برچسب: انتخابات

  • رئیسی سال سختی خواهد داشت / مجلس دوازدهم آقا ندارد / مملکتی که بخواهد سه ماه با تنخواه عمل کند که دیگر مملکت نیست! / از دهک نهم به بعد همه زیر خط فقر هستند

    رئیسی سال سختی خواهد داشت / مجلس دوازدهم آقا ندارد / مملکتی که بخواهد سه ماه با تنخواه عمل کند که دیگر مملکت نیست! / از دهک نهم به بعد همه زیر خط فقر هستند

    به گزارش اقتصادران، «غلامرضا تاجگردون»، ۴ سال بعد از رداعتبارنامه اش با تلاش های زاکانی و همفکرانش در مجلس یازدهم، اینبار با رأی بیشتر به پارلمان بازگشته است، بازگشتی که منتقدانش را عصبانی کرده و زودهنگام تلاش برای رد دوباره اعتبارنامه اش را کلید زده اند، تاجگردون اما نگرانی ندارد و می گوید؛«مشکلی ندارم. حتماً حرف‌هایی هم هست که من بخواهم مطرح کنم. مطالبی که چهار سال پیش نگفتم اما الان لازم است در مورد این افراد بگویم.»

    او  اولویت اول مجلس آینده را بازگرداندن آراء از دست رفته نظام می داند، او مجلس دوازدهم را مجلسی می داند که «آقا» ندارد و تاکید دارد مستقلین و اصلاح طلبان می توانند در معادلات مجلس دوازدهم اثرگذار باشند زیرا…

    تاجگردون رأی ندادن سیدمحمد خاتمی در انتخابات ۱۱ اسفند را پیش بینی نمی کرده اما این انتخاب رئیس دولت اصلاحات را زیر سوال نمی برد و معتقد است؛«رأی ندادن آقای خاتمی یک علامت است»

    او در این گپ و گفت که با حضور «محمد مهاجری» فعال سیاسی و رسانه ایبرگزار شد، تاکید داشت؛« ۱۴۰۳ سال سختی خواهد بود.» او گریزی نیز به مقایسه تیم اقتصادی روحانی و رئیسی نیز زد و حتی این را هم گفت که احمدی نژاد بهتر از رئیسی مسائل را مدیریت می کرد و پیش می برد.

    با تاجگردون از بودجه پرحاشیه سال پیش رو حرف زدیم، از لایحه جنجالی حجاب و عفاف که کسی حاضر نیست آن را گردن بگیرد، از وضعیت مالی اش و حال و هوای منزلش در عید نوروز، از …

    مشروح گفتگو با غلامرضا تاجگردون، نماینده ادوار مجلس و منتخب مجلس دوازدهم را بخوانید؛

    *******

    آقای تاجگردون! سال ۹۸ شما ۳۸ هزار و خرده‌ای رأی آوردید،به مجلس رفتید، اعتبارنامه شما رد شد، از مجلس خارج شدید، ۴ سال بعد دوباره کاندیدا شدید، این بار تایید صلاحیت شدید و با آراء بیشتر به مجلس بازگشتید. آن پرونده‌هایی که برای اعتبارنامه شما درست کرده بودند و دلایلی که آورده بودند چطور شورای نگهبان را برای رد صلاحیت شما قانع نکرد؟

    رأی من با وجود اینکه مشارکت کمتر شده بود، حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از دور قبل بیشتر بود. سال ۹۸ یک مجموعه اعتراضاتی نسبت به اعتبارنامه من صورت گرفت و همان موقع پاسخ دادم و سعی کردم در فضای مجازی هم پاسگوی اذهان عمومی هم باشم. در همان مرحله پاسخی شورای نگهبان به مجلس داد که همه موارد را ما بررسی کرده‌ایم و صحت ندارد، مراجع نظارتی و امنیتی هم همین مطالب را گفتند اما مجلس به هر دلیلی وارد یک فرایند غیرقانونی شد.

     

    یک سال بعد از رد اعتبارنامه ام، در تلویزیون گفته شد درباره زندگی شخصی تاجگردون اشتباه کردیم

    یعنی اینکه من در شعبه رأی آوردم. بر خلاف قانون و آیین‌نامه که کسی که در شعبه رأی می‌آورد دیگر نباید به کمیسیون تحقیق برود، تشخیص دادند پرونده من به کمیسیون تحقیق رفت، در کمیسیون تحقیق هم من رأی خیلی بالایی آوردم و ۹ به ۲ به نفع من رأی دادند و کمیسیون تحقیق هم حرف من را تایید و همه موارد را رد کرد اما در یک جلسه غیرعلنی به رأی گذاشتند که حتی من درخواست علنی بودن جلسه را کردم که جلسه را علنی نکردند و بعد هم اعتبارنامه مرا در آن جلسه رد کردند.

    این را هم بگویم بعد از ماجرای رد اعتبارنامه در حالی که هنوز به یک سال نکشیده بود، سید نظام موسوی نماینده تهران و سخنگوی مجلس در برنامه دستخط حضور پیدا کرده بود؛ در آن برنامه اولین سؤالی که مجری از او پرسید این بود که “اولین حاشیه مجلس یازدهم اعتبارنامه تاجگردون بود” ایشان در پاسخ به این سوال به صراحت در تلویزیون گفت “ما در مورد مسائل شخصی آقای تاجگردون اشتباه کردیم و آن طور که وانمود می‌شد نبود.”

    پیش‌بینی نمی‌کردم که آقای خاتمی رأی ندهد چون ایشان از این حرکات نمی‌کردند. ایشان به نظرم با جامعه ناراضی اصلاح‌طلبان همراهی کرد. آقای خاتمی انتخاب کرد. شاید این انتخابش در بلندمدت به نفع اصلاح‌طلبی هم بشود. یک انتخاب کرد که از ریزش “جامعه قهر کرده” جلوگیری کند.

    واقعیت این است که شورای نگهبان موارد را بررسی کرده بود. از نهادهای امنیتی، وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه همه موارد را بررسی کرده بود و جواب داده بود، بعد هم سه بار شورای نگهبان از من توضیح خواستند، و هر سه بار جواب دادم، ضمن اینکه من همه موارد را در همان زمان شفاف سازی کردم، بعد هم کل پاسخ‌ها و ابهام ها را در یک کتاب نوشتم؛ حتی یک قدم فراتر رفتم یعنی برای اینکه پاسخ‌هایم یک طرفه نباشد به به یک مصاحبه‌گری مثل شما گفتم هر چه می‌خواهد بی‌پروا بپرسد و من هم به تمام سوالات پاسخ دادم و همان پاسخ‌ها را در قالب کتاب گردآوری کردم تا در دسترس همه باشد.

     

    فرآیند رداعتبار نامه ام غیرقانونی بود اما…

    البته به کتاب من اجازه چاپ ندادند اما به صورت مجازی منتشر شد و در آن کتاب هر سوالی در مورد من مطرح شده بود مطرح شد ضمن اینکه در صحن علنی که جلسه غیرعلنی شد، اصلاً آن مطالبی که در فضای مجازی و فضای بیرون مجلس گفته شده بود و بر آن اصرار داشتند مطرح نشد.

    آقای زاکانی هم صحبت کردند و گفتم شما که بیرون یک چیزهای دیگر در مورد فساد اقتصادی و مسائل اینچنینی گفتید، اینجا دارید یکسری مسائل دیگر و مسائل سیاسی مطرح می‌کنید که حالا دیگر بالاخره تصمیم گرفته بودند. البته کل فرایند غیرقانونی بود.

    حتی معاونت قوانین امور مجلس همان موقع به رئیس مجلس نوشته بود که این اشتباه است و نباید به رأی بگذارید ولی با این وجود هم آنها توقع نداشتند در آن مجلس ۱۰۲ نفر به من رأی بدهند. گفتند این دیگر نباید بیشتر از ۲۰ رأی بیاورد. ولی حالا قسمت بر این بود و اهتمام بر اینکه من ادعایم را ثابت کنم، مجدد ثبت‌نام کردم که شورای نگهبان و نهادهای نظارتی تایید کردند که من دوباره وارد جریان انتخابات شوم و در تاریخ بعد از انقلاب هم نداریم چنین حالتی اتفاق افتاده باشد و فکر می‌کنم از این منظر نکته مثبتی است که می‌شود به خیلی از موارد این جوری نگاه کرد و اثبات حق کرد.

    فکر می‌کنید افزایش تعداد رای شما نسبت به دور قبل (آن هم در شرایطی که در اغلب حوزه‌های انتخابیه ریزش آرا داشتیم) یک پیام برای حاکمیت داشت؟

    مردم در حوزه‌ انتخابیه من شاید خیلی سیاسی به موضوع نگاه نکنند البته نمی‌خواهم بگویم که شاید سیاسی باشد؛ اما مردم آنجا حقیقت و واقعیت را دنبال کردند. من را می‌شناختند، زندگی و خانواده من را می‌شناسند، رفتار و کارکردم را دیده‌اند، از سوی دیگر رفتار آقایان را نمی‌توانستند تطبیق دهند.

     

    بعد از رداعتبارنامه ام، مردم حوزه انتخابیه ام کوتاه نیامدند و کنارم ایستادند

    چه قبل از رد اعتبارنامه و چه بعدش؛ برای همین هم هیچ‌گاه کوتاه نیامدند. در این چهار سال از فردای همان روز مردم به خصوص جوان‌ها خیلی محکم ایستادگی کردند و با من بودند. من تنها کاری که کردم این بود که مردم را به آرامش دعوت کردم و می‌گفتم این منطقه و شهر خودمان است و ما ایستادگی می‌کنیم و اگر حقی از ما ضایع شده است سعی می‌کنیم از همانجا پیگیری کنیم نه اینکه به قول معروف “خط زنی” کنیم.

     

    طیف وسیعی از اصولگراها که قبلا به من رأی نداده بودند، بعد از ۴ سال رأی شان به من بود

    به هر حال مردم این رویه را قبول نداشتند. این دفعه یک طیف وسیعی از اصولگراها که دفعه قبل به من رأی نداده بودند و در این چهار سال فهمیدند که یک حرف ناحقی زده شده و یک حقی ضایع شده، هم پای صندوق آمدند و به نفع من رای خود را درون صندوق انداختند ( البته وقتی می‌گویم اصولگرایان منظورم آدم‌های اصولگرای ارزشی آن شهر است، نه این افرادی که حالا رفتارهای جدید انقلابی به خودشان می‌گیرند، روحانیون، طلاب و آدم‌های ارزشی این دفعه محکم پای من بودند و می‌گفتند برای اینکه حقی از این آدم ضایع شده و باید پای حق او بایستیم.

    در حقیقت یکی از دلایلی که مشارکت عمومی در گچساران برخلاف دیگر شهرها خیلی تفاوت فاحشی با دوره های قبل نداشت، همین موضوع بود. یعنی مردم می خواستند احقاق حق کنند و این برای خودم و شهرم هم جالب بود. نگاه مردم یک نگاه مطالبه حق بود و برایشان هم مثبت بود. فاصله رأی هم خیلی قابل توجه بود.

     

    اصرار طیفی که به دنبال رداعتبارنامه من بودند، اصرار غیراخلاقی و غیرعقلی است

    آن جریانی که علیه شما در انتخابات و مجلس قبل فعال شده بود این بار هم عقب ننشست و دیدیم هم توئیت های متعددی را علیه شما منتشر کردند و هم از انتخابات گچساران عکس‌هایی (مبنی بر تقلب در انتخابات) به اشتراک گذاشتند، فکر می‌کنید این بار هم بتوانند همان روند قبلی را تکرار کنند؟

    به نظرم نه. اصرارشان یک اصرار غیراخلافی و غیرعقلی است. بالاخره مطالبی گفته شده، نهادهایی این را بررسی کردند و جواب گرفتند. فکر می‌کنم بهترین مرجع رای مردم است. در این میدان ظاهراً عده‌ای هستند که یا رسالت‌شان این است یا کار دیگری به جز پرداختن به من ندارند یا می‌خواهند در این زمینه خودشان را نشان دهند.

    یکی دوتا از این عزیزان تنها نطق و عملکردی که از آنها در کل دوره یازدهم مجلس از آنها دیدم فقط اظهار نظر در مورد من بود.

    من تیم اقتصادی ابتدای دولت آقای روحانی را یک تیم قوی می‌دانستم. آقای روحانی یک انتخاب کرد انتخابش هم درست بود، خیلی‌ها هم ناراضی بودند ولی انتخابش درست بود چون می‌خواست ریل عوض کند. انسان‌های بسیار باتجربه‌ای را پای کار آورد و به نظرم هم موفق بودند.

    من بعید می‌دانم این بار موفق بشوند کارشکنی در این زمینه داشته باشند. یادم است دور قبل یک روزی، وقتی روی اعتبار من اعتراض گذاشته بودند، داشتم با خانواده صبحانه می‌خوردم پسرم گفت بابا حواست باشد اینها خیلی دارند جدی می‌گویند، خیلی دارند فضا را متشنج می‌کنند.

    گفتم نه بابا، این‌جوری نیست. آدم‌ها لحظه آخر موقع تصمیم‌گیری بالاخره خدا را مد نظر قرار می‌دهند. این آدم‌ها هم بالاخره انسان‌هایی هستند که خداترس هستند یا حداقلی از خداترسی را دارند؛ پسرم گفت حالا تو حواست باشد و زیاد هم امید نداشته باش که اینها از خدا بترسند.

     

    غالب کسانی که رأی منفی به اعتبارنامه من دادند، امروز پشیمان هستند و از من طلب حلالیت کردند

    بعد از رأی‌گیری پسرم گفت دیدی گفتم اینها آنقدرها هم که فکر می کنی خداترس نیستند؛ با این وجود بعید می‌دانم اتفاقی مشابه سال ۹۸ رخ بدهد یعنی ترکیب مجلس هم این اجازه را نمی‌دهد. ضمن اینکه غالب کسانی که به من رأی منفی داده بودند مطمئن هستم امروز پشیمان هستند چون به فاصله دو ماه و یا سه ماه بعد از آن ماجرا وقتی هنوز یکسال نشده بود عده‌ای از نمایندگان به من پیامک زدند و عذرخواهی یا طلب حلالیت کردند. یک عده‌ای هم سکوت کردند و با سکوت‌شان به نوعی آن ابراز پشیمانی را تائید کردند.

     

    حتما حرف هایی هست که بخواهم مطرح کنم، حرف هایی که ۴ سال پیش نگفتم

    یک تعداد انگشت‌شماری هستند که اینچین تند علیه من فعالیت می‌کنند. البته من هم مشکلی ندارم. آنها در طرح هر موضوعی آزاد هستند؛ بفرمایند. حتماً حرف‌هایی هم هست که من بخواهم مطرح کنم. مطالبی که چهار سال پیش نگفتم اما الان لازم است در مورد این افراد بگویم.

    نه اینکه به دنبال انتقام باشم. نه. من عرض کردم هر کسی در مورد من هر چه گفت بخشیدم. دنبال یک فضای مناسب به خاطر اینکه خودم را بتوانم هم اثبات کنم و هم بتوانم به کشورم خدمت کنم. فکر می‌کنم ماها یک سرمایه از این مملکت هستیم که داریم به جای اینکه به مملکت‌مان خدمت کنیم، داشته‌هایمان را صرف مطالب بی‌خودی می‌کنیم.

     

    مجلس دوازدهم آقا ندارد

    شما چه شباهت ها و اختلافاتی بین مجلس یازدهم و دوازدهم می‌بینید؟

    شباهت زیادی بین مجلس یازدهم و دوازدهم نمی بینم. من فارغ از اندازه آراء، مجلس جدید را مشابه مجلس دهم می‌بینم. مجلس دهم آن موقع که شکل گرفت، گفتم مجلس دهم آقا ندارد. به نظرم مجلس دوازدهم آقا ندارد. مثلاً مجلس نهم شاید می‌توانستید تعریف کنید. بعد تراز مقابله یک تراز مشخص بود ولی در مجلس دوازدهم نداریم اگرچه ترکیب اصلاً قابل مقایسه با دهم نیست ولی با مجلس یازدهم خیلی فرق می‌کند.

    مجلس یازدهم یک جریان فوری-انقلابی شکل گرفته بود که بعد از دو سال خودشان را شناختند. ولی الان از روز اول هر جریانی خودش را شناخته. یعنی جریان آقای قالیباف، جریانی که می‌خواهند آقای قالیباف را بزنند و جریان مستقل هر کسی خودش را می‌شناسد که الان داستان چیست، می‌ماند ائتلاف‌های سیاسی که در مجلس شکل بگیرد. به نظرم با مجلس یازدهم شاید تشابه اسامی داشته باشیم یعنی بگوییم ۱۰۰ تا ۱۱۰ نماینده فعلی تکرار شده‌اند ولی از نظر نوع رفتار تشابه زیادی بین مجالس یازدهم و دوازدهم می‌بینم.

    به لحاظ اینکه بخش‌های مختلف وارد مجلس شده‌اند با سلیقه‌های مختلف، حرف شما را قبول دارم که شاید نشود گفت مجلس سر دارد و از همین الان خیلی چیزها مشخص است ولی خود همین را برای مجلس یک آفت نمی‌بیند که سه چهارتا فراکسیون کوچک در کنار هم تشکیل شوند؟

    آفت نمی‌دانم. درست است که ما علم سیاست برای ائتلاف را نداریم، یعنی در دنیا هم همین است دیگر، ائتلاف‌ها در مجلس بین احزاب صورت می‌گیرد و مثبت است اما ما این علم را نداریم.

    اگر تجربه مجلس دهم را در مجلس دوازدهم بتوانیم اعمال کنیم به نظر می‌رسد می‌تواند مجلس موفقی هم بشود. تجربه‌ای که مجلس دهم به آن عمل نکرد. ما در مجلس دهم تا ۶ ماه یک سال درگیر بودیم، فراکسیون امید می‌گفت ما ۱۸۰تاییم آنها می‌گفتند ما ۱۸۰تاییم. تا ۶ ماه و یک سال روی این ۱۸۰تا بحث می‌کردند. بعد گفتیم رأی دارد نشان می‌دهد، اعداد این نیست. به یک شکلی توافق کنید.

     

    کسانی هستند که در آب گل آلود بهتر می توانند زندگی کنند تا آب های شفاف

    مجلس محل لابی است. لابی برای انجام یک کار است. به نظرم اگر اینهایی که در این وضعیت پیشتاز می‌شوند، بتوانند از این رفتار و این ائتلاف برای پیشبرد امور مملکت و مجلس استفاده کنند، خوب است.
    ولی هستند کسانی که در علم آمار می‌گوییم «جمله اختلال» هستند. اینها “جمله اختلال” معادلات سیاسی در درون مجلس هستند و نمی‌گذارند این اتفاقات صورت بگیرد.

    در مجلس دهم هم همین افراد را داشتیم. در مجلس دهم خیلی راحت می‌توانستیم یک توافق هماهنگ را برای مجلس بهتر شکل دهیم ولی یک افرادی نمی‌گذاشتند.

    در مجلس دوازدهم هم داریم و اصطلاحاً کسانی هستند که در آب گل‌آلود بهتر می‌توانند زندگی کنند تا آب‌های شفاف. تیپ‌هایی مثل ماها در شفافیت بهتر می‌توانیم کار کنیم و در آب گل‌آلود گم می‌شویم. نه فقط من، خیلی‌های دیگر در هر دو جناح هستند که گم می‌شوند و نمی‌توانند از ظرفیت‌هایشان استفاده کنند.

     

    نمی شود که هر روز از مجلس صدای دعوا و سروصدای بی نتیجه بیرون بیاید

    به نظرم باید جلوتر برویم. تلاش خود من این است که این را مرتب بیان کنم. درست است که حالا مرزها یک مقدار مشخص‌تر است ولی در یک مجلس مرزها باید شکل بگیرد. نمی‌شود که هر روز از این مجلس صدای دعوا بیرون بیاید و سر و صدای بی‌نتیجه. من نمی‌گویم امیدوار هستم ولی می‌شود امیدوار هم بود.

    به لحاظ افراد شاخصی که وارد مجلس شدند، چون شما با مجلس دهم مقایسه کردید، به نظرتان افراد متفکرتر، قدرتمندتر، به نوعی سیاسی‌تر، لابی‌مندتر و شاخص‌های دیگر، مجلس دوازدهم را قوی‌تر از مجلس دهم می‌دانید؟

    نه!

     

    مجلس دوازدهم را قوی تر از مجلس دهم نمی دانم

    پایین‌تر است؟

    نسبت به دهم قوی‌تر نمی‌دانم. من واقعاً نتوانستم یک تفسیر مناسب از مجلس یازدهم داشته باشم. خودشان طول کشید تا خودشان را شناختند. مجلس دوازدهم یکدیگر را می‌شناختیم و کامل مشخص بود ولی آدم‌های اندیشمند در دو جناح به نظرم در مجلس دهم بیشتر بود.

