برچسب: توافق ایران و آمریکا

  • ایران و آمریکا در یک قدمی توافق؟!

    ایران و آمریکا در یک قدمی توافق؟!

    به گزارش اقتصادران، واشنگتن تایمز روز شنبه به وقت محلی افزود: پیش‌نویس توافق بامداد شنبه مورد توافق قرار گرفته و قرار است ظرف ۲۴ ساعت آینده به‌طور رسمی اعلام شود.

    واشنگتن تایمز مدعی شد: مذاکره‌کنندگان ارشد از جمله جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهوری آمریکا، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه کاخ سفید و جرد کوشنر، داماد رئیس جمهوری آمریکا، این پیش‌نویس را تایید کرده‌اند.

    این رسانه آمریکایی ادعا کرد: در صورت موفقیت، این توافق آتش‌بسی شکننده را که شش هفته ادامه داشته است، به صلحی دائمی تبدیل خواهد کرد؛ هرچند ترامپ اشاره کرده که احتمال انجام حملات تازه همچنان وجود دارد.

    واشنگتن تایمز ادامه داد: جزئیات توافق آتش‌بس احتمالی همچنان مبهم است. مشخص نیست که اختلافات کلیدی، از جمله سرنوشت برنامه هسته‌ای ایران و درخواست آن برای رفع تحریم‌ها، چگونه حل خواهد شد.

    این رسانه آمریکایی اضافه کرد: دو طرف همچنین باید در مورد چگونگی بازگشایی تنگه هرمز که از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه تا حد زیادی بسته شده است، به توافق برسند.

    سخنگوی وزارت امور خارجه در مورد نتایج سفر هیئت پاکستانی به تهران گفت: «ما در مرحله نهایی‌سازی این یادداشت تفاهم هستیم. موضوعاتی نیز که در این مرحله درباره آن‌ها بحث می‌شود ــ همان‌طور که اشاره کردم ــ به طور کلی بر خاتمه جنگ متمرکز است. موضوع پایان یافتن تعرضات دریایی آمریکا (همان چیزی که خودشان از آن به عنوان محاصره دریایی یاد می‌کنند) و موضوعات مرتبط با آزاد شدن اموال بلوکه شده ایران، از عمده مواردی هستند که در این یادداشت تفاهم به آن‌ها پرداخته می‌شود.»

  • آمریکا چاره‌ای جز توافق ندارد!

    آمریکا چاره‌ای جز توافق ندارد!

    به گزارش اقتصادران، درحالی که واشنگتن همچنان در انتظار پاسخ تهران به پیشنهاد آتش‌بس و متن پیشنهادی جدید ادعایی امریکاست، مجموعه‌ای از تحرکات دیپلماتیک، امنیتی و نظامی نشان می‌دهد معادلات جنگ و مذاکره همزمان در حال بازتعریف است. در این میان گزارش‌های ادعایی و غیررسمی از احتمال تعویق پاسخ ایران، حذف بند اقدام نظامی از پیش‌نویس قطعنامه شورای امنیت درباره تنگه هرمز، میانجیگری همزمان قطر، پاکستان و عربستان و همچنین ورود فعال روسیه و چین به پرونده هسته‌ای ایران حکایت دارد؛ تحولاتی که به باور برخی ناظران بیش از هر چیز بیانگر تلاش بازیگران منطقه‌ای و جهانی برای جلوگیری از بازگشت درگیری به فاز نظامی است.

    در این میان اما آنچه بیش از گذشته خودنمایی می‌کند، تغییر موازنه فشار میان تهران و واشنگتن است. اگرچه امریکا با «پروژه آزادی» و محاصره دریایی تلاش کرد ابتکار عمل را در خلیج‌فارس حفظ کند، اما توقف سریع این پروژه، نگرانی عربستان و کشورهای عربی از گسترش جنگ، افزایش فشارهای اقتصادی بر دولت ترامپ و هراس از تبعات انتخاباتی افزایش قیمت انرژی، نشان می‌دهد کاخ سفید بیش از آنکه در موقعیت تهاجم باشد، درگیر مدیریت هزینه‌های جنگ شده است.

    تهران نیز به نظر می‌رسد با تاخیر در پاسخ، تلاش دارد نشان دهد دیگر حاضر نیست در چارچوب زمان‌بندی و فشار روانی واشنگتن نقش‌آفرینی کند؛ پیامی که می‌تواند مرحله تازه‌ای از مذاکرات فرسایشی و پیچیده میان دو طرف را رقم بزند. در همین راستا روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی متغیرهای اثرگذار بر آینده تنش‌ها میان تهران و واشنگتن با لحاظ کردن رویکرد اعراب حاشیه جنوب خلیج‌فارس با مرتضی مکی، کارشناس مسائل سیاست خارجی گفت‌وگو کرده است.

     مشروح این گفت‌وگو در ادامه می‌آید: 

    مرتضی مکی در پاسخ به پرسش «اعتماد» در ارتباط با ارزیابی‌اش از رویکرد اعراب حاشیه جنوبی خلیج‌فارس در ارتباط با ایران بعد از رویارویی کورمان با امریکا و رژیم اسراییل تشریح کرد: در اینکه یکی از پیامدهای جنگ ۴۰روزه، تغییر در معادلات سیاسی، امنیتی و حتی اقتصادی منطقه بوده، تردیدی وجود ندارد. این تغییرات آن‌قدر آشکار است که نه قابل کتمان است و نه می‌توان از کنار آن عبور کرد. ما با یک جنگ منطقه‌ای گسترده با ابعاد و تبعات جهانی مواجه بودیم؛ جنگی که بدون تردید در آینده سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه تاثیرات عمیقی خواهد گذاشت.

    به گفته مکی یکی از پیامدهای این جنگ، شکافی است که میان کشورهای خلیج‌فارس ایجاد شده است. بحث خروج امارات از اوپک و همچنین فاصله گرفتن این کشور از برخی معادلات سنتی عربی که در خروج احتمالی این پادشاهی از اتحادیه عرب نمود پیدا می‌کند، در کنار همراهی و همسویی گسترده ابوظبی با امریکا و رژیم صهیونیستی، نشان ‌دهنده تغییراتی جدی در موازنه‌های منطقه‌ای است. در مقابل اما به نظر می‌رسد عربستان‌سعودی همچنان رفتار چندلایه، محتاطانه و بعضا متناقض را در اولویت قرار داده است، به گونه‌ای که طی روزهای اخیر اعلام شد که عربستان و کویت آسمان خود را دراختیار امریکا برای پیشبرد پروژه ادعای آزادی ترامپ قرار داده‌اند، اما همچنان از گزینه مذاکره، گفت‌وگو و توافق با ایران حمایت می‌کنند.

    این کارشناس مسائل سیاست خارجی در ادامه به «اعتماد» گفت: این مساله نشان می‌دهد که کشورهای منطقه همچنان با تردید، ابهام و نگرانی نسبت به آینده تحولات منطقه روبه‌رو هستند. البته رفتار امارات تا حد زیادی ناشی از ساختار سیاسی و جغرافیایی این کشور است؛ ساختاری که باعث شده ابوظبی تصور کند امریکا همچنان قادر است موقعیت و نفوذ خود را در منطقه تثبیت کند. اما دیگر کشورهای خلیج‌فارس ظاهرا چنین برداشتی ندارند. برای مثال، قطر تلاش کرده رفتار متعادل‌تری داشته باشد و روابطش را به‌گونه‌ای تنظیم کند که در چارچوب مناسبات منطقه‌ای، تنش کمتری با جمهوری اسلامی ایران ایجاد شود؛ هرچند این کشور نیز در جریان جنگ ۴۰ روزه متحمل خسارات و فشارهایی شد.

