برچسب: توافق ایران و آمریکا

  • مذاکره مسقط نان عده ای را آجر کرده! / قرار نیست زندگی ۸۵ میلیون ایرانی فدای کاسبی مخالفان مذاکره شود

    مذاکره مسقط نان عده ای را آجر کرده! / قرار نیست زندگی ۸۵ میلیون ایرانی فدای کاسبی مخالفان مذاکره شود

    به گزارش اقتصادران، پس از مذاکره غیرمستقیم ایران و آمریکا که روز شنبه در مسقط برگزار شد، بلافاصله قیمت دلار تا ۲۰ هزار تومان و قیمت سکه بهار آزادی تا ۲۲ میلیون تومان کاهش پیدا کرد و این موضوع نشان از اهمیت دیپلماسی سیاسی و کم کردن تنش بین ایران و آمریکا که به تبع آن، شوک مثبت به اقتصاد ایران داشته را نشان می‌دهد. حال به نظر می‌رسد یکی از راه‌های عبور از این پیچ سخت تاریخی و اقتصادی، مذاکره و تعامل سازنده با آمریکا است.

    وی افزود: برخی می‌پرسند اگر جایگاه دیپلماسی سیاسی این‌قدر بااهمیت است و تاثیر به سزایی در اقتصاد دارد، چرا آن را جدی‌تر نمی‌گیریم و اساساً چرا نقش وزیر اقتصاد تا این حد در بهبود اوضاع کمرنگ است؟ من هم قبول دارم که دیپلماسی سیاسی نقش بزرگی را در بهبود شرایط اقتصادی ایران ایفا می‌کند و باید روی آن سرمایه‌گذاری جدی کرد. حتی من مخالف استیضاح آقای همتی بودم و می‌گفتم با این شرایط پیچیده اگر ۱۰ وزیر اقتصاد دیگر هم روی کار بیاوریم، شرایط خیلی تغییر خاصی پیدا نخواهد کرد.

    نماینده رفسنجان و انار تصریح کرد: متاسفانه سرمایه‌گذار خاص خارجی در ایران وجود ندارد، تحریم‌ها با شدت و حدت ادامه دارد، از طرفی تسهیلاتی که به تولیدکنندگان می‌دهند بالای ۳۰ درصد است و آن‌ها باید با حاشیه سود ۱۲ درصد و حتی کمتر، تولید کنند. پس همه به وضع موجود و گرفتاری‌ها آگاه هستیم. اقتصاد ما کاملاً وابسته به نرخ ارز است و نمی‌توان این موضوع را کتمان کرد.

    انارکی‌محمدی اظهار داشت: اینکه بگوییم تنها چالش‌های اقتصادی، ایران را سر میز مذاکره با آمریکا برده است را قبول ندارم، اما باید گفت که ما در این دیپلماسی شکل گرفته شده به دنبال رفع تحریم‌ها و هموار کردن شرایط اقتصاد کشور هستیم. ما در گذشته هم مذاکره داشتیم و این موضوع خیلی جدیدی نیست و باید بدانیم مذاکره با طرف آمریکایی حتماً بهتر از مذاکره نکردن است.

    عضو کمیسیون اقتصادی مجلس گفت: مذاکرات غیرمستقیم ایران با آمریکا، کاسبی یک عده قلیل را در ایران برهم زده و اصطلاحاً نان این افراد در حال آجر شدن است. قرار نیست زندگی ۸۵ میلیون ایرانی به خاطر این تعداد معدود، فدا شود. تیم مذاکره‌کننده ایران ایستاده و پیگیر است تا تحریم‌ها برداشته شود تا به تبع آن، پای سرمایه‌گذار خارجی به ایران باز شود.

    وی یادآور شد: خیلی نیازی به سر و صدا علیه مذاکره با آمریکا و تیم مذاکره‌کننده نیست. امروز آقای عراقچی و هیات همراه با اراده حاکمیت وارد صحنه مذاکره شدند و همه خود را تابع نظرات رهبری، منافع و مصالح ملی و مردم می‌دانیم. قرار نیست ما در این مذاکرات چیزی را از دست بدهیم که عده‌ای خیلی نگران شدند. نحوه مذاکره و خروجی اولین جلسه نشان داد که اسراییل و رسانه‌های معاند نظام خوشحال نیستند، پس همین نشان می‌دهد کار تا اینجا به درستی پیش رفته است.

  • چرا ترامپ دلش نمی خواهد با ایران بجنگد؟ / از پیچیدگی جنگ با ایران تا سرمایه گذاری در معادن و نفت ایران و تضعیف چین

    چرا ترامپ دلش نمی خواهد با ایران بجنگد؟ / از پیچیدگی جنگ با ایران تا سرمایه گذاری در معادن و نفت ایران و تضعیف چین

    به گزارش اقتصادران،  روزنامه‌های اسرائیلی در مورد موضع تل آویو درباره اولین دور مذاکرات ایران و آمریکا با میزبانی عمان تحلیل‌ها و اطلاعاتی را به نقل از تحلیلگران و منابع آگاه منتشر کرده‌اند. این مذاکرات بین “استیو ویتکاف” نماینده آمریکا در خاورمیانه و “عباس عراقچی” وزیر امور خارجه ایران برگزار شد. به گفته منابع اسرائیلی مذاکرات در یک اتاق بین دو هیئت برگزار می‌شود که نشانگر “گشودگی بی‌سابقه‌ای” در روند دیپلماتیکی می‌باشد که سال‌ها متشنج بوده است.

    به سوی توافق احتمالی؟

    روزنامه اسرائیلی “معاریو” به نقل از ناظران مسائل منطقه نوشته که شانس دستیابی به توافق بین واشنگتن و تهران هنوز وجود دارد، به ویژه اگر فشار از سوی لابی یهودی در ایالات متحده یا عناصری در داخل دولت ایالات متحده که ممکن است به دنبال تحمیل شرایطی باشند که پذیرش آن برای ایران دشوار است، مانع از حصول آن نشود.

    این روزنامه می‌نویسد: “در حال حاضر، به نظر می‌رسد ترامپ از فشار به جای تهدیدات نظامی به عنوان ابزار مذاکره استفاده می‌کند که با محاسبات اقتصادی و ژئوپولیتیکی هدایت می‌شود که می‌تواند فصل جدیدی را در روابط ایران و ایالات متحده باز کند”.

