برچسب: خشکی سدها

  • حال سدهای ایران همچنان خوب نیست

    حال سدهای ایران همچنان خوب نیست

    به گزارش اقتصادران، وضعیت بارشی کشور بهبود یافته و نسبت به فصل پائیز از رشد نسبتا خوبی برخوردار شده است اما این وضعیت هنوز به دلیل خشکسالی چندساله هنوز اثر چندانی بر منابع آب سطحی نداشته و به جز چند سد بیشتر سدها از نظر بیلان آبی منفی هستند.

    براساس آخرین آمار شرکت مدیریت منابع آب ایران از ابتدای سال آبی جاری(ابتدای مهر۱۴۰۴) تا ۲۷ دیماه ۶ میلیارد و ۷۰ میلیون متر مکعب آب وارد سدهای کشور شده که این میزان در مقایسه با ۶ میلیارد و ۷۵۰ میلیون متر مکعب سال گذشته ۱۰ درصد کاهش را نشان می دهد .

    کاهش ۱۹ درصدی حجم آب موجود در سدها

    همچنین از ابتدای سال آبی جاری تا ۲۷ دیماه حجم آب موجود در سدهای کشور به ۱۸ میلیارد و ۱۸۰ میلیون متر مکعب رسیده که در مقایسه با ۲۲ میلیارد و ۵۴۰ میلیون متر مکعب سال گذشته ۱۹ درصد کاهش یافته است.

    کاهش ۲۵ درصدی برداشت آب از سدها

    با هدف مدیریت آب موجود در سدهای بزرگ و مهم کشور حجم برداشت از سدها نسبت به سال گذشته کاهش داده شده است.

    براین اساس از ابتدای سال آبی جاری تا ۲۷ دیماه حجم آب برداشت شده از سدها به ۶ میلیارد و ۵۲۰ میلیون متر مکعب رسیده است که در مقایسه با هشت میلیارد و ۷۰۰ میلیون متر مکعب سال گذشته ۲۵ درصد کاهش دارد.

    چهار سد با رشد خیره کننده

    در این مدت سدهای استقلال، شمیل و نیان و سرنی در استان هرمزگان و سد نسا کرمان با رشد خیره کننده روبرو شده اند. سد استقلال با ۱۹۰ میلیون متر مکعب موجودی مخزن از رشد یک هزار و ۱۸۸ درصدی نسبت به سال گذشته روبرو شده است.

    سد شمیل و نیان هم با ۳۳ میلیون متر مکعب موجودی مخزن با رشد۱۰۰ درصدی نسبت به سال گذشته همراه شده است.

    سد سرنی هم با داشتن ۲۴ میلیون متر مکعب موجودی مخزن از رشد ۱۶۰ درصدی برخودار شده است.

    سد نسا کرمان هم با ۴۹ میلیون متر مکعب موجودی از رشد ۱۶۶ درصدی نسبت به سال گذشته برخودار است.

    ۱۰ سد بزرگ و مهم زیر۱۰ درصدپرشدگی دارند.

    سدهای پنج گانه تهران همچنان منفی

    سدهای امیرکبیر با داشتن ۶ میلیون مترمکعب موجودی آب با کاهش ۸۵ درصدی نسبت به سال گذشته در مقام نخست سدهای کم آب تهران قرار دارد. سد طالقان با داشتن ۹۷ میلیون متر مکعب از کاهش ۵۶ درصدی نسبت به سال گذشته رنج می برد.

    سد لتیان و ماملو هم با داشتن ۲۳ میلیون متر مکعب موجودی مخزن نسبت به سال گذشته ۵۲ درصد کاهش موجودی دارد. سدلار نیز با داشتن ۱۰ میلیون متر مکعب و کاهش ۳۱ درصدی نسبت به سال گذشته در انتظار روزهای بهتر به سر می برند.

  • سد‌های چهارگانه تهران فقط ۳ درصد آب دارند!

    سد‌های چهارگانه تهران فقط ۳ درصد آب دارند!

    به گزرش اقتصادران، بارش‌های جدید در حالی برای هفته‌های آینده پیش بینی می‌شود که استاندار تهران تاکید دارد که نباید مردم تصور کنند که با بارش‌های اخیر مشکل خشکسالی حل شده است.

    محمدصادق معتمدیان در تازه‌ترین اظهارنظر درباره وضعیت ذخایر آبی در استان تهران و میزان بارش‌ها، گفته است: متاسفانه استان تهران، امسال ششمین سال خشکسالی را پشت سر می‌گذارد؛ در سال آبی جاری هم که از اول مهرماه تا امروز آغاز شده است، تنها حدود ۱۵میلی‌متر بارندگی داشتیم. به دلیل همین کاهش بارندگی نیز استان تهران در میان استان‌های با کم‌ترین بارش قرار دارد.

    گزارش‌ها حاکی از آن است که ۷۰ درصد منبع تامین آب آشامیدنی استان تهران، سفره‌های زیرزمینی و ۳۰ درصد هم از طریق سد‌ها است. این در شرایطی است که بنا به گفته معتمدیان، در حال حاضر سد‌های چهارگانه استان تهران تنها حدود سه درصد پُرشدگی آب دارد.

    در این شرایط بر اساس گزارش موسسه تحقیقات آب، برای هفته جاری وقوع بارش‌ها در بیشتر نقاط کشور پیش بینی شده است. بر همین اساس، در هفته جاری از میان حوضه‌های درجه ۱ کشور، حوضه‌های خلیج فارس و دریای عمان با مقدار میانگین بارش ۲۵ میلی‌متر و بیشینه بارش ۳۳۷.۱ میلی‌متر و حوضه دریاچه ارومیه با مقدار میانگین بارش ۳۵.۱ میلی‌متر و بیشینه بارش ۲۱۴.۴ میلی‌متر دارای بیشترین مقدار بارش خواهند بود.

    حوضه مرزی شرق با مقدار میانگین بارش ۳.۷ میلی‌متر و بیشینه بارش نقطه‌ای ۲۶.۵ میلی‌متر کم باران‌ترین حوضه درجه ۱ کشور است.

    از میان حوضه‌های درجه ۲ کشور، حوضه مرزی غرب با مقدار میانگین بارش ۶۲.۱ میلی‌متر و بیشینه بارش ۳۳۷.۱ میلی‌متر و حوضه دریاچه ارومیه با متوسط بارش ۳۵.۱ میلی‌متر و بیشینه بارش ۲۱۴.۴ میلی‌متر پرباران‌ترین حوضه‌های درجه دو کشور هستند.

    از میان استان‌های کشور، استان‌های کردستان، آذربایجان غربی، کرمانشاه، چهارمحال بختیاری، خوزستان، لرستان و سایر استان‌های غربی با بارش تجمعی ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلی‌متر در هفته جاری پر بارش‌ترین استان‌های کشور خواهند بود.

  • وضعیت بحرانی سدهای تهران همچنان ادامه دارد

    وضعیت بحرانی سدهای تهران همچنان ادامه دارد

    به گزارش اقتصادران، بررسی وضعیت سدهای تهران نشان می‌دهد همچنان ذخایر سدهای پنج‌گانه در وضعیت بحرانی است و بارش‌های نیمه دوم آذرماه نتوانسته این شرایط تنش‌آمیز را به‌طور محسوس کاهش دهد.
    در یک‌هفته اخیر سامانه‌های بارشی خوبی وارد ایران شد و در اقصی نقاط کشور بارش‌های کم‌سابقه از نظر “حجم در مدت زمان” را شاهد بودیم، اما تهران یکی از نقاطی است که سهم چندانی از سامانه‌های بارشی اخیر در مقایسه با دیگر نقاط کشور نداشت.
    در تهران نیز بارش پاییزی برف و باران را در نیمه دوم آذرماه تجربه کردیم، اما بررسی وضعیت سدهای تهران نشان می‌دهد همچنان ذخایر سدهای پنج‌گانه در وضعیت بحرانی است و بارش‌های نیمه دوم آذرماه نتوانسته این شرایط تنش‌آمیز را به‌طور محسوس کاهش دهد.
    وضعیت سدهای تهران در بیست‌وپنجم آذرماه نشان می‌دهد، سد کرج به ذخیره بی‌سابقه ۷ میلیون مترمکعبی رسیده، درحالی که در زمان مشابه سال قبل، این سد ۵۸ میلیون مترمکعب ذخیره آبی داشت.
    همچنین، سد لتیان نیز ذخیره آبی ۷ میلیون مترمکعبی را تجربه می‌کند که نشان دهنده خالی بودن بیش از ۹۲ درصدی مخزن این سد است. در زمان مشابه سال قبل، ذخیره آبی سد لتیان ۲۲ میلیون مترمکعب بود.
    سدهای طالقان، ماملو و لار نیز به‌ترتیب با ذخایر ۱۱۹ میلیون مترمکعبی، ۱۸ میلیون مترمکعبی و ۱۰ میلیون مترمکعبی، به‌ترتیب کاهشی  ۱۰۸ میلیون مترمکعبی، ۱۶ میلیون مترمکعبی و ۱۲ میلیون مترمکعبی نسبت به زمان مشابه سال قبل دارند.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد، ورودی آب به سدهای تهران همچنان از میزان خروجی آب از این سدها کمتر است و همین مسئله موجب شده با وجود بارش‌هایی در نیمه دوم آذرماه، ذخیره سازی آب در سدهای تهران همچنان منفی باشد.