    یعنی شما در مجلس دهم در بین اصولگرایان معتدل فردی مانند آقای لاریجانی حضور داشت که بالاخره یک آدم فیلسوف سیاستمدار، فکور و اهل مشورت بود. این طرف در بین اصلاح‌طلب‌ها دکتر عارف بود. دور و بر آقای لاریجانی به شخصه آدم‌های فهیم زیاد داشتیم، دور و بر آقای عارف هم همین جور بود ولی الان نه. حتی آنهایی هم که خیلی می‌فهمند هنوز شهامت لازم را ندارند خودشان را خیلی نشان دهند چون می‌ترسند آنها را در سیبل انتقادات قرار دهند.

    تعبیر من درست است که مجلس دوازدهم شاید شاخصه‌های واضحی که بتوان بر اساس آن قضاوت کرد را ندارد؟

    بله به نظرم تفسیر شما درست است و مجلس دوازدهم شاخصه پررنگی ندارد یا حداقل الان ندارد. یعنی تا شکل‌گیری ائتلاف‌ها و انتخاب هیات رئیسه نمی‌شود راجع به این قضیه اظهارنظر مشخصی کرد.

     

    مستقلین و اصلاح طلبان می توانند در معادلات مجلس دوازدهم اثرگذار باشند زیرا…

    آقای تاجگردون! با توجه به اینکه اصولگراها در مجلس دوازدهم اکثریت نیستند، این شرایط چقدر می‌تواند برگ برنده مستقلین شود؟ بر اساس آماری که می‌دهند ۶۰ تا ۷۰ مستقل، اصلاح‌طلب و اعتدالی وارد مجلس دوازدهم شده‌اند.

    به نظرم این نسبت یک برگ برنده ای برای بیان حرف‌ها و واقعیت‌های مورد نیاز جامعه از تریبون مجلس است

    مگر بودجه بدون جداول معنی دارد؟ ابتدای سال را می گویند با تنخواه عمل کن! مملکتی که بخواهد سه ماه با تنخواه عمل کند که دیگر مملکت نیست. بودجه‌ای که بخواهد سه ماه با تنخواه باشد که دیگر بودجه نیست. باید تکلیف این را دولت مشخص کند.

    آیا این تعداد می تواند در معادلات مجلس اثر گذار باشد ؟

    بله می تواند اثرگذار باشد. اجازه دهید بهتر توضیح دهم. ببینید اگر این رنج حضور اصلاح طلبان و مستقلین را ۴۰ – ۶۰ نفر برآورد کنیم این تعداد رای خود را به راحتی تا ۱۰۰ رای میتوانند افزایش دهند. این رویه در همان چهار پنج ماه اول شکل می گیرد، چراکه افرادی را در همین مجلس و در جریان اصولگرایی داریم که نمی‌خواهم اسم ببرم که در مناسبات اجتماعی، حقوق شهروندی، معیشت مردم و آزادی‌های فردی هستند و حتی متناسب با یک اصلاح‌طلب هم رأی بدهند چون دارای تجربه هستند.

     

    در بیان حقوق شهروندی و روابط بین الملل چه تفاوتی بین لاریجانی یک فرد شاخص اصلاح طلب است؟

    یعنی شما در آن شرایط نمی‌توانید بین اصولگرا و اصلاح‌طلب مرز قائل شوید. مثلا آقای لاریجانی یک فرد شاخص اصولگرا است و از قدیم تا الان هم بوده اما در بیان حقوق شهروندی، عدالت اجتماعی و روابط بین‌الملل شما چه تفاوتی بین آقای لاریجانی و یک فرد شاخص اصلاح‌طلب می‌توانید قائل شوید؟ مسلم است که نمی‌توانید تفاوت زیادی قائل شوید.

    می خواهم بگویم حتی اگر تعداد مستقلین کمتر از این تعداد هم باشد باز اثرگذاری در مجلس وجود خواهد داشت؛ یعنی شما در مناسبات رأی این اثرگذاری را خواهید دید و این گرایشات خود را در آن مقطع نشان می‌دهد.

     

    اولویت اول مجلس دوازدهم بازگرداندن آراء از دست رفته نظام است

    یا اولویت‌بندی کار مجلس. مثلاً اگر الان به من بگویند اولویت اول کار مجلس چیست، می‌گویم اولویت کار مجلس باید این باشد که چگونه می‌توان آرای از دست رفته نظام را مجدد به نظام برگرداند. درست یا غلطش را هم کار ندارم اما بالاخره ۶۰ درصد رأی ندادند و در انتخابات شرکت نکردند. این ۶۰ درصد را نباید رها کرد. نمی‌شود بگوییم به حاکمیت حداقلی توجه کنیم و کاری به این ۶۰ درصد نداشته باشیم.

    به هر حال یک گروهی هستند که آنها هم معتقدند به این ۶۰ درصد توجه شود چراکه اینها که همه ضد انقلاب نیستند. حالا یک درصدی از آنها حکومت را قبول ندارند اما قاطبه مردم می‌خواهند زندگی کنند و زندگی بهتری داشته باشند. به نظرم در این نوع رفتارها ماها می‌توانیم یک رأی مشترکی را با یک جریان عاقله اصولگرا داشته باشیم که به نفع مردم و مملکت باشد.

     

    اعضای هیات رئیسه براساس یکسری مناسبات رفاقتی بالا می آیند

    مشخصا در جریان انتخابات هیئت رئیسه مجلس می‌تواند اثرگذاری داشته باشد؟

    الزاماً نه؛ یعنی در انتخاب رئیس مجلس می‌تواند تاثیر گذار باشد اما در مورد بقیه چندان تاثیر گذار باشد چون اعضای هیات رئیسه بر اساس یکسری مناسبات رفاقتی بالا می آیند یعنی برخی بر اساس حمایت فراکسیونی انتخاب می شوند و برخی قومیتی یا به عبارتی با لابی بالا می‌آیند. البته این را هم بگویم این موضوع شاید سال اول چندان ظهور و بروزی نداشته باشد اما به طوری کلی در سه چهار ماه اول می توان متوجه این موضوع شد.

     

    در کمیسیون های تخصصی دعوا یک دعوای تخصصی است نه سیاسی

    بنابراین همانطور که گفتم این اثرگذاری در هیات رئیسه نمی تواند چندان نقش موثری داشته باشد و در انتخاب هیات رئیسه کمیسیون ها هم که اصلا نقش چندانی ندارند چون کمیسیون‌ها خود به خود روی مدار تخصصی خودشان حرکت می کنند. مثلاً کمیسیون امنیت ملی درست است که عمدتاً اصولگرا هستند اما بالاخره آدم‌های شاخص رفتند آنجا. دعوای تخصص یا دعوای نحله فکری می‌شود. مثلاً شما می‌گویید آقای متکی، علاءالدین بروجردی ، آقای قشقاوی، آقای شهریاری و… به مجلس رفته اند حالا این تنها در حوزه سیاست خارجی‌ است که می‌گویم، در حوزه سیاست داخلی هم تعداد زیادی استاندار و فرماندار به مجلس راه پیدا کرده اند که اینها آدم‌های متخصصی هستند.

    درمورد کمیسیون برنامه و بودجه یا کمیسیون اقتصاد نیز آقای شمس الدین حسینی، قادری یا تاجگردون هستند، اینها دعوایشان دیگر تخصصی و نحله فکری‌شان در مورد اداره کشور است. آنجا دیگر به نظرم موضوع را نمی‌شود خیلی سیاسی به آن نگاه کرد. البته درمورد کمیسیون هایی مثل کمیسیون فرهنگی یک نگاه سیاسی می‌تواند غالب شود اما در کمیسیون‌های تخصصی خیلی قائل به این موضوع نیست.

     

    پزشکیان تن به لیدری یک تشکیلات نمی دهد زیرا…

    اسم شما و آقای پزشکیان در میان افرادی دیده می شود که بتوانند افراد همفکر را در مجلس آینده دور هم جمع کنند و یک فراکسیون مستقل و قوی تشکیل دهند آیا خودتان فکر لیدری این طیف در مجلس آینده را دارید؟

    آقای پزشکیان که یک نیروی شاخص خیلی خوب است. نگاهش یک نگاه اصلاح‌طلبانه رو به رشد و رو به جلوست و به آن نگاه سنتی خودش هم قائل است ولی هیچ‌گاه تن به اینکه لیدر یک تشکیلات باشد نمی‌دهد چون شخصیت‌اش این را ایجاب می‌کند.

    به نظرم من هم نباید این کار را بکنم چون جریان مستقل خیلی راحت‌تر می‌توانند کار خودشان را جلو ببرند تا گروه‌های اصلاح‌طلبانه. ماها می‌توانیم به عنوان یک عضو نمی‌گویم شاخص، یک عضوی که می‌توانیم تجربه خودمان را چه در پارلمان و چه در دولت، منتقل کنیم، می‌توانیم در خدمت این جمع باشیم.

    ولی نیروهای خیلی خوب و باانگیزه‌ای این دوره به مجلس آمده‌اند که به نظرم خیلی خوب می‌توانند این جمعیت را جمع کنند و از تجربه افراد استفاده کنند. من لیست را که نگاه می‌کنم هم انسان‌های شاخص و هم علاقه‌مند هستند و به نظرم می‌رسد که این عزیزان می‌توانند لیدر باشند.

    شاید ماها بتوانیم کمک کنیم ولی خیلی نباید انتظار باشد که آقای پزشکیان یا آقای تاجگردون این کار را بکند.

     

    مجلس هفتم می خواست حال آقای خاتمی را بگیرد

    آقای تاجگردون! برویم سراغ کار تخصصی شما یعنی بحث بودجه. شما این اختلافاتی را که امسال یعنی سال ۱۴۰۲ بر سر بودجه بین مجلس و دولت به وجود آمده بیشتر ناشی از دعواهای سیاسی می‌دانید یا فقدان تخصص در امر بودجه‌نویسی. به طوری که دیدیم که هنوز هم بودجه پا در هواست؟

    همانطور که گفتید در مجلس و در بحث بودجه هر دو موضوع وجود دارد که البته سهم فقدان دانش تخصصی غالب است؛ در واقع هر دو یک گروه حداقلی در مجلس هستند که به دلایل مختلف می‌خواهند حال دولت را بگیرند. همیشه هم در مجلس بوده و در مقاطع کوتاهی، یکی غالب می‌شد. مثلاً در سال ۹۲ مشخص بود مجلس می‌خواهد حال آقای احمدی‌نژاد را بگیرد در نتیجه نگاه به صحبت‌های احمدی‌نژاد حتی صحبت‌های منطقی‌اش هم نمی‌کرد. یا مجلس هفتم می‌خواست حال آقای خاتمی را بگیرد، اصلاً نگاه به حرف منطقی‌اش هم نکرد. یک چیزی بگویم بد نیست.

    آن موقع آقای شریف‌زادگان وزیر رفاه بود. یک اعتباری گذاشته بود برای مشارکت ان جی اوها. خودش آدم اهل فن بود و اشراف کامل به موضوع داشت؛ خیلی با منطق این را در سازمان برنامه و دولت جا انداخته بود که یک پولی بگذاریم بتوانیم این شبکه را در کشور راه بیندازیم. این موضوع مصادف شد با مجلس هفتم.

    مجلس هفتم اصلاً این نگاه را نداشت و اصلا شناختی نداشت که این اقدامات برای چیست و چه هدفی را می تواند محقق کند و تنها برداشتی که از صحبت ها و برنامه های وزیر وقت داشت این بود که دولت می خواهد پول را ذخیره کند و در بزنگاه انتخابات آن را به یک گروهی بدهد تا انتخابات دور بعد را ببرند…. همین!

    در آن مقطع وقتی کمیسیون تلفیق تشکیل شد، من آن موقع معاون سازمان برنامه و بودجه بودم و به کمیسیون تلفیق می‌رفتم. روی این موضوع به آقای شریف‌زادگان گفتم خودت بیا در جلسه دفاع کن، تو بهتر زیرو بم این موضوع را می دانی و دانش آن را هم داری که به بهترین نحو هدف این برنامه را انتقال دهی. آقای شریف‌زادگان به مجلس آمد و یادم است حدود ۳۰ دقیقه از تحلیل‌های بین‌المللی و شاخص‌های بین‌المللی صحبت کرد و خیلی قشنگ هم صحبت کرد بعد رأی‌گیری که کردند، دو یا سه رأی دادند، رو کرد به بغل‌دستی‌اش نماینده بُناب بود اسمش را فراموش کردم، گفتند من منطقی صحبت نکردم؟ گفت چرا تو منطقی صحبت کردی اما اینها فلسفی به تو رأی دادند.(خنده)

     

    گاهی اوقات رفتار مجلس با بودجه فلسفی است تا منطقی

    حالا برخی اوقات مجلس نسبت به بودجه رفتار فلسفی دارد به جای اینکه رفتار منطقی داشته باشد. در بودجه سال ۱۴۰۲ و سال‌های قبل هم به نظرم مجلس از نظر فنی نتوانست تکلیف خودش با خودش را در قلمرو بودجه مشخص کند.

    یعنی یک رویه واحدی را شما چهار سال داشته باشید، در کمیسیون برنامه و بودجه و کمیسیون اقتصادی برآیندش در تلفیق و کتاب بودجه مشاهده کنید؛ می خواهم بگویم این یک روند طولانی دارد و این موضوع امسال خیلی بیشتر خودش را نشان داد. مضاف بر آنکه به نظر می‌آید دانش فنی برای لابی و مذاکره وجود نداشت. به عبارت دیگر لجاجت دو طرف (مجلس و دولت) بر ایستادگی بر موضوع‌شان بود. یعنی یک نفر که از نظر فنی آگاه به امور مذاکره باشد وجود نداشت که مثلاً برود با شورای نگهبان و مجلس مذاکره کند یا قبل از ارسال بودجه با سازمان برنامه مذاکره کند تا در سازمان تلفیق تعادل را برای رعایت حقوق دولت ملاحظه کند. اینها چیزهایی هستند که اصطلاحاً فوت کوزه‌گری برای بحث بودجه است.

    اگرچه همان طور که دیدیم خیلی‌ها به من ایراد می‌گرفتند که از چپ چپ چپ تا راست راست راست از آقای تاجگردون راضی است. من گفتم خوب این نکته مثبت من است، نکته منفی من نیست. بودجه یعنی اینکه بتوانی بین خواست‌های نامحدود و امکانات محدود تعادل برقرار کنید، رابطه اقتصاد این است که رابطه بهینه برقرار کنی. وقتی خواسته‌هایت نامحدود و بودجه‌هایت محدود است تو باید این رضایت عمومی را جلب کنی تا یک مجلس کارآمدی خود را به نمایش بگذارد.

    یکی از اتهاماتی که همیشه به نمایندگان مجلس به خصوص نمایندگان استانی و شهرستانی وارد است این است که همیشه آنها اعمال فشار می‌کنند تا بتوانند بودجه‌های منطقه‌ای خودشان را افزایش دهند و یکی از بن‌بست‌های بودجه همین‌جاست، لابی‌هایی که نمایندگان شهرهایی که قومیتی هستند با یکدیگر دارند و به هم دیگر نان قرض می‌دهند، آن برای خودش یک چیزهایی می‌خواهد، یک استان دیگر یک چیزهایی می‌خواهد و این مسئله بودجه را قفل می‌کند، شما بالاخره چون یک زمانی هم سازمان برنامه و بودجه بودید حتماً این موضوع را به عنوان یک آسیب با آن مواجه بودید و الان هم همچنان پا برجا است، آیا راه گریزی از این مسئله وجود دارد؟

    این موضوع از قبل بوده و همیشه هم خواهد بود، مختص ما هم نیست، مختص هر جایی دیگری نیز است ولی اصطلاحاً یک همزیستی مسالمت‌آمیزی بین دولت و مجلس برای این کار وجود داشت.

    فرض کنید در مجلس به من می‌گفتند این طرح را می‌خواهند بگذارند، ما هم می‌گفتیم بگذارید در جدول لیست باشد. نماینده هم این را می‌برد در شهرش که من این را در بودجه گذاشتم! دولت هم می‌گوید ابزار تخصیص دست من است، من تخصیص ندارم به این طرح پول بدهم. یک هم‌زیستی مسالمت‌آمیزی در این موضوع در بودجه وجود داشته، این ۳۰ سال هم بوده، اثر منفی روی بودجه داشته ولی هیچگاه بودجه را قفل نمی‌کرد و موجب مسدود شدن بودجه نمی‌شد که نتوانی بودجه را تصویب کنی، یعنی همواره یک راهی برای آن پیدا می‌شد.

     

    قفل شدن بودجه امسال ربطی به مطالبات استانی ندارد

    امسال به نظر من موضوع قفل شدن بودجه فرق می کرد و ربطی به مطالبات استانی ندارد. بلکه بحث بر سر موضوعات اصلی است که باید اتفاق بیفتد. مثلاٌ الان می‌گوییم حقوق بازنشستگان را باید همسان‌سازی کنیم. مجلس تصویب می‌کند اما دولت بودجه ندارد این را پرداخت کند، از سوی دیگر دولت می‌خواهد یک درصد به مالیات بر ارزش افزوده اضافه کند تا عایدی آن را برای یک کار دیگر صرف کند، بعد مجلس تصویب می کند تا این عایدی صرف همسان سازی شود و در نهایت هم عدد مالیات را کم نمی کنیم.

    بنابراین مردم می‌مانند و بازنشستگان و دولت. حال اینکه وسط سال دولت قادر است این پرداختی را برای بازنشسته ها داشته باشد یا خیر یک موضوع دیگر است؛ بنابراین موضوع مسائل استانی نیست؛ مثلا می گویند چون می‌خواهیم برویم مجلس یک حرفی بزنیم و مردم و بازنشسته را دلخوش کنند و این اتفاق می‌افتد ؛ یا می بینیم می‌گویند کل کارکنان شرکتی باید رسمی شوند، دولت می‌گوید این ۲۵۰ هزار میلیارد تومان بار مالی دارد، بعد مجلس می‌گوید نه بابا! این ۵۰ هزار میلیارد بار مالی دارد، این ۴۰ تا ۵۰ هزار میلیاردش هم اینجاست، می‌گوید همسان‌سازی حقوق بازنشستگان مثلاً ۱۰۰ هزار میلیارد، مجلس می‌گوید نه! من بررسی کردم ۵۰ هزار میلیارد است.

    اولویت کار مجلس باید این باشد که چگونه می‌توان آرای از دست رفته نظام را مجدد به نظام برگرداند. درست یا غلطش را هم کار ندارم اما بالاخره ۶۰ درصد رأی ندادند و در انتخابات شرکت نکردند. این ۶۰ درصد را نباید رها کرد. نمی‌شود بگوییم به حاکمیت حداقلی توجه کنیم و کاری به این ۶۰ درصد نداشته باشیم.

    همه اینها روی هم جمع می شود و یک چالش عمده را تشکیل می دهد به طوری که دولت اعلام می کند من ۴۰۰ هزار میلیارد تومان کسری دارم. مجلس اگر منطقی و فنی می‌خواست به این موضوعات نگاه کند، هیچ وقت چندتا موضوع بزرگ را با هم در بودجه نمی‌گذاشت، درواقع این موضوعات بزرگ خارج از لایحه دولت، این مملکت را قفل می‌کند.

     

    مملکتی که بخواهد سه ماه با تنخواه عمل کند که دیگر مملکت نیست

    بعد دولت می‌آید یک عددهای واهی می‌گذارد می‌گوید ۵۰ درصد مالیات رشد کرده، مالیاتی که مالیات جدید ندارد، خب معلوم است سال ۱۴۰۳ آسیب می‌رساند.

    دولت نمی‌تواند جداول بودجه را به مجلس بدهد و این پدیده سال جدید است که به این شکل بودجه را تصویب کنند و بگویند دولت تو برو با این احکام بودجه را اجرا کن! مگر بودجه بدون جداول معنی دارد؟ ابتدای سال را می گویند با تنخواه عمل کن! مملکتی که بخواهد سه ماه با تنخواه عمل کند که دیگر مملکت نیست. بودجه‌ای که بخواهد سه ماه با تنخواه باشد که دیگر بودجه نیست. باید تکلیف این را دولت مشخص کند.

    ولی به نظرم مجلس کلاً اشتباه کرد. من همیشه با هر نوع نگاهی که دولت داشته باشد می‌گویم در موضوع بودجه، اولویت با دولت است چون دولت است که به استناد قانون اساسی وظیفه امور اجرایی را برعهده دارد.

    ما می‌توانیم خطاهای دولت را بگیریم یا اصلاحاتی در بودجه دولت برای بهتر کار کردن بدهیم ولی نمی‌توانیم موضوعاتی را جایگزین موضوع دولت کنیم. کاری به آقای رئیسی ندارم، منظورم همه دولت ها است در مورد دولت احمدی نژاد هم همین را گفتم که در بحث بودجه اولویت با دولت است.

