برچسب: انتخابات

  • رأی گیری صبح فردا آغاز می شود

    رأی گیری صبح فردا آغاز می شود

    به گزارش اقتصادران، مرکز اطلاع رسانی وزارت کشور متن این اطلاعیه را به شرح زیر صادر کرد:

    «بسمه تعالی

    ****

    photo_2024-02-29_15-34-34

     

    با چه مدارک شناسایی می توانیم رای بدهیم؟

    هموطن گرامی

    در صورتی که به شناسنامه خود دسترسی ندارید، امکان شرکت در انتخابات با کارت ملی، گواهینامه رانندگی، گذرنامه و کارت خدمت دوره ضرورت نظام وظیفه نیز وجود دارد.

    پیش به سوی ساختن ایران

    وعده ما 11 اسفند

  • آقای وزیر کشور! اجازه ندهید لطیفه های انتخاباتی به شما بخندند!

    آقای وزیر کشور! اجازه ندهید لطیفه های انتخاباتی به شما بخندند!

    به گزارش اقتصادران، محمد مهاجری طی یادداشتی خطاب به وزیر کشور نوشت:

    جناب آقای احمد وحیدی سلام

    رهبر معظم انقلاب در ابتدای سال در باره انتخابات ۴مقوله مشارکت،رقابت،امنیت و سلامت را مطالبه کردند.
    هرچند که بواسطه عملکرد غیرقابل دفاع شورای نگهبان و دولت، زمینه مشارکت و رقابت کامل مهیا نشد اما اکنون و در آستانه برگزاری انتخابات دو مقوله امنیت و سلامت از وظایف جنابعالی است.
    در مورد سلامت انتخابات باید گفت آنچه از خود سلامت مهمتر است احساس سلامت است و این اتفاق جز از طریق شفافیت کامل به وجود نمی آید.
    یکی از راههای این شفافیت ، همان است که یکی از اصحاب سیاست و رسانه ( دکتر حسین انتظامی) مطرح کرده و خواستار آن شده که آرای هر صندوق بلافاصله پس از شمارش آرا اعلام شود.
    اقدام دیگر آن است که نمایندگان افکار عمومی بر سلامت انتخابات نظارت کنند. بنابراین پیشنهاد می کنم گروهی از اصحاب رسانه مجرب،حرفه ای ، منصف و مستقل از دولت و نهادهای حاکمیتی در همین مدت کوتاه باقیمانده در مرکز و استانها برگزیده شوند و با اختیار کامل انتشار گزارش‌های خود، سلامت انتخابات را با دقت کامل زیر ذره بین قرار دهند.
    حسن این پیشنهاد آن است که لطیفه های چون« انتخابات تمام شده و رای ها را هم شمرده اند، فقط منتظرند جمعه مردم پای صندوق بیایند» بی اثر می‌شود.
  • نه ستاد دارم نه هزینه کرده ام / از من به عنوان فرزند شهید انتظار کار سیاسی ندارند

    نه ستاد دارم نه هزینه کرده ام / از من به عنوان فرزند شهید انتظار کار سیاسی ندارند

    به گزارش اقتصادران «نگاه متفاوت در مجلس» نکته‌ای است که عضو لیست صدای ملت مطرح می‌کند و می‌گوید مجلس دوازدهم نیاز به نگاهی دارد که دغدغه مردم را درک کند. محمدمهدی تندگویان در توضیح درک بهتر فاصله نگاه مردم و مجلس فعلی به مصوبات نمایندگان فعلی و به ویژه فیلترینگ اشاره می‌کند.

    او همچنین بر این باور است که با وجود فضای مجازی و داشتن امکانات فعلی که تقریباً همه مردم به آن دسترسی دارند، داوطلبین فعلی برای تبلیغات نیاز به ریخت و پاش‌های مالی ندارند و فضای مجازی هزینه‌ها را بسیار کاهش داده است.

    در ادامه گفتگو با محمدمهدی تندگویان، عضو لیست صدای ملت را در ادامه می‌خوانید:

    ******

    *آقای تندگویان! در صورت ورود به مجلس چه برنامه‌ای در دستور کار دارید؟

    ابتدا که در انتخابات مجلس ثبت‌نام کردم، برداشت بنده این بود که ردصلاحیت می‌شوم و تکلیف از سرم برداشته می‌شود، البته همین اتفاق افتاد به این ترتیب که صلاحیت بنده را رد کردند و دقیقه ۹۰ صلاحیتم را تأیید کردند.

