برچسب: آلبرت بغزیان

  • وعده‌ی پوشالی «کاهش تورم»! / بغزیان: کارگران و کارمندان هر روز فقیرتر می‌شوند

    وعده‌ی پوشالی «کاهش تورم»! / بغزیان: کارگران و کارمندان هر روز فقیرتر می‌شوند

    به گزارش اقتصادران، اظهارات هفته گذشته وزیر اقتصاد و دارایی دولت چهاردهم مبنی بر کاهش تورم در ماه آینده (اسفند) و شیب کاهشی تورم برای ماه‌های آینده واکنش‌های متفاوتی را در میان کارشناسان اقتصادی در بر داشته است. علاوه بر اینکه چشم‌انداز جامعه و فعالان اقتصادی چندان روشن نیست، اقتصاددانان هم نسبت به ادعای مطرح شده چندان خوشبین نیستند.

    وزیر اقتصاد در وعده خود البته جدی بود. او هفته گذشته وعده‌ی «کاهش چشمگیر تورم» را داد. علی مدنی‌زاده در حضور خبرنگاران با اشاره به آثار اجرای سیاست حذف ارز ترجیحی روی تورم گفت: «تمام تلاش ما کنترل و مدیریت تورم است. طبیعتا اجرای سیاست روی نرخ تورم در این دو ماه اثر گذاشته است اما از ماه سوم تورم ماهانه به شدت کاهش پیدا خواهد کرد. جلوی تمام فشارهای تورمی که می‌خواهد به بانک مرکزی بیاید هم توسط بانک مرکزی و هم وزارت اقتصاد گرفته می‌شود. اجازه نمی‌دهیم که فشارهای تورمی به بانک مرکزی بیاید که منجر به افزایش پایه پولی و رشد نقدینگی و تورم شود.»

    یک اشتباه فنی و یک دورنمای پوشالی 

    آلبرت بغزیان (اقتصاددان و استاد دانشگاه تهران) با اشاره به اظهارات اخیر وزیر اقتصاد در رابطه با کاهش تورم گفت: اظهارات وزیر اقتصاد تا حد زیادی غیرحرفه‌ای بیان شد. بخشی از ادبیات آقای مدنی‌زاده در اظهارنظر درباره تورم، از منظر علمی ایراد جدی دارد. علت آن این است که ایشان ادعا درباره کاهش تورم را به نحوی بیان کردند که افراد عادی و اقتصادنخوانده در برداشت از سخنان ایشان دچار اشتباه می‌شوند. این تصور از سخنان ایشان در میان عامه مردم ایجاد می‌شود که گویی قرار است اجناس ارزان شوند.

    وی افزود: این درحالی است که کاهش نرخ تورم تنها به منزله آن است که تورم ۵۰ درصدی فعلی پس از پایان تاثیرگذاریِ اجرای طرح حذف ارز ترجیحی به ۴۰ درصد یا ۳۵ درصد تورم برسد. این به آن معناست که روند و شتاب افزایش قیمت‌ها اندکی کند می‌شود. بر این اساس هیچ قیمتی کاهش نخواهد یافت. ماشین تورم شاید اندکی کندتر حرکت کند ولی نمی‌تواند متوقف شده یا دنده عقب حرکت کند و قیمت‌ها را کاهش دهد.

    این کارشناس اقتصادی ادامه داد: وقتی می‌گوییم دولت کسری بودجه دارد و با اقدامات تورم‌زای دولت در حذف ارز ترجیحی این کسری بودجه کاهش می‌یابد، بنابراین در چنین حالتی نمی‌توانیم باز هم از قطعی بودن کاهش تورم صحبت کنیم. علت این است که ریشه تورم فقط کسری بودجه دولت نیست! علت اصلی کسری بودجه هم کاهش درآمد دولت است که با روند فعلی درآمد جدیدی برای دولت ایجاد نخواهد شد. اصلی‌ترین ریشه کاهش درآمد دولت تحریم‌هایی است که هر روز بیشتر می‌شوند.

    بغزیان اضافه کرد: لذا ما باید بگوییم که اگر تحریم‌ها رفع نشوند، کاهش درآمد ارزی دولت و روند فزونی آن ادامه می‌یابد و این پایه پولی را دوباره برای جبران کسری دولت افزایش می‌دهد، زیرا دولت مجبور به چاپ پول بدون پشتوانه خواهد بود. تازه اگر هزینه‌های دولت کاهش یابد و منابع جدید درآمدی هم ایجاد شود، باز هم فقط سهم کسری بودجه در ایجاد تورم کاهش یافته و سایر عوامل افزایش تورم متوقف نمی شوند.

    این استاد اقتصاد دانشگاه تهران تاکید کرد: برای مثال اکنون نرخ ارز و دلار اندکی با اخبار مذاکرات پایین آمده و صادرات بیشتر و ارز بیشتر داریم، اما باز هم افزایش قیمت‌ها را مانند ماه گذشته تجربه می‌کنیم. حذف ارز ترجیحی و آزادسازی نرخ ارز به این منزله بود که ارز دولتی و ارز بازار آزاد به هم نزدیک می‌شوند. این درحالی است که قرار دولت این بود که نرخ ارز بازار آزاد پایین آمده و به ارز دولتی نزدیک شود! این درحالی است که مشخص نیست این وضعیت ثبات نسبی دوران مذاکرات تا چه زمانی ادامه یابد.

    ناتوانی در کنترل قیمت‌ها

    این اقتصاددان خاطرنشان کرد: اتفاقات اخیر نشان داد  که دولت اراده‌ای برای کنترل قیمت‌ها ندارد. افزایش شدید قیمت خودرو و برخی کالاها مانند روغن و لبنیات، حاکی ازعدم تمایل به مدیریت قیمت است. در چنین شرایطی سرمایه‌گذاران ما به سمت تامین مالی از طریق نوسانات قیمت طلا می روند.

    بغزیان بیان کرد: راه حل مقابله با تورم به شکل آسان در اقتصادهای بیشتر جهان موجود است و مدیریت آن کار سختی نیست. مسئله این است که قیمت‌ها به حال خود رها شده و دولت هیچ دخالت مشخصی نمی‌کند. از سوی دیگر نرخ ارز در شرایط تحریمی رها شده است. این روند باعث کاهش ذخیره ارزی در کشور می‌شود. در این شرایط نمی‌توان انتظار داشت که ارز صادراتی خودش به کشور برگردد و همه تلاش می‌کنند این ارز را در خارج کشور در حساب‌هایی ذخیره کنند. اگر ما دستورات لازم برای بازگشت ارز صادراتی را ندهیم، ایجاد رانت کرده ایم. این درحالی است که دولت با استدلال اینکه ارز ترجیحی ایجاد رانت می‌کند، آن را حذف کرد!

    وی تصریح کرد: در چنین شرایطی بهتر است مقامات اقتصادی و از جمله وزیر اقتصاد، با کلماتی مثل کاهش تورم بازی نکنند. بانک مرکزی نیز برخلاف ادعای وزیر اقتصاد، اقدامی برای کاهش شتاب رشد قیمت‌ها و کاهش تورم صورت نداده است.

    این کارشناس اقتصادی تشریح کرد: در بازار ایران ما با یک چسبندگی معکوس قیمت‌ها مواجهیم. یعنی وقتی قیمت کالاها به دلیل افزایش نرخ ارز بالا می‌روند، نرخ‌ها نیز بیش از انتظارات بازار افزایش می‌یابد؛ اما وقتی نرخ ارز کاهش می‌یابد، باز هم قیمت‌ها کالاها بالا می‌رود! علت افزایش دائمی قیمت‌ها، رها شدگی بازار و نااطمینانی بازیگران اقتصادی از نرخ‌های آینده است. در این شرایط کسبه و فعالان اقتصادی و دولت چندان ضرر نمی‌کنند، بلکه کارمندان، کارگران و بازنشستگان و افراد دارای حقوق ثابت آسیب جدی می‌خورند.

    کالابرگ و افزایش حقوق بی‌فایده می‌شود

    بغزیان در ادامه با اشاره به سیاست‌های جبرانی دولت برای حل اثرات جانبی تورم و افزایش نرخ ارز، تاکید کرد: اکنون دولت راهکارهایی مانند افزایش حقوق و ارائه کالابرگ را برای جبران آثار جانبی سیاست‌های تورم‌زای خود مطرح کرده و در حال اجرای آن است. دولت می‌گوید که افزایش قیمت کالابرگ مشکلی نیست و ما یارانه و کالابرگ و حقوق را افزایش می‌دهیم. استدلال این است که اگر قیمت‌ها ۱۰۰ هزار تومان بالا رفت، ما ۱۰۰ هزار تومان پرداخت انتقالی برای مردم انجام داده و جبران می‌کنیم. اما این استدلال ایراد دارد.

