برچسب: بی آبی

  • پایتخت در آستانه جیره بندی آب / ذخایر سدها به کمترین سطح در ۶۰ سال اخیر رسید!

    پایتخت در آستانه جیره بندی آب / ذخایر سدها به کمترین سطح در ۶۰ سال اخیر رسید!

    به گزارش اقتصادران، پایتخت خشک‌ترین دوره یک قرن اخیر را تجربه می‌کند و بی‌بارشی ممتد ذخایر سد‌ها و آبخوان‌ها را به حد بحرانی رسانده است. با وجود صرفه‌جویی تابستانی، مصرف شهروندان همچنان بالاست و چاره اصلی در مدیریت مصرف، محدودسازی برداشت‌های غیرمجاز و استفاده از راهکار‌های ساده کاهش مصرف دیده می‌شود. راهکار‌های انتقال و شیرین‌سازی آب نیز به دلیل هزینه‌های بالا فعلاً در دستور کار نیست و تهران برای عبور از بحران نیازمند کاهش حداقل ۲۰ درصدی مصرف است.

    در ۵۵ روز نخست سال آبی جاری حتی یک قطره باران در تهران ثبت نشده و این وضعیت موجب شده ذخایر آب سد‌های اصلی تأمین‌کننده آب شهر به کمترین سطح طی ۶۰ سال گذشته برسد. شدت کمبود بارش‌ها چنان است که پاییز امسال خشک‌ترین پاییز ثبت‌شده در یک قرن اخیر عنوان می‌شود.

    همزمان با تشدید بحران، مسدودسازی چاه‌های غیرمجاز در دستور کار قرار گرفته و تنها طی شش ماه گذشته ۹۳۵ حلقه چاه در استان تهران بسته شده است. مجموع عمق این چاه‌ها حدود ۴۱ هزار متر برآورد می‌شود؛ رقمی که معادل هشت برابر ارتفاع دماوند است؛ دماوندی که امسال برای نخستین‌بار بدون پوشش برف در آستانه زمستان قرار گرفته، این چاه‌های غیرمجاز سالانه حدود ۱۵ میلیون مترمکعب از آب زیرزمینی تهران را برداشت می‌کردند؛ میزانی بیش از ذخیره فعلی سد کرج است.

    صرفه‌جویی؛ عامل اصلی جلوگیری از خروج سد‌ها از مدار

    برآورد‌ها نشان می‌دهد که تابستان گذشته در صورت ادامه روند مصرف، احتمال خروج برخی سد‌ها از مدار تا پایان شهریور وجود داشت. اما کاهش مصرف ۱۰ تا ۱۲ درصدی در میان خانوار‌های تهرانی این سناریو را به تعویق انداخت. میزان صرفه‌جویی تحقق‌یافته معادل ۸۰ میلیون مترمکعب بوده که به اندازه حجم مخزن سد لتیان ارزش دارد و نقش مهمی در مدیریت منابع محدود فعلی ایفا کرده است.

    با وجود این، میانگین مصرف تهرانی‌ها همچنان در سطح ۱۸۵ لیتر در شبانه‌روز برای هر نفر قرار دارد؛ عددی که فاصله قابل‌توجهی با الگوی مطلوب ۱۳۰ لیتر دارد. بررسی‌ها حاکی است که تنها ۳۴ درصد مشترکان به الگوی ۱۲ هزار لیتری ماهانه پایبند هستند و ۶۶ درصد دیگر از این حد فراتر می‌روند.

    بیش از ۶۰ درصد مشترکان تا دو برابر الگو آب مصرف می‌کنند و پنج درصد نیز در گروه بدمصرف‌ها قرار دارند. مطابق سیاست‌های جدید، ادامه این روند با اخطار، قطع یک‌روزه اشتراک و در صورت تکرار، هزینه‌های سنگین‌تر همراه خواهد بود.

    افزایش ظرفیت انتقال آب و محدودیت‌های توسعه منابع جدید

    در ماه‌های اخیر، راه‌اندازی خط دوم انتقال آب طالقان حدود پنج هزار لیتر بر ثانیه به ظرفیت تأمین آب تهران افزوده است؛ رقمی که تنها پاسخگوی یک‌هشتم نیاز مصرف آب شرب شهر به شمار می‌آید. از سوی دیگر، گزینه‌هایی مانند انتقال یا شیرین‌سازی آب دریای جنوب به دلیل هزینه‌های بالای حداقل هفت یورو برای هر مترمکعب، در شرایط کنونی قابل اتکا نیست و برنامه‌ای برای اجرای آن وجود ندارد.

    تعدیل فشار آب برای جلوگیری از نوبت‌بندی

    به گفته وی در ساختمان‌هایی که مخازن استاندارد با ظرفیت ۷۵ لیتر برای هر نفر نصب شده باشد، افت فشار محسوس نخواهد بود؛ با این حال، عبور از وضعیت فعلی نیازمند صرفه‌جویی حداقل ۲۰ درصدی است.

    راهکار‌های ساده‌ای که می‌تواند تهران را از مرز بحران دور کند

    مدیریت مصرف در بخش خانگی همچنان مؤثرترین گزینه برای عبور از شرایط فعلی محسوب می‌شود. استفاده از تجهیزات کاهنده مصرف روی شیرآلات که می‌تواند تا ۳۰ درصد آب کمتری مصرف کند به‌همراه استفاده کامل ظرفیت ماشین‌های لباسشویی و ظرفشویی، کوتاه‌کردن زمان استحمام و اصلاح رفتار‌های ساده‌ای مانند بستن شیر آب هنگام مسواک‌زدن، در فهرست روش‌های توصیه‌شده قرار دارد. شهروندان می‌توانند تجهیزات کاهنده مصرف را با شرایط اقساطی از طریق ثبت درخواست در سامانه ۱۲۲ تهیه کنند.

    تهران حالا در نقطه‌ای ایستاده که ادامه روند کم‌بارشی و کاهش ذخایر سدها، می‌تواند چالش‌های جدی‌تری ایجاد کند. امید اصلی برای جلوگیری از عمیق‌تر شدن بحران، به مدیریت مصرف و مقابله با برداشت‌های غیرمجاز گره خورده است؛ تاریکی چاه‌هایی که سفره‌های زیرزمینی را می‌بلعیدند، اگر با روشنایی رفتار صحیح مصرف همراه شود، می‌تواند تهران را از مرز بحران به سمت پایداری بیشتر سوق دهد.

  • ایران ۱۰۰ برابر عربستان آب دارد / ما چه کردیم که این بلا سرمان آمده است؟ / باران ببارد یا نبارد مشکل ایران حل نمی‌شود

    ایران ۱۰۰ برابر عربستان آب دارد / ما چه کردیم که این بلا سرمان آمده است؟ / باران ببارد یا نبارد مشکل ایران حل نمی‌شود

    به گزارش اقتصادران، محمد درویش کنشگر و فعال محیط‌زیست، درباره بحران کم‌آبی که این روزها بیشتر از هر زمان دیگری در ایران تشدید شده است، می‌گوید: راه‌حل فوری عبور از بحران آب اجرای مفاد همین سند ملی امنیت غذایی است؛ این سند پیش‌بینی کرده است سالی ۱۰ درصد مصرف آب کم شود؛ مصرف آب در بخش کشاورزی ۸۰ میلیارد مترمکعب است و ۱۰ درصد آن ۸ میلیارد مترمکعب می‌شود و این ۸ میلیارد یعنی نیاز آب شرب ۸۰ میلیون ایرانی در یکسال و این رقم خیلی قابل توجه است و در صورت اجرا ما با آب مازاد روبرو می‌شویم که می‌توانیم این آب را برای احیای دوباره تالاب‌ها و رودخانه‌هایمان استفاده کنیم و اصلا نیازی نیست که سد بزنیم و طرح‌های انتقال آب را اجرا کنیم و شیرین‌سازی آب از دریای عمان و خلیج‌فارس را با اینهمه هزینه‌ها انجام دهیم؛ فقط کافی است سند ملی امنیت غذایی را اجرا کنیم.