    مکی در ادامه تصریح کرد: ازسوی دیگر، عربستان به عنوان بزرگ‌ترین کشور منطقه همچنان سیاستی محتاطانه و انتظارمحور را دنبال می‌کند تا ببیند توافق احتمالی میان ایران و امریکا با چه مختصاتی شکل خواهد گرفت و پیامدهای آن چه خواهد بود. به واقع به نظر می‌رسد ریاض تلاش می‌کند نوع رفتار و مناسبات خود با جمهوری اسلامی ایران و همچنین با امریکا را براساس نتایج این توافق احتمالی تنظیم کند. درنهایت باید دید تحرکاتی که اکنون درباره نشست‌های بعدی ایران و امریکا در جریان است، در چه چارچوب و مختصاتی به یک توافق موقت یا جامع منتهی خواهد شد. طبیعی است که هرگونه توافق میان تهران و واشنگتن، پیامدهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای برای منطقه به همراه خواهد داشت و در این مساله تردیدی وجود ندارد.

    این کارشناس مسائل بین‌الملل در ادامه و درباره احتمال شکل‌گیری یا عدم شکل‌گیری ائتلافی از اعراب در همراهی با واشنگتن علیه کشورمان به منظور بازگشایی تنگه هرمز به «اعتماد» گفت: سیاست خارجی، بحث آرزو و آرمان مطرح نیست، بلکه واقعیت‌های میدانی و منافع کشورها تعیین‌کننده رفتار بازیگران است. قابل کتمان نیست که احتمالا کشورهای منطقه در تلاش هستند نوعی ائتلاف و همگرایی علیه جمهوری اسلامی ایران شکل دهند و طبیعی است که باتوجه به هزینه‌هایی که طی سال‌های اخیر در منطقه انجام داده‌اند، اکنون به‌دنبال بهره‌برداری از این هزینه‌ها باشند. در این میان، شاهد بودیم که هواپیماهای جنگنده مصر نیز در کنار امارات قرار گرفتند.

    البته به نظر می‌رسد حضور مصر بیش از آنکه نشانه یک تغییر ماهوی و جدی در روابط قاهره با تهران باشد، بیشتر در راستای اعطای نوعی اطمینان خاطر و تعهد سیاسی به امارات و برخی کشورهای عربی ارزیابی می‌شود؛ کشورهایی که تلاش دارند در منطقه نوعی همگرایی سیاسی و اقتصادی علیه ایران شکل دهند، به‌ویژه اگر توافقی میان ایران و امریکا شکل بگیرد، احتمال دارد شاهد نوعی وحدت نظر نسبی میان کشورهای غربی درباره سیاست‌های منطقه‌ای در خاورمیانه و خلیج‌فارس باشیم.

    به باور مکی با این حال، همچنان شکاف‌هایی میان اروپا و امریکا درباره نحوه مواجهه با ایران و تحولات منطقه وجود دارد. اروپایی‌ها تلاش می‌کنند سیاستی مبهم و چندپهلو را دنبال کنند؛ به‌گونه‌ای که هم روابط خود با امریکا را حفظ کنند و هم با کمترین هزینه، در معادلات منطقه‌ای حضور داشته باشند. ازسوی دیگر، کشورهای اروپایی بارها اعلام کرده‌اند که مخالف افزایش تنش و درگیری علیه ایران هستند و حتی در فضای پس از توافق احتمالی نیز آمادگی دارند در تامین امنیت منطقه مشارکت داشته باشند. البته این مشارکت به‌هیچ‌وجه شبیه گذشته نخواهد بود.

    تنگه هرمز نیز باتوجه به شرایطی که پس از جنگ ۴۰ روزه پیدا کرده، بعید است به وضعیت پیش از جنگ بازگردد. لذا در چنین شرایطی، شکل‌گیری یک ائتلاف فراگیر و موثر علیه ایران بسیار دشوار خواهد بود؛ هر چند امریکایی‌ها، اروپایی‌ها و برخی کشورهای عربی همچنان تلاش خواهند کرد چنین فضایی را ایجاد کنند. اما واقعیت این است که بسیاری از کشورهای عربی ظرفیت و توان لازم برای ایفای نقشی تعیین‌کننده در روند تحولات منطقه را ندارند.

    این کارشناس روابط بین‌الملل در ادامه خاطرنشان کرد: نباید فراموش کرد که جمهوری اسلامی ایران طی چهار دهه گذشته هزینه‌های زیادی در منطقه پرداخت کرده و همواره با سیاست حسن همجواری تلاش داشته آزادی و امنیت آبراه خلیج‌فارس حفظ شود. اما اگر این امنیت و آزادی برای ایران منفعت و دستاوردی نداشته باشد، طبیعی است که دیگر کشورهای منطقه نیز نتوانند مانند گذشته از سطح امنیت پیشین برخوردار باشند. درنهایت اما باید دید اگر توافقی میان ایران و امریکا شکل بگیرد، کشورهای عربی تا چه اندازه قادر خواهند بود در جغرافیای سیاسی جدید منطقه نقش‌آفرینی کنند.

    به نظر نمی‌رسد آنها بتوانند مانند گذشته بازیگرانی تاثیرگذار باشند، به ‌ویژه آنکه بخشی از رفتارهایشان همچنان متناقض و دوگانه است. ازسوی دیگر، در داخل امریکا نیز نوعی سیاست دوگانه نسبت به منطقه و ایران مشاهده می‌شود؛ مسیری که به نظر می‌رسد پس از جنگی که از نهم اسفند سال گذشته آغاز شد، وارد مرحله تازه‌ای شده و معادلات منطقه‌ای را به سمت دیگری هدایت خواهد کرد.

    مکی در ادامه و در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» در رابطه تشدید اختلافات میان ابوظبی و ریاض طی روزهای اخیر گفت: اختلافات میان کشورهای عربی، به‌ ویژه میان عربستان‌سعودی و امارات، موضوع تازه‌ و البته قابل کتمان نیست و این اختلافات در پرونده‌هایی مانند یمن و دیگر مسائل منطقه‌ای کاملا قابل مشاهده بوده است. بحرین نیز در سال‌های گذشته با نزدیک شدن به اسراییل و پیوستن به پیمان ابراهیم، مسیر متفاوتی را در مقایسه با برخی دیگر از کشورهای عربی دنبال کرد. در این میان اما عربستان همواره تلاش کرده نقش برادر بزرگ‌تر را در میان کشورهای عربی ایفا کند و به همین دلیل سعی داشته سیاستی کلان‌تر و مستقل‌تر از صرف خواسته‌های امریکا در پیش بگیرد تا بتواند جایگاه منطقه‌ای خود را تثبیت کند.

    به همین دلیل نیز ریاض در روند مذاکرات مربوط به پیمان ابراهیم، رویکردی محتاطانه‌تر و متفاوت‌تر از برخی کشورهای عربی اتخاذ کرده بود.  به گفته مکی با این حال، امارات همواره تلاش کرده از ظرفیت شورای همکاری خلیج‌فارس برای پیشبرد سیاست‌های منطقه‌ای خود بهره بگیرد. حضور فعال در این شورا برای ابوظبی این امکان را فراهم می‌کرد که اهداف و سیاست‌هایش را در سطح منطقه‌ای با پشتوانه بیشتری دنبال کند. نمونه روشن آن نیز مواضعی بود که درقبال جزایر سه‌گانه اتخاذ می‌شد؛ موضوعی که نشان می‌داد امارات نمی‌خواهد این پرونده به فراموشی سپرده شود و تلاش دارد از ظرفیت شورای همکاری خلیج‌فارس برای جلب حمایت دیگر کشورها، حتی قدرت‌هایی مانند چین، روسیه، اروپا و امریکا، در جهت همراهی با ادعاهای خود استفاده کند.

