دسته: اقتصادی

  • تحمیل ریسک به سهامداران / بغزیان: رسالت سازمان بورس توقف معاملات نیست

    تحمیل ریسک به سهامداران / بغزیان: رسالت سازمان بورس توقف معاملات نیست

    به گزارش اقتصادران، بیش از ۷۰ روز از توقف معاملات بازار سرمایه در ایران به دلیل تجاوز نظامی ائتلاف آمریکایی – صهیونیستی در نهم اسفند ماه ۱۴۰۴ می گذرد؛ هرچند سازمان بورس شروطی چون امکان افشای حداقلی اطلاعات حداقل نیمی از شرکت های بورسی را به عنوان یکی از شروط لازم برای بازگشایی آن تعیین و اعلام کرده که آمادگی لازم را برای بازگشایی آن دارد اما همچنان معاملات سهام متوقف است و معاملات بازار به صندوق های کالایی محدود شده است.

    این امر نه تنها سبب شده تا قدرت نقدشوندگی بازار تحت شعاع قرار گیرد و در عین حال نقدینگی سرگردان در بین بازارهای مالی چرخش داشته باشد، بلکه سردرگمی سهامداران و صاحبان سرمایه را نیز رقم زده است. به تازگی حمید یاری معاون نظارت بر بورس‌ها و ناشران سازمان بورس و اوراق بهادار الزامات اعلام کرده که بازگشایی بازار سهام بر اساس مصوبات شورای‌عالی بورس در حال نهایی شدن است.

    به گفته وی، مهم‌ترین الزامات تعیین‌شده در این خصوص، افشای ناشران، عملیاتی شدن بسته‌های حمایتی و لحاظ ملاحظات مراجع ذی‌ربط بوده است که اقدامات خوبی در این حوزه‌ها انجام گرفته است به طوری که ناشران مشمول بازگشایی سهام در قالب گزارش‌های تفسیری مدیریتی افشای خود را انجام داده‌اند.

    معاون سازمان بورس با اشاره به اینکه معاملات روزهای باقی‌مانده از این هفته نیز مانند هفته‌ گذشته خواهد بود، در خصوص زمان بازگشایی بازار سهام گفت: همه بازارها و ابزارهای بازار سرمایه به غیر از بخش سهام فعال هستند و زمان برقراری معاملات سهام پس از تایید نهایی، بلافاصله اطلاع‌رسانی خواهد شد.

    در این پیوند فردین آقابزرگی فعال و تحلیلگر بازار سرمایه در گفت و گو با خبرنگار اقتصادی ایرنا درباره وضعیت بازار بورس با توجه به توقف معاملات بازار سهام اظهار داشت: با توجه به تعطیلی طولانی مدت معاملات، اکنون این پرسش برای سهامداران مطرح شده که با چه مبنای علمی بورس متوقف شده است و چه زمانی به شرایط سابق خود باز می گردد.

    وی افزود: اگر دست اندرکاران بازار سرمایه منتظر نتیجه مذاکرات مکتوب و تبادل پیام ها بین تهران و واشنگتن با واسطه گری اسلام آباد بودند که بازار سرمایه می باست تاکنون بازگشایی می کرد تا معاملات به روال سابق بازگردد.

    وی با بیان اینکه نوعی بلاتکلیفی در بازار سرمایه حاکم شده است و سهامداران، شرکت ها و حتی کارگزاری ها اطلاعی از آینده ندارند، افزود: هفته هاست که تبادل پیام و بسته های پیشنهادی در جریان است اما مشخص نیست که آیا به سرانجام می رسد یا خیر.

    رسالت سازمان بورس توقف معاملات نیست

    این کارشناس و فعال بازار سرمایه تاکید کرد: نمی توان نسبت به اتفاقات و تجاوز نظامی صورت گرفته به کشور و آثار ژئوپلتیک بی تفاوت بود و حتما این گزارش ها از منظر کارشناسی بر بازار سرمایه تاثیر دارد اما دلیلی ندارد که به مدت دو ماه و نیم معاملات متوقف باشد.

    آقابزرگی رویه کنونی را خلاف اصل و رسالت و وظایف نهاد ناظر و سازمان بورس دانست و گفت: تداوم این روند یعنی اینکه سرمایه گذار را دخل و تصرف در دارایی خود محروم می کنیم و فشار نقدینگی بر ارکان دیگر بازار و حتی بازارهای موازی منتقل می شود؛ موضوعی که در هفته های اخیر نیز نشانه های آن بروز کرده است و شاهد افت و خیز صندوق های کالایی در بورس هستیم.

    وی با بیان اینکه نمی توان اصول و قواعد بازار را حتی د شرایط بحران نادیده گرفت، اظهار داشت: وقتی مردم و صاحبان سرمایه منابع مالی خود را به بورس آورده اند، وظیفه نهاد ناظر حفظ و حراست آن است و از این رو به نظر می رسد نباید این کار به قیمت متوقف و خارج کردن بازار از ویژگی نقدشوندگی انجام شود.

    این فعال بازار سرمایه تاکید کرد: خارج کردن بازار سرمایه از قدرت نقدشوندگی، ریسک بسیار بزرگی است که در حال نهادینه شدن در اقتصاد بازار است و به آینده آن آسیب می رساند.

    آقابزرگی ادامه داد: متاسفانه باید گفت که علاوه بر قیمت‌گذاری دستوری و نوسانات نرخ جهانی، اکنون «تصمیمات خلق الساعه» نیز به عنوان یک متغیر اثرگذار جدید به بازار سرمایه افزوده شده است؛ این تصمیم به نام حفظ و حمایت از سرمایه‌گذاران گرفته شده اما به توقف معاملات دامن زده است.

    باید به سرعت به شرایط پیش از جنگ بازگردیم

    فعال بازار سرمایه خاطرنشان کرد: در شرایط حال حاضر، به سرعت به شرایط پیش از جنگ بازگردیم و سازمان بورس به سهامداران اطمینان خاطر دهد که حافظ منافع و دارایی آنان است.

    آقابزرگی در پاسخ به این پرسش که چقدر بازار از شرایط جنگ و توقف معاملات آسیب دیده است، گفت: برای اندازه‌گیری کاهش ارزش بازار، طبیعتاً با سازوکارهایی از قبیل کمتر کردن دامنه، نرم‌افزار کنترل شاخص و امثالهم نمی‌توان سنجش دقیقی داشت اما به طور کیفی و غیرمحسوس می‌توان گفت که یی‌اعتمادی مردم نسبت به معاملات در بازار و بورس بزرگترین زیان این تعطیلی است.

    وی توضیح داد: اگر همین الان یک پذیره‌نویسی در مورد اوراق بهادار یا سهام داشته باشیم، استقبال کمتری از سوی مردم نسبت به پیش فروش خودرو و مسکن و حتی حراج طلا صورت می گیرد؛ این رفتار نشاندهنده میزان اعتماد مردم به بازار سرمایه است.

    این کارشناس اقتصادی درباره راهکارهای کاهش زیان وارده به بازار سرمایه نیز اظهار داشت: استفاده از راهکارهای کوتاه‌مدتی مانند ظرفیت صندوق توسعه و تثبیت بازار می تواند از فشار فروش حقوقی‌ها بر بازار کم کند و یک سازوکار حمایتی شکل دهد.

    آقابزرگی راهکار میان‌مدت و بلندمدت را اطمینان بخشی به سرمایه گذاران حقیقی و حقوقی دانست و گفت: باید این اطمینان به مردم داده شود که در صورت بروز هر نوع حادثه، شورای عالی بورس بر مبنای نقشه راهی که از گذشته از پیش تعیین شده، بازار را برای مدت کوتاهی متوقف و به سرعت بازگشایی می کند.

    وی ارایه مشوق‌هایی برای شرکت های زیان دیده را خواستار شد و گفت: می توان با اعمال معافیت ها و یا تخفیف های مالیاتی این گروه از صنایع بورسی را حمایت کرد تا هم بازار سرمایه آسیب نبیند و هم روند تولید شرکت ها متوقف نشود.

  • زنان کارگر؛ قربانیان خاموش جنگ

    زنان کارگر؛ قربانیان خاموش جنگ

    به گزارش اقتصادران، فاطمه وحدت، نایب رئیس اتحادیه زنان کارگر سراسر کشور، درباره تاثیرات جنگ بر وضعیت اشتغال زنان گفت: در شرایط بحرانی، زنان کارگر بیش از دیگران در معرض اخراج قرار می‌گیرند؛ به‌ویژه زنانی که سرپرست خانوار هستند و مسئولیت مستقیم تامین معاش خانواده را برعهده دارند، در اثر این اخراج بیشترین آسیب را متحمل می‌شوند.

    وی با اشاره به گزارش‌ها و روایت‌هایی که از استان‌های مختلف دریافت کرده، افزود: این مسئله فقط مربوط به یک شهر یا یک کارخانه نیست. در بسیاری از نقاط کشور، زنان کارگر اولین گروهی هستند که با کوچک‌ترین بحران اقتصادی یا شرایط جنگی از محیط کار حذف می‌شوند.

    وحدت تاکید کرد: ادامه این روند می‌تواند پیامدهای اجتماعی گسترده‌ای به همراه داشته باشد.

    به گفته او، بیکاری تنها به معنای قطع درآمد نیست، بلکه مستقیماً بر امنیت روانی و ثبات خانواده‌ها اثر می‌گذارد.

    نایب رئیس اتحادیه زنان کارگر سراسر کشور افزود: البته وقتی نان‌آور خانواده بیکار می‌شود، فرقی ندارد زن باشد یا مرد؛ کل خانواده آسیب می‌بیند و این آسیب بعدها خودش را در جامعه نشان می‌دهد.

    این فعال حوزه زنان با انتقاد از نبود حمایت کافی برای زنان کارگر اظهار کرد که بسیاری از مسئولان از وضعیت موجود اطلاع دارند، اما اقدامات عملی و فوری برای جلوگیری از اخراج‌ها انجام نمی‌شود.

    او تاکید کرد: همه از شرایط خبر دارند؛ اما مسئله این است که نظارت جدی وجود ندارد.

    وحدت معتقد است در شرایط جنگی، مهم‌ترین مسئله حفظ همبستگی اجتماعی است.

    او افزود: اگر قرار باشد مردم در این وضعیت دشوار، خودشان قربانی یکدیگر شوند، بحران چند برابر می‌شود. الان بیش از هر زمان دیگری نیاز به اتحاد و همدلی وجود دارد.

