دسته: اقتصادی

  • انرژی، ماشین‌آلات و لجستیک؛ چالش معادن ایران

    انرژی، ماشین‌آلات و لجستیک؛ چالش معادن ایران

    به گزارش اقتصادران، بخش معدن و صنایع معدنی در ماه‌های اخیر، همزمان با تشدید نااطمینانی‌های اقتصادی و محدودیت‌های ناشی از شرایط جنگی، به یکی از کانون‌های اصلی بحث درباره تاب‌آوری اقتصاد ایران تبدیل شده است. فعالان این حوزه معتقدند معدن، به‌دلیل ظرفیت بالای ارزآوری و پیوند گسترده با صنایع بالادستی و پایین‌دستی، می‌تواند در دوره بحران نقش موثری در حفظ جریان تولید و تامین منابع ارزی کشور ایفا کند؛ هرچند تداوم مشکلات زیرساختی و محدودیت‌های صادراتی، این ظرفیت را با تهدید مواجه کرده است. اگرچه تاکنون معادن نسبت به برخی از صنایع آسیب فیزیکی کمتری دیده‌اند، اما نشانه‌های فزاینده‌ای از افزایش هزینه تولید، اختلال در زنجیره تامین و دشوارتر شدن صادرات در این بخش مشاهده می‌شود؛ مسائلی که می‌تواند در ماه‌های آینده مسیر فعالیت بنگاه‌های معدنی را تحت‌تاثیر قرار دهد.

    فعالان بخش خصوصی معتقدند معدن در اقتصاد ایران صرفا یک بخش تولیدی نیست، بلکه در شرایط کاهش درآمدهای نفتی و محدودیت‌های تجاری، می‌تواند نقش یک موتور محرک برای تامین ارز و حفظ اشتغال را ایفا کند. با این حال، تحقق این ظرفیت نیازمند ثبات در سیاستگذاری، تامین پایدار سوخت و باز نگه داشتن مسیرهای صادراتی است. فعالان معدنی معتقدند سه‌گانه انرژی، ماشین‌آلات و لجستیک به‌عنوان مهم‌ترین فشارهای ساختاری، تولید در بخش معدن ایران را با نااطمینانی، فرسودگی و افزایش هزینه‌های صادراتی مواجه کرده است.

    با وجود تاکید سیاستگذار در برنامه هفتم توسعه برای تبدیل بخش معدن به پیشران جایگزین درآمدهای نفتی، داده‌های صادراتی نشان می‌دهد این هدف هنوز از مرحله سیاستگذاری به تحقق عملی نرسیده است. بررسی عملکرد سال‌های ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ در نمودار نشان می‌دهد سهم بخش معدن و صنایع معدنی از کل صادرات کشور، عمدتا در بازه ۲۱ تا ۲۷٫۵درصد نوسان کرده و نتوانسته وارد یک مسیر پایدار صعودی شود. این الگو بیانگر آن است که بخش معدن هنوز موفق نشده سهم خود را به شکل معنادار از سبد صادراتی کشور افزایش دهد. نااطمینانی‌های سیاستی، تغییرات مکرر مقررات، ناترازی انرژی در کنار محدودیت‌های زیرساختی از مهم‌ترین موانع تثبیت رشد صادرات معدنی بوده‌اند. در شرایط کنونی نیز تشدید محدودیت‌های تجاری و اختلال در مسیرهای حمل‌ونقل دریایی، ریسک تازه‌ای پیش روی این بخش قرار داده است؛ به‌طوری‌که در صورت تداوم وضعیت محاصره و اختلال‌های لجستیک، حتی همین سهم فعلی صادرات معدنی نیز می‌تواند با افت قابل‌توجهی مواجه شود.

    در چنین فضایی، بخش خصوصی معتقد است سیاستگذار باید نگاه کوتاه‌ مدت و دستوری به معدن را کنار بگذارد و این بخش را به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد کشور بپذیرد. بر اساس برآورد کارشناسان، اگرچه شرایط جنگی به طور طبیعی بخشی از فعالیت‌های اقتصادی را دچار رکود می‌کند، اما تجربه کشورهای مختلف نشان داده است صنایع معدنی در صورت برخورداری از حمایت هدفمند، می‌توانند حتی در دوره‌های بحران نیز نقش تثبیت‌کننده برای اقتصاد ایفا کنند. اکنون پرسش اصلی این است که آیا سیاستگذاران می‌توانند از ظرفیت معدن به‌عنوان پیشران اقتصاد در دوران بحران استفاده کنند یا این بخش نیز زیر فشار محدودیت‌های داخلی و خارجی، بخشی از توان خود را از دست خواهد داد.

    سه ضعلی تهدید معادن در ۱۴۰۵

    بهرام شکوری، رئیس کمیسیون معدن اتاق بازرگانی ایران، در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» با تشریح وضعیت فعلی معدن بیان کرد: در شرایط جنگی، معدن فقط یک بخش تولیدی نیست، می‌تواند پشتوانه ارزی، اشتغال منطقه‌ای و موتور بازسازی اقتصاد باشد. تجربه ماه‌های اخیر نشان داد بخش‌هایی که زنجیره کامل‌تر، بازار صادراتی متنوع‌تر و وابستگی کمتر به واردات فوری دارند، مقاوم‌تر عمل کرده‌اند. اما اگر دولت همچنان با نگاه روزمره و بخشنامه‌ای جلو برود، معدن نیز مانند بسیاری از بخش‌های دیگر اقتصاد با کاهش سرمایه‌گذاری و افت توان رقابتی روبه‌رو خواهد شد.