    وی  افزود: ایراد استدلال دولت این است که در لیست اقلام موجود در کالابرگ تنها حدود ۱۰ قلم کالا معیار است و در افزایش حقوق نیز معیارها از همین دست هستند. اما بسیاری از کالاهای حیاتی دیگر مانند پوشاک، مسکن، دارو و آموزش و دیگر محصولات مصرفی و ضروری مردم که افزایش قیمت نجومی دارند، در سیاست‌های کنترلی دولت دیده نمی‌شوند و همین کالاها از قضا هزینه‌های خانوار را به شدت بالا می‌برند.

    این اقتصاددان در پایان گفت: ما نباید تصور کنیم که تورم از کالابرگ و حقوق مردم کندتر حرکت می‌کند، سرعت تورم بسیار بیشتر از این مبالغی است که دولت برای مردم جبران می‌کند. بسیاری از بازیگران اقتصادی که بدون ارتباط با نرخ ارز یا گرانی مواد اولیه، قیمت تمام شده خود را بالاتر اعلام می‌کنند، به بهانه عقب‌نماندن از تورم، راساً افزایش قیمت به بازار تحمیل می کنند؛ این نشان می‌دهد که ام‌الامراض اصلی اقتصاد، تورم است که دولت اراده مهارش را ندارد!

  • مردم  ترجیح می‌دهند دلار و یورو آنها در زیر بالششان باشد تا بورس و بانک!!

    مردم ترجیح می‌دهند دلار و یورو آنها در زیر بالششان باشد تا بورس و بانک!!

    به گزارش اقتصادران، وزارت اقتصاد اخیراً برای جمع‌آوری دلارهای مردم مسیر جدیدی را دنبال می‌کند؛ صدور مجوز برای صندوق‌های ارزی در بورس و ترغیب مردم به سپرده‌گذاری ارزی در این صندوق‌ها که بعداً بتواند سودی از این بابت را در اختیار سپرده‌گذاران و به تعبیری سهامداران این صندوق‌ها بگذارد. اما اتفاق غالبی که تاکنون افتاده این است که اکثریت مردم همچنان تمایل دارند که ارزشان را در خانه نگه دارند تا اینکه در اختیار سیستم بانکی بگذارند.

    ماجرا از این قرار است که سیدعلی مدنی‌زاده، وزیر امور اقتصادی و دارایی خبر از راه‌اندازی سه صندوق ارزی با کارکرد مشابه صندوق‌های درآمد ثابت در بورس خبر داده و اعلام کرده که این صندوق‌های ارزی در اختیار مردم است تا اسکناس ارز و حواله آن را جمع‌آوری کرده و به دارندگان واحد‌های سرمایه‌گذاریِ این صندوق‌ها، سود ارزی دهد.

    در چنین شرایطی، یک حساب سرانگشتی نشان می‌دهد که ده‌ها میلیارد دلار ارز خانگی در اختیار مردم است که در صورت اجرای موفقیت‌آمیز این طرح می‌تواند اتفاق بزرگی در تأمین مالی پروژه‌های مهم کشور رقم بزند.

    وزیر اقتصاد اعلام کرده که همه مردم می‌توانند در این صندوق‌ها سرمایه‌گذاری کنند؛ اما این در حالی است که کارشناسان در مورد موفقیت آن در جمع‌آوری ارز در دست مردم تردید دارند.

    تامین مالی پروژه‌ها از مسیر صندوق‌های ارزی

    به اعتقاد کارشناسان، اگر صندوق‌های ارزی بتوانند با سودی متعارف و در عین حال جذاب منابع را جذب و به سمت تولید و مولدسازی هدایت کنند، قطعا مردم از سود تضمین‌شده ارزی برخوردار خواهند شد و از طرفی، صندوق‌های ارزی اتفاق بزرگی را در تأمین مالی پروژه‌های مهم رقم خواهند زد.

    اما این در حالی است که همین گروه معتقدند با توجه به اتفاقات گذشته و کم‌رنگ شدن میزان اعتماد مردم به بازار، نتیجه اجرای طرح صندوق‌های ارزی با ابهام مواجه است؛ اما چرا مردم تا این حد به سیستم بانکی و حتی بورس بی‌اعتمادند و حاضرند دلارهای خود را در خانه نگه دارند تا نزد بانک‌ها سپرده‌گذاری کنند یا در صندوق‌های بورسی بگذارند و سودش را بگیرند؟

    بی‌اعتمادی مردم به صندوق ارزی در بورس

    آلبرت بغزیان، اقتصاددان با اشاره به تجربه مشابه صندوق‌های ارزی در بورس با سپرده‌های ارزی در دولت‌های نهم و دهم، گفت: در زمان ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد بانک‌ها سپرده ارزی باز می‌کردند با این بیان که به شما سود ارزی می‌دهیم.

    وی با اشاره به استقبال مردم از این طرح، گفت: مردم با این وعده، دلار و یورو خود را سپرده کردند؛ ولی بعد از یک ماه وقتی یکی از سپرده‌گذاران به بانک برای دریافت ارز خود مراجعه کرد، اعلام شد که به جای ارز، معادل ریال آن ارز و آن هم به نرخ دولتی آن پرداخت خواهد شد. این تجربه موجب بی‌اعتمادی به چنین طرح‌های مشابهی شده است.

    این استاد دانشگاه با اشاره به بحران بی‌اعتمادی به سیستم بانکی و بورس در کشور در مسائل ارزی، گفت: وزیر اقتصاد به این موضوع خوش‌بین است که چنین طرح‌هایی را اجرا می‌کند؛ این در حالی است که اعتمادی به سیستم بانکی و حتی بورس نیست.

    بغزیان به ادغام بانک آینده اشاره کرد و گفت: وقتی بانک آینده ادغام می‌شود در حالی که مردم در هول و ولای این هستند که حساب آنها سوخت نشود، چطور آنها اطمینان کنند و ارز خود را به صندوق‌های ارزی بسپرند؟

    ضرورت تضمین بازگشت ارز مردم

    این اقتصاددان با طرح چند سوال، گفت: اگر مردم ارز خود را به صندوق‌های ارزی بسپارند، فردا فلان دستگاه یا وزارتخانه یا سازمان نمی‌گوید این ۳۰۰ هزار دلار را از کجا آوردی؟ آیا هیچ تضمینی هست که صاحب ارز تحت تعقیب قرار نگیرد؟ آیا سود ارزی آن پرداخت خواهد شد؟

    بغزیان با بیان اینکه دولت باید در این باره چند موضوع را در نظر بگیرد، گفت: وزیر اقتصاد باید روشن کند که اولا آیا نمی‌گویند این ارز را مردم از کجا خریداری کرده‌اند و آیا اصل ارز را تضمین می‌کنند که برگردانند؟

    طرح دولت برای جمع‌آوری ارز مردم در گرو اعتمادسازی است

    این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه موفقیت این طرح در جمع‌آوری ارز مردم در گرو اعتمادسازی در مردم است، گفت: این طرح، طرح بسیار قشنگی، اما روی کاغذ است. باید روشن و اعلام شود که فردا روزی صاحبان این ارز‌ها متهم نخواهند شد. همچنین در صورتی که صاحب ارز مراجعه کند باید مشخص باشد که او ارز خود را دریافت خواهد کرد یا در صورت تمایل به دریافت ریال، معادل قیمت ارز در بازار آزاد به او پرداخت شود.

    بغزیان خاطرنشان کرد: تصور من این است که در شرایط کنونی و با وجود بی‌اعتمادی مردم به سیستم بانکی و بورس، آنها ترجیح می‌دهند دلار و یورو آنها در زیر بالششان باشد تا در صندوق ارزی!