    این شکاف‌ها و اختلافات، به ‌ویژه در شرایط پس از جنگ، به ‌مراتب عمیق‌تر و پیچیده‌تر خواهد شد. اگر سناریوی خروج امارات یا حتی عربستان از برخی چارچوب‌های سنتی همکاری عربی جدی‌تر شود، طبیعتا این اختلافات وارد مرحله تازه‌ای خواهد شد. مکی در ادامه تصریح کرد: به نظر می‌رسد اماراتی‌ها اکنون تلاش می‌کنند در سطحی آشکارتر و با شفافیت بیشتری مناسبات خود را با امریکا تنظیم کنند، زیرا در شرایط کنونی، استفاده صرف از ظرفیت شورای همکاری خلیج‌فارس یا تلاش برای حفظ روابط کم‌تنش با ایران، دیگر نمی‌تواند اهداف و آرمان‌هایی را که ابوظبی در سطح منطقه دنبال می‌کند، تامین کند.

    شکاف و واگرایی میان کشورهای عربی در ارتباط با ایران در کنار هزینه‌هایی که ابتکار عمل‌های کشورمان در میدان بر منطقه و کشورهای غربی تحمیل کرده از نتایج جنگ ۴۰ روزه تحمیلی است؛ جنگی که حالا به واسطه تداوم مدیریت هوشمندانه تنگه هرمز تنها یک گزینه دراختیار ایالات‌متحده قرار داده؛ گزینه توافق، به همین دلیل می‌بایست تمامی ابتکار عمل‌های ادعایی واشنگتن چون عملیات آزادی یا آزادی پلاس و همچنین فعل و انفعال‌های اعراب را با لحاظ کردن دست بالای ایران در تحولات منطقه تبیین کرد.

    این کارشناس مسائل سیاست خارجی در ادامه و در ارتباط با سناریوهای احتمالی تشدید تنش در تنگه هرمز و تبادل آتش میان تهران و واشنگتن طی روزهای اخیر همزمان با تشدید تحرکات دیپلماتیک خاطرنشان کرد: جمهوری اسلامی ایران دیگر در موقعیتی نیست که طرف مقابل بتواند به‌راحتی خواسته‌های حداکثری خود را به آن تحمیل کند. امریکا و متحدانش تلاش می‌کنند مطالبات حداکثری خود را پیش ببرند و از مجموعه اختلافات و پرونده‌های گذشته با ایران، در کنار موضوعاتی مانند تنگه هرمز، به عنوان ابزار فشار استفاده کنند. اما تحولات اخیر نشان داده که دیگر نمی‌توانند مانند گذشته زمین بازی را تنها با تهدید، تحریم و فشار نظامی مدیریت کنند.

    به باور مکی جنگ اخیر نشان داد که امریکایی‌ها، دست‌کم در سطح نظامی، بیش از آنکه به ‌دنبال گسترش درگیری باشند، در تلاش برای رسیدن به آتش‌بس بودند. حتی در دوره آتش‌بس نیز همواره سعی کردند شرایط را به ‌گونه‌ای مدیریت کنند که درگیری به یک جنگ دریایی گسترده کشیده نشود. پروژه‌هایی مانند «پروژه آزادی» و سپس «پروژه آزادی پلاس» را نیز باید در همین چارچوب تحلیل کرد؛ اقداماتی که دونالد ترامپ تصور می‌کند از طریق آنها می‌تواند فشار بیشتری بر جمهوری اسلامی ایران وارد کند.

    با این حال، مساله زمان برای امریکا بسیار مهم و تعیین‌کننده شده است. همان‌گونه که مطرح شد، بسیاری از این اقدامات عملا بازتابی معکوس داشته و فشارهای ناشی از آن بیش از هر چیز متوجه امریکا و متحدان اروپایی‌اش شده است. هر چند جمهوری اسلامی ایران نیز هزینه‌هایی متحمل شده، اما هزینه‌های این بحران برای طرف مقابل، به ‌ویژه امریکا، بسیار سنگین‌تر بوده است.

    این تحلیلگر مسائل بین‌الملل در ادامه تصریح کرد: ترامپ از یک‌سو از پروژه آزادی سخن می‌گوید و ازسوی دیگر، با طرح «پروژه آزادی پلاس»، عملا و همزمان مسیر رسیدن به توافق را نیز دنبال می‌کند. این تغییرات سریع و بازی زمانی کوتاه نشان می‌دهد که دولت امریکا تحت فشار قرار دارد و همچنان تلاش می‌کند با ایده‌های جدید، خواسته‌های حداکثری خود را محقق کند. واقعیت این است که زمان برای امریکایی‌ها محدود است.

    برگزاری رقابت‌های جام‌جهانی، انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره و همچنین فشارهای اقتصادی داخلی، به ‌ویژه افزایش قیمت بنزین همزمان با آغاز فصل سفرهای تابستانی در امریکا، فشار بر دولت ترامپ را افزایش داده است. به باور مکی ازسوی دیگر، واکنش جمهوری اسلامی ایران به اقدامات امریکا در دوره آتش‌بس نیز نشان داد که تهران در برابر هرگونه اقدام یا نقض تعهدات، پاسخ متقابل خواهد داد.

    اماراتی‌ها نیز به عنوان مهره بازی جدید واشنگتن طی روزهای اخیر، به‌ خوبی این پیام را دریافت کرده‌اند که اگر بخواهند مسیر تقابل و دشمنی با جمهوری اسلامی ایران را ادامه دهند، در موقعیتی بسیار آسیب‌پذیر قرار خواهند گرفت. ساختار اقتصادی و جغرافیایی امارات به‌ گونه‌ای است که بسیاری آن را به «کاخ شیشه‌ای» تشبیه می‌کنند؛ فضایی که در صورت بروز هرگونه بحران گسترده، به ‌شدت آسیب‌پذیر خواهد بود و توان تحمل یک تنش بلندمدت را نخواهد داشت.

    مکی در ادامه و در ارتباط با سناریوهای احتمالی دستیابی یا عدم دستیابی به توافق با لحاظ کرده عمق اختلافات میان ایران و ایالات‌متحده تشریح کرد: امریکایی‌ها می‌دانند که هرگونه اقدام یا فشار جدید علیه جمهوری اسلامی ایران می‌تواند هزینه‌هایی غیرقابل پیش‌بینی برای منطقه و حتی برای خود آنها به همراه داشته باشد. با این حال، واقعیت این است که هر دو طرف به نوعی به توافق نیاز دارند. جمهوری اسلامی ایران اگرچه از این جنگ با هزینه‌هایی سنگین خارج شده، اما در عین حال توانسته بخشی از اهداف و دستاوردهای موردنظر خود را نیز تثبیت کند. در مقابل، امریکا نیز با وجود فشارهایی که وارد کرده، به بسیاری از اهداف حداکثری خود دست نیافته و با توجه به شرایط منطقه و موازنه‌های جدید، عملا چاره‌ای جز حرکت به سمت توافق ندارد.

    به گفته این کارشناس مسائل سیاست خارجی البته همچنان اختلافات جدی میان خواسته‌های جمهوری اسلامی ایران و امریکا وجود دارد. طبیعی است که ایران بیشترین آسیب را از تداوم تحریم‌ها و فضای تعلیق سیاسی و اقتصادی متحمل شده و این شرایط تاثیر مستقیمی بر فضای اجتماعی و اقتصادی کشور گذاشته است. به همین دلیل، تهران تلاش می‌کند دستاوردهایی را که طی دو ماه پس از تجاوز امریکا به دست آورده، حفظ کند؛ ازجمله در حوزه بازدارندگی دریایی و همچنین برنامه هسته‌ای خود.