    اما در مجموع یک بحث این است که بتوانیم کمک کنیم نگاهی متفاوت از نگاه‌های فعلی در مجلس و حاکمیت داشته باشیم، چرا که برآیند نگاه فعلی در مجلس و حاکمیت این است که موفق نبوده و بیانگر گفتمان مردم ما نیست. بنده ۴ سال در حوزه جوانان کار کردم و مباحث آنها را مشاهده کردم،

    جوانان از مدل گفتمانی که هیچ تطبیقی با خواسته‌های آنها ندارد، اتفاقات جاری جامعه ما را درک نمی‌کند، پشت درهای بسته و بدون اینکه مردم را در مصوبات شریک بدانند، برای مردم ما تصمیم می‌گیرد خسته شدند، برای نمونه درباره قضیه فیلترینگ، سال‌هاست که در این مورد قانون و مصوبه می‌آید و واقعاً سوال بنده این است که چه نتیجه‌ای از این مصوبه گرفتند؟ چه اتفاقی در کشور افتاد که به موضوعات فرهنگی، اخلاقی و سیاسی کمک کند؟ فقط منجر به شکست ما در فضای مجازی شده است، آن هم فضایی که در اختیار همه است و می‌توان استفاده درست از آن کرد، اما ما فقط فضای مجازی را می‌بندیم و در اختیار گروه‌های خاص قرار می‌دهیم. این مطلب بسیار ساده است که اتفاقاً در حوزه جوانان بسیار مطرح است، از این‌رو به نگاه‌هایی نیاز داریم که حداقل اینها را درک کند و اگر بتواند در تصمیمات تأثیرگذار باشد.

    نه ستاد دارم نه هزینه کرده ام

    *در قانون جدید انتخابات ملاحظاتی درباره هزینه‌های انتخاباتی در نظر گرفته شده است، این تدابیر تا چه اندازه می‌تواند به شفافیت هزینه‌های انتخاباتی منجر شود؟

    بنده فکر می‌کنم مدل برگزاری انتخابات به اندازه‌ای متفاوت شده که زیاد نیاز به آن هزینه‌ها نداریم. در حال حاضر بحث درباره فضای مجازی و تولید محتوایی است که در بستر این فضا برای معرفی انجام می‌شود، که همه این موارد معمولاً هزینه آنچنانی ندارد، به این معنی که هر فردی با یک گوشی در خانه می‌تواند عکس بیندازد، فیلم تولید کند، رزومه بسازد، آهنگ تولید کند و همه اینها را پکیجی کند و در اختیار مردم قرار دهد، بنابراین دوره تولید پوسترهای آنچنانی تمام شده است کما اینکه بنده شخصاً در تهران ستاد ندارم، هزینه نکردم دفتری بگیرم، پوستر جداگانه ‎ای هم برای کارهایم ندارم، اگر صدای ملت موردی چاپ کند امکان دارد در آنجا کمک کنیم، که آن اقدام انجام شود، در غیر این صورت همگی بیشتر در فضای مجازی با قیمت بسیار پایین تولید محتوا می‌کنیم. در شرایط فعلی با این بحث‌های اقتصادی و مشکلاتی که مردم دارند، اینها ریخت و پاش‌های بی‌خودی است.

    فردی که منفعت دارد در انتخابات مجلس ریخت‌وپاش می‌کند

    *شفافیت در هزینه‌های انتخاباتی از این منظر مطرح می‌شود که بعضاً شائبه خرید رأی مطرح می‌شود…

    در تهران بحث خرید رأی منتفی است چراکه همه می‌دانند، در تهران لیست‌ها حرف می‌زنند و انتخاب مردم به صورت لیستی است، لذا خرید رأی در تهران معنی نمی‌دهد. اما اینکه در استان‌ها و شهرستان‌ها خرید رأی صورت بگیرد دو آسیب دارد اولین مورد اینکه بزرگترین توهین به مردم و شعور مخاطب است که برخی فقط به خاطر رأی‌آوری ریخت و پاش‌هایی انجام دهند، البته در این زمینه مردم باید هوشیار باشند و ما هم اطلاع‌رسانی کنیم که ملاک حضور اندیشه افراد، سوابق اجرایی آنها و پاسخی است که تا امروز به خواسته‌های مردم داده شده است. واقعیت امر این است که با این ریخت و پاش‌ها کسی نمی‌تواند به مردم کمک کند و حتماً آن فرد منافعی دارد که این اقدامات را انجام می‌دهد.

    *واکنش‌ها نسبت به حضور شما در لیست صدای ملت به چه صورت بوده است؟

    برخی از من به عنوان فرزند شهید انتظار کار سیاسی ندارند، از سوی دیگه همه دوست دارند ما را به نفع خودشان مصادره کنند اما بنده آزاد هستم، تصمیم می‌گیرم، انتخاب می‌کنم. بنده تا همین امروز با اینکه افکار و عقاید سیاسی‌ام مشخص است اما عضو هیچ حزبی نشدم چراکه فرزند شهید بودن را بیشتر افتخار می‌دانم تا اینکه عضو حزبی شوم.