    ترامپ جواهری در تاج و تخت ایران می‌خواهد

    روزنامه “معاریو” در ادامه این گزارش با اشاره به این که اظهارات غافلگیر کننده اخیر “دونالد ترامپ” رئیس جمهور آمریکا مبنی بر آغاز مذاکرات ایران و آمریکا با “نارضایتی اسرائیل” مواجه شده است، می‌نویسد:”به نقل از منابع آگاه، “بنیامین نتانیاهو” نخست وزیر اسرائیل که امیدوار بود آمریکا گزینه نظامی علیه ایران را انتخاب کند، از تصمیم ترامپ برای مذاکره با ایران ناامید شد. نتانیاهو که امیدوار بود توانایی‌های هسته‌ای ایران مشابه مدل ۲۰۰۳ لیبی از بین برود، مجبور شد با واقعیت جدیدی که در آن رئیس‌جمهور آمریکا ترجیح می‌دهد مذاکرات را با ایران آغاز کند کنار بیاید”.

    این روزنامه با اشاره به دلایلی که چرا آمریکا در مرحله فعلی از انتخاب گزینه نظامی در قبال ایران خودداری ورزیده است، می‌نویسد:”در وهله نخست، عامل وضعیت بازار‌های مالی پس از افزایش تعرفه‌های آمریکا تاثیرگذار بوده است. هرگونه حمله به ایران در این برهه از زمان مطمئنا منجر به فروپاشی بازار‌ها می‌شود و ترامپ در حال حاضر علاقه‌ای به وقوع چنین سناریویی ندارد. علاوه بر این، در صورت مداخله نظامی، قیمت نفت به میزان قابل توجهی افزایش خواهد یافت. ترامپ در اظهارات خود درباره مذاکرات با ایران شرایطی ناممکن را تعیین نکرد، بلکه بر این خواست که مانع از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای شود تمرکز نمود. رئیس جمهور آمریکا به موضوع تسلیحات و موشک‌های متعارف اشاره‌ای نکرد و موضوع نفوذ ایران در منطقه دیگر مانند گذشته فوری نیست، چرا که از دید آمریکا پس از سقوط “بشار اسد” در سوریه و جنگ اسرائیل علیه حزب الله لبنان موضوع نفوذ منطقه‌ای ایران فوریت ندارد و تنها موضوع انصارالله در یمن باقی مانده است”.

    عامل تمایل شرکت‌های آمریکایی برای سرمایه گذاری در ایران

    “معاریو” با اشاره به این که عامل اقتصادی و تمایل به سرمایه گذاری در ایران به احتمال زیاد در تصمیم ترامپ برای از سرگیری مذاکرات با ایران نقش داشته است، می‌نویسد: “شرکت‌های آمریکایی علاقمند به سرمایه گذاری در ایران به ویژه در حوزه مواد خام و زیرساخت‌هایی هستند که ایران در اختیار دارد. کارشناسان اقتصادی و حوزه استخراج نفت به “معاریو” می‌گویند فرصت‌های بالقوه‌ای برای آمریکا به منظور سرمایه گذاری در ایران وجود دارد”.

    از خرید هواپیما‌های آمریکایی برای ناوگان هوایی ایران تا سرمایه گذاری بر روی ذخایر معدنی استراتژیک آن کشور

    این روزنامه در ادامه می‌نویسد: “تهران می‌تواند از شرکت‌های آمریکایی برای توسعه میدان پارس جنوبی و بخش شمالی میدان گازی مشترک ایران با قطر که سالانه ۷۷ میلیون تن گاز طبیعی مایع صادر می‌کند، دعوت به عمل آورد. بوئینگ با مشکلات زیادی مواجه است و فروش ۱۰۰ فروند هواپیمای آن شرکت به ایران می‌تواند بوئینگ را نجات دهد. ایران مقادیر زیادی روی، مس، آهن، آلومینیوم، سرب، اورانیوم و طلا در اختیار دارد که همگی مورد توجه آمریکا هستند. هم چنین، ذخایر فلزات کمیاب در آن کشور وجود دارند”.

    جنگ علیه ایران وضعیت را برای آمریکا بسیار پیچیده خواهد کرد

    “معاریو” با اشاره به این که چرا جنگ علیه ایران وضعیت را برای آمریکا بسیار پیچیده خواهد کرد و پیامد‌هایی غیر قابل پیش بینی خواهد داشت، می‌نویسد: “زیرا ایران قادر است تنگه هرمز را ببندد و متحدان خود یعنی حزب الله در لبنان، شبه نظامیان در عراق و انصارالله در یمن را برای حمله به منافع آمریکا و اسرائیل در منطقه فعال کند”.

    منافع مشترک زیادی بین ایران و آمریکا به منظور حصول توافق وجود دارد

    “معاریو” در بخش پایانی گزارش خود می‌نویسد: “به نظر می‌رسد که منافع مشترک زیادی وجود دارد که می‌تواند به توافق بین ایالات متحده و ایران منجر شود. ترامپ از تهدید به کاربرد قوه قهریه استفاده می‌کند، اما حمله‌ای عملی را علیه تهران انجام نخواهد داد. در حال حاضر، فرصت توافق کماکان وجود دارد مگر آن که لابی طرفدار اسرائیل در ایالات متحده و برخی عناصر در دولت آمریکا شرایط غیرممکنی را تعیین کنند که ایران نتواند آن را بپذیرد”.

    روزنامه اسرائیلی “یدیعوت آحارونوت” که نشریه‌ای با خط مشی میانه محسوب می‌شود و منتقد دولت نتانیاهوست با اشاره به این که اسرائیلی‌ها هرگونه توافقی میان ایران و آمریکا را برای خود “بسیار بد” می‌دانند، می‌نویسد: “تصور عموم در اسرائیل در حال حاضر این است که اگر واقعا توافقی میان ایران و آمریکا امضا شود، “بسیار بد” خواهد بود، زیرا ترامپ بار دیگر به ریاست جمهوری نخواهد رسید. بنابراین، مردم در اسرائیل از خود می‌پرسند که پس از پایان دوره ریاست جمهوری او چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آن هم در شرایطی که در گزارش‌های اطلاعاتی اعلام شده که ایران در حال حاضر ذخایر کافی اورانیوم غنی شده برای ساخت شش بمب اتمی را در اختیار دارد.

    یکی از امید‌های اسرائیل آن است که مذاکرات ایران و آمریکا با شکست مواجه شده و یک گزینه نظامی معتبر بر روی میز وجود داشته باشد. نگرانی اصلی اسرائیل آن است که ترامپ یک سازش میانه را با ایران به گزینه رویارویی نظامی با آن کشور ترجیح دهد. در عین حال، اسرائیل از این موضوع نگران است که “عراقچی” وزیر خارجه ایران که فردی حرفه‌ای و ماهر در زمینه ظرافت‌های دیپلماسی به حساب می‌آید موفق شود بر روی ذهن مذاکره کنندگان آمریکایی کار کند و آن را دستکاری نماید. در کنار آن، این نگرانی نیز وجود دارد که ایرانی‌ها تلاش نمایند تا روند مذاکرات را خراب کنند و ترامپ در میانه مذاکرات صبر خود را از دست بدهد و تصمیم به امضای توافق نامه بگیرد”.

