برچسب: اینستاگرام

  • احتمال قطع جهانی اینستاگرام ،واتس آپ و فیسبوک / آتش بیخ گوش شرکت ساختمان شرکت متا!

    احتمال قطع جهانی اینستاگرام ،واتس آپ و فیسبوک / آتش بیخ گوش شرکت ساختمان شرکت متا!

    به گزارش اقتصادران شرکت متا اعلام کرد: احتمال قطع سراسری اینستاگرام ، واتساپ و فیسبوک وجود دارد .

    اطلاعیه شرکت متا: آتش به دفتر مرکزی در منلو پارک کالیفرنیا نزدیک شده و امکان توقف فیسبوک، واتساپ،اینستاگرام و تمامی اپلیکیشن های متعلق به این شرکت وجود دارد. تمامی کارکنان باید از منطقه خارج شوند

  • فیلتر اینستاگرام و تلگرام برداشته شد؟

    فیلتر اینستاگرام و تلگرام برداشته شد؟

    روز گذشته در کانال‌های خبری اعلام شد که رئیس جمهور در حال مذاکره با برخی از نهاد‌ها است تا چند شبکه اجتماعی و پیام‌رسان‌های محبوب رفع فیلتر شوند. جلال رشیدی کوچی نماینده سابق مجلس شورای اسلامی نیز در حساب شخصی خود در فضای مجازی اعلام کرد بعد از رفع ممنوعیت آیفون، رفع فیلترینگ به زودی اتفاق می‌افتد.

    پس از این گمانه زنی توسط نماینده اسبق مجلس و همینطور انتشار خبری درباره پیگیری‌های شخص رئیس جمهور، برخی کاربران فضای مجازی خبر دادند که برخی پلتفرم‌ها مثل اینستاگرام و تلگرام که در حال حاضر فیلتر است، بدون فیلترشکن باز می‌شود.

    در همین راستا کانال دانشجویان دانشگاه علم و صنعت اعلام کرد که از شب گذشته در بسیاری از دستگاه‌های متصل به اینترنت خوابگاه و دانشگاه علم و صنعت، برنامه‌های اینستاگرام و تلگرام که پیشتر فیلتر شده بودند، بدون فیلترشکن باز می‌شوند.

    رئیس هیئت مدیره شرکت ارتباطات زیرساخت در پاسخ به این سوال که آخرین خبر‌ها از توافق بر سر بازنگری در سیاست‌های فیلترینگ چیست، گفت: این موارد را از وزارت ارتباطات پیگیری کنید.

    ستار هاشمی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در آخرین اظهار نظر خود و در پاسخ به سوال خبرنگاران در حاشیه جلسه هیئت دولت، درباره رفع فیلترینگ گفته بود: «در این خصوص ما در لایه فنی یک آسیب شناسی انجام دادیم و موضوعات و چالش‌هایی که بحث فیلترشکن‌ها و فیلترینگ به صورت کلی ایجاد کرده را مورد بررسی قرار دادیم.»

    وزیر ارتباطات این را هم تاکید کرده بود که «فیلترینگ در کیفیت ارائه خدمات مشکلاتی ایجاد کرده است و طبیعتاً این موضوعی است که باید به مردم پاسخگو باشیم و نگاه دولت و رئیس جمهور هم همین است»

    هاشمی ضمن تاکید بر اینکه ما بر سر موضعمان (رفع فیلترینگ) جدی ایستاده ایم و آن را دنبال می‌کنیم، درباره لزوم داشتن نمایندگی رسمی برخی پلتفرم‌ها در ایران گفت: «برای این موضوعات ساز و کار‌های مختلفی اندیشیده شده و اجازه بدهید وارد مرحله اجرا شویم و بعد اعلام کنیم.»

    همچنین فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت نیز در پاسخ به سوال خبرنگاران درباره طرح ارائه شده از سوی وزیر ارتباطات برای رفع فیلترینگ گفت: «این طرح در راستای حکمرانی فضای مجازی است که به عنوان یکی از موضوعات جدی وزارت ارتباطات و موضوع گره‌خورده با کسب و کار‌های مردم مدنظر است.» وی در ادامه تاکید کرد که «درباره اینکه کدام سکو از فیلتر خارج شود، اطلاعات دقیق‏‏‌تر بعدا ارائه خواهد شد.»

  • تب بالای بلاگری بین خانواده های ایرانی / ۶هزار میلیارد تومان، درآمد بلاگر‌ها از راه تبلیغات

    تب بالای بلاگری بین خانواده های ایرانی / ۶هزار میلیارد تومان، درآمد بلاگر‌ها از راه تبلیغات

    به گزارش اقتصادران، بر اساس آنچه یکتانت از بازاریابی دیجیتال ایران در سال ۱۴۰۲ روایت کرده است، شبکه‌های اجتماعی به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی ایرانیان تبدیل شده‌اند.

    گویا تلگرام با ۵۰ میلیون کاربر ایرانی، همچنان یکی از محبوب‌ترین پیام‌رسان‌ها برای ایرانیان است؛ علاوه بر این گفته‌شده است که بیش از نیمی از ایرانیان، در اینستاگرام فعال هستند و باوجود محدودیت‌ها، یوتیوب نیز همچنان پرکاربردترین پلتفرم برای مشاهده ویدئو است.

    به نظر می‌رسد نقطه مشترک همه این پلتفرم‌ها در محبوبیت، فرصت‌های ارزشمندی است که در اختیار کسب‌وکار‌ها و کاربران قرار داده‌اند. این پلتفرم‌ها فضایی برای کاربران فراهم کرده‌اند که با راه‌اندازی فروشگاه‌های آنلاین و بهره‌گیری از روش‌های خلاقانه بتوانند کالا و خدمات خود را برای سایر کاربران به نمایش بگذارند. این روند باعث شده است که اکنون تعداد فروشگاه‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی، فعال هستند به بیش از ۱٫۲ میلیون فروشگاه برسد و دراین‌بین، اینستاگرام با بیش از ۹۶۰ هزار فروشگاه، بالاترین رتبه را از آن خودکرده است.

    اینستاگرام، ۴۵ میلیون کاربر ایرانی دارد

    با توجه به این گزارش، تعداد کاربران ایرانی فعال در اینستاگرام در سال ۱۴۰۱، ۴۱میلیون کاربر بوده و در سال ۱۴۰۲ به ۴۵میلیون کاربر رسیده است. متوسط تعداد صفحات عمومی که کاربران اینستاگرام دنبال می‌کنند نیز، ۳۲۷ صفحه است که در سال ۱۴۰۲ نسبت به سال ۱۴۰۱، رشد ۱۹درصدی داشته است.

    علی‌رغم محدودیت‌هایی که برای ایرانیان در استفاده از پلتفرم‌های خارجی و به‌طور مشخص، اینستاگرام وجود دارد، در سال ۱۴۰۲بیش از ۵۷۰ میلیون پست با رشد ۲۹٫۵ درصدی، بیش از ۷٫۲ میلیون صفحه عمومی با رشد ۱۴٫۰درصدی، بیش از ۵۴۱ میلیارد لایک با رشد ۸۶ درصدی و درنهایت بیش از ۴۵ میلیون صفحه خصوصی با رشد ۹٫۸ درصدی نسبت به سال ۱۴۰۱ در کارنامه اینستاگرام فارسی ایرانیان به چشم می‌خورد.

    در گزارش یکتانت از سال گذشته، به‌وضوح مشخص است که میزان تعامل کاربران در سال ۱۴۰۲ رو به افزایش بوده و روند متفاوتی نسبت به سال ۱۴۰۱ که پاییز و زمستانی پر اختلال داشت، در پیش‌گرفته است. اکنون هر ایرانی به‌طور متوسط در سال ۱۲ هزار پست لایک می‌کند که این آمار۷۱درصد بیشتر از سال ۱۴۰۱ است.

    پنج حوزه اول فعالیت صفحات عمومی در اینستاگرام فارسی به مد و پوشاک، سبک زندگی، اشخاص و افراد تأثیرگذار، اخبار، زیبایی و مراقبت از پوست تعلق دارد و برند‌ها و کسب‌وکار‌ها نیز در رتبه دهم قرارگرفته‌اند. این داده‌ها که با بررسی بیش از ۱۱هزار کسب‌وکار فعال در اصناف و اتحادیه‌های مختلف به‌دست‌آمده، نشان می‌دهد که متوسط دنبال کنندگان هر صفحه از کسب‌وکار‌ها حدود ۱۴۶۰۰ کاربر است.

    این آمار همچنین نشان می‌دهد که کمتر از یک‌سوم کسب‌وکار‌های فعال در اینستاگرام، فروشگاه فیزیکی هم دارند و ۷۱٫۱ صفحات کسب‌وکارها، تنها از طریق اینستاگرام کسب درآمد دارند.

    ۶هزار میلیارد تومان، درآمد بلاگر‌ها از راه تبلیغات

    در سال ۱۴۰۲درآمد تقریبی صفحات پرمخاطب و اینفلوئنسر‌های ایرانی در شبکه‌های اجتماعی از طریق تبلیغات بیش از ۶هزار میلیارد تومان بود، این در حالی است که در سال ۱۴۰۱ این درآمد کمتر از ۲ هزار میلیارد تومان بود. پردرآمدترین اینفلوئنسرها، آن‌هایی بودند که در مورد موضوعات خانواده و سبک زندگی، اخبار و سرگرمی و اوقات فراقت تولید محتوا می‌کردند. جالب است بدانید، تعرفه تبلیغات هم نسبت به سال ۱۴۰۱ افزایش داشته است و این افزایش قیمت در اینستاگرام، بیشتر از تلگرام بوده است.

    همان‌طور که در ابتدای گزارش گفته شد، اینستاگرام با ۹۶۰هزار فروشگاه، با اختلاف بیشترین سهم فروشگاه‌های آنلاین ایرانی را از آن خودکرده است، این در حالی است که این پلتفرم همچون بسیاری از پلتفرم‌های بین‌المللی با اختلالات شدید و فیلترینگ روبه‌رو بوده است. تلگرام نیز با بیش از ۱۱۰هزار فروشگاه در رتبه دوم قرار دارد و پس‌ازآن روبیکا با حدود ۱۰۰ هزار فروشگاه، روبینو با ۸۰ هزار فروشگاه، سروش پلاس با ۲۰ هزار فروشگاه و بله با ۱۵ هزار فروشگاه، به ترتیب در جایگاه های‎ بعدی قرار گرفتند.