  • تهییج دیگر جواب نمی دهد! / باید شرایطی مهیا می‌شد که مردم احساس انتخاب کنند

    تهییج دیگر جواب نمی دهد! / باید شرایطی مهیا می‌شد که مردم احساس انتخاب کنند

    به گزارش اقتصادران، سخنگوی دولت دوازدهم با اشاره به اینکه تمام سنجش‌ها روند نزولی اعتماد را نشان می‌دهند، گفت: تهییج دیگر جواب نمی‌دهد. باید شرایطی مهیا می‌شد که مردم احساس کنند می‌توانند انتخاب کنند و اگر انتخاب کردند، موفق به محقق کردن آرزوهایشان هم می‌شوند.

    علی ربیعی در واکنش به هشدار دکتر مصطفی معین که «بر پایه نتایج یک پیمایش، بی‌اعتمادی در سطح عمومی به 81 درصد می‌رسد»، به خبرنگار جماران گفت: آخرین سنجشی که در مورد سرمایه اجتماعی صورت گرفت، کاری بود که آقای دکتر ساعی در دانشگاه تربیت مدرس انجام داد و بر اساس آن، نسبت به دوره‌های قبل سرمایه اجتماعی به شدت کاهش پیدا کرده است. یک شاخص مهم سرمایه اجتماعی «اعتماد» است. «اعتماد به ساخت قدرت» و «اعتماد به گروه‌های مرجع سابق» کاهش پیدا کرده، ولی اعتماد فردی افزایش پیدا کرده است.

    وی تأکید کرد: تمام سنجش‌ها روند نزولی اعتماد را نشان می‌دهند. البته من سنجش آقای دکتر معین را ندیده‌ام، ولی کاری که آقای دکتر ساعی دانشگاه تربیت مدرس کرده بود هم وضع بسیار نگران‌کننده‌ای را نشان می‌داد.

    ربیعی در پاسخ به سؤالی در خصوص تأثیر این حالت بر روند انتخابات، اظهار داشت: سمت مهم انتخابات «مردم» نیستند؛ مردم کنشگر هستند. سمت مهم آن ساخت قدرت است که مردم باید احساس کنند رأی آنها تأثیر دارد. یعنی احساس کنند می‌توانند رأی بدهند، موفق می‌شوند و اگر موفق شدند پاداش مناسب می‌گیرند. یعنی باید ترتیبی بدهند که مردم احساس کنند گزینه دارند و گزینه آنها می‌تواند رأی بیاورد.

    وی با تأکید بر اینکه تهییج دیگر جواب نمی‌دهد، افزود: باید شرایطی مهیا می‌شد که مردم احساس کنند می‌توانند انتخاب کنند و اگر انتخاب کردند، موفق به محقق کردن آرزوهایشان هم می‌شوند.

  • علیه حکومت نه افراد / عباس عبدی: جايي كه شتر بُود به يك غاز، خر ارزش واقعي ندارد!

    علیه حکومت نه افراد / عباس عبدی: جايي كه شتر بُود به يك غاز، خر ارزش واقعي ندارد!

    به گزارش اقتصادران، برخي سياسيون دچار يك خودويرانگري مفرطي شده‌اند. شوكه مي‌شويم هنگامي كه مي‌شنويم يك نفر به عنوان نماينده مجلس بدترين اتهامات كه دروغ آشكار و بي‌پايه است را به آقاي ظريف وارد كرده و ظاهرا آب از آب هم تكان نمي‌خورد. اتهامات عليه فردي كه ۸ سال وزير خارجه اين كشور بوده و سال‌هاي متمادي در بالاترين سطوح ديپلماسي كشور حضور داشته و جالب‌تر اينكه مورد اعتماد رهبري نظام هم بوده، چون وزير خارجه را بدون تاييد رهبري كه نمي‌توان منصوب و به مجلس معرفي كرد. همه اينها يك طرف، آقاي ظريف نه، هر فرد يا شهروند ديگري كه در اين كشور است بايد امنيت داشته باشد.

    نه فقط امنيت جاني، بلكه امنيت مالي، امنيت حيثيتي كه تحت قانون محترم شمرده مي‌شود، چه رسد به اينكه او چند دهه در بالاترين رده‌هاي نمايندگي كشور عمل كرده و توهين و اتهام به او، در واقع تعريض به حكومت هم هست.

    پرسش اين است كه اگر يك نفر بپرسد كه چگونه ممكن است كه چنين اتفاقي در ايران رخ دهد، چه خواهيم گفت؟ در اين يادداشت مي‌كوشم كه پاسخ آن را بدهم. اصلي‌ترين علت چنين اتهام‌زني‌هايي، تبعيض نظام‌مند در سطح سياست و قدرت و مهم‌تر از آن در رسيدگي‌هاي عادلانه و منصفانه است.