    تغییراتی که ویتکاف در پیش نویس پیشنهادات به ایران ارائه داده اسرائیل را نگران کرده است

    این روزنامه اسرائیلی به نقل از یک منبع مطلع در ایران می‌نویسد: “پیش نویسی که “ویتکاف” پیش از برگزاری دور نخست مذاکرات ارائه کرد شامل تقاضای برچیدن زیرساخت‌های هسته‌ای ایران و تهدید صریح اقدام نظامی دو خواسته‌ای که در گذشته منجر به شکست مذاکرات شده‌اند، نبوده‌اند. همین موضوع ظاهرا باعث ایجاد فضای مثبت تری در تبادل پیام‌ها میان طرفین ایرانی و آمریکایی شده، اما نگرانی‌ها را در اسرائیل افزایش داده است”.

    ویتکاف خواستار برچیدن برنامه هسته‌ای ایران نیست، این برای نتانیاهو اسفبار است

    “ویتکاف” و “عراقچی” مصمم به ادامه مذاکرات هستند و این اتفاق قرار است شنبه آینده و احتمالا در یکی از شهر‌های اروپایی رخ دهد. البته مقام‌های ارشد عمانی نیز در آنجا خواهند بود و آماده کمک رسانی به طرفین هستند. اگر در دور اول مذاکرات طرفین سعی کردند آن چه را که می‌توان و نمی‌توان به دست آورد مشخص کنند، در دور دوم به شکلی عمیق‌تر به مسائل خواهند پرداخت تا دریابند آیا امکان ایجاد مسیری برای دستیابی به توافق وجود دارد یا خیر. مردم در جهان عرب چه فکر می‌کنند؟ آنان می‌گویند “ویتکاف” فریب می‌خورد و “عراقچی” باهوش است! یک دیپلمات باتجربه مصری به ما می‌گوید: “ایرانی‌ها از قابلیت‌های هسته‌ای خود دست نخواهند کشید”.

    هاآرتص: بازی شطرنج ایران و آمریکا بدون پایان بازی آغاز شده است

    روزنامه چپگرای اسرائیلی “هاآرتص” که منتقد دولت نتانیاهو است نیز در یادداشتی درباره چشم انداز مذاکرات هسته‌ای بین ایران و آمریکا آن را یک “بازی شطرنج بدون پایان بازی” توصیف کرده و نوشته است: “ترامپ می‌خواهد یک توافق هسته‌ای جدید و بهبود یافته را با ایران امضا کند. با این وجود، در اینجا یک پرسش بزرگ مطرح می‌شود: آیا این توافق یکباره صورت خواهد گرفت و همه چیز با همه جیز مبادله خواهد شد یا آن که فرآیندی چند مرحله‌ای خواهد بود؟ شاید بتوان تصور کرد که اگر مذاکرات با شتاب پیش برود و نتایج عملی به همراه داشته باشد، ترامپ با به تعویق انداختن ضرب الاجل خود مبنی بر حمله نظامی در صورت عدم توافق موافقت کند.

    هم چنین، کشور‌های اروپایی نیز باید درباره پیشرفت روند مذاکرات متقاعد شوند تا تحریم‌های بین المللی اعمال شده علیه ایران را در تاریخ ۲۵ اکتبر احیا نکنند. اصطلاح کلیدی مبهم در اینجا “نتایج عملی” است. ماهیت و تفسیر آن موضوع مورد بحث در این مذاکرات خواهد بود. بیانیه‌های طرفین کلی بوده و اجازه نمی‌دهند در مورد آن چه آمریکا برای دستیابی به آن تلاش کرده و این که ایران با کدام خواسته‌های آمریکا موافقت می‌کند نتیجه گیری‌ای صورت گیرد.

    از سوی دیگر، در میان مقام‌های آمریکایی تاکنون چند صدایی وجود داشته است. از سویی، “ویتکاف” فرستاده ویژه ترامپ برای مذاکرات با ایران توضیح داده که ترامپ در تلاش برای ایجاد یک سازوکار نظارتی موثر درباره برنامه هسته‌ای ایران است و از سوی دیگر، “مایک والتز” مشاور امنیت ملی ترامپ اعلام کرده که کل برنامه هسته‌ای و شبکه موشکی بالستیک آن کشور باید برچیده شوند. ترامپ تاکنون مواضع مبهم خود را حفظ کرده است. او ظاهرا منتظر است تا محدودیت‌های احتمالی یک توافق را درک کند تا هدفی را در اطراف این محدودیت‌ها مشخص کند تا بتواند تعریفی دقیق از این که موفقیت در مذاکرات چه خواهد بود داشته باشد. با قضاوت براساس رفتار ترامپ، تعیین ویتکاف به عنوان رهبری تیم مذاکره کننده و نه والتز و عزم آشکار ترامپ برای دستیابی به توافق، می‌توان حدس زد که شروط اساسی برای دستیابی به هر توافقی احتمالا محدودتر از شروط اولیه پیش‌تر تعیین شده خواهند بود”.

    این بار “جان بولتون” و “مایک پمپئو” حضور ندارند، این خبر بدی برای نتانیاهو است

    “هاآرتص” با اشاره به این که در دور اول ریاست جمهوری آمریکا دو چهره تندرو یعنی “جان بولتون” مشاور امنیت ملی که خواستار اقدام نظامی علیه ایران بود و “مایک پمپئو” وزیر خارجه وقت که دوازده شرط را برای ایران به منظور حصول هرگونه توافقی مطرح کرده بود “بر روی شانه‌های ترامپ نشسته بودند” می‌نویسد: “در این دوره از ریاست جمهوری ترامپ، آنان حضور ندارند و کنار گذاشته شدند. آن دو مقام ارشد از حمایت‌های قابل اعتماد “بنیامین نتانیاهو” نیز برخوردار بودند. این تلاش خستگی ناپذیر “نتانیاهو” در همکاری با آن چهره‌ها بود که باعث شد ترامپ متقاعد به خروج آمریکا از برجام شود

