برچسب: اصلاح طلبان

  • کفگیر آقایان به ته دیگ خورده ولی حاضر نیستند که آن را بپذیرند

    کفگیر آقایان به ته دیگ خورده ولی حاضر نیستند که آن را بپذیرند

    به گزارش اقتصادران، عباس عبدی نوشت:

    یکی از وعاظ مشهور و سلبریتی‌های نواصولگرا کم‌کم متوجه تبعات سیاست‌های جاری شده است ولی هنوز نمی‌خواهد به واقعیت مساله اشاره کند. وی گفته است آنهایی که تفکر غرب‌گرایانه علیه دین و انقلاب دارند، نمی‌دانند حقیقت دین چیست؟

    در میان برخی جوانان که از دین فاصله دارند، سوءتفاهم‌هایی ایجاد شده و کار به جایی رسیده که بعضا از دین نفرت دارند. این نکات را در حالی اظهار داشته که لحظه‌ای به خود نمی‌آید که بداند مگر نه آنکه این غربگراها پیش از انقلاب بیشتر بودند و تمامی رسانه‌ها را هم در دست داشتند و در مقابل اکنون تمامی این رسانه‌ها در دستان شماست تا حقیقت دین را معرفی کنید، پس چرا پیش از انقلاب فوج‌فوج جوانان به سوی دینداری می‌رفتند و اکنون کار به جایی رسیده که تنفر هم پیدا کرده‌اند؟ تفاوت در عملکرد شماست. وی در جای دیگری ساده‌انگارانه مدعی می‌شود که مطابق نظرسنجی‌ها ۷۰درصد مردم آرزو دارند که اگر مقدمات فراهم شود به کربلا بروند. وی این را نشانه‌ای از گرایش مردم به دین با تعبیر خودشان می‌داند!! سپس به انتخابات پرداخته و آن را مستمسک نقدی قرار می‌دهد و می‌گوید که امام‌حسین(ع) را چگونه معرفی کردید که این جوانان و مردم در انتخابات شرکت نمی‌کنند! سپس با طلبکاری می‌گوید که دین در مشارکت انتخاباتی چقدر تعیین‌کننده بود؟

    اگر دین تو در انتخابات موثر نیست مرده‌شور این دین را ببرند که در حساس‌ترین حادثه ساکت است، لال است. وی ادامه می‌دهد که وقتی تبیین دین درست صورت نگیرد در انتخابات نقش اول را بازی نمی‌کند، متحجرانه معرفی شده است. اینها را کسی گفته که هنوز مواضع و تبلیغات عجیب او در انتخابات موجب تعجب شده و برخی از کاربران طرفدار آنان، احساس فریب‌خوردگی خود را از این رفتارها اعلام کرده‌اند. ولی اینها اهمیت اصلی را ندارند. مساله اینجاست که اگر تنفر از دین ایجاد شده دقیقا محصول عملکرد همین افراد است که منابر رسمی را به تصرف خود در آورده‌اند و هر لحظه در یکی از کانال‌های تلویزیونی حضور دارند و اظهارنظر می‌کنند و به خیال خود در حال هدایت مردمی هستند که در حال گمراه شدن هستند.

    واقعیت این است که انتخابات ۸ و ۱۵ تیر ۱۴۰۳، دستاورد مهم‌تری از پیروزی پزشکیان داشت. این دستاورد که جناح طرفدار وضع موجود متوجه شود جامعه آن چیزی نیست که گمان می‌کردند. خوشبختانه پیش از انتخابات این صدا در سطوح بالای حکومتی شنیده شد و به همین علت انتخاباتی رقابتی شکل داده شد تا وضع از اینکه هست، بدتر نشود که نشد و تاحدودی در مسیر جبران قرار گرفتیم. ولی اغلب اصولگرایان تندرو متوجه عمق این تحول نشده بودند و همچنان در خیال خام خود بودند که گمان می‌کردند مردم با آنان هستند.

    انتخابات اخیر دو ضربه کاری به تفکر آنان زد؛ اول اینکه متوجه شدند بخش بزرگ و اکثریت جامعه از آنان عبور کرده‌اند، به‌ طوری که حتی با مشارکت اصلاح‌طلبان هم نمی‌توان مخالفان را کمتر از نصف کرد. دوم اینکه همان باقیمانده در عرصه سیاست نیز به این جماعت پشت کرده‌اند و حاضر نیستند که وارد بازی‌های سیاسی آنان شوند. بازی‌هایی که آلوده به منافع مالی و اتهامات ریز و درشت است یا آلوده به ریاکاری و دروغ است. سیاستی که مطلقا پاسخگوی نیاز امروز جامعه ما نیست و حاضر هم نیستند، کوچک‌ترین توضیحی درباره اتهامات و سوالات مطرح درباره خودشان دهند ولی همچنان خود را انقلابی و جبهه انقلاب معرفی می‌کنند و اغلب رسانه‌های بخش عمومی را در تیول خود دارند و کماکان مدعی مشکلات و انحرافات غرب‌زدگان اسلامی هستند!! روشن است که کفگیر آقایان به ته دیگ خورده ولی حاضر نیستند که آن را بپذیرند و همچنان دنبال بهانه هستند ولی دو ضربه کاری انتخابات اخیر آنان را گیج کرده، امیدواریم زودتر به هوش آیند.

  • پزشكيان را زمین نزنید وگرنه ديگر با هزار قسم و آيه هم مردم پای صندوق نمی آیند!

    پزشكيان را زمین نزنید وگرنه ديگر با هزار قسم و آيه هم مردم پای صندوق نمی آیند!

    به گزارش اقتصادران، جعفر گلابی در روزنامه اعتماد نوشت:

    پس از حضور آگاهانه و مسوولانه مردم خصوصا در دور دوم انتخابات رياست‌جمهوري و انتخاب آقاي دكتر پزشكيان فضاي بسيار خوبي در كشور ايجاد شده و خصوصا اينكه مردم اميدوار شده‌اند. اميدي كه واقعا با خون جگرحاصل شد. بیشتر كساني كه راي ندادند و غالب كساني كه مردد بودند اين دغدغه را داشتند و همچنان دارند كه با انتخابات جديد چيزي تغيير نمي‌كند و نمي‌گذارند آقاي پزشكيان كاري بكند.