    مشروح این گفتگو را در ادامه می‌خوانید:

    آیا دوره‌های خشکسالی مشابه یا مشخصی در ایران داشته‌ایم؟

    آن جمله مشهور پادشاه هخامنشی را اگر به یاد بیاوریم که ۲۵۰۰ سال پیش گفته بود «خداوند این کشور را از دشمن، از دروغ و از خشکسالی در امان نگه‌دارد» نشان می‌دهد که خشکسالی سرنوشت کشور ما است و مطالعاتی هم که “علی خلیلی” اقلیم‌شناس مشهور کشور انجام داده است، می‌گوید ۸۹/۷ درصد از خاک ایران ، در قلمرو اقلیم‌های فراخشک و نیمه خشک واقع شده است؛ بنابراین خشکسالی طبیعی‌ترین اتفاقی است که در ایران می‌افتد؛ اتفاقا چیزی که غیرطبیعی است، ترسالی است و ما همیشه باید خودمان را برای خشکسالی آماده نگه داریم.

    ایران دیرینه‌ترین تمدن ثبت شده در جهان است و نشان می‌دهد که زنان و مردان هوشمندی در این سرزمین زندگی می‌کردند که با درک شرایط ادافیکی کشور توانستند با استفاده از شگردهایی مثل قنات‌ها، کاریزها، بادگیرها، آب‌انبارها، کشت خوشابی و آبخوان‌داری زندگی کنند و ما متاسفانه در قرن گذشته بود که با رفتن به سمت استفاده از موتورپمپ‌ها، حفر چاه‌ها، حفاری و احداث سدها و افزایش جمعیت‌مان به طرز غیرعادی چنین بلایی را سر خودمان آوردیم و بعد هم با دنیا قهر کردیم، دچار تحریم شدیم. از مزیت‌های واقعی کشور مثل توسعه گردشگری، طبیعی، تاریخی، فرهنگی، توریسم سلامت، استحصال انرژی خورشیدی، انرژی بادی، زمین گرمایی، جزر و مدی نتوانستیم تولید پول کنیم و سراغ توسعه کشاورزی نابخردانه، احمقانه، غیربازده، صادرات محصولات کشاورزی و استقرار صنایع آب‌بر و انرژی‌بر رفتیم و بدین ترتیب منابع‌ آبی‌مان به تاراج رفت.

    مهم‌ترین و فوری‌ترین راه‌حل‌های عبور از کم‌آبی‌ که باید دولت و حاکمیت انجام دهند، چیست؟ اساسا راه‌حل فوری دارد؟

    حاکمیت به راه حل رسیده است؛ حاکمیت دو سال پیش در دولت ابراهیم رئیسی سند ملی امنیت غذایی را تصویب کرده و در تیرماه و در حضور سران قوا در ساختمان مشروطه، سند را ابلاغ کرده است؛ به نظر من این امیدبخش‌ترین، منطقی‌ترین، خردمندانه‌ترین و راهبردی‌ترین سندی بوده است که جمهوری اسلامی بعد از سالهای پیروزی انقلاب آن را تصویب کرده است؛ رئیس‌جمهور به عنوان یک مقام مسئول، آقای خیام نکویی را معرفی کرده است که گزارش عملکرد این سند را ارائه کند.

    مطابق این سند ما باید تا افق ۱۴۱۱ مصرف آب در بخش کشاورزی را ۳۰ میلیارد مترمکعب کم کنیم و به ۵۱ میلیارد مترمکعب برسانیم و ناترازی را ۴۵ میلیارد مترمکعب کاهش داده و نرخ فرسایش خاک را از ۱۶ تن به ۱۳ تن کاهش بدهیم.

    بیش از ۶۰۰ کارشناس و کارشناس ارشدعالی رتبه کشوری سند فوق را تنظیم کردند و الان موقع اجرای سند است؛ ۲ سال و نیم از اجرای این سند می‌گذرد؛ مطابق سند ملی امنیت غذایی ما باید ۱۰ درصد در مصرف بخش آب کشاورزی کاهش بدهیم؛ اگر فکر کنیم همین کار را در مورد تهران انجام داده بودیم، استان تهران ۱/۸ میلیارد مترمکعب آب در بخش کشاورزی مصرف می‌کند و اگر این ۱۰ درصد صرفه‌جویی شده بود الان ما ۵۶۰ میلیون مترمکعب آب داشتیم که می‌توانست نیاز بیش از ۵ میلیون تهرانی به آب شرب و بهداشتی را تامین کند و اصلا چنین بحرانی را نداشته باشیم.

    نیاز نیست ما قانونی را از آن طرف دنیا بیاوریم؛ این قانون وجود دارد، تصویب شده است، ابلاغ و اجرا شده است و الان سوال این است که چرا پیگیری نمی‌شود و باید این سوال را از وزیر جهاد و کشاورزی، از وزیر نیرو، از رئیس سازمان محیط‌زیست بپرسیم که چرا سند ملی امنیت غذایی را به عنوان سرلوحه و عامل نجات این کشور در دستور کار قرار نمی‌دهند.

    راه‌حل فوری عبور از بحران آب اجرای مفاد همین سند ملی امنیت غذایی است؛ این سند پیش‌بینی کرده است سالی ۱۰ درصد مصرف آب کم شود؛ مصرف آب در بخش کشاورزی ۸۰ میلیارد مترمکعب است و ۱۰ درصد آن ۸ میلیارد مترمکعب می‌شود و این ۸ میلیارد یعنی نیاز آب شرب ۸۰ میلیون ایرانی در یکسال و این رقم خیلی قابل توجه است و در صورت اجرا ما با آب مازاد روبرو می‌شویم که می‌توانیم این آب را برای احیای دوباره تالاب‌ها و رودخانه‌هایمان استفاده کنیم و اصلا نیازی نیست که سد بزنیم و طرح‌های انتقال آب را اجرا کنیم و شیرین‌سازی آب از دریای عمان و خلیج‌فارس را با اینهمه هزینه‌ها انجام دهیم؛ فقط کافی است سند ملی امنیت غذایی را اجرا کنیم.

    وضعیت ایران در بحران بی‌آبی در مقایسه با کشورهای همسایه و خاورمیانه چگونه است؟ آیا این بحران در ایران متفاوت‌تر از سایر کشورهای منطقه است؟

    الان مردم در آنتالیا، از دولت شکایت کردند که وقتی ما آب نداریم چرا گردشگر وارد کشور می‌کنید؛ در حال حاضر بحران خشکسالی کل منطقه را فرا گرفته است؛ من یک ماهی عراق بودم؛ خشکسالی در عراق بسیار شدید است و تمام جمهوری‌های آسیای میانه، افغانستان و همه کشورهای منطقه درگیر خشکسالی هستند.

    اصلا این حرفی که می‌زنند که ابرهای ما را دزدیدند و نمی‌گذارند ابر به کشور ما بیاید و ما فقط درگیر خشکسالی هستیم، درست نیست و اصلا اینگونه نیست و کل منطقه الان با خشکسالی روبرو است.

    پدیده‌هایی مثل گرمایش جهانی و تغییر اقلیم در همه جا وجود دارد؛ ولی مشولی که ما در ایران داریم این است که ما مثل آن خانواده ثروتمندی داریم رفتار می‌کنیم که یک پنت‌هاوس و خانه لوکس در نیاوران دارد و درخواست کمک کرده است که ما غذا نداریم بخوریم و وقتی به آنجا می‌روی می‌بینی که تمام تراول‌هایش را در شومینه ریخته و دارد خودش را گرم می‌کند و توجهی نمی‌کند که با پوشیدن لباس گرمتر می‌تواند بدون آتش زدن تراول‌ها خود را گرم کند. ما در این کشور داریم اینکار را می‌کنیم.

    ما ۱۰۰ برابر عربستان آب در اختیار داریم و شما می‌بینید که مردم عربستان نگران تشنگی و جیره‌بندی آب نیستند؛ ما چه کردیم که این بلا سرمان آمده است. ما دقیقا مثل آن جمله معروف اقتصاددان آمریکایی عمل کردیم که می‌گوید” اگر اختیار شن و ماسه‌های بیابان را به یک دولت ناکارآمد بدهیم، آین دولت در کمتر از ۵ سال به کمبود شن و ماسه روبرو می‌شود”.

    الان نگاه کنید ما در استان گیلان هم با جیره‌بندی و کمبود آب روبرو هستیم؛ گیلانی که ریزش‌های آسمانی‌اش ۴ برابر متوسط نیاز مردمش است؛ وقتی هم در گیلان و هم در چهارمحال و بختیاری و هم در خوزستان که پرآب‌ترین مناطق ما هستند ما با کمبود آب روبرو هستیم یعنی باران چه ببارد و چه نبارد مشکل ما حل نمی‌شود؛ تا موقعی که پخمه‌ها صندلی‌های قدرت را در این کشور تصرف کردند؛ تا موقعی که مدیران اشتباهی هستند و تا موقعی که انتخاب مدیران ما بر اساس رفاقت‌ها است نه بر اساس صلاحیت و تخصص‌ها، مشکلات مدیریت آب ما حل نمی‌شود.