    او همچنین خواستار ایجاد سازوکار مشخصی برای حمایت از زنان کارگر شد و تاکید کرد که زنان سرپرست خانوار باید مرجع روشنی برای پیگیری مطالبات خود داشته باشند. به گفته او، بسیاری از زنان نمی‌دانند در صورت بیکار شدن باید به کجا مراجعه کنند و چه نهادی مسئول رسیدگی به وضعیت آن‌هاست.

    وحدت در بخش دیگری از صحبت‌هایش به نشانه‌های گسترش فقر در جامعه اشاره کرد و گفت: این روزها آدم‌ها را می‌بینیم که حتی برای خرید نان دچار مشکل هستند. این‌ها نشانه‌های کوچکی نیستند. شاید امروز ساده به نظر برسند، اما اگر جدی گرفته نشوند، بعدها به معضل بزرگ اجتماعی تبدیل می‌شوند.

    او  تاکید کرد که حل این بحران فقط از مسیر گفت‌وگو، رایزنی و مسئولیت‌پذیری جمعی ممکن است.

    وحدت در جمع‌بندی صحبتهایش گفت: باید با کارفرماها رایزنی شود، نظارت‌ها افزایش پیدا کند و دولت هم نقش حمایتی خودش را جدی‌تر ایفا کند. در شرایطی که مردم، هم کشورشان را دوست دارند و هم پای مشکلات ایستاده‌اند، نباید هزینه بحران فقط روی دوش کارگران و خانواده‌هایشان بیفتد. در روزهای اخیر، رئیس جمهور دستور حذف شرکت‌های پیمانکاری را صادر کرد که در نوع خود، جای تقدیر دارد اما امیدواریم این دستور اجرایی شود و حمایت گسترده از کارگران در دستور کار قرار بگیرد.

  • افزایش حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی چه شد؟

    افزایش حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی چه شد؟

    به گزارش اقتصادران، در حالی‌که بازنشستگان تامین اجتماعی، از ابتدای سال چشم‌انتظار اجرای افزایش حقوق و صدور احکام جدید خود هستند، اطلاعیه سازمان تامین اجتماعی درباره عدم اعمال  افزایش‌ها در پرداخت‌های این ماه، بار دیگر موجی از نگرانی و نارضایتی را میان مستمری‌بگیران ایجاد کرده است. در بخش‌هایی از این اطلاعیه آمده: «سازمان ظرف حداکثر پنج روز کاری نسبت به تهیه پیشنهاد اخذ تایید هیات مدیره و ارسال آن به دولت جهت تصویب اقدام و سپس در خصوص اخذ مصوبه پیگیری مستمر می‌نماید به نحوی که حتی‌المقدور در نیمه اول خرداد ماه، مصوبه اخذ و بلافاصله نسبت به صدور احکام افزایش اقدام شود.»

    بازنشستگان می‌گویند در شرایطی که هزینه‌های زندگی روزبه‌روز افزایش پیدا می‌کند، تاخیر در اجرای مصوبه شورای عالی کار و پرداخت حقوق جدید، فشار سنگینی بر زندگی آنان وارد کرده و معیشت خانواده‌های بازنشسته را با بحران روبه‌رو ساخته است.

    قامتی، فعال صنفی بازنشستگان تامین اجتماعی، در گفتگو با «ایلنا» با انتقاد از  تاخیر در اجرای افزایش حقوق سال ۱۴۰۵ گفت: بازنشستگان تامین اجتماعی بعد از حدود دو ماه هنوز هم با وجود این تورم سنگین و دشواری‌های معیشتی، منتظر اجرای مصوبه شورای عالی کار برای افزایش حقوق بازنشستگی هستند. سوال ما این است که نام این برخوردی که مسئولان اجرایی دولت و مدیران سازمان تامین اجتماعی با بازنشستگان دارند چیست؟

    او ادامه داد: بازنشستگان امروز همان کارگران دیروز هستند؛ همان نسلی که در سال‌های سخت دفاع مقدس، دوشادوش رزمندگان و شهدای این کشور ایستادند و اجازه ندادند دشمن به خاک ایران تعرض کند. بسیاری از همین بازنشستگان، جوانی و سلامت خود را در سال‌های جنگ و کار از دست دادند و امروز انتظار دارند حداقل در دوران بازنشستگی با آرامش و امنیت معیشتی زندگی کنند، نه اینکه شرمنده خانواده و فرزندان و نوه‌های خود باشند.

    این فعال بازنشسته با اشاره به وضعیت سخت معیشتی بازنشستگان افزود: حقوق بازنشستگان دیگر پاسخگوی حداقل هزینه‌های زندگی نیست. قیمت کالاهای اساسی، اجاره مسکن، قبوض و هزینه‌های روزمره هر روز بیشتر می‌شود اما حقوق‌ها همچنان عقب‌تر از تورم حرکت می‌کند. بازنشسته‌ای که ۳۰ سال حق بیمه پرداخت کرده، امروز برای تامین ساده‌ترین نیازهای زندگی دچار مشکل است.

    وی با انتقاد از وضعیت درمان و دارو نیز گفت: بخش زیادی از بازنشستگان با بیماری‌های مختلف دست‌وپنجه نرم می‌کنند. هزینه‌های درمان به‌شدت افزایش پیدا کرده و بسیاری از داروها، یا کمیاب هستند یا قیمت‌های بسیار بالایی دارند. بیمه درمانی هم پاسخگوی این حجم از مشکلات نیست. بازنشسته‌ای که باید دوران سالمندی را با آرامش بگذراند، امروز نگران هزینه یک نسخه دارو یا آزمایش پزشکی است.

    او در ادامه با اشاره به تفاوت عملکرد صندوق‌های بازنشستگی گفت: این سوال جدی برای بازنشستگان تامین اجتماعی وجود دارد که چرا سایر صندوق‌های بازنشستگی از جمله کشوری و لشکری، هر سال از فروردین‌ماه افزایش حقوق را اعمال می‌کنند اما در تامین اجتماعی، بازنشستگان باید ماه‌ها منتظر بمانند و با اعتراض و پیگیری مستمر کانون‌های بازنشستگی، تازه افزایش حقوقی را دریافت کنند که دیگر بخش زیادی از ارزش خود را به‌خاطر تورم از دست داده است.

    قامتی یادآور شد: سال‌ها پیش شعار سازمان تامین اجتماعی این بود؛ «نیاز امروز، پشتوانه فردا». اما امروز بازنشستگان می‌پرسند آیا نتیجه ۳۰ سال کار و پرداخت حق بیمه، باید این وضعیت باشد؟ آیا پشتوانه دوران بازنشستگی باید شرمندگی در برابر خانواده، نگرانی دائمی بابت هزینه‌های زندگی و سردرگمی در تامین دارو و درمان باشد؟

    وی تاکید کرد: بازنشستگان توقع زندگی لوکس ندارند. خواسته آن‌ها فقط اجرای قانون، پرداخت به‌موقع حقوق و حفظ حداقل کرامت انسانی است. وقتی افزایش حقوق با تاخیر چندماهه پرداخت می‌شود، عملاً قدرت خرید بازنشسته از بین می‌رود و خانواده‌ها بیش از گذشته زیر فشار اقتصادی خرد می‌شوند.

    این فعال بازنشسته در پایان خطاب به مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی گفت: از مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی درخواست داریم در اسرع وقت نسبت به صدور احکام افزایش حقوق سال ۱۴۰۵ و پرداخت حقوق جدید اقدام کنند تا شاید بخشی از فشار سنگین معیشتی و مشکلات روزمره بازنشستگان کاهش پیدا کند. بازنشستگان سال‌ها برای این کشور زحمت کشیده‌اند و شایسته احترام، آرامش و امنیت معیشتی هستند، نه انتظار و نگرانی دائمی برای دریافت حقوقی که حق قانونی آن‌هاست.

  • قصه پرغصه «اینترنت» در ایران

    قصه پرغصه «اینترنت» در ایران

    به گزارش اقتصادران، قصه اینترنت در ایران حالا فقط قصه فیلترینگ نیست؛ قصه بازاری است که روی محدودیت شکل گرفته است، بازار سیاهی که برای فروش اینترنت به کانال‌های پیام‌رسان‌های‌ داخلی نیز رسیده است.

    در حالی که میلیون‌ها کاربر ایرانی برای دسترسی ساده به سرویس‌های جهانی اینترنت با اختلال و فیلترینگ دست‌وپنجه نرم می‌کنند، در گوشه‌ای از بازار موبایل تهران و حتی در کانال‌های پیام‌رسان بله، اینترنتی متفاوت خرید و فروش می‌شود؛ اینترنت پرو که با چند میلیون تومان قابل تهیه است و حتی در برخی مغازه‌ها به مشتریان برای چند دقیقه اجاره داده می‌شود.

    گزارش میدانی «اعتماد» نشان می‌دهد چگونه سیاستی که به ادعای متولیان، قرار بود راهکاری موقت برای کمک به کسب‌وکارها باشد، حالا به بازاری سیاه و پرسود تبدیل شده؛ بازاری که در آن دسترسی به اینترنت جهانی نه یک حق عمومی، بلکه امتیازی قابل خرید و فروش شده است؛ سیاستی که از ابتدا بنایش کج ساخته شده بود. در بازار موبایل تهران، فروشنده گوشی آیفون را از جعبه خارج می‌کند، سیم‌کارت را داخل دستگاه می‌اندازد و چند بار پشت سر هم صفحه را بالا و پایین می‌کند. اینترنت معمولی بالا نمی‌آید. چند ثانیه بعد، گوشی دیگری را از زیر میز برمی‌دارد، هات‌اسپات را روشن می‌کند و آیفون تازه‌ خریده ‌شده به شبکه متصل می‌شود. مراحل فعال‌سازی ظرف کمتر از دو دقیقه انجام می‌شود.

    فروشنده بدون اینکه توضیح اضافه‌ای بدهد، رو به مشتری می‌گوید: «برای وصل شدنش یک میلیون تومان می‌شه.» مشتری ابتدا تصور می‌کند این هزینه مربوط به فعال‌سازی دستگاه یا رجیستری است. وقتی درباره دلیل مبلغ سوال می‌کند، فروشنده با صدایی آرام‌تر پاسخ می‌دهد: «اینترنت آزاده، با اینترنت عادی بالا نمیاد.»

