برچسب: آلبرت بغزیان

  • تصمیم تک‌ نرخی شدن ارز باید در شرایط غیرتحریمی اعمال شود

    تصمیم تک‌ نرخی شدن ارز باید در شرایط غیرتحریمی اعمال شود

    به گزارش اقتصادران، نرخ ارز، متغیری کلیدی در اقتصاد هر کشوری محسوب می‌شود و نوسان‌های آن بر روی متغیر‌های کلان اقتصادی تاثیرگذار است. حال که نرخ ارز در یکی دو هفته اخیر رکورد‌های جدید به ثبت رسانده است این پرسش مطرح است که این کاهش ارزش پول ملی متاثر از چه عواملی است و بر روی سایر مولفه‌های اقتصادی چه تاثیراتی به دنبال خواهد داشت؟

    آلبرت بغزیان، کارشناس مسائل اقتصادی اظهار کرد: نرخ دلار و سایر ارز‌های خارجی هر روز رکورد‌های جدیدی را ثبت می‌کند و این انتظار وجود دارد که وزارت اقتصاد و بانک مرکزی در خصوص دلایل این افزایش واکنشی داشته باشند و لااقل بدنه کارشناسی کشور را قانع کنند.

    وی افزود: بی تفاوتی و حتی حمایتی که از کاهش ارزش پول ملی در حال جریان است نیازمند ارایه دلایلی است تا هم جامعه و هم بدنه کارشناسی کشور در خصوص این دلایل مطلع یا قانع شود.

    کارشناس مسائل اقتصادی گفت: چندی پیش نمایندگان مجلس ضمن تقدیر و تشکر از رئیس کل بانک مرکزی از تثبیت نرخ ارز و مدیریت بازار ارزی کشور ابراز خشنودی کردند و به نظر می‌رسید که همه موافق این تثبیت در محدوده ۶۰ هزار تومان هستند، اما حالا مدافع ارز توافقی شده‌اند و از رسیدن ارز توافقی به بازار آزاد ابراز رضایت می‌کنند و معین نیست از تثبیت نرخ ارز رضایت دارند یا از شناور شدن آن؟!

    وی ادامه داد: وزیر اقتصاد موافق تک‌ نرخی‌ شدن ارز است. قرار است ارز نیمایی حذف و با هدف تقویت و تشویق صادرکنندگان ارز توافقی جایگزین شود. قدم‌هایی نیز که برداشته شده نشانه حرکت در این مسیر است. ارز نیمایی برداشته شده و روی نرخ ۶۲ هزار تومان، توافقی حاصل شده و همه به نظر راضی هستند.

    بغزیان گفت: اگرچه بانک مرکزی چندان موافق نبود، اما با وزارت اقتصاد در این مسیر همگام شده تا از رانت توزیع ارز نیمایی در کشور جلوگیری شود.

    اثرات تورمی سنگین افزایش نرخ ارز

    این اقتصاددان با بیان اینکه در وضعیت کنونی اقتصاد ایران هرگونه اقدامی در جهت حذف رانت حاصل از توزیع ارز نیمایی زمینه‌ساز افزایش نرخ ارز در بازار آزاد خواهد بود، عنوان کرد: نتیجه این وضعیت و افزایش نرخ ارز‌ها در بازار افزایش بیشتر نرخ تورم خواهد بود و شرایط اکنون به گونه‌ای نیست که این کودک را رها کنیم تا خودش راه برود؛ طبیعی است که زمین خواهد خورد.

    تصمیم تک‌ نرخی شدن ارز باید در شرایط غیرتحریمی اعمال شود

    ضعف نظارت زمینه‌ساز رانت ارز نیمایی شد

    وی گفت: یکی از معضلات مهم بازار ارز کشور و ارز‌هایی ارزانی که در جهت حمایت از مصرف کنندگان ارایه شد ضعف نظارت بوده است. وقتی نظارت وجود نداشته باشد طبیعی است کالایی که با ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی تولید شده با نرخ‌هایی بسیار بالاتر در بازار به فروش می‌رسد و این ضعف نظارت موجب شده تا روند تخصیص با معضلاتی همراه باشد. اکنون نیز به جای تقویت بخش نظارت تنها راهکار ممکن حذف ارز نیمایی تشخیص داده شده است.

