برچسب: بی آبی

  • تهران در فاز جیره‌بندیِ خاموش آب / مردم در بی آبی و مسئولان به دنبال طرح‌های خیالی و احمقانه

    تهران در فاز جیره‌بندیِ خاموش آب / مردم در بی آبی و مسئولان به دنبال طرح‌های خیالی و احمقانه

    به گزارش اقتصادران، بحران آب به مرز امنیتی شدن رسیده، اما دولت و مجلس به‌جای ارائه و تنظیم بسته سیاستی روشن و کمک گرفتن از متخصصان و تجربه جهانی حالا از «تخلیه پایتخت»، «فشار صفر شبانه» و «نصب مخزن در خانه‌ها» می‌گویند؛ درحالی‌که جیره‌بندی خاموش از ماه‌ها پیش در تهران جریان دارد.

    در اوج کم‌بارشی و افت بی‌سابقه‌ ذخایر، رئیس‌جمهور صراحتاً گفت اگر تا آذر باران نبارد «باید جیره‌بندی کنیم و اگر باز هم نبارد، تهران را خالی کنیم».
    وزیر نیرو هم «کاهش فشار تا حد صفر در شب‌ها» و «نصب مخزن خانگی» را توصیه کرده است.

    عجیب این است که وزیر نیرو در حالی این سخنان را مطرح می‌کند که همزمان گزارش‌های میدانی و خبر‌های رسمی از قطع‌های چندساعته‌ شبانه در محلات مختلف تهران حکایت دارد؛ یعنی آنچه مسئولان وعده می‌دهند «ممکن است» رخ دهد، عملاً ماه‌هاست رخ داده است.

    بحران چیست و چرا «جیره‌بندی» محتمل است؟

    اکنون بحران آبی ایران در شرایطی به گلو رسیده و امنیت غذایی، زیستی و کشاورزی کشور را تهدید می‌کند که سال‌ها اخطار کارشناسان این حوزه نادیده گرفته شد و حالا ناگهان مسعود پزشکیان رئیس جمهور ایران از امکان تخلیه تهران سخن می‌گوید. پزشکیان گفته است که «اگر تا آذر ماه در تهران باران نبارد باید آب را جیره‌بندی کنیم؛ اگر باز هم نبارید باید تهران را خالی کنیم.» این جمله طی ۴۸ ساعت گذشته تیتر اول رسانه‌ها شد.

    از سوی دیگر وزیر نیرو که تقریبا تاکنون هیچ برنامه‌ای برای بحران آب ارائه نداده از زیرساختِ آسیب‌دیده و فرسوده می‌گوید. وزیر نیرو با اشاره به قدمت بیش از ۱۰۰ سال شبکه لوله‌کشی و خسارت‌های «جنگ ۱۲ روزه» به خطوط، از مدیریت «کاهش فشار شبکه» برای مهار هدررفت خبر داده است اما گویا وزیر خبر ندارد روزهاست که این طرح در حال انجام است و از اواخر تابستان تا امروز، گزارش‌های متعدد از قطع یا افت فشار شبانه در محلات مرکزی، غربی و شرقی تهران منتشر شده؛ برخی شهروندان از قطع‌های منظم از ساعت ۲۲ یا ۲۴ تا ۵–۶ صبح گفته‌اند.‌ این روند بدان معناست که تهران همین حالا در فاز جیره‌بندیِ خاموش است؛ بدون دستورالعمل شفاف، جدول‌بندی منطقه‌ای و اطلاع‌رسانی صادقانه.

    روایت رسمی از «فشار صفر شبانه» تا «مخزن خانگی»

    از سوی دیگر عباس‌ علی‌آبادی، وزیر نیرو گفته است که «ممکن است مجبور شویم بعضی شب‌ها که مردم در آرامش هستند و کمتر آب مصرف می‌کنند، فشار آب را تا حد صفر پایین بیاوریم… مردم حتماً ذخیره‌ساز آب نصب کنند.» او همچنین می‌گوید که «با کاهش فشار شبکه توانسته‌ایم ۱۵ متر مکعب بر ثانیه از هدررفت جلوگیری کنیم.»

    تناقض کلیدی در این میان شاید یکی همین باشد که شرکت آبفا بار‌ها گفته‌ «برنامه قطع آب نداریم»؛ درحالی‌که شواهد محلی از قطع‌های منظم شبانه خبر می‌دهد.

    وقتی قطعِ شبانه واقعی است، توصیه به «مخزن خانگی» عملاً خصوصی‌سازی ریسک و طبقاتی‌کردن دسترسی به آب است و این یعنی هر که توانش را دارد مخزن و پمپ می‌خرد، دیگران با سطل و بطری صف می‌بندند. نمونه‌های میدانی از تهران همین حالا این شکاف را نشان می‌دهد.

    حرف‌های عجیب از «تخلیه تهران» تا «حجاب و نزولات آسمانی»

    تهدید به تخلیه پایتخت حالا دیگر به یک موضوع جدی بعد از تهدید‌های بیگانه در جنگ ۱۲ روزه تبدیل شده است. ایده «تخلیه تهران» شاید برای تکان‌دادن نظام اجرایی گفته شده باشد، اما بدون وجود نقشه عملیاتی (نقاط توزیع آب، سهمیه و زمان‌بندی) چیزی جز اضطراب‌افکنی نیست. نقل‌قول رئیس‌جمهور روشن است و آن این که نقشه‌ای عمومی در کار نیست.

    از سوی دیگر نماینده مجلس در سخنانی عجیب و شاید برای شهروندان ایرانی تکراری علیه رئیس‌جمهور موضع گرفته و به جای یافتن راهکاری واقعی برای بحران آب به سراغ موضوع حجاب رفته است. کامران غضنفری گفته که «خودِ آقای پزشکیان باعث کاهش برکات الهی است؛ مخالفت با قانون حجاب موجب گسترش فحشا و کم شدن نزولات آسمانی شده است.» این اظهارات علنی منتشر شده و بازتاب گسترده داشته است.

    کاش این نماینده مجلس و سایر همفکرانشان توضیح بدهند که چطور ترکیه اکنون در وضعیت آبی مطلوب است، چطور باکو و ارمنستان و گرجستان در همسایگی ایران همگی در وضعیت مطلوب آبی و بارش هستند و این تنها ایران است که دچار بحران شده است؟

    کاش به جای این سخنان آلوده به توطئه و توهم نگاهی به روند ویرانگر سدسازی‌های ترکیه علیه زیست آبی ایران می‌انداختند. کما این که نسبت‌دادنِ خشکسالی به «بدحجابی» پیش‌تر نیز در خطبه‌های رسمی تکرار شده بود. احتمالا در سال ۲۰۲۵ بار دیگر باید برای برخی قانون گذاران و مسئولان مملکت توضیح داد که بارش تابعِ دینامیک‌های اقلیمی-جَوی و مدیریت منابع است؛ ربط‌دادن آن به پوشش یا اخلاق فردی، غیرعلمی و انحراف از پاسخ سیاستی است.

    اقتصاد بحران از «هزینه اجتماعی خاموشی آب» تا «انتقال ریسک به خانوار»

    مساله دیگر در این میان وضعیت بحرانی است که این کمبود آب و حتی قطع و جیره بندی آن می‌تواند در زیرساخت‌های کلان و خرد شهر، ایجاد کند. از جمله مهم‌ترین این آسیب ها:

    هزینه‌های پنهان: قطع شبانه به‌ظاهر «ارزان» است، اما هزینه‌ آن به شکل سرمایه‌گذاری اجباری خانوار (مخزن، پمپ، فیلتراسیون)، خسارت سلامت (کیفیت آب ذخیره‌شده/آلودگی ثانویه)، آسیب کسب‌و‌کار‌های خرد شبانه و زمان تلف‌شده برای تأمین آب بازمی‌گردد.

    تعرفه‌گذاری کج‌کارکرد: بدون تعرفه‌ تصاعدی واقعی و یارانه‌ هدفمند برای دهک‌های پایین، پیام صرفه‌جویی شنیده نمی‌شود؛ نتیجه، مصرف پر‌درآمد‌ها تقریباً ثابت و فشار بر کم‌درآمدها خواهد بود.

    ناترازی شبکه: وزیر نیرو به‌درستی از مهار هدررفت با «کاهش فشار» می‌گوید؛ اما کاهش دائمی فشار بدون تعمیر نشت‌ها و نوسازی، میدان را برای پمپ‌های خانگی و مکش معکوس باز می‌کند؛ یعنی بی‌عدالتی هیدرولیک.

    تجربه جهانی عبور از بحران وقتی شهر‌ها واقعاً بحران را مدیریت کردند

    کیپ‌تاون (۲۰۱۸) «۵۰ لیتر» و ارتباطات شفاف

    شهرداری سقف ۵۰ لیتر/نفر/روز گذاشت، فشار شبکه را پایین آورد، تاریخ «روز صفر» را هر روز به‌روز کرد و نقاط توزیع بالقوه را پیشاپیش معرفی کرد؛ شهر از سقوط گذشت.

    شرکت آب «سابِسپ» کاهش فشار را تشدید کرد و مشوق کم‌مصرفی/جریمه پرمصرفی گذاشت؛ مصرف در فوریه ۲۰۱۵، ۳۰٪ پایین آمد.

    پرت، استرالیا و استقلال نسبی از بارش

    پرت با آب‌شیرین‌کن‌های بزرگ و بازچرخانی تزریقی به سفره‌ها سهمی پایدار برای آب شرب ساخت و امروز رکورد تزریق ۱۰۰ میلیارد لیتر آب تصفیه‌شده را به نام خود ثبت کرده است.

    اما در مقابل این تجربه‌های تا حدودی موفق جهانی؛ پرسش‌های بی‌پاسخ در وضعیت امروز ایران وجود دارد.

    نقشه‌ جیره‌بندی آب کجاست؟ اگر «فشار صفر شبانه» سیاست رسمی است، نقشه‌ مناطق/ساعات چرا منتشر نمی‌شود؟
    سیاست تعرفه‌ای کجاست؟ بدون اصلاح قیمت، «مخزن‌گزیده‌ها» نجات می‌یابند و بقیه زیر بار هزینه می‌مانند.
    برنامه نوسازی شبکه چه شد؟ صرفِ «کاهش فشار» بدون تعمیر اساسی و کاهش هدررفت ساختاری، بحران را عقب می‌اندازد نه حل.
    مسئولیت‌پذیری سیاسی دولت چه می‌شود؟ از ایده «تخلیه پایتخت» تا نسبت‌دادن کم‌بارشی به «حجاب»، مساله سیاست عمومی کجاست؟

    کشور در بحران آب فرو رفته؛ تهران در جیره‌بندی خاموش است. دولت به‌جای هشدار‌های احساسی و توصیه «مخزن خانگی»، باید همین امروز بسته‌ اضطراریِ آزموده‌شده را اجرا و با مردم شفاف حرف بزند: برای نمونه همان روند ۵۰ لیتر/نفر/روز، همراه با نقشه زمان‌بندی، تعرفه بازدارنده، تعمیر نشت‌ها و منابع اضطراری.