    شکوری درباره وضعیت تولید معدن در ماه‌های اخیر، گفت: در ماه‌های اخیر تولید معدن و صنایع معدنی با دو وضعیت متفاوت روبه‌رو بوده است. در بخش استخراج، بسیاری از معادن توانسته‌اند فعالیت خود را ادامه دهند؛ زیرا معدن برخلاف برخی صنایع وابسته به واردات لحظه‌ای نیست و ذخایر معدنی در داخل کشور وجود دارد. اما در حلقه‌های فرآوری، حمل‌ونقل، انرژی و صادرات فشارها بیشتر شده است. بخش‌هایی مانند سنگ‌آهن، فولاد، مس، روی، سرب، سنگ‌های ساختمانی و بخشی از مصالح معدنی تاب‌آوری نسبی نشان داده‌اند؛ به‌ویژه واحدهایی که بازار صادراتی، ذخیره مواد اولیه و مدیریت نقدینگی بهتری داشته‌اند.

    رئیس کمیسیون معدن اتاق ایران در خصوص وضعیت معادن از نظر برخورداری از انرژی، ماشین‌آلات و لجستیک، افزود: سه فشار اصلی امروز معادن عبارتند از: انرژی، ماشین‌آلات و لجستیک. در حال حاضر ناترازی برق و گاز، تولید را غیرقابل‌پیش‌بینی کرده است. وقتی واحد معدنی یا کارخانه فرآوری نمی‌داند فردا برق دارد یا نه، برنامه تولید، صادرات و تعهدات قراردادی نیز دچار اختلال می‌شود. در حوزه ماشین‌آلات نیز مشکلات جدی وجود دارد. ناوگان معدنی کشور فرسوده شده و واردات ماشین‌آلات، قطعات یدکی، لاستیک، مواد مصرفی و تجهیزات حفاری با محدودیت ارزی و تحریم مواجه است. در بخش لجستیک نیز افزایش هزینه حمل، بیمه و محدودیت‌های مسیرهای صادراتی، قیمت تمام‌شده محصولات معدنی را بالا برده است.

    وی افزود: اگر تصمیم‌گیری‌های کلان کشور درست باشد، معدن می‌تواند یکی از مهم‌ترین منابع ارزآوری غیرنفتی کشور باشد. ایران در زنجیره‌هایی مانند فولاد، مس، آلومینیوم، سنگ‌آهن، روی، سرب، سنگ‌های تزیینی، سیمان و مصالح معدنی مزیت جدی دارد. در شرایط پساجنگ، نیاز منطقه به بازسازی زیرساخت، ساختمان، انرژی و حمل‌ونقل افزایش می‌یابد و این مساله تقاضا برای محصولات معدنی ایران را بالا می‌برد. اگر سیاست ارزی، صادراتی و حمل‌ونقل اصلاح شود، معدن می‌تواند سالانه‌ میلیاردها دلار درآمد ارزی پایدار ایجاد کند.

    بهرام شکوری در خصوص پیشنهادهای اتاق ایران به دولت نیز توضیح داد و گفت: بخش خصوصی در چند محور به دولت پیشنهادهایی داشته‌ است. نخست، تامین پایدار انرژی برای معادن و صنایع معدنی صادرات‌محور. دوم، آزادسازی واردات ماشین‌آلات و قطعات معدنی. موضوع سوم، اصلاح سیاست ارزی و حرکت به سمت تک‌نرخی شدن ارز. چهارم، حذف عوارض و محدودیت‌های ناگهانی صادراتی. محور پنجم، محاسبه حقوق دولتی بر مبنای استخراج واقعی و نه ظرفیت اسمی. ششم، ایجاد ستاد ویژه لجستیک معدن در شرایط بحران. فعالان بخش خصوصی امیدوار هستند که این راهکارها هر چه سریع‌تر اجرایی شوند.

    وی در خصوص چشم‌انداز بخش معدن تا پایان سال نیز گفت: چشم‌انداز معدن تا پایان سال به تصمیمات دولت بستگی دارد. اگر اصلاحات لازم در حوزه انرژی، ارز، ماشین‌آلات و صادرات انجام شود، معدن می‌تواند هم تولید را حفظ کند و هم در بازسازی اقتصاد پساجنگ نقش جدی ایفا کند. اما درباره سرمایه‌گذاری ۵۰‌میلیارد دلاری برنامه هفتم باید واقع‌بین بود. تحقق این هدف بدون ثبات اقتصادی، امنیت سرمایه‌گذاری، کاهش ریسک‌های سیاستی و تسهیل صادرات دشوار خواهد بود. سرمایه‌گذار زمانی وارد معدن می‌شود که آینده تولید و صادرات قابل پیش‌بینی باشد. در واقع معدن می‌تواند در شرایط جنگی و پساجنگی موتور محرکه اقتصاد ایران باشد، اما تحقق این هدف نیازمند تصمیمات شجاعانه، ثبات مقررات، حمایت از بخش خصوصی و نگاه راهبردی به معدن است. اگر سیاستگذاری اصلاح شود، بخش معدن می‌تواند علاوه بر ارزآوری، اشتغال و توسعه منطقه‌ای، نقش مهمی در بازسازی اقتصاد کشور ایفا کند.