    . “ویتکاف” برخلاف آن دو چهره با ماموریت متفاوتی وارد عمل شده و لزوما با دیدگاه نتانیاهو درباره تهدید هسته‌ای متوجه از جانب ایران هم‌نظر نیست. ترامپ نمی‌خواهد به توافق قبلی بازگردد و ابتکارعمل خود را تلاشی برای یک توافق جدید معرفی می‌کند، توافقی که بهتر و قابل اعتمادتر از توافقی است که دشمنش باراک اوباما امضا کرده است. مشخص نیست که آیا ایران مایل به امضای یک توافق جدید با آمریکا بدون دریافت تضمین بین المللی برای لغو تحریم‌ها خواهد بود یا خیر. پرسش دیگری که هنوز پاسخی برای آن وجود ندارد این است که دو طرف چگونه قصد دارند به توافق نهایی دست یابند. آیا ایالات متحده و ایران قصد دارند این کار را یکباره انجام دهند و در یک جدول زمانی کوتاه مدت همه چیز را با همه چیز مبادله کنند؟ یا آن که آنان قصد دارند فرآیند را به یک حرکت طاقت فرسا که شامل چندین مرحله خواهد بود بکشانند که تکمیل کل فرآیند را تضمین نمی‌کند؟

    آمریکا منتظر کاهش غنی سازی ۶۰ درصدی اورانیوم ایران است

    سایت خبری – تحلیلی اسرائیلی “والا” نیز در گزارشی با استناد به نظر یک مقام ارشد اسرائیلی و یک منبع آگاه که نخواسته نامش فاش شود درباره جزئیات مذاکرات ایران و آمریکا می‌نویسد: “استیو ویتکاف” فرستاده کاخ سفید روز یکشنبه با “ران درمر” وزیر امور استراتژیک اسرائیل گفتگویی تلفنی داشته و او را در جریان مذاکرات اخیر با طرف ایرانی در عمان قرار داده است.

    یک منبع آگاه به “والا” می‌گوید: “آمریکا منتظر برداشته شدن گام‌هایی از سوی ایران است که مشخص سازد آن کشور از ساخت سلاح هسته‌ای دور می‌شود. این منبع آگاه می‌گوید یکی از این اقدامات می‌تواند رقیق کردن ذخایر اورانیوم غنی شده ایران تا غلظت ۶۰ درصد باشد. دو منبع آگاه گفته‌اند که انتظار می‌رود دور دوم مذاکرات هسته‌ای بین ایالات متحده و ایران روز شنبه در رم برگزار شود. علیرغم آن که دور دوم مذاکرات در عمان برگزار نمی‌شود، انتظار می‌رود میانجی‌هایی از عمان نیز حضور داشته باشند. با این وجود، این بار مذاکرات ممکن است با حضور مقام‌های ارشد ایرانی و آمریکایی در یک اتاق انجام شود.

    یک منبع آگاه می‌گوید که گفتگوی “استیو ویتکاف” فرستاده کاخ سفید و “عباس عراقچی” وزیر امور خارجه ایران “عالی” بوده و حدود ۴۵ دقیقه به طول انجامیده است. به گفته دو منبع آگاه، مذاکره کنندگان ایرانی در گفت‌و‌گو‌های شان این موضوع را مطرح کردند که ترامپ از برجام خارج شد و ابراز نگرانی کردند که این اتفاق در صورت توافقی دوباره بار دیگر تکرار شود. آن دو منبع آگاه اشاره کرده‌اند که طرف آمریکایی تاکید کرده که در مورد اهداف ایران درباره برنامه هسته‌ای خود تردید دارد. با این وجود، به گفته منابع ایرانی و آمریکایی، نتیجه نهایی پس از چند ساعت مذاکره این بود که طرفین معتقدند مسیری وجود دارد که اجازه پیشرفت را می‌دهد و می‌خواهند وارد مذاکره شوند.

    منابع آگاه می‌گویند “ویتکاف” روز یکشنبه با ترامپ دیدار داشته و او را در جریان مذاکرات با طرفین ایرانی قرار داد. این منابع اشاره کرده‌اند که “ویتکاف” با چندین مقام عربی کشور‌های حاشیه حلیج فارس نیز گفت‌و‌گو کرده است. آن مقام‌های عربی از مذاکره طرف آمریکایی با طرف ایرانی حمایت کرده‌اند. یک منبع آگاه می‌گوید انتظار می‌رود “رافائل گروسی” مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی این هفته پیش از دور دوم مذاکرات به تهران سفر کند و درباره فعالیت‌های بازرسی آژانس بین المللی انرژی اتمی از تاسیسات هسته‌ای ایران با مقام‌های ایرانی گفت‌و‌گو کند”.

  • تمام راه‌ها بسته شده و ما راهی به جز مذاکره نداریم / اگر توافق نشود دلار به ۲۰۰ هزارتومان می رسد

    تمام راه‌ها بسته شده و ما راهی به جز مذاکره نداریم / اگر توافق نشود دلار به ۲۰۰ هزارتومان می رسد

    به گزارش اقتصادران، دور نخست مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در عمان به پایان رسید. تیم مذاکره کننده ایرانی با حمایت افکار عمومی و اجماع و وفاق مسئولان عالی رتبه نظام در این مذاکرات حضور یافت.
    دو طرف ابراز خوشبینی کرده‌اند که مذاکرات به خوبی پیش رفته و شنبه هفته آینده دور دوم آن احتمالا در مکانی دیگر برگزار خواهد شد. رسانه‌های خبری داخلی و غربی تا این لحظه اخبار مثبتی را مخابره کرده‌اند و به طور کلی نشان می‌دهد که ظاهرا فضای مذاکره چه از لحاظ سیاسی و چه از لحاظ رسانه‌ای مثبت بوده است.

    در همین حال، اما قیمت دلار، سکه و طلا در ایران نزولی شد و بورس پس از ماه‌ها انتظار یکپارچه سبز شد. حال، اما طرفین آماده راند دوم می‌شوند، راندی که شاید بیش از پیش سرنوشت مذاکرات را دستخوش تغییر کند.
    در این بین، اما «علی بیگدلی»، استاد دانشگاه، کارشناس مسائل بین‌المللی، تاریخدان و پژوهشگر معتقد است که اکنون هم آمریکا و هم ایران به ادامه روند این مذاکرات نیاز دارند.

    علی بیگدلی درباره آن چه در اولین جلسه از مذاکرات رخ داده و آن چه در ادامه پیش روست  می‌گوید: «در شرایط فعلی هر دو طرف این مذاکره اکنون نیاز دارند که اختلافاتشان را سروسامان بدهند و شاید حتی حل کنند. هم ایران و هم آمریکا فعلا و در جلسه اول نیز انتظارات خود را به صورت کتبی به هم منتقل کرده‌اند و هر دو طرف از آن چه رخ داده راضی به نظر می‌رسیدند و از اساس در شرایط فعلی چاره‌ای جز سازش و گفت‌و‌گو ندارند به خصوص درباره ایران که باید اذعان داشت شرایط داخلی و منطقه‌ای، شرایط نامناسبی است و حتما باید تلاش کنیم این وضعیت فعلی سامان بگیرد. به خصوص ما با وضعیت نامساعد اقتصادی که اکنون به آن مبتلا هستیم و شرایط ویژه منطقه‌ای باید تلاش کنیم که مذاکرات به سرانجام مطلوبی دست یابد.»