  • ذخایر سدهای تهران پس از بارش‌ها اخیر + جدول

    ذخایر سدهای تهران پس از بارش‌ها اخیر + جدول

    به گزارش اقتصادران، ذخایر سد‌های تهران نسبت به زمان مشابه سال گذشته افتی ۲۱۴میلیون مترمکعبی دارند، این درحالی است که سال گذشته هم سال خشکی بود و این نشان می‌دهد شدت خشکسالی امسال چقدر قابل توجه است.

    ذخایر سد‌های تهران همچنان رو به کاهش است و در حالی که در تاریخ ۱۶آذرماه مجموع ذخایر سد‌های تهران به ۱۶۷ میلیون مترمکعب رسیده؛ در زمان مشابه سال گذشته این رقم ۳۸۱ میلیون مترمکعب بود.

    بررسی آخرین وضعیت سد‌های تهران در تاریخ ۱۶ آذرماه بدین شرح است:

    جدول وضعیت ذخایر سد‌های تهران

    ذخایر سد‌های تهران نسبت به زمان مشابه سال گذشته افتی ۲۱۴میلیون مترمکعبی دارند، این درحالی است که سال گذشته هم سال خشکی بود؛ این نشان می‌دهد شدت خشکسالی امسال چقدر قابل توجه است که نسبت به یک‌سال خشک هم با افت قابل توجه ذخایر آبی مواجه‌ایم.

  • زنگ صرفه‌جویی آب به صدا درآمد / ۱۶ سد کشور کمتر از ۱۰ درصد پرشدگی دارند / تهران به وضعیت «صفر آب» نزدیک شد

    زنگ صرفه‌جویی آب به صدا درآمد / ۱۶ سد کشور کمتر از ۱۰ درصد پرشدگی دارند / تهران به وضعیت «صفر آب» نزدیک شد

    به گزارش اقتصادران، آخرین گزارش وزارت نیرو درباره میزان ذخایر آب سدهای کشور نشان می‌دهد که حجم ورودی به مخازن سدها از ابتدای مهر امسال تا ۸ آذر ماه، با کاهش ۳۸ درصدی نسبت به مدت مشابه پارسال، معادل ۲٫۳۳ میلیارد مترمکعب است و مخازن سدهای مهم کشور هم فقط ۳۲ درصد پرشدگی دارند.

    طبق این گزارش ۱۶ سد کشور در استان‌های تهران، خراسان رضوی، آذربایجان غربی، هرمزگان، گیلان، زنجان، کرمان و فارس کمتر از ۱۰ درصد پرشدگی دارند که به‌طور مشخص، میزان پرشدگی سدهای لار، امیرکبیر، لتیان ماملو در استان تهران فقط ۸ درصد است آن هم در حالی که طبق گزارش وزارت نیرو، مصرف فعلی پایتخت حدود ۳۳.۵ مترمکعب در ثانیه است که فقط ۱۶ مترمکعب از این رقم، از منابع زیرزمینی برداشت شده و مابقی آن باید از ذخایر سدها تامین شود که ذخایر آبی سدهای تهران هم حاکی از کمبود  سه‌ میلیارد  مترمکعبی  است .

    این میزان پرشدگی در حالی حکایت از فوق بحرانی شدن وضع منابع تامین آب این استان‌ها دارد که طبق گزارش سازمان هواشناسی کشور، میزان بارش در فاصله اول مهر تا ۷ آذر امسال با کاهش ۸۸٫۳ درصدی نسبت به مدت مشابه پارسال به‌طور میانگین ۳٫۹ میلیمتر بوده در حالی که در مدت مشابه پارسال، ۳۳٫۵ میلیمتر ریزش جوی در کشور ثبت شده بود و علاوه بر آنکه بارش در تمام استان‌ها در این بازه زمانی کمتر از حد نرمال بوده و استان‌های بوشهر، خراسان جنوبی، قم و یزد از این حیث بدترین وضع را در این مدت داشتند، ۹ استان کشور هم طی ۶۷ روز و از ابتدای مهر امسال، هیچ ریزش جوی نداشتند و به‌طور مشخص، میانگین بارش در استان تهران هم حاکی از آن است که از ابتدای مهر تا ۷ آذر امسال، میانگین بارش در این استان، با کاهش ۹۷٫۴ درصدی نسبت به مدت مشابه پارسال، ۱٫۲ میلیمتر  بوده  است.

    در دهمین روز آذر ماه، احد وظیفه که ریاست مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران سازمان هواشناسی را برعهده دارد، در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا اعلام کرد که ۷۰ روز اخیر، با توجه به اینکه بسیاری نقاط کشور در این بازه زمانی هیچ گونه بارشی نداشته‌اند، یکی از خشک‌ترین پاییزهای پنج دهه اخیر بوده و مدیرعامل آبفای استان تهران هم گفت که خشکسالی ۵ ساله تهران، در یک قرن اخیر بی‌سابقه بوده است.
    در میزگردی که هفته اول آذر امسال در خبرگزاری ایسنا برگزار شد، مهدی زارع (استاد تمام پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله)، رضا سپهوند (دبیر کمیسیون انرژی مجلس) و هومان لیاقتی (عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی) ابعاد بحران آب در کشور را  تشریح کردند.

    مهدی زارع با این هشدار که کاهش بارندگی به ‌دلیل تداوم خشکسالی و همچنین ضعف در به‌کارگیری روش‌های علمی در مدیریت منابع آب، کشور را وارد شرایط نگران‌کننده‌ای کرده، گفت: «سال آبی ۹۸-۱۳۹۷ یکی از سال‌های پربارش کشور بود و سیلاب فروردین ۹۸ در ۱۹ استان رخ داد، اما پس از آن سال، عملا به‌ صورت پی‌درپی با کمبود بارش روبه‌رو بوده‌ایم و در ۵ سال گذشته، بارندگی سالانه تقریبا همواره زیر ۲۰۰ میلیمتر بوده و حتی به حدود ۱۵۰ میلیمتر رسیده در حالی که در سال‌های نسبتا پربارش، متوسط بارندگی کشور حدود ۲۵۰ میلیمتر است. بنابراین اکنون با کاهش حدود ۳۰ تا ۴۰ درصدی بارش نسبت به دوره‌های نرمال مواجهیم. البته خشکسالی در کشور تنها در سطح هواشناسی و کشاورزی باقی نمانده و در بسیاری مناطق، وارد مراحل اقتصادی و اجتماعی شده چنانکه در برخی حوزه‌ها مانند دریاچه ارومیه و تالاب هامون، حتی نشانه‌های خشکسالی اکولوژیک مشاهده می‌شود؛ به این معنا که برخی گونه‌ها از محیط حذف شده‌ یا می‌شوند و این موضوع در بلندمدت مشکلات جدی برای تنوع زیستی و محیط‌زیست کشور ایجاد خواهد کرد.