    هرچیز جز این، مدیریت بحران نیست و تنها مدیریت کمبود و انتقال ریسک به خانواده‌ها و شهروندان بی دفاع ایرانی است.

  • جوکی به نام «تخلیه تهران»! / آخانی: ۸۰ درصد مردم ناراضی‌اند و به هشدار‌های مصرف آب توجه نمی‌کنند

    جوکی به نام «تخلیه تهران»! / آخانی: ۸۰ درصد مردم ناراضی‌اند و به هشدار‌های مصرف آب توجه نمی‌کنند

    به گزارش اقتصادران، در ماه‌های گذشته بار‌ها هشدار‌هایی به پایتخت نشینان بابت بحران آب داده شده است. مسعود پزشکیان رئیس جمهور یکبار در مرداد ماه و یکبار شب گذشته جدی‌ترین هشدار را داده است؛ او گفته «اگر تا آذرماه باران نبارد، ناچار به جیره‌بندی آب خواهیم بود و در صورت تداوم خشکسالی باید تهران را تخلیه کنیم.»

    اردکانی با اشاره به کمبود شدید بارندگی و کاهش ۴۲ درصدی حجم ذخایر سدها، از احتمال بروز مشکلات جدی آب در ماه‌های آینده خبر داد و از مردم خواست مصرف خود را کاهش دهند تا از جیره‌بندی آب جلوگیری شود.

    این هشدار‌ها در کنار قطعی‌های شبانه تهران جدی‌تر به نظر می‌رسد. شهروندان پایتخت در بسیار از نقاط از یک تجربه مشابه حرف می‌زنند؛ اینکه آب ساختمان‌ها بدون اطلاع قبلی در ساعات شب قطع یا فشار آن بسیار کم می‌شود.

    حسین آخانی، استاد دانشگاه تهران و فعال محیط‌زیست،  با اشاره به آنچه «استراتژی تخلیه تدریجی تهران» خوانده، اظهار داشت که پایان این داستان از مدت‌ها پیش طرح‌ریزی شده و سال‌هاست این روند به شکل نامحسوس در حال اجراست.

    او می‌گوید: زمانی که به دلیل قطعی برق، آلودگی هوا یا کمبود آب تعطیلی اعلام می‌شود، در واقع نوعی مانور برای تخلیه تهران است، اما با وجود این اقدامات، هیچ تغییر محسوسی در سیاست‌های حاکمیتی برای اصلاح وضعیت دیده نمی‌شود.

    وضعیت رو به وخامت

    به گفته آخانی، اگر هشدار اخیر رئیس‌جمهور درباره احتمال تعطیلی تهران به‌دلیل نبود آب به واقعیت تبدیل شود، باید توجه داشت که جامعه در وضعیت خاصی قرار خواهد گرفت. او با اشاره به مشارکت پایین مردم در انتخابات و انتقادات نسبت به عملکرد دولت افزود که بیش از نیمی از جامعه در انتخابات اخیر شرکت نکردند و بسیاری از کسانی که به آقای پزشکیان رأی دادند نیز با نگاه انتقادی به میدان آمدند؛ همه اینها انتظار داشتند وعده‌های دولت تحقق یابد، اما این اتفاق نیفتاده است.

    این فعال محیط‌زیست تصریح کرده: امروز با جامعه‌ای مواجهیم که حدود ۸۰ درصد آن ناراضی و منتقد است. چنین جامعه‌ای در شرایط بحرانی ممکن است دیگر به هشدار‌های حاکمیت گوش نکند. به گفته او، اگر جای رئیس‌جمهور بود، بسیار نگران می‌شد و امیدوار است آن روز فرا نرسد.

    آخانی با بیان اینکه عبور از چنین بحرانی، نیازمند اعتماد عمومی است، خاطرنشان کرد: در شرایط بحرانی همه باید با مدیریت حاکم همراه شوند؛ برای مثال اگر فردی هر روز دوش می‌گرفته، در وضعیت کم‌آبی می‌تواند هر سه روز یک‌بار دوش بگیرد، یا اگر تا دیروز روزی ۱۰۰ لیتر آب مصرف می‌کرده، حالا می‌تواند آن را به ۲۰ لیتر کاهش دهد. اما چنین همراهی زمانی شکل می‌گیرد که مردم حاکمیت را باور داشته باشند، و در حال حاضر چنین باوری وجود ندارد.

    این کنشگر محیط‌زیست افزود: اگر دولت واقعاً از مردم بخواهد که در شرایط سخت کشور یاری‌اش کنند، باید ابتدا خود به وعده‌هایش عمل کند. مردم انتظار زیادی نداشتند؛ قرار بود دو پلتفرم فیلترشده، رفع فیلتر شوند، اما حتی همین وعده هم عملی نشد. به همین دلیل مردم اعتمادشان را از دست داده‌اند و همکاری نمی‌کنند.

    آخانی می‌گوید نگران پیامد‌های این بی‌اعتمادی است و معتقد است اکنون همه منتظر رسیدن به «روز صفر» هستند تا ببینند دولت در آن لحظه بحرانی چه می‌کند.

    تخلیه تهران پاک کردن صورت مسئله و شوخی است

    او در ادامه درباره طرح تخلیه تهران به عنوان راه حل عبور از بحران کم آبی گفت: چنین اقدامی پاک‌کردن صورت‌مسئله است. نمی‌توان ده میلیون نفر را از تهران خارج کرد، زیرا بحران کم‌آبی فقط محدود به پایتخت نیست و در سراسر فلات ایران گسترده است. به گفته او، تنها در بخش‌هایی از شمال کشور وضعیت اندکی بهتر است و سایر شهر‌های بزرگ مانند اصفهان، یزد، اراک و کرمان نیز درگیر کم‌آبی هستند.

    آخانی تأکید کرد که انتقال جمعیت به شهر‌های دیگر نه ممکن است و نه منطقی، زیرا مردم در آن مناطق نیز امکانات و ظرفیت لازم برای زندگی ندارند. او افزود: «من به عنوان استاد دانشگاه وظیفه دارم به دانشجویانم آموزش بدهم؛ آیا باید همه این مسئولیت‌ها را رها کنم و به شهر دیگری بروم؟ این راه‌حل نیست. این پیشنهاد از اساس غیر عملی است و بیش‌تر شبیه «جوک» است.»

    به گفته این فعال محیط‌زیست، راه‌حل اصلی از سال‌ها پیش روشن بوده است: ظرفیت اکولوژیکی تهران به پایان رسیده و بارگذاری جمعیت و فعالیت‌های جدید در این کلان‌شهر نباید ادامه یابد. آخانی در پایان هشدار داد که بی‌توجهی به این واقعیت، کشور را به نقطه‌ای می‌رساند که عبور از آن ممکن نخواهد بود.

  • آب پایتخت رسماً به صفر رسید! / جیره بندی چراغ خاموش در تهران آغاز شده است؟

    آب پایتخت رسماً به صفر رسید! / جیره بندی چراغ خاموش در تهران آغاز شده است؟

    به گزارش اقتصادران، محسن اردکانی با بیان اینکه همه اقدامات وزارت نیرو در سال‌های اخیر برای جلوگیری از بروز بحران مطلق آب بوده است، گفت: اکنون تمام تلاش ما این است که کشور به چنین شرایطی نرسد.

    وی افزود: خط دوم انتقال آب طالقان به تهران با ظرفیت ۵ مترمکعب در ثانیه به بهره‌برداری رسیده و به ذخایر آبی پایتخت افزوده شده است. نیاز آبی تهران حدود ۴۰ مترمکعب بر ثانیه است و این خط جدید حدود یک‌هشتم از این میزان را تأمین می‌کند.

    مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب تهران بیان کرد: پیش از این، از خط نخست انتقال آب طالقان حدود ۲.۵ مترمکعب بر ثانیه آب به تهران منتقل می‌شد و همچنین ۱۶ مترمکعب بر ثانیه از منابع آب زیرزمینی تأمین می‌شود.

    اردکانی با اشاره به وجود ناترازی ۴ تا ۵ مترمکعبی در تأمین آب تهران تصریح کرد: این میزان ناترازی در حال مدیریت است.

    وی افزود: وارد ششمین سال آبی همراه با خشکسالی شده‌ایم و از ابتدای سال آبی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ تاکنون حتی یک قطره باران در کشور نباریده است؛ در حالی که در مدت مشابه سال گذشته ۲۰ میلی‌متر و در دوره بلندمدت ۳۰ میلی‌متر بارش ثبت شده بود.

    مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان تهران با اشاره به ناترازی چهارهزار تا پنج‌هزار لیتری در شبکه آبرسانی پایتخت گفت: با مدیریت مصرف و همکاری مردم، این وضع قابل کنترل است.

    وی افزود: شهروندان تهرانی در هفت ماه گذشته با کاهش حدود ۱۰ تا ۱۲ درصدی مصرف آب همراهی خوبی داشته‌اند، اما با توجه به شرایط اقلیمی و ادامه خشکسالی، لازم است این میزان صرفه‌جویی به حدود ۲۰ درصد افزایش یابد تا بتوانیم تا دو ماه آینده، پایداری شبکه آبرسانی را حفظ کنیم.

    به گفته اردکانی، بر اساس پیش‌بینی سازمان هواشناسی، از نیمه دوم آذرماه بارش‌ها در استان تهران آغاز می‌شود و در صورت ادامه همکاری مردم و بهره‌برداری از ظرفیت‌های جدید سد طالقان، حتی اگر میزان بارش‌ها به اندازه سال گذشته باشد، که ۴۴ درصد کمتر از میانگین نرمال بود، مشکلی در تأمین آب نخواهیم داشت.

    مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب تهران تأکید کرد: اکنون در مقطعی حساس و پرریسک قرار داریم و ادامه صرفه‌جویی عمومی ضروری است تا از رسیدن به «نقطه قرمز نبود آب» جلوگیری شود.

    وی افزود: پنج سال خشکسالی بی‌سابقه، کمترین میزان بارندگی در یک قرن اخیر و سپری شدن مهر و آبان بدون حتی یک قطره باران، شرایط اقلیمی را بسیار دشوار کرده است.

    مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب تهران بیان کرد: اقلیم با ما ناسازگار شده و باید با کاهش مصرف، با اقلیم سازگار شویم. در صورت ادامه صرفه‌جویی و اجرای تدابیر وزارت نیرو، نگرانی از بابت تأمین آب وجود نخواهد داشت، اما در صورت ادامه الگوی مصرف گذشته، ذخایر سد‌ها پاسخگوی نیاز نخواهند بود.