  • ارز چند نرخی یا تک نرخی؛ کدام راهگشاست؟

    ارز چند نرخی یا تک نرخی؛ کدام راهگشاست؟

    به گزارش اقتصادران، آلبرت بغزیان طی یادداشتی مطرح کرد:

    چالش‌هایی که این روزها در خصوص بازار ارز چند نرخی یا تک نرخی میان نهادهای پولی (بانک مرکزی) و مالی (وزارت اقتصاد) در ایران به راه افتاده در واقع ادامه مواجهه‌هایی است که طرفداران اقتصادی کینزی (جان مینارد کینز، اقتصاددان و فیلسوف قرن ۲۰) با سمپات‌های مکتب «فریدمن» (اقتصاددان، آمارشناس و نویسنده امریکایی) داشته‌اند. کینز معتقد بود که سیاست‌های مالی (مخارج دولت و سیاست‌های مالیاتی برای تاثیرگذاری بر اقتصاد) اهمیت بیشتری نسبت به سیاست‌های پولی (کنترل حجم پول در دسترس بانک‌ها، مصرف‌کنندگان و کسب‌وکارها) دارد و اینکه دولت مداخله‌گر می‌تواند از طریق سیاست‌های مالی برای تقویت تقاضای کل، تحریک مصرف و کاهش بیکاری اقدام کند و در نتیجه رکودهای اقتصادی را کاهش دهد. طرفداران مکتب پول‌گرایی فریدمن اما در نقطه مقابل استدلال می‌کردند که دولت‌ها می‌توانند با کنترل حجم پول تزریق شده به اقتصاد، ثبات اقتصادی را تقویت کرده و اجازه دهد خود بازار به بقیه مسائل رسیدگی کند. این دو مکتب اقتصادی در گستره جهانی بازتاب پیدا کرده و هر کدام طرفداران خاص خود را پیدا کرد.

    در ایران هم معادله ارز «چند نرخی» یا «تک نرخی» از جمله ابهاماتی است که طی سال‌ها و دهه‌های اخیر همواره در فضای اقتصادی جریان داشته است. گروهی در اقتصاد ایران معتقدند، نظام ارزی کشورمان باید تک نرخی شود تا اولا ار فساد و رانت‌خواری جلوگیری شود و پس از آن اقتصاد ثبات قابل توجهی را تجربه کند. در نقطه مقابل اما جماعتی از فعالان اقتصادی و اقتصادخوانده‌ها وجود دارند که از نظام ارزی چند نرخی دفاع کرده و آن را تبلیغ و ترویج می‌کنند. این افراد معتقدند دولت با توزیع ارز ترجیحی و توافقی در واقع از اقشار محروم حمایت کرده و فضایی ایحاد می‌کند تا اقلام اساسی با قیمت مناسب‌تر در اختیار اقشار محروم قرار گیرد. این مجادله اقتصادی، طی سال‌های اخیر همواره در فضای اقتصادی کشورمان جریان داشته و زمینه‌ساز بحث و تبادل نظرهای فراوانی شده است. اما در شرایط فعلی اقتصاد که ایران از یک طرف درگیر تحریم‌های گسترده و تهدیدات بیرونی است، کدام نظام ارزی راهگشا خواهد بود؟

    ۱) استدلال طیف‌هایی که از تخصیص ارز ترجیحی حمایت می‌کنند، آن است که ارز ترجیحی به اقتصاد خانوارهای کم برخوردار ایران کمک می‌کند. کانون اصلی این تخصیص ارز به مواد اولیه، نهاده‌های دامی، روغن صنعتی و مصرفی و…باز می‌گردد. در واقع دامداران، مرغداران، کشاورزان، برنجکاران و …از این نهاده‌ها استفاده می‌کنند تا محصولات تولیدی خود را که ذیل اقلام اساسی و مصرفی مردم قرار دارد، با قیمت‌های مناسب‌تر به دست مردم برسانند. دولت نرخ ارز ترجیحی را تصویب می‌کند برای چنین وارداتی تا قدرت خرید مردم افزایش یابد! مشکل این است که این ارزها تحصیص داده می‌شود، اما اثر مناسبی بر قیمت کالاها در بازار مشاهده نمی‌شود. در واقع وارد‌کنندگان ارز ترجیحی برای واردات می‌گیرند، اما کالای خود را با نرخ ارز آزاد توزیع می‌کنند! در واقع مساله این نیست که ارز ترجیحی داده شود یا نه؟ موضوع این است که چون نمی‌توان مدیریت درستی بر توزیع کالا با نرخ ارز ترجیحی داشت، برخی پیشنهاد می‌دهند که اساسا ارز ترجیحی حذف شود. این استدلال به نظر من اشتباه است. راهکار درست آن است که نظارت‌ها از نظر کمی و کیفی افزایش یابد تا تخصیص ارز ترجیحی به اهداف خود برسد. چطور هنگام تخصیص ارز کاملا مشخص است به چه فردی ارز داده می‌شود، چرا نباید نظارت شود که اقلام وارداتی با قیمت مناسب به دست مردم برسد؟

    دولت حتی برای تخصیص ارز دارو و اقلام اساسی هم تنگناهایی دارد. وقتی چنین تنگناهایی وجود داشته باشد، طبیعی است که مردم، فعالان اقتصادی، دانشجویان و…ناچارند از بازارهای موازی و آزاد ارز مورد نیاز خود را تامین کنند. این‌گونه است که نرخ‌های دوم و سومی در بازار ارز ایجاد می‌شود و نظام چند نرخی ظهور پیدا می‌کند. دولت چهاردهم نشان داده که اصل اساسی نخست برای او حمایت از معیشت مردم است. به همین دلیل است که دولت روند تخصیص ارز ترجیحی را برای اقلام اساسی و دارو رها نکرده و تلاش می‌کند با توزیع کالابرگ از دهک‌های محروم در برابر تکانه‌های تورمی حمایت کند. به نظرم ایده تک نرخی کردن ارز در شرایط تحریمی و تهدید و جنگ شاید چندان راهگشا نباشد و معیشت مردم را با تکانه‌های فراوان مواجه سازد.

  • سه سناریو پیش‌روی اقتصاد ایران / بغزیان: مکانیسم ماشه یعنی مجبوریم به ساز شرکای خود برقصیم!

    سه سناریو پیش‌روی اقتصاد ایران / بغزیان: مکانیسم ماشه یعنی مجبوریم به ساز شرکای خود برقصیم!

    به گزارش اقتصادران، از زمانی که احتمال اجرا شدن مکانیسم ماشه مطرح شده، بحث حول اثرات این اقدام گرم شده است. هر چند پس از جلسه قاهره میان وزیر امور خارجه و دبیر سازمان انرژی اتمی، به نظر می‌رسد احتمال تعویق اجرای این مکانیسم از سوی سه کشور اروپایی بیش از گذشته افزایش یافته و احتمال این وجود دارد که با افزایش همکاری میان طرفین شدت تحریم‌ها از میزان فعلی بیشتر نشود.

    در حالی که بخش بزرگی از کارشناسان و منتقدان اقتصادی فکر می‌کنند اجرای مکانیسم ماشه به دشوارتر شدن شرایط کشور منجر می‌شود، در مورد شدت این فشارها هنوز توافقی میان صاحب نظران شکل نگرفته است. اخیرا مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی مخاطرات اقتصادی فعال سازی ماشه را «نه چندان قابل توجه و قابل مدیریت» ارزیابی کرده است زیرا تحریم‌های شورای امنیت برخلاف تحریم‌های ثانویه ایالات متحده، اشاعه محور الست و تنها بر محدود سازی برنامه‌های هسته‌ای و موشکی متمرکز است. نکته قابل اهمیت این است که فعال‌سازی ماشه رژیم تحریمی شدیدتری نسبت به فشارهای کنونی ایجاد نمی‌کند.

    آلبرت بغزیان، کارشناس اقتصاد کلان، با اشاره  به اقدامات اروپا برای اجرای مکانیسم ماشه به خبرآنلاین گفت: فکر نمی‌کنم اروپایی‌ها در نهایت از خیر اجرای مکانیسم ماشه بگذارند. حالا ممکن است اجرای آن را برای مدتی تعلیق کنند ولی اگر به چیزهایی که می‌گویند دست نیابند، باز هم از این تهدید استفاده خواهند کرد. این در حالی است که ایران برگ برنده چندانی برای فشار به طرف مقابل از طریق فشار متقابل را ندارد.

    از نظر این تحلیل گر اقتصادی تشدید تنش‌ها از طریق اقدامات ایران نهایتا به زیان اقتصاد ایران تمام خواهد شد.

    بغزیان در مورد چشم انداز کشور گفت: من فکر نمی‌کنم در شرایطی که جنگی به راه افتاده یا خطر جنگ بسیار نزدیک است، بتوان به سمت توسعه رفت. چنین چیزی را من در هیچ جای تاریخ ندیدم و فکر هم نمی‌کنم این آرزو عملی باشد. در نتیجه بحرانهایی چون جنگ یا تحریم در نهایت موجب از دست رفتن فرصتهای توسعه برای ایران خواهد شد. پیش از این باید کشور از نظر اقتصادی مقاوم می‌شد، اما فرصت مقاوم سازی از دست رفته است.

