برچسب: بی آبی

  • ایران در محاصره کم‌آبی / ۱۴ سد مهم کشور کمتر از ۱۰ درصد آب دارند

    ایران در محاصره کم‌آبی / ۱۴ سد مهم کشور کمتر از ۱۰ درصد آب دارند

    به گزارش اقتصادران، میزان ورودی مخازن کل کشور از ابتدای سال آبی (ابتدای مهرماه) تا پنجم بهمن ماه ماه، معادل ۶.۶۲ میلیارد متر مکعب بوده که در قیاس با سال گذشته که عددی معادل ۷.۲۲ میلیارد مترمکعب بوده، ۸ درصد کاهش داشته است.

    همچنین میزان کل خروجی سدهای کشور نیز نسبت به سال قبل با ۲۶ درصد کاهش مواجه بوده است. حجم آب موجود مخازن اکنون ۱۸.۳۷ میلیارد مترمکعب ثبت شده که این عدد نسبت به سال قبل که عددی معادل ۲۲.۴۳ میلیارد مترمکعب بوده ۱۸ درصد کاهش یافته است. همچنین حجم پرشدگی سدهای کشور نیز تا این تاریخ ۳۵ درصد است.

    1سدها کشور

    وضعیت برخی از سدهای مهم کشور بیانگر این است که در ۱۴ سد درصد پرشدگی کمتر از ۱۰ درصد است، به‌طوری که سدهای امیرکبیر، لار، لتیان-ماملو، زاینده رود، دوستی، طرق، پانزده خرداد، سفید رود، تهم، تنگوئیه سیرجان، وشمگیر و گلستان و بوستان، رودبال داراب، چاه نیمه‌ها و ساوه کمتر از ۱۰ درصد آب دارند.

    2وضعیت ذخایر آبی

    همچنین ارتفاع کل ریزش‌های جوی کشور معادل ۹۵.۵ میلیمتر است. این مقدار بارندگی در دوره‌های مشابه درازمدت ۱۰۳.۴ میلیمتر و در دوره مشابه سال آبی گذشته ۵۲.۸ میلیمتر را نشان می‌دهد. و طبق این آمار میزان بارش‌ها در ۴ استان صفر بوده است.

    3استان ها و ذخایر آبی

  • به بارورسازی ابرها دلخوش باشیم؟

    به بارورسازی ابرها دلخوش باشیم؟

    به گزارش اقتصادران، مرصاد جعفری در اطلاعات نوشت: پس از ماه‌ها انتظار، هفته گذشته با ورود یک سامانه قوی آب و هوایی از سمت غرب و جنوب غرب کشور شاهد بارش‌های چشمگیری به ویژه در دامنه‌های زاگرس بودیم. این هفته نیز یک سامانه پربارش دیگر بخش عمده‌ای از کشور را فرا گرفته است.

    این بارش‌ها اگرچه با تأخیر در فصل پاییز وارد سرزمین ایران شد اما از منظر مقدار بارش تجمعی، رخدادی مهم به حساب می‌آید که طبق بررسی‌ها و داده‌های سازمان هواشناسی سامانه نخست، در مناطق مختلفی از زاگرس و استان‌های غربی و شمال غربی کشور با مجموع بیش از ۱۰۰ میلیمتر بارش همراه بود، اثرات مثبت آن حتی در دامنه‌های جنوبی البرز و استان تهران مشاهده شد و ارتفاعات البرز را سفیدپوش کرد.

    همزمان با ورود سامانه بارشی مدیترانه‌ای و سودانی نخست که از رطوبت و پتانسیل بالا برای ریزش‌های جوی برخوردار بود، برخی رسانه‌ها از عملیات چند مرحله‌ای بارورسازی ابرها در حوضه دریاچه ارومیه، استان یزد و پهنه زنجان تا تهران خبر دادند که به اذعان مجریان طرح با موفقیت همراه بود.

    با این حال، با یک بررسی ساده می‌توان دریافت که بارورسازی ابرها که اقدامی پرهزینه به حساب می‌آید در زمانی که سامانه‌های بارشی کنترل کننده فصل سرد در سرزمین ایران فعال هستند و بارش‌های چشمگیری دارند، نه توجیه علمی دارد و نه اقتصادی.

    در این مورد، طبیعت با ساختاری قدرتمند کار خود را انجام می‌دهد و در نتیجه، عملیات بارورسازی ابرها همزمان با فعالیت سیستم سینوپتیکی (همدید) قدرتمند با منشا مدیترانه‌ای و سودانی (دریای سرخ) با حجم رطوبت بالا علاوه بر اینکه هزینه‌ای گزاف را به کشور تحمیل می‌کند، می‌تواند خطر سیل و خسارات ناشی از آن را به همراه آورد.

    باید دانست بخش عمده بارش‌های ایران در فصل سرد حاصل فعالیت سه الگوی آب و هوایی «سامانه‌های مدیترانه‌ای» «سامانه‌های سودانی» و «سامانه‌های ترکیبی» است. سامانه‌های مدیترانه‌ای با شکل‌گیری و تعمیق ناوه در تراز میانی جو و تغذیه رطوبتی از مدیترانه و گاه دریای سرخ، بارش‌های گسترده‌ای را به‌ویژه در غرب، شمال‌غرب و دامنه‌های زاگرس ایجاد می‌کنند که اتفاقاً در این الگوی اقلیمی، صعود دینامیکی قوی و فراگیر هوا و رطوبت وجود دارد، ابرها عمق کافی دارند و دما در لایه‌های میانی جو برای تشکیل طبیعی هسته‌های تراکم و یخی (یکی از عوامل ایجاد بارش) مناسب است.

    سامانه‌های سودانی حاوی فرایندهای ایجاد بارش به ویژه در ابرهای سرد هستند و کمبودی از نظر هسته‌ها و بلورهای یخ ندارند. این سامانه عمدتاً در جنوب و جنوب‌غرب ایران اثر بارشی چشمگیر دارد و با انتقال رطوبت قابل‌توجه از عرض‌های پایین و صعود قوی، بارش‌های سنگین و گاه سیل‌آسا ایجاد می‌کنند.

    سومین سامانه بارش‌زا در ایران، سامانه‌های ترکیبی مدیترانه‌ای – سودانی هستند که در بسیاری از رخدادهای بارشی شاخص ایران، شاهد همزمانی ناوه عمیق تراز میانی با تغذیه رطوبتی قوی از جنوب هستیم. در این میان، نقش ناوه تراز میانی و جریان جت (بادهای سریع جو بالا) بسیار مهم است زیرا در اغلب سامانه‌های بارشی قوی ایران، این ناوه صعود گسترده را تضمین می‌کند و قرارگیری مناسب جت جنب‌حاره‌ای (مناطق جنب گرمسیری) یا جت قطبی، موتور دینامیکی سامانه بارشی را فعال ساخته و بارش را به حداکثر طبیعی خود می‌رساند تا کارآمدترین شرایط بارش را فراهم آورد.

    در چنین وضعیتی، بارورسازی نمی‌تواند جایگزین یا تقویت‌کننده این سازوکارهای بزرگ‌مقیاس باشد و طبیعتاً نه تنها نیازی به تحریک مصنوعی ابرها وجود ندارد بلکه عملاً نمی‌تواند بر میزان کل بارش اثر معناداری بگذارد.

    در صورتی که محدودیت‌های بارش در فصل سرد مدنظر باشد، عامل‌های کنترل‌کننده اصلی را باید در مقیاس سینوپتیکی (همدید) و میان مقیاس جستجو کرد؛ از جمله مسیر و ماندگاری سامانه‌های بارشی، الگوی توزیع و انتقال رطوبت و نقش ناهمواری‌ها و فرآیندهای اوروگرافی در تقویت یا تضعیف صعود هوا.

    این در حالی است که بارورسازی ابرها عمدتاً بر دستکاری فرآیندهای میکروفیزیکی (ریزفیزیکی)، به‌ویژه افزایش هسته‌های یخ، تمرکز دارد. از آنجا که کمبود بارش در فصل سرد غالباً ناشی از محدودیت‌های دینامیکی و ترمودینامیکی سامانه‌های جوی است، مداخله در مقیاس میکروفیزیکی نمی‌تواند به‌طور معنادار پاسخگوی مسأله‌ای باشد که ریشه در مقیاس‌های بزرگتر گردش جو و حتی اقلیمی دارد.

    از آنجا که بارش‌های وابسته به سامانه‌های مدیترانه‌ای و سودانی، ذاتاً نوسانات مکانی و زمانی شدیدی دارند، در این شرایط، تفکیک اثر بارورسازی نسبت به اثرات طبیعی سامانه‌های بارشی، تقریباً ناممکن است. به همین دلیل، افزایش احتمالی بارش‌های ثبت‌شده می‌تواند صرفاً نتیجه تغییرات دینامیکی سامانه باشد و در نتیجه، ادعای اثربخشی بارورسازی در این شرایط، پشتوانه آماری و علمی قابل اتکایی ندارد.

    در حقیقت، بارورسازی ابرهای سرد در ایران فقط در شرایطی می‌تواند قابل بحث باشد که سامانه‌های بارشی ورودی به کشور ضعیف یا متوسط باشند، ابرهای سرد کم‌عمق با کمبود هسته‌های یخ و بلوری وجود داشته باشد، بارش‌های اوروگرافیک پایدار (اثرات ناهمواری‌ها بر سامانه‌های جوی) در مقیاس محلی مدنظر باشد و مهمتر از همه سامانه‌های عمیق و فعال فصل را نداشته باشیم.

    از طرفی، بارورسازی ابرهای سرد، ابزاری برای بهینه‌سازی محدود بارش است، نه راهکاری برای افزایش بارش در مقیاس بزرگ. در فصلی که سامانه‌های مدیترانه‌ای، سودانی و تلفیقی با ناوه‌های عمیق و پشتیبانی جت (جریان سریع هوا در جو بالا) وارد کشور می‌شوند، اجرای بارورسازی بیش از آنکه یک اقدام علمی باشد، به برداشتی نادرست از سازوکار بارش در ایران شباهت دارد.

    در مجموع، پیشنهاد می‌شود تمرکز سیاستگذاری‌ها در حوزه بارندگی‌ها بر پیش‌بینی دقیق، مدیریت سیلاب و رواناب و افزایش تاب‌آوری در برابر نوسانات اقلیمی باشد، نه مداخله‌ای که طبیعت پیشاپیش قرار است کار خود را آن هم به نحوی مناسب و درخور انجام دهد و نیازی به سایر اقدامات تقویتی نیست.

  • خشکسالی؛ زنگ خطر تجارت و اقتصاد ایران را به صدا درآورد / وقتی به جای توسعه، اولویت‌ها جای دیگری است!

    خشکسالی؛ زنگ خطر تجارت و اقتصاد ایران را به صدا درآورد / وقتی به جای توسعه، اولویت‌ها جای دیگری است!

    به گزارش اقتصادران، خشکسالی فقط بارش کم و به‌دنبال آن آلودگی هوا و مشکلات محیط زیستی نیست. فقط هشتگ شدن اصطلاحاتی مثل ورشکستگی آب در میان پیام کاربران شبکه‌های اجتماعی و صرفاً ایجاد موج نگرانی نیست. خشکسالی می‌تواند تدریجی و خاموش پا به حیات اجتماعی و اقتصادی کشور بگذارد و آنها را ویران کند.