    منابع آبی ما در ایران به مراتب از همه کشورهای اطراف به جز ترکیه و پاکستان بیشتر است ولی شدت بحران کم‌آبی در ایران از همه کشورهای منطقه بیشتر است؛ وقتی ما منابع آبی بیشتری از افغانستان، عراق، عربستان، بحرین، یمن، کویت و امارات داریم، چرا باید مشکل کم‌آبی بیشتری داشته باشیم؟ جز اینکه ما آب را درست مصرف نمی‌کنیم؟ ما همه تخم‌مرغ‌هایمان را در سبدی گذاشته‌ایم که چشمش به آسمان است؛ با صادرات یونجه به امارات، با صادرات پنیر به جمهوری‌های آسیای میانه و با صادرات سیب به ترکیه می‌خواهیم ثروت و پول کنیم؛ خب معلوم است که با بحران آب مواجه می‌شویم.

    در صورتی که شما نگاه کنید مگر امارات متحده عربی جز شن و ماسه چیزی دارد؟ بارندگی امارات به اندازه یزد هم نیست و گرما و دمای هوای امارات از اهواز هم بیشتر است ولی درآمدش از تجارت غیرنفتی ۹۵۳ میلیارد دلار در سال است؛ اقتصاد امارات چه باران ببارد چه نبارد چون درآمدش به آب وابسته نیست اما اقتصاد ما در ایران به شدت به آب وابسته است و این مشکل اصلی کشور ما است که بحران ایجاد کرده است.

    در دنیا چه کشورهایی مشکلات مشابه با ایران در بحث بی‌آبی و خشکسالی داشتند و توانسته‌اند مسئله را کنترل کنند؟

    در نقاطی ایالت کالیفرنیای آمریکا و در بخشی از بریتانیا وقتی خشکسالی می‌شود، دستور می‌دهند چمن‌ها را خشک کنند و دیگر به آن‌ها آب ندهند و در واقع مقررات سختگیرانه‌ای وضع می‌کنند تا مردم بتوانند این شرایط کم‌آبی را بگذرانند. چندسال پیش در کیپ‌تاون پایتخت آفریقای جنوبی مگر به نقطه صفر آبی نرسیدند، چطوری توانستند از این مسئله عبور کنند؟

    شما نگاه کنید ما هر چه فریاد می‌زنیم که آقا جان چرا باید ۳۰ درصد منابع آبی هدر رود یا در اختیار مشترکان قلدری باشد که آب بها را نمی‌دهند، چرا این مسئله را حل نمی‌کنند.

    شما می‌گویید کولرهای آبی مشکل دارد؛ خب الان کولرهای پلیمری آمده است که ۴۰ درصد مصرف آب و برق را کم می‌کند؛ چرا وزارت نیرو از شهروندانی که کولرهای پلیمری استفاده می‌کنند، حمایت نمی‌کند؟ به آن‌ها تسهیلات نمی‌دهد و انگیزه ایجاد نمی‌کند؟ چرا از شهروندانی که از شیرهای هوشمند استفاده می‌کنند، حمایت نمی‌کنند.

    مسئله اینجاست که خود دولت و حاکمیت به راحتی می‌توانند برای شهروندان انگیزه ایجاد کرده و در نهایت در مصرف آب صرفه‌جویی کند؛ کاری که در همه دنیا دارند انجام می‌دهند.

    ما شرط پایان کار ساختمان را این گذاشته‌ایم که ساختمان باید کنتور برق و کنتور گاز داشته باشد، چرا نباید داشتن کنتور آب هم جزو شروط پایان کار باشد؟ چرا بنده باید ببینم که همسایه‌ام شیر آب حمامش باز است و آواز می‌خواند و بعد آب‌بها را باید به طور مشترک پرداخت کنیم؟ معلوم است که انگیزه‌ای برای من نوعی ایجاد نمی‌شود.

    همه ساختمان‌ها باید کنتور آب مستقل داشته باشند و این کاری است که در همه دنیا انجام شده است؛ در بسیاری از نقاط دنیا آب شرب را از آب بهداشتی جدا کرده و آب شرب را به شدت گران می‌کنند تا صرفه‌جویی شود. در کدام کشور دنیا با آب شرب حیاط و ماشین می‌شویند، عملیات ساختمانی انجام می‌دهند؟

  • طفره افغان‌ها از تحویل حقابه ایران / بزرگ زاده: طالبان فقط ۱۶ درصد از حق‌آبه هیرمند را پرداخت کرده است

    طفره افغان‌ها از تحویل حقابه ایران / بزرگ زاده: طالبان فقط ۱۶ درصد از حق‌آبه هیرمند را پرداخت کرده است

    به گزارش اقتصادران، یکی از مشکلات کمبود آب در ایران، معضل دریافت حق‌آبه از کشورهای همسایه است. به اذعان کارشناسان ما هیچ جایگزینی برای آب سیستان نداریم. محیط زیست سیستان وابسته به آب هیرمند است و ما نمی‌توانیم از آب هیرمند و فراه‌رود بگذریم. در همه دوره‌های در افغانستان، از مجاهدین گرفته تا دولت‌های سکولار و امروز طالبان، هیچ یک قائل به پرداخت حق‌آبه ایران نبوده‌اند. در برخی دوره‌ها مودبانه‌تر و در برخی دوره‌ها مثل امروز، با بی‌نزاکتی بیشتر. اما در نهایت یک چیز ثابت بوده و آن عدم پرداخت حق ایران است.

    عیسی بزرگ‌زاده، سخنگوی صنعت آب ایران، در تازه‌ترین اظهارات خود وضعیت حق‌آبه هیرمند را «مأیوس‌کننده» خواند و اعلام کرد که در سال آبی گذشته تنها ۱۱۹ میلیون متر مکعب از حق‌آبه مقرر طبق معاهده ۱۳۵۱ به ایران پرداخت شده است، معادلی حدود ۱۶ درصد از سهم قانونی کشور.

    بزرگ‌زاده از کاهش چشمگیر تحویل آب توسط افغان‌ها خبر داده است. او می گوید این کاهش، بی‌ارتباط با مذاکرات و دیپلماسی آب تهران – کابل نبوده است.

    به گفته سخنگوی صنعت آب کشور، دولت با راه‌اندازی «طرح‌های اضطراری» در استان سیستان و بلوچستان پس از خشک شدن تالاب‌ها، فضایی منطقی برای گفت‌و‌گو با مقامات دولت افغانستان فراهم کرده است.

    وی افزود: سرمایه‌گذاری‌های بزرگ در استان، به‌ویژه در پروژه‌های آبرسانی و چاه‌نیمه‌ها، صرفاً برای تأمین آب شرب نیست بلکه هدف آن کاهش آسیب‌پذیری منطقه و تقویت جایگاه ایران در مذاکرات حق‌آبه است.

    هم‌زمان، وزیر نیرو، نیز بار‌ها خواستار اجرای کامل معاهده شده است و گفته است حق‌آبه هیرمند «حق مسلم و درست ایران» است.

    او گفت که باوجود تعهد زبانی و وعده‌های شفاهی طالبان، «در عمل همکاری لازم دیده نمی‌شود». این عدم پایبندی برای ایران پیامد‌های زیست‌محیطی و اجتماعی دارد: تالاب هامون که روزگاری با آب هیرمند تغذیه می‌شد، در سال‌های اخیر به شدت خشک شده است.

    ابزار‌های دیپلماتیک و حقوقی در دستور کار

    بزرگ‌زاده اعلام کرده است که ایران «همه ابزار‌های قانونی، حقوقی و دیپلماتیک» را برای مطالبه حق‌آبه خود به‌کار خواهد گرفت. او همچنین گفته است که ایران آماده ارائه «کمک فنی» به افغانستان است تا مسیر طبیعی هیرمند بازسازی شود و سازه‌هایی که آب را منحرف می‌کنند اصلاح شوند.

    از سوی دیگر، وزیر نیرو هم تأکید کرده است که اگر افغانستان به تعهدات خود نپردازد، تهران از سازوکار‌های بین‌المللی برای الزام کابل استفاده خواهد کرد.