    از طرف دیگر در حالی‌که مسئولان از نبودِ برنامه رسمی جیره‌بندی سخن می‌گویند، گزارش‌های میدانی حاکی از آغاز جیره‌بندی چراغ خاموش آب در تهران است و شهروندان محله‌هایی، چون منیریه و پیروزی از افت محسوس فشار و قطعی‌های مقطعی در روز‌های اخیر خبر می‌دهند.

  • پایتخت نشینان در یک قدمی جیره بندی آب / تهران چگونه به مرز بی‌آبی رسید؟

    پایتخت نشینان در یک قدمی جیره بندی آب / تهران چگونه به مرز بی‌آبی رسید؟

    به گزارش اقتصادران، بالاخره خبر بدی که نباید می‌رسید رسید؛ سد‌ها به حداقل ذخیره آب رسیده‌اند و تهران در آستانه سهمیه‌بندی آب قرار گرفته است. با وجود بهره‌برداری از پروژه انتقال آب طالقان، همچنان سایه سنگین بی‌آبی بر پایتخت حفظ شده است. وعده تامین آب از طالقان برای ۳ میلیون نفر از جمعیت تهران، در برابر واقعیت خشکسالی و افت شدید ذخایر سد‌های اصلی، بیش از آنکه آرامش‌بخش باشد، بر تناقض‌های مدیریتی و ضعف سیاست‌گذاری در حوزه منابع آب تاکید می‌کند؛ بنابراین در مقطع کنونی اگر بارش‌های موثر پاییزی در هفته‌های پیش‌رو آغاز نشوند، تهران با سهمیه‌بندی گسترده و قطعی آب در شهر مواجه خواهد شد. راه‌حل، نه در وعده‌های انتقال آب، بلکه در اصلاح ساختار مصرف، بازچرخانی منابع و بازنگری در سیاست‌گذاری است.

    باید توجه داشت که آب شرب پایتخت عمدتاً از پنج سد اصلی تامین می‌شود: سد امیرکبیر (کرج)، سد لار، سد لتیان، سد ماملو و سد طالقان. اما بررسی وضعیت فعلی این سد‌ها نشان می‌دهد که همگی با کاهش شدید ذخایر مواجه‌اند و توان پاسخگویی به نیاز‌های روزافزون جمعیت تهران را از دست داده‌اند.

    سد‌های تامین کننده آب تهران در چه وضعیتی قرار دارند؟

    سد امیرکبیر، نخستین سد چندمنظوره ایران که از سال ۱۳۴۰ در مدار بهره‌برداری قرار دارد، اکنون تنها ۱۴ میلیون مترمکعب آب در مخزن خود دارد یعنی کمتر از ۸ درصد ظرفیت آن. طبق اعلام شرکت آب منطقه‌ای تهران، این میزان تنها برای دو هفته تامین آب شرب کفایت می‌کند. در چنین شرایطی، این سد نه‌تنها از مدار تولید برق خارج شده، بلکه در آستانه رسیدن به حجم مرده قرار دارد؛ نقطه‌ای که برداشت آب برای حفظ ایمنی سازه ممنوع می‌شود. از طرف دیگر سال گذشته همین موقع ۸۵ درصد ظرفیت این سد پر بوده و آیا این میزان افت ذخیره آب عجیب نیست؟

    همچنین سد لار، یکی از بزرگ‌ترین سد‌های کشور، با خشکی ۹۹ درصدی عملاً از چرخه تامین آب خارج شده است. این سد که زمانی نقش مهمی در تغذیه شبکه آبرسانی تهران داشت، حالا به نمادی از فرسایش منابع آبی تبدیل شده است.

    سد لتیان، نیز که در شرق تهران واقع شده، بخشی از آب مناطق شرقی پایتخت را تامین می‌کند. هرچند اطلاعات رسمی از وضعیت فعلی آن منتشر نشده، اما با توجه به کاهش ۴۳ درصدی ورودی آب به سد‌های تهران نسبت به سال گذشته، می‌توان حدس زد که لتیان نیز در وضعیت بحرانی قرار دارد.

    سد ماملو، در جنوب شرق تهران، نیز تحت تاثیر خشکسالی و کاهش ورودی‌ها قرار گرفته و ظرفیت آن به‌شدت کاهش یافته است. این سد که نقش مهمی در تامین آب مناطق جنوبی دارد، اکنون با چالش‌های مشابه سایر سد‌ها مواجه است.

    سد طالقان، تازه‌ترین امیدواری در میان منابع آبی تهران، به‌تازگی وارد مدار بهره‌برداری شده و قرار است آب مورد نیاز ۳ میلیون نفر را تامین کند. اما این پروژه هنوز در مراحل اولیه است و نمی‌تواند به‌تنهایی بار بحران را به دوش بکشد.

    در مجموع، کاهش شدید بارندگی، افت ورودی آب و خشکسالی پنج‌ساله فشار سنگینی بر منابع آبی تهران وارد کرده‌اند. در چنین شرایطی، سهمیه‌بندی آب نه‌تنها محتمل، بلکه اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد. اگر بارش‌های موثر پاییزی در هفته‌های پیش‌رو آغاز نشوند، تهران با یکی از سخت‌ترین بحران‌های آبی خود در دهه‌های اخیر مواجه خواهد شد، بحرانی که تنها با اصلاح ساختار مصرف، بازنگری در سیاست‌گذاری و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های پایدار قابل مدیریت خواهد بود.

    تهران چگونه به مرز بحران آب رسید؟

    در سال‌های اخیر کاهش شدید ورودی آب از رودخانه‌های بالادست، برداشت‌های زیست‌محیطی و شرب و نبود بارش‌های موثر پاییزی، سد‌های تامین کننده آب تهران به ویژه سد امیرکبیر را در آستانه رسیدن به «حجم مرده» قرار داده است؛ نقطه‌ای که برداشت آب برای حفظ ایمنی سازه ممنوع می‌شود.

    در ابتدای پاییز امسال، با کاهش ذخایر به ۲۸ میلیون مترمکعب، نیروگاه سد کرج از مدار خارج شد. سطح آب آن‌قدر پایین آمده که دیگر امکان عبور از تونل ورودی نیروگاه وجود ندارد. اکنون با رسیدن حجم آب به حدود ۲۵ میلیون مترمکعب و فاصله‌ای کمتر از ۴ میلیون مترمکعب تا حجم مرده، هشدار‌ها جدی‌تر از همیشه شده‌اند. اگر بارش‌های موثر در همین ماه جاری در حوضه آبریز سد آغاز نشوند، آخرین روز‌های برداشت از این منبع حیاتی را سپری خواهیم کرد.

    در چنین شرایطی، بهره‌برداری از پروژه انتقال آب طالقان به تهران، هرچند در ظاهر امیدبخش است، اما نمی‌تواند بحران را به‌طور کامل حل کند. این پروژه قرار است آب مورد نیاز ۳ میلیون نفر را تامین کند، اما با توجه به کاهش شدید منابع آبی در سایر سد‌های استان از جمله سد لار که طبق گزارش‌ها ۹۹ درصد ظرفیت آن خالی است نمی‌توان به یک پروژه انتقالی به‌عنوان راه‌حل پایدار نگاه کرد.

    با توجه به افت ذخایر در سایر سد‌های تهران و ناتوانی در تولید برق از منابع آبی، سهمیه‌بندی آب در تهران دیگر یک سناریوی احتمالی نیست، بلکه به واقعیتی قطعی تبدیل شده است.

    ریشه‌های پنهان بحران آب تهران

    تهران چگونه به مرز بی‌آبی رسید؟ هرچند کاهش بارندگی و تداوم خشکسالی در سال‌های اخیر نقش مهمی در افت ذخایر سد‌های تهران داشته، اما بحران آب پایتخت را نمی‌توان صرفاً به آسمان بی‌باران نسبت داد. مجموعه‌ای از عوامل ساختاری، مدیریتی و مصرفی در کنار تغییرات اقلیمی، تهران را به نقطه‌ای رسانده‌اند که حتی با بهره‌برداری از پروژه‌های انتقال آب، سهمیه‌بندی دیگر اجتناب‌ناپذیر شده است.

    نخستین عامل، رشد بی‌رویه جمعیت و ساخت‌وساز است. تهران در دهه‌های اخیر با رشد شتابان جمعیت و توسعه کالبدی مواجه بوده است. ساخت‌وساز‌های گسترده، افزایش تعداد واحد‌های مسکونی و مهاجرت‌های داخلی باعث شده‌اند تقاضای آب به‌صورت تصاعدی افزایش یابد. در حالی که ظرفیت منابع آبی ثابت یا در حال کاهش بوده، مصرف‌کنندگان جدید هر سال به شبکه اضافه شده‌اند، بدون آنکه زیرساخت‌های آبی متناسب با این رشد توسعه یابند.

    دومین عامل، الگوی مصرف ناپایدار و نبود فرهنگ صرفه‌جویی است. تهران از جمله شهر‌هایی است که سرانه مصرف آب در آن بالاتر از میانگین جهانی است. نبود سیاست‌های موثر در آموزش عمومی، ضعف در تعرفه‌گذاری پلکانی و عدم اجرای جدی طرح‌های بازچرخانی آب، باعث شده‌اند که مصرف‌کنندگان خانگی، تجاری و صنعتی بدون درک محدودیت منابع، به مصرف ادامه دهند. در چنین شرایطی، حتی بارندگی‌های نرمال نیز نمی‌توانند پاسخگوی تقاضای فزاینده باشند.

    عامل سوم، فرسودگی شبکه و هدر رفت آب است. بخش قابل توجهی از شبکه توزیع آب تهران فرسوده است. نشت از خطوط انتقال، شکستگی لوله‌ها و نبود سیستم‌های هوشمند مدیریت فشار، باعث شده‌اند که درصد قابل توجهی از آب تولیدشده، پیش از رسیدن به مصرف‌کننده نهایی، از دست برود. این هدررفت، در شرایطی که منابع محدودند، به بحران دامن می‌زند.

    چهارمین عامل، وابستگی به منابع سطحی و بی‌توجهی به منابع زیرزمینی است. تهران بیش از حد به سد‌های سطحی وابسته است. در حالی که منابع زیرزمینی می‌توانند نقش مکمل ایفا کنند، برداشت‌های بی‌رویه از سفره‌های آب زیرزمینی در سال‌های گذشته باعث افت شدید سطح آب و فرونشست زمین در مناطق اطراف تهران شده است. این بحران پنهان، نه‌تنها منابع جایگزین را از بین برده، بلکه خطرات زیست‌محیطی جدی به همراه داشته است.

