دسته: سیاسی

  • اعلام جرم جدید برای نیلوفر حامدی و الهه محمدی در کمتر از 24 ساعت!

    اعلام جرم جدید برای نیلوفر حامدی و الهه محمدی در کمتر از 24 ساعت!

    به گزارش اقتصادران، بر اساس اعلام رسانه قوه قضاییه روز گذشته پس از آزادی موقت دو متهم امنیتی زن، تصاویری از کشف حجاب این افراد در فضای مجازی منتشر شد.

    در پی این اقدام ضمن اعلام جرم، پرونده جدیدی برای این متهمان در دادسرای عمومی و انقلاب تهران تشکیل شد.

    گفتنی است روز گذشته دادگاه تجدید نظر استان تهران با تبدیل قرار دو متهم امنیتی خانم به مبلغ هر کدام ۱۰ میلیارد تومان موافقت کرد و در پی این اتفاق هر دو متهم پس از ۱۷ ماه از زندان تا زمان صدور رای دادگاه تجدیدنظر آزاد شدند.

    هر دو متهم ممنوع الخروج بوده و هر کدام با سپردن قرار وثیقه بیرون از زندان خواهند بود.

  • گزارشی از آزادی دو خبرنگار تازه آزاد شده

    گزارشی از آزادی دو خبرنگار تازه آزاد شده

    به گزارش اقتصادران، از شنبه‌شب كه خبرهايي در برخي كانال‌هاي خبرنگاري درباره احتمال آزادي نيلوفر حامدي و الهه محمدي دست به دست چرخيد تا عصر روز يكشنبه كه رسما خبر آزادي اين دو خبرنگار منتشر شد، فضاي رسانه‌اي كشورمان درگير بيم و اميدي متناقض شد. نگراني و بيمي از اينكه باز هم ردپاي اخبار جعلي و اميدهاي واهي در ميان باشد و خبري از آزادي در ميان نباشد و اميدي شيرين درباره اينكه شايد اين‌بار اتفاق متفاوتي در ميان باشد و خبرنگاران در بند آزاد شوند، اما با گذشت 408 روز از بازداشت اين دو خبرنگار در بند، نهايتا خبر آزادي آنها با وثيقه 10ميلياردي رسما رسانه‌اي شد.

    بلافاصله پس از انتشار اين خبر، فضاي مجازي و شبكه‌هاي اجتماعي واكنشي فراگير به اين خبر نشان دادند و عكس و خبر آزادي نيلوفر و‌الهه وايرال شد. بازار تبريك و شادباش حسابي گرم شد و اميدواري براي آزادي ساير زندانيان و صدور احكام آزادي وسعت گرفت.

    هرچند برخي تلاش كردند اين آزادي را مرتبط با فضاي خاص پيشا انتخاباتي تحليل كنند و تفاسير عجيب از دل آن بيرون بكشند، اما براي روزنامه‌نگاران و اهالي رسانه، خانواده اين دوستان و عموم مردم همين كه نيلوفر و الهه بيرون از اوين زير آسمان شهر باشند، كفايت مي‌كرد. زنگ‌هاي تماس يكي‌يكي به صدا در آمدند، همكاران جدا از اينكه آزادي اين دو خبرنگار را به هم تبريك مي‌گفتند به دنبال راه‌هايي براي ارتباط با نيلوفر و الهه بودند. سرانجام گوشي محمدحسين آجرلو، همسر نيلوفر زنگ خورد و صداي محمدحسين از پشت گوشي شنيده شد.

    خوشحال و خرسند از آزادي همسرش اعلام كرد كه اميدوار است روز و روزگاري از راه برسد كه خبر آزادي قطعي نيلوفر را مخابره كند. تماس بعدي با شهاب ميرلوحي يكي از وكلاي الهه محمدي برقرار شد؛ او هم با احتياط سخن مي‌گفت و تنها اعلام كرد كه اين آزادي با مساعدت مسوولان قضايي و با قرار وثيقه بوده است. ميرلوحي در عين حال خبر داد كه هر نوع اطلاع‌رساني در اين زمينه طي روزهاي آينده اعلام مي‌شود.

    او از روزنامه اعتماد به عنوان يكي از رسانه‌هايي كه در زمينه اطلاع‌رساني خبرنگاران در بند، تلاش بسياري كرده بود، تشكر و اظهار اميدواري كرد كه در آينده اخبار خوش آزادي ساير روزنامه‌نگاران و فعالان سياسي شنيده شود.

  • در ايران، استاد بي‌سواد باشد، اما سياسي نباشد، اخراج نمي‌شود!

    در ايران، استاد بي‌سواد باشد، اما سياسي نباشد، اخراج نمي‌شود!

    به گزارش اقتصادران، نشست «موقعيت توسعه در ايران» و در «آكادمي دانايان» و با حضور و مديريت حسين عبده تبريزي و علي سرزعيم اقتصاددان برگزار شد. وبسايت جماران اين نشست را به‌طور كامل پوشش داده و در اينجا بخش‌هايي از اظهارات علي سرزعيم پژوهشگر توسعه را مي‌خوانيد.