    از نظر بسیاری از کارشناسان، آب هیرمند را نباید به طناب‌کشی و بازی برد-باخت با طالبان تبدیل کرد. نباید اینطور وانمود کرد که اگر آب هیرمند را به ما بدهند ما بردیم و اگر ندهند ما باختیم؛ چون طالبان را نباید وارد بازی غیرت پشتون و غیرت طالب کرد؛ وگرنه طالب می‌گویند سرش هم برود به هیچ وجه نباید آب به ایران برسد. از سوی دیگر به نظر می رسد سیاست دولت در برابر طالبان، تعامل است. از زمان روی کار آمدن دولت طالبان در افغانستان و آغاز درگیری بر سر حق‌آبه با حکومت جدید در همسایگی شرقی، سیاست مقامات عالی‌رتبه نظام در تمام عرصه از رسانه تا تعاملات بین المللی این است که نباید با طالبان تقابل داشته باشیم.

    استراتژی ایران در سال اخیر ترکیبی بوده است از: سرمایه‌گذاری در زیرساخت آب درون‌مرزی (سیستان)، فشار دیپلماتیک، و اعلام آمادگی برای همکاری فنی با طرف افغان. استراتژی که اگر جواب ندهد، با توجه به نیاز ۷۰ درصدی مشهد به آب هریرود، بحران را از درگیری دولت-دولت به درگیری دولت-ملت تبدیل خواهد کرد.

  • بحران آب؛ مشکل از زمین است یا آسمان؟!

    بحران آب؛ مشکل از زمین است یا آسمان؟!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه همشهری نوشت: در شرایطی که کشور درگیر خشکسالی‌های پی‌درپی و تنش آبی مزمن است هر روشی که حتی احتمال تقویت منابع آب تجدیدپذیر را داشته باشد، مورد توجه و مطالبه جامعه قرار می‌گیرد. با این حال، واقعیت‌های علمی و اجرایی حکایت دیگری دارند؛ واقعیتی که برخی نمایندگان و متخصصان بر آن تأکید می‌کنند.

    در همین رابطه هوشنگ هادیان پور، یکی از اعضای کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی باور دارد که بارورسازی ابرها در جهان موضوع ناشناخته یا ناکارآمدی نیست، اما در ایران هنوز به مرحله‌ای نرسیده که خروجی مطمئن، پایدار و قابل اتکا داشته باشد. او تأکید می‌کند این فرآیند در کشور ما همچنان آزمایشی است و مهم‌تر از آن، بارورسازی ابرها اگر هم موفق باشد، فقط محدوده مشخصی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و نمی‌تواند کل ایران را زیر پوشش قرار دهد. این نکته، بحث تازه‌ای را درباره نسبت میان انتظارات عمومی و ظرفیت‌های واقعی این فناوری به‌وجود می‌آورد؛ انتظاری که گاهی از جغرافیا و اقلیم فراتر می‌رود.

    بحران آب از آسمان نیست، از زمین است

    در کنار همه مباحث مربوط به بارورسازی، یک واقعیت بزرگ‌تر وجود دارد: بخش قابل توجهی از بحران آب کشور، نه از کمبود بارش، بلکه از هدررفت گسترده آب در شبکه‌های فرسوده و مدیریت ناپایدار ناشی می‌شود. به گفته این عضو کمیسیون کشاورزی، میزان هدررفت آب شرب در ایران به شکل نگران‌کننده‌ای بالاست. شبکه آب‌رسانی کشور سال‌هاست فرسوده شده و بخش زیادی از آب قبل از رسیدن به دست مصرف‌کننده از بین می‌رود. این وضعیت، اصلاح فوری و گسترده می‌طلبد؛ اقدامی که در برنامه‌ها دیده شده، اما به‌دلایل متعدد اجرایی نشده است.
    با وجود اهمیت این موضوع، وزارتخانه‌های مرتبط نیز با محدودیت‌های مالی جدی مواجهند. وزارت جهاد کشاورزی که باید اصلاح کانال‌های آبیاری و زهکشی را در دستور کار داشته باشد، به دلیل نبود اعتبار کافی نتوانسته شبکه‌های قدیمی را بازسازی کند و بهره‌وری آب در بخش کشاورزی را افزایش دهد. این بخش دقیقا همان جایی است که بیشترین مصرف آب کشور انجام می‌شود، اما کمترین بازده و بیشترین تلفات را دارد. از نگاه کارشناسان، بی‌توجهی به زیرساخت‌های کشاورزی نوعی رهاشدگی منابع آبی محسوب می‌شود؛ رهاشدگی‌ای که تبعات آن در سال‌های آینده شدیدتر خواهد شد.

    مدیریت آب، نه جادوگری آسمان!

    واقعیت این است که بارورسازی ابرها هرچند جذاب و رسانه‌پسند است، اما نمی‌تواند جایگزین اصلاحات ساختاری در زمین شود. اگر شبکه‌های اصلی انتقال آب در شهرها فرسوده باشد، اگر بخش کشاورزی همچنان با روش‌های سنتی آبیاری اداره شود و اگر نشت آب در شبکه‌های شهری و روستایی ادامه پیدا کند، هیچ «تکنولوژی آسمانی» قادر نیست بحران آب را درمان کند.
    از همین رو، کارشناسان حوزه آب معتقدند باید میان «راه‌حل‌های هیجانی» و «اقدامات بنیادین» تفکیک قائل شد. بارورسازی ابرها می‌تواند یک ابزار کمکی باشد، اما قرار نیست نقش اصلی را ایفا کند. نقش اصلی را مدیریت منابع آب، بازسازی شبکه‌های فرسوده، اصلاح الگوهای مصرف، توسعه فناوری‌های نوین آبیاری و تأمین اعتبارات لازم برای بازسازی کانال‌ها صورت می‌دهد.
    این نگاه واقع‌گرایانه، مستلزم تصمیم‌گیری‌های سخت و سرمایه‌گذاری‌های بزرگ است؛ اما تا زمانی که این واقعیت‌ها پذیرفته نشود، بحران آب در کشور همچنان با ما خواهد ماند. مسئله اصلی این است: آینده آب ایران نه در آسمان، که در زمین تعیین می‌شود.

  • مردم تا بحران آب را به چشم نبینند باور نمی‌کنند! / مردم تنها به این فکر می‌کنند که امروز شب شود و برای فردا خدا بزرگ است

    مردم تا بحران آب را به چشم نبینند باور نمی‌کنند! / مردم تنها به این فکر می‌کنند که امروز شب شود و برای فردا خدا بزرگ است

    به گزارش اقتصادران، آب مصرفی تهرانی‌ها دو برابر اروپایی‌ها است، ۱۹ سد ایران در آستانه خشکی کامل قرار گرفته و جیره‌بندی یا قطع کامل آب در پایتخت چندان دور نیست.

     با وجود هشدارهای کارشناسان، مسئولان و رسانه‌ها درباره کمبود آب، جز چند بنر آبفا در شهر، نشانه‌ای از مشارکت عمومی برای عبور از بحران دیده نمی‌شود. مردم در شبکه‌های اجتماعی و خیابان‌ها نشان می‌دهند که تنها می‌خواهند لحظاتی از اخبار منفی دور بمانند. در همین حال، چهره شهر نیز خندان نیست. در این بازه زمانی مسئولان از فرهنگ‌سازی مصرف آب سخن می‌گویند. آیا در این فرصت کوتاه تا روز صفر سدها، چنین کاری ممکن است؟ چرا مردم، مشارکت جدی ندارند؟

    احمد بخارایی، جامعه شناس، عضو هیات علمی دانشگاه و عضو انجمن جامعه شناسی ایران، به بررسی این مساله پرداخت.

    مردم تا بحران آب را به چشم نبینند باور نمی‌کنند

    احمد بخارایی گفت: «سرمایه اجتماعی دو مولفه دارد: اعتماد و مشارکت. وقتی اعتماد دچار بحران شود، یعنی سرمایه اجتماعی آسیب دیده است؛ و این مسئله شوخی نیست، زیرا در تمام ابعاد جامعه خود را نشان می‌دهد. بحران آب امروز به‌صورت بی‌اعتمادی نسبت به گفته‌های کارگزاران دولتی بروز کرده است. این بی‌اعتمادی گسترده است.»

