برچسب: اصلاح طلبان

  • به غیر از یک نفر بقیه کاندیداها سر و ته یک کرباس هستند!

    به غیر از یک نفر بقیه کاندیداها سر و ته یک کرباس هستند!

    به گزارش اقتصادران، ردصلاحیت ها در چهاردهمین دور از انتخابات مجلس به مثابه انتخابات ۱۴۰۰ حاشیه ساز بود، آنها که زمانی در پست های حساس و کلیدی نظام بودند یا هستند با ردصلاحیت روبرو شدند و آنهایی که حتی برچسب کاندیدای پوششی همراهشان بود تایید شورای نگهبان را گرفتند.

    غلامحسین کرباسچی، تحلیلگر سیاسی اصلاح طلب، دبیرکل سابق حزب کارگزاران سازندگی و مدیر مسئول روزنامه هم‌میهن ضمن انتقاد از شورای نگهبان درخصوص ردصلاحیت علی لاریجانی، می گوید؛‌«علی لاریجانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، رییس سه دوره مجلس و رییس صداوسیما فعالیت می‌کرد که همه اینها، پُست‌های حساس و مهمی در کارنامه اوست اما به یکباره به او اعلام می‌کنند که مجددا ردصلاحیت شده است، در این بین چه اتفاقی افتاده است؟! »

    به گفته این فعال سیاسی، این گونه ابهامات و عدم شفافیت ها بیش از اینکه به حیثیت افراد آسیب بزند به حیثیت شورای نگهبان، نظام و انتخابات آسیب می‌زند.

    او اما گریزی به کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری ۸ تیر ماه می‌زند و می‌گوید: «به غیر از یک نفر بقیه کاندیداها به تعبیری سر و ته یک کرباس هستند!»

    کرباسچی برخلاف نظر برخی که می‌گویند ۵ کاندیدای اصولگرا تا پایان انتخابات حضور خواهند داشت، تأکید دارد بعید است به تعبیری بین اصولگرایان کُشت و کشتار و درگیریِ چندان قابل توجهی رخ دهد و در نهایت بین خودشان مشخص می کنند که کدام شخص باید در انتخابات باقی بماند.

    این چهره سیاسی بر این باور است که در حال حاضر همه اصولگرایان شمشیر را برای آقای پزشکیان تیز کرده اند بنابراین اگر به اظهارنظرات آنها نیز توجه و دقت کنیم برای دفاع از دولت آقای رییسی و حمله به پزشکیان آمده‌اند.

    در ادامه مصاحبه خبرگزاری خبرآنلاین با غلامحسین کرباسچی دبیر کل سابق حزب کارگزاران سازندگی و مدیر مسئول روزنامه هم میهن را می‌خوانید؛

    **********

    *آقای کرباسچی! تحلیل شما از ترکیب شش نفر از افراد تایید صلاحیت شده چیست؟

    به غیر از یک نفر بقیه کاندیداها به تعبیری سر و ته یک کرباس هستند تصور می کنم آقای پزشکیان هم به دلیل رودربایستی در لیست کاندیدها نگه داشتند. این کاندیداها تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند و به نظر نمی‌رسد تا پایان مقابل یکدیگر بایستند برخی از کاندیداها نیز برای وضع موجود هستند.

    برخی کاندیداهای ریاست‌جمهوری دائم‌الثبت نام هستند

    *در مورد کاندیداهایی مثل آقای زاکانی، قاضی زاده هاشمی و جلیلی ارزیابی تان چیست؟ آیا حضور اینها در جمع کاندیداها باعث افزایش مشارکت خواهد شد؟

    نمی توان گفت که کسی به آنها رای نمی دهد، حتما عده‌ای اینها را قبول دارند و به آنها رای خواهند داد منتهی اگر اکثریت مردم پای صندوق های رأی بیایند و در انتخابات شرکت کنند باید دید آنها به چه کسی رای خواهند داد. به هر حال هر کسی کاندیدا شود می تواند تعدادی رأی کسب کند. برخی آقایان نیز دائم الثبت نام هستند یعنی هر اتفاقی رخ دهد این افراد در آنجا کاندیدا می شوند الحمدلله همواره تایید صلاحیت می شوند.

    جالب است زاکانی تایید شود و لاریجانی ردصلاحیت!/مگر دختر زاکانی نرفته بود خارج از کشور؟

    بسیار جالب است که در مجموعه نظامِ بررسی و تایید صلاحیت ها، به عنوان مثال آقای لاریجانی رد صلاحیت می شود اما آقای زاکانی شهردار تهران و بقیه افراد تایید صلاحیت می شوند.به عنوان مثال اگر گفته می شود که دختر آقای لاریجانی در خارج از کشور است ( نمی خواهم تایید کنم) مگر آقایان دیگر این گونه نیستند همین آقای زاکانی مگر نگفته است دخترش به خارج از کشور رفته تا کار یاد بگیرد و کار انقلابی کند؟! اینها با یکدیگر فرقی نمی کنند.

    به هر حال نکته مهم این است که ما نمی دانیم معیارها چیست و بر چه اساسی است و به نظر می رسد سواد ما کافی نیست؟! در واقع برای ما جالب است که این اتفاقات رخ می دهد. الان زمان تبلیغات انتخابات است آقای زاکانی شروع کرده به توزیع تاکسی برقی و مصاحبه کردن، حال سوال این است که آیا این کارها ایرادی ندارد و آقایان ایرادی نمی گیرند؟!

    ۵ کاندیدا در برابر ۱ نفر قرار گرفته‌اند

    *در همین ترکیب فعلی، به نظر شما رقابت بین کدام یکی از چهره ها است؟ بسیاری رقابت اصلی را بین قالیباف و پزشکیان و جلیلی می دانند یا بین قالیباف و پزشکیان است و …

    به نظر می رسد رقابت چندانی بین بقیه وجود ندارد و در واقع همه آنها شامل یک عده می شوند به بیان دیگر باید گفت که ۵ کاندیدا در برابر ۱ نفر قرار گرفته اند. رقابت اصلی اینگونه است تا ببینیم مردم چه قضاوتی خواهند کرد. بعید می دانم این پنج کاندیدا هم رقابت خاصی با یکدیگر داشته باشند ممکن است در آخر با مذاکره و قول و قرارهایی که با یکدیگر می گذارند کنار بروند.

    برخی نامزدها با مذاکره و قول و قرار یا شهردار می‌شوند و یا رئیس بنیاد شهید!

    در گذشته هم وضعیت بدین گونه بوده که برخی در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام می کردند یکی شهردار می شد و دیگری هم رییس بنیاد شهید می شد و بدین ترتیب به نفع نفر اصلی از صحنه رقابت انتخاباتی کنار می رفتند در حال حاضر هم به نظر می رسد وضعیت بدین گونه باشد.

    کاندیداهای اصولگرا برای دفاع از دولت رئیسی و حمله به پزشکیان آمده‌اند

    *در حال حاضر وضعیت اصولگرایان را چطور می بینید؟ با توجه به اینکه اکنون فضای متفاوتی بین اصولگرایان حاکم است و مانند انتخابات سال ۱۴۰۰ نیست که همه اصولگرایان روی ابراهیم رییسی اجماع کردند

    اصولگرایان نهایتا یک هسته مرکزی دارند که وضعیت بین آنها را به گونه ای تنظیم می‌کند به نظر نمی رسد به تعبیری کُشت و کشتار و درگیریِ چندان قابل توجهی بین آن ها رخ دهد. در نهایت بین خودشان مشخص می‌کنند که کدام شخص باید در انتخابات باقی بماند شاید هم به گفته شما وضعیت متفاوت شده باشد اما آنچه ما می بینیم و احساس می‌کنیم این است که چندان جدی نیست و در حال حاضر همه اصولگرایان شمشیر را برای بنده خدا آقای پزشکیان تیز کرده اند. اگر به اظهارنظرات آنها نیز توجه و دقت کنیم برای دفاع از دولت آقای رییسی و حمله به پزشکیان آمده اند.

    میزان آراء جلیلی چندان تعیین‌کننده نیست اما….

    *آقای جلیلی هم به نظر شما به نفع آقای قالیباف کنار می رود؟

    این موضوع را باید از خودشان پرسید به نظر نمی رسد میزان آراء آقای جلیلی چندان تعیین کننده باشد اما در هر صورت اگر احساس کنند فضای دو قطبی در انتخابات ایجاد شده علی القاعده چه آقای جلیلی و چه بقیه کاندیداهای اصولگرایان مدیریت می شوند چرا که به هر حال به تعبیری آبشخور همه آنها یکی است با یکدیگر فرقی ندارند به هر حال جریان اصولگرا جریانی با شعبه ها و افراد مختلف است.

    اصولگرایان گوشت همدیگر را بخورند استخوان یکدیگر را دور نمی‌ریزند!

    *آقای کرباسچی! فکر می کنید اصولگرایان از انتخابات سال ۸۴ درس گرفته اند یا آن را تکرار خواهند کرد با توجه به اینکه کاندیداهای اصولگرایان اعلام کردند که این دوره تا پایان انتخابات و رقابت ها حضور دارند.

    این انتخابات ها همین گونه بوده در واقع هر جا چند کاندیدای اصولگرا حضور داشتند در نهایت تقریبا همه آنها به نفع یکی کنار رفتند. در انتخابات سال ۱۴۰۰ و در زمان آقای رییسی هم وضعیت این گونه شد کسی نبود فقط آقای رییسی و همتی حضور داشتند.

    *بله اما بسیاری از اصولگرایان این بحث را مطرح می کنند و نگرانند که وضعیت مانند ۸۴ شود کاندیداهای اصولگرا به نفع یکی کنار نروند و پزشکیان پیروز شود.

    حال اگر اینها کنار هم نروند به تعبیری گوشت همدیگر را بخورند استخوان یکدیگر را دور نمی‌ریزند. اگر کنار هم نروند به سمت یکدیگر سنگ پرتاب نمی کنند در واقع تبلیغات اینها علیه همان یک نفر است حالا ممکن است اظهارات متفاوتی را مطرح کنند یکی تند صحبت کند، یک شعار بدهد و یکی هم منطقی حرف بزند یک هم ممکن است در عین آرامش، قیافه حق به جانب بگیرد همه اینها تبلیغاتی است.

    فضای انتخابات ریاست جمهوری دو قطبی است اگر ….

    *پیش بینی شما از فضای انتخابات چطور است؟ فضای انتخابات دو قطبی خواهد شد؟

    فضای انتخابات بستگی به این موضوع دارد که مردم احساس کنند که لازم است حضور پیدا کنند یا خیر. از دیدگاه بنده اگر مردم پای صندوق های رأی بیایند فضا دو قطبی خواهد شد و مردم به جریانی که تغییراتی ولو جزیی بدهد رای می دهند نه کسی که بخواهد شرایط موجود را ادامه دهد و افتخارش نیز این مسئله باشد همین وضعیت را بخواهد ادامه دهد و..

    آقای پزشکیان، پزشکیان است!/پزشکیان دنبال حق است هر جا و با هر جریانی که باشد

    *در مورد آقای پزشکیان برخی می گویند او شاخص کامل اصلاح طلبی نیست و حتی برخی می گویند او اصولگرای منتقد است و گویا منشور جبهه اصلاح طلبان را هم امضا نکرده است، نظر شما در این باره چیست؟

    آقای پزشکیان، پزشکیان است مگر آقای آخوندی که رفته آن منشور را امضا کرده اصلاح طلب بوده است ذات و بنیان آقای آخوندی همواره در جریان اصولگرایی بوده و در دوم خرداد اصلی ترین چهره مقابل جریان آقای خاتمی بوده است. این موضوع چندان مورد بحث نیست آقای پزشکیان فرد مستقل، سالم و صادقی است و با شفافیت حرفش را می زند دنبال حق است اگر جایی اصلاح طلب یا اصولگرا باشد حرف حق را به صراحت مطرح می کند.

    پزشکیان حرف‌هایی زده که حتی اصلاح‌طلب‌ترین‌ها هم بیان نکردند!

    به عنوان مثال گاهی اوقات در همین مجلس، وقتی به چهره اصولگرایی ظلمی شد از آنها دفاع کرده است و از سوی دیگر نیز همراه اصلاح طلبان، مرحوم آقای هاشمی، آقای خاتمی، آقای موسوی و کروبی و این جناح ها بوده است. در واقع باید به اظهارات آقای پزشکیان مراجعه و توجه شود. اظهاراتی که ایشان در مجلس مطرح کرده و همواره هم در معرض رد صلاحیت بوده است در حالی که یک نفر از اصلاح طلبان این حرف ها را نزده است ایشان از تریبون مجلس اظهارات خود را مطرح کرده است در سال ۸۸ و ۹۱ ایشان از مردم و حقوق آنها دفاع کرده است کدام یک از اصلاح طلبان حتی بزرگترین و به تعبیری اصلاح طلب ترین آنها، این اظهارات را مطرح کرده است؟! کلیپ های آن نیز موجود است و سابقه ایشان نیز مشخص است.

    پزشکیان از اصولگرایان مدعی هم مسلمان‌تر است!

    حال اگر اصلاح طلبی به معنای این است که شخصی به دنبال خیر و صلاح و کمک به زندگی مردم و توسعه کشور باشد ایشان هم تجربه اش را دارد هم پنج دوره در مجلس حضور داشته است و در عین حال هم اینکه از لحاظ فکری فردی مستقل و با وفایی به نظام، مردم، انقلاب و مسلط به متون دینی است و ایشان از بسیاری از اصولگرایان مدعی، مسلمان تر و بدین معنا اصولگراتر است.

    اجماع اصلاح‌طلبان در مورد پزشکیان کامل خواهد شد

    *آیا پزشکیان می تواند بین همه جریانات اصلاح طلب اجماع ایجاد کند؟

    امیدواریم و انشالله این مهم صورت گیرد البته تا حدودی این اجماع صورت گرفته انشالله کامل تر خواهد شد.

    سرنوشت به خیر و صلاح مردم رقم می‌خورد اگر ….

    *رقابت نهایی را بین کدام چهره ها می بینید؟

    به نظر می رسد اگر مردم پای صحنه بیایند رقابت بین پزشکیان و قالیباف است ممکن است بقیه کاندیداها خودشان را در آرا بالا بیاورند اما بخواهیم همینطور به صحنه انتخابات نگاه کنیم بنده قبلا در مصاحبه‌ای اشاره کردم که اگر آقای لاریجانی بماند رقابت بین لاریجانی و قالیباف است چرا که شایعه شده بود آقای پزشکیان رد صلاحیت می شود اما اگر آرا خاکستری وارد میدان بیایند وضعیت متفاوت خواهد بود در حال حاضر هم اگر این آرا خاکستری پای صندوق های رأی بیایند این رقابت و فضای دوقطبی شکل می گیرد در نهایت سرنوشت به خیر و صلاح مردم رقم خواهد خورد.