    چند مغازه آن ‌طرف‌تر، فروشنده دیگری همین خدمات را با قیمت کمتری ارایه می‌دهد. می‌گوید: اگر فقط برای فعال کردن اپل‌آیدی باشد «۵۰۰ هم حساب می‌کنیم.» در توضیح اینکه دقیقا چه اینترنتی استفاده می‌شود، از واژه‌هایی مثل «پرو»، «ویژه» یا «بدون محدودیت» استفاده می‌کند، اما حاضر نیست جزییات بیشتری مقابل مشتری‌های دیگر بگوید.

    مشاهدات میدانی خبرنگار «اعتماد» از بازار موبایل تهران نشان می‌دهد دسترسی به اینترنت بدون فیلتر حالا فقط محدود به وی‌پی‌ان‌ها و روش‌های دور زدن فیلترینگ نیست؛ این دسترسی به خدمتی پولی در بخشی از بازار موبایل تبدیل شده است. خدمتی که برخی فروشندگان برای چند دقیقه اتصال به اینترنت جهانی، صدها هزار تومان از مشتری دریافت می‌کنند؛ آن هم در شرایطی که اینترنت عادی حتی از پس فعال‌سازی بسیاری از گوشی‌ها و سرویس‌های خارجی برنمی‌آید. راه‌اندازی بسیاری از گوشی‌های جدید، به‌ویژه آیفون، نیازمند اتصال به سرورهای جهانی برای فعال‌سازی Apple ID و تایید دستگاه است. اما در شرایطی که اتصال به بسیاری از سرویس‌های خارجی با اختلال یا محدودیت روبه‌رو است، کاربران در همان اولین مرحله استفاده از گوشی متوقف می‌شوند.

    البته اخیرا اتحادیه صوت و تصویر و تلفن همراه نیز اعلام کرد که به فروشندگان موبایل نیز اینترنت پرو اختصاص داده شده است، اما این موضوع فقط مختص خود فروشندگان نیست، زیرا عده‌ای از فروشندگان اینترنت پرو را به مشتریان نیز می‌فروشند. اینجاست که اینترنتی متفاوت وارد صحنه می‌شود؛ اینترنتی که برخی فروشندگان به آن «پرو» یا «خط سفید» می‌گویند. اتصال چند دقیقه‌ای به این اینترنت برای فعال کردن گوشی و فروش آن به مشتریان، حالا به یک منبع درآمد تازه برای برخی فروشندگان تبدیل شده است. در برخی مغازه‌ها حتی بدون تعارف اعلام می‌شود: «رمز وای‌فای هست، ده دقیقه وصل می‌شوید، گوشی فعال می‌شود. قیمت؟ بین ۳۰۰ هزار تومان تا یک میلیون.»

    وقتی پیام‌رسان «بله» بستر بازار سیاه اینترنت پرو می‌شود

    اما بازار این اینترنت فقط به چند دقیقه اتصال در مغازه‌ها محدود نمی‌شود. در لایه‌ای عمیق‌تر، بازار بزرگ‌تری شکل گرفته است؛ بازاری برای خرید کامل اینترنت پرو. جست‌وجویی ساده در برخی کانال‌های پیام‌رسان بله کافی است تا با آگهی‌هایی روبه‌رو شوید که به‌طور مستقیم فروش اینترنت پرو را تبلیغ می‌کنند. یکی از این کانال‌ها مدعی است می‌تواند اینترنت پرو را برای هر متقاضی فعال کند. در قالب یک شهروند عادی به مدیر این کانال پیام می‌دهم و پاسخ در قالب یک پیام صوتی ارسال می‌شود.

    بخشی از این پیام چنین است: «مدارکی که از شما می‌خواهیم تصویر کارت ملی و شماره همراه اول است. خط باید فعال باشد و به نام همان شخص باشد. یک میلیون تومان هزینه ثبت‌نام داریم که مربوط به دستمزد خودمان است. ما شما را به عنوان یک کسب‌وکار معرفی می‌کنیم، چون اینترنت پرو به کسب‌وکارها داده می‌شود.»

    او در ادامه توضیح می‌دهد که پس از ثبت اطلاعات، ظرف چند روز پیامک فعال‌سازی از اپراتور ارسال می‌شود: «بین سه تا هفت روز پیامک فعال‌سازی می‌آید. بعد از آن داخل پیامک یک لینک پرداخت هست.

    حدود دو میلیون و صد هزار تومان به همراه اول پرداخت می‌کنید و اینترنت پرو فعال می‌شود.» طبق توضیحات او، بسته اولیه شامل ۵۰ گیگابایت اینترنت با اعتبار یکساله است و پس از پایان آن، تمدید هر گیگابایت حدود ۴۰ هزار تومان هزینه دارد. فروشنده تاکید می‌کند: فرآیند معرفی کاربران به عنوان «کسب‌وکار» توسط خودشان انجام می‌شود، زیرا آنها با  اپراتور  در ارتباط هستند. به عبارت دیگر، واسطه‌هایی در حال شکل‌ دادن به شبکه‌ای هستند که از طریق آن افراد عادی می‌توانند با پرداخت پول، به دسترسی‌ای برسند که در اصل برای کسب‌وکارها تعریف شده است. وقتی از او درباره اپراتور دیگر پرسیده می‌شود، پاسخ می‌دهد: «ایرانسل هم هست، ولی یک میلیون تومان گران‌تر است، چون ثبت‌نامش سخت‌تر است.»

    بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد قیمت ثبت‌نام اینترنت پرو در بازار سیاه طی ماه‌های اخیر نوسان قابل‌توجهی یافته است. در ابتدای شکل‌گیری این بازار، برخی واسطه‌ها برای ثبت‌نام ارقام ۷ تا ۸ میلیون تومان دریافت می‌کردند، اما با گسترش عرضه و افزایش تعداد واسطه‌ها، قیمت‌ها کاهش یافته و اکنون در بسیاری از موارد بین ۳ تا ۴ میلیون تومان است.

    این کاهش قیمت نشانه ساده‌ای از یک واقعیت بزرگ‌تر است؛ بازار شکل گرفته و رقابت در آن آغاز شده است، دقیقا مانند فیلترشکن‌‌فروش‌ها. در بازار موبایل تهران حتی مواردی دیده می‌شود که فروشندگان به‌طور غیررسمی خدمات ثبت‌نام اینترنت پرو را نیز پیشنهاد می‌دهند. مشتری برای رجیستری گوشی مراجعه می‌کند، اما در میانه صحبت‌ها پیشنهادی دیگر مطرح می‌شود: «اگر بخواهید اینترنت پرو هم می‌توانیم فعال کنیم.» در برخی فروشگاه‌ها حتی استندهایی برای معرفی اینترنت بدون فیلتر دیده شده است؛ نشانه‌ای از اینکه این بازار دیگر کاملا پنهان نیست.

    آنچه امروز به شکل بازار سیاه اینترنت پرو دیده می‌شود، ریشه در سیاستی دارد که در ابتدا با هدفی متفاوت معرفی شد. ایده اولیه اینترنت پرو به زمانی بازمی‌گردد که محدودیت‌ها و قطعی‌های اینترنت، فعالیت بسیاری از کسب‌وکارهای آنلاین را مختل کرده بود. سیاستگذاران اعلام کردند برای جلوگیری از خسارت به اقتصاد دیجیتال، دسترسی پایدارتری برای برخی کسب‌وکارها فراهم می‌شود. در این چارچوب، اینترنتی با دسترسی گسترده‌تر به سرویس‌های بین‌المللی برای گروه‌هایی مشخص در نظر گرفته شد، اما فاصله میان هدف اعلامی و آنچه در عمل رخ داد، بسیار زیاد است، زیرا این هدف از پایه غلط بود و نتیجه مستقیم آن تبعیض دیجیتال در لایه‌های مختلف بود. درنتیجه به جای آنکه کیفیت اینترنت برای همه کاربران بهبود یابد، مدلی مبتنی بر تفکیک دسترسی شکل گرفت؛ مدلی که مشخصا عرصه دیجیتال را هم طبقاتی کرد، قبل‌تر معلم دانشگاه و پزشک و خبرنگار و حالا فروشندگان و صاحب کسب‌وکار و درنهایت هر شهروندی که پول بیشتری داشته باشد. در این مدل، کاربران به چند سطح مختلف تقسیم می‌شوند؛ کاربران عادی با دسترسی محدود و در حال حاضر مسدود و گروه‌هایی خاص با دسترسی گسترده‌تر.

    اینترنت به مثابه کالا

    در این شرایط بسیاری از اقشار و گروه‌های اجتماعی، اینترنت پرو را پذیرفتند و بسیاری از گروه‌ها و اصناف تن به این تبعیض دیجیتال ندادند. به عنوان مثال انجمن فین‌تک ایران در بیانیه‌ای اعلام کرده است که اینترنت طبقاتی نه‌تنها مشکلات اقتصاد دیجیتال را حل نمی‌کند، بلکه شکاف در دسترسی به منابع دیجیتال را عمیق‌تر می‌کند. در این بیانیه تاکید شده است که دسترسی گزینشی به اینترنت می‌تواند آسیب به اکوسیستم نوآوری، افزایش مهاجرت نخبگان و تضعیف امنیت زیرساخت‌ها منجر شود. از نگاه این انجمن، راه‌حل مشکلات اینترنت نه ایجاد دسترسی ویژه برای گروهی خاص، بلکه ارتقای کیفیت شبکه برای همه کاربران است. همچنین سازمان نظام پرستاری و چند صنف دیگر اعلام کردند که مخالف اینترنت طبقاتی به هر شکلی هستند.

    در حالی که انتقادها نسبت به ایده اینترنت طبقاتی رو به افزایش است، برخی مقام‌های دولتی تلاش کرده‌اند اینترنت پرو را تصمیمی موقت و محدود معرفی کنند. سیدمهدی طباطبایی، معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رییس‌جمهوری اعلام کرده است که رییس‌جمهوری ماموریتی ویژه به محمدرضا عارف داده تا وضعیت فعلی اینترنت را ساماندهی کند. او همچنین تاکید کرده که طرح اینترنت پرو تنها راهکاری محدود برای حمایت از برخی کسب‌وکارها در شرایط فعلی بوده و قرار نیست به مدلی فراگیر برای دسترسی به اینترنت تبدیل شود. اما این توضیحات درحالی مطرح می‌شود که ۱۶۸۰ ساعت از قطعی اینترنت در کشور می‌گذرد و میلیون‌ها شهروند پشت دیوارهای آهنین شبکه ملی اطلاعات گیر افتاده‌اند. سیاست‌هایی مانند اینترنت پرو نه‌تنها مساله اصلی را حل نمی‌کند، بلکه به شکل‌گیری رانت و بازارهای غیررسمی دامن می‌زند؛ بازاری که نشانه‌های آن حالا از کانال‌های فروش در پیام‌رسان‌ها تا برخی فروشگاه‌های بازار موبایل و سایر مراکز خرید دیده می‌شود.