    منبع: روزنامه هفت صبح

  • بحران آب تهران به اوج رسیده است / موضوعاتی مانند بارورسازی ابرها یا انتقال آب از دریای جنوب، بیشتر شبیه به قصه هستند! / مردم از وضعیت بغرنج منابع آبی خبر ندارند

    بحران آب تهران به اوج رسیده است / موضوعاتی مانند بارورسازی ابرها یا انتقال آب از دریای جنوب، بیشتر شبیه به قصه هستند! / مردم از وضعیت بغرنج منابع آبی خبر ندارند

    به گزارش اقتصادران، اوضاع آب در تهران وارد مرحله‌ای بسیار بحرانی شده است. سدهای تهران به حجم مرده خود رسیده‌اند و خبری از بارش باران نیست.

    آن‌طور که ایرنا گزارش داده، بهزاد پارسا، مدیرعامل شرکت آب‌منطقه‌ای تهران اعلام کرد: «ذخیره فعلی سد امیرکبیر تنها برای تامین آب شرب تهران به مدت کمتر از دو هفته کفایت می‌کند. ورودی آب به سدهای تهران نسبت به سال آبی گذشته ۴۳‌ درصد کاهش یافته و در حال حاضر تنها ۱۴‌ میلیون مترمکعب آب پشت سد امیرکبیر ذخیره شده که معادل هشت درصد ظرفیت این سد است.»

    همچنین عباس علی آبادی، وزیر نیرو با اشاره به تکمیل طرح انتقال آب طالقان به تهران گفت: «قرار است آب سد لار نیز برای جبران کمبود بارش به تهران منتقل شود و عملیات زیرساختی در حال انجام است. پاییز خشک در حال گذران است و ما برای شرایط سخت خودمان را آماده می‌کنیم.»

    از سوی دیگر، عیسی بزرگ‌‌زاده، سخنگوی صنعت آب کشور، اعلام کرد: «طبق ارزیابی‌‌ها، سدهای کرج، لار و ماملو در مهر ماه به احجام مرده‌ رسیدند و سد لتیان هم در آبان‌ به این نقطه خواهد رسید. این وضعیت به معنی قطع کامل انتقال آب به تهران نیست. زیرا سدها همچنان جریان به هنگام و دبی پایه دارند. با این حال دیگر انتقال آب بیشتر از حجم ذخیره وجود نخواهد داشت و تهرانی ها باید به‌ شدت مراقب مصرف باشند.»

    اما باید دید چه عواملی در این وضعیت آخرالزمانی آب در استان تهران نقش داشته‌اند و چه اقداماتی باید انجام داد؟

    در این زمینه،  با رضا حاجی کریم، رئیس فدراسیون صنعت آب ایران، گفت‌وگویی انجام داده ایم که در ادامه می‌خوانید.

    ***

    در سال آبی ۱۴۰۳-۱۴۰۴، متوسط آب تجدیدپذیر کشور ۳۵ درصد کاهش داشته است

    *وضعیت سدهای کشور بحرانی اعلام شده و وزارت نیرو از «آمادگی برای شرایط سخت» سخن به میان آورده است. علت اصلی این موضوع چیست و وزن و نقش کدام عامل را باید سنگین‌تر دانست؟

    ابتدا باید گفت ورودی سدها به‌مراتب کمتر از حد معمول است و بسیاری از آنها بسیار پایین‌تر از ۵۰ درصد ظرفیت خود قرار دارند. سد کرج کمتر از دو هفته و لتیان بسیار کمتر از آن ذخیره دارد.

    ماجرا به این برمی‌گردد که وقتی از شهر تهران صحبت می‌کنیم، باید بدانیم که در سال‌های نرمال، کل کشور حدود ۱۰۰ میلیارد متر مکعب آب تجدیدپذیر داشته، تهران کمتر از ۶۰ میلیارد متر مکعب آب تجدیدپذیر قابل برداشت در اختیار داشته است. در سال آبی ۱۴۰۳-۱۴۰۴، این عدد برای کل کشور به ۶۵ میلیارد متر مکعب رسیده است. یعنی متوسط آب تجدیدپذیر کشور، ۳۵ درصد کاهش داشته است.

    اکنون در حدود چهلمین روز سال آبی جدید هستیم، بارندگی در ۱۶ استان کشور «صفر مطلق» بوده است. دورنمای خوش‌بینانه هم حداقل تا پایان پاییز به چشم نمی‌خورد و به نظر نمی‌رسد تا پایان آذر اتفاق خاصی در بارش‌ها رخ دهد. این شرایط سبب تحمیل وضعیتی بسیار غیرمترقبه به منابع آبی کشور و به‌طور خاص به آب تهران شده است.

    حدود ۶۵ درصد جمعیت کشور در مناطقی زندگی می‌کنند که میزان دسترسی آنها به آب کمتر از ۵۰۰ متر مکعب در سال است / در دنیا وضعیت بحرانی به شرایطی گفته می‌شود که سرانه دسترسی آب برای هر نفر کمتر از ۱۷۰۰ مترمکعب باشد

    باید توجه داشت که در کشور، سرانه‌ دسترسی به آب برای هر نفر حدود ۱۳۰۰ متر مکعب است. اگر شمال و جنوب را کنار بگذاریم و فلات مرکزی ایران را در نظر بگیریم، حدود ۶۵ درصد جمعیت کشور در مناطقی زندگی می‌کنند که میزان دسترسی آنها به آب کمتر از ۵۰۰ متر مکعب در سال است. این سطح از دسترسی، در معیارهای جهانی، وضعیت بسیار ناپایداری محسوب می‌شود. در دنیا وضعیت بحرانی به شرایطی گفته می‌شود که سرانه دسترسی آب برای هر نفر کمتر از ۱۷۰۰ مترمکعب باشد.

    سرانه دسترسی به آب تجدیدپذیر در تهران ۳۳۵ میلیون مترمکعب است / تهران از نظر سرانه‌ دسترسی به آب تجدیدپذیر، یکی از ناپایدارترین نقاط ایران است

    به‌طور خاص، تهران از نظر سرانه‌ دسترسی به آب تجدیدپذیر، یکی از ناپایدارترین نقاط ایران و شاید ناپایدارترین نقطه باشد. سرانه دسترسی به آب تجدیدپذیر در تهران ۳۳۵ میلیون مترمکعب است. اما موضوع آب، مسئله‌ای چندوجهی است و نمی‌توان با تمرکز بر یک یا دو عامل، درباره‌ آن حکم کلی صادر کرد. مجموعه‌ای از عوامل و اتفاقات در طول سال‌ها تهران را به این نقطه رسانده است.

    اولین عامل وضعیت بحرانی آب تهران بارگذاری بیش‌ از حد جمعیت است / بدون توجه به ظرفیت آبی، در غرب و شرق شهر مجوز ساخت‌وساز صادر می‌شود

    اولین عامل، بارگذاری بیش‌ازحد جمعیت در تهران است. تراکم جمعیتی تهران از شهرهایی مانند شانگهای، نیویورک و پکن بیشتر است و این واقعیتی انکارناپذیر است که ما اساسا مجاز به چنین بارگذاری سنگینی نبودیم. با این حال، این روند همچنان ادامه دارد؛ یعنی هنوز هم بدون توجه به ظرفیت آبی، در غرب و شرق شهر مجوز ساخت‌وساز صادر می‌شود.

    در تدوین الگوی توسعه برای تهران و تبیین سیاست‌های آبی آن، شکست کامل رخ داده است / آب سدهای ماملو، طالقان، کرج و … اصلا برای تهران نبوده است و با خط لوله به تهران کشیده شده‌اند

    دوم این که کل مصرف آب شهر تهران در سال‌های نرمال، ۱٫۱ میلیارد مترمکعب است. در همین سال‌های نرمال، استان تهران حدود ۱.۸ میلیارد متر مکعب آب برای کشاورزی مصرف می‌کند که بخش قابل‌توجهی از آن به‌صورت آبیاری سنتی انجام می‌شود. این اعداد با ما سخن می‌گویند و نشان می‌دهند که در تدوین الگوی توسعه برای تهران و تبیین سیاست‌های آبی آن، شکست کامل رخ داده است.

    منطقه‌ای که از آن صحبت می‌کنیم، اصلا آبی ندارد. آب سدهای ماملو، طالقان، کرج و … اصلا برای تهران نبوده است و با خط لوله به تهران کشیده شده‌اند. مگر این آب برای تهران است؟

    اگر قرار است در مورد آب تهران صحبت شود باید گفت شاهد زنجیره‌ای از تصمیمات غلط و روش‌های اشتباهی هستیم که ما را به این نقطه رسانده است.

    البته تمرکز صرف بر گذشته هم به‌نظر من صحیح نیست؛ مهم‌تر این است که حالا با این شرایط بحرانی چه باید کرد، چون وضعیت بسیار حساس و پیچیده‌ای است.

    کل آبی که از طالقان به تهران می‌رسد تنها هشت درصد به منابع آب تهران می‌افزاید / میزان آب «به حساب نیامده»، تلفات شبکه و برداشت غیرمجاز در تهران حدود ۲۵ درصد است

    * اکنون یکی از اقدامات جدی که وزارت نیرو انجام داده، موضوع انتقال آب سد طالقان و سد لار است. اما این طرح‌های انتقال آب در شرایطی اجرا می‌شوند که ما هم‌زمان درباره‌ بارگذاری جمعیتی تهران صحبت می‌کنیم. آیا این اقدامات باعث ایجاد بحران جمعیتی تازه‌ای در تهران نخواهد شد؟ آیا چنین راه‌حلی، یعنی طرح انتقال آب در شرایط فعلی، اساسا راه‌حل درستی است؟

    من با شما موافق هستم. اما اجازه دهید کمی به عقب برگردیم. کل آبی که از طالقان به تهران می‌رسد حدود ۸۰ میلیون مترمکعب در سال است. یعنی تنها هشت درصد به منابع آب تهران افزوده می‌شود، اما در همین حال، میزان آب «به حساب نیامده»، تلفات شبکه و برداشت غیرمجاز در تهران حدود ۲۵ درصد است.

    یعنی از یک‌سو در جایی دیگر منابع را تخلیه می‌کنیم و فرونشست در دشت قزوین ایجاد می‌کنیم، خب چرا موارد بیان‌شده را درست نمی‌کنیم؟

    ما در دنیا مفهومی داریم به نام شهر اسفنجی یعنی شهری که می‌تواند آب را در خودش جذب و نگهداری کند. این کار به دو روش بهره‌گیری از نزولات جوی و بازچرخانی فاضلاب انجام می‌شود. در تهران نزولات جوی وضعیت خاصی وجود ندارد، اما بازچرخانی فاضلاب چیزی است که می‌توانیم داشته باشیم.