    اما آثار خشکسالی در شهرها هنوز به‌طور کامل آشکار نشده در حالی که یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها، شهر تهران است و بیش از یک‌سال است گزارش‌هایی درباره فرونشست زمین در منطقه ۱۸ با نرخ ۱۸ تا ۳۰ سانتی‌متر در سال منتشر می‌شود که البته این پدیده بخشی از تبعات مستقیم خشکسالی و برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی است. طبق آمارها ۱٫۲ میلیارد مترمربع نیاز آبی تهران است که طبق آمارهای رسمی ۵۰ درصد از این نیاز، از آب‌های زیرزمینی تامین می‌شود ولی برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد در ۶‌ ماه اول سال، این سهم برای تهران و البرز حتی بالاتر و حدود ۷۰ درصد بوده و برداشت‌های فعلی از آب‌های زیرزمینی در حدود ۶۷۰۰ میلیون مترمکعب در سال و در بازه ۱۰ ساله حدود ۶ تا ۷ میلیارد مترمکعب است که بخش مهمی از این برداشت‌ها مربوط به مناطق مسکونی پُرشمار است، آن هم در حالی که تهران کم آب است و آب سدها در سال جاری به خشکی کامل کشیده شده است. اگر روند برداشت فعلی ادامه یابد و برنامه‌ریزی در مدیریت منابع آب اصلاح نشود، در برخی نقاط شهری چاره‌ای جز قطع یا محدودسازی برنامه‌ریزی‌شده آب وجود نخواهد داشت. علاوه بر تهران، بخش‌هایی از سرزمین عملا به خشکی کامل رسیده‌اند و تبعات خشکسالی‌ و از جمله، آلودگی شدید آب‌های زیرزمینی، بروز فرونشست‌های متفاوت یا تغییر شکل‌های بزرگ در سطح زمین با آسیب به خانه‌های مردم و کاهش نفوذپذیری خاک در گستره‌های وسیع، از سال‌های ۱۴۰۷ و ۱۴۰۸ به ‌تدریج خود را نشان خواهد داد. وقتی در یک بازه تقریبا ۱۰ ساله حدود ۶ تا ۷ میلیارد مترمکعب آب از لایه‌های زیرزمینی خارج می‌شود، این حجم عظیم برداشت پیامدهای زمین‌شناختی قابل ‌توجهی دارد و یک نگرانی شخصی و تخصصی من در این حوزه، تاثیر این برداشت‌ها بر گسل‌های فعال است. از نظر تئوریک نشان داده‌ایم که این میزان افت سطح آب می‌تواند بر گسل‌های فعال تهران  نیز  اثر بگذارد.»

    رضا سپهوند هم در حالی که یکی از عوامل اصلی خشکسالی و بحران کنونی را، تغییرات گسترده اقلیمی دانست، گفت که میانگین بارش امسال نسبت به سال گذشته ۸۴ درصد کاهش یافته و تاکید داشت که حکمرانی آب، از دیگر دلایل بحران کنونی کشور است و گفت: «با وجود قانون توزیع عادلانه آب (مصوب سال ۱۳۶۱ مجلس) دولت‌ها این قانون را اجرا نکرده‌اند. طبق اصل ۴۵ قانون اساسی، حکمرانی بر آب از بر تا رودخانه‌ها، سراب‌ها، چشمه‌ها و آب‌های زیرزمینی کاملا بر عهده دولت است و دولت باید مدیریت می‌کرد ولی پس از پنج دهه، از دوران اصلاحات ارضی تا امروز، به این وضعیت بحرانی رسیده‌ایم. بنابراین، بخش بزرگی از بحران کنونی، ناشی از سیاست‌های غلطی است که به دلیل ضعف قانونگذاری و عدم دقت قانونگذاران در موضوع حکمرانی آب، فشارهای سیاسی و منطقه‌ای مسبب اجرای نادرست سیاست‌ها، اتفاق افتاده که طرح بزرگ قمرود، مصداقی از این سیاست‌های غلط است. در این طرح ۱۸۰ میلیون مترمکعب آب به قم منتقل می‌شود و قرار بود این آب برای شرب باشد، اما به دنبال توسعه صنعتی شدید در قم، طرح‌های گلخانه‌ای، فضای سبز، تولید ماهیان خاویاری و… در دل کویر گسترش یافته‌اند. این سیاست‌های غلط موجب انتقال جمعیت شده در حالی که حکمرانی آب مترادف با حکمرانی جمعیت است. چرا باید ۱۵ میلیون نفر در تهران متمرکز شوند؟

    اگر این حجم آب به تهران منتقل نمی‌شد و اینقدر آب زیرزمینی برداشت نمی‌کردیم، چرا باید شهر این‌طور گسترش می‌یافت؟ چرا باید امکانات را به تهران می‌آوردیم تا جمعیت جذب شود و حالا برای تامین آب آن دچار بحران شویم؟ عامل دیگری که امروز ما را درگیر بحران کرده، ضعف دیپلماسی آب است. ما با اغلب کشورهای همسایه، از افغانستان و ارمنستان تا ترکیه و عراق، در مساله آب مشکل داریم و ضعف در دیپلماسی باعث شده حقوق آبی ما  در حوضه‌های مرزی حفظ نشود. در ترکیه دو طرح بزرگ اجرا شده که بخش عمده‌ای از آنها روی رودخانه ارس قرار دارد. سوال این است که دیپلماسی ما چرا تا این حد ضعیف عمل کرده که بخش قابل‌ توجهی از حقابه‌مان از دست رفته و امروز ما دچار بحران شده‌ایم؟ ریزگردها و خشک شدن تالاب‌ها، از دیگر پیامدهای این سیاست‌های غلط است چنانکه ریزگردهایی که اکنون از غرب وارد کشور می‌شوند تا حد زیادی به خشک شدن تالاب‌های عراق و بخش‌هایی از داخل کشور برمی‌گردد که عامل آن، طرح‌های بالادستی و مدیریت نامناسب منابع آبی در منطقه است و در این زمینه هم، دیپلماسی آب ما ناکافی عمل کرده است. بیش از ۸۰ تا ۹۰ درصد آب کشور در کشاورزی مصرف می‌شود آن هم در شرایطی که الگوی کشت در بسیاری از استان‌ها هیچ‌گونه توجیه اقلیمی و مزیتی ندارد.

    مثلا در استانی با دمای ۵۰ درجه که هیچ مزیتی هم در تولید برنج ندارد، حدود ۲۵۰ هزار هکتار سطح زیرکشت برنج داریم در حالی که در چنین اقلیمی باید محصولاتی مانند گندم و ذرت کشت شود نه اینکه منابع آبی به کشت برنج و هندوانه و سیب‌زمینی اختصاص پیدا کند. در بسیاری از مناطق کشور، بحران آب نتیجه فقدان الگوی کشت صحیح و مصرف گسترده سموم و کودهای شیمیایی است آن هم در حالی که مصرف بی‌رویه سموم و کودهای شیمیایی، نه تنها مصرف آب را به ‌شدت افزایش می‌دهد، یکی از عوامل اصلی افزایش موج سرطان در کشور است و البته به دلیل نظارت ناکافی وزارت جهاد کشاورزی بر این روند، محصولات ما زمانی که به مرزها می‌رسند، به دلیل سطح بالای آلودگی اجازه ورود به  بازارهای خارجی را پیدا  نمی‌کنند، چون باقی مانده   سموم آنها  بالاست.»

    هومان لیاقتی هم با ابراز نگرانی نسبت به میزان بسیار زیاد مصرف آب در بخش کشاورزی در این وضع بحرانی گفت که حدود ۹۰ درصد منابع آبی برای کشاورزی مصرف می‌شود در حالی که در کشور کانادا، میزان آب مصرفی برای بخش کشاورزی، حدود ۱۲ درصد است و افزود: «در کنار بحران آب در کشاورزی، در شهرهای بزرگ در شرایط اورژانسی قرار داریم و در سطح ملی نیازمند استراتژی‌های جدید در حکمرانی آب هستیم. در شرایط فعلی باید همه جا درباره مصرف آب به شکل اورژانسی صحبت کرد. صداوسیما، مساجد، حتی مکان‌هایی مثل تئاتر، سینما و کنسرت، همه اینها باید پنج دقیقه از برنامه‌های خود را به آگاهی درباره وضعیت آب در شهر تهران اختصاص دهند. شرایط آب بحرانی است؛ وقتی آب نباشد، بهداشت هم وجود ندارد.اکوسیستم شهرهای بزرگی چون تهران، تبریز و مشهد به آب نیاز دارد .مثلا اگر فردا بگوییم آبیاری فضای سبز را قطع کنیم، با اینکه حدود ۲۰۰ میلیون مترمکعب آب در تهران صرف فضای سبز می‌شود، این کار پیامد دارد و این شهر با آلودگی هوا، نبود تصفیه طبیعی، ریزگردها و مشکلات متعدد مواجه می‌شود، چون فضای سبز، سالانه به‌طور متوسط حدود ۷ نوع گرد و غبار را جذب می‌کند. طبق آمارهای سال گذشته، هر شهروند تهرانی حدود ۲۵۰ لیتر آب مصرف می‌کند در حالی که استاندارد جهانی مصرف آب برای هر شهروند ۱۳۰ لیتر و طبق استاندارد سازمان بهداشت جهانی ۱۵۰ لیتر و در کشور پیشرفته‌ای مثل آلمان ۱۲۲ لیتر است.