    در عین حال، ایران به‌ دنبال آن است که هرگونه توافق احتمالی به ‌گونه‌ای تنظیم شود که امریکا دیگر نتواند به‌ راحتی از ابزار فشار، تهدید یا اقدام نظامی استفاده کند. آنچه در رسانه‌ها نیز مطرح شده، نشان می‌دهد که دوطرف تاحدودی به برخی چارچوب‌های اولیه نزدیک شده‌اند؛ ازجمله موضوع رفت ‌و آمد کشتی‌ها، وضعیت تنگه هرمز و رفع نگرانی‌های مرتبط با محاصره یا تنش دریایی.

    این تحلیلگر روابط بین‌الملل در پایان به «اعتماد» گفت: اما همچنان یکی از مسائل کلیدی برای تهران، دریافت تضمین درباره عدم حمله مجدد امریکا به جمهوری اسلامی ایران است، به همین دلیل نیز بحث ایجاد نوعی مرجعیت یا سازوکار بین‌المللی برای تضمین توافق مطرح شده است. سفرهای اخیر عباس عراقچی به چین و پیش از آن به مسکو و همچنین رایزنی‌های مرتبط با پکن، در همین چارچوب قابل ارزیابی است. به نظر می‌رسد چین تنها کشوری است که می‌تواند در جایگاهی قرار بگیرد که نقش موثری در ایجاد فضای گفت‌وگو و تضمین یک توافق پایدار میان ایران و امریکا ایفا کند. از طرفی می‌دانیم که برنامه هسته‌ای ایران نیز، برخلاف برخی فضاسازی‌ها، موضوعی قابل مذاکره است؛ چه درباره مدت‌زمان محدودیت‌ها و چه درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰درصد.

    اینها موضوعاتی نیستند که در صورت وجود اراده سیاسی، حل ‌و فصل آنها غیرممکن یا بیش از حد پیچیده باشد. به واقع، اگر طرفین به این جمع‌بندی برسند که هزینه ادامه تنش بیش از منافع آن است، رسیدن به توافق چندان دور از دسترس نخواهد بود.

  • ایران و آمریکا در آستانه توافق؟!

    ایران و آمریکا در آستانه توافق؟!

    به گزارش اقتصادران، در گزارش آکسیوس آمده آمریکا انتظار دارد طی ۴۸ ساعت آینده پاسخ ایران را درباره چند محور کلیدی دریافت کند. هنوز هیچ چیز نهایی نشده، اما منابع می‌گویند دو طرف از زمان آغاز جنگ تاکنون هرگز تا این اندازه به توافق نزدیک نبوده‌اند.

    بر اساس ادعای این رسانه آمریکایی نزدیک به ترامپ، از جمله مفاد این توافق این است که ایران متعهد می‌شود غنی‌سازی هسته‌ای را متوقف کند، آمریکا با لغو تحریم‌ها و آزادسازی میلیارد‌ها دلار از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران موافقت می‌کند و هر دو طرف محدودیت‌های مربوط به عبور و مرور در تنگه هرمز را کاهش می‌دهند.

    بسیاری از بند‌های مطرح‌شده در این تفاهم‌نامه، مشروط به دستیابی به توافق نهایی خواهد بود؛ موضوعی که همچنان احتمال ازسرگیری جنگ یا تداوم یک وضعیت مبهم را باقی می‌گذارد؛ وضعیتی که در آن جنگ داغ متوقف شده، اما هیچ چیز واقعاً حل‌وفصل نشده است.

    این رسانه مدعی است که کاخ سفید معتقد است در درون حاکمیت ایران اختلاف‌نظر وجود دارد و ممکن است رسیدن به اجماع میان جناح‌های مختلف دشوار باشد. برخی مقام‌های آمریکایی همچنان نسبت به دستیابی حتی به یک توافق اولیه هم تردید دارند.

    مقام‌های آمریکایی در چند مرحله از مذاکرات قبلی و حتی در جریان جنگ فعلی نیز نسبت به توافق ابراز خوش‌بینی کرده بودند، اما تاکنون موفق به دستیابی به آن نشده‌اند.

    اما این دو مقام آمریکایی به اکسیوس می‌گویند تصمیم دونالد ترامپ برای عقب‌نشینی از عملیات تازه اعلام‌شده آمریکا در تنگه هرمز و جلوگیری از فروپاشی آتش‌بس شکننده، ناشی از پیشرفت در مذاکرات بوده است.

    جزییات توافق چیست؟

    آکسیوس جزییات توافق را اینگونه شرح داده است: این تفاهم‌نامه ۱۴ بندی و یک‌صفحه‌ای میان استیو ویتکاف و جرد کوشنر، نمایندگان ترامپ، و چند مقام ایرانی در حال مذاکره است؛ هم به‌صورت مستقیم و هم از طریق میانجی‌ها.

    در شکل فعلی، این تفاهم‌نامه پایان جنگ در منطقه را اعلام می‌کند و آغاز یک دوره ۳۰ روزه مذاکرات برای توافقی مفصل‌تر درباره بازگشایی تنگه هرمز، محدودسازی برنامه هسته‌ای ایران و لغو تحریم‌های آمریکا را در بر می‌گیرد.

    دو منبع گفته‌اند این مذاکرات ممکن است در اسلام‌آباد یا ژنو برگزار شود.

    به گفته یک مقام آمریکایی، محدودیت‌های ایران بر عبور کشتی‌ها از تنگه و همچنین محاصره دریایی آمریکا، طی این دوره ۳۰ روزه به‌تدریج کاهش خواهد یافت.

    این مقام افزود اگر مذاکرات شکست بخورد، نیرو‌های آمریکایی می‌توانند دوباره محاصره دریایی را برقرار کرده یا عملیات نظامی را از سر بگیرند.

    آکسیوس اذعان کرده که مدت زمان توقف غنی‌سازی اورانیوم یکی از موضوعات اصلی مذاکره است. سه منبع گفته‌اند این توقف دست‌کم ۱۲ سال خواهد بود و یک منبع دیگر گفته ۱۵ سال محتمل‌ترین گزینه است.

    ایران توقف ۵ ساله غنی‌سازی را پیشنهاد داده و آمریکا خواستار ۲۰ سال شده بود.

    به گفته منابع آگاه، آمریکا می‌خواهد بندی در توافق گنجانده شود که هرگونه نقض تعهدات ایران در زمینه غنی‌سازی، باعث تمدید دوره توقف شود.

    پس از پایان این دوره، ایران اجازه خواهد داشت تا سطح پایین ۳.۶۷ درصد غنی‌سازی انجام دهد.

    ایران همچنین در این تفاهم‌نامه متعهد خواهد شد که هرگز به دنبال سلاح هسته‌ای نرود و فعالیت‌های مرتبط با تسلیحاتی‌سازی را انجام ندهد.

    به گفته یک مقام آمریکایی، طرفین در حال مذاکره بر سر بندی هستند که ایران متعهد شود تأسیسات هسته‌ای زیرزمینی را فعال نکند.

    همچنین ایران با یک رژیم بازرسی شدیدتر، از جمله بازرسی‌های سرزده سازمان ملل، موافقت خواهد کرد.

    در مقابل، آمریکا متعهد می‌شود به‌تدریج تحریم‌های اعمال‌شده علیه ایران را لغو کرده و میلیارد‌ها دلار از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران در سراسر جهان را آزاد کند.