    شورای نگهبان باید دلایل ردصلاحیت لاریجانی را توضیح دهد

    *به ردصلاحیت آقای لاریجانی اشاره کردید تحلیل شما از ردصلاحیت ایشان چیست؟

    رهبری فرمودند که به ایشان جفا شده است علما و مراجع تقلید نیز در این باره اظهارنظر کردند. چه دلایلی بوده که نظر شورای نگهبان درباره وی مساعد نبوده مبهم است و بنده نمی دانم. متاسفانه حالت و وضعیتی که در کشور چه به صورت قانونی و چه غیرقانونی حاکم است بسیار ناخوشایند است بدین گونه که یک سری شخصیت های شناخته شده، معروف و اصل و نسب دار و کسانی که از ابتدای انقلاب حضور داشتند و برای مدتها در همه موارد تایید صلاحیت می شوند، سال ها برای مسائل امنیتی و مهم کشور نفر اول بودند اما به یکباره برای پُست ریاست جمهوری و یا نمایندگی مجلس رد صلاحیت می شوند ( ممکن است بگویند قانون اجازه نمی دهد و..) اما به هر حال اگر توضیح داده نشود که بر چه اساس و معیاری آقای لاریجانی ردصلاحیت شده است باعث بی‌اعتمادی کامل در جامعه می‌شود و به این گزاره که بیگانگان می خواهند اینگونه القا کنند که این انتخابات ساختگی است و از قبل تعیین شده است بیشتر دامن خواهند زد.

    این گونه مسائل آن شایعات و تبلیغات بیگانگان را تقویت می کند.‌ در واقع مردم این گونه فکر می کنند که فلان شخص را رد صلاحیت کردند که فلانی بیاید و از این گونه مسائل که همواره مطرح می شود. این گونه مسائل به ضرر شورای نگهبان، نظام و اعتماد به مردم و استقلال کشور است.

    شورای نگهبان نباید افراد را با «نمی‌توان گفت!» از حیثیت بیندازد

    نمی دانم این قانون، قانون بسیار نامفهوم و نامربوطی است بدین گونه که شخصی را با یک موضوع مبهم از حیثیت بیندازند و در نهایت اعلام کنند که نمی‌توان گفت! وقتی نمی توان گفت احتمال بدترین گناه ها و خیانت ها درباره آن شخص گمانه زنی و مطرح می شود.

    مثلا یک روز می‌گویند آقای روحانی که ۲۰ سال در شورای عالی امنیت ملی حضور داشته و به نوعی اداره کشور نیز برعهده او بوده نمی تواند برای مجلس خبرگان تایید صلاحیت شود. علی لاریجانی نیز به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی فعالیت می‌کرد و در سه دوره، رییس مجلس و رییس صداوسیما بوده است به هر حال این همه پُست و مقام های حساس و مهم در کارنامه خود دارد اما به یکباره اعلام می کنند که ردصلاحیت شده هر چند قبلا هم یک بار ردصلاحیت شده بود. بنابراین در این بین چه اتفاقی افتاده است؟ این ابهامات و عدم شفافیت ها بیش از اینکه به حیثیت افراد آسیب بزند به حیثیت شورای نگهبان، نظام و انتخابات آسیب می زند.

    همه احساس می کنند که همه اینها طبیعی است، عده ای نشسته اند و طراحی می کنند. به بیان دیگر باید به طور شفاف به مردم بگویند که به فلان دلایل، این آقایان به نظرشان رسیده که فلان حرکت یا اقدام یا مسئله مطابق فلان بند قانون مغایرت داشته است. این مطلب بهتر از این است که یک شخصی را در هاله ای از ابهام قرار دهند و همه، هرگونه اظهار نظری درباره آنها داشته باشند یکی بگوید دزدی کرده، مسئله اخلاقی بوده و یا جاسوس و… در واقع هر کس با توجه به میزان اطلاعات و سلیقه و حُب و بغضی که نسبت به افراد دارد قضاوت می کند که کار بسیار اشتباهی است و متاسفانه به طور مداوم متوسل به قانون می شوند.

     

  • رأی قالیباف از همه بیشتر است! / چرا قاضی زاده هاشمی صاحب صلاحیت است اما لاریجانی نه!

    رأی قالیباف از همه بیشتر است! / چرا قاضی زاده هاشمی صاحب صلاحیت است اما لاریجانی نه!

    به گزارش اقتصادران، ۸۰ نفر به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری زودهنگام در وزارت کشور ثبت نام کردند که در نهایت با اعلام نظر شورای نگهبان، ۶ نفر به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری تایید صلاحیت شدند. در این میان چهره های شاخصی بودند که به عنوان افراد ردصلاحیت شده مطرح شدند امثال چهره هایی چون علی لاریجانی که به گفته ناصر ایمانی چهره سیاسی اصولگرا، رد صلاحیت وی نه منطقی است نه قابل درک!

    ناصر ایمانی، تحلیلگر سیاسی اصولگرا این نکته را یادآور شد که دلایل شورای نگهبان برای ردصلاحیت برخی چهره های شاخص چه بوده و البته منطقی نیست. او بر این باور است که شش نفری که تایید صلاحیت شدند هم آرا و هم از نظر توانمندی با یکدیگر بسیار فاصله دارند.

    به گفته ایمانی، قالیباف، جلیلی و پزشکیان سه چهره ای هستند که البته با فاصله از یکدیگر، رقابت اصلی را در میدان انتخابات خواهد داشت هر چند او رای قالیباف را بالاتر از دو نفر دیگر می داند.

    در ادامه گفت و گو با ناصر ایمانی چهره سیاسی اصولگرا را می خوانید:

    ********

    *آقای ایمانی! ترکیب کاندیداهای تایید صلاحیت شده برای انتخابات ریاست جمهوری را چطور می بینید؟

    اگر به لحاظ خط و خطوط جناحی بخواهیم تحلیل کنیم شاید تفاوت چندانی بین افراد تایید صلاحیت شده وجود نداشته باشد به بیان دیگر درباره آقای پزشکیان هم مشخص نیست به چه دلایلی اصلاح طلب است مگر اینکه گفته شود جریان اصلاح طلب، ایشان را به عنوان کاندیدای خود مطرح کرده است اگر غیر از این باشد دلیل دیگری وجود ندارد که چرا ایشان اصلاح طلب محسوب می شود به دلیل مبانی فکری تاکنون، ایشان طی سال های گذشته اظهارنظرهایی داشتند یا چیزی که بخواهیم بگوییم ایشان اصلاح طلب طلب محسوب می شوند نه عملکرد خاصی داشته اند.

    پزشکیان یک اصولگرای منتقد است تا اصلاح طلب

    بنده ایشان را به تعبیری یک اصولگرای منتقد می دانم به همین دلیل نیز همه افراد یک تیپ فکری هستند که تایید صلاحیت شدند.

    * غیر از پزشکیان، در مورد بقیه کاندیداها چه تحلیلی دارید؟

    علت اینکه در مورد آقای پزشکیان توضیح دادم این بود که ممکن است اینگونه تصور شود که مثلا یک نفر اصلاح طلب وجود دارد و ۵ نفر اصولگرا حضور دارند. بنابراین از دیدگاه بنده، این تقسیم بندی، تقسیم بندی درستی نیست اما در مورد. بقیه امیدوار هستیم که صحنه یک صحنه بحث های تندرو و کندرویی نشود.

    *از دیدگاه شما مشخصاً در مورد آقای پزشکیان، آیا اجماعی بین اصلاح طلبان صورت می گیرد؟

    اصلاح طلبان در حال حاضر یک طیف نیستند بلکه طیف های متعددی هستند که در مورد کمتر کاندیدایی، بخواهند اجماعی از سوی آنها صورت بگیرد حتی در میان کاندیداهای سوپراصلاح طلب هم اختلاف نظر وجود دارد چون طیف هایی هستند که به لحاظ مبانی گسترده شده اند از سکولارهای رسمی تا افرادی که به مبانی انقلاب و نظام و امام و رهبری انتقاد دارند و البته انتقاداتی هم به نحوه اجرای حاکمیت نیز دارند.

    بنابراین این طیف شامل طیف های متعددی هستند که بخواهیم در بین آنها اجماع صورت می گیرد این اجماع به این شکل صورت نمی گیرد مگر اینکه جبهه اصلاح طلبان از آقای پزشکیان حمایت کنند شاید هم این گونه نباشد. مشخص نیست.

    اصولگرایان به اجماع نمی رسند

    *اجماعی که اشاره کردید آیا بین اصولگرایان هم شکل خواهد گرفت با توجه به فضای متفاوتی که بین آنها در حال حاضر وجود دارد و مانند سال ۱۴۰۰ نیست؟

    به نظر می رسد این اجماع بین اصولگرایان هم صورت نمی گیرد مگر اینکه شرایط در روزهای پایانی انتخابات به اندازه ای حساس شود که مجبور شوند به نوعی به وحدت برسند و یک کاندیدا را از میان این چند نفر معرفی کنند و از بقیه هم بخواهند تمکین کنند که در این صورت هم باز هم مشخص نیست که آیا بقیه کاندیداها به نفع آن کسی که اصولگرایان معرفی کنند انصراف خواهند داد یا این کار هم انجام نخواهند داد.

    نه جلیلی به نفع قالیباف کنار می رود نه بالعکس

    *با این اوصاف، در صورت اجماع اصولگرایان، آقای جلیلی به نفع آقای قالیباف کنار می رود؟

    یقینا این اتفاق رخ نخواهد داد یعنی نه آقای جلیلی و نه آقای قالیباف بلکه به نفع هیچ کس کنار نخواهند رفت. ممکن است آقای پورمحمدی و قاضی زاده هاشمی به رای دیگر اصولگرایان تمکین کنند اگر اصولگرایان به این وحدت برسند که یک نفر را معرفی کنند. در مورد آقای جلیلی احتمال کناره گیری ضعیف است.

    *این چهره های تایید صلاحیت شده آیا قابلیت دو قطبی کردن فضای انتخابات را دارند؟

    بنده شخصا بر این باورم انشالله خدا به دل مردم بیندازد به کاندیدایی که کارآمدتر از بقیه کاندیداهاست رای دهند و آن فرد انتخاب شود مهمتر از این موضوع است که دوقطبی صورت بگیرد، فضا هیجانی شود و مشارکت بالاتر برود.

    از نظر بنده اینکه مردم به دور از صداهای هیجانی تلاش کنند فردی که کشور را ( از بین این شش نفر) اداره کند و تجربه خوبی داشته باشد و به نوعی همه این اطمینان خاطر را داشته باشند که آن فرد به عنوان دومین شخص کشور دولت را اداره کند و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور را به مرور زمان حل کند که متاسفانه طی سال های گذشته تلنبار شده است.

    در فضای هیجانی و احساسی فردی از صندوق بیرون می آید که توانمند نیست

    بنابراین این فاکتورها مهمتر از این موضوع دوقطبی شدن فضای انتخابات است منظور بنده این نیست که نباید دوقطبی شود یا نمی شود بلکه بر این باورم که همه باید تلاش کنیم و فردی را انتخاب کنیم که کارآمد باشد و به این باور برسیم که آن فرد می تواند کشور و دولت اداره کند و در واقع همه توجه مردم باید به این مشخصه ها جلب شود.

    در واقع در فضاهای هیجانی و دوقطبی، به هر حال ویژگی های مثبتی دارد به ویژه اینکه مشارکت افزایش می یابد اما خطری که دارد این است که ممکن است در فضاهای احساسی و هیجانی که به وجود می آید به یکباره، نام فردی از صندوق رای خارج می شود که فرد چندان توانمندی برای اداره کشور نیست ما این تجربه سال ۸۴ را داریم که فضا احساسی، هیجانی و در نهایت دوقطبی احمدی نژاد و مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی شد که در نهایت احمدی نژاد انتخاب شد.

    قضاوت بنده این گونه نیست که مرحوم آقای هاشمی بهتر بودند بلکه بر این باورم که این دوقطبی شدن ها هر چند مشارکت را افزایش می دهد اما یک سری پیامدهای ناخوشایندی نیز دارد.

    *به نظر نمی رسد اصولگرایان از انتخابات ۸۴ درس گرفته باشند، آیا از نگاه شما اصولگرایان از تجربه سال ۸۴ استفاده خواهند کرد یا ….؟

    اصولگرایان از تجربه سال ۸۴ درس کافی را نیاموخته اند، اگرچه این موضوع را اذعان کرده یا می پذیرند که اولین کسانی که جلوی انحراف احمدی نژاد در اواخر دولت وی ایستادند اصولگرایان بودند و نباید این موضوع را از انصراف به دور بدانیم و در دولت دوم احمدی نژاد نیز اصولگرایان به صورت جدی تر در مقابل ایستادند اما اینکه درس لازم را گرفته باشند مبنی بر این که در آن مقطع با وجود اینکه در دور اول، چندین نفر از جمله آقای قالیباف و محسن رضایی و …… کاندیدا بودند فضا هیجانی شد اما همه اصولگرایان گفتند آقای احمدی نژاد، که چرا از وی حمایت کردند به گونه ای که این فرد به یکباره آنچنان محبوب شد که رای بالایی کسب کرد و حتی مرحوم هاشمی را شکست داد تصور می کنم اصولگرایان درس لازم را نگرفته اند که از میان همین اصولگرایان، کسانی به عنوان رییس جمهور انتخاب می شوند که اداره کشور را به انحراف می برند.

    اداره کردن کشور، زبان خود را دارد و این منطق را متوجه نمی شود که این فرد اصولگرا است یا اصلاح طلب و یا غیره. بنابراین کشور را باید اداره کرد در واقع بدین گونه نیست که فردی کاندید شود که توانایی لازم را نداشته باشد یا اینکه توانمندی داشته باشد اما به سمت انحراف حرکت کند باید به این موضوع توجه و به دقت مورد بررسی قرار داد.

    قابل درک نیست چرا قاضی زاده هاشمی صاحب صلاحیت است اما لاریجانی نه!

    در حال حاضر ما با توجه به شرایط کشور و شرایط موجود جهانی، اصلا فرصت امتحان و آزمون و خطا و تجربه کردن را نداریم بلکه در این دور از انتخابات باید به تعبیری حواسمان را جمع کنیم که فردی را بدون در نظر گرفتن جناحش چه اصلاح طلب و چه اصولگرا و غیره انتخاب کنیم بلکه باید به این نکته توجه کنیم که این فرد کارآمد و با تجربه است به گونه ای که کشور را اداره کند بنابراین باید به دنبال چنین فردی باشیم نام آن فرد هر چه باشد و مردم باید این را تشخیص دهند چراکه ما فرصت ریسک کردن را نداریم.