    گسترش بازار سیاه اینترنت پرو اخیرا واکنش نهادهای قضایی را نیز به همراه داشته است. رییس قوه قضاییه با اشاره به ابهامات موجود درباره نحوه تخصیص این اینترنت، خواستار بررسی این موضوع شده است. او تاکید کرده مشخص نیست این دسترسی‌ها دقیقا دراختیار چه کسانی قرار گرفته است. در همین حال گزارش‌هایی نیز منتشر شده که براساس آن مدیرعامل یکی از اپراتورهای تلفن همراه برای ارایه توضیح درباره اینترنت پرو به سازمان بازرسی احضار شده، اما نتیجه آن اعلام نشده است.

    براساس این گزارش‌ها، ارایه اینترنت پرو با قیمت بالای آن ازجمله محورهای بررسی است. البته اخیرا رسول قنبری، پژوهشگر اقتصاد نوآوری در گفت‌وگویی با دیجیاتو درخصوص اینترنت پرو گفت که این طرح بیش از آنکه ریشه در ملاحظات امنیتی داشته باشد، نشانه تغییر جهت سیاستگذاری در حوزه اینترنت است؛ تغییری که می‌تواند به افزایش تدریجی قیمت اینترنت و مدیریت هزینه‌های زیرساختی منجر شود. به گفته قنبری، در سال‌های اخیر قیمت اینترنت تقریبا ثابت مانده، درحالی که هزینه تجهیزات، نگهداری شبکه و تامین ارز به ‌شدت افزایش یافته است.

    از نظر او در چنین شرایطی دولت ناگزیر به اصلاح قیمت‌هاست، اما اینترنت پرو می‌تواند به نوعی پیش‌زمینه این تغییر باشد؛ مدلی که ابتدا با ارایه دسترسی بهتر به گروهی محدود آغاز می‌شود و در ادامه ممکن است به افزایش عمومی قیمت‌ها بینجامد. با این حال او تاکید می‌کند: اگر قرار است قیمت اینترنت افزایش پیدا کند، این موضوع باید به‌ صورت شفاف اعلام شود. اگر صحبت‌های قنبری را مدنظر قرار دهیم، باز هم ارایه این نوع اینترنت به عده‌ای خاص و با هزینه بیشتری هیچ توجیه قانونی و اخلاقی ندارد. البته برخی نمایندگان مجلس نیز نسبت به این سیاست انتقاد کرده‌اند. فرید موسوی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در یکی از نشست‌های تخصصی با طرح پرسشی ساده گفت: اگر اینترنت به دلایل امنیتی محدود شده، چگونه پرداخت چند میلیون تومان برای اینترنت پرو این نگرانی امنیتی را برطرف می‌کند؟ او تاکید می‌کند: «کسی که قصد فعالیت ضدامنیتی داشته باشد، برای پرداخت چند صد هزار تومان یا چند میلیون تومان مشکل ندارد.» این پرسش در واقع به تناقضی اشاره می‌کند که بسیاری از کاربران نیز آن را مطرح می‌کنند؛ اگر اینترنت برای امنیت محدود شده، چرا همان اینترنت با پرداخت پول قابل دسترسی است؟

    اینترنت به عنوان امتیاز

    یکی از پیامدهای مهم این روند، تغییر جایگاه اینترنت در جامعه است. اینترنت به عنوان یک زیرساخت عمومی و حق پایه شهروندان شناخته می‌شود، اما در شرایط فعلی ایران، اینترنت در حال تبدیل شدن به امتیازی قابل خرید و فروش است. افرادی که توان پرداخت هزینه‌های چند میلیونی دارند، به اینترنتی متفاوت دسترسی پیدا می‌کنند و دیگران باید با اینترنت محدودتر زندگی کنند. در نتیجه شکافی دیجیتال در حال شکل‌گیری است که می‌تواند پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گسترده‌ای داشته باشد.

    در چنین وضعیتی دولت اعلام کرده اینترنت پرو راهکاری موقت برای شرایط خاص است و هدف آن کمک به کسب‌وکارها بوده است و معاون ارتباطات دفتر رییس‌جمهوری نیز تاکید کرده که این طرح در شرایط عادی معنایی ندارد و با بازگشت شرایط به حالت عادی وضعیت اینترنت بهتر خواهد شد. با این حال پرسش اصلی همچنان پابرجاست. این «شرایط عادی» را چه کسی یا چه کسانی تعیین می‌کنند که عده‌ای اینترنت داشته باشند و عده‌ای نه؟ اگر این دسترسی‌ها قرار است محدود و کنترل‌ شده باشد، چرا اکنون به کالایی تبدیل شده که در بازار آزاد خرید و فروش می‌شود؟ آیا دولت یا بهتر است بگوییم حاکمیت از این خرید و فروش بی‌خبر است؟ آنچه امروز در بازار سیاه اینترنت پرو دیده می‌شود، تنها یک تخلف کوچک یا چند واسطه سودجو نیست، این پدیده نشانه تغییری عمیق‌تر در ساختار دسترسی به اینترنت در ایران است.

    وقتی سیاستی به جای حل مساله، زمینه ایجاد رانت و بازار سیاه را فراهم می‌کند، نتیجه چیزی شبیه وضعیتی است که اکنون شکل گرفته است؛ اینترنتی که قرار بود زیرساخت اقتصاد دیجیتال باشد، حالا در برخی مغازه‌ها به خدمت چند دقیقه‌ای تبدیل شده که برای استفاده از آن باید چند صد هزار تومان پرداخت کرد و در لایه‌ای بالاتر، دسترسی به اینترنت جهانی به کالایی چند میلیون تومانی تبدیل شده است. در‌نهایت اما پرسشی اساسی همچنان بی‌پاسخ مانده است. در شرایطی که برخی چهره‌ها مانند روح‌الله مومن‌نسب، دبیر ستاد امر به معروف استان تهران، صراحتا از تدوین و اجرای «نظام حقوقی جدید برای اینترنت» سخن می‌گویند و تاکید می‌کنند فضای مجازی نباید به وضعیت گذشته بازگردد، ابهام اصلی جای دیگری است؛ آینده دسترسی به اینترنت در ایران قرار است چگونه تعریف شود؟ آیا اینترنت همچنان به عنوان یک زیرساخت عمومی و حق پایه برای همه شهروندان باقی می‌ماند یا در مسیر تازه‌ای قرار گرفته که در آن دسترسی آزاد و باکیفیت به اینترنت به امتیازی محدود و قابل خرید تبدیل می‌شود؛ امتیازی که تنها گروهی خاص توان پرداخت هزینه آن را دارند؟ در میان این آشفتگی اما یک ابهام بزرگ‌تر وجود دارد؛ معلوم نیست دقیقا چه نهادی باید پاسخگوی وضعیت فعلی اینترنت باشد. وزارت ارتباطات بارها اعلام کرده تصمیم‌گیری درباره محدودیت‌ها دراختیار این وزارتخانه نیست.

    ازسوی دیگر، رییس‌جمهوری نیز در مقاطع مختلف از وضعیت اینترنت و نارضایتی گسترده کاربران سخن گفته و وعده پیگیری داده است. در چنین شرایطی عملا مسیر مطالبه‌گری هم مبهم شده است؛ نهادی مانند شورای عالی فضای مجازی و شعام که اختیار کامل دارد، کمتر درباره تصمیم‌هایش توضیح می‌دهد و نهادهایی که در معرض پرسش افکار عمومی قرار دارند، می‌گویند تصمیم‌گیر اصلی نیستند، اما در نهایت شهروندان می‌مانند با حقی از دست رفته.

  • روزگار تلخ روستاییان / نه اوضاع کشاورزی و باغداری خوب است نه دامداری!

    روزگار تلخ روستاییان / نه اوضاع کشاورزی و باغداری خوب است نه دامداری!

    به گزارش اقتصادران، از کشاورز و باغدار تا مرغدار و دامدار می‌گویند‌ چرخ زندگی در دوره جنگ، سخت‌تر از همیشه می‌چرخد و جهش قیمت مواد اولیه بسیاری از روستاییان را بیکار کرده است؛ روستاییانی که سوگوار درختان خشک‌شده باغ‌هایشان هستند یا مزارع متروکه که دیگر حتی «به اجاره نمی‌رود‌». آنها از شب‌های سرد می‌گویند که تا صبح کنار درختان آتش برپا کرده‌اند تا سرما به شکوفه‌ها نرسد و از مرغداری‌های کوچکی که امسال جوجه‌ریزی نشده‌اند یا گوساله‌های کوچکی که به کشتارگاه‌ها روانه کرده‌اند.

     خاک فقیر و کود گران​

    به گزارش روزنامه شرق، عزیزاله محمدی قرار بود بهار امسال مزرعه کوچک پنج هکتاری خود را در روستای فارسیان گالیکش زیر کشت دانه روغنی کلزا ببرد، اما قیمت نهاده‌های کشاورزی آن‌قدر کمرشکن شده‌‌ که بی‌خیال کاشت دانه‌های روغنی شود و مزرعه را برای اجاره آگهی کند. با‌این‌حال، مستأجر هم نیست و مزرعه به حال خود رها شده است. امسال قیمت هر کیسه ۵۰‌کیلوگرمی کود سوپرفسفات تریپل که سال گذشته فقط حدود ۳۰۰ هزار تومان بود، به کیسه‌ای هفت میلیون تومان رسیده و به عبارتی حدود ۲۳ برابر شده است. هر کیسه ۵۰کیلوگرمی کود سولفات پتاسیم که نزدیک به ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان قیمت داشت، به کیسه‌ای شش‌میلیون‌و ۸۰۰ هزار تومان افزایش قیمت داده و بهای آن بیشتر از ۱۱ برابر شده است و کود فسفات از حدود ۳۰۰ هزار تومان به سه‌میلیون‌و ۳۶۰ هزار تومان افزایش نرخ داده و قیمت کود فسفات ۲۵ درصد هم به کیسه‌ای بیشتر از پنج میلیون تومان صعود کرده است. قیمت کلروپتاسیم گرانوله هم که سال گذشته ۹۵۰ هزار تومان بود، به چهار‌میلیون‌و ۶۰۰ هزار تومان رسیده است.