    مصرف با جریمه و زور و تحمیل هزینه به مردم پایین نمی‌آید، بلکه برای تحقق آن در درجه اول نیازمند فرهنگسازی و آموزش صحیح هستیم که آموزش صحیح هم یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد. خواهش از مردم این است که در این شرایط بحرانی کمک کنند تا وضعیت تهران به «روز صفر آب» و وضع غیر قابل مدیریت نرسد. بازچرخانی آب در شهر تهران یک امر ضروری است و باید آب شرب و آب خاکستری از هم جدا شوند که این مساله، سال‌ها مطرح بوده و حتی پیشنهاد‌های سرمایه‌گذاری در این زمینه وجود داشته، اما به دلایل مختلف و از جمله، چارچوب‌های اقتصادی کشور، اجرا نشده است. در هیچ جای دنیا، آب شرب را برای همه‌ چیز استفاده نمی‌کنند. نمی‌توانیم صنایع را تعطیل کنیم، اما باید با بهره از تکنولوژی، آب خاکستری به این واحدها تحویل بدهیم.توجه جدی به «آمایش سرزمینی» ضروری است و الگوی کشت هم جزیی از آمایش سرزمینی است. در اطراف دریاچه ارومیه کشت محصولاتی مانند انگور کاهش یافت و به‌ جای آن سیب، گوجه و هلو کشت شد که مصرف آب بسیار بیشتری دارند و در مقابل، صادرات غیرنفتی مانند کشمش که در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی در دنیا اول بودیم، کاهش یافت و البته این تغییرات بدون توجه به مزیت‌های سرزمینی انجام شد و به بخشی از اقتصاد نیز آسیب زدیم، چون مزیت‌های سرزمینی خودمان را ندیدیم و بنابراین، خیلی از مواقع، ما با محصولات صادراتی، آب را هم صادر می‌کنیم چنانکه برای تولید یک لیتر شیر، بیش از هزار لیتر و برای تولید یک کیلوگرم پرتقال، بیش از هزار لیتر آب مصرف می‌شود و اگر مجموع آب شیرینی که برای تولید کالا، ارائه خدمات یا مصرف مستقیم یک فرد به‌کار می‌رود در نظر بگیریم، تصویر دقیق‌تری از فشار وارد بر منابع آبی به دست می‌آید.»

    مهدی زارع، هفته قبل هم در یک گزارش اینترنتی که در فضای مجازی منتشر شد، در مورد دلایل بحران آب در ایران و تبعات آن اعلام کرده بود: «کشور ما در یک نوار بیابانی در نیمکره شمالی و در منطقه‌ای قرار دارد که صحراها و بیابان‌های مهم دنیا و مناطق مهم خشک هم در این نوار بیابانی قرار گرفته‌اند و بنابراین، کشور ایران در کنار عربستان و بیابان گوبی و صحرای ترکستان واقع شده در حالی که این مناطق، منطقه خشک تلقی می‌شوند. اما دلیل اصلی کم بارشی در این منطقه هم این است که توده‌های هوای پر فشار و گرم و خشک بر این منطقه حاکم می‌شود و متاسفانه در سال‌های اخیر و به خصوص امسال، این توده هوای پرفشار گرم و خشک ماندگاری داشته چنانکه در ماه‌های مهر و آبان ۱۴۰۴ همین توده هوای پرفشار گرم و خشک موجب عدم بارش در بسیاری نقاط کشور و از جمله در شهر تهران و رشته کوه‌های البرز شد در حالی که تامین آب تهران، به این رشته کوه‌ها به عنوان نقاط بالادست پایتخت  وابسته  است.»

    زارع در ادامه صحبت‌هایش به نقش گرمایش زمین هم اشاره کرد و افزود: «در هر دهه برآورد می‌شود حدود نیم درجه افزایش دما را تجربه کنیم و طی دهه‌های اخیر حدود ۲ تا ۲٫۵ درجه افزایش دما هوا اتفاق افتاده که البته این افزایش دما، تبعاتی مثل افزایش تبخیر و افزایش از دست رفتن آب‌های سطحی را به دنبال دارد. علاوه بر این، در دهه‌های اخیر با افزایش پمپاژ آب‌های زیرزمینی مواجه بوده‌ایم چنانکه طبق برآوردها، طی ۵۴ سال اخیر، حدود ۱۶۰ میلیارد مترمکعب از مخازن زیرزمینی برداشت شده و به‌طور مشخص در محدوده تهران و مناطق پیرامون، در ۵ سال اخیر که با خشکسالی پی در پی مواجه شده‌ایم، میزان برداشت از آب‌های زیرزمینی حدود ۵۰۰ میلیون مترمکعب در سال بوده که حاکی از رشد تجمعی فوق‌العاده بالای برداشت از سفره‌های زیرزمینی برای همین محدوده شهری است و البته نتیجه این برداشت، یک کسری تجمعی در آب بوده که این کسری، برای محدوده تهران و اطرافش حدود ۶ میلیارد و در استان البرز حدود ۲ میلیارد مترمکعب برآورد می‌شود.»

    بی‌توجهی به آمایش سرزمینی و تجمع جمعیت بیش از ظرفیت منابع آبی و انرژی استان تهران، از دیگر نکات مورد اشاره زارع بود که این استاد تمام پژوهشگاه زلزله‌شناسی در این مورد هم گفت: «جمعیت ایران در سال ۱۳۴۰ که شروع اصلاحات ارضی است حدود ۲۲ میلیون نفر، در سال ۱۳۵۰ حدود ۲۸ میلیون و در سال ۱۴۰۴ حدود ۸۷ میلیون نفر است که با اضافه کردن جمعیت ۷ میلیون نفری مهاجران و اتباع مجاز و غیرمجاز ساکن در کشور، جمعیت کل حدود ۹۴ میلیون نفر است. اما سرانه آب در سال ۱۳۴۰ و برای جمعیت ۲۲ میلیون نفری حدود ۷ هزار لیتر بوده و امروز ۹۴ میلیون نفر ساکن داریم که همگی از تمام منابع آب و انرژی هم استفاده می‌کنند. معمولا آمار جمعیت اتباع و مهاجران در مصرف آب و انرژی محاسبه نمی‌شود، چون جمعیت کشور را بر مبنای تعداد افراد دارای شناسنامه و کارت ملی شمارش و گزارش می‌ کنند در حالی که تعداد واقعی ساکنان کشور، جمعیت دارای کارت ملی به علاوه اتباع است و به خصوص، از سال ۱۴۰۰ به این سو با موج گسترده مهاجرت اتباع به داخل ایران مواجه شده‌ایم. بنابراین، جمعیت کشور در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال ۱۳۴۰ حدود ۴٫۳ برابر و نسبت به سال ۱۳۵۳ حدود ۳٫۳ برابر افزایش یافته ولی سرانه آب برای هر نفر از ساکنان ایران حدود یک‌دهم سال ۱۳۴۰ است. تاکید من بر تاریخ شروع اصلاحات ارضی به عنوان مبدا، از این جهت است که با شروع انقلاب سفید و اصلاحات ارضی، ساختار تولید کشاورزی و مصرف و توزیع جمعیت و مهاجرت هم تغییر کرده و اگرچه که در تمام زمینه‌ها، شاهد پیشرفت و توسعه بوده‌ایم، اما متاسفانه در خیلی از جنبه‌ها این توسعه ناپایدار بوده چنانکه امروز شاهدیم که در عمل، همزمانی تغییر اقلیم و گرم شدن زمین با فعالیت‌های انسانی و مدیریت نامناسب و بذل و بخشش و توزیع نامناسب منابع در کشور، زندگی مدرن‌تر ولی بسیار پرمصرف و با صرف دست و دل‌ بازی از منابع طبیعی و سطحی و سفره‌های زیرزمینی کشور بوده و البته، نتیجه این توسعه این است که امروز با رشد ۴٫۳ برابری جمعیت ساکن ایران، سرانه آب به یک‌دهم ۶۴ سال قبل کاهش یافته شده و این وضع ما را در شرایط کمبود مطلق آب قرار می‌دهد به گونه‌ای که وضعیت‌مان حتی نسبت به ۵ سال قبل بغرنج‌تر و پیچیده‌تر شده است.»

  • پایتخت در آستانه جیره بندی آب / ذخایر سدها به کمترین سطح در ۶۰ سال اخیر رسید!

    پایتخت در آستانه جیره بندی آب / ذخایر سدها به کمترین سطح در ۶۰ سال اخیر رسید!