    بیگدلی در ادامه افزود: «از سوی دیگر باید توجه کرد که آمریکا نیز به هیچ وجه تمایلی به جنگ ندارد چرا که جنگ نه فقط یک پروسه خطرناک است که می‌تواند تمام منطقه را وارد بحران‌های پیاپی کند که هزینه‌های مالی و اقتصادی سنگین نیز دارد.
    چنان که عربستان نیز به طور جدی با آمریکایی‌ها در ارتباط است که دست به حمله نظامی حتی محدود نیز در خاورمیانه نزند؛ بنابراین به نظر می‌رسد همه چیز اکنون آماده و فراهم است که در دوره‌های آتی نیز این مذاکرات در مسیر توافق قرار بگیرد.
    البته که شرایط با سال ۲۰۱۵ و قرارداد برجام بسیار تفاوت دارد و هم شرایط منطقه‌ای و هم شرایط داخلی کشور چندان شبیه یک دهه قبل نیست، اما در این میان ترامپ تمایل جدی دارد که بتواند قراردادی بهتر و کارآمدتر از قبل ببندد و قهرمان توافق با ایران او باشد نه دموکرات‌ها!»

     

    مذاکره گزینه ناگزیر طرفین است

    این استاد دانشگاه و کارشناس سیاسی هم چنین با اشاره به مساله مستقیم یا غیرمستقیم بودن مذاکرات گفت: «دولت ناچار است به خاطر شرایط داخلی و حفظ طرفدارانش از این اصطلاح جلسه مستقیم و غیرمستقیم استفاده کند؛ کما این که عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران نیز تصریح داشت که در زمان خروج با هیات آمریکایی دیدار و گفت‌و‌گو کرده است و حتی تاکید کرد که در راستای روابط دیپلماتیک با هم صحبت کرده‌اند و باید گفت که با همین دیدار ساده به نوعی قبح ملاقات بین طرفین از نظر تندرو‌ها عملا ریخته شده و البته باید توجه داشت که دستکم فعلا تندرو‌های درون حاکمیت و مجلس نیز واکنش چندان تندی نشان نداده‌اند و شاید به این نتیجه رسیده‌اند که موضوع اکنون ملی‌تر از همیشه است و قدرت راست تندرو شاید در اعمال تحمیل نظر خود کاهش پیدا کرده است.
    از مصادیق آن نیز شخص حسین شریعتمداری را می‌توان نمونه‌ای از این موارد دانست که واکنش چندان تندی از سوی رسانه تندرویی همچون کیهان دیده نشده و با این روند به نظر می‌رسد در دور بعد قطعا مذاکرات مستقیم خواهد بود.»

    این کارشناس سیاسی در ادامه با اشاره به رویکرد‌های شخصیتی مذاکره کنندگان می‌گوید: «با توجه به اینکه استیو ویتکاف آدم خوش مشرب و خوش نشین و اهل معامله گری است، به نظر می‌رسد دور بعد به صورت مستقیم دو گروه مذاکره کننده برابر هم حاضر شوند.
    اکنون نیز به نظر می‌رسد طرفین خواسته‌های اولیه خود را نه فقط منتقل کرده‌اند بلکه بر سر آن توافق شده و امیدواریم در دور‌های بعد وارد بحث و گفت‌و‌گو بر سر جزییات شوند تا شاید فشار‌های اقتصادی از سر بازار‌های مالی ایران برداشته شود.»

     

    موضوع سرمایه گذاری یک تریلیون دلاری آمریکایی‌ها در ایران

    مساله سرمایه گذاری اقتصادی آمریکایی‌ها در ایران به خصوص با توجه به توان بالای شرکت‌های این کشور در حوزه نفت و گاز یکی از مواردی بوده که در روز‌های اخیر بار‌ها مطرح شده است. چنان چه وزیر امور خارجه ایران در مقاله خود در واشنگتن پست به این موضوع می‌پردازد و در روز‌های اخیر نیز مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری ایران به صراحت درباره امکان ورود سرمایه گذاران آمریکایی به کشور اشاره می‌کند و آن را بدون اشکال می‌داند.

    علی بیگدلی نیز این مساله را یکی از موارد مهم می‌داند می‌گوید: «موضوع سرمایه گذاری اقتصادی در قرارداد‌های سیاسی اکنون از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و قطعا این یکی از مواردی است که باید مطرح و بین طرفین حل و فصل شود.»

    این کارشناس مسائل سیاسی در ادامه نیز با اشاره به موافقت‌های ضمنی با مساله سرمایه گذاری تاکید داشت: «برخی از اعضای کمیسیون خارجی همین مجلس دوزادهم به لزوم آن اشاره کرده‌اند و دیدیم که شخص رئیس جمهوری نیز درباره آن صحبت کرده است و حتی ترامپ نیز گفته که ما آماده هستیم ۱۰۰۰ میلیارد دلار در ایران سرمایه گذاری کنیم؛ فارغ از مساله چند و چون سرمایه گذاری و اینکه چقدر می‌توان برای این سرمایه گذاری ظرفیت سازی کرد، اما ما چاره‌ای به جز این نداریم که در مسیر مذاکره پیش برویم.»

    بیگدلی هم چنین می‌گوید: «از نظر اقتصادی اکنون کشور در بن بست، اما و در ژئوپلتیک منطقه نیز نفوذ ایران به شدت کاهش پیدا کرده و فضای بین الملل نیز اکنون به نفع ما نیست و نیاز داریم که نگاه جهان به ایران را تغییر بدهیم و حتی رویکرد داخلی نیز باید به جهان تغییر کند. حتی این مساله که دیدار‌های بین دو کشور در سطح بالاتر رخ بدهد و یا ویتکاف به تهران بیاید اصلا اکنون دیگر نه عجیب است و نه غیرقابل باور و حتی به همین سو نیز خواهیم رفت.
    کما این که می‌بینیم جناح‌های به قول آقای حسن روحانی، دلواپسان نیز دیگر آن چنان واکنش‌های احساسی و عصبی از خود نشان نداده‌اند چرا که شاید شرایط کشور به خوبی نشان می‌دهد که لازم است برای منافع کشور مذاکرات در سطح بالاتری جریان یابد.»