    ضرورت حفظ مسیر صادرات و حل مشکل انرژی

    بهادر احرامیان، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران، در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» با اشاره به شرایط دشوار اقتصادی و محدودیت‌های ناشی از جنگ، تاکید کرد که بخش معدن و صنایع معدنی تاکنون نسبت به برخی بخش‌های دیگر اقتصاد، مقاومت بیشتری از خود نشان داده‌اند؛ اما تداوم مشکلات در حوزه انرژی، حمل‌ونقل و صادرات می‌تواند این بخش را نیز با چالش‌های جدی مواجه کند.

    احرامیان درباره وضعیت تولید در بخش معدن طی ماه‌های اخیر اظهار کرد: هنوز برای ارائه یک ارزیابی دقیق از آثار جنگ بر تولید معدنی زود است؛ اما آنچه تاکنون مشاهده می‌شود این است که بخش معدن نسبت به برخی صنایع دیگر کمتر آسیب دیده و توانسته بخشی از ظرفیت تولید خود را حفظ کند. البته تداوم این وضعیت به حل برخی مشکلات زیرساختی بستگی دارد. در حال حاضر مهم‌ترین دغدغه فعالان معدنی، محدودیت‌های مربوط به تامین گازوئیل، انرژی و همچنین اختلال در روند صادرات است؛ مسائلی که اگر ادامه پیدا کند، می‌تواند به کاهش تولید و افت سرمایه‌گذاری در این حوزه منجر شود. این فعال معدنی با اشاره به افزایش هزینه‌های تولید در معادن گفت: هزینه انرژی، ماشین‌آلات و لجستیک در ماه‌های اخیر رشد قابل‌توجهی داشته است. علاوه بر آن، محدودیت‌های صادراتی و دشواری نقل‌وانتقال کالا باعث شده است بسیاری از شرکت‌ها در فروش محصولات خود با مشکل مواجه شوند. به گفته او، در شرایطی که صادرات با مانع روبه‌رو باشد، امکان ارزآوری بخش معدن نیز به شدت کاهش پیدا می‌کند.

    بهادر احرامیان تاکید کرد: معدن می‌تواند در شرایط پساجنگ یکی از مهم‌ترین موتورهای محرک اقتصاد کشور باشد؛ زیرا این بخش ظرفیت بالایی در تامین ارز و ایجاد اشتغال دارد. اما تحقق این هدف نیازمند باز شدن مسیر صادرات، تامین پایدار انرژی و حمایت عملی دولت از تولیدکنندگان است. وی درباره پیشنهادهای اتاق ایران به دولت برای عبور از شرایط فعلی نیز گفت: جلسات متعددی با مسوولان برگزار شده و تلاش شده است راهکارهای عملیاتی برای حل مشکلات ارائه شود. مهم‌ترین محور این پیشنهادها، رفع محدودیت‌های صادراتی، تامین سوخت و تسهیل فعالیت واحدهای تولیدی و معدنی است. چشم‌انداز بخش معدن تا پایان سال وابسته به تصمیمات اقتصادی و سیاسی کشور است. اگر مشکلات انرژی و صادرات ادامه پیدا کند، طبیعتا بخش معدن و صنایع معدنی نیز با افت تولید و کاهش سرمایه‌گذاری روبه‌رو خواهند شد؛ اما در صورت حمایت موثر از این بخش، معدن همچنان می‌تواند یکی از پیشران‌های اصلی اقتصاد کشور باقی بماند.

  • طرح‌های فروش خودرو با قرعه‌کشی؛ پایان بی‌عدالتی یا آغاز التهاب؟

    طرح‌های فروش خودرو با قرعه‌کشی؛ پایان بی‌عدالتی یا آغاز التهاب؟

    به گزارش اقتصادران، در هفته‌های اخیر، با اجرای طرح‌های فروش خودرو بدون قرعه‌کشی، اختلالات سامانه‌ای و از دسترس خارج شدن وب‌سایت‌ها از ساعات ابتدایی ثبت‌نام، نارضایتی گسترده متقاضیان را در پی داشت و موجب ورود دادستانی تهران به این موضوع شد.

    از این رو، در راستای صیانت از حقوق عامه، دادستانی تهران دستورات قضایی مهمی را به خودروسازان بزرگ ابلاغ کرده است. این ابلاغیه ضمن تاکید بر لزوم فراهم‌سازی زیرساخت‌های فنی کافی برای دسترسی برابر تمامی کاربران، خودروسازان را ملزم به اجرای روش‌های عادلانه تخصیص خودرو، از جمله قرعه‌کشی، نموده است. بر این اساس، خودروسازان موظف هستند در صورت پیشی گرفتن تعداد متقاضیان از ظرفیت خودروهای عرضه‌شده از روش‌های شفاف و عادلانه‌ای مانند قرعه‌کشی بهره گیرند تا عدالت در فرآیند تخصیص خودرو به طور کامل رعایت شود.

    با این حال، ‌به‌رغم تاکیدات دادستانی بر اجرای روش‌های عادلانه، برخی کارشناسان معتقدند که اجرای مجدد قرعه‌کشی در طرح‌های فروش خودرو می‌تواند به تشدید التهابات در بازار کمک کند.

    تجربه نشان داده است که ورود به قرعه‌کشی باعث التهاب بیشتر بازار و ایجاد حاشیه‌های قیمتی می‌شود

    در این زمینه بابک صدرایی، کارشناس صنعت خودروسازی، گفت: در کشور ما هر راهکاری که از حالت طبیعی عرضه و تقاضا فاصله بگیرد، حاشیه‌های بیشتری ایجاد می‌کند. واقعیت این است که در حال حاضر عرضه خودرو محدود است و بازار با عرضه فراوان خودرو مواجه نیست. واردات به‌صورت گسترده انجام نمی‌شود و تولید نیز با مشکلاتی روبه‌رو است.