     

    مشکل اصلی کشور پول است، اگر پول داشتیم که اصلا دعوا نداشتیم

    در مورد آقای احمدی‌نژاد هم گفتم شما انتخابش کردید، این ایده‌اش است، می‌توانیم اصلاحش کنیم، می‌توانیم جلویش را بگیریم ولی نمی توانیم این ستون را بر داریم و به جایش آن ستون را بگذاریم! این رفتار باعث می شود همه چیز فرو بریزد. بنابراین مجموع این رفتارها موجب شد تا مجلس یازدهم نتواند خودش را در بحث بودجه پیدا کند.

    اگر بخواهیم به صورت کلان نگاه کنیم فکر نمی‌کنید مشکل اصلی بودجه کاهش درآمدهای کشور، آن هم به خاطر موضوع تحریم و مسائل جانبی آن است و اگر دولت بتواند آن مسائل را در حوزه روابط بین‌الملل حل کند، خیلی از مسائل بودجه‌ای راحت‌تر حل و فصل می‌شود؟

    اینکه اصلاً شاه کلید موضوع ماست. اینکه حالا بودجه مشکلاتی دارد فرمایش شما کاملا درست است اما مشکل اصلی کشور پول است. یعنی اگر من پول داشتم که اصلاً دعوا نداشتم، هر چقدر پول داشتم با هم خرج می‌کردیم. مسئله این است که من نمی‌توانم ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه نفت صادر کنم، تولید و صادراتم مثلاً یک میلیون بشکه است، پول این یک میلیون بشکه هم نمی‌آید مجبور می‌شوم استقراض کنم، که نتیجه آن می‌شود تورم! هزینه‌هایم هم به دلیل وجود تحریم یا به دلیل بالا رفتن قیمت‌ها، ۵۰ تا ۶۰ درصد بیشتر است.

    من یادم می آید بودجه هزینه دارو و تجهیزات پزشکی در سال ۹۹ ( که تازه وضع‌مان هم بهتر بود) ۳ میلیارد دلار بود، دیروز من در خبرها دیدم ۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار برای دارو و تجهیزات پزشکی دادیم. ما می‌خواستیم آن ۳ میلیارد را با کمک تولید داخلی مثلاً ۲ میلیارد بکنیم، الان شده ۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون. خب معلوم است که کشور نمی‌تواند این ۲ عدد را به هم برساند. ورود منابع هم کم شده، مصارف هم به دلایل متعدد مثل تحریم، دور زدن‌ها، هزینه‌های بالاسری، فساد در تحریم، فساد در انتقال منابع و افزایش پیدا کردن قیمت‌های جهانی، همه اینها دارد از لحاظ منابع به دولت آسیب می‌رساند، معلوم است شکاف زیاد می‌شود، اصلاً دعوا بر سر پول است و چون پول نیست این اتفاقات می‌افتد.

     

    شعارهای انتخاباتی، توقع جامعه را خیلی بالا برد

    حالا هنر این است که وقتی شما پول کم دارید، بتوانید مسائل را به هم نزدیک کنید. این کار مجلس است ولی به نظرم مجلس نه تنها در این امر کمک نمی‌کند بلکه این مشکل را تشدید هم می‌کند.

    دولت آقای رئیسی وعده‌های بزرگی به مردم داده، به هر حال حالا یا کارشناسی بود یا می‌خواستند یک حرف بزرگی بزنند که روی دولت قبل را کم کنند. شما فکر نمی‌کنید آن وعده‌ها مطالبات مردم را افزایش داده و الان فرض کنید می‌خواهند ۲۰ درصد حقوق کارمندها را افزایش دهند، دولت با ۱۸ درصد موافق است، مجلس می‌گوید ۲۰ درصد، خود به خود یک جور بازگشت به آن وعده‌های آقای رئیسی است و عملیاتی نشدن آن وعده‌ها ممکن است، زحماتش بر سر مجلس بعدی بریزد؟

    بله این صحبت کاملا صحت دارد یعنی شعارهایی که در زمان انتخابات و ابتدای دولت مطرح شد، توقع جامعه خیلی بالا برد. گفتند ما این کار را می‌کنیم، جامعه مطالبه می‌کند و توقع‌اش بالا می‌رود، در همه بخش‌ها هم این توقع دارد خودش را نشان می‌دهد.

     

    کسی که نمی تواند یک میلیون بشکه نفت خود را رد کند چگونه با پیمانکار ۱۳ میلیارد دلار تهاتر نفت انجام دهد؟

    دولت برای این کار یک استراتژی داشت که مرتب هم دارد آن را تکرار می‌کند اما بی نتیجه است درحالی که خودش تصور می‌کند دارد آن وعده ها را عملی می‌کند؛ برای مثال فکر می‌کند می‌خواهد ۴ میلیون مسکن تولید کند، پول ندارد، می‌گوید نفت را تهاتر کنیم، بدهیم پیمانکاران، آنها با تهاتر نفت، بیایند مسکن بسازند. این جواب نمی‌دهد.

    اگر اشتباه نکنم ۱۳ تا ۱۴ میلیارد دلار یا بیشتر مجوز گرفته‌اند که با تهاتر نفت فقط مشکلات موجود در بخش حمل و نقل و مسکن را حل کنند. آخر کشوری که نمی‌تواند یک میلیون بشکه نفت خودش را رد کند، چگونه با پیمانکاران می‌توانند ۱۳ میلیارد دلار تهاتر نفت انجام دهند؟

     

    وعده ساخت ۴ میلیون مسکن را خودشان ساختند، الان هم گیر کرده اند

    خب معلوم است که نمی‌شود. تو با این ید بیضا و این همه لابی نمی‌توانید این کار را بکنید، پیمانکار هم پیمانکار بیرونی مگر عقل‌اش پاره‌سنگ برداشته که بیاید و این کار را بکند؟ داخلی هم که توان ندارد.
    پس تو می‌آیی یک وعده سنگین می‌دهی، مردم هم مرتب می‌گویند پس ۴ میلیون مسکن چه شد؟ من در رسانه می‌نویسم. شما مصاحبه می‌کنید. یک وعده‌ای که خودشان ساختند و الان گیر کردند و همین جور ادامه پیدا کرد.

    در بحث حقوق هم من این بحث ۲ درصد را کلاً از گذشته تا حالا بازی زرگری بین دولت و مجلس می‌دانم. مثلاً دولت می‌گوید این را که مجلس یکی دو درصد بالا خواهد برد، بنابراین من این را یکی دو درصد پایین بیاورم، نیاید ۲۰ من را بکند ۲۲، من ۲۰ را می‌کنم ۱۸ که مجلس ۱۸ را بکند ۲۰.

    در بودجه از این چیزها زیاد داریم که من الان نمی‌خواهم به آنها اشاره کنم ولی قطعاً مجلس بعدی با این بودجه‌ای که من می‌بینم اگر نهایی شود، با این عددها مجلس بعدی خیلی مشکل خواهد داشت، مشکل‌اش هم یقه دولت را می‌گیرد نه اینکه پای مجلس را لنگ بگذارد.

    مجلس زبانش دراز است، حرف می‌زند، پشت مجلس قبلی می‌گوید. بعد هجمه می‌کند به سمت دولتی که نمی‌تواند بودجه را اجرا کند و به نظر می‌آید ما در سال ۱۴۰۳ فضای بسیار سنگینی در اجرای پروژه بین دولت و مجلس خواهیم داشت.

     

    کسی که رأی نداده هم زندگی، آزادی و معیشت می خواهد باید به فکر همه باشیم

    شما به اولویت مجلس دوازدهم اشاره کردید ما در این ۲ انتخابات بحث آرای باطله را داشتیم به نظر شما این آرای باطله چقدر چالش محسوب می شود برای نظام و انتخابات و به طور کلی خودتان چه تحلیلی از این آراء باطله دارید؟

    هنوز که رسماً اعلام نکرده‌اند آرای باطله چند درصد است. من اصلاً کاری به آرای باطله ندارم. من به آن ۶۰ درصد کار دارم که پای صندوق رای نیامدند؛ چون آن ۶۰ درصد، جامعه ما هستند.

    به نظرم مجلس به عنوان یک رکن نظام، باید یکی از اولویت‌هایش این باشد که به فکر بازسازی جامعه باشد. بالاخره ما نماینده مردم هستیم. مثلاً الان من نماینده مردم شهرستانم می‌شوم، من که فقط نماینده آنهایی که به من رأی دادند که نیستم، نماینده کل مردم آن شهرستان هستم، نماینده مردم کل ایران هستم. دیگر نگاه نمی‌کنم که این به من رأی داد یا نداد یا اصلاً پای صندوق رفت یا نرفت.

    غالب کسانی که به اعتبارنامه من رأی منفی داده بودند مطمئن هستم امروز پشیمان هستند چون به فاصله دو ماه و یا سه ماه بعد از آن ماجرا وقتی هنوز یکسال نشده بود عده‌ای از نمایندگان به من پیامک زدند و عذرخواهی یا طلب حلالیت کردند. یک عده‌ای هم سکوت کردند و با سکوت‌شان به نوعی آن ابراز پشیمانی را تائید کردند.

    شما در این خیابان رد شوید. از کجا می‌دانید که کدام یک از مردم در انتخابات مجلس رأی داده یا نداده ولی این فرد، زندگی،‌ آزادی و معیشت‌اش را می‌خواهد. تو باید به فکر همه اینها باشی، صدای اینها را بشنوی.
    به نظرم اتفاقاً آن رأی باطله آمده پای صندوق آمده و به اصطلاح رأی به نظامش را داده حالا یا این لیست را قبول نداشته یا به هر دلیل دیگری رایی که در انتخابات موثر باشد را به درون صندوق نینداخته ولی آن کسی که رأی نداده به نظرم در اولویت است و باید به او توجه کرد و او را رها نکرد. حکومت‌داری یعنی این! حالا اگر بخواهند «من» داری کنند و من را نگه دارند، آن یک بحث دیگر است.

     

    لایحه عفاف و حجاب را دولت داده، اما کسی از دولت سوال می کند این چه لایحه ای بود؟

    مجلس یازدهم دو سه کار خیلی جنجالی انجام داد. یکی طرح صیانت بود، قانون عفاف و حجاب و دیگری هم قانون مربوط به جوانی جمعیت. هر سه اینها در فضای سیاسی رسانه‌ای کشور مسئله‌دار شد به طوری که باعث شد یک دو قطبی جانفسرا و طاقت‌فرسا در جامعه به وجود بیاید. نگاه شما به آن مصوبات چیست؟ آیا در اولویت مجلس دوازدهم خواهد بود که اتفاقاتی که در مجلس یازدهم افتاد را تعدیل کند یا حداقل دیگر دنبال آنها نباشد؟

    شما الان می‌فرمایید لایحه حجاب و عفاف، نمی‌خواهم از مجلس یازدهم دفاع کنم ولی می‌خواهم بگویم مجلس یازدهم از خودش هم نمی‌تواند دفاع کند. می‌گویید لایحه حجاب و عفاف. لایحه یعنی چه؟

    یعنی دولت داده.

    هیچ‌کس از دولت سوال نمی‌کند که این چه لایحه‌ای بود که تو دادی؟

    دولتی‌ها هم توضیحاتی مبهم می دهند و …

    نه اصلا توضیحی نمی دهند. شما یک مسئول دولتی را نام ببرید که با این موضوع مقابله کند و بگوید این مال ما نیست. مجلس باید بگوید این لایحه دولت است، من لایحه دولت را اصلاح کردم. دولت حداقل باید در دفاع از این مواضع مشارکت کند. هیچ‌کس این را نمی‌گوید که آقا اسم این لایحه است.

     

    کسی حاضر نیست لایحه عفاف و حجاب را گردن بگیرد

    به خاطر اینکه کسی حاضر نیست آن را گردن بگیرد.

    دقیقا موضوع همین است. کسی حاضر نیست آن را گردن بگیرد. مجلس هم به شکل برآیند کلی کسی گردن نمی‌گیرد. چند نفر دارند از این موضوع دفاع می‌کنند چند نفر هم از درون مجلس دارند مقاومت می‌کنند. کاری به بیرون ندارند. چیزی که مشخص است و می‌توانم بگویم اینکه این اولویت اول مملکت نیست.

     

    لایحه عفاف و حجاب اولویت اول تا پنجم مملکت هم نیست

    اولویت تا پنجم مملکت هم نیست. یعنی ما یک معلولی که در جامعه شکل گرفته را داریم علت اصلی تمام مشکلات قلمداد می‌کنیم. این معلول یکسری اتفاقات بوده. آن اتفاقات را برویم حل کنیم. بعد بیاییم سراغ این.

    بحث جوانی جمعیت از مجلس دهم هم مطرح بود. مهم این است که ما با یک موضوعی مواجه شدیم که مهم است و آن اینکه جامعه ما در حال پیر شدن است، باید برویم به جوانی جمعیت فکر کنیم. متاسفانه در کشور ما هر موضوعی را سریع به بودجه و پول نگاه می‌کنند. کل منابعی که شما می‌توانستید از تسهیلات بانکی، سپرده‌های جاری، منابع قرض‌الحسنه بانکی، خرج اشتغال و تولید و خوداشتغالی کنید، فراتر از منابع با احتساب تکالیفی که به بانک‌ها تحمیل کردیم آوردیم و خرج جوانی مملکت کردیم.

     

    اولویت مردم و جوانان اصلا وام ازدواج نیست

    حالا من نمی‌دانم شما چقدر در بطن جامعه هستید زیرا من نماینده یک منطقه محرومی هستم. استان کهگیلویه و بویراحمد، اسمش را هم که نگاه کنید معلوم است که محروم است. وقتی به آنجا می‌رویم اصلاً اولویت مردم و جوان‌ها این نیست که تو به من وام ازدواج بده، وام این و آن را بده. اصلاً وقتی به آنها می‌گویی به تو می‌خندند. می‌روی می‌گویی خب! شما وام ازدواج می‌خواهی؟ می‌گوید برو بابا! شب نان ندارم بخورم! چه ازدواجی می‌خواهم انجام دهم.

    یا می گوییم برو سه بچه بیاور! می‌گوید من در اولی‌اش گیر کردم. من زمین نمی‌خواهم، من نان می‌خواهم! بگویی برو سه بچه بیاور، طرف می‌گوید مگر من خل هستم که بروم سه بچه بیاورم که مثلاً تو می‌خواهی ۲۰۰ متر زمین به من بدهی؟!

    این حس مشترک جامعه با قانون وجود ندارد. شاید یک گروه خوش‌شان بیاید اما اصلاً حس مشترک بین بدنه جامعه و این لوایح نیست. قانون می‌بایستی یا برای رفع یک مشکل که جامعه با آن ارتباط مشترک احساس کند یا برای فرار از یک چیزی باید باشد. قانونی تصویب کنی که مردم نتوانند با آن حس اشتراک پیدا کنند که چه اتفاقی بیفتد؟

    مثلاً می‌گوییم برجام. برجام آقای روحانی، اصلاً من کاری با بعدش هم ندارم. این قانون وقتی در مجلس تصویب شد جامعه با آن ارتباط برقرار کرد. شما بگویید در مجلس یازدهم چه قانونی را تصویب کردید که قاطبه جامعه با آن حس مشترک و تعلق خاطر پیدا کردند؟

    به نظرم این سه قانون نتوانستند خودشان را اصطلاحاً با جامعه تطبیق دهند. حالا یا در نوشتارش یا در تفهیم موضوع یا در اجرایش.

    آقای تاجگردون! یکی از چالش‌هایی که در دو سال اخیر با آن مواجه بودیم، عددها و رقم‌هایی است که دولت می‌دهد و این همیشه در همه دولت‌ها بوده. منتقدین می گویند این اعداد که شما می‌گویید توی کاغذ است، سر سفره مردم تورم چیز دیگری است. شما آمارهایی که راجع به کاهش حجم نقدینگی و کاهش سقف تورم داده می‌شود، اولاً به لحاظ علمی چقدر درست می‌دانید؟ ثانیاً این آمار هم از همان نوع چیزهایی است که مردم با آن ارتباط برقرار نمی‌کنند؟ یا اینکه باید زور زد یک جوری به مردم القا کرد که این را بپذیرید؟

    این تقریباً در همه دولت‌ها بوده، در هیچ صورت هم قابل رد کردن نیست چون مدل‌ها و به اصطلاح محاسبات این را نشان می‌دهد و برای سیستم بانکی و سیستم مالی (نمی‌گویم حساب‌سازی، نمی‌خواهم اصطلاح بد به کار ببرم) ولی شکل دادن این عددها کار سنگینی نیست. یعنی می‌خواهید نقدینگی را کاهش دهید، سهم دارایی خارجی را در ترازنامه بانک مرکزی چطوری نشان دهید که رشد پایه پولی‌ات کمتر شود. اینها کارهای حرفه‌ای است که همه دولت‌ها انجام می‌دهند.

     

    متوسط درآمد دهک دهم ۶۰۰ دلار است، یعنی حداقل پولی که به یک‌ آدم بی سرپناه می دهند

    نکته مهم‌اش این است که شما می‌فرمایید که مردم نمی‌توانند با این آمار حس مشترک پیدا کنند و در زندگی‌شان این را داشته باشند. یک مثال بزنم تا هم ببینیم جامعه ما الان در چه سطحی است هم اینکه ببینیم آیا اصلاً مردم ما متوجه این موضوع می‌شوند یا نمی‌شوند؟ شما اول به این سامانه‌ای که دهک‌ها، شما دهک چندم هستید؟

    مثلا دهم!

    دهک دهم هستید یعنی متوسط ماهی ۳۶ میلیون تومان درآمد دارید. دهک یعنی ۱۰ درصد جامعه. آن ۱۰ درصد تاپ جامعه متوسط ۳۶ میلیون تومان تراکنش داشته باشند. فقط حقوق منظور نیست، بهرحال وام می‌گیری به حسابت می‌رود. یک پولی قرض کردی، یعنی ۳۶ میلیون تومان در حسابت به طور متوسط وجود دارد.

    این یعنی چند دلار؟ ۶۰۰ دلار. ۶۰۰ دلار در دنیا یعنی حداقل مددکاری اجتماعی که یک آدم بی‌سرپناهی که کنار خیابان می‌خوابد ۶۰۰ دلار به او بدهند. حالا این ۶۰۰ دلار را نگاه کن، ۱۰ دهک جمعیت را برو پایین، ببین آن دهک پایینی اوضاعش چقدر خراب است!

     

    از دهک نهم به بعد همه زیر خط فقر هستند

    از دهک نهم به بعد دیگر همه زیر خط فقر هستند. این جامعه این چنینی را شما فکر می‌کنید می‌تواند با نقدینگی و تورم ارتباط برقرار کند؟

    این طنزپرداز معروف‌مان هست (مهران مدیری) می‌گوید اینها همه زیر خط هستند. آن بالا یک اتفاقاتی دارد می‌افتد اصلاً ربطی به پایینی‌ها ندارد. الان ۹۰ درصد زیر این خط هستند، یک نمودار وای ایکس بکشید، بعد آن بالا دارد یکسری اتفاقات می‌افتد، این پایین یکسری به قول معروف زندگی مرگ و میری دارند. این اصلاً به آن بالایی نگاه نمی‌کند.

    خودم هم یکی‌اش هستم. خودم را نمی‌توانم بی‌گناه و مبرّا از این اتفاقات بدانم. ولی اینها دو موضوع جدا از هم هستند. به نظرم دیگر واقعیت‌های جامعه ما اصلاً آنها نیستند. هر چقدر هم به آن نپردازیم بهتر است. آنها را به نظر من یک گروهی در بانک مرکزی، یک گروهی در وزارت اقتصاد بسازیم، بدهیم آی ان اف و گلد بنک و مجامع بین‌المللی که ما خوبیم.

    یک گروه هم بشینند روی اینکه این پایینی‌ها را خوب کنند کار کنند. اینکه شما یک خانه و یک ماشین دارید می‌شوید دهک دهم. این کجا می‌شود دهک دهم؟! دهک دهم باید ۲۵ برابر دهک ششم درآمد داشته باشد. نسبت‌اش این جوری است.

     

    پیش بینی نمی کردم خاتمی رأی ندهد زیرا…

    فقر عمومی که داریم می‌گوییم، فقر عمومی را هر ایرانی می‌تواند در سابقه خودش تعریف کند و بگوید این واقعیت خودتان است.

    در انتخابات اخیر، آقای خاتمی یکی از افرادی بودند که رأی ندادند و در جرگه آن ۶۰ درصدی ها محسوب می شوند آیا خود شما پیش‌بینی می‌کردید که ایشان رأی ندهند؟ به طور کلی این کنشی که ایشان داشتند را چطور تفسیر می کنید؟

    نه. پیش‌بینی نمی‌کردم که آقای خاتمی رأی ندهد چون ایشان از این حرکات نمی‌کردند. نمونه بارزش انتخابات دوره نهم بود که رفتند دماوند رأی دادند. چون آن سال من خودم کاندیدا شدم و خیلی ها می گفتند رای نمی دهیم تا اینکه گفتند آقای خاتمی رای داد.