    دو منبع مطلع همچنین مدعی شده‌اند ایران ممکن است با خارج کردن ذخایر اورانیوم با غنای بالا از کشور موافقت کند؛ موضوعی که تاکنون تهران آن را رد کرده بود.

    یکی از منابع در گفت‌و‌گو با آکسیوس مدعی شده که یکی از گزینه‌های در حال بررسی، انتقال این مواد به آمریکاست.

    مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، روز سه‌شنبه گفت: «قرار نیست کل توافق در یک روز نوشته شود.»

    او افزود: «این موضوع بسیار پیچیده و فنی است. اما ما به یک راه‌حل دیپلماتیک نیاز داریم که به‌روشنی مشخص کند ایران حاضر است درباره چه موضوعاتی مذاکره کند و تا چه اندازه در ابتدای مسیر امتیاز بدهد تا این توافق ارزشمند باشد.»

    با این حال، روبیو گفت هنوز مشخص نیست آیا آنها در نهایت توافق خواهند کرد یا نه.

  • جزئیات طرح ۱۰ بندی ایران برای توافق آتش‌بس

    جزئیات طرح ۱۰ بندی ایران برای توافق آتش‌بس

    به گزارش اقتصادران، یک منبع آگاه جزئیات طرح ۱۰ بندی پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران را که به عنوان مبنای توافق آتش‌بس مورد پذیرش قرار گرفته، تشریح کرد.

    این طرح که چارچوب نهایی توقف درگیری‌ها را تعیین می‌کند، شامل مفادی است که محور‌های مهم آن موارد زیر است:

    توقف کامل هرگونه تجاوز به ایران و گروه‌های مقاومت هم‌پیمان.

    خروج نیرو‌های رزمی آمریکا از منطقه، ممنوعیت هرگونه حمله از پایگاه‌ها به ایران و خودداری از اتخاذ آرایش رزمی.

    عبور محدود روزانه کشتی از تنگه هرمز به مدت دو هفته، تحت عنوان پروتکل عبور امن که تحت نظارت و قواعد مشخص این کشور.

    لغو کلیه تحریم‌های اولیه، ثانویه و تحریم‌های سازمان ملل.

    تامین خسارات ایران با ایجاد صندوق سرمایه گذاری و مالی.

    تعهد ایران مبنی بر عدم ساخت سلاح هسته‌ای.

    پذیرش حق غنی سازی ایران توسط آمریکا و مذاکره درباره سطح غنی‌سازی.

    موافقت ایران برای مذاکره درباره پیمان‌های صلح دوجانبه و چندجانبه با کشور‌های منطقه در راستای منافع خود.

    تسری عدم تجاوز به همه متجاوزین علیه تمام گروه‌های مقاومت.

    خاتمه یافتن همه قطعنامه‌های شورای حکام و شورای امنیت و تصویب همه تعهدات در قطعنامه رسمی سازمان ملل.

    این منبع آگاه تأکید کرد که ایران پیش از این با رد طرح ۱۵ ماده‌ای امریکا هر گونه توقف آتش را منوط به پذیرش طرح پیشنهادی خود و اعلام موافقت رسمی ترامپ با این طرح کرده بود که ترامپ رسما طرح ده ماده‌ای ایران را پذیرفت.

  • تهران در حال آزمودن صبر ترامپ!

    تهران در حال آزمودن صبر ترامپ!

    به گزارش اقتصادران ، روزنامه نیویورک تایمز مدعی شد: حتی در سایه استقرار «ناوگان زیبای» دونالد ترامپ در آب‌های پیرامونی‌اش، ایران بار دیگر به راهبردی آزموده بازگشته است: عقب‌راندن زمان در پرونده هسته‌ای و سوق‌دادن این «قوطی رادیواکتیو» به امتداد مذاکراتی فرسایشی‌تر؛ راهبردی که پیش‌تر نیز بارها به کار گرفته شده، اما این‌بار نشانه‌ها حاکی از آن است که مسیر، کوتاه‌تر و پرمخاطره‌تر از آن چیزی است که تهران در محاسبات خود فرض می‌کند.

    اختلافات ساختاری میان دو طرف، شتاب بی‌سابقه در تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه و نگرانی فزاینده اسرائیل از توان موشکی بالستیک ایران، همگی عواملی‌اند که زمان را از عنصر تعلیق به متغیری محدود و فشرده تبدیل کرده‌اند.

    چارچوبی نامعلوم برای گفت‌وگوهای آینده

    گفت‌وگوهای هسته‌ای میان ایران و ایالات متحده که روز جمعه در عمان برگزار شد، دست‌کم از یک منظر موفق تلقی شد: «نه به جدال لفظی انجامید و نه به حمله نظامی». قرار است این مذاکرات به‌زودی ادامه یابد؛ گفت‌وگوهایی که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، از آن به‌عنوان تلاشی برای دستیابی به «چارچوبی» جهت «مذاکرات آینده» یاد کرده است. عباس عراقچی در گفت‌وگو با رسانه‌های ایرانی این نشست را «آغازی خوب» توصیف کرد و گفت: «توافق کردیم مذاکرات ادامه پیدا کند، اما در پایتخت‌ها درباره نحوه ادامه مسیر مشورت خواهیم کرد. اگر این روند حفظ شود، می‌توان در جلسات بعدی به چارچوبی مستحکم برای گفت‌وگوهای آینده دست یافت.»

    او یک روز بعد، در پیامی در تلگرام، بار دیگر بر خطوط قرمز تهران تأکید کرد: ایران بر حق غنی‌سازی پافشاری دارد و برنامه موشک‌های بالستیک را خارج از هرگونه دستورکار مذاکره می‌داند. او تاکید کرد که اگرچه هیچ گفت‌وگوی مستقیمی میان تهران و واشنگتن انجام نشده، اما «فرصتی برای دست‌دادن با هیأت آمریکایی وجود داشت»؛ نکته‌ای که به نقل از او در گفت‌وگویی با شبکه الجزیره مطرح شده است. اشاره‌ای کوتاه اما معنادار، که بیش از هر چیز از تداوم تماس‌های کنترل‌شده در حاشیه یک مذاکره حساس حکایت دارد.

    دونالد ترامپ نیز شامگاه جمعه، در گفت‌وگو با خبرنگاران، مذاکرات را «آغازی خوب» توصیف کرد و گفت برای رسیدن به توافق «عجله‌ای» ندارد. او تأکید کرد که ایران باید به «عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای» متعهد شود؛ عبارتی که در عین سادگی، حامل لایه‌هایی از ابهام است. همین ابهام، بلافاصله پرسش‌برانگیز شد. ایران پیش‌تر بارها اعلام کرده که هرگز در پی ساخت سلاح هسته‌ای نخواهد بود؛ ادعایی که دولت‌های غربی آن را با تردید می‌نگرند. در مقابل، مذاکره‌کنندگان آمریکا تصریح کرده‌اند که خط قرمز واشنگتن، نه صرفاً سلاح هسته‌ای، بلکه توقف کامل هرگونه غنی‌سازی اورانیوم در ایران است.

    مطالبات آمریکا، آن‌گونه که در بسته اولیه مطرح شده‌اند، دامنه‌ای گسترده و سخت‌گیرانه دارند: تحویل تمامی ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران به‌ویژه حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم نزدیک به درجه تسلیحاتی که برای ساخت نزدیک به ده کلاهک هسته‌ای کفایت می‌کند؛ محدودسازی برد موشک‌های بالستیک به‌گونه‌ای که خاک اسرائیل در تیررس نباشد؛ و قطع کامل حمایت تهران از نیروهای مقاومت منطقه‌ای همچون حماس، حزب‌الله و حوثی‌ها. در این میان، اسرائیل تمرکز ویژه‌ای بر یک نگرانی مشخص دارد: بازسازی شتابان تأسیسات تولید موشک‌های بالستیک ایران؛ زیرساخت‌هایی که در صورت آغاز هرگونه درگیری نظامی، در فهرست نخستین اهداف حمله قرار خواهند گرفت.