    در واقع از نظر وجود قانون نقص چنداني نداريم، هر چند در اين موارد بهتر است جرايم سنگين مالي به عنوان خسارت به فرد بيگناه تعلق گيرد، ولي فارغ از اين، نفس دادرسي قضايي منصفانه و سريع عامل اصلي در بازدارندگي از اظهار چنين اتهاماتي است. به ‌طور كلي در جامعه ما نسبت به تضييع حقوق افراد به ويژه ازسوي افراد جناح سياسي خاصي، نوعي تساهل عجيب و غريبي رواج دارد.

    يكي از وزراي سابق كه ازسوي همين نماينده و دو نفر ديگر مورد اتهام دروغ قرار گرفته بود، ۵ سال طول كشيد تا طرف را محكوم كند و براي اين كار تقريبا اكثر هفته‌ها به دادگاه مراجعه مي‌كرده است. درحالي كه همه مي‌دانيم خدا نكند، كسي كوچك‌ترين حرف نادرستي يا حتي حرفي كه اثباتش سخت باشد، عليه جناح مقابل يا حكومت بزند، فوري و با سرعت احضار و محاكمه و محكوم مي‌شود. در همين مورد انداختن يك پاكبان مستضعف از بالاي پل و كشتن او از سوي يك جوان كه ظاهرا غيرت سياسي او به سوي ارزش‌هاي رسمي و انقلابي بوده، سكوت كردند؛ درحالي كه اگر عكس ماجرا بود خبررساني آنان گوش فلك را كر مي‌كرد و در چشم برهم‌زدني فرد را دستگير و محاكمه مي‌كردند.

    آنچه كه برخي توجه ندارند اين است كه گمان مي‌كنند با چنين تبعيضي مي‌توانند افراد منتقد يا مخالف خود را به راحتي بي‌آبرو و هتك حيثيت كنند، درحالي كه ماجرا قدري فرق مي‌كند. به‌ طور قطع و به لحاظ شخصي آقاي ظريف و امثال او دچار بي‌آبرويي نخواهند شد، زيرا مردم اين‌گونه اظهارات را در قالب فريادهاي چوپان دروغگو تحليل مي‌كنند. ولي مساله اين است كه اگر توسعه بدون تامين امنيت جاني، امنيت مالي محقق نمي‌شود، قطعا بدون امنيت رواني و حيثيتي نيز محقق نخواهد شد.

    مردم هنگامي كه با چنين اتهامات تندي مواجه مي‌شوند از خود چه مي‌پرسند؟ مي‌گويند كه يا اين اتهامات درست است يا دروغ؟ اگر درست است چرا چند دهه چنين فردي در بالاترين رده‌هاي سياسي حكومت است؟ اگر درست است، چرا او را محاكمه و مجازات نمي‌كند؟ اگر درست است اين نماينده هتاك از كجا فهميده كه مقامات اطلاعاتي و امنيتي حكومت متوجه نشده‌اند؟ اگر درست است، پس چرا جوانان مردم را به اتهامات بسيار ساده و پيش پا افتاده محاكمه مي‌كنند ولي خودشان با اين اتهامات سنگين راست راست راه مي‌روند؟ اگر درست است، چه دليلي دارد كه ساير مقامات نيز چنين نباشند؟

    اگر نادرست و دروغ است، پس چرا مفتري مجازات نمي‌شود؟ اگر حكومت نمي‌تواند از حقوق مقامات و خدمتگزاران و كارگزاران خود دفاع كند، چگونه مي‌تواند از حقوق مردم دفاع كند؟ به قول مشهور «جايي كه شتر بُود به يك غاز، خر ارزش واقعي ندارد». اگر قادر به دفاع از حيثيت و حقوق مهم‌ترين كارگزاران خود نيستيد، ما به عنوان شهروندان عادي ديگر چه جايگاهي داريم؟ به عبارت ديگر اينها پرسش‌هاي بديهي براي هر مخاطبي است و درنهايت پاسخ آن منجر به ادعانامه‌اي عليه حكومت مي‌شود بيش از اينكه عليه افراد باشد. اين افراد يا واقعا طرفدار حكومت هستند و چنين ادعاهايي را مطرح مي‌كنند كه نشانه ناآگاهي و بلاهت محض است، يا اين که طرفدار واقعي نيستند و دنبال طرح همين پرسش‌ها هستند كه نتيجه روشن است.
    خود دانيد.

  • از خانه ۷۰ متری سلسبیل تا خانه ۱۰۰۰ متری اقدسیه! / از شعارهای ساده زیستی تا زندگی لاکچری / شعارهایی به حساب مردم و از جیب مردم

    از خانه ۷۰ متری سلسبیل تا خانه ۱۰۰۰ متری اقدسیه! / از شعارهای ساده زیستی تا زندگی لاکچری / شعارهایی به حساب مردم و از جیب مردم

    به گزارش اقتصادران، هر دو را از جمله «لاکچری‌های اصولگرایان» می‌دانند، هر دو به نوعی از لیدرهای جریان اصولگرایی هستند، همان جریانی که رقبای خود را به اشرافی‌گری و زندگی تجملاتی متهم می‌کنند.

