برچسب: اینستاگرام

  • کوچ کسب‌وکارهای آنلاین از اینستاگرام به خیابان!

    کوچ کسب‌وکارهای آنلاین از اینستاگرام به خیابان!

    به گزارش اقتصادران، این روزها اگر حوالی ساعت ۸ شب از بلوار کشاورز به سمت کارگر و از آنجا به سمت شمال خیابان حرکت کنید، با پدیده پررنگ فروشندگان خیابانی روبرو می‌شوید که گرچه از قبل وجود داشته، اما حالا با دشواری فروش مجازی و مدارای شهرداری‌ پررنگ‌تر شده و نقاط مختلفی از تهران را تبدیل به به ویترین بساط‌گرانی کرده که از اینستاگرام به خیابان کوچ اجباری کرده اند.

    این اتفاق با استقبال برخی شهروندان هم روبرو شده که گردش در این مسیرها برایشان نوعی تفریح است، حتی اگر چیزی نخرند و ضمنا فضا و سبک زندگی مشتریان این بازار هم به کاربران اینستاگرام شباهت بیشتری دارد. برخی دیگر از شهروندان نیز بابت مزاحمت دستفروشان و اخلال در عبور از پیاده رو ناراضی هستند؛ در حالی که فروش مجازی مشکلی برای دیگران ایجاد نمی‌کرد.

    این پدیده البته جدید نیست؛ چون اغلب فروشگاه‌ها هم پیچ اینستاگرام دارند و علاوه بر این، بساطگری مقابل فروشگاه‌هایشان مرسوم است؛ با این حال این شیوه فروش بیشتر شده و به نظر می‌رسد یک دلیل آن هم کمتر شدن سختگیری شهرداری به خاطر رعایت حال مردم در زمان تشدید مشکلات اقتصادی است.

    براساس مشاهدات خبرنگاران، پررنگ شدن دستفروشی مختص نقاط مرکزی تهران نیست و از بازار امامزاده حسن در جنوب غرب تهران تا شهرک اندیشه شهریار هم مشهود است.

    الهام مراد، تسهیلگر و پژوهشگر توسعه محلی نیز در روایت خود از این موضوع، می‌نویسد: فکر می‌کنم اگر از تهران این روزها ننویسم، چیزهای مهمی را ناگفته گذاشته‌ام. این روزها و شب‌ها پیاده‌روی در مسیرهای بسیار طولانی مرکز شهر، جزئی از روتین زندگی من و توحید شده. گاهی باهم گاه یکی از ما تنها. آن‌قدر راه می‌رویم که وقتی رسیدیم خانه از خستگی بیهوش شویم. این هم شاید روشی برای تسکین اضطراب و نگرانی‌های این روزهاست.

    اما فقط خود پیاده‌روی نیست که اضطراب و نگرانی را تسکین می‌دهد. دیدن مردم. مردم به معنای عام کلمه. آن‌هایی که نمی‌دانی فکرشان چییست، موضع سیاسی‌شان چیست، از این لحظه خوشحالند یا ناراحت، فقط تماشاگر تقلای روزمره‌شان برای زندگی کردن هستی.

    این روزها و بخصوص شب‌ها، به شکل قابل توجهی، دست‌فروش‌ها در شهر زیاد شده اند. در مسیرهای پیاده‌روی ما تقریبا تمام پیاده‌روها پر از دستفروش است. بسیاری از آن‌ها نشانه‌هایی را بروز می‌دهند که می‌توانی بفهمی هیچ وقت قبل از این دست‌فروشی نکرده‌اند و نهایت تجربه‌شان حضور در نمایشگاه‌ها یا بازارچه‌هایی بوده که شرایط معینی داشته. عمدهٔ دست‌فروش‌های اضافه شده به این مسیر به نظر می‌رسد تولید کننده باشند یا حداقل همکار مستقیم یک تولیدکننده. دست‌فروش‌هایی که به شهر اضافه شده‌اند، اجناس بسیار با کیفیت، بعضا با اسم و برند مشخص می‌فروشند. حدس ما این است که این روزها خیابان‌های شهر تبدیل به شعبه‌ای حضوری از اینستاگرام شده. دیروز داشتیم دربارهٔ همین موضوع صحبت می‌کردیم که ناگهان صدای بلند تتلو از گوشه‌ای از خیابان توجهمان را جلب کرد، سر برگرداندیم، ‌تینیجرهایی پر از پیرسینگ و موهای رنگی خاص دور هم جمع شده بودند. گفتم آهان این هم از فن پیج تتلو! و هر دو خنده‌مان گرفت.

    شهرهای دیگر و مناطق دیگر تهران را نمی‌دانم، این بخشی که ما هستیم رفتار مردم شبیه مردمی ناامید از یک اقتصاد ویران نیست. بیشتر شبیه کاسب‌هایی کاربلد است که دارند تلاش می‌کنند چالش‌های جدیدشان را مدیریت کنند. توصیفش سخت است، یک جور حرفه‌ای بودن در زندگی و کار از این مدل بازار ساختن حس می‌شود که در حالی که از وضعیت خراب اقتصاد بغض کرده‌ایم از آن رفتار قدرتمند مردم دلمان روشن می‌شود.

    از جمله‌های تکراری این روزهایمان بهم: «چه مردمی داریم! چه مردمی…». راستش را بخواهید احساس می‌کنم مردم ایران حتی در موقعیت بحران هم یک جور متمدنانه‌ای با شرایط برخورد می‌کنند. یک جور نجیبانه و با اصالتی. یک جور که در شان یک تمدن چندهزار ساله است، یک جور آبرودارانه. در این مشاهدات و تجربیات در حالی که هر شب با بغض خفه‌کننده‌ای برمی‌گردم خانه و نهایتش دو سه تا خریدی که از چند کاسب کرده‌ام سهمم از این تقلای جمعی برای ادامه دادن بوده، حس می‌کنم بیشتر از قبل این مردم را دوست دارم.

    هفتهٔ قبل در یک جلسهٔ دولتی شنیدم که آگاهانه دستور به عدم برخورد با دست‌فروش‌ها داده شده. با خودم فکر کردم که کاش زودتر این تصمیم را می‌گرفتند. شاید مردم خودشان برای دردهایشان مرهم‌هایی بهتر پیدا می‌کردند.

  • مالکان فروشگاه‌های اینستاگرامی قربانیان بی‌دفاع قطعی اینترنت

    مالکان فروشگاه‌های اینستاگرامی قربانیان بی‌دفاع قطعی اینترنت

    به گزارش اقتصادران، گسترش تجارت اجتماعی در اینستاگرام به یک منبع درآمد حیاتی برای هزاران خرده‌فروش و شبکه‌ای از تولیدکنندگان در ایران تبدیل شده است، با این حال وابستگی مطلق این اکوسیستم به اینترنت بین المللی، آن را در برابر اختلالات اخیر کاملا آسیب‌پذیر کرده و جریان درآمدی هزاران کسب‌وکار کوچک را به طور کامل قطع کرده است.

    گفتگو با برخی از مالکان این فروشگاه‌ها نشان می‌دهد ملی شدن اینترنت نه تنها فروش را متوقف کرده بلکه معیشت خانواده‌ها و زنجیره‌های تولید پشت پرده را با بحران جدی مواجه کرده است.