    او ادامه داد: بنابراین خودرو کمتر از میزان تقاضا در بازار عرضه می‌شود. قرعه‌کشی زمانی می‌تواند روش مناسبی باشد که هم عرضه خودرو در سطح بالایی قرار داشته باشد و هم تقاضا نیز قابل توجه باشد. تجربه نشان داده است که ورود به قرعه‌کشی باعث التهاب بیشتر بازار و ایجاد حاشیه‌های قیمتی می‌شود.

    در قرعه‌کشی‌ها، شانس متقاضیان طرح‌های فروش خودرو کاهش می‌یابد و افرادی که در قرعه‌کشی برنده می‌شوند خودرو را با قیمت بالاتری در بازار آزاد عرضه می‌کنند

    صدرایی عنوان کرد: در قرعه‌کشی‌ها، شانس متقاضیان طرح‌های فروش خودرو کاهش می‌یابد و افرادی که در قرعه‌کشی برنده می‌شوند یا خودرو در اختیار دارند، آن را با قیمت بالاتری در بازار آزاد عرضه می‌کنند.

    او افزود: به همین دلیل، در شرایط فعلی چاره‌ای جز این نیست که روند عرضه در اختیار خودروسازان باشد. هرچند ممکن است این روش نیز حاشیه‌هایی به همراه داشته باشد، اما در مقایسه با قرعه‌کشی می‌تواند شرایط بهتری ایجاد کند.

    نقش پنهان ابزارهای دیجیتال در فرآیند ثبت‌نام‌های بدون قرعه‌کشی

    با این حال، گرچه برخی کارشناسان بر این باورند که بازگشت به سازوکار قرعه‌کشی می‌تواند زمینه‌ساز التهابات جدید در بازار شود، اما نباید از نقش پنهان اما تعیین‌کننده ابزارهای دیجیتال در فرآیند ثبت‌نام‌های بدون قرعه‌کشی غافل شد. در واقع، محدودیت ظرفیت فروش در برابر تقاضای بالا، بازاری غیررسمی برای دور زدن رقابت ایجاد کرده است.

    کافی است نگاهی به فضای کافی‌نت‌ها یا آگهی‌های پلتفرم‌های خرید و فروش بیندازید تا با جولان ربات‌های خرید خودرو و نرم‌افزارهای سرخطی‌زن مواجه شوید. این ابزارها که با هزینه‌های گزاف در اختیار متقاضیان خاص قرار می‌گیرند، در سایه اختلالات زیرساختی و سرعت پایین دسترسی عموم، فرصت رقابت عادلانه را از متقاضیان واقعی سلب کرده‌اند.

  • سریال تکراری انتصاب مدیر بازنشسته!!

    سریال تکراری انتصاب مدیر بازنشسته!!

    به گزارش اقتصادران، حضور و تداوم فعالیت مدیران بازنشسته در مجموعه‌های وابسته به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی همچنان محل پرسش و انتقاد است؛ موضوعی که به نظر می‌رسد با وجود تذکرات و مکاتبات رسمی نهاد‌های نظارتی، هنوز به سرانجام روشنی نرسیده است. اسناد تازه‌ای که در اختیار خبرنگار تابناک قرار گرفته، نشان می‌دهد نهاد‌های مسئول به‌صراحت درباره انتصاب یکی از مدیران بازنشسته در یکی از شرکت‌های تابعه این وزارتخانه هشدار داده‌اند، اما تغییری در وضعیت مدیریتی او ایجاد نشده است.

    بر اساس نامه رسمی که حدود دو هفته پیش از سوی حسابرس دیوان محاسبات کشور خطاب به احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، ارسال شده، انتصاب عبدالامیر باروتکوب به عضویت هیئت‌مدیره شرکت صنایع شیر ایران با ایراد قانونی مواجه است. در این نامه تصریح شده است: «حسب مدارک و مستندات موجود، عبدالامیر باروتکوب در تاریخ ۳۰ اسفندماه ۱۳۹۱ از شرکت صنایع صنایع شیر ایران بازخرید گردیده است. مع الوصف، بدون لحاظ آثار و الزامات قانونی مترتب بر وضعیت استخدامی نامبرده، نسبت به صدور حکم انتصاب وی به عنوان عضو هیئت مدیره شرکت صنایع شیر ایران اقدام شده است».

    دیوان محاسبات در ادامه این نامه، با استناد به آرای دیوان عدالت اداری، این انتصاب را مغایر مقررات دانسته و تاکید کرده است: «این اقدام از حیث انطباق با رای شماره ۱۴۲ هیئت عمومی دیوان عدالت اداری که متضمن ممنوعیت اشتغال مجدد اشخاص بازخرید شده در وزارتخانه ها، سازمان ها، موسسات، شرکت‌های دولتی و شهرداری هاست، واجد اشکال قانونی است. افزون بر آن با توجه به ماهیت دولتی صندوق بازنشستگی کشوری، شرکت‌ها و اشخاص حقوقی تابعه آن نیز در حدود مقررات مربوط، مشمول احکام و محدودیت‌های ناظر بر بخش غیردولتی بوده و بر این مبنا، اقدام مزبور فاقد وجاهت قانونی ارزیابی می‌گردد.»