    استاد دانشگاه تهران اجرای مکانیسم ماشه را گامی در مسیر سخت‌تر شدن حلقه محاصره تحریم‌ها دانست و ادامه داد: وقتی شدت انزوای اقتصاد بیشتر می‌شود، ابتکار عمل را از دست می‌دهیم یعنی در آن وضعیت این شرکای ما هستند که نقشی تعیین کننده دارند و به اصطلاح ما مجبوریم به ساز آنها برقصیم. بنابراین اجرای مکانیسم ماشه به سود کشور نیست و به فشارهای موجود خواهد افزود و باید امیدوار باشیم از امروز قول و قراری با شرکای اصلی ما مانند ترکیه، هند، روسیه و چین گذاشته باشند که اگر ماشه اجرا شد، بتوانیم تحریم‌ها را دور بزنیم.

    وی سه سناریو برای آینده کشور در نظر گرفت، یکی اجرای فوری مکانیسم ماشه تا آبان ماه، دیگری رفع مساله و کنار گذاشتن آن و دیگری تعلیق ماشه برای چند ماه است.

    بغزیان توضیح داد: به نظر می‌رسد که تعلیق چند ماه اکنون محتمل‌تر از گزینه‌های دیگر باشد. نامحتمل‌ترین گزینه هم کنار گذاشتن مکانیسم ماشه است زیرا به نظر می‌رسد مهمترین اهرم فشار در دست سه کشور اروپایی همین گزینه است که از آن هم صرف نظر نخواهند کرد. این در حالی است که برای اقتصاد ایران حتی اجرا نشدن مکانیسم ماشه هم به معنای خروج از انزوا نخواهد بود زیرا تحریمهای آمریکا پا برجا هستند.

    «ماشه» فشارها را تشدید می‌کند

    این استاد اقتصاد دانشگاه تهران با رد دیدگاههایی که اجرای مکانیسم ماشه را اتفاق مخاطره برانگیزی نمی‌دانند تصریح کرد: مکانیسم ماشه حتما شرایط اقتصاد کشور رادشوارتر می‌کند. اقتصاد ایران مانند شهری است که سیلی یک بار به زیرساخت‌هایش آسیب زده و حالا در آستانه سیل دوم عده‌ای می‌گویند غصه نخورید، این بار هم مانند دفعه قبل مظکلات حل می‌شود. امروز کشور به مراتب بیش از زمانی که ایالات متحده از برجام خارج شده آسیب پذیر است.

    وی درباره اظهارات وزیر خارجه گفت: آقای عراقچی در مقام وزیر خارجه باید این حرفها را بزند و از کیان و توان دولت دفاع کند ولی اجرای ماشه به معنای جهانی شدن نظام تحریم علیه ایران است و تمام اعضای سازمان ملل موظف به تبعیت از آن هستند. ماشه به معنای همراهی ۱۳۰ کشور با ایالات متحده خواهد و هزینه دور زدن تحریم‌ها و تجارت خارجی را بیشتر می‌کند.

    او از مقامات و تصمیم‌گیران کشور خواست که برای هرکدام از سناریوهای احتمالی که ممکن است از سوی غرب اجرا شود، راههایی را در نظر داشته باشند.

    بغزیان درباره اثرات ملموس و مستقیم اجرای ماشه گفت: در گام نخست درآمد ارزی کاهش می‌یابد و همین موجب می‌شود که ارز براساس اولویتها و نیازهای کشور تخصیص یابد. به این ترتیب تورم بالا می‌رود و همزمان با آن، نرخ کسری بودجه هم رشد می‌کند. همزمان دولت ناچار می‌شود برای کنترل نارضایتی‌ها و ناآرامی‌ها سیاستهای حمایتی اجرا کند که چون درآمد کافی ندارد دوباره به افزایش کسری منجر می‌شود.

    از نظر این تحلیل‌گر اقتصادی در گام‌های بعدی بخش خصوصی به حاشیه رانده می‌شوند و دولت ناچار می‌شود جور سرمایه‌گذاری آنها را هم بکشد که باز هم کسری بودجه را بالا می‌برد.

    وی ادامه داد: برای کنترل کسری هم چون امکان کاهش هزینه یا افزایش درآمدها نیست مجبور به افزایش نرخ ارز یا نرخ رشد نقدینگی می‌شوند که این نیز به تورم بیشتر منجر می‌شود. به این اعتبار اجرای مکانیسم ماشه کشور در یک سیکل به مراتب ویران‌گر تر تورمی خواهد برد که به سرعت می‌تواند رشد اقتصادی را منفی کند و نرخ ارز را به بالاترین قیمتها برساند. ماحصل این روند چنانکه در سالهای گذشته هم تجربه کردیم افزایش فقر و نابرابری‌های اجتماعی است.

  • دولت به افزایش تورم دامن می زند / با همین شرایط فعلی هم می شود کشور را بهتر از امروز اداره کرد

    دولت به افزایش تورم دامن می زند / با همین شرایط فعلی هم می شود کشور را بهتر از امروز اداره کرد

    به گزارش اقتصادران، بانک جهانی در گزارشی که اخیرا منتشر شده، پیش‌بینی کرده وضعیت اقتصاد ایران در سال جاری به مراتب‌ از گذشته بدتر شود. بر این اساس رشد اقتصادی را تا پایان سال -۱.۶ درصد و تورم را ۴۲ درصد برآورد کرده است.

    چند هفته پیش صندوق بین‌المللی پول هم در گزارشی دیگر از وضعیت نامساعد اقتصاد در سالهای ۱۴۰۴ و ‍۱۴۰۵ خبر داد. در آن گزارش گرچه رشد اقتصادی منفی نیست، اما تنها ۰.۳ درصد رشد مثبت محاسبه شده و کارشناسان صندوق بین‌المللی پول انتظار تورم ۴۳.۳ درصدی را تا پایان سال دارند.

    رفع تورم اولویت اصلی دولت نیست/ بغزیان: اگر مذاکرات به نتیجه برسد می توان انتظار داشت بطور مقطعی، وضع اقتصاد بهتر شود

    باید توجه داشت که این پیش‌بینی‌ها براساس حفظ وضع موجود انجام شده‌اند. به طور مثال اگر مذاکرات ایران و ایالات متحده به سمتی برود که همه تحریم‌ها لغو شوند یا اینکه تنش‌ها چنان افزایش یابند که کار به جنگی فراگیر یا تحریم‌های شدیدتر برسد، وضعیت چیزی متفاوت خواهد بود. اتفاقاتی از این دست، شرایط را چنان دستخوش تغییر می‌کنند که در پیش‌بینی‌هایی از این دست قابل بررسی نیستند.

    تورم معضل اصلی ماست

    در این رابطه، آلبرت بغزیان، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، به خبرآنلاین گفت: «این دسته از پیش‌بینی‌ها بر مبنای وضع جاری کشور انجام می‌شود و بانک جهانی یا صندوق بین‌المللی پول بر اساس گزارش‌های داخلی به تحلیل می‌پردازند و در مدل خود قرار می‌دهند. پس به این معنا نیست که حتما این پیش‌بینی‌ها چه مثبت باشند و چه منفی، لزوم در عمل محقق شوند ولی این پیام را دارد که ادامه وضع موجود کار کشور را به کجا خواهد رساند.»

    وی درباره چالش دستیابی به رشد اقتصادی بالاتر در ایران توضیح داد: «مشکل اصلی ما تورم بالا است که موجب رکود اقتصادی هم می‌شود. بر این اساس اگر تورم کشور نسبت به سال گذشته کاهش نیابد و آن طور که شواهد نشان می‌دهد نرخ آن افزایش پیدا کند، بدون تردید باید منتظر کوچک‌تر شدن رشد اقتصادی هم باشیم و احتمال وقوع رشدی نزدیک به صفر درصد (چنان که صندوق بین‌المللی پول برآورد کرده) یا حتی منفی (آن طور که بانک جهانی محاسبه کرده) شود.»

    صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی رشد اقتصادی ۰.۳ درصدی و بانک جهانی پیش‌بینی رشد اقتصادی -۱.۶ درصدی را برای امسال داشتند.