    سوسن نوری نوشت: حالا با خشکسالی امسال، یکی از این عرصه‌های اصلی کشور که می‌تواند صدمه جدی ببیند ساختار بازرگانی ایران در سال ۱۴۰۵ است. کاهش بارندگی و افت سطح زیر کشت محصولات اصلی، تنها به بخش کشاورزی محدود نمی‌ماند و می‌تواند زنجیره‌ای از بازارهای اقتصادی را تحت تاثیر قرار دهد؛ به‌ویژه اگر مدیریت مؤثر و هماهنگ وجود نداشته باشد.

    در چنین شرایطی، ترکیب صادرات و واردات تغییر خواهد کرد. تولید محصولات پرآب‌بر کاهش می‌یابد، صادرات محدود می‌شود و نیاز کشور به واردات کالاهای اساسی بیشتر خواهد شد؛ امری که فشار بر منابع ارزی و هزینه تجارت خارجی را افزایش می‌دهد. در واکنش به این وضعیت، بخشی از فعالان اقتصادی به سمت کالاها یا خدمات کم‌آب‌بر و زنجیره‌های تامین کوتاه‌تر حرکت خواهند کرد.

    از آنجا که بارش سالانه ما نسبتاً پایین‌تر از متوسط است و به‌تدریج نیز در طول سال‌های گذشته ذخایر آبی ما کاهش یافته است، به هر صورت با مشکل بزرگی مواجه شده‌ایم؛ تا جایی که چند روز پیش وزیر نیرو مطرح کرد که قصد دارد آب وارد کند! این نشان می‌دهد که با یک بحران جدی روبه‌رو هستیم.

    بدون توجه به این کمبود آب، نظام کشاورزی ما امکانات و تمهیدات لازم را فراهم نکرده است؛ چه در نوع کشت، چه در تنوع کشت، چه در تکنولوژی‌های کشت و چه در زمینه‌سازی برای مدیریت مصرف.

    موضوع مدیریت، تکنولوژی، مصرف و قیمت آب، همگی از موضوعاتی هستند که در اقتصاد و در تمام ابعاد آن نقش کلیدی داشته و خواهند داشت. آل‌اسحاق با نگاهی به عملکرد دولت‌ها در دهه‌های گذشته می‌گوید: با وجود اینکه در یک دوره، سدسازی‌ها در کشور آغاز شد، یعنی اقداماتی که در دهه ۷۰ و قبل از آن صورت گرفت، تعداد سدها افزایش یافت که اگر همان سدها هم ساخته نمی‌شد، وضعیت بسیار فاجعه‌بارتر می‌بود. گاهی نیز در حوزه آبیاری، مانند آبیاری قطره‌ای و دیگر تکنولوژی‌های روز، تغییراتی ایجاد شد، اما سرعت این تغییرات کافی نبود. این ضرورت نگاه مدیریتی به مسئله آب است.

    چالش جدی؛ کمیت، تکنولوژی، تامین و مصرف

    از طرفی، فقط ایران نیست که با کمبود آب مواجه شده است بلکه وضعیت اقلیمی و تغییرات منابع آبی، کشورهای همسایه ما را نیز درگیر کرده است. بنابراین تامین آب از کشورهای همسایه نیز با مشکلات مشابه روبه‌رو است. افزون بر این، برخی اختلافات تاریخی مانند مسئله هیرمند وجود دارد؛ ما زمانی حق‌آبه داشتیم اما اختیار لازم را از دست دادیم و همان مقدار باقی‌مانده نیز با رفتارهای طرف افغان محدود شده است. با عراق نیز اختلافاتی داشته‌ایم که ظاهراً در حال حل‌وفصل است. با ترکیه و دیگر همسایگان نیز دعاوی آبی وجود دارد و هرچه منابع کمتر شود، این اختلافات شدیدتر خواهد شد. بنابراین موضوع آب، یک چالش جدی برای کشور است؛ از نظر کمیت، تکنولوژی، تامین و مصرف.

    با وجود مشکلات متعدد در این زمینه اما، قطعاً راهکار برای حل این چالش‌ها وجود دارد. کشورهایی که کم‌آبی‌شان از ما بدتر بوده، این مسئله را حل کرده‌اند. یکی از راهکارها استفاده از آب‌شیرین‌کن‌هاست. ما در اطراف کشور آب‌های جنوب و شمال و منابع متعدد دیگری داریم که با استفاده از تکنولوژی شیرین‌سازی می‌توانیم بخش قابل‌توجهی از نیازها را تامین کنیم. این کار، شدنی است و می‌توان با تنظیم امور و انتقال آب از منابع پیرامونی، مانند رودخانه‌ها و دریاها و دریاچه‌های اطراف، بخشی از مشکل را برطرف کرد.

    پرسش دیگری که در این میان مطرح می‌شود این است که کدام گروه از محصولات کشاورزی باید فوراً در اولویت بازتنظیم بازرگانی قرار گیرند و چرا؟ رئیس اتاق بازرگانی ایران و عراق پاسخ می‌دهد: قطعاً محصولات جالیزی، به‌ویژه محصولاتی مانند هندوانه که آب‌بَر هستند، باید در اولویت قرار گیرند. این محصولات باید از نظر قیمت تمام‌شده و هزینه آب بررسی شوند تا ببینیم کالایی که تولید و صادر می‌کنیم آیا واقعاً جبران هزینه آب را می‌کند یا نه. برای نمونه، هندوانه یکی از اقلام صادراتی ماست، اما باید بررسی کنیم که چقدر آب مصرف می‌کند، قیمت آب چقدر است و در مقابل، چه چیزی را از دست می‌دهیم. اکنون، درصد بالایی از آب کشور در حوزه کشاورزی مصرف می‌شود، بنابراین نوع تکنولوژی که استفاده و نوع محصولاتی که تولید می‌کنیم متناسب با نظام مدیریت آب نیست و حتماً باید بازتنظیم شود.

    نبود تامین پایدار، برای قراردادهای بلندمدت

    در مصرف داخلی و در صادرات، حتی در محصولاتی مانند گندم، ما طرح‌های وسیعی داشتیم چون برای مثال نیاز به گندم داریم و ناچاریم بخشی را وارد کنیم. قطعاً باید تولید داخلی را توسعه دهیم و ذهنیت ما نیز این بوده که خودکفا شویم، که البته برای کالاهای استراتژیک منطقی است. اما اگر بدانیم که هزینه تمام‌شده گندم در برخی کشورها، حتی کشورهای همسایه، بسیار کمتر است و می‌توانیم گندم را با نصف قیمت تهیه کنیم، چرا نباید قراردادهای بلندمدت برای تامین پایدار داشته باشیم؟

    در مورد برنج نیز نمونه مشابهی داریم. ما در هر هکتار حدود سه تن برداشت می‌کنیم، درحالی‌که برخی کشورها هشت تن در هکتار برداشت دارند. این نیازمند تغییر در شیوه آبیاری است. آبیاری غرق‌آبی یا روش‌های سنتی که بخش زیادی از آب تبخیر می‌شود، دیگر پاسخگو نیست. تکنولوژی‌های نوین آبیاری در دنیا کاملاً متفاوت شده و امکان تغییر این روش‌ها وجود دارد. بنابراین تجدیدنظر در مدیریت آب، مدیریت مصرف، تنوع کشت و نوع محصولات قطعاً ضروری است. مطالعاتی نیز انجام شده، اما عزم لازم برای اجرای آن وجود ندارد.

    آب نقشی در رأی‌آوری ندارد؛ در حاشیه مانده است!

    به اعتقاد آل‌اسحاق، در کشور ما این مسئله ریشه سیاسی دارد. اقتصاد، که باید رکن اصلی حکمرانی باشد، سیاست‌زده شده است. یعنی خوب و بد، باید و نباید، تابع جریان‌های سیاسی است، نه واقعیت‌های اقتصادی. چون موضوعات آب و مدیریت آن نقشی در رای‌آوری، انتخابات مجلس یا ریاست‌جمهوری ندارد، به حاشیه رانده می‌شود. نتیجه همین سیاست‌زدگی اقتصاد، وضعیتی است که امروز در آن قرار داریم.

    با این همه، در شرایط محدودیت آب، از نظر آل‌اسحاق، اولین معیار برای تخصیص منابع ارزی باید تامین کالاهای اساسی مردم باشد. کالای اساسی مستقیماً با حیات و زندگی روزمره مردم، به‌ویژه طبقات متوسط به پایین، ارتباط دارد. اکنون بیش از ۶۰ میلیون نفر در کشور هستند که هزینه‌های اصلی زندگی‌شان -از گوشت و مرغ و نان گرفته تا سایر اقلام ضروری- حدود ۷۰ درصد مخارجشان را تشکیل می‌دهد.

    برای یک خانواده متوسط به پایین، پنج قلم اصلی هزینه شامل خوراک، پوشاک، بهداشت، آموزش و اجاره مسکن است، اما عمده‌ترین سهم مربوط به خوراک است. وقتی قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند و مصرف ماهانه گوشت از چند کیلو به یک کیلو هم نمی‌رسد، یا وقتی قیمت برنج از ۱۲۰ هزار تومان به ۳۰۰ هزار تومان می‌رسد، مرغ از ۶۰ هزار تومان به ۱۸۰ هزار تومان، تخم‌مرغ و سایر اقلام نیز به همین ترتیب گران می‌شوند، طبیعی است که سطح کالری مصرفی مردم پایین می‌آید. این مسئله نشان می‌دهد که کالاهای اساسی باید در اولویت تخصیص ارز قرار بگیرند؛ همان‌طور که در عمل هم بوده است.

    قبلاً حدود ۱۷ میلیارد دلار ارز برای این کالاها تخصیص داده می‌شد و اکنون این رقم به حدود ۱۳ میلیارد دلار کاهش پیدا کرده است. بخشی از وضعیت فعلی ناشی از همین مدیریت نادرست، عدم نظارت و نبود سامان‌دهی دقیق در تامین و توزیع کالاهای اساسی است که کشور را به این شرایط رسانده است.

    در تقابل صنعت و کشاورزی، بازنده کشاورزی است

    از طرفی، این سوال مطرح می‌شود که تغییر جهت بازرگانان از محصولات کشاورزی به کالاهای صنعتی یا کم‌آب‌بر، یک فرصت سیاستی است یا نشانه ضعف ساختاری؟ در پاسخ، این فعال حوزه اقتصاد می‌گوید: در تقابل بین صنعت و کشاورزی، بازنده معمولاً کشاورزی است، چون به دلیل قیمت‌گذاری، نوع محصول و مصرف‌کننده، دولت‌ها ناچارند قیمت کالاهای کشاورزی را کنترل کنند. گندم، گوشت، میوه و… باید با قدرت خرید مردم هماهنگ باشد، بنابراین آزادی عمل و سودآوری که در صنعت وجود دارد، در کشاورزی نیست.

    به همین دلایل، ما باید تغییر جهت بدهیم. اما در حوزه صنعت نیز استراتژی صنعتی حساب‌شده‌ای نداریم. اگر کشور رویکرد توسعه‌محور داشته باشد، یعنی مبنا بر توسعه و آینده‌نگری باشد، نزدیک‌ترین مسیر برای توسعه، صنعت و بازرگانی است. با توجه به اقلیم کشور و شرایط اقتصادی و مجموعه اقتضائاتی که داریم، اگر قرار است توسعه‌محور عمل کنیم و در همه امور اولویت را بر توسعه بگذاریم، باید به صنعت و بازرگانی فکر کنیم، نه اینکه صرفاً بر کشاورزی تاکید داشته باشیم.