    با گسترش روزافزون دسترسی عمومی به گوشی‌های هوشمند و اینترنت پرسرعت، سبک زندگی و مناسبات اقتصادی، به‌ویژه شیوه‌های خرید و فروش، دگرگونی‌های عمیقی را تجربه کرده‌اند. یکی از برجسته‌ترین نمودهای این تحول، ظهور پدیده‌ای به نام «تجارت اجتماعی» (Social Commerce) است.

    در سال‌های اخیر، «تجارت اجتماعی» به‌عنوان رقیب و جایگزینی جذاب برای Ecommerce که همان بازار متمرکز خرید و فروش آنلاین مثل آمازون است، ظهور کرده و نقش آن در عرصه خرید و فروش آنلاین، روزبه‌روز پررنگ‌تر می‌شود.

    اینستاگرام، بازاری بزرگ با مشتریانی آماده

    رسانه‌های اجتماعی همچون اینستاگرام و فیسبوک بخش مهمی از سبک زندگی و گذران وقت مردم را در تشکیل می‌دهند. قابلیت انتشار تصویر و متن به صورت همزمان ویژگی است که بیش از پیش تبادل اطلاعات و ارتباط میان افراد را ساده کرده است.

    این ویژگی‌ها، عناصر کلیدی برای شکل‌گیری بازار را فراهم کرده‌اند: یک جامعه بزرگ از کاربران و کانالی مؤثر برای بازاریابی. بنابراین، تنها حلقه باقیمانده، حضور عرضه‌کنندگانی است که بتوانند محصولات و خدمات خود را مستقیما در این بستر غنی از تعامل و توجه، ارائه دهند. به این ترتیب، محیطی که ابتدا تنها برای اشتراک‌گذاری لحظات شخصی و برقراری ارتباط طراحی شده بود، به تدریج به یک بستر قدرتمند تجاری تبدیل شد.

    در ایران، اینستاگرام به کانون اصلی تحقق تجارت اجتماعی بدل شده است. تمرکز چشمگیر کاربران ایرانی در این پلتفرم، جذابیتی استثنایی برای فعالان اقتصادی و فروشندگان ایجاد کرده است.

    بر اساس نظرسنجی مرکز «ایسپا» در سال ۱۴۰۳، حدود ۵۰.۵ درصد از جمعیت بالای ۱۸ سال کشور از اینستاگرام استفاده می‌کنند که این سهم در میان جوانان ۱۸ تا ۲۹ سال حدود ۷۱ درصد است. این آمار، گواه حضور گسترده و نفوذ عمیق این شبکه اجتماعی در بافت جامعه ایران است.

    1نمودار تجارت در فضای مجازی

    بر اساس گزارش سال ۱۴۰۳ دیجی کالا، سهم خرده‌فروشان فعال در حیطه تجارت اجتماعی از کل بازار خرده‌فروشی آنلاین ایران، نزدیک به ۴۰ درصد تخمین زده می‌شود که حدود ۱.۵ برابر سهم همین پلتفرم از کل خرده‌فروشی‌های آنلاین است.

    2 میزان خسارت کسب و کار دیجیتال

     

    فرصتی کم‌نظیر برای کارآفرینان کوچک

    اینستاگرام نه‌تنها بستر لازم برای حضور و عرضه محصولات خرده‌فروشان را فراهم کرده، بلکه به دلیل ماهیت دیجیتال خود، مسئله نیاز به سرمایه اولیه سنگین برای ورود به بازارهای سنتی، مانند هزینه‌های سرمایه فیزیکی و اجاره مکانی را برطرف کرده است. این موضوع، فرصتی کم‌هزینه و قابل دسترس برای کارآفرینان خرد و نوپا مخصوصا آن‌هایی که توان مالی کم‌تری دارند، ایجاد کرده و رقابت‌پذیری بازار را برای تازه‌واردان افزایش داده است.

    یکی دیگر از جذابیت‌های کلیدی بازار اینستاگرام، غیررسمی بودن آن است. الزامات پیچیده‌ای مانند اخذ مجوزهای رسمی از مراجع دولتی، پرداخت مالیات و ثبت قانونی کسب‌وکار که در بازارهای رسمی به عنوان موانع ورود محسوب می‌شوند، در این فضا موضوعیت ندارند.

    خرده‌فروشان در محاصره اینترنت ملی

    سال‌هاست که این ظرفیت از سوی دولت‌ها نادیده گرفته شده و در برخی موارد، سیاست‌هایی به ضرر همین کارآفرینان کوچک اجرا شده است. ملی شدن اینترنت یکی از آن‌ها است که طی دهه‌ی اخیر و به بهانه‌ی ملاحظات امنیتی بارها رخ داده است.

    در این شرایط، خرده‌فروشان فعال در اینستاگرام همواره از نخستین قربانیان و در عین حال آخرین گروهی بوده‌اند که بدون هیچ جبران خسارتی به بازار برگشته‌اند البته اگر از گردونه رقابت حذف نشده باشند. همچنین چون این فروشگاه‌ها عموما به صورت غیررسمی و در اقتصاد سایه فعالیت دارند، در این شرایط قدرت زیادی برای چانه‌زنی و طرح درخواست از دولت ندارند.

    از حدود دو هفته پیش و همزمان با بروز ناآرامی‌های اخیر، دسترسی به اینترنت بین‌المللی به‌طور کامل قطع شد. این اتفاق جریان درآمدی تعداد زیادی از این کسب‌وکارها را به صفر رساند؛ وضعیتی که تاکنون نیز برای بسیاری از آنان هنوز ادامه دار است. برای همین با هدف انعکاس مشکلات مالی این فروشگاه‌ها با بعضی از آنان گفتگو کردیم.

    روایتی از استیصال مالکان فروشگاه‌های اینستاگرامی

    در بسیاری از این فروشگاه‌ها افرادی با مدیریت صفحه کسب درآمد می‌کنند و در برخی دیگر، در کنار یک زنجیره تولید، افراد زیادی از طریق فروش محصولات در اینستاگرام امرار معاش می‌کنند. مالک یکی از این فروشگاه‌ها در این باره می‌گوید: محصول ما پک‌های هنری بسته‌بندی شده است. ما به شکل شبکه‌ای فعالیت می‌کنیم. در این چرخه، برخی از همکاران ما محصولات هنری را تولید می‌کنند، برخی دیگر مواد اولیه مورد نیاز برای بسته‌بندی را تهیه می‌کنند و گروهی نیز این محصولات را بسته‌بندی می‌کنند. وقتی نتوانیم سفارشی دریافت کنیم، تمامی افراد این شبکه که شامل مردان سرپرست خانوار نیز می‌شوند، بیکار خواهند شد.

    او در ادامه توضیح می‌دهد: ما تنها برای فروش محصولاتمان به اینترنت وابسته نیستیم و قطعی اینترنت، حتی امکان معرفی محصولاتمان از طریق کاتالوگ آنلاین را نیز برای ما دچار مشکل می‌کند.