    *تحلیل شما از ردصلاحیت آقای علی لاریجانی چیست؟

    بنده سه سال قبل نیز، این ردصلاحیت را متوجه نشدم و درک نکردم که دلایل شورای نگهبان چه دلایلی بوده است در حال حاضر هم این موضوع را درک نکردم اینکه آقای پورمحمدی که البته فرد محترمی هستند یا آقای قاضی زاده هاشمی، صاحب صلاحیت هستند اما آقای علی لاریجانی نیست بنده این موضوع را درک نکردم که چرا شورای نگهبان ایشان را ردصلاحیت کردند هر چند رای گیری در شورای نگهبان به صورت جمعی است و هر فردی رای خود را دارد و کاندیدا باید ۶,۷ رای داشته باشد حال اینکه افرادی که به آقای لاریجانی رای ندادند به چه دلیل بوده است بنده منطق آنها را درک نمی کنم صرف نظر از اینکه آقای لاریجانی را برای ریاست جمهوری بهتر بدانیم یا هر فرد دیگر از جمع کاندیداها.

    همانطور که آقای پزشکیان نیز برای انتخابات مجلس در هیأت نظارت ردصلاحیت شد این با تذکر مواجه شد که دلیلی برای رد کردن وی وجود نداشت بنابراین در مورد آقای لاریجانی به مراتب بالاتر نیز دلیلی وجود ندارد.

    رقابت بین قالیباف، جلیلی و پزشکیان است

    *رقابت بین کدام یک از چهره ها است؟

    قاعدتاً رقابت بین سه نفر خواهد بود اینکه این سه نفر چقدر توانایی فاصله گرفتن از یکدیگر را خواهند داشت بعدا معلوم خواهد شد. در واقع رقابت بین آقای قالیباف، جلیلی و پزشکیان است و بین سه نفر دیگر رقابت چندانی وجود نخواهد داشت.

    نه زاکانی کمکی به افزایش مشارکت می کند نه جلیلی

    *چهره هایی که تایید صلاحیت شدند یعنی آقایان جلیلی، قاضی زاده هاشمی و زاکانی، در دور قبل انتخابات ریاست جمهوری به عنوان کاندیداهای پوششی به نفع آقای رییسی کناره گیری کردند در این دور از انتخابات آیا می توانند باعث مشارکت شوند؟

    تصور نمی کنم که این سه نفر رای چندانی داشته باشند و بعید می دانم که این سه نفر موفق شوند که نظر مردم را جلب کنند بلکه درصد کمی رأی کسب می کنند به افزایش مشارکت نیز کمکی نخواهند کرد و عمده رقابت با درنظر گرفتن یک سری فاصله هایی( یعنی رقابت بین آنها نزدیک نخواهد بود) بین سه نفر یعنی آقایان قالیباف، جلیلی و پزشکیان خواهد بود.

    فعلا رأی قالیباف از همه بیشتر است اما…

    *رأی آقای قالیباف را چطور می بینید؟

    در حال حاضر رای آقای قالیباف از همه این آقایان بیشتر است یعنی امکان رأی آوری ایشان بسیار است و نظرسنجی های انجام شده نیز همین مطلب را تایید می کند و طبیعی است که آقای قالیباف بیشتر مورد توجه مردم خواهد بود اما تا پایان انتخابات نتیجه چه خواهد شد باید منتظر ماند.

  • کسانی تأیید صلاحیت خواهند شد که ادامه‌ مسیر دولت رئیسی باشند / بیانیه خاتمی پر از تردید نسبت به سرنوشت پیش رو است

    کسانی تأیید صلاحیت خواهند شد که ادامه‌ مسیر دولت رئیسی باشند / بیانیه خاتمی پر از تردید نسبت به سرنوشت پیش رو است

    به گزارش اقتصادران، سعید شریعتی، فعال سیاسی اصلاح طلب درباره احتمال تأیید صلاحیت اصلاح طلبان و میانه رو‌ها گفت: کسانی تأیید صلاحیت خواهند شد که ادامه‌ مسیر دولت رئیسی باشند. برنامه‌ای که رئیسی در دولتش دنبال می‌کرد، باید با کمترین تغییر ادامه پیدا کند. من گمان نمی‌کنم که سیستم سیاسی ما در حال حاضر آمادگی یک تغییر ریل قابل ملاحضه داشته باشد.

    سعید شریعتی، فعال سیاسی اصلاح طلب، درباره احتمال شکل‌گیری دو قطبی در انتخابات گفت: درباره دو قطبی انتخابات باید ببینیم کسانیکه حضور دارند، اساساً توان نمایندگی بخش‌های مختلف جامعه و قطب‌های فکری را دارند یا خیر؛ اگر نامزد‌های فعلی قدرت واگویی جامعه را نداشته باشند، دو قطبی شکل نمی‌گیرد. مشخص نیست که شورای نگهبان چه رویکردی اتخاذ خواهد کرد. چهره‌های موجود انتخابات حداقل در گام اولی که به وزارت کشور آمدند، توجه نخبگان را جلب نکردند. کاندیدا‌هایی که سابقه اصلاح طلبی دارند یا از اردوگاه اصلاح طلبی آمده‌اند، در این مرحله کاملاً محافظه کارانه حضور پیدا کردند. نکاتی که از سوی آن‌ها بیان شد خیلی نرم بود تا موجب رد صلاحیتشان نشود.

     

    وی در ادامه در رابطه با چهره‌های دو قطبی ساز بیان کرد: من فکر می‌کنم اساساً دو قطبی شکل نمی‌گیرد. کسانیکه طراح انتخابات هستند، اجازه نمی‌دهند که دو قطبی شکل بگیرد. آن‌ها به هیچ وجه مایل نیستند که انتخابات دو قطبی شود. ناراضیان به یک سمت رقابت امید نمی‌بندند. اگر ناراضیان وضع موجود به انتخابات بپیوندند، کسانیکه دنبال تداوم دولت آقای رئیسی هستند، رأی نمی‌آورند. ممکن است تنش‌ها و بگو مگو‌های شدیدی بین برخی از کاندیدا‌ها ایجاد شود، اما منجر به دو قطبی نمی‌شود.

    وی در رابطه با احتمال تأیید صلاحیت اصلاح طلبان و میانه رو‌ها اظهار داشت: کسانی تأیید صلاحیت خواهند شد که ادامه‌ مسیر دولت رئیسی باشند. برنامه‌ای که رئیسی در دولتش دنبال می‌کرد، باید با کمترین تغییر ادامه پیدا کند. من گمان نمی‌کنم که سیستم سیاسی ما در حال حاضر آمادگی یک تغییر ریل قابل ملاحضه داشته باشد. فرض کنید که انتخابات به شیوه‌ای برگزار شود که بخواهد شرایطی شبیه ۹۲ اتفاق بیوفتد. من گمان نمی‌کنم این پذیرش و آمادگی وجود داشته باشد که چنین تغییر ریلی را بپذیرند. ارزیابی و آمار‌ها از یک شخص اگر رای‌آوری باشد، تأیید نمی‌شود.

    شریعتی درباره احتمال انشعاب درون اصلاح طلبان در انتخابات گفت: در بین اصلاح طلبان می‌دانی برای کنش فراهم نمی‌شود که بخواهند در آن دچار انشعاب شوند. این‌ها را به طور کلی کنار می‌گذارند. بیانیه خاتمی را اگر ببینید، پر از تردید نسبت به سرنوشت پیش رو است. در مورد بیانیه‌های راهگشایی و روزنه گشایی هم که روزنامه نگاران و سیاسیون داده‌اند، خودشان هم ادعایی ندارند که بخشی از جریان اصلاحات هستند و مشی جداگانه‌ای را پیش گرفته‌اند.

  • تندروها خواب آشفته ای برای مردم و کشور دارند

    تندروها خواب آشفته ای برای مردم و کشور دارند

    به گزارش اقتصادران، شهاب طباطبایی با انتقاد از برخی جریان‌های اصلاح طلب از آنها خواسته باعث ناامیدی مردم نشوند و حداقل‌ها را به حداکثرها ترجیح دهند. شهاب طباطبایی معتقد است نباید احزاب اصلاح‌طلب به دنبال سهم‌خواهی از کاندیداها باشند. مهم‌ترین بخش‌های گفتگوی او را بخوانید:

    ◾️عملکرد سه سال گذشته و اختلافات و افشاگری‌های حیرت‌آور گروه‌های داخلی اصولگرایان و اعلان جنگ رسمی پاجوش‌ها علیه چنارها، نیز ریزش‌ها و تردیدهایی جدی و قابل توجه در بدنه اصولگراها و عاقلان این جریان برای حمایت از کاندیداهای متعددشان ایجاد کرده است.

    ◾️تقریبا هیچ چیز قابل پیش‌بینی نیست و این یعنی وجود احتمال شکستِ گزینه‌های ضد توسعه، مخالف آزادی و بی‌تفاوت به زندگی روزمره مردم.

    ◾️از این جهت معتقدم ۳۰ روزِ پیش رو آبستن اتفاقات و سرشار از فرصت‌های فراوان برای مردم و ایران است، به شرط آنکه از این فرصت برای سیاست‌ورزی و نه سیاست‌بازی استفاده کنیم.

    ◾️مردم خسته از سیاست‌بازی‌ها همچنان در انتظار روزنه‌هایی برای گشایش در کشور و امور زندگی و آزادی‌های اجتماعی هستند. مردم از جریان اصلاح‌طلب و میانه‌رو توقع دارند اشتباهاتی شبیه انتخابات سال ۸۴ و مشابه، از آنها سر نزند. زیرا تکرار اشتباه، دیگر فقط اشتباه نیست. در این مورد خسرانی است که تا سالها قابل جبران نخواهد بود.

    ◾️اگر گفته می‌شود مردم از اصلاح‌طلب‌ها و اصولگراها عبور کرده‌اند، معنایش ناامیدی مطلق از اصلاح‌طلبی به عنوان تنها راهِ برون رفت از شرایط موجود نیست، منتظرند راهی میانه نشان دهیم. فضای انتخاباتی پیش‌رو رقابت میانه‌روها در برابر تندروها، عاقلان در برابر جاهلان است. مردم هم خوب می‌دانند که براندازان و خارج نشینان قرار نیست کاری بکنند، از مریخ و کرات دیگر هم که کسی نمی‌آید؛ خودمان را داریم و نخبگان و متخصصانِ محذوفی که باید قدرتی برقرار باشد تا کار را از دست نااهلان به آنانی بسپرند که هنوز دلشان برای کشور در سوز و گداز است و کم هم نیستند.

    ◾️ آنچه از بخش‌هایی از جامعه و بدنه اصلاح‌طلبان و میانه‌روها بر می‌آید حرکتی رو به جلو برای جلوگیری از فرصت‌سوزی است قطعا اگر فرد و یا گروهی با لجاجت و تک‌روی در مقابل این مسیر قرار بگیرد بایست در آینده پاسخگوی رفتار و تصمیم خود باشد.

    ◾️مرادم از فرصت‌سوزی در این شرایط، هم کاندیدا‌سوزی به شیوه معرفی‌های بی‌هدف و فله‌ای است که باعث بدبینی مردم نسبت به جریان عقل‌گرا می‌شود، روشی که باعث زخمی‌شدن کاندیداها با برچسب‌زنی‌های مختلف می‌شود و کارِ آنها را در روزهای آخر سخت‌تر می‌کند.

    ◾️اگر در اندیشه ایران و آینده آن هستیم شاید لازم باشد از بعضی حداکثرها برای رسیدن به حداقلی از مشترکات آن هم برای خروج از وضعیت موجود چشم بپوشیم.

    ◾️اعتقاد داریم فضای سیاست خاکستری است و نه سیاه و سفید و همچنانکه از ابتدا پافشاری می‌کردیم اصلاح‌گری را تدریجی و گام‌به‌گام می‌دانیم، حتی اگر در مقاطعی عقب‌گرد داشته بازهم راه خود را پیدا خواهد کرد.

    ◾️لازم است امتیازگیری‌های سیاسی و حزبی را محدود کنیم به منافع ملی و مردم. مهم نیست فلان آدمِ ما در کابینه فلان کاندیدا سهم داشته باشد، مهم این است سهمِ مطالبات اصلی و حیاتی مردم در گفتار و عمل کاندیدا نمایان باشد. حساب هزینه فایده‌مان تنها مخصوص مردم و آینده کشور باشد و نه خودمان و نه حزب منتسب به ما.

    ◾️در این صورت امیدواریم نتیجه این سیاست‌ورزی و حضور معنادار مردم باعث شود تا بازی تندروها و خواب آشفته‌ای که برای مردم و کشور دیده‌اند را پریشان کند. تا مسیرِ عقب گرد متوقف شود و بازهم آهسته ولی پیوسته رو به جلو حرکت کنیم.

    ◾️ما در حال مذاکره و رایزنی با کاندیداهای ملی و کارنامه‌دار، برای تعیین تکلیف نهایی و معرفی گزینه‌ای مقبول و معقول هستیم و حتما در این مسیر به جبهه اصلاحات کمک خواهیم کرد. ضمن آنکه اجازه نخواهیم داد کسانی بیرون یا درون اصلاح‌طلبی به فضای ناامیدی و تشدیدِ بن‌بست دامن بزنند و این فرصت تاریخی از بین برود.

  • مگر نمی‌گفتند ما یک میلیون مسکن درست می‌کنیم، یک میلیون شغل درست می‌کنیم، تورم را درست می‌کنیم؟! پس چه شد؟ / حتی اصولگرایان هم در انتخابات شرکت نکردند!

    مگر نمی‌گفتند ما یک میلیون مسکن درست می‌کنیم، یک میلیون شغل درست می‌کنیم، تورم را درست می‌کنیم؟! پس چه شد؟ / حتی اصولگرایان هم در انتخابات شرکت نکردند!

    به گزارش اقتصادران، «فکر نمی‌کردم آقای خاتمی رأی ندهد»، «شورای نگهبان در پاسخ به رهبری گفته بود که همیشه پزشکیان را تأیید صلاحیت کردیم»، «خودم را لیدر نمی دانم»، «بدترین عید من زمانی بود که همسرم را از دست دادم» و ….این جملات بخشی از گفتگوی نوروزی با مسعود پزشکیان، چهره شاخص مجلس یازدهم و منتخب مجلس دوازدهم است.

    او که در این دور از انتخابات ابتدا رد و بعد بنا بر روایت ها با توصیه رهبری تایید صلاحیت شد، می گوید؛« به من گفتند به نظام التزام عملی ندارم که واقعاً حرف بی‌ربطی بود چرا که غیر از اینکه شبانه‌روز برای نظام فکر کنم و تلاش کنم کار دیگری نکردم»

    پزشکیان از بداخلاقی ها گلایه دارد و تاکید می کند؛«بسیار راحت تهمت و افترا می‌زنند و تخریب می‌کنند و نامش را هم این می‌گذارند که ما اصول داریم، در صورتی که کسی که اصول دارد به این راحتی حرف دروغ و تهمت را باور نمی‌کند.»

    با او از رقابت ها بر سر کرسی ریاست مجلس آینده که می پرسیم می گوید؛«بعید می‌دانم رسایی و طیفی که به این شکل فکر می‌کنند، بتوانند در هیات رئیسه یا جاهای دیگری حضور پیدا کنند و اگر هم بتوانند حضور پیدا کنند آدم باید تاسف بخورد که اوضاع به این روند و این شکل رقم خورده است.»