    سالانه حدود ۳۰ میلیون متر مکعب آب شرب در تهران صرف فعالیت‌های عمرانی، ساختمانی و بنایی می‌شود / پروژه‌های انبوه‌سازی همچنان بدون سیستم‌های بازچرخانی آب اجرا می‌شوند

    اگر می‌گوییم حدود ۸۵ تا ۸۷ میلیون متر مکعب آب از طالقان به تهران می‌آوریم، باید دقت کنیم که در همان شرایط، سالانه حدود ۳۰ میلیون متر مکعب آب شرب در تهران صرف فعالیت‌های عمرانی، ساختمانی و بنایی می‌شود. آیا واقعا نمی‌توان این حجم مصرف را با پساب جایگزین کرد؟

    در شرایطی که به دنبال افزودن هفت تا هشت درصد از آب طالقان به منابع تهران هستیم، هم‌زمان پروژه‌های انبوه‌سازی ما همچنان بدون سیستم‌های بازچرخانی آب حتی برای مصارف ساده‌ای مثل فلاش‌تانک‌ها، برج‌های خنک‌کننده و سایر تجهیزات مصرفی طراحی می‌شوند.

    نمی‌شود که برای نظام شهری هیچ الزامی در این زمینه در نظر گرفته نشود و در بحث تامین آب، دستی به نظام شهری زده نشود و همچنان نگاه ما فقط متوجه برداشت بیشتر از منابع آبی دیگر مناطق باشد.

    آیا به صورت شفاف و صریح به مردم گفته‌ایم که تهران آب ندارد؟ / انتقال آب طالقان به تهران هم مشکل بحران آب تهران را حل نکرد

    مهم‌تر از همه این است که آیا ما به‌صورت شفاف و صریح با مردم صحبت کرده‌ایم و به مردم گفته‌ایم که تهران آب ندارد؟ هشدار دادن و خواهش کردن برای کاهش مصرف کافی نیست و صرفا با گفتاردرمانی کار شروع نمی‌شود.

    هم‌اکنون بسیاری از مراکز تجاری، مال‌ها و پروژه‌های بزرگ‌مقیاس در تهران هنوز سیستم بازچرخانی آب یا استفاده‌ مجدد از آب یا پساب را در طراحی خود ندارند. همین مسئله‌هاست که ما را گرفتار کرده و باعث می‌شود چشمان ما فقط به انتقال آب از منابع جدید دوخته شود.

    از طرف دیگر، همین حالا که در اوج بحران آب تهران هستیم، آب طالقان وارد تهران شده است. در واقع منابع آبی منطقه‌ای دیگر نابود شده و به علاوه برای انتقال آب هزینه شده است، اما همچنان در تهران بحران آب وجود دارد. با توجه به موضوع بیان‌شده، دیگر نمی‌توان به این شیوه ادامه داد.

    در حوزه آب به یک تغییر پارادایم و نوع دیگری از اندیشیدن نیاز داریم

    *آیا می‌توان گفت وزن اصلی بحران آب را مربوط به فرسودگی شبکه، عدم استفاده از پساب و همچنین مالکیت شهرداری بر برخی از چاه‌های آب شرب دانست؟ آیا انجام اقدامات موثر برای کاهش فرسودگی شبکه و الزام مراکز تجاری و صنایع بر استفاده از پساب و مدیریت چاه‌ها، می‌تواند نقش  مهم‌تری در بهبود وضعیت نسبت به تمرکز بر تشویق یا تنبیه مشترکان خانگی برای کاهش مصرف آب داشته باشد؟

    همه راه‌ها طی شده است. تعرفه‌ها بازبینی شده‌ و الگو مصرف مجاز پایین آورده شده است. اما باز هم بحران آب وجود دارد. ما به یک تغییر پارادایم و نوع دیگری از اندیشیدن نیاز داریم. در این پارادایم جدید، باید ابزارهای تازه‌ای فراهم کنیم.

    در رابطه با مشترکان پرمصرف چه کاری می‌توان انجام داد؟ آنها را اعدام کنیم؟ آیا فکر می‌کنید برای کسی که آپارتمان متری ۸۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومانی می‌خرد، قبض آب عددی برای آنها به حساب می‌آید؟ یا باید نوع نگاه را تغییر داد و مشارکت این گروه‌ها را در قالب سهیم شدن در سود یا منفعت اجتماعی کاهش مصرف تعریف کرد. مثلا اگر کسی در مصرف آب صرفه‌جویی کند، منافع اقتصادی برای آنها حاصل شود.

    بیش از ۱۰۰ همت پول نیاز است تا شبکه آب تهران نوسازی شود / کل بودجه آب کشور امسال ۶۰ همت است / ۲۵۰۰ همت پروژه‌ نیمه‌تمام در بخش آب وجود دارد

    در مورد فرسوگی شبکه باید گفت عددی بالای ۱۰۰ همت پول نیاز است تا شبکه آب تهران نوسازی شود. البته همین ۱۰۰ همت برای یک سال و نیم پیش است و اکنون این رقم بیشتر است. از سوی دیگر، کل بودجه آب کشور امسال ۶۰ همت است. در کل کشور نیز ۲۵۰۰ همت پروژه‌ نیمه‌تمام در بخش آب وجود دارد.

    با بودجه‌های فعلی، حدود ۴۰ سال طول می‌کشد تا همه‌ این پروژه‌ها به پایان برسند. تا ۴۰ سال آینده با این وضعیت آبی، چه چیزی از ما باقی می‌ماند؟

    در این وضعیت، به یک سری ابزارها و روش‌های نوین برای تامین مالی پروژه‌های آبی نیاز داریم. وقتی بتوانیم پروژه‌ها را تامین مالی کنیم، همه اقدامات ما چه در حوزه‌ کاهش مصرف، پساب، فرسودگی شبکه و کاهش هدررفت قابل انجام است. اما وقت کل بودجه مملکت برای حوزه آب ۶۰۰ میلیون دلار است، کاری نمی‌توان انجام داد.

    هر کاری برای بحران آب قرار باشد انجام شود، ازجمله اقدامات فرهنگی، آموزشی، سازه‌ای یا بهینه‌سازی، به منابع مالی نیاز دارد. با ۶۰ همت و وضعیت کنونی آب در کشور که کاری نمی‌توان انجام داد.

    دولت تعهدات مالی سنگینی بابت خرید تضمینی دارد و عملا چیزی برای توسعه باقی نمی‌ماند

    باید در نظر گرفت که دولت در حال حاضر تعهدات مالی سنگینی بابت خرید تضمینی دارد و از آن ۶۰ همت باید پول خرید تضمینی را هم پرداخت کند. عملا چیزی برای توسعه باقی نمی‌ماند.

    تجربه کیپ‌تاون و سایر شهرهایی که ناگهان با بحران شدید آبی مواجه شدند نشان می‌دهد که اولین عاملی که به حل بحران کمک کرده، مشارکت مردمی و اجتماعی بوده است

    *با توجه به شرایط موجود، چه آینده‌ای را باید متصور بود و مهم‌ترین اقدامی که باید در این زمینه انجام شود چیست؟

    اولین و واجب‌ترین اقدام، چه در سطح وزارت نیرو و چه در سطحی بالاتر از آن از سوی رئیس‌جمهوری یا هر مقام وجیه‌الملی دیگری، این است که صریح و اثرگذار با مردم صحبت کنند. در این زمینه می‌توان به تجربه کیپ‌تاون اشاره کرد. تجربه سایر شهرهایی که ناگهان با بحران شدید آبی مواجه شدند نشان می‌دهد که اولین عاملی که به حل بحران کمک کرده، مشارکت مردمی و اجتماعی بوده است. ما باید با مردم گفت‌وگو کنیم و صادقانه آمار و اطلاعات را در اختیارشان بگذاریم.

    وزارت نیرو آمارهای فراوانی در اختیار دارند، اما به دلایل مختلف و با ملاحظاتی این آمارها هنوز در دسترس عموم مردم قرار نگرفته است

    من می‌دانم که همکاران من در وزارت نیرو آمارهای فراوانی در اختیار دارند، اما به دلایل مختلف و با ملاحظاتی این آمارها هنوز در دسترس عموم مردم قرار نگرفته است. در حالی‌که مردم هنوز از وضعیت بغرنج منابع آبی تهران اطلاع دقیقی ندارند، ضروری است که این اطلاعات هرچه سریع‌تر و شفاف در اختیار جامعه قرار گیرد.

    به باور من، نخستین اقدام این است که از گفتن واقعیت‌ها نهراسیم؛ مردم، مردمانی آگاه و قابل اعتماد هستند و می‌توان با صراحت با آنان سخن گفت. شرایط جوی را همه می‌دانند، بنابراین باید با مردم صحبت کرد و وضعیت را بیان کرد.

    موضوعاتی مانند بارورسازی ابرها، آب‌های ژرف، یا انتقال آب از دریای جنوب، بیشتر شبیه به قصه هستند

    دومین مساله این است که باید ابزارهای جدید را سریع‌تر عملیاتی کنیم. موضوعاتی مانند بارورسازی ابرها، آب‌های ژرف یا انتقال آب از دریای جنوب، بیشتر به قصه می‌مانند؛ این قصه‌ها مانند لالایی عمل می‌کنند، ما را می‌خوابانند و از موضوعات اصلی غافل می‌مانیم.

    ما به ابزارهایی واقعی و کارآمد نیاز داریم که بتوانند سرمایه‌های مادی و اجتماعی کشور را پای کار بیاورند. تنها در آن صورت است که می‌توانیم اقدامات موثر و متنوعی برای مدیریت بحران آب انجام دهیم.

  • بدترین خشکسالی ۵۷ سال اخیر در تمام کشور تنوره می‌کشد / بی‌آب، بی‌نان، بی‌امان؛ ایران در آستانه فروپاشی امنیت غذایی و اجتماعی

    بدترین خشکسالی ۵۷ سال اخیر در تمام کشور تنوره می‌کشد / بی‌آب، بی‌نان، بی‌امان؛ ایران در آستانه فروپاشی امنیت غذایی و اجتماعی

    به گزارش اقتصادران، پاییز ۱۴۰۴ از راه رسیده، اما هنوز بویی از باران در هوای ایران نیست. زمین ترک خورده، سد‌ها تشنه مانده‌اند و چاه‌ها تا عمق زمین فرو رفته‌اند. در پاییز تهران دیگر خبری از بلوار کشاورز نمناک و خیس و بارانی نیست. دیگر به هوای نم باران کسی سراغ از دارآباد نمی‌گیرد و آدم‌ها سردرگریبان از کنار پارک شهر می‌گذرند بدون هیچ خیالی از نم باران پاییزی یا حتی امید به هوایی خوش که در سینه فرو ببرند.

