برچسب: رئیسی

  • شمخانی شمشمیر را از رو بست! / چه کسانی نگذاشتند برجام احیا شود؟

    شمخانی شمشمیر را از رو بست! / چه کسانی نگذاشتند برجام احیا شود؟

    به گزارش اقتصادران، در ماه‌های اخیر هر بار که نام تحریم و برجام می‌آید، یک طرف قصه، نام علی شمخانی دیده می‌شود؛ دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی که این روزها سخنانش سر و صدای زیادی به پا کرده است؛ سخنانی نه در انتقاد که مشخصا حمله به دولت‌های حسن روحانی و شخص رئیس جمهوری اسبق داشته است. او این اظهاراتش را در گفت‌وگویی که حاضرانش جمعی از دانشجویان معرفی شده‌اند و در رسانه نزدیک به خودش آن را منتشر کرده، داشته است.

    شمخانی در این حملات شخص حسن روحانی را هدف می‌گیرد و می‌گوید: «دولت حسن روحانی هیچ‌ اعتقادی به عکس‌العمل نشان‌دادن در برابر خروج آمریکا از برجام و بی‌عملی اروپایی‌ها نداشت.»

    دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی، در بخش دیگری از سخنانش، به دفاع از قانونی می‌پردازد که حسن روحانی چندین بار علیه نحوه تصویب آن آن موضع‌گیری کرده و حتی آن را توطئه‌ای برای زمین زدن دولت دوازدهم دانسته بود؛ قانون اقدام راهبردی. شمخانی می‌گوید: «یکی از دلایل وجود دستاوردهای فنی هسته‌ای که الان داریم، قانون اقدام راهبردی است. برخی الان می‌گویند غنی‌سازی را ما ۶۰ درصد کردیم اما این‌طور نیست…غنی‌سازی ۶۰ درصدی نتیجه تصمیم دیگران و قانون اقدام راهبردی بود نه آن‌ها.» روحانی این قانون را مانعی برابر احیای برجام دانسته و گفته بود «اسفند ۹۹ یا فروردین ۱۴۰۰» امکان این اتفاق بود.

    شمخانی شمشمیر را از رو بست /عدم احیای برجام از کجا آب می خورد

    حالا با این سخنان شمخانی و بستن شمشیر از رو برای روحانی و تیم هسته‌ای دولت او، خود شمخانی هم تایید می‌کند که عدم احیای برجام از کجا آب می‌خورده است؛ دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی به مدیریت علی شمخانی.

    پیش از این مقامات ارشد دولت دوازدهم سخنانی با همین مضمون بیان کرده بودند؛ نقشی که دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در عدم احیای برجام و رفع نشدن تحریم‌ها در پایان دولت روحانی ایفا کرد تا تحریم‌ها همچنان پابرجا بمانند.

    البته باید به این نکته هم اشاره کرد که شمخانی و دبیرخانه‌اش تنها مخالفان احیای برجام نبوده‌اند؛ جلیلی و رفقا یکی دیگر از دسته‌های مخالف احیای برجام بودند؛ در کنار برخی دیگر…

    شاید نقش شمخانی از این بابت پررنگ دیده می‌شود که از دیگر همراهانش در این راه که خواسته یا ناخواسته با آنها هم‌مسیر شده بود، صحبت نشده است یا در حد تک اشارتی سخن گفته شده است؛ مانند آنچه امیرحسین ثابتی در یک ویدئو از نقش محمود نبویان در جلوگیری از احیای برجام در دوران ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی گفته است. ناگفته پیداست وقتی در دولت رئیسی چنین اقداماتی می‌کنند، به طریق اولی در دولت روحانی با توپی پر تر جلو مذاکره می‌ایستادند.

    احیای برجام یعنی کنار رفتن دلالان

    با این حال نقش شمخانی و دبیرخانه‌اش در عدم احیای برجام را نمی‌توان نادیده گرفت؛ چنانچه محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهوری دولت دوازدهم گفته بود اگر دبیرخانه همسو بود، چه بسا در همان دولت دوازدهم برجام احیا می‌شد.

    احیای برجام به معنای رفع تحریم‌ها و گشایش‌های اقتصادی و به عبارتی دیگر کنار رفتن دلالان در این میان است. دلالانی که به واسطه تحریم فروش نفت ایران، به صورت شخصی اقدام به فروش نفت می‌کنند و در این میانه، سودهای کلانی از بابت راه‌های دور زدن تحریم‌ها وارد زندگی‌شان می‌شود.

    تقویت شائبه‌های مالی

    شائبه‌های پیرامون فرزندان علی شمخانی، باعث شده تا برخی ادعا کنند دلیل مخالفت دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در دولت دوازدهم با احیای برجام را، نفع شخصی بوده است؛ این شائبه مخصوصا وقتی تقویت شد که اطلاعاتی درباره فعالیت پسران علی شمخانی در زمینه فروش نفت ایران منتشر شد. زمستان سال 1400 خبرگزاری ایلنا در خبری نوشته بود که یک کشتی از مجموعه کشتی‌های شرکت دریانوردی فرزندان شمخانی توقیف شده است. اما خبرگزاری فارس چند روز بعد اعلام کرد که فرزندان شمخانی از ایلنا شکایت کرده‌اند.

    علی شمخانی هم در توییتی به این خبرها واکنش داد؛ او تلویحا خود را «سربازی واقعی در میانه جنگ» توصیف کرد که «فکر و دیدگانش» را از «دشمن اصلی به سمت ستون پنجم منحرف نمی‌کند». احتمالا منظور او از «ستون پنجم» همان منتشر کننده خبر درباره فرزندانش باشد.

    او در ادامه نوشت: «زخم تحریم با برنامه غرب و شمشیر بی‌تدبیری و وادادگی غربگراهای داخلی، پیکر مقاوم مردم ایران را مجروح ساخته. برای التیام این زخم از جان و آبرو مایه می‌گذاریم. ناگفته‌ها بماند برای بعد.»

    هرچند او وعده ناگفته‌ها را به «بعد» موکول کرد، اما حرفی از آنها را به میان نیاورد تا همین چند روز پیش؛ بعد از حدود 3 سال شمخانی کمی از ماجراهای برجام گفته اما باز هم درباره شائبه‌های مالی فرزندانش توضیحی نداد که همین هم باز بر شائبه‌ها افزود؛ یا شاید هم «دانشجویان» دعوت شده به آن «رسانه نزدیک به شمخانی» به ذهنشان نرسیده باشد.

    رسانه‌ای نزدیک به دبیرخانه و مقابل دولت

    همین رسانه که امروز با عنوان «نزدیک به شمخانی» قید می‌شود، پیش از این، رسانه «نزدیک به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی» شناخته می‌شد. محمود واعظی رئیس دفتر حسن روحانی در دولت دوازدهم در مصاحبه‌ای گفته بود «برخی افراد و دبیر در دبیرخانه یک روش‌های دیگری را پیش گرفتند. برخی سیاست‌هایی را دنبال می‌کردند که حتی در جلسه شورا مطرح هم نمی‌شد. یک رسانه درست کرده بودند و یکسری مطالب در آن می‌گذاشتند که وقتی حرفی می‌زدیم، می‌گفتند نه این رسانه دبیرخانه نیست و رسانه یکی از افرادی است که اینجا کار می‌کند.» او درباره بُرد رسانه مذکور هم گفته بود «چه در داخل و چه در خارج وقتی می‌فهمند اطلاعاتی که خیلی از روزنامه‌ها و رسانه‌های دیگر و حتی صداوسیما ندارد، اما این رسانه دارد و روی آن کار می‌کند، خب مشخص است که بُرد دارد».

    وقتی پشیمانی فایده ندارد

    اما دامنه اختلافات علی شمخانی با راهبرد دولت حسن روحانی به برجام ختم نمی‌شود؛ تا پیش از ماجراهای احیای برجام، حسن روحانی برای ماندن شمخانی در دولت به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی مشکل داشت؛ به عبارت دیگر از تصمیم سال 92 خود پشیمان شده بود اما راه دیگری نداشت؛ این را خود حسن روحانی می‌گوید: «سال 92 آقای علی شمخانی را پیشنهاد کردم که البته در ابتدا رهبری قبول نمی‌کردند اما با اصرار من – که فکر می‌کنم نادرست بود – در نهایت پذیرفتند هرچند که پشیمان هم شدم اما دیگر راه بازگشت مناسبی وجود نداشت.» این روایت همانی است محمود واعظی هم آن را قبل از روحانی گفته بود. نکته مهمتر اینکه روحانی در دوره دوم ریاست جمهوری خود برای علی شمخانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی حکمی صادر نکرد و به عبارت دیگر شمخانی تنها برای چهار سال اول، به طور رسمی دبیر بود.

    اکبری هم نقشی داشته؟

    البته که مورد علیرضا اکبری نیز شاید در مواضع شمخانی در نیمه دوم از دوره دوم دولت حسن روحانی و ماجراهای برجام بی تاثیر نباشد. علیرضا اکبری یکی از چهره‌های نزدیک به شمخانی بود که سال 1398 به اتهام جاسوسی بازداشت شد؛ او فقط نزدیک به شمخانی نبود؛ بلکه در زمان وزارت دفاع شمخانی، معاون او بوده و بعدها نیز گویا در برهه‌هایی در کنار شمخانی بوده است.