    ترامپ در جست‌وجوی توافقی بدون باتلاق

    دونالد ترامپ که پیش‌تر بارها تمایل خود را به اقدام‌های نظامی سریع و محدود نشان داده، این‌بار ظاهراً در پی توافقی است که بتواند آن را به‌عنوان «پیروزی» عرضه کند، بدون آن که به باتلاق یک جنگ طولانی و منطقه‌ای فرو رود؛ جنگی که تهران در صورت حمله، صریحاً به آن هشدار داده است. چنین درگیری‌ای می‌تواند به کشته‌شدن صدها آمریکایی بینجامد، ضربه‌ای سنگین به اسرائیل وارد کند، بازارهای جهانی انرژی را دچار آشفتگی سازد و در نهایت، پایگاه سیاسی «جنبش ماگا» را که از منتقدان سرسخت جنگ‌های فرسایشی آمریکا در خاورمیانه و افغانستان بوده‌اند علیه او بشوراند.

    در سوی دیگر، ایران و عباس عراقچی، مذاکره‌کننده‌ای آزموده و کهنه‌کار، سابقه‌ای طولانی در کش‌دادن مذاکرات و فرسایش طرف‌های غربی دارند. نظامی که خود را در معرض تهدیدی وجودی ببیند، به‌مراتب کمتر به خویشتن‌داری در پاسخ‌های تلافی‌جویانه تن می‌دهد؛ واقعیتی که یکی از دلایل اصلی فشار متحدان آمریکا در خلیج فارس از جمله عربستان سعودی، مصر و عمان برای یافتن راه‌حلی دیپلماتیک به شمار می‌رود.

    صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده چتم‌هاوس می‌گوید: «آنچه واقعاً جلب توجه می‌کند این است که ایران همچنان بر یک چارچوب ثابت برای مذاکره پافشاری دارد؛ گویی نه تهدید داخلی و نه ناوگان ترامپ و هشدارهای او تغییری در معادله ایجاد کرده‌اند. شروط و شرایط مذاکره، دقیقاً همان‌هایی است که پاییز گذشته و پیش از جنگ ۱۲روزه ژوئن مطرح بود.» به گفته او، پرسش کلیدی این است که آیا ترامپ صبر لازم برای عبور از مسیر پرپیچ‌وخم یک توافق مذاکره‌شده را دارد یا نه؛ پرسشی که تهران، به‌وضوح، در حال آزمودن صبر آن است.

    پنجره‌ای کوتاه میان سایه جنگ و وسوسه دیپلماسی

    همان‌گونه که پیش‌تر در پرونده ونزوئلا دیده شد، تقویت حضور نظامی آمریکا در مجاورت ایران با هدف تشدید فشار و واداشتن تهران به امتیازدهی صورت گرفته است؛ اما در عین حال، نیروهای آمریکایی برای آمادگی در برابر یک درگیری گسترده و منطقه‌ای، به زمان بیشتری نیاز دارند. همین فاصله زمانی، پنجره‌ای محدود برای گفت‌وگو می‌گشاید؛ پنجره‌ای که مشخص نیست تا چه زمانی باز خواهد ماند.

    تریتا پارسی، پژوهشگر مسائل ایران در مؤسسه کوئینسی در واشنگتن می‌گوید: «در میان تصمیم‌گیران ایرانی این باور نیرومند وجود دارد که ترامپ تصویری اغراق‌آمیز و نادرست از ضعف ایران در ذهن دارد.» به گفته او، اگر قرار باشد دیپلماسی به نتیجه برسد، «از نگاه تهران، شاید یک جنگ کوتاه اما شدید برای اصلاح این برداشت و واداشتن ترامپ به پذیرش مطالبات واقع‌بینانه‌تر، اجتناب‌ناپذیر باشد». حتی اگر ایران در چنین رویارویی‌ای متحمل تلفات سنگینی شود، آمریکا و اسرائیل نیز هزینه‌های قابل‌توجهی خواهند پرداخت؛ و همان‌گونه که تریتا پارسی تأکید می‌کند، «ترامپ تحمل چندانی برای تلفات انسانی یا جنگی فرسایشی ندارد.»

    خط قرمز اولیه دونالد ترامپ که شاید همچنان خط قرمز واقعی او باقی مانده باشد  مجموعه‌ای از مطالبات حداکثری است: غنی‌سازی صفر، محدودسازی توان موشکی و قطع حمایت ایران از نیروهای مقاومت منطقه ای. به گفته تریتا پارسی، این شروط «در حکم تسلیم کامل است؛ آن هم در شرایطی که ایران از منظر نظامی شکست نخورده است». از همین رو، بسیاری از تحلیلگران معتقدند چنین مطالباتی، دیر یا زود، مسیر مذاکرات را به بن‌بست و نهایتاً فروپاشی خواهد کشاند.

    در سوی دیگر، حتی دستیابی سریع به توافقی که صرفاً بر مهار غنی‌سازی هسته‌ای متمرکز باشد نیز می‌تواند برای ترامپ هزینه‌ساز شود. او توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ با ایران را زمانی «بدترین توافق تاریخ» نامیده بود و اکنون هر توافقی که شباهتی معنادار به آن داشته باشد، به‌سختی قابل عرضه به‌عنوان پیروزی سیاسی خواهد بود. در مذاکرات جاری، ایران حاضر به توقف کامل غنی‌سازی نیست، اما بنا بر گزارش‌ها آمادگی دارد سطح آن را به حدود ۳ درصد کاهش دهد؛ رقمی به‌مراتب پایین‌تر از ۶۰ درصدی که پس از خروج ترامپ از توافق ۲۰۱۵ در سال ۲۰۱۸ به آن دست یافت.

    با این حال، توافق ۲۰۱۵ نیز سقف غنی‌سازی را روی ۳٫۶۷ درصد تثبیت کرده بود؛ و از این رو، بازگشت به ترتیبی مشابه، به‌سختی می‌تواند به‌عنوان دستاوردی تازه معرفی شود. علاوه بر این، آن توافق شامل «بندهای غروب» و محدودیت‌های زمانی بود؛ عناصری که ترامپ از منتقدان سرسخت آن‌ها به‌شمار می‌رفت. از این منظر، تنها توافقی جدید که فاقد محدودیت زمانی باشد می‌تواند  دست‌کم در سطح نظری توافقی «بهتر» تلقی شود؛ حتی اگر به لغو بخش قابل‌توجهی از تحریم‌های اقتصادی بینجامد.

  • چهار شرط ترامپ برای توافق با ایران

    چهار شرط ترامپ برای توافق با ایران

    به گزارش اقتصادران، روزنامه خراسان به نقل از برخی منابع آگاه شروط آمریکا به‌منظور توافق با ایران را اعلام کرد.

    بر اساس این اطلاعات،  آمریکا چهار پیش‌شرط را به‌عنوان مبنای هرگونه توافق احتمالی تعیین کرده:

    ۱- تعطیلی کامل برنامه هسته‌ای ایران و تحویل همه مواد غنی‌شده

    ۲- اعمال محدودیت بر برد و تعداد موشک‌های بالستیک

    ۳- تعهد رسمی تهران به قطع حمایت از گروه‌های مقاومت منطقه‌ای و خلع سلاح حزب الله

    ۴- به رسمیت شناختن اسرائیل

  • توافق ایران و واشنگتن؛ کابوس نتانیاهو / اسرائیل با حمله به ایران مذاکرات را بهم می زند؟

    توافق ایران و واشنگتن؛ کابوس نتانیاهو / اسرائیل با حمله به ایران مذاکرات را بهم می زند؟

    به گزارش اقتصادران، بن کاسپیت در المانیتور نوشت: به‌گفته منابع ارشد در حلقه نزدیک به نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو اکنون ممکن است از اینکه در ماه‌های پایانی سال ۲۰۲۴ فرصت حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران را از دست داده، پشیمان شده باشد.