    به گفته کشاورزان، سهم کود در بهای تمام‌شده محصولات کشاورزی درخور توجه است و درباره برخی گیاهان علفی مانند گندم، هزینه کود تا ۷۰ درصد قیمت تمام‌شده محصول کشاورزی را تشکیل می‌دهد. دولت امسال یارانه کود شیمیایی را حذف کرده ‌و در ازای آن قیمت تضمینی خرید محصولات کشاورزی را افزایش داده است، اما کشاورزان می‌گویند‌ تنها بخشی از محصولات کشاورزی مشمول خرید تضمینی می‌شوند و گذشته از این با جهش چشمگیر قیمت انواع کود و نهاده‌های کشاورزی و تورم صعودی که بنا بر گزارش مرکز آمار ایران تا ۷۰ درصد رسیده است، این معامله دولت با کشاورزان زیان‌ده بوده و بس. موضوعی که البته مورد انتقاد کارشناسان کشاورزی و نمایندگان مجلس نیز بوده است.

    منتقدان می‌گویند ‌دولت در وضعیت جنگی، ریزش مداوم ارزش ریال و تورم فزاینده نباید یارانه‌های بخش کشاورزی را حذف می‌کرد. کشاورزان در ادامه از کمبود کود شیمیایی در بازار خبر می‌دهند و می‌گویند ‌پیدا‌کردن کود در بازار دشوارتر از همیشه است. داود صانعی، باغدار انار اهل ساوه، امسال ناچار شده است کود کمپوست برای باغ خود تهیه کند و علی محمدی، باغدار پسته در بوئین‌زهرا، می‌گوید ‌کود گیاهی برای درختان باغ تهیه کرده ولی فرسایش شدید و فقر خاک در ایران سبب می‌شود ‌کودهایی غیر از کودهای شیمیایی جواب‌گو نباشد و از آنجا که خاک ماده مغذی کافی ندارد، باردهی درختان به‌شدت کم شود و درآمد باغداران کاهشی باشد.

    باغداران نگران آفت

    وضعیت در بازار سموم کشاورزی نیز چندان تعریفی ندارد و کشاورزان می‌گویند ‌از زمستان سال گذشته قیمت سموم کشاورزی مدام در حال رشد بوده، به‌طوری که میانگین بهای سم از زمستان تاکنون حدود دو برابر شده است. آنها از وفور سموم تقلبی می‌گویند؛ سمومی که کارایی لازم را ندارد و مصرف سم کشاورزی را افزایش داده و هزینه سنگین‌تری روی دست کشاورزان می‌گذارد.

    آنها توضیح می‌دهند که اگر کشاورز سم باکیفیت استفاده نکند، آفت‌ها بین ۳۰ تا ۳۵ درصد محصولات را از بین می‌برند. بر‌اساس گزارش انجمن صنایع تولیدکنندگان سموم، حدود ۵۰ تا ۷۰ درصد سم مورد نیاز بازار کشور از طریق تولید داخلی تأمین می‌شود و مابقی سموم از خارج از کشور و به‌ویژه هند و چین وارد می‌شود. همچنین چیزی نزدیک به دو تا پنج درصد سموم وارداتی از اروپا وارد می‌شد، اما نکته اینجاست که ماده اولیه سموم تولید داخل هم وارداتی است و به صورت عمده از چین وارد می‌شود. تولیدکنندگان سموم می‌گویند ‌هزینه تولید افزایش داشته‌ و همین موضوع سبب شده است که قیمت سم با شیب تندی صعودی شود.

    کشاورزان در ادامه گزارش‌هایی از گران‌شدن بذر و نهال و دستمزد کارگران مزارع می‌دهند و می‌گویند که با «بزخری» محصولات کشاورزی از سمت دلال‌ها، عملا کشاورزی دیگر صرفه اقتصادی ندارد.

    آب‌رفتن سهمیه سوخت کشاورزان

    ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود و دولت زمزمه کاهش سهمیه سوخت ماشین‌آلات کشاورزی را سر داده است؛ آن‌هم در شرایطی که عمده ماشین‌آلات کشاورزی در ایران فرسوده بوده و سوخت بیشتری مصرف می‌کنند و کشاورزان قدرت نوسازی این ماشین‌آلات را ندارند.

    محمدجواد عسکری، رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس، اعلام کرده‌ است فقط بین چهار تا ۱۰ درصد مصرف سوخت کشور به ماشین‌آلات کشاورزی اختصاص دارد، اما دولت سهمیه سوخت کشاورزان را امسال حدود ۳۰ درصد کاهش داده است. به گفته عسکری، سهمیه سوخت کشاورزی سال گذشته حدود سه میلیارد لیتر بود که امسال به دو‌میلیارد‌و ۳۸ میلیون لیتر کاهش داشته است و حالا کشاورزان ناچار هستند بخش درخور توجهی از سوخت مورد نیاز خود را به صورت آزاد تهیه کنند.

    این اتفاقات البته‌ سوای ماجرای بحران آب است که کشاورزان ایرانی سال‌هاست با آن دست و پنجه نرم می‌کنند و شمار زیادی از روستاییان را ناچار به ترک روستاها ‌و ‌حاشیه‌نشینی در نزدیکی کلان‌شهرها‌ کرده است.

    جوجه‌ریزی تعطیل؛ دامداران در کشتارگاه

    مرغداران و دامداران هم از کمبود و افزایش قیمت خوراک دام و طیور گزارش می‌دهند و می‌گویند‌ برخی مرغداران کوچک امسال از جوجه‌ریزی صرف‌نظر کرده‌اند. دامداران توضیح می‌دهند که چیزی نزدیک به ۶۰ تا ۷۰ درصد هزینه تولید گوشت مربوط به هزینه خوراک دام است و از آنجا که امسال هزینه خوراک دام افزایش شایان توجهی داشته است، بسیاری از دامداری‌های کوچک توان تأمین هزینه‌های خود را نداشته‌اند و به دنبال فروش گوساله‌های تازه متولد‌شده هستند.

    آنها می‌گویند ‌دامداران حتی گاوهای شیری را روانه کشتارگاه کرده‌اند؛ چرا‌که هزینه نگهداری دام بالا رفته ‌و مصرف لبنیات و گوشت به دلیل صعود چشمگیر قیمت‌ها کاهش داشته است و به گفته آنها دیگر «بازار نیست‌». آنها توضیح می‌دهند هر کیلوگرم ذرت که با ارز ترجیحی‌، ۱۱‌هزار‌و ۳۰۰ تومان بود، بعد از آزادسازی ارزی به ۴۲ هزار تومان رسید و سپس به دلیل نوسانات ارزی به ۵۵ هزار تومان رسیده و هر کیلوگرم سویا که پیش از حذف ارز ترجیحی، ۲۱‌هزار‌و ۳۰۰ تومان بود، با حذف ارز به هر کیلو ۸۵‌هزار‌و ۸۰۰ تومان و سپس به ۱۲۰ هزار تومان رسید.

    آنها تأکید می‌کنند که با تداوم جنگ، وضعیت واردات خوراک دام و طیور در ابهام است و همین مسئله موجب شده ‌تولیدکنندگان بزرگ که قدرت خرید بیشتری دارند، خوراک دام بیشتری دپو کنند، اما تولیدکنندگان کوچک روستایی از این غائله جا بمانند و توان نگهداری دام و ماکیان خود را نداشته باشند.

  • «نابرابری» زیر سایه تورم

    «نابرابری» زیر سایه تورم

    به  گزارش اقتصادران، تازه‌ترین داده‌های مرکز آمار ایران درباره ضریب جینی‌که در اواسط اردیبهشت‌ماه منتشر شده است، فاصله هزینه‌ای دهک‌ها و ترکیب هزینه‌های خانوار نشان می‌دهد نابرابری اقتصادی در کشور به تدریج در حال تشدید است و بخش بزرگی از خانوارها برای تأمین هزینه‌های اولیه زندگی با دشواری بیشتری مواجه شده‌اند.

    به گزارش اعتماد، ضریب جینی که یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سنجش نابرابری درآمدی محسوب می‌شود، در سال ۱۴۰۳ به حدود ۳۸۷۰ % رسیده؛ رقمی که نسبت به سال‌های ابتدایی دهه ۱۳۹۰ افزایش یافته و بیانگر بزرگ‌تر شدن فاصله میان گروه‌های پردرآمد و کم‌درآمد است. هرچند تغییرات این شاخص در ظاهر اندک به نظر می‌رسد، اما در ادبیات اقتصادی حتی افزایش چندصدمی نیز نشانه جابه‌جایی بخشی از ثروت و درآمد به سمت طبقات برخوردار تلقی می‌شود.

    تورم؛ موتور اصلی نابرابری

    بررسی روند تحولات اقتصادی نشان می‌دهد از میانه دهه ۱۳۹۰ و همزمان با بازگشت تحریم‌ها، جهش نرخ ارز و افزایش تورم، روند نابرابری نیز شدت گرفته است. رشد مداوم قیمت کالاهای اساسی، اجاره‌بهاء، خدمات درمانی و آموزش بیشترین فشار را بر دهک‌های پایین وارد کرده؛ در حالی که صاحبان دارایی‌هایی مانند؛ مسکن، ارز، طلا و سهام توانسته‌اند بخشی از آثار تورم را جبران کنند یا حتی از آن سود ببرند.

    در سال‌های ابتدایی دهه ۱۳۹۰ اجرای سیاست‌های حمایتی و پرداخت یارانه‌های نقدی تا حدی موجب کنترل فاصله درآمدی شده بود و ضریب جینی در برخی سال‌ها کاهشی بود. اما تداوم تورم و کاهش ارزش واقعی یارانه‌ها باعث شد این اثر به مرور از بین برود و شکاف درآمدی دوباره افزایش پیدا کند.

    شکاف شهری بیشتر از روستا

    داده‌های مرکز آمار نشان می‌دهد نابرابری درآمدی در شهرها بیشتر از روستاهاست. در سال ۱۴۰۳ ضریب جینی در مناطق شهری حدود ۰.۳۶۸۹ درصد و در مناطق روستایی حدود ۰.۳۵۳۲درصد ثبت شده است. این تفاوت نشان می‌دهد شکاف طبقاتی در کلان‌شهرها عمیق‌تر شده و تمرکز سرمایه و دارایی در شهرها سرعت بیشتری گرفته است.