    این کارشناس مسائل اقتصادی عنوان کرد: دولت می‌خواهد این ارز را تخصیص ندهد، چون در نظارت بعد از تخصیص ناکارآمد عمل کرده است. حال اگر دولت بخواهد بر بازار نظارت کند می‌گویند قیمت گذاری تحمیلی و اقتصاد دستوری کرده است و اگر بخواهد نظارتی نداشته باشد که صادرکننده نرخ بالاتری برای ارز توافقی در نظر می‌گیرد و بازار آزاد هم به تبع آن بالاتر خواهد رفت.

    بغزیان ادامه داد: وزارت اقتصاد می‌خواهد کسری بودجه را جبران کند و بانک مرکزی می‌گوید تعهدات ارزی را انجام دهد و وزارت صمت در نظر دارد موضوعات تجاری را حل و فصل کند و اینجا این پرسش مطرح است که چه کسانی بازار را ناتراز کرده‌اند.

    بازار ارز توافقی اقدامی مناسب است، اما به اهداف خود نمی‌رسد

    این اقتصاددان خاطرنشان کرد: اگرچه راه‌اندازی بازار ارز توافقی اقدامی مناسب است، اما به اهداف خود نمی‌رسد و هر چه بگذرد بیشتر به ناکارآمدی منجر می‌شود. توافق بین دو واردکننده و صادرکننده است که صادرکننده راضی، اما وارکننده ناراضی است.

    وی افزود: همچنین معین نیست که درآمد حاصل از فروش نفت و … هم به این سامانه می‌رسد یا خیر و چگونه محاسبه می‌شود.

    بغزیان درباره مهمترین دلایل افزایش نرخ ارز در چند هفته اخیر گفت: تنش‌های سیاسی متعددی را در کشور شاهد بوده‌ایم؛ از ترور شهید قاسم سلیمانی تا هنیه و حمله به غزه. بازار ارز هیچگاه این میزان رشد را تجربه نکرده بود. حتی اگر بخشی از این رشد مربوط به این تحولات باشد شیب ایجاد شده کنونی ناشی از خواست وزارت اقتصاد و تحمیل آن به مردم است تا با ترفندی توجیه شود که نرخ ۶۲ هزار تومانی بازار ارز توافقی با بازار آزاد وجود دارد.

    کارشناس مسائل اقتصادی ادامه داد: این شرایط در حالی است که بازار طلا متناسب با دلار حرکت نکرده است و نمودار‌ها نشان می‌دهد که نرخ ارز رکورد شکسته، اما نرخ طلا هنوز رکورد قبلی را به دست نیاورده است.

    نمی‌توان آینده خوبی از سیاست بانک مرکزی به تصویر کشید

    هرچند تصمیم بانک مرکزی برای حذف ارز نیمایی ممکن است در بلندمدت به شفافیت بیشتر بازار ارز کمک کند، اما پیامدهای کوتاه‌مدت آن، به ویژه در شرایط تورمی و فشار بر معیشت عمومی، قطعا بیشتر و خطرناک تر از رانت های ایجاد توسط ارز نیمایی است. از این رو بانک مرکزی باید با اتخاذ تصمیمات هوشمندانه و مبتنی بر اصول اقتصادی، بستر را برای ایجاد یک نظام ارزی پایدار و کارآمد فراهم کند تا مردم بتوانند این تغییرات و بهینه سازی بازار ارز در تولید و سایر بخش های توسعه ای در اقتصاد را بیش از گذشته لمس کنند.

    البته بر اساس تجربیات و آزمون و خطاهایی که سال هاست مدیران ارشد پولی و ارزی کشور در کارنامه خود درج کرده اند، نمی‌توان آینده خوب و قابل اعتمادی از چنین سیاست بانک مرکزی به تصویر کشید.

  • دولت پزشکیان چاره ای جز افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي يا گراني ارز ندارد!