    با توجه به این گزارش، آنچه به‌وضوح مشخص است، این است که اختلالات اینترنت و فیلترینگ، بااینکه آسیب بسیار زیادی به کسب‌وکار‌ها وارد کردند، نتوانستند مانع رشد آن‌ها شوند. بسیاری از کاربران با استفاده از محیطی که در فضای مجازی فراهم شد، برای خود ایجاد درآمد کردند. درآمدی که اگر درگرو محدودیت‎‌ها نبود، روند رشد چشمگیرتری طی می‌کرد. حتی شاید این امکان به وجود می‌آمد که آمار و ارقام دقیق این درآمد‌های مجازی به‌عنوان بخشی از اقتصاد دیجیتال به شمار رود.

  • چه خبر از رفع فیلتر «اینستاگرام» و «واتساپ»

    چه خبر از رفع فیلتر «اینستاگرام» و «واتساپ»

    به گزارش اقتصادران، ابراهیم عزیزی در واکنش به انتشار اخباری در زمینه موافقت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی با طرح لغو فیلترینگ «اینستاگرام» و «واتساپ» در فضای مجازی، گفت: تاکنون هیچگونه طرح، لایحه و پیشنهادی برای بررسی و اظهار نظر تخصصی درباره لغو فیلترینگ «اینستاگرام» و «واتساپ» به این کمیسیون واصل نشده است.

    رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرگزاری خانه ملت ادامه داد: همچنین باید یادآور شوم که بررسی هر طرح و لایحه‌ای در مجلس، مسیر قانونی خود را باید طی کند. ابتدا معاونت قوانین مجلس، طرح‌ها و لوایح را دریافت می‌کند و این طرح و لوایح پس از اعلام وصول در صحن علنی برای بررسی‌های تخصصی و کارشناسی به کمیسیون‌های تخصصی مجلس ارسال می‌شود.

    رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در ادامه با اشاره به دیدگاه رئیس جمهور در زمینه تحول در فضای مجازی و همکاری مجلس در این راستا، گفت: به هر حال مجلس وظایفی را بر عهده دارد و مهم‌ترین وظیفه آن قانون گذاری است.

    نماینده مردم شیراز و زرقان در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه اعمال قانونگذاری از سوی مجلس بر مبنای سیاست‌های کلی و اسناد بالادستی خواهد بود، ادامه داد: به واقع مجلس و کمیسیون امنیت ملی، مبتنی بر منافع ملی و امنیت ملی وظایف تخصصی خود را بر عهده دارد و در جریان امور اظهارنظر کرده و موضوعات را مورد بررسی قرار می‌دهد.

  • روایت از سير تحول بلاگري در ايران / آيا بلاگرها خود واقعي‌شان را نشان مي‌دهند؟

    روایت از سير تحول بلاگري در ايران / آيا بلاگرها خود واقعي‌شان را نشان مي‌دهند؟

    به گزارش اقتصادران، در يك مهماني خانوادگي، در دفتر كار، در بهشت‌زهرا و بر سر مزار عزيزي تازه درگذشته يا در صحنه تصادفي هولناك، همه‌جا پر است از آدم‌هايي كه گوشي ‌به‌دست مشغول توليد محتوا هستند. اگر خودمان يكي از آنها نباشيم ممكن است از دست‌شان كلافه بشويم، به طرز زندگي‌شان طعنه بزنيم و كارشان را مسخره كنيم اما احتمالا دير يا زود ما هم دست‌كم وسوسه مي‌شويم محتوايي توليد كنيم و بعد بنشينيم لايك‌هايش را بشماريم.

    «ايراني‌ها روزي هشت ميليون محتوا را به اشتراك مي‌گذارند؛ چيزي معادل ۱۶۰۰ نسخه شاهنامه فردوسي.» اين آمار را شركت ديتاك از رفتار كاربران ايراني در شبكه‌هاي اجتماعي منتشر كرده است. گزارش اين شركت مي‌گويد ۸۸ درصد اين محتواها در پلتفرم‌هاي اينستاگرام، تلگرام و توييتر منتشر مي‌شود. بلاگري و توليد محتوا به پديده‌اي همه‌گير در جهان تبديل شده است و چنان با زندگي‌ها عجين شده كه گويي آنها كه توليد محتوا نمي‌كنند، اصلا وجود ندارند. در ايران هم به رغم محدوديت‌هاي گسترده اينترنت و فيلتربودن تقريبا همه شبكه‌هاي اجتماعي پرمخاطب در جهان، بلاگري با همه سويه‌هاي مثبت و منفي‌اش رواج گسترده‌اي يافته است.

    از كافي‌‌نت‌ها تا اينستاگرام: سير تحول بلاگري در ايران

    به‌يادآوردن كلماتي مثل «وبلاگستان» و حتي «وبلاگ‌نويسي» حالا تا حدودي از نشانه‌هاي قديمي‌بودن محسوب مي‌شود. اوايل دهه ۱۳۸۰ بود كه نطفه انقلابي بي‌صدا بسته مي‌شد. انقلابي كه قرار بود صداي نسلي را به گوش جهان برساند. علي، كه آن روزها دانشجوي ۲۰‌ساله‌اي بود كه با هيجان آخرين نوشته‌اش را در كافي‌نتي مرور مي‌كرد. دستانش مي‌لرزيد وقتي روي دكمه «انتشار» كليك مي‌كرد. براي چه؟ خودش مي‌گويد هنوز نمي‌داند. در آن سال‌ها، وبلاگ‌نويسي پنجره‌اي رو به جهان بود. جايي كه مي‌شد بي‌واسطه حرف زد، انديشيد و شنيده شد. از مسائل روزمره گرفته تا دغدغه‌هاي عميق اجتماعي، همه‌چيز موضوع بحث بود. وبلاگستان فارسي، به سرعت به يك جامعه آنلاين پويا تبديل شد و هنوز هم گاهي قديمي‌ترها برايش بزرگداشت برگزار مي‌كنند.

    اما اين تازه آغاز راه بود. با گذر زمان و ورود شبكه‌هاي اجتماعي، چهره بلاگري دگرگون شد. فيس‌بوك، توييتر و بعدها اينستاگرام، عرصه جديدي را پيش روي بلاگرهاي ايراني گشودند. حالا ديگر تنها كلمات نبودند كه حرف مي‌زدند. تصاوير، ويديوها و هشتگ‌ها هم به ميدان آمده بودند. مريم، كه زماني وبلاگ‌نويسي گمنام بود، حالا به عنوان اينفلوئنسري با صدها هزار دنبال‌كننده شناخته مي‌شود. او مي‌گويد: «وبلاگم برايم مثل خانه‌اي امن بود. جايي كه مي‌توانستم خودم باشم. اما اينستاگرام؟ اينجا انگار روي صحنه‌ام. هر حركتم زير ذره‌بين است.» اين تحول، چالش‌هاي جديدي را هم به همراه خود آورد. اگر زماني دغدغه بلاگرها تنها توليد محتوا بود، حالا بايد استراتژي‌هاي بازاريابي ديجيتال را هم بلد باشند و مرز ميان واقعيت و تبليغات گاه به‌شدت مبهم مي‌شود.

    اين سفر از وبلاگ‌هاي ساده تا پلتفرم‌هاي امروزي، دو دهه به درازا كشيده است و در همين مدت، چهره ارتباطات در ايران دگرگون شده است. بايد ديد كه آينده چه در آستين دارد و نسل بعدي بلاگرها، چگونه اين ميراث را به پيش خواهند برد.

    واقعيت پنهان زندگي بلاگرها

    مريم، بلاگر ۲۸‌ساله‌اي كه بيش از ۳۰۰ هزار دنبال‌كننده دارد، پس از خاموش كردن دوربين، نفسي عميق مي‌كشد. چهره‌اش درهم مي‌رود و خستگي از تمام وجودش مي‌بارد. اين‌طرف دوربين خبري از آن‌همه انرژي و شور و حال نيست. آن آدم مهربان پشت دوربين، داد بلندي سر تدوين‌گرش مي‌زند كه اگر ويدئو پنج دقيقه ديگر آماده نشود، اسپانسر مي‌پرد و آن‌وقت او مي‌داند و تدوين‌گر.

    در همين حال، گوشي‌ مريم زنگ مي‌خورد. اسپانسر جديدي است كه مي‌خواهد براي تبليغ محصولش، مريم را به رويدادي مجلل دعوت كند. مريم با هيجاني ساختگي قبول مي‌كند، در حالي كه استرس در دستان و بي‌ميلي در چشمانش به وضوح ديده مي‌شود.

    واقعيت زندگي بلاگرها، مانند پازلي پيچيده است كه تكه‌هاي آن به ندرت در كنار هم قرار مي‌گيرد. فشار مداوم براي توليد محتواي جذاب، رقابت بي‌امان با ديگر بلاگرها و انتظارات بي‌پايان مخاطبان، تنها بخشي از چالش‌هاي روزمره آنهاست. اما چرا اين صنعت با وجود چالش‌هاي فراوان، همچنان جذاب به نظر مي‌رسد؟ شايد پاسخ را بتوان در كلمات علي، بلاگر حوزه سفر، يافت: «گاهي حس مي‌كنم در دنيايي موازي زندگي مي‌كنم. دنيايي كه در آن همه‌چيز زيبا و كامل است. اما وقتي به خودم مي‌آيم، مي‌بينم كه اين دنيا فقط روي صفحه نمايش وجود دارد.» علي، در حالي كه اين را مي‌گويد، به عكس‌هاي سفر اخيرش نگاه مي‌كند. عكس‌هايي پر از لبخند و مناظر زيبا. اما او به ياد مي‌آورد چقدر براي گرفتن هرعكس وقت صرف كرده و چند بار تلاش كرده تا بهترين زاويه را پيدا كند. او آرام مي‌گويد: «گاهي حس مي‌كنم به جاي زندگي كردن، فقط دارم زندگي را ثبت مي‌كنم.»