    از شعارهای ساده زیستی تا زندگی لاکچری

    هر دو شعارهای عدالت‌طلبانه و ساده‌زیستی می‌دهند؛ اما در زندگی‌های شخصی‌شان خلاف حرف‌های پشت تریبون‌ رفتار می‌کنند؛ هر دو زمانی که مسئولیتی در دست دارند، می‌گویند فکر و ذکرشان را روی مسئولیت‌شان می‌گذارند؛ شاید آنها برای «خدمت»‌بیشتر، کارشان را پشت در خانه نمی‌گذارند و در خانه هم مشغول کار باشند، اما اینطور که از گفته‌ها و شنیده‌ها بر می‌آید گویا شعارهای ساده‌زیستی را پشت در می‌گذارند و وارد زندگی خانوادگی‌شان می‌شوند!

    محمدباقر قالیباف و صادق محصولی؛ دو چهره جریان اصولگرایی هستند که زمانی تنها خبرهای در گوشی از زندگی لاکچری‌شان شنیده می‌شد، اما مدتی است که دیگر این موضوع خیلی عیان در افکار عمومی مطرح است. یکی ۱۲ سال پیش خمس اموالش ۴۵۰ میلیون تومان بوده و دیگری خانواده‌اش سیسمونی قدم نو رسیده را از فروشگاه‌های استانبول تهیه می‌کنند که حالا خبر رسیده فرزند کوچک خانواده ۴ سال پیش برای اقامت دائم کانادا اقدام کرده بوده و ۴ سال بعد از طولانی شدن روند رسیدگی به درخواستش، از دولت کانادا شکایت کرده که چرا ویزای من را نمی‌دهید!

    حاشیه مهاجرت پسر کوچک قالیباف به کانادا

    شاید وقتی اسحاق قالیباف در حال پر کردن فرم‌های درخواست «اقامت دائم» کانادا بوده، در تصورش بوده که دیگر این کشور، جای ماندن نیست؛ کشوری که آن زمان پدرش عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است و یک سال و نیم قبلش شهردار پایتخت بوده و یک سال و نیم بعدش رئیس مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی ایران شد.

    درخواست فرزند رئیس مجلس ایران برای اقامت دائم کانادا، در روزهای اخیر جنجال زیادی به پا کرده است؛ فرزند پدری که مدام در مذمت غرب و کشورهای غربی و فرهنگ غربی سخنرانی می‌کند و روش و منش کشورداری آنها را زیر سوال می‌برد، حالا بعد از آنکه درخواست اقامت دائم‌اش بی پاسخ مانده وکیل گرفته تا به دادگاه همان کشور شکایت ببرد که این درخواست ما چه شد پس!

    بسیاری از منتقدان، قالیباف را به دورویی و ریا و تزویر متهم می‌کنند؛ او که حتی نتوانسته فرزند خودش را برای زندگی کردن در کشوری که خودش سال‌ها از مقامات ارشد آن بوده، قانع کند و سبک زندگی‌ای که در سخنرانی‌ها مبلغ آن است را به فرزندش بقبولاند.

    افشاگر زندگی لاکچری قالیباف نزدیک به کدام جریان است؟

    اما برخی افراد که افشاگر مسائل مربوط به زندگی لاکچری قالیباف هستند، نزدیک به چه جریانی هستند؟ نزدیک به جریانی که دبیر کل آن به عابربانک آن جریان معروف است؛ جبهه پایداری به دبیر کلی صادق محصولی.

    دبیر کل جبهه پایداری از جمله چهره‌های سیاسی است که به ثروت افسانه‌ای‌اش شهرت دارد. او پس از انقلاب به عنوان فرمانده سپاه منطقه ۵ کشور منصوب شد و بعد از مدتی فرمانده تیپ ویژه سپاه پاسداران شد. با پایان جنگ تا دولت محمود احمدی‌نژاد به «کارهای اقتصادی» مشغول بود و با روی کار آمدن دولت نهم، رفیق گرمابه و گلستان محصولی، او را به عنوان وزیر نفت به مجلس معرفی کرد که نهایتا خودش عطای وزارت نفت را به لقای آن بخشید و انصراف داد.

    ثروت افسانه ای آقای دبیرکل

    در آن زمان نخستین شائبه‌ها درباره ثروت افسانه‌ای محصولی از زبان نمایندگان مجلس بیان شد؛ شائبه‌ها پیرامون ماجرای سوآپ نفت با جمهوری آذربایجان در زمان استانداری احمدی‌نژاد در اردبیل می‌گشت. در روزهایی که محصولی آماده جلسه رای اعتماد می‌شد، قدرت‌الله علیخانی نماینده قزوین در مجلس هفتم، گفت «محصولی باید پاسخ دهد که منزل گرانقیمت، درآمد میلیاردی، برج‌های میرداماد و زمین‌های بزرگ منطقه حسنی‌کیا را چگونه به دست آورده است.»