    دولت پزشکیان چاره ای جز افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي يا گراني ارز ندارد!

    به گزارش اقتصادران، آلبرت بغزیان نوشت:

    برخلاف ادعاهايي كه در خصوص اسب زين كرده اقتصاد و وضعيت بسامان معيشتي مطرح مي‌شد، آنچه دولت جديد در واقعيت با آن مواجه شده يك خزانه خالي و نياز به منابعي است كه به وسيله آن چرخ‌هاي اقتصاد و معيشت كشور به گردش درآيد. دولت چهاردهم براي تامين اين نيازها و جبران كسري بودجه راهكارهايي را در مقابل دارد. با توجه به اين واقعيت كه دولت قبلي همه ظرفيت‌هاي تامين بودجه را آزموده و از استقراض و چاپ اسكناس گرفته تا افزايش ماليات، فروش اوراق، گراني كالا، خدمات دولتي و …را امتحان كرده، عملا دولت چهاردهم با يك بن‌بست جدي در روند تامين منابع دچار شده است. امروز ظاهرا تنها راهكاري كه در برابر دولت قرار دارد، افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي يا گراني ارز است!!!در اين يادداشت تلاش مي‌كنم، ابعاد و تبعات اين تصميم را تحليل كنم:

    ۱- وقتي از كسري بودجه صحبت مي‌كنيم يعني هزينه‌هاي دولت با درآمدهايش همخواني ندارد. هزينه‌هاي دولت بالاست، چون از يك طرف بهره‌وري در اقتصاد ايران پايين است و از سوي ديگر تورم بالاست. وقتي تورم مستمر نهادينه شود، ولي درآمدها رشد قابل توجهي نداشته باشد، ناهماهنگي و عدم تعادل در هزينه‌ها و درآمدها يا «كسري بودجه» ايجاد مي‌شود. بايد ديد مسيرهاي درآمدي دولت در حال حاضر شامل چه مواردي مي‌شود؟ يكي از مهم‌ترين شوون درآمدي هر دولتي از جمله دولت ايران، اخذ ماليات است. در ايران اما تنها نيمي از اقتصاد ماليات مي‌دهد.

    در حال حاضر بيش از ۵۰درصد از اقتصاد كشورمان به دولت مالياتي نمي‌دهند. نهادهايي كه ذيل عنوان معافيت‌هاي مالياتي قرار دارند و به‌رغم درآمد نجومي، مالياني نمي‌دهند. جدا از ماليات، راهكار دوم دولت براي تامين منابع، فروش نفت است. درآمد نفتي هم به ۲گزاره بستگي دارد؛ نخست، بستگي به قيمت نفت دارد كه به دلار محاسبه مي‌شود و سپس به حجم فروش نفت مرتبط است. هر زمان كه دولت با مشكل تامين منابع مواجه مي‌شود به جاي راه‌حل‌هاي اقتصادي و علمي به افزايش نرخ ارز پناه مي‌برد. راهكاري كه امروز هم درباره آن صحبت مي‌شود و به عنوان يك راه پيش روي دولتمردان قرار داده مي‌شود. اما بازي با نرخ ارز در بازارهاي كشور نوسان ايجاد مي‌كند و مانند يك شمشير دولبه اقتصاد و معيشت ايرانيان را گرفتار مي‌كند. افزايش نرخ ارز موجب رشد تورم مي‌شود و رشد تورم به معناي كسري بودجه بيشتر است.

    ۲- برخي افراد راه ديگري را پيشنهاد مي‌كنند كه افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي و بنزين است. بايد بدانيم گراني بنزين كمكي به كاهش كسري بودجه نمي‌كند.اگر دولت يارانه اعطايي به بنزين را قطع كرده و آن را صرف هزينه‌هايش كند، يك اشتباه محض انجام داده است. ظاهرا دولتمردان هنوز متوجه نيستند كه اين رويكرد چه تبعاتي دارد. ايران در شرايط فعلي نه حمل و نقل توسعه يافته دارد و نه وضعيت معيشتي مردم به گونه‌اي است كه بتوانند تاب نوسانات تازه قيمتي را داشته باشند. مسوولان استدلال مي‌كنند كه بنزين در ايران قاچاق مي‌شود! تجربه اما ثابت كرده كه افزايش قيمت به هيچ‌وجه باعث كاهش قاچاق سوخت در ايران نمي‌شود. مسوولان به جاي افزايش دامنه‌هاي نظارتي براي مقابله با قاچاق بنزين دست در جيب ملت كرده و قيمت را گران مي‌كنند.