    اولویت مردم و جوان‌ها این نیست که تو به من وام ازدواج بده، وام این و آن را بده. اصلاً وقتی به آنها می‌گویی به تو می‌خندند. می‌روی می‌گویی خب! شما وام ازدواج می‌خواهی؟ می‌گوید برو بابا! شب نان ندارم بخورم! چه ازدواجی می‌خواهم انجام دهم. یا می گوییم برو سه بچه بیاور! می‌گوید من در اولی‌اش گیر کردم. من زمین نمی‌خواهم، من نان می‌خواهم!

    البته نه اینکه بگویم قابل پیش‌بینی نبود. آقای خاتمی دیگر نمی‌توانست رأی بدهد. یعنی اگر آقای خاتمی می‌خواست رفتاری غیر از این نشان دهد، باید دو سال قبل نشان می‌داد. الان دیگر نمی‌توانست این رفتار را کند. چون یک مسیری را داشت می‌رفت و رأی نداد و صادقانه آمد گفتم صادقانه به مردم می‌گویم که رأی ندادم.

     

    رأی ندادن آقای خاتمی یک علامت است

    بالاخره یک علامت است. جزء همان ۶۰ درصد است و یکی از آن ۶۰ درصد آقای خاتمی است. نمی‌گویم آقای خاتمی اگر می‌آمد رأی می‌داد، مردم می‌آمدند رأی می‌دادند. آقای خاتمی خودش هم گفت من اگر ۱۰ بار هم تَکرار کنم فایده ندارد، مردم نمی‌آیند رأی دهند.

    به نظرم به دلیل واقعیت‌های جامعه رأی دادن یا ندادن آقای خاتمی تاثیری در حرکت اجتماعی به سمت رأی دادن نداشت. باید این را بپذیریم. آقای خاتمی آن حرکتی را که در این سه سال گذشته شروع کرد دارد می‌رود، نه اینکه از نظام فاصله گرفته باشد یا به قول خودشان دارم عرض می‌کنم چون من خدمت‌شان نرسیدم که نظرش را بپرسم و دارم برداشت خودم را می‌گویم، آن مسیر را ادامه داده و با رأی ندادن خودش را نشان داد. رأی هم می‌داد تاثیری در نتیجه آرا در جامعه نداشت.

     

    خاتمی با جامعه ناراضی اصلاح طلبان همراهی کرد

    ولی این رأی ندادن می‌تواند یک مسیری باشد برای اینکه آن فاصله‌ای که بین بدنه رأی جریان اصلاحات و آن جریان تشکیلاتی‌اش ایجاد شده یک مقدار کمتر شود؟ پیام همراهی با بدنه ناراضی جامعه توانسته است ایجاد کند؟

    ایشان به نظرم آمد با جامعه ناراضی اصلاح‌طلبان همراهی کرد. یک گروهی هم قهر نکرده‌اند و هنوز مشارکت می‌کنند. آقای خاتمی انتخاب کرد. شاید این انتخابش در بلندمدت به نفع اصلاح‌طلبی هم بشود. یک انتخاب کرد که از ریزش “جامعه قهر کرده” جلوگیری کند.

     

    خاتمی یک سیاستمدار ضدنظام نیست و رأی ندادنش رفتار غلطی نبود

    چون آقای خاتمی یک سیاستمدار ضد نظام نیست. یک سیاستمداری است که خودش همواره می‌فرماید ما باید تلاش کنیم که این نظام را به سمت اصلاحات مناسب حرکت دهیم.

    از نظر سیاستمداری هم بخواهیم نگاه کنیم به نظرم یک رفتار سیاستمدارانه داشت. فرض کنید بین شما یک اختلافی پیش می‌آید و به من می‌گویید یک جوری مسئله را حل کن. من اگر بخواهم مسئله شما را حل کنم نمی‌آیم سمت شما، می‌گویم پس اجازه بده من بروم طرف او را بگیرم که بعد بتوانم شما دوتا را به هم وصل کنم.

    شاید این برداشت من غلط باشد اما به نظرم رفتار آقای خاتمی در بلندمدت اگر نظام فکری همسویی بیشتر باشد، به نظرم رفتارش رفتار غلطی نبود و می‌تواند این آشتی مجدد را برقرار کند.

    آقای تاجگردون! فرض کنیم مجدداً اعتبارنامه شما رد شود، چه کار می‌کنید؟

    چه کار کنم؟! (خنده)

    برنامه خاصی دارید؟

    نه برنامه خاصی ندارم ولی إن‌شاءالله که این اتفاق نمی‌افتد ولی مگر این چهار سال چه کار کردم؟ می‌نشینم مطالعه می‌کنم و درسم را می‌دهم.

     

    تیم اقتصادی دولت روحانی را یک تیم قوی می دانستم

    یکی از انتقادهایی که به دولت آقای رئیسی می‌شود اینکه تیم اقتصادی دولت ایشان تیم فعالی نیست، تیم متخصصی نیست و تیم همراهی هم نیست. شما این ویژگی‌ها را در دولت آقای رئیسی می‌بینید؟ مگر این انتقاد به دولت‌های قبلی وارد نبود؟ آیا تیم اقتصادی دولت آقای روحانی هم‌دست بود یا تیم آقای احمدی‌نژاد؟

    من تیم ابتدای دولت آقای روحانی را یک تیم قوی می‌دانستم. آقای روحانی یک انتخاب کرد انتخابش هم درست بود، خیلی‌ها هم ناراضی بودند ولی انتخابش درست بود چون می‌خواست ریل عوض کند. انسان‌های بسیار باتجربه‌ای را پای کار آورد و به نظرم هم موفق بودند.

     

    روحانی انسان های باتجربه را پشت فرمان گذاشت چون می خواست ریل را عوض کند

    آقای طیب‌نیا آدم کم‌تجربه‌ای نبود. در صنعت آقای نعمت‌زاده، در نفت آقای زنگنه، در بازرگانی آقای شریعتمداری اینها آدم‌های کم‌تجربه‌ای نبودند. می‌خواهم بگویم انسان‌های باتجربه‌ای را پشت فرمان گذاشت و حداقل اینکه در بحث اقتصاد،‌ خطایشان کمتر بود.

    شاید خیلی‌ها خوش‌شان هم نیامد و می‌گفتند اینها پیر و سن بالا هستند ولی اقتضا ایجاب می‌کرد این کار را بکند.

     

    رئیسی می توانست به جای خاندوزی، شمس الدین حسینی را وزیر اقتصاد بگذارد

    برداشت شخصی خودم این است که آقای رئیسی در انتخاب و گزینش تیم اقتصادی‌اش هم نیروی باتجربه داشت و هم نیروی سالم‌تر داشت، می‌توانست اینها را به کار بگیرد و انسان‌های امین خودش را هم داشت.

    نه اینکه بگویم من را باید می‌گذاشت وزیر اقتصاد. آقای خاندوزی را گذاشت، می‌توانست شمس‌الدین حسینی را بگذارد. آقای شمس‌الدین حسینی دیگر آن خطاها را نمی‌کرد. از خودش هم بود، با خودش هم بود و همفکرش هم بود.

    یک جریانی اطراف آقای رئیسی را گرفته بودند، با همین جریان شعار انقلابی حالا جوان و این جور چیزها، سکان برخی از موضوع‌های مهم را به دست آنها دادند، شاید الان سه سال گذشته و آقای خاندوزی بهتر از آقای خاندوزی سه سال پیش شده ولی قطعاً آقای مثلاً شمس‌الدین حسینی سه سال پیش بهتر از آقای خاندوزی سه سال پیش بود.

    در بقیه بخش‌ها هم به همین منوال است. وقتی این جوری نگاه می‌کنید ناهماهنگ می‌شوند.

     

    احمدی نژاد در برخی موضوعات بهتر از رئیسی تصمیم می گرفت

    نه! من بین تیم اقتصادی دولت آقای رئیسی با تیم اقتصادی دولت آقای روحانی خیلی تفاوت قائل می‌شوم. حتی احمدی‌نژاد هم به نظرم در برخی از موضوعات بهتر تصمیم می‌گرفت روی مدیریت کردن تیم‌هایش بهتر عمل می کرد، ضمن اینکه آقای احمدی‌نژاد خودش می‌دانست که می‌خواهد چه کار کند. خودش دارای یک ایده بود، یک ذهنیتی داشت برای خیلی از موضوعات، الان آن ذهنیت وجود ندارد یا وجود نداشت. شاید الان یک مقدار بهتر شده باشد.

     

    ۱۴۰۳ سال خیلی سختی است

    سال ۱۴۰۳، سال آخر دولت آقای رئیسی و تقریباً سال آخر دولت‌شان است، پیش‌بینی‌تان از نظر وضعیت اقتصادی در سال پایانی دولت آقای رئیسی چیست؟

    ۱۴۰۳ سال خیلی سختی است. از نظر اقتصادی در بخش بودجه که می‌تواند بیشترین اثر را بگذارد سال خیلی خوبی نیست.

    فکر می‌کنید مجبور به عوض کردن بعضی از آدم‌ها شود؟

    تاثیری ندارد. شاید مجلس هم بیاید کمک‌اش کند به خاطر اینکه فضا را آرام کند، یکی دوتا را بزند ولی تاثیری روی فضا ندارد. یعنی روند را نمی‌تواند خیلی در یک سال تغییر دهد. یک وزیری را عوض کردن خیلی تاثیر ندارد.

    یادم است اواخر دولت آقای روحانی، آقای کرباسیان در وزارت اقتصاد بود که مجلس استیضاحش کرد. بی‌خودی استیضاح شد و افتاد. به نظرم فقط فهم مشترک دولت و مجلس بود به خاطر اینکه فضای جامعه را پاسخی دهند آقای کرباسیان را استیضاح کردند و انداختند در صورتی که هیچ نقشی، سهمی و هیچ اثری هم در جامعه نداشت.

     

    رئیسی سال سختی خواهد داشت

    آقای رئیسی سال سختی خواهد داشت. مجلس نمی‌دانم چه می‌شود هنوز نمی‌توانم در موردش اظهارنظر کنم ولی چون بسیاری از افراد شاخص تاثیرگذار در شکل‌گیری مجلس نیم‌نگاهی به ریاست جمهوری دوره بعد دارند، اینها اگر احساس کنند که در مجلس می‌توانند این نیم‌نگاهشان را تقویت کنند، نیروهایشان فعال خواهند شد تا بتوانند آقای رئیسی را تضعیف کنند.
    این اتفاق به نظرم در مجلس دوازدهم شکل خواهد گرفت. با توجه به لیست‌هایی که بالا آمدند.

    حال و هوای نوروزی منزل آقای تاجگردون چگونه است؟

    معمولاً عید را در شهرستان هستیم. طبق معمول هم امسال سخت‌تر است چون بالاخره انتخابات تمام شد، من هم از آن افرادی هستم که مثل سایر نماینده‌ها جشن پیروزی و همایش و شکرگذاری هیچ‌وقت نداشتم و امسال هم نداشتم پس به مراتب امسال هم خیلی سخت‌تر خواهد شد چون مجبورم سرکشی به مردم و مناطق و روستاها را داشته باشم. طبق معمول امسال کمتر عید در خدمت خانواده هستم و بیشتر با مردم روستا و مناطق مختلف خواهیم بود و طبیعی هم هست.

    البته ماها عادت کرده‌ایم. از قبل بوده الان هم هست. منتهی وقتی که ما می‌رویم فازمان کلاً می‌شود عشیره‌ای.(خنده)

    اولین کسی که عید را به او تبریک می گویید یا به عید دیدنی اش می روید کیست؟

    اولین فرد دیگر زنده نیست. ما بنا به عرف اول به مزار برادر شهیدم می رویم، بعد عیددیدنی پدر و مادر.

     

    زندگی متوسط رو به بالایی دارم، هرچه دارم ارث پدرم است

    می‌گویند آقای تاجگردون خیلی هم وضعیت مالی خوبی دارد، عیدی چه می‌دهید؟

    وضع مالی‌ام خیلی خوب نیست. خدا را شکر می کنم، هر چه دارم ارث پدرم است. یکی از دلایلی هم که می‌بینید من هیچ افزایشی در زندگی‌ام نداشتم به همین دلیل است و هر چه داشتم همان بوده است.

    از گذشته از پدر، مادر مانده و خانوادگی همین جوری در این سبک و سیاق هستیم. معمولاً در حد توانمان آن چیزهایی که به مردم می‌دادیم ادامه خواهیم داد. به فقرا، فامیل، بستگان، کسی که شب عید نیاز داشته باشد، کمک می کنیم. نه تنها من، بلکه برادر و خواهرهایم هم همین طور هستند و بیشتر از من هم می‌دهند.

    دهک دهم هستید یعنی متوسط ماهی ۳۶ میلیون تومان درآمد دارید. این یعنی چند دلار؟ ۶۰۰ دلار. ۶۰۰ دلار در دنیا یعنی حداقل مددکاری اجتماعی که یک آدم بی‌سرپناهی که کنار خیابان می‌خوابد ۶۰۰ دلار به او بدهند. حالا این ۶۰۰ دلار را نگاه کن، ۱۰ دهک جمعیت را برو پایین، ببین آن دهک پایینی اوضاعش چقدر خراب است!

    زندگی ما این جوری شکل گرفته و اینکه بگوییم چه می‌دهم و چه نمی‌دهم، یک وقت دیدی یک چیزی خیلی کلانی به یکی دادیم به یکی هم دو ریال نتوانستیم بدهیم. در حد داشته‌مان می‌دهیم.

     

    مال مان را صرف فخر و تجمل نکرده ایم

    خدا را شکر زندگی متوسط رو به بالایی داریم و این زندگی متوسط رو به بالا را هیچ‌گاه سعی نکردیم همراه با تجمل باشد. خانه و زندگی ساده داریم، اصطلاحاً مال‌مان را صرف فخر نکردیم. یعنی شما الان منزل من یا منزل پدر و مادر ما در گچساران بیایید، یک آپارتمان ۱۶۰ تا ۱۷۰ متری است.

    هر کسی هم می‌آید می‌گوید خانه‌تان همین است می‌گوییم بله. حالا من اخیراً یک آپارتمان خریدم یک کم حساب خودم را از مادرم جدا کردم. زندگی‌ها آنجا همین است. نه اینکه بگویم نداریم، داریم ولی داشته‌مان را خرج فخر یا تجمل نکردیم. هر چه داریم مال خودمان و مردم است.

    آقای تاجگردون! هزینه‌های انتخاباتی‌تان چقدر شد؟ یکی از نماینده‌های مجلس اعلام کرده حدود ۳۰۰ میلیون تومان هزینه کرده؟

    بله این اظهارنظر را دیدم. آن که کامل حرف فیکی بود. اصلا شما پوستر را بخواهید چاپ کنید بیشتر از این خواهد شد، حالا ایشان در یک کلان شهر هم بود، من برآورد تصویری شهر ایشان را داشتم، اتفاقاً در شهر ایشان هم بودم و بنرهایش را هم دیدم، پوسترها و بنرهایش اصلاً نمی‌تواند زیر ۸۰۰ تا ۹۰۰ میلیون تومان باشد.

     

    هزینه انتخاباتی ام را مردم می دهند

    هزینه انتخاباتی ماها را مردم می‌دهند. مثلاً من شام یا ناهار نمی‌دهم، هزینه اجاره ستاد نمی‌دهم. اینها هزینه است ولی من ندیدم.

    شاید ۱۰ نفر دفترش یا کارگاهش را از چند ماه قبل گفته‌اند آقای تاجگردون این ستاد شما! پولی هم از من نمی‌گیرند، طمعی هم از من ندارند، فقط عشق‌شان است.

    یا مثلاً من فلان جا سخنرانی دارم مثلاً یک هزار غذا داریم، دعوا سر این است که چه کسی غذا بدهد. عشیره‌ای و عشایر بودن خصلت‌اش این است. هزینه من اصلاً قابل تعمیق نیست.

    هزینه من پوستر است، بعضی جاها هزینه ساخت ستاد، نماها، بنا و بلندگو و این جور چیزهاست. اینها را هم من هنوز حساب و کتاب نکرده‌ام ولی می‌دانم پوستر و پرچم و این جور چیزها که پولش پرداخت شده اگر اشتباه نکنم حدود ۲۷۰ تا ۲۸۰ میلیون تومان هزینه کردم. فکر می‌کنم همین عدد یا کمی بیشتر هم همین چیزها باشد.

    مثلاً من مهمان فلان طایفه بودم که هزینه نمی‌دهم خودشان می‌دهند. ولی بعضی کاندیداها در شهرستان‌ها هزینه کل آن برگزاری را باید خودشان بدهند. هزینه شام، ناهار، ما شام و ناهار ندادیم.

    یا برای تیم مجازی و تبلیغی و عکاس و این حرف‌ها من یک ریال خرج نمی‌کنم. مثلاً می‌گویند چه پولی خرج این کلیپ‌ها می‌کنند. اما شما بگو یک ریال بین ما در این ۱۵-۱۰ سال رد و بدل شد. چون طرف یک ماه مرخصی می‌گیرد عشقی می‌آید فقط از من کلیپ می‌سازد، یک تیم مثلاً ۱۰ تا ۲۰ نفر جوان‌های علاقه‌مند این کارها را می‌کنند.

     

    یک ریال در انتخابات خرج نمی‌کنم و نکردم

    ولی در واقعیت‌اش اینها پول و هزینه است. اولاً این را هم بگویم، من یک ریال در انتخابات خرج نمی‌کنم و نکردم. یک ریال هم خودم خرج نکردم. این تکه را هم که می‌گویم خرج شده یا دوست نزدیک من یا خانواده‌ام بوده. خودم یک ریال پول خرج نکردم. نمی‌کنم. دلیل ندارم خرج کنم. آدم می‌خواهد برود نوکری مردم بکند، زندگی‌اش را هم خرج کند، خب همین پول را خرج مردم کند.

    هزینه انتخاباتم اگر در ذهن‌تان بخواهید تطبیق بدهید، مثلاً این عدد را برای یک آدم معمولی پول خرج کن، ۱۰ برابر کن.

    این هزینه کردن، برای شما تعهد ایجاد نمی‌کند؟

    چون پول نمی‌گیرند نه.

    یک تعداد انگشت‌شماری هستند که تند علیه من فعالیت می‌کنند. البته من هم مشکلی ندارم. آنها در مطرح هر موضوعی آزاد هستند؛ بفرمایند. حتماً حرف‌هایی هم هست که من بخواهم مطرح کنم. مطالبی که چهار سال پیش نگفتم اما الان لازم است در مورد این افراد بگویم.

    از بابت اینکه …

    نه. نوع نگاه عشیره‌ای و طایفه‌ای فرق می‌کند. یک طایفه می‌آیند هزینه می‌دهند. اصلاً فرد معنی ندارد. اصلاً سوال نمی‌کنم چه کسی داد. واقعاً سوال نمی‌کنم.

    وام‌دار مالی نمی‌گویم، از لحاظ مسئولیت اجتماعی؟

    بله. من وقتی می‌بینم مردم دارند از مال و زندگی‌شان می‌دهند تا من پیروز شوم باید به این مردم خدمت کنم اما خدمت به آقای ایکس ندارم. یعنی اینکه بگویم این پول و هزینه من را داده. خیلی به ما مراجعه می‌شود. حالا درست نیست بگویم اما طرف آمد پیش من اصلاً فکر هم نمی‌کردم این قدر پول دارد. گفت آمدم کمک‌ات کنم. گفتم من نیاز ندارم. گفت به من اعتماد نداری؟ گفتم چرا اعتماد دارم. گفت خب بگیر از من. گفت مگر می‌شود نیاز نداشته باشی؟ گفتم نیاز ندارم. باور نمی‌کرد. بعد یک عددی گفت که سر من سوت کشید. گفتم بابت چه می‌خواهی این عدد را به من بدهی؟ گفت هزینه‌ات است. گفتم یک دهم این را هم من هزینه ندارم. که یک نفر می‌خواست به من بدهد. اینجوری زیاد مراجعه داریم. به خصوص من! من که تایید صلاحیت‌ام اعلام شد شاید ده‌ها آدم کارخانه‌دار بزرگ، شرکت‌دار بزرگ، پیمانکار بزرگ، آدم فرستادند آقا ما حاضریم هزینه شما را بدهیم. به والله قسم به همان برادر شهیدم یک ریال نگرفتم و نمی‌گیرم ولی احترام‌شان را دارم ولی در مناسبات ما پول نیست ولی خیلی‌ها می‌گیرند.

    و آرزوی آقای تاجگردون برای سال ۱۴۰۳؟

    آرزوی ما آرزوی ملی است و زندگی که برای خودمان تعریف کردیم به این سمت است که آرزوی شخصی برای ما قابل تعریف نیست. واقعاً از صمیم قلب تنها آرزویم این است که قاطبه مردم برگردند به مملکت‌شان و آینده مملکت‌شان را بسازند و هم در کنار هم بتوانیم زندگی بهتری داشته باشیم. این واقعاً آرزوی من است. یعنی نبینم مردم نگران باشند. این نه آرزوی من فکر می‌کنم آرزوی هر سیاستمداری باید همین باشد.