    پزشکیان در این گفتگو از حال و هوای منزلش در ایام عید روایت کرد، از نوروز های بعد از فوت همسرش و ….

    در ادامه گفتگوی نوروزی با مسعود پزشکیان، نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی را می‌خوانید؛

    *****

    *آقای پزشکیان! سال ۹۸ شما نزدیک ۱۱۰ هزار رأی آوردید و چهار سال بعد با حدود ۱۵ هزار رأی کمتر نمایندگی شما تمدید شد، این ریزش رأی، ریزش در پایگاه رأی شما بود یا باید آن را در چارچوب کاهش مشارکت در انتخابات تفسیر و تحلیل کنیم؟

    معلوم است، این روندی که دشمنان و یا یک عده از دوستان که تلاش می‌کردند اعتراض خود را به صورت رأی ندادن نشان دهند، در کل قضیه تاثیرگذار بود. علاوه بر این شرایط انتخابات هم بر میزان رأی موثر است چنانچه بسیاری پول فراوانی خرج می‌کنند که ما از این کارها نمی‌کنیم اما اصل قضیه کاهش رأی به آن کاهش حضور مردم در انتخابات مربوط است چون من قبلاً در دور دهم ۲۶۰ هزار رأی آورده بودم ولی رأی مجموعه نماینده‌ها بیش از این بود. آن موقع با ۱۱۰ هزار رأی هم کسی تایید نشده بود و میزان رأی همان ۶ نفری که بالا آمدیم بالای این رقم بود.

    وضعیت گرانی بهتر شده یا بدتر شده است؟ گوشت ۱۰۰ هزار تومانی، ۷۰۰ هزار تومان شده، مرغ ۲۵ هزار تومانی که می‌گفتند ربطی به تحریم ندارد، ۱۰۰ الی ۱۲۰ هزار تومان شده است. علاوه بر این همین افراد زمان دولت روحانی می‌گفتند مشکل از مدیریت است، این افرادی که الان به اسم مدیریت آوردند، کجا دوره مدیریت گذراندند؟

    *بنابراین شما این ریزش رای را مرتبط با کاهش مشارکت می‌دانید؟

    قطعاً همین طور است.

    غیر از اینکه شبانه روز برای نظام تلاش کنم، کار دیگری نکرده ام

    *روند تایید صلاحیت شما هم یک مقدار مبهم است. شما رد صلاحیت شدید و گفته شد رهبری در مورد این موضوع تذکر و توصیه‌ای داشتند و بعد شما تایید شدید. شورای نگهبان اما این روایت را تایید نمی‌کند. روایت درست از این ماجرا چیست؟

    بنده دقیقاً خبر ندارم اما آن چیزی که به من گفتند این بود که به نظام التزام عملی ندارم که واقعاً حرف بی‌ربطی بود و اصلاً نمی‌شود این حرفی که اینها زدند را توجیه کرد چراکه غیر از اینکه شبانه‌روز برای نظام فکر کنم و تلاش کنم کار دیگری نکردم و خیلی از حقوقی که طبیعی است و می‌توانستم به دنبال آن بروم و خلاف هم نبوده، به خاطر اعتقادم به دنبال آن نرفتم و پیگیری نکردم.

    شورای نگهبان در پاسخ به رهبری گفته که همیشه پزشکیان را تأیید صلاحیت کردیم

    وقتی یک چیزی می‌گویند که خیلی نچسب است برای آدم جای سوال دارد و می‌خواستم اعتراض هم کنم چون نماینده شدن برای من جز اینکه دنبال مشکلات مردم و کشور باشد، چیز دیگری ندارد. همچنین آن جایگاه‌هایی که بنده کار کردم و تجربه و تخصص دارم، به این سادگی به دست نمی‌آید و این افرادی که می‌آیند ممکن است سال‌ها طول بکشد که به آن آگاهی و درکی که ما از این سیستم داریم، دست پیدا کنند و شاید هم به اینجایی که ما رسیدیم اصلاً نرسند، آن وقت اینها بگویند شما عدم التزام دارید.

    اما در جاهای مختلف روایت شد که مقام معظم رهبری در یک جلسه غیرعلنی فرموده بودند چرا این کار را کردید، آن چیزی هم که شورای نگهبان در پاسخ اعلام کرد، گفت ما رد نکرده بودیم. ما همیشه پزشکیان را تایید کرده‌ایم و هیات اجرایی رد کرده است. کسی این روایت را رد نکرد چون اگر حرف غیردرستی بود حتماً از طرف دفتر مقام معظم رهبری همان روز اول عکس‌العمل نشان می‌دادند و می‌گفتند که آقا یک چنین حرفی را نزدند. بنابراین رهبری چنین چیزی را گفته اند و اینها هم بر اساس آن سوالی که مقام معظم رهبری کردند نهایتاً بنده را تایید صلاحیت کردند.

    نفوذی ها بصورت سیستماتیک تصمیم گرفته بودند من را ردصلاحیت کنند

    *بنابراین توصیه رهبری در تایید صلاحیت شما موثر بوده و ایشان توصیه‌ای داشتند؟

    تصور می‌کنم اگر رهبری در مورد تایید صلاحیتم توصیه نمی‌کردند امکان نداشت اینها من را تایید کنند چون به صورت سیستماتیک از نظر جناحی و سیاسی تصمیم گرفته بودند بنده را ردصلاحیت کنند و یک تعدادی از افرادی که در قدرت هستند که مقام معظم رهبری هم می‌فرمایند اینها نفوذی هستند، آگاهانه یا ناآگاهانه این اقدامات را انجام می‌دهند چراکه تحمل نقد و به چالش کشیدن را ندارند.

    واقعیت این است آنچه که چشم‌انداز و سیاست بوده را اجرا نکردیم، وقتی سوال می‌کنیم چرا این کار را نمی‌کنید به جای اینکه جواب بدهند می‌گویند شما با دولت مخالف هستید.

    طبق سند چشم‌انداز ۲۰ ساله قرار بود در منطقه اول شویم اما الان از آخر اول شدیم

    در همین قانون بودجه وقتی داشتیم برنامه‌ها را با سیاست‌ها تطبیق می‌دادیم، کارشناسان برنامه و بودجه به ما می‌گفتند این حرفی که شما می‌زنید را نمی‌توانند اجرا کنند. اگر نمی‌تواند اجرا کند پس بگویید سیاست‌های کلی مقام معظم رهبری را عوض کنیم.

    وقتی سیاست مشخص است، باید آدمی را پیدا کنید که بتواند اجرا کند نه اینکه افرادی را بگذاریم که نتوانند اجرا کنند. به خاطر همین رفتارها است که با وجود اینکه قرار بود طبق سند چشم‌انداز ۲۰ ساله در سال ۱۴۰۴ در منطقه اول شویم، در حال حاضر از آخر در منطقه اول می‌شویم و کسی هم جوابگو نیست. ما بد بودیم. آنهایی که ادعا می‌کنند خوب بودند چه کار کردند؟ یکی از این افراد مدعی بگوید چگونه در راستای سند چشم‌انداز که آقا فرموده، تلاش کرده است. مگر فرد با فحش دادن، افترابستن و بداخلاقی کردن الهام‌بخش می‌شود؟

    تهمت و افترا می‌زنند و نامش را هم می‌گذارند اصول

    *رد صلاحیت‌ها چقدر در میزان مشارکت تاثیرگذار بود؟ فکر می‌کنید اگر بررسی صلاحیت‌ها به نوعی دیگر بود مردم مجاب به حضور در پای صندوق رأی می‌شدند یا علت کاهش مشارکت را در مسائل دیگری می‌بینید؟

    نمی‌دانم. شاید یکسری از افراد به خاطر همین رد صلاحیت آمدند به این معنی که قصد نداشتند بیایند اما بعد از اینکه از طرف مقام معظم رهبری پیام آمد، وارد صحنه شدند. واقعیت قضیه این است که بسیار راحت تهمت و افترا می‌زنند و تخریب می‌کنند و نامش را هم این می‌گذارند که ما اصول داریم، در صورتی که کسی که اصول دارد به این راحتی حرف دروغ و تهمت را باور نمی‌کند.

    دولت و شورای نگهبان باید بر اساس آن سیاستی که مقام معظم رهبری فرمودند، کاری می‌کردند و حتی اگر امکانش بود از افراد خواهش کنند یک عده از افرادی که فکر می‌کنند مسئله دارند پای رقابت بیایند و بعد هم اگر مشکلاتی داشتند بگویند این موارد را نادیده می‌گیریم، شما بیایید تا مردم به پای صندوق‌های رأی بیایند. چرا که نهایتاً وقتی مشارکت افزایش پیدا می‌کند، اعتبار نظام در دیدگاه جهانی بهتر می‌شود.

    اینها همه چیز را بزرگ می‌کنند. برای نمونه می‌گفتند که شما مردم را به شورش دعوت کردید، در صورتی که اگر همین آقایانی که مدیر بودند، مدبّرانه عمل می‌کردند خون از دماغ یک نفر هم پایین نمی‌آمد. هیچ اتفاقی نمی‌افتاد. دشمن حیله کرده بود و اینها در دامی افتادند و این وضعیت را در کشور به وجود آورد. در صورتی که خیلی راحت می‌شد شرایط را مدیریت کرد؛ ولی نکردند و بعد تازه به کسانی هم که گفتند چرا دارید این کار را می‌کنید؟ پاسخ دادند که شما آب در آسیاب دشمن می‌اندازید. بنابراین طبق نظر آنها، آن کسی که توطئه کرده بود و این کسانی که در آن دام افتادند، هیچ‌کدام مقصر نبودند اما آنهایی که می‌خواستند نقد کنند مقصر بودند و به به آنها می‌گفتند شما با آنها همراه هستید.

    این افرادی که الان به اسم مدیریت آوردند، کجا دوره مدیریت گذراندند؟

    *در دو انتخابات اخیر، آرای باطله نقش زیادی داشتند. پیام این آرا به حاکمیت چه می‌تواند باشد؟

    واقعیت قضیه این است که الان مردم تحت فشار هستند. در مجلس در دوره‌های قبل هم وضعیت به این ترتیب بود، زمان دولت روحانی یکسری از برادران و خواهران ما به شدت اعتراض می‌کردند که شما تحریم‌ها را بهانه کرده‌اید. ۲۰ درصد مسئله به تحریم مربوط است و ۸۰ درصد آن به مدیریت مربوط است. می‌گفتند گرانی، دزدی و اختلاس چه ربطی به تحریم دارد؟ در حال حاضر همین برادران و خواهران قدرت را به دست گرفتند و در هر ۳ قوه حضور دارند و مقام معظم رهبری هم محکم از این عزیزان دفاع می‌کنند.

    وضعیت گرانی بهتر شده یا بدتر شده است؟ گوشت ۱۰۰ هزار تومانی، ۷۰۰ هزار تومان شده، مرغ ۲۵ هزار تومانی که می‌گفتند ربطی به تحریم ندارد، ۱۰۰ الی ۱۲۰ هزار تومان شده است. علاوه بر این همین افراد زمان دولت روحانی می‌گفتند مشکل از مدیریت است، این افرادی که الان به اسم مدیریت آوردند، کجا دوره مدیریت گذراندند؟ در کدام بنگاه، ‌اداره، سازمان و کارخانه توانستند بازسازی و اصلاح و رونق ایجاد کنند چرا مدیر بر سر کار نیاوردند؟ نمی‌شود ادعا کرد ما طرفدار مقام معظم رهبری هستیم، مسلمانیم، بهترینیم ولی افرادی را سرکار بیاوریم که بسیاری از آنها در کار خود نتوانستند الگو شوند.

    فکر نمی‌کردم خاتمی رأی ندهد

    *در جریان انتخابات بسیاری از همفکران سیاسی شما در جریان اصلاحات رأی ندادند و به این شکل اعتراض خود را نشان دادند. رأی ندادن آقای خاتمی برای شما چقدر قابل پیش‌بینی بود؟

    فکر نمی‌کردم آقای خاتمی به اینجا برسد که رأی ندهد. طبیعتاً او تحت فشار یکسری از این جریانات تند است کما اینکه از قبل هم بوده است. مقام معظم رهبری از ابتدای سال ۱۴۰۲ به دست‌اندرکاران تاکید می‌کنند که مشارکت افزایش پیدا کند.

    وقتی اینها کاری می‌کنند که در نتیجه آن افرادی که دلخواه یک جمعیتی هستند، نتوانند وارد رقابت شوند و بعد افرادی را انتخاب می‌کنند که اکثریت آنها از یک دسته، جناح و گروه خاصی هستند، در نتیجه تعدادی بر اساس همان توصیه‌ای که مقام معظم رهبری فرمودند می‌آیند و رأی سفید می‌دهند چراکه آن داوطلبین را قبول ندارند. همچنین عده‌ای هم قهر می‌کنند، نمی‌آیند و می‌گویند آن کسی که من می‌خواستم در میان داوطلبین نیست، به چه کسی رأی بدهم؟

    دولت و شورای نگهبان باید از افراد رأی‌آور خواهش می‌کردند که وارد انتخابات شوند

    به نظر می‌رسد دولت و شورای نگهبان باید بر اساس آن سیاستی که مقام معظم رهبری فرمودند، کاری می‌کردند و حتی اگر امکانش بود از افراد خواهش کنند یک عده از افرادی که فکر می‌کنند مسئله دارند پای رقابت بیایند و بعد هم اگر مشکلاتی داشتند بگویند این موارد را نادیده می‌گیریم، شما بیایید تا مردم به پای صندوق‌های رأی بیایند. چرا که نهایتاً وقتی مشارکت افزایش پیدا می‌کند، اعتبار نظام در دیدگاه جهانی بهتر می‌شود.

    بنابراین وقتی کاری می‌کنند که مشارکت کاهش پیدا کند، هم وجهه بین‌المللی خودمان را مقداری مسئله‌دار می‌کنیم و هم خود به خود حق انتخاب را از عده‌ای می‌گیریم. وقتی حق انتخاب از فرد گرفته می‌شود به کاندیدای مورد نظر شما رأی بدهد؟ آنها را که شما انتخاب کرده‌اید. بنابراین به نظر بنده این نوع مدیریت انتخابات مسئله ایجاد کرد تا اینکه بگوییم تعدادی نخواستند در انتخابات شرکت کنند. البته دشمن هم در جریان انتخابات توطئه می‌کرد. رسانه‌های دشمن تبلیغ می‌کردند که پای صندوق نروید، مسئولین امر هم کاری کردند که حرف آنها تا حدودی معنی پیدا کند.