    این جامعه‌شناس گفت: «اعتماد و مشارکت دو روی یک سکه‌اند. وقتی به مردم اجازه مشارکت داده شود، اعتمادشان افزایش می‌یابد، اما وقتی اعتماد کم باشد، مشارکت نیز کاهش می‌یابد. مگر در آخرین انتخابات مجلس چند درصد مردم شرکت کردند؟ حدود ۷ تا ۴ درصد از رای‌دهندگان به هر نماینده رای دادند، که در طول سال‌ها بی‌سابقه بوده است. در انتخابات ریاست‌جمهوری نیز کمتر از ۵۰ درصد مشارکت کردند. کاهش مشارکت یعنی کاهش اعتماد.»

    او افزود: «در ماجرای بحران آب نیز همین وضعیت تکرار می‌شود. آن چسب اجتماعی که اجزای جامعه را به هم پیوند می‌دهد و انسجام ایجاد می‌کند، امروز با بحران روبه‌رو است و نمود آن در مسئله آب دیده می‌شود. بسیاری از مردم اکنون صداوسیما را نمی‌بینند، چون به آن اعتماد ندارند و در نتیجه به رسانه‌های دیگر روی آورده‌اند.»

    این استاد دانشگاه گفت: «امروز مردم تا چیزی را نبینند، حس نکنند یا لمس نکنند، باور نمی‌کنند. وقتی ارتباطات فرا‌مادی یعنی پیوندهای ذهنی، آگاهی و اعتماد گسسته می‌شود، دیگر کاری از دست کسی برنمی‌آید. جامعه به مرحله‌ای رسیده که گویی باید اتفاقی واقعی و دردناک رخ دهد تا مردم دریابند هشدارها جدی بوده و نظام سیاسی واقعا درست می‌گفته است. در مسئله آب نیز دقیقا همین وضعیت در حال تکرار است.»

    تبلیغات

    فرهنگ مصرف تبدیل به ارزش شده / مردم روزمره‌گرا شده‌اند

    بخارایی گفت: «اینکه فرهنگ مصرف در ایران ریشه‌دار است و در سال‌های اخیر نه‌تنها اصلاح نشده بلکه تقویت هم شده، بخشی از واقعیت است. ما نتوانستیم تحول فرهنگی ایجاد کنیم و مردم عملا به حال خود رها شدند. در این میان، بازار مصرف و الگوی مصرف نه‌تنها در میان طبقه مرفه، بلکه در میان طبقه‌ای نوظهور که اکنون ثروتمند شده، گسترش یافته است. این الگو نه محدود شده و نه اصلاح، بلکه توسعه یافته و حتی به نوعی ارزش تبدیل شده است.»

    او افزود: «درست است که الگوی مصرف در ایران قابل قبول نیست، اما ریشه اصلی بحران در بی‌اعتمادی است. سایر عوامل در حاشیه قرار دارند. جامعه امروز دچار نوعی خنثی‌بودن شده؛ احساس گناه در میان مردم کمرنگ شده و نوعی بی‌حسی اجتماعی شکل گرفته است. احساس گناه زمانی است که شما احساس کنید هستید، حضور دارید، به بازی گرفته می‌شوید و نظرتان برای دیگران مهم است ولی الان جامعه رها شده است. به همین دلیل، هرچقدر هم درباره مصرف آب صحبت شود یا میزان آن با سایر کشورها مقایسه گردد، در مردم احساس گناه یا مسئولیت ایجاد نمی‌شود.»

    عضو انجمن جامعه شناسی ایران گفت: «حتی در مورد بحران آب که مستقیما با زندگی مردم گره خورده با جامعه‌ای منفعل روبه رو هستیم. واژه کلیدی انفعال، اینکه مردم در بهینه مصرف کردن آب مشارکت نکنند. حالا مردم هم روزمره‌گرا شده‌اند. الان در مجلس حرف‌هایی می‌زنند که سال ها جامعه شناسان می‌گفتند. وضعیت نامطلوبی که سال‌ها نسبت به آن هشدار داده شده بود.»

     تا روز صفر آبی نمی‌توان الگوی ذهنی را تغییر داد

    او افزود: «وقتی سرمایه اجتماعی جامعه‌ای با تهدید مواجه شود، اولین چیزی که اتفاق می‌افتد ناامیدی نسبت به آینده است. تحقیقات مفصلی که انجام داده‌ایم نشان می‌دهد مردم تنها به این فکر می‌کنند که امروز شب شود و برای فردا خدا بزرگ است؛ این فاجعه‌ای است که گریبان ایران را گرفته است.»

    در نهایت بخارایی گفت: «الان برای فرهنگ‌سازی مصرف آب زمان کافی نداریم. رودخانه‌ای خروشان قابل کنترل نیست. چیزی که در جامعه طی سال‌ها جنبه ساختاری پیدا کرده، در مدت زمان کوتاه تا رسیدن به روز صفر آبی که مثلا می‌گویند دو ماه نمی‌توان این ساختار فکری، ذهنی و الگوی رفتاری مردم را تغییر داد. ممکن است اطلاع‌رسانی و مستندسازی اندکی تاثیرگذار باشد، اما واقعا نباید انتظار داشت که جامعه ما با این مشکلات و مسائل ساختاری بتواند خود را پیدا کند.»

  • پشت پرده کاهش بارندگی‌ها در ایران / پژوهشگر حوزه آب: در ۶۰ سال اخیر چنین خشکسالی‌هایی بی‌سابقه بوده است / شهر‌های بزرگ ایران در خطر جیره‌بندی آب قرار دارند

    پشت پرده کاهش بارندگی‌ها در ایران / پژوهشگر حوزه آب: در ۶۰ سال اخیر چنین خشکسالی‌هایی بی‌سابقه بوده است / شهر‌های بزرگ ایران در خطر جیره‌بندی آب قرار دارند

    به گزارش اقتصادران، ایران این روز‌ها در یکی از بحرانی‌ترین دوره‌های تاریخ خود از نظر منابع آبی قرار دارد. پس از پنج سال خشکسالی پیاپی و گذر ۵۰ روز بدون بارش در تهران، سوالی اساسی مطرح می‌شود، آیا مشکلات اقلیمی کشور تنها به دست طبیعت سپرده شده‌اند، یا سو مدیریت در سیاست‌گذاری‌های محیط‌زیستی و آلودگی هوا در این بحران‌ها نقش اساسی دارد؟

    میان‌آبادی با اشاره به وضعیت بحرانی کشور در مواجهه با خشکسالی، از این موضوع انتقاد کرد و گفت: در ۶۰ سال اخیر چنین خشکسالی‌هایی بی‌سابقه بوده است. به گفته او، «۵ سال پیاپی خشکسالی و ۵۰ روز بدون بارش در تهران نشان‌دهنده یک بحران بزرگ است که هیچ سیاست‌گذاری درستی نتوانسته این بحران را مدیریت کند.»

    یکی از موضوعات مهمی که در این بحران‌ها تأثیرگذار است، نقش آلودگی هوا در کاهش بارندگی‌هاست.

    میان‌آبادی در این خصوص گفت: «آلودگی هوا نه تنها باعث کاهش کیفیت زندگی شهری می‌شود، بلکه در تشدید بحران‌های اقلیمی نیز تاثیرگذار است. بسیاری از شهر‌های ایران که درگیر خشکسالی هستند، همزمان با بحران آلودگی هوا مواجه‌اند. این دو موضوع به‌شدت با یکدیگر مرتبط‌اند، چرا که ذرات معلق و آلاینده‌ها در جو می‌توانند مانع تشکیل ابر‌ها و بارش‌ها شوند.»

    طرح‌های بارورسازی ابرها؛ امیدی بی‌فایده؟

    یکی از راهکار‌هایی که برخی برای مقابله با بحران کم‌آبی و خشکسالی مطرح کرده‌اند، «بارورسازی ابرها» است. اما میان‌آبادی این طرح را در شرایط کنونی کم‌اثر می‌داند. او توضیح می‌دهد: «بارورسازی ابر‌ها به این شرط موثر است که ابری وجود داشته باشد تا بتوان آن را بارور کرد. اما در حال حاضر، به دلیل آلودگی‌های گسترده و نبود ابر در جو، عملاً امکان این نوع بارورسازی وجود ندارد.»

    وی همچنین در ادامه افزود: «اینکه دولت‌ها امیدوار باشند که بارش‌ها به‌طور معجزه‌آسا رخ دهند، یک نوع فرافکنی است. مشکل اصلی این است که سیاست‌گذاری‌های بلندمدت و راهبردی برای مدیریت منابع آب و کاهش آلودگی هوا در کشور وجود ندارد و از این رو، بحران‌های آبی شدت بیشتری می‌یابند.»