    جایگاه مهم بخش خصوصی به‌دلیل قدرت مانور بالا

    در این میان، درباره بخش خصوصی در بازآرایی تجارت کشور هم باید گفت که این بخش به‌دنبال سودآوری بالاتر است و مزیتش این است که سریع می‌تواند خود را تطبیق دهد. علت اینکه در همه کشورهای دنیا بخش خصوصی را تقویت می‌کنند، همین قدرت مانور بالاست؛ برعکس نظام دولتی، که به دلیل محدودیت‌ها کند و توسعه‌اش زمان‌بر است. در بخش صنعت یا بازرگانی، وقتی شرایط تغییر می‌کند، بخش خصوصی بلافاصله خود را هماهنگ می‌کند و حتی در حوزه تکنولوژی روز (اگر بخواهد وارد کشاورزی شود) به‌راحتی می‌تواند آخرین فناوری‌های دنیا را بیاورد، استفاده کند و سازگار شود؛ به شرط اینکه نظام‌های سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری کشور هم با شرایط روز و تکنولوژی‌های جدید هماهنگ باشند.

    با این توضیح که اکنون ما در داخل، بین تولید و تجارت، یک تعارض ایجاد کرده‌ایم، می‌گوییم تجارت کارآمد نیست، مولد نیست و نباید به آن توجه کرد. به همین دلیل هم می‌گویند وزارت بازرگانی باید حذف شود و هر چقدر هم کارشناسان اعتراض می‌کنند، کسی توجه نمی‌کند.

    در دیپلماسی اقتصادی و حتی عرصه سیاسی، روابط تجاری در اولویت دهم است. با وجود اینکه می‌گوییم عضو بریکس یا شانگهای شده‌ایم، الزامات همکاری تجاری را رعایت نمی‌کنیم. چون تجارت اولویت نیست، هرجا لازم باشد، اولین چیزی که تعطیل می‌کنیم تجارت است. اولین ضربه هم همیشه به روابط اقتصادی و دیپلماسی اقتصادی می‌خورد، درحالی‌که اگر دیپلماسی اقتصادی فعال باشد، خود این دیپلماسی حاصل هماهنگی چندین نهاد است. باید نهادی وجود داشته باشد که بانک مرکزی، وزارت اقتصاد، وزارت صمت، وزارت کشاورزی و حتی بخش‌های امنیتی را با یک فرماندهی واحد هماهنگ کند. نمی‌شود وزارت امور خارجه برای توسعه روابط تجاری مذاکره کند، اما وزارت صمت همان لحظه همه چیز را ممنوع اعلام کند، یا وزارت راه بگوید حمل‌ونقل اولویت من نیست، یا بانک مرکزی مبادلات ارزی را قفل کند. این همان وضعیتی است که الان گرفتار آن هستیم.

    باید متذکر شد اگر اولویت کشور توسعه اقتصادی و توسعه روابط تجاری باشد، حتی امنیت ما هم سامان پیدا می‌کند. امروز نظام اداره جهان بر پایه مهندسی اقتصادی بنا شده است. درگیری‌ها هم عمدتاً اقتصادی است. جنگ آمریکا و چین، به‌جز تعرفه‌هایی که ترامپ اعمال می‌کند، ابزار اقتصادی و تجاری دارد. آیا تحریم‌ها و تهدیدها جنگ اقتصادی نیست؟ آیا روابط ما با کشورهای همسایه بیشترین تاثیر را در حوزه تجارت ندارد؟

    وقتی اولویت‌ها جای دیگری است!

    ۱۵ کشور همسایه ما حدود ۱۲۰۰ میلیارد دلار مبادله سالانه دارند. ما حداقل می‌توانیم ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیارد دلار سهم داشته باشیم، اما الان چقدر داریم؟ حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیارد. دلیلش این است که موضوع واقعی ما توسعه اقتصادی و تجارت نیست؛ اولویت‌ها جای دیگری است.

    با وجود این چالش‌ها، آیا خشکسالی می‌تواند نقطه شروع بازنگری اصولی در الگوی تجارت خارجی و سیاست‌های حمایت از تولید داخلی باشد؟ پرسشی که آل‌اسحاق قاطعانه به آن پاسخ مثبت می‌دهد: بخش زیادی از روابط ما با همسایگان‌مان وابسته به آب، تولید کشاورزی و حتی تولید صنعتی است، چون تولید صنعتی نیز به آب و انرژی وابسته است. اگر آب نداشته باشیم، تولید شکل نمی‌گیرد؛ وقتی تولید برق هم با مشکل مواجه شود، محصول صنعتی نیز دچار ناترازی می‌شود. ناترازی انرژی که امروز با آن روبه‌رو هستیم عمدتاً مربوط به برق است و این خودش به مسئله آب برمی‌گردد. بنابراین حتماً باید یک تجدیدنظر جدی انجام شود و این موضوع در سطح امنیت ملی مورد بررسی قرار گیرد.

    او برای جمع‌بندی دیدگاه‌های خود می‌گوید: اگر می‌خواهیم واقع‌بین باشیم، باید موضوع اقتصاد، چه در حوزه داخلی، چه منطقه‌ای و چه در سطح جهانی، در ردیف مسائل اصلی امنیت ملی قرار گیرد. به‌ویژه در حوزه آب، باید نگاه ویژه و عملیاتی داشت؛ کم‌آبی، کم‌برقی، ناترازی انرژی و مجموعه این چالش‌ها. اما باید ببینیم تا چه حد این مباحث را به‌صورت عملیاتی پیش برده‌ایم. تا زمانی که با واقعیت‌های اقتصادی خودمان واقع‌گرایانه برخورد نکنیم و با اقتصاد برخورد سیاسی داشته باشیم، نتیجه همین وضعیتی خواهد بود که اکنون گرفتار آن هستیم.

  • تهرانی ها همچنان در مضیقه آب / معاون استاندار تهران: وضعیت بارش‌ها در پایتخت خوب نبود

    تهرانی ها همچنان در مضیقه آب / معاون استاندار تهران: وضعیت بارش‌ها در پایتخت خوب نبود

    به گزارش اقتصادران، سید کمال‌الدین میرجعفریان، معاون استاندار تهران، با اشاره آخرین وضعیت آبی شهر تهران اظهار کرد: وضعیت بارش‌ها در شهر تهران خوب نبود و حتی روان آبی هم در سطح شهر اتفاق نیفتاد. بارش‌ها از ابتدای آذر در برخی مناطق تهران کمتر از یک میلی‌متر بوده است.

    وی ادامه داد: مردم باید در مدیریت مصرف آب اهتمام به خرج دهند و دستگاه‌های استان نیز به این مساله توجه ویژه داشته باشند. افت فشار آب در شهر تهران ادامه دارد چرا که آب در شهر نداریم؛ برای مدیریت مصرف آب اجرای این برنامه ادامه دارد.

    معاون استاندار تهران اضافه کرد: ان‌شاءالله این وضعیت آبی برای هموطنان‌مان مشکلی ایجاد نکند و ما نیز در ملاحظات و اجرای برنامه‌ها بتوانیم مدیریت لازم را انجام دهیم تا بتوانیم از این روزها عبور کنیم.

    وی با اشاره به آخرین وضعیت پروژه‌های آبرسانی به تهران، خاطرنشان کرد: انتقال آب طالقان به تهران به سرانجام رسید و ۵ هزار لیتر در ثانیه وارد شبکه شده است و پروژه رینگ قمر بنی‌هاشم تقریبا به پایان رسیده است. پروژه انتقال آب لار نیز با جدیت در حال دنبال شدن است.

  • احتمال رسیدن به روز صفر آبی وجود دارد / حتی اگر بارش زمستان نرمال باشد همچنان با کمبود مواجهیم

    احتمال رسیدن به روز صفر آبی وجود دارد / حتی اگر بارش زمستان نرمال باشد همچنان با کمبود مواجهیم

    به گزارش اقتصادران، بالاخره تهران بارانی شد؛ هرچند همچنان بیش از ۹۶ درصد نسبت به سال‌های گذشته عقب است. همزمان هواشناسی برای ۱۹ استان بارندگی، رعد و برق، بارش برف در مناطق سردسیر و ارتفاعات و تگرگ برای نقاط مستعد پیش‌بینی کرده. قرار گرفتن این آمار در کنار هم احتمالا نشانه‌هایی از امید برای بحران آب ایران داشته باشد؛ غافل از اینکه بارش‌ها در طول سال تنها می‌توانند ذخایر سطحی تهران را پر کنند؛ پس این آغاز ماجراست.

    بعد از  بارش‌هایی کوتاه که چندی پیش اتفاق افتاد، این پرسش مطرح می‌شود که حتی در صورت افزایش بارش‌ها، آیا کشور در سال‌های آینده همچنان با بحران آب مواجه نخواهد شد؟ از سوی دیگر، باید بررسی کرد تحت چه شرایطی احتمال بروز روز صفر آبی در ایران وجود دارد و اینکه آیا تنها تغییرات اقلیمی عامل این بحران است، در حالی که ایران به‌طور طبیعی در منطقه‌ای گرم و خشک قرار دارد و خشکسالی از دوره باستان تاکنون تهدیدی همیشگی برای این سرزمین بوده.

    احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور، در گفت‌وگو با فرارو به بررسی این سوالات پرداخته است:

    احد وظیفه  گفت:«در مورد مشاهده خشکسالی از فضا می‌توان گفت که به‌طور کلی، یکی از ابزارهای پایش خشکسالی استفاده از اطلاعات ماهواره‌ای است. این داده‌ها نه تنها برای ایران بلکه برای تمامی کشورها به صورت روزانه و ماهانه رصد می‌شوند و با تحلیل آن‌ها می‌توان تغییرات رخ‌داده در ایران و منطقه خاورمیانه را شناسایی کرد.»

    او افزود: «این نوع پایش،  برای برخی کمیت‌ها مشاهده مستقیم محسوب نمی‌شود. اما برای برخی دیگر مانند خشکسالی هیدرولوژیکی میتوانند مشاهده مستقیم باشند. به عنوان مثال، وقتی سطح دریاچه‌های ارومیه و بختگان از فضا بررسی شود و مشاهده شود که آبی در آن‌ها نیست، می‌توان نتیجه گرفت که این مناطق دچار خشکسالی شده‌اند، به شرطی که این داده‌ها با شرایط واقعی تطبیق داده شوند. همچنین، رودخانه‌ها نیز می‌توانند پایش شوند و میزان کاهش آب آن‌ها مشخص گردد.

    در محاسبات داده‌های ماهواره‌ای، میزان پوشش سبز مقایسه شده و تغییرات آن نسبت به شرایط بلندمدت بررسی می‌شود و با استفاده از شاخص‌های بلندمدت مانند آنچه در ایستگاه‌های زمینی اندازه‌گیری می‌شود، می‌توان میزان خشکسالی را تعیین کرد.»