    البته اين دغدغه موهوم نيست و مثال‌هاي بسيار براي آن مي‌آوردند و مي‌شود آورد. خوشبختانه اصلاح‌طلبان با همه انتقاداتي كه به وضع موجود داشته و دارند، همواره يا همراه دولت‌ها بوده‌اند يا اگر به امور مختلف انتقاد داشته‌اند هيچ ابزار عملي براي كارشكني در دست نداشته‌اند و انتقادات‌شان از سطح چند روزنامه، سايت و فضاي مجازي تجاوز نمي‌كرد. اما كليت جناح مقابل همواره افزون بر انتقاد و مصونيت در هرگونه حمله به دولت از ابزارهای  بسياري براي ناكام گذاشتن دولت‌هاي مخالف خود برخوردار بوده و هستند. اين معنا كاملا روشن است و نياز به كوچك‌ترين توضيحی ندارد.

    اكنون هم مي‌توانيم با صراحت بگوييم كه جناح مقابل اگر بخواهد مي تواند از موفقيت دولت جلوگيري به عمل بیاورد. اما اين اميدواري وجود دارد كه با توجه به تجربيات سخت گذشته و آسيب‌هاي عظيم وحدت‌شكن، ساحت سياسي كشور به درجه تازه‌ای از بلوغ سياسي رسيده باشد و همه اختلاف‌ها را زير خط منافع ملي دنبال كند. ما مي‌توانستيم تا قبل از عهد‌شكني نفرت‌انگيز امريكا در برجام (كه متاسفانه برخي را در داخل خوشحال كرد) اين برنامه جامع اقدام مشترك را تثبيت و امكان خروج امريكا از برجام را بسيار سخت و حتي نشدني بكنيم.

    اگر دولت آقاي روحاني – با همه انتقادهايي كه در زمينه‌هاي ديگر بر آن  وارد است –  در اين زمينه به موفقيت مي‌رسيد، ايران اساسا وارد مرحله بالايي از مصونيت و اقتدار مي شد و حتي در دعواها، تشنج‌ها و انواع كشاكش‌هاي رايج جهان بازسازي و نوسازي ضروري زيرساخت‌هاي كشور بي‌وقفه ادامه پيدا مي‌كرد. بازي تحريم‌ها به هيچ ‌وجه نبايد آغاز مي‌شد و دولت‌ها در هيچ شرايطي نبايد اجازه اين ستم بزرگ را به بيگانگان مي دادند كه متاسفانه بعضا نه‌تنها زمينه تحريم را از بين نمي‌بردند بلكه علنا استقبال نشان مي‌دادند و اين به تمام معنا يك فاجعه بود و  خدا مي‌داند كي بتوانيم كاملا از شرش خلاص بشويم! تحريم‌ها و استمرار آنها از يك زاويه از يك جنگ تحميلي بدترند چرا كه آنها مي‌زنند و ما نمي‌توانيم پاسخ بدهيم. خدا مي‌داند از ستم تحريم‌ها چه تعداد از خانواده‌هاي ايراني به خاك سياه نشستند و حتي از فقر حاصل از آن چه تعداد به طرق مختلف جان باخته‌اند. تحريم‌ها جنگي ويرانگر و ستمكارانه است و فقط صدا ندارد.

    اكنون كه آقاي پزشكيان براي كار و برداشتن فشارها از دوش مردم راي آورده است به دلايل متعدد امكان بالايي براي موفقيت دارد. اگر همه اركان نظام كمكش كنند و قاطعانه جلوی هر گونه كارشكني را بگيرند. وي رسما گفته است كه براي دعوا نيامده، بارها تاكيد كرده است كه درپي اجراي سياست‌هاي كلي مدون شده نظام است و بر اين اساس حتي چهره‌هاي برجسته‌اي از اصولگرايان از او حمايت كردند. او در مناظره‌هاي تلويزيوني براي افزايش راي‌هاي خود هرگز تند نرفت، نيش و كنايه نزد، نفرت ايجاد نكرد و اخلاق را فرو نگذاشت. آقاي دكتر پزشكيان بارها با صراحت تاكيد كرد بدون انسجام داخلي امكان موفقيت در هيچ عرصه‌اي خصوصا در عرصه‌هاي بين‌المللي وجود ندارد.

    اين عزم و بلوغ سياسي واقعا بايد مورد استقبال همه‌جانبه قرار بگيرد تا حداقل گامي بلند در رفع مشكلات برداشته شود. ما اين عيب را كجا ببريم كه در بيرون داعيه‌هاي بسيار داريم ولي در درون مرتبا علاوه بر تضعيف و تخريب يكديگر به كشتي كه در آن نشسته‌ايم هم خسارت وارد مي‌كنيم!؟ آري مخالفان دولت آقاي پزشكيان از همين امروز هم مي‌توانند آثار عدم موفقيتش را نشان بدهند! مي‌توانند به مردم اين پيام را برسانند كه هيچ چيز تغيير نكرده است و اميدواري و اقدام مسوولان‌شان در انتخابات عبث بوده است. مي‌توانند براندازان را اميدوار سازنند كه همچنان بر حجم تبليغات زهرآگين‌شان اضافه و دل ايرانيان را خالي كنند.

    مي‌توانند با انواع ابزارها و ترفندها و امكانات خود، كاري كنند كه كشور درجا بزند. آنان مي‌توانند دولت آينده را زمين بزنند ولي بدون كوچك‌ترين ترديدي ابتدا خسارت بزرگ را به كشور زده‌اند. اگر آقاي پزشكيان خداي ناكرده شكست بخورد شخصا چيزي از دست نداده است ولي ديگر امكان جلب مشاركت مردم در انتخابات با هزار قسم و آيه وجود نخواهد داشت. عدم شركت نسبت عظيمي از مردم در انتخابات خطر كوچكي نبوده و نيست. قطعا ديگر نه كشور و نه مردم توان تحمل كشمكش‌هاي جناحي را ندارند و داستان‌هاي هزار بار تكرار شده همه را خسته كرده است. آقاي پزشكيان با مشي و مرام و سوابقي كه دارد هيچ ‌وجهي از مخالفت حتي از سوي تندروترين اقتدارگرايان را برنمي‌انگيزاند. او واقعا براي كشور يك فرصت است و عدم موفقيتش جبران‌پذير نيست.

    از هم‌اكنون مي‌توان با گفته‌ها، نوشته‌ها و اقدامات مثبت در راستاي قول‌هايي كه او به مردم داده است نيسم خوش تغيير را به مشام مردم رساند و اميدها را افزايش داد. از هم اكنون مي‌توان پيام تشنج‌زدايي او با جهان را مقرون به صحت كرد و همكاري دولت‌هاي جهان با رييس‌جمهور منتخب را پيش‌خريد كرد. موفقيت پزشكيان موفقيت مردم، موفقيت نظام و موفقيت ايران خواهد بود. اين دولت را زمين نزنيد، اين دولت را گرامي بداريد و بگذاريد به جايي برسيم، غول تورم كنترل شود، تحريم‌ها برطرف شوند و از فشار طاقت‌فرسا بر مردم كم شود. آنگاه تا مي‌توانيم به رويه غلط گذشته بر سر يكديگر بكوبيم! فكر نكنيم كه باز هم مي‌توان با تاييد يك اصلاح‌طلب يا هر انعطافي باز هم مردم اطمينان مي‌كنند و به صحنه مي‌آيند.

