمان آن نرسیده که رسانه ملی هم مانند زیرساخت‌های حساس کشور، تحت ضوابط امنیتی دقیق‌تری فعالیت کند؟ یا باید همچنان نگران آنتن‌هایی باشیم که ناخواسته، راه نفوذ دشمن را هموار می‌کنند؟

  • رسانه ملی باز هم حاشیه ساز شد / توهین به عباس عراقچی توسط یک مجری / گوش صدا و سیما به رهنمود‌های رهبری هم بدهکار نیست؟ + ویدئو

    رسانه ملی باز هم حاشیه ساز شد / توهین به عباس عراقچی توسط یک مجری / گوش صدا و سیما به رهنمود‌های رهبری هم بدهکار نیست؟ + ویدئو

    به گزاش اقتصادران، رسانه ملی دوباره حاشیه ساز شد. این بار مهدی خانعلی‌زاده، مجری شناخته‌شده صداوسیما که بعضا در مقام کارشناس هم آنتن می‌گیرد؛ با لحنی تند و تحقیرآمیز به عباس عراقچی، وزیر خارجه می‌تازد. آن هم درحالی که عراقچی از روز اول جنگ دوازده روزه، به‌عنوان نماینده رسمی ایران در نشست‌های بین‌المللی حضوری فعال داشته و مواضع دیپلماتیک کشور را نمایندگی کرده است.

    این سخنان با واکنش تند محمدحسین رنجبران، مشاور وزیر امور خارجه مواجه شد. او در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: «مجری‌ای که با عنوان استاد و کارشناس در صداوسیما معرفی می‌شود، صراحتاً به وزیر امور خارجه، آن هم چند روز پس از بیانات رهبری در حمایت از دستگاه دیپلماسی، توهین می‌کند. از مسئولان امنیت ملی انتظار می‌رود این روند را متوقف کنند.»

    رنجبران که پیش از سمت فعلی مدیر روابط عمومی صداوسیما بوده و خودش هم در حوزه رسانه دستی بر آتش دارد؛ در ادامه با اشاره به حمایت رهبری از نقد مؤدبانه و آگاهانه، تلویحاً عملکرد مجری صداوسیما را تخطئه کرد و آن را مخالف سیاست کلان کشور در مقطع فعلی دانست. او این سبک مواجهه را هم‌ردیف با اظهارات تندی دانست که پیش‌تر رئیس‌جمهور را به «کودتا» متهم کرده یا کشور را «آغل» خوانده بودند.

    این نخستین بار نیست که تریبون رسمی رسانه ملی به صراحت علیه دستگاه دیپلماسی کشور یا مقامات دولتی سخن می‌گوید. در سال‌های گذشته، بار‌ها برخی چهره‌ها در برنامه‌هایی مانند جهان‌آرا، ثریا و بدون توقف، با عباراتی تحقیرآمیز علیه مذاکره‌کنندگان هسته‌ای یا برجام موضع‌گیری کرده‌اند؛ عباراتی که بعد‌ها برخی از آنها، حتی توسط نهاد‌های نظارتی داخلی نیز تخطئه شد.

    بدیهی است با افزایش تنش‌های منطقه‌ای و نیاز به انسجام در عرصه داخلی، تخریب چهره‌های دیپلماسی در تریبون‌های رسمی، نه‌تنها بی‌نتیجه، بلکه آسیب‌زا و ناهماهنگ با مصالح کشور است؛ مگر آنکه قرار باشد، برخلاف ادعاها، در میدان رسانه هم نوعی «میدان‌داری افراطی» دنبال شود.

  • صداوسیما چگونه بر نوسانات بورس دامن می‌زند؟

    صداوسیما چگونه بر نوسانات بورس دامن می‌زند؟

    به گزارش اقتصادران، بورس تهران در حالی پس از ۱۲ روز جنگ میان ایران و اسرائیل بازگشایی شد که همچنان سایه جنگ و ناآرامی بر روی آن سنگینی می‌کند. باوجود تداوم ریسک‌های سیاسی و نگرانی بابت شروع دوباره جنگ، صف‌های فروش شدت گرفته و بازار سرخ پوش شده است.

    در آخرین روز کاری بازار سهام در هفته جاری، جلسه‌ای با حضور معاونان و مدیران ارشد بانک مرکزی و سازمان بورس با هدف هماهنگی بیشتر و توسعه حمایت‌های حداکثری نظام بانکی از بازار سرمایه برگزار شد و در اولین گام ۶۰ همت برای ثبات بازار سرمایه تخصیص یافت.