    علیرضا اکبری زمستان 1401 به اتهام افساد فی الارض از طریق جاسوسی برای بریتانیا اعدام شد و شمخانی نیز زیر فشار قرار گرفت. آن هم در زمانی که او در حال پیشبرد مذاکرات پنهانی ایران و عربستان با وساطت چین بود. او ماموریت هدایت این مذاکرات را برعهده داشت؛ البته به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی. او مدتی پس از امضای آشتی ایران و سعودی، با پایان 10 سال دبیری شورای عالی امنیت ملی مواجه شد و جای خود را به علی‌اکبر احمدیان داد.

    چرا در دولت رئیسی برجام احیا نشد؟

    اما او در همین گفت‌وگوی اخیر خود رسما اعلام کرد که در سه سال دولت رئیسی مسئول مذاکرات هسته‌ای بود؛ موضوعی که تا پیش از این به صورت درگوشی به گوش می‌رسید. حالا با تایید این خبر، و کنار هم قرار گرفتن تکه‌های پازل مذاکرات هسته‌ای در دوران دولت سیزدهم، می‌توان به این سوال پاسخ داد؛ چرا در دولت سیزدهم مذاکرات احیای برجام تا لبه‌ی امضا رفت اما امضا نشد؟

  • بازتاب جهانی خبر شهادت رئیس‌ جمهور ایران

    بازتاب جهانی خبر شهادت رئیس‌ جمهور ایران

    به گزارش اقتصادران، خبر شهادت «ابراهیم رئیسی» رئیس‌جمهوری ایران، در رسانه‌های جهان با بازتاب گسترده همراه بود.

    شبکه خبری بی‌بی‌سی گزارش داد که رئیس‌جمهوری ایران و «حسین امیر عبداللهیان» وزیر خارجه این کشور در سانحه سقوط بالگرد حامل آنها جان خود را از دست دادند.

    نیویورک تایمز نیز نوشت که رئیس‌جمهوری ایران در پی سانحه سقوط بالگرد جان باخت.

    خبرگزاری فرانسه با پوشش فوری این خبر گزارش داد که رئیس‌‌جمهوری ایران در پی سانحه برای بالگرد حامل وی جان خود را از دست داد.

    شبکه خبری ان‌بی‌سی اعلام کرد که ابراهیم رئیسی در سقوط بالگرد وی در استان آذربایجان شرقی جان باخت. این بالگرد روز گذشته در مه شدید گرفتار شده بود و شرایط نامناسب آب و هوایی، عملیات امداد و نجات را با دشواری رو‌به‌رو کرده بود.

    شبکه خبری سی‌ان‌ان گزارش داد که رئیس‌جمهوری ۶۳ ساله ایران و وزیر خارجه این کشور در پی سقوط بالگرد حامل آنها در یک منطقه کوهستانی استان آذربایجان شرقی جان خود را از دست دادند.

    خبرگزاری اسپوتنیک نیز گزارش داد که رئیس‌جمهوری اسلامی ایران حین خدمت و ‌انجام وظیفه برای مردم ایران دچار سانحه شد و درگذشت. بالگرد حامل رئیس‌جمهوری ایران که برای افتتاح سد خداآفرین به منطقه مرزی رفته بود، در مسیر بازگشت به تبریز، دچار سانحه شد.

    راشا تودی نیز گزارش داد که رئیس‌جمهوری ایران در پی سانحه سقوط بالگرد جان باخت.

    القدس العربی نیز‌ گزارش داد که رئیس‌جمهوری ایران و «حسین امیر عبداللهیان» وزیر خارجه این کشور در سانحه سقوط بالگرد حامل آنها جان خود را از دست دادند.

  • دولت یک فرمانده اقتصادی ندارد!

    دولت یک فرمانده اقتصادی ندارد!

    به گزارش اقتصادران، جلیل رحیمی جهان آبادی، درباره اینکه حامیان دولت سیزدهم اعلام می‌کنند اگر دولت دوازدهم بر سرکار بود، قیمت ارز تا دویست هزار تومان بالا می‌رفت، اما با سیاست‌های این دولت قیمت ارز تا سقف صدهزار تومان بالا می‌رود، آیا چنین اظهار نظرهای انتظارات تورمی ایجاد نمی‌کند، گفت: ارزش پول ملی ما و بحث موازنه‌اش با دلار یک بحثی است که به نظر من به این دولت و آن دولت و مجلس فعلی و بعدی خیلی مرتبط نباشد. تعیین موازنه و میزان ارزش پول ملی در تقابل با ارزهای خارجی تحت تاثیر عوامل پیچیده اقتصادی، سیاسی و امنیتی گوناگون است.

    این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی ادامه داد: این‌که شما در کجای اقتصاد جهان قرار دارید و نحوه تعامل شما با اقتصاد جهانی چه میزان است؟ میزان پس انداز ارز و ذخایر طلای شما میزان سرمایه‌گذاری خارجی و امنیت سرمایه و… عوامل متعددی دارد. در این موضوع باورم بر این است که باید با دید همه جانبه مشاهده کنیم؛ این‌که شما انتظار داشته باشید تغییر یک شخص در بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و تغییر این مجلس و آن مجلس بتواند مشکلی را حل کند؛ نمی‌تواند حل کند.

    وی تاکید کرد: ما تحت فشار تحریم‌های بین المللی هستیم، این فشارها واقعا بر اقتصاد ما و تعاملات اقتصادی ما اثرگذاری داشته است هرچند ما ظرف این سال‌ها یادگرفته‌ایم خیلی از تحریم‌ها را دور بزنیم اما آثار اقتصادی، سیاسی و امنیتی خودش را از جمله در کاهش ارزش پول ملی ما داشته است. باورم بر این است تنها کاری که می‌شود کرد این است که مجموعه‌ای از اقدامات چه در سیاست خارجی و چه در حوزه داخلی و چه در حوزه‌ اقتصادی باید اتفاق بیفتد تا ارزش پول ملی ما تقویت شود و به یک توازن معقولی بین ریال و دلار برسیم.

    رحیمی جهان آبادی درباره این که آیا نباید تیم اقتصادی دولت تغییر کند، بیان کرد: تیم اقتصادی دولت ضعیف است ولی ضعیف تر از همه مدیریت اقتصادی دولت است، دولت یک فرمانده اقتصادی ندارد و آقای رئیس جمهور سابقه و پیشینه اقتصادی ندارد، ایشان از حوزه قضایی آمده است. در تیم دولت در سطح معاون اول و وزرا نگاه کنید آدم با تجربه و متخصص ممکن است باشد اما تیم اقتصادی فرمانده واحدی می خواهد که این فرمانده واحد دیده نمی شود.

  • ابراهیم رئیسی به سرنوشت احمدی نژاد دچار خواهد شد / مردم دارند له می شوند، آخر مگر این میز چقدر ارزش دارد آقای خاندوزی؟!

    ابراهیم رئیسی به سرنوشت احمدی نژاد دچار خواهد شد / مردم دارند له می شوند، آخر مگر این میز چقدر ارزش دارد آقای خاندوزی؟!

    به گزارش اقتصادران، اظهارنظرها، موضع گیری، تذکرها، نطق ها و اخطارهای نمایندگان در روزهای آخر حضورشان در پارلمان، بیش از هرچیزی متمرکز بر درخواست از دولت برای کنترل بازارهای اقتصادی از جمله بازار ارز و تغییر تیم اقتصادی دولت است. درخواستی که تاکنون با پاسخ مثبتی از سوی دولت روبرو نشده است. آنگونه که سپهر خلجی در حاشیه جلسه هیئت دولت در جمع خبرنگاران در پاسخ به پرسشی درباره انتشار شایعاتی از تغییر در تیم اقتصادی دولت، اظهار کرد: «اتفاقات خوبی در اقتصاد رقم خورده و رشد اقتصادی افزایش یافته است. کاهش بیکاری را داشتیم، کنترل و کاهش حجم نقدینگی را تجربه کردیم که همه محصول تلاش‌های تیم اقتصادی دولت است. شاید برخی چندان دوست ندارند این اتفاقات رخ دهد و شایعاتی می‌سازند اما قرار نیست تغییری در تیم اقتصادی دولت ایجاد شود.»

    غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده ادوار مجلس  می گوید؛ «امکان دارد آقای رئیسی اصرار کند که می‌خواهم اینها را حفظ کنم، ما مخالفتی نداریم. آقای رئیسی و آقای بایدن می‌شوند اولین رئیس جمهورهایی که یک دوره‌ای هستند، دو دوره‌ای نمی‌شوند.»

    این نماینده ادوار مجلس تاکید می کند؛«اصلاً ما از خیلی از اطرافیان آقای رئیسی بیشتر دعا می‌کنیم که آقای رئیسی موفق شود چون نتیجه‌اش به مردم برمی‌گردد اما آقای رئیسی با این تیم نمی‌تواند، نتیجه‌ این تیم، همین دو سه سالی است که گذشت.»