    چرا ايران توسعه نيافته است؟

    تخصيص غيربهينه، معماي توسعه‌نيافتگي ايران است. منابع را بايد به گونه‌اي متفاوت تخصيص دهيم، اما متاسفانه هر اقدام درستي مي‌خواهد انجام شود، انبوهي از فضاسازي‌هاي رسمي و غيررسمي در كشور شكل مي‌گيرد. در اين شرايط، جو اجتماعي به سمتي مي‌رود كه حاكميت از انجام هر تغييري عليل شود. فضاي رسانه‌اي و همه، عليه تغيير بسيج مي‌شوند و بعد نيرو‌هاي امنيتي مي‌گويند دست به چيزي نزنيد، نارضايتي و اعتراض ايجاد مي‌شود! و آنها هم مانع اصلاح و بازتخصيص مي‌شوند.

    توسعه چيزي بيشتر از درآمد بالا است، اما يك جامعه فقير، قطعا نمي‌تواند توسعه‌يافته باشد و حداقل بايد درآمد بالايي داشته باشد. در كشور‌هاي توسعه‌يافته، افراد بيشتر، مولدتر و اثربخش‌تر كار مي‌كنند و مجموعه فعاليت‌هاي افراد در جامعه، يكديگر را خنثي نمي‌كنند، بلكه گويا ‌برداري هستند كه يكديگر را تقويت مي‌كنند و هم‌جهت مي‌شوند.

    كشورهاي عربي استثنا هستند

    در تجربه جوامع دو تعادل مي‌شود در نظر گرفت، جوامعي كه سخت كار مي‌كنند و رفاه خوبي هم دارند، مانند امريكا و آلمان و جوامعي مانند آلباني كه چندان به خود زحمت نمي‌دهند و در عين حال رفاهي هم ندارند. كشور‌هاي عربي، در اين ميان استثنا هستند كه پول نفت زيادي دارند، كار نمي‌كنند، اما در عين حال رفاه زيادي دارند، اين استثنا را نمي‌شود قاعده دانست؛ بنابراين كشور‌ها يا با كار زيادِ مولدِ اثربخش به رفاه مي‌رسند يا در فقر و بدبختي غوطه‌ور هستند. سيستم اقتصادي كه در دهه ۴۰ ايجاد شده بود، ما را به سمت اجراي سيستم اول مي‌برد، همانطور كه در تجربه نسل قبل، زندگي همراه با نظم و تلاش را شاهد هستيم. جامعه در حال حركت به سمت ايجاد تعادل نوع اول، يعني سختكوشي و رفاه بود. دهه ۵۰، پول نفت اين تعادل را برهم زد. يك باره پول شديد وارد شد و اقتصاد ما را دگرگون كرد و بلافاصله با وقوع انقلاب، كل آن جريان به هم خورد.

    بعد از انقلاب به سمت الگوي كشور‌هاي توسعه نيافته حركت كرديم

    بعد از انقلاب ما به سمت الگوي كشور‌هاي توسعه‌نيافته حركت كرديم. حكومت به تدريج شروع به امتياز‌هاي اقتصادي دادن، كار كمتر طلبيدن، ايجاد اثربخشي پايين‌تر و غيرمولد بودن كرد. اما در كوتاه‌مدت، به دليل پول نفت، رفاه تا حدي پايين نمي‌آمد. پول نفت تا جايي، سعي مي‌كرد كاهش رفاه ناشي از كار كم را جبران كند، اما از جايي به بعد، شرايط تغيير كرد. اكنون ما به سمت تعادل منفي سوق پيدا مي‌كنيم، جامعه‌اي كه كم كار مي‌كند، مولد نيست و كار‌ها اثربخشي ندارند و بسياري از آنها، يكديگر را خنثي مي‌كنند.

    الگوي ما بايد ژاپن باشد و نه قطر و امارات

    نيرو‌هاي سياسي، خصوصا اپوزيسيون‌هاي برانداز، اين الگو را بسيار ترويج مي‌كنند كه الگوي ما بايد كشور‌هاي عربي باشند، پول نفت و گاز داريم و رفاه ما بايد مانند قطر و امارات باشد. در صورتي كه اين شعاري غلط است. ما نبايد چنين وعده‌اي به جامعه بدهيم، بلكه بايد بگوييم ما بايد به سمت ژاپن شدن حركت كنيم، كشوري كه تلاش كرده و هنوز هم تلاش مي‌كند. سن بازنشستگي‌شان را به ۷۵ سال برده‌اند. آنها با سختكوشي توانستند به ميوه توسعه برسند، نه اينكه جامعه را تحريك كنيم، وعده دهيم كه مي‌خواهيم قطر شويم! هيچ كاري نكنيم، نفت بفروشيم و به توسعه برسيم! حتي برخي در يادداشت‌هاي‌شان مي‌نويسند كه اگر رابطه ما با امريكا اصلاح شود، همه مشكلات حل خواهند شد و به رفاه مي‌رسيم! اين تصور از اساس غلط است.