    آيا بلاگرها خود واقعي‌شان را نشان مي‌دهند؟

    در عصر شبكه‌هاي اجتماعي، مرز ميان واقعيت و نمايش، بيش از هر زمان ديگري مبهم شده است. بلاگرها، اين ستاره‌هاي دنياي مجازي، در خط مقدم اين ابهام قرار دارند. اما سوال اينجاست: آيا تصويري كه آنها از خود ارايه مي‌دهند، بازتابي صادقانه از هويت واقعي‌شان است؟ سارا، بلاگر ۲۵ ساله حوزه مد، با لبخندي تلخ مي‌گويد: «گاهي حس مي‌كنم دو نفرم. يكي سارايي كه در اينستاگرام مي‌بينيد، و ديگري خودم. نمي‌دانم كدام يك واقعي‌تر است.» اين فاصله بين خود واقعي و خود ديجيتال، تنها محدود به ظاهر نمي‌شود. علي اضافه مي‌كند: «بارها شده كه عقايدم را سانسور كرده‌ام تا مخاطبانم را از دست ندهم. گاهي حس مي‌كنم دارم نقش بازي مي‌كنم.» برخي بلاگرها تلاش مي‌كنند تا تصويري واقعي‌تر از خود ارايه دهند. مينا، بلاگر حوزه سلامت روان، مي‌گويد: «تصميم گرفتم درباره مشكلات و شكست‌هايم هم صحبت كنم. اين كار سخت بود، اما حس مي‌كنم به من و مخاطبانم كمك كرده تا واقعي‌تر باشيم.»

    سايه روشن شهرت مجازي

    در پس نورافكن‌هاي خيره‌كننده شهرت مجازي، سايه‌هايي پنهان شده‌اند كه كمتر مورد توجه قرار مي‌گيرند. بسياري از بلاگرها با چالش‌هاي رواني پيچيده‌اي دست و پنجه نرم مي‌كنند كه اغلب از چشم عموم پنهان مي‌ماند.

    «گاهي حس مي‌كنم در قفسي طلايي گير افتاده‌ام». اين اعتراف نداست؛ بلاگري با بيش از يك ميليون دنبال‌كننده. او ادامه مي‌دهد: «هر لحظه زندگي‌ام زير ذره‌بين است. اين فشار مداوم، گاهي نفس‌گير مي‌شود.» اين فشار رواني تنها محدود به خود بلاگرها نيست. فاطمه، مادر يك بلاگر نوجوان، با نگراني مي‌گويد: «دخترم دايما نگران تعداد لايك‌ها و كامنت‌هاست. گاهي حس مي‌كنم او دارد كودكي‌اش را از دست مي‌دهد.» يكي ديگر از چالش‌هاي پنهان، مساله اعتياد به تأييد ديجيتال است. علي اذعان مي‌كند: «زماني به نقطه‌اي رسيده بودم كه اگر پستم به اندازه كافي لايك نمي‌گرفت، دچار حمله عصبي مي‌شدم. فهميدم نياز به كمك حرفه‌اي دارم.»

    در ميان اين چالش‌ها، برخي بلاگرها در حال يافتن راه‌هايي براي حفظ سلامت روان خود هستند. علي، بلاگر حوزه سفر، مي‌گويد: «من روزهاي ديجيتال ديتاكس [سم‌زدايي ديجيتال] براي خودم تعيين كرده‌ام. روزهايي كه كاملا از فضاي مجازي دور مي‌شوم. اين به من كمك مي‌كند تعادل را حفظ كنم.»

    علاوه بر اين، در دنيايي كه هر لحظه زندگي مي‌تواند موضوع يك پست يا استوري باشد، مفهوم حريم خصوصي دستخوش تحولي عميق شده است. بلاگرها، در خط مقدم اين تحول، با چالشي پيچيده روبه‌رو هستند: حفظ تعادل بين نمايش‌دادن خود و حفاظت از زندگي شخصي. سارا در اين باره مي‌گويد: «حتي لحظات خصوصي‌ام، مثل صبحانه‌خوردن يا خواب شبانه، تبديل به محتوا براي فالوورهايم شده.»

    اين چالش تنها محدود به خود بلاگرها نيست. مهدي، همسر يك بلاگر معروف، با نگراني مي‌گويد: «گاهي حس مي‌كنم هر حركت و رفتارم زير ذره‌بين ميليون‌ها نفر است. اين فشار، روي رابطه ما تأثير گذاشته است.»

    يكي ديگر از ابعاد اين مساله، حريم خصوصي كودكان است. نسرين، مادر دو فرزند و بلاگر، مي‌گويد: «من تصميم گرفته‌ام چهره فرزندانم را نشان ندهم. نمي‌خواهم آنها قبل از اينكه خودشان تصميم بگيرند، درگير اين دنيا شوند.» با اين حال، والديني هم هستند كه نه‌تنها حريم خصوصي كودكان را رعايت نمي‌كنند كه از كودكان در سنين پايين بلاگر مي‌سازند.

    اقتصاد پنهان بلاگري در ايران

    در آپارتمان كوچكي در غرب تهران، نسرين با دقت آمار دنبال‌كنندگان وبلاگش را بررسي مي‌كند. براي او، اين اعداد فراتر از ارقامي ساده هستند؛ آنها نشان‌دهنده درآمد احتمالي ماه آينده‌اش هستند. نسرين در سال‌هاي اخير، توليد محتوا را از يك سرگرمي به شغل اصلي خود تبديل كرده‌اند.

    نسرين مي‌گويد: «وقتي شروع كردم، فكر نمي‌كردم روزي بتوانم از اين راه زندگي‌ام را بگذرانم اما حالا، بلاگري منبع اصلي درآمد من است.»

    اقتصاد بلاگري در ايران، پديده‌اي پيچيده و چندوجهي است. از يك سو، محدوديت‌هاي بين‌المللي و تحريم‌ها، دسترسي بلاگرهاي ايراني به منابع درآمدي جهاني مانند Google AdSense را محدود كرده است. از سوي ديگر، همين محدوديت‌ها باعث شكل‌گيري اكوسيستم اقتصادي منحصر به فردي در فضاي مجازي ايران شده است. ما شاهد شكل‌گيري يك بازار موازي در فضاي مجازي ايران هستيم. شركت‌هاي تبليغاتي داخلي، سيستم‌هاي پرداخت بومي، و حتي ارزهاي ديجيتال، همگي بخشي از اين اكوسيستم جديد هستند. اين اقتصاد پنهان، فرصت‌هاي جديدي را براي بلاگرها ايجاد كرده است. بسياري از آنها از طريق تبليغات مستقيم، بازاريابي، فروش محصولات ديجيتال مثل دوره‌هاي آموزشي آنلاين و حتي مشاوره، كسب درآمد مي‌كنند. حميد، كه كانال يوتيوبي در حوزه فيلم و سينما دارد، مي‌گويد: «من ماهانه بيش از درآمد يك مهندس باتجربه از كانالم درمي‌آورم. البته اين درآمد ثابت نيست و گاهي نوسانات زيادي دارد.»

    اما اين اقتصاد نوظهور، چالش‌هاي خود را نيز دارد. عدم شفافيت در قراردادها، مشكلات مالياتي و ريسك بالاي فعاليت در فضايي كه قوانين آن هنوز كاملا تعريف نشده، از جمله اين چالش‌ها هستند.

    علاوه بر اين، رقابت شديد در فضاي مجازي باعث شده بسياري از بلاگرها به سمت توليد محتواي جنجالي و زرد يا حتي اخبار جعلي روي بياورند. سارا در اين باره مي‌گويد: «گاهي احساس مي‌كنم مجبورم بين اخلاق و درآمد يكي را انتخاب كنم.»

    اقتصاد بلاگري در ايران آينه‌اي است از جامعه‌اي كه در حال گذار به عصر ديجيتال است. با وجود تمام چالش‌ها و موانع، اين اقتصاد همچنان در حال رشد و تحول است. حالا ديگر تقريبا پشت هر محتواي پربازديدي كه در شبكه‌هاي اجتماعي منتشر مي‌شود، اقتصادي نهفته است.

    چالش‌هاي مالي در دنياي پرزرق و برق بلاگري

    زرق و برق دنياي بلاگري، با تصاوير سفرهاي لوكس و محصولات گران‌قيمت، روياي زندگي مرفه را در ذهن مخاطبان تداعي مي‌كند. اما آيا اين تصوير، بازتابي دقيق از واقعيت اقتصادي اين حرفه است؟

    مهدي با لحني آميخته به خنده مي‌گويد: «مردم فكر مي‌كنند ما در پول غلت مي‌زنيم اما واقعيت چيز ديگري است.»

    او توضيح مي‌دهد كه درآمد اكثر بلاگرها بسيار ناپايدار و غيرقابل پيش‌بيني است. آنها مجبورند براي حفظ ظاهر، هزينه‌هاي زيادي را متحمل شوند كه گاه از درآمدشان پيشي مي‌گيرد. مريم، بلاگر حوزه مد، مي‌گويد: «بارها شده كه براي تهيه يك عكس، هزينه‌اي معادل درآمد يك ماهم را صرف كرده‌ام. اين چرخه مدام ادامه دارد…»

    اين فشار مالي تنها محدود به هزينه‌هاي ظاهري نيست. علي، كه در حوزه تكنولوژي فعاليت مي‌كند، از چالش‌هاي پنهان صحبت مي‌كند: «هزينه‌هاي تجهيزات به كنار، فشار رواني ناشي از درآمد نامنظم، گاهي غيرقابل تحمل مي‌شود.»

    بلاگرهاي ايراني و پل‌هاي فرهنگي

    در كافه‌اي شلوغ در توكيو، شيما موبايلش را باز مي‌كند و شروع به لايوگرفتن مي‌كند. او يك بلاگر ايراني است كه حالا از ژاپن درباره تفاوت‌ها و شباهت‌هاي دو فرهنگ مي‌نويسد. شيما نماينده‌اي است از نسلي از بلاگرهاي ايراني كه به پل‌هاي فرهنگي ميان ايران و جهان تبديل شده‌اند. نسلي كه به دلخواه يا از سر اجبار تن به مهاجرت داده است.