    خشکسالی زمانی برطرف می‌شود که کمبودها رفع شوند

    این کارشناس ارشد خشکسالی گفت: «برای بررسی اینکه ایران دچار خشکسالی است یا خیر، ابتدا باید مشخص کرد منظور از خشکسالی در کدام بخش است. خشکسالی از منظرهای مختلف تعریف می‌شود و دارای مراحل مختلف است؛ مانند خشکسالی هواشناسی، کشاورزی، هیدرولوژیکی و اقتصادی-اجتماعی. وقتی پرسیده می‌شود که آیا این میزان بارش توانسته بر خشکسالی ایران تاثیرگذار باشد، باید مشخص شود منظور کدام مرحله است.»

    اگر میزان بارش بیش از ۱۰ میلی‌متر باشد، اصطلاحا در کشاورزی بارش موثر نامیده می‌شود

    او افزود: «در حال حاضر این میزان بارش کم، نتوانسته تاثیر قابل‌توجهی بر خشکسالی داشته باشد. خشکسالی زمانی برطرف می‌شود که کمبودها رفع شوند و در حال حاضر با کمبود شدید مواجه هستیم؛ سدها خالی هستند، رطوبت خاک تبخیر یا زهکش‌شده و شدیدا خشک شده است. بنابراین با این باران اندک تغییر زیادی حاصل نمی‌شود. با این حال، در مناطقی که بارش رخ داده است، برای پوشش گیاهی آن منطقه یا کشاورزی می‌تواند موثر باشد و اگر میزان بارش بیش از ۱۰ میلی‌متر باشد، اثر آن محسوس خواهد بود.»

    خشکسالی پدیده آشنا در ایران و منطقه است

    وظیفه گفت: «با بررسی دوره آماری ۵۰ تا ۶۰ سال گذشته که آمار داده مشاهداتی وجود دارد، بارش در ایران و جنوب غرب آسیا همواره با نوسان بوده و بارش تجمعی سالانه اغلب مقدار یکسانی ندارند. اگر میانگین بارش‌ها را طی ۵۰ یا ۶۰ سال گذشته محاسبه کنیم و آن را به عنوان متوسط بلندمدت یا نرمال در نظر بگیریم، مشاهده می‌شود که میزان بارش هر سال نسبت به مقدار نرمال نوسان دارد؛ یک سال کمتر و سالی دیگر بیشتر است. آمار بلند مدت و تاریخی نشان می‌دهد که مقدار تجمعی بارش سالانه یا ماهانه در یک منطقه یا کشور یک یا چند سال نسبت به نرمال کمتر و سپس بیشتر بوده است. این نوسان بارش در هر منطقه متفاوت است و در ایران و کشورهای همسایه یک ویژگی طبیعی اقلیمی است.»

    او افزود: «با این حال، خشکسالی بی‌سابقه کنونی در ایران دلایل چندبعدی دارد که تغییر اقلیم یکی از دلایل می‌تواند باشد، اما دلایل انسان‌ساز آن هم مهم است. برخی دلایل به وضعیت دورپیوندها مرتبط است که سبب تغییر الگوهای جوی در مقیاس ماه یا فصل میشوند و هنگامی که چند عامل مخرب همزمان رخ دهند، اثر تخریبی آن‌ها شدت می‌یابد. برای مثال در سال جاری هم شاخص نوسان جنوبی (ENSO) و هم شاخص دو قطبی اقیانوس هند (IOD) منفی بودند؛ ترکیب این دو شاخص در فاز منفی اثر تخریبی بر میزان بارش در مناطق شرقی آفریقا و جنوب غرب آسیا دارد و سبب کاهش بتارش به کمتر از نرمال می‌شود.»

    تخریب سرزمین یکی از عوامل انسانی تشدید کننده خشکسالی است

    رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور گفت: «با این حال، با توجه به خشک-نیمه خشکی اقلیم ایران، مدیریت نامناسب منابع آب وضعیت خشکسالی را تشدید کرده است. برداشت بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی، توسعه صنایع آب‌بر در مناطق نامناسب، توسعه و جانمایی جمعیت در برخی کلانشهرها که پتانسیل کافی برای پذیرش این تعداد را ندارند، شبکه‌های انتقال و توزیع فرسوده با هدررفت آب و عدم رعایت پتانسیل اقلیمی با توجه به محدودیت‌های سرزمینی از جمله دلایل انسانی تشدید خشکسالی هستند. اجرای ناقص یا به تاخیر افتادن اجرای آمایش سرزمینی نیز باعث شده ظرفیت‌های مناطق به‌درستی مدیریت نشود.»

    میزان تقاضا برای آب از توان اقلیمی تولید در برخی مناطق فراتر است

    او افزود: «هر منطقه دارای ظرفیت محدودی است؛ همانند یک اتوبوس که تنها تا ظرفیت معین می‌تواند مسافر حمل کند. اگر بیش از ظرفیت بارگذاری شود، ازدحام ایجاد می‌شود و همه در تنگنا قرار می‌گیرند. در حوزه منابع آب، هر منطقه توان مشخصی برای جانمایی جمعیت، کشاورزی و صنایع دارد. اگر میزان تقاضای آب از توان اقلیمی فراتر رود، پس از چند سال دچار تنش و بحران می‌شود. رعایت نکردن این اصل در چند ده سال گذشته، رفته رفته سرزمین ما را دچار تخریب کرده و در نهایت به فرونشست زمین منجر شده است.»

    فرورفتن زمین واکنش طبیعت به نابخردی‌های رفتار انسانی است

    وظیفه گفت: «وقتی به هر دلیلی از سفره‌های زیرزمینی به‌طور مداوم آب برداشت می‌کنیم و رودخانه‌ها و سدها پاسخگوی نیاز نیستند، زمین جز فرورفتن چاره‌ای ندارد. همان‌طور که اگر خانه‌ای کنار رودخانه بسازید و سیل بیاید، خانه شما را می‌‎برد چرا که عامل نا‌بسامانی است، اکنون نیز زمین با فرورفتن خود به وضعیت نامناسب ایجادشده توسط رفتارهای نابهنجار انسان واکنش نشان می‌دهد. طبیعت مسیر خود را دنبال می‌کند. پتانسیل منابع وجود نداشته و ما در بخش‌های مختلف به‌طور مداوم بارگذاری بیش از حد کرده‌ایم، و نتیجه آن بحرانی است که امروز با آن مواجه هستیم.»

    او افزود: «در حال حاضر که تقریبا به نیمه آذر رسیدیم میزان کمبود بارش در بسیاری از مناطق کشور بیش از ۸۰ تا ۹۰ درصد کمتر از نرمال است. اساساً قبل از سامانه بارشی اخیر، در بیش از ۲۰ استان حتی یک قطره باران هم نباریده بود، از جمله در تهران. من واقعا نگرانم که در سال‌های آینده وضعیت بدتر از امسال شود. چرا؟ زیرا اکنون با کاهش شدید بارش، منابع ورودی سدها به شدت کاهش یافته است. اما این کاهش تنها به دلیل کم‌بارشی نبوده است.»

    مشکل فقط بی‌بارانی نیست، برداشت‌های بی‌رویه در بالادست سدهاست

    این کارشناس ارشد خشکسالی گفت: «یکی از دلایل مهم کاهش خروجی آب سدها، برداشت‌های بی‌رویه در بالادست سدهاست. اگر حوضه‌های آبی سد کرج و لتیان را بررسی کنیم، متوجه می‌شویم که در بالادست، با ایجاد باغ‌ها و باغچه‌ها و ویلاها، به‌طور مستقیم و بی رویه از رودخانه‌ها و چشمه‌ها برداشت می‌شود. چشمه‌ها با ایجاد موانع بسته می‌شوند و برای استفاده شخصی از منابع طبیعی عمومی مورد استفاده و بهره‌برداری اند، در حالی که در گذشته آب خروجی آنها سهم عمومی و رودخانه بوده‌اند که به سدها منتهی می‌شدند. اکنون این برداشت‌ها به شکل بی‌رویه و بدون ضابطه و با تعداد و شمار بیش از حد تصور انجام می‌شود.»

    منابع بالادستی شهری با ۱۵ میلیون جمعیت بدون مدیریت رها شده

    او افزود: «از طرف دیگر، تبخیر و تعرق در برخی مناطق ایران بیش از ۳۰۰۰ میلی‌متر است. در چنین اقلیمی، ایجاد استخرهای روباز با این تعداد بی شمار و رها سازی آب در جوی‌های روباز باغ‌ها و ویلاها سبب تشدید تبخیر و از دست رفتن آب می‌شود. اگر با بکارگیری تصاویر ماهواره از بافت و کاربری زمین حداقل در دو دهه اخیر،  مقایسه‌ای از تغییرات سطح زمین در اغلب مناطق ایران و به خصوص در استانهای تهران و البرز انجام دهیم، متوجه عمق این تغییرات و تخریب سرزمین میشویم. مخازن آب در بالادست سدها شامل استخرهای کشاورزی و باغات و باغچه ها حتی در زمستان‌ها نیز پر از آب هستند و سطح تبخیر را بسیار بیش از گذشته رسانیده اند. این مسایل واقعا بغرنج و چند بعدی بوده و در پی بی‌توجهی و سهل‌انگاری یا به هر دلیل دیگر، متاسفانه به راحتی قابل حل نیستد. کلانشهری که ۱۴ میلیون جمعیت دارد و شدیدا وابسته به منابع بالادستی است، نمی بایست مدیریت آب و حوضه در بالا دست آن اینگونه باشد.»

    وضعیت در سال‌های آینده بدتر خواهد شد

    وظیفه گفت: «با توجه به گرمایش زمین و تغییر اقلیم و همچنین تغییرات انسانی شامل تخریب محیط و از بین بردن منابع طبیعی، میتواند به وضعیت بدتر در سال‌های آینده منجر شود. در حال حاضر بخش مهمی از نیاز آب شرب کلانشهرها در ایران از جمله تهران، از منابع زیرزمینی آب تامین می‌شود. با عدم تجدید آّب زیرزمینی به دلایل متعدد، از جمله فراوانی و تشدید خشکسالی‌ها، برداشت‌های فراتر از میزان جایگزینی آب، منابع زیرزمینی بسیار ناپایدار هستند و برای مثال زمین به شدت در جنوب تهران در حال فرونشست است. در عین حال همزمان با انتقال آب اغلب حوضه‌های مجاور به تهران، که بخشی از آن وارد زمین می‌شود، با این حال زمین دشت‌های جنوب تهران و البرز همچنان در حال فرونشست است. مشخص است که چرخه طبیعی آب رعایت نمی‌شود. این فرونشست نشان‌دهنده بحران است و مشکل یا بحران آب حتی در سطح تامین آب شرب میتواند در آینده تشدید شود.»

    توان و تولید آب از منابع زیرزمینی مشابه سال جاری نیست/ احتمال رسیدن به روز صفر آبی وجود دارد

    او افزود: «با برداشت‌های آب در میزان فعلی توان و تولید آب از منابع زیرزمینی مشابه سال جاری نخواهد بود و حتما در آینده کمتر خواهد شد و شکی در آن نیست. اگر چنین خشکسالی ادامه پیدا کند، در آن صورت احتمال رسیدن به روز صفر آبی وجود دارد، زیرا منابع زیرزمینی پاسخگو نخواهند بود و وضعیت مانند امروز نخواهد بود. از سوی دیگر، منابع سطحی نیز ممکن است با خشکسالی شدیدتری مواجه شوند.»