    پيام‌هاي غلطي به جامعه مي‌دهيم

    توسعه يعني سختكوشي. در كشور‌هاي اروپايي، دانشجويان به مراتب از دانشجويان در ايران بيشتر درس مي‌خوانند. در همه سطوح، كارمندان و كارگران، به مراتب سختكوش‌تر هستند. سيستم به‌شدت رقابتي است. بيكاري پنهان در ادارات ما را ببينيد! در حالي كه در كشور‌هايي مانند هلند و آلمان شدت و جديت كار بسيار بيشتر است. اما ما پيام‌هاي غلطي به جامعه مي‌دهيم.

    در ايران، استاد بي‌سواد باشد، اما سياسي نباشد، اخراج نمي‌شود!

    در ايران، استاد بي‌سواد باشد، اما با سياست كاري نداشته باشد، غيرممكن است اخراج شود! دانشجويي كه به سياست كاري نداشته باشد، درس نخواند هيچ مساله‌اي برايش پيش نمي‌آيد. در حالي كه در كشور‌هاي توسعه‌يافته، كسي كه تلاش نمي‌كند، حتما تنبيه مي‌شود.

    اكثريتي در ميانه طيف هستند كه تعيين مي‌كنند جامعه به كدام سمت و سو حركت مي‌كند. كل جامعه باهم به اين جمع‌بندي مي‌رسند كه سختكوش باشند يا اينكه بگويند مملكت روي هوا است، كار را رها كنيم، در اين شرايط جامعه مي‌تواند با هر دو سو هماهنگ شود، نقش حاكميت در سوق دادن جوامع به سوي اين تعادل‌ها مهم است. حاكميت، با رفتار، انتخاب و تصميمات خود سيگنال‌هايي مي‌دهد كه كمك مي‌كند جامعه به سمت يكي از اين دو تعادل سوق يابد و حول آن هماهنگ و متشكل شود.به رغم درآمد ارزي خيلي بالا كه حدود هزار و ۵۰۰ ميليارد دلار بوده، چنين رشد پاييني ايجاد شده است، براي تحليل علت اين رشد پايين، انواع توجيه‌ها مطرح مي‌شود؛ برخي فساد، خروج سرمايه، هزينه منطقه‌اي، تبليغ دين و … براي اين مساله مطرح مي‌شود. اما اين مسائل كوچك‌تر از آن هستند كه بتوانند حجم مشكل را نشان دهند. نمي‌شود كل مشكل را به اين هزينه‌ها فروكاست. اين تحليل‌ها، توجيهات ساده، روايت‌پذير، قابل گفت‌وگو با توده مردم و ممكن‌كننده بسيج سياسي هستند، اما اين توجيهات نمي‌توانند مساله اصلي را توضيح دهند.

    به اندازه دور كره زمين در ايران لوله‌كشي گاز انجام داديم

    اگر حاكميت براي جهت‌دهي به سرمايه‌ها، سيگنال‌هاي غلط بدهد، مردم نيز رفتارشان را براساس سيگنال‌هاي غلط شكل مي‌دهند و به سمت رفتار‌هاي نابهينه مي‌روند. براي نمونه، ما انرژي گاز را با هزينه و زحمت استخراج كرديم و به اندازه دور كره زمين ما در ايران لوله‌كشي گاز انجام داديم. به روستا‌هاي دورافتاده و كوچك گازكشي كرديم. اوايل انقلاب، چون هنوز سيستم گذشته روي كار بود، فرهنگ اينكه در زمستان لباس گرم بپوشيم و شوفاژ روشن نكنيم، چون گران است، وجود داشت، اما ما اين فرهنگ را به‌طور كلي نابود كرديم و چنان مصرف گاز بالا رفته كه كمبود گاز پيدا كرديم. هر سياست خارجي خوبي هم اگر داشته باشيم، امكان صادرات گاز نيست، چون تماما صرف نياز داخل شده است. رشد مصرف گاز فزاينده است. سيگنال غلط مي‌دهيم كه گاز ارزان و فراگير است، در حالي كه اگر براساس ارزيابي‌ها، در آن مناطق پنل خورشيدي نصب مي‌شد، به صرفه‌تر بود. تك‌سرنشين بودن در دهه ۶۰ نماد رفاه و برخورداري بود، چرا كه بنزين مانند امروز ارزان نبود. با بنزين ارزان، تك‌سرنشيني در خودرو‌ها را افزايش داديم و در پي آن، گرفتاري‌هاي بعدي ايجاد شد. سال‌هاي سال، ارز مسافرتي و سوبسيد براي سوخت هواپيما داديم و به جاي گردشگري داخلي، بيشتر به گردشگري خارجي رونق داديم. حتي در سال تحريم، سال ۹۷، بيش از ۸ ميليارد دلار سفر خارجي داشتيم كه به معناي خروج ارز از كشور است. اين سياست‌ها، با وضعيت اقتصاد ما سازگار نيست. شهريه دانشگاه آزاد را سركوب كردند يا دانشگاه‌هاي ديگر رايگان هستند و افراد به جاي مهارت‌آموزي، به دانشگاه مي‌روند، در اين شرايط، ما با پديده انبوه تحصيلكردگان بيش از نياز اقتصاد در اين سطح توسعه مواجه هستيم. كارگاه‌هاي ما اين ميزان تخصص لازم ندارند. ما به جوشكار، نياز بيشتري داريم تا مهندس مكانيك. ما افراد را در سرمايه‌گذاري عمرشان به اين سمت سوق داديم.