    ۴- ممكن است اين بحث مطرح شود كه احياي برجام نياز به مذاكره و رفت و آمد با غرب دارد و ممكن است زمان زيادي طول بكشد! تا موعد پايان يافتن تحريم‌ها، دولت بايد بهره‌وري را افزايش داده، بودجه برخي نهادهاي غيرضروري را يا كاهش داده يا فعلا حذف كند. در واقع منابع دولت بايد اولويت‌بندي شود. ابتدا نيازهاي اساسي مردم و اقلام اساسي، سپس دارو و نهادها و…و در نهايت بودجه‌هاي دستگاه‌ها و…توزيع شود. بدون اين دسته‌بندي و اولويت‌بندي، بودجه مانند هميشه در ايران يا حيف مي‌شود يا ميل. رويكردي كه رانت‌خواران سخت به آن علاقه‌مندند.

  • پیش بینی اقتصاد ایران بعد از ۸ تیر / آلبرت بغزیان: پوششی‌ترین کاندیداها، نجومی‌ترین وعده‌ها را دادند!

    پیش بینی اقتصاد ایران بعد از ۸ تیر / آلبرت بغزیان: پوششی‌ترین کاندیداها، نجومی‌ترین وعده‌ها را دادند!

    به گزارش اقتصادران، مناظره‌های انتخاباتی در حالی به ایستگاه پایانی رسید که وعده‌های کاندیداهای پوششی در مرحله‌ای برای تحقق نیازمند اجماع جهانی شده بود.
    امیرحسین قاضی زاده هاشمی فارغ از استفاده مداوم از کلیدواژه «شهید رئیسی» با وعده‌هایی خارج از حوزه اختیارات دولت و در عین حال گاهی حتی نیازمند مصوبه سران قوا، مدال طلای وعده‌های خیالی را از آن خود کرد.

    علیرضا زاکانی که اعتراضات به نحوه اداره شهر تهران توسط او مدت‌ها نقل محافل بود با وعده عجیب اهدای طلا به شهروندان و بعد تغییر آن به سپرده طلا و بعدتر حتی عقب نشینی از آن البته که مدال نقره را از آن خود کرد.

    اما در این میان افشاگری‌های مصطفی پورمحمدی درباره آنچه سعید جلیلی برای ممانعت از تصویب FATF کرد با رمز «زنبیل گذاشتن ۱۵ ساله جلیلی برای سمت ریاست جمهوری» را شاید باید نقطه طلایی مناظره‌ها دانست.
    حاشیه‌های مناظره ها، اما در حالی هنوز ادامه دارد که به نظر می‌رسد مساله اقتصاد و معیشت شهروندان برای این نامزدها چندان محلی از توجه نداشته است.
    آلبرت بغزیان، استاد دانشگاه و اقتصاددان، اما در این باره می‌گوید: «توجه کنید که ما ارتباط با خارج را چه تعریف می‌کنیم؛ چیزی که من می‌خواهم به آن توجه بدهم دقیقا مساله سفره شهروندان است. مشخص این است که ارتباط با جهان دو بخش اصلی دارد، بخش سیاسی و یکی بحث اقتصادی. اکنون ما در روابط خارجی به چند کشور محدود شده ایم که عملا از ایران امتیاز می‌گیرند؛ کشورهایی مثل چین و روسیه از این فرصت استفاده می‌کنند. این کشورها از موقعیت و شرایط تحریم ما استفاده می‌کنند و هزینه‌هایی را به ما همچون مساله خرید مواد به صورت خام از ایران و در مقابل دامپینگ کردن کالاهای خود به داخل کشور تحمیل می‌کنند، بنابراین اگر می‌گوییم رفع تحریم‌ها یا پیگیری برجام، یعنی اینکه بتوانیم قدرت چانه زنی با جهان و کشورهای مرتبط با خود را داشته باشیم پر بیراه نیست؛ اکنون با این شرایط این قدرت چانه زنی را نداریم.»