    حتی اگر بارش زمستان نرمال باشد همچنان با کمبود مواجهیم

    رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی گفت: «اگر امسال بارش زمستانی نرمال داشته باشیم که احتمال آن قابل توجه است، به دلیل خشکی مفرط پاییز، کمبود آب تداوم خواهد یافت. بارش پاییز بطور نرمال حدود ۲۵ بارش سال کشور را تامین میکند که سهم نیمه شمالی و بخصوص دامنه های البرز بیش از این درصد است. تاکنون که به نیمه آذر رسیدیم حتی ۵ درصد بارش سال  هم از بارش های پاییزی تامین نشده است. بنابراین اگر بارش زمستان و بهار نرمال بشود، باز هم ۲۰ درصد کمبود خواهیم داشت؛ مگر اینکه اتفاق استثنایی مانند اسفند سال ۹۷ تا فروردین سال ۹۸ رخ دهد که احتمال آن ضعیف است و در این صورت بارش‌های رگباری می‌تواند منابع سطحی، یعنی سدها، را پر کند.»

    آب قبلا از عمق ۲ متری استخراج می‌شد حالا از عمق ۲۰۰ تا ۳۰۰ متری

    او افزود: «با این حال، بخصوص در سه دهه گذشته نزدیک به ۱۶۰ میلیارد متر مکعب از منابع زیرزمینی برداشت شده و زمین در حال فرونشست است. هدف اصلی باید پر کردن سفره‌های زیرزمینی باشد تا وضعیت سرزمین به پایداری برسد. جایی که قبلا آب از عمق ۱۰ تا ۲۰ متری استخراج می‌شد، اکنون از چاه‌های ۲۰۰ تا ۳۰۰ متری برداشت می‌شود. جبران این میزان برداشت زمان‌بر است و با بارش یک تا ده سال قابل جبران نیست، حتی اگر سال‌های پربارش متوالی داشته باشیم. دلیل آن این است که نیاز و تقاضای ایجاد شده بسیار بیشتر از ظرفیت منابع در دسترس است و به همین دلیل بدون توجه به عواقب، از منابع زیرزمینی برداشت شده است.»

    چاه‌های مجاز، بیشترین برداشت‌های غیرمجاز را دارند

    وظیفه گفت: «جالب است بدانید چاه‌هایی که مجاز و پروانه‌دار هستند، بیشترین برداشت‌های غیرمجاز را دارند. یعنی بیشترین برداشت غیرقانونی از چاه‌هایی انجام می‌شود که پروانه دارند و این موضوع قابل توجه است. فراموش نکنیم که اگر آب نباشد، تمام جامعه تحت تاثیر قرار می‌گیرد، از جمله بروز مهاجرت‌های اقلیمی.»

    ورشکستگی آبی تا حدودی عنوان یاس‌آوری است

    او افزود: «اینکه بگوییم به ورشکستگی آبی رسیده‌ایم، چندان عنوان مناسبی نیست، زیرا در این صورت دست روی دست می‌گذاریم و کاری از پیش نمی‌بریم. ما دچار بحران آبی هستیم؛ از جمله در تهران، مشهد و تبریز، و باید با خردورزی ابتدا اشتباهات گذشته را بپذیریم و سپس راه‌های بهینه را در پیش بگیریم. اولین گام، مدیریت و کاهش تقاضاست. این برنامه، یک‌ساله یا دوساله نیست، بلکه نیازمند برنامه‌ای درازمدت است.»

    باید مدیریت تامین‌محور آب را به مدیریت تقاضامحور تبدیل کنیم

    در نهایت این متخصص محیط زیست در بخش خشکسالی تاکید کرد: «تغییر اقلیم، پنجره زمانی ما را محدود کرده و شرایط را سخت‌تر کرده است. بنابراین باید از هر روشی که می‌توانیم برای بهبود وضعیت استفاده کنیم و مدیریت تامین‌محور آب را به مدیریت تقاضامحور تبدیل کنیم. در هر جایی نباید تقاضای آب بیشتر وجود داشته باشد و تقاضاهای بی‌مورد گذشته باید حذف شوند. در این صورت، می‌توان به پایداری تدریجی مناطقی که درگیر بحران و تنش آبی هستند نزدیک شد. قطعا شرایط آسانی پیشِ‌رو نخواهیم داشت، اما با خردمندی می‌توان این مسئله را مدیریت کرد.»

  • زنگ صرفه‌جویی آب به صدا درآمد / ۱۶ سد کشور کمتر از ۱۰ درصد پرشدگی دارند / تهران به وضعیت «صفر آب» نزدیک شد

    زنگ صرفه‌جویی آب به صدا درآمد / ۱۶ سد کشور کمتر از ۱۰ درصد پرشدگی دارند / تهران به وضعیت «صفر آب» نزدیک شد

    به گزارش اقتصادران، آخرین گزارش وزارت نیرو درباره میزان ذخایر آب سدهای کشور نشان می‌دهد که حجم ورودی به مخازن سدها از ابتدای مهر امسال تا ۸ آذر ماه، با کاهش ۳۸ درصدی نسبت به مدت مشابه پارسال، معادل ۲٫۳۳ میلیارد مترمکعب است و مخازن سدهای مهم کشور هم فقط ۳۲ درصد پرشدگی دارند.

    طبق این گزارش ۱۶ سد کشور در استان‌های تهران، خراسان رضوی، آذربایجان غربی، هرمزگان، گیلان، زنجان، کرمان و فارس کمتر از ۱۰ درصد پرشدگی دارند که به‌طور مشخص، میزان پرشدگی سدهای لار، امیرکبیر، لتیان ماملو در استان تهران فقط ۸ درصد است آن هم در حالی که طبق گزارش وزارت نیرو، مصرف فعلی پایتخت حدود ۳۳.۵ مترمکعب در ثانیه است که فقط ۱۶ مترمکعب از این رقم، از منابع زیرزمینی برداشت شده و مابقی آن باید از ذخایر سدها تامین شود که ذخایر آبی سدهای تهران هم حاکی از کمبود  سه‌ میلیارد  مترمکعبی  است .

    این میزان پرشدگی در حالی حکایت از فوق بحرانی شدن وضع منابع تامین آب این استان‌ها دارد که طبق گزارش سازمان هواشناسی کشور، میزان بارش در فاصله اول مهر تا ۷ آذر امسال با کاهش ۸۸٫۳ درصدی نسبت به مدت مشابه پارسال به‌طور میانگین ۳٫۹ میلیمتر بوده در حالی که در مدت مشابه پارسال، ۳۳٫۵ میلیمتر ریزش جوی در کشور ثبت شده بود و علاوه بر آنکه بارش در تمام استان‌ها در این بازه زمانی کمتر از حد نرمال بوده و استان‌های بوشهر، خراسان جنوبی، قم و یزد از این حیث بدترین وضع را در این مدت داشتند، ۹ استان کشور هم طی ۶۷ روز و از ابتدای مهر امسال، هیچ ریزش جوی نداشتند و به‌طور مشخص، میانگین بارش در استان تهران هم حاکی از آن است که از ابتدای مهر تا ۷ آذر امسال، میانگین بارش در این استان، با کاهش ۹۷٫۴ درصدی نسبت به مدت مشابه پارسال، ۱٫۲ میلیمتر  بوده  است.

    در دهمین روز آذر ماه، احد وظیفه که ریاست مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران سازمان هواشناسی را برعهده دارد، در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا اعلام کرد که ۷۰ روز اخیر، با توجه به اینکه بسیاری نقاط کشور در این بازه زمانی هیچ گونه بارشی نداشته‌اند، یکی از خشک‌ترین پاییزهای پنج دهه اخیر بوده و مدیرعامل آبفای استان تهران هم گفت که خشکسالی ۵ ساله تهران، در یک قرن اخیر بی‌سابقه بوده است.
    در میزگردی که هفته اول آذر امسال در خبرگزاری ایسنا برگزار شد، مهدی زارع (استاد تمام پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله)، رضا سپهوند (دبیر کمیسیون انرژی مجلس) و هومان لیاقتی (عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی) ابعاد بحران آب در کشور را  تشریح کردند.

    مهدی زارع با این هشدار که کاهش بارندگی به ‌دلیل تداوم خشکسالی و همچنین ضعف در به‌کارگیری روش‌های علمی در مدیریت منابع آب، کشور را وارد شرایط نگران‌کننده‌ای کرده، گفت: «سال آبی ۹۸-۱۳۹۷ یکی از سال‌های پربارش کشور بود و سیلاب فروردین ۹۸ در ۱۹ استان رخ داد، اما پس از آن سال، عملا به‌ صورت پی‌درپی با کمبود بارش روبه‌رو بوده‌ایم و در ۵ سال گذشته، بارندگی سالانه تقریبا همواره زیر ۲۰۰ میلیمتر بوده و حتی به حدود ۱۵۰ میلیمتر رسیده در حالی که در سال‌های نسبتا پربارش، متوسط بارندگی کشور حدود ۲۵۰ میلیمتر است. بنابراین اکنون با کاهش حدود ۳۰ تا ۴۰ درصدی بارش نسبت به دوره‌های نرمال مواجهیم. البته خشکسالی در کشور تنها در سطح هواشناسی و کشاورزی باقی نمانده و در بسیاری مناطق، وارد مراحل اقتصادی و اجتماعی شده چنانکه در برخی حوزه‌ها مانند دریاچه ارومیه و تالاب هامون، حتی نشانه‌های خشکسالی اکولوژیک مشاهده می‌شود؛ به این معنا که برخی گونه‌ها از محیط حذف شده‌ یا می‌شوند و این موضوع در بلندمدت مشکلات جدی برای تنوع زیستی و محیط‌زیست کشور ایجاد خواهد کرد.

    اما آثار خشکسالی در شهرها هنوز به‌طور کامل آشکار نشده در حالی که یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها، شهر تهران است و بیش از یک‌سال است گزارش‌هایی درباره فرونشست زمین در منطقه ۱۸ با نرخ ۱۸ تا ۳۰ سانتی‌متر در سال منتشر می‌شود که البته این پدیده بخشی از تبعات مستقیم خشکسالی و برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی است. طبق آمارها ۱٫۲ میلیارد مترمربع نیاز آبی تهران است که طبق آمارهای رسمی ۵۰ درصد از این نیاز، از آب‌های زیرزمینی تامین می‌شود ولی برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد در ۶‌ ماه اول سال، این سهم برای تهران و البرز حتی بالاتر و حدود ۷۰ درصد بوده و برداشت‌های فعلی از آب‌های زیرزمینی در حدود ۶۷۰۰ میلیون مترمکعب در سال و در بازه ۱۰ ساله حدود ۶ تا ۷ میلیارد مترمکعب است که بخش مهمی از این برداشت‌ها مربوط به مناطق مسکونی پُرشمار است، آن هم در حالی که تهران کم آب است و آب سدها در سال جاری به خشکی کامل کشیده شده است. اگر روند برداشت فعلی ادامه یابد و برنامه‌ریزی در مدیریت منابع آب اصلاح نشود، در برخی نقاط شهری چاره‌ای جز قطع یا محدودسازی برنامه‌ریزی‌شده آب وجود نخواهد داشت. علاوه بر تهران، بخش‌هایی از سرزمین عملا به خشکی کامل رسیده‌اند و تبعات خشکسالی‌ و از جمله، آلودگی شدید آب‌های زیرزمینی، بروز فرونشست‌های متفاوت یا تغییر شکل‌های بزرگ در سطح زمین با آسیب به خانه‌های مردم و کاهش نفوذپذیری خاک در گستره‌های وسیع، از سال‌های ۱۴۰۷ و ۱۴۰۸ به ‌تدریج خود را نشان خواهد داد. وقتی در یک بازه تقریبا ۱۰ ساله حدود ۶ تا ۷ میلیارد مترمکعب آب از لایه‌های زیرزمینی خارج می‌شود، این حجم عظیم برداشت پیامدهای زمین‌شناختی قابل ‌توجهی دارد و یک نگرانی شخصی و تخصصی من در این حوزه، تاثیر این برداشت‌ها بر گسل‌های فعال است. از نظر تئوریک نشان داده‌ایم که این میزان افت سطح آب می‌تواند بر گسل‌های فعال تهران  نیز  اثر بگذارد.»