    تهران باران نمی‌بارد، تهران دیگر آب ندارد، تهران درگیر فرونشست است و دیو بحران‌های اجتماعی و اقتصادی نه فقط در تهران که در تمام ایران تنوره می‌کشد.

    سازمان هواشناسی ایران اکنون از «بدترین پاییز ۵۷ سال اخیر» در ایران و خاورمیانه خبر می‌دهد؛ پاییزی که قرار است نه‌تنها رودخانه‌ها و سدها، بلکه رگ حیات کشاورزی، معیشت روستایی و حتی امنیت غذایی کشور را تحت تأثیر قرار دهد.

    رئیس مرکز مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی هشدار داده که «امسال کشور وارد فاز ال‌نینو نمی‌شود و بین خنثی تا لانینا ضعیف قرار دارد، بنابراین انتظار بارش‌های جبرانی را نباید داشت.»
    از نیمه شهریور تا امروز، میانگین بارش در کشور کمتر از ۳۰ درصد نرمال بوده و تهران، اصفهان، یزد و کرمان در صف نخست شهر‌هایی قرار دارند که به گفته کارشناسان «تا آستانه روز صفر آبی» رسیده‌اند؛ روزی که در آن آب لوله‌ها دیگر جاری نخواهد بود.

    خشکسالی‌ای که ادامه دارد؛ بدترین پاییز نیم‌قرن اخیر

    در همین حال سازمان هواشناسی ایران به‌تازگی در گزارشی رسمی اعلام کرده است که ایران در حال تجربه «ششمین سال پیاپی خشکسالی» است و تا پایان آبان‌ماه «بارش قابل توجهی در کشور رخ نخواهد داد».

    «احد وظیفه»، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی در همین باره می‌گوید: «طبق داده‌های ۵۷ سال گذشته، پاییز امسال یکی از خشک‌ترین و کم‌بارش‌ترین فصول در ایران و کل خاورمیانه خواهد بود. منابع آب سطحی و سد‌ها در وضعیت بحرانی قرار گرفته‌اند و نیمه دوم سال هم کمبود‌های نیمه اول را جبران نخواهد کرد.»

    به گفته او، الگوی اقلیمی امسال نه ال‌نینو است و نه پر‌بارش؛ بلکه ترکیبی از «لانینای ضعیف و فاز خنثی» است که معمولاً به معنی ادامه خشکی هوا در عرض‌های میانی ایران است. نتیجه این چرخه طبیعی، هم‌زمان با مدیریت نادرست منابع آب، چیزی جز تشدید بی‌آبی نخواهد بود.

    این در حالی است که اکنون نیز در بسیاری از استان‌ها از جمله تهران، قم، اصفهان و خراسان رضوی، میانگین بارش‌ها در مهر و اوایل آبان به کمتر از ۱۰ میلی‌متر رسیده؛ در حالی که نرمال بلندمدت این مناطق بیش از ۳۰ میلی‌متر بوده است.

    زمینِ تشنه و آسمانِ خالی؛ بحران سد‌ها و منابع آبی

    کاهش بی‌سابقه بارش‌ها به سرعت در ذخایر سد‌ها منعکس شده است. بر اساس تازه‌ترین گزارش وزارت نیرو، حجم آب موجود در سد‌های کشور تا پایان مهر امسال تنها ۳۴ درصد ظرفیت کل بوده؛ این در حالی است که در مدت مشابه سال گذشته این رقم حدود ۴۷ درصد گزارش شده بود.

    به گزارش اقتصاد ۲۴، اکنون در استان تهران، سد‌های «لار»، «طالقان» و «کرج» به طور میانگین تنها ۱۳ درصد پر هستند؛ این یعنی پایتخت‌نشینان یکی از بحرانی‌ترین وضعیت‌های آبی دهه اخیر را تجربه می‌کنند. کارشناسان هشدار می‌دهند که با ادامه این روند، بیش از ۵۰ شهر کشور در وضعیت تنش آبی شدید قرار خواهند گرفت.

    «صادق ضیاییان»، کارشناس ارشد اقلیم‌شناسی نیز اخیرا خبر داده بود: «در برخی حوضه‌ها مثل زاینده‌رود و کرخه، ورودی آب به سد‌ها تقریباً به صفر نزدیک شده است. بسیاری از رودخانه‌ها خشک شده‌اند و چشمه‌ها و تالاب‌ها عملاً دیگر منبعی برای حیات ندارند.» به گفته او، کاهش ذخایر سد‌ها تنها مشکل فنی نیست؛ بلکه فشار مضاعفی بر منابع آب زیرزمینی وارد می‌کند و این همان عاملی است که به فرونشست زمین و تهدید زیرساخت‌های شهری می‌انجامد.

    فرو رفتن زمین زیر پای پایتخت؛ تهران روی شکاف می‌خوابد

    خشکسالی تنها در آسمان و رودخانه‌ها خلاصه نمی‌شود. زمین نیز از تشنگی به لرزه افتاده است. برداشت بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی طی سال‌های اخیر موجب فرونشست‌های گسترده در دشت‌های کشور شده است.

    براساس داده‌های رسمی وزارت نیرو، دشت تهران سالانه تا ۳۶ سانتی‌متر فرونشست دارد؛ رقمی که به‌گفته کارشناسان زمین‌شناسی، «ده‌ها برابر حد بحرانی جهان» است.

    چنان که به گفته «هدایت فهمی»، کارشناس سیاست‌گذاری آب «وقتی منابع آب زیرزمینی تخلیه می‌شوند، حفره‌های بین ذرات خاک برای همیشه از بین می‌رود. این به معنای نابودی دائمی ظرفیت ذخیره طبیعی آب در زمین است. در تهران، اصفهان و ورامین این اتفاق عملاً رخ داده است.»

    فرونشست اکنون دیگر برای شهروندان تهرانی پدیده‌ای علمی نیست، بلکه واقعیتی شهری است؛ شکاف‌ها از حاشیه جنوب‌غرب تهران تا دشت ورامین امتداد یافته و به خطوط انتقال برق، خطوط مترو و حتی ساختمان‌های مسکونی نزدیک شده است.

    در اصفهان، فرونشست در برخی مناطق به ۴۰ سانتی‌متر در سال رسیده و بخش‌هایی از مسیر راه‌آهن اصفهان–شیراز را نیز تهدید می‌کند.

    کابوس بی‌بارانی برای حیات‌وحش و اکوسیستم ایران

    اما قربانیان خاموش خشکسالی، حیوانات و زیست‌بوم ایران نیز هستند و در بسیاری از مناطق مرکزی و جنوبی کشور، از جمله یزد، کرمان و سیستان، آبشخور‌های طبیعی خشک شده‌اند. سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرده است که منابع آبی ۷۰ درصد از مناطق حفاظت‌شده کشور یا خشک شده یا به‌شدت کاهش یافته‌اند.

    مرکز ملی اقلیم هشدار داده است که «خشکسالی سال آبی گذشته یکی از شدیدترین خشکسالی‌ها همراه با دمای بیش از نرمال در ایران و منطقه بوده و سبب خشکی بیش از پیش اغلب مناطق ایران و خاورمیانه شده است.»
    کارشناسان محیط زیست می‌گویند در چنین شرایطی، حیوانات برای پیدا کردن آب به روستا‌ها و مناطق مسکونی نزدیک می‌شوند و همین امر خطر درگیری، تلفات و حتی شیوع بیماری‌های مشترک را افزایش می‌دهد.

    کشاورزی در محاصره خشکسالی؛ زمین بی‌جان و کشاورز بی‌نان

    در این میان، اما کشاورزی، بزرگ‌ترین قربانی بحران آب در ایران است. بیش از ۹۰ درصد مصرف آب کشور در بخش کشاورزی انجام می‌شود، اما سهم این بخش از تولید ناخالص داخلی کمتر از ۱۰ درصد است. در شرایطی که هر لیتر آب ارزش حیاتی دارد، بخش زیادی از آن صرف کشت محصولات پرمصرفی می‌شود که نه با اقلیم ایران سازگارند و نه توجیه اقتصادی دارند.

    سازمان هواشناسی کشور اکنون هشدار داده است که کشاورزان باید خود را برای خشکسالی طولانی‌مدت آماده کنند. رئیس مرکز خشکسالی می‌گوید: «ضروری است محدودیت کشت برنج خارج از استان‌های شمالی رعایت شود و کشاورزان به سمت کشت‌های کم‌آب‌بر بروند. نیمه دوم سال کمبود‌های نیمه اول را جبران نخواهد کرد.».

    اما تغییر الگوی کشت برای کشاورزان، تنها یک توصیه فنی نیست؛ بلکه مسئله‌ای معیشتی است. میلیون‌ها نفر از کشاورزان خرد در مناطق مرکزی و شرقی کشور، منبع درآمد دیگری ندارند. وقتی آب نباشد، زمین خشک می‌ماند و وقتی زمین خشک شود، روستا خالی می‌شود.
    در استان‌هایی چون خراسان جنوبی، کرمان و فارس، کاهش بارش‌ها باعث شده سطح زیرکشت گندم و جو تا ۳۰ درصد کاهش یابد. در همین حال، وزارت جهاد کشاورزی اعلام کرده واردات غلات برای تأمین نیاز کشور افزایش یافته است؛ نشانه‌ای از افزایش وابستگی غذایی ایران در شرایط خشکسالی.

    از بحران آب تا بحران اقتصادی؛ امنیت غذایی در خطر

    خشکسالی تنها پدیده‌ای طبیعی نیست، بلکه یک تهدید اقتصادی است. کاهش تولید محصولات کشاورزی در داخل، فشار مضاعفی بر بازار‌های غذایی وارد می‌کند. افزایش قیمت محصولات استراتژیک مانند گندم، برنج و شکر در سال‌های اخیر تا حد زیادی ناشی از افت تولید داخلی بوده است.

    بانک مرکزی در گزارش تابستان امسال اعلام کرد که قیمت مواد غذایی نسبت به سال گذشته حدود ۶۰ درصد افزایش یافته است؛ بخشی از این افزایش مستقیماً به بحران آب و کاهش تولید مرتبط است.

    «حمیدرضا صالحی»، تحلیلگر اقتصادی حوزه انرژی و محیط‌زیست، اخیرا اذعان داشت که: «بی‌آبی امروز فقط تهدید کشاورزی نیست؛ پایه‌های اقتصاد ملی را متزلزل کرده است. وقتی آب نباشد، تولید صنعتی کاهش می‌یابد، مهاجرت روستایی افزایش پیدا می‌کند و فشار بر شهر‌ها بیشتر می‌شود. نتیجه آن چیزی است که امروز در بازار‌ها می‌بینیم؛ تورم مزمن و بی‌ثباتی در بخش عرضه.»