    بیگدلی همچنین با تاکید بر لزوم مذاکره با اتحادیه اروپا گفت: «در این بین به نظر می‌رسد اکنون ایران نه فقط رابطه با آمریکا و مذاکره با این کشور را در دستور دارد بلکه بیش از همیشه متوجه نیاز به مذاکره با اتحادیه اروپا پیش از تاریخ اولتیماتوم مکانیسم ماشه نیز شده و اکنون ایران آماده مذاکرات سازنده با سه کشور اروپایی نیز هست. چنان چه اکنون نیز گفته شده قرار است سید عباس عراقچی برای مذاکره با تروئیکای اروپایی و لغو امکان فعال شدن مکانیسم ماشه راهی وین شود.»

     

    مذاکرات و دو راهی قیمت دلار

    اصول و موازین علم سیاست نیز همین را حکم می‌کند که باید مقدمات فراهم شود، نقطه نظرات به هم نزدیک‌تر شود و بعد مقامات برجسته‌تر در برابر هم حاضر می‌شوند پس من تصور می‌کنم مقدماتی در جریان بوده تا با اصول و قواعدی وارد مذکره شده‌اند و با این توضیح من تصور نمی‌کنم مذاکرات با شکست مواجه شود چرا که این موضوع نه به نفع ایران است و نه به نفع آمریکایی ها. تصور من این است که مذاکرات قطعا ادامه پیدا خواهد کرد و با ادامه مذاکره و حذف یا تعلیق تحریم‌ها شاید قیمت دلار به زیر ۶۰ هزار تومان نیز برسد.

    تمام راه‌ها به سمت ما بسته شده و ما راهی به جز مذاکره نداریم و اگر مذاکره قطع شود و یا با شکست مواجه شود، با این بار روانی موجود دلار می‌تواند حتی به ۲۰۰ هزار تومان نیز برسد.»

    علی بیگدلی در پایان نیز با اشاره به امکان کارشکنی طرف اسرائیلی گفت: «به باور من این بار اصلا اسرائیل توان و جرات کارشکنی در مذاکرات را نخواهد داشت.
    به هیچ وجه‌ اجازه کارشکنی در مورد مذاکرات ایران و آمریکا به اسرائیل داده نخواهد شد و از اساس سفر تازه بنیامین نتانیاهو به واشنگتن نیز در راستای همین اولتیماتوم بوده که به صراحت از رئیس جمهور آمریکا بشنود، مذاکراتی در جریان است و در حقیقت یک تاکتیک برای عقب راندن اسرائیل بود و کابینه ترامپ و خود شخص دونالد ترامپ به هیچ وجه تمایل به راه انداختن یک جنگ در منطقه ندارد و به نظرم این موضوع به صراحت نیز به نتانیاهو تفهیم شده است.»

  • توافق ایران و آمریکا رونق را به بازار مسکن باز می گرداند؟

    توافق ایران و آمریکا رونق را به بازار مسکن باز می گرداند؟

    بازار مسکن چه در طول دوران برجام و چه پس از آن، رشد سرسام‌آوری را تجربه کرد و از توان خرید بسیاری از متقاضیان خارج شد. با این حال بازار مسکن طی یکی دو سال گذشته، با توجه به رشد قابل توجه بازار‌های موازی نظیر دلار، طلا و سکه، دچار رکود شدیدی شد و به خواب عمیقی فرو رفت.

    با این همه، اخبار سیاسی این روزها، گمانه‌زنی‌هایی مبنی بر توافق میان ایران و آمریکا را مطرح کرده است. سوال این است که در صورت موفقیت مذاکرات و توافق میان ایران و آمریکا، بازار مسکن و بازار‌های موازی با چه شرایطی مواجه خواهند شد؟

    اخبار سیاسی این روز‌ها از احتمال توافقی تاریخی میان ایران و آمریکا خبر می‌دهند. با هر پیام و خبر جدید سیاسی، بازار‌های مالی به شدت تحت تاثیر هیجانات قرار می‌گیرند و نوسانات قیمتی در آنها شدت می‌گیرد. این نوسانات باعث شده، نگرانی‌هایی درباره آینده بازار‌های مالی، از جمله بازار مسکن ایجاد شود. اما در صورتی که میان ایران و آمریکا، توافقی شکل بگیرد، وضعیت بازار مسکن در دوران پسا توافق چگونه خواهد بود؟

    سردرگمی بازار مسکن از زمان امضای توافق برجام تا اجرای آن

    برای درک بهتر تاثیر توافق احتمالی ایران و آمریکا بر بازار مسکن، بررسی تغییرات قیمتی و معاملاتی در دوران برجام و پس از آن، کمک‌کننده است. بر اساس داده‌های مرکز آمار، در بهار سال ۱۳۹۴ که مذاکرات برجام در جریان بود، متوسط قیمت هر متر مسکن در تهران به حدود چهار میلیون و ۵۰ هزار تومان رسیده بود. در همین فصل، حدود ۴۱ هزار و ۱۲۵ فقره معامله ثبت شد.

    در تیر همان سال، توافق برجام نهایی و امضا شد. با این حال، قیمت مسکن در تابستان ۹۴ به حدود چهار میلیون و ۳۰ هزار تومان کاهش یافت و تعداد معاملات نیز به ۴۰ هزار و ۶۴۴ فقره رسید. این یعنی بازار در فصل تابستان، نسبت به بهار، روندی کاهشی داشت.

    در پاییز سال ۹۴ نیز معاملات ۳.۱ درصد کاهش داشت و به ۳۹ هزار و ۳۷۴ فقره رسید. قیمت مسکن نیز در این فصل کاهشی بود و با متری چهار میلیون و ۳۰ هزار تومان به ثبت رسید.

    سناریو‌های بازار مسکن در دوران پسا توافق / رویای شیرین خانه‌دار شدن محقق می‌شود؟ ///

    رونق بازار مسکن در دوران اجرای برجام

    با این حال، از زمستان سال ۹۴ با اجرای رسمی برجام، بازار مسکن وارد روند تازه‌ای شد. قیمت و حجم معاملات، هر دو روندی صعودی پیدا کردند. این مسیر در سال‌های ۹۵ و ۹۶ نیز ادامه داشت. اگرچه معاملات در فصل‌های بهار و پاییز تا حدودی کاهش می‌یافت، اما در تابستان و زمستان روند بازار افزایشی بود.

    در زمستان ۱۳۹۶ متوسط قیمت هر متر مسکن در تهران به حدود پنج میلیون و ۸۷۰ هزار تومان رسید و تعداد معاملات نیز با رشد ۱۴.۸ درصدی، به بیش از ۵۳ هزار فقره رسید. اما با خروج آمریکا از برجام در سال ۱۳۹۷ شرایط بازار‌ها تغییر کرد. در تمام فصول سال ۹۷ غیر از زمستان، حجم معاملات روندی کاهشی داشت. با این حال، قیمت مسکن با توجه به رشد تورم و دلار، همچنان در مسیر صعودی باقی ماند.