    رضا سپهوند هم در حالی که یکی از عوامل اصلی خشکسالی و بحران کنونی را، تغییرات گسترده اقلیمی دانست، گفت که میانگین بارش امسال نسبت به سال گذشته ۸۴ درصد کاهش یافته و تاکید داشت که حکمرانی آب، از دیگر دلایل بحران کنونی کشور است و گفت: «با وجود قانون توزیع عادلانه آب (مصوب سال ۱۳۶۱ مجلس) دولت‌ها این قانون را اجرا نکرده‌اند. طبق اصل ۴۵ قانون اساسی، حکمرانی بر آب از بر تا رودخانه‌ها، سراب‌ها، چشمه‌ها و آب‌های زیرزمینی کاملا بر عهده دولت است و دولت باید مدیریت می‌کرد ولی پس از پنج دهه، از دوران اصلاحات ارضی تا امروز، به این وضعیت بحرانی رسیده‌ایم. بنابراین، بخش بزرگی از بحران کنونی، ناشی از سیاست‌های غلطی است که به دلیل ضعف قانونگذاری و عدم دقت قانونگذاران در موضوع حکمرانی آب، فشارهای سیاسی و منطقه‌ای مسبب اجرای نادرست سیاست‌ها، اتفاق افتاده که طرح بزرگ قمرود، مصداقی از این سیاست‌های غلط است. در این طرح ۱۸۰ میلیون مترمکعب آب به قم منتقل می‌شود و قرار بود این آب برای شرب باشد، اما به دنبال توسعه صنعتی شدید در قم، طرح‌های گلخانه‌ای، فضای سبز، تولید ماهیان خاویاری و… در دل کویر گسترش یافته‌اند. این سیاست‌های غلط موجب انتقال جمعیت شده در حالی که حکمرانی آب مترادف با حکمرانی جمعیت است. چرا باید ۱۵ میلیون نفر در تهران متمرکز شوند؟

    اگر این حجم آب به تهران منتقل نمی‌شد و اینقدر آب زیرزمینی برداشت نمی‌کردیم، چرا باید شهر این‌طور گسترش می‌یافت؟ چرا باید امکانات را به تهران می‌آوردیم تا جمعیت جذب شود و حالا برای تامین آب آن دچار بحران شویم؟ عامل دیگری که امروز ما را درگیر بحران کرده، ضعف دیپلماسی آب است. ما با اغلب کشورهای همسایه، از افغانستان و ارمنستان تا ترکیه و عراق، در مساله آب مشکل داریم و ضعف در دیپلماسی باعث شده حقوق آبی ما  در حوضه‌های مرزی حفظ نشود. در ترکیه دو طرح بزرگ اجرا شده که بخش عمده‌ای از آنها روی رودخانه ارس قرار دارد. سوال این است که دیپلماسی ما چرا تا این حد ضعیف عمل کرده که بخش قابل‌ توجهی از حقابه‌مان از دست رفته و امروز ما دچار بحران شده‌ایم؟ ریزگردها و خشک شدن تالاب‌ها، از دیگر پیامدهای این سیاست‌های غلط است چنانکه ریزگردهایی که اکنون از غرب وارد کشور می‌شوند تا حد زیادی به خشک شدن تالاب‌های عراق و بخش‌هایی از داخل کشور برمی‌گردد که عامل آن، طرح‌های بالادستی و مدیریت نامناسب منابع آبی در منطقه است و در این زمینه هم، دیپلماسی آب ما ناکافی عمل کرده است. بیش از ۸۰ تا ۹۰ درصد آب کشور در کشاورزی مصرف می‌شود آن هم در شرایطی که الگوی کشت در بسیاری از استان‌ها هیچ‌گونه توجیه اقلیمی و مزیتی ندارد.

    مثلا در استانی با دمای ۵۰ درجه که هیچ مزیتی هم در تولید برنج ندارد، حدود ۲۵۰ هزار هکتار سطح زیرکشت برنج داریم در حالی که در چنین اقلیمی باید محصولاتی مانند گندم و ذرت کشت شود نه اینکه منابع آبی به کشت برنج و هندوانه و سیب‌زمینی اختصاص پیدا کند. در بسیاری از مناطق کشور، بحران آب نتیجه فقدان الگوی کشت صحیح و مصرف گسترده سموم و کودهای شیمیایی است آن هم در حالی که مصرف بی‌رویه سموم و کودهای شیمیایی، نه تنها مصرف آب را به ‌شدت افزایش می‌دهد، یکی از عوامل اصلی افزایش موج سرطان در کشور است و البته به دلیل نظارت ناکافی وزارت جهاد کشاورزی بر این روند، محصولات ما زمانی که به مرزها می‌رسند، به دلیل سطح بالای آلودگی اجازه ورود به  بازارهای خارجی را پیدا  نمی‌کنند، چون باقی مانده   سموم آنها  بالاست.»

    هومان لیاقتی هم با ابراز نگرانی نسبت به میزان بسیار زیاد مصرف آب در بخش کشاورزی در این وضع بحرانی گفت که حدود ۹۰ درصد منابع آبی برای کشاورزی مصرف می‌شود در حالی که در کشور کانادا، میزان آب مصرفی برای بخش کشاورزی، حدود ۱۲ درصد است و افزود: «در کنار بحران آب در کشاورزی، در شهرهای بزرگ در شرایط اورژانسی قرار داریم و در سطح ملی نیازمند استراتژی‌های جدید در حکمرانی آب هستیم. در شرایط فعلی باید همه جا درباره مصرف آب به شکل اورژانسی صحبت کرد. صداوسیما، مساجد، حتی مکان‌هایی مثل تئاتر، سینما و کنسرت، همه اینها باید پنج دقیقه از برنامه‌های خود را به آگاهی درباره وضعیت آب در شهر تهران اختصاص دهند. شرایط آب بحرانی است؛ وقتی آب نباشد، بهداشت هم وجود ندارد.اکوسیستم شهرهای بزرگی چون تهران، تبریز و مشهد به آب نیاز دارد .مثلا اگر فردا بگوییم آبیاری فضای سبز را قطع کنیم، با اینکه حدود ۲۰۰ میلیون مترمکعب آب در تهران صرف فضای سبز می‌شود، این کار پیامد دارد و این شهر با آلودگی هوا، نبود تصفیه طبیعی، ریزگردها و مشکلات متعدد مواجه می‌شود، چون فضای سبز، سالانه به‌طور متوسط حدود ۷ نوع گرد و غبار را جذب می‌کند. طبق آمارهای سال گذشته، هر شهروند تهرانی حدود ۲۵۰ لیتر آب مصرف می‌کند در حالی که استاندارد جهانی مصرف آب برای هر شهروند ۱۳۰ لیتر و طبق استاندارد سازمان بهداشت جهانی ۱۵۰ لیتر و در کشور پیشرفته‌ای مثل آلمان ۱۲۲ لیتر است.

    مصرف با جریمه و زور و تحمیل هزینه به مردم پایین نمی‌آید، بلکه برای تحقق آن در درجه اول نیازمند فرهنگسازی و آموزش صحیح هستیم که آموزش صحیح هم یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد. خواهش از مردم این است که در این شرایط بحرانی کمک کنند تا وضعیت تهران به «روز صفر آب» و وضع غیر قابل مدیریت نرسد. بازچرخانی آب در شهر تهران یک امر ضروری است و باید آب شرب و آب خاکستری از هم جدا شوند که این مساله، سال‌ها مطرح بوده و حتی پیشنهاد‌های سرمایه‌گذاری در این زمینه وجود داشته، اما به دلایل مختلف و از جمله، چارچوب‌های اقتصادی کشور، اجرا نشده است. در هیچ جای دنیا، آب شرب را برای همه‌ چیز استفاده نمی‌کنند. نمی‌توانیم صنایع را تعطیل کنیم، اما باید با بهره از تکنولوژی، آب خاکستری به این واحدها تحویل بدهیم.توجه جدی به «آمایش سرزمینی» ضروری است و الگوی کشت هم جزیی از آمایش سرزمینی است. در اطراف دریاچه ارومیه کشت محصولاتی مانند انگور کاهش یافت و به‌ جای آن سیب، گوجه و هلو کشت شد که مصرف آب بسیار بیشتری دارند و در مقابل، صادرات غیرنفتی مانند کشمش که در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی در دنیا اول بودیم، کاهش یافت و البته این تغییرات بدون توجه به مزیت‌های سرزمینی انجام شد و به بخشی از اقتصاد نیز آسیب زدیم، چون مزیت‌های سرزمینی خودمان را ندیدیم و بنابراین، خیلی از مواقع، ما با محصولات صادراتی، آب را هم صادر می‌کنیم چنانکه برای تولید یک لیتر شیر، بیش از هزار لیتر و برای تولید یک کیلوگرم پرتقال، بیش از هزار لیتر آب مصرف می‌شود و اگر مجموع آب شیرینی که برای تولید کالا، ارائه خدمات یا مصرف مستقیم یک فرد به‌کار می‌رود در نظر بگیریم، تصویر دقیق‌تری از فشار وارد بر منابع آبی به دست می‌آید.»

    مهدی زارع، هفته قبل هم در یک گزارش اینترنتی که در فضای مجازی منتشر شد، در مورد دلایل بحران آب در ایران و تبعات آن اعلام کرده بود: «کشور ما در یک نوار بیابانی در نیمکره شمالی و در منطقه‌ای قرار دارد که صحراها و بیابان‌های مهم دنیا و مناطق مهم خشک هم در این نوار بیابانی قرار گرفته‌اند و بنابراین، کشور ایران در کنار عربستان و بیابان گوبی و صحرای ترکستان واقع شده در حالی که این مناطق، منطقه خشک تلقی می‌شوند. اما دلیل اصلی کم بارشی در این منطقه هم این است که توده‌های هوای پر فشار و گرم و خشک بر این منطقه حاکم می‌شود و متاسفانه در سال‌های اخیر و به خصوص امسال، این توده هوای پرفشار گرم و خشک ماندگاری داشته چنانکه در ماه‌های مهر و آبان ۱۴۰۴ همین توده هوای پرفشار گرم و خشک موجب عدم بارش در بسیاری نقاط کشور و از جمله در شهر تهران و رشته کوه‌های البرز شد در حالی که تامین آب تهران، به این رشته کوه‌ها به عنوان نقاط بالادست پایتخت  وابسته  است.»