    به گزارش اقتصادران، پایتخت خشک‌ترین دوره یک قرن اخیر را تجربه می‌کند و بی‌بارشی ممتد ذخایر سد‌ها و آبخوان‌ها را به حد بحرانی رسانده است. با وجود صرفه‌جویی تابستانی، مصرف شهروندان همچنان بالاست و چاره اصلی در مدیریت مصرف، محدودسازی برداشت‌های غیرمجاز و استفاده از راهکار‌های ساده کاهش مصرف دیده می‌شود. راهکار‌های انتقال و شیرین‌سازی آب نیز به دلیل هزینه‌های بالا فعلاً در دستور کار نیست و تهران برای عبور از بحران نیازمند کاهش حداقل ۲۰ درصدی مصرف است.

    در ۵۵ روز نخست سال آبی جاری حتی یک قطره باران در تهران ثبت نشده و این وضعیت موجب شده ذخایر آب سد‌های اصلی تأمین‌کننده آب شهر به کمترین سطح طی ۶۰ سال گذشته برسد. شدت کمبود بارش‌ها چنان است که پاییز امسال خشک‌ترین پاییز ثبت‌شده در یک قرن اخیر عنوان می‌شود.

    همزمان با تشدید بحران، مسدودسازی چاه‌های غیرمجاز در دستور کار قرار گرفته و تنها طی شش ماه گذشته ۹۳۵ حلقه چاه در استان تهران بسته شده است. مجموع عمق این چاه‌ها حدود ۴۱ هزار متر برآورد می‌شود؛ رقمی که معادل هشت برابر ارتفاع دماوند است؛ دماوندی که امسال برای نخستین‌بار بدون پوشش برف در آستانه زمستان قرار گرفته، این چاه‌های غیرمجاز سالانه حدود ۱۵ میلیون مترمکعب از آب زیرزمینی تهران را برداشت می‌کردند؛ میزانی بیش از ذخیره فعلی سد کرج است.

    صرفه‌جویی؛ عامل اصلی جلوگیری از خروج سد‌ها از مدار

    برآورد‌ها نشان می‌دهد که تابستان گذشته در صورت ادامه روند مصرف، احتمال خروج برخی سد‌ها از مدار تا پایان شهریور وجود داشت. اما کاهش مصرف ۱۰ تا ۱۲ درصدی در میان خانوار‌های تهرانی این سناریو را به تعویق انداخت. میزان صرفه‌جویی تحقق‌یافته معادل ۸۰ میلیون مترمکعب بوده که به اندازه حجم مخزن سد لتیان ارزش دارد و نقش مهمی در مدیریت منابع محدود فعلی ایفا کرده است.

    با وجود این، میانگین مصرف تهرانی‌ها همچنان در سطح ۱۸۵ لیتر در شبانه‌روز برای هر نفر قرار دارد؛ عددی که فاصله قابل‌توجهی با الگوی مطلوب ۱۳۰ لیتر دارد. بررسی‌ها حاکی است که تنها ۳۴ درصد مشترکان به الگوی ۱۲ هزار لیتری ماهانه پایبند هستند و ۶۶ درصد دیگر از این حد فراتر می‌روند.

    بیش از ۶۰ درصد مشترکان تا دو برابر الگو آب مصرف می‌کنند و پنج درصد نیز در گروه بدمصرف‌ها قرار دارند. مطابق سیاست‌های جدید، ادامه این روند با اخطار، قطع یک‌روزه اشتراک و در صورت تکرار، هزینه‌های سنگین‌تر همراه خواهد بود.

    افزایش ظرفیت انتقال آب و محدودیت‌های توسعه منابع جدید

    در ماه‌های اخیر، راه‌اندازی خط دوم انتقال آب طالقان حدود پنج هزار لیتر بر ثانیه به ظرفیت تأمین آب تهران افزوده است؛ رقمی که تنها پاسخگوی یک‌هشتم نیاز مصرف آب شرب شهر به شمار می‌آید. از سوی دیگر، گزینه‌هایی مانند انتقال یا شیرین‌سازی آب دریای جنوب به دلیل هزینه‌های بالای حداقل هفت یورو برای هر مترمکعب، در شرایط کنونی قابل اتکا نیست و برنامه‌ای برای اجرای آن وجود ندارد.

    تعدیل فشار آب برای جلوگیری از نوبت‌بندی

    به گفته وی در ساختمان‌هایی که مخازن استاندارد با ظرفیت ۷۵ لیتر برای هر نفر نصب شده باشد، افت فشار محسوس نخواهد بود؛ با این حال، عبور از وضعیت فعلی نیازمند صرفه‌جویی حداقل ۲۰ درصدی است.

    راهکار‌های ساده‌ای که می‌تواند تهران را از مرز بحران دور کند

    مدیریت مصرف در بخش خانگی همچنان مؤثرترین گزینه برای عبور از شرایط فعلی محسوب می‌شود. استفاده از تجهیزات کاهنده مصرف روی شیرآلات که می‌تواند تا ۳۰ درصد آب کمتری مصرف کند به‌همراه استفاده کامل ظرفیت ماشین‌های لباسشویی و ظرفشویی، کوتاه‌کردن زمان استحمام و اصلاح رفتار‌های ساده‌ای مانند بستن شیر آب هنگام مسواک‌زدن، در فهرست روش‌های توصیه‌شده قرار دارد. شهروندان می‌توانند تجهیزات کاهنده مصرف را با شرایط اقساطی از طریق ثبت درخواست در سامانه ۱۲۲ تهیه کنند.

    تهران حالا در نقطه‌ای ایستاده که ادامه روند کم‌بارشی و کاهش ذخایر سدها، می‌تواند چالش‌های جدی‌تری ایجاد کند. امید اصلی برای جلوگیری از عمیق‌تر شدن بحران، به مدیریت مصرف و مقابله با برداشت‌های غیرمجاز گره خورده است؛ تاریکی چاه‌هایی که سفره‌های زیرزمینی را می‌بلعیدند، اگر با روشنایی رفتار صحیح مصرف همراه شود، می‌تواند تهران را از مرز بحران به سمت پایداری بیشتر سوق دهد.

  • بحران آب تهران به اوج رسیده است / موضوعاتی مانند بارورسازی ابرها یا انتقال آب از دریای جنوب، بیشتر شبیه به قصه هستند! / مردم از وضعیت بغرنج منابع آبی خبر ندارند

    بحران آب تهران به اوج رسیده است / موضوعاتی مانند بارورسازی ابرها یا انتقال آب از دریای جنوب، بیشتر شبیه به قصه هستند! / مردم از وضعیت بغرنج منابع آبی خبر ندارند

    به گزارش اقتصادران، اوضاع آب در تهران وارد مرحله‌ای بسیار بحرانی شده است. سدهای تهران به حجم مرده خود رسیده‌اند و خبری از بارش باران نیست.

    آن‌طور که ایرنا گزارش داده، بهزاد پارسا، مدیرعامل شرکت آب‌منطقه‌ای تهران اعلام کرد: «ذخیره فعلی سد امیرکبیر تنها برای تامین آب شرب تهران به مدت کمتر از دو هفته کفایت می‌کند. ورودی آب به سدهای تهران نسبت به سال آبی گذشته ۴۳‌ درصد کاهش یافته و در حال حاضر تنها ۱۴‌ میلیون مترمکعب آب پشت سد امیرکبیر ذخیره شده که معادل هشت درصد ظرفیت این سد است.»

    همچنین عباس علی آبادی، وزیر نیرو با اشاره به تکمیل طرح انتقال آب طالقان به تهران گفت: «قرار است آب سد لار نیز برای جبران کمبود بارش به تهران منتقل شود و عملیات زیرساختی در حال انجام است. پاییز خشک در حال گذران است و ما برای شرایط سخت خودمان را آماده می‌کنیم.»

    از سوی دیگر، عیسی بزرگ‌‌زاده، سخنگوی صنعت آب کشور، اعلام کرد: «طبق ارزیابی‌‌ها، سدهای کرج، لار و ماملو در مهر ماه به احجام مرده‌ رسیدند و سد لتیان هم در آبان‌ به این نقطه خواهد رسید. این وضعیت به معنی قطع کامل انتقال آب به تهران نیست. زیرا سدها همچنان جریان به هنگام و دبی پایه دارند. با این حال دیگر انتقال آب بیشتر از حجم ذخیره وجود نخواهد داشت و تهرانی ها باید به‌ شدت مراقب مصرف باشند.»