    خانمی که از طریق فروش محصولات در اینستاگرام امرار معاش می‌کند، می‌گوید: من سرپرست خانوار هستم. محصولات را از یک تولیدی می‌خرم و در صفحه اینستاگرامم می‌فروشم. طی این چند روز اخیر، فروشم به صفر رسیده و هیچ درآمدی نداشته‌ام. از سوی دیگر، باید تعهدات مالی‌ام به تولیدکننده را نیز پرداخت کنم که این وضعیت را بسیار دشوار کرده است.

    همچنین، ادمین یکی از این پیج‌ها در این باره بیان می‌کند: من مسئول مدیریت یکی از حدود ۲۰ صفحه‌ای هستم که مالکشان برای اداره آن‌ها به من و همکارانم دستمزد می‌دهد. طی این دوره قطعی اینترنت، مدیر ما خبر داد که تا اطلاع ثانوی فعالیت نداریم. من و همسرم با کمک هم هزینه‌های زندگی را تأمین می‌کردیم، اما اکنون که چند روزی است عملاً بیکار شده‌ام نمی‌دانم وضعیت مالی چطور خواهد شد و مستاصل هستم.

    یکی دیگر از مالکان فروشگاه اعلام کرد بخاطر قطعی مکرر اینترنت طی چند ماه اخیر و مشکلات مالی که ایجاد شده است، صفحه خود در اینستاگرام را بسته و دیگر فعالیتی ندارد.

    برخی از فروشگاه‌های اینستاگرامی متعلق به بانوانی هستند که محصولات خانگی و دست‌ساز خود را به فروش می‌رسانند. یکی از این کارآفرینان توضیح می‌دهد: من سه صفحه مجزا دارم که در هر یک، نوعی خاص از محصولات خانگی را می‌فروشم. هر ۳ روی هم حدود ۵۰ هزار نفر دنبال‌کننده دارند. بخشی از مشتریانم در همسایگی و اطراف من زندگی می‌کنند، اما عمده فروشم از طریق اینستاگرام انجام می‌شد. در شرایط عادی، من هفته‌ای حدود چهار بسته به شهرهای مختلف ارسال می‌کردم، اما اکنون تنها همسایه‌های نزدیک از من خرید می‌کنند و به همین دلیل فروشم حدود ۷۰ درصد کاهش داشته.

    این کارآفرین در مورد هزینه‌های سرمایه‌ای کسب‌وکارش می‌گوید: من اگرچه سرپرست خانوار نیستم، اما برای راه‌اندازی و ادامه این کار از همسرم کمک مالی نمی‌گیرم و تمام هزینه‌ها را از طریق درآمد حاصل از فروش محصولات تامین می‌کنم. خرید مواد اولیه، بزرگ‌ترین بخش هزینه‌ها را در کار من تشکیل می‌دهد و در این مدت که فروش عملاً متوقف شده، نتوانسته‌ام مواد اولیه مورد نیاز برای تولید را تهیه کنم. این وضعیت، چرخه تولید و فروشم را با اختلال جدی مواجه کرده است.

    تجارت اجتماعی در ایران، به‌ویژه در اینستاگرام، به یک منبع مهم درآمد و اشتغال برای بسیاری از افراد تبدیل شده و همین موضوع آنان را در برابر قطعی اینترنت به شدت آسیب‌پذیر کرده است. همان‌طور که دیدیم، این قطعی‌ها نه‌تنها فروش را به صفر رسانده، بلکه کل زنجیره تولید تا فروش را مختل کرده و معیشت خانواده‌های بسیاری را در تنگنا قرار داده است. این واقعیت نشان می‌دهد که دولت باید در تصمیم‌گیری‌هایش درمورد اینترنت، این قشر فعال اما آسیب‌پذیر اقتصادی را بیش از پیش مورد توجه قرار دهد.

  • کودک اینستاگرامی؛ از فروش معصومیت تا بحران هویت

    کودک اینستاگرامی؛ از فروش معصومیت تا بحران هویت

    به گزارش اقتصادران، کودک کار اینستاگرامی، به مرور و با بزرگ شدن دیگر توجه‌ها را از دست می‌دهد و همین امر، شروع‌کننده فرآیند اضطراب و بحران هویت در بزرگسالی است.

    پدیده کودک اینستاگرامی نشانه‌ی کالایی شدن معصومیت است؛ جایی که احساسات، لحظات خصوصی و چهره کودک به منبع تولید ارزش اقتصادی و نمادین تبدیل می‌شود. در عصر دیجیتال، استثمار از «بدن» به «روان و حریم خصوصی» منتقل شده و کودکی به یک ویترین درآمدزا بدل شده است.

    کودک اینستاگرامی در فضایی شبیه آکواریوم رشد می‌کند؛ زیر نگاه دائمی هزاران غریبه. این فضا در تضاد کامل با نیاز کودک به حریم خصوصی و تجربه ایمن احساسات است. رشد در چنین محیطی، ساختار روانی کودک را متلاشی و هویت او را وابسته به نگاه دیگران می‌کند.

    اینفوگرافی

     

  • پشت پرده قطع اینترنت در روزهای جنگ / چرا برخلاف همیشه مردم اعتراضی به قطع اینترنت نکردند؟

    پشت پرده قطع اینترنت در روزهای جنگ / چرا برخلاف همیشه مردم اعتراضی به قطع اینترنت نکردند؟

    به گزارش اقتصادران، قطع اینترنت در ایران باز هم گزینه اول مسئولان در برخورد با بحران بود. در جریان جنگ ۱۲ روزه بین ایران و اسرائیل، قطعی و فیلترینگ اینترنت جهانی در ایران بسته شد و فقط سایت ها و شبکه های اجتماعی داخلی در دسترس بودند.

    در گذشته نیز هرگاه اعتراضات و ناآرامی هایی در سطح کشور صورت می گرفت قطع یا محدودیت اینترنت گزینه اول بود.

    اما در جنگ ۱۲ روزه که اعتراضی نسبت به حاکمیت وجود نداشت چرا این اقدام صورت گرفت؟ آن هم در شرایطی که بسیاری معتقدند همبستگی اجتماعی در کشور وجود داشت و این همبستگی می توانست در فضای مجازی و رسانه ها علیه اسرائیل منعکس شود.

    یکی از تحلیلگران سیاسی گفته بود که تصمیم‌گیران با بستن اینترنت به روی مردم، آنها را به تماشای شبکه های ماهواره ای مثل ایران اینترنشنال – که صدای اسرائیل در این جنگ بود – سوق دادند.در حالی که اگر این اتفاق نمی افتاد راه تولید محتوا و تبلیغات یک سویه اسرائیل را می بست.

    این تصمیم گیری را شاید بتوان در ادامه سیاست فیلترینگ در شرایط صلح دید که باعث سوق دادن مردم به استفاده از فیلترشکن ها می شود؛ فیلترشکن هایی که به گفته برخی کارشناسان امکان نفوذ بدافزارها و سوءاستفاده از داده‌ها را می دهد.

    در این خصوص با رمضانعلی سبحانی فر نماینده سابق مجلس گفتگو کرده است.

    سبحانی فر تایید می کند که بستن اینترنت راه را برای تبلیغات یک‌سویه اسرائیل هموار کرد اما معتقد است که امنیت ملی در بحران ها بر هرچیز دیگری اولویت دارد.