    وزیر دفاع پیشین اسرائیل، آویگدور لیبرمن، در تاریخ ۲۲ مه به وب‌سایت «المانیتور» گفت که اسرائیل باید از آسیبی که سال گذشته به توان موشکی ایران و سامانه‌های پدافندی‌اش وارد کرد، بهره می‌گرفت و در دوره انتقالی بین دولت جو بایدن و دونالد ترامپ (بین نوامبر ۲۰۲۴ تا ژانویه ۲۰۲۵) عملیات حمله را آغاز می‌کرد.

    اما نتانیاهو مردد بود. المانیتور مطلع شده است که در همین دوره انتقالی، مشاوران ترامپ چندین‌بار از نتانیاهو خواستند از حمله منصرف شود و در عوض، به اسرائیل وعده دادند که در زمان مناسب، همه کمک‌های لازم برای اجرای عملیات را دریافت خواهد کرد — حتی احتمال مشارکت نظامی ایالات متحده نیز مطرح بود. نتانیاهو، مانند بسیاری از مقام‌های پیشین دفاعی اسرائیل، حمایت تهاجمی و دفاعی آمریکا را برای موفقیت چنین مأموریتی حیاتی می‌دانست؛ مأموریتی با هدف عقب‌انداختن پیشرفت ایران در مسیر ساخت سلاح هسته‌ای.

    گفت‌وگوی دشوار

    ترامپ در تاریخ ۲۲ مه با نتانیاهو تماس تلفنی گرفت، در واکنش به ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا که نشان می‌داد اسرائیل اکنون در حال آماده‌سازی حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران است. دفتر نتانیاهو ابتدا گزارش‌های روزنامه نیویورک‌تایمز و کانال ۱۲ اسرائیل درباره گفت‌وگوی پرتنش میان این دو رهبر را رد کرد. اما ترامپ روز چهارشنبه در پاسخ گفت: «این یک هشدار نبود. فقط گفتم، “فکر نمی‌کنم الان وقت مناسبی باشد.” ما در حال گفت‌وگوهای خیلی خوبی با آن‌ها هستیم و فکر نمی‌کنم الان زمان مناسبی باشد.»

    برای نتانیاهو که نابودی توان هسته‌ای ایران را اولویت اصلی خود قرار داده، پیشرفت در مذاکرات هسته‌ای میان آمریکا و ایران، چیزی کمتر از یک کابوس نیست. این هفته، او دستیاران ارشد خود — وزیر امور راهبردی، ران درمر، و رئیس موساد، دیوید بارنئا — را به واشنگتن فرستاد تا مانع از پیشرفت به‌سوی توافق با تهران شوند.

    یکی از منابع نزدیک به نتانیاهو به المانیتور گفت: «تنها هدف آمریکایی‌ها از عجله برای رسیدن به توافق چارچوبی، جلوگیری از احتمال حمله اسرائیل به ایران است. آمریکایی‌ها می‌دانند که احتمال حمله نتانیاهو به ایران پس از رسیدن به یک توافق موقت با تهران، بسیار کم یا حتی صفر است.»

    اما برخی از مقام‌های پیشین امنیتی و دیپلماتیک اسرائیل سناریویی را رد نمی‌کنند که در آن نتانیاهو، با هدف به‌هم‌زدن مسیر مذاکرات، به‌رغم مخالفت ترامپ، به‌تنهایی به ایران حمله کند. یک مقام ارشد پیشین دفاعی اسرائیل به المانیتور گفت: «نتانیاهو حال‌و‌هوایی آخرالزمانی دارد. او در حال تمام‌کردن گزینه‌ها و زمان است.»

    این مقام گفت که نتانیاهو امیدوار به پیروزی ترامپ در انتخابات بود، چون باور داشت رئیس‌جمهور چهل‌وهفتم موضع سختی در برابر ایران خواهد داشت و حتی با ضرورت حمله به تأسیسات آن موافقت خواهد کرد. «اما ترامپ جلوی چشم نتانیاهو دارد به اوباما تبدیل می‌شود. نباید نتانیاهو را زمانی‌که احساس می‌کند به گوشه رانده شده، دست‌کم گرفت.»

    نیویورک‌تایمز به‌نقل از ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا گزارش داده که اسرائیل می‌تواند تنها در عرض هفت ساعت آماده انجام حمله به ایران شود، که در این صورت فرصت چندانی برای فشار بر نتانیاهو جهت منصرف‌کردنش باقی نمی‌ماند.

    در همین حال، روزنامه هاآرتص گزارش داده که دولت ترامپ هماهنگی امنیتی با اسرائیل درباره حمله احتمالی به ایران را به حالت تعلیق درآورده است. آمریکا پیش‌تر به اسرائیل پیشنهاد برنامه‌ریزی مشترک داده بود تا ثابت کند که ترامپ به وعده‌اش پایبند خواهد ماند و در صورت شکست سایر گزینه‌ها، به کمک اسرائیل خواهد آمد. نتانیاهو تعلیق این همکاری را نشانه‌ای دیگر از کاهش احتمال حمایت آمریکا از حمله آینده می‌داند.

    طرح‌هایی که بایگانی شدند

    اسرائیل بین سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲، زمانی‌که برنامه هسته‌ای ایران در مراحل اولیه خود بود، آماده‌سازی‌هایی جدی برای حمله به اهداف ایرانی انجام داد. دولت اوباما با نگرانی از احتمال اقدام یک‌جانبه اسرائیل، به‌شدت این تحرکات را زیر نظر داشت، زیرا بیم آن می‌رفت که چنین حمله‌ای عواقب فاجعه‌باری به‌دنبال داشته باشد.

    در سال ۲۰۱۱، حدود ۱۰۰ هواپیمای نیروی هوایی اسرائیل تمرین حمله گسترده‌ای به ایران را شبیه‌سازی کردند — به‌جای پرواز به سمت شرق (ایران)، به‌سمت غرب پرواز کردند تا مسیر واقعی حمله را در صورت وقوع تمرین کنند. این تمرین آمریکایی‌ها را شگفت‌زده کرد.

    پس از بازگشت هواپیماها به پایگاه، دریاسالار مایک مولن، رئیس وقت ستاد مشترک ارتش آمریکا، مستقیماً با رئیس ستاد ارتش اسرائیل، ژنرال گابی اشکنازی، تماس گرفت و از او پرسید که آیا اسرائیل واقعاً در حال آماده‌سازی برای حمله به ایران است.

    در لحظه تصمیم‌گیری نهایی، نتانیاهو عقب‌نشینی کرد. در زندگینامه‌ای که روزنامه‌نگار مازال موآلم با عنوان رمز نتانیاهو نوشته، آمده که نتانیاهو سه‌بار — در سال‌های ۲۰۱۰، ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ — تا آستانه صدور دستور حمله به ایران پیش رفت. اما در نهایت هشدارهای اوباما، مخالفت مداوم رؤسای دستگاه‌های امنیتی اسرائیل و حتی وزرای ارشد کابینه خودش، و همچنین ذات محتاط (یا به‌گفته منتقدانش، ترسو) او باعث شد تصمیمش را تغییر دهد.