    تاثیرات آلودگی هوا بر شرایط اقلیمی

    میان‌آبادی در پاسخ به سوالی درخصوص تاثیرات آلودگی هوا بر بارندگی‌ها و اقلیم گفت: «آلودگی هوا و وجود ذرات معلق در جو می‌توانند به‌شدت روند تشکیل ابر‌ها و بارش‌ها را مختل کنند. این مسئله زمانی بیشتر اهمیت پیدا می‌کند که بدانیم، در حال حاضر بسیاری از شهر‌های ایران در معرض بحران آلودگی شدید هوا هستند. به‌طور خاص، تهران و دیگر کلان‌شهر‌های کشور به دلیل آلودگی‌های ناشی از سوزاندن مازوت در نیروگاه‌ها و منابع دیگر، وضعیت جوی بسیار نامساعدی دارند.»

    او همچنین به مسئله کاهش کیفیت هوا و تاثیر آن بر سلامت انسان‌ها اشاره کرد و افزود: «این وضعیت نه تنها به کاهش بارندگی‌ها منجر می‌شود، بلکه می‌تواند تاثیرات منفی زیادی بر روی سلامت عمومی مردم، به ویژه در شهر‌های بزرگ داشته باشد.»

    این پژوهشگر در ادامه صحبت‌هایش به «انتظار غیرمنطقی» از بارندگی‌ها اشاره کرد و گفت: «اینکه دولت‌ها و مردم به‌طور همزمان از طبیعت انتظار معجزه داشته باشند، تنها یک فرافکنی است. در حالی که ما با بحران‌هایی مانند آلودگی هوا و سوءمدیریت منابع آبی مواجه هستیم، نباید انتظار داشت که تنها با بارش باران مشکلات حل شوند.»

    وی تأکید کرد که از زمان شروع بحران خشکسالی، نیاز به «سیاست‌گذاری‌های راهبردی» در زمینه مدیریت منابع آبی و کاهش آلودگی هوا احساس می‌شود. به گفته او، «تا زمانی که این سیاست‌ها تدوین نشود و به درستی اجرا نشود، بحران‌های آبی و اقلیمی به قوت خود باقی خواهند ماند.»

    چالش جیره‌بندی آب و بحران در پیش

    با ادامه وضعیت کنونی و بدون بارش باران، تهران و دیگر شهر‌های بزرگ ایران در خطر جیره‌بندی آب قرار دارند. میان‌آبادی در پایان هشدار داد: «اگر بارش‌ها تا پایان آذر نرسد، احتمال جیره‌بندی آب در کشور جدی است. این مسئله در صورتی که ادامه پیدا کند، می‌تواند بحران‌های اجتماعی و اقتصادی شدیدی را به دنبال داشته باشد.»

    در نهایت، این پژوهشگر تأکید کرد؛ برای حل بحران آب در ایران، باید به صورت هم‌زمان به مسائلی مانند آلودگی هوا، مدیریت منابع آب و برنامه‌ریزی‌های بلندمدت توجه شود. تنها در این صورت است که می‌توان به نتایج ملموس و پایدار در مواجهه با بحران‌های محیط‌زیستی و اقلیمی دست یافت.

  • تهران تشنه است و دولت هنوز درگیر مُسکّن‌هاست /  از بازچرخانی آب در سنگاپور تا دعا برای باران در ایران

    تهران تشنه است و دولت هنوز درگیر مُسکّن‌هاست / از بازچرخانی آب در سنگاپور تا دعا برای باران در ایران

    به گزارش اقتصادران، جیره‌بندی خاموش، تهدید تخلیه پایتخت، بی‌عملی مزمن و خطا‌های تکراری در حکمرانی آب؛ این‌ها یعنی حالا دیگر ایران به مرز «فاجعه آبی» رسیده و هیچ طرح پایداری در دست ندارد.
    بحران آب دیگر نه هشدار آینده که واقعیت امروز است. در تهران، شب‌ها آب بی‌صدا قطع می‌شود، وزیر نیرو از «فشار صفر» می‌گوید و ساخت اصطلاحی تازه به جای قطعی آب! ؛ رئیس‌جمهور نیز از «تخلیه پایتخت» و کارشناسان از فرسودگی ساختار و بی‌برنامگی حرف می‌زنند.در کشوری که ۸۰ درصد آب خود را در کشاورزیِ پرمصرف و ناکارآمد تلف می‌کند و بازچرخانی آب هنوز در حدِ شعار مانده، و آینده بحرانی دیگر مسأله‌ای دور نیست؛ تهران تشنه است و دولت هنوز درگیر مُسکّن‌هاست.

    فصل بی‌بارانی؛ وقتی آسمان بسته و زمین خسته است

    خشکسالی در ایران دیگر پدیده‌ای اقلیمی نیست، یک واقعیت اجتماعی است. سد‌های تهران در کمترین تراز تاریخی خود بسر می‌برند و طبق اعلام مرکز ملی پیش‌بینی، «تا پایان آبان‌ماه، در اغلب مناطق کشور خبری از بارش نخواهد بود».

    صادق ضیاییان، رئیس این مرکز، گفته که «برای افزایش بارش‌ها نمی‌توان کاری کرد؛ تولید سامانه‌های بارشی انرژی‌ای معادل چندین بمب هسته‌ای نیاز دارد؛ اما برای این که همین میزان اندک آب را درست مدیریت کنیم، راه‌های زیادی وجود دارد.»
    او هشدار داده که ایران هنوز آب خود را در قالب محصولات کشاورزی به‌صورت «آب مجازی» صادر می‌کند و می‌گوید که «برای هر کیلو هندوانه، هزار لیتر آب مصرف می‌شود، اما ما همچنان صادرکننده‌ایم. آیا واقعاً به این صادرات نیاز داریم؟»

    تهرانِ بی‌صدا؛ جیره‌بند پنهان و قطع شبانه

    در تهران، اما بحران دیگر در حد هشدار نیست؛ مردم عملاً با آن زندگی می‌کنند.  از اوایل مهرماه، شهروندان مناطق مختلف از قطع آب شبانه از ساعت ۱۰ یا ۱۲ نیمه‌شب تا ۵ صبح خبر داده‌اند. شرکت آبفا این اقدام را «برای پر کردن مخازن روز بعد» توجیه می‌کند. با این حال، وزیر نیرو، عباس علی‌آبادی، همین روز‌ها گفته «ممکن است مجبور شویم بعضی شب‌ها فشار آب را تا حد صفر پایین بیاوریم… مردم حتماً به نصب ذخیره‌ساز آب اقدام کنند.»

    این یعنی جیره‌بندی رسمی در راه است، اما بی‌آن که حتی نامش را بگویند. در حالی‌که به‌ظاهر از مردم خواسته می‌شود با خرید مخزن خانگی بحران را دور بزنند، بسیاری از خانواده‌ها همین حالا شب‌ها آب ندارند و آن‌که توان مالی دارد پمپ و مخزن می‌خرد، و آن‌که ندارد، سطل و بطری می‌گذارد زیر شیر خشک. از سوی دیگر هیچ جدول یا اطلاعیه‌ای از سوی دولت منتشر نمی‌شود. آن‌که توان مالی دارد پمپ و مخزن می‌خرد؛ و دیگران با بطری و سطل به جنگ بی‌آبی می‌روند.

    وعده تخلیه؛ هشدار یا فرار از مسئولیت؟

    مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران هفته گذشته گفت «اگر تا آذر باران نبارد باید آب را جیره‌بندی کنیم، و اگر باز هم نبارد باید تهران را خالی کنیم.» سخنی که شوک‌آور بود.
    سخنی که هرچند شاید برای جلب توجه دستگاه‌های اجرایی بیان شده باشد، اما پرسش بزرگ را پیش کشید: تهران را کجا ببریم؟ آیا دولت حتی نقشه‌ عملیاتی برای جیره‌بندی دارد که حالا از «تخلیه» سخن می‌گوید؟

    تخلیه پایتختِ ۱۱ میلیون‌نفری، نه راه‌حل است و نه هشدارِ عاقلانه و هیچ نقشه عملیاتی برای این سناریو وجود ندارد.
    از سوی دیگر درست پس از این جملات رئیس جمهوری ایران بود که یکی از نمایندگان مجلس پزشکیان را متهم کرد که «مخالفتش با قانون حجاب باعث کاهش نزولات آسمانی شده است». این سطح از اظهارنظر‌ها نشان می‌دهد که سیاست آب در ایران، هنوز گروگان نگاه ایدئولوژیک و عوام‌پسند است؛ و این‌گونه، بحران واقعی آب دوباره به حاشیه رانده شد؛ میانِ جدل‌های ایدئولوژیک و فرافکنی‌های مذهبی.