    اقتصاد شهری بیش از گذشته تحت تأثیر بازار دارایی‌ها قرار دارد. افزایش قیمت مسکن و رشد سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی موجب شده بخشی از جامعه از رشد تورم منتفع شود، اما خانوارهایی که تنها متکی به درآمد ثابت یا دستمزد هستند، با افت شدید قدرت خرید مواجه شوند.

    هرچند سطح درآمد در روستاها پایین‌تر است، اما توزیع درآمد در این مناطق متوازن‌تر باقی مانده بود. با این حال روند افزایشی ضریب جینی روستایی در سال‌های اخیر نشان می‌دهد فشار اقتصادی اکنون به مناطق روستایی نیز سرایت کرده و شکاف طبقاتی در این بخش هم در حال گسترش است.

    فاصله هزینه‌ای دهک‌ها چقدر است؟

    یکی دیگر از شاخص‌های مهم نابرابری، نسبت هزینه دهک‌های پردرآمد به دهک‌های کم‌درآمد است. بر اساس داده‌های منتشرشده، در سال ۱۴۰۳ ده درصد پردرآمدترین جامعه بیش از ۱۳ برابر ده‌درصد کم‌درآمدترین هزینه کرده‌اند. این نسبت در سال ۱۳۹۷ حتی به حدود ۱۴.۵ برابر نیز رسیده بود که یکی از بالاترین سطوح شکاف هزینه‌ای در سال‌های اخیر محسوب می‌شود.

    این ارقام نشان می‌دهد بخش بزرگی از خانوارهای کم‌درآمد عملا توان تأمین بسیاری از نیازهای رفاهی و حتی بخشی از نیازهای ضروری خود را از دست داده‌اند. در مقابل، دهک‌های بالاتر نه‌تنها قدرت خرید بیشتری دارند، بلکه به دلیل دسترسی به دارایی و سرمایه، امکان حفظ ارزش ثروت خود را نیز پیدا کرده‌اند.

    همچنین نسبت هزینه بیست درصد پردرآمدترین به بیست درصد کم‌درآمدترین جامعه در سال ۱۴۰۳ حدود ۷.۶ برابر ثبت شده است. این شاخص‌ها نشان می‌دهد نابرابری صرفا محدود به گروه‌های بسیار فقیر و بسیار ثروتمند نیست، بلکه در کل ساختار اقتصادی کشور فاصله قابل توجهی میان طبقات وجود دارد.

    تغییر الگوی مصرف خانوارها

    آمارهای مربوط به هزینه‌های غیرخوراکی خانوارهای شهری نیز تصویر روشنی از فشار اقتصادی ارایه می‌دهد. در سال‌های اخیر سهم هزینه‌های ضروری مانند مسکن و درمان به‌شدت افزایش یافته و در مقابل، سهم هزینه‌های فرهنگی و تفریحی کاهش پیدا کرده است. بر اساس این داده‌ها، هزینه مسکن همچنان مهم‌ترین عامل فشار بر بودجه خانوار است.

    سهم مسکن از کل هزینه‌های غیرخوراکی نیز از حدود ۳۳‌درصد به نزدیک ۴۰ درصد افزایش یافته است. در بخش درمان نیز هزینه‌ها رشد چشمگیری داشته و بسیاری از خانوارها ناچارند بخش بیشتری از درآمد خود را صرف خدمات سلامت کنند. افزایش هزینه‌های دارو، خدمات پزشکی و کاهش پوشش بیمه‌ای باعث شده فشار مضاعفی بر دهک‌های پایین وارد شود.

    از سوی دیگر، سهم هزینه‌های فرهنگی و تفریحی کاهش یافته است. خانوارها در شرایط تورمی معمولا ابتدا هزینه‌های غیرضروری را حذف می‌کنند تا بتوانند مخارج اصلی مانند اجاره، خوراک و درمان را تأمین کنند. کاهش هزینه برای آموزش، فرهنگ و تفریح در بلندمدت می‌تواند پیامدهای اجتماعی و حتی آموزشی گسترده‌ای به همراه داشته باشد.

    پیامدهای اجتماعی نابرابری

    اقتصاددانان معتقدند؛ افزایش نابرابری تنها یک مساله اقتصادی نیست، بلکه آثار اجتماعی گسترده‌ای نیز دارد. تشدید شکاف طبقاتی می‌تواند به کاهش امید اجتماعی، افت اعتماد عمومی، افزایش احساس تبعیض و کاهش تحرک اجتماعی منجر شود. زمانی که بخش بزرگی از جامعه بخش عمده درآمد خود را صرف هزینه‌های اولیه زندگی می‌کند، امکان پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و ارتقای کیفیت زندگی کاهش می‌یابد. این مساله نه‌تنها رفاه خانوارها را محدود می‌کند، بلکه در نهایت بر رشد اقتصادی کشور نیز اثر منفی می‌گذارد، زیرا کاهش قدرت خرید خانوارها به افت تقاضای مصرفی منجر می‌شود.

    راهکارهای کاهش نابرابری

    کارشناسان اقتصادی معتقدند؛ مهار تورم مهم‌ترین ابزار کنترل نابرابری است. تا زمانی که تورم بالا ادامه داشته باشد، شکاف درآمدی نیز عمیق‌تر خواهد شد. در کنار آن، اصلاح نظام مالیاتی و اخذ مالیات از دارایی‌های غیرمولد مانند زمین، مسکن و فعالیت‌های سوداگرانه می‌تواند بخشی از نابرابری را کاهش دهد.

    همچنین توسعه اشتغال پایدار، تقویت نظام تأمین اجتماعی، افزایش دسترسی دهک‌های پایین به آموزش و خدمات درمانی و حمایت هدفمند از اقشار کم‌درآمد از جمله اقداماتی است که می‌تواند در بلندمدت به بهبود عدالت اقتصادی کمک کند. در مجموع، داده‌های رسمی نشان می‌دهد اقتصاد ایران همچنان با چالش جدی توزیع درآمد و افزایش هزینه‌های زندگی مواجه است.

    ادامه روند فعلی می‌تواند شکاف طبقاتی را عمیق‌تر کند و فشار بیشتری بر طبقات متوسط و کم‌درآمد وارد سازد؛ موضوعی که بدون اصلاحات ساختاری و ایجاد ثبات اقتصادی، چشم‌انداز روشنی برای کاهش آن دیده نمی‌شود.

    نبود سازوکارهای بازتوزیع ثروت 

    وحید شقاقی‌شهری، اقتصاددان، با اشاره به روند ضریب جینی در ایران تاکید می‌کند که شکاف طبقاتی در سال‌های اخیر نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه تحت تاثیر تورم مزمن، ضعف سیاست‌های بازتوزیعی و کوچک شدن طبقه متوسط عمیق‌تر شده است. به گفته او، ضریب جینی ایران در اوایل دهه ۹۰ به دلیل اجرای سیاست‌هایی مانند یارانه‌ها، سهام عدالت و مسکن مهر تا محدوده ۰.۳۶ کاهش یافت، اما از سال ۱۳۹۷ به بعد همزمان با تشدید تورم و تحریم‌ها دوباره به محدوده ۰.۳۸۷ تا ۰.۴ رسید؛ موضوعی که نشان‌دهنده تداوم نابرابری درآمدی در اقتصاد ایران است.

    او می‌گوید سهم طبقه متوسط که در ابتدای دهه ۹۰ حدود ۶۵ تا ۷۰ درصد بود، در پایان دهه به کمتر از ۵۰ درصد سقوط کرده و این روند بیانگر تضعیف شدید دهک‌های میانی جامعه است. شقاقی‌شهری معتقد است حتی کاهش مقطعی ضریب جینی در برخی سال‌ها نیز به معنای بهبود واقعی رفاه طبقات پایین نبوده، زیرا بازتوزیع پایدار ثروت در اقتصاد ایران رخ نداده است.

    این اقتصاددان تورم را مهم‌ترین عامل تشدید شکاف طبقاتی می‌داند و توضیح می‌دهد که در اقتصادهای تورمی، فشار اصلی بر دوش دهک‌های پایین قرار می‌گیرد؛ چراکه خانوارهای کم‌درآمد بخش عمده درآمد خود را صرف کالاهای اساسی مانند خوراک، مسکن، درمان و حمل‌ونقل می‌کنند و افزایش قیمت این اقلام، قدرت خرید آنها را به‌شدت کاهش می‌دهد.

    او همچنین تاکید می‌کند تورم به نفع صاحبان دارایی و به زیان حقوق‌بگیران عمل می‌کند. به گفته شقاقی‌شهری، افرادی که به مسکن، زمین، ارز، طلا یا سهام دسترسی دارند، می‌توانند ارزش دارایی خود را حفظ کنند، اما خانوارهایی که تنها متکی به درآمد ماهانه هستند، با کاهش مستمر رفاه مواجه می‌شوند. علاوه بر این، عقب‌ماندن دستمزدها از تورم موجب فرسایش دستمزد واقعی کارگران، بازنشستگان و کارمندان شده و فاصله طبقاتی را بیشتر کرده است.

    شقاقی‌شهری ضعف نظام بازتوزیع ثروت را نیز یکی دیگر از دلایل اصلی تداوم نابرابری می‌داند. او می‌گوید در ایران مالیات‌ستانی از ثروت، دارایی و فعالیت‌های سوداگرانه بسیار ضعیف است و در مقابل فشار مالیاتی بیشتر بر بخش‌های مولد و رسمی اقتصاد وارد می‌شود. همچنین بخش بزرگی از یارانه‌ها به‌صورت غیرهدفمند توزیع می‌شود و به همین دلیل، اثر حمایتی لازم برای دهک‌های پایین را ندارد.

    به اعتقاد او، اقتصاد ایران اکنون با «نابرابری ساختاری» روبه‌رو است؛ نابرابری‌ای که حاصل ترکیب تورم مزمن، رانت‌پذیری، ضعف سیاست‌های حمایتی، نابرابری در دسترسی به آموزش و مسکن و سهم بالای فعالیت‌های غیرمولد در اقتصاد است. او هشدار می‌دهد در شرایط رکود تورمی، دهک‌های میانی جامعه بیش از گذشته کوچک می‌شوند و بدون مهار تورم و اجرای سیاست‌های موثر مالیاتی و حمایتی، کاهش شکاف طبقاتی بسیار دشوار خواهد بود.