    سیاستهای دولت تورم‌زا هستند

    بغزیان با انتقاد از رویکرد حاکم بر تیم اقتصادی دولت توضیح داد:‌ «تقریبا همه کارشناسان باور دارند تورم چالش اصلی و اقتصاد کشور است، دولت از ارائه یک سیاست ضد تورمی عاجز است. در مقابل رویکرد حاکم بر دولت طوری است که به افزایش تورم دامن می‌زند. دولت چهاردهم اجازه افزایش قیمت هر کالایی را داده یا وعده داده که به زودی آنها را افزایش خواهد داد. از قیمت نان تا نرخ ارز را افزایش دادند و این روزها هم این طرف و آن طرف از افزایش قیمت انرژی و مخصوصا بنزین هم چیزهایی شنیده می‌شود.»

    او افزود: «افزایش قیمت ارز یعنی تورم بالا خواهد رفت، فرقی ندارد دلار ۴۲۰۰ تومانی را حذف کنند و به ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومان افزایش دهند یا اجازه بدهند که هر دلار از ۵۰ یا ۶۰ هزار تومان تا بیش از ۱۰۵ هزار تومان هم برود، در هر صورت تورم بزرگی در راه خواهد بود. متاسفانه دولتها تمایل به در پیش گرفتن سیاستهای تورم‌زا از این جنس را دارند. این در حالی است که گیریم بنزین را هم به قیمت یک دلار که نرخ خلیج فارس است، افزایش دهند با تورم ۴۰ یا ۵۰ درصدی دوباره باید پس از یک سال به اقتصاد شوک تازه‌ای داد که خود به خود تورم‌ ایجاد خواهد کرد. تورم کسری بودجه و ارز را تشدید می‌کند و دوباره دولت با گرانفروشی زمینه ادامه این سیلکل تورم را فراهم می‌کند.»

    روش اداره بهینه کشور

    بغزیان با بیان اینکه کشور را در شرایط فعلی هم می‌توان بهتر از امروز اداره کرد، گفت: «با تخصیص بهینه منابع، ندادن تسهیلات بانکی به فعالیتهای مولد و اخذ مالیات از هر فعالیت سوداگرانه، مقابله با اختلاسها و افزایش نظارتها راههایی هستند که منابع بیشتری برای اداره کشور را به دست سیاستگذار می‌دهد و آنها از اجرای اقدامات تورم‌زا که موجب گسترش فقر می‌شوند باز می‌دارد. »

    عضو هیات علمی دانشگاه تهران افزود: «چه توافق تازه‌ای شکل بگیرد و چه نگیرد باید منابع‌مان را بهتر مدیریت کنیم. کشور اگر بهتر اداره شود، بسیاری از مشکلات هم خود به خود رفع می‌شوند اما من اراده لازم را برای این تحول نمی‌بینم. به‌ویژه در دولت فعلی مانند دولتهای پیشین نگاه حاکم نگاهی است که طرفدار آزادی قیمتها یا تک نرخی کردن ارز هستند حال آنکه چنین اقداماتی برای وضعیت امروز ایران به شدت مهلک است.»

    بغزیان تاکید کرد: «نه تنها قیمتها نباید بالا بروند بلکه آن قدر افزایش یافتند که باید با هر افزایش تازه‌ای برخورد کرد. به هر روی گزارش اخیر بانک جهانی نشان می‌هد اگر تغییری در مدیریت کشور و نگاه حاکم بر سیاستگذاری صورت نگیرد، وضعیت امسال سخت خواهد بود. البته اگر مذاکرات نتیجه دهد و تحریم‌ها هم لغو شوند، احتمالا وضعیت دیگری، ولو به طور مقطعی بر اقتصاد ما حاکم شود.»

  • در این شرایط تورمی مردم ریال پس‌انداز نمی‌کنند / وقتی دلار به قیمت ۱۱۰ هزار تومان برسد قیمت ۱۰۰ هزار تومانی آن دیگر برای جامعه قابل پذیرش می‌شود!

    در این شرایط تورمی مردم ریال پس‌انداز نمی‌کنند / وقتی دلار به قیمت ۱۱۰ هزار تومان برسد قیمت ۱۰۰ هزار تومانی آن دیگر برای جامعه قابل پذیرش می‌شود!

    به گزارش اقتصادران، یک کارشناس اقتصادی گفت: اگر سیگنال‌های مثبتی برای گشایش درآمدهای ارزی ناشی از کاهش فشار تحریم‌ها دریافت کنیم، افزایش نرخ ارز متوقف خواهد شد اما همچنان مساله چسبندگی قیمت‌ها و مقاومت برای کاهش قیمت سایر اقلام و بازارها وجود دارد.

    آلبرت بغازیان با اشاره به وضعیت بازار ارز و اقتصاد ایران در دو سناریو خوب (دریافت سیگنال مثبت از مذاکره و سیاست خارجه) و سناریو بد (افزایش تنش‌ها) اظهار داشت: باید به این موضوع توجه داشت که در این مدت قیمت بسیاری از کالاها با افزایش قیمت ارز، بالا رفت و تجربه هم نشان داده که قیمت این کالاها با کاهش قیمت ارز هم پایین نمی‌آید.

    این کارشناس اقتصادی گفت: در این شرایط تورمی هم مردم ریال پس‌انداز نمی‌کنند و به دنبال تبدیل ریال خود به هر مقدار طلا و ارز هستند.

    بغازیان با تاکید بر اینکه وقتی دلار به قیمت ۱۱۰ هزار تومان برسد قیمت ۱۰۰ هزار تومانی آن دیگر برای جامعه قابل پذیرش می‌شود، افزود: تغییرات نرخ ارز تبعات کلان و خرد هم دارد، وقتی نرخ ارز بالا می‌رود تمام کالاها به دنبال آن حرکت می‌کنند اما وقتی نرخ ارز پایین می‌آید قیمت سایر کالاها و بازارها نزولی نمی‌شود و در واکنش به ریزش نرخ ارز، قیمت آن‌ها ثابت می‌ماند.

     

    در چه صورت قیمت دلار همچنان بالا نمی رود؟

    وی اظهار داشت: در شرایطی هستیم که وضعیت سیاست خارجی کشور قابل پیش‌بینی نیست اما در اقتصاد، فعالان آینده را با دو سناریو بد و خوب به طور نسبی پیش بینی و با این دو سناریو برنامه ریزی می‌کنند. اگر توافق شود و به دنبال آن تحریم‌ها برداشته شود، آیا ایران می‌تواند نفت بفروشد؟ اگر این سناریو اجرا شود، انتظار افزایش درآمد ارزی کشور وجود دارد بنابراین سیاست‌های بانک مرکزی هم تغییر می‌کند چراکه گشایش درآمدی برای بانک مرکزی ایجاد شده و در نتیجه نرخ تورم کنترل می‌شود و ارزش پول ملی کشور حفظ خواهد شد. اما در سناریو بد، با افزایش تنش‌های سیاسی، پیش‌بینی می‌شود که نرخ ارز همچنان افزایشی باشد.

    این کارشناس افتصادی افزود: اگر سیگنال‌های مثبتی برای گشایش درآمدهای ارزی ناشی از کاهش فشار تحریم‌ها دریافت کنیم، افزایش نرخ ارز متوقف خواهد شد اما همچنان مساله چسبندگی قیمت‌ها و مقاومت برای کاهش قیمت سایر اقلام و بازارها وجود دارد.

    بغازیان تاکید کرد: باید توجه داشت که نرخ ارزی داریم که باب میل صادرکننده‌ها است و صادر کننده همواره نرخ ارز را در اعداد بالا می‌خواهد و هر بار که نرخ ارز افزایش پیدا می‌کند صادرکننده تشویق به افزایش صادرات می‌شود.

    وی افزود: بنابراین در صورت کاهش تنش‌ها و دریافت سیگنال‌های مثبت هم، برای کاهش نرخ ارز مقاومت‌هایی ایجاد می‌شود، جریانی مخالف ریزش نرخ دلار می‌شود که می‌تواند رییس بانک مرکزی را هم تغییر دهد. از سوی دیگر هم با طیفی از مردم مواجه هستیم که در این مدت تمام دارایی خود را به دلار تبدیل کرده و ریزش نرخ دلار آن‌ها را خوشحال نمی‌کند.

  • دلار سه رقمی می شود!

    دلار سه رقمی می شود!