  • آی مردم! می‌توانید گوشت، نان و خانه بخرید؟ / آقای جلیلی، تو که برنامه داشتی، خب می دادی آقای رئیسی اجرا می کرد! + فیلم

    آی مردم! می‌توانید گوشت، نان و خانه بخرید؟ / آقای جلیلی، تو که برنامه داشتی، خب می دادی آقای رئیسی اجرا می کرد! + فیلم

    به گزارش اقتصادران، نامزد انتخابات ریاست جمهوری در مناظره دوم دور دوم: برادرمان می‌گوید آمار غلط است، اما آنچه من نشان دادم، پولی است که چاپ شده است. زندگی مردم معلوم است.

    چرا بازنشسته‌ها جلوی مجلس می‌روند و این‌ها آن‌ها را کتک می‌زنند؟ کل مسکنی که مجوز دادند، ۹۰۰ هزار تا است. می‌گویند بلدیم و برنامه داریم، خب برنامه را به آقای رئیسی می‌دادید.

     

     

  • کی به نفع کی کنار می‌رود؟ /  سه سناریوی انصراف کاندیداهای انتخابات

    کی به نفع کی کنار می‌رود؟ / سه سناریوی انصراف کاندیداهای انتخابات

    به گزارش اقتصادران، کمتر از ۷۲ ساعت تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم باقی است اما هنوز هم مشخص نیست که کدام کاندیدا به نفع یکدیگر کنار می کشند. با ثبت‌نام محمد باقر قالیباف، سعید جلیلی، علیرضا زاکانی و امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی، مساله «کناره گیری» و «کاندیدای پوششی» بدل به یکی از بدیهیات این دوره از انتخابات شد. با این وجود در ساعات پایانی سه‌شنبه ۵ تیر کماکان مشخص نیست که کدام کاندیدا به نفع دیگری کناره‌گیری می‌کند.

    پوششی‌های دم‌دستی

    از بین ۴ کاندیدای دیگر به نظر می‌رسد محتمل‌ترین گزینه برای کناره‌گیری قاضی‌زاده هاشمی باشد. نه بدنه و پایگاه رای خاصی دارد، نه حرف جدیدی در مناظرات زده است و نه از سوی تشکل‌های تازه‌نفس انقلابی و یا جریان‌های اصولگرای دیگر حمایت می‌شود. او اظهارنظر قاطعی نیز درباره عدم کناره گیری نداشته است.

    کاندیدای دیگر جریان اصولگرا، علیرضا زاکانی است. موضوع کناره‌گیری او نیز به نظر بدیهی است. با وجود قالیباف و جلیلی در عرصه رقابت‌ها زاکانی نماینده هیچ گفتمانی نبود و به جز درگیری و مجلس گرم‌کنی در مناظرات کاری نداشت؛ گویی حضور او صرفاً برای عصبانی‌کردن مسعود پزشکیان طراحی شده بود. بودنش چه از نظر پایگاه رای و چه از نظر حمایت‌های سیاسی درون اصولگرایی خالی از هر نکته قابل توجهی بود. شوخی پزشکیان و کنایه‌اش درباره پوششی‌بودن‌اش سوژه شبکه های مجازی شد، وقتی پزشکیان با طنازی و لبخندی تبریزی زیر چشمی نگاهش کرد و گفت: «تا آخر می‌مونی دیگه؟!»

    بعید است که علیرضا زاکانی تا آخر در عرصه رقابت باقی بماند. او نه پایگاه رای قابل توجهی دارد و نه در نظرسنجی‌ها در جایی است که بتواند سرنوشت‌ساز باشد. در نهایت میزانی از رای اصولگرایان را تقلیلی می‌دهد و ممکن است عاملی برای کشیده شدن انتخابات به مرحله دوم باشد. البته در شرایطی که مشارکت را حول و حوش ۵۰ درصد تصور کنیم. زاکانی در این دوره از انتخابات بیش از سابقه حضورش در مجلس یا شهرداری نشان داد نماد گفتمان «لجبازی» و «قلدری» است. از این جهت ممکن است در شرایطی که فشارهای جدی از اتاق‌های فرمان اصولگرایی وارد نشود، در عرصه باقی بماند.

    موقعیت ارّه: سرگردانی گفتمانی و تکرار ۸۴

    با توجه به اعلام حمایت رسمی جبهه پایداری از جلیلی می‌توان این سناریو را در نظر داشت که جلیلی قرار نیست به راحتی کناره‌گیری کند. در این صورت یکی از عجیبترین رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری در جمهوری اسلامی رقم می‌خورد. رقابتی سه‌ضلعی بین پزشکیان جیلی و قالیباف که احتمالاً سرنوشت کار در مرحله دوم تعیین می‌شود.

    با مرور رخدادهایی که در ۱۰ سال گذشته بین حلقه جلیلیون، نیروهای جبهه پایداری و البته جریان قالیباف افتاده، روشن و شفاف است که جلیلی و قالیباف با زبان خوش به نفع هم کنار نمی‌روند. اگر بنا به کناره‌گیری باشد، در اثر فشار شبکه‌های پیدا و پنهان تصمیم‌گیری در جریان انقلابی خواهد بود.