    امیدوارم سال ۱۴۰۳ سال خوبی باشد. تلخی‌های سال ۱۴۰۲ را نداشته باشیم و خوشی‌های بیشتری نصیب جامعه شود إن‌شاءالله. سال نو همه مبارک باشد.

  • نمره تجدیدی رئیسی و قالیباف در 1402

    نمره تجدیدی رئیسی و قالیباف در 1402

    به گزارش اقتصادران،سالی که گذشت؛ گرچه بدون اتفاقات شیرین سپری نشد اما اتفاقات تلخ آن نیز کم نبود، مهمترین آن را باید وضعیت سخت معیشتی مردم در پی تورم و گرانی های بی رویه دانست.

    در سیاست داخلی نیز سال ۱۴۰۲، بسترساز انتخابات همزمان مجلس دوازدهم شورای اسلامی و مجلس ششم خبرگان رهبری بود. انتخاباتی که فراز و نشیب هایی زیادی داشت و با تکرار ردصلاحیت هایی مشابه آنچه در انتخابات ۹۸ و ۱۴۰۰ رخ داد، در نهایت با مشارکت پایین (۴۱ درصدی) نسبت به دوره های پیشین به پایان رسید.

    اما بهترین و بدترین اتفاق سیاسی سال ۱۴۰۲ چه بود؟ کدام سیاستمداران موفق ظاهر شدند و کدامیک ناموفق؟ نمره دولت و مجلس در سال ۱۴۰۲ چند است؟ برخی از چهره های سیاسی در گپ و گفت به این سوالات پاسخ داده اند.

    زلزله یا انتخابات ۱۱ اسفند؟!

    در این میان، شخصیت هایی چون رسول منتجب نیا، غلامعلی رجایی و غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی انتخابات مجلس دوازدهم و رد صلاحیت های گسترده را بدترین اتفاق سال دانسته اند.

    رجایی، وقوع زلزله را بهتر از این انتخابات دانسته و گفته است: « اگر جایی زلزله می آمد به مراتب بهتر بود. چون آن زلزله قابل جبران هست و بازسازی می شود و شاید عده ای هم از دنیا می روند که طبیعی است، اما اینکه یک نظام اعتبار سیاسی و اجتماعی خود را در نزد مردم از دست دهد، به مراتب آسیب ها و تبعات منفی بیشتری دارد، به خصوص در چانه زنی خارج از کشور دستش را خالی می کند».

    وی همچنین ادامه داد: «در انتخابات اخیر به کلی جمهوریت رأی نیاورد و روی کار آمدن برخی افراطی هایی که تفکرشان تفکر مطرود بود، به ویژه بحث هایی که امثال رسایی در صدا و سیما مطرح کردند، یا حرف هایی که امثال ثابتی زد و با سعید جلیلی دستورالعمل آینده کارشان را مشخص کردند، به نظر من حضور خوبی را در مجلس آینده نداریم.»

    جعفرزاده زاده ایمن آبادی نیز رد صلاحیت افراد اثرگذار در انتخابات را بدترین اتفاق سال ذکر کرده است.

    در این میان مصطفی هاشمی طبا عدم توجه به مسائل محیط زیستی و آینده ایران را بدترین اتفاق می داند و می گوید: «کشور ما از لحاظ مسائل آب و انرژی و نشست زمین در حال پس روی است و هیچ فکر اساسی برای آنها نمی کنند.»

    چهره هایی چون حمیدرضا ترقی و محمد هاشمی و سلیمی نمین نیز در این گپ و گفت تلخ ترین اتفاق را معرفی کردند.

    بهترین اتفاق سال ۱۴۰۲ از نگاه چپ و راست

    اما بهترین اتفاق سیاسی سال ۱۴۰۲ چه بود؟ چهره هایی چون مصطفی هاشمی طبا و جعفرزاده ایمن آبادی معتقدند که اتفاق خوبی در سال گذشته رخ نداده است . اما برخی سیاسیون همچون سلیمی نمین و حمیدرضا ترقی، پرتاب ماهواره به مدار زمین را از جمله اتفاقات خوب در سال ۱۴۰۲ برشمرده اند و غلامعلی رجایی اهدای جایزه به نرگس محمدی را نقطه عطف خوانده است.

    هم صادق لاریجانی ناکام ماند هم حدادعادل

    «کدام شخصیت های سیاسی،موفق یا ناموفق ظاهر شدند؟ سوال دیگری بود که از این چهره های سیاسی پرسیدیم که نظرات متفاوتی بیان شد.

    منتجب نیا و حسین کنعانی مقدم دو چهره سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا هم نظر هستند و سیاستمدارانی که در سال اخیر، از صحنه سیاسی کناره گیری کرده و فعالیتی به خصوص در انتخابات ۱۱ اسفند ماه نداشته اند را موفق می دانند.

    همچنین غلامعلی رجایی، از حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی به عنوان چهره موفق سال نام برده و گفته است:« آقای خاتمی با عدم حضور در انتخابات، این پیام را داد که هر حضوری می تواند مفید نباشد و برخی عدم حضورها پیامش موثرتر از حضور است.»

    در این میان جعفرزاده ایمن آبادی از حسن روحانی به عنوان فرد موفق سال یاد کرده است: « سال ۱۴۰۲ برای آقای روحانی خیلی خوب بود. چون خیلی از سیاه نمایی ها درباره ایشان با عملکرد بسیار ضعیف آقای رئیسی نتیجه معکوس داد و مردم متوجه شدند که سیاه نمایی و در حقش جفا شده است.»

    صادق لاریجانی به علت اینکه نتوانست در انتخابات مجلس ششم خبرگان از حوزه انتخابیه مازندران رأی آورد، به عنوان چهره سیاسی ناکام از نگاه غلامعلی رجایی و رسول منتجب نیا انتخاب شده است.

    کنعانی مقدم نیز غلامعلی حدادعادل را به عنوان چهره ناکام سیاسی در سال ۱۴۰۲ معرفی کرده است.

    نمره تجدیدی در کارنامه دولتِ رئیسی و مجلسِ قالیباف

    نمره ها به دولت سیزدهم و مجلس یازدهم نیز چنگی به دل نمی زند. برخی چهره های سیاسی به عملکرد مجلس و دولت سیزدهم در سال گذشته نمره تجدیدی (یعنی زیر ۱۰) داده اند. به طوریکه محمد هاشمی معتقد است مجلس یازدهم با ارفاق شاید نمره ۴ یا ۵ بگیرد.

    در این میان، حمیدرضا ترقی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی و محمود عباس زاده مشکینی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس تنها کسانی بودند که به عملکرد دولت سیزدهم نمره ای بالای ۱۷ داده اند. در این باره ترقی گفته است :« دولت سیزدهم در سال گذشته بسیاری از مشکلات و بدهی های گذشته دولت را توانست تامین کرده و بدهی های خارجی را به حداقل رساند. همچنین در جهت رونق تولید تواسنت گام های خوبی را بردارد. در بحث سیاست خارجی نیز از نظر بستن قراردادهای مهم با قدرت های جهان توفقیات خوبی داشت.»

    درباره مجلس یازدهم هم بیان کرده است:« مجلس یازدهم گام های خوبی را در زمینه کسب و کار، حل مشکلات مربوط به فرهنگیان و بازنشستگان و اصلاح نظام بودجه در کشور و مسائلی چون خنثی کردن تحریم های آمریکا برداشته است.»

    * در جدول زیر نظر چهره های سیاسی درباره بدترین ها و بهترین های سال ۱۴۰۲ را می خوانید؛

    ردیف اسامی/ سمت بهترین اتفاق سال ۱۴۰۲ بدترین اتفاق سال ۱۴۰۲ موفق ترین سیاستمدار سال ۱۴۰۲ ناکام ترین سیاستمدار سال ۱۴۰۲ نمره به دولت در سال ۱۴۰۲ نمره به مجلس در سال ۱۴۰۲
    ۱ غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی/ نماینده ادوار مجلس * برای مردم اتفاق خوبی رخ نداد . *رد صلاحیت افراد اثرگذار در انتخابات * حسن روحانی *ابراهیم رئیسی

    * محمدباقر قالیباف

    *زیر ۷ *زیر ۱۰
    ۲ حسین کنعانی مقدم/ فعال سیاسی اصولگرا *انتخابات مجلس دوازدهم *کاهش ارزش پول ملی *کسانی که از سیاست کناره گیری کردند. * غلامعلی حدادعادل *نمره ۱۲ *زیر ۱۰
    ۳ سیدمصطفی هاشمی طبا/ فعال سیاسی اصلاح طلب *بهترین اتفاقی نداشتیم. *عدم توجه به مسائل محیط زیستی و آینده ایران *هیچ کس *هیچکدام شان موفق نبودند که بخواهم ناکام ترین را نام ببرم. *هیچ نمره ای نمی گیرند. *هیچ نمره ای نمی گیرند.
    ۴ حمیدرضا ترقی/ عضو حزب مؤتلفه اسلامی *رشد مشارکت سیاسی مردم در صحنه های مختلف کشور

    *پرتاپ ماهواره برای چندمین بار

    *حادثه تروریستی کرمان و شاهچراغ شیراز *مقام معظم رهبری *مصطفی تاج زاده *بین ۱۷ و ۱۸ است *بین ۱۷ و ۱۸ است
    ۵ غلامعلی رجایی / فعال سیاسی اعتدال گرا * اعطای جایزه به نرگس محمدی * انتخابات اخیر * سیدمحمد خاتمی

    *مهدی کروبی

    * میرحسین موسوی

    *صادق لاریجانی *نمره قابل قبول نمی دهم. *نمره ۱۲
    ۶ عباس سلیمی نمین/ فعال سیاسی اصولگرا * فرستادن ماهواره به مدار زمین

    *موفقیت های علمی

    *جنایت غزه *محمد اسلامی رئیس انرژی اتمی * محمدحسین حسینی معاون پارلمانی رئیس جمهور *باید ارزیابی شود، نمی توانم به راحتی نمره دهم. *باید ارزیابی شود، نمی توانم به راحتی نمره دهم
    ۷ رسول منتجب نیا/ دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی * عدم حضور مردم در انتخابات که نوعی مبارزه مدنی مردم در انتخابات ۱۴۰۲ بود. *انتخابات مجلس دوازدهم * آنهایی که چهره مثبت و موفق هستند آنهایی هستند در صحنه سیاسی حضور نداشتند مثل آقایان خاتمی، کروبی و موسوی *صادق لاریجانی *زیر ۱۰ *ضعیف ترین مجلس تاریخ انقلاب اسلامی

    *نمره بسیار پایینی می گیرد

    ۸ محمد هاشمی/ رئیس اسبق صداوسیما *اتفاقات را رصد نکردم. *حادثه تروریستی کرمان *ارزیابی دقیق ندارم *نظری ندارم *نمره ۱۰ *بین ۴ تا ۵
    ۹ حسین سبحانی نیا/ نماینده ادوار مجلس *مشارکت مردم در انتخابات

    * حضور ۴۱ درصدی مردم تثبیت موضع قبلی جمهوری اسلامی بود که انشاءالله ما مواضع اصولی و ارزشی و اساسی انقلاب را تثبیت کنیم.

    * حادثه تروریستی کرمان

    * جنایت غزه

    * تلاش هایی که از ناحیه مسئولین حدمتگزار در سطوح مختلف کشور انجام گرفته چه در دولت و چه در مجلس و بخش های مختلف خصوصی، آنهایی که در چارچوب وظیفه محوله خوب عمل کردند و رضایت مردم را در پی داشتند، چهره های موفق انقلاب اسلامی بودند. *چهره هایی که به وظایفشان عمل نکردند و موجبات ناراحتی مردم را فراهم کرده اند، اگرچه در ظاهر آدم موجهی باشند، ولی چهره موفقی نیستند. * بین ۱۴ تا ۱۵ * بین ۱۲ و ۱۳ و حداکثر ۱۴
    ۱۰ محمود عباس زاده مشکینی/ عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس *شکستن هیمنه رژیم صهیونیستی و عملیات طوفان الاقصی

    *نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در یک رویکرد کاملا مقتدرانه مقر تروریست ها را که در خاک برخی کشورهای همسایه سکنی گزیده بودند را با اقتدار مورد برخورد نظامی قرار دادند.

    *عملیات تروریستی در شاهچراغ، سیستان و بلوچستان و علیه مردم بی گناه کشورمان به ویژه زنان و کودکان. *حسین امیرعبداللهیان * با توجه به ظرفیت های بسیار زیاد کشور و استحقاق مردم و آرمان بسیار بلند نظام و انقلاب اسلامی و انتظارات مقام رهبری از مدیران و چهره های سیاسی، در مقایسه با این طراز مدیریت به نظر من همه ما مدیران و فعالان سیاسی در مقابل این انتظارات و این استحقاق خدماتمان بسیار کم است و آن را ناکافی می دانم و کارهای بزرگی هم که شده است در استحقاق ملت ایران نمی دانم. * بالای ۱۷-۱۸ * از ۲۰ ماده درسی، در ۱۷-۱۸ مورد نمره خوبی گرفت اما در یکی دو سه مواد نمره خوبی نمی گیرد.

     

  • ای کاش «رئیسی» هیچ‌وقت رئیس‌جمهور نمی‌شد!

    ای کاش «رئیسی» هیچ‌وقت رئیس‌جمهور نمی‌شد!

    به گزارش اقتصادران، «غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی» نماینده ادوار نهم و دهم مجلس از حوزه انتخابیه رشت، در جریان انتخابات مجلس دوازدهم به دلیل آنچه «عدم التزام به اسلام و ولایت فقیه» اعلام شده، ردصلاحیت شد.

    او که در روزهای منتهی به پایان سال ۱۴۰۲ و در آستانه سال جدید مهمان «کافه خبر» خبرگزاری خبرآنلاین بود، این رد صلاحیت را «کذایی» خواند و آن را بدترین خاطره سال ۱۴۰۲ دانست.

    جعفرزاده به مثابه بسیاری دیگر نگران شرایط فعلی است و تاکید دارد؛« اوضاع ما خیلی خوب نیست و عقلانیت هم حاکم نیست وباید عاقلانه تصمیم بگیریم.» او مجلس دوازدهم، را یک مجلس تند رادیکالی و کاملا شعاری می داند و تاکید می کند؛« من هر چه می‌گردم بین مجلس دوازدهمی ها اقتصاددان پیدا نمی‌کنم»

    او همچنین با تأکید بر اینکه از شکست عملکرد دولت ابراهیم رئیسی یا مشارکت پایین مردم در انتخابات خوشحال نیست، با انتقاد از عملکرد اقتصادی دولت سیزدهم و مجلس یازدهم می‌گوید: «خاندوزی» تاکنون یک کلاس را اداره نکرده، اما یکباره وزیر شد!

    مشروح گفت‌وگو با غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی در ادامه بخوانید.

    ***********

    آقای جعفرزده! بهترین و بدترین اتفاق سال ۱۴۰۲ برای شما به ویژه در عرصه سیاست کشور چه بود؟

    بدترینش ردصلاحیت بسیار بدی بود که اتفاق افتاد. واقعا ظالمانه و خیلی تلخ بود و هنوز هم هضمش برایم خیلی سنگین است، چون خودم را مستحق این عبارت نمی‌دانم مخصوصا با دو برچسب عدم التزام به اسلام و عدم التزام به نظام. حتی این موضوع را توهین می‌دانم؛ یعنی فارغ از تهمت و افترا، این کار نوعی توهین بود.

    در مجموع باقی برایم خاطره خوش بود و چیز خاص دیگری خاطرم نیست، اما آن چه که یادم است تلخ‌کامی این رد صلاحیت کذایی بود، که خیلی ذهن و قلب و دلم را مشغول کرد.

    پاسخی از شورای نگهبان درباره علت رد صلاحیت خود دریافت کردید؟ نامه‌ای در این باره نوشته بودید.

    خیر، هنوز هیچ چیزی به من تا این لحظه نداده‌اند؛ یعنی از زمان بررسی هیئت اجرایی تا هیئت نظارت تا هیئت نظارت عالی نه به من کاغذی داده‌اند نه من را علی رغم این که در تمام سیستم‌ها هم ثبت کرده‌ام فراخوان کرده‌اند. من نمی‌دانم برای چه این کار را کردند و فقط برچسب زدند.

    گفته بودند به خودِ کاندیداها اعلام می‌شود.

    من در هیئت نظارت ثبت و تقاضا کردم و تاکنون که در خدمت شما هستم اصلا و ابدا نه به من کاغذی داده‌اند و نه دلیلی گفته‌اند.

    ما خوشحال نیستیم که دولت موفق نشده، شکست خورده یا کارنامه مثبتی ندارد

    یکی از مسائل مورد توجه چه در زمان نمایندگی مجلس و چه پس از آن وضع اقتصادی کشور بوده است. مشخصا وضعیت مدیریت آقای رئیسی در این حوزه را چطور ارزیابی می‌کنید؟ تا یک زمانی می‌دیدیم که آقای رییسی به نهادهای مختلف برای حل مشکلات اقتصادی دستوراتی می‌داد، اما ظاهرا مدتیست سیاست سکوت در پیش گرفته و با اینکه دلار ۶۰ هزارتومان را هم رد کرد، دولت یا حتی مجلس واکنشی نداشتند. شما این موضوع را چطور تحلیل می‌کنید؟

    اول یک چیزی را با هم روشن کنیم که نقدهای ما از منظر خوش‌حالی نیست؛ یعنی ما خوشحال نیستیم که دولت موفق نشده و شکست خورده یا کارنامه مثبتی ندارد و شناسنامه‌اش منفی شده ‌است. اول باید این را حل کنیم چون بعضی ها فکر می‌کنند ما خوش‌حال هستیم. من همیشه گفته‌ام از کسانی هستم که خیلی آقای رئیسی را دعا می‌کنم، تا موفق شود؛ چون نتیجه‌اش به مردم بر می‌گردد.

    «خاندوزی» تاکنون یک کلاس را اداره نکرده، اما یکباره وزیر شد

    شما برای این که در کاری موفق شوید باید علم، تیم و برنامه‌اش را داشته باشید و چند فاکتور کنار هم باشد، اما کدام‌یک از این‌ها را در این دولت می‌بینید؟ آقای خاندوزی یک کلاس را تا به حال اداره نکرده است، اما به یک باره دیدیم که وزیر شده است و هیچ برنامه مشخصی هم ندارد.

    روسای بانک مرکزی بعد از آقای صالحی را بررسی کنید، می‌بینید که با افکاری متوهم و بدون برنامه پیش می‌روند. بالاخره قرار است از اقتصاد باز، لیبرال یا مقاومتی باشد؟ بسترهایش چیست و اصلا استراتژی این دولت چیست؟

    بازار اروپا را از دست داده ایم

    من صادرات و واردات دولت را بررسی کردم، ما در این سال‌ها بازار اروپا را از دست داده‌ایم و آمده‌ایم در کشورهای منطقه و با کشورهای عربی مراودات داریم. عمدتا همه تراز صادرات ما در ۹ ماه اول منفی است. من می‌خواهم بگویم چه قدر اوضاع ما خراب است. صادرات ما باید غیرنفتی باشد و نیست و عمدتا نفتی در آن ترکیب می‌شود و به عنوان مثال در غیر نفتی، صنایع پتروشیمی صادر شده‌ است.

    این همه در سوریه شهید دادیم اما ۴ درصد بازار آن در اختیار ایران است

    واردات کشور بسیار زیاد است. دردآور است که ۴ درصد بازاری مثل بازار سوریه که ما این اندازه درآن شهید داده‌ایم، متعلق به ماست و بیش از ۷۰ درصدش را ترکیه در اختیار دارد. آقای رئیسی و تیم اقتصادیش بگویند این شانگهای به چه درد ما خورد؟

    بر اساس صندوق بین المللی پول در یک مجله معتبر دنیا ارزش ریال ما در مقابل دلار آمریکا بسیار بی‌ارزش شده و سقوط کرده است. افراد بی سواد و متوهم و کسانی که نمی‌توانند با واقعیت کنار بیایند و اصلا اهل واقعیت نیستند، بر مسند کشور نشسته‌اند و تصمیم‌گیری می‌کنند.

    مجلس دوازدهم، یک مجلس تند رادیکالی و کاملا شعاری است

    باید یک مجلس قوی شکل می‌گرفت که من به ضرس قاطع می‌گویم یک مجلس تند رادیکالی و کاملا شعاری شکل گرفت. پیش بینی من از اوضاع اقتصادی بدتر از این‌هاست و فکر نمی‌کنم آقای رئیسی بتواند خود را از این مخمصه نجات دهد؛ چون راه‌ها، علم و توان‌مندیش را ندارد. شما ببینید که چه‌قدر حرف‌ها کلیشه‌ای و کلی است. مثلا گفته‌ مردم باید آرامش داشته باشند. چرا این را به ما می‌گویی؟ باید بروی و آرامش را ایجاد کنی.