    در زمستان ۱۳۹۷ متوسط قیمت هر متر واحد مسکونی در تهران به حدود ۱۰ میلیون و ۶۷۰ هزار تومان رسید. سال ۱۳۹۸ نیز بازار مسکن با نوساناتی در معاملات همراه شد، اما روند کلی قیمت‌ها همچنان صعودی بود. در زمستان همان سال، قیمت هر متر خانه به حدود ۱۵ میلیون و ۳۳۰ هزار تومان رسید.

    این مسیر در سال ۹۹ هم ادامه یافت؛ با این تفاوت که تعداد معاملات در مقایسه با دوران اوج برجام، کاهش قابل توجهی داشت. به‌عنوان مثال، تعداد معاملات در زمستان ۹۶ تقریبا دو برابر تعداد معاملات در زمستان ۹۸ بود.

    سناریو‌های بازار مسکن در دوران پسا توافق / رویای شیرین خانه‌دار شدن محقق می‌شود؟ ///

    بر هم ریختگی بازار مسکن با خروج آمریکا از برجام

    بررسی این داده‌ها نشان می‌دهد که در دوران برجام، بازار مسکن با چشم‌اندازی مثبت مواجه بود. هم سرمایه‌گذاران و هم خریداران مصرفی به تدریج وارد بازار می‌شدند و سرعت رشد قیمت‌ها نیز تا حد زیادی کند و تدریجی بود. اما با خروج آمریکا از برجام در بهار سال ۹۷ فضای هیجانی در بازار‌های مالی و سرمایه‌ای حاکم شد.

    خریداران سرمایه‌ای با توجه به چشم‌انداز تورمی شکل‌گرفته در فضای اقتصادی کشور و تنش در بازار‌های مالی و سرمایه‌ای بازار مسکن را نیز بی‌نصیب نگذاشتند و برخی پول‌های درشت وارد بازار مسکن شد. همین هجوم، در کنار جهش قیمت دلار، سکه، طلا و نرخ تورم، باعث جهش قیمتی در بازار مسکن شد. در این میان، خریداران مصرفی که عمدتا به دنبال تامین سرپناه بودند، از بازار عقب ماندند و تنها در مقاطعی توان ورود پیدا کردند.

    تفاوت مهم بازار مسکن در دوران پس از خروج آمریکا از برجام با وضعیت کنونی این است که در آن دوره، منطقه از ثبات و امنیت مطلوبی برخوردار بود و تنش‌ها و درگیری‌های نظامی در کمترین سطح ممکن قرار داشت؛ اما اکنون، در صورت عدم توافق، احتمال بروز تنش‌های جدید نظامی در منطقه بالاست و همین نااطمینانی می‌تواند بازار‌ها را در وضعیت متفاوتی قرار دهد. با این همه، پیش‌بینی روند بازار مسکن در دوران توافق احتمالی چیست؟

    عقب‌ماندگی بازار مسکن از بازار‌های رقیب

    قیمت مسکن در سال گذشته با وجود اینکه بازار با رکود عمیقی مواجه شده بود، برابر ۳۷.۱ درصد رشد کرد. این در حالی بود که دلار در همین مدت ۶۰.۸ درصد و طلا ۱۵۱.۲ رشد کرد. به این ترتیب بازار مسکن با کمترین بازدهی نسبت به سایر بازار‌ها وارد سال ۱۴۰۴ شد.

    با این حال باید توجه داشت که سال ۱۴۰۳ سالی پر از التهاب و تنش‌های سیاسی بود؛ حملات مستقیم ایران و رژیم صهیونیستی از یک سو و بازگشت ترامپ به عرصه قدرت از سوی دیگر، سیگنال ناامنی به بازار مسکن داد و به این ترتیب حجم معاملات در این بازار کاهش یافت؛ بنابراین سرمایه‌ها از حوزه مسکن، به سمت بازار‌های رقیب کوچ کردند.

    ضمن آنکه رشد قیمت مسکن طی سال‌های اخیر که با جهش تورمی و کاهش قدرت خرید مردم همزمان بود، توان ورود خریداران مصرفی به بازار را نیز از بین برد و به این ترتیب بازار مسکن نه پذیرای خریداران سرمایه‌ای شد و نه میزبان خریداران مصرفی.

    سرمایه‌ها به بازار ملک برمی‌گردند؟

    اکنون به‌نظر می‌رسد، در صورت توافق ایران و آمریکا، شرایط به کلی تغییر کند. آن‌طور که فعالان بازار پیش‌بینی می‌کنند، اگر توافقی صورت گیرد، در ابتدا قیمت دلار و طلا با کاهش شدیدی مواجه می‌شود و تقاضا در این بازار به کمترین میزان خود می‌رسد. با این حال پس از ثبات شرایط سیاسی، بازار طلا پس از مدتی خود را تعدیل می‌کند و به قیمت‌های واقعی برمی‌گردد.

    همچنین، به‌نظر می‌رسد که سرمایه‌های درشت وارد بازار مسکن می‌شوند و جذابیت سرمایه‌گذاری، بار دیگر به این بازار برمی‌گردد. با این حال متقاضیان مصرفی همچنان در حاشیه خواهند ماند، زیرا قیمت‌ها در این بازار به‌شدت بالا رفته و از سطح دسترس عموم خارج شده است. به این ترتیب متقاضیان مصرفی بازار مسکن، با تاخیر وارد این بازار خواهند شد.

    با این حال، آن دسته از متقاضیان مصرفی بازار مسکن که سرمایه خود را به طلا و نظایر آن تبدیل کرده بودند، در دوران پساتوافق، دارایی‌های خود را نقد و وارد حوزه مسکن می‌کنند. همچنین عده‌ای دیگر سرمایه‌های خود را وارد بازار سرمایه و بورس خواهند کرد و به نظر می‌رسد، در بازار سرمایه و مسکن رونق تازه‌ای شکل بگیرد.

    به این ترتیب، حجم معاملات و تقاضا در بازار مسکن بالا خواهد رفت و به دنبال آن، سطوح قیمتی جدیدی پدیدار خواهد شد؛ بنابراین انتظار می‌رود که در دوران پساتوافق، قیمت مسکن چه در حوزه مصرفی و چه در حوزه سرمایه‌گذاری بالا رود و عقب‌ماندگی این بازار جبران شود.

    خرید خانه در دوران پسا توافق آسان می‌شود؟

    با این حال، سوال اصلی اینجاست که آیا در دوران پسا توافق، رویای شیرین خانه‌دار شدن برای خانوار‌های ایرانی محقق خواهد شد؟ در ظاهر، توافق می‌تواند نااطمینانی‌های سیاسی و اقتصادی را کاهش دهد و آرامش نسبی را به بازار‌ها برگرداند. به علاوه، همین ثبات باعث می‌شود بخشی از سرمایه‌ها به جای بازار‌های پرریسک‌تر، وارد بازاری مثل مسکن شوند.