    یک نماینده دیگر خانه محصولی را با خانه نمایش داده شده از احمدی‌نژاد در فیلم تبلیغاتی‌اش کنار هم گذاشت و گفت که اگر ثروت محصولی از راه حلال هم به دست آمده باشد، همخوانی با خانه احمدی‌نژاد ندارد. همین حرف و حدیث‌ها بود که محصولی ترجیح داد جلسه رای اعتماد برگزار نشود؛ جلسه‌ای که اگر برگزار می‌شد احتمالا سخنان مصداقی‌تر و بیشتری در ارتباط با ثروت افسانه‌ای او مطرح می‌شد.

    از خانه ۷۰ متری سلسبیل تا خانه ۱۰۰۰ متری اقدسیه

    همان سال‌ها گفته می‌شد که صادق محصولی در منزلی به مساحت هزار متر مربع در یکی از لوکس‌ترین محله‌های تهران ساکن است؛ خانه‌ی هزار متری در اقدسیه تهران. البته حرف و حدیث درباره خانه او زیاد است؛ البته نه این خانه، بلکه خانه‌ای که نخستین روزهای زندگی در تهران داشت؛ آنطور که منصور حقیقت‌پور نماینده ادوار مجلس گفته، وقتی محصولی به تهران آمد، در خانه‌ای ۷۰ متری در محله سلسبیل تهران ساکن شد.

    هرچند محصولی از حقیقت‌پور بابت برخی سخنانش درباره منشا و راه‌های کسب ثروت خود شکایت کرده، اما هیچگاه درباره چگونگی به دست آوردن ثروت افسانه‌ای خود توضیحی ارائه نداده و نمی‌دهد. او چند سالی می‌شود که دبیر کل یکی از تندروترین تشکل‌های سیاسی کشور شده است؛ جبهه پایداری که به تندروی و افراطی‌گرایی مشهور است، محصولی را به عنوان دبیر کل خود دارد؛ طیفی که با عیان شدن زوایای زندگی لوکس خانوادگی محمدباقر قالیباف، او را در افکار عمومی زیر ضرب می‌برد و او را فاقد صلاحیت می‌داند؛ همان طیفی که دبیر کل خود ثروتی افسانه‌ای دارد.

    با آشکار شدن ماجرای سیسمونی ساخت ترکیه و اروپای نوه قالیباف و حالا درخواست اقامت دائم اسحاق، کوچکترین پسر رئیس مجلس، انتقادات زیادی به قالیباف وارد می‌شود؛ اما یکی از طیف‌هایی که قالیباف را آماج حملات خود قرار می‌دهد همین پایداری‌چی‌هایی هستند که نه فقط توضیحی درباره ثروت «شاگرد خلف مصباح‌یزدی» نمی‌دهند، بلکه ثروتمند بودنش را هم با صدای بلند اعلام می‌کنند.

    سال ۱۳۹۰ قاسم روانبخش، دیگر شاگرد مصباح یزدی در مناظره با علیرضا زاکانی یک اصولگرای دیگر، در دفاع از محصولی گفت که «اگر شما از وی اختلاسی در زمانی که وزیر کشور بود پیدا می‌کردید وی را از کره ماه آویزان می‌کردید».

    هرچند روانبخش چنین پیش‌بینی‌ای را برای یافتن اختلاس محصولی در زمان وزارت کشور مطرح کرده بود، اما هیچ حرفی از ماجراهای نفتی و ملکی محصولی در سال‌های دهه ۷۰ به میان نیاورد. البته که در عین حال گفته بود «باید بدانید که اگر سرمایه کسی مشروع باشد، مشکلی ندارد». صادق محصولی در جریان انتخابات پرحاشیه ریاست‌جمهوری ۸۸ وزیر کشور و به عبارت دیگر مسئول مستقیم اجرای انتخابات بود.

    ماجرای خمس ۴۵۰ میلیون تومانی

    خمس ۴۵۰ میلیون تومانی دبیر کل پایداری در سال ۱۳۹۰ سر و صدای زیادی به پا کرد. آنطور که از سخنان گویندگان برمی‌آید، این خمس مربوط به محاسبه اموال او در همان سال بوده است؛ چرا که شایعاتی درباره تخصیص خمس ۴۵۰ میلیونی به فعالیت‌های جبهه پایداری برای انتخابات منتشر شد که بعدا تکذیب شد.