    همه دنبال وام هستند

    نرخ بهره در كشور ما آنچنان سركوب شده كه همه به دنبال پارتي هستند كه وام بگيرند، در حالي كه وام‌دهي در كشور‌هاي ديگر به سادگي نيست، پولي كه بايد در جاي درست تبديل به سرمايه در گردش شود، جاي ديگري به سوداگري هزينه مي‌شود. همه اينها نشان مي‌دهد رفتار‌هاي خرد جامعه به دليل سيگنال‌هاي پيوسته غلط كلان، نابهينه شده است. چرا چنين سيگنال‌هاي غلطي در سطوح كلان كشور داده مي‌شود؟ گاز ارزان، بنزين ارزان، برق ارزان، نرخ وام ارزان، توجيه‌هاي پوپوليستي دارند؛ در كوتاه‌مدت جامعه را خوشحال مي‌كند، اما در بلندمدت كشور را زمينگير مي‌كند. اكنون، جامعه، فرهنگ‌ها، مكان‌يابي شركت‌ها حول اين مفاهيم شكل گرفته‌اند. اما اگر بخواهيم اقتصادمان را درست كنيم، بايد بازتخصيص دهيم. منابع را بايد به گونه‌اي متفاوت تخصيص دهيم. براي نمونه، ما بنزين ارزان مي‌دهيم، افراد به جاي قطار با ماشين شخصي سفر مي‌روند. كنارش تصادفات و كشته‌ها هم داريم. در حالي كه تعادل خوب اين است كه به جاي سوبسيد روي بنزين، خطوط راه آهن را گسترش دهيم و قطار سريع السير مي‌گذاشتيم. در اين صورت، خدمات و فروشگاه‌هاي بين راهي، حول ايستگاه راه آهن شكل مي‌گرفتند.

    روحاني مي‌خواست اصلاحات انجام دهد

    آقاي روحاني مي‌خواست اصلاحاتي انجام دهد، اما قواي ديگر مخالفت مي‌كردند و با حاكميت آشفته‌اي مواجه بوديم كه عليه هم مي‌زدند، روشن است كه در اين شرايط، بازتخصيص نمي‌تواند اتفاق بيفتد و شرايط همان ادامه وضع موجود و حركت به سمت انحطاط است. قبل از تزريق پول نفت، ايران در حال رشد بود و به سمت توسعه رفته بود، بعد از انقلاب هم در دوره سازندگي و بخشي از دوره آقاي خاتمي، ويرانه جنگ شروع به ساخته شدن كرد. همين مردم با همين فرهنگ اين كار را كردند. اينكه برخي مي‌گويند ما مقهور فرهنگ هستيم، درست نيست. بسياري از كشورها، با تصميمات درست، تغييرات جدي ايجاد كردند؛ بنابراين بازتوزيع، مساله مهم است، اما اساسا انقلاب ايران در واكنش به استبداد و اعتراض به جنبه‌هاي غيرمذهبي بود. مساله اصلي ما در هيچ دوره‌اي بازتوزيع و نابرابري نبوده و اكنون نيز گره اصلي ما رشد است. در دهه ۷۰ كه اقتصاد ما كم و بيش رشد كرد، نابرابري كم و رفاه دهك‌هاي پايين بهتر شد. با اينكه نقد‌هايي مطرح است و مي‌گويند مي‌شد بهتر باشد.

    پنج سناريوي محتمل پيش روي ايران

    در تشريح سناريو‌هاي پيش روي ايران با وجود اين حجم از مشكلات مي‌توان به اين موارد اشاره كرد: يك سناريو كه حدود ۵۰ درصد محتمل به نظر مي‌رسد، ادامه وضع موجود است؛ حكومت نمي‌تواند بازتخصيص يا اصلاح وضع اقتصادي انجام دهد و وضع موجود ادامه پيدا مي‌كند، در اين سناريو، جاماندگي ما نسبت به كشور‌هاي همسايه و ديگر كشور‌ها ادامه پيدا مي‌كند و رتبه و رشد اقتصادي پايين‌تر مي‌آيد، فقيرتر مي‌شويم و جامعه هم انحطاط تدريجي دارد. مهاجرت‌ها، نارضايتي‌ها و سركوب‌ها بيشتر مي‌شود و نقطه اتكاي حكومت مرتبا تحليل مي‌رود. سناريوي انقلاب ديگر سناريوي محتمل با ضريب ۵ درصد است. اين انقلاب، استعداد تبديل شدن به جنگ داخلي و جدايي طلبي و ايجاد يك دهه مسائل سياسي حاد، در قالب خونريزي‌ها و زد و خورد‌هاي شديد را دارد، در اين شرايط ناامن، دست‌كم براي يك دهه اقتصاد كنار زده و رشد اقتصادي منفي خواهد شد.