    حتی اصولگرایان هم در انتخابات شرکت نکردند

    *فکر می‌کنید این اقدام آقای خاتمی به بدنه رأی ناراضی اصلاحات و به بدنه حزبی و تشکیلاتی این جریان کمک کند؟

    فکر نمی‌کنم. تصور می‌کنم در کشور بیشتر از هر چیزی به وحدت و انسجام نیاز داریم و به تفرقه و دو دستگی نیاز نداریم. سلایق مختلف در چارچوب سیاست‌های کلی داریم. فکر می‌کنم اگر هر کسی قرار است بیاید، تا زمانی که آن «سیاست» تعیین نشده، می‌توانیم با هم کلنجار و بحث داشته باشیم ولی وقتی سیاست روشن شد، باید برویم افرادی را پیدا کنیم که قادر باشند آن سیاست را پیاده کنند نه اینکه اگر هر جناحی آمد، جناح خودش را بیاورد هر چند که توان اجرای آن سیاست را نداشته باشد.

    اجرای سیاست الزاماً حزب‌اللهی، چپ یا راست، اصولگرا یا اصلاح‌طلب نیست. آن اجرای سیاست، آدم کارشناس، کاربلد و خبره می‌خواهد. در حال حاضر شرایط به این ترتیب شده که وقتی افراد به قدرت می‌رسند دیگران را مثل آب خوردن حذف می‌کنند و به آنها انگ می‌چسبانند که نتیجه این اقدام وضعیت فعلی کشور می‌شود که بسیاری از افراد حتی از جناح اصولگرا رأی ندادند.

    آقایان اصولگرا رسماً می‌گفتند که مردم به من رأی ندهند

    *در انتخابات اخیر بسیاری بر این باور بودند که دولت به جای اینکه از سبد تایید صلاحیت‌ها مشارکت را جذب کند، این قضیه را بیشتر قومیتی و اقوامی کرد. حتی جوانانی تایید صلاحیت شدند که اقوام‌شان را پای صندوق رأی بیاورند، تا مشارکت مقداری افزایش پیدا کند. رأی شما در تبریز حزبی بود یا قومیتی؟

    رأی من نه حزبی بود و نه قومیتی، بلکه براساس شناختی است که مردم از بنده دارند و کاری در آنجا انجام داده‌ام. من به دو سه نفر از برادرانی که در کردستان هستند پیام داده بودم چراکه بچه‌هایی که بگوییم قومیت‌گرا یا اینکه دنبال هویت و زبان خودشان هستند، علیه بنده تبلیغ راه انداخته بودند که این خودش کُرد و پان‌کُردیسم است، به این رأی ندهید. اصولاً باید کاری می‌کردم که آنها به من رأی بدهند و طوری حرف بزنم که آنها تصور کنند یا بدانند که نگاه دیگری دارم.

    به من گفتند به نظام التزام عملی ندارم که واقعاً حرف بی‌ربطی بود و اصلاً نمی‌شود این حرفی که اینها زدند را توجیه کرد چراکه غیر از اینکه شبانه‌روز برای نظام فکر کنم و تلاش کنم کار دیگری نکردم و خیلی از حقوقی که طبیعی است و می‌توانستم به دنبال آن بروم و خلاف هم نبوده، به خاطر اعتقادم به دنبال آن نرفتم و پیگیری نکردم.

    در حیقسقت حرف زدن کُردی من باعث این حرکت آنها علیه من شده بود، اما بعد که مقام معظم رهبری این مسئله را یک مقدار زیر سوال بردند، آنها کوتاه آمدند. من خودم در مهاباد به دنیا آمدم، این موضوع در آذربایجان مسئله است و اینها می‌گفتند نگویید که متولد مهاباد هستد. نکته دیگر این که اصلاحاتی‌ها هم نیامدند رأی دهند که بگوییم جناحی آمدم. یعنی نه بحث قومیت و نه اصلاحات در رابطه با من، معنی‌دار نبود.

    به تعدادی پول می دادند یا رأی برای کد ملی فردی بود که می گفت اصلا رأی ندادم

    شناختی که مردم در این مدت که در خدمت‌شان بودم و برایشان کار کردم، از من پیدا کردند، در رأی آوردن بنده تاثیرگذار بود. نمی‌خواهم از آقایان اسم ببرم اما از جریان اصولگرا خیلی راحت و به صورت کاملاً مشخصی علیه من تبلیغ می‌کردند که مردم به من رأی ندهند. در نتیجه در این انتخابات هم یک تعداد اصولگراها علیه من بودند، یک تعداد از افرادی که قومیتی بودند، یک تعداد از نظر اعتقادی، یک تعداد از نظر جناحی علیه بنده بودند. البته جناح اصلاحات که اصلاً رأی نداد و نهایتاً در این اوضاع و احوال من رأی آوردم. حالا باید آن پرتقال‌فروش را پیدا کنیم که چگونه به من رأی دادند.

    *بنابراین به نوعی تخلف انتخاباتی هم صورت گرفته که اقدامات تخریبی علیه شخص شما انجام دادند؟

    به تعدادی پول می‌دادند، فیلم‌هایی وجود دارد که کدملی‌ها را گرفتند و در حال ثبت کردن هستند، همچنین مواردی بود که طرف می‌گفت من اصلاً رأی ندادم ولی رأی برای کد ملی او ثبت شده بود. لذا یکسری از این کارها شده بود اما هر تلاشی کردند که نشود، وقتی که خدا و مردم بخواهند کاری انجام شود، می‌شود.

    اگر قاضی‌پور تأیید صلاحیت می‌شد، ۴۰ هزار نفر را پای صندوق‌های رأی می‌آورد

    *خودتان هم تخلفی مشاهده کردید؟

    خیر، چراکه اصلاً دنبال این نبودم که بخواهند رأی بدهند یا ندهند. من به دنبال همان اعتقاد و باوری که داشتم که باید بروم. البته تعدادی از مردم به خاطر من پای صندوق‌های رأی آمدند. اگر کاری می‌کردند که یکسری از افراد داوطلب شوند تا مردم به خاطر آنها پای صندوق‌های رأی بیایند، رونق مشارکت در انتخابات افزایش پیدا می‌کرد. این هنر نیست که عده‌ای را حذف کنیم و در نتیجه مردم به پای صندوق‌های رأی نیایند. برای مثال در آذربایجان غربی و ارومیه به آقای نادر قاضی‌پور صلاحیت ندادند اگر می‌دادند حداقل ۳۰ تا ۴۰ هزار نفر به خاطر او به پای صندوق رأی می‌آمد. اگر به او صلاحیت می‌دادند و می‌آمد، اگر رأی هم نمی‌آورد بالاخره ۳۰ تا ۴۰ هزار نفر را پای صندوق آورده، علاوه بر اینکه یک تعداد دیگری می‌آمدند و رأی می‌دادند، که آن افرادی که نمی‌خواستند رأی نیاورند.

    اقلیت مجلس در میان اختلافات می‌تواند تاثیرگذار باشد

    * در حال حاضر تکلیف ۲۴۵ کرسی مجلس دوازدهم مشخص شده است، اگر بخواهید مجلس دوازدهم را در چند جمله توصیف کنید، چگونه توصیف می‌کنید؟

    تاحدودی یکدستی در مجلس کاهش پیدا کرده است. یعنی در آن جناحی که خودشان عضو آن هستند، اختلافاتی وجود دارد که طبیعتاً رقابتی بین خودشان است و این می‌تواند یک مقدار مسئله‌ساز شود و از طرفی فرصتی برای شنیدن حرف اقلیت فراهم شود چراکه این افراد اگر بخواهند برای ریاست رأی بیاورند، مجبور هستند هوای آن اقلیت را داشته باشند تا بتوانند اکثریت خودشان را حفظ کنند بنابراین در صورت اختلاف اقلیت می‌تواند تعیین‌کننده باشد و هر طرف برود که آن طرف را به اکثریت تبدیل کند. شاید در چنین روندی مقداری باب گفتگو بیشتر باز شود، تعامل افزایش پیدا کند و نهایتاً شاید بیشتر به نفع کشور باشد.

    *بنابراین مجلس دوازدهم می‌تواند یک اقلیت قوی از اصلاح‌طلبان، مستقلین و اعتدالیون داشته باشد؟

    نگذاشتند از اصلاح‌طلبان افراد زیادی به مجلس راه پیدا کنند اما نهایتاً آن تعداد اقلیتی که آمدند می‌توانند یک اقلیت تاثیرگذار باشند.

    خودم را لیدر نمی دانم

    *برخی از اصلاح‌طلبان جمع کردن این افراد زیر یک چتر در مجلس را به نقش شما مرتبط می‌دانند، فکر می‌کنید بتوانید لیدری این جریان را در دست بگیرید؟

    خودم را لیدر نمی‌دانم. به هر حال داشتن تعامل، گفتگوی منطقی چه با اصولگرا، چه با اصلاح‌طلب و چه با افراد بی‌طرف خیلی موضوع روشنی است. ما اگر سیاست‌های کلی را به عنوان آن میثاق مشترک بپذیریم و قبول کنیم که علی‌رغم تمام حرف‌ها، عیب‌ها و نقص‌هایی که داریم برای افراد و جناح‌ها می‌گوییم، می‌خواهیم در چشم‌انداز بهترین شویم، بنابراین برای بهترین شدن باید بهترین‌ها را پیدا کنیم و وقتی که قرار است بهترین را پیدا کنیم، دیگر شرایط به این ترتیب نیست که حتماً آن بهترین آدم، من باشم.

    در نتیجه حذف کردن قدرت ما را کاهش می‌دهد و توان انتخاب ما را کمتر می‌کند. وقتی بپذیریم که قرار است در منطقه اول شویم، آن وقت در هر رشته‌ای دنبال کسی می‌گردیم که توان، علم و مهارت دارد و می‌خواهد این چارچوب را بپذیرد و ما را اول کند.

    *با حضور افراد تندرو در مجلس، به نظر شما آیا این مجلس می‌تواند یک فراکسیون اکثریت داشته باشد؟

    همان‌طور که گفتم الان داخل اصولگرایان اختلاف است و واقعاً نمی‌دانم این تندروها تا چه اندازه می‌توانند برای خودشان طرفدار جذب کنند و طرف مقابل چقدر می‌تواند این کار را کند چون من زیاد از درون این جریانات مطلع نیستم تا بتوانم دیدگاه یا قضاوتی داشته باشم ولی چه اصولگراهایی که متعادلند و می‌خواهند در چارچوب همان سیاست‌ها کار کنند و چه اصلاح‌طلبان و چه بی‌طرفان، بر اساس منطق و بدون توجه به اینکه قدرت دست کیست، قدرت را به دست آن آدمی بدهیم که قادر است کاری کند، می‌توانیم مملکت را درست کنیم ولی اگر قدرت را برای خودمان بخواهیم، با این روش مملکت درست نخواهد شد.

    اینها اگر ۸ سال هم روی کار باشند نمی‌توانند یک میلیون مسکن بسازند

    *با اینکه مجلس هنوز شکل نگرفته، دعواها مخصوصاً بر سر ریاست شکل گرفته، از آقای قالیباف و نبویان تا متکی و رسایی و آقاتهرانی همگی مدعی هستند. برای خود شما بین ریاست قالیباف یا رسایی فرقی می‌کند؟

    طبیعتاً کسی که تعامل بیشترو بهتری دارد، خاک خورده‌تر است، بهتر از کسی است که هیچ کدام از این تجربه‌ها را ندارد ولی آدم خوبی است چون بازمی‌گردد به اینکه ما چه تجربه‌ای داریم. هر فردی وقتی کار می‌کند، عیب پیدا می‌کند و امکان دارد بلغزد. در نتیجه آن آدم‌هایی که کاری و تلاشی کردند و اینها عیبی را از آنها پیدا کردند که ممکن است درست هم باشد، خیلی هنر نکردند. هنر این است که خودشان چه کردند و اگر کردند، آیا توانستند بی عیب کاری را انجام دهند؟ اینکه مرتب حرف بزنند که ما اِل و بِل می‌کنیم، نیست.

    مگر نمی‌گفتند ما یک میلیون مسکن درست می‌کنیم، یک میلیون شغل درست می‌کنیم، تورم را درست می‌کنیم؟! پس چه شد؟ در عرض چهار سال سهل است اگر اینها هشت سال هم قدرت را به دست بگیرند و تنها یک میلیون مسکن بسازند هر چه خواستید به من بگویید. آن همه پول و امکانات به دست احمدی‌نژاد آمد اما نتوانست ۲ میلیون مسکن را تا آخر بسازد، بقیه‌اش را دولت روحانی انجام داد و هنوز هم تتمه‌اش مانده است. چطور اینها می‌خواهند در هر سال یک میلیون مسکن بسازند؟ اصلاً مصالح‌اش را دارند و جایگاهش را مشخص کرده‌اند؟ آن کسی که تجربه ندارد را سرکار بگذارید، دیوانگی است.

    * گفته می‌شود بسیاری از همین آقایان در حال حاضر یارگیری از بین اصلاح‌طلبان و اعتدالیون شروع کرده‌اند. فکر می‌کنید بتوانید با گرفتن سهم‌هایی در هیات‌رئیسه یا رؤسای کمیسیون‌ها، در انتخابات درون‌پارلمانی اثرگذار باشید؟

    منطق حکم می‌کند در مدیریت‌ها افراد توانمند فارغ از چپ و راست را بگذارند، بنابراین مشکل این نیست که پستی به ما بدهند یا ندهند، مشکل این است که ما افراد درست پیدا کنیم و بعد آنها را در آن جایگاه‌ها قرار دهیم نه اینکه چون ما هستیم، همه اینها باید از ماها باشند.

    اگر فضا فراهم باشد وارد رقابت نائب رئیسی می‌شوم

    *خود شما قبلاً کاندیدای نایب‌رئیسی بودید. ممکن است دوباره وارد رقابت شوید؟

    بستگی به فضایی دارد که با آن مواجه می‌شوم. باید مشاهده کنم که اوضاع به چه سمتی می‌رود که اگر شد بیایم و اگر نشد که اصلاً چیز مهمی نیست چون آن موقع که نایب رئیس هم بودم زیاد چنگی به دل نمی‌زد. مهم این است که آدم در جایگاهی قرار بگیرد که بتواند دغدغه‌ها و مشکلات مردم را بگیرد و دفاع کند و برای اصلاح و بهبودی آنها تلاش کند.

    اگر رسایی وارد هیئت رئیسه شود باید تأسف خورد

    *در مورد ریاست مجلسی صحبت می‌کنیم که قبل از این آقایان لاریجانی، باهنر رئیس این مجلس بودند، الان واکنش شما نسبت به این قضیه چیست که ما داریم در رابطه با ریاست افرادی مثل قالیباف، رسایی یا نبویان صحبت می‌کنیم که به عنوان چهره‌های تندرو شناخته می‌شوند؟

    بعید می‌دانم رسایی و طیفی که به این شکل فکر می‌کنند، بتوانند در هیات رئیسه یا جاهای دیگری حضور پیدا کنند و اگر هم بتوانند حضور پیدا کنند آدم باید تاسف بخورد که اوضاع به این روند و این شکل رقم خورده است چراکه مجلس محل گفتگو است، محل دعوا کردن و بداخلاقی نیست. اینها اگر سندی برای عیب کسی دارند آن را به شورای نگهبان می‌دادند تا تصمیم بگیرد. اینکه آدم از یکی خوشش نیاید بعد یک روندی را تعریف کند و بگوید اینها فاسد هستند، منطقی نیست.