    وی می گوید؛ «ایشان یک تیم دیگری برای خود مهیا کند و بروند از واقعیت‌های جامعه برای ایشان گزارش بیاورند. هفت، هشت یا ۱۰ نفر مثل آقای خلجی، آقای منصوری و … ایشان را محاصره کرده‌اند و تلاش می‌کنند تا یک منظومه شمسی دیگر را برای آقای رئیسی تصویر کنند که مملکت گل و بلبل است.»

    مشروح گفتگوی غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده ادوار مجلس را می‌خوانید؛

    *********

    * آقای جعفرزاده، پس از گرانی‌های اخیر، درخواست‌ها برای تیم اقتصادی دولت به یک مطالبه میان نمایندگان مجلس و سیاسیون تبدیل شده است، اما همواره دولت از عدم تغییر این تیم خبر می‌دهد، به نظر شما چرا تیم اقتصادی دولت تغییر نمی‌کند؟

    متأسفانه دولت با تمام توصیه‌ها برخورد خشن دارد اما واقعاً این جور نیست که فقط می‌خواهیم ایراد بگیریم، توصیه‌ها دلسوزانه است. اصلاً آقای رئیسی تمایل دارد که رئیس جمهور تک دوره باشد. اشکالی ندارد ایشان به تیم اقتصادی‌اش دست نزد اما حتی طرفداران و کسانی هم که به ایشان رأی دادند از این شرایط ناراضی هستند. تنها راهش هم اصلاح سازمان تفکر اقتصادی دولت است.

    اصرار رئیسی برای حفظ این تیم اقتصادی، او را رئیس جمهور یک دوره ای می کند

    چه کسانی هستند؟ همین آقای خاندوزی و مجموعه‌اش و بانک مرکزی و الی آخر. حالا امکان دارد آقای رئیسی اصرار کند که می‌خواهم اینها را حفظ کنم، ما مخالفتی نداریم. آقای رئیسی و آقای بایدن می‌شوند اولین رئیس جمهورهایی که یک دوره‌ای هستند، دو دوره‌ای نمی‌شوند.

    اصلاً ما از خیلی از اطرافیان آقای رئیسی بیشتر دعا می‌کنیم که آقای رئیسی موفق شود چون نتیجه‌اش به مردم برمی‌گردد اما آقای رئیسی با این تیم نمی‌تواند، نتیجه‌ این تیم، همین دو سه سالی است که گذشت.

    شرط عقل این است که در تیم اقتصادی‌ دولت یک اصلاحاتی را انجام بگیرد و آن اصلاحات هم باید ریشه‌ای باشد، فقط فردی نباشد؛ زیرا این افراد نمی‌توانند تفکر دیگری را به نتیجه برسانند، پس باید عوض شوند.

    اما آیا این افراد عوض شوند، کفایت می‌کند؟ خیر. باید تفکر و نوع نگاه هم تغییر کند. اصلاً آقای خاندوزی اعتقادی به نظرات ندارد، مثلاً امروز من شنیدم در مورد اجاره مسکن یک حرف خلافی گفته است اما آمار و ارقام نشان می‌دهد اجاره مسکن مخصوصاً در تهران رشدی وحشتناک داشته است.

    مردم دارند له می شوند، آخر مگر این میز چقدر ارزش دارد آقای خاندوزی؟!

    آقای خاندوزی الان دارد با تزریق ارز، بازار را نگه می‌دارد، فنری با بانک مرکزی. این فنر در برود، پدر مردم در می‌آید. آقای خاندوزی اشرافیت به رانت‌های ارزی دارد، چرا دولت را مطلع نمی‌کند؟ آخر مگر این میز چه ارزشی دارد؟ مردم دارند له می‌شوند! گوشت به بالای ۸۰۰ هزار تومان رسیده است. سفره‌های مردم آتش گرفت نه اینکه کوچک شده باشد.

    مردم در حوزه درمان، در حوزه تأمین مواد پروتئینی و در حوزه تأمین سبد مسکن دچار مشکل هستند.هیچ اولویتی بالاتر از اولویت اقتصادی وجود ندارد. آقای رئیسی بیاید بنشیند، نرخ کالاها، نرخ دلار، هزینه داروها، هزینه مواد پروتئینی، هزینه پوشاک، هزینه آموزش، بگوید روزی که من آدم رئیس جمهور شدم چقدر بود، الان چقدر است؟

    رئیسی شجاعانه بیاید تیم اقتصادی را تغییر دهد و ریل اقتصادی را عوض کند

    چه کسی مقصر این تورم افسارگسیخته و لجام‌گسیخته به جز این دولت و عوامل تیم اقتصادی‌اش است؟ دست غیب که نیامده این کارها را انجام دهد. اگر غیرمنطقی حرف می‌زنیم، بگویند غیرمنطقی حرف می‌زنیم. ما که بدخواه این مملکت نیستیم. ما اپوزیسیون خارج‌نشین نیستیم. داخل‌نشین هستیم و تمام جانمان را هم برای این مملکت داده‌ایم. ما دلسوزیم. آقای رئیسی، شجاعانه بیاید تیم اقتصادی‌اش و تفکرش را تغییر دهد و ریل را عوض کند. این ریل اقتصادی دولت دارد رئیس دولت را به ناکجا آباد می‌برد.

    حالا اگر دلش واقعاً خواست، خدمتگزار، حالا من نمی‌گویم رئیس جمهور، چهار سال دیگر خدمتگزار بماند، باید تیم اقتصادی را تغییر بدهد، لکوموتیوران را هم تغییر بدهد، آن کسی هم که سوخت را تامین می‌کند، او را هم تغییر دهد تا این مسافران سالم به مقصد برسند در غیر این صورت این بساط سرنگون خواهد شد، چه زمانی؟ ریاست جمهوری چهاردهم!

    یک طرف رئیسی شریعتمداری و پناهیان می نشینند طرف دیگرش آقاتهرانی!

    * به نظر شما کل بضاعت آقای رئیسی در چینش کابینه همین چیزی است که دیدیم یا از سوی باندها و افرادی که در چیدن کابینه نقش داشتند، تحت فشار است که نمی‌تواند تغییر ایجاد کند؟

    آقای رئیسی باید خودش را از این حلقه نجات دهد. ایشان رئیس جمهور ۸۵ میلیون آدم است نه چند صد هزار یا چند نفر آدم. وقتی شما ببینید حسین شریعتمداری یا پناهیان دست راست می‌نشیند، آقا تهرانی دست چپ می‌نشیند، باید خودش را از دست اینها خلاص کند. آقا اینها جواب ندادند، تا چه زمانی می‌خواهد صبر کند که جواب بگیرد؟

    آقای رئیسی یک اقدام خیلی ساده مانند مقایسه قیمت دارو، مواد پروتئینی، پوشاک، دلار، یورو و … را با روزی که رئیس جمهور شد، انجام بدهد و افراد در کنارش را تغییر بدهد. بانیان وضع موجود یک پوست موزی زیر پای ایشان انداختند و دست ایشان از سبد مدیریتی کشور خارج شد. مدیران دلسوز، عاشق این سرزمین و وطن، عاشق ولایت، عاشق این آب و خاک، خانه‌نشین شدند.

    ایشان فراخوان بدهد، این مدیران را صدا کرده و از آنان استفاده کند.کشور باید از همه ظرفیت‌هایش استفاده کند، نه فقط از یک ظرفیت محدود تندرو شعاری.

    در وزارت اقتصاد وزیر را لعن و نفرین می‌کنند

    در شهرداری تهران مردم ناراضی‌اند، در وزارتخانه‌ها مردم ناراضی‌اند، اصلاً وزیر با کارمندانش قهر است. شما خبر از وزارت اقتصاد ندارید. من خبر موثق دارم که در آنجا وزیر را لعن و نفرین می‌کنند. اصلاً سابقه نداشت در وزارتخانه‌ها وزیر لعن و نفرین شود. وزیر محبوب بود. آن روز آخر که می‌خواست برود، در حیاط چند ۱۰ نفر، چند صد نفر جمع می‌شدند گریه می‌کردند. الان اگر ایشان بخواهد برود، من متأسفم این را بگویم ولی شیرینی پخش می‌کنند.

    آقای رئیسی عددسازی کجا بود؟ بروید بازار یک دلار بخرید

    * آقای رئیسی در واکنش به گرانی دلار گفتند دشمن دارد عددسازی می‌کند و …

    دشمن دارد عددسازی می‌کند؟ دلار در سفره مردم اثر دارد یا نه؟ واقعیت است یا نه؟ الان روز است! دلار در سفره مردم، در بازار نقش دارد! خب چه کسی باید جلوی این دشمن را بگیرد که دلار اینگونه بالا نرود؟ عددسازی و این حرف‌ها کدام است؟ واقعیت موجود است. اصلاً آقای رئیسی به شما ماموریت بدهد بگوید بروید در بازار یک دلار بخرید. عددسازی کجاست؟

    * آقای جعفرزاده، از یک طرف گرانی‌های نجومی در قیمت دلار و سکه را در بازار می‌بینیم و از یک طرف دیگر رئیس بانک مرکزی می‌گوید ما این ارزهای تلگرامی را قبول نداریم، سخنگوی دولت نیز اظهارات مشابهی را درباره ارزهای تلگرامی مطرح کرده بود، نظر شما در این‌باره چیست؟

    این فرار به جلو که چه عرض کنم، این دویدن به جلو است. اینها حرف‌های بچگانه‌ای است. اینها یعنی با مردم ارتباط ندارند؛ والله بالله حتی مدیران قبلی هم صلاح این مملکت را می‌خواهند و ما خائنی به جز بنی‌صدر نداشتیم. بعضی‌ها یک اشتباهاتی داشتند همانطور که دولت آقای رئیسی هم اشتباهاتی دارد که البته متأسفانه این دولت بیشتر از همه آنها دارد اشتباه انجام می‌دهد. فرض کنید الان می‌گویند دلار ۹۰ هزار تومان است، شما می‌روید بازار می‌بینید نخیر، ۷۰ هزار تومان است.