    از سوی دیگر، خشک شدن زمین‌ها و از بین رفتن منابع آبی زیرزمینی، مهاجرت جمعیت‌های روستایی را شتاب داده است. طبق گزارش مرکز آمار، در دهه گذشته بیش از ۲ میلیون نفر از روستا‌های خشک‌زده کشور به حاشیه شهر‌ها مهاجرت کرده‌اند.

    کوچ از زمین تشنه؛ مهاجرت در سایه بی‌آبی و فرسایش امنیت اجتماعی

    این گونه است که دیگر صبح‌های روستا‌های خشک خراسان جنوبی صدای اذان و جنب و جوش مردمان و بع بع گوسفند ندارد؛ فقط صدای باد است که از میان خانه‌های ترک‌خورده می‌گذرد. سرزمینی که روزی به صدای ساز‌های دوتار، نی و تنبورش شهره بود حالا تنها صدای سوز باد بی رحم همراه با گرد و غبار در گوشش می‌پیچد. آب نیست و چاه‌ها خشک شده‌اند و مردانی که روزی با دستان پینه‌بسته زمین را شخم می‌زدند، حالا در حاشیه شهر‌های بزرگ دنبال کارگری روزمزد می‌گردند.

    این همان چهره خاموش بحران آب در ایران است؛ مهاجرت آرام، اما گسترده‌ای که به گفته کارشناسان، در حال تغییر چهره اجتماعی کشور است.

    طبق گزارش رسمی مرکز آمار ایران، در دهه گذشته بیش از دو میلیون نفر از ساکنان مناطق خشک و کم‌آب کشور به شهر‌ها مهاجرت کرده‌اند. از این میان، بیش از نیمی در حاشیه کلان‌شهرهایی، چون تهران، مشهد، اصفهان و شیراز ساکن شده‌اند؛ جایی که زیرساخت‌های شهری پیش‌تر نیز زیر فشار بود.

    «علی قاسمی»، کارشناس جمعیت و توسعه روستایی در همین باره گفته که: «بی‌آبی امروز نه‌تنها کشاورزی، بلکه پیوند اجتماعی روستا‌ها را از بین برده است. وقتی زمین خشک می‌شود، خانواده از هم می‌پاشد، جوان‌ها به شهر می‌روند و آن‌جا هم در حلقه فقر و بیکاری می‌افتند. این چرخه مهاجرت محیط‌زیستی است که امنیت اجتماعی کشور را تهدید می‌کند.»

    در برخی مناطق شرقی کشور مانند نهبندان، قائن، زرند و نرماشیر، نرخ مهاجرت روستایی به شهر‌ها تا ۴۰ درصد افزایش یافته و این مهاجرت‌ها عمدتاً ناشی از ناپایداری اقتصادی و خشکسالی است، نه دلایل فرهنگی یا شغلی.

    روستا‌های خاموش، شهر‌های ملتهب

    خشکسالی، در واقع زنجیره‌ای از پیامد‌ها را فعال می‌کند:
    کاهش آب > افت محصول > بیکاری > مهاجرت > رشد حاشیه‌نشینی > افزایش ناامنی اجتماعی.

    در این میان، کلان‌شهر‌ها نخستین نقاطی‌اند که این فشار را حس می‌کنند. «هدایت فهمی»، کارشناس سیاست‌گذاری آب، هشدار داده که «ما در حال از دست دادن روستا‌ها هستیم. هر روستایی که خالی می‌شود، به معنی اضافه شدن چند خانواده بی‌پناه به حاشیه شهرهاست. اگر این روند ادامه پیدا کند، بحران آب به بحران امنیت تبدیل خواهد شد.»

    از سوی دیگر در جنوب تهران، حاشیه‌نشینی در محله‌هایی، چون کهریزک و واوان به‌طور مستقیم با خشک‌سالی استان‌های مرکزی مرتبط است.
    در مشهد نیز طبق آمار رسمی شهرداری، بیش از ۲۵ درصد جمعیت حاشیه‌نشین از استان‌های سیستان و خراسان جنوبی آمده‌اند.

    افزایش فشار بر خدمات شهری، رشد بیکاری و ناهنجاری‌های اجتماعی، حاصل همین کوچ اجباری است. کارشناسان معتقدند که اگر برنامه‌ای برای احیای اقتصادی و آبی مناطق روستایی تدوین نشود، در دهه آینده ایران با موج جدیدی از مهاجرت داخلی مواجه خواهد شد؛ موجی که با سرعتی آرام، اما تأثیری عمیق، تعادل اجتماعی کشور را دگرگون می‌کند.

    امنیت غذایی، قربانی پنهان خشکسالی

    اما هم‌زمان با کوچ روستاییان و افت تولید کشاورزی، یکی از پیامد‌های کمتر دیده‌شده بحران آب، فروپاشی تدریجی امنیت غذایی ایران است.

    در حالی که سیاست رسمی کشور دهه‌ها بر «خودکفایی غذایی» تأکید داشت، امروز بسیاری از محصولات استراتژیک مانند گندم، ذرت، برنج و دانه‌های روغنی به واردات وابسته شده‌اند.

    به گزارش وزارت جهاد کشاورزی، تولید گندم کشور در سال زراعی گذشته ۲ میلیون تُن کمتر از میانگین ۱۰ سال اخیر بوده است. کاهش بارش‌ها و خشک شدن سد‌ها در استان‌های فارس، کرمان و خوزستان، باعث از بین رفتن هزاران هکتار از زمین‌های کشت دیم شده است.

    «حمید روحی»، پژوهشگر حوزه امنیت غذایی در همین باره می‌گوید: «وقتی امنیت آبی از بین می‌رود، امنیت غذایی هم فرو می‌ریزد. واردات گندم یا برنج می‌تواند موقتاً سفره مردم را پر کند، اما در بلندمدت ما را در برابر شوک‌های سیاسی و اقتصادی آسیب‌پذیر می‌کند.»

    در سال‌های اخیر، هم‌زمان با تشدید تحریم‌ها و نوسان نرخ ارز، هزینه واردات مواد غذایی برای دولت چند برابر شده است. بر اساس آمار گمرک، واردات کالا‌های اساسی در نیمه نخست امسال حدود ۸ میلیارد دلار بوده؛ رقمی که معادل سه برابر بودجه عمرانی کشور است.

    بی‌آبی و بی‌عدالتی؛ جامعه‌ای در توازن ناپایدار

    اکنون دیگر مساله خشکسالی در ایران، فقط بحران آب نیست؛ بلکه بحران عدالت است. در بسیاری از مناطق محروم، روستاییان نه تنها از منابع آبی، بلکه از حمایت‌های اقتصادی نیز بی‌بهره‌اند.

    «فاطمه نوربخش»، جامعه‌شناس محیط‌زیست، در پژوهشی درباره تبعات اجتماعی بی‌آبی نوشته «مهاجرت‌های ناشی از خشکسالی، نوعی جابه‌جایی نابرابری است؛ فقر و بحران از روستا به شهر منتقل می‌شود. در ظاهر، مردم به شهر می‌آیند تا زندگی بهتری داشته باشند، اما در واقع تنها جای بحران تغییر می‌کند.» او هشدار می‌دهد که اگر روند فعلی ادامه یابد، ترکیب جمعیتی و اقتصادی ایران در دهه آینده به‌شدت تغییر خواهد کرد؛ و «روستا‌های بی‌جمعیت، شهر‌های خسته و جامعه‌ای که از درون فرسوده می‌شود.»

    در نهایت، بی‌آبی فقط زمین را نمی‌خشکاند، اعتماد و آرامش اجتماعی را هم از میان می‌برد. وقتی آب نباشد، نان هم نیست، و وقتی نان نباشد، امید نیز رخت برمی‌بندد.

    مدیریت ناکارآمد؛ ریشه پنهان بحران

    در کنار تغییرات اقلیمی، بسیاری از کارشناسان معتقدند که بحران کنونی ریشه در سیاست‌های نادرست و کوتاه‌مدت دارد. دهه‌ها سیاست خودکفایی در محصولات کشاورزی بدون درنظرگرفتن ظرفیت آبی مناطق، ساخت بی‌رویه سدها، حفر چاه‌های غیرمجاز و نبود نظارت بر مصرف آب باعث شده منابع تجدیدپذیر کشور به‌شدت افت کند.

    «محمد درویش»، فعال محیط‌زیست، پیش از این هشدار داده بود که: «ما با منابع آب تجدیدناپذیر مثل سرمایه‌ای رفتار کردیم که پایان ندارد. نتیجه‌اش را حالا می‌بینیم؛ فروپاشی اکوسیستم‌ها، فرونشست زمین و بحران اجتماعی ناشی از مهاجرت و بیکاری.»

    در ایران، متوسط برداشت سالانه آب زیرزمینی حدود ۹۶ میلیارد مترمکعب است، در حالی که ظرفیت تجدیدپذیر آن کمتر از ۶۰ میلیارد مترمکعب برآورد می‌شود. این یعنی کشور سال‌هاست بیشتر از ظرفیت طبیعی خود مصرف می‌کند.

    پایتخت در آستانه بحران؛ تهدید بی‌آبی در تهران

    در چنین شرایطی وضعیت پایتخت به شدت اسفبار است. تهران شاید هنوز آب در لوله‌ها داشته باشد، اما کارشناسان هشدار می‌دهند که پایتخت در وضعیت شکننده‌ای قرار دارد. کاهش شدید ذخایر سدها، وابستگی زیاد به منابع آب سطحی و رشد مصرف شهری، ترکیبی خطرناک پدید آورده است.

    چنان که «علیرضا طهماسبی»، مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای تهران، نیزبه تازگی گفته است که «در حال حاضر سد‌های تأمین‌کننده آب تهران تنها ۱۳ درصد پر هستند. اگر تا آذر بارش مؤثری رخ ندهد، تأمین آب تابستان آینده با دشواری جدی روبه‌رو خواهد شد.» به گفته او، تهران به دلیل تراکم جمعیت و مصرف بالا، در صورت کاهش بیشتر بارش‌ها ممکن است به نخستین کلان‌شهر ایران تبدیل شود که با مفهوم «روز صفر آبی» مواجه می‌شود؛ روزی که آب جاری در شبکه توزیع برای مدتی قطع خواهد شد.

    در چنین شرایطی، ادامه الگوی فعلی مصرف و مدیریت آب دیگر ممکن نیست. کارشناسان می‌گویند ایران نیازمند بازنگری اساسی در سیاست‌های آبی، کشاورزی و شهری خود است. چنان که احد وظیفه هشدار داده است که «روز صفر آبی شوخی نیست. اگر روند فعلی ادامه یابد، در برخی استان‌ها ممکن است در سال آینده شاهد محدودیت‌های جدی در تأمین آب شرب باشیم.»