    زارع در ادامه صحبت‌هایش به نقش گرمایش زمین هم اشاره کرد و افزود: «در هر دهه برآورد می‌شود حدود نیم درجه افزایش دما را تجربه کنیم و طی دهه‌های اخیر حدود ۲ تا ۲٫۵ درجه افزایش دما هوا اتفاق افتاده که البته این افزایش دما، تبعاتی مثل افزایش تبخیر و افزایش از دست رفتن آب‌های سطحی را به دنبال دارد. علاوه بر این، در دهه‌های اخیر با افزایش پمپاژ آب‌های زیرزمینی مواجه بوده‌ایم چنانکه طبق برآوردها، طی ۵۴ سال اخیر، حدود ۱۶۰ میلیارد مترمکعب از مخازن زیرزمینی برداشت شده و به‌طور مشخص در محدوده تهران و مناطق پیرامون، در ۵ سال اخیر که با خشکسالی پی در پی مواجه شده‌ایم، میزان برداشت از آب‌های زیرزمینی حدود ۵۰۰ میلیون مترمکعب در سال بوده که حاکی از رشد تجمعی فوق‌العاده بالای برداشت از سفره‌های زیرزمینی برای همین محدوده شهری است و البته نتیجه این برداشت، یک کسری تجمعی در آب بوده که این کسری، برای محدوده تهران و اطرافش حدود ۶ میلیارد و در استان البرز حدود ۲ میلیارد مترمکعب برآورد می‌شود.»

    بی‌توجهی به آمایش سرزمینی و تجمع جمعیت بیش از ظرفیت منابع آبی و انرژی استان تهران، از دیگر نکات مورد اشاره زارع بود که این استاد تمام پژوهشگاه زلزله‌شناسی در این مورد هم گفت: «جمعیت ایران در سال ۱۳۴۰ که شروع اصلاحات ارضی است حدود ۲۲ میلیون نفر، در سال ۱۳۵۰ حدود ۲۸ میلیون و در سال ۱۴۰۴ حدود ۸۷ میلیون نفر است که با اضافه کردن جمعیت ۷ میلیون نفری مهاجران و اتباع مجاز و غیرمجاز ساکن در کشور، جمعیت کل حدود ۹۴ میلیون نفر است. اما سرانه آب در سال ۱۳۴۰ و برای جمعیت ۲۲ میلیون نفری حدود ۷ هزار لیتر بوده و امروز ۹۴ میلیون نفر ساکن داریم که همگی از تمام منابع آب و انرژی هم استفاده می‌کنند. معمولا آمار جمعیت اتباع و مهاجران در مصرف آب و انرژی محاسبه نمی‌شود، چون جمعیت کشور را بر مبنای تعداد افراد دارای شناسنامه و کارت ملی شمارش و گزارش می‌ کنند در حالی که تعداد واقعی ساکنان کشور، جمعیت دارای کارت ملی به علاوه اتباع است و به خصوص، از سال ۱۴۰۰ به این سو با موج گسترده مهاجرت اتباع به داخل ایران مواجه شده‌ایم. بنابراین، جمعیت کشور در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال ۱۳۴۰ حدود ۴٫۳ برابر و نسبت به سال ۱۳۵۳ حدود ۳٫۳ برابر افزایش یافته ولی سرانه آب برای هر نفر از ساکنان ایران حدود یک‌دهم سال ۱۳۴۰ است. تاکید من بر تاریخ شروع اصلاحات ارضی به عنوان مبدا، از این جهت است که با شروع انقلاب سفید و اصلاحات ارضی، ساختار تولید کشاورزی و مصرف و توزیع جمعیت و مهاجرت هم تغییر کرده و اگرچه که در تمام زمینه‌ها، شاهد پیشرفت و توسعه بوده‌ایم، اما متاسفانه در خیلی از جنبه‌ها این توسعه ناپایدار بوده چنانکه امروز شاهدیم که در عمل، همزمانی تغییر اقلیم و گرم شدن زمین با فعالیت‌های انسانی و مدیریت نامناسب و بذل و بخشش و توزیع نامناسب منابع در کشور، زندگی مدرن‌تر ولی بسیار پرمصرف و با صرف دست و دل‌ بازی از منابع طبیعی و سطحی و سفره‌های زیرزمینی کشور بوده و البته، نتیجه این توسعه این است که امروز با رشد ۴٫۳ برابری جمعیت ساکن ایران، سرانه آب به یک‌دهم ۶۴ سال قبل کاهش یافته شده و این وضع ما را در شرایط کمبود مطلق آب قرار می‌دهد به گونه‌ای که وضعیت‌مان حتی نسبت به ۵ سال قبل بغرنج‌تر و پیچیده‌تر شده است.»

  • ۷۰ روز از پاییز گذشت بی هیچ بارانی / خشکسالی فقط مختص ایران است؟ / چشم‌ها به زمستان دوخته شد

    ۷۰ روز از پاییز گذشت بی هیچ بارانی / خشکسالی فقط مختص ایران است؟ / چشم‌ها به زمستان دوخته شد

    به گزارش اقتصادران، احد وظیفه اظهار کرد: از نظر بارندگی واقعاً پاییز بی‌مانندی است. هیچ‌وقت چنین پاییز کم‌بارشی را در دوره‌های آماری ندیده‌ایم. اکنون حدود ۷۰ روز از پاییز گذشته و بسیاری از نقاط کشور هیچ‌گونه بارشی نداشته‌اند. من که نزدیک سه دهه در هواشناسی فعالیت دارم چنین وضعی را رویت نکرده‌ام و داده‌های آماری پنج دهه گذشته هم همین را تأیید می‌کنند.

    وی افزود: این خشکسالی بسیار کم‌سابقه فقط مختص ایران نیست و کشورهای مجاور ما نیز با چنین وضعیتی روبه‌رو هستند.

    آغاز تغییر الگوی بارشی از هفته جاری

    وظیفه ادامه داد: براساس مدل‌ها به‌نظر می‌رسد از هفته جاری امواج بارشی وارد کشور شوند. از امروز (۱۰ آذرماه) در سواحل شمالی، شمال‌ غرب و غرب کشور بارش‌هایی خواهیم داشت؛ هرچند شدید نیستند اما نسبت به شرایط کنونی یک تغییر محسوب می‌شوند.

    موج گسترده‌تر در هفته دوم

    رییس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران سازمان هواشناسی در ادامه گفت: از اواسط هفته آینده موج دیگری از غرب وارد کشور می‌شود که انتظار می‌رود تا پایان همان هفته موجی بارندگی‌های مناسبی در غرب، جنوب‌غرب و دامنه‌های جنوبی البرز از جمله استان تهران شود بنابراین باید حدود ۱۰ روز صبر کنیم تا بارش‌ها به‌طور جدی آغاز شوند.

    چشم‌انداز بارش‌های زمستانی؛ نرمال تا فراتر از نرمال

    وظیفه درباره پیش‌بینی وضعیت جوی زمستان گفت: بیشترین احتمال برای بارش‌های زمستان، قرار گرفتن در محدوده نرمال است و برای جنوب‌ غرب کشور احتمال بارش فراتر از نرمال وجود دارد، یعنی بارندگی‌ها در حد متوسط زمستان‌های ۴۰ سال اخیر خواهند بود.

    ماهیت بارش در زمستان

    وظیفه درباره نوع بارش‌های زمستانه توضیح داد: بارندگی در زمستان اصولاً درارتفاعات به‌صورت برف است و «خط برف» تعیین‌کننده شکل بارش‌هاست. به عنوان مثال حتی در بارش ضعیف اخیر در ایستگاه ۷ توچال و بالاتر برف گزارش شد. خط برف بستگی به دما دارد و محدوده‌ای است که از آن ارتفاع به بالا بارش برف و پایین‌تر باران اتفاق می‌افتد.

    به گفته وی برف بهترین شکل بارش برای ذخیره آب است؛ به‌سرعت جاری نمی‌شود و در ادامه فصل و سال آبی با ذوب آرام، چشمه‌ها و رودخانه‌ها را تغذیه می‌کند.

    پیش‌بینی برای تهران بعد از چند ماه بدون بارش مؤثر

    وظیفه درباره وضعیت بارندگی تهران اظهارکرد: اگر مدل‌ها محقق شود، دوشنبه هفته آینده (۱۶ آذر) موج بارشی وارد می‌شود و دوشنبه شب تا سه‌شنبه احتمال بارندگی در تهران وجود دارد؛ به‌ویژه در ارتفاعات البرز. مدل‌ها نشان می‌دهند که ممکن است ارتفاعات شمال تهران به‌طور کامل سفیدپوش شوند.

    وی تأکید کرد: در علم هواشناسی هیچ قطعیتی وجود ندارد. مدل ممکن است امروز یک نتیجه بدهد و فردا با یک تغییر کوچک خروجی عوض شود بنابراین نباید هیچ پیش‌بینی را صددرصد قطعی دانست.

    رییس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران سازمان هواشناسی افزود: امروز به‌ویژه درعرض‌های شمالی تهران، حوزه‌های آبگیر رودخانه‌ها، احتمال دو تا چهار میلی‌متر بارش داریم. مقدار کمی است اما می‌تواند کمی تنش فعلی را کاهش دهد.

    سیلاب زمستانه نمی‌آید

    به گفته وی در این مدت بارش شدید، چون عمدتاً در ارتفاعات برفی است، تبدیل به روان‌آب نمی‌شود و این برای ذخیره‌سازی آبی بسیار ارزشمند است.

    رییس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران سازمان هواشناسی در بخش توضیحات تکمیلی خود گفت: حالا چون سدها خالیست، علاقه داریم بارش‌های سیل آسا رخ دهد و سدها را پر کند اما احتمال رخداد این بارش‌ها کم است. با این حال بارش در بالادست به شکل برف است و این شرایط برای ذخیره آب آینده مناسب است.

    وظیفه در پایان گفت: زمانی که توده‌های هوا وارد فاز سرد زمستانی می‌شود، احتمال بارش‌های رگباریِ سیل‌آسا کم‌ می‌شود. برخلاف سامانه‌های بهاری که گرما و رطوبت باعث همرفتی و ابرهای جوششی می‌شود، در زمستان بارش‌ها غالباً به‌صورت برف یا باران با شدت متوسط‌ است و کمتر سیلاب ناگهانی ایجاد می‌کنند.

  • پایتخت تا ۱۰ سال آینده متروکه خواهد شد؟ / کاهش ذخایر سدها تولید برق‌آبی کشور را مختل کرد

    پایتخت تا ۱۰ سال آینده متروکه خواهد شد؟ / کاهش ذخایر سدها تولید برق‌آبی کشور را مختل کرد

    به گزارش اقتصادران، تهران در آستانه یکی از جدی‌ترین بحران‌های زیست‌محیطی و انسانی تاریخ خود قرار گرفته است؛ بحرانی که از یکسو ظرفیت تأمین آب شرب پایتخت را تهدید می‌کند و از سوی دیگر، بنیان‌های سکونت‌پذیری شهر را نیز به چالش کشیده است. داده‌های جدید مبتنی بر تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که مخازن اصلی تأمین‌کننده آب تهران دچار کاهش کم‌سابقه‌ای شده‌اند و سطح ذخیره آب در برخی از آن‌ها به پایین‌تر از عرف فصلی رسیده است. کاهش ذخایر سطحی در کنار افت شدید آب‌های زیرزمینی و تشدید پنج‌ساله خشکسالی، تهران را به نقطه‌ای رسانده است که مسئولان از احتمال تخلیه بخش‌هایی از شهر و حتی انتقال پایتخت سخن می‌گویند؛ اظهاراتی که هرچند در ظاهر هشدارآمیز است اما عمق وضعیت موجود را به‌خوبی نشان می‌دهد.