    *در حال حاضر ۱۴۸ نماینده دوره اولی در مجلس دوازدهم داریم، این تعداد نماینده چه تاثیری می‌تواند بر روند مجلس بگذارد؟

    بستگی دارد که تجربه، چه پشتوانه کاری و چه انگیزه‌ای دارند.

    اگر می‌توانند شرایط را درست کنند، چرا فحش می‌دهند؟

    *شخصاً چه چشم‌اندازی پیش روی مجلس دوازدهم و دولت سیزدهم می‌بینید؟ با توجه به مواردی که مطرح کردید آیا مجلس وکیل‌الدوله خواهد بود؟

    وکیل‌الدوله بشود یا نشود، جهتی که می‌رویم، جهت گرانی و گرفتاری و تورم است. اینها ادعا می‌کردند FATF بد است، برجام بی‌خود است، مشکل از مدیریت است و تحریم هیچ تاثیری ندارد. الان که قدرت دست‌شان است اصلاح کنند. به نظرم غیرقابل اصلاح است به این معنی که اگر نتوانیم با اقتصاد دنیا رابطه برقرار کنیم و تعامل داشته باشیم، روز به روز عقب خواهیم افتاد حالا اینها هر چه می‌گویند، بگویند. اگر می‌توانند شرایط را درست کنند، چرا درست نمی‌کنند و فحش می‌دهند؟!

    در جاهای مختلف روایت شد که مقام معظم رهبری در یک جلسه غیرعلنی فرموده بودند چرا این کار را کردید، آن چیزی هم که شورای نگهبان در پاسخ اعلام کرد، گفت ما رد نکرده بودیم. ما همیشه پزشکیان را تایید کرده‌ایم و هیات اجرایی رد کرده است. کسی این روایت را رد نکرد چون اگر حرف غیردرستی بود حتماً از طرف دفتر مقام معظم رهبری همان روز اول عکس‌العمل نشان می‌دادند.

    *با توجه به مشی تندی که راه‌یافتگان به مجلس دارند و فضای اعتراضی که در جامعه وجود دارد، این افراد چقدر می‌توانند در تند کردن جامعه با تصمیماتی که در حوزه حجاب و فیلترینگ می‌گیرند، اثرگذار باشند؟

    به نظر بنده این امر شدنی نیست، چراکه دنیا به سوی فضای باز یک دهکده کوچک جهانی حرکت می‌کند. در زمان نه چندان دور اینها فیلتر هم نمی‌توانند کنند و همه راحت می‌توانند دسترسی پیدا کنند. تمام دعوای قریش و کفار این بود که نگذارند حرف رسول خدا (ص) به مردم برسد. ما اگر حرف و ایده خوبی داریم، اگر نوآوری و خلاقیت در وجودمان، فکرمان، دین‌مان و باورمان است، آنها باید از ما بترسند. بنابراین این نوع برخوردها غیر از اینکه ما را بدتر در عقب نگه می‌دارد، حاصلی نخواهد داشت.

    *یعنی در حوزه حجاب هم نمی‌توانند هیچ اقدامی انجام دهند؟

    به نظر می‌رسد وضعیت را بدتر خواهند کرد. در مورد حادثه‌ای که در قم در درمانگاه افتاده بود، باید بگوییم که روش تبلیغ و ارشاد کردن به پیر و پیغمبر آن نیست. ۴۰ سال است که این اقدامات را انجام می‌دهیم و به جای اینکه نتیجه بگیریم، بدتر کردیم. من نمی‌توان به دختر و بچه خودم دستور بدهم آن چیزی که من می‌گویم انجام بده! در صورتی که من را دوست دارد و به من علاقه دارد، دیر می‌روم خانه نگران می‌شود ولی حرفم را با دستور نمی‌پذیرد. حالا چگونه می‌خواهند با جامعه با دستور حرف خودشان را قالب کنند. شدنی نیست.

    برجام احیا نمی‌شود

    *به نظر شما امیدی به احیای برجام وجود دارد؟

    این روشی که اینها در پیش گرفتند، خیر.

    *حال و هوای منزل آقای پزشکیان در ساعت سال تحویل چگونه است؟

    معمولاً سعی می‌کنیم خانواده کنار هم باشیم، خواهرم، برادرم، دخترم و با هم بنشینیم به هم تبریک بگوییم، آرزو کنیم که حوّل حالنا الی احسن الحال شود. اخلاقاً و رفتاراً بهتر باشیم. مهربان‌تر باشیم. فرصت اینکه آن چیزی را که انسان‌ها به خاطرش به دنیا آمدند، صمیمیت و دوستی و محبت بین خدا و خانواده و مردم، در آنجا یک الگوی کوچک برای خودمان داشته باشیم.

    به هرکسی که به خانه ما بیاید، عیدی می دهم

    *با توجه به اینکه لحظه سال تحویل ساعت ۶ صبح است و …

    فرقی نمی‌کند. تا حالا هر وقت سال می‌خواست تحویل شود، ۲، ۳ یا ۴، بوده، نشستیم، صحبت کردیم. سعی کردیم بچه‌ها و خانواده را پیش هم قرار دهیم، پیش هم باشیم و کدورت‌ها و کینه‌ها را دور کنیم. بالاخره این دنیا به این کدورت‌ها و بداخلاقی‌ها و نگرانی‌ها نمی‌ارزد. امروز هستیم، فردا معلوم نیست باشیم یا نباشیم، قدر یکدیگر را باید بدانیم.

    فکر نمی‌کردم آقای خاتمی به اینجا برسد که رأی ندهد. طبیعتاً او تحت فشار یکسری از این جریانات تند است کما اینکه از قبل هم بوده است. مقام معظم رهبری از ابتدای سال ۱۴۰۲ به دست‌اندرکاران تاکید می‌کنند که مشارکت افزایش پیدا کند

    *به چه کسانی عیدی می‌دهید و از چه کسانی عیدی می‌گیرید؟

    به همه کسانی که به خانه ما می‌آیند عیدی می‌دهیم ولی دیگر معلوم نیست چه کسی به ما عیدی بدهد. همین بچه‌هایی که خوب هستند،‌عیدی ما هستند. بچه‌های سالمی هستند، سالم زندگی می‌کنند، من خدا را شاکرم که بچه‌های ما طوری زندگی کردند که این آقایانی که دنبال این هستند که برای افراد پرونده درست کنند، حرف دربیاورند و دنبال این هستند که خراب کنند تا حالا نتوانستند از دور و بر بنده موردی پیدا کنند که آبروریزی کنند.

    این خصلت بدی است که در نظام یک عده افراد برای اینکه خودشان را مطرح کنند درست کرده‌اند. خیلی گشتند از من یک چیزی پیدا کنند که بتوانند از آن طریق تخریب کنند، ولی وقتی هیچ چیزی پیدا نکردند و خواستند من را رد کنند گفتند تو به نظام التزام عملی نداری که آن هم خیلی خنده‌دار بود.

    *اولین فردی که به عیددیدنی او می‌روید یا تلفنی عید را به او تبریک می‌گویید چه کسی است؟

    معمولاً خانواده همسرم که فوت کرده، مادرش هستند. سعی می‌کنیم حال‌شان را بپرسیم و دیدنشان برویم و آنهایی که در این محدوده بزرگان فامیل ما هستند چون از بزرگان ما دیگر کسی نمانده ولی همان مادر همسرم هنوز هست در نتیجه سعی می‌کنیم حال ایشان را بپرسیم.

    بدترین عید من زمانی بود که همسرم را از دست دادم

    *بهترین و بدترین عیدی که در گذشته داشتید؟

    بدترین عید آن زمانی بود که همسرم را از دست دادم. بهترین‌اش را دیگر نمی‌دانم، همه‌اش عادی است.

    *پیام نوروزی شما.

    آرزو دارم آن چشم‌اندازی که رهبری مشخص کرده را این آقایان و خواهرانی که ادعا می‌کنند طرفدار رهبری هستند، خودشان را لایق اجرای آن اهداف کنند. طوری رفتار کنند که بشود آن قانون را در این مملکت پیاده کرد تا وقتی که ما به کشورمان نگاه می‌کنیم افتخار کنیم نه اینکه وقتی پایمان را از کشورمان آن طرف خاک می‌گذاریم، ببینیم راه آنها، جاده آنها، اداره آنها، ماشین آنها، سیستم آنها بهتر از مال ماست. این برازنده ما مسلمان‌ها نیست. وقتی من این را می‌بینم واقعاً خیلی ناراحت می‌شوم که چرا ما باید از دیگران عقب باشیم در صورتی که کشور ما و سابقه چندین هزار ساله این جامعه، همیشه قدرت‌ها، خلاقیت‌ها و شکوفایی‌ها در این کشور بوده.

    حالا آن طرف آب را نگاه کنی، آدم‌هایی که یک وقتی نان برای خوردن و آب برای نوشیدن نداشتند، الان وقتی آن طرف می‌روی یک چیزی می‌بینی که باید حسرت‌اش را بخوری. برای من واقعاً سخت است یک چنین چیزی را ببینم. ما می‌توانیم کشورمان را درست کنیم و مردم‌مان را به سرچشمه سعادت و زندگی راحت برسانیم به شرطی که به نخبگان و توانمندان خودمان احترام بگذاریم، قبول‌شان کنیم و اجازه دهیم حضور داشته باشند و تصور نکنیم آنها باید مانند ما فکر کنند و اگر مثل ما فکر نکردند، خائن و جاسوس هستند و مملکت‌شان را می‌فروشند. مملکت را کسی می‌فروشد که جامعه و مملکت‌اش را تخریب می‌کند و باعث می‌شود انسان‌ها در آنجا به سختی زندگی کنند و ما مقصریم.

  • چهره های رادیکال و پرخاشگر رأی آورده اند / نارضایتی سال گذشته مردم تمام نشده

    چهره های رادیکال و پرخاشگر رأی آورده اند / نارضایتی سال گذشته مردم تمام نشده

    به گزارش اقتصادران، مشارکت در انتخابات ۱۱ اسفند، رکورد شکست و از میزان مشارکت در انتخابات ۱۴۰۰ پایین شد، اما پیام این مشارکت پایین چیست؟ ناصر ایمانی معتقد است مسئولان باید پیام این انتخابات و روی کار آمدن چهره هایی رادیکالی را دریافت کنند و نسبت به رفع علل چنین مشارکت پایینی اقدام کنند.

    او با کنایه به فراموشی زودرس مسئولان، می‌گوید: «این تکرارها اعم از تحولات اجتماعی یا انتخابات با مشارکت پایین به هیچ‌وجه خوب نیست و نشان دهنده استمرار یک وضعیت غیرعادی در جامعه است.»

    و گریزی نیز به اختلاف بین اصولگرایان می‌زند و تاکید دارد؛ «مشکل اصولگرایان مشکل قدرت است، آنها احساس می کنند که در قدرت هستند و در قدرت هم خواهند ماند، بنابراین انشقاق حاصل می شود چون احساس می کنند در قدرت ماندنی هستند.»

    مشروح گفتگو با ناصر ایمانی را بخوانید؛

    *آقای ایمانی! در این دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی میزان مشارکت از دوره یازدهم نیز پایین تر بود،تحلیل شما از این میزان مشارکت چیست؟

    میزان مشارکت در این انتخابات، یکی از پایین ترین آمارهایی است که ما در این چهل و اندی سال گذشته در انتخابات مجلس شاهد بودیم. در مورد علل این کاهش مشارکت زیاد صحبت شده و دلایل گفته شده است، یک دلیل هم ندارد و دلایل متعددی دارد.

    ممکن است که یکی دو تا دلیل از دلایل اصلی باشند و سهم بیشتری را بخود اختصاص دهند. دلایلی نظیر دلایل اقتصادی ولی دلایل دیگری نیز وجود دارد که حتما باید به آنها هم توجه شود. مهمترین فاکتور این است که مسئولان مختلف در سطوح مختلف کشور این پیام را دریافت بکنند و به عبارتی دچار فراموشی زودرس نشوند که این انتخابات تمام می شود یا اعتراصات اجتماعی مثل سال گذشته تمام می‌شود و بعد هم همه چیز را فراموش کنند و یادشان برود که چرا اینطور شد.

    به عبارتی یادمان برود که چند صباح دیگر شاید از این تحولات اجتماعی داشته باشیم یا انتخاباتی داشته باشیم و به نوعی شاهد حضور کم رنگ مردم در صحنه باشیم و مجددا تکرار چنین وضعیتی.

    این تکرارها اعم از تحولات اجتماعی یا انتخابات با مشارکت پایین به هیچ وجه خوب نیست و نشان دهنده استمرار یک وضعیت غیر عادی در جامعه است. بنظر من مهم تر از اینکه چه عواملی دخیل هستند این است که مسئولان اولا بفهمند یک عواملی وجود دارد و در ثانی آن عوامل را به درستی شناسایی کنند و ثالثا تا جایی که می توانند اقداماتی انجام دهند تا آن عوامل رفع شود. درست است که ما بیش از یکسال تا انتخابات بعدی در کشور فرصت داریم ولی معلوم نیست و ممکن است دراین زمان به یکباره تحولات اجتماعی هم سر برسد ،این موضوع را باید درک کنند.

    متاسفانه بنظر می رسد گیرایی در مسئولان مختلف در حوزه های متعدد از بالا تا پایین کم است. آنهایی که فکر می کردند نارضایتی عمومی سال گذشته تمام شد باید به نتایج انتخابات نگاه بکنند که نشان دهنده این است که تمام نشده است.

    رای آوردن چهره‌های پرخاشگر و رادیکالی پیام مهمی دارد

    مسئولان باید درک کنند که در زیر پوست جامعه وقایعی وجود دارد که واقعی هستند و استمرار پیدا کرده است. مدت هاست که ما شاهد این نارضایتی ها هستیم ،چه در صندوق رای و چه در خیابان ها،باید این دلایل را پیدا کرد و به درستی و با روش علمی و با دقت و به دور از احساسات و پرده پوشی روی واقعیت ها به آنها پرداخت.

    *تحلیل‌تان مشخصا درباره آرای تهران چیست؟

    چیزی که می توان گفت این است که چهره هایی که شاخصه اصلی شان رادیکالیسم و پرخاشگری است رأی آورده اند که این موضوع نیز پیام دارد.

    * مجلسی که با این آرای حداقلی شکل بگیرد، چه خطراتی می تواند داشته باشد؟

    قبل از اینکه انتخابات انجام شود بارها صاحب نظران مختلف در مورد این خطرها گفته اند، هر چقدر که ما کاهش آرا داشته باشیم بالاخره مجلس تشکیل می شود، رئیس جمهور به هر حال انتخاب می شود، شورای شهر هم همینطور. ولی نرفتن به پای صندوق رأی موجب چند اتفاق می شود.