    ای کاش «رئیسی» هیچ‌وقت رئیس‌جمهور نمی‌شد

    چرا مخاطبت همیشه ملت هستند؟ گویی که او اصلا رئیس جمهور نیست. اینکه مدام بگویند دستور می‌دهم را هم من نمی‌فهمم. شما دیگر رئیس قوه قضاییه نیستی، باید گزارش بدهی. شما رئیس قوه مجریه هستی و باید اجرا کنی و عملیات و کارنامه‌ات را گزارش دهی. ضمن احترامی که برای آقای رئیسی قائلم، اما ای کاش هیچ وقت ایشان رییس جمهور نمی‌شد؛ چون مملکت در این مدت خیلی ضرر کرد.

    نزدیک به سه سال گذشته و هیچ اتفاقی که نیفتاده هیچ، سفره‌ها هم کوچک‌تر شده، ارزش پول ملی کم‌تر شده، حجم نقدینگی افزایش پیدا کرده و تورم اضافه‌تر شده ‌است. وقتی می‌گوییم اضافه‌تر شده و یا تورم بالاست می‌گویند در ترکیه هم تورم بالاست. تفاوتی که بین ایران و ترکیه وجود دارد، این است که تورم آن‌ها قابل پیش‌بینی است، اما برای ما این طور نیست. تورم غیرقابل پیش‌بینی خطرناک‌تر از تورم رو به رشد است، مثلا اگر شما امروز بدانید که تورم سال بعدتان ۷۰درصد است می‌توانید برنامه‌ریزی کنید، اما وقتی نمی‌دانید چه‌قدر است بسیار بد است. ما امروز نمی‌دانیم که قرار است سال بعد چه اتفاقی بیفتد و همین که همه از هم می‌پرسند سال بعد چه می‌شود این بدترین حالت برای یک کشور است.

    کمتر از ۷ درصد مصوبات مجلس یازدهم اقتصادی بوده‌است

    اشاره به مجلسی کردید که ترکیبش تقریبا مشخص شده است. فکر می‌کنید مشخصا در حوزه اقتصادی رویکرد چنین افرادی که تندرو خوانده می‌شوند و قطعا فضای مجلس را در دست خواهند گرفت چه تاثیری در سیاست‌های اقتصادی کشور و تصمیمات دولت دارد؟

    در ۱۱ دوره گذشته بین ۲۳۰۰ تا ۲۴۰۰ نماینده به مجلس رفته است. در این میان تاکنون ۸۲ اقتصاددان حضور داشته است. یکی از مشکلات کشور نبود اقتصاددان‌هاست. نمی‌خواهم بگویم همه اقتصاددان شوند، اما حالا که اولویت کشور اقتصادی است ما به اقتصاددان بیشتر نیاز داریم.

    کمتر از ۷ درصد مصوبات مجلس یازدهم اقتصادی بوده‌است؛ یعنی در کل این چهارسال اخیر تا امسال کم تر از۴ درصد به مسائل اقتصادی پرداخته شده است.

    محوریت مصوبه‌های مجلس یازدهم فرهنگی بوده، البته اگر حجاب و سگ و گربه را مسئله فرهنگی بدانیم!

    این می‌گوید که مجلس یازدهم نگرش، اولویت و محوریتش اقتصاد نبوده است، مثلا محوریت فرهنگ بوده است. البته اگر بخواهیم حجاب و سگ و گربه را مسائل فرهنگی درنظر بگیریم.

    امروز اتفاقی که در مجلس دوازدهم افتاده این است که من هر چه می‌گردم بین این افراد اقتصاددان پیدا نمی‌کنم. آقای پورابراهیمی هم که رای نیاورد. اعضای تیم اقتصادیِ مجالس قبلی را هم که نگاه کنید عمدتا کم‌تر بینشان اقتصاددان بوده؛ وای به روزی که اصلا اقتصاددان نباشد. من خیلی بعید می‌دانم که مجلس دوازدهم بتواند در حوزه اقتصادی اقدامی انجام دهد. البته اقدام را دولت باید انجام دهد و این‌که مجلس مدام طرح دهد خوب نیست.

    در مبنای ارزیابی پارلمان‌های دنیا، پارلمانی موفق است مثل سوئد که کمتر طرح دهد و بیشتر لایحه تصویب کند و دولت لایحه دهد، اما چون در ایران دولت توان لایحه و برنامه دادن ندارد، طرح‌ها در مجلس عنوان می‌شود. به نظرم مجلسی‌های ما نمی‌توانند و من نسبت به قبل خیلی ناامیدترم. همین حالا اگر با اعضای مجلس دوازدهم مصاحبه کنید می‌گویند ما می‌خواهیم عفاف و حجاب و داستان سگ و گربه را حل کنیم و هیچ‌کس نمی‌خواهد برنامه اقتصادی بدهد.

    باید یک برنامه اقتصادی داده شود که حجم نقدینگی را کنترل کند، سبب خروج از رکود و کاهش تورم شود و برای اشتغال‌زایی برنامه داشته باشد. خودِ دولت که بودجه سنواتی می‌دهد برنامه ندارد، آن وقت شما انتظار دارید نمایندگان برنامه داشته باشند؟ من تیم را که دیدم عمدتا از نظر سواد، حوزوی و معمم هستند و از یک جناح خاص تندروی کشور که مبنای کارشان تا این جای کار اقتصاد نبوده است.

    باید در قبال این دولت ضعیف یک مجلس قوی شکل می‌گرفت

    شما سال ۱۴۰۳ را چطورپیش‌بینی می‌کنید؟

    نمی‌خواهم در این ایام نوروز کام خوانندگان را تلخ کنم و خبر بد به آن‌ها بدهم، ولی واقعیت این است که دلم اصلا روشن نیست. هر طور که مطالعه می‌کنم می‌بینم که باید در قبال این دولت ضعیف یک مجلس قوی شکل می‌گرفت که آن‌هم شکل نگرفت. مجلس کاملا شعاری، متوهم، تندرو، تمامیت خواه وحرف گوش نکن است و بعید می‌دانم اتفاقی در آن بیفتد.

    سال ۱۴۰۳، یک سال مانده به پایان ریاست جمهوری آقای رئیسی خواهد بود، فکر می‌کنید در عملکرد دولت تغییری ایجاد شود که منجر به رأی‌آوری مجدد آقای رئیسی باشد؟

    نمی‌دانم رای می‌آورد یا نه.

    فکر می‌کنید اقدامی خواهد کرد؟

    کسی‌که سه سال اقدامی نکرده‌ است سال چهارم چه کاری می‌تواند انجام دهد؟ این عصای موسی نیست که بزند وهمه چیز درست شود، بلکه اقتصاد است و زیرساخت و برنامه می‌خواهد و اصلاح نظام بانک داری، بانک مرکزی، بودجه، مالیات و گمرک کشور را می‌طلبد. هیچ اتفاقی نیفتاده و ارکان‌های اقتصادی کشور معتلند.

    برنامه هفتم توسعه کتاب امیال و آرزوهاست

    شما امروز در بودجه سالیانه برنامه‌ای می‌بیند؟ برنامه هفتمی که امروز تصویب شده‌ است، کتابچه حجیم ناشی از امیال و آرزوهاست. آرزوهایی که متناسب با واقعیت نیست و هیچ‌جا اندازه‌گیری نشده‌اند. این که مثلا این گلدان آب ندارد و باید آن را پر کنیم با این که گلدان چه مقدار آب نیاز دارد، با چه غلظت و سختی‌ای و… فرق می‌کند.

    برنامه هفتم توسعه کتاب امیال و آرزوهاست. شما آن را بخوانید یک کار کارشناسی و حرفه‌ای در آن عنوان نشده‌است. من فکر نمی‌کنم اتفاقی بیفتد مگر کارهای پوپولیستی مثل افزایش یارانه و…

    در حوزه‌های دیگر غیر از اقتصاد چطور؟ مثلا در حوزه فرهنگی، همین لایحه عفاف و حجاب یا فیلترینگ یا موضوعات اجتماعی. فکر می‌کنید با میزان مشارکتی که این بار دیدیم تغییری رخ دهد؟

    اگر عاقل باشند باید بررسی کنند که چرا عموم مردم مشارکت نکردند و چرا نتوانستیم همه یا اکثریت را به پای صندوق بکشانیم؟ نارضایتی اکثر مردم از چیست؟ از این که مرغ وگوشت و مواد پروتئینی و نان را با این قیمت‌های بالا و بسیار کمیاب تهیه می‌کنند. امروز یک چیزی می‌خریم که فردا گران‌تر است. مردم به این دولت امیدوار نیستند.

    به نظرم این اقدامی بود که باید نهادهای حاکمیتی هم در آن نقشی ایفا می‌کردند و فقط دولت در این‌جا نقش ندارد.

    به نظرم هسته مرکزی در داخل حاکمیت اجازه این کار را نمی‌دهد. هسته‌ای وجود دارد که همان‌طور که توانست مجلس دهم را فلج کند و اجازه نداد برجام تصویب شود یا زمانی‌که تصویب شد اجازه نداد عمل شود، به این کار هم اجازه نمی‌دهد.

    آن هسته به هیچ رییس جمهوری اجازه کار نمی‌دهد، ضمن این‌که به نظر می‌رسد آقای رییس جمهور هم مقداری با آن هسته همکار است. بنابراین من بعید می‌دانم که در ذهنشان بگنجد که این مسیر را بروند. البته این حرف درست است و من همیشه غبطه خورده‌ام که چرا این دولت یک تیم ۲۰ نفره اقتصادی، یک تیم ۱۰-۱۵ نفره جامعه شناس، یک تیم ۱۰ نفره روان‌شناس ندارد؟ که این‌ها بروند بین مردم و نیازسنجی و نظرسنجی کنند تا ببینند این مردم چه چیزهایی می‌خواهند. من نمی‌گویم هر چه می‌خواهند باید تامین شود ولی خواسته‌های معقول و منطقی و مشروع، همان‌طور که اگر فرزندتان هرچه ازشما بخواهد را تامین نمی‌کنید.

    فیلترینگ خسارت زیادی به کشور زد

    این نیازهای معقول و مشروع خیلی زیاد نیست و باید حاکمیت پاسخ‌گو باشد. وقتی می‌بینید که فیلترینگ هیچ نتیجه‌ای نداشت و حتی آمارها می‌گوید استفاده از اینستاگرام و تلگرام چند درصد از روز اول فیلترینگ افزایش پیدا کرده‌است. خسارت زیادی از طریق فیلترینگ به کشور وارد شد. امروز هر بچه و نوجوانی فیلترشکن دارد. چرا امروز انقدر سیستم‌های ما هک می‌شود؟ دلیلش همین فیلترینگ است. به این دلیل که ما نمی‌توانیم این‌ها را تامین کنیم و سیستم‌ها بسته نیست و دشمن به راحتی می‌تواند نفوذ کند.

    جمیع این جهات نشان دهنده این است که اوضاع ما خیلی خوب نیست و عقلانیت هم حاکم نیست وباید عاقلانه تصمیم بگیریم. مردم به دنبال تغییرند.این تغییر کجاست؟ یکی تغییر را به مردم نشان دهد. هیچ‌کس تغییر را به مردم نشان نمی‌دهد.

    این ها از باب درد و دل و غصه است و ما ناراحتیم و خوشحال نیستیم که مردم پای صندوق نیامدند اما از این‌که کسی به فکر نیست که چرا مردم پای صندوق ها نمی‌آیند ناراحتیم.

  • آرای باطله یعنی مردمی که از روی ناچاری در انتخابات شرکت کرده‌اند

    آرای باطله یعنی مردمی که از روی ناچاری در انتخابات شرکت کرده‌اند

    به گزارش اقتصادران، اشرف بروجردی در گفتگو با روزنامه اعتماد ضمن واکاوی فضای سیاسی ردپای رادیکال‌ها را در مدیریت کشور بررسی کرده است.

    مردم باید بتوانند حاکمیت را بپذیرند؛ حاکمیتی که با رویکرد‌های سلبی و بدون توجه به خواسته مردم بخواهد خود را تداوم بخشد، از مردم رای طلب کند و قوانینی خلاف خواست مردم تصویب کند، محکوم به شکست است. مردم هم نهایتا همراهی با این ساختار ندارند.
    متاسفانه ریزش‌ها در هر دوره انتخابات از دوره قبل بیشتر می‌شود. سیستم باید در تصمیمات خود و نحوه تعامل با مطالبات مردم تجدیدنظر جدی کند.

    آرای باطله مردم به جمعیت ناراضی است که صرفا از روی ناچاری در انتخابات شرکت کرده‌اند. افرادی که کارمند هستند و نگرانند که عدم درج مهر انتخابات در شناسنامه و مدارک آن‌ها مشکلی برای‌شان ایجاد کند. یا افرادی که برای استخدام و گزینش و… نیازمند درج نام‌شان در لیست رای‌دهندگان بودند. کاملا محسوس است که ناراضیانی که به مهر انتخابات نیاز داشتند پای صندوق‌ها آمدند تا شرایط امنی برای کسب و کار خود فراهم کنند.

    برخی افراد هم در حوزه‌های انتخابیه مختلف زمانی که برای انداختن رای به حوزه انتخابیه ورود کردند، متوجه می‌شدند که قبلا از کد ملی آن‌ها افرادی سوءاستفاده کرده و نام‌شان در لیست رای‌دهندگان درج شده است. این روند نشان می‌دهد افراد بسیاری که رای نداده بودند نام‌شان در لیست رای‌دهندگان درج شده است. مشخص نیست از این آرا برای بالا آوردن چه افراد و گروه‌هایی استفاده شده است.

    اگر این گزاره‌ها در سایر حوزه‌های انتخابیه دامنه‌دار باشد، همین مشارکت ۴۱ درصدی هم با، اما و اگر‌های فراوانی همراه است.

    هرچند با ظهور اصلاحات تلاش شد دیدگاه مصباح برای مانع‌تراشی بر سر رشد اصلاحات مطرح شود، اما رسما از زمان دولت احمدی‌نژاد بود که شاگردان مصباح به ساختار‌های مدیریتی کشور رسیدند. در آن برهه حاکمیت مصباح را تایید کرد. این رویکرد از زمان دولت احمدی‌نژاد آغاز شد.

    اگر قرار باشد موشکافی دقیقی از دوران دولت مهرورز صورت گردد، مشخص می‌شود بسیاری از مشکلات امروز کشورمان در حوزه‌های مدیریت، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… برآمده از انحرافی است که آغاز آن از دولت احمدی‌نژاد است. نمونه بارز این هدف‌گذاری‌ها را در ماجرای انکار هولوکاست احمدی‌نژاد می‌توان دید. اگر اسراییل می‌خواست سال‌ها تبلیغات علیه ایران صورت دهد به اندازه انکار هولوکاست نمی‌توانست برای خود دستاورد خلق کند. اساسا مشخص نشد چرا این گزاره مطرح شد و ایران را در افکار عمومی جهانی منزوی ساخت.

    مجلس دوازدهم و دولت سیزدهم در ادامه دولت احمدی‌نژاد و مجلس هفتم است. همان مخاطراتی که ممکن بود دولت احمدی‌نژاد ایجاد کند (و مشکلاتی که آفرید) محتمل است که مجلس دوازدهم و دولت سیزدهم هم ایجاد کنند.

    مردم به مانیفستی که امام (ره) در نوفل‌لوشاتو مطرح کرده بود رای دادند. در آن مانیفست رای اکثریت اصل بود و هیچ قدرتی در کشور اجازه نداشت در برابر خواسته‌های مردم بایستد.

    معتقدم برگزاری رفراندوم در‌خصوص موضوعات اساسی کشور راهکاری است که از طریق آن می‌توان نظر مردم را جویا شد و راهبرد آینده را مبتنی بر آن تعیین کرد.

  • منفعت جویی از درگیری مردم!

    منفعت جویی از درگیری مردم!

    به گزارش اقتصادران، جعفر گلابی طی یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:

    به نظر مي‌رسد اوضاع سياسي در ايران از قاعده خاصي پيروي نمي‌كند! در اغلب كشورها نزديك به اتفاق نخبگان و مردم و بيشتر از آنان حكومت‌ها به دنبال آرامش هستند و نهادها و سازمان‌هاي متعددي مسوول مستقيم ايجاد امنيت و ثبات و قرارند و همه اجزاي حكومت با سماجت از ايجاد كوچك‌ترين تشنج‌ها پرهيز مي‌كنند و اگر نتوانستند آن را كنترل و محدود و اگر توانستند به پنهان‌سازي روي مي‌آورند، اما گويا در كشور ما چنين قاعده ضروري چندان حاكم نيست و بعضا خود مسوولان از تشنج‌زايي اجتناب آشكاري نشان نمي‌دهند!

    طي چند ماه منتهي به انتخابات خط و نشان كشيدن و تهديد كردن بي‌حجابان فروكش كرده بود و البته در اين مدت گزارشي از گسترش بي‌حجابي يا تعميق آن هم نشد و ذره‌بين شبكه‌هاي اجتماعي هم مورد خاص و غيرمعمولي از آن منتشر نكرده بودند. به عبارت بهتر در اين حوزه شاهد آرامش نسبي بوديم و اتفاقا ثابت شد كه حتي در غيبت فضاي رعب و وحشت خود جامعه به سمت يك تعادل واقعي و طبيعي پيش مي‌رود و حجاب‌ها واقعي شده، تظاهر و تبرج موردي است و قابل توجه نيست. درست در همين مدت هيچ درگيري و بلوايي بر سرحجاب پيش نيامد و شبكه‌هاي ماهواره‌اي هم در اين مورد دست خالي و دكان‌شان بي‌رونق بود.

    متاسفانه هنوز چند روز از انتخابات نگذشته بود كه عده‌اي احساس تكليف كردند و بر تنور خاموش شده ماجرا دميدند و خيلي زود باز هم صحنه‌اي جنجال‌ساز توجه‌ها را به خود جلب كرد و مترصدان هم دكان خويش را دوباره باز كردند تا وانمود كنند كه در ايران حتي در بيمارستان‌ها هم زنان امنيت ندارند! ظاهرا عده‌اي تحليل يا منفعت‌شان اين است كه آرامش در كشور مثبت و مفيد نيست و دائما بايد اذهان مردم را مشغول و در التهاب نگه داشت. آرام بودن روح و روان مردم سبب تفكر و تعمق و تامل و سوال و پيدا كردن عيب‌ها و تلاش در جهت رفع آنها مي‌شود و اين چيزي است كه نبايد تحقق پيدا كند!

    آن‌قدر در كشور ما بلوا پشت بلوا رخ داده است كه تا حادثه‌اي پيش مي‌آيد حتي عوام هم مي‌پرسند كه باز چه چيزي اتفاق افتاده يا مي‌خواهد اتفاق بيفتد كه مي‌خواهند اذهان را منحرف كنند و به اصطلاح مردم را سر كار بگذارند؟!
    اگر موجود بودن چنين ديدگاهي را بپذيريم واقعا بايد افسوس خورد كه چه ميزان از وقت و انرژي و روح و روان مردم دايما به مساله‌سازي‌ها مشغول و چه خسارات عظيمي دقيقا از همين ناحيه متوجه اقتصاد كشور مي‌شود؟!

    قطعا يكي از دلايل گسترش خسارت‌بار مهاجرت‌ها استمرار فضاي التهاب و درگيري و تشنج‌هاي كوچك و بزرگ است. سرمايه‌هاي مادي و معنوي هر ملتي هنگام ثبات و تعادل و آرامش ازدياد پيدا مي‌كند و شكوفا مي‌شود. چرا اخبار حوادث گوناگون خصوصا تنش‌هاي سياسي و اجتماعي كشورمان بايد در صدر خبرها باشد و كدام سرمايه‌گذار است كه اين همه را بشنود و خيال آمدن به سرش بزند؟

    افزون بر امنيت فيزيكي امنيت و آرامش رواني جامعه است كه بايد به‌ شدت مواظب آن بود و متوجه خطرات و زيان‌هاي عظيم اغتشاش فكري مردم شد. كاش در اين زمينه تحقيقي صورت گيرد تا با عدد و رقم روشن شود كه وقوع انواع ‌مناقشه‌هاي كوچك و بزرگ تا چه حد به منافع ملي و مصالح عمومي ضرر زده است. تريبون‌داراني كه بايد مبلغ ثبات و آرامش باشند آشكارا مردم را عليه يكديگر تحريك مي‌كنند و هيچ‌گاه مواخذه نمي‌شوند. آيا كساني كه مرتب از طمع دشمنان مي‌گويند، نمي‌بينند كه آنها از كوچك‌ترين درگيري‌ها تا چه حد به شعف مي‌آيند؟

    بايد جست‌وجو كرد كه مساله‌سازي‌ها و التهاب‌آفريني‌هاي عامدانه با چه هدفي صورت مي‌گيرد و چه كساني از فضاي تيره و تار و آشوب و درگيري ميان مردم منفعت مي‌برند؟ آرامش نسبي پيش از انتخابات چه ضرري داشت كه موردپسند برخي واقع نشد و فورا دست به‌كار شدند تا فعاليت‌هاي مخرب خود را آغاز كنند؟! لطفا بگذاريد مردم با درد‌ها و رنج‌هاي خود دمي آرام باشند. گراني و تورم و بيكاري به اندازه كافي اعصاب آنها را شخم مي‌زند، بيش از اين روي روح و روان ملت پا نكوبيد و براي خود غزل پيروزي و مديريت نخوانيد.