    در ادامه مشروح گفتگو با این نماینده سابق مجلس را بخوانید؛

    *****

    * در جنگ ۱۲ روزه، ما شاهد بودیم که اینترنت را قطع و یا فیلتر کردند و دسترسی مردم به این اینترنت مختل شد؛ آن هم در شرایطی که انسجام و همبستگی وجود داشت، و بسیاری معتقدند که این مسئله باعث شد مسیر تبلیغات رسانه‌ای یک‌طرفه از سوی دشمن دنبال شود. به نظر شما آیا این اقدام درست بود و با چه استدلالی صورت گرفت؟

    طبیعی است که در هر کشوری اولویت، بحث منافع و امنیت ملی باشد. امنیت کشور در شرایط غیرعادی مانند جنگ، شورش، اعتصابات یا مسائل این‌چنینی که قطعاً به کشور آسیب می‌رساند، اهمیت ویژه‌ای دارد. طبیعی است که با توجه به نظر کارشناسی، دستگاه‌ها و دولت تصمیمات لازم را اتخاذ می‌کنند؛ همان‌گونه که در این ۱۲ روز اتفاق افتاد.

    به هرحال نظر برخی کارشناسان فنی این بود که این فضا می تواند منفذی ایجاد کند و آسیب بیشتری به کشور وارد شود. به این ترتیب، در مقاطع حساس و زمان‌های این‌چنینی که دشمن می‌تواند سوءاستفاده کند، طبیعی است که نه فقط نرم‌افزارها و فضای مجازی مثل پیام‌رسان‌ها، بلکه بحث قطع اینترنت به طور مقطعی اجرا شود.

    اما پس از برطرف شدن این بحران‌ها، همان‌طور که سایر امور به روال طبیعی خود برمی‌گردد، انتظار می‌رود مسئولان هم شرایطی فراهم کنند که مردم بتوانند از این فضا؛ که در مسائل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مردم نقش‌آفرینی می‌کند،  مجدداً دسترسی پیدا کنند.

    * فرمودید که دشمن از وصل بودن اینترنت استفاده می‌کرد. این استفاده به چه صورت بوده؟ مقداری در این زمینه توضیح دهید که دشمن چگونه توانسته مانور بدهد؟

    کارشناسان فنی چنین اعتقادی داشتند و در مورد فضای مجازی می گفتند؛ هم پیام‌رسان‌ها و هم بخش‌های دیگر، این امکان را برای پیشبرد اهداف دشمن فراهم می کرد. طبیعتا اگر چنین چیزی بوده، محدودیت های لازم در چنین مقاطعی، مساله ای طبیعی است.

    * آیا این، باعث نشد که ما شاهد تبلیغات یک‌طرفه از سوی دشمن باشیم؟

    بله به نوعی باعث تبلیغات یک طرفه هم می شود. اما قطعاً نهادهای مختلف مثل شورای امنیت کشور، شورای عالی امنیت ملی و دستگاه‌های مرتبط اولویت‌بندی می کنند که کدام مساله اولویت دار است و می‌تواند مؤثر و به نفع مردم باشد.

    * در سال‌های گذشته با استناد به اینکه دشمن می تواند از طریق فضای مجازی نفوذ پیدا کند، بسیاری از شبکه‌های اجتماعی فیلتر شدند. اما اخیرا می شنیدیم که همین فیلترینگ باعث شد اسرائیل دسترسی راحت‌تری به اطلاعات مردم داشته باشد یا به اموری نفوذ کند که نباید. یعنی اگر اینترنت باز بود این اتفاق نمی افتاد …

    با توجه به فیلترینگی که انجام شد، طبیعی است که برخی از مردم از وی‌پی‌ان‌های غیراستاندارد و غیرمجاز استفاده می‌کردند و بدافزارهایی از این طریق وارد شد و از داده‌های مردم سوءاستفاده کرد. این یک موضوع جداست. بحثی که در این مقطع ۱۰ تا ۱۲ روزه اتفاق افتاده هم موضوع دیگری است. در چنین شرایطی، مسئولان، خصوصاً در نهادهایی مانند شورای امنیت کشور، شورای عالی امنیت ملی و شورای عالی فضای مجازی، اولویت بندی می کنند که کدام کار به نفع کشور است.

    اگر در این چند روز، محدودیت‌هایی در برخی بخش‌های جامعه یا مناطق ایجاد شد، بنابر مصالح و منافع ملی بود. پس از پایان این اتفاقات نیز طبیعی است که به‌سرعت روال عادی برگردد.

    * با توجه به اینکه گفتید این بدافزارها باعث می‌شدند که دسترسی دشمن راحت‌تر شود، آیا اکنون که به شرایط عادی زندگی بازگشته‌ایم، وقت آن نرسیده است که یک بازنگری صورت گیرد و این محدودیت‌ها از شبکه‌های اجتماعی برداشته شود تا امکان دسترسی و نفوذ بدافزارها اساساً وجود نداشته باشد؟

    این موضوع در دستور کار دولت قرار گرفته بود و به همین دلیل واتس‌اپ رفع فیلتر شد و چند رسانه دیگر نیز در اختیار مردم قرار گرفت. برخی دیگر از موارد هم باقی مانده که البته در دستور کار دولت بود و داشت پیگیری می‌شد. طبیعی است که الان هم مورد توجه قرار بگیرد تا مردم بتوانند از امکانات موجود به نحو مطلوب استفاده کنند طوری که امکان سوءاستفاده دشمن هم وجود نداشته باشد.

    * بعضی شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام، تلگرام، توییتر و یوتیوب همچنان پرکاربرد است و مردم با استفاده از وی پی ان از آنها استفاده می کنند. فکر نمی کنید که این ها هم باید مشمول رفع فیلتر شوند؟

    در مورد این ها هم دولت اعلام کرده بود که آنها را در دستور کار قرار داده است. به‌هرحال باید مشکلات فنی آن‌ها برطرف شود و درباره آن‌ها هرچه زودتر تصمیم‌گیری شود و اگر نیاز به بررسی‌های فنی، دارند  مسائل فنی آنها برطرف شود تا مردم بتوانند از آنها استفاده کنند.

  • فروش مدرک پزشکی در اینستاگرام؟! / تبلیغات برای پزشکان ممنوع است

    فروش مدرک پزشکی در اینستاگرام؟! / تبلیغات برای پزشکان ممنوع است

    به گزارش اقتصادران، «بابک شکارچی» معاون فنی و نظارت سازمان نظام پزشکی ایران در خصوص تبلیغات در فروش مدارک پزشکی در اینستاگرام گفت: تمام پروانه‌های نظام پزشکی که صادر می‌شود، دارای هولوگرام است. هر شماره نظامی که صادر می‌شود، مشخصات دقیق آن استخراج می‌شود و بدون استثنا تمام مدارک فرد باید در سامانه دانش‌آموختگان وزارت بهداشت ثبت گردد. ثبت این مدارک به صورت وب سرویس است و دستی نیست که فردی بتواند تقلب کند. پیش از این ممکن بود، اما اکنون چنین موضوعی وجود ندارد. ممکن است مدارک جعلی باشد، اما مدارک صادره وزارت بهداشت هولوگرام دارد.