    شيما مي‌گويد: «من فكر مي‌كنم وظيفه‌ام اين است كه تصويري واقعي‌تر از ايران به جهانيان نشان دهم و در عين حال، ايرانيان را با جنبه‌هاي مثبت فرهنگ‌هاي ديگر آشنا كنم.» اين «ديپلماسي ديجيتال مردمي» در سال‌هاي اخير رشد چشمگيري داشته است. بلاگرهاي ايراني در سراسر جهان، از اروپا گرفته تا امريكا و آسياي شرقي، محتواهاي زيادي در معرفي فرهنگ‌ها توليد مي‌كنند. ماني، كه از آلمان يك صفحه اينستاگرامي آشنايي با آلمان را مديريت مي‌كند، مي‌گويد: «وقتي درباره تجربه زندگي در آلمان مي‌نويسم، هم به آلماني‌ها كمك مي‌كنم ايراني‌ها را بهتر بشناسند، و هم به ايراني‌ها ديد واقع‌بينانه‌تري از زندگي در خارج مي‌دهم.»

    داستان بلاگرهاي ايراني و پل‌هاي فرهنگي، داستان قدرت ارتباطات در عصر ديجيتال است. آنها نشان مي‌دهند كه چگونه افراد عادي مي‌توانند نقشي مهم در ديپلماسي فرهنگي ايفا كنند. از تهران تا توكيو، از برلين تا بوستون، اين بلاگرها در حال بافتن تار و پودي هستند كه فرهنگ‌ها را به هم پيوند مي‌دهد، و شايد روزي به جهاني با درك متقابل بيشتر منجر شود و البته كه نبايد آسيب‌هاي تصويري را كه بيشتر براي گردشگران طراحي شده در فهم واقعيت ناديده گرفت.

    هشتگ‌هايي كه جنبش شدند: تأثير بلاگرها بر تحولات اجتماعي

    «فكر نمي‌كردم صدايم تا اين حد شنيده شود. انگار همه منتظر يك جرقه بودند.» اينها حرف‌هاي ميناست كه با يك توييت به يك چهره‌ شناخته‌شده در فضاي مجازي تبديل شده است. در دهه اخير، بلاگرها و فعالان شبكه‌هاي اجتماعي نقشي كليدي در شكل‌گيري و هدايت جنبش‌هاي اجتماعي در ايران داشته‌اند. از كمپين‌هاي حقوق زنان گرفته تا جنبش‌هاي زيست‌محيطي، از اعتراضات صنفي تا مطالبات فرهنگي، رد پاي بلاگرها را مي‌توان در همه جا ديد. رضا، كه حسابي توييتري در حوزه محيط‌زيست دارد، مي‌گويد: «ما توانستيم از طريق شبكه‌هاي اجتماعي، هزاران گردشگر را براي پاكسازي سواحل بسيج كنيم. اين كار قبلا غيرممكن به نظر مي‌رسيد.»

    اما اين تأثيرگذاري، چالش‌هاي خود را نيز داشته است. برخي از بلاگرها با فشارهاي قانوني و امنيتي مواجه شده‌اند. با اين حال، قدرت بلاگرها در شكل‌دهي به افكار عمومي و ايجاد تغييرات اجتماعي، انكارناپذير است. از تغيير در قوانين گرفته تا تحول در نگرش‌هاي اجتماعي، ردپاي اين فعاليت‌هاي مجازي را مي‌توان در بسياري از تحولات اخير ايران ديد.

    چرخش رسانه‌اي نسل ديجيتال ايران

    صداي گرم نيلوفر از هدفون‌ پخش مي‌شود: «سلام دوستان، به اپيزود جديد پادكست … خوش اومدين.» اين جمله، نقطه عطف مسيري طولاني است كه از صفحات ساده آغاز شد و حالا به دنياي پرطرفدار صوتي رسيده است. با گذر زمان و تغيير فناوري، ذائقه مخاطب نيز تغيير كرد. نسلي كه با كامپيوترهاي خانگي بزرگ شده بود، حالا همه‌چيز را روي گوشي هوشمندش مي‌خواهد. «وقتي وبلاگم رو شروع كردم، فكر مي‌كردم تا آخر عمر همينطوري مي‌نويسم»، اميد كه اينها را مي‌گويد حالا يكي از پرطرفدارترين ويدئوبلاگرهاي ايراني است. «اما كم‌كم متوجه شدم مخاطبانم ترجيح مي‌دن من رو ببينن و بشنون تا اينكه فقط بخونن.»

    اين تغيير رسانه، چالش‌هاي جديدي را پيش روي توليدكنندگان محتوا قرار داده است. اگر براي وبلاگ‌نويسي تنها يك كامپيوتر و اتصال اينترنت كافي بود، حالا نياز به تجهيزات صوتي و تصويري، مهارت‌هاي ويرايش و حتي فن بيان مناسب احساس مي‌شود.

    اما اين تغيير رسانه، تنها به شكل محتوا محدود نشد. موضوعات نيز متحول شدند. اگر وبلاگ‌ها اغلب به مسائل شخصي و روزمره مي‌پرداختند، حالا پادكست‌ها و ويديوبلاگ‌ها موضوعات تخصصي‌تري را پوشش مي‌دهند. از بررسي‌هاي عميق سياسي گرفته تا آموزش‌هاي تخصصي فني، همه‌جور محتوايي اينجا پيدا مي‌شود. اين تحول، فرصت‌هاي اقتصادي جديدي نيز ايجاد كرده است. با اينكه درآمدزايي از وبلاگ‌ها دشوار بود، حالا بسياري از توليدكنندگان محتوا مي‌توانند از طريق تبليغات، حمايت مالي مخاطبان و حتي فروش محصولات مرتبط، كسب درآمد كنند.

    با اين حال، اين مسير بدون چالش نبوده است. محدوديت‌هاي پهناي باند، فيلترينگ پلتفرم‌هاي پخش ويديو و صوت، و گاه فشارهاي قانوني، موانعي جدي بر سر راه اين تحول بوده‌اند. با همه اين‌ها، نسل ديجيتال همچنان به روايت داستان خود و جامعه‌اش ادامه مي‌دهد.

    آينده بلاگري در دست كيست؟

    زهراي ۱۸‌ساله در اتاق كوچكش در يك پلتفرم ويدئويي مشغول استريم آنلاين بازي‌اش است. او نماينده‌اي از نسل جديد بلاگرهاست؛ نسلي كه با اينترنت متولد شده و قواعد بازي را از نو تعريف مي‌كند. نسل زد، در حال تغيير چهره بلاگري در ايران است. اين نسل كه با گوشي‌هاي هوشمند و شبكه‌هاي اجتماعي بزرگ شده، رويكردي كاملا متفاوت به توليد و مصرف محتوا دارد. امير، ۲۰ ساله، كه يك اينفلوئنسر در حوزه سبك زندگي است، مي‌گويد: «ما دوست داريم خودمان باشيم. مخاطبان ما دنبال داستان‌هاي واقعي هستند، نه تصاوير ساختگي.»

    بزرگ‌ترها اما نگرانند. مريم، بلاگر ۳۵‌ساله، مي‌گويد: «گاهي نگران مي‌شوم كه آيا اين نسل به اندازه كافي به عواقب آنچه آنلاين به اشتراك مي‌گذارد، فكر مي‌كند؟» اين نسل همچنين در حال خلق فرصت‌هاي اقتصادي جديدي است. بسياري از آنها از طريق توليد محتوا و بازاريابي تأثيرگذار، درآمدهاي قابل توجهي كسب مي‌كنند. به نظر مي‌رسد آينده بلاگري در ايران در دست نسلي است كه با موبايل‌هاي خود، در حال بازتعريف مفهوم رسانه و ارتباطات هستند. نسل زد، با تركيبي از جسارت، خلاقيت و تسلط بر فناوري، در حال شكل دادن به آينده‌اي است كه در آن مرزهاي سنتي ميان توليدكننده و مصرف‌كننده محتوا، بيش از پيش محو مي‌شود.

  • انتخابات تمام شد اما اختلال در سرعت اینترنت تمام نشد!

    انتخابات تمام شد اما اختلال در سرعت اینترنت تمام نشد!

    به گزارش اقتصادران، پلتفرم پادرو گزارش داده است که به دنبال ایجاد اختلال در فیلترشکن‌ها، میزان ترافیک فروشگاه‌های اینستاگرامی به شدت کاهش یافته و ۲۵ درصد فروشگاه‌ها با کاهش فروش مواجه شده‌اند. در همین حال داده‌های رادار کلادفلر روند کاهش ترافیک را تأیید می‌کند.

    حساب پادرو در شبکه اکس در این مورد نوشت:‌ «در دو هفته اخیر با شدت گرفتن فعالیت انتخاباتی نامزدهای ریاست‌جمهوری و اختلال جدی در کارکرد فیلترشکن‌ها، میزان سفارش فروشگاه‌های پادرویی فعال در بستر اینستاگرام تا ۲۵ درصد و ترافیک این فروشگاه‌ها تا ۴۰ درصد کاهش پیدا کرده است. این اختلالات همچنان ادامه‌ دارند.»

    داده‌های رادار کلادفلر هم نشان می‌دهد که در دو هفته اخیر ترافیک شبکه در ایران کاهش قابل توجهی داشته است. از آنجا که شمار قابل توجهی از فیلترشکن‌ها از کلادفلر استفاده می‌کنند، ایجاد اختلال در این رادار، بسیاری از فیلترشکن‌ها را از کار می‌اندازد.

    سومین گزارش کیفیت اینترنت در ایران مربوط به بهار امسال می‌گوید «تلاش‌های شبانه‌روزی متولیان امر با تحمیل هزینه چندهزارمیلیاردی به مردم و اپراتورها، جلوگیری از گسترش شبکه، مسدودسازی پروتکل‌های موردنیاز کسب‌وکارها و… تغییری در رفتار استفاده مردم در فیلترشکن‌ها نکرده و فقط‌وفقط باعث افزایش تقاضا و ایجاد اختلالات گسترده و آسیب‌های جبران‌ناپذیر به مردم واقتصاد دیجیتال شده است».