    این نخستین تذکر رسمی در این زمینه نیست. پیش‌تر نیز در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۴۰۵، دادسری دیوان محاسبات کشور در نامه‌ای خطاب به مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری اعلام کرده بود که عبدالامیر باروتکوب، بر اساس نامه سازمان تامین اجتماعی، از تاریخ ۶ دی ماه ۱۳۹۳ بازنشسته شده و به‌کارگیری مجدد او به عنوان مدیرعامل شرکت صنایع شیر ایران (پگاه) از سوی مدیران وقت صندوق و آتیه صبا، مشمول قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان است.

    مجموع این مکاتبات، به‌روشنی بر وجود اشکال قانونی در ادامه فعالیت مدیریتی باروتکوب در شرکت پگاه دلالت دارد. با این حال، پرسش اصلی اینجاست که چرا با وجود صراحت قوانین و تذکرات نهاد‌های نظارتی، تغییری در وضعیت مدیریتی این شرکت رخ نداده است؟

    استمرار حضور مدیران بازنشسته در رأس بنگاه‌های اقتصادی وابسته به دولت، آن هم در شرایطی که قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان تصویب و ابلاغ شده، چه توجیهی دارد؟

    از سوی دیگر، این وضعیت پیام روشنی برای بدنه مدیریتی جوان و متخصص کشور دارد؛ نیرو‌هایی که سال‌ها در انتظار فرصت برای حضور در سطوح بالای تصمیم‌گیری و مدیریت هستند. بی‌توجهی به اجرای قانون، علاوه بر تبعات حقوقی، می‌تواند به تضعیف اعتماد عمومی و کاهش انگیزه در میان مدیران آینده منجر شود.

    در نهایت، آنچه اهمیت دارد، پایبندی به قانون و اجرای دقیق آن است؛ اصلی که باید فراتر از ملاحظات شخصی یا سازمانی قرار گیرد.

  • معضل روغن گیربکس! / مدیران خودرو الگوی مشتری نامَداری!!

    معضل روغن گیربکس! / مدیران خودرو الگوی مشتری نامَداری!!

    به گزارش اقتصادران، بر اساس گزارش‌ها و تماس‌های دریافتی تابناک؛ از سوی تعدادی از مالکان محصولات مدیران خودرو، بیش از سه ماه است که نمایندگی‌های این شرکت امکان تعویض روغن گیربکس را ندارند و علت این موضوع نیز کمبود یا نبود روغن استاندارد مورد نیاز خودرو‌ها عنوان می‌شود. موضوع زمانی عجیب‌تر می‌شود که مشتریان پس از مراجعه به شبکه خدمات پس از فروش، نه زمان مشخصی برای تأمین این مایع مصرفی دریافت می‌کنند و نه سامانه‌ای برای اطلاع‌رسانی در زمان موجود شدن آن در اختیارشان قرار می‌گیرد.

    پیگیری خبرنگار تابناک از واحد صدای مشتریان شرکت مونتاژکار مدیران خودرو نیز نشان می‌دهد که مسئولان این بخش، کمبود روغن گیربکس را تأیید کرده و اعلام می‌کنند تأمین این کالا در اختیار بخش بازرگانی شرکت قرار دارد. با این حال هیچ زمان‌بندی مشخصی برای رفع مشکل ارائه نمی‌شود و مشتریان ناچارند شخصاً و به صورت مداوم با نمایندگی‌ها تماس بگیرند یا به آنها مراجعه کنند تا شاید از موجود شدن روغن مطلع شوند.

    این پاسخ در شرایطی مطرح می‌شود که بسیاری از این خودرو‌ها دارای گیربکس‌های اتوماتیک حساس هستند و تأخیر در سرویس‌های دوره‌ای می‌تواند هزینه‌های سنگینی را به مالک تحمیل کند.

    اما چرا موضوع روغن گیربکس تا این اندازه اهمیت دارد؟ مگر این مایع چه نقشی در خودرو ایفا می‌کند که نبود آن می‌تواند به یک بحران خدماتی تبدیل شود؟

    به زبان ساده، روغن گیربکس در بسیاری از خودرو‌های مدرن تنها یک روان‌کننده نیست، بلکه بخشی از سازوکار عملکرد گیربکس محسوب می‌شود.

    بسیاری از مالکان خودرو تصور می‌کنند تنها روغن حیاتی خودرو همان روغن موتور است و سایر سیالات نقش فرعی دارند. این تصور اشتباه است. اگر موتور را قلب خودرو بدانیم، گیربکس را باید مغز متحرک سیستم انتقال قدرت نامید؛ بخشی که وظیفه انتقال و مدیریت نیروی تولیدی موتور را بر عهده دارد و بدون عملکرد صحیح آن، خودرو عملاً قادر به حرکت نخواهد بود.

    درون گیربکس‌های اتوماتیک ده‌ها قطعه مکانیکی، هیدرولیکی و الکترونیکی در کنار یکدیگر فعالیت می‌کنند. چرخ‌دنده‌ها، کلاچ‌های داخلی، سوپاپ‌ها، پمپ‌ها و مجموعه‌های کنترل فشار همگی برای عملکرد صحیح به یک سیال استاندارد نیاز دارند؛ سیالی که همان روغن گیربکس است.