    ايجاد دموكراسي خوب همراه با پذيرش شايسته‌سالاري از سوي حكومت از ديگر سناريو‌ها با ضريب ۵ درصد است. در اين شرايط دوست‌داشتني، چون نهاد‌هاي اجتماعي ما بسيار ضعيف هستند، مطالبات بازتوزيعي بالا مي‌گيرد و فشار‌ها آنچنان شديد مي‌شود كه گروه‌ها و اصناف مختلف، خواهان دريافت حقوق‌شان خواهند بود. در اين شرايط بي‌ثباتي سياسي رقم خواهد خورد و دولت‌هاي كوتاه‌مدت را مانند سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ خواهيم داشت؛ مقطعي كه ايران، آزادي را تجربه كرد. ناراضيان روزنامه داشتند و آنچنان مجلس قوي بود كه دولت‌ها در مقابل آن، ضعيف شده بودند و زودهنگام كنار مي‌رفتند. باطن اين حالت، مانع از ايجاد اصلاحات اقتصادي مي‌شود؛ بنابراين دموكراسي حداكثري هم ما را به اصلاحات اقتصادي نمي‌رساند؛ هر چند كه بهبود فضاي روابط سياست خارجي، ممكن است به بهبود اقتصادي كمك كند؛ مانند تجربه چك‌اسلواكي كه براي پيوستن به اتحاديه اروپا، انگيزه ايجاد اصلاحات را به دست آوردند. هر چند كه ما چنين انگيزه جذابي نداريم.

    ايجاد دموكراسي حداقلي و تدريجي ديگر سناريوي ممكن با ضريب ۳۰ درصد است. ما اكنون دموكراسي حداقلي نداريم، اما قبل از آن، بايد حاكميت قانون تثبيت شود. اين مقدم بر دموكراسي است. حاكميت بايد شروع كند، گام به گام، امتياز‌هاي سياسي و اجتماعي كه از جامعه گرفته است را پس بدهد و گام به گام امتياز‌هاي اقتصادي كه داده است را پس بگيرد. اينگونه دست‌كم، حمايت طبقه متوسط، پشت اصلاحات اقتصادي قرار مي‌گيرد؛ چرا كه طبقه متوسط ما بسيار دلبسته آزادي‌هاي فرهنگي و اجتماعي است. اين امر، براي حكومت پشتيباني اجتماعي ايجاد مي‌كند.

    حكومت نظامي ديگر سناريوي ممكن با ضريب ۱۰ درصد است. بعضي حكومت‌ها به اين نتيجه رسيده‌اند كه براي ايجاد اصلاحات اقتصادي، حريف جامعه نمي‌شوند، يك نظامي ‌كودتا مي‌كند و به زور يكسري اصلاحات را پيش مي‌برد. تجربه شيلي را مي‌توان در اين چارچوب ارزيابي كرد. ابتدا همه ناراضي هستند، اما بعد از گذشت چند سال، ميوه اصلاحات مي‌رسد و كم‌كم، نامشروعيت حكومت كم مي‌شود. اگر آشفتگي‌هايي ايجاد شود كه ما نتوانيم از درون آن اصلاحات اقتصادي را بيرون بكشيم، اين گزينه چندان دور از ذهني نيست. مانند دوره‌اي كه آنچنان هرج و مرج در ايران بالا گرفت كه ابتداي آن مدرس هم از آمدن رضا شاه حمايت كرد.

  • عده ای از پول شهرداری به عنوان قلک استفاده می‌کنند

    عده ای از پول شهرداری به عنوان قلک استفاده می‌کنند

    به گزارش اقتصادران، مهدی چمران  پس از استماع گزارش شهردار تهران درخصوص لایحه بودجه سال ۱۴۰۳ با بیان اینکه بیش از دو ساعت به سخنان شهردار گوش دادیم و فرصت کافی برای بررسی لایحه بودجه هست، گفت: منتها چون صحبت ها پخش می شود باید بگویم که زمانی که در خصوص میزان تحقق بودجه سخن می گوییم ممکن است عده ای را وسوسه کند. عده ای از پول شهرداری به عنوان قلک استفاده می‌کنند و هرجا بگوییم پول ما را بدهید می گویند شهرداری پول دارد. برای مثال وقتی می خواهند پول گندمکاران را بدهند از سهم شهرداری بر می دارند و می گویند شهرداری پول دارد. بله پول داریم؛ اما حساب کنید یک کیلومتر ساخت مترو چقدر است؟ در حال حاضر  رقم اجرای هر کیلومتر مترو ۲۰۰۰ میلیارد تومان است و قیمت هر اتوبوس در حال حاضر ۸ میلیارد تومان است در حالی که سال گذشته ۴ میلیارد تومان بود.