    به گزارش اقتصادران، در سال‌های اخیر، یکی از چالش‌های اصلی که دولت‌ها با آن روبرو بوده‌اند، مسائل مربوط به ارز است. به همین دلیل، مسئولان بانک مرکزی با اجرای سیاست‌های ارزی و راه‌اندازی سامانه‌های مختلف، تلاش کرده‌اند تا نرخ ارز را مدیریت کنند. در این راستا، علاوه بر نرخ دلار آزاد، نرخ‌های دیگری مانند ارز ترجیحی،بازار متشکل ارزی، دلار توافقی، دلار نیمایی و دلار مبادله‌ای نیز معرفی شده‌اند که هر یک به تدریج تغییراتی را تجربه کرده‌اند.با این حال، نکته‌ای که قابل توجه است این است که با وجود این سیاست‌ها، نرخ ارز همچنان کاهش چشمگیری نداشته و نه تنها نسبت به سال‌های  گذشته، بلکه حتی نسبت به ابتدای سال ۱۴۰۳ نیز افزایش قابل توجهی را نشان می‌دهد.

    به عنوان نمونه، از آغاز دولت چهاردهم، مسئولان خیابان باب همایون در تلاش بودند تا با افزایش نرخ نیما-توافقی، به هدف تک‌نرخی کردن دست یابند. این سیاست اقتصادی که از همان ابتدا تا کنون موافقان و مخالفان زیادی را به همراه داشته، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. وزیر اقتصاد در پاسخ به انتقادات درباره افزایش نرخ نیما اعلام کرده که این اقدام منجر به تورم نخواهد شد و به یاد دارد که در اردیبهشت ۱۴۰۰ نرخ نیما و بازار آزاد را یکی کرده و در آن زمان اختلاف نرخ‌ها کم بود بدون اینکه تورم افزایش یابد. با این حال، رئیس‌کل بانک مرکزی، محمدرضا فرزین، در تاریخ ۱۰ مهر ۱۴۰۳ بر این عقیده بود که امکان افزایش بیشتر نرخ ارز نیما وجود ندارد، زیرا این اقدام تبعات تورمی به همراه خواهد داشت. او اشاره کرد که نرخ ارز نیما از ۴۱ هزار تومان به ۴۷ هزار تومان افزایش یافته و پایین نگه‌داشتن آن برای کنترل تورم ضروری است.

    نرخ دلار نیمایی در ابتدای شهریورماه سال جاری حدود ۴۵ هزار و ۲۰۰ تومان بود، اما در حال حاضر در محدوده ۶۷ هزار تومان معامله می‌شود. برخی کارشناسان معتقدند که تغییر نرخ ارز نیمایی باعث افزایش قابل توجهی در بازار ارز آزاد شده است و این موضوع انتقادات زیادی را متوجه تیم اقتصادی دولت کرده است. در روزهای اخیر، شایعاتی درباره برکناری رئیس کل بانک مرکزی مطرح شد، اما به سرعت تکذیب گردید. همچنین،  طبق خبرهای رسمی وزیر اقتصاد نیز در هفته‌های آینده زیر تیغ استیضاح خواهد رفت.

    در این وضعیت، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، به طور کامل از تیم اقتصادی خود حمایت کرده و در روزهای گذشته برای مدتی مهمان محمدرضا فرزین در ساختمان شیشه‌ای میرداماد و عبدالناصر همتی در باب همایون بود.

    در همین راستا پزشکیان در نشستی که در اول اسفند ۱۴۰۳ برگزار شد نسبت به این گونه ادعاها واکنش نشان دهده و تصریح کرد که “تمام سیاست‌های مرتبط با بانک، پول و ارز، در جلسات سران قوا تصمیم‌گیری شده است. در این جلسات، آقای همتی، آقای پورمحمدی، آقای فرزین، رئیس کمیسیون برنامه‌وبودجه و رئیس کمیسیون اقتصاد به همراه تعدادی کارشناس حضور داشته‌اند و تصمیم‌گیری‌ها در آنجا صورت‌گرفته است.”رییس جمهور همچنین تاکید کرد: “این مسائل اصلاً به وزیر مربوط نمی‌شود. اینکه همه تقصیرها را به یک طرف نسبت دهیم، بی‌انصافی است.”

    در این زمینه، آلبرت بغزیان، کارشناس اقتصادی و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در گفت‌وگو با خبرآنلاین اظهار می‌دارد که در حال حاضر شرایط مناسبی برای تغییر ارز نیمایی نبود. او همچنین تأکید می‌کند که دولت چهاردهم نه تنها برنامه‌ای برای کاهش قیمت‌ها ندارد، بلکه پیش‌بینی می‌کند که قیمت دلار به طور حتم افزایش خواهد یافت و بانک مرکزی از افزایش قیمت دلار رضایت دارد.

    *آقای بغزیان!  دولت چهاردهم به تازگی اقدام به یک جراحی اقتصادی کرده و تغییراتی در زمینه ارز نیمایی ایجاد شده است. به عنوان اولین سوال، می‌خواستم نظر شما را در این خصوص جویا شوم. آیا این تغییرات را مثبت می‌دانید؟

    در زمانی که دولت تصمیم به تغییر سیاست ارزی خود در مورد ارز نیمایی گرفت، من نه با این تصمیم موافق بودم و نه مخالف. اما به این نکته اشاره کردم که زمان اجرای این سیاست مناسب نیست. فرض کنید که تفکیک وزارت راه و شهرسازی ایده خوبی است، اما باید در نظر داشت که آیا هزینه‌های آن را بررسی کرده‌اید و آیا کشور به شدت به این تغییر نیاز دارد یا خیر. می‌توانیم با یک تغییر ساده‌تر این کار را انجام دهیم. در مورد ارز نیز نظر من همین بود. زمانی که آقای همتی برنامه خود را اعلام کردند و گفتند که به دنبال تک‌نرخی کردن ارز هستند، و همچنین دکتر طیب‌نیا نیز این موضوع را مطرح کردند، ما گفتیم که این اهداف خوبی هستند، اما آیا در شرایط کنونی منابع لازم برای اجرای این برنامه را داریم؟ اگر شما به هر دلیلی بخواهید ارز را تخصیص دهید، باید مشخص کنید که آیا این امکان وجود دارد یا خیر. در غیر این صورت، شما ناچار به ایجاد یک بازار آزاد خواهید بود و افرادی که شرایط لازم را ندارند و به هر دلیلی به ارز نیاز دارند، باید بتوانند به آن دسترسی پیدا کنند. بنابراین، در نهایت یک نرخ آزاد خواهیم داشت که ممکن است با نرخ دولتی متفاوت باشد.

    رمزگشایی بغزیان از اختلاف ۳۵ درصدی ارز نیمایی و آزاد

    بنابراین، فاصله ۳۵ درصدی که به وجود آمده، ناشی از این واقعیت است که ما تصویری واضح از اقتصاد با ارز تک نرخی نداریم. به عبارت دیگر، اگر ما ارزی را به عنوان ارز دولتی اعلام کنیم و بگذاریم نرخ آزاد آن هر چقدر که می‌خواهد باشد، این به معنای ارز تک نرخی نیست. نگرانی من این است که ممکن است تصور دولت از ارز تک نرخی این باشد که یک نرخ دولتی به جای نرخ‌های نیما و سنا داشته باشیم و در کنار آن، یک نرخ آزاد نیز وجود داشته باشد که فاصله‌اش هر چقدر که باشد، اما این تعریف واقعی ارز تک نرخی نیست. در واقع، اگر بخواهیم بازار آزاد را به نرخ دولتی نزدیک کنیم، این امر تاکنون محقق نشده و بالعکس، نرخ ارز در بازار آزاد افزایش یافته و فاصله بین ارز آزاد و دولتی بیشتر شده است. حال اگر توافقی هم صورت گیرد، این چه نتیجه‌ای خواهد داشت؟ در حال حاضر ما نرخ ارز دولتی را افزایش داده‌ایم و این به وضوح منجر به افزایش هزینه‌های واردات و در نتیجه افزایش قیمت تمام شده کالاها می‌شود که خود به ایجاد تورم دامن می‌زند.

    سوالی که مطرح می‌شود این است که این سیاست در شرایط خاص کنونی چه نفعی برای ما دارد. اگر شرایط به ثبات و عدم تحریم و وفور ارز برمی‌گشت، می‌توانستیم آن را مثبت ارزیابی کنیم، اما در وضعیت فعلی، هزینه‌های چنین تصمیماتی بر دوش مردم و سپرده‌گذاران است. به نظر من، افزایش نرخ ارز توافقی ناشی از اختلاف نظر بین وزارت اقتصاد و بانک مرکزی است. تیم محمدرضا فرزین در بانک مرکزی به دنبال ثبات ارزی بودند و برای مدت طولانی قیمت دلار را به هر نحوی در یک محدوده خاص حفظ کردند. اما اکنون وزارت اقتصاد بر این باور است که باید ارز توافقی داشته باشیم و معتقد است که این اقدام می‌تواند رانت را از بین ببرد. اما آیا واقعاً این رانت از بین رفته است؟ در حال حاضر دلار ۶۷ هزار تومانی خریداری می‌شود و قیمت آن در بازار آزاد به ۹۲ هزار تومان رسیده است. این افزایش قیمت به نفع صادرکنندگان تمام می‌شود.