    مشکل مهم جریان اصول‌گرا، همان مشکل سال ۸۴ است. جریان حاکم در تقابل با دولت سید محمد خاتمی که رویکرد توسعه سیاسی و اقتصادی داشت، بر عدالت‌ و مبارزه با فقر و فساد تاکید می‌کرد اما در انتخابات در قالب یک سرگردانی گفتمانی، پشت سر محمدباقر قالیباف ایستاد که با شمایلی تکنوکرات و مدرن در انتخابات شرکت کرده بود. سرگردانی گفتمانی در هفته آخر موجب شکاف میان رأس و بدنه شد. در حالی که رأس جریان حاکم از قالیباف حمایت می‌کرد، بدنه‌اش تحت تاثیر گفتمان عدالت‌طلبی که خود این جریان تبلیغ می‌کرد، دنبال ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد بود و او را اصلح می‌دانست. حالا و بیست سال بعد از انتخابات سال ۸۴ همان شکاف دوباره احیا شده است: محمدباقر قالیباف در انتخابات با چهره‌ای «اجرایی» و «جهادی» ظاهر شده است. تصویر عمومی او به خاطر افشاگری‌های درون‌جناحی در انتخابات مجلس گذشته به شدت از جهت سلامت اقتصادی خدشه‌دار شده است. از سوی دیگر، سعید جلیلی، در یک دهه گذشته با شمایل ساده‌زیستی و حرکت مستقیم در جهت آرمان‌های انقلابی فعالیت کرده است و رای بدنه وفادار به انقلاب را دارد. به این اضافه کنید که حملات متعدد مصطفی پورمحمدی به جلیلی بر سر مخالفت با FATF و سمن‌ها، چهره عمومی را به عنوان یک فرد صادق به‌شدت خدشه‌دار کرده است. بنابراین مهم‌ترین مشکل جریان حاکم آن است که دو نامزد آن با دو چهره کاملاً متفاوت و حتی متضاد در انتخابات شرکت کرده‌اند. این مسئله، موضوع کناره‌گیری و واریز آرای هر کدام از این دو به سبد رأی دیگری را به شدت دچار مشکل می‌کند.

    با اینحال در روزهای آینده سه سناریو پیش رو قرار دارد:

    سناریوی اول: جلیلی به نفع قالیباف کناره‌گیری کند

    باید توجه داشت که رای سعید جلیلی در صورت کناره‌گیری لزوماً به سبد محمد باقر قالیباف ریخته نخواهد شد. اختلافات یک دهه گذشته بین این چهره‌ها و جریان‌ها را با ظریب بسیار جدی‌تری در بین بدنه رای‌دهندگان به آن ها در نظر بگیرید. به خصوص نباید از یاد برد پایگاه انقلابی رای به سعید جلیلی از اساس مشکلات جدی با محمد باقر قالیباف دارند و دور از ذهن نیست که حتی به پزشکیان اصلاح‌طلب رای بدهند اما به قالیبافِ درگیر داستان‌های مختلف نه.

    سناریوی دوم: قالیباف به نفع جلیلی کناره‌گیری کند

    بخشی دیگر از این رأی ممکن است به سبد مسعود پزشکیان ریخته شود که بخشی از تکنوکرات‌های نظام را پشت سر خود دارد. فارغ از آرای سنتی، قالیباف چشمی هم به آرای طبقه متوسط داشت اگرچه این بخش از جامعه تحرک بسیار اندکی داشت و در تحلیل کلی، در انتخابات حضور ندارد. با اینحال، اگر قالیباف توانسته باشد بخشی از این آرا را به خود جلب کند در صورت کناره‌گیری نمی‌تواند این بخش از آرای خود را به سبد جلیلی واریز کند که از نظر این طبقه رأی منفی بالایی دارد.

    در صورتی که انتخابات با مسعود پزشکیان و سعید جلیلی به دور دوم برود، احتمال دارد بخش خاکستری که تاکنون با انتخابات قهر بوده، احساس خطر کند و به نفع پزشکیان وارد عمل شود.

    سناریوی سوم: هیچ‌کدام به نفع دیگری کناره‌گیری نکند

    اگر دستی از پشت پرده بیرون نیاید و حکم به وحدت ندهد، این سناریو محتمل‌ترین سناریوست. در این صورت انتخابات حتماً به دور دوم خواهد رفت. تحلیل‌ها براساس نظرسنجی‌ها این است که در این صورت یکی از دو نفر جلیلی و قالیباف با پزشکیان به دور دوم خواهند رفت و عملاً کار انتخاب میان نامزدهای جریان حاکم به مردم سپرده می‌شود.

    با این شرایط کناره‌گیری و یا عدم کناره‌گیری جلیلی و قالیباف به نفع یکدیگر در هر صورت صحنه عجیبی از رقابت را ترسیم می‌کند. زمین حرکت این کاندیداها در ۷۲ ساعت گذشته شاهد تحرکاتی است که هم سرنوشت انتخابات و هم معادلات آینده جریان انقلابی را رقم می‌زند.

  • پیش بینی نتیجه انتخابات

    پیش بینی نتیجه انتخابات

    به گزارش اقتصادران،  روزنامه خراسان نوشت:

    برای عده‌ای از اصولگرایان و به‌ویژه ستاد‌های انتخاباتی، همچون سال ۹۲ یک ذهنیت کاملاً قابل‌تردیدی وجود دارد که می‌گوید آقایان جلیلی و قالیباف به دور دوم خواهند رفت و آن جا برای اصولگرایان احدی‌الحسنین خواهد شد!

    اگر انتخابات به دور دوم برود، روند‌ها و تحلیل‌ها و تجربه‌های انتخابات پیش نشان می‌دهد که ستاد و هواداران آقای پزشکیان امیدوارتر خواهند بود و احتمال رأی‌آوری او را جدی‌تر خواهند شمرد؛ البته این احتمال در نسبت به این که کدام یک از آقایان جلیلی یا قالیباف با آقای پزشکیان به دور دوم بروند، تفاوت می‌کند؛ اما یک نکته ثابت است و آن این که شانس آقای پزشکیان افزایش خواهد یافت، همچنان که آقای احمدی‌نژاد هم در رقابت با آقای هاشمی در دور اول انتخابات ۸۴، رتبه دوم را کسب کرد و به دور دوم رفت؛ اما در دور دوم، آقای هاشمی را پشت‌سر گذاشت و راهی پاستور شد.

    راهکار رسیدن به یک روند مقبول بین نامزد‌های اصولگرا پیچیده نیست؛ علم نظرسنجی در ایران قدرتمند است و مؤسساتی که نام برده شد، همگی مؤسسات معتبر و آزموده‌شده‌ای هستند. روش علمی هم در این زمینه پاسخگوست و می‌تواند اختلافات را حل کند، لذا نامزد‌های این جریان می‌توانند با توافق بر سر یک روش صحیح نیل به تصمیم نهایی، مسیر نزدیک‌تری را به حالت برنده‌شدن پیش بگیرند

    اما نکته تقریباً قطعی این است که دور دوم بیشتر به‌نفع پزشکیان خواهد بود و در دور اول احتمال پیروزی یک نامزد اجماعی اصولگرایان وجود دارد، لذا همه‌چیز بستگی به این دارد که به روند‌ها توجه کنند یا کار بیشتر به شانس و اقبال واگذار شود.