    چمران با بیان اینکه ما با این رشد بودجه هم باز کمبود اعتبار داریم، گفت: با پول‌های سال قبل که شهر را نمی‌توان اداره کرد و به بودجه شهرداری تهران به چشم طمع نگاه نکنند، من معتقدم با این بودجه باز هم کم داریم و حتی با ۱۸۰ همت نیز نمی توان، شهر را به خوبی پوشش داد و امیدوارم این بودجه به حل مشکلات شهر تهران کمک کند.

  • فوت مرحوم آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني کاملا طبیعی بود

    فوت مرحوم آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني کاملا طبیعی بود

    به گزارش اقتصادران، دريابان علي شمخاني، مشاور سياسي مقام معظم رهبري و دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي در خصوص رد برخي اظهارنظرهاي غير كارشناسي در خصوص وجود ابهام در شيوه فوت مرحوم آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني گفت:  پس از فوت تاسف‌بار رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام و شكل‌گيري برخي شايعات هدفمند در خصوص وجود ابهام در شيوه فوت ايشان، بنده به‌دليل علاقه و حساسيت شخصي و همچنين تاكيد مستمري كه مقامات عالي نظام داشتند، دستور دادم از طريق تشكيل كميته ويژه‌اي در دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي، پرونده فوت ايشان با دقت مورد بررسي قرار گرفته و همه ابعاد آن به صورت شفاف و بدون ابهام گزارش شود. كميته رسيدگي‌كننده به پرونده با حضور مجرب‌ترين كارشناسان در حوزه‌هاي مختلف و همچنين استفاده از مدرن‌ترين آزمايشگاه‌ها با اختصاص وقت كافي، همه ابعاد پرونده را بررسي و گزارش كامل و جامعي ارايه كرد.

    بر اساس گزارش ارايه‌شده از سوي كميته ويژه بررسي‌كننده پرونده كه به اجماع مجموعه كارشناسان عضو كميته رسيد، فوت مرحوم آيت‌الله هاشمي بدون هيچ‌گونه ابهامي كاملا طبيعي اعلام شد. طي چند جلسه با حضور اعضاي خانواده مرحوم آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني، گزارش كميته ويژه به‌طور كامل توضيح داده شد و به سوالات و ابهاماتي كه براي برخي از اعضاي خانواده ايشان وجود داشت، پاسخ ارايه شد.

  • جزییات توقیف نفتکش متخلف آمریکایی توسط نیروی دریایی ارتش

    جزییات توقیف نفتکش متخلف آمریکایی توسط نیروی دریایی ارتش

    به گزارش اقتصادران، نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران یک نفتکش آمریکایی را با حکم قضایی در آبهای دریای عمان توقیف کرد.

    پیش از این شبکه اسکای نیوز عربی به نقل از سازمان عملیات تجارت دریایی انگلیس خبر داد: گزارشی درباره یک حادثه در ۵۰ مایلی دریایی شرق سواحل عمان دریافت کردیم و مقامات مسقط در حال تحقیق درباره این حادثه امنیتی در شرق سواحل عمان هستند.

    سازمان تجارت دریایی انگلیس همچنین اعلام کرد که گزارش‌هایی مبنی بر ورود چند فرد مسلح به یک کشتی در نزدیکی عمان دریافت کرده است.

  • جزییات تعقیب تعدادی از آمران و طراحان عملیات تروریستی کرمان

    جزییات تعقیب تعدادی از آمران و طراحان عملیات تروریستی کرمان

    به گزارش اقتصادران، در متن اطلاعیه‌ دوم وزارت اطلاعات در خصوص فاجعه‌ تروریستی کرمان آمده است:

    « باسمه تعالی .  با ابراز تأسف مجدد و با اندوهی عمیق از و قوع فاجعه‌ی تروریستی اخیر کرمان و عرض تسلیتی از سویدای جان به بازماندگان شهدای مظلوم، و دعایی متضرعانه به درگاه الهی برای بهبودی کامل آسیب دیدگان آن حادثه، اینک و در پی اطلاعیه مورخ ۱۵ دی ماه این وزارتخانه، بخشی دیگر از اطلاعات حاصله و اقدامات به‌عمل آمده توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) را به استحضار ملت شریف ایران می‌رساند:

    ۱- مجموعه‌ پایش‌های امنیتی و اقدامات اطلاعاتی، عملیاتی و فنّی که از لحظه‌ وقوع انفجار آغاز شده بود، با گسترش حداکثری حوزه‌های جغرافیایی مورد رصد و به‌صورت هماهنگ و هم‌افزا با سایر اعضای جامعه‌ اطلاعاتی کشور و به طور شبانه‌روزی، گسترده و همه جانبه ادامه دارد.