    یک منظومه شمسی دیگر برای رئیسی تصویر کرده اند که همه چی در آن گل و بلبل است

    بارها واقعیت موجود را به آقای رئیسی‌ گفته‌ام، ایشان یک تیم دیگری برای خود مهیا کند و بروند از واقعیت‌های جامعه برای ایشان گزارش بیاورند. هفت، هشت یا ۱۰ نفر مثل آقای خلجی، آقای منصوری و … ایشان را محاصره کرده‌اند و تلاش می‌کنند تا یک منظومه شمسی دیگر را برای آقای رئیسی تصویر کنند که مملکت گل و بلبل است.

    رئیسی با ۴۰۰، ۵۰۰ محافظ به این شهر و آن شهر می رود، بعد می گوید به میان مردم رفتم

    آقای رئیسی یک تیم را داروخانه‌ها بفرستند و یک تیم دیگر را به بازار بفرستد، شما پایتان را در چهارتا قصابی بگذارید همه چیز برای شما مشخص می‌شود. متأسفانه عرض کردم، با ۴۰۰ یا ۵۰۰ محافظ به این شهر و آن شهر می‌رود و بعد هم می‌گوید من رفتم میان مردم.

    اصلاً مردم می‌توانند به شما برسند؟ یکی هم می‌خواهد یک حرفی بزند، یک درخواستی دارد که مخالف نظر آقای رئیسی است، تند تند صلوات می‌دهند.

    کاش رئیسی بگوید چرا ساداتی نژاد برکنار شد و چرا حکم دادگاهش بخشیده شد

    * آقای جعفرزاده، جدای از بحث گرانی‌ها، ما شاهد یک‌سری پرونده‌های فساد مانند فساد چای دبش بودیم که علی رغم تاکیدات آقای رئیسی بر فساد ستیزی، نسبت به این پرونده سکوت پیش گرفته شده و خبری از نتیجه نیست، نظر شما چیست؟

    سایه همان تفکر و مسیر احمدی‌نژاد یعنی سرپوش گذاشتن بر خطاهای همراهان بر این دولت نیز هست. اگر آقای احمدی‌نژاد با مشایی و بقایی برخورد می‌کرد، امروز ما این را نداشتیم.

    کاش آقای رئیسی شجاعانه می‌گفت که آقای ساداتی‌نژاد را برای ایجاد چه مشکلاتی در وزارت کشاورزی برکنار و حذف کرد. چرا حکم دادگاه آقای ساداتی‌نژاد بخشیده می‌شود؟ چرا نتیجه دادگاهش را مکتوم می‌گذارید؟ آقای رئیسی بد متوجه شده است و می‌خواهد بگوید در دولت من اصلاً فساد اتفاق نمی‌افتد؛ مگر می‌شود؟ مگر اینجا مدینه فاضله است؟

    برای مردم این مهم است که بگویند آقای صدیقی خلاف کرد، محاکمه‌اش کردیم و نتیجه‌اش هم این شد. هیچ‌کس انتظار ندارد که هیچ اختلاسی و دزدی اتفاق نیفتد. انتظار مردم همان عبارتی است که حضرت آقا در شب مبارک ماه رمضان فرمودند: «عدالت».

    ابراهیم رئیسی به سرنوشت احمدی نژاد دچار خواهد شد

    عدالت چه موقعی اتفاق می‌افتد؟ زمانی که یک فردی خلاف کرد، می‌خواهد صدیقی باشد، می‌خواهد ساداتی‌نژاد باشد، می‌خواهد حسنقلی باشد، حاکمیت با او برخورد کند. البته اینجا ما از آقای اژه ای خیلی انتظار داریم.

    آقای رئیسی اگر می‌خواهد دچار سرنوشت احمدی‌نژاد نشود که می‌شود، باید هیچ اغماضی نکند. برایش همه یکسان باشند و اصلاً هم نگران نباشد. هر کسی تخلف کرد، محاکمه‌اش کند. می‌خواهد دامادش باشد، برادر همسرش باشد، وزیرش باشد، هر کسی که باشد با وی برخورد کند. آن موقع آقای رئیسی محبوب می‌شود ولی اگر این کار را نکند، نتیجه‌اش همین خواهد شد که خواهیم دید.

  • اقتصاد بلد نیستید نگویید زمین کج است!

    اقتصاد بلد نیستید نگویید زمین کج است!

    به گزارش اقتصادران، محمد مهاجری، فعال سیاسی اصولگرا، در یادداشتی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:

    آقای ‎رئیسی و دولتش گران‌شدن ‎دلار را به گردن کانال‌های ‎تلگرام انداختند.

    خب مگر ‎وزیر قطع ارتباطات نمی‌گوید پلتفرم‌های داخلی ده‌ها میلیون عضو دارند؟ پس تعدادی کانال در ‎ایتا و ‎روبیکا و … راه بیندازید، قیمت دلار فورا می‌شود ۷ تومان!

    اقتصاد بلد نیستید نگویید زمین کج است.

  • چرا حال اقتصاد ایران خوب نمی شود؟

    چرا حال اقتصاد ایران خوب نمی شود؟

    به گزارش اقتصادران، دولت سیزدهم در حالی با شعارهای بزرگ به روی کار آمد، با شعاری چون مهار تورم، افزایش یارانه‌ها، گره نزدن سفره مردم به تحریم‌ها، افزایش تولید خودرو، کاهش قیمت خودرو، ساخت سالانه یک میلیون واحد مسکونی، حل بحران بورس و…، اما عملکرد دو سال و اندی دولت نشان می‌دهد که در عمل بحران‌های اقتصادی قوی‌تر از گذشته شده و مشکلات بزرگ‌تر از قبل خودنمایی می‌کنند.

    مروری بر وضعیت شاخص‌های اقتصادی و به خصوص قیمت‌ها، گویای آن است که کسانی که بزرگ‌ترین شعارها را در اقتصاد ایران دادند، در عمل چه کارنامه‌ای به جا گذاشته‌اند. بر همین اساس، چندی است که اقتصاددانان و تحلیلگران، تاکید بر تغییر تیم اقتصادی و مشاوران اقتصادی رییس‌جمهور دارند.

    محمدصادق الحسینی، اقتصاددان در روزهای گذشته در یادداشتی تاکید کرد که تغییر تیم اقتصادی ضروری است. همزمان با تشدید تنش‌خارجی با این سیاست‌های غلط، روز به روز وضعیت بدتر خواهد شد.

    وی به چند شاخص اشاره کرد و نوشت: ۲۰ میلیارد دلار ارز ترجیحی، اختلاف ۵۰ درصدی ارز رسمی و بازاری، بی‌اعتنایی به ناترازی انرژی، واردات ۴ میلیارد دلار بنزین و قاچاق ۱۰ میلیارد دلار انرژی، عدم افزایش بهره و بالاترین کسری بودجه ساختاری، کشور را دچار مشکل می‌کند.

    اگر سیاست‌ها تغییر نکند، تورم کمتر از ۱۴۰۲ نخواهد بود

    در همین خصوص، مهدی پازوکی، اقتصاددان درباره وضعیت اقتصاد ایران در سال جدید گفت: اگر نظام تصمیم‌گیری کلان اقتصادی کشور، تغییری در سیاست‌گذاری‌ها نسبت به سال ۱۴۰۲ اعمال نکند، روند تورم کمتر از ۱۴۰۲ نخواهد بود.

    وی افزود: یک کار اساسی را دولت باید در دستور کار خود قرار دهد و این‌که برای این‌که بتواند تورم را کنترل کند، نیاز به ثبات‌سازی اقتصادی دارد و یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های ثبات‌سازی اقتصاد، کنترل نرخ تورم است.

    این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: برای این‌که نرخ تورم کنترل شود، دولت باید انضباط مالی و پولی را در اقتصاد فراهم کند. انضباط پولی به وسیله سیستم بانکی ایجاد و انضباط مالی در سند بودجه دیده شود، یعنی مخارج دولت متوازن با درآمدها باشد. از طرفی، هماهنگی بین سیاست‌های پولی و مالی باید دیده شود.

    پازوکی تاکید کرد: این هماهنگی و این سیاست‌گذاری بخردانه منتج به این خواهد شد که اقتصاد ایران به سمت ثبات اقتصادی حرکت کند.

    تیم اقتصادی دولت تغییر کند

    این اقتصاددان در ادامه تاکید کرد: دولت باید دو کار را در سال ۱۴۰۳ انجام دهد. یکی، سیاست تعامل با جامعه جهانی است. یعنی با سیاست‌های بخردانه، به دنبال کاهش و رفع تحریم‌ها برود؛ به خصوص روابط را با اتحادیه اروپا و غرب در چارچوب منافع ملی ایران ارتقا دهد.