    به نظر می‌رسد اصولگرایان چاره‌ای جز اجماع و رسیدن به نامزد واحد آن هم هر چه سریعتر ندارند، اجماعی که البته بر مبنای مراکز افکار سنجی معتبر باشد، گزینه نهایی موجب شکل گیری دوقطبی با آقای پزشکیان نشود و البته آرای مردد که سرنوشت ساز نیز هستند ازبلاتکلیفی در بیایند.

  • پزشکیان، یک اصولگرای اصلاح‌طلب است! / اگر همین امروز انتخابات برگزار شود، به دور دوم می‌رود

    پزشکیان، یک اصولگرای اصلاح‌طلب است! / اگر همین امروز انتخابات برگزار شود، به دور دوم می‌رود

    به گزارش اقتصادران، حدود دو هفته دیگر انتخابات ریاست جمهوری برگزار می‌شود. همچنان هر 6 کاندیدا در صحنه حضور دارند و احتمالا چند نفر از آنها بعد از مناظرات از ادامه رقابت انصراف دهند. اصل این انتخابات هنوز مورد انتقاد بسیاری از مردم و کارشناسان است چرا که معقتدند مهندسی صورت گرفته است.

    مسعود پزشکیان، قالیباف و جلیلی سه کاندیدایی هستند که شرایط رقابت را تغییر خواهند داد، هرچند که باید تا پایان مناظره ها صبر کرد و دید اقبال مردم به چه کاندیدایی بیشتر است و آیا مسعود پزشکیان توانایی این را دارد قشر خاکستری و مردد را با خود همراه کند یا خیر. محمدجواد حق شناس عضو سابق شورای شهر تهران عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی می‌گوید که برخی حاضر هستند به هر قیمتی از رسیدن پزشکیان به پاستور جلوگیری کنند.

    *اگر منصفانه به آرایش انتخابات نگاهی بیندازیم، همچنان باید بگویم که فضای انتخابات در چارچوب یک نگاه کلان و ذیل یک انتخابات مهندسی شده تعریف می‌شود. به آن معنا که از بهره‌گیری نظارت استصوابی، ساختار سیاسی همچنان بر پیگیری و تداوم نگاه خودش مبنی بر جهت دهی به فضای انتخاباتی حرکت می‌کند و از آن عدول هم نکرده است.

    *به نظر می‌رسد اگر نگاهی به تمامی انتخابات از آغاز تا به امروز داشته باشیم، این انتخابات‌ها به دو دسته شاخص تقسیم می‌شوند. دسته‌ای که ما شاید در انتخابات اول، دوم تا ششم داشتیم. آن انتخابات‌ها قابل پیش‌بینی بود و کسانی که خیلی هم با فضای سیاسی بیگانه نبودند، می‌توانستند به راحتی نتیجه را پیش از برگزاری انتخابات پیش‌بینی کنند.

    *اما از دوره هفتم، شاهد یک اتفاق در روند انتخابات بودیم و آنهم مسیر انتخابات رقابتی بود و ما برای اولین بار، اوج رقابت را در دوم خرداد سال ۷۶ شاهد بودیم. ما عملا شاهد یک دو قطبی بودیم که یک قطب را جریان حاکم نمایندگی می‌کرد و یک قطب دیگر، قطبی بود که عامه مردم و احزاب و نهاد‌ها در واقع تلاش کردند که با آمدن به پای صندوق رای، هم نامزد خودشان را انتخاب کنند و هم به نامزد حاکمیت با رای سلبی نه بگویند.

    *این روند را در سال ۸۴ هم شاهد بودیم؛ با آمدن یک پدیده جدید در سیاست کشور به نام احمدی نژاد. بعد از اتفاقاتی که در سال ۸۸ داشتیم، در سال ۹۲ دیدیم که با محوریت شخصیتی مانند آیت الله هاشمی رفسنجانی و همسو کردن جریان اصلاح طلب، اعتدالی و راست میانه، نهایتا با کناره‌گیری عارف، حسن روحانی انتخاب شد.

    *این روند با تحمل حاکمیت نسبت به تیم اعتدالی، به ۱۴۰۰ رسید. در ۱۴۰۰ شاهد بازگشت دوباره رویکرد حاکم به دهه ۶۰ بودیم یعنی غیررقابتی و قابل پیش بینی بودن انتخابات. عملا با مهندسی شدن انتخابات، این روند به سمتی رفت که آرایش انتخاباتی به گونه‌ای رقم بخورد که از پیش، ابراهیم رئیسی به عنوان چهره حاکمیت به عنوان رئیس جمهور معرفی شود.

    *سقوط هلیکوپتر رئیس جمهور و همراهانش، کشور را به سمت انتخابات زودهنگام برد. عملا شاهد این هستیم که به خاطر این حادثه و انجام انتخابات ظرف ۵۰ روز، همزمانی انتخابات ریاست جمهوری با انتخابات شورای شهر از بین رفت و عملا این انتخابات ضمانت آرا و حضور پررنگ مردم را در کنار خودش ندارد.

    *از طرفی در دو انتخابات گذشته یعنی مجلس و ریاست جمهوری، شاهد کم رونق‌ترین انتخابات بودیم و جدا از اینکه میزان مشارکت کمتر از ۵۰ درصد بود، دیدیم که بعد از آراء فرد منتخب، آرا باطله جایگاه دوم را به دست آورد، که نمایانگر یک رای اعتراضی بود.

    *در این فضا، کشور با مشکلاتی که دولت رئیسی در سه سال گذشته داشت، روبه رو بود. شاید مهمترین آن‌ها عدم تحقق وعده‌های انتخاباتی از جمله ساخت مسکن، کاهش تورم، رشد اقتصادی ۸ درصدی، بود.

    *سوالی که پیش می‌آید این است وقتی طالب یک مشارکت مناسب هستیم که بخواهیم در فضای بین المللی آن را به عنوان یک پشتوانه مشروعیت دار برای نظام حاکم عرضه کنیم، باید چیکار کنیم؟ از یک سو برای به صحنه کشیدن مردم نیازمند برگزاری انتخابات استاندارد هستیم که باید چهار فاکتور رقابت، سلامت، تنوع و اثر گذاری را داشته باشد که با نظارت استصوابی شورای نگهبان هیچ یک از این شروط و فاکتور‌ها محقق نمی‌شود.

    *از سوی دیگر، ساختاری که به این جمع بندی رسیده، بنا بر هر دلیلی نمی‌تواند یک انتخابات استاندارد داشته باشد، چراکه خالص سازی برایشان اهمیت بیشتری دارد. معتقدم حاکمیت در سال‌های اخیر به این نتیجه رسیده یک دست سازی نمی‌تواند نتیجه مد نظر در خصوص حل مشکلات را به همراه داشته باشد.