  • ۴۵ سال ما به مردم حرف‌های خوب خوب می‌زنیم، روز به روز وضعیت زندگی مردم را بدتر و بدتر می‌کنیم

    ۴۵ سال ما به مردم حرف‌های خوب خوب می‌زنیم، روز به روز وضعیت زندگی مردم را بدتر و بدتر می‌کنیم

    به گزارش اقتصادران، هر چه به ۱۱ اسفند نزدیک‌تر می‌شدیم؛ حواشی مختلف نسبت به آن بیشتر شد؛ از رد و تائید صلاحیت‌ها گرفته تا دادن لیست های متعدد؛ و تا به امروز، جدل بر سر ریاست مجلس.

    در خصوص این موضوعات با مسعود پزشکیان نماینده فعلی تبریز و منتخب مجلس آینده به گفت و گو نشستیم. مشروح این گفت و گو در پی می آید:

    انتخابات مجلس دوازدهم را با وجود حواشی بسیاری که داشت، پشت سر گذاشتیم؛ اما نکته حائز اهمیت آرای باطله بود، حال تحلیل شما در این باره چیست؟

    بارها گفتم؛ مشکل اصلی این بوده که عده‌ای با وجود سلایق، عقاید و قومیت‌های مختلف باید می‌آمدند، از سویی عده‌ای به خاطر جّوی که وجود داشت، احتمال می دادند تائید صلاحیت نشوند و به این خاطر نیامدند؛ تعدادی نیز آمدند، اما تائید صلاحیت نشدند.

    طبیعتا وقتی از یک جناح، دسته و یک طرز تفکر هرکسی را که می‌خواهند به صحنه بیایند، اجازه دهیم؛ و به طرف مقابل اجازه ندهیم که حضور پیدا کنند، بلکه این اجازه به رده سوم و چهارم آنها داده می‌شود، طبیعتا مشارکت کاهش می‌یابد. یک عده دلشان می‌خواهد در انتخابات شرکت کنند، اما فردی را ندارند که به آن رأی بدهند و آن‌هایی که حضور دارند را هم نمی‌خواهند و طبیعتا رأی باطله می‌دهند. اما آن فرد دلش با انقلاب و کشور است و در چهارچوب باورهایش، مملکت، انقلاب و سیستم را قبول دارد، ولی با این روند کاری کرده اند که او رأی باطله بدهند.

    یک تعدادی هم به اجبار آمدند و رأی دادند، علی‌رغم اینکه دل آن‌ها هم نمی‌خواست ولی چاره‌ای نداشتند و باید انتخاب می‌کردند.

    من  بارها گفته‌ام، در جلسه‌ای که رئیسی ریاست محترم جمهور دعوت کرده بودند، به ایشان عرض کردم؛ اگر من جای شما بودم قبل از اینکه هیئت‌های اجرایی شروع به قلع و قمع کنند جلسه را می‌گذاشتم. دوم، خودم می‌رفتم از یک دسته افراد شاخص، سرشناس، مورد اعتماد مردم خواهش می‌کردم که خودشان بیایند ثبت نام کنند؛ از آن طرف با شورای نگهبان صحبت می‌کردم که اجازه دهند که برای افراد پرونده‌سازی نکنند که این‌ها بدون مشکل بتوانند حضور داشته باشند. مقام معظم رهبری نیز از ابتدای سال می‌گفتند که کاری کنید مردم پشت صندوق‌های رأی بیایند.

    این نتیجه به تصور من باعث می‌شد که مردم به خاطر آن‌ها به پای صندوق‌های رأی آمده و رأی می‌دادند و از طرفی حتی اگر 10-20 نفر از کسانی که آن‌ها را نمی‌خواهند به مجلس می‌آمدند؛ حتی اگر اتفاق خاصی نمی‌افتاد، ولی مشارکت افزایش پیدا می‌کرد. اما این‌ها نه تنها این کار را نکردند، حتی آن‌هایی که آمده بودند را رد صلاحیت کردند. در دور اول نیز هیئت‌های اجرایی صلاحیت ما را ندادند، به تصور آنها ما صلاحیت نداشتیم! چرا باید مقام معظم رهبری در این امر دخالت کند و از این‌ها سوال کند که چرا این کار‌ها را می‌کنید؟! و امروز بعد از انتخاب‌هایی که در تهران صورت گرفت شروع کردند علیه همدیگر به بی‌ادبی، بد اخلاقی کردن که به نظر من کاری درستی نیست و در نتیجه رهبری بگوید که هنوز نرسیده دعوا راه نندازید! کشور به وحدت، انسجام، منطق و علم نیاز دارد و ما اگر می‌خواهیم که مملکت درست شود؛ ابتدا باید همه را بازی دهیم و دوم، به آنهایی که عالم و کارشناس هستند و زحمت کشیده‌اند احترام بگذاریم و در آخر، به هرکسی اجازه ندهیم که علیه آن‌هایی که در این مملکت زحمت کشیدند، پرونده سازی و هو کنند.

     

    اجازه بدهند که صدای همه مردم در مجلس شنیده، دغدغه‌ها و دردهای آن‌ها گفته شود

    نظر شما در مورد رأی ندادن سید محمد خاتمی چه بود؟

    من نمی‌دانم؛ بالاخره تحلیلی است که آقای خاتمی ریاست محترم جمهور قبلی ما داشتند و به نظر من ایشان خیلی آدم شریفی هستند. به هر حال بنده اعتقاد داشتم که باید بیایند، اما آن‌ها را حذف کردند، در عین حال مقام معظم رهبری مداخله کرد، چرا که با آمدن امثال ما یک عده افراد می‌آیند و اگر ما نمی‌آمدیم قطعا نمی‌آمدند. این‌ها اگر می‌خواستند که مشارکت افزایش پیدا کند باید افرادی مانند ما را و البته خیلی از افرادی هستند که در این انقلاب ممکن است، اعتقاد و باور ما را نداشته باشند ولی مال این مملکت هستند، را اجازه حضور می دادند. چرا که یک عده هم طرفدار آن‌ها هستند؛ چرا نباید این‌ها کرسی در مجلس داشته باشند؟ اگر قانونی مصوب شد که خلاف شرع است شورای نگهبان آن طرف ایستاده و می‌گوید که آن چیزی که شما مصوب کردید خلاف شرع است.

    ولی اجازه بدهند که صدای همه مردم در مجلس شنیده، دغدغه‌ها و دردهای آن‌ها گفته شود. ولی نهایتا یک تصمیم می‌گیرند که عقل جمعی این صدا را قبول دارد ولی اجازه دهند که آن صدا شنیده شود، ما اجازه نمی‌دهیم که تنها صدای یک گروهی از مردم شنیده شود فقط یک دسته می‌خواهند که صدای خودشان شنیده شود بعد خیال می‌کنند که مردم همان‌هایی هستند که این‌ها از آن می‌گویند، وقتی مردم از یک دسته و جناحی حرف می‌زنند تنها یک قسمتی از کل هستند. یک قسمتی از مردم اصلا آن‌ها را قبول ندارند، یک قسمتی اصلا من را قبول ندارند، قرار نیست که اگر من را قبول نداشته باشند بگویم مردم نیستند و این کاملا غیر منطقی است.

    آقای ثابتی و افرادی که آمدند، چه پشتوانه و فعالیت علمی، کارکردی در این کشور دارند؟!

    به بعد از انتخابات بپردازیم و در کمال ناباوری شاهد بودیم محمد باقر قالیباف چهارم می‌شود! تحلیل شما در این باره چیست؟

    وقتی بداخلاقی‌ها در سیستم رشد می‌کند، تهمت و انگ زدن را شاهد هستیم، در این مملکت که سهل است در کل دنیا آدم بی‌عیب پیدا نمی‌کنید. «باد خزان در چمن دهر مرنج/ فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست؟»

    اگر به دنبال آدم بی‌نقص می‌گردند پیدا نمی‌کنند، اصلا وجود ندارد. ما باید مجموع این ناتوانی‌ها و توانمندی‌ها را کنار هم قرار دهیم، از توانمندی همه افراد استفاده کنیم، سعی کنیم آن نقص‌ها و ناتوانی‌ها را نادیده بگیریم تا به جایی برسیم. وگرنه بگردیم از افراد نواقص پیدا کنیم و حذف کنیم، اصلا کسی در این مملکت نمی‌ماند. یک ضرب‌المثل انگلیسی بود که می‌گفت، «ما آدمی را پیدا کردیم که عیب نداشت و ۴۰۰ سال بود که هیچ عیبی مرتکب نشده بود و آن هم یک مجسمه بود.» مگر می‌شود که آدم کار کند و عیبی نداشته باشد. فردی که در حال حرکت است حتما یک مشکل پیدا می‌کند.

    زمانی قصد دارم این خلاف‌ها را انجام دهم یک وقت هم نه، آدم اشتباه می‌کند، براساس اشتباه که آدم‌ها را حذف نمی‌کنند! یک آقایی می‌آید و حداد عادل را زیر سوال می‌برد! حداد عادل قطعا عیب دارد، اما در این مملکت برای خود یک شخصیتی است. اول آمدند خاتمی و موسوی و… را زدند، از آن‌ها گذشتند و امروز خودی‌ها را می‌زنند! حال دیگر کسی نمی‌ماند. آقای ثابتی و افرادی که آمدند، چه پشتوانه و فعالیت علمی، کارکردی در این کشور دارند؟! اگر بخواهند کار کنند، عیب پیدا خواهند کرد و وقتی که عیب پیدا کنند برای آن‌ها هم پرونده‌سازی خواهد شد. مدیریت کردن و اداره کردن سیستم با اداره کردن مملکت متفاوت است، با این روند علی می‌ماند و حوضش و هیچکس نمی‌ماند.

    بین تئوری و حرف فاصله‌ای نیست!

    پیش‌بینی شما از این دو قطبی پیش آمده چیست، دو قطبی که امروز در جامعه به وضوح دیده می‌شود؟

    خیلی خوب است، به نظر من این روند دارد ذات قضیه را نشان می‌دهد. چون این‌ها ادعا می‌کردند که گذشته‌ها بد و فاسد هستند و ما این کار و آن کار را می‌کنیم. به قولی «چون محک تجربه آید به میان/ خود سیه‌روی شود هر که در او غش باشد» این‌ها ادعا می‌کردند ۸۰ درصد مشکل مربوط به مدیریت است  و فقط ۲۰ درصد برای تحریم‌ها است؟! خب چرا آن‌ را درست نمی‌کنند. الان که تورم چندین برابر شده، دلار ۲۰ هزار تومانی به ۶۰/۷۰ هزار تومان میرسد و بدتر هم خواهد شد. گوشت ۱۰۰ هزار تومانی ۷۰۰ هزار تومان و مرغ ۲۵ هزار تومانی ۱۲۰ هزار تومان رسیده است، حال چرا آن را درست نمی‌کنند؟ حرف و تهمت زدن و ادعا کردن ساده است، اینکه بتوانی در عمل راه را بروی و اجرا کردن آن به سادگی نیست. مگر نمی‌گفتند که ۱ میلیون مسکن می سازیم، ۴ سال تمام شد. اگر ۸ سال دیگر هم تمام شود باز هم در سال یک میلیون نمی‌شود.

    اگر در ۸ سال ۱ میلیون مسکن بسازند من اسم خود را عوض می‌کنم! بین تئوری و حرف فاصله‌ای نیست! وقتی حرف می‌زنی با اینکه بله من اله می‌کنم و بله می‌کنم و من اصلا هواپیما درست می‌کنم که چنان برود هوا که فلان بشود، اصلا من را بگذارند هواپیما سهل است من دوچرخه هم نمی‌توانم درست کنم، ولی ادعا می‌کنم که هواپیما می‌سازم!

    یکی ادعا می‌کند که با یک میلیون تومان اشتغال درست می‌کند، بعد یک عده هم گول این آدم را می‌خورند و می‌گویند که این فرد چقدر توانایی دارد که با یک میلیون می‌خواهد یک خانه درست کند. مسخره نیست؟ و او را باور می‌کنند. یکی مار را می‌کشد و یکی هم مار را می‌نویسد، می‌گویند آره این راست گفته است.

    تصور نمی‌کنم که این آقایانی که با تندروی و این حرف‌ها می‌آیند بتوانند کرسی در مجلس داشته باشند

    در این میان جدل‌ها بر سر ریاست مجلس را چطور تلقی می‌کنید؟

    نظر خاصی ندارم ولی تصور نمی‌کنم که این آقایانی که با تندروی و این حرف‌ها می‌آیند بتوانند کرسی در مجلس داشته باشند. در عوام شاید بتوانند کارهایی را پیش ببرند که آن‌ها تصور کنند، راست می‌گویند، ولی حرف خوب زدن که هزینه ندارد. می‌خواهید تا دلتان بخواهد ما حرف خوب بزنیم، ۴۵ سال ما به مردم حرف‌های خوب خوب می‌زنیم، روز به روز وضعیت زندگی مردم را بدتر و بدتر می‌کنیم، حرف که می‌زنیم خیلی خوب است، ولی وقتی که می‌آییم عمل کنیم نتیجه آن این است که در جامعه همه مشکل پیدا کردند و همه نسبت به ما مسأله‌دار شده‌اند. این‌ها هم اینطوری است؛ فکر نمی‌کنم بالاخره وقتی محک تجربه آید این‌ها معلوم خواهد شد که این‌ها اصلا قانون‌گذاری هم نخواهند توانست انجام دهند.

    قانون‌گذاری خودش یک مهارت می‌خواهد یک علم و پشتوانه و تجربه می‌خواهد، آدمی که هیچکدام از این‌ها را ندارد، اصلا فردا به دست گرفت چگونه می‌خواهد قانون‌گذاری کند؟ با چه تجربه و پشتوانه‌ای؟ کجا از این کارها کرده‌اند که اینجا می‌توانند این کارها را بکنند؟

    اینکه گفته می شود در برخی شهرها، رأی خرید و فروش شده تا چه اندازه صحیح است؟

    وقتی سیستم ما سیستم ناکارآمدی است از این کارها تا دل شما بخواهد وجود دارد. نشان می‌دادند طرف لیست کدهای ملی را وارد کرده و به اسم آن‌ها پشت سر هم رای می‌دهد. طرف می‌گوید که اصلا من رای ندادم اما به او گفتند که تو رای دادی و فلان جا هم رای داده‌ای! حالا بیا و ثابت کن آقا من رای نداده‌ام.

    اگر فردی بدون اجازه دیگری از رفتار و گفتار او عکس و فیلم بگیرد، کاملا خلاف شرع عمل می‌کند

    اگر بخواهیم به موضوهات روز بپردازیم، چند روز پیش در قم شاهد عکسبرداری فردی روحانی از یک خانم بودیم. آیا اینگونه تنش ها را به صلاح می‌دانید؟

    اگر فردی بدون اجازه دیگری از رفتار و گفتار او عکس و فیلم بگیرد، کاملا خلاف شرع عمل می‌کند؛ حالا بقیه‌اش بماند.

    وزیر کشور مگر شرع است؟ مگر هرچه که این‌ها گفتند شرع و قانون است؟

    این اجازه را وزیر کشور داد

    وزیر کشور مگر شرع است؟ مگر هرچه که این‌ها گفتند شرع و قانون است؟ وزیر کشور که زمین و زمان را با دوربین چک میکند. با چک کردن نمی‌شود رفتار را عوض کرد. یکی از آن کارها نظارت است، ولی اخلاق و رفتار انسان‌ها را با تغییر ذهنیت می‌شود درست کرد. شما با دستور نمی‌توانید به بچه، خواهر و برادر خودتان بگویید این برادر و بچه آدم است ولی من نمی‌توانم به بچه خود به زور امر کنم که این کار را نکن و این کار را بکن، قبول نمی‌کند. چکار کنم اگر قبول نکرد؟ او را بزنم؟ بیرون کنم؟ جریمه کنم؟ می‌شود؟

    آنچه که در خانواده خود نمی‌توانیم انجام دهیم در جامعه انجام می‌دهیم و آن‌ها قبول نمی‌کنند؛ در نتیجه بدتر می‌شود. اگر این‌ها با ما عناد کردند، چه کنیم؟ بزنیم؟ زندان کنیم؟ اخراج کنیم؟ جریمه کنیم؟ روز به روز این‌ها را نسبت به خودمان و باورهایمان متنفرتر می‌کنیم.

     اگر اعتقاد ما خوب است در رفتار نشان دهیم که خوب هستیم

    اتفاقا برخی نگاه‌ها این موضوع به اسلام چسباندند

    می‌گویم روز به روز این رفتار باعث می‌شود که مردم نسبت به باورهای ما موضع گرفته و تنفر پیدا کنند. می‌خواهند چکار کنند؟ اگر اعتقاد ما خوب است در رفتار نشان دهیم که خوب هستیم، نگاه، عملکرد ما خوب است. در این صورت مردم وقتی بیایند پیش ما راضی برمی‌گردند.

     آقایان به جای اینکه فحش داده و بد و بیراه بگویند اول اخلاق خود را درست کنند

    راهکار شما در این خصوص چیست که وضعیت سال گذشته تکرار نشود؟

    راهکار خیلی ساده است. حضرت علی می‌گوید که کُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ‌ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ، مردم را به غیر زبان، ادعُ إِلى سَبیلِ رَبِّکَ بِالحِکمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ وَ جادِلهُم بِالَّتی هِیَ أَحسَنُ، مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً، هر که خواست جلو بگوید که دنبال من راه بیفتید، فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ، اگر قرار است من به شما بگویم که نباید این کار با بکنید اول باید خودم را اصلاح کنم، وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ، باید قبل از اینکه با زبان به شما بگویم با رفتارم به شما درستی و خوبی و خوش اخلاقی و ادب و نزاکت را به شما نشان دهم که در رفتار چگونه است، وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ، اینکه خودت را تعلیم بدهی و با رفتارت مردم را دعوت کنی بهتر از این است که زبانا به مردم بگویید.

    این آقایان به جای اینکه فحش داده و بد و بیراه بگویند اول اخلاق خود را درست کنند که من بگویم عجب آدم‌های خوش اخلاق و مهربانی هستند. بعد وقتی نگاه کنی ببینی عجب آدم‌های توانمند، خلاق، گره باز‌کنی هستند. من وقتی ببینم که این چه آدمی است بخواهم یا نخواهم عاشق او می‌شوم و به طرف او می‌روم و اصلا لازم نیست که او کاری کند. ما عاشق آن رفتار می‌شویم و دنبال راه می افتیم ولی وقتی دارد بد و بیراه می‌گوید و حرف‌های مفت می‌زند از این فرد متنفر می‌شویم.

    مردم نسبت به بانکی پور و تفکر او مردم مسأله‌دار می‌شوند

    مثل آقای بانکی پور که از جریمه سه میلیونی صحبت کرده است

    در نتیجه مردم نسبت به بانکی پور و تفکر او مسأله‌دار می‌شوند. ممکن است که حرف او راست باشد، ولی نوع گفتن و راه‌حل او غیر ممکن و شدنی نیست. ۴۵ سال از این کارها می‌کنیم، اما چرا به نتیجه نرسیده است؟ بچه‌ای که دست ما بوده در مهد کودک، مدرسه، دبیرستان بودند و البته روحانیت و این آقایان نیز آنجا بوده‌اند و حاصل آن همین است. آن موقع که می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم، نکردیم حالا می‌خواهیم آن را درست کنیم؟ به همین خیال باشند.

  • برخی فکر می‌کنند اگر در انتخابات شرکت نکنند با برخورد‌های سخت به دلیل ثبت نشدن کدملی شان مواجه شوند

    برخی فکر می‌کنند اگر در انتخابات شرکت نکنند با برخورد‌های سخت به دلیل ثبت نشدن کدملی شان مواجه شوند

    به گزارش اقتصادران، «مشارکت پایین» در انتخابات اگرچه قابل پیش بینی بود، اما تحلیل‌ها حول این موضوع همچنان ادامه دارد. محسن هاشمی، رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران، معتقد است بزرگترین متضرر انتخابات مجلس دوازدهم، «مردم» بوده اند. او تاکید دارد باید روزنه جدیدی را ایجاد کرد تا از این سیکل باطل خارج شویم.