    روغن گیربکس تنها وظیفه روانکاری را بر عهده ندارد. این روغن چندین مأموریت همزمان را انجام می‌دهد. نخست آنکه اصطکاک میان قطعات فلزی را کاهش می‌دهد تا از سایش و خوردگی جلوگیری شود. دوم اینکه گرمای تولید شده در داخل گیربکس را جذب و منتقل می‌کند تا دمای سیستم در محدوده استاندارد باقی بماند. سوم اینکه در بسیاری از گیربکس‌های اتوماتیک نقش انتقال‌دهنده فشار هیدرولیک را بر عهده دارد و در حقیقت بدون وجود آن تعویض دنده‌ها امکان‌پذیر نیست.

    به همین دلیل خودروسازان برای هر نوع گیربکس روغن مخصوصی تعریف می‌کنند. روغن مورد استفاده در گیربکس CVT با روغن گیربکس دوکلاچه متفاوت است و هر دو نیز با روغن گیربکس‌های اتوماتیک سنتی تفاوت دارند. استفاده از روغن نامناسب می‌تواند به لرزش، ضربه هنگام تعویض دنده، افزایش دما و حتی خرابی کامل گیربکس منجر شود.

    اینجاست که اهمیت تأمین این کالا توسط شرکت ارائه‌دهنده خدمات پس از فروش مشخص می‌شود.

    امروزه هزینه تعمیر یا تعویض یک گیربکس اتوماتیک در بازار ایران به صد‌ها میلیون تومان می‌رسد. در برخی خودرو‌ها حتی هزینه بازسازی کامل گیربکس از ارزش یک خودروی اقتصادی دست دوم نیز فراتر می‌رود. به همین دلیل خودروسازان همواره بر انجام سرویس‌های دوره‌ای در زمان مقرر تأکید دارند.

    حال تصور کنید مالک خودرویی که طبق دفترچه راهنما باید در کیلومتر مشخصی روغن گیربکس خود را تعویض کند، به نمایندگی مراجعه کرده و با پاسخ «روغن نداریم» مواجه شود. او اکنون در یک دوراهی قرار می‌گیرد؛ یا سرویس را به تعویق بیندازد و ریسک آسیب دیدن گیربکس را بپذیرد، یا به بازار آزاد مراجعه کند و با انبوهی از محصولات غیرشفاف و بعضاً تقلبی روبه‌رو شود.

    در هر دو حالت، این مشتری است که هزینه بی‌برنامگی را پرداخت می‌کند.

    نکته مهم‌تر آن است که شرکت‌های خودروساز و مونتاژکار همواره یکی از مهم‌ترین مزیت‌های خود را شبکه خدمات پس از فروش معرفی می‌کنند. در تبلیغات رسمی، مشتریان با وعده دسترسی آسان به قطعات، سرویس‌های استاندارد و پشتیبانی فنی ترغیب به خرید می‌شوند. اما زمانی که تأمین یکی از ابتدایی‌ترین اقلام مصرفی خودرو با مشکل مواجه می‌شود، این پرسش شکل می‌گیرد که آیا زیرساخت خدمات پس از فروش متناسب با حجم فروش خودرو‌ها توسعه یافته است یا خیر؟

    مدیران خودرو طی سال‌های گذشته ده‌ها هزار دستگاه خودرو روانه بازار کرده و سهم قابل توجهی از بازار خودرو‌های مونتاژی را در اختیار گرفته است. طبیعی است که افزایش تیراژ فروش، مسئولیت بیشتری نیز در حوزه خدمات پس از فروش ایجاد می‌کند. مشتری زمانی که چند صد میلیون یا حتی چند میلیارد تومان برای خرید یک خودرو پرداخت می‌کند، انتظار دارد حداقل نیاز‌های نگهداری خودرو در شبکه رسمی شرکت قابل تأمین باشد.

    شاید برخی مدیران این شرکت کمبود‌های اخیر را به شرایط اقتصادی، مشکلات ارزی یا حتی تنش‌های منطقه‌ای نسبت دهند. اما واقعیت آن است که نمی‌توان همه چیز را پشت واژه‌ای به نام «شرایط خاص» پنهان کرد. اگر قرار است فروش خودرو ادامه داشته باشد، تأمین قطعات و اقلام مصرفی نیز باید ادامه داشته باشد. این دو از یکدیگر جدا نیستند.

    جنگ، تحریم، مشکلات حمل‌ونقل و محدودیت‌های تجاری بدون تردید بر فعالیت شرکت‌ها اثر می‌گذارند، اما مشتری نیز حق دارد بپرسد اگر این موانع تا این اندازه جدی بوده‌اند، چه برنامه‌ای برای مدیریت موجودی انبار‌ها و تأمین نیاز مالکان خودرو‌ها پیش‌بینی شده بود؟ چرا سامانه‌ای برای اطلاع‌رسانی شفاف به مشتریان وجود ندارد؟ چرا مالکی که هزینه خودرو و سرویس‌های آن را پرداخت کرده باید هر هفته شخصاً به نمایندگی‌ها مراجعه کند تا شاید روغن مورد نیاز خودرویش موجود شده باشد؟

    مسئله اصلی تنها چند لیتر روغن گیربکس نیست. موضوع به اعتماد مشتری بازمی‌گردد؛ اعتمادی که ساختن آن سال‌ها زمان می‌برد، اما از بین رفتنش تنها چند ماه طول می‌کشد.