    *در اینجا به نظر می‌رسد ساختار سیاسی، سعی کرد یک تجدید نظری در فضای انتخاباتی داشته باشد که با کمترین دست کاری در راهبردها، بتواند یک تنوعی را در میان نامزد‌های انتخاباتی فراهم کند که حداقل به عنصر رقابت بتوانیم دسترسی داشته باشیم.

    *۶ کاندیدای تایید صلاحیت شده این دوره، عملا ۵ نفر از آن‌ها به جریان اصولگرا تعلق دارند. جلیلی جریان پایداری را نمایندگی می‌کند، قالیباف نماینده جریان تکنوکرات و عملگرای انقلابی است که یک دوره ریاست مجلس را در کارنامه دارد و در انتخابات تهران نفر چهارم بود که جایگاهش تنزل پیدا می‌کند اما سعی می‌کند گام بعدی را برای رسیدن به پاستور را محکم تر بردارد. حتی می‌بینیم مهمترین رقیب او یعنی علی لاریجانی در این مهندسی، از حضور باز می‌ماند تا با خیال راحت‌تری بتواند فعالیت کند.

    *در این میان حضور پورمحمدی به عنوان نماینده راست سنتی از یک سو و رئیس جامعه روحانیت مبارز از سوی دیگر، نسبت به گزینه‌های دیگری مانند زاکانی و قاضی زاده هاشمی که حضورشان صرفا برای جلب توجه و پوششی است، در نوع خودش دارای اهمیت است.

    *نکته‌ قابل توجه این است که در سال ۱۴۰۰ هم شاهد تایید صلاحیت همتی و مهرعلیزاده بودیم که به جریان اصلاح‌طلب و اعتدال مرتبط می‌شدند. در انتخابات امسال دو فرد از جبهه اصلاحات یعنی آقایان آخوندی و جهانگیری رد صلاحیت می‌شوند و اقای پزشکیان به عنوان وزیری که در دولت خاتمی حضور داشته و ۲۰ سال نماینده مردم تبریز در مجلس حضور داشته، به عنوان فردی که جریان اصلاح طلب و اعتدال گرا را نمایندگی می‌کند، تایید صلاحیت می‌شود! پزشکیان را تایید صلاحیت می‌کنند تا بهانه را برای عدم مشارکت از اصلاح طلبان بگیرند.

    *ضمن اینکه آقای پزشکیان، یک اصولگرای اصلاح‌طلب است، او باور‌هایی دارد که نگرانی‌های حاکمیت را به حداقل می‌رساند. حضور او می‌تواند نگرانی‌هایی را برای نظام سیاسی که قاعدتا به صورت مهندسی شده به انتخابات نگاه می‌کند را داشته باشد؛ آنهم توانایی بالقوه‌ای است که پزشکیان دارد. او می‌تواند به پدیده انتخابات بدل شود. البته اینجا به توانمندی و قدرت شخص پزشکیان بستگی دارد که بتواند افکار عمومی را با خود همراه کند و قشر خاکستری که در انتخابات قبل حضور نداشتند را قانع کنند تا به پای صندوق رای بیایند. اگر پزشکیان و مشاورانش بتوانند ۳۰ درصد از این قشر را پای صندوق رای بیاورند، می‌توانند برای نظام سیاسی نگرانی ایجاد کنند و بازی از پیش تعیین شده آنها را به چالش بکشد.

  • مردم به تماشای نمایشی تکراری دعوت شده اند / لمپن‌های سیاسی مثل قارچ از هرکجا سر برآورده اند

    مردم به تماشای نمایشی تکراری دعوت شده اند / لمپن‌های سیاسی مثل قارچ از هرکجا سر برآورده اند

    به گزارش اقتصادران، در روزهایی که کاندیداها از این برنامه تلویزیونی به آن برنامه تلویزیونی و از یک همایش به همایش انتخاباتی دیگر می روند و البته حامیان آنها در فضای مجازی حال و هوای انتخاباتی به خود گرفته اند، در متن و بدنه جامعه چندان حس و حال انتخاباتی مشهود نیست.

    کرختی و بی تفاوتی که محمدرضا تاجیک، تحلیلگر و تئوریسین اصلاح طلب ۱۳ دلیل برای آن ذکر می کند و تاکید دارد؛«روح و روان طبقه متوسط کرخت شده و بعید است با جوالدوز انتخابات به حرکت درآید»

    وی می گوید؛«در این ایام انتخاباتی، همچون همیشه شاهد آن هستیم که لمپن‌های سیاسی مثل قارچ از هرکجا و همه‌کجا سر برمی‌آورده، ملخ‌وار به‌سوی ستادهای انتخاباتی این و آن هجوم آورده‌ و به فراخور پسند هر آن‌کس که ورودش به کاخ قدرت محتمل باشد حرکات موزون و خمش و کرنش و پیچش انجام می‌دهند»

    این استاد دانشگاه این را هم می گوید که «تایید و ردصلاحیت ها در واکنش سلبی مردم به انتخابات اثرگذار بوده است»

    مشروح گفتگو با محمدرضا تاجیک که پیش از مناظره اول انجام شده است را بخوانید؛

    *******

    *آقای تاجیک! بیش از یک هفته از تبلیغات انتخابات می‌گذرد. به نظر می‌رسد آن شور و شوق و هیجان انتخاباتی که بین مردم باید ببینیم را شاهد نیستیم. در واقع، به نوعی انتخابات دغدغۀ احزاب و سیاسیون است و دغدغۀ مردم نیست. راهکار شما برای اینکه انتخابات را به متن زندگی مردم بیاوریم، چیست؟

    در پاسخ به قسمت اول پرسش شما باید بگویم که علل و عوامل بسیار و متنوعی در ایجاد این شب سرد و تاریک انتخاباتی نقش ایفا می‌کنند که من در این مجال به برخی از آن‌ها اشارتی می‌کنم.

    نخستین عامل را شاید بتوان با بهره‌بردن از ادبیات روان‌شناسی «خمودگی و انفعال آموخته‌شده» نامید. مردم در طول سالیان پساانقلاب، هر از چندگاهی ره‌توشه برداشته‌اند و قدم در رهی به‌ظاهر متفاوت گذارده‌اند، اما دیری نپاییده که به تجربت دریافته‌اند آسمان همه‌جا و همه‌وقت همین رنگ است، و در فردای هر تغییر صوری قدرت، همچون دیروز و پریروز آن، می‌نجند آب از آب، آنسانکه برگ از برگ، هیچ از هیچ. لذا بر این ایده شده‌اند «چرا آبیاری باید کرد باغی را که در آن گل‌های کاغذی روید».