    اما باید دید چه عواملی در این وضعیت آخرالزمانی آب در استان تهران نقش داشته‌اند و چه اقداماتی باید انجام داد؟

    در این زمینه،  با رضا حاجی کریم، رئیس فدراسیون صنعت آب ایران، گفت‌وگویی انجام داده ایم که در ادامه می‌خوانید.

    ***

    در سال آبی ۱۴۰۳-۱۴۰۴، متوسط آب تجدیدپذیر کشور ۳۵ درصد کاهش داشته است

    *وضعیت سدهای کشور بحرانی اعلام شده و وزارت نیرو از «آمادگی برای شرایط سخت» سخن به میان آورده است. علت اصلی این موضوع چیست و وزن و نقش کدام عامل را باید سنگین‌تر دانست؟

    ابتدا باید گفت ورودی سدها به‌مراتب کمتر از حد معمول است و بسیاری از آنها بسیار پایین‌تر از ۵۰ درصد ظرفیت خود قرار دارند. سد کرج کمتر از دو هفته و لتیان بسیار کمتر از آن ذخیره دارد.

    ماجرا به این برمی‌گردد که وقتی از شهر تهران صحبت می‌کنیم، باید بدانیم که در سال‌های نرمال، کل کشور حدود ۱۰۰ میلیارد متر مکعب آب تجدیدپذیر داشته، تهران کمتر از ۶۰ میلیارد متر مکعب آب تجدیدپذیر قابل برداشت در اختیار داشته است. در سال آبی ۱۴۰۳-۱۴۰۴، این عدد برای کل کشور به ۶۵ میلیارد متر مکعب رسیده است. یعنی متوسط آب تجدیدپذیر کشور، ۳۵ درصد کاهش داشته است.

    اکنون در حدود چهلمین روز سال آبی جدید هستیم، بارندگی در ۱۶ استان کشور «صفر مطلق» بوده است. دورنمای خوش‌بینانه هم حداقل تا پایان پاییز به چشم نمی‌خورد و به نظر نمی‌رسد تا پایان آذر اتفاق خاصی در بارش‌ها رخ دهد. این شرایط سبب تحمیل وضعیتی بسیار غیرمترقبه به منابع آبی کشور و به‌طور خاص به آب تهران شده است.

    حدود ۶۵ درصد جمعیت کشور در مناطقی زندگی می‌کنند که میزان دسترسی آنها به آب کمتر از ۵۰۰ متر مکعب در سال است / در دنیا وضعیت بحرانی به شرایطی گفته می‌شود که سرانه دسترسی آب برای هر نفر کمتر از ۱۷۰۰ مترمکعب باشد

    باید توجه داشت که در کشور، سرانه‌ دسترسی به آب برای هر نفر حدود ۱۳۰۰ متر مکعب است. اگر شمال و جنوب را کنار بگذاریم و فلات مرکزی ایران را در نظر بگیریم، حدود ۶۵ درصد جمعیت کشور در مناطقی زندگی می‌کنند که میزان دسترسی آنها به آب کمتر از ۵۰۰ متر مکعب در سال است. این سطح از دسترسی، در معیارهای جهانی، وضعیت بسیار ناپایداری محسوب می‌شود. در دنیا وضعیت بحرانی به شرایطی گفته می‌شود که سرانه دسترسی آب برای هر نفر کمتر از ۱۷۰۰ مترمکعب باشد.

    سرانه دسترسی به آب تجدیدپذیر در تهران ۳۳۵ میلیون مترمکعب است / تهران از نظر سرانه‌ دسترسی به آب تجدیدپذیر، یکی از ناپایدارترین نقاط ایران است

    به‌طور خاص، تهران از نظر سرانه‌ دسترسی به آب تجدیدپذیر، یکی از ناپایدارترین نقاط ایران و شاید ناپایدارترین نقطه باشد. سرانه دسترسی به آب تجدیدپذیر در تهران ۳۳۵ میلیون مترمکعب است. اما موضوع آب، مسئله‌ای چندوجهی است و نمی‌توان با تمرکز بر یک یا دو عامل، درباره‌ آن حکم کلی صادر کرد. مجموعه‌ای از عوامل و اتفاقات در طول سال‌ها تهران را به این نقطه رسانده است.

    اولین عامل وضعیت بحرانی آب تهران بارگذاری بیش‌ از حد جمعیت است / بدون توجه به ظرفیت آبی، در غرب و شرق شهر مجوز ساخت‌وساز صادر می‌شود

    اولین عامل، بارگذاری بیش‌ازحد جمعیت در تهران است. تراکم جمعیتی تهران از شهرهایی مانند شانگهای، نیویورک و پکن بیشتر است و این واقعیتی انکارناپذیر است که ما اساسا مجاز به چنین بارگذاری سنگینی نبودیم. با این حال، این روند همچنان ادامه دارد؛ یعنی هنوز هم بدون توجه به ظرفیت آبی، در غرب و شرق شهر مجوز ساخت‌وساز صادر می‌شود.

    در تدوین الگوی توسعه برای تهران و تبیین سیاست‌های آبی آن، شکست کامل رخ داده است / آب سدهای ماملو، طالقان، کرج و … اصلا برای تهران نبوده است و با خط لوله به تهران کشیده شده‌اند

    دوم این که کل مصرف آب شهر تهران در سال‌های نرمال، ۱٫۱ میلیارد مترمکعب است. در همین سال‌های نرمال، استان تهران حدود ۱.۸ میلیارد متر مکعب آب برای کشاورزی مصرف می‌کند که بخش قابل‌توجهی از آن به‌صورت آبیاری سنتی انجام می‌شود. این اعداد با ما سخن می‌گویند و نشان می‌دهند که در تدوین الگوی توسعه برای تهران و تبیین سیاست‌های آبی آن، شکست کامل رخ داده است.

    منطقه‌ای که از آن صحبت می‌کنیم، اصلا آبی ندارد. آب سدهای ماملو، طالقان، کرج و … اصلا برای تهران نبوده است و با خط لوله به تهران کشیده شده‌اند. مگر این آب برای تهران است؟

    اگر قرار است در مورد آب تهران صحبت شود باید گفت شاهد زنجیره‌ای از تصمیمات غلط و روش‌های اشتباهی هستیم که ما را به این نقطه رسانده است.

    البته تمرکز صرف بر گذشته هم به‌نظر من صحیح نیست؛ مهم‌تر این است که حالا با این شرایط بحرانی چه باید کرد، چون وضعیت بسیار حساس و پیچیده‌ای است.

    کل آبی که از طالقان به تهران می‌رسد تنها هشت درصد به منابع آب تهران می‌افزاید / میزان آب «به حساب نیامده»، تلفات شبکه و برداشت غیرمجاز در تهران حدود ۲۵ درصد است

    * اکنون یکی از اقدامات جدی که وزارت نیرو انجام داده، موضوع انتقال آب سد طالقان و سد لار است. اما این طرح‌های انتقال آب در شرایطی اجرا می‌شوند که ما هم‌زمان درباره‌ بارگذاری جمعیتی تهران صحبت می‌کنیم. آیا این اقدامات باعث ایجاد بحران جمعیتی تازه‌ای در تهران نخواهد شد؟ آیا چنین راه‌حلی، یعنی طرح انتقال آب در شرایط فعلی، اساسا راه‌حل درستی است؟

    من با شما موافق هستم. اما اجازه دهید کمی به عقب برگردیم. کل آبی که از طالقان به تهران می‌رسد حدود ۸۰ میلیون مترمکعب در سال است. یعنی تنها هشت درصد به منابع آب تهران افزوده می‌شود، اما در همین حال، میزان آب «به حساب نیامده»، تلفات شبکه و برداشت غیرمجاز در تهران حدود ۲۵ درصد است.

    یعنی از یک‌سو در جایی دیگر منابع را تخلیه می‌کنیم و فرونشست در دشت قزوین ایجاد می‌کنیم، خب چرا موارد بیان‌شده را درست نمی‌کنیم؟

    ما در دنیا مفهومی داریم به نام شهر اسفنجی یعنی شهری که می‌تواند آب را در خودش جذب و نگهداری کند. این کار به دو روش بهره‌گیری از نزولات جوی و بازچرخانی فاضلاب انجام می‌شود. در تهران نزولات جوی وضعیت خاصی وجود ندارد، اما بازچرخانی فاضلاب چیزی است که می‌توانیم داشته باشیم.