    وی می‌افزاید: «مساله ارتباط با جهان نیز وقتی مطرح می‌شود هدف کشورهای اروپایی و همه آن کشورهایی هستند که بالاخره منابعی برای سرمایه گذاری در کشور دارند. این کشورها هستند که در واقع سرمایه گذار هستند و تکنولوژی و سرمایه را وارد کشور می‌کنند. مساله این است که ما تاکنون دستکم از چین و روسیه چیزی به عنوان سرمایه گذاری و انتقال تکنولوژی ندیده ایم و در مقابل می‌بینیم هر دو این کشورها هیچ استقبالی از مذاکره ایران با کشورهای جهان نمی‌کنند و تمایلی به ارتباط گرفتن دولت‌های ایران با جهان ندارند و این تفکر نیز در راستای منافع خودشان است. مساله این است که همان طوری که چین و روسیه برای منافع ملی خود تلاش می‌کنند، ایران هم باید به منافع و منابع خود بیاندیشد.»

    مساله سیاست در سایه تحریم ها

    بغزیان در توضیح اهمیت سیاسی رفع تحریم‌های ایران می‌گوید: «از طرف دیگر بحث‌های سیاسی نیز مطرح است. مساله‌ای همچون اعتبار پاسپورت‌ها، به نوعی وابسته به همین مساله تحریم‌ها است و کشوری که کالاهای خود را به ما تحریم می‌کند و پول ایران را نمی‌پردازد، اعتباری نیز برای پاسپورت ما قائل نمی‌شود. پاسپورت برای کشورهای اروپایی و آمریکایی ارزش دارد، وگرنه مثلا کشور بورکینافاسو چه اهمیتی دارد که ما نه با آن ارتباط خاصی داریم و نه مسافر به آن کشور داریم.
    در مقابل نیز می‌بینید که چطور با سقوط ورود گردشگر خارجی به کشور مواجه شدیم و این یعنی قطع ارزآوری گردشگران. گردشگر به کشور امن سفر می‌کند و گردشگری که بخواهد پول وارد کشور کند به همین موارد تحریم‌ها و امنیت توجه خاصی خواهد کرد؛ بنابراین ارتباط با جهان لازم است و اگر کاندیدایی می‌گوید من تلاشی ندارم یعنی هیچ توجهی به این بخش ندارد و البته باز خوب است صداقت داشته باشند و نظر واقعی خود را بگویند. ولی این که رای دهنده ما خیلی مشخص می‌گوید موضع من این است و حالا صداقت داشته و نظرش را بیان کرده است.»

    سعید جلیلی لجبازی می کند؟

    این کارشناس و تحلیلگر اقتصادی درباره روایت مصطفی پورمحمدی درباره نامزد دیگر انتخابات، سعید جلیلی که گفت که او به دلیل لجبازی با دولت روحانی در برابر FATF ایستاده است، تصریح می‌کرد: «مساله شبیه تیم فوتبالی است که با هم به صورت تیمی کار نمی‌کنند و هر کسی می‌خواهد خودش به صورت فردی گل بزند. در نتیجه مذاکره کننده ما پاس که نمی‌دهد هیچ، تازه آن قدر بیهوده در زمین می‌دود که خسته می‌شود و در طرف مقابل، اما مشخص است که بازیکن/ مذاکره کننده اش می‌شود رونالدو، چون تیمی با هم کار می‌کنند.»