    بر اساس آخرین گزارشی که از سوی دیتاک منتشر شده است نزدیک به ۳ میلیون و هفتصد هزار فروشگاه در اینستاگرام فعال هستند که حدود ۳۳ درصد آن‌ها در حوزه مد و پوشاک و ۲۵درصد در حوزه محصولات آرایشی و بهداشتی است. طبق این آمار خوراکی‌ها با ۱۲ درصد در جایگاه سوم، لوازم خانه و آشپزخانه با ۱۱ درصد در جایگاه چهارم، لوازم تحریر و آموزش با هشت درصد در جایگاه پنجم، کالای دیجیتال با هفت درصد در جایگاه ششم و ساعت و جواهرآلات با چهار درصد در جایگاه هفتم قرار دارند.

  • نقض حریم شخصی کودکان به بهای بلاگری معلمان!

    نقض حریم شخصی کودکان به بهای بلاگری معلمان!

    به گزارش اقتصادران، سوژه‌اي به نام دانش‌آموزان آن‌ هم از سوي دوربين تلفن همراه معلمان؛ اين قصه‌ خبرساز چند سال گذشته ايران است كه بارها فيلم‌هاي پربيننده و جنجال‌برانگيز شد، اما همچنان محل اصل موضوع محل تنش است؛ خلاصه ماجرا اين است كه معلماني، دانش‌آموزان خود را سوژه فيلم و عكس و در حالت كلي سوژه محتوا براي شبكه‌هاي اجتماعي خود قرار مي‌دهند و از اين رهگذر لايك و توجه مي‌خرند و اين در حالي است كه بر اساس قوانين موجود ايران (كه از نگاه كارشناسان در بسياري موارد حقوق كودكان را ناديده گرفته است) اين رفتارها غيرقانوني است. خبر تازه و مساله‌برانگيز اما به ماجراي «اخراج دو معلم بلاگر» برمي‌گردد كه مسوولاني مي‌گويند اين موضوع درست نيست.

    خلاصه خبر اين است كه در روزهاي گذشته ويديويي در فضاي مجازي منتشر شد كه دو معلم در برابر دوربين مي‌گفتند: «سكوت و بغض يك جايي بايد شكسته مي‌شد؛ چون اخراج حكم عادلانه‌اي نبود. ما تمام توان خود را گذاشتيم، چون عاشق شغل خود بوديم و سعي كرديم، متفاوت باشيم و بچه‌ها را عاشق مدرسه كنيم. از لحظات تلخ و شيرين معلمي گفتيم تا به همه نشان دهيم كار ما چقدر سخت و حساس است.» اين ويديو واكنش‌هاي فراواني را برانگيخت و بسياري از كاربران شبكه‌هاي اجتماعي در همراهي با ‌اين معلمان، اخراج آنها را «ظلم» به دانش‌آموزان دانستند. در اين باره اما «علي فرهادي»، سخنگوي وزارت آموزش‌وپرورش همين هفته پيش، با تكذيب ادعاي اين دو معلم مبني بر اخراج‌شان، معلم بلاگري را «ممنوع» دانست و گفت: معلم بلاگر موضوعي است كه اخيرا مطرح شده و با توجه به توسعه فناوري و شبكه‌هاي اجتماعي اين كار «ممنوع» است، زيرا حريم خصوصي دانش‌آموز محترم است و بايد توسط خانواده و نظام تعليم و تربيت در مدرسه حفظ شود. او كه با ايسنا سخن مي‌گفت دانش‌آموز را معصوم و پاك خواند و افزود: «دانش‌آموز آسيب‌پذير و در دفاع از حقوق خود ضعيف است، زيرا بلوغ ندارد و سنش كم است، بنابراين اگر معلمان در فضايي به عنوان معلم بلاگر فعاليت داشته باشند و حقوق خصوصي دانش‌آموز را نقض كنند طبق قانون برخورد مي‌شود، چراكه موظف به حفظ حقوق كودكان در آموزش و پرورش هستيم.»

    بخش مهم اين سخنان اما هشدار بوده است: «هشدار مي‌دهيم، در بستر قانون رسيدگي به تخلفات اداري معلمان و كارمندان كه مصوب نهادهاي قانونگذار است، اگر كسي حريم و حقوق دانش‌آموز را نقض كند، مطابق قانون برخورد مي‌كنيم.» در اين باره حدود يك هفته پيش مديركل آموزش و پرورش شهرستان‌هاي استان تهران هم پس از خبري ‌شدن چند فيلم پربيننده، در واكنش به اقدامات خلاف عرف و قانون برخي «معلم بلاگرها» در كلاس درس مدارس گفته بود: «ضبط فيلم از دانش‌آموزان در كلاس درس كه منجر به ورود به حريم خصوصي آنها مي‌شود، ممنوع است و خانواده‌ها حق شكايت دارند.» مسعود بهرامي در اين باره توضيح داده بود: «حريم خصوصي نه فقط در مدرسه و كلاس درس، بلكه در تمام ابعاد زندگي شهروندان بايد مورد توجه قرار گيرد به عنوان مثال وقتي شما وارد يك ساختمان مي‌شويد با نوشته‌هايي به شما اطلاع مي‌دهند كه ساختمان مجهز به دوربين مداربسته است، چون ضبط فيلم و صدا بدون اطلاع فرد، قانوني نيست. ضبط صدا و تصوير افراد بدون اجازه و اطلاع آنها به لحاظ شرعي و قانوني تخلف است؛ گاهي مشاهده مي‌كنيم يك معلم تخلفي انجام داده و در بين 40 هزار معلم شهرستان‌هاي استان تهران ممكن است تعداد محدودي مثلا 4 نفر چنين تخلفي را مرتكب شوند كه برخورد با آنها مسير خود را دارد يعني پرونده براي تعيين تكليف به هيات تخلفات اداري ارسال مي‌شود. اگر مطلع شويم معلمي در كلاس درس اين اقدامات را انجام مي‌دهد، حتما با آن برخورد مي‌كنيم.» اين توضيحات تازه درباره سوژه قرار دادن دانش‌آموزان در كلاس درس آن‌ هم از سوي معلمان در حالي است كه پيش‌تر قوانين ايران درباره حقوق كودكان و همچنين انتشار فيلم و عكس آنها شفاف توضيحاتي را ارايه كرده بود، اما به نظر مي‌آيد در سيستم آموزش و پرورش؛ چه در مراحل استخدام و چه در دوره‌هاي آموزشي بعد، اين حقوق كمتر به معلمان يادآور شده و بخشنامه‌هاي شفاف در اين باره طراحي نشده است؛ بحث اين است كه بر اساس قوانين موجود انتشار هر گونه فيلم و عكس از كودكان ممنوع و عجيب است كه اين موضوع به‌طور شفاف در آموزش و پرورش ايران بخشنامه نشده و بسياري از معلمان هم آن را نمي‌دانند. يادداشت پيش‌رو نگاهي به قوانين ايران در اين زمينه است و به‌طور شفاف توضيح مي‌دهد كه قوانين كنوني ايران در اين باره چه مي‌گويد.

    معلم اينفلوئنسري و نقض حريم شخصي كودكان

    روشن است كه محيط ديجيتال (اينترنت) امكانات فراواني براي كاربرانش فراهم آورده است كه دسترسي آزاد، سريع و آسان به اطلاعات و امكان به اشتراك‌گذاري داده‌ها ازجمله آنهاست. كودكان نيز بخشي از اين كاربران هستند كه به‌موجب سن كم و استفاده زيادشان از اينترنت آنان را «بوميان ديجيتال» ناميده‌اند. يكي از موضوعات بسيار مهم و مورد بحث در حوزه كودكان حفظ حريم خصوصي كودكان در فضاي مجازي است كه ‌بايد از جانب دولت‌ها و نهاد خانواده و معلمان حمايت شود. حريم خصوصي كودكان زماني در معرض تهديد قرار مي‌گيرد كه اطلاعات شخصي آنان از طريق اينترنت به صورت خودكار يا از طريق نرم‌افزار‌هاي جاسوسي جمع‌آوري شود يا خود به صورت داوطلبانه آنها را در اختيار سايت‌ها يا افراد ديگر قرار دهند. اين اطلاعات مي‌تواند طيف متنوعي از داده‌هاي رايانه‌اي را شامل شود. انتشار اين اطلاعات همچون انتشار عكس و فيلم خصوصي كودكان گاهي مي‌تواند آنچنان تاثيرات مخربي بر روح و روان آنها وارد آورد كه جبران خسارات وارده ممكن نباشد. اين روزها شاهد پديده‌اي ناراحت‌كننده و عجيب به نام معلم بلاگري در كشورمان هستيم. در علم حقوق تعريف مورد واحدي در مورد حريم خصوصي افراد ارايه نشده است. با اين حال مي‌توان گفت: حق بر حريم خصوصي به‌طور كلي به معني مصون ماندن اطلاعات شخصي افراد در برابر نهاد‌هاي دولتي و اشخاص ديگر است، در رويه قضايي حريم خصوصي داراي مصاديقي است از جمله: تصاوير، حساب بانكي، اعضاي بدن، اعضاي خانواده، مكاتبات و مراودات از طريق فضاي مجازي و مخابراتي به وسيله تلفن همراه، اتاق فرد، نامه، پيام و ايميل؛ بنابراين تجسس و تفحص در حريم شخصي و خانوادگي افراد ممنوع شده است. اعضاي بدن فرد حريم خصوصي او است و انتشار هرگونه عكس و تصوير اعضاي بدن فرد ممنوع است، اما در مواردي خاص مانند تفتيش پليس در موارد قانوني افراد مورد تفتيش و بازرسي قرار مي‌گيرند، در غير اين صورت چنين اجازه‌اي به هيچ يك از ماموران دولتي داده نمي‌شود.