    سالانه حدود ۳۰ میلیون متر مکعب آب شرب در تهران صرف فعالیت‌های عمرانی، ساختمانی و بنایی می‌شود / پروژه‌های انبوه‌سازی همچنان بدون سیستم‌های بازچرخانی آب اجرا می‌شوند

    اگر می‌گوییم حدود ۸۵ تا ۸۷ میلیون متر مکعب آب از طالقان به تهران می‌آوریم، باید دقت کنیم که در همان شرایط، سالانه حدود ۳۰ میلیون متر مکعب آب شرب در تهران صرف فعالیت‌های عمرانی، ساختمانی و بنایی می‌شود. آیا واقعا نمی‌توان این حجم مصرف را با پساب جایگزین کرد؟

    در شرایطی که به دنبال افزودن هفت تا هشت درصد از آب طالقان به منابع تهران هستیم، هم‌زمان پروژه‌های انبوه‌سازی ما همچنان بدون سیستم‌های بازچرخانی آب حتی برای مصارف ساده‌ای مثل فلاش‌تانک‌ها، برج‌های خنک‌کننده و سایر تجهیزات مصرفی طراحی می‌شوند.

    نمی‌شود که برای نظام شهری هیچ الزامی در این زمینه در نظر گرفته نشود و در بحث تامین آب، دستی به نظام شهری زده نشود و همچنان نگاه ما فقط متوجه برداشت بیشتر از منابع آبی دیگر مناطق باشد.

    آیا به صورت شفاف و صریح به مردم گفته‌ایم که تهران آب ندارد؟ / انتقال آب طالقان به تهران هم مشکل بحران آب تهران را حل نکرد

    مهم‌تر از همه این است که آیا ما به‌صورت شفاف و صریح با مردم صحبت کرده‌ایم و به مردم گفته‌ایم که تهران آب ندارد؟ هشدار دادن و خواهش کردن برای کاهش مصرف کافی نیست و صرفا با گفتاردرمانی کار شروع نمی‌شود.

    هم‌اکنون بسیاری از مراکز تجاری، مال‌ها و پروژه‌های بزرگ‌مقیاس در تهران هنوز سیستم بازچرخانی آب یا استفاده‌ مجدد از آب یا پساب را در طراحی خود ندارند. همین مسئله‌هاست که ما را گرفتار کرده و باعث می‌شود چشمان ما فقط به انتقال آب از منابع جدید دوخته شود.

    از طرف دیگر، همین حالا که در اوج بحران آب تهران هستیم، آب طالقان وارد تهران شده است. در واقع منابع آبی منطقه‌ای دیگر نابود شده و به علاوه برای انتقال آب هزینه شده است، اما همچنان در تهران بحران آب وجود دارد. با توجه به موضوع بیان‌شده، دیگر نمی‌توان به این شیوه ادامه داد.

    در حوزه آب به یک تغییر پارادایم و نوع دیگری از اندیشیدن نیاز داریم

    *آیا می‌توان گفت وزن اصلی بحران آب را مربوط به فرسودگی شبکه، عدم استفاده از پساب و همچنین مالکیت شهرداری بر برخی از چاه‌های آب شرب دانست؟ آیا انجام اقدامات موثر برای کاهش فرسودگی شبکه و الزام مراکز تجاری و صنایع بر استفاده از پساب و مدیریت چاه‌ها، می‌تواند نقش  مهم‌تری در بهبود وضعیت نسبت به تمرکز بر تشویق یا تنبیه مشترکان خانگی برای کاهش مصرف آب داشته باشد؟

    همه راه‌ها طی شده است. تعرفه‌ها بازبینی شده‌ و الگو مصرف مجاز پایین آورده شده است. اما باز هم بحران آب وجود دارد. ما به یک تغییر پارادایم و نوع دیگری از اندیشیدن نیاز داریم. در این پارادایم جدید، باید ابزارهای تازه‌ای فراهم کنیم.

    در رابطه با مشترکان پرمصرف چه کاری می‌توان انجام داد؟ آنها را اعدام کنیم؟ آیا فکر می‌کنید برای کسی که آپارتمان متری ۸۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومانی می‌خرد، قبض آب عددی برای آنها به حساب می‌آید؟ یا باید نوع نگاه را تغییر داد و مشارکت این گروه‌ها را در قالب سهیم شدن در سود یا منفعت اجتماعی کاهش مصرف تعریف کرد. مثلا اگر کسی در مصرف آب صرفه‌جویی کند، منافع اقتصادی برای آنها حاصل شود.

    بیش از ۱۰۰ همت پول نیاز است تا شبکه آب تهران نوسازی شود / کل بودجه آب کشور امسال ۶۰ همت است / ۲۵۰۰ همت پروژه‌ نیمه‌تمام در بخش آب وجود دارد

    در مورد فرسوگی شبکه باید گفت عددی بالای ۱۰۰ همت پول نیاز است تا شبکه آب تهران نوسازی شود. البته همین ۱۰۰ همت برای یک سال و نیم پیش است و اکنون این رقم بیشتر است. از سوی دیگر، کل بودجه آب کشور امسال ۶۰ همت است. در کل کشور نیز ۲۵۰۰ همت پروژه‌ نیمه‌تمام در بخش آب وجود دارد.

    با بودجه‌های فعلی، حدود ۴۰ سال طول می‌کشد تا همه‌ این پروژه‌ها به پایان برسند. تا ۴۰ سال آینده با این وضعیت آبی، چه چیزی از ما باقی می‌ماند؟

    در این وضعیت، به یک سری ابزارها و روش‌های نوین برای تامین مالی پروژه‌های آبی نیاز داریم. وقتی بتوانیم پروژه‌ها را تامین مالی کنیم، همه اقدامات ما چه در حوزه‌ کاهش مصرف، پساب، فرسودگی شبکه و کاهش هدررفت قابل انجام است. اما وقت کل بودجه مملکت برای حوزه آب ۶۰۰ میلیون دلار است، کاری نمی‌توان انجام داد.

    هر کاری برای بحران آب قرار باشد انجام شود، ازجمله اقدامات فرهنگی، آموزشی، سازه‌ای یا بهینه‌سازی، به منابع مالی نیاز دارد. با ۶۰ همت و وضعیت کنونی آب در کشور که کاری نمی‌توان انجام داد.

    دولت تعهدات مالی سنگینی بابت خرید تضمینی دارد و عملا چیزی برای توسعه باقی نمی‌ماند

    باید در نظر گرفت که دولت در حال حاضر تعهدات مالی سنگینی بابت خرید تضمینی دارد و از آن ۶۰ همت باید پول خرید تضمینی را هم پرداخت کند. عملا چیزی برای توسعه باقی نمی‌ماند.

    تجربه کیپ‌تاون و سایر شهرهایی که ناگهان با بحران شدید آبی مواجه شدند نشان می‌دهد که اولین عاملی که به حل بحران کمک کرده، مشارکت مردمی و اجتماعی بوده است

    *با توجه به شرایط موجود، چه آینده‌ای را باید متصور بود و مهم‌ترین اقدامی که باید در این زمینه انجام شود چیست؟

    اولین و واجب‌ترین اقدام، چه در سطح وزارت نیرو و چه در سطحی بالاتر از آن از سوی رئیس‌جمهوری یا هر مقام وجیه‌الملی دیگری، این است که صریح و اثرگذار با مردم صحبت کنند. در این زمینه می‌توان به تجربه کیپ‌تاون اشاره کرد. تجربه سایر شهرهایی که ناگهان با بحران شدید آبی مواجه شدند نشان می‌دهد که اولین عاملی که به حل بحران کمک کرده، مشارکت مردمی و اجتماعی بوده است. ما باید با مردم گفت‌وگو کنیم و صادقانه آمار و اطلاعات را در اختیارشان بگذاریم.

    وزارت نیرو آمارهای فراوانی در اختیار دارند، اما به دلایل مختلف و با ملاحظاتی این آمارها هنوز در دسترس عموم مردم قرار نگرفته است

    من می‌دانم که همکاران من در وزارت نیرو آمارهای فراوانی در اختیار دارند، اما به دلایل مختلف و با ملاحظاتی این آمارها هنوز در دسترس عموم مردم قرار نگرفته است. در حالی‌که مردم هنوز از وضعیت بغرنج منابع آبی تهران اطلاع دقیقی ندارند، ضروری است که این اطلاعات هرچه سریع‌تر و شفاف در اختیار جامعه قرار گیرد.

    به باور من، نخستین اقدام این است که از گفتن واقعیت‌ها نهراسیم؛ مردم، مردمانی آگاه و قابل اعتماد هستند و می‌توان با صراحت با آنان سخن گفت. شرایط جوی را همه می‌دانند، بنابراین باید با مردم صحبت کرد و وضعیت را بیان کرد.