    پازوکی افزود: از سوی دیگر، دولت باید سیاست‌گذاری داخلی را از وجود افراد ناآگاه، نادان، تک‌سلیقه، کم‌سواد و فاقد تجربه لازم به دور بریزد. یعنی باید تغییرات اساسی به خصوص در تیم اقتصادی انجام دهد. ولی اگر با افرادی که در سال ۱۴۰۲ به خصوص این‌که تغییر اساسی در سازمان برنامه ندهد، شرایط بحرانی‌تر می‌شود.

    وی تصریح کرد: الان رییس سازمان برنامه کارهای تبلیغاتی می‌کند و هر روز برای افتتاح پروژه می‌رود و هر روز به دنبال کلنگ‌زنی است و نیز دنبال بازدید از اماکن و دادن اطلاعیه است. رییس سازمان برنامه باید یک عنصر تکنوکرات باشد و براساس دستورات غیرمنطقی و آمرانه کار نکند.

    این اقتصاددان عنوان کرد: در پایان سال ۱۴۰۲ شاهد بودیم که دولت بخش مخارج بودجه ۱۴۰۳ را به مجلس نداده بود. اصلا اگر دولت سیزدهم، دولت مردمی است، بخش مخارج را باید روی سایت سازمان برنامه بگذارد و کارشناسان روی آن نظر دهند تا هزینه‌های غیرضرور دولت کاهش یابد. ما نمی‌دانیم مخارج امسال دولت چیست و مخارج کدام بخش‌ها اضافه شده و از کدام بخش‌ها کم شده است.

    پازوکی متذکر شد: دولت باید انضباط مالی ایجاد کند. ما حقوق کارمند را ۲۰ درصد اضافه می‌کنیم، ولی کرایه تاکسی را ۴۵ درصد بالا می‌بریم. این اعداد با یکدیگر همخوانی ندارد. وقتی قیمت انرژی ثابت است، بر چه منطقی ۴۵ درصد کرایه تاکسی افزایش داده می‌شود؟

    دولت از دخالت در اقتصاد خارج شود

    این اقتصاددان با بیان این‌که دولت باید سعی کند خود را از دخالت در اقتصاد خارج کند، گفت: متاسفانه کسانی که در تیم اقتصادی دولت آمده‌اند، بیشتر اعتقاد به نرخ‌گذاری و دخالت دولت در اقتصاد دارند.

    پازوکی افزود: منظور از این مثال‌هایی زدم، برای این بود که دولت باید براساس مبانی علمی و کارشناسی باشد و از عناصر تکنوکرات استفاده کند.

    وی تصریح کرد: این دولت فکر می‌کند تکنوکرات‌ها یعنی غرب‌زدگان و وابستگان به اجنبی. اصلا چنین نیست. اتفاقا کسانی که ناآگاه هستند و تجربه لازم ندارند و پست و مقام می‌گیرند، وابسته به اجنبی هستند، چون بیگانه دوست دارد که اقتصاد ایران به زمین بخورد.

    این اقتصاددان متذکر شد: در سال ۱۴۰۳ دولت باید سیاست تعامل را در پیش بگیرد؛ از جمله مقررات بین‌المللی را بپذیرد، با سیستم بانکی دنیا کار کند، اف‌ای‌تی‌اف را پذیرا باشد و سعی کند این تغییر در سیاست خارجی اتفاق بیفتد.

    پازوکی ادامه داد: الان اقتصاد ایران در گرو سیاست و به خصوص سیاست خارجی است. تحریم‌های ناجوانمردانه را با شعار نمی‌توان حل کرد. ما باید منطقی عمل کنیم. قطعا باید تیم مشاوره رییس‌جمهور تغییر کند؛ چراکه عملکرد آنها، اقتصاد ایران را دچار مشکل کرده است.

    وی خاطرنشان کرد: دولت باید یاد بگیرد انتظارات تورمی را کاهش دهد. ۳۰ ماه است که دولت آمده، هنوز برنامه هفتم اجرایی نشده است.

  • من ِ تولیدکننده و صنعتگر که کشور را در چاه تحریم نینداختم! / سیاسیون کشور را زیر تحریم‌های ظالمانه بردند

    من ِ تولیدکننده و صنعتگر که کشور را در چاه تحریم نینداختم! / سیاسیون کشور را زیر تحریم‌های ظالمانه بردند

    به گزارش اقتصادران، وضعیت اقتصادی ایران خوب نیست. این خلاصه‌ی سخنان یک فعال صنعتی و اقتصادی است. مهدی بستانچی با اشاره به اثرات ناگوار تحریم معتقد است اقتصاد ایران در وضعیتی ناپایدار قرار دارد. مشروح مصاحبه با وی درباره شرایط کنونی و آینده پیش روی اقتصاد در پی می‌آید.

    آقای بستانچی در صنعت تهویه مطبوع که شما به تازگی دوباره در انتخابات رئیس انجمن تولیدکنندگان آن شدید طیف متفاوتی از فعالان صنعتی کار می‌کنند از کارخانجات و بنگاه های بزرگ تا بنگاه‌های کوچک، اوضاع تولید به ویژه در بخش بنگاه‌های کوچک و متوسط چگونه است؟

    والا نفس تولید به شماره افتاده، نفس ندارد. این شامل همه‌ی فعالان صنعتی با همه ی مقیاس‌ها می شود. نفس همه کسب و کارها به شماره افتاده در SME ها بدتر است. چون بالاخره در بنگاه‌های بزرگ Cash Flow وجود دارد اما در کسب و کارهای کوچک وضعیت خوب نیست و ما شاهد تورم فزاینده در کنار رکود شدید و نبود نقدینگی هستیم.

    از سوی دیگر منابع بانکی و تسهیلات تولید از سوی بانک‌ها قفل شده که این هم شرایط را برای بنگاه‌ها سخت‌تر کرده. اگر نگاهی به گزارش شامخ بهمن ۱۴۰۲ که اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران منتشر کرده بیندازیم می بینیم که شاخصی که اردیبهشت ۶۶.۹۶ بوده در بهمن به ۵۶.۹۵ رسیده که در ۶ سال گذشته با ۱۰ درصد اختلاف بیشتر فاصله را داشته.

    بی ثباتی و نوسان شدید قیمت ارز که از اواخر پاییز آغاز شد و در اسفند به اوج رسید برای دولت که بزرگترین نوسان گیر اقتصاد است درآمد قابل توجهی ایجاد کرد اما برای صنایع با ترس و نگرانی همراه است. به دلیل افزایش قیمت و بی‌ثباتی نرخ ارز، تأمین مواد اولیه برای تولیدکنندگان بسیار دشوار شده و از سمت خریدار نیز شاهد افت شدید قدرت خرید هستیم.

    از سوی دیگر با آغاز سال جدید، صنایع با چالش تعیین حقوق منصفانه نیروی کار نیز روبرو هستند و تداوم این شرایط و تحمیل هزینه‌های مالیاتی بیشتر ، موجب کاهش تولید و تعدیل نیروی انسانی خواهد شد.

     

    چه اتفاقی در حال وقوع است؟

    افزایش بیکاری و از بین رفتن بخشی از کسب و کارهای مولد پیامد افزایش مدوام قیمت نهادینه های تولید در کنار رکود شدید است که ضربات سنگینی به جامعه و تولیدکنندگان وارد کرده است. تقریبا همه نهادهای صنفی و فعالان صنعتی هشدار داده‌اند تداوم این وضع حتما به از دست رفتن تعداد زیادی از شرکت‌های تولیدی و بنگاه‌های کوچک متوسط می‌انجامد که اتفاقا کالاها و خدمات با کیفیتی ارایه می‌کنند. با کسری بودجه شدیدی هم که دولت دارد، به نظر شاهد تورم بالاتر و تعدیل گسترده نیروی کار هم خواهیم بود که بحران‌های اجتماعی نیز در پی دارد.

    شما نگاه کنید در یک صنعت پیشرانی مانند صنعت ساختمان، سال ۱۴۰۲ حدود ۱۲ هزار پروانه ساختمانی در شهرداری تهران صادر شده در حالی که ۱۰ سال قبل در سال ۱۳۹۲ این رقم حدود ۲۱هزار پروانه بوده. این هم نشان دیگری بر کوچک شدن و رکود شدید اقتصادی است.

    به نظرم به خاطر همین مسایل است که رهبری، بر جهش تولید تاکید دارند و از سال ۱۳۹۵ رهبری در نام گذاری سال‌ها همواره مساله تولید و اشتغال را عنوان کرده اند.

    مخاطب اصلی این نام گذاری‌های سالانه مخصوصا امسال که جهش تولید و با مشارکت مردم نام گذاری شده، چه کسانی هستند؟

    روشن است که مخاطب اصلی دولت است. دولت علاوه بر این که بزرگترین کارفرما و خریدار است، نقش‌آفرین اصلی در اقتصاد است. اگر دولت ارزیابی درستی از مسائل و چالش‌های تولید و صنعت داشته باشد، به سمت حل گام بر می‌دارد و کارهای اصلی را انجام می‌دهد. اگر فعال اقتصادی و صنعتی مشکل تامین مالی و سرمایه در گردش دارد و دولت گرفتن مجوز فعالیت را تسهیل کند، یعنی درکی از چالش های تولید و صنعت ندارد.