    وی افزود: اگر مراجعه‌کنندگان به مطب پزشکان هولوگرام را اسکن کنند، مشخص می‌شود که آیا به سازمان نظام پزشکی وصل می‌شود و یا نه. موردی بوده است که پروانه مطب را از چابهار فرستاندند و گفتند که شما این پروانه مطب را صادر کردید و من اصل پروانه را برای آن‌ها فرستادم و گفتم این پروانه مطب، دارای هولوگرام است و زیر آن نوشته شده که ایشان می‌تواند در درمانگاه فعالیت کند و جایش مشخص است و مدرک شما جعلی است.

    شکارچی در ادامه گفت: اینگونه تبلیغات که در فضای مجازی می‌شود به هیچ عنوان به وزارت بهداشت وصل نیست، چون همه آن‌ها وب‌سرویس شده و نظارت بسیار بالایی وجود دارد. هر مدارک نظام پزشکی که صادر می‌شود باید تمام مدارکش در وزارت بهداشت ثبت شده باشد و صندوق رفاه تایید کرده باشد. این‌ها همه وب‌سرویس هستند و امکان جعل مدارک وجود ندارد. وقتی بخواهد راستی‌آزمایی شود، آن مدارک باید اعتبار داشته باشد. نظام پزشکی سامانه عمومی دارد و شما با وارد کردن نام دکتر، به سامانه نظام پزشکی وصل می‌شوید و مشخصات پزشک بالا می‌آید. هر چیزی که در آنجا نوشته شده، مورد تایید است.

    این مقام وزارت بهداشت با بیان اینکه تبلیغات برای پزشکان ممنوع است، گفت: مشکل ما با اینستاگرام این است که هیچ نظارتی بر آن وجود ندارد. برای مثال پلیس ترکیه با اینستاگرام قرارداد بسته و به راحتی آن را می‌بندد. ما آدرس می‌دهیم و شکایت می‌کنیم، اما اینستاگرام متاسفانه این مشکل را حل نکرده است. ما با فراجا در ارتباط هستیم و برای سایت‌های داخل ایران، وقتی نامه می‌زنیم، به محض اینکه شکایت کنیم، آن‌ها را می‌بندند. شکایت‌ها عمدتاً از حوزه‌هایی است که مردم با مداخلات غیرمجاز مواجه می‌شوند، نه از پزشکان.

    وی با اشاره به اینکه مشکل ما با افرادی است که تخصص ندارند و وارد این حوزه شده‌اند، گفت: برای مثال فرد برای جراحی‌های زیبایی به آرایشگاهی می‌رود که با این‌ها کار می‌کند. من در مدت کوتاهی که به این سمت آمدم، تیمی از تمامی نظام پزشکی‌ها تشکیل دادم و با تعزیرات صحبت کردیم و همکاری خوبی شکل گرفت. جریمه‌ها سنگین شده و برخوردها بیشتر شده است. متاسفانه تمام ضربه‌ها از اینستاگرام است. هرچقدر هم بگویید که اینها دروغ است، مردم باور نمی‌کنند. قیمت‌های بسیار پایینی ارائه می‌کنند و مردم فریب می‌خورند.

    شکارچی با تاکید بر اینکه مشکل ما با پزشکان نیست، گفت: بلکه با کسانی است که تخصص ندارند. ما سازوکار داریم و تخلفات پزشکان را پیگیری می‌کنیم. اجازه نمی‌دهیم که تخلفی صورت بگیرد. درصد مشکلات ما با پزشکان پایین است، اما مشکل اصلی با افراد غیرمجاز است که تخصص ندارند.

    وی در پایان گفت: خواهش من از مردم این است که سامانه سازمان نظام پزشکی را بررسی کنند. سامانه عمومی است و وقتی نام دکتر را وارد می‌کنند، به اطلاعاتی پزشکان در سازمان نظام پزشکی، دسترسی پیدا می‌کنند. البته باید آگاه باشند که تبلیغاتی در آنجا نباشد. ما فقط می‌توانیم بگوییم که برای مثال دکتر بابک شکارچی متخصص رادیولوژی و استاد دانشگاه است. هر آنچه که در پروانه مطب نوشته شده، واقعی است و هولوگرام دارد. مردم می‌توانند از جایی که می‌روند بخواهند که پروانه فعالیت را ببینند و با دوربین‌شان اسکن کنند تا مشخص شود واقعی است یا تقلبی.

  • ۸۳ درصد ایرانی ها از فیلترشکن استفاده می کنند

    ۸۳ درصد ایرانی ها از فیلترشکن استفاده می کنند

    به گزارش اقتصادران، اولین قدم‌ها برای برداشته شدن محدودیت دسترسی به سکوهای خارجی زمستان سال گذشته با رفع فیلتر گوگل پلی و واتس آپ آغاز شد. با وجود تحقق وعده رئیس جمهوری و برداشتن اولین قدم برای این مطالبه مردم، همچنان درخواست دسترسی آزادانه به سایر سکوهای ارتباطی از سوی کاربران وجود دارد.

    سیدستار هاشمی- وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات- اوایل سال جاری در این باره اعلام کرد در قالب کار کارشناسی با توجه به تأکید رئیس‌جمهور این موضوع را دنبال می‌کنند و امیدوار هستند امسال نیز شاهد گشایش‌هایی در این زمینه باشند. در واقع وقتی می‌شود با نگاه کارشناسی و با نگاه علمی کار را با گفتمان وفاق پیش برد، نیازی به جنگ و دعواهایی که بعضی اوقات دیده می‌شود، نیست.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد فیلترینگ و تداوم آن طی سالهای گذشته به مانع بزرگی در مسیر فعالیت کسب‌وکارهای اینترنتی تبدیل شده است و شرکت‌های کوچک و بزرگ توان کار با این زیرساخت را ندارند. طبق آمارهای رسمی حدود ۸۳ درصد مردم  از فیلترشکن استفاده می‌کنند که مشکلاتی را برای خانواده‌ها، جوانان و نوجوانان و در بخش نرم افزاری و بدافزار ایجاد  می‌کند.

    به گفته مسئولان، وزارت ارتباطات متولی این امر بوده و جلسات منسجم و منظمی در این زمینه برگزار می‌شود تا آثار هر اقدام در نظر گرفته شود اما به صورت کلی شورای عالی فضای مجازی در اینکه سکویی فیلتر شود، نقش نداشته و برای رفع فیلتر و دسترسی به سکوها تلاش‌ها و اقداماتی در حال انجام است.

    در این زمینه با گذشت تقریبا ۶ ماه از مرحله اول امیدواری برای رفع فیلترینگ سایر سکوها از جمله تلگرام و اینستاگرام وجود دارد. حمید فتاحی- معاون وزیر ارتباطات و رئیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی- اخیرا درباره زمان برداشتن محدودیت‌های فیلترینگ پلتفرم‌های خارجی از جمله تلگرام و اینستاگرام در کشور گفته است استفاده از پلتفرم‌های خارجی براساس مصوبه‌ای که شورای عالی فضای مجازی تصویب کرده و مراحلی که دارد، باید انجام شود که در گام نخست بازگشایی دو پلتفرم بین المللی در کشورمان بوده است.