    ۲- بر اساس نتایج حاصله تاکنون، طراح و پشتیبانِ اصلی عملیات جنایت‌کارانه‌ مورد بحث، فردی تاجیکستانی به نام مستعار«عبدالله تاجیکی» بوده است. این تروریست مزدور در تاریخ ۲۸ آذرماه گذشته همراه با یک زن و یک کودک «برای تأمین پوشش»، به‌صورت غیرمجاز و توسط قاچاق‌برهای محلی، از مرزهای جنوب شرقی وارد کشور شده، به استان کرمان منتقل و در خانه‌ای اجاره‌ای در حومه‌ شهر کرمان مستقر می‌شود. وی علاوه بر هدایت عملیات، در کار تولید بمب‌های دست ساز نیز تخصص دارد. لذا پس از ترکیب اجزای منقطع و متعدد انفجاری و الکتریکی و تولید بمب‌ها، نهایتاً دو روز پیش از وقوع فاجعه‌ غمبار مورد بحث، از کشور خارج شده است.

    ۳- هویت یکی از تروریست‌های انتحاری به‌صورت کامل احراز شد. وی بازیروف «بوزروف» اسراییلی فرزند امان الله، ۲۴ ساله و تبعه‌ کشور تاجیکستان بوده است. نام‌برده از طریق سکوی تلگرام با فرقه‌ آمریکا ساخته‌ داعش آشنا شده، سپس جذب آن می‌گردد. این انتحاریِ معدوم در ماه‌های اخیر به شهر وان ترکیه عزیمت و پس از آن با عبور از ایران با کمک قاچاق‌برهای مستقر در مرزهای غربی و شرقی کشور، به افغانستان عزیمت نموده است. در آن‌جا به اردوگاه گروهک تروریستی داعش در استان بدخشان رفته، مدتی به آموختن تعالیم انحرافی و تکفیری داعش و دریافت آموزش‌های مختلف عملیاتی و تروریستی پرداخته و پس از چند ماه به ایران اعزام می‌شود. این تروریست توسط قاچاق‌برهای محلی، از مرز جالقِ کلّه‌گانِ شهرستان سراوان وارد کشور شده و پس از طی شهرهای خاش، ایرانشهر و جیرفت، نهایتاً در کرمان به همان اقامتگاه پیشگفته مراجعه و به تروریست مورد اشاره‌ی قبلی می‌پیوندد.

    ۴- در مورد هویت تروریست انتحاری دوم، سرنخ‌های قابل توجهی به‌دست آمده که پس از حصول مشخصات کامل وی، اعلام خواهد شد.

    ۵- در روز حادثه، تروریست‌ها در ساعات ۱۳:۰۳ و ۱۳:۱۴ دقیقه و بطور جداگانه، از خانه‌ تیمی خارج و به‌سوی گلزار شهدای کرمان حرکت می‌کنند. هدف اصلی برای انفجار، مزار سردار بزرگ مبارزه با تروریسم داعشی، سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی بوده است. اما تروریست‌ها با مشاهده‌ تدابیر شدید و چند لایه‌ حفاظتی و استقرار تجهیزات و نیروهای امنیتی و انتظامی، تصمیم می‌گیرند سناریو شیطانی خود را در نقاطی نسبتاً دور از گلزار شهدا، در محیط خارج از مدارهای حفاظتی و نرسیده به گیت‌های بازرسی عملی سازند. به‌این ترتیب تروریست اول در ساعت ۱۴:۵۵ دقیقه در فاصله‌ ۷۰۰ متری از گلزار شهدای کرمان و تروریست دوم در ساعت ۱۵:۱۵ دقیقه و در فاصله‌ هزار متری از مزار شهدا، جلیقه‌های انتحاری خود را منفجر می‌نمایند.

    ۶- همچنان‌که در اطلاعیه‌ اول این وزارت‌خانه اشاره شد، عملیات شناسایی و ردیابی تروریست‌ها، عناصر پشتیبان و مرتبطین داخلی و خارجی آن‌ها، بلافاصله پس از وقوع آن فاجعه آغاز شد. اولین عملیات دستگیری عوامل پشتیبان تروریست‌ها در غروب روز حادثه انجام شد. صبح روز بعد هویت تاجیکستانی یکی از تروریست‌ها شناسایی و خانه‌ی تیمی جنایت‌کاران داعشی کشف و ۲ عنصر پشتیبان دیگر آن‌ها بازداشت شدند.

    ۷- تروریست‌ها علاوه بر جلیقه‌های انتحاریِ استفاده شده، تجهیزات انفجاری و پارچه برای تولید دو جلیقه‌ انفجاری دیگر را آماده‌سازی و در حیاط خانه‌ تیمی، دفن و سطح محوطه را کاملاً هموار و عادی‌سازی کرده بودند تا کشف آن‌ها امکان‌پذیر نباشد.