    نامه‌ها و مكاتبات فرد نيز حـريم خصوصي است. درباره حق بر حريم خصوصي و حفظ آن در ماده ۱۶ كنوانسيون حقوق كودك چنين آمده است: 1- در امور خصوصي، خانوادگي يا مكاتبات هيچ كودكي نمي‌توان دلخواه يا غيرقانوني دخالت كرد يا هتك حرمت نمود، 2- كودك در برابر اين‌گونه دخالت‌ها يا هتك حرمت‌ها مورد حمايت قانون قرار دارد. با توجه به اين ماده دو فرض متصور است: فرض اول، دخالت والدين به‌طور خودسرانه در امور شخصي كودك‌شان كه در اين فرض در اكثر دولت‌ها قوانين نمي‌تواند تضمين‌كننده حمايت از حريم خصوصي كودكان در برابر والدين و ديگر اعضاي خانواده او باشد، اما در فرض دوم، دخالت غيرقانوني و مغرضانه اشخاص ديگر (چه در فضاي حقيقي چه در فضاي مجازي) در امور خصوصي كودك است كه دولت ‌بايد در زمينه سازوكار‌هاي مناسب و فرهنگ‌سازي و آموزش به كودك و والدين، اقدام‌هاي لازم را انجام دهد.

    تفسير عمومي شماره ۲۵ كميته حقوق كودك سازمان ملل متحد نيز طي مواد ٦٧ تا ۷۸ به بررسي اهميت حفظ اين حق براي كودكان به ويژه در تعامل با فضاي مجازي پرداخته است. طي اين مواد كميته تصريح كرده كه حق كودك بــر حفظ حريم شخصي خود حقي اساسي جهت حفظ كرامت و حيثيت و آزادي او است كه نه تنها نبايد توسط تجار و ديگر عاملان توليد محتوا در فضاي مجازي سلب شود، بلكه دولت‌ها و خانواده‌ها نيز بدون كسب رضايت كودك و مگر در شرايط بسيار ضروري حق مداخله و نقض اين حق كودك را به واسطه انجام فعاليت‌هايي نظير بررسي اطلاعات آنان و ديگر داده‌ها ندارند. به همين ترتيب عاملان توليد محتوا و خدمات در فضاي مجازي نيز نبايد اقدام به نقض اين حق كودك به واسطه پردازش پنهاني اطلاعات آنان كنند.پيامبر اكرم (صلي‌الله عليه وآله وسلم) در مورد تجسس در نامه و مكاتبات مي‌فرمايند: هركس بدون اجازه در نامه برادر ديني خود بنگرد همانند آن است كه در آتش نگريسته است. همچنين در خصوص استراق سمع و شنود مكالمات ديگران بدون رضايت آنها كه به عنوان مصداق بارزي از تعدي در حريم خصوصي است، مي‌فرمايند: در صورت استراق سمع بدون رضايت فرد در آخرت (قيامت) در دو گوش فرد سرب ريخته مي‌شود. قانون جرايم رايانه‌اي مصوب ۱۳۸۸ نيز دسترسي غيرمجاز و شنود غيرمجاز افراد در فضاي مجازي را در ماده ۱ مورد توجه قرار داده و براي اخلالگران در اطلاعات يا محتواي شنيداري مجازات در نظر گرفته شده است. ماده ۳۵ قانون تجارت الكترونيك در خصوص حفظ و رعايت اطلاعات اشخاص نيز اين‌گونه بيان داشته است كه اطلاعات اعلامي و تاييديه اطلاعات اعلامي به مصرف‌كننده بايد در واسطي با دوام، روشن و صريح بوده و در زمان مناسب و با وسايل مناسب ارتباطي در مدت معين و براساس لزوم حسن نيت در معاملات و از جمله ضرورت رعايت افراد ناتوان و كودكان ارايه شود. كنوانسيون حقوق افراد داراي معلوليت در ماده ١٦ حمايت از معلولان در برابر خشونت و سوءاستفاده را مورد تاكيد قرار داده كه بيانگر اقدامات حمايت محور از كودكان معلول در فضاي مجازي در برابر هرگونه خشونت از جمله بهره‌گيري و سوءاستفاده جنسي برخط از آنهاست. اشاعه فحشا نيز مصداق هتك حريم خصوصي است و بنا به فرمايش پيامبر اكرم(ص): هركس به اشاعه فحشا بپردازد نظير اين است كه خود مسبب انجام آن بوده است. اما عده‌اي از افراد به انگيزه‌هاي مختلف از جمله: سودجويي و اخاذي از افراد يا انتقام، اقدام به انتشار عكس‌هاي خصوصي افراد در فضاي مجازي مي‌كنند كه با كرامت و عزت انساني در تعارض است. در قرآن كريم آيه ۱۹ سوره مباركه نور افشاي عمدي يا غيرعمدي اسرار ديگران را امري مذموم و غيراخلاقي دانسته است و در اصل ۲۵ قانون اساسي و ماده ۲ قانون جرايم رايانه‌اي، مقرراتي براي حمايت و حفاظت از حريم خصوصي افراد در نظر گرفته كه نشانگر اهميت حفاظت از اطلاعات اشخاص است. ماده ١٦ و ١٧ قانون جرايم رايانه‌اي هتك حيثيت افراد را در بستر فضاي مجازي جرم‌انگاري كرده است. در ماده ١٦ كنوانسيون حقوق كودك در خصوص منع تعرض به حدود شخصي و خصوصي كودك چه عمدا و چه سهوا و برخورداري كودك از حمايت قانون در صورت سوءاستفاده از حريم شخصي او تاكيد شده است.

    در اين مدت اخير يك نمونه از درگيري جامعه و فضاي مخاطب با تبعات معلم بلاگري در مازندران بخش‌هاي مختلف اعم از جامعه آموزشي، مردم، كارشناسان و حتي مسوولان و تصميم‌گيران را درگير خود كرد. ويدیوي بازنشر شده از معلم قائمشهري كه در آن شاهد همخواني يك ترانه با مضمون نامتعارف توسط معلم و دانش‌آموزان بوديم تنها يك‌نما از پديده «معلم اينفلوئنسر» است. اواخر دهه هشتاد ويدیويي در گوشي‌هاي تلفن همراه دست به دست مي‌شد. در اين ويدیو معلمي گوشي تلفن همراه خود را روي ميز گذاشته بود و از پسر دانش‌آموز سوالات جغرافيا مي‌پرسيد. براي اين روزهايي كه شبكه‌هاي اجتماعي بخش زيادي از زندگي روزمره افراد مختلف را اشغال كرده، وضع قوانين مشخصي براي فعاليت معلم بلاگرها هم ضروري است تا حريم خصوصي كودكان بيش از اين نقض نشود و آسيب‌هاي ديگر را به همراه نداشته باشد، نگاه‌هاي پي در پي پسر به معلم و دوربين، تكان خوردن‌هاي بدن، كلمات بريده بريده و نفس زدن‌هاي بين كلمات، تكرار كلمات آخر سوال معلم، نشان از استرس و اضطراب او در هنگام پاسخ دادن به سوال دارد. اسمش بيژن است، دانش‌آموز كلاس دوم راهنمايي در روستايي در شمال كشور. اين ويدیو و نوع جواب دادن پر از اضطرابش به سوالات با كليدواژه‎هاي «بام؟شيب؟» در همان سال‌ها، برايش شهرتي را رقم زد.

    شهرتي كه منجر به ترك تحصيل او شد. سال ۱۳۹۵ ويديوي ديگري در شبكه‌هاي اجتماعي وايرال شد. ناظم مدرسه گوشي را جلوي صورت يكي از دانش‌آموزان مدرسه گرفته و با تهديد از او مي‌خواهد تا خودش را معرفي كند و او را به خاطر دويدن در حياط مدرسه و دعوا با همكلاسي‌هايش بازخواست مي‌كند. سجاد رضايي فرزند اكبر با لهجه اصفهاني خودش را معرفي مي‌كند. ترس و اضطراب را وقتي ناظم او را تهديد به اخراج مي‌كند مي‌توان از نگاه، آب دهان قورت دادن‌هاي مكرر و صداي لرزانش تشخيص داد. سال‌ها بعد و با همه‌گيري كرونا و خلق فناوري بلاكچين پلتفرم‌هاي مختلف شبكه‌هاي اجتماعي ويديوهاي بسياري از دانش‌آموزان در صفحات مجازي معلم‌ها به اشتراك گذاشته شد. ويديوهايي كه دانش‌آموزان بازيگران ناخواسته قصه بودند. ويديوي معلم آملي و همخواني شعر گنگستر شهر آمل توسط دانش‌آموزانش، ويديوهايي كه معلمان دبستان از تصوير و صداي شاگردان در صفحات خود به اشتراك مي‌گذارند، پديده‌اي به نام «معلم اينفلوئنسري» را در اين پلتفرم‌ها به وجود آورد. اما هيچ يك از اين معلمان نه بازخواست شده، نه از كار بركنار شدند و نه حتي كسي در اين زمينه پاسخگو نبود.

    براي اين روزهايي كه فضاي مجازي بخش زيادي از زندگي روزمره افراد مختلف را اشغال كرده، وضع قوانين مشخصي براي فعاليت معلم بلاگرها هم ضروري است. تا قبل از آنكه حريم خصوصي كودكان بيش از اين نقض شود و آسيب‌هاي ديگر را به همراه داشته باشد شايد بتوان راهكارهاي مختلفي در حمايت از حقوق كودكان در محيط ديجيتال و فضاي مجازي ارايه كرد، اما به نظر مي‌رسد آموزش كودك، نظارت و لزوم قانونگذاري مهم‌ترين راهكارها در اين خصوص باشد، زيرا چنانچه كودك در استفاده از محيط ديجيتال و فضاي مجازي آموزش لازم را دريافت كند در همان حال نوعي نظارت بر فعاليت و حضور وي در محيط ديجيتال وجود داشته باشد و قوانين مناسب و كارآمد نيز تدوين شود، شرايط مساعد در راستاي تحقق هرچه بيشتر حقوق كودك در محيط ديجيتال و اينترنت فراهم مي‌شود. لازم است در روند آموزش و جلوگيري از آسيب‌هاي اجتماعي، افراد مشغول در آموزش و پرورش براي پروراندن اين نونهالان با دقت و حساسيت بيشتري عمل كنند و در گزينش تخصصي مربيان و معلمان خود نهايت حساسيت را به كار برند. براي مراقبت و همراهي كودكان و نوجوانان در فضاي مجازي و بستر نامحدود اينترنت مي‌توان از راه‌هاي مختلف و متفاوتي استفاده كرد كه البته همه اين راهكارها در سايه ايجاد نگرش صحيح و بالا رفتن فرهنگ اجتماعي در پذيرش و استفاده از تكنولوژي است. صيانت از مصالح عاليه كودكان، مهم‌ترين مبناي حقوق كودك و ابديت‌بخشيدن به حقِ دارا بودن از حق براي كودكان از مهم‌ترين اهدافِ خاص نظام حقوق بين‌الملل كودكان در عصر انقلاب تكنولوژي است.