    برای عبور از بحران، مجموعه‌ای از اصلاحات ضروری است:
    – بازنگری در سیاست‌های خودکفایی کشاورزی و توقف کشت محصولات پرآب‌بر در مناطق خشک
    – سرمایه‌گذاری در بازچرخانی و تصفیه فاضلاب برای مصارف صنعتی
    – کنترل برداشت از چاه‌های غیرمجاز و به‌روزرسانی سامانه‌های آبیاری
    – آموزش عمومی برای کاهش مصرف خانگی.

    پاییز بی‌باران، آینده بی‌ثبات

    اما در پایان، واقعیت این است که خشکسالی امروز تنها یک فاجعه زیست‌محیطی نیست، بلکه بحران چندوجهی اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی است. وقتی زمین ترک برمی‌دارد، تنها خاک نمی‌شکند؛ اعتماد مردم به مدیریت نیز ترک می‌خورد.

    اگر امسال واقعاً «بدترین پاییز ۵۷ سال اخیر» باشد، این زنگ هشدار است برای بازنگری در همه آنچه سال‌ها به نام توسعه و خودکفایی بر خاک ایران تحمیل شده است. پاییز بی‌باران ۱۴۰۴ شاید مقدمه‌ای باشد برای آینده‌ای که در آن آب، مهم‌ترین و کمیاب‌ترین کالای اقتصادی کشور خواهد بود؛ آینده‌ای که اگر امروز به آن نپردازیم، فردا دیگر فرصتی برای جبران نخواهد بود.

  • ایران در گرداب عمیق کم‌آبی فرو رفت / بحران آب، ۹ دریاچه و تالاب بزرگ را از پا درآورد / «خشکسالی» دیگر موقتی نیست، ماندگار شد

    ایران در گرداب عمیق کم‌آبی فرو رفت / بحران آب، ۹ دریاچه و تالاب بزرگ را از پا درآورد / «خشکسالی» دیگر موقتی نیست، ماندگار شد

    به گزارش اقتصادران، سال آبی ۱۴۰۳ ـ ۱۴۰۴ برای ایران، سال فرو رفتن عمیق‌تر در بحران آب بود. تابستانی که پشت سر گذاشتیم، خشک‌ترین فصل دو دهه اخیر لقب گرفت و نشانه‌های آن در جای‌جای کشور نمایان شد؛ از رودخانه‌هایی که به شیارهایی بی‌جان بدل شدند تا تالاب‌هایی که تنها نامشان بر نقشه باقی مانده است.

    در حالی که کارشناسان از سال‌ها پیش نسبت به تبعات کاهش بارش، افت شدید منابع زیرزمینی و مدیریت نادرست آب هشدار داده بودند، آمار رسمی وزارت نیرو از سال آبی گذشته نشان می‌دهد کشور اکنون وارد مرحله‌ای شده که «خشکسالی» دیگر پدیده‌ای موقتی نیست؛ بلکه به واقعیتی پایدار در جغرافیای ایران تبدیل شده است.

    افت میانگین بارش در اغلب مناطق کشور

    در حالی که کشور وارد پاییز ۱۴۰۴ شده، گزارش تازه معاونت آب و آبفای وزارت نیرو نشان می‌دهد سال آبی گذشته یکی از خشک‌ترین سال‌های دو دهه اخیر بوده است. بر اساس این داده‌ها، میزان کل بارش کشور به‌طور میانگین ۳۶ میلی‌متر کمتر از دوره درازمدت ثبت شده و اغلب حوضه‌های آبریز با کاهش قابل توجهی در ورودی آب مواجه شده‌اند.

    بر اساس گزارش رسمی، میانگین بارش تجمعی سال آبی ۱۴۰۳ ـ ۱۴۰۴ حدود ۲۰ درصد پایین‌تر از میانگین بلندمدت و ۲ درصد کمتر از سال قبل بوده است.. استان‌های جنوبی از جمله سیستان‌ و بلوچستان، هرمزگان و بوشهر با افتی بین ۷۰ تا ۹۰ درصد نسبت به میانگین چندساله در صدر مناطق بحرانی قرار دارند. در مقابل، تنها چند استان شمالی از جمله گیلان و مازندران بارشی نزدیک به میانگین تجربه کرده‌اند که البته این مقدار نیز برای جبران کمبود منابع در سایر نقاط کشور کافی نیست.

    حوضه‌های آبریز در وضعیت قرمز

    بر اساس تحلیل رسمی دفتر اطلاعات و داده‌های آب کشور، هر ۹ حوضه آبریز اصلی ایران در سال آبی گذشته با افت شدید بارش روبه‌رو بوده‌اند. در حوضه دریای خزر که شامل رودخانه‌های سفیدرود، گرگان‌رود و مرداب انزلی است، میانگین بارش بین ۴۷ تا ۵۰ درصد کمتر از دوره بلندمدت ثبت شده است.

    در حوضه دریاچه ارومیه نیز کاهش بارش حدود ۴۰ درصد گزارش شده و ورودی سدهای این حوضه به پایین‌ترین سطح پنج‌ساله اخیر رسیده است.

    در حوضه مرزی غرب شامل کرخه و کارون بزرگ، افت بارش بین ۴۵ تا ۵۵ درصد بوده و مخازن سدهای دز و کرخه در پایین‌ترین حد تاریخی خود قرار گرفته‌اند.

    در حوضه خلیج فارس و دریای عمان که رودخانه‌های جراحی، زهره، مند، کاریان و خنج را دربر می‌گیرد، میزان بارش ۴۸ تا ۶۰ درصد کاهش یافته و استان‌های بوشهر، فارس و هرمزگان کم‌بارش‌ترین مناطق کشور بوده‌اند.

    در حوضه فلات مرکزی شامل گاوخونی، کویر مرکزی، ابرقو–سیرجان و درانجیر، بارش‌ها ۴۰ تا ۵۰ درصد کمتر از نرمال ثبت شده و فرونشست زمین در این محدوده رکورد زده است.

    حوضه کویر لوت نیز با افت حدود ۵۵ درصدی نسبت به میانگین درازمدت، کم‌بارش‌ترین سال دهه اخیر را در استان‌های کرمان و یزد تجربه کرده است.

    در حوضه دریای عمان و بلوچستان نیز بارش سالانه تا ۸۵ درصد پایین‌تر از میانگین بلندمدت بوده و جریان‌های سطحی و رودخانه‌های فصلی تقریباً متوقف شده‌اند.

    در نهایت، حوضه قره‌قوم و شمال شرق کشور با کاهش ۳۵ تا ۴۵ درصدی بارش روبه‌رو بوده و ورودی سدهای گلستان و بوستان به‌شدت کاهش یافته است.

    سدها خالی‌تر از همیشه

    مطابق آمار وزارت نیرو، حجم ذخیره فعلی سدهای کشور در پایان سال آبی گذشته حدود ۳۹ میلیارد مترمکعب بوده که نسبت به سال قبل حدود ۱۵ درصد کاهش نشان می‌دهد. از میان ۱۸۰ سد مهم کشور، بیش از ۶۰ درصد زیر ۵۰ درصد ظرفیت خود آب دارند و سدهای بزرگی مانند دز، کرخه، کارون ۳، زاینده‌رود و درودزن در شرایطی نزدیک به کف عملکردی هستند.

    ورودی آب سدها نیز در سال آبی ۱۴۰۳ ـ ۱۴۰۴ حدود ۳۰ درصد کمتر از سال پیش ثبت شده است. این یعنی نه‌تنها بارش کاهش یافته، بلکه سهم ورودی‌ها هم به‌شدت پایین آمده است.

    تالاب‌هایی که دیگر نفس نمی‌کشند

    خشک‌سالی پی‌درپی باعث شده تالاب‌های کشور هم در وضعیت بحرانی قرار گیرند. طبق برآوردهای سازمان حفاظت محیط زیست، بیش از ۶۰ درصد از تالاب‌های ایران یا خشک شده‌اند یا کمتر از نیمی از ظرفیت آبی خود را دارند. از جمله تالاب‌های بحرانی می‌توان به گاوخونی، هامون، بختگان، پریشان و جازموریان اشاره کرد که عملاً از چرخه حیات طبیعی خارج شده‌اند. نبود ورودی آب، برداشت‌های بی‌رویه و افت سطح آب زیرزمینی از مهم‌ترین دلایل این وضعیت است.

    بحران آب، بحران مدیریت

    آنچه امروز با آن مواجهیم صرفاً «کم‌بارشی» نیست، بلکه بحران حکمرانی آب است. ایران در دهه‌های اخیر نه‌تنها خود را با تغییر اقلیم سازگار نکرده، بلکه با سیاست‌های نادرست توسعه‌ای، حفر بی‌رویه چاه‌ها، انتقال‌های بین‌حوضه‌ای و سدسازی‌های غیرضروری، منابع محدود آبی خود را نیز از بین برده است.

    تا زمانی که اصلاح جدی در الگوی مصرف، مدیریت منابع و هماهنگی بین نهادهای مسئول صورت نگیرد، هر سال عمیق‌تر در گرداب کم‌آبی فرو خواهیم رفت.

  • ایران در محاصره خشکسالی / بارش‌های پاییز تا ۸۲ درصد کاهش یافت

    ایران در محاصره خشکسالی / بارش‌های پاییز تا ۸۲ درصد کاهش یافت

    به گزارش اقتصادران، از ابتدای سال آبی جاری (شروع مهرماه ۱۴۰۴) تا سوم آبان‌ماه (۳۴ روز ابتدایی سال‌آبی جدید) در مجموع ۲.۳ میلیمتر بارش در کشور داشته‌ایم؛ که این مسئله سال آبی جاری را به‌یکی از خشک ترین سال‌های نیم‌قرن اخیر تبدیل کرده است.

    همچنین اگر بارش‌های امسال آبی را با متوسط آمار بارش‌ها در مدت مشابه در درازمدت (آمار ۵۷ساله) مقایسه کنیم، بارش‌های ۲.۳ میلیمتری سال آبی جاری در برابر بارش‌های ۱۳ میلیمتری متوسط درازمدت، نشان دهنده کاهش ۸۲درصدی بارش‌های کشور نسبت به سال‌های نرمال است.

    بارش‌ها در ۲۱ استان “صفر” است/ آمار بارش‌های تمامی استان‌ها منفی شده

    در ۳۴ روز ابتدایی سال آبی جاری، ۲۱ استان از مجموع ۳۱ استان کشور هیچ بارشی نداشته‌ایم و این خشکی محض در این تعداد استان در این مدت زمانی، در تاریخ کشور کم‌سابقه است.

    بارش‌های تمامی استان‌های کشور نسبت به مدت مشابه سال گذشته منفی بوده و از کاهش ۱۶درصدی بارش‌ها در استان گلستان تا افت ۱۰۰درصدی بارش‌ها را در استان‌های مختلف شاهد هستیم.