    به گفته وی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات به صورت جدی و مداوم پیگیری برداشتن محدودیت‌های تلگرام و اینستاگرام هستند، اما همه اختیار این امر مربوط به وزارت ارتباطات و دولت نیست؛ یک کار جمعی و تصمیم گیری کلان کشوری است. مطابق برنامه ریزی‌ها اقداماتی برای برداشتن برخی محدودیت‌ها در گذشته انجام شد و برنامه ریزی‌های دیگری نیز در حال انجام است.

    به اعتقاد  برخی کارشناسان درحال حاضر این احتمال وجود دارد گوشی بسیاری از کاربران به دلیل استفاده از فیلترشکن به بدافزار آلوده شود بنابراین بهترین راه این است که نیاز مردم به فیلترشکن کاهش پیدا کند چراکه در این صورت راه رخنه هکرها به وسایل الکترونیکی مانند گوشی سخت تر می شود.

  • نوجوانان؛ قربانیان خاموش اینستاگرام / بلاگرها دیگر فقط روایت‌گر نیستند

    نوجوانان؛ قربانیان خاموش اینستاگرام / بلاگرها دیگر فقط روایت‌گر نیستند

    به گزارش اقتصادران، در جهانی که آدم‌ها ساعت‌ها از روز خود را در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانند، بلاگرها دیگر فقط روایت‌گر نیستند؛ آن‌ها هدایت‌گر ذهن، احساس و حتی تصمیمات ما شده‌اند، زندگی های پر زرق و برق، تفریحات  لاکچری، پوشیدن لباس‌های برند و تصویرسازی از زندگی سراسر عاشقانه مرواریدهایی  هستند که هر روز توسط بلاگرها برای مردم به نمایش درمی‌آیند، اما پشت این لبخندهای بی‌وقفه، چه بر روان ما می‌گذرد؟ آیا واقعاً فقط سرگرمی است یا نسخه‌ای مدرن از فشار روانی جمعی را تجربه میکنیم؟.

    وقتی فالو کردن از تفریح به اعتیاد تبدیل می‌شود

    هر کلیک، هر لایک، هر اسکرول در اینستاگرام و تیک‌تاک شاید بی‌اهمیت به‌نظر برسد، اما مطالعات روان‌شناسی می‌گویند این‌ها مثل دوزهای پی‌درپی دوپامین، ذهن را درگیر می‌کنند؛ بلاگرها که روزی با «بیان تجربیات شخصی» شروع کردند، حالا سازنده رؤیاها و مقایسه‌های مخرب‌اند.

    این روزها بلاگرها دیگر چهره‌هایی دور از دسترس نیستند؛ آنها هر روز و هر ساعت با ما حرف می‌زنند، از روتین صبحگاهی‌شان می‌گویند، غذایشان را نشان می‌دهند، پشت تریبون خود مردم را هدایت میکنند تبدیل به الگو می‌شوند و  صورت زندگی خود را به اشتراک می‌گذارند.

    این نزدیکی مجازی، نوعی وابستگی روانی ایجاد می‌کند که در مواردی از رابطه با یک دوست واقعی هم قوی‌تر است بلاگرهای کتاب‌خوان، معلمان روانشناسی، مادران فعال در زمینه فرزندپروری یا حتی ورزشکاران الهام‌بخش، گاهی خلأهایی را پر می‌کنند که آموزش رسمی به آن نپرداخته؛ آن‌ها می‌توانند انگیزه‌بخش باشند، مخاطب را به سمت رشد فردی سوق دهند یا باعث شناخت بهتر خودش شوند؛ اما چالش اصلی، جایی شروع می‌شود که مخاطب، تصویر زندگی بلاگرهای روزمره را با واقعیت زندگی خود مقایسه می‌کند و از صحبت های فردی تاثیر میپذیرد و اظهار نظرهای غیر کارشناسی فردی را گوش میدهد که  هیچ تخصصی ندارد.

    روانشناسان این پدیده را مقایسه‌گری مزمن می‌نامند؛ حالتی که در آن فرد، پیوسته خود را در سطحی پایین‌تر از دیگران می‌بیند.

    یک‌روی سکه انگیزه و امید روی دیگر زندگی زیر فشار خوشبختی دیگران

    روان‌شناسان اصطلاحی تحت عنوان مقایسه‌گری سمی دارند، این موضوع زمانی اتفاق می‌افتد که فرد، بدون آگاهی، زندگی خود را با نسخه ویراسته و تزئین‌شده دیگران مقایسه می‌کند؛ بلاگری که در کافه لوکس صبحانه می‌خورد،  یا با همسرش ولنتاین می‌گیرد، ممکن است واقعاً خوشحال نباشد؛ اما مخاطب از پشت صحنه این موارد اطلاعاتی ندارد و فقط می‌بیند و رنج می‌برد و حسرت میخورد.

    این روزها کمتر بلاگری بدون فیلتر ظاهر می‌شود؛ نرم‌افزارهای زیباسازی چهره، بدن، نورپردازی صحنه و تدوین حرفه‌ای، واقعیتی فریبنده و دست‌کاری‌شده می‌سازنند اما ذهن مخاطب این فریب را نمی‌بیند؛ او خودش را با نسخه‌ای غیرواقعی از دیگری مقایسه می‌کند.

    صحبت های بلاگری که یک ماه بعد از سفر خارجی لاکچری خود طلاق میگرد و اعتراف می‌کند که هیچکدام در جریان زندگی شخصی و دعواهای او و همسرش در مسافرت نبوده‌اند و شاهد عاشقانه ای دروغین بوده‌اند  گواه آن است که تمامی آن رفتارهای عاشقانه و سبدهای گل نمایشی فریبنده برای ویو، لایک و کامنت بوده است.

    ماجرا زمانی عجیب می‌شود که یک بلاگر در پاسخ به سوالم درباره اینکه در ماه  چقدر هزینه سبد گل می‌کند می‌گوید برای هیچکدام هزینه ای نمی‌کند چون یا تبلیغ است یا اجاره ‌ای این بلاگر می‌گوید گاهی برای مراسم های بزرگ مثل تولد یا ولنتاین سبد گلی را در قبال یک تگ استوری اجاره میکند و پس از گرقتن فیلم و عکس آنرا پس می‌دهد.

    1904284

    نوجوانان؛ قربانیان خاموش اینستاگرام و تیک‌تاک

    نوجوانانی که هنوز در مرحله شکل‌گیری شخصیت هستند، بیش از همه تحت تأثیر بلاگرها قرار می‌گیرند. الگوبرداری بی‌فکر از سبک گفتار، مصرف‌گرایی، جراحی‌های زیبایی یا روابط بی‌ثبات، نسلی سردرگم و بی‌پشتوانه می‌سازد.

    پژوهش‌های مؤسسه Yale (۲۰۲۳) نشان می‌دهد نوجوانانی که روزانه بیش از ۳ ساعت محتوا از بلاگرها مصرف می‌کنند، ۴ برابر بیشتر در معرض اختلالات اضطرابی از جمله اختلال تصویر بدن (Body Dysmorphia)،افسردگی پنهان، عقده‌ی فقر و بی‌عرضگی درونی‌شده، فومو (ترس از عقب‌ماندن از زندگی دیگران) قرار دارند.