    شناخت چالش‌های تولید نیز کار عجیب و قریبی نیست با اندک هوش و فهم مدیریتی می توان فهرستی از چالش ها را مرتب کرد. منتها موضوع راه حل هاست. تجربه نشان داده نهاد دولت برای راه حل ها اول به منافع خودش توجه می کند.

    اگر دولت به دنبال جهش تولید است، باید با بخش خصوصی مشورت کند. باید مدیران و مسئولین وزارت صمت با فعالان صنعتی گفتگوی مستقیم داشته باشد. راه حل های جهش تولید را باید از تولیدکننده پرسید نه از مدیر دولتی.

    مشکل اصلی عدم جهش تولید چیست؟

    روند صنعتی شدن تولید در کشور بعد از جنگ، از میانه‌ی دهه ۷۰ شروع شد و تا اواخر دهه ۸۰ با رشد مناسبی همراه بود. بسیاری از صنایع در دولت آقای خاتمی وارد نوسازی شدند و در دوره‌ی نخست آقای احمدی نژاد تا سال ۱۳۸۸ به دلیل درآمد سرشار نفتی کشور، فرایند تامین مالی و واردات مواد اولیه و ماشین آلات صنایع به راحتی انجام می شد و بازارهای صادراتی نیز برای محصولات ایرانی باز بودند.

    اما با صدور قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت در خرداد ۱۳۸۹ و مذاکرات بی‌حاصل بعدی، شرایط بدتر شد و کشور برای بیش از یک دهه وارد شرایط تحریم شد و غیر از ۲ سال اجرای برجام، اقتصاد و صنعت با سایه شوم تحریم هر روز کوچکتر شد.

    بنابر این مساله اصلی پیش روی اقتصاد و صنعت و به طبع آن جهش تولید، تحریم است. تحریم علاوه بر آثار اجتماعی که همه می‌دانیم، هم جلوی سرمایه گذاری خارجی را گرفته، هم ایجاد رانت کرده، هم مبادلات مالی را غیر شفاف کرده و به فساد دامن زده، هم موجب گران شدن محصولات شده، هم جلوی ورود فناوری و ماشین آلات صنعتی روز را گرفته و هم باعث از بین رفتن بازارهای صادراتی شده که نتیجه ی همه ی آن ها وضعیت ناگوار فعلی است.

    براساس برآورد آقای سلاح ورزی رئیس پیشین اتاق ایران هزینه مستقیم تحمیل شده ناشی از تحریم‌ها از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲ برای ۱۲ سال ۱۲۱۰ میلیارد دلار بوده، یعنی حدود ۱۰۱ میلیارد دلار سالانه هزینه تحریم به مردم مظلوم ایران تحمیل شده است.

    خلاصه آسیب‌ها و اثرات تحریم را همه هم می دانند ولی این که چرا به قول آقای اژه‌ای ترک فعل می کنند را باید از مسئولین دولت پرسید!

    علاوه بر چالش تامین مالی، کسب و کارهای کوچک و متوسط مشکل تامین مواد و قطعات اولیه محصولات خود را هم دارند؟

    مشکل تامین مواد اولیه و ماشین آلات و فناوری البته مشکل تمام بنگاه ها است و به چند دسته تقسیم می شود. بخش مهمی از سختی به تحریم ها بر می گردد که هزینه تمام شده مواد اولیه و ماشین آلات را بین ۲۰تا۳۰ درصد بالا می برد. یعنی هم در پرداخت پول به دلیل حذف شدن کامل شبکه بانکی از مبادلات و هم به دلیل ارسال از طریق کشورهای واسط، هزینه اضافه سربار تولیدکننده می شود که محصول نهایی را گران می کند و طبیعتا به دلیل افت شدید قدرت خرید که در تمام شاخص ها خود را نشان می هد، باعث می شود فروش محصول هم با مشکل روبرو شود.

    بخش دیگر مسایل مربوط به تخصیص و دریافت ارز برای خرید مواد اولیه و ماشین آلات صنعتی و فناوری استلدو. تازه این در حالی است که نرخ ارز با ثبات باشد و الا خود تغییرات مداوم نرخ ارز هم یک مشکل جدی برای محاسبه قیمت تمام شده کالای تولیدی است.

    بخش دیگری از مشکلات هم به چالش های واردات و ترخیص ماشین آلات تولیدی بر می گردد. حالا همه ی این چالش ها و بحران ها را که پشت سر بگذارید تازه وارد فرایند تولید و فروش می‌شوید که با رکود شدید روبرو می شوید! حالا ببینید تولیدکننده و کارآفرین چه هوش سرشاری دارد که با این شرایط بنگاه را اداره می کند.

    دیگر چه؟

    ما در بنگاه‌های اقتصادی تولیدی و خدماتی از تابستان سال ۱۴۰۱ با یک چالش قابل توجه درگیر هستیم و آن تامین نیروی انسانی متخصص و ماهر است. علاوه بر مسایل مالی، با روی کار آمدن دولت آقای رئیسی فشار اجتماعی بی‌امانی با موضوعاتی مثل حجاب و اینترنت شکل گرفته که نیروی انسانی متخصص را ناامید و سرخورده کرده و چشم انداز امیدبخشی برای آن‌ها باقی نگذاشته.

    اگر سرمایه‌ی انسانی مان پیشتر فقط با پیشنهادهای مالی خوب ایران را ترک می‌کرد، امروز حاضر است با پیشنهادهای متوسط هم ایران را ترک کند. اگر قبلا فقط آمریکا و کانادا و اروپا مقصد مهاجرت نیروی انسانی متخصص و ماهر بود امروز ترکیه و امارات و قطر و عمان نیز به مقاصد مهاجرتی تبدیل شده‌اند. انگار مسئولین دولت برای کسب و کارهای خارجی آن ها بازاریابی می‌کنند!

    از سمت نیروی کار ماهر هم بنگاه‌ها دچار مشکل هستند، از یک طرف محدودیت‌های پرداخت دارند از طرف دیگر حقوق تکافوی زندگی نیروی ماهر را نمی‌دهد و جذب تاکسی های اینترنتی می‌شوند که درآمد بیشتری برایشان دارد.

    دولت آقای رئیسی سیاست حمایت از تولید را تبلیغ می‌کند اگر منصفانه بخواهیم نگاه کنید، شما سیاست های تولیدی دولت را چگونه ارزیابی می کنید؟

    در تبلیغات که همه عاشق تولید هستند و به دنبال رفع موانع آن ولی در واقعیت و میدان عمل، اتفاقی نمی افتد و هر روز شرایط سخت تر می شود. شما با هر تولیدکننده ای که صحبت کنید حتما مشکل منابع مالی و سرمایه در گردش و واردات مواد اولیه و بیمه و مالیات دارد و در تابستان بحران قطعی برق دارد و در زمستان بحران قطعی گاز!

    به شعارهای انتخاباتی آقای رئیسی نگاه کنید؟ تصورشان این بود که دولت روحانی نمی‌خواهد کار کند! الان در دولت آقای رئیسی که می‌گویند کار می کنند قیمت دلار ۳ برابر شده! قیمت گوشت از ۱۲۰ هزار تومان در آغاز دولت به حدود ۷۰۰ هزار تومان رسیده! قیمت خدمات عمومی مانند بهداشت و دارو هم همین طور چندین برابر شده! قیمت سکه هم رکورد ۴۰ میلیون تومان را رد کرده! مردم می گویند صد رحمت به آن کار نکن‌ها!

    ادعای آقای رئیسی این است که معیشت کشور را به مذاکره گره نزده؛ این چه گره نزدنی است که هر روز شاهد گران‌تر شدن معیشت مردم هستیم. آقای رئیسی نمی‌گوید بهای این تصمیم را مردم چگونه دارند می پردازند. نمی گوید در سایه این سیاست چگونه فسادهای بزرگی مثل چای دبش شکل گرفته.

    تازه این دولتی است که دنبال رفع تحریم هم نیست و کارگزانش معتقد بودند تحریم نعمت است!

    امروز حال و روز دولت آقای رئیسی را ببینید؛ هر روز در یک موضوعی از وعده‌ها عقب نشینی می کنند. از ۴ میلیون مسکن تا چیزهای دیگر. دولتی که مجبور است در تحریم با تخفیف‌های نجومی نفت بفروشد و تازه برای نقد کردن پولش هم هزار مساله دارد، اولویتش تامین غذای مردم است و دادن حقوق کارمندانش.

    این فشار مضاعف و ناتوانی مسئولین و کادرهای تازه نفس دولت و مجلس که به قول خودشان انقلابی هستند، موجب بی‌ثباتی در تصمیمات و اتخاد سیاست های غیر کارشناسی و اشتباه می شود که هزینه اش را مردم می پردازند.