  • رواج كودك‌آزاري در فضای مجازی

    رواج كودك‌آزاري در فضای مجازی

    به گزارش اقتصادران، خبر «دستگيري پدري كه پسر شش ساله خود را مجبور به استفاده از الفاظ ركيك و تظاهر به شرب خمر در فضاي مجازي مي‌كرد تا با استفاده از شيرين زباني كودك، تعداد دنبال‌كنندگان صفحه اينستاگرامي خود را بالا ببرد و در پي آن به جذب آگهي و درآمدزايي از اين راه برسد» يكي از پربيننده‌ترين خبرهاي مرتبط با آثار قانون حمايت از حقوق اطفال و نوجوانان در ايران است كه همين سال ۹۹ تصويب شد و آيين‌‌نامه‌هاي اجرايي آن هم نوشته و براي اجرا دراختيار نهادهاي داراي حقوق اجرايي در زمينه حقوق كودكان قرار گرفت.

    اين خبر و چندين خبر مشابه كه يكي از آنها را همين تابستان امسال «اعتماد» منتشر كرد و به نقل از مسوولان مرتبط با مرجع ملي حقوق كودك در ايران اعلام كرد كه اگر خانواده كودك معروف اينستاگرامي ايران (كه فوتبال هم بازي مي‌كند و همين امسال با توضيح يكي از مسوولان باشگاه سپاهان اصفهان پرونده‌اش خبرساز شد) دست از رفتار خود برندارند همچنان‌كه حالا به آنها تذكر داده‌ شده، ممكن است خيلي زود حضانت اين كودك را از دست دهند، به خوبي نشان مي‌دهند كه حالا كم‌كم آثار اجرايي اين قانون تازه در حال خودنمايي است هر چند كه در سمت ديگر فعالان حوزه حقوق كودك مي‌گويند كه ميزان اثرگذاري و اجرايي ‌شدن اين قانون بسيار ناچيز و لاك‌‌پشتي است.

    با همه اين اوصاف اما اكنون قانوني وجود دارد كه بسياري از رفتارهاي نادرست پيشين درباره كودكان حتي از سوي نزديك‌ترين افراد به آنها و والدين را جرم‌انگاري كرده و دست‌كم در چند مورد شاخص به كمك اين قانون تغييراتي در وضعيت چند كودك معروف هم ايجاد شده است. اگرچه پيش‌تر «اعتماد» در گزارشي مفصل و در دو صفحه روزنامه با عنوان «كودكاني كه بايد كودكي كنند» منتشر شده در تاريخ ۶ تير ۱۴۰۲، به جزييات اين قانون و آثار احتمالي آن بر آينده جامعه ايران پرداخته، اما در چند ماه گذشته و حتي سال‌هاي پس از تصويب اين قانون چندان مورد توجه رسانه‌ها و كارشناسان حوزه حقوق كودك قرار نگرفت.

    يادداشت پيش‌رو اما با جزييات و توضيحات بيشتري به اين قانون مي‌پردازد و با توجه به جايگاه آكادميك نويسنده و همچنين همكاري مشورتي‌اش با برخي نهادهاي اجرايي در حوزه حقوق كودك، با اشاره به برخي موارد رايج در جامعه، از رفتارهايي مي‌گويد كه پيش‌تر در فضاي مجازي رايج بوده حالا رسما جرم‌انگاري شده است. در بخشي از اين يادداشت با اشاره به اين قانون آمده است كه «براساس قانون حمايت از اطفال و نوجوانان مصوب ۱۳۹۹ (ه.ش) سوءرفتار يعني هر گونه فعل يا ترك فعل عمدي كه سلامت جسمي، رواني، اخلاقي يا اجتماعي طفل و نوجوان را در معرض خطر و آسيب قرار دهد از قبيل: ضرب و جرح، محبوس كردن، سوءاستفاده جنسي، توهين يا تهديد نسبت به كودك يا نوجوان در صورتي كه جنبه تاديبي نداشته باشد يا قرار دادن او در شرايط سخت و غيرمتعارف يا خودداري از كمك به او مجازات دارد و جزاي حبس درجه ۵، ۶، ۷ و ۸ براي آن درنظر گرفته شده است.»

    در ادامه اين يادداشت اما به برخي مثال‌ها و موارد رايج كودك‌آزاري آنلاين مي‌پردازد و مي‌نوسيد: «[برخي] كودكان اگرچه در كارگاه‌هاي زيرزميني بيگاري نمي‌كنند، اما باز هم خواسته يا ناخواسته وارد بازي اقتصادي بزرگ‌ترها مي‌شوند؛ كمتر كودكي مي‌كنند و تجربياتي را كسب مي‌كنند كه در آينده و بزرگسالي ممكن است براي آنها مشكل‌ساز شود.» نويسنده در ادامه به كمك گرفتن از متن قانون مصوب سال ۹۹، چنين رفتارهايي را مصداق كودك‌آزاري عنوان مي‌كند و مي‌گويد حالا با چنين مواردي برخورد مي‌شود و در چندين مثال برجسته هم با افراد و والديني برخورد قانوني هم صورت گرفته است. يادداشت اما در پايان راهكارهايي در اين زمينه و براي كاهش برخوردهاي حالا رايج‌ شده در شبكه‌هاي مجازي آن‌ هم در نقض حقوق كودك ارايه  و چند دسته راهكارهاي تشويقي و تنبيهي را مورد بحث قرار مي‌دهد.

    ******

    فضاي مجازي به عنوان يكي از جلوه‌هاي زندگي مدرن اگرچه آسايش و راحتي بيشتري در ارتباطات جهاني ايجاد كرده؛ با اين حال مدت‌هاست نوعي ديگر از كودك‌آزاري را براي كودكان به ارمغان آورده است. با گسترش محيط ديجيتال در جامعه امروز، ما شاهد ايجاد دسته‌اي از كودكان هستيم كه به واسطه تجارت در فضاي مجازي و نمايش تبليغات در اينترنت به عنوان ابزاري براي كسب درآمد در اين محيط شده‌اند. اين دسته از كودكان، كودكان كار مدرني هستند كه اگرچه مشاغل سخت و طاقت‌فرسا ندارند باز هم براي رضايت صاحبان كسب‌وكارهاي مدرن و در بيشتر موارد همراه با تحميل والدين‌شان اقداماتي را انجام مي‌دهند. اين دسته از كودكان اگرچه در كارگاه‌هاي زيرزميني بيگاري نمي‌كنند؛ باز هم خواسته يا ناخواسته وارد بازي اقتصادي بزرگ‌ترها مي‌شوند؛ كمتر كودكي مي‌كنند و تجربياتي را كسب مي‌كنند كه در آينده و بزرگسالي ممكن است براي آنها مشكل‌ساز شود.

    استفاده از عكس و فيلم كودكان در شبكه‌هاي اجتماعي و به خصوص اينستاگرام براي اموري همانند تبليغات و مدلينگ، مورد انتقاد بسياري از فعالان حقوق كودكان و كارشناسان مرتبط با حوزه كودك و نوجوان قرار گرفته است. آنها اين كار را نوعي سوءاستفاده از كودكان و پايمال كردن حقوق آنان مي‌دانند. اين درحالي است كه در برخي ويديوها براي اينكه تعداد بازديد بالا برده شود، كودكان به رفتاري ترغيب مي‌شوند كه حتي شايسته بزرگسالان هم نيست. در همين زمينه مي‌توان به خبر دستگيري پدري اشاره كرد كه پسر شش‌ساله خود را مجبور به استفاده از الفاظ ركيك و تظاهر به شرب خمر در فضاي مجازي مي‌كرد تا با استفاده از شيرين زباني كودك، تعداد دنبال‌كنندگان صفحه اينستاگرامي خود را بالا ببرد و در پي آن به جذب آگهي و درآمدزايي از اين راه برسد. نمونه‌هاي مشابه البته كم نيستند و بسياري از ما احتمالا با صفحه‌هايي از اين دست مواجه شده‌ايم. ما هر روز در فضاي مجازي و محيط ديجيتال كودكان فراواني را مي‌‌بينيم كه گاهي به زور خندانده يا گريانده مي‌شوند يا ژست‌ها و فيگورهاي عجيب و غريب مي‌گيرند تا توجه مخاطب را جلب و دلش را به دست آورند.

    اين كودكان، شيرين زباني مي‌كنند و بدون اينكه معناي جملاتي را كه به زبان مي‌آورند بدانند، در چرخه كاري وارد مي‌شوند كه به كودكان كار اينستاگرامي معروف شده‌اند. اصطلاح كودكان كار اينستاگرامي چند سالي است كه به فضاي مطبوعات و رسانه‌ها وارد شده و نگاهي منتقدانه به اين مساله دارد. از اين منظر كودك كار، تنها كودكي نيست كه سر چهارراه‌ها گل مي‌‌فروشد يا به مشاغلي از اين دست مشغول است. هرگاه شخصي از ثمره تلاش كودكي به سود مالي برسد، مي‌توان گفت كه اين كودك حكم كودك كار را دارد چون برخلاف منشور جهاني حقوق كودك كه كار را براي كودكان جايز نمي‌داند، به كسب درآمد گماشته شده است.