    اما امروز، نتانیاهو فرد دیگری است. او دیگر آن «ترسوی لعنتی» نیست که مقام‌های دولت اوباما در سال ۲۰۱۴ لقبش دادند و ادعا می‌کردند تهدیدهایش درباره ایران فقط یک بلوف است.

    امروز، نتانیاهو در میان تندروهای ائتلاف حاکم خود گیر افتاده و ممکن است با انتخابات زودهنگام در اواخر امسال یا میانه ۲۰۲۶ مواجه شود — انتخاباتی که عملکرد ضعیف دولتش در جلوگیری از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ را به چالش خواهد کشید. وزرای ارشدش میلی به انتقاد یا مخالفت با او ندارند، و هیچ‌کدام از مشاوران نزدیکش پیشینه نظامی لازم برای مقابله با تصمیماتش را ندارند. نتانیاهو همچنین رؤسای دستگاه‌های امنیتی کشور را تضعیف کرده و از آن‌ها وفاداری مطلق خواسته است.

    یکی از مقام‌های سابق ارشد اطلاعاتی اسرائیل به المانیتور گفته: «دست نتانیاهو دیگر آن‌قدرها هم روی سکان قدرت محکم نیست و آمریکایی‌ها در این موضوع به او اعتماد ندارند.»

    آیا همه این گزارش‌های رسانه‌ای درباره شکاف میان آمریکا و اسرائیل برای جلوگیری از حمله نتانیاهو است، در حالی‌که در پس پرده هماهنگی نزدیک آمریکا و اسرائیل در جریان است؟ در چنین سناریویی، اسرائیل نقش بازوی تهدیدآمیز رئیس‌جمهور را ایفا می‌کند تا در صورت شکست مذاکرات، گزینه نظامی همچنان روی میز بماند.

    یک منبع دیپلماتیک ارشد اسرائیلی به المانیتور گفت: «در حال حاضر، اسرائیل همان گزینه واقعی نظامی‌ای است که آمریکایی‌ها در برابر ایران مطرح می‌کنند. روابط میان ترامپ و نتانیاهو نمی‌تواند آن‌قدرها هم بد باشد. به‌هرحال، آمریکا ناوهای هواپیمابر و بمب‌افکن‌های سنگین خود را از منطقه خارج کرده است. تهاجمی‌بودن نتانیاهو دارد ایران را تحت فشار قرار می‌دهد و به ایالات متحده در مذاکرات کمک می‌کند.»

  • پیش بینی بازار سهام پس از توفق ایران و آمریکا

    پیش بینی بازار سهام پس از توفق ایران و آمریکا

    به گزارش اقتصادران، در جریان معاملات روز چهارشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۴، بازار سهام با کاهش حدود ۵ هزار واحدی شاخص کل مواجه شد و در نهایت در سطح ۳ میلیون و ۱۰۴ هزار واحد به کار خود پایان داد. این افت در حالی رخ داد که بسیاری از فعالان بازار، پس از رشد شاخص در روز‌های گذشته، انتظار تداوم روند صعودی را داشتند. اما فشار فروش در برخی نماد‌های بزرگ و تردید سرمایه‌گذاران نسبت به پایداری روند، باعث شد بازار بار دیگر به فضای احتیاط و نوسان بازگردد.

    کارشناسان دلایل مختلفی را برای این تغییر جهت بازار مطرح می‌کنند. از یک‌سو، ابهام در مذاکرات ایران و آمریکا و موضوعات مطرح‌شده درباره احتمال فعال‌سازی «مکانیسم ماشه»، فضای پرریسک سیاسی را برای سرمایه‌گذاران تداعی کرده است. از سوی دیگر، تداوم نرخ‌های بهره بالا، ثبات نسبی دلار و نبود چشم‌انداز روشن از تحولات اقتصادی داخلی موجب شده بازار در موقعیت انتظار باقی بماند.

    در این میان، بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند بازار سهام در حال تجربه یک اصلاح کوتاه‌مدت است و رفتار محتاطانه بازیگران فعلی، ناشی از ارزیابی دوباره ریسک‌ها و فرصت‌های آتی است. برخی دیگر نیز می‌گویند نبود اخبار قطعی و قوی، موجب کاهش انگیزه خرید و چرخش مجدد نقدینگی به سمت بازار‌های موازی شده است.

    در مجموع، معاملات آخرین روز کاری هفته جاری، نشانه‌ای از دوگانگی رفتار سرمایه‌گذاران بود؛ از یک‌سو امید به رشد در صورت گشایش سیاسی و اقتصادی، و از سوی دیگر، ترس از ورود به دوره‌ای جدید از ابهام و رکود. تا زمانی که سیگنال‌های روشنی از سوی سیاست‌گذاران و فضای کلان منتشر نشود، به‌نظر می‌رسد بازار همچنان در وضعیت رفت و برگشتی باقی بماند.

    پیام الیاس کردی، کارشناس بازار سهام درباره روندی که این بازار در هفته جاری طی کرد گفت: «تفاوتی که بازار این هفته با هفته‌های گذشته داشت این بود که مذاکرات در روز‌های گذشته تیتر اول اخبار بود و به شدت بر مسائل اقتصادی تاثیر می‌گذاشت، اما الان مذاکرات چندان در صدر اخبار نیست و بورس دارد به شرایط واقعی اقتصاد واکنش نشان می‌دهد.»

    وی در پاسخ به اینکه منظور از شرایط واقعی اقتصاد چیست؟، عنوان کرد: «دو سه فاکتور روی بازار سهام همیشه اثرگذار بوده است؛ از جمله دلار توافقی که بخش بزرگی از بازار ما دارد رویش مانور می‌دهد. اکنون چند هفته‌ای است که قیمت دلار توافقی به کف ۶۹ هزار تومان چسبیده است. درکنار این اتفاق، نرخ بهره نیز با توجه به اینکه به ۳۲ درصد رسیده بود، الان در آستانه ۳۵ درصد شدن قدم می‌زند و من فکر می‌کنم این عدد را هم رد می‌کند؛ بنابراین اگر این دو اتفاق را مد نظر قرار دهیم، به نظر می‌رسد بازار سهام الان دیگر شرایط گذشته را ندارد.»

    این تحلیلگر بورس درباره نقش اخبار مربوط به کاهش تولید ایران خودرو و بدهی آن به قطعه‌سازان بر روند بازار سهام، گفت: «همیشه خودرویی‌ها لیدر بازار سهام بودند و من همیشه به خودرو‌یی‌ها مثل یک پیرمرد لیدر در استادیوم نگاه می‌کردم. با اینکه شاید به مذاق خیلی‌ها خوش نیاید که خودرو لیدر بازار سهام است و می‌گویند وزنش باید کمتر شود، اما از نظر احساسی و روانشناختی بازار، خودرو به معاملات وزن می‌دهد. به عنوان مثال در روز چهارشنبه ۷ خرداد به نظر می‌رسد آپشن‌های سهام دیگر داشتند به مثبت و منفی شدن خودرو واکنش نشان می‌دادند.»

    الیاس کردی ضمن بیان اینکه هر زمانی که خودرویی‌ها رشد می‌کنند، کلیت بازار هم مثبت می‌شود، افزود: «با وجود اینکه تکذیبیه‌های زیادی در رابطه با ایران خودرو منتشر شده ولی نیاز است که شفاف‌سازی اساسی‌تری صورت گیرد. باتوجه به سوابق پیشین، از جمله اتفاقی که در ۱۷ اردیبهشت دو سال گذشته اتفاق افتاد، به نظر می‌رسد بازار می‌خواهد بفهمد که خودرو به کدام سو می‌رود.»