    موضوعاتی مانند بارورسازی ابرها، آب‌های ژرف، یا انتقال آب از دریای جنوب، بیشتر شبیه به قصه هستند

    دومین مساله این است که باید ابزارهای جدید را سریع‌تر عملیاتی کنیم. موضوعاتی مانند بارورسازی ابرها، آب‌های ژرف یا انتقال آب از دریای جنوب، بیشتر به قصه می‌مانند؛ این قصه‌ها مانند لالایی عمل می‌کنند، ما را می‌خوابانند و از موضوعات اصلی غافل می‌مانیم.

    ما به ابزارهایی واقعی و کارآمد نیاز داریم که بتوانند سرمایه‌های مادی و اجتماعی کشور را پای کار بیاورند. تنها در آن صورت است که می‌توانیم اقدامات موثر و متنوعی برای مدیریت بحران آب انجام دهیم.

  • ایران در گرداب عمیق کم‌آبی فرو رفت / بحران آب، ۹ دریاچه و تالاب بزرگ را از پا درآورد / «خشکسالی» دیگر موقتی نیست، ماندگار شد

    ایران در گرداب عمیق کم‌آبی فرو رفت / بحران آب، ۹ دریاچه و تالاب بزرگ را از پا درآورد / «خشکسالی» دیگر موقتی نیست، ماندگار شد

    به گزارش اقتصادران، سال آبی ۱۴۰۳ ـ ۱۴۰۴ برای ایران، سال فرو رفتن عمیق‌تر در بحران آب بود. تابستانی که پشت سر گذاشتیم، خشک‌ترین فصل دو دهه اخیر لقب گرفت و نشانه‌های آن در جای‌جای کشور نمایان شد؛ از رودخانه‌هایی که به شیارهایی بی‌جان بدل شدند تا تالاب‌هایی که تنها نامشان بر نقشه باقی مانده است.

    در حالی که کارشناسان از سال‌ها پیش نسبت به تبعات کاهش بارش، افت شدید منابع زیرزمینی و مدیریت نادرست آب هشدار داده بودند، آمار رسمی وزارت نیرو از سال آبی گذشته نشان می‌دهد کشور اکنون وارد مرحله‌ای شده که «خشکسالی» دیگر پدیده‌ای موقتی نیست؛ بلکه به واقعیتی پایدار در جغرافیای ایران تبدیل شده است.

    افت میانگین بارش در اغلب مناطق کشور

    در حالی که کشور وارد پاییز ۱۴۰۴ شده، گزارش تازه معاونت آب و آبفای وزارت نیرو نشان می‌دهد سال آبی گذشته یکی از خشک‌ترین سال‌های دو دهه اخیر بوده است. بر اساس این داده‌ها، میزان کل بارش کشور به‌طور میانگین ۳۶ میلی‌متر کمتر از دوره درازمدت ثبت شده و اغلب حوضه‌های آبریز با کاهش قابل توجهی در ورودی آب مواجه شده‌اند.

    بر اساس گزارش رسمی، میانگین بارش تجمعی سال آبی ۱۴۰۳ ـ ۱۴۰۴ حدود ۲۰ درصد پایین‌تر از میانگین بلندمدت و ۲ درصد کمتر از سال قبل بوده است.. استان‌های جنوبی از جمله سیستان‌ و بلوچستان، هرمزگان و بوشهر با افتی بین ۷۰ تا ۹۰ درصد نسبت به میانگین چندساله در صدر مناطق بحرانی قرار دارند. در مقابل، تنها چند استان شمالی از جمله گیلان و مازندران بارشی نزدیک به میانگین تجربه کرده‌اند که البته این مقدار نیز برای جبران کمبود منابع در سایر نقاط کشور کافی نیست.

    حوضه‌های آبریز در وضعیت قرمز

    بر اساس تحلیل رسمی دفتر اطلاعات و داده‌های آب کشور، هر ۹ حوضه آبریز اصلی ایران در سال آبی گذشته با افت شدید بارش روبه‌رو بوده‌اند. در حوضه دریای خزر که شامل رودخانه‌های سفیدرود، گرگان‌رود و مرداب انزلی است، میانگین بارش بین ۴۷ تا ۵۰ درصد کمتر از دوره بلندمدت ثبت شده است.

    در حوضه دریاچه ارومیه نیز کاهش بارش حدود ۴۰ درصد گزارش شده و ورودی سدهای این حوضه به پایین‌ترین سطح پنج‌ساله اخیر رسیده است.

    در حوضه مرزی غرب شامل کرخه و کارون بزرگ، افت بارش بین ۴۵ تا ۵۵ درصد بوده و مخازن سدهای دز و کرخه در پایین‌ترین حد تاریخی خود قرار گرفته‌اند.

    در حوضه خلیج فارس و دریای عمان که رودخانه‌های جراحی، زهره، مند، کاریان و خنج را دربر می‌گیرد، میزان بارش ۴۸ تا ۶۰ درصد کاهش یافته و استان‌های بوشهر، فارس و هرمزگان کم‌بارش‌ترین مناطق کشور بوده‌اند.

    در حوضه فلات مرکزی شامل گاوخونی، کویر مرکزی، ابرقو–سیرجان و درانجیر، بارش‌ها ۴۰ تا ۵۰ درصد کمتر از نرمال ثبت شده و فرونشست زمین در این محدوده رکورد زده است.

    حوضه کویر لوت نیز با افت حدود ۵۵ درصدی نسبت به میانگین درازمدت، کم‌بارش‌ترین سال دهه اخیر را در استان‌های کرمان و یزد تجربه کرده است.

    در حوضه دریای عمان و بلوچستان نیز بارش سالانه تا ۸۵ درصد پایین‌تر از میانگین بلندمدت بوده و جریان‌های سطحی و رودخانه‌های فصلی تقریباً متوقف شده‌اند.

    در نهایت، حوضه قره‌قوم و شمال شرق کشور با کاهش ۳۵ تا ۴۵ درصدی بارش روبه‌رو بوده و ورودی سدهای گلستان و بوستان به‌شدت کاهش یافته است.

    سدها خالی‌تر از همیشه

    مطابق آمار وزارت نیرو، حجم ذخیره فعلی سدهای کشور در پایان سال آبی گذشته حدود ۳۹ میلیارد مترمکعب بوده که نسبت به سال قبل حدود ۱۵ درصد کاهش نشان می‌دهد. از میان ۱۸۰ سد مهم کشور، بیش از ۶۰ درصد زیر ۵۰ درصد ظرفیت خود آب دارند و سدهای بزرگی مانند دز، کرخه، کارون ۳، زاینده‌رود و درودزن در شرایطی نزدیک به کف عملکردی هستند.

    ورودی آب سدها نیز در سال آبی ۱۴۰۳ ـ ۱۴۰۴ حدود ۳۰ درصد کمتر از سال پیش ثبت شده است. این یعنی نه‌تنها بارش کاهش یافته، بلکه سهم ورودی‌ها هم به‌شدت پایین آمده است.

    تالاب‌هایی که دیگر نفس نمی‌کشند

    خشک‌سالی پی‌درپی باعث شده تالاب‌های کشور هم در وضعیت بحرانی قرار گیرند. طبق برآوردهای سازمان حفاظت محیط زیست، بیش از ۶۰ درصد از تالاب‌های ایران یا خشک شده‌اند یا کمتر از نیمی از ظرفیت آبی خود را دارند. از جمله تالاب‌های بحرانی می‌توان به گاوخونی، هامون، بختگان، پریشان و جازموریان اشاره کرد که عملاً از چرخه حیات طبیعی خارج شده‌اند. نبود ورودی آب، برداشت‌های بی‌رویه و افت سطح آب زیرزمینی از مهم‌ترین دلایل این وضعیت است.

    بحران آب، بحران مدیریت

    آنچه امروز با آن مواجهیم صرفاً «کم‌بارشی» نیست، بلکه بحران حکمرانی آب است. ایران در دهه‌های اخیر نه‌تنها خود را با تغییر اقلیم سازگار نکرده، بلکه با سیاست‌های نادرست توسعه‌ای، حفر بی‌رویه چاه‌ها، انتقال‌های بین‌حوضه‌ای و سدسازی‌های غیرضروری، منابع محدود آبی خود را نیز از بین برده است.

    تا زمانی که اصلاح جدی در الگوی مصرف، مدیریت منابع و هماهنگی بین نهادهای مسئول صورت نگیرد، هر سال عمیق‌تر در گرداب کم‌آبی فرو خواهیم رفت.