    واقع‌بینانه می گویم و از این طرف و آن طرف هم دفاع نمی کنم، فرض کنیم که اصلا در ایران نیستیم و در یک کشور دیگری هستیم، چند اتفاق منجر به این کاهش مشارکت می شود، اولا اینکه وضعیت ایران در منطقه وضعیت خاصی است و این کاهش آراء، برای کشورهای دیگر معنادار است، از کسانی که با ما دشمنی دارند تا آنها که دشمنی هم ندارند، این کاهش مشارکت امنیت ملی را مورد سوال قرار می دهد .

    در مشارکت پایین افرادی با کارآمدی پایین و با رای کمتر از ۲۰ هزار روی کار می‌آیند

    اثر دوم این است که با کاهش آراء افرادی در صحنه می آیند و مسئولیت را بر عهده می گیرند که با آرای بسیار پایینی می آیند و با ۲۰ هزار رأی یا کمتر بر صندلی مجلس می نشینند که این عدد می توانست یک تا ۲ میلیون هم باشد. قاعدتا وقتی مشارکت کم باشد افرادی روی کار می آیند که از سطح علمی، کارشناسی، توانایی و کارآمدی پایین تری برخوردار هستند و این اتفاق خوبی برای کشور نیست.

    یعنی دور باطل ادامه می یابد، چرا که مجلسی که ضعیف باشد رئیس جمهور و شورای شهر نیز ضعیف می شود و کشور بد اداره می شود، وقتی کشور بد اداره شود نارضایتی بیشتر می شود و وقتی نارضایتی بیشتر شود میزان مشارکت کاهش پیدا می کند و در این دور باطل وقتی مشارکت کاهش پیدا می کند افرادی وارد صحنه می شوند که توانایی لازم را ندارند. از همین لیست تهران می توانیم متوجه شویم کسانی که تا الان مطرح هستند چه سطح توانایی و کارآمدی دارند که اگر مشارکت بالاتر بود قاعدتا این ترکیب نبود.

    *آقای ایمانی! حذف چهره‌های اعتدالی، میانه‌رو و اصلاح‌طلب و مشخصا رقیب قوی، تا چه حد فضا را به سمتی برد که بین اصولگرایان انشقاق بیشتری ایجاد شود و به لیست واحد نرسند؟

    من خیلی این فاکتور را در انشقاق اصولگرایان قوی نمی دانم، اتفاقا به صحنه آمدن اعتدالیون باید موجب اتحاد بیشتر آنها می شد که نشد. اصولگرایان از یک بیماری رنج می برند که این بیماری با آمدن یکی دو تا لیست از اعتدالیون هم اصلاح نشد.

    درهر دوره ما ۴ یا ۵ لیست گردن کلفت از اصول گرایان می دیدیم، اگر چه این دوره برخی اعتدالیون لیست هم دادند ولی اصلا باعث اتحاد اینها نشد. الان مشکل اصولگرایان مشکل قدرت است، آنها احساس می کنند که در قدرت هستند و در قدرت هم خواهند ماند، بنابراین انشقاق حاصل می شود چون احساس می کنند در قدرت ماندنی هستند.

    اگر همه این لیست‌های اصولگرا را جمع بزنیم (اگر مشترکات را کنار بگذاریم) شاید بیش از ۷۰ تا ۸۰ نفر کاندیدا داشتند. تعداد و انشقاقشان خیلی زیاد بود و حملاتشان به یکدیگر بدون رودروایسی و اینکه توجه کنند این هم از همان جناح است، بود. این یک درد مزمن است که اصولگرایان دارند.

  • ركورد كاهش مشاركت در انتخابات شكسته شد / افزایش رای های باطله

    ركورد كاهش مشاركت در انتخابات شكسته شد / افزایش رای های باطله

    به گزارش اقتصادران، با پايان فرآيند اخذ راي، در ساعات پاياني جمعه شب، شمارش آرا در حوزه‌هاي انتخابيه سراسر كشور آغاز شد كه به تدريج نتايج رسمي و نام منتخبان نيز اعلام شد. ادعاي گزافي نيست اگر نتايج انتخابات مجلس دوازدهم تا ساعات پاياني شنبه شب را «عجيب» بخوانيم. رخدادهايي بي‌سابقه.

    ركورد كاهش مشاركت شكسته شد

    ميزان مشاركت مردم در انتخابات مجلس دوازدهم 41 درصد اعلام شد. طبق اعلام خبرگزاري دولت، از 61 ميليون ايراني واجد شرايط راي دادن، 25 ميليون نفر پاي صندوق‌هاي راي رفتند. اين كمترين ميزان مشاركت مردم ايران در 12 دور انتخابات مجلس بعد از انقلاب است. بيشترين ميزان مشاركت مردم در انتخابات مجلس، مربوط به مجلس پنجم بود كه در آن 71.1 درصد مردم راي دادند و علي‌اكبر ناطق‌نوري رييس آن مجلس شد. دومين مشاركت بالا نيز مربوط به مجلس ششم بود كه 67.3 درصد راي دادند و مهدي كروبي به رياست پارلمان رسيد.تا قبل از انتخابات 11 اسفند، پايين‌ترين نرخ مشاركت مربوط به مجلس يازدهم با 42.57 درصد بود كه رياست آن با محمدباقر قاليباف است و اينك ركورد كاهش مشاركت، باز هم شكسته شده است.

    پايگاه خبري عصرايران در اين باره نوشته است: «اين نكته از آن جهت حايز اهميت ويژه و حياتي است كه در سال ۱۳۹۸ كه انتخابات مجلس يازدهم برگزار شد، ميزان مشاركت براي اولين‌بار به زير ۵۰ درصد رسيد و در انتخابات رياست‌جمهوري و شورا‌هاي سال ۱۴۰۰ نيز اين مشاركت زير ۵۰ درصدي ادامه يافت (۴۸.۸ درصد) و اكنون در سال ۱۴۰۲، بار ديگر شاهد مشاركت زير ۵۰ درصدي در دو انتخابات مجلس شوراي اسلامي و مجلس خبرگان هستيم. به بيان ديگر در همه انتخابات ۴ سال اخير كه همه نوع انتخاباتي هم برگزار شده، بيش از ۵۰ درصد مردم و حتي نزديك به ۶۰ درصدشان در انتخابات شركت نكرده‌اند.»

    احمد زيدآبادي، تحليلگر مسائل سياسي نيز در كانال تلگرامش نوشت: اگر نرخ مشاركت ۲۰ درصد هم مي‌شد، رسانه‌هاي اصولگرا باز هم، اعلام جشن و پيروزي مي‌كردند.رسانه‌هاي اصولگرا مشاركت حدود ۴۰ درصدي در ‎انتخابات مجلس را به عنوان پيروزي، جشن گرفته‌اند.كلا در كشور ما قرار نيست كسي ذهنيتش را با واقعيت تطبيق دهد، اين واقعيت است كه بايد خودش را با ذهنيت افراد سازگار كند!

    وي در مطلب ديگري نيز نوشت: پيش از اين نوشته بودم كه انتخابات مجلس دوازدهم ارزش دموكراتيك ندارد، اما به لحاظ تركيبي كه پيدا مي‌كند، تا اندازه‌اي جهت‌گيري آينده را مشخص خواهد كرد. از آنجا كه در اين دور از انتخابات چهره‌هاي ناشناس بسياري تاييد «صلاحيت» شده بودند، اين احتمال وجود دارد كه افرادي با گرايش سياسي نامشخص يا بدون گرايش سياسي خاص، ولي با جهت‌گيري مخالفت شديد با وضع موجود، اكثريت كرسي‌هاي مجلس را به خود اختصاص داده باشند. البته تا زمان مشخص شدن گرايشِ اكثريتِ راه يافتگان به مجلس بايد صبر كرد، اما اگر احتمالي را كه مطرح كردم، واقعيت پيدا كند، چه خنده‌بازاري به پا خواهد شد! چه بسا عجيب و غريب‌ترين مجلس پس از انقلاب شكل گرفته باشد!

    آمار عجيب آراي باطله

    دوم شدن آراي باطله در يزد بازتاب زيادي در رسانه‌ها داشته است. در يزد ميزان آراي باطله ۲۹ هزار و ۳۰۳ راي اعلام و به عبارتي دوم شده است. از اين شهر، محمدصالح جوكار با تعداد ۸۱ هزار و ۶۳۴ راي به مجلس راه يافته است. كانديداهاي بعدي با اختلاف زياد، تنها از ۱۹ هزار تا سه هزار راي آورده‌اند.

    هنوز مشخص نيست در انتخابات اخير چند درصد آرا، باطله هستند، اما در انتخابات رياست‌جمهوري سال ۱۴۰۰، آراي باطله رتبه دوم جدول رده‌بندي آرا را به خود اختصاص داد.

    بر اساس آماري كه ياسر جبراييلي، فعال سياسي اصولگرا اعلام كرده در استان تهران يك ميليون و ۸۱۳ هزار نفر راي داده‌اند. تعداد كل واجدين شرايط حدود ۱۰ ميليون و ۳۰ هزار نفر بوده و با اين حساب مشاركت در استان تهران حدود ۱۸ درصد برآورد مي‌شود. روزنامه اينترنتي فراز در اين باره نوشته است: «با توجه به نزديكي تعداد آراي ماخوذه با دوره قبل و كاهش بي‌سابقه راي نامزد‌ها به نظر مي‌رسد بخش بزرگي از آرا باطله بوده باشد. تا حدي كه برخي شائبه پيشتاز بودن يا دوم بودن آراي باطله در حوزه انتخابيه تهران را مطرح كرده‌اند.»

    بر اساس قانون انتخابات هر نامزد بايد بتواند ۲۰ درصد از كل آراي ماخوذه را به دست آورد. همچنين بر اساس ماده ۲۲ قانون آراي باطل نيز جزو آراي ماخوذه به حساب مي‌آيند. البته اين در صورتي است كه آراي ماخوذه «ناخوانا» باشد، حاوي اسامي غير از نامزد‌هاي تاييد شده باشد و سفيد به صندوق انداخته شود. به‌طور كلي نيز آرا و صندوق‌هايي كه شائبه تقلب در آنها هست و قانون به ۱۲ مورد آن اشاره كرده باطل و جزو آراي ماخوذه محاسبه نمي‌شود. البته طبق تبصره ماده ۲۲ آراي باطل ماخوذه در حد نصاب انتخاب نماينده محاسبه نمي‌شود. اين يعني هر چند پيش‌بيني مي‌شود آراي باطله زيادي به صندوق‌ها ريخته شده باشد، اما اين آرا در نصاب نامزد‌ها محاسبه نخواهد شد.

    بازماندگان عجيب رقابت‌هاي انتخابات مجلس دوازدهم

    با آغاز شمارش آرا به‌طور رسمي و غيررسمي اخبار حكايت از اين دارد دارد كه برخي چهره‌هاي شناخته شده ادوار قبل از راهيابي به مجلس آينده بازماندند و بخشي از عجايب اين دوره انتخابات هستند.

    «محمدباقر نوبخت»، دبيركل حزب اعتدال و توسعه با سابقه ۴ دوره نمايندگي مجلس از حوزه انتخابيه رشت و خمام، رييس سازمان برنامه و بودجه در دولت يازدهم و دوازدهم، در اين دوره، از حوزه انتخابيه تهران ثبت‌نام كرده و تاييد صلاحيت شده بود .اما در فاصله ۲۱ روز مانده به برگزاري انتخابات تصميم به تغيير حوزه انتخابيه‌اش به شهر رشت و خمام گرفت. با اين وجود او از كسب راي براي ورود به مجلس باز مانده است.

    «محمدرضا باهنر»، نماينده دوره‌هاي دوم، سوم، چهارم، پنجم، هفتم و هشتم و نهم با ۲۸ سال نمايندگي در مجلس، ابتدا از حوزه انتخابيه تهران نامزد شده بود و بعد به كرمان تغيير حوزه داد، نتوانست آراي مردم كرمان را جلب كند.

    «محمدرضا پورابراهيمي»، نماينده مردم كرمان در مجالس نهم، دهم، يازدهم نيز از راهيابي به مجلس دوازدهم باز ماند.

    «علي‌اصغر عنابستاني»، نماينده دوره يازدهم مجلس و نامزد حوزه سبزوار بود كه نامش با سيلي زدن به يك سرباز راهنمايي و رانندگي بر سر زبان‌ها افتاده بود نيز به مجلس دوازدهم راه نيافت. علاوه بر اين «حسن نوروزي» كه سابقه حضور در دوره‌هاي هشتم، دهم و يازدهم مجلس شوراي اسلامي را در كارنامه دارد، از راهيابي به مجلس دوازدهم باز ماند و حسن قشقاوي، سخنگوي اسبق وزارت امور خارجه، از حوزه رباط‎كريم و بهارستان راهي مجلس شد.

    «حسين جلالي»، نماينده مردم رفسنجان در مجلس يازدهم جاي خود را به اناركي‌محمدي داد. اناركي‌محمدي در مجلس دهم نيز نماينده مردم رفسنجان و انار بوده است.

    علاوه بر اين با پايان شمارش آرا و اعلام نتايج انتخابات مجلس شوراي اسلامي در حوزه انتخابيه شهرستان كرمانشاه، محمد رشيدي به عنوان نفر اول منتخب مردم شد و عبدالرضا مصري، فضل‌الله رنجبر، جهانبخش اميني و ابراهيم رحيمي‌زنگنه به دور دوم راه يافتند و بدين‌ترتيب ايرج ملكي از راهيابي به مجلس باز ماند.

    فراكسيون اقليت در راه است؟

    اعلام نتايج برخي شهرستان‌ها حكايت از راهيابي چهره‌هاي تازه يا اقليت مجلس يازدهم به دوره دوازدهم دارد. مسعود پزشكيان از تبريز، آذرشهر و اسكو، غلامرضا نوري‌قزلجه از بستان‌آباد، عبدالكريم حسين‌زاده از نقده و اشنويه، مجيد نصيرپور سردهايي از سراب، سيد فريد موسوي از مراغه و عجب‌شير و نمونه‌هاي ديگر آماري بالغ بر 35 نفر را در سراسر كشور رقم مي‌زند. چهره‌هايي كه مي‌توانند يك فراكسيون اقليت منسجم را در مجلس دوازدهم رقم بزنند.

    رخداد بي‌سابقه در تهران

    خبرگزاري مهر، ميزان مشاركت مردم تهران در انتخابات روز گذشته را 24 درصد اعلام كرد.در انتخابات دور يازدهم مجلس شوراي اسلامي كه سال 1398 برگزار شد، 26.24 درصد از تهراني‌ها پاي صندوق‌هاي راي رفته بودند.در انتخابات رياست‌جمهوري سال 1400 نيز ميزان مشاركت مردم تهران، 34.39 درصد بود. با اين اوصاف، كمترين ميزان مشاركت مردم تهران در يك انتخابات، در روز 11 اسفند 1402 رقم خورده است. فارغ از مساله مشاركت در تهران رخدادي بي‌سابقه نيز در اين دوره از انتخابات ثبت شده و آن تعيين تكليف اكثريت كرسي‌هاي تهران در مجلس دوازدهم در دوره دوم است.