    امروز پرسش بسیاری از مالکان محصولات مدیران خودرو ساده است؛ چگونه شرکتی که توانسته هزاران خودرو را مونتاژ و عرضه کند، در تأمین یکی از حیاتی‌ترین اقلام مصرفی آنها با مشکل مواجه شده است؟ و مهم‌تر از آن، چرا برای اطلاع‌رسانی و پاسخگویی به مشتریان هیچ سازوکار مشخصی وجود ندارد؟

    شاید وقت آن رسیده باشد که مدیران خودرو و شریک چینی آن، چری، به جای ارجاع مداوم مشتریان به نمایندگی‌ها و انتظار برای «موجود شدن»، توضیحی شفاف درباره وضعیت تأمین روغن گیربکس، زمان رفع کمبود‌ها و برنامه جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی ارائه کنند. زیرا در صنعت خودرو، خدمات پس از فروش یک مزیت تبلیغاتی نیست؛ بخشی از تعهدی است که شرکت در قبال مشتری پذیرفته است؛ و این تعهد را نمی‌توان برای ماه‌ها معلق گذاشت و سپس همه چیز را به گردن جنگ، تحریم یا شرایط بازار انداخت. مشتری خودرویی که در پارکینگ او قرار دارد، امروز به سرویس نیاز دارد، نه وعده‌های نامشخص برای فردا.

  • بازار طلا سوت و کور شد!

    بازار طلا سوت و کور شد!

    به گزارش اقتصادران، سیدمحمود شربیانی با اشاره به وضعیت بازار طلا و قیمت طلا طی روزهای اخیر گفت: قیمت طلا طی چند ماه اخیر نوسانات بالا و پایین نسبتا زیادی را تجربه کرد که متاثر از شرایط ژئوپلیتیک جهانی، وضعیت منطقه، جنگ اخیر، قیمت نفت و برخی دیگر از مولفه‌ها بود.

    وی افزود: با این حال، قیمت طلا در بازار داخل متاثر از دو مولفه اونس جهانی و نرخ دلار در بازار است و با توجه به تحولات جنگ در منطقه و کاهش اونس جهانی و همچنین کاهش قیمت دلار در بازار شاهد روند نزولی نسبت به پیش از جنگ اخیر بودیم با این حال، نمی‌توان به صورت دقیق روند پیش رو را پیش بینی کرد؛ چراکه عوامل و مولفه‌های زیادی می‌تواند در تغییرات شاخص اونس جهانی طلا اثر گذار باشد.

    رئیس اتحادیه طلا و جواهر تهران خاطرنشان کرد: در بازار داخل موضوع عرضه و تقاضا کمی متفاوت است و در بخش مصنوعات تقاضا به حداقل رسیده و برخی از واحدها به علت کاهش شدید تقاضا در مصنوعات تعدیل کرده و همچنین برخی از مواد اولیه مربوط به تهیه و تولید مصنوعات طی مدت اخیر به شدت افزاش قیمت داشته که همین موضوع نیز بر وضعیت تولید مصنوعات طلا اثرگذار هستند.

    شربیانی در پایان درباره وضعیت تناسب قیمت طلا در داخل با بازارهای جهانی گفت: امروز قیمت طلا و ارزش آن در داخل نسبت به بازارهای جهانی پایین‌تر است و هر گرم طلای ۱۸ عیار حدود ۵۰۰ هزار تومان در بازار داخل در قیاس با بازارهای جهانی عقب است که علت آن مربوط به کمبود تقاضا در بازار است البته می‌تواند به افت قیمت ارز در بازار آزاد نیز مرتبط باشد.

  • زخم کاری جنگ به زیرساخت‌های ارتباطی ایران

    زخم کاری جنگ به زیرساخت‌های ارتباطی ایران

    به گزارش اقتصادران، علیرضا لطفی، در نشست خبری که امروز برگزار شد، ضمن تبریک روز جهانی ارتباطات اظهار کرد: به غیر از اختلالاتی که در حوزه ثابت به دلیل صدمات وارد شده داشتیم، در سایر حوزه‌ها با چالش جدی مواجه نبودیم.

    وی افزود: ما در زمینه ضریب نفوذ تلفن ثابت وضعیت خوبی داریم که متوسط ۴۵ درصد است؛ ضریب نفوذ ۲۵ درصد روی ADSL و در حوزه فیبر ۴/۷ درصد داریم که این عدد گویای آن است راه زیادی در پیش داریم.

    لطفی با اشاره به زیرساخت‌های فیبر نوری استان تهران گفت: فیبر نوری استان تهران ۱۶ هزار و ۴۰۰ کیلومتر است که عدد بسیار بزرگی است. این پتانسیل قابل جایگزینی نیست و این فرصتی برای همه است. متداول است که دولت از توسعه زیرساخت‌های ارتباطی حمایت کند و ما انتظار داریم این حمایت ویژه‌تر و هدفمندتر باشد، زیرا تغییراتی که قابل انتظار است، سریع‌تر اتفاق بیفتد.

    مدیرعامل شرکت مخابرات استان تهران ادامه داد: در جنگ ۴۰ روزه بسیار تلاش کردیم و مجموعه ارتباطات اگر کوچک‌ترین اشتباهی انجام می‌داد، کشور با چالش بسیاری روبه‌رو می‌شد. از همه همکارانی که شبانه‌روز تلاش کردند، تشکر می‌کنم.