    چگونه توسعه شتاب‌زده پایتخت را از درون خالی کرد؟

    تهران در قلب حوضه آبریز مرکزی ایران قرار دارد؛ منطقه‌ای که بیش از نیمی از جمعیت کشور را در خود جای داده، اما کمتر از یک‌سوم از منابع آب تجدیدپذیر را در اختیار دارد. این عدم تناسب تاریخی میان جمعیت و توان تأمین آب، نقطه آغاز بحران پایتخت بوده است. تهران از سال ۱۳۵۷ تاکنون دو برابر شده و جمعیت آن از حدود پنج میلیون نفر به نزدیک ده میلیون نفر رسیده است؛ افزایشی که با توسعه خدمات شهری، رشد طبقه متوسط و افزایش مصرف همراه شد.

    مصرف آب تهران حتی سریع‌تر از رشد جمعیت افزایش یافته است. برآوردها نشان می‌دهد که میزان استفاده سالانه از ۳۴۶ میلیون مترمکعب در سال ۱۳۵۵ به بیش از ۱.۲ میلیارد مترمکعب در وضعیت کنونی رسیده است. این افزایش چشمگیر مصرف، نتیجه ترکیبی از تغییر سبک زندگی، استفاده گسترده‌تر از لوازم خانگی و مصرف‌گرایی شهری است. حدود ۷۰ درصد شهروندان از الگوی مصرف تعیین‌شده فراتر رفته‌اند و روزانه ۲۰۰ تا ۴۰۰ لیتر آب استفاده می‌کنند؛ در حالی‌که برنامه‌ریزان، سقف مناسب را ۱۳۰ لیتر در روز می‌دانند.

    اما رشد جمعیت و مصرف تنها بخشی از داستان است. تهران طی دهه‌های گذشته شاهد انفجار ساخت‌وسازهای غیرمجاز بوده است. بخش قابل‌توجهی از ساختمان‌های جدید بدون رعایت طرح تفصیلی، ظرفیت زیربنایی یا ملاحظات محیط‌زیستی ساخته شده‌اند. این توسعه شتاب‌زده نه‌تنها فشار مضاعفی بر شبکه‌های آب وارد کرده، بلکه پوشش سبز شهر را حدود ۹۰ درصد کاهش داده است. هنگامی‌که فضای سبز جای خود را به بتن و آسفالت می‌دهد، بارندگی عملاً توان نفوذ به سفره‌های زیرزمینی را از دست می‌دهد و منابع تجدیدپذیر آب تهی می‌شود.

    از سوی دیگر، یک‌سوم آبی که وارد شبکه تهران می‌شود، قبل از رسیدن به مصرف‌کننده نهایی در شبکه می‌ریزد یا به سرقت می‌رود. این اتلاف گسترده، ناشی از فرسودگی شبکه، نبود سرمایه‌گذاری کافی برای نوسازی و نبود ابزارهای نظارتی کارآمد است؛ وضعیتی که هر سال حجم بیشتری از منابع آبی تهران را هدر می‌دهد.

    ریشه پنهان بحران آب

    این الگوی قیمت‌گذاری غلط فقط در بخش شهری نیست؛ کشاورزی که ۹۰ درصد آب کشور را مصرف می‌کند نیز از یارانه‌های گسترده برخوردار است. در اطراف تهران، برداشت بی‌رویه و در بسیاری موارد غیرقانونی از چاه‌های عمیق و نیمه‌عمیق، باعث کاهش سالانه بیش از ۱۰۰ میلیون مترمکعب از ذخایر آب زیرزمینی شده است. این افت مداوم باعث فرونشست دشت‌های پیرامونی شده و نه‌تنها منابع آبی، بلکه زیرساخت‌های شهری، جاده‌ها و خطوط انتقال را نیز با خطر فروپاشی روبه‌رو کرده است.

    توسعه کشاورزی آب‌بَر در مناطق خشک اطراف تهران فشار مضاعفی بر منابع آب وارد کرده است. از آنجا که امنیت غذایی در قانون اساسی در قالب خودکفایی تعریف شده، تغییر این سیاست برای دولت تحت تحریم هزینه سیاسی و امنیتی دارد. در نتیجه، منابع آبی مشترک میان پایتخت و حومه رو به زوال گذاشته است؛ روندی که تا امروز هیچ برنامه جدی برای متوقف‌کردن آن وجود ندارد.

    آنچه از آسمان دیده می‌شود: تصاویر ماهواره‌ای و هشدار درباره آینده تهران

    تحلیل تصاویر ماهواره‌ای جدید نشان می‌دهد که بحران آب تهران وارد مرحله‌ای جدی‌تر شده است. پنج سد اصلی تأمین‌کننده آب پایتخت (لار، لتیان، طالقان، امیرکبیر و ماملو) در بازه زمانی خرداد تا آبان شاهد کاهش شدید سطح ذخایر بوده‌اند. این دوره زمانی دقیقاً فاصله میان پایان ذوب برف‌ها و اوج گرمای تابستان تا پیش از آغاز بارش‌های زمستانی است؛ بنابراین کاهش سطح آب در این ماه‌ها طبیعی است. اما آنچه دیده می‌شود فراتر از یک نوسان طبیعی است.

    بر اساس شاخص NDWI، چهار سد از پنج سد پایتخت دچار افت شدید شده‌اند. دو سد لار و لتیان بیش از ۷۰ درصد کاهش سطح را تجربه کرده‌اند؛ رقمی که نشان‌دهنده فشار بی‌سابقه بر ذخایر آب سطحی است. سدهای طالقان و امیرکبیر نیز به ترتیب ۲۸ درصد و ۲۰ درصد کاهش داشته‌اند. تنها سد ماملو با افت حدود ۸ درصد تا حدی پایدار مانده است.

    این تفاوت‌های گسترده میان سدها نشان می‌دهد که شبکه توزیع آب تهران در حال تجربه نابرابری جغرافیایی است. مناطق مختلف شهر که از مخازن متفاوت تغذیه می‌شوند، ممکن است با کمبود آب کاملاً متفاوتی مواجه شوند. این نابرابری در شرایطی که دولت به سمت سیاست‌های سهمیه‌بندی و کاهش فشار شبکه پیش می‌رود، می‌تواند نارضایتی اجتماعی را تشدید کند.

    تصاویر ماهواره‌ای حاکی از این است که حتی اگر زمستان آینده بارش‌های سنگین رخ دهد، بخشی از کاهش سطح آب به دلیل خشک‌شدن خاک و افزایش تبخیر جبران‌ناپذیر خواهد بود. به‌سادگی می‌توان گفت تهران در حال ورود به دوره‌ای است که ظرفیت تجدیدپذیر منابع آب آن در حال فروپاشی است.

    بحران چندوجهی؛ پیامدهای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی آب در پایتخت

    بحران آب تهران فقط مسئله‌ای زیست‌محیطی نیست. این بحران در حال تبدیل‌شدن به تهدیدی برای امنیت غذایی، پایداری انرژی، سلامت عمومی و حتی ثبات سیاسی است.

    افت شدید آب‌های زیرزمینی پدیده فرونشست را تشدید کرده و مناطق گسترده‌ای از دشت تهران در سال‌های اخیر دچار نشست‌های قابل‌توجه شده‌اند. این پدیده زیرساخت‌های شهری، خطوط مترو، سازه‌های مسکونی و راه‌های ارتباطی را تهدید می‌کند.

    در سطح سیاسی، بحران آب در بدترین زمان ممکن رخ داده است. کشور درگیر پیامدهای جنگ اخیر، تنش‌های منطقه‌ای و بازگشت تحریم‌های بین‌المللی است. اختلافات داخلی در حاکمیت نیز موجب شده تصمیم‌گیری‌ها کند، ناهم‌سو و فاقد انسجام باشد. بحران آب پیش‌تر در استان‌هایی مانند خوزستان و اصفهان به اعتراضات گسترده منجر شده بود؛ اکنون همان الگو در تهران، با جمعیتی بسیار بزرگ‌تر و حساس‌تر، در حال تکرار است.

    دولت از کاهش فشار شبانه گرفته تا سهمیه‌بندی آب بسته‌بندی را اجرا کرده است. حتی سناریوی تخلیه بخشی از تهران مطرح شده است؛ مسئله‌ای که سال‌ها پیش غیرقابل تصور بود.

    راه‌حل‌هایی که وجود دارد؛ اما اجرای آن‌ها هزینه سیاسی دارد

    راهکارهای فنی برای مقابله با بحران آب بر اساس تجارب بین الملل کاملا مششخص است؛ از کاهش یارانه‌ها، اصلاح الگوی کشت، مدیریت چاه‌های غیرمجاز تا افزایش قیمت آب، نوسازی شبکه و توسعه حمل‌ونقل و صنعت کم‌مصرف همگی راهکارهایی است که در شرایط مشابه کشورها آن ها را اجرایی کرده اند. اما هر یک از این اصلاحات منافع بخش‌هایی از نظام سیاسی و اقتصادی را تهدید می‌کند.

    محدودکردن فعالیت‌های آب‌بَر با مقاومت شدید روبه‌رو می‌شود. تغییر سیاست خودکفایی غذایی پیامد امنیتی دارد. اصلاح تعرفه‌ها خطر موج جدیدی از نارضایتی اجتماعی را به‌همراه دارد. به همین دلیل، دولت در دوراهی دشواری قرار گرفته است؛ یا اصلاحات پرهزینه‌ای که ممکن است به ناآرامی منجر شود؛ یا ادامه مسیر فعلی که زمان خریدن است اما بحران را عمیق‌تر می‌کند.

    تهران وارد مرحله ناپایداری زیستی شده است

    تهران امروز صرفاً با کمبود آب روبه‌رو نیست؛ پایتخت ایران به نقطه‌ای رسیده که دیگر ظرفیت زیستی آن پاسخگوی جمعیت، توسعه و الگوی مصرف فعلی نیست. ترکیب یک خشکسالی طولانی، رشد بی‌رویه شهر، تخریب منابع آب زیرزمینی، و ناکارآمدی نظام حکمرانی باعث شده بحران آب از یک هشدار محیط‌زیستی فراتر رود و به تهدیدی برای تداوم حیات شهر تبدیل شود.

    تصاویر ماهواره‌ای و داده‌های میدانی همگی حاکی از این است که اگر اصلاحات عمیق و فوری انجام نشود، بخش‌هایی از تهران تا پایان دهه آینده عملاً غیرقابل سکونت خواهند شد. پرسش اساسی دیگر این نیست که بحران آب چقدر جدی است؛ پرسش این است که نظام حکمرانی تا چه اندازه توان، اراده و ظرفیت پذیرش اصلاحات لازم را دارد.