    یک نمونه از ظلمی که به صنعت می‌شود بحث مالیات ارزش افزوده است که از امسال به ۱۰ درصد رسیده، طبق قانون باید از مصرف کننده نهایی ارزش افزوده گرفته شود ولی از صنعتگر گرفته می شود. بارها هم این موضوع مطرح و پیگیری شده و راه به جایی نرسیده. قرار بود با ارزش افزوده زیرساخت های تولیدی و صنعتی بروز رسانی و از صنعت حمایت شود که نشد!

    شما به عنوان یک فعال صنعتی و اقتصادی با حدود ۳۱ سامانه ی دولتی درگیر هستید از سامانه جامع تجارت، مالیات و اظهارنامه عملکرد و ارزش افزوده تا ایران کد و استاندارد و سماصط و سامانه ستکا! تازه علاوه بر ثبت درخواست در این سامانه‌های متعدد باید نسخه کاغذی و مستندات را هم ارایه کنید. خوب این ها به تسهیل فضای کسب و کار کمک کرده یا پیچیده تر شدن آن؟ الان در بسیاری از شهرک های صنعتی، تولیدکننده‌ها به ویژه SMEها با فشار مضاعف جریمه‌های بیمه و مالیات روبرو هستند در حالی که همه در شرایط رکود تورمی هستیم و فروش کالا و خدمات با مشکل روبروست.

    اگر وضعیت تولید در مسیر خوبی بود رهبری هر سال تولید را مد نظر قرار می‌دادند و بر آن تاکید می‌کردند؟ اگر جهت گیری کشور اقتصادی و تولیدی بود هر سال رهبری تذکر می‌دادند؟

    اوضاع صادرات چگونه است؟

    اعداد به خوبی واقعیت ها را نشان می‌دهد، بر اساس آمارهای رسمی غیر از فروردین در ۱۰ ماه بعدی تراز تجاری کشور منفی بوده. طبق آمار گمرگ میزان صادرات غیرنفتی در سال ۱۴۰۲ (بدون احتساب نفت، برق و خدمات فنی مهندسی) ۱۳۶ میلیون و ۴۰۹ هزار تن کالا به ارزش ۴۹ میلیارد و ۳۳۰ میلیون دلار بوده که به لحاظ ارزش ۸.۸۷ درصد کاهش داشته است. جالب این که سال ۱۳۹۶ مجموع صادرات غیرنفتی ایران به ۴۶ میلیارد و ۹۳۱ میلیون دلار رسید که این یعنی بعد از ۷ سال، صادرات غیرنفتی ما رشد ناچیزی داشته است در حالی که همسایگان رکوردهای حیرت آوری را تجربه کردند. مثلا ترکیه ۲ سال قبل در سال گذشته (۲۰۲۲)میلادی ۳۴۳ میلیارد دلار صادرات داشته و سال ۲۰۱۶ میلادی ۲۰۰ میلیارد دلار صادرات داشته.

    اتاق ایران دلیل کاهش صادرات ایران در سال ۱۴۰۲ را ناشی از قیمت تمام‌شده بالای محصولات و قوانین مربوط به تعهد ارزی می داند که باعث شده توان رقابتی برای صادرات کالا کاهش یابد و در نهایت صادرات به صرفه نباشد، یعنی سیاست های ارزی دولت به جای کمک به افزایش صادرات غیرنفتی منجبر به کاهش صادرات شده است. تمام فعالان صادراتی و اقتصادی هم به این سیاست اعتراض کردند اما دولت هیچ توجهی نکرد.

    چقدر از این افت به تحریم برمی گردد؟

    بگذارید با عدد و رقم توضیح دهم پایداری تحریم و سیاست‌گذاری‌های اشتباه و مسئولین ناکارآمد چه بلایی سر تولید و صادرات ایران آورنده‌اند: صادرات امارات در سال ۲۰۲۰ با رشد ۱۷ درصدی نسبت به سال ۲۰۱۹ به ۳۳۵.۲۴ میلیارد دلار رسید و در سال ۲۰۲۲ یعنی ۲ سال بعدش به ۵۹۸.۵ میلیارد دلار صادرات رسید! برای درک بزرگی این رقم باید بگویم کل صادرات ایران در سال ۲۰۲۲ در حدود ۷۶.۹ میلیارد دلار بوده است. بله صادرات امارات بیش از ۷ برابر ایران بوده است.

    بر اساس آمار رسمی وزارت اقتصاد امارات، حجم مبادلات میان ایران و امارات در سال ۲۰۲۲ به ۷میلیارد و ۱۹۲ میلیون دلار رسیده که ۵۵۳ میلیون دلار صادرات غیر نفتی و ۶ میلیارد و ۲۰۴ میلیون دلار صادرات مجدد به ایران داشته اند که ۵ میلیارد دلار آن توسط مناطق آزادشان بوده است و در مقابل ۴۳۳ میلیون دلار از ایران واردات داشته اند. در سال ۲۰۲۲ امارات بیش از ۱۷۵ میلیارد دلار صادرات مجدد re-export داشته، ۱۰۰ میلیارد دلار بیشتر از صادرات نفتی و غیرنفتی ایران.

    این عددها واقعاً تاسف‌آور است، چرا با این سرعت درحال عقبگرد هستیم؟

    مقایسه تطبیقی آمارها به خوبی نشان می دهد امارات متحده عربی، سیاست‌گذاری و هدف‌گذاری درستی داشته و توانسته نقش قابل توجهی برای خود در کیک جهانی اقتصاد ایجاد کند و کشور پهناور و بزرگ و غنی و صنعتی ما، نه تنها در جا زده بلکه عقب رفت فاحشی داشته است؛ به قول دکتر عبده تبریزی: ما در حال از دست دادن مزیت های رقابتی ژئوپلتیک سرزمین مان هستیم.

    یک نکته ی قابل توجه دیگر این است که در سایه تداوم تحریم‌ها، عمق صادراتی ما محدودتر شده. بر اساس آمار گمرک سال ۱۳۸۵ بیشترین صادرات ایران به امارات متحده عربی، چین، عراق، ژاپن، هند، سنگاپور، ایتالیا، افغانستان، آلمان و هلند بود در سال ۱۴۰۱، چین، عراق، ترکیه، امارات متحده عربی، هند، افغانستان، پاکستان، عمان، اندونزی و روسیه. به غیر از عراق و افغانستان، به سایر بازارهای صادراتی، غالبا میعانات گازی، محصولات پتروشیمی و مواد معدنی صادر شده است.

    بررسی آمارهای اقتصادی ایران به ویژه در دهه ۱۳۹۰ آشکارا نشان می‌دهد سیاست گذاری‌ها اشتباه بوده اما به جای اصلاح اشتباه و استراتژی و تعیین هدف‌های جدید در میدان عمل چه اتفاقی افتاده؟ برخی که اتفاقا بسیار متنفذ در ساختار تصمیم گیری‌اند این انگاره را ساختند که تحریم کم اثر و نعمت است؛ استراتژی ما درست بوده، مدیران توانمند نیستند!

    حمایت های صادراتی که دولتی ها قولش را دادند چه؟

    دولت‌های پیشرو اقتصادی همواره حامی صنعت و شرکت های صادراتی شان هستند. حمایت هم لزوما، حمایت مالی نیست، حمایت قانونی و تسهیل گری هم هست، پایین آوردن ریسک تجاری هم هست؛ انجام توافق برای امور گمرکی دو یا چندجانبه هم هست، توافقات استاندارد کالا هم هست. همین چندی پیش رئیس اتاق ایران گفته بود کالای ایرانی به دلیل عوارض گمرکی بالا، به کشورهای ثالث صادر می شود و از آنجا با برند آن کشور به هند صادر می‌شود که عوارض گمرکی نپردازد. خوب این یعنی حمایت صادراتی که وظیفه دولت است.

    شما برای برنامه ریزی صادراتی نیاز به ثبات در سیاست‌ها و قوانین دارید، چیزی که مسئولین ما درکی از آن ندارند. از یک صادرکننده کوچک محصولات کشاورزی تا صادرکنندگان بزرگ نمی دانند فردا که صبح بشود، دولت چه محدودیتی بر صادرات وضع خواهد کرد. از سیب‌زمینی و پیاز تا محصولات صنعتی همه مشکل برنامه‌ریزی دارند و نمی‌توانند به خریداران تعهد تامین کالا بدهند چرا که فردا یک مسئولی در قرارگاه فلان اقتصادی تصمیم می‌گیرد ممنوعیت صادراتی اعمال کند!

    متاسفانه دولت نه تنها از صادر کننده حمایت نمی‌کند بلکه ایجاد مشکل هم می‌کند. همین سیاست تعهد ارزی و وضع عوارض صادراتی را ببینید، چه تاثیری بر کاهش صادرات محصولات غیر نفتی داشته!

    چه کسی مسئول این وضع است؟

    اتفاقا نکته همین است که کسی مسئولیت پذیر نیست. من تولیدکننده و صنعتگر که کشور را در چاه تحریم نینداختم! من که نقشی در تدوین سیاست ها و برنامه های کشور ندارم. اصلا دولت‌ها گوشی برای شنیدن صحبت های فعالان صنفی ندارند. ببینید چه ماجرایی برای انتخابات هیات رئیسه اتاق ایران راه انداخته اند! سیاسیون کشور را زیر تحریم‌های ظالمانه بردند و فعال اقتصادی را رها کرده‌اند به امان خدا و انتظارشان از ما این است مانند شرایط قبل تحریم بتوانیم کار کنیم و مالیات و عوارض بدهیم!