    اما اگر خمس اموال مازاد که در چرخه یومیه زندگی حاضر نیست، ۴۵۰ میلیون تومان شده باشد، اصل پولی که خمس آن محاسبه شده چیزی حدود ۲ میلیارد و ۲۵۰ میلیون تومان بوده است؛ چه زمانی؟ سال ۱۳۹۰! خمس البته به ملزومات زندگی مانند خانه‌ مسکونی، خودرو و پولی که از آن گذران زندگی می‌شود تعلق نمی‌گیرد. اگر قیمت دلار در سال ۱۳۹۰، به طور متوسط ۱۵۰۰ تومان در نظر گرفته شود، حاصل محاسبه دلاری ۲ میلیارد و ۲۵۰ میلیون تومان، می‌شود حدود یک و نیم میلیون دلار. یعنی ثروت محصولی که به آن خمس تعلق گرفته با قیمت دلار آن سال می‌شود یک و نیم میلیون دلار که معادل ریالی یک و نیم میلیون دلار با دلار ۵۵ هزار تومانی، می‌شود ۸۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان.

    زندگی مرفه عیب نیست اما…

    در شرایطی که فرزند رئیس مجلس پیگیری اقامت دائم در کاناداست و سیسمونی خواهرزاده‌اش را استانبول می‌خرند؛ یا دبیر کل طیف تندرویی که مواضعشان در قامت سعید جلیلی مذاکره‌کنند ارشد هسته‌ای سابق، سنگین‌ترین تحریم‌های اقتصادی تا آن زمان را برای مردم آورده بود، سال ۱۳۹۰ فقط خمس اموالش یک و نیم میلیون دلار بوده، شعارهایشان محلی از اعراب نخواهد داشت. هرچند ثروتمند بودن و داشتن زندگی مرفه و حتی لوکس و همچنین مهاجرت هیچ عیب و ایرادی ندارد، اما برای کسانی که عمری شعار ساده‌زیستی می‌دهند و غرب را مذموم می‌دانند، قاعدتا بی‌عیب و ایراد نیست. افکار عمومی خواهان توضیح درباره شعار دادن این افراد هستند؛ شعارهایی که به حساب مردم و از جیب مردم سر داده می‌شد. حالا جالب‌تر اینکه هر کدام دیگری را بابت زوایای زندگی‌های دور از چشم مردم، ملامت می‌کنند؛ کاری که حکایت ضرب‌المثل دو دیگ در کنار یکدیگر را در ذهن می‌آورد!

  •  اختلافات سلیقه‌ای و سیاسی نباید در وحدت ملی ملت ایران در مقابل دشمنان تاثیر بگذارد

     اختلافات سلیقه‌ای و سیاسی نباید در وحدت ملی ملت ایران در مقابل دشمنان تاثیر بگذارد

    به گزارش اقتصادران، در سالروز قیام تاریخی مردم تبریز در ۲۹ بهمن سال ۱۳۵۶، هزاران نفر از مردم آذربایجان شرقی صبح امروز (یکشنبه) با رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.

    اهم بیانات رهبر انقلاب را در ادامه می خوانید؛

    *لازم می‌دانم از ملت ایران به‌خاطر راهپیمایی پرشور ۲۲ بهمن تشکر کنم.

    *در همه جای کشور مردم همت کردند و شور و سرزندگی خود را نشان دادند. امسال مردم، سرافرازی انقلابی به‌خاطر ۲۲ بهمن را به رخ دنیا کشیدند.

    *همچنین از کسانی که امنیت این راهپیمایی گسترده سراسری را تامین کردند صمیمانه تشکر می‌کنم.

    *همه باید در انتخابات شرکت کنند. انتخابات رکن اصلی نظام جمهوری اسلامی است. راه اصلاح کشور انتخابات است.

    * مردم در انتخابات به دنبال انتخاب اصلح باشند.

    * کسانی که در میدان انتخابات وارد می‌شوند از بددهنی و توهین و سیاه‌نمایی اجتناب کنند.

    *انتخابات در کشور ما همواره سالم و متین انجام شده این بار هم انشاءالله همینطور خواهد بود.

    * اختلافات سلیقه‌ای و سیاسی نباید در وحدت ملی ملت ایران در مقابل دشمنان تاثیر بگذارد.

    *به همه‌ی مردم تبریز، همه‌ی مردم آذربایجان، آن مردم عزیز، آن مردم غیور سلام و درود میفرستم و به معنای واقعی کلمه آذربایجان مفهوم عشق و غیرت است.

    *آذربایجان مظهر غیرت، مظهر عشق، مظهر ایمان، مظهر شور و هیجان ایمانی و اسلامی است. این، آن چیزی است که ما هم در تاریخ آذربایجان و تبریز خوانده‌ایم، هم به چشم خودمان در طول این سالهای طولانی از دوران مبارزات تا امروز مشاهده کرده‌ایم.