    به نظر من، آقای وزیر و رئیس کل بانک مرکزی باید توضیح دهند که چرا این اقدام را انجام دادند. بر اساس چه پیش‌بینی و سناریویی این کار را به مرحله اجرا درآوردند؟ آیا پیش‌بینی کرده بودند که ترامپ به قدرت می‌رسد و تحریم‌ها را تشدید می‌کند و ما نیز موضع‌مان این است که توافق نمی‌کنیم؟ این وضعیت به معنای نگرانی برای دارندگان ریال است و به همین دلیل، مردم به سمت بازار آزاد هجوم می‌آورند و این بازار را نیز دچار تنش می‌کنند. البته ما بازارسازی داریم، در هرات، سلیمانیه، تلگرام و اینستاگرام که نرخ‌سازی می‌کنند و هر از گاهی خبرهایی مبنی بر دستگیری یک باند ارزی منتشر می‌شود. اما آیا با این اقدامات نرخ ارز کاهش یافته است؟ پاسخ منفی است.

    به نظر من، بانک مرکزی از هویت بازارسازان داخلی و خارجی آگاه است. اما اگر بخواهد در برابر آنها تعلل کند، باید بپذیرد که این روند به سمت افزایش ادامه خواهد یافت.

    *در بخشی از صحبت‌هایتان به این نکته اشاره کردید که آیا سیاستمداران اقتصادی از بازگشت ترامپ و احتمال فشار بیشتر آمریکا بر ایران آگاه بودند، اما با این حال اقداماتی انجام دادند. به نظر شما در شرایطی که اختلاف بین نرخ دلار آزاد و توافقی همچنان ۳۵ درصد است، نرخ دلار تا پایان سال به چه عددی خواهد رسید؟  آیا این شکاف قیمتی کمتر می شود؟ 

    این بی‌توجهی بانک مرکزی و وزارت اقتصاد به شرایط خاص کنونی مشهود است. ما برای مدیریت واردات سیب‌زمینی ستادی تشکیل دادیم، اما به نظر می‌رسد که در مورد ارز نباید نگرانی نشان می‌دادیم. حداقل انتظار می‌رفت که بانک مرکزی و وزارت اقتصاد به‌طور شفاف توضیح دهند که این وضعیت چگونه به وجود آمد و دلایل آن چه بود. در یک سال گذشته، نرخ ارز بارها دچار نوسان شده و پس از هر جهش، دوباره به سطوح پایین‌تر بازگشته است. در یک مقطع، نرخ دلار به ۶۰ هزار تومان رسید، اما در نهایت به کانال ۵۰ هزار تومان عقب‌نشینی کرد. حتی در برخی زمان‌ها، نرخ دلار ثابت ماند و کسی به دنبال خرید ارز نبود. در حال حاضر، وضعیت بازار خودرو به دلیل واردات تا حدی نامطمئن است و خریداران تمایلی به ورود به این بازار ندارند. همچنین، توانایی خرید مسکن نیز کاهش یافته است. در چنین شرایطی، مردم بیشتر به خرید ارز و طلا تمایل دارند. برخی معتقدند که دولت پشتوانه طلا نداشته، اما با این حال اقدام به پیش‌فروش طلا کرده است. این موضوع از ابتدا مشخص بود.

    بنابراین به نظر من اگر این روند ادامه یابد و در یکی دو هفته آینده وضعیت استیضاح و تغییر رئیس بانک مرکزی مشخص شود که به نظر نمی‌رسد که زمان مناسبی برای این اقدام باشد. اما اگر این تغییرات صورت گیرد و رئیس بانک مرکزی عوض شود، به احتمال زیاد وزیر باقی خواهد ماند. در نهایت یکی از این دو نفر قربانی خواهد شد

    دلار سه رقمی خواهد شد؟

    من به هیچ وجه نمی‌خواهم عدد خاصی را اعلام کنم، اما متأسفانه در این شرایط نرخ ارز به سمت سه رقمی شدن پیش خواهد رفت. به عقیده من در حال حاضر هیچ‌کس تمایل به کاهش نرخ ارز ندارد.

    در حال حاضر، به دلیل این تصمیمات، داروها به شدت گران و نایاب شده‌اند. واردکننده کالا را با قیمت ۶۸ هزار تومان وارد می‌کند و آن را با دلار بازار آزاد، که ۹۰ هزار تومان است، به فروش می‌رساند. بنابراین، نیاز به تقویت نظارت‌ها احساس می‌شود. در گذشته نیز این سوال مطرح شد که آیا کسی که ارز نیمایی دریافت می‌کند، کالای وارداتی را با قیمت ارز نیمایی به بازار عرضه خواهد کرد؟ در گذشته، واردکنندگان کالاهای خود را کمی بالاتر از قیمت ارز نیمایی به مصرف‌کنندگان ارائه می‌دادند، اما اکنون این وضعیت بدتر شده است. صادرکنندگان کاملاً راضی هستند و واردکنندگان نیز به نوعی خوشحالند. از سوی دیگر، بانک مرکزی نیز از فروش ارزی که انجام می‌دهد و طلایی که وارد کرده، راضی است و توانسته کسری بودجه را جبران کند. نهادهای غیر دولتی و عمومی نیز که نه به اشتغال و نه به تورم پاسخگو هستند، از این وضعیت خوشحالند. در نتیجه، در این شرایط، دهک‌های ۱ تا ۵ جامعه متحمل زیان خواهند شد.

    *در حال حاضر، بسیاری از اقتصاددانان بر این عقیده‌اند که دولت‌ها قادر به تعیین نرخ ارز به صورت تک‌نرخی نیستند و باید بازار آزاد وجود داشته باشد، زیرا قیمت ارز بر اساس عرضه و تقاضا در بازار تعیین می‌شود و با دستوری کردن نرخ مشخص نمی شود. به نظر شما، آیا دولت می‌تواند ارز را به صورت تک‌نرخی تعیین کند؟

    ببینید، یک سنگر وجود دارد که برخی افراد پشت آن پنهان می‌شوند تا از انتقادات در امان بمانند و آن هم استفاده از اصطلاح “دستوری بودن” است. قیمت‌گذاری دستوری در ارز، بورس و… باعث می‌شود که حتی کسانی که به شدت از دستوری بودن انتقاد می‌کنند، خود را پنهان کنند تا مورد اتهام قرار نگیرند. همچنین، واژه “بازار” نیز به طور نادرست مورد استفاده قرار گرفته است. بازار به معنای عرضه و تقاضا است. در یک بازار آزاد، عرضه و تقاضا توسط واردکنندگان و صادرکنندگان شکل می‌گیرد. حال اگر این افراد در بازار ارز توافقی دلار را با قیمت ۶۸ هزار تومان معامله کنند، ممکن است حدود ۵ تا ۱۰ درصد از متقاضیان به دلیل عدم تمایل به ورود به بازار توافقی، به بازار آزاد روی آورند. اما آیا باید تمام کشور را بر اساس نظر همین ۵ تا ۱۰ درصد که تمایلی به بازار توافقی ندارند، شکل دهیم؟

    بغزیان: عملکرد فرزین مثبت بوده اما …

    پس سهم افرادی که ارز ۶۸ هزار تومانی دریافت می‌کنند کجاست؟ در اینجا بحث رها کردن ارز مطرح است؛ به این معنا که شما ارز را دریافت می‌کنید و این موضوع دستوری نیست، بلکه به اصطلاح علمی قابل دفاع، نرخ ارز شناور است. هیچ کشوری ارز را به حال خود رها نکرده است؛ به عنوان مثال، هیچ‌کجا خودرو را در بورس عرضه نمی‌کنند و این موضوع برای ارز نیز صدق می‌کند. هیچ دولتی ارز را رها نکرده مگر در شرایط تحریم و بحران اقتصادی که در آن صورت، بازار ارز نرخ‌های غیرمعمولی پیدا می‌کند. به عنوان نمونه، درهم امارات سال‌هاست که ثابت مانده و بازار دومی ندارد، یا در ونزوئلا یک نرخ رسمی و یک نرخ آزاد وجود دارد زیرا این کشور تحت تحریم است.