  • ناترازی بز‌رگ‌ «بنزین» در سایه جنگ

    ناترازی بز‌رگ‌ «بنزین» در سایه جنگ

    به گزارش اقتصادران، درحالی‌‌که دولت از آغاز مرحله تازه «مدیریت مصرف بنزین» از ابتدای خردادماه خبر داده، بار دیگر این پرسش کلیدی به صدر مباحث اقتصادی و انرژی بازگشته است: آیا می‌توان بدون افزایش قیمت بنزین، ناترازی فزاینده میان تولید و مصرف را مهار کرد؟

    به گزارش دنیای اقتصاد، موضع رسمی دولت تاکنون روشن بوده است؛ «افزایش قیمت بنزین در دستور کار نیست». با این حال، مجموعه سیاست‌های اخیر نشان می‌دهد سیاستگذار انرژی به‌تدریج به سمت نوعی «جیره‌بندی هوشمندانه» یا «مدیریت غیرقیمتی مصرف» حرکت می‌کند؛ رویکردی که به جای اعمال شوک قیمتی، از مسیر محدودسازی سهمیه‌ها، کاهش امکان ذخیره‌سازی و دشوارتر کردن دسترسی به بنزین یارانه‌ای، در پی کنترل رشد مصرف است.

    این سیاست در شرایطی دنبال می‌شود که ایران با یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های ناترازی بنزین در سال‌های اخیر روبه‌رو است؛ ناترازی‌ که هم از رشد مزمن مصرف ناشی می‌شود و هم تحت تاثیر عدم سرمایه‌گذاری در سال‌های قبل و هم آسیب‌های واردشده به بخشی از زیرساخت‌های انرژی در جریان جنگ اخیر، تشدید شده است.

    عبور از چالش قیمت به چالش تامین

    تا چند سال پیش، نگرانی اصلی دولت‌ها در حوزه بنزین، تبعات سیاسی و اجتماعی افزایش قیمت بود. اما اکنون مساله از سطح «قیمت» عبور کرده و به حوزه «امنیت تامین» رسیده است. اسماعیل سقاب‌اصفهانی، رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی، اعلام کرده مصرف روزانه بنزین کشور به حدود ۱۳۰‌میلیون لیتر رسیده؛ این در حالی است که ظرفیت تولید پیش از جنگ حدود ۱۱۵‌میلیون لیتر در روز بوده است.

    به این ترتیب، حتی پیش از آسیب‌های اخیر نیز کشور روزانه با حدود ۱۵‌میلیون لیتر کسری مواجه بوده؛ کسری‌ای که فعلا از مسیر واردات جبران می‌شود. اما تداوم واردات در شرایط محدودیت‌های ارزی، دشواری‌های لجستیک و نااطمینانی‌های ژئوپلیتیک، هزینه‌های سنگینی برای دولت ایجاد کرده است. از همین رو، تمرکز سیاستگذار بیش از گذشته بر مهار سمت تقاضا قرار گرفته است.

    تشدید مدیریت مصرف بدون گرانی

    اگرچه جزئیات رسمی فاز سوم اصلاح ساختاری مدیریت مصرف بنزین هنوز منتشر نشده، اما تجربه دو مرحله قبلی، مسیر احتمالی سیاستگذاری را تا حد زیادی روشن می‌کند. فاز نخست این طرح از ۲۲ آذر ۱۴۰۴ آغاز شد؛ زمانی که نظام سه‌نرخی بنزین به اجرا درآمد. بر اساس این مدل، ۶۰لیتر نخست با نرخ ۱۵۰۰تومان عرضه شد، اما امکان ذخیره‌سازی سهمیه از ۹ ماه به ۶ ماه کاهش یافت.

    همچنین ۱۰۰لیتر بنزین با نرخ ۳۰۰۰تومان در اختیار دارندگان کارت سوخت شخصی قرار گرفت و مصرف مازاد با نرخ آزاد ۵۰۰۰تومان محاسبه شد. در فاز دوم که از ابتدای سال ۱۴۰۵ اجرایی شد، سیاست محدودسازی شدت بیشتری گرفت. مدت ذخیره‌سازی بنزین ۱۵۰۰تومانی از ۶ماه به ۳ماه کاهش یافت و سقف ذخیره نیز به ۱۸۰لیتر محدود شد. افزون بر این، سهمیه بنزین ۳۰۰۰تومانی از ۱۰۰لیتر به ۷۰لیتر کاهش یافت و امکان ذخیره آن نیز حذف شد.

    اکنون بسیاری از کارشناسان بر این باورند که فاز سوم نیز بر همین محور استوار خواهد بود؛ کاهش تدریجی انعطاف مصرف، بدون ورود مستقیم به حوزه افزایش قیمت.

    جیره‌بندی نرم؛ مهندسی رفتار مصرف

    آنچه امروز در سیاست بنزینی دولت مشاهده می‌شود، نوعی تغییر رویکرد از «شوک قیمتی» به «مهندسی رفتاری مصرف» است. در این الگو، دولت تلاش می‌کند بدون تحمل هزینه سیاسی افزایش قیمت، رفتار مصرف‌کنندگان را تغییر دهد. سیدرضا حسینی، کارشناس حوزه انرژی، معتقد است سیاست‌های غیرقیمتی نظیر کاهش سقف سهمیه، محدودسازی زمان ذخیره‌سازی و سخت‌گیری بیشتر در مصرف، در کوتاه‌مدت می‌توانند بخشی از ناترازی روزانه بنزین را بدون تبعات سیاسی افزایش قیمت مهار کنند، اما اثر این سیاست‌ها عمدتا مدیریتی و موقتی است، نه ساختاری.

    به گفته او، تجربه سال‌های گذشته نشان داده این ابزارها معمولا از طریق کاهش مصرف‌های غیرضروری، محدودسازی مصرف پرمصرف‌ها و کنترل بخشی از تقاضا، صرفه‌جویی چند‌میلیون لیتری ایجاد می‌کنند، اما در بلندمدت، به‌دلیل رشد تعداد خودروها، فرسودگی ناوگان، ضعف حمل‌ونقل عمومی و تداوم شکاف قیمتی انرژی، قادر به حل پایدار ناترازی نیستند.

    حسینی تاکید می‌کند: «اگرچه جیره‌بندی هوشمند می‌تواند در مقطع فعلی جایگزینی کم‌هزینه‌تر از افزایش قیمت برای مدیریت کسری روزانه باشد، اما بدون اصلاح تدریجی قیمت نسبی انرژی، ارتقای بهره‌وری خودروها و توسعه حمل‌ونقل عمومی، صرفا زمان می‌خرد و مساله را به‌صورت ریشه‌ای حل نمی‌کند.»

    پالایشگاه‌های فراسرزمینی؛ راهکاری برای تامین پایدار؟

    در کنار سیاست‌های کنترلی، برخی تحلیلگران انرژی‌بر ضرورت توسعه پالایشگاه‌های فراسرزمینی تاکید دارند. مسعود دشتی‌درخشان، تحلیلگر مسائل انرژی، معتقد است ایران می‌تواند بخشی از نفت خام خود را در قالب همکاری با پالایشگاه‌های فراسرزمینی به فرآورده تبدیل و سپس محصولات پالایشی را وارد کشور کند.

    به گفته او، این مدل چند مزیت مهم دارد؛ نخست، تضمین صادرات نفت خام در شرایط محدودیت‌های بین‌المللی و دوم، تبدیل منابع مالی ایران در کشورهایی مانند چین به دارایی‌های پالایشی. دشتی‌درخشان می‌گوید بخشی از این پالایشگاه‌ها به‌صورت واحدهای دست‌دوم یا حتی پروژه‌های قابل دمونتاژ در بازار جهانی عرضه می‌شوند و امکان انتقال و نصب مجدد آنها در کشورهای مختلف وجود دارد. به اعتقاد او، استفاده از چنین ظرفیت‌هایی می‌تواند بخشی از فشار واردات بنزین را کاهش دهد.

    قاچاق سوخت و بازنگری در ذخیره سهمیه‌ها

    این تحلیلگر همچنین معتقد است یکی از ابزارهای موثر در کنترل مصرف و کاهش قاچاق، محدودسازی مدت نگهداری سهمیه‌هاست. او می‌گوید در حال حاضر بخشی از سهمیه‌های ذخیره‌شده عملا وارد چرخه غیررسمی فروش سوخت می‌شود و در نهایت مسیر قاچاق را تغذیه می‌کند.

    به گفته وی، کاهش دوره ذخیره‌سازی سهمیه‌ها (به‌گونه‌ای‌که سهمیه‌های استفاده‌نشده پس از یک یا دو ماه از بین بروند) می‌تواند موثرتر از کاهش مستقیم حجم سهمیه باشد. دشتی‌درخشان تاکید می‌کند که پایش هوشمند الگوی مصرف می‌تواند به تفکیک مصرف‌کنندگان واقعی از دارندگان کارت‌های غیرفعال کمک کند؛ موضوعی که از نگاه او، در کنترل قاچاق سازمان‌یافته سوخت نیز اهمیت دارد.

    آیا کاهش سهمیه واقعا مصرف را مهار می‌کند؟

    با وجود این، بسیاری از کارشناسان معتقدند سیاست‌های غیرقیمتی تنها می‌توانند در کوتاه‌مدت رشد مصرف را کند کنند. واقعیت آن است که بخش عمده مصرف بنزین در ایران، ریشه در ساختار ناکارآمد حمل‌ونقل، فرسودگی خودروها، ضعف ناوگان عمومی و الگوی توسعه شهری دارد؛ مسائلی که صرفا با کاهش چند لیتری سهمیه حل نمی‌شوند.

    از سوی دیگر، فاصله قابل‌توجه قیمت بنزین در ایران با کشورهای همسایه، همچنان انگیزه قاچاق را حفظ می‌کند. بنابراین حتی با سخت‌گیرانه‌تر شدن نظام سهمیه‌بندی، تا زمانی که شکاف قیمتی پابرجاست، فشار تقاضا به‌طور کامل از میان نخواهد رفت. تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده هر زمان دولت به سمت محدودسازی سهمیه حرکت کرده، مصرف برای مدتی کاهش یافته، اما پس از آن دوباره روند صعودی خود را از سر گرفته است.