    دولت انتظار دارد بار مشکلات ناشی از تحریم و هزینه های خودش را تولیدکننده و صادرکنندگان پرداخت کنند. در صورتی که هرکسی مشکل ایجاد می کند خودش باید مشکل را حل کند و هزینه‌اش را بدهد، مردم چرا باید هزینه سیاست‌های اشتباه مسئولین را بدهند؟ دولتی‌ها یاد گرفته اند هزینه اشتباهاتشان را از جیب مردم ور دارند، راهش را هم یاد گرفته‌اند تورم ایجاد می کنند و از همان تورم مالیات می گیرند.

    یکی از ریشه های اصلی تورم چیست؟ همه می دانند کسری بودجه شدید دولت! آقای رئیسی هنگام ارایه بودجه ۱۴۰۳ در مجلس چه گفت؟ گفت: بودجه تراز است و کسری ندارد و شاهکار کردیم! مرکز پژوهش های مجلس چه گفت؟ گفته: خیر! بودجه ۱۱۳۴ هزار میلیارد تومان کسری دارد! و مجلس کلیات بودجه را رد می کند! با وجود این در عمل چه اتفاقی می افتد؟ همان بازی تورم و افزایش مالیات ستانی!

    در پایان نکته ای به ذهن تان می‌رسد؟

    به نظرم نکته ای که باید به آن اشاره جدی کنم این است که هم نسلان دهه شصتی من که وارد ایام الله چهل سالگی شده‌ایم، موقع شکوفا شدن توانمندی ها و استعدادهایمان است. نظام باید این را درک کند که که فعال اقتصادی وقتی می‌بینید برای بیش از ۱۵ سال شرایط و فضا برای تولید و صادرات و بازرگانی غیر رانتی و احترام اجتماعی و زندگی مناسب فراهم نیست، تجربه و توان انسانی و مالی خود را بر میدارد و می رود به کشورهایی که بتواند آن را شکوفا کند و فشار بی دلیل را تحمل نکند.

    این شرایطی که کشورهای جنوبی خلیج فارس برای تمام رشته ها و اروپایی ها برای حوزه IT فراهم می کنند ناشی از همین است که آن ها می بینند کارآفرینان و متخصصان از وضعیت ناراضی هستند و با پیشنهادهای خوب سرمایه انسانی و مالی کشور را جذب می کنند تا از آن بهره مند شوند.

    به نظرم نظام اگر می خواهد در کشور به صورت واقعی جهش تولید و اقتصاد شکل بگیرد باید امید را به جامعه بر گرداند و دستاوردهای واقعی اقتصادی ایجاد کند. اگر دستاوردها و شاخص ها، رشد واقعی داشته باشند، فعالان اقتصادی و صنعتی حتما می توانند رکوردهای قابل توجهی را ثبت کنند.

    نکته ی دیگر این که همان طور که همه می دانند فهم مساله نیمی از مسیر راه حل است. مسایل اساسی کشور هم که روشن است اما به نظرتان دولت آقای رئیسی آن مسایل را می فهمد و می شناسد؟ و اگر می شناسد راه حلی کارشناسی و منطقی برای آن دارد؟ برآیندها و تصمیمات نشان می دهد که وقتی شناختی از مسایل وجود ندارد راه حل ها هم به طنز شباهت دارد و این برای کشور عظیم ایران خیلی بد و تلخ است.

    شما به همین مساله تثبیت ساعت توجه کنید. همه می‌دانند کشور با مشکل شدید ناترازی شدید برق روبروست اما تصمیم شان چیست؟ تثبیت ساعت! راه حل شان چیست؟ دادن جدول قطعی برق به صنایع در تابستان!

     

     

  • مردم تا یک حدی فشار را تحمل می کنند / رئیسی قرار بود تورم و گرانی را کنترل کند

    مردم تا یک حدی فشار را تحمل می کنند / رئیسی قرار بود تورم و گرانی را کنترل کند

    به گزارش اقتصادران، مسعود پزشکیان نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی، در رابطه با نابسامانی‌ های بازار ارز و طلا و همینطور شرایط اقتصادی کشور که بازارهای مختلف را با چالش و معیشت مردم را با مشکلات و سختی همراه کرده است، گفت: ببینید مشکل اصلی که ما با آن مواجه هستیم نداشتن یک نقشه راه است. ظاهرا در تئوری می‌گوییم اما در عمل یک چنین نقشه ای را رسم نکردیم و در جایی هم که یک چنین برنامه‌ای می‌نویسیم یا نقشه راهی را طراحی می‌کنیم افرادی که برای اجرای این نقشه انتخاب می کنیم، مهارت، علم و برنامه کافی برای اجرای چنین برنامه ای را ندارند.

    وی ادامه داد: در نتیجه خیلی وقت‌ها وقتی با این آدم ها صحبت می‌کنیم می‌خواهیم برنامه‌ای بنویسیم که سیاست های کلی اجرایی و محقق شود، می‌گویند خب این که نمی‌تواند اجرا کند؛ در حالیکه باید آدمی را مسئول کار کنیم که آن راه درست و رو به عملی شدن برنامه را بتواند طی کند و کار را به سرانجام برساند. ما افرادی را می‌گذاریم که نمی‌توانند آن راه را بروند و نتیجه اش هم مشکلاتی است که به وجود می آید.

    عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس افزود: اصل سوءمدیریت همین است، من می‌گویم آدمی که تجربه، علم و مهارت کافی برای اجرایی کردن اهداف برنامه را ندارد اصولا نباید مسئولیت بپذیرد و نباید چنین آدمی را بگذارند ولی اوضاع و احوال همچنان ادامه دارد.

    منتخب مردم تبریز در مجلس دوازدهم در پاسخ به این سوال که «الان که چنین افرادی در جایگاه های مسئولیت حضور دارند، آیا نیازی به تغییر و تحول احساس نمی‌شود؟»، ابراز داشت: این تصمیم برعهده آقای رییس‌جمهور است که می‌خواهد در تیم خود تغییر ایجاد کند یا خیر؛ دولت بالاخره وعده هایی داده بوده، صحبت هایی که ریاست محترم جمهور داشته، قرار بود گرانی را کنترل کنند، تورم را حل کنند، نرخ ارز را تثبیت کنند و حتی روند قیمت ها کاهشی شود، خب چه شد؟

    وی ادامه داد: می دانید که یکی از شاخصه های مسلمان عمل به تعهد است، حضرت علی(ع) زمانی که حاکم می شود اولین سخنانی که بیان می‌کند در خطبه ۱۶ نهج البلاغه آمده است که می‌فرماید «ذِمَّتِی بِمَا أَقُولُ رَهِینَةٌ وَ أَنَا بِهِ زَعِیمٌ» یعنی گردنم را در مقابل صحبت هایی که می‌گویم گرو می‌گذارم. آن وقت ما حرف‌هایی می‌زنیم که اجرا نمی کنیم و وقتی هم که اجرا نشد برای آن توجیه می آوریم. لذا من معقتدم باید دنبال آدم هایی گشت که این تئوری هایی که در ذهن مسئولان سیاسی کشور است را در اجرا عملیاتی کنند.

    نماینده مردم تبریز در مجلس با اشاره به اثرات شرایط کنونی در فضای اجتماعی، عنوان کرد: وضعیتی که مشکلات مهار نشده و به‌طور دائم بر زندگی مردم تاثیرگذار است، طبیعتا روی اوضاع اجتماعی نیز اثر دارد، مردم الان همه تحت فشار هستند و تا یک حدی می‌توانند این فشار را تحمل کنند. مذهبی و غیرمذهبی، چپ و راست فرقی ندارد، وقتی از یک حدی گذشت که دیگر قادر به زندگی نباشد دیگر راه درست را نمی‌شود رفت.

    پزشکیان در واکنش به این مساله که «برخی ادعا می‌کنند که ممکن است این شرایط یک عامل برای تردید یا تاخیر ایران در انتقام از اسراییل در ماجرای حمله به کنسولگری کشورمان باشد»، تصریح کرد: در این خصوص باید سیاستمداران تصمیم بگیرند اما اعتقاد دارم که حاکمیت نباید در دامی بیفتد که آن ها پهن کردند. اسراییل خودش به اندازه کافی در نگاه دنیا به چالش افتاده و در نگاه جهانیان تنفر نسبت به اسراییل ایجاد شده است؛ الان اگر جنگی شروع شود اسراییل می‌خواهد خودش را منزه کند و بقیه را پایین بکشد.

    وی خاطرنشان کرد: رژیم صهیونیستی اکنون مصداق این ضرب المثل «الغریق یتشبث بکل حشیش» یعنی غریق، به هر شاخه ی خشکیده‌ای چنگ می زند (تا خود را نجات دهد)، است. این اسراییلی که می خواهد با این کارها بقیه را با خودش بکشد، نباید به نظر من این کار را کرد؛ البته سیاستمداران و فرماندهان نظامی کشور بهتر این را می دانند و باید اجازه دهیم براساس راهبردهای کلان نسبت به اقدام متقابل تصمیم گیری شود.