    مردم به تماشای نمایشی دعوت شده اند که که فرجام آن کاملا تکراری است

    دو، تکرار تشابه: مردم باز و باز هم باز، به تماشای نمایشی دعوت شده‌اند که بازیکنان و فیگورها و بازیگردان و سناریو و فرجام بازی کاملا تکراری و یادآور نمایش‌های عامیانه مکزیکی است که در آن بازیگران روی صحنه همان می‌گویند و می‌کنند که در لحظه از پشت صحنه به آنان دیکته می‌شود.

    سه، فقدان امر نو و متغیر بی‌بدیلی که فضا ملتهب و منقلب کند. فضای کنونی انتخابات، فضای کدر و ابرآلودی است و نشانی از مهر و ماه نظری و عملی در آن مشاهده نمی‌شود. بازیگران صحنه نیز، اساسا صاحب سبک و گفتمان نیستند و از استعداد خلق امر نوع و بدیع که فضا را دگرگونه کند، بهره‌ای نبرده‌اند.

    چهار، سیطره و چنبرۀ لمپن‌های سیاسی و شخصیت‌های دیگر بر جریان انتخاباتی، در کنار بوروکراسی خشک و متصلب و سترون ستادهای انتخاباتی. ایام، ایامِ تغییر قدرت (اگرچه نه چندان ژرف) است.

    لمپن های سیاسی مثل قارچ از هرکجا سربرآورده اند

    در این ایام انتخاباتی، همچون همیشه شاهد آن هستیم که لمپن‌های سیاسی مثل قارچ از هرکجا و همه‌کجا سر برمی‌آورده، ملخ‌وار به‌سوی ستادهای انتخاباتی این و آن هجوم آورده‌ و به فراخور پسند هر آن‌کس که ورودش به کاخ قدرت محتمل باشد حرکات موزون و خمش و کرنش و پیچش انجام می‌دهند، و به بیان اخوان ثالث، هوا را تیره می‌دارند اما نمی‌بارند.

    همراه با این انبوه لمپن‌ها، صاحبان جاه و مقام‌هایی را می‌بینیم که دیریست از خوان قدرت نصیبی نبرده‌اند و فراق معشوق (قدرت)، یک شب پلک‌هاشان با یکدیگر آشتی نیستند.

    اینان همان کسانی هستند که نخستین هجمۀ خویش ستادهای انتخاباتی را تسخیر می‌کنند و به‌دور کاندیدا محبوب و مطلوب خود، دیواری به بلندای دیوار چین می‌کشند، مبادا جز آنان دیده شوند و مبادا جز آنان شنیده شوند. اینان، همان ابر سیاه‌اند که بسیار می‌غرند اما نمی‌بارند و با حضور خود گرد خشکسالی را در فضای انتخاباتی پراکنده می‌کنند.

    پنج، تشدید این احساس که همۀ کاندیداها بر سر یک بازی‌اند، گرچه موازی و راضی‌اند. بسیاری از مردم ما بعد سالیانی تجربه، به این نتیجه رسیده‌اند که تفاوت نکند لیل و نهار و تفاوت نکند این و آن. همه یک صورت‌اند با صورتک‌های متفاوت. پس چرا هموار باید کرد راهی را که ما را به آن روزی که آشتی باشد با ما، رهنمون نمی‌کند؟

    روح و روان طبقه متوسط کرخت شده و بعید است با جوالدوز انتخابات به حرکت درآید

    شش، کرخت‌شدن بدن و روح و روان و احساس طبقۀ متوسط. طبقۀ متوسط قدیم و جدید ما، از لگدکوب ایام نامهربان، و از خوف فردایی بتر، نه دیگر با تیغ تیز سخنی و نه با نیشتر وعده و تبلیغی و نه با گشودن روزنه‌ای، به‌سوی هفت‌آسمان انتخابات سفر نخواهد کرد. بدن این طبقه چنان بی‌حس و کرخت شده که بعید است با جوالدوز انتخاباتی هم به حرکت درآید.

    هفت، ارادۀ معطوف به عدم مشارکت حداکثری برخی نهادهای قدرت. تردیدی نباید داشته که مشارکت حداکثری همان بلای بن‌فکنی است که خواب بسیاری از طالبان و شیفتگان قدرت را آشفته می‌کند. لذا از منظر اینان، فضای انتخاباتی هر چه سردتر، تنور انتخاباتی ما گرم‌تر.

    در دوران زوال گروه های مرجع و شخصیت های کاریزماتیک به سر می بریم

    هشت، فقدان گروه‌های مرجع و شخصیت تاثیرگذار بر افکار عمومی. ما در دوران زوال گروه‌های مرجع و شخصیت‌های کاریزماتیک به‌سر می‌بریم. لذا دیگر نمی‌توان انتظار داشت که شخصی یا گروهی با دم مسیحایی خویش بتواند این شب انتخاباتی را به صبح و سحری تبدیل کند.

    نه، قطبی‌ناشدگی فضا. ده، عدم امکان بازی در منطقۀ قرمز (یا بهره‌بردن از محرک‌های تیز و رادیکال). یازده، عبور بسیاری از مردم از کلیت نظام و بازیگران رسمی سیاسی آن. دوازده، خروج بسیاری از مردم از صغارت خودخواسته و دگرخواسته، و به‌تبع، عدم امکان تهییج و تحریک افکار عمومی با تبلیغات کلیشه‌ای، مناظرات ساختگی، و سخن‌های زیبای آتشین. سیزده: زمانِ فشردۀ تبلیغاتی.

    در پاسخ به قسمت دوم سوال نخست شما مبنی بر این‌که در شرایط کنونی «انتخابات را آیا دیگر امید بشکوه مشارکتی هست؟» باید بگویم: «آری نیست.» نجات انتخابات و مشارکت رو به احتضار در جامعۀ ایرانی امروز را اگر راهی هست، جز از راه انتخابات راستین (آزاد و دموکراتیک) نیست.

    تایید و ردصلاحیت ها در واکنش سلبی مردم به انتخابات اثرگذار بوده است

    *در راستای سوال نخست، کاندیداها چه اقداماتی می‌توانند انجام دهند؟ مثلا با دعوا و تهمت در مناظره ها یا تبلیغات یا دادن وعده می توان مردم را به هیجان انتخاباتی آورد؟

    تردید ندارم که چون قافیۀ استدلال و برهان و قول احسن کم آید، حال و احوال زبانی و روانی و کرداری اکثر کاندیداها باژگونه می‌شود و از چنگ‌زدن به هیچ حشیشی برای نجات خویش از غرق‌شدن در دریای نقدها و تهمت‌ها و منازعات دریغ نخواهند کرد.