    ۸- روند شناسایی طراحان، آمران و مرتبطین تروریسم تکفیری همچنان با سرعت و دقت، در داخل و خارج از کشور ادامه دارد. در داخل کشور تا کنون ۳۵ نفر در استان‌های کرمان، سیستان و بلوچستان، خراسان رضوی، اصفهان، تهران و آذربایجان غربی بازداشت شده‌اند. همچنین تعدادی از جنایت‌کاران دخیل در فاجعه‌ کرمان، در آن سوی مرزها شناسایی شده‌اند که تعقیب آن‌ها با جدیّت در دستور کار قرار دارد. بدیهی است که وزارت اطلاعات، تعقیب جنایت‌کاران و عوامل به خاک و خون کشیدن ده‌ها نفر از مردم بی‌گناه را، در فراسوی مرزهای کشور و اجرای عدالت در خصوص آن‌ها را حق و وظیفه‌ قطعی خویش دانسته و تا تحقق کامل آن از پای نخواهد نشست.

    ۹- در روزهای اخیر، سخنانی مبنی بر کشف توطئه های متعدد بمب گذاری، پیش از مراسم سالگرد شهید سلیمانی(ره) منتشر شد که شبهاتی ایجاد کرده است. واقعیت آن است که در خبرهای مورد بحث، دو مؤلفه تعداد و زمان کشفیات مواد منفجره، دقیق نمی باشند. البته در سال جاری، توطئه های بمب گذاری متعددی، منجمله برای ایجاد انفجار در مزار شهید سلیمانی وجود داشته‌اند اما جملگی آنها مربوط به حداقل ۵ ماه پیش به آن سو و تمامی توطئه ها با عنایات اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) کشف و بصورت کاملاً شفاف و رسمی به استحضار ملت شریف ایران رسیده است. از آن قبیل است اطلاعیه های مورخ دوم و بیست و هفتم مرداد ماه گذشته، هشتم شهریور و بالاخره اطلاعیه‌ی دوم مهر ماه مبنی بر بازداشت ۲۸ تروریست و خنثی سازی ۳۰ انفجار همزمان در تهران. اما در ماه گذشته، تنها یک عنصر تکفیری تاجیکستانی، از سنخ دو تروریست انتحاری اخیر، به قصد انجام عملیات تروریستی در شهر مقدس مشهد وارد کشور شده بود که پیش از هر اقدامی توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) شناسایی و بازداشت شد.

    ۱۰- مساعدت مردم وفادار و هوشیار ایران، بویژه مردم عزیز کرمان به خادمان خود در شناسایی عناصر مرتبط با تروریست ها، جداً دلگرم کننده و راهگشا بود. لذا ضمن تقدیم مراتب سپاس صمیمانه به محضر کرمانی های بزرگوار و تمامی ملت شریف ایران و تعظیم در برابر عظمت و احساس مسئولیت آنها، استدعای استمرار این مساعدت ها و گزارش موارد مشکوک به ستاد خبری وزارت اطلاعات«شماره ۱۱۳» را داریم.

    از سوی دیگر، همراهی، همدلی و هم افزایی اعضای محترم شورای هماهنگی اطلاعات نیز نقش سترگی در شناسایی و کشفیات فوق الاشاره ایفا نمود. در این بین پشتیبانی و مساعدت های مسئولین محترم قضایی، رئیس محترم شورای امنیت کشور و مجموعه ی تحت مدیریت ایشان، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرماندهی انتظامی کشور و استاندار محترم کرمان جداً مؤثر و تعیین کننده بود. إن‌شاءالله با استمرار این همدلی و هم افزایی ها، هدف پلید کارفرمایان داعش ساز، برای احیای جسد متعفن تروریسم تکفیری را بر باد خواهد داد و بقایای آنرا نیز «سرکوب » خواهد کرد.»

  • امیدآفرینی از سوی هر دولت و شخصی قابل باور باشد از سوی آقای رئیسی قابل باور نیست

    امیدآفرینی از سوی هر دولت و شخصی قابل باور باشد از سوی آقای رئیسی قابل باور نیست

    به گزارش اقتصادران، محمد مهاجری در گفتگو با روزنامه هم میهن گفت: دولت باید از همان موقع که وعده داد، امیدآفرینی می‌کرد تا به امروز به نتیجه می‌رسیدیم.

    محمد مهاجری در واکنش به اظهارات اخیر رئیس جمهور در باره امیدآفرینی توسط رسانه ها به روزنامه هم میهن گفت:

    *امیدآفرینی کار لحظه‌ای نیست، یک فرآیند است و باید برای آن برنامه‌ریزی و طراحی کرد. برای آن پلن تعریف می‎کنند. در این زمینه وعده‌هایی را می‌دهند، در اجرای وعده‌ها تلاش می‌کنند، مدیرانی را انتخاب می‌کنند، جهت و مسیر را تعیین می‌کنند و برای رسیدن به یک مقصد مشخص پیش می‌روند.