    وقتی کودکی ۱۰ ساله به جای معلم یا والدین، از یک ولاگر آرایشی یاد می‌گیرد که زیبایی مهم‌ترین ارزش است، یا نوجوانی با دیدن روابط عاشقانه ، ولخرجی‌ها و «بچه پولدار بازی» بعضی بلاگرها احساس بی‌ارزشی می‌کند، یعنی جامعه با شیب تندی به سمت افسردگی یا فراموشی ارزش ها است.

    بلاگرها، قربانی یا مسئول؟

    البته بسیاری از بلاگرها هم در این گرداب گم شده‌اند؛ فشار برای تولید محتوا، رقابت برای دیده‌شدن، و وابستگی مالی به تبلیغات باعث می‌شود آن‌ها هم به نوعی گرفتار اضطراب دائمی باشند، آن‌ها حتی برای تبلیغ از فرزندان خود را هم وارد بازی میکنند روزی با زایمان زودرس در تاریخ رند با جان آنها بازی میکنند و روزی دیگر رای تبلیغ کودکان خود را مجبور به اجرای نمایش مقابل دوربین میکنند و  به جای آنکه فرزندان خردسال در دنیای خود باشند مجبور به کار برای ارمغان آوردن لایک و ویو برای پیج والدینشان هستند.

    62835731

    اما آیا این باعث می‌شود از مسئولیت اجتماعی بلاگرهاچشم‌پوشی کنیم؟ قطعاً نه، بسیاری از بلاگرها با دریافت پول‌های کلان، محصولات بی‌کیفیت، قرص‌های غیرمجاز، عمل‌های زیبایی مشکوک یا حتی سبک‌های زندگی مصرف‌زده را تبلیغ می‌کنند وقتی از یک بلاگر پرسیدیم آیا قرص های لاغری در روند کاهش وزن او تاثیر داشته است یا خیر ؟ با خنده ای گفت اصلا از آن قرص ها مصرف نکرده و اسکرین شات های رضایت محصول را نیز به او داده اند تا تبلیغ کند و جالب‌تر زمانی شد که از او  پرسیدم پس چرا اعلام کردی قرص ها را مصرف کرده‌ای و گفت این روش کار است.

    بازی با جان دیگران برای چند تبلیغ

    این تبلیغات در جامعه‌ای که درگیر مشکلات اقتصادی و روانی است، نمک روی زخم مردم است در بسیاری از کشورها، تبلیغات فریبنده یا ترویج سبک زندگی مضر توسط اینفلوئنسرها و بلاگرها مشمول محدودیت‌های قانونی است. اما در ایران، هنوز قانون شفافی درباره مسئولیت اجتماعی یا حقوقی بلاگرها وجود ندارد و نه نظام مجوز شفافی هست، نه نظارت جدی ؛ که  نتیجه این موضوع،  بازار پر از محتوای فریبنده، تأثیر روانی بی‌محابا و نسل جوانی است  که زیر بار مقایسه، دروغ و نمایش له می‌شود.

    9b7f5c44-02f4-4b6c-a956-7a1ccead39c3

    نگاه جامعه‌شناختی به تأثیر اینستاگرام بر سبک زندگی کودکان، نوجوانان و خانواده‌ها

    سحر پهلوان نشان فوق دکتری روان شناسی و استاد دانشگاه  به بررسی  تأثیر اینستاگرام بر سبک زندگی کودکان، نوجوانان و خانواده‌ها پرداخت  و گفت: از چند جهت می‌توان به این موضوع پرداخت. در مرحله اول، وقتی صحبت از “دهکده جهانی” می‌شود، یکی از مهم‌ترین ابزارهای این دهکده اینترنت است. در این میان، فضای اینستاگرام یکی از پرکاربردترین و تأثیرگذارترین پلتفرم‌هاست. ما باید بپذیریم که این تغییر تکنولوژی، هم جنبه‌های مثبت دارد و هم جنبه‌های منفی. از جنبه‌های مثبت آن، آشنایی با سبک زندگی، افکار، تغذیه، پوشش، پیشرفت‌ها و نوع نگاه جوامع مختلف است. اما روی دیگر این سکه، آسیب‌هایی است که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت.

    وی در ادامه افزود:ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که دارای بستری از ارزش‌های اعتقادی و فرهنگی خاص خود است. یعنی در حالی که نیم‌نگاهی به جوامع مدرن داریم، اما فضای سنتی در بسیاری از خانواده‌های ایرانی هنوز هم پایدار است؛ و به نظر من، این پایبندی کاملاً درست و ارزشمند است.

    این روانشناس اجتماعی با اشاره به تأثیرات فضای مجازی در دوران کودکی گفت:ماجرا از دوره کودکی آغاز می‌شود. مادری ممکن است در اینستاگرام ببیند که برای تولد فرزندان دیگران تم خاصی دارند، از تن‌پوش‌های عروسکی استفاده می‌شود، دی‌جی دعوت می‌کنند و هزینه‌های گزافی صرف می‌شود. این‌ها باعث می‌شود تا مفهوم اصلی تولد که باید شادی کودک و آموزش مفاهیم مثبت باشد، جای خود را به نمایش و تجمل بدهد. در حالی که می‌شود با یک فضای ساده و صمیمی، احساس و هیجان خوبی را برای کودک ایجاد کرد. ما حتی می‌بینیم که برخی بازیگران و فوتبالیست‌ها برای فرزندان‌شان تولدهای بسیار ساده‌ای می‌گیرند.

    او سپس به دوره نوجوانی اشاره کرد و اظهار کرد :در این دوره، نوجوان به دنبال هویت‌یابی است. جذب گروه‌های موسیقی، به‌ویژه گروه‌های کره‌ای، باعث شده که بچه‌ها طبق ساعت کره‌ای بیدار شوند، غذای کره‌ای بخورند و لباس‌های مشابه بپوشند. در این بین، بسیاری از کودکان، نوجوانان و حتی بزرگ‌ترها سواد رسانه‌ای لازم را ندارند و نمی‌دانند که اطلاعاتی که می‌بینند تا چه حد واقعیت دارد.

    چالش های اینستاگرامی در دوران تشکیل هویت نوجوان

    پهلوان نشان ادامه داد:وقتی نوجوان در حال شکل‌گیری هویت خود است و محتواهایی مانند سبک غذا، پوشش یا آزادی‌های جوامع دیگر را می‌بیند، این سؤال در ذهنش شکل می‌گیرد که “چرا من نه؟” در حالی که هیچ درکی از تفاوت‌های فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی ندارد. او ممکن است از دیدن نوجوانی که در اینستاگرام با پدر یا مادرش قلیان می‌کشد، یا دابسمش می‌گیرد، یا چالش‌هایی مانند “با من آماده شو برای مدرسه” شرکت می‌کند، تصور کند که در حال محروم شدن از آزادی‌هایی است که دیگران دارند. این باعث می‌شود که فشارهایی را بر خانواده برای تغییر محیط آموزشی وارد کند، بی‌آنکه بداند آیا این فضا با فرهنگ خانوادگی‌اش همخوانی دارد یا خیر.