    دهه‌هاست که دولت‌ها با نسخه‌ای واحد سراغ بحران می‌روند: «انتقال آب از جایی دیگر». از طالقان تا کرج و فیروزکوه، هر بار لوله‌ای جدید پیشنهاد می‌شود، اما هیچ‌گاه ساختار مصرف اصلاح نمی‌شود.

    در بخش کشاورزی نیز هنوز ۸۰ تا ۹۰ درصد آب کشور صرف تولید محصولات آب‌بر می‌شود و آبیاری سنتی همچنان غالب است.

    حتی طرح‌های مکانیزه مثل آبیاری بارانی که بدون توجه به اقلیم ایران وارد شدند، در مناطق خشک و بادخیز عملاً آب را پیش از رسیدن به خاک تبخیر می‌کنند. کشت برنج در مناطق خشک، هندوانه و خربزه در کویر و صدور «آب مجازی» در قالب صادرات، از مصادیق سیاست‌گذاری معکوس است.

    از سوی دیگر، آبیاری‌های مکانیزه وارداتی بدون توجه به اقلیم ایران اجرا می‌شوند؛ مثل آبیاری بارانی در مناطق بادخیز که نیمی از آب پیش از رسیدن به خاک تبخیر می‌شود.
    در واقع تا بیش از ۸۰ درصد کل آب مصرفی کشور در بخش کشاورزی صرف می‌شود؛ بخشی که نه بازده اقتصادی قابل‌توجهی دارد و نه بهره‌وری آبی آن قابل دفاع است.

    سال‌هاست یارانه‌های پنهان آب و برق، تولید محصولاتی مانند برنج، هندوانه، خربزه و ذرت را در اقلیم خشک و نیمه‌خشک ایران ممکن کرده، در حالی‌که این محصولات به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم در فهرست صادراتی نیز قرار دارند؛ یعنی صادرات آب در قالب محصول کشاورزی. کارشناسان محیط‌زیست بار‌ها هشدار داده‌اند که هر کیلوگرم هندوانه برابر با هزار لیتر آب تجدیدناپذیر از دست‌رفته است؛ آبی که هیچ‌گاه به سفره‌های زیرزمینی بازنمی‌گردد.

    اضافه بر این سیاست‌های کشاورزی در ایران عمدتاً بر پایه خودکفایی صوری و فشار سیاسی طراحی شده‌اند، نه بر مبنای ملاحظات اقلیمی و اقتصادی. دولت‌ها به‌جای تغییر الگوی کشت به محصولات کم‌آب‌بر و منطقه‌محور، همچنان از آبیاری‌های پرهزینه و غیرکارآمد مانند آبیاری بارانی در مناطق خشک حمایت می‌کنند؛ روشی که در باد و گرمای ایران، بخش زیادی از آب را پیش از رسیدن به خاک تبخیر می‌کند.

    نتیجه، اما هدررفت منابع، فرونشست زمین و ته‌کشیدن آبخوان‌هاست. در حالی‌که هر مترمکعب آب در کشاورزی به‌طور میانگین کمتر از یک‌دهم ارزش افزوده‌ مصرف آن در صنعت یا خدمات را دارد، هنوز اصلی‌ترین سهم‌بر بودجه و منابع آبی کشور همین بخش است؛ بخشِ پرمصرف و کم‌ثمر.
    هم چنین در شهر‌ها نیز فرسودگی شبکه‌های لوله‌کشی، نشت گسترده و نبود تعرفه واقعی، میلیون‌ها مترمکعب آب را در سکوت از بین می‌برد.

    بازچرخانی آب؛ راهی که ایران فراموش کرد

    در این میان  بازچرخانی آب یا بازیافت و استفاده‌ دوباره از فاضلاب تصفیه‌شده، یکی از مهم‌ترین ابزار‌های پایداری منابع آبی در جهان است.
    در این روش، آب مصرف‌شده خانگی یا صنعتی، پس از تصفیه‌ کامل دوباره به چرخه مصرف برمی‌گردد؛ برای آبیاری فضای سبز، استفاده صنعتی، و حتی تغذیه‌ سفره‌های زیرزمینی.

    چنان که به گفته محمد ارشادی، عضو شورای راهبردی اندیشکده تدبیر آب «حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد آب مصرفی در منازل به فاضلاب تبدیل می‌شود و می‌تواند دوباره مورد استفاده قرار گیرد. در حالی که ما در ایران هنوز این منبع عظیم را هدر می‌دهیم».

    در حال حاضر حدود یک‌هزار واحد صنعتی کشور، سالانه ۸۳۰ میلیون مترمکعب آب از طریق بازچرخانی تأمین می‌کنند؛ عددی که در مقایسه با مصرف کل، بسیار ناچیز است.

    در تهران، تصفیه‌خانه‌ها اغلب پساب را صرف آبیاری فضای سبز شهری می‌کنند و هیچ طرح جدی برای استفاده‌ گسترده در صنعت یا بازتغذیه سفره‌های زیرزمینی وجود ندارد. درحالی‌که در بسیاری از شهر‌های جهان، بازچرخانی تبدیل به ستون اصلی سیاست آبی شده است.

    نمونه‌های موفق بازچرخانی در جهان

    سنگاپور؛ شهرِ بدون رودخانه

    سنگاپور یکی از موفق‌ترین الگو‌های بازچرخانی آب در جهان است. این کشور کوچک که منابع آبی طبیعی ندارد، از اوایل دهه‌ ۲۰۰۰ پروژه‌ای به‌نام NEWater را آغاز کرد. در این طرح، فاضلاب شهری در تصفیه‌خانه‌های پیشرفته با فرآیند‌های اسمز معکوس و فرابنفش تصفیه می‌شود و دوباره برای مصرف صنعتی، آبیاری و حتی آب شرب استفاده می‌شود.
    امروز بیش از ۴۰ درصد نیاز آبی سنگاپور از همین آبِ بازچرخانی تأمین می‌شود و قرار است تا سال ۲۰۳۰ به ۵۵ درصد برسد.

    کالیفرنیا؛ بازگشت آب به زمین

    در ایالت کالیفرنیای آمریکا، که سال‌هاست با خشکسالی دست و پنجه نرم می‌کند، پروژه «پرورش سفره‌های زیرزمینی» اجرا شده است. فاضلاب تصفیه‌شده به زمین تزریق می‌شود تا آبخوان‌ها دوباره تغذیه شوند. این آب پس از گذر از لایه‌های طبیعی خاک، کیفیتی نزدیک به آب شرب پیدا می‌کند. در لس‌آنجلس و سن‌دیگو، بیش از ۳۰ درصد آب مصرفی شهر از بازچرخانی و تغذیه‌ مصنوعی آبخوان‌ها تأمین می‌شود.

    پرت استرالیا؛ از فاضلاب تا امنیت آبی

    پرت، یکی از خشک‌ترین شهر‌های استرالیاست. این شهر از دهه ۲۰۰۰ پروژه‌ای گسترده برای تزریق آب تصفیه‌شده به سفره‌های زیرزمینی آغاز کرد. اکنون حدود ۱۰۰ میلیارد لیتر آب تصفیه‌شده به آبخوان‌ها بازگردانده شده و بخش بزرگی از نیاز شرب شهر را تأمین می‌کند. نتیجه این شد که پرت برخلاف گذشته، دیگر نگران افت سطح آب زیرزمینی نیست.

    دوبی؛ بازچرخانی برای فضای سبز

    در خاورمیانه نیز نمونه‌هایی از موفقیت وجود دارد. چنان که دوبی و ابوظبی بخش عمده آب مورد نیاز فضای سبز شهری و پارک‌ها را از طریق بازچرخانی فاضلاب تأمین می‌کنند. در نتیجه، مصرف آب آشامیدنی برای آبیاری تقریباً به صفر رسیده است.