    بر اساس ماده 9 قانون انتخابات جديد مجلس شوراي اسلامي در انتخابات مجلس فرد منتخب در مرحله اول انتخابات بايد حداقل بيست درصد (۲۰%) از كل آرا را كسب كند و انتخاب در مرحله دوم و همچنين انتخابات ميان‌دوره‌اي با كسب اكثريت نسبي به هر ميزان است.

    ماده ۱۰نيز تصريح دارد كه چنانچه در مرحله اول براي يك يا چند نفر از داوطلبان حداقل يك‌پنجم آرا حاصل نشد، انتخابات دومرحله‌اي خواهد شد، بدين معني كه از بين نامزد‌هايي كه حداقل يك‌پنجم آرا را در مرحله اول به دست نياورده‌اند، فقط به تعداد دو برابر نمايندگان مورد نياز از بين كساني كه بيشترين آرا را در مرحله اول داشته‌اند، در انتخابات مرحله دوم شركت مي‌كنند و در صورتي‌ كه تعداد نامزد‌هاي باقيمانده، كمتر از دوبرابر باشد، تمام آنان در مرحله دوم انتخابات شركت خواهند كرد.

    در شرايط فعلي بر اساس ميزان آمار اعلام شده تا ساعات پاياني روز شنبه بيشترين راي متعلق به سيد محمود نبويان با حدود 120 هزار راي است. اين در حالي است كه بر اساس ميزان آراي كل اخذ شده در تهران كف راي قابل قبول 20 درصد حدود يك ميليون و 800 هزار رايي است كه درباره تهران اعلام شده است، يعني 360 هزار راي. با توجه به اينكه ميزان 120 هزار راي براي 40 درصد صندوق‌هاي تهران اعلام شده با فرض ثبات همين نسبت راي به نفر اول باز هم حد نصاب لازم براي پيروزي در دور نخست تامين نمي‌شود و مي‌توان با قطعيت نسبي اعلام كرد كه براي نخستين‌بار در انتخابات مجلس شوراي اسلامي هر سي كرسي تهران در مجلس در دور دوم انتخابات تعيين تكليف مي‌شود. با اين وجود حميد رسايي در كانال تلگرامي خود نوشته است: حداقل سه نفر نخست تهران يعني «محمود نبويان، حميد رسايي و اميرحسين ثابتي» به‌طور حتم در دور نخست پيروز مي‌شوند. با اين پيش‌بيني بايد براي بقيه 27 نفر در تهران، 54 نفر در دور دوم انتخابات رقابت كنند و به عبارتي تا رتبه 57 كسب‌كنندگان راي در دور اول، در دور دوم به رقابت خواهند پرداخت.

    علاوه بر اين قانون انتخابات مجلس در تبصره 2 ماده 10 تاكيد دارد كه اگر تعداد نامزد‌هاي باقيمانده مساوي يا كمتر از نمايندگان مورد نياز باشد، انتخابات مرحله دوم انجام نخواهد شد و نامزد يا نامزد‌هاي مذكور با همان تعداد آراي مكتسبه مرحله اول به مجلس راه مي‌يابند.

    تبصره 3 اين ماده قانوني نيز تاكيد دارد كه وزارت كشور با هماهنگي شوراي نگهبان زمان انجام مرحله دوم انتخابات را ظرف يك ‌ماه پس از اعلام نتيجه مرحله اول و تاييد صحت انتخابات توسط شوراي نگهبان، تعيين و اعلام خواهد كرد.

    لازم به تاكيد است كه بر اساس قانون انتخابات مجلس، كليه راي‌دهندگان مرحله دوم منحصرا در حوزه انتخابيه‌اي كه در مرحله اول انتخابات راي داده‌اند، شركت خواهند كرد و كساني كه در مرحله اول در هيچ يك از حوزه‌هاي انتخابيه راي نداده باشند در مرحله دوم انتخابات مي‌توانند، شركت كنند.

    در انتخابات ميان‌دوره‌اي حوزه‌هاي انتخابيه هر دوره مجلس، كساني حق راي دارند كه در انتخابات قبلي آن دوره در همان حوزه راي داده باشند يا در هيچ يك از حوزه‌هاي انتخابيه شركت نكرده و راي نداده باشند.

    رييس ستاد انتخابات استان تهران نيز با بيان اينكه «در حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات، اسلامشهر و پرديس همچنان بايد منتظر باشيم؛ چراكه هنوز شمارش آرا ادامه دارد و ممكن است تا فردا نيز به طول بينجامد» از احتمال كشيده شدن انتخابات مجلس در اين حوزه انتخابيه به دور دوم خبر داد.

    بازي ليست و سرليست كدام ليست تهران توفيق بيشتري داشته است؟

    با مرور ميزان آراي 30 نفر نخست تهران تا زمان حاضر به نظر مي‌رسد چهره‌هايي كه در ليست صبح ايران قرار داشتند بيش از بقيه در كسب راي توفيق پيدا كرده‌اند، البته لازم به يادآوري است كه اين اسامي به صورت اختصاصي مختص اين ليست نبوده و از اساس مشتركات هر 4 ليست- ليست متحد شوراي ائتلاف نيروهاي انقلاب و جبهه پايداري، ليست امنا، ليست جبهه متحد و ليست صبح ايران- قابل توجه است. در اين بين ليست شوراي وحدت با سرليستي منوچهر متكي جز سرليست خود كه در ليست صبح ايران نيز بوده هيچ توفيقي در كسب راي نداشته است.

    فهرست «صبح ايران» كه منتسب به علي‌اكبر رائفي‌پور و ائتلاف او با سعيد محمد ارايه شده بود، با 20 كانديدا، بيشترين سهم را در بين 30 نفر نخست به خود اختصاص داده است. منوچهر متكي، تنها كانديداي موجود بين 30 نفر نخست است كه از بين 4 فهرست فوق، فقط در ليست صبح ايران حضور داشته است و البته همان‌طور كه تاكيد شد سرليست شوراي وحدت نيز بود . البته متكي به خاطر سابقه كارهاي اجرايي به خصوص وزارت امور خارجه در دولت محمود احمدي‌نژاد پتانسيل‌هاي فردي راي‌آوري در بدنه راي اصولگرايي را نيز داشته است. فهرست امنا هم كه با چهره‌هايي چون رسايي و كوچك‌زاده شكل گرفت، هر چند كانديداي اختصاصي در بين 30 نفر اول ندارد ولي با 17 كانديداي مشترك، بعد از صبح ايران، جايگاه دوم كسب راي را دارد.

    مساله دوم بالاترين راي در تهران يعني سيد محمود نبويان است. راي بالاي نبويان از دو بعد قابل توجه است؛ نخست توجه بدنه راي‌دهندگان در تهران به شمايل جبهه پايداري با همه رويكردهاي خاص اين جريان كه در راي بالا به نبويان تبلور يافته و دوم حضور او در همه فهرست‌هاي چهارگانه است كه طبيعتا صدرنشيني او در ميزان آرا در تهران را برايش به ارمغان آورده است. احتمال اول چندان قابل ارزيابي نيست به خصوص كه ميزان راي آقاتهراني نشان از استقبال راي‌دهندگان از جريان پايداري در تهران ندارد. آقاتهراني در انتخابات گذشته، 868 هزار راي به دست آورده بود در حالي كه بر اساس آخرين آمار اعلامي روز گذشته كه كمتر از نيمي از صندوق‌ها شمرده بود، تنها موفق به كسب 80 هزار راي شده است و اگر نسبت دو برابري اين عدد را هم بعد از اتمام شمارش آرا در نظر بگيريم وزن راي به ليدر جبهه پايداري در تهران مشخص مي‌شود. بنابراين راي محمود نبويان به عنوان پيشتاز انتخابات در تهران در قالب حضور در 4 ليست قابل تعبير و تحليل است.

    گفتني ديگر انتخابات تهران علاوه بر اينكه هيچ ليستي به صورت كامل راي نياورده، جايگاه محمدباقر قاليباف است. قاليباف بر اساس آخرين آمار اعلامي شمارش آرا در جايگاه چهارم قرار دارد. علاوه بر اين در انتخابات دور قبل در تهران قاليباف بر اساس آمار اعلام شده بالغ بر يك ميليون و 200 هزار راي در صدر ليست منتخبين تهران قرار داشت و آخرين نفر اين ليست عزت‌الله اكبري‌تالارپشتي با حدود 600 هزار راي بود. به نظر مي‌رسد بعد از يك دوره حضور قاليباف در مجلس به عنوان نماينده تهران و در كسوت رييس مجلس، ميزان راي كسب شده توسط وي كه تا ساعات پاياني روز شنبه به 100 هزار راي نيز نرسيده از آخرين نفر ليست اصولگرايان در دوره يازدهم نيز كمتر شده است. در كنار اين موضوع از ياد نبريم كه اميرحسين ثابتي مجري برنامه جهان‌آرا كه از نيروهاي فكري سعيد جليلي نيز محسوب مي‌شود و از اساس در ليست اصولگرايان هيچ جايي نداشت در رتبه سوم و بالاتر از قاليباف در تهران كسب راي كرده است. محمدباقر قاليباف و زهرا سادات لاجوردي، تنها كانديداهايي هستند كه نام‌شان فقط در ليست شانا بوده و به جمع 30 نفر رسيده‌اند. در مجموع، فهرست شانا كه حول محور قاليباف تشكيل شده بود، با 2 كانديداي اختصاصي و 10 كانديداي مشترك، كمترين ميزان موفقيت را در بين فهرست‌هاي چهارگانه به دست آورده است.علاوه بر اين به نظر مي‌رسد چهره‌هاي نزديك به او كه سهم قاليباف در ليست متحد اصولگرايان محسوب مي‌شدند هيچ يك نتوانسته‌اند در بين 30 نفر نخست قرار بگيرند.

    نكته مهم ديگر درباره تهران سليقه راي‌دهندگان تهراني از بدنه راي اصولگرايي است . نخست بايد به اين نكته توجه داشت كه فهرست شوراي وحدت نيروهاي انقلاب اسلامي كه از سوي تشكل‌هاي باسابقه اصولگرا مانند حزب موتلفه اسلامي حمايت مي‌شد و در عمل نماد اصولگرايي سنتي است، نتوانست در ميان اين 4 فهرست جايگاهي داشته باشد و سرليست آن يعني منوچهر متكي به مدد وزن سياسي شخصي و حضور در ليست صبح ايران، وارد 30 نفر برگزيده اوليه تهران شده است.بنابراين عبور از اصولگرايي سنتي برخلاف آنچه تا سال‌هاي ابتدايي دهه 90 هنوز برقرار بود، رقم خورده و نهايي شده است. نكته دوم اينكه راي‌دهندگان از بدنه راي اصولگرايي در تهران برخلاف دور قبل ديگر ليستي راي نداده‌اند. موضوعي كه در جاي خود نيازمند بررسي‌هاي جدي است و با اعلام نتايج نهايي آرا در تهران مي‌توان درباره آن تحليل‌هاي مشخص و تازه‌اي داشت. تحليل‌هايي كه خبر از دوران تازه در بدنه راي اصولگرايي و تغيير ديدگاه جدي آنها نسبت به گفتمان و رفتارهاي اصولگرايي دارد. تغيير ديدگاه‌هايي كه قطعا با تغيير مطالبات نيز همراه خواهد بود.

  • اگر هم قهری هست نه از سوی اصلاح طلبان که از سوی قدرت حاکم است

    اگر هم قهری هست نه از سوی اصلاح طلبان که از سوی قدرت حاکم است

    به گزارش اقتصادران، متن سخنان حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی در دیدار اعضای حزب مجمع ایثارگران در پی می آید:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    من برای هر تشکّل و نهاد مدنی، با همه وجودم، احترام زیادی قائل هستم، اما شما دارای این امتیاز هستید که دارای عنوان ایثارگری می باشید و ایثار و ایثارگری از متعالی ترین ارزش های اخلاقی است.

    در موضوع اخلاق بحث های گسترده ای وجود دارد. از جمله مباحث دوران جدید در اخلاق، تقسیم اخلاق به اخلاق خودگرا و دیگرگراست. یعنی آنچه مورد نظر و مبنای عمل (اخلاقی) است خود است؛ دیگرگرائی هم مطرح است و نظر برتر (و موجه‌تر) اینکه اخلاق وقتی تحقق می یابد که انسان دیگرگرا باشد یا خودگروی او در حوزه وسیعتر دیگرگروی قرار گیرد. انسان خودگرا و خودمحور فقط خیرخود را می خواهد و دیگرگرا خیر دیگران را نیز مدّ نظر دارد.

    ایثارگری اما یک مرحله متعالی و بالاتری است؛ و آن اینکه نه تنها باید دیگر‌خواه بود، بلکه برای اینکه دیگری بهتر زندگی کند بتوان از منافع خود و حتی اگر اقتضاء کند از جان خود هم گذشت. گذشت از خود، راحت، و حتی زندگی خود برای دیگران و برای یک هدف بالاتر. البته به نظر من گرچه ممکن است احیاناً صاحب گرایش های دنیوی هم ایثارگری کند ولی ایثارگری واقعی بعنوان یک اصل محکم و پایدار بر پایه ایمان به خدا (که خیر اعلی) است میسّر است.

    در عرصه کنونی نیز اصلاح طلبی این افتخار را دارد که بخش مهمی از ایثارگران خود را اصلاح طلب و اصلاح خواه می دانند و این یک ارزش است. مشخص است که اصلاح طلبی خواستار اصلاح خود در درجه اول و اصلاح جامعه در درجه بعد است و از جمله اگر انحراف و ناراستی در سطوح بالا و در کل نظام هم بود می خواهد اصلاح شود.

    اصلاح طلب واقعی با کسی قهر نیست و قهر نخواهد کرد. گرچه ممکن است موضع داشته باشد و انتقاد کند و باید بکند ولی با انتخابات، با حاکمیت و بخصوص با مردم قهر نخواهد کرد. برعکس، دلش می خواهد درکنار مردم و با مردم و به نفع مردم عمل کند. اگر هم قهری هست نه از سوی اصلاح طلبان که از سوی قدرت حاکم است که با اصلاح و اصلاح طلبی قهر کرده است.

    و در مسئله انتخابات هم باید از انتخابات دفاع کرد. چرا که انتخابات راه رسیدن به یک نظام مردمی مردم سالاری است که می تواند خیر مردم را تامین کند و مردم در آن احساس رضایت کنند؛ هم دنیای مردم را بهتر کند و هم آنها که اهل آخرت هستند احساس کنند که در این دنیا می توانند مسیر آخرت خود را، بدون آنکه مزاحم کسی شوند و بدون اینکه کسی مزاحم آنها شود طی کنند. پس از نظر ما انتخابات بسیار مهم است و اگر انتقادی هم هست، به این می باشد که انتخابات در جای خود نیست و باید بجای اصلی خود برگردد.

    موفق و پیروز باشید.