    یوسف کاووسی، کارشناس اقتصادی و مدیرکل اسبق بازرسی بانک مرکزی در تحلیل خود از روند بازار بورس  گفت: «قابل پیش‌بینی بود که پس از ۱۰ روز تعطیلی ناشی از جنگ، بازار اینگونه بارگشایی شود؛ حتی پیش‌بینی بنده ریزش ۵۰۰ هزار واحدی شاخص کل بود؛ چراکه به هر حال بازار ترس دارد و هرجا هم ترس حاکم شود مردم برای جلوگیری از زیان بیشتر، در صف فروش می‌روند. از سوی دیگر بازار‌های موازی مانند طلا، سکه و ارز جذاب‌تر هستند و نقدشوندگی بالاتری دارند. در حال حاضر صندوق‌های طلا رو به رشد است چراکه سرمایه‌گذاران برای جبران مقداری از زیان خود، پولشان را به این صندوق‌ها منتقل می‌کنند.»

    وی در ارزیابی از بسته‌های حمایتی سازمان بورس و همچنین تصمیم حمایت ۶۰ همتی نظام بانکی از این بازار، عنوان کرد: «این ۶۰ همت فعلا به مرحله عمل نرسیده و هفته دیگر اجرایی خواهد شد، اما اگر قرار بر حمایت بود، بهتر بود بعد از اولین روز بازگشایی که فروش شدت داشت، همان روز یکشنبه سازمان بورس از طریق بسته‌های حمایتی یا ابزار‌هایی اعم از صندوق تثبیت و توسعه اقدام به حمایت می‌کرد، چراکه اقتصاد ما شکوفا نیست و بورس ما بر اساس اتفاق‌های سیاسی بالا و پایین می‌شود.»

    این کارشناس مسائل اقتصادی درباره بازگشت بورس به مدار رونق بیان کرد: «پس از آسیب‌هایی که به برخی از صنایع وارد شده است، بازگشت به مدار و سوددهی قطعا به روال سابق نیست و زمان می‌برد. از این‌رو بیشتر سهام‌داران در صف فروش قرار می‌گیرند، اما باید ساز و کاری باشد تا بتواند به لحاظ تبلیغاتی به گونه‌ای درست تبلیغ کند تا مردم انقدر برای فروش متلاطم نباشند یا اینکه بصورت واقعی وارد بازار می‌شدند.»

    این کارشناس پولی و بانکی با اشاره به اظهاراتی که منجر به التهاب در بازار‌ها می‌شود، عنوان کرد: «متاسفانه مشاهده می‌کنیم که یک کارشناس در رسانه ملی می‌گوید که این هفته حمله می‌شود؛ معلوم است که هر فردی با شنیدن چنین تحلیلی فورا به سراغ نقد کردن پولش می‌رود.»

    کاووسی ادامه داد: «سیاست‌های ما چه در بخش اقتصادی و چه در بخش‌های سیاسی و تبلیغاتی با هم هماهنگ نیستند. در زمان جنگ ۸ ساله، ستاد تبلیغات جنگ را داشتیم که کار‌های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی همه از طریق آن هماهنگ می‌شد. این ناهماهنگی‌ها باعث ریزش بازار شد وگرنه بورس نباید انقدر واکنش نشان می‌داد. به باور من دولت همین خبری که مبنی بر تزریق ۶۰ همتی به بورس را داده است باید زودتر اعلام می‌کرد تا فارغ از اجرایی شدن، خود خبر اثرش را می‌گذاشت.»

  • افتضاحی دیگر از رسانه ملی؛ حجم بالای تبلیغات در اولین قسمت سریال پایتخت

    افتضاحی دیگر از رسانه ملی؛ حجم بالای تبلیغات در اولین قسمت سریال پایتخت

    به گزارش اقتصادران، قسمت اول فصل هفتم سریال محبوب «پایتخت» در حالی پخش اولین قسمت خود را امشب آغاز کرد که حجم بالای تبلیغات در این سریال، با انتقاد کاربران در شبکه‌های اجتماعی مواجه شد.

    حجم بالای تبلیغات، پیش از این هم مخاطبان را در پخش فصل‌های گذشته خصوصا در «پایتخت ۶» آزار داده و حتی مورد انتقاد برخی سازندگان از جمله نویسنده قرار گرفته بود.

    این در حالیست که در قسمت اول این سریال برای نوروز ۱۴۰۴، علاوه بر باکس آگهی‌های بازرگانی که آن‌هم مدت زمان قابل توجهی است، بخشی از تبلیغات در «پایتخت ۷»، با همکاری خود بازیگران و درون صحنه‌های سریال انجام و بیشتر اقلام خوراکی از جمله نوشیدنی‌های میوه‌ای، شیر، برنج و … را شامل می‌شود.

    افزون‌بر این حجم بالای تبلیغات زیر نویس نیز در پخش قسمت اول قابل تامل بود تا نشان دهد صداوسیما انتقام همه سریال‌های ضعیف و بدون مخاطب نوروزی خود را در بخش بازرگانی از این سریال و به صورت حداکثری می‌گیرد!