    اکنون در شرایط بحران آبی چه باید کرد؟

    بحران آب ایران نه صرفاً نتیجه‌ خشکسالی، که محصول دهه‌ها سوء‌مدیریت و انکار ساختاری است. راه برون‌رفت نه در ابر‌های بارور است و نه در لوله‌کشی از کوه‌های اطراف؛ بلکه در اصلاح فوری سیاست‌های مصرف و تولید است.

    کارشناسان مجموعه‌ای از اقدامات فوری را پیشنهاد می‌کنند:
    – اعلام سهمیه‌ شفاف مصرف شهری (مثلاً ۵۰ لیتر در روز برای هر نفر) با اطلاع‌رسانی عمومی و نقشه‌ دقیق مناطق.
    – تعرفه واقعی و پلکانی برای پرمصرف‌ها و تخفیف برای خانوار‌های کم‌درآمد.
    – نوسازی شبکه‌ فرسوده‌ شهری و کاهش تلفات آب از ۳۰ درصد به کمتر از ۱۵ درصد.
    – تغییر الگوی کشت و توقف یارانه به محصولات آب‌بر.
    – سرمایه‌گذاری فوری در بازچرخانی آب شهری و صنعتی.

    ایرانِ تشنه و سیاست‌های بی‌افق

    کارد بحران آبی در ایران اکنون به استخوان خاک تشنه رسیده و آن هم در حالی‌که جهان به سمت بازچرخانی، اصلاح الگوی مصرف و تنوع‌بخشی منابع می‌رود، اما سیاست‌گذاران ایرانی هنوز از «انتقال آب» و «مخزن خانگی» می‌گویند.در برنامه‌های وزارت نیرو، هیچ جدول زمان‌بندی برای گسترش بازچرخانی در مقیاس ملی دیده نمی‌شود. پروژه‌های کوچک محلی هم یا نیمه‌کاره مانده‌اند یا به‌دلیل نبود بودجه متوقف شده‌اند.

    کارشناسان معتقدند اگر همین امروز بازچرخانی شهری به‌صورت جدی آغاز شود، می‌تواند تا ده سال آینده ۲۰ تا ۳۰ درصد نیاز آبی تهران را تأمین کند. این رقم معادل چند سد بزرگ است، اما بدون تخریب محیط‌زیست و بدون هزینه‌های میلیاردی انتقال آب.

    راه نجات نه در دعا برای بارش، نه در تهدید به تخلیه و نه در لوله‌کشی تازه است؛ در بازچرخانی، اصلاح مصرف و شجاعت در تصمیم‌گیری است.
    اگر سنگاپورِ بی‌رودخانه توانست با بازیافت فاضلاب به خودکفایی آبی برسد، چرا تهرانِ نرسد و دریاچه‌های خشک، هنوز از ترس حقیقت به تخلیه‌ پایتخت فکر می‌کند؟

  • جنگ بی‌رحمانه و پنهان برای تسلط بر آب / مافیا است که تصمیم می گیرد کدام سد ساخته شود، کدام دشت آب بگیرد و کدام روستا تشنه بماند!

    جنگ بی‌رحمانه و پنهان برای تسلط بر آب / مافیا است که تصمیم می گیرد کدام سد ساخته شود، کدام دشت آب بگیرد و کدام روستا تشنه بماند!

    به گزارش اقتصادران، روزنامه اعتماد نوشت:

    چند سالی است ایران درگیر بحرانی شده که از هر جنگی خطرناک‌تر است: خشکسالی ساختاری. رودخانه‌هایی که روزی جاری بودند، امروز به شیارهای خشک بدل شده‌اند. تالاب‌هایی چون گاوخونی، بختگان، هامون و ارومیه به نمادهای مرگ تدریجی طبیعت تبدیل شده‌اند. کارشناسان هشدار می‌دهند منابع آبی کشور در برخی مناطق به نقطه پایان رسیده و حتی زمزمه‌های تخلیه تهران تا دو دهه آینده به گوش می‌رسد. اما آنچه این فاجعه طبیعی را به یک بحران ملی تبدیل کرده، نه فقط کمبود بارش، بلکه دست‌های پنهانی است که بر سیاست‌های آبی کشور سایه انداخته‌اند؛ دست‌هایی که از دل پروژه‌های میلیاردی، سدسازی‌های بی‌ضابطه و انتقال‌های پرهزینه سر برآورده‌اند. این همان چیزی است که امروز با عنوان «مافیای آب» شناخته می‌شود.

    مافیای آب، شبکه‌ای پیچیده از پیمانکاران، سیاستگذاران و ذی‌نفعان اقتصادی است که در لایه‌های مختلف تصمیم‌گیری حضور دارند. آنها تعیین می‌کنند کدام سد ساخته شود، کدام دشت آب بگیرد و کدام روستا تشنه بماند. هر سد جدید به معنی قراردادهای کلان، زمین‌های کشاورزی گران‌تر و قدرت سیاسی بیشتر برای گروه‌هایی است که از آب به عنوان ابزار سلطه استفاده می‌کنند. در این میان، منطق علمی مدیریت آب جای خود را به منافع شخصی داده است. در دهه‌های گذشته، سدسازی بی‌محابا بدون مطالعات زیست‌محیطی کافی باعث شد منابع زیرزمینی به‌ شدت کاهش یابد. بر اساس گزارش «مرکز پژوهش‌های مجلس»  بیش از ۷۰ درصد دشت‌های ایران دچار فرونشست زمین شده‌اند؛ پدیده‌ای که در برخی مناطق نظیر ورامین و اصفهان به حد بحران رسیده است. در کنار آن، سیاست انتقال آب بین‌حوضه‌ای، مثل پروژه‌های زاینده‌رود به یزد یا کارون به فلات مرکزی، نه‌تنها تعادل اکولوژیک را بر هم زده، بلکه منبعی برای سودهای کلان پیمانکاران خاص شده است. به تعبیر برخی کارشناسان، این پروژه‌ها گاهی بیش از آنکه برای رفع تشنگی مردم باشند.

    برای رفع عطش مالی شرکت‌ها و نهادهای ذی‌نفوذ طراحی شده‌اند. اما بحران، تنها به بی‌آبی محدود نمی‌شود؛ بلکه به بی‌عدالتی تبدیل شده است. در حالی که کشاورزان شرق اصفهان یا خوزستان از بی‌آبی زمین‌هایشان در رنجند، صنایع بزرگ فولاد، پتروشیمی و معادن در همان مناطق با سهمیه‌های ویژه از آب‌های زیرزمینی و رودخانه‌ای بهره‌مندند. این تضاد، حاصل مافیایی است که اولویت را نه بر اساس نیاز، بلکه بر اساس نفوذ تعیین می‌کند. با نگاهی عمیق‌تر می‌توان گفت مافیای آب صرفا یک پدیده اقتصادی نیست؛ بلکه ساختاری سیاسی دارد. بسیاری از اعضای این شبکه در نهادهایی حضور دارند که خود باید ناظر بر سیاست‌های آبی باشند. این یعنی ناظر و متخلف یکی شده‌اند. هر بار که رسانه‌ها یا دانشگاه‌ها تلاش کرده‌اند پرده از این تاریکی بردارند، با فشار، سانسور یا بی‌توجهی مواجه شده‌اند. و نتیجه آن، تکرار بحران‌هاست: خشکیدن ارومیه، بحران خوزستان، بی‌آبی سیستان و تهدید حیات پایتخت. ایران امروز بر لبه پرتگاه آبی ایستاده است.

    اگر این چرخه معیوب ادامه یابد، پیش‌بینی‌ها از مرگ زیست‌پذیری بخش‌هایی از کشور چندان دور از ذهن نیست. پرسش اصلی این است: حد و مرز مافیای آب کجاست؟ آیا تا نابودی کامل سرزمین پیش خواهند رفت؟ یا نقطه‌ای وجود دارد که منافع‌شان با بقای ملت گره بخورد؟ پاسخ تلخ است: مافیا تا جایی پیش می‌رود که منافعش تامین شود، حتی اگر بهایش مرگ خاک، مردم و آینده باشد. مگر آنکه آگاهی عمومی و فشار اجتماعی، چرخه فساد را متوقف کند. آب، دیگر تنها یک منبع طبیعی نیست؛ خط مقدم امنیت ملی است و مافیای آب، دشمن بی‌رحم و خاموشی که اگر مهار نشود،  مرگ تدریجی وطن را رقم می‌زند. امروز آگاهی مردم، هوشیاری مجریان دلسوز کشور، اقدام سریع مجریان اطلاعاتی  و قضایی هر زمان دیگر واجب‌تر  و لازم است.