    در شرایط کنونی که از مدیریت ارزی غافل شده‌ایم، نمی‌توانیم به سادگی آن را کنار بگذاریم و با آن به صورت مطلق برخورد کنیم. به عقیده من، نمی‌توانیم هیچ حد و مرزی برای افزایش نرخ ارز تعیین کنیم و مشخص نیست که این نرخ به کجا خواهد رسید. اما به وضوح، رها کردن ارز به این معناست که هر روز با یک نرخ جدید مواجه خواهیم شد که مشخص نیست در کجا تعیین می‌شود، چه در هرات و چه در سلیمانیه. به طور قطع، باید از تجربیات جهانی در زمینه مدیریت ارزی بهره‌برداری کنیم. به نظر من، عملکرد بانک مرکزی مناسب بوده و اینکه چرا فرزین در حال حاضر به تصمیمات وزارت اقتصاد تن می‌دهد، باید از خود او پرسیده شود.

    دولت چهاردهم هیچ برنامه ای برای کنترل قیمت ها ندارد!

    من با اعلام اعداد و ارقام مشخص برای نرخ تورم موافق نیستم، زیرا باید به طور دقیق بگوییم که نرخ تورم ۴۰ یا ۴۲ درصد است و این اعداد نتیجه محاسبات دقیق هستند. اعلام اعداد بدون محاسبات صحیح، غیرحرفه‌ای به نظر می‌رسد. به نظر من، دولت چهاردهم هیچ برنامه‌ای برای کنترل قیمت‌ها ندارد. اگر دولت برنامه‌ای داشت، خوشحال می‌شدم که آن را ببینم. همچنین، هیچ برنامه‌ای برای نظارت وجود ندارد و تنها اعلام می‌کند که به دنبال کاهش قیمت‌هاست و به طور خوشبینانه پیش‌بینی کرده که تورم به ۴۲ درصد می‌رسد. اما آیا با این وضعیت و نرخ ارز نزدیک به ۱۰۰ هزار تومان، قاچاق ارز و پولشویی، می‌توانیم انتظار کاهش نرخ ارز را داشته باشیم؟ همچنین، نیازی نیست که اگر نرخ تورم سال گذشته بین ۳۵ تا ۴۰ درصد بوده، امسال نیز به همین صورت صعودی یا نزولی باشد؛ نرخ تورم سال آینده حتی می‌تواند به صفر برسد، اما این امر نیازمند شرایط خاص خود است.

  • پیش بینی نرخ تورم در سال ۱۴۰۴ / بغزیان: به جای اعلام نرخ تورم بگویند چگونه رشد نقدینگی را مدیریت می کنند؟

    پیش بینی نرخ تورم در سال ۱۴۰۴ / بغزیان: به جای اعلام نرخ تورم بگویند چگونه رشد نقدینگی را مدیریت می کنند؟

    به گزارش اقتصادران،  در روز تقدیم لایحه بودجه ۱۴۰۴ به مجلس در ابتدای آبان ماه، حمید پورمحمدی، رییس سازمان برنامه و بودجه از هدف گذاری تورم ۳۰ درصدی برای سال آینده خبر داد. از آن روز به بعد اما شرایط در حال تغییر بوده است؛ در روزی که لایحه پیشنهادی سال آینده را دولت به مجلس تحویل داد، هر دلار آمریکا کمتر از ۶۵ هزار تومان قیمت داشت، ولی اکنون نرخ آن به حدود ۸۵ هزار تومان رسیده و در کنار آن، قیمت بسیاری از کالاها و خدمات هم افزایش یافته است.

    همین تحولات اخیر بوده که سبب شده نگاه عمده کارشناسان از عدم تحقق اهداف دولت در سال آینده خبر دهد. بسیاری از کارشناسان معتقدند با تداوم روند فعلی، باید در سال آینده انتظار تورمی بیش از ۴۰ درصد را داشته باشیم.

    تورم آینده را نمی توان پیش بینی کرد

    در همین رابطه آلبرت بغزیان، استاد اقتصاد دانشگاه تهران درباره چشم‌انداز تورمی کشور گفت: «با اینکه رقم تورم آتی کشور را نمی‌توانم پیش‌بینی کنم، اما می‌توانیم از همین امروز مسیر آتی تورم را ترسیم کنیم. تورمی که دولت به عنوان هدف خود برای سال آینده اعلام کرده، تورم ۳۰ درصدی است، ولی من نمی‌دانم بر مبنای کدام استدلال این رقم اعلام شده است.»

    او افزود: «اصل در اقتصاد این است که بگویند با کدام اقدامات و سیاست ها می‌خواهند از شدت تورم بکاهند و نرخ تورم را به سطح معقولی برسانند. هدف گذاری برای تورم ۳۰ درصدی، حرف بیهوده‌ای است، زیرا تورم ۳۰ درصدی به معنای وجود بحرانی بزرگ در کشور است، نه موفقیتی در رسیدن به اهداف. این تصور که می‌توان با شیب ۵ درصدی یا ۱۰ درصدی طی چند سال تورم را کاهش داد، در عمل هم ممکن نخواهد شد.»

    این استاد دانشگاه ادامه داد: «دولت به جای عدد و رقم باید بگوید از کدام اقدامات برای کاهش تورم استفاده خواهد کرد. به جای اعلام نرخ تورم باید می‌گفتند چگونه رشد نقدینگی یا نرخ دلار را مدیریت خواهند کرد که به کاهش تورم بیانجامد. من اعتقادی به این رویکرد «تدریج‌گرا» در زمینه کاهش تورم ندارم؛ چراکه این طور معنا می‌دهد که دولت می‌خواهد تنها اندکی از اقدامات تورم‌زای خود بکاهد.»

    بغزیان هشدار داد: «دولت زمانی قول داد که تورم سال آینده ۳۰ درصدی خواهد شد که دلار کمتر از ۷۰ هزار تومان بود و اکنون نرخ هر دلار در آستانه عبور از ۸۵ هزار تومان است. پس تحقق این هدف گذاری همین امروز هم دست نیافتنی‌تر از زمانی است که وعده داده شد. فکر می‌کنم دولت چنان مطمئن است که بابت این وعده‌های نامحققی که داده مورد حسابرسی قرار بگیرد که بر خلاف روندهای موجود، قول می‌دهد.»

    تورم محصول چیست؟

    این تحلیلگر اقتصادی در رابطه با اینکه تورم محصول چیست، پاسخ داد: «سیاست‌های اقتصادی که در کشور ما به شدت دنبال می‌شوند، تورم‌زا هستند و به این اعتبار هم می‌توان دولت را مسبب تورم دانست. به همین اقدامات ماه های اخیر در بخش غیرارزی بنگرید؛‌ در این ماه ها اجازه افزایش قیمت به هر کالایی، از لبنیات تا گاز را دادند و گفته می‌شود در سال آینده هم در پی گران کردن بنزین هستند.»

    این استاد اقتصاد با بیان اینکه کشور هم اکنون در یک بحران تورمی قرار دارد، گفت:‌ «اینکه امروز در جهان میانگین تورم کمتر از ۵ درصد است و در کشور ما برای تورم هدف‌گذاری ۳۰ درصدی می‌شود، گواهی است بر اینکه در چه بحران عمیقی قرار گرفته‌ایم.»

    او درباره راهکارهای رفع این بحران گفت: «الگوهای مختلفی برای این مساله وجود دارد اما اگر قد و قامت کارشناسی و توان نظام تصمیم‌گیری را هم در نظر بگیریم، باید بگویم تنها راه نجات اقتصاد کشورمان از بحران فعلی، از طریق رفع تحریم‌ها خواهد بود. البته با رفع تحریم‌ها هم نمی‌توان خوش خیالانه تصور کنیم که اقتصاد خود به خود راه درست را خواهد یافت، بلکه باید رویکردی توسعه‌گرا بر اقتصاد حاکم شود و به ویژه از سوی وزارت اقتصاد، سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی دنبال شود.»

    بغزیان خاطرنشان کرد: «این در حالی است که در ماه های گذشته بانک مرکزی در حوزه پولی و ارزی عملکرد قابل قبولی داشت، اما در چند ماه گذشته از بس از سوی وزارت اقتصاد به آنها فشار آمد، که آنها نیز دیگر اقدامات پیشین را کنار گذاشتند. متاسفانه این تصور واهی که می‌توان در شرایط تحریمی فعلی، بازار ارز را تک نرخی کرد، باعث شده برخی از مسئولان چشم خود را بر نکات مهم دیگری ببندند. اینکه ارز تک نرخی شود ولی سالانه ۵۰ درصد گران‌تر شود، نه تنها دستاورد نیست بلکه اقدامی خسارت بار است.»