    چرا دولت فعلا سراغ افزایش قیمت نمی‌رود؟

    پاسخ این پرسش را باید بیش از هر چیز در ملاحظات اجتماعی و معیشتی جست‌وجو کرد. محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور، به‌صراحت اعلام کرده که «حفظ معیشت مردم خط قرمز دولت» در تصمیم‌گیری‌های مرتبط با بنزین است. این موضع نشان می‌دهد دولت به‌خوبی از حساسیت اجتماعی موضوع آگاه است؛ به‌ویژه در شرایطی که اقتصاد کشور همچنان با تورم بالا، افت قدرت خرید و فشارهای ناشی از جنگ اقتصادی مواجه است.

    افزایش قیمت بنزین، برخلاف محدودسازی سهمیه یا کاهش دوره ذخیره‌سازی، اثر مستقیم و فوری بر انتظارات تورمی و هزینه حمل‌ونقل دارد و می‌تواند موج تازه‌ای از فشار روانی و اقتصادی ایجاد کند. به همین دلیل، سیاستگذار فعلا ترجیح داده به جای «شوک قیمتی»، مسیر «فشار تدریجی بر مصرف» را دنبال کند.

    ناترازی بز‌رگ‌تر در سایه جنگ

    با این حال، شرایط کنونی صرفا محصول رشد مصرف نیست. مقام‌های دولتی تاکید می‌کنند بخشی از زیرساخت‌های انرژی کشور در جریان جنگ اخیر آسیب دیده و همین مساله ناترازی را تشدید کرده است. سقاب‌اصفهانی می‌گوید: دولت در حال بازسازی ظرفیت‌های آسیب‌دیده و توسعه پالایشگاه‌های کوچک است، اما این اقدامات دست‌کم در کوتاه‌مدت اثر کامل نخواهند داشت.

    به این ترتیب، دولت اکنون همزمان با دو چالش بزرگ مواجه است: رشد تاریخی مصرف و محدودیت در ظرفیت تولید و پالایش. در چنین شرایطی، «مدیریت مصرف» عملا به ابزاری برای خرید زمان تبدیل شده است؛ زمانی برای بازسازی زیرساخت‌ها، کاهش فشار واردات و جلوگیری از تبدیل ناترازی به بحران فراگیر سوخت.

    بنزین؛ فراتر از یک کالای انرژی

    آنچه امروز در ایران جریان دارد، صرفا بحثی فنی درباره سهمیه یا کارت سوخت نیست. بنزین اکنون به نقطه تلاقی اقتصاد، سیاست، امنیت انرژی و سرمایه اجتماعی تبدیل شده است. دولت تلاش می‌کند میان سه هدف متعارض تعادل برقرار کند: جلوگیری از جهش تورمی، کاهش وابستگی به واردات و حفظ پایداری عرضه داخلی. اما این تعادل، بیش از هر زمان دیگری شکننده شده است.

    اگر واردات دشوارتر شود، آسیب زیرساخت‌ها ادامه یابد یا مصرف دوباره جهش کند، دولت ممکن است ناچار شود به سمت ابزارهای سخت‌گیرانه‌تری حرکت کند؛ ابزارهایی که شاید دیگر صرفا به کاهش سهمیه محدود نباشند. فعلا اما مسیر انتخاب‌شده روشن است: کنترل مصرف بدون افزایش رسمی قیمت؛ مسیری که اگرچه هزینه سیاسی کمتری دارد، اما موفقیت آن به یک پرسش کلیدی وابسته است: آیا محدودسازی غیرقیمتی واقعا می‌تواند رفتار مصرفی جامعه را تغییر دهد؟

  • خداحافظی خریداران با قیمت قطعی خودرو!

    خداحافظی خریداران با قیمت قطعی خودرو!

    به گزارش اقتصادران، تصمیمی که اخیرا با حذف حمایت قیمتی از خودروهای مونتاژی آغاز شد، امروز به محصولات داخلی نیز رسیده است؛ به‌طوریکه در جدیدترین طرح‌های فروش ایران‌خودرو و سایپا، خریداران باید نیمی از مبلغ خودرو را امروز بپردازند، بدون آنکه بدانند در زمان تحویل چه قیمتی انتظارشان را می‌کشد.

    شورای رقابت در سال ۱۴۰۰ تصمیمی گرفت که می‌توان آن را بخشی از حمایت دولتی از مردم در خرید خودرو دانست. در جلسه مرداد ماه ۱۴۰۰ که با موضوع شرایط ثبت نام و قرعه کشی خودرو تشکیل شد، شرایط پیش‌فروش و ثبت‌نام خودروهای انحصاری مشمول دستورالعمل قیمت‌گذاری بود و بر اساس این مصوبه، در صورتی که مراجع ذیصلاح با پیش‌فروش خودرو موافقت کنند، میزان افزایش قیمت احتمالی در زمان تحویل بر اساس نسبت پیش‌پرداخت مشتری محاسبه می‌شد؛ به این معنا که بخشی از قیمت خودرو که مشتری در زمان ثبت‌نام و به عنوان پیش‌پرداخت، به خودروساز پرداخت کرده است، از هرگونه تورم یا افزایش قیمت احتمالی در امان بوده و تنها بخش باقیمانده قیمت خودرو مشمول تورم خواهد شد.

    همچنین بر اساس این مصوبه؛‌ پیش‌فروش تنها برای خودروهایی مجاز بود که قیمت رسمی آن‌ها از قبل تعیین شده باشد و خودروهای فاقد قیمت مصوب امکان پیش‌فروش نخواهند داشت.

    عقب نشینی تدریجی از تصمیمات گذشته!

    اما این شورا طی هفته‌های اخیر با تصمیمی جدید چتر حمایتی خود از مردم را کوچکتر کرد و قیمت گذاری دستوری از شمول تعهدات خودروسازان مونتاژی یا خودروهای مونتاژی خارج شد.

    در مصوبه جلسه هشتصد و سی و ششم (۸۳۶) شورای رقابت با موضوع بررسی اصلاحات مصوبه ۴۷۳ خودرو آمده است: «با توجه به تغییرات قابل ملاحظه در شرایط اقتصادی کشور و تغییرات ناگهانی و قابل ملاحظه نرخ ارز، وابستگی بالای تولید خودروهای مونتاژی به ارز و لزوم تغییر دامنه شمول مصوبه ۴۷۳ شورای رقابت، مصوبه اخیرالذکر و اصلاحات بعدی آن از تاریخ ابلاغ این مصوبه، در موضوع پیش‌فروش خودروهای مونتاژی ملاک عمل نخواهد بود.»

    مصوبه ۴۷۳ در زمان خود نوعی حمایت حداقلی از مصرف‌کننده محسوب می‌شد؛ چراکه خریدار اطمینان داشت پولی که امروز پرداخت می‌کند، در آینده مشمول افزایش قیمت نخواهد شد. همچنین شورای رقابت تاکید کرده بود خودروهایی که قیمت مصوب و مشخص ندارند، اساسا نباید وارد فرآیند پیش‌فروش شوند.

    این تصمیم به معنای حذف همان سپر حمایتی برای خریداران خودروهای مونتاژی تلقی می‌شود؛ چراکه دیگر تضمینی وجود نداشت که بخشی از مبلغ پرداخت‌شده در زمان ثبت‌نام، از افزایش قیمت‌های آینده در امان بماند. به این ترتیب، ریسک نوسانات قیمتی بیش از گذشته متوجه مصرف‌کننده شد و در مقابل، دست خودروسازان و مونتاژکاران برای تطبیق قیمت نهایی با شرایط روز بازار و نرخ ارز بازتر شد.

    پایانی بر حمایت از خریداران!

    اما از روز گذشته (۲۲ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵)، دو خودروساز داخلی نیز با اعلام «طرح فروش مشارکت در تولید» تیر خلاصی بر مصوبه مرداد ماه ۱۴۰۰ زدند و هر دو در طرح خود با موضوع قیمت قطعی محصولات خداحافظی کردند.

    در بخشنامه ایران خودرو آمده است:

    «با توجه به نوع رابطه قرارداری طرفین که مشارکت در تولید می‌باشد، مبلغ پیش پرداخت حداکثر ۵۰ درصد قیمت فعلی محصول است و قیمت نهایی خودروی مشارکتی بر اساس آخرین قیمت محصول در زمان تحویل محاسبه می‌شود.»

    سایپا نیز در بخشنامه خود اعلام کرد:

    «در روش مشارکت در تولید، قیمت غیرقطعی می‌باشد؛ همچنین قیمت نهایی خودرو براساس قیمت زمان تحویل مندرج در قرارداد مشتریان، محاسبه و اخذ خواهد.»

    بنابراین؛ این رویکرد از خودروهای مونتاژی فراتر رفت و به محصولات خودروسازان داخلی نیز رسیده است. این فرمول عملا به معنای فاصله گرفتن از مفهوم «فروش قطعی» است؛ مفهومی که در عرف بازار و حتی از منظر حقوقی، این انتظار را ایجاد می‌کند که خریدار با پرداخت مبلغ و انعقاد قرارداد، از ثبات نسبی قیمت برخوردار باشد.

    با این حال امروز مشتری بخشی از پول را ماه‌ها زودتر پرداخت می‌کند، اما همچنان نمی‌داند در زمان تحویل دقیقا چه مبلغی باید بپردازد.

    منتقدان اعتقاد دارند که این شیوه، بخش عمده ریسک تورم و بی‌ثباتی اقتصادی را از دوش خودروساز برداشته و به مصرف‌کننده منتقل می‌کند. در واقع شرکت‌ها بدون پذیرش مسئولیت ناشی از نوسانات بازار، بخشی از نقدینگی مورد نیاز خود را از محل پیش‌پرداخت خریداران تامین می‌کنند و در نهایت نیز قیمت نهایی را بر اساس شرایط روز تعیین می‌کنند.

    احتمالا حذف تدریجی قواعد حمایتی، به افزایش انتظارات تورمی در بازار خودرو دامن بزند. چراکه وقتی خریداران اطمینان نداشته باشند که قیمت نهایی خودرو چه میزان خواهد بود، بازار بیش از گذشته مستعد رفتارهای هیجانی و افزایش قیمت‌های غیرواقعی می‌شود.

    امروز نیز، در شرایطی که بازار خودرو همچنان با کمبود عرضه، اختلاف شدید قیمت کارخانه و بازار، ابهام در فرآیند فروش و انتقاد نسبت به نحوه تخصیص خودرو مواجه است، حذف تدریجی فروش قطعی و انتقال ریسک قیمت به خریدار می‌تواند بیش از گذشته اعتماد عمومی به سازوکار فروش خودرو را تحت تاثیر قرار دهد.