    این حجم از تبلیغات مستقیم و غیر مستقیم این سوال را پیش می‌آورد که بودجه صداوسیما خرج چه اقداماتی می‌شود که حتی برای ساخت سریال نوروزی نیز روی درآمد تبلیغاتی آن حساب کرده‌اند و یحتمل به عوامل گفته‌اند هزینه سریال را خودتان با تبلیغ تامین کنید.

    بودجه سال جدید سازمان صداوسیما بالغ بر ۳۵ هزار میلیارد تومان تعیین شده که با انتقاد کارشناسان، خبرنگاران و فعالان فرهنگی کشور مواجه شد؛ اقدامی که در بزنگاه‌هایی، چون تولید سریال‌های ویژه مناسبتی این چنینی انتقاد‌ها را تایید می‌کند.

    نکته جالب در پخش مجدد این سریال در ساعت یک ربع به دو نیمه شب این بود که قبل از پخش «تکرار» قسمت اول حدود ۱۰ دقیقه و در میان پخش نیز حدود ۵ دقیقه آگهی بازرگانی پخش شد!

  • تلاش رسانه ملی برای جذب مخاطب با کشیدن سبیل افراد و اهدای کفن!

    تلاش رسانه ملی برای جذب مخاطب با کشیدن سبیل افراد و اهدای کفن!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

    اکنون رسانه ملی به محلی برای هدیه دادن کفن و آگهی ترحیم و سبیل‌کشی از افراد محترم و خدشه وارد کردن به کرامت انسانی آنها تبدیل شده و به پائین‌ترین سطح محتوائی تنزل پیدا کرده است.

    رسانه ملی باید از مدیرانی باسواد، روشن‌ضمیر، مستقل، متعهد، دارای درک بالای سیاسی و اجتماعی و آشنا با تحولات جهانی برخوردار باشد.

    چنین مدیرانی، سطح محتوای رادیو و تلویزیون را بالا می‌برند و از گرفتار شدن رسانه ملی در چنبره افکار محدود جناحی، افتادن در دام جریان‌های افراطی، دست و پا زدن در باتلاق‌های خرافات و سطحی‌نگری و بیگانه شدن از دردها و رنج‌های مردم جلوگیری می‌کنند.

    تمام برنامه‌های صدا و سیما باید مالامال از صدق و صفا باشند به ویژه خبر که به دروغ آلوده شدنش بی‌اعتمادی عامه را در پی دارد.

    به این ویژگی‌ها در مورد مدیران و محتوای برنامه‌ها بقدری بی‌اعتنائی شد که اکنون رسانه ملی به محلی برای هدیه دادن کفن و آگهی ترحیم و سبیل‌کشی از افراد محترم و خدشه وارد کردن به کرامت انسانی آنها تبدیل شده و به پائین‌ترین سطح محتوائی تنزل پیدا کرده است.

    آنچه مایه تأسف بیشتر است این که رئیس رسانه ملی در واکنش به این بی‌حرمتی‌های شرم‌آور، با لبخند می‌گوید کج‌سلیقگی بوده و تذکر داده‌ام!

    لازم است مسئولین نظام بدانند این بی‌حرمتی‌ها مردم را بشدت آزرده کرده و اعتبار رسانه ملی را بشدت مخدوش نموده است. بی‌تفاوتی در برابر اینهمه بی‌سروسامانی رسانه ملی، از آینده بشدت تأسف‌باری برای صدا و سیما خبر می‌دهد. در شرایط حساس امروز که ایران در معرض خطر است، به رسانه ملی قدرتمندی که مورد اعتماد مردم باشد نیاز داریم. رسانه ملی برای رسیدن به چنین جایگاهی نیازمند یک پالایش مدیریتی جدی است.
  • تحمیل هزينه‌هاي كلان بر جيب مردم ايران توسط رسانه ملی!

    تحمیل هزينه‌هاي كلان بر جيب مردم ايران توسط رسانه ملی!

    به گزارش اقتصادران، عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشت:

    هنگامي كه بالگرد رييس‌جمهور گم مي‌شود، در ابتدا و پيش از هر كس ديگري چندين نهاد به صورت فوري از اصل اين خبر مطلع مي‌شوند. دولت، نيروهاي مسلح، دستگاه اطلاعاتي و امنيتي و نيز صدا و سيما. اولين خبري كه در مورد اين رخداد منتشر شد، حدود ۲ ساعت پس از سقوط بود و يك سايت خبري در تبريز آن را منتشر كرد. پس از آن خبرگزاري فارس و سپس بقيه رسانه‌ها پيگير ماجرا شدند.