    با این حال، همین ورود دوباره سرمایه‌های بزرگ به بازار مسکن، می‌تواند موج جدیدی از تقاضا را وارد بازار مسکن کند و در نهایت، قیمت‌ها را در یک مسیر صعودی قرار دهد.

    در این میان، متقاضیان مصرفی، همچنان در حاشیه بازار باقی خواهند ماند. کسانی که طی سال‌های گذشته به امید کاهش قیمت‌ها از بازار عقب کشیده بودند، حالا با یک دوراهی مواجه‌اند؛ این افراد از یک طرف توان خرید ندارند و از طرف دیگر، نگرانند که در صورت ورود دوباره سرمایه‌گذاران، قیمت‌ها از این هم بالاتر رود.

    بنابراین، حتی اگر برخی خانوار‌ها با فروش طلا یا دارایی‌های دیگر خود، قصد ورود به بازار را داشته باشند، باز هم احتمال دارد که از بازار جا بمانند و دیرتر وارد شوند. باید توجه داشت که در این مسیر، تسهیلات مسکن نیز کمکی به خریداران مصرفی ملک نمی‌کند و در صورتی که مبلغ و سود آن اصلاح نشود، همچنان عملا ناکارآمد خواهد بود.

    به این ترتیب، باید گفت که توافق سیاسی هر چند ثبات را به اقتصاد برمی‌گرداند، اما لزوما به معنای بالا رفتن قدرت خرید و آسان‌تر شدن خرید خانه برای اقشار متوسط و ضعیف نیست. مگر آنکه سیاست‌های حمایتی توسط دولت به شکل موثر و کارآمد اجرا شوند؛ در غیر این صورت، رویای خانه‌دار شدن برای بسیاری از افراد، همچنان یک رویای شیرین غیرقابل دسترس باقی خواهد ماند.

  • یک پیش‌بینی مهم از نرخ ارز در صورت توافق ایران و آمریکا

    یک پیش‌بینی مهم از نرخ ارز در صورت توافق ایران و آمریکا

    به گزارش اقتصادران مهراد عباد، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران، پیش‌بینی خود را از آنچه در صورت توافق ایران و امریکا روی خواهد داد تشریح کرد و گفت: مشکلاتی که اقتصاد ایران و در زیرمجموعه آن تجارت کشور با آنها روبه‌روست از تحریم‌های خارجی برمی‌آید که در چند دهه اخیر به اقتصاد ما تحمیل شده، اما علاوه بر تحریم‌های خارجی ناکارآمدی‌های داخلی و ضعف‌های مدیریتی نیز به سهم خود تجارت را با مشکل روبه‌رو کرده است و این دو جریان مانع از تحقق یک رشد اقتصادی مطلوب در کشور شده و به افزایش نرخ تورم دامن زده و سبب شده ارزش پول ملی ما روزانه کاهش پیدا کند. تا جایی که امروز شاهد هستیم ارزش این پول یک‌شبه از یک کامنت یا توئیت به میزان قابل‌توجهی تاثیر می‌پذیرد.

    وی   افزود: در این شرایط توافق میان ایران و امریکا می‌تواند در کوتاه‌مدت وضعیت کنونی اقتصاد ایران را بهبود ببخشد و فضایی را برای تنفس اقتصادی ایجاد کند، انتشار اخبار حاکی از توافق می‌تواند نرخ ارز را در بازار آزاد البته به صورت هیجانی تا ۳۰ درصد کاهش دهد چنانچه انتشار خبر مربوط به برگزاری زمان مذاکره طرفین به کاهش هفت درصدی نرخ ارز انجامید.

    عباد ادامه داد: خواسته دیپلمات‌های ایرانی رفع تمام تحریم‌های ناعادلانه‌ای است که علیه ایران وضع شده با این حال حل چالش‌های برآمده از تحریم‌های امریکا علیه ایران حتی با فرض توافق در کوتاه‌مدت انجام نمی‌شود و به طور مثال موضوعی مانند پیوستن ایران به اف‌ای‌تی‌اف دست‌کم تا دو سال زمان می‌برد مگر اینکه دولت امریکا با حکم حکومتی زمینه تعجیل امور را فراهم آورد.

    عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران خاطرنشان کرد: فارغ از تحریم‌های خارجی در داخل کشور سیاست‌ها نهادگرا است، حدود ۹۰ درصد اقتصاد ایران دولتی است و بنابراین برای رشد اقتصادی علاوه بر حل مشکل تحریم‌های خارجی نیاز به تحولات داخلی نیز وجود دارد.

    وی در پاسخ به پرسشی مبنی بر تاثیر توافقات بر بازار ارز کشور یادآور شد: نرخ ارز را باید بازار تعیین کند با این حال توافق می‌تواند به ریزش قیمت ارز در بازار آزاد و کاهش شکاف نرخ در بازار‌های رسمی و غیررسمی هر چند به صورت هیجانی بینجامد. هر چند رئیس بانک مرکزی هنوز هم تصریح دارد که بازار آزاد ارز در کشور اصلا وجود ندارد با این حال بدیهی است که توافق از شدت نوسانات ارزی کم خواهد کرد.

    عباد گفت: خواسته ما به وجود آمدن بستر مناسب برای تعامل تجاری سازنده با دنیاست ایران پتانسیل‌های زیادی دارد، اما متأسفانه به دلیل تحریم‌ها، بسیاری از این ظرفیت‌ها در نطفه خفه شده، اما با کنار رفتن تحریم‌ها، اقتصاد ایران بار دیگر این فرصت را پیدا خواهد کرد که در عرصه‌های بین‌المللی با محدودیت‌های کمتری فعالیت کند و در راستای منافع خود گام بردارد.

    وی اظهار کرد: در سال‌های گذشته برای تولید و صادرات با بحران‌هایی مواجه بوده‌ایم و کنار رفتن تحریم‌ها به یقین می‌تواند تغییرات ملموسی به همراه داشته باشد از جمله اینکه شرکت‌های خارجی به همکاری با شرکت‌های ایرانی رغبت پیدا می‌کنند و بستری به وجود می‌آید تا با جذب سرمایه‌گذاری و مشارکت اقتصادی برای بهبود کیفیت کالا‌های ایرانی اقدام شود.

    عباد در پایان تصریح کرد: ناگفته نماند که هر توافقی در صورتی می‌تواند پایدار باشد که برد برد باشد و طرفین در جریان توافق به یکدیگر امتیازاتی بدهند باید دید جریان مذاکرات چگونه پیش می‌رود.