    كسب درآمد از كودكان در فضاي مجازي به واسطه بالابردن دنبال‌كننده‌هاي صفحه و جذب آگهي صورت مي‌گيرد. اين كار معمولا از سوي والدين كودك انجام مي‌شود اما حتي گاهي كار به آنجا مي‌كشد كه افرادي با عنوان كارگردان كليپ‌هاي اينستاگرامي وارد ماجرا مي‌شوند و آن وقت است كه كودك بايد علاوه بر والدين به فرامين شخص ديگري گوش فرادهد كه از او مي‌خواهد براي مخاطبان خودنمايي كند. در اين فعاليت‌هاي تبليغي، كودك با پوشيدن برندها و مارك‌هاي نامدار، خوردن خوراكي‌هايي با نام‌ها و برندهايي خاص و حتي استفاده از لوازم آرايش، درآمد كسب مي‌كند. مساله كودكان كار اينستاگرامي را از سه منظر مي‌توان مورد بررسي قرار داد: منظر اول، استفاده از كودكان براي كسب درآمد است كه ماده ۳۲ پيمان‌نامه حقوق كودكان كه ايران نيز جزو امضاكنندگان آن است، از دولت‌ها خواسته تا از استثمار اقتصادي كودك و هرگونه كاري كه برايش زيانبار بوده يا موجب توقف در تحصيل او شده يا براي بهداشت جسمي، روحي، اخلاقي و اجتماعي او مضر باشد، جلوگيري نمايند. براين اساس كودك وقتي در ساعاتي از شبانه‌روز به جاي آنكه مشغول تحصيل و اموري همچون بازي و سرگرمي ‌‌باشد، براي كسب درآمد به بازي در كليپ‌هاي اينستاگرامي وادار مي‌شود در واقع از حقوق خود محروم شده است.

    مساله بعدي درباره كودكان كار اينستاگرامي‌ كه بسيار قابل تأمل و داراي اهميت است، نقض حقوق كودك با تجاوز به حريم خصوصي اوست. حريم خصوصي افراد در واقع همان حريمي ‌است كه در عرف و قانون بايد به آن احترام گذاشته شود و در برابر ورود و تعرض ساير افراد مصون بماند. ماده ۱۶ پيمان‌نامه حقوق كودك دو گروه از افراد شامل والدين و اشخاص بيگانه را از دخالت خودسرانه يا غيرقانوني در حريم خصوصي كودك منع كرده است. از اين منظر ورود به فضاي خصوصي كودك و انتشار تصاوير او نقض حريم خصوصي او محسوب مي‌شود و مي‌تواند مورد پيگرد قانوني نيز قرار گيرد. حتي اگر قصد والدين درآمدزايي نباشد نيز انتشار تصاوير كودكان در شبكه‌هاي اجتماعي مجاز نيست و مصداق نقض حريم خصوصي به شمار مي‌آيد. در كشورهايي مانند اتريش، فرانسه و دانمارك كودكان با رسيدن به هجده‌سالگي مي‌توانند به‌دليل نقض حريم خصوصي خود، از والدين شكايت كنند.

    در ايران البته هنوز قوانين روشني در اين باره وجود ندارد اما براساس قانون حمايت از كودكان و نوجوانان مصوب ۱۳۸۱ (ه.ش)، هر نوع اذيت و آزار كودكان و نوجوانان كه موجب شود به آنان صدمه جسماني يا رواني و اخلاقي وارد شود و سلامت جسم يا روان آنان را به مخاطره بيندازد، ممنوع است و مجازات حبس و جزاي نقدي براي آن درنظر گرفته شده است. همچنين براساس قانون حمايت از اطفال و نوجوانان مصوب ۱۳۹۹(ه.ش) سوءرفتار يعني هرگونه فعل يا ترك فعل عمدي كه سلامت جسمي، رواني، اخلاقي يا اجتماعي طفل و نوجوان را در معرض خطر و آسيب قراردهد از قبيل: ضرب و جرح، محبوس كردن، سوءاستفاده جنسي، توهين يا تهديد نسبت به كودك يا نوجوان در صورتي كه جنبه تأديبي نداشته باشد يا قرار دادن او در شرايط سخت و غير‌متعارف يا خودداري از كمك به او مجازات دارد و جزاي حبس درجه ۵، ۶، ۷ و ۸ براي آن درنظر گرفته شده است. موضوع سوم درخصوص كودكان كار اينستاگرامي، امكان به خطر انداختن كودكان با انتشار تصاوير آنهاست. براساس اعلام مرجع ملي كنوانسيون حقوق كودك، انتشار تصاوير كودكان در فضاي مجازي و سايت‌هاي خبري علاوه بر نقض حريم خصوصي و حقوق آنها، كودكان را در معرض مخاطره و سوء‌استفاده قرار مي‌دهد و اين اقدام ممنوع است. با ارسال تصاوير كودكان در شبكه‌هاي اجتماعي، در واقع شما به تمام كاربران اجازه مي‌دهيد به تصاوير كودك شما دسترسي داشته باشند.

    در ميان اين افراد ممكن است مبتلايان به اختلالات و ناهنجاري‌هاي جنسي هم وجود داشته باشند كه معمولا در ميان صفحه‌هاي مجازي دنبال صفحه‌هايي با محتواي عكس و فيلم كودكان مي‌گردند. همچنين فاش كردن مشخصات كودك مي‌تواند او را در معرض انواع خطرها همچون زورگيري و آدم‌ربايي جهت اخاذي قرار دهد. بسياري از كساني كه دنبال‌كننده صفحه‌هاي منتشر‌كننده تصاوير كودكان هستند، اطلاع چنداني درباره نقض حريم كودكان كه در اين‌گونه صفحات صورت مي‌گيرد، ندارند. وقتي از آنها سوال مي‌كنيد چرا چنين صفحاتي را دنبال مي‌كنيد، پاسخ‌هاي نسبتا مشابهي مي‌دهند: «اين بچه‌ها خيلي بامزه و شيرين‌زبان هستند و از تماشاي‌شان حالم خوب مي‌شود. معمولا وقتي بي‌حوصله هستم سراغ اين نوع صفحات مي‌روم و كلي مي‌خندم.» اين پاسخ يكي از دنبال‌كنندگان چنين صفحاتي است.

    نفر بعدي پاسخ تأمل‌برانگيزتري مي‌دهد: «من معمولا صفحه‌هايي كه كودكان در آن با اشتها غذا مي‌خورند و تبليغ رستوران مي‌كنند دوست دارم. وقتي آدم‌بزرگ‌ها مي‌روند رستوران و براي تبليغ غذا مي‌خورند خيلي چنگي به دلم نمي‌زند اما بچه‌ها از طرفي هم خيلي بامزه غذا مي‌خورند و هم راست مي‌گويند براي همين مي‌شود به حرف‌شان اعتماد كرد.» اينكه كودك واقعا نظر شخصي خودش را مي‌گويد يا مطابق با گفته والدين يا كارگردان حرف مي‌زند يك بحث است اما نكته ديگر اين است كه آيا استفاده از اين حجم فست‌فود و غذاي ناسالم ازسوي كودكي كه در حال تبليغات است چگونه قابل توجيه است؟! حتي با فرض سوددهي بالا از راه اين نوع تبليغات، آيا والدين كودك احتمال نمي‌دهند كودك‌شان به دليل مصرف بي‌رويه فست‌فود و تنقلات شور و شيرين دچار بيماري‌هايي مانند ديابت و فشار‌خون شود؟ شايد كساني كه اين صفحه‌ها را دنبال مي‌كنند پيش خودشان خيال كنند والدين لابد صلاح بچه‌هاي‌شان را بهتر مي‌دانند يا اينكه وقتي پدر و مادر بچه دلش نمي‌سوزد، ما چرا كاسه داغ‌تر از‌ آش شويم. با اين قبيل توجيهات خيلي راحت مي‌شود از كنار نقض آشكار حقوق كودكان كه در شبكه‌هاي اجتماعي و محيط ديجيتال اتفاق مي‌افتد گذشت و همچنان دنبال‌كننده چنين محتواهايي بود.

    اما اگر با عواقب اين كار آشنا شويم مي‌‌فهميم كه در اولين قدم مي‌بايست از دنبال كردن اين صفحه‌ها دست‌برداريم تا گردانندگان آنها را به توليد محتواي بيشتر دلگرم نكنيم. در قدم بعدي اگر با محتوايي كه در آن نقض حقوق كودكان صورت مي‌گيرد روبه‌رو شديم، مساله را با مراجع ذي‌صلاح درميان بگذاريم تا از نقض بيشتر حقوق كودك جلوگيري شود. در مجموع آگاهي‌بخشي و اطلاع‌رساني در مورد حقوق كودكان مي‌تواند در اين مورد بسيار اثرگذار باشد. رسانه‌ها در اين زمينه مي‌توانند بسيار موثر عمل كنند و حتي چه بسا تاثير اين فرهنگ‌سازي در شبكه‌هاي اجتماعي بيشتر باشد، چراكه كاربران آنها با چنين محتواهايي بيشتر برخورد دارند.

    شايد بتوان راهكارهاي مختلفي در حمايت از حقوق كودكان در محيط ديجيتال و فضاي مجازي ارايه كرد اما به نظر مي‌رسد آموزش كودك، نظارت و لزوم قانون‌گذاري مهم‌ترين راهكارها در اين خصوص باشد زيرا چنانچه كودك در استفاده از محيط ديجيتال و فضاي مجازي آموزش لازم را دريافت نمايد در همان حال نوعي نظارت بر فعاليت و حضور وي در محيط ديجيتال وجود داشته باشد و قوانين مناسب و كارآمد نيز تدوين گردد، شرايط مساعد در راستاي تحقق هرچه بيشتر حقوق كودك در محيط ديجيتال و اينترنت فراهم مي‌گردد. براي مراقبت و همراهي كودكان و نوجوانان در فضاي مجازي و بستر نامحدود اينترنت مي‌توان از راه‌هاي مختلف و متفاوتي استفاده كرد كه البته همه اين راهكارها در سايه ايجاد نگرش صحيح و بالا رفتن فرهنگ اجتماعي در پذيرش و استفاده از تكنولوژي است.

    محمدمهدي سيدناصري/ مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بين‌الملل كودكان