    در واقع ما در اينجا با نوعي از مسابقه اطلاع‌رساني مواجه هستيم كه يك بازيكن (صدا و سيما) ۲ ساعت زودتر مطلع شده و از قدرت و امكانات زياد حتي در صحنه برخوردار است. در مقابل بازيكنان ديگر ساعت‌ها پس از حادثه وارد خط آغاز مي‌شوند؛ البته با امكانات فني و انساني بسيار محدود و دسترسي‌هاي محدودتر. حالا بياييم ارزيابي كنيم كه كدام خبر معتبر و قابل اتكايي را اين رسانه توانست منتشر كند تا مرجعيت خبري را در اختيار ساير رسانه‌ها و خبرگزاري‌ها و فضاي مجازي قرار ندهد؟ سهل است كه به نظر مي‌رسد خودشان نيز تابع خبرسازي‌ها و فضاسازي‌هاي منابع ديگر شدند. حالا هم پس از 6 روز كه از این رخداد گذشته است يك گزارش خبري بي‌خاصيت و بدون ذره‌اي چالش حرفه‌اي داده‌اند كه مضمون اصلي آن ناديده گرفتن پرسش‌هاي اصلي است و تصاوير و اخباري را منتشر كرده كه در همان روز سقوط در اولين ساعات بايد منتشر مي‌كرد و نه ۶ روز بعد! مثل واردات دارو براي بيماري است كه پيش از وارد كردن فوت كرده باشد.

    قصد من از طرح اين مساله تخطئه يا محكوم كردن اين و آن فرد يا نهاد نيست. هدف متذكر شدن يك واقعيت مهم است. ترديد ندارم كه اگر از همان لحظه اول صدا و سيما به صورت مستقل و حرفه‌اي به كار خبري خود مي‌پرداخت، نه تنها از بروز انواع شايعات جلوگيري مي‌شد، بلكه مهم‌تر از آن اجازه نمي‌داد كه پيدا كردن لاشه بالگرد در يك محدوده جغرافيايي كوچك، حدود ۱۵ ساعت و تا صبح روز بعد و رفتن ابر و مه طول بكشد يا اولين گزارش تصويري از لاشه بالگرد و محل سقوط و جنازه‌ها از يك تلويزيون خارجي پخش شود.

    اي كاش مرجع بي‌طرف و مستقلي يك گزارش دقيق از عملكرد صدا و سيما در انتشار و پيگيري خبري اين حادثه تهيه كند. واقعيت اين است كه اين رسانه هزينه‌هاي كلاني را بر جيب مردم ايران تحميل مي‌كند، ولي دستاورد چنداني ندارد. پخش مستقيم مسابقات فوتبال يا توليد مسابقه و سرگرمي و فيلم، نشان‌دهنده و معيار كارايي هيچ رسانه ملي نيست. رسانه در دنياي مدرن در درجه اول متولي خبر، تحليل و سپس سرگرمي و آموزش است. رسانه مي‌تواند متولي خبر و تحليل باشد و سرگرمي را انجام ندهد، ولي رسانه‌اي كه ملي باشد و اين دو را نداشته باشد، به درد هيچ چيزي نمي‌خورد، مفت آن هم‌ گران است. رسانه‌هاي معتبر بهترين رسالت خود را بر تهيه و انتشار اخبار صحيح مي‌گذارند، اين نقطه قوت رسانه است.

    اين موجب تقويت پايه‌هاي امنيت ملي مي‌شود. صدا و سيما كه اين اندازه كارمند و تجهيزات و امكانات مادي دارد و مهم‌تر از همه اينكه از رانت‌هاي دسترسي سريع به اطلاعات و اخبار نيز بهره‌مند است، چرا قادر نيست حتي در موضوعي كه به امنيت كشور مربوط مي‌شود نقشي حداقلي ايفا كند؟ شايد همه مشكل مستقيما به اين سازمان برنگردد، بلكه محدوديت‌هايي كه براي اطلاع‌رساني آنان وضع مي‌شود نيز در اين امر موثر است، بنابراين هدف نقد و اصلاح كليت ساختار سياست رسانه‌اي در كشور است.

    اتفاقا اگر اين محدوديت‌ها نباشد، چه بسا نيروهاي كارآمد در اين رسانه حضور داشته باشند كه با جان و دل اقدام به توليد و انتشار خبر كنند. صدا و سيما بايد گزارش‌هاي لحظه‌اي و مستقيم از منطقه مي‌داد و بدون هيچ ترديدي اولين رسانه‌اي مي‌بود كه تصوير لاشه بالگرد را نشان مي‌داد. اين انفعال در اطلاع‌رساني محصول سياست رسانه‌اي ناقص و نادرست جاري در كشور است. همه راه‌ها به رُم ختم مي‌شود. بدون اصلاح سياست رسانه‌اي هيچ اميدي به بهبود مشكلات جاري نخواهد بود.