    وی می‌افزاید: «اگر دولتی بخواهد، به نام خودش واکسن وارد کند و به نام خودش FATF را حل کند و یا بگوید باید خودم برجام را به نتیجه برسانم خب مشخص است که ممکن است نتواند همه را پیش ببرد و با عقب افتادگی مواجه می‌شود. این تلاش که باید در دوره قدرت گرفتن طیف من اتفاقی رخ بدهد تبدیل می‌شود به همان فرصت سوزی که با همین آقای جلیلی از دست رفت. اینکه آقای جلیلی می‌گوید من به دنبال فرصت هستم، خب این مورد خودش فرصت بود و نمی‌شود از هزاران فرصت صحبت کرد و در نهایت یکی از همین فرصت‌ها که احیای برجام و یا پیوستن به FATF بود، بزرگ‌ترین فرصتی بود که ما سال هاست از دست داده ایم».

    پیش بینی از اقتصاد ایران بعد از ۸ تیر

    آلبرت بغزیان در پاسخ به این سوال که با این روند که در مناظره‌ها دیدیم، درباره آینده اقتصاد کشور بعد از روز ۹ تیر ماه، چه می‌توان پیش بینی کرد نیز می‌گوید: «اگر دیدگاه ضد مذاکره و برجام و FATF که در میان برخی از کاندیداها وجود داشت و باید آنان را اصولگرایان دانست که ۴ کاندیدا داشتند، بخواهد بر سر کار بیاید (البته هنوز مشخص نیست کدامشان پوششی باشند و کدام تا انتها بمانند) وضعیت قیمت ارز حتما تغییر کرده و افزایشی می‌شود، چرا که دستکم این مدت آرامش نسبی بوده که دچار تزلزل خواهد شد و اتفاقا اگر رئیس بانک مرکزی نیز در این تغییر تحولات، عوض شود که این تشدید قیمت ارز حتی بیشتر خواهد شد چرا که فعلا نیز آقای فرزین است که تلاش برای ثبات در بازار دارد، اما این تغییر می‌تواند ثبات نسبی را کاملا برهم بزند. از طرف دیگر، اما اگر از طیف اصلاح طلبان که آقای پزشکیان کاندیدای آنان است کسی بیاید، تا زمانی این نرخ ارز پابرجا خواهد ماند.»

    این تحلیلگر در ادامه تصریح می‌کند: «این بدان معناست که هر انتخابی فشار روانی مربوط به خود را در پی خواهد داشت. البته مساله انتخابات آمریکا و بازگشت ترامپ نیز هم چنان مساله است. توجه کنید که بازگشت جمهوری خواهان به قدرت به معنای فشار تحریم بیشتر است و این فرصتی که چند ماه آتی داریم تا انتخابات آمریکا برگزار شود، یک فرصت طلایی برای مذاکره برای ایران فراهم خواهد کرد.»

    پوششی‌ها بیشتر وعده می‌دهند

    بغزیان درباره مناظره بزرگ بایدن و ترامپ در ۷ تیرماه و یک روز پیش از انتخابات ایران نیز می‌گوید: «مشخص است که در این مناظره بحث‌های مهمی از جمله مسائل خاورمیانه و اسرائیل و نوار غزه و ایران مطرح خواهد شد و خب آنان در گفتن نظرات خود، پنهان کاری نخواهند کرد. البته مساله عملکرد ترامپ و بایدن است که می‌تواند در این مساله تعیین کننده باشد، اما لزوما با این مناظره تغییری در جا به جایی آرا صورت نمی‌گیرد. آنچه در ایران به نفع آقای پزشکیان خواهد بود، عدم انصراف هیچ کدام از نامزدهای اصولگرا از جمله پوششی‌ها است.»

    این استاد دانشگاه در پایان نیز خاطرنشان می‌کند: «کاندیداهایی که به مردم قول‌های عجیب مثل طلا و یارانه بالا و وام کلان دادند، تمامی تامین‌های مالی آنان برای کشور مشکل ساز است. عجیب اینکه پوششی‌ترین کاندیداها، نجومی‌ترین وعده‌ها را دادند. گویا مطمئن بودند قرار نیست تا انتها بمانند و این وعده‌ها را دادند که بعد از انصراف، بتوانند بگویند، ببینید اگر من بودم این‌ها را عملی می‌کردم، ولی خب نیستم؛ یعنی خودش که قرار نیست باشد، پس می‌گوید بگذار وعده‌های ناممکن بدهم.»