    *روز بیست‌ونهم بهمن ۵۶ تبریز یک حادثه‌ی تاریخ‌ساز بود بدون شک، حادثه‌ی تاریخ‌ساز یعنی آن حادثه‌ای که این‌جور نیست که شروع بشود و تمام بشود و رفت، نه؛ شروع میشود و ادامه پیدا میکند و گسترش پیدا میکند و به نتایج عالی میرسد تاریخ ورق می خورد.

    *چه کار کرد این حادثه؟ حادثه‌ی تبریز به قضیه‌ و واقعه‌ی نوزدهم دی قم تمام شده درواقع، که رویش را دستگاه داشت می‌پوشاند، ضریب دهها برابری داد، حادثه‌ی قم را از قم کشاند به سرتاسر کشور، این قضیه‌ی تبریز این بود. وقتی که روحیه‌ مقاومت و شور انقلابی و قیام به سرتاسر کشور کشانده میشود نتیجه این میشود که بعد از تقریباً یکسال حادثه‌ی بیست‌ودوم بهمن اتفاق می‌افتد و ایران از این رو به آن رو میشود تاریخ‌ساز یعنی این.

    *مردم تبریز وظیفه را به هنگام شناختند و به وظیفه به هنگام قیام کردند. اهمیت قضیه این است.

  • سهامداران منتظر تلخی جدید در بازار بورس باشند

    سهامداران منتظر تلخی جدید در بازار بورس باشند

    به گزارش اقتصادران، كمتر از يك ماه كاري تا پايان سال زمان باقي مانده و در اين مدت بازارهاي مالي احتمالا بالا و پايين‌هاي بسيار زيادي را تجربه كنند؛ چراكه اخبار زيادي در اين مدت در كشور جريان خواهد داشت.

    نخست اينكه انتخابات دوازدهمين دوره مجلس شوراي اسلامي در ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ براي تعيين نمايندگان دوازدهمين دوره مجلس (۲۹۰ نماينده براي يك دوره چهار ساله) برگزار خواهد شد. به‌طور كلي انتخابات از نظر سياسي، اقتصادي و اجتماعي تحولات گسترده‌اي به ارمغان مي‌آورد. البته بايد توجه داشت كه انتخابات مجلس شوراي اسلامي نمي‌تواند به اندازه انتخابات رياست‌جمهوري روي بازارها اثر بگذارد. چراكه تنها در اين دوره ۲۹۰ نماينده مجلس انتخاب مي‌شوند؛ درحالي که در انتخابات رياست‌جمهوري سكاندار كشور تغيير مي‌كند و اين تغيير مي‌تواند تمامي مولفه‌هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و… را تحت تاثير قرار بدهد.

    بررسي آمارها در دوره دهم انتخابات مجلس شورای اسلامي و دوره يازدهم نشان مي‌دهد كه بورس در شرايط انتخاباتي مي‌تواند مثبت شود و پس از پايان دوره انتخابات نيز همين مسير خود را براي توسعه و رشد بازار در پيش بگيرد. اما مشكل اينجاست كه زمان زيادي تا ۱۱ اسفند ماه يعني روز انتخابات باقي نمانده و بورس تهران در اين مدت سرخ‌پوش بوده و به نظر نمي‌رسد با شرايط موجود بتواند در چند روز كاري باقي مانده سبز شود.

    بورس به مرز نابودي رسيده و شاخص همچنان تنها يك عدد است و ديگر واقعيت بازار را نشان نمي‌دهد. همواره گفته‌اند كه بورس آينده تمام‌نماي اقتصاد كشور است؛ اگر بخواهيم اين جمله را در نظر بگيريم به اين نتيجه خواهيم رسيد كه واقعيت اقتصادي كشور با اعداد و اراقام منتشر شده فرق دارد و وضعيت اقتصادي كشور بسيار وخيم است.

    روزي كه رييس دولت سيزدهم از كابينه راي اعتماد گرفت؛ ارزش بازار بورس ۶۲۰۰ همت يا ۲۲۴ ميليارد دلار بود و امروز به ۷۲۰۰ همت يا ۱۶۱ ميليارد دلار رسيده است. حال اگر اين شرايط را به اقتصاد كشور بسط دهيم به اعداد و ارقام كاملا جديدي خواهيم رسيد كه تا به امروز چنين عددهايی در اقتصاد نبوده است.

    همانطور كه توضيح داده شد بورس اين روزها بالا و پايين‌هاي بسيار زيادي را تجربه خواهد كرد؛ اما بررسي شرايط و آمار نشان مي‌دهد كه اغلب اين شرايط منفي شدن بازار و زيان دوباره براي سهامداران خواهد بود و احتمالا سهامداران دوباره به همين زودي‌ها با يك تلخي جديد آشنا شوند و اگر حواس مسوول از شاخص پرت شود احتمالا خيلي قوي شاهد ورود به كانال يك ميليوني باشيم. به‌طور كلي آمار نشان مي‌دهد كه بورس زمستان را تلخ به پايان خواهد رساند.