    اما دیریست که روغن این ترفند و تاکتیک به خشکی گراییده و خاصیت ملایم‌کردن مزاج مردمان را از دست داده است. دقیقا در چنین شرایطی است که با نوعی پارادوکس مواجه می‌شویم: همان کسانی که باید موجد و موجب افزون‌شدن مشارکت شوند، خود مشکل آن می‌شوند و تا از میان برنخیزند، تغییری در فضا و قضای انتخاباتی حاصل نخواهد شد.

    در دو انتخابات اخیر و در نتیجه تایید و رد صلاحیت‌ها مردم نسبت انتخابات و جمهوری و … مردد شدند، تحلیل شما چیست؟ چطور می شود بر این تردیدها غلبه کرد؟

    بی‌تردید، یکی از عوامل بسیار موثر در خمودگی و خامشی فضای انتخاباتی، همین کنش تایید و رد است. به بیان دیگر، چنین کنشی است که موجب واکنش سلبی مردم نسبت به انتخابات و مشارکت شده است. جمهوریت و دموکراسی زمانی معنا می‌یابند که انتخاب به جمهور واگذار گردد.

    زمانی که بازی قدرت محدود به بازیگران خودی است، نمی‌توان انتظار داشت که شرایط انتخاباتی به شور و طرب بیاید و جشن و جنبش انتخاباتی برپا گردد. اصحاب قدرت، یک زمان (که چندان دور نیست) ناگزیر و ناگریز از تجدیدنظر در این مکانیسم حذف و طرد خواهند شد، اما شاید آن‌زمان دیر شده باشد و بدن جامعه کرخت‌تر از آن شده باشد که با گشودن این روزنه نیز، به جنبش و خیزش درآید.

  • زاکانی را برای تخریب پزشکیان آورده اند! / قالیباف قطعا یک دفعه‌ای تصمیم نگرفته است که وارد انتخابات شود

    زاکانی را برای تخریب پزشکیان آورده اند! / قالیباف قطعا یک دفعه‌ای تصمیم نگرفته است که وارد انتخابات شود

    به گزارش اقتصادران، بعد از اعلام رسمی کاندیدا‌های تایید‌صلاحیت‌شده از سوی شورای نگهبان، برنامه‌های تبلیغاتی و بعضا تخریبی کاندیدا‌ها شروع شد. مسعود پزشکیان در حالی تایید صلاحیت شد که تنها کاندیدای غیراصولگرا است. همین موضوع البته نقد‌های متعددی را به شورای نگهبان وارد کرده است که این عدالت نیست که ۵ کاندیدای اصولگرا، در مقابل یک کاندیدای اصلاح‌طلب، در مناظرات حضور داشته باشند. البته باید گفت از زمانی که صلاحیت پزشکیان تایید شده، در شبکه‌های اجتماعی موجی از حمایت گسترده از او صورت گرفته است.

    *پیش‌بینی می‌شد همین تعداد محدود تایید صلاحیت شوند، در سال‌های اخیر شورای نگهبان نشان داده که همین تعداد مدنظرش است. البته به نظرم این تعداد می‌توانست کمتر هم باشد تا رقابت جدی در انتخابات صورت بگیرد.

    *از سوی دیگر موضوع دوقطبی است. دو قطبی اصولگرایان که ۵ نفر هستد و یک اصلاح‌طلب. به نظرم حضور افرادی مانند جهانگیری، لاریجانی شریعتمداری و همتی می‌توانست انتخابات را پرشور‌تر کند. شورای نگهبان با حذف این افراد عملا این ظرفیت را از صندوق‌های رای گرفته است. جامعه نمی‌داند چرا همتی که در دوره قبل تک‌مهره بود، حالا باید ردصلاحیت شود؟ تصور نمی‌کنم رقابت میان اصولگرایان باشد.

    *حضور آقای قالیباف و آمدنش از مجلس هم سوال‌برانگیز است، چرا که بعد از درگذشت مرحوم رئیسی رای ریاست مجلس را آورد. او قطعا یک دفعه‌ای تصمیم نگرفته است که وارد انتخابات شود. ظرفیت مجلس هم ظرفیت مهمی بوده که به رغم اردوکشی پایداری‌ها، او با اشاراتی به کرسی ریاست پارلمان بنشیند. همین جابجایی از یک قوه به قوه دیگر، برای مملکت هزینه‌ساز است. ضمن اینکه مجلس را در خطر حاکمیت پایداری‌ها می‌گذارد.

    *به نظرم یک دوقطبی از نوع دوم خرداد شکل می‌گیرد، اما اتفاق دوم خرداد بنا به دلایلی شکل نمی‌گیرد..

    *پزشکیان شخصیتی نخبه و دانشگاهی است و مشهور به فسادستیزی است. در دولت خاتمی وزیر بهداشت بوده و سال‌ها عهده‌دار ریاست بیمارستان بوده است و ظرفیت و کمبود‌های بهداشتی کشور را به خوبی می‌شناسد. او ترکیبی از استان‌های کردستان و آذربایجان است و می‌تواند از این ظرفیت قومی استفاده کند و با توجه به شناخت و تسلطی که بر امور دینی و علمی دارد، می‌تواند یکی از پدیده‌های غیرمنتظره و جدی این دوره از انتخابات باشد.

    *پزشکیان دستش پر است و مشاورینش باید او را باید مناظرات آماده‌تر کنند.

    *من تصورم این است که بخشی از رای خاکستری بیدار خواهد شد. اما وضعیت بد اقتصادی و معیشتی از اواخر دولت روحانی و در تمام سه سال دولت رئیسی، مردم را مایوس کرده و زمانی که می‌بینند هر روز وضعیتشان بدتر می‌شود، طبیعی است که دیگر اقبالی به انتخابات نخواهند داشت و صرفا تماشاچی خواهند بود.

    *شورای نگهبان در این موضوع دو خطا کرد. یکی نسبت ۵ به ۱ را اعلام کرد که نمی‌تواند تصادفی باشد و باید به نقد گذاشته شود. چهره‌های مانند زاکانی، قاضی‌زاده هاشمی و حتی پورمحمدی با توجه به کارنامه‌ای که دارند، تاییدشان عجیب است و آقایان لاریجانی، جهانگیری و شریعتمداری قطعا اولویت بیشتری نسبت به این افراد داشتند. معتقدم این موضوع باید به نقد و بررسی گذاشته شود.