    او با تأکید بر تأثیر مخرب بلاگرهای بی‌تخصص گفت: ما در معرض محتواهایی هستیم که توسط افرادی تولید می‌شود که در زندگی شخصی و حرفه‌ای موفق نبودند، تحصیلات عالی ندارند اما شروع به دادن توصیه‌های روانشناسانه می‌کنند. عباراتی مانند “آدم‌های سمی را حذف کن”، “بلاک کن”، “هیچ‌کس حق نداره ازت فلان انتظار رو داشته باشه” باعث تضعیف مفاهیمی مثل تاب‌آوری، تحمل ابهام و حل مسئله می‌شود. این توصیه‌ها حتی می‌توانند زندگی زناشویی یا روابط والد-فرزندی را دچار بحران کنند.

    تجویز نسخه کنسل توسط بلاگرهای بی تخصص

    این روانشناس گفت: این بلاگرها از تکنیک‌های تبلیغاتی و نفوذ کلام به‌خوبی استفاده می‌کنند. آن‌ها با زبان رسا و مثال‌های ملموس، حرف‌های‌شان را باورپذیر می‌کنند. همین باورپذیری می‌تواند باعث شود که یک فرد بلافاصله به‌محض دیدن یک نشانه در رابطه‌اش، تصمیم به قطع رابطه بگیرد. یا تفکرات نادرستی مانند اینکه “اگر برای من گل نخرید، اگر کادو نگرفتی، پس کنسل” را رواج دهند. در این فضا، حتی آشنایی‌های دوستی بدون شناخت یا فرصت‌های مجدد بی‌منطق به‌صورت احساسی تبلیغ می‌شوند، بدون آنکه هیچ بررسی یا آسیب‌شناسی واقعی انجام شود.

    او با بیان اینکه وقتی دقیق‌تر می‌شویم در زندگی شخصی این بلاگرها، حتی از طریق فضاهایی که افشاگری بیشتری دارند و اطلاعات بیشتری راجع به این افراد داریم، می‌بینیم که این فقط روبنای یک ساختمان زیباست گفت:  اما وقتی وارد این ساختمان می‌شویم، ممکن است آن کهنه بودن، ترک‌ها و شکست‌ها بیشتر دیده شوند. به نوجوانان توصیه می‌کنیم که وقتی از آن‌ها سوال می‌کنیم که دوست دارید در آینده چه شغلی داشته باشید، برخی از آن‌ها می‌گویند بلاگر. چرا که این شغل را راحت‌ترین راه می‌بینند که هم سرگرم‌کننده است و هم می‌تواند درآمد بالایی داشته باشد. اما ما با این چالش روبرو می‌شویم که به نوجوانان بگوییم در انتخاب رشته و شغل باید ارزش‌های اجتماعی و جایگاه خود را در نظر بگیرند.

    او در ادامه گفت: درست است که می‌گوییم برای مردم زندگی نمی‌کنیم، ولی در واقع داریم با مردم زندگی می‌کنیم. این خیلی جمله مهمی است. باید شغلی را انتخاب کنیم که در عین حال که جایگاه اجتماعی مطلوب برای ما ایجاد کند، درآمد با ثباتی هم داشته باشد. در بلاگری این ثبات وجود ندارد. پیج‌ها ممکن است از دست بروند، اسپانسرها ممکن است نباشند، و این افراد ممکن است روزی منفور شوند. این‌ها مسائلی هستند که باید در آموزش‌ها به نوجوانان و کودکان گوشزد کنیم که آیا تاب و تحمل شنیدن انتقادهای نابجا را دارند یا نه. فضای بلاگری به شدت با این مسائل درگیر است.

    پهلوان نشان افزود: دنبال کردن چنین صفحاتی در واقع مهر تاییدی بر این رفتارها می‌زند. اگر ما از این فضا آسیب می‌بینیم، باید متوجه شویم که چه فشارهایی به کودکان و نوجوانان وارد می‌شود و چقدر انتظارات غیرمنطقی ایجاد می‌کند که روابط ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بنابراین نباید این صفحات را دنبال کرد. در حقیقت، این افراد هم به عنوان بلاگر، یک سری اسپانسر دارند که هزینه‌هایشان را تأمین می‌کنند. حتی در موفق‌ترین حالت، آن‌ها هزینه‌ای برای تبلیغاتی که می‌کنند نمی‌پردازند.

    او تأکید کرد: برای مقابله با این فضا، باید به کودکان و نوجوانان سواد رسانه‌ای بیاموزیم. باید یاد بدهیم که هر چیزی را از هر کسی قبول نکنند. مثلاً وقتی کسی نسخه‌ای برای آن‌ها تجویز می‌کند، باید از خودشان بپرسند که صلاحیت این فرد چیست و چطور می‌توانند تشخیص دهند که نسخه‌اش برای آن‌ها مناسب است.

    تشکیل انتظارات غیرمنطقی توسط بلاگرها

    این استاد دانشگاه  در ادامه گفت: یکی از نکات مهم این است که باید ببینیم نیازهای واقعی خود را در زندگی، مانند هدیه گرفتن یا جشن تولدها، از چه زاویه‌ای می‌بینیم. آیا اگر برایمان گل خریدند یا خریداری نکردند، این برای ما اهمیت دارد؟ این مسائل در فضای بلاگری گاهی با انتظارات غیرمنطقی شکل می‌گیرد که باعث می‌شود کودک یا نوجوان در آینده انتظاراتی غیرواقعی از دیگران داشته باشد.

    او افزود: در فضای بلاگری، به نوعی همه‌چیز به نمایش گذاشته می‌شود. اگر چیزی کم باشد، کنسل می‌شود. اگر ماشین فرد پراید باشد، دیگر جذابیتی ندارد. این باعث می‌شود که نوجوانان در روابط خود و در مناسبت‌ها فقط به دنبال تطابق با آنچه در فضای بلاگری می‌بینند، باشند.

    پهلوان نشان در نهایت گفت: ما باید به نوجوانان یاد بدهیم که هیچ شغلی بدون چالش و ریسک نیست. بلاگری به عنوان یک شغل می‌تواند دارای نوسانات و ریسک‌های زیادی باشد. به همین دلیل باید در آموزش‌های خود به نوجوانان توجه کنیم که به دنبال شغلی با ثبات و پایدار باشند و یاد بگیرند که در هر شرایطی، انتظارات غیرمنطقی و فشارهای اجتماعی را به درستی مدیریت کنند.

     

    10ce08c3-4771-417b-a86b-37ea4e815fcb

    واقعیت این است که ما دیگر با رسانه روبه‌رو نیستیم، ما درون رسانه زندگی می‌کنیم. بلاگرها آمده‌اند که بمانند، اما اگر ندانیم چه می‌بینیم، چرا می‌بینیم و چطور می‌بینیم، این فالوکردن‌ها، ما را از خودمان دور می‌کند.

    زندگی واقعی، پشت لنز نیست؛ کنار آدم‌های واقعی، بدون فیلتر، بدون تدوین، با همه‌ی فراز و فرودهایش زیباست.

  • تلگرام و اینستاگرام کی رفع فیلتر می شوند؟ +فیلم

    تلگرام و اینستاگرام کی رفع فیلتر می شوند؟ +فیلم

    به گزارش اقتصادران؛ سید محمدامین آقامیری دبیری، دبیر شورای عالی فضای مجازی درباره همکاری با سکو‌هایی که تمایل دارند قوانین کشور ما را رعایت کنند، گفت: با این کشور‌ها در حال مذاکره هستیم تا بتوانیم به جمع‌بندی نهایی برسیم.