    مشروح گفتگو با محسن هاشمی، عضو شاخص شورای مرکزی حزب کارگزاران را بخوانید:

    آقای هاشمی! در این دور از انتخابات به مثابه انتخابات ۹۸ و ۱۴۰۰ حضور کمرنگ مردم را پای صندوق‌های رأی شاهد بودیم، ارزیابی شما از این حضور کم فروغ چیست؟

    اگر بخواهیم یک تحلیل درستی از انتخابات و نتیجه آن داشته باشیم باید اینگونه تفسیر کنیم که در این انتخابات برخی گروه‌های سیاسی و مرجع به نحوی از این انتخابات راضی بودند، اما آن‌ها که ناراضی بودند، «مردم» بودند.

    براندازان که عمدتا خارج از کشور هستند تبلیغات وسیعی کرده بودند که انتخابات با عدم مشارکت روبرو شود که متاسفانه این موضوع را در کلان شهر‌ها دیدیم، مثلا در شهری مثل تهران با حدود ۷۶ درصد عدم شرکت و حدود ۸ درصد هم رای باطله می‌توان گفت آن‌ها راضی شدند و توانستند مشارکت را در انتخابات به پایین‌ترین حد خود حداقل در کلان شهر‌ها برسانند.

    در این دوره چهره‌های شاخص اصلاح طلب حضور نداشتند و حتی رهبر جبهه اصلاحات نیز در پای صندوق رای حاضر نشد، تاثیر نبود چهره‌های اصلاح طلب و میانه رو را در کاهش میزان مشارکت چگونه می‌بینید؟

    جبهه اصلاحات و اصلاح طلبان می‌خواستند کنار نارضایتی مردم قرار بگیرند و توصیه‌ای به ثبت نام نکردند و از آن طرف هم به دلیل نداشتن کاندیدا عنوان کردند امکان ارائه لیست نداشتند، در نهایت هم تعدادی از بزرگان جبهه اصلاحات رای ندادند آن‌ها هم به احتمال قوی الان راضی هستند چرا که فرض شان بر این است که کنار مردم ناراضی قرار گرفته اند و به وظیفه خود عمل کرده اند.

    این عدم حضور تا چه حد موجبات خرسندی جناح رقیب را فراهم کرد؟

    اصولگرایان تندرو هم به نظر می‌رسد از نتیجه انتخابات راضی هستند چرا که نه در عیان بلکه در پنهان سعی بر این داشتند که مشارکت پایین باشد تا بتوانند نامزد‌های خود را به مجلس بفرستند و این اتفاق خود به خود برای آن‌ها افتاد. یعنی اینکه ما با یک مشارکت پایین و یک رقابت غیرسیاسی روبرو شدیم و آن‌ها توانستند کسانی که می‌خواهند و حتی تندترین‌ها را وارد مجلس کنند و از نتیجه انتخابات نیز راضی باشند.

    چه کسانی در این انتخابات ضرر کردند؟

    قطعا مردم. مردم با این فکر که حاکمیت نظام به این صورت صدای آن‌ها را بشنود پای صندوق‌ها نیامدند و در نتیجه الان مجلسی روی کار آمده که تندتر از مجلس فعلی است و این پیام به جهان مخابره شده که کشور ایران یک درجه دیگر تندتر شده است.

    پیام روی کار آمدن این مجلس تندرو به اقتصاد کشور نیز این است که باعث بلاتکلیفی در اقتصاد می‌شود و این بلاتکلیفی یعنی سرمایه‌ها به سمت فعالیت‌های کاذب می‌رود و وقتی سرمایه‌ها به سمت فعالیت‌های کاذب رفت خود به خود موجب کاهش ارزش ریال می‌شود و در نتیجه در سال آینده شاهد تورم بیشتر خواهیم بود. مجددا فقرا فقیرتر خواهند شد، آنچنانکه الان نرخ دلار نیز به ۶۰ هزار تومان رسیده است؛ و اگر همین روند ادامه پیدا کند در انتخابات بعدی این دور باطل را خواهیم داشت و روز به روز معیشت، آزادی و عقلانیت مردم تحت الشعاع قرار خواهد گرفت. در مجموع همانطور که برخی از سیاسیون گفته اند که باید روزنه گشایی شود باید به فکر روزنه جدیدی باشیم تا از این سیکل باطل خارج شویم، چون مسیری که این طیف از سیاسیون در حال پیمایش آن هستند قطعا به نفع مردم نیست و مردم هم متاسفانه ناچارا در مسیری قرار گرفته اند که تا حدودی دچار خُسران می‌شوند و بنظر امیدی نیست.

    برخی در مجلات خود در مورد این انتخابات نوشته بودند بازگشت امید به جبهه انقلاب که من فکر می‌کنم تیتر واقعا غلطی است و می‌توان گفت اینگونه انتخابات‌ها همیشه باعث تضعیف جبهه انقلاب می‌شود، بصورتی که ما روز به روز داریم مردم را از دست می‌دهیم و جبهه انقلاب ضعیف‌تر می‌شود.

    آقای هاشمی! علت افزایش آرای سفید را در چه می‌دانید؟

    برخی نیز فکر می‌کنند اگر در انتخابات شرکت نکنند با برخورد‌های سخت در زندگی به دلیل ثبت نشدن کدملی شان مواجه شوند، لذا آمده و رأی داده اند، اما رأی سفید.

    آن‌هایی که خیلی منتقد و عصبانی هستند جملات ناشایستی در اینباره می‌نویسند، اما بنظرم باید این بخش از آراء باطله به صورت جدی خوانده و تحلیل شود و نتیجه آن به سمع مقامات ارشد کشور رسانده شود.

  • ردپای دیکتاتوری پدرخوانده‌های اصولگرا در انتخابات

    ردپای دیکتاتوری پدرخوانده‌های اصولگرا در انتخابات

    به گزارش اقتصادران، امناء از جمله گعده‌های نوظهور اصولگرایان بود که در فضای انتخاباتی مجلس دوازدهم تشکیل شد، گعده‌ای که بنابر اظهارات سخنگوی آن هیئت‌های مذهبی از جمله اضلاع اصلی آن است.

    مسعود زریبافان، سخنگوی امنا تشکیل این ائتلاف انتخاباتی را قابل دفاع می داند و به خبرگزاری خبرآنلاین می گوید؛«در جریان اصولگرا عده‌ای می‌گویند ما پرچم‌دار و همه کاره هستیم و هر چه ما گفتیم و در لیست ماست درست و هر کسی هم که خارج از لیست ما است، محترمانه کنار برود، بنابراین از طریق تشویق، تطمیع یا تهدید افرادی که شورای نگهبان آنها را تایید کرده، وادار به خروج از انتخابات و دادن انصراف می کنند.»

    او همچنین از کاندیداتوری علی مطهری تشکر می کند و تاکید دارد؛«به شدت موافق این نکته هستم که اکثریت مجلس با هر جناحی که می‌خواهد باشد، یک اقلیت قوی هم در مقابل آن باشد.»

    در ادامه گفتگو با مسعود زریبافان، سخنگوی ائتلاف مردمی نیروهای انقلاب اسلامی (امناء) را می‌خوانید:

    ********

    *آقای زریبافان! چه شرایط و پیش زمینه هایی منجر به شکل‌گیری ائتلافات امناء شد؟خصوصا که نقدهایی درباره شکسته شدن آراء اصولگرایان با شکل گیری ائتلاف هایی از جنس امنا نیز مطرح است؟

    چند ماه قبل زمانی که موضوع انتخابات مقداری مطرح شده بود، در جمعیت یاران انقلاب اسلامی تصمیم گرفتیم با هدف تحقق رهنمودهای حضرت آقا، برای افزایش مشارکت همه ظرفیت خودمان را به عرصه بیاوریم، در جبهه بدرا، موضوع را به صورت جدی‌تر پیگیری کردیم و جبهه تلاشگران انقلاب اسلامی را با حضور هفت حزب دیگر یعنی جامعه اسلامی مدیران، جامعه اسلامی کارگران، عدالت طلبان ایران اسلامی، شورای هماهنگی نیروهای انقلاب تهران و جمعیت گام دوم، در کنار جبهه بدرا شکل دادیم و در نهایت با تعدادی از نمایندگان مجلس، جبهه رزما و هیات‌های مذهبی و شریان، شش ضلع ائتلاف مردمی نیروهای انقلاب یعنی امناء تشکیل شد.

    امناء با هدف تلاش برای افزایش مشارکت با راهبرد تکثر و توسعه تحزب بر مبنای شایسته سالاری به میدان آمد. راهبرد های اساسی امناء از ابتدا، پرهیز از پدرخواندگی، پرهیز از سهم خواهی ، تصمیم بر اساس ارزش‌ها و انتخاب افراد بر اساس شایسته سالاری بود و همین خط‌مشی را ادامه دادیم، البته اصلی‌ترین هدفمان هم اجرایی کردن رهنودهای حضرت اقا بود که مشارکت افزایش پیدا کند.

    کمتر کسی فکر می‌کرد کاندیدای امناء از بقیه جلو بزند

    اما فرصت بسیار کم بود و فرصت کافی برای تبلیغ نداشتیم. کل فعالیت ما حدود ۳ الی ۴ هفته به طول انجامید اما مورد اقبال قرار گرفت، اگر چه کمتر کسی فکر می‌کرد که امناء از بقیه جلو بزند و کاندیدای آن وارد مجلس شوند.

    در مجموع شانا، جمنا، صبح ایران، امناء و شورای وحدت زحمت کشیدند و همگی به مشارکت کمک کردند، از این‌رو هیچ‌کدام را نباید نفی کرد. بنده خیلی شایسته نمی‌دانم که افراد علیه یکدیگر موضع‌گیری کنند، کار همیشه باید ایجابی باشد نه سلبی، مثبت باشد نه منفی، اینکه عده‌ای علیه یک نفر پرچم بلند کنند که ما آمدیم که فلان فرد نباشد، خوب نیست بلکه این خوب است که بگوییم: ما آمدیم تا فلان تفکر باشد اما اینکه گفته شود ما آمدیم تا فلان جریان یا شخص نباشد، اصلاً زیبنده مسئولین سیاسی نظام که باید با بصیرت‌ترین افراد باشند، نیست.

    نظام، کشور و مردم بیشتر ین آسیب را از تخریب‌ها خوردند کما اینکه مشاهده کردیم مردم به فردی دلخوش کردند، امیدوار بودند اما رقیب آمده و آن فرد را تخریب کرده، در نتیجه مردم ناامید شدند. مردم اول از مسئولین ناامید می‌شوند بعد از نظام. نا امیدی مردم باعث می‌شود که کمتر در انتخابات شرکت کنند لذا آنهایی که باعث ناامیدی مردم می‌شوند، چه آنهایی که با تخریب و چه مسئولینی که با کمک به فساد و ناکارآمدی مردم را ناامید می‌کنند، مسبب کاهش مشارکت مردم در انتخابات هستند و باید در بارگاه خداوند متعال و شهدا و مردم جوابگو باشند.

    * تحلیل تان از نتیجه ای که حاصل شد چیست؟

    بابت حضور مردم در انتخابات به رهبر انقلاب تبریک می‌گویم، همچنین به مردم. وقتی لبخند بر چهره حضرت آقا موقع انداختن رأِی به صندوق را مشاهده کردم، خوشحال شدم و احساس کردم بندگان خدایی که مخلصانه پای انتخابات ایستادند تا مشارکت افزایش پیدا کند و اقتدار و عزتی برای نظام شکل بگیرد، پاداش خود را گرفتند.

    لذا اگر پرسیده شود که از این انتخابات چه بهره‌ای گرفتید برای ما همین کافی بود. در حقیقت رهبر انقلاب به نصرت خداوند و حضور مردم یقین داشتند، البته همین اتفاق در ۲۲ بهمن هم افتاد، چه کسی مردم را پای کار آورد؟ با اینکه مردم مشکلات و گرفتاری دارند. تجربه بنده نشان داده که هر جا مسئولین با خلوص نیت و مجدانه برای رضای خدا و کمک به مردم با این نیت به میدان آمدند، موفق بودند و هر اندازه که ناخالصی بود قطعاً موفقیت صورت نگرفت، اینکه مردم با وجود تبلیغات سنگین دشمن برای رأی ندادن، پای صندوق آمدند، یک توفیق است، در نتیجه صرف نظر از اینکه چه کسی به مجلس رفته همین امر برای ما موفقیت است که باید قدر دانست.

    از مطهری تشکر می کنم که…

    در مورد قضیه رقابت‌ها، رهبر انقلاب در فرمایشات خود در ابتدای سال، ۴ محور را تعیین کردند که ۲ محور مربوط به دستگاه‌های حاکمیتی و ۲ مورد مربوط به مردم و خواص بود، مشارکت با مردم و رقابت جدی به خواص ارتباط داشت، در این میان نکته قابل توجه این است که در انتخابات مختلف، زمانی مشارکت خوب بوده که رقبات جدی بوده و معمولاً وقتی رقابت جدی بوده، جریان اصلاح‌طلب رآی آورده و موفق بوده است، بنابراین وقتی رهبر انقلاب بر رقابت تأکید می‌کنند این نکته دریافت می‌شود که ایشان برای جناح مذکور جایگاه قائل هستند و این بسیار اهمیت دارد.

    بنابراین حضور رقیب قوی مانند اصلاح‌طلبان معتقد به نظام در انتخابات مفید است. بر همین اساس از آقای مطهری تشکر می‌کنم که وارد عرصه شد و برخی افراد که نمی‌خواستند رأی بدهند را پای صندوق آورد. قطعاً این اقدام آقای مطهری نزد خدا ماجور و محفوظ است، البته آقای مطهری به مجلس راه پیدا نکرد اما همین که برخی به خاطر ایشان پای صندوق آمدند، باید از او تشکر کنیم.

    حضور اقلیت قوی در مجلس ضروری است

    نکته بعد اینکه، تجربه نشان داده هر موقع اکثریت یک جناح مجلس را در دست گرفته و اقلیت ضعیفی در مقابل آن وجود داشته، آن مجلس، مجلس خوبی نبوده است، بنابراین به شدت موافق این نکته هستم که اکثریت مجلس با هر جناحی که می‌خواهد باشد، یک اقلیت قوی هم در مقابل آن باشد که اینها یکدیگر را متعادل و کنترل کنند، وقتی اقلیت ضعیف شود نمی‌تواند این کار را انجام دهد و امکان دارد اکثریت به بی‌راهه برود، لذا حضور اقلیت قوی را ضروری می‌دانم.

    امکان دارد اعضای شورای نگهبان اشتباه کنند

    نکته دیگر اینکه، عده‌ای به شورای نگهبان اعتراض دارند، در این شورا افرادی حضور دارند که از نظر ما بهترین افراد هستند، براساس قانون و مقررات عمل می‌کنند البته امکان دارد اشتباه کنند اما نفس قضیه این است که آنها انجام وظیفه می‌کنند و تکلیف خود را انجام دهند لذا در نتیجه این انجام وظیفه ممکن است عده‌ای حذف شوند، بنده نمی‌خواهم بگویم کارشان خوب یا بد است، می‌خواهم بگویم آنها حسب برداشتی که از قانون دارند عمل می‌کنند، لکن افرادی هستند که وظیفه و تکلیفی در این رابطه ندارند و آنها کاندیداها را حذف می‌کنند، به این ترتیب که در جناح‌های اصولگرا و اصلاح طلب عده‌ای می‌گویند ما پرچم‌دار و همه کاره جناح اصولگرا یا اصلاح‌طلب هستیم و هر چه ما گفتیم و در لیست ماست درست و هر کسی هم که خارج از لیست ما است، محترمانه کنار برود، بنابراین از طریق تشویق، تطمیع یا تهدید افرادی که شورای نگهبان آنها را تایید کرده، وادار به خروج از انتخابات و دادن انصراف می کنند.

    در صورتی که حرف ما این است هر یک از دواطلبین می‌توانند برای افزایش مشارکت موثر باشند چراکه مشاهده کردیم فردی نمی‌خواهد رأی بدهد اما به دلیل اینکه دوستش یا همکارش که او را قبول دارد داوطلب شده، به خاطر او رأی می‌دهد، همه اینها ظرفیت‌هایی هستند برای مشارکت بیشتر در نظر گرفته شدند.

    حذف افراد تایید صلاحیت شده، توسط پدرخوانده‌ها دیکتاتوری جناحی است

    در حال حاضر افرادی که صلاحیت آنها از طرف شورای نگهبان تأیید شده با تشویق، تطمیع و تهدید آنها را از گردونه انتخابات خارج می‌کنند و این امر باعث می‌شود ظرفیت‌ها کاهش پیدا کند و رقابت هم خیلی جدی نباشد، لذا حذف افراد تایید صلاحیت شده، توسط پدرخوانده‌ها را من دیکتاتوری حزبی و جناحی می‌دانم که از دیکتاتوری‌های نظامی بدتر است.

    حتی اگر فردی آمده و می‌خواهد هزار رأی بیاورد، اجازه بدهیم، بیاید بالاخره او هم یاد می‌گیرد که چگونه وارد عرصه سیاست شود. بنابراین مخالف این نکته هستم که عده‌ای تصور می‌کنند اول و آخر سیاست و مدیریت خودشان هستند و باعث حذف دیگران می‌شوند.

    در این دوره از انتخابات مجلس، عده‌ای از افراد می‌گفتند، اگر چندتا گروه بیایند، رأی اصولگرایان شکسته می‌شود، دیدیم که آراء تقسیم شد و اتفاقا نتیجه خوب بود و وزن ائتلاف های مختلف معلوم‌ شد. همچنین می‌گفتند با چند لیسته شدن، ممکن‌ است اصلاح طلبان رای بیاورند، چه اشکالی دارد اصلاح‌طلب تایید صلاحیت شده رأی بیاورد؟ و همانطور که گفته‌ام‌ یک‌اقلیت قوی را در مجلس به وجود بیاورد؟

    به کسی که با کمک ما وارد مجلس شده نمی‌گوییم الا و بلا آنچه ما می‌گوییم را اجرا کن

    *گمانه‌زنی شما در مورد رییس مجلس دوازدهم به چه صورت است؟

    مجلس ترکیبی از بیش از ۲۹۰ نماینده است که هر کدام صاحب فکر و ایده هستند. اولاً هنوز تکلیف مشخص نیست چراکه انتخابات به دور دوم کشیده شده و در ثانی بعد از تعامل نمایندگان یک نفر به عنوان رییس مجلس انتخاب می‌شود، اینکه چه کسی رییس مجلس می‌شود، باید دید صاحب اختیاران یعنی نمایندگان چه تصمیمی می‌گیرند.

    البته به این نکته هم اعتقاد نداریم که اگر ما به کسی کمک کردیم، وارد مجلس شد به او بگوییم الا و بلا آنچه ما می‌گوییم را اجرا کن. خیر، به این ترتیب نیست. منتخب مردم خود شخصیتی وتفکراتی دارد، درست است ما به او کمک کرده‌ایم تا نماینده شود لکن آن فرد خود صاحب فکر وایده است.

    ما در زمان شناسایی افراد شایسته برای مجلس باید دقت کنیم فردی را برای نمایندگی به مردم پیشنهاد و معرفی کنیم‌، که خدا ترس باشد، کشور و ظرفیت‌های مادی، معنوی و انسانی آن را بشناسد، به مشکلات و مطالبات مردم آشنا باشد، صاحب ایده باشد و به دنبال خدمت به مردم و نظام باشد. اگر چنین فردی را به مجلس فرستادیم باید اجازه دهیم خودش تصمیم بگیرد، زمانی است که فرد مشورت می‌خواهد و نیاز به کار کارشناسی دارد، او را به عنوان مشاور افتخاری کمک‌ کنیم.لذا در مورد اینکه چه کسی رییس مجلس می‌شود یا چه کسی رییس نمی‌شود، بنده معتقد هستم که این وظیفه نمایندگان مجلس شورای اسلامی است که آنها آزادانه و بدون هیچ تحمیلی بررسی کنند و ببینند صلاح چیست و براساس آن صلاح تصمیم بگیرند.

    شاید کسی رئیس مجلس شود که کسی او را نمی شناخته است!

    *در حال حاضر اسامی افرادی چون آقایان قالیباف، نبویان، حاجی بابایی ، متکی، آقاتهرانی و …برای ریاست مجلس مطرح است، پیش بینی شما از ریاست مجلس آینده چیست؟

    تجربه نشان داده برخی مواقع اتفاقاتی می‌افتد که از قبل قابل پیش‌بینی نیست، در مجلس هم گاهاً اتفاقاتی افتاده که قابل پیش‌بینی نبوده است اینکه طرف چهره است و حتماً رئیس مجلس می‌شود، شاید بشود، شاید هم نشود، امکان دارد این دفعه کسی رییس مجلس شود که پیش از این کسی او را نمی‌شناخته اما در این چند روزه خود را نشان داده و نمایندگان متوجه شدند این فرد برای مجلس بهتر است کما اینکه بسیاری از افراد قبل از ورود به مجلس فکر نمی‌کردند نایب رییس مجلس شوند. لذا باید مقداری صبر کنیم.