    وی درباره میزان خسارات وارده گفت: میزان آسیب‌دیدگی در استان تهران به‌گونه‌ای بود که دو مرکز دچار مشکل شدند و تجهیزات ما آسیب جدی دید. قسمت‌های متصل به فیبر نوری به سرعت جایگزین شد؛ حدود ۷۰۰۰ خرابی در مراکز آسیب‌دیده داریم. نیاز است اصلاحات کلی انجام شود و تلاش می‌شود مشکلات برطرف و بخش محلی و لوکال که ۳۰ هزار مشترک دارد، به سرعت اصلاح شود. برآورد می‌شود ۲ همت خسارت به تهران وارد شده است.

    لطفی همچنین خاطرنشان کرد: گسترش فیبر نوری نیازمند و منتظر مجوز شهرداری است. سهم تهران برای سه ماه تعیین‌شده ۳۶ هزار پورت است، اما به صورت کلی ۳۶۰ هزار پورت در نظر گرفته شده است.

    وی در خصوص تسهیلات در نظر گرفته شده برای شرایط جنگی اظهار کرد: جاهایی که تلفن قطع است، آبونمان دریافت نمی‌کنیم و سرویسی که واگذار شده، ذخیره می‌شود. برای منازل تخریب‌شده هم مقرر شده سرویس‌ها ذخیره و آبونمانی دریافت نشود.

    مدیرعامل شرکت مخابرات استان تهران در پایان یادآور شد: در حوزه خانگی ۲۰۰ هزار مشترک داریم که ضریب نفوذ آن ۴/۷ درصد است.

  • زمان ثبت‌نام بیمه بیکاری کی است؟

    زمان ثبت‌نام بیمه بیکاری کی است؟

    به گزارش اقتصادران، در جنگ اخیر بسیاری از بنگاه‌ها و واحد‌های تولیدی دچار آسیب و کارگران آنها بیکار شدند که جهت جلوگیری از بیکاری گسترده آنها امکان برقراری بیمه بیکاری برای آنها فراهم شد.

    به گزارش ایسنا، در همین راستا احمد میدری – وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اشاره به فعالیت بیش از ۵۰۰۰ دفتر پیشخوان دولت در کشور از متقاضیان بیمه بیکاری دعوت کرد از شنبه دوم خرداد ماه متقاضیان دریافت بیمه بیکاری می‌توانند به دفاتر پیشخوان دولت در سراسر کشور مراجعه و برای ثبت نام اقدام کنند.

    وی از تسهیل فرایند ثبت نام برای بیمه بیکاری خبر داد و گفت: یک مرکز تلفنی به این منظور برقرار شده که روزانه ۱۸ ساعت فعالیت می‌کند و افراد می‌توانند به صورت سامانه‌ای ثبت نام کنند.

    آنطور که وزیر کار گفته ۲۲۹ هزار نفر برای بیمه بیکاری ثبت نام کرده‌اند و بیش از ۱۵۰ هزار نفر هم در اردیبهشت ماه ثبت نام کرده بودند که از این تعداد مستمری حدود ۴۲ هزار نفر برقرار شده است و برای اینکه برقراری مستمری تسهیل شود، از بازنشستگان وزارت کار در دو شهر تهران و اصفهان استفاده شده تا پرونده‌ها با سرعت بیشتری مورد بررسی قرار گیرد.

    میدری پیشتر از متقاضیان بیمه بیکاری خواسته بود به جای مراجعه حضوری به ادارات کار مستقیما به سامانه مربوطه رفته و الکترونیکی ثبت نام کنند.

    به گفته وی کسانی که به جای دستی و کاغذی، به شکل الکترونیکی و اینترنتی و از طریق سامانه درخواست داده باشند، فرایند پیگیری مقرری بیمه بیکاری آنها با سرعت بهتری انجام می‌شود.

    مقرری بیمه بیکاری مبلغی است که ماهیانه به مقرری بگیر پرداخت می‌شود و میزان و مدت استحقاق بهره‌مندی از آن بر اساس سابقه پرداخت حق بیمه بیکاری و متوسط مزد، حقوق یا کارمزد روزانه کارگر مشمول بیمه بیکاری تعیین می‌شود.

  • ۵۵۵ نماد در صف خرید! / در بورس چه خبر است؟

    ۵۵۵ نماد در صف خرید! / در بورس چه خبر است؟

    به گزارش اقتصادران، معاملات بورس ایران امروز شنبه ۲ خرداد ۱۴۰۵ در حالی دنبال می شود که فضای بازار نسبت به دو روز ابتدایی بازگشایی، به شکل محسوسی بهتر شده و اکنون می توان گفت بازار کاملا در اختیار خریداران قرار گرفته است.

    در دو روز نخست بازگشایی بورس پس از توقف حدود ۸۰ روزه ناشی از جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل، بازار اگرچه عملکردی بهتر از انتظار داشت، اما همچنان بخشی از نمادها با فشار فروش مواجه بودند و معامله گران با احتیاط بیشتری عمل می کردند. با این حال، معاملات امروز نشان می دهد جو روانی بازار به شکل قابل توجهی تغییر کرده و اکنون اکثریت نمادها در محدوده صف خرید قرار دارند.

    فشار خرید سنگین در بازار سهام

    آمار معاملات تا ساعت ۱۰:۲۰ صبح نشان می دهد بازار امروز با برتری قاطع تقاضا همراه بوده است. تعداد نمادهای مثبت به ۵۷۵ نماد رسیده و تنها ۲۳ نماد در محدوده منفی معامله می شوند. همچنین ۵۵۵ نماد در صف خرید قرار دارند و فقط ۹ نماد با صف فروش مواجه هستند که این آمار از سنگین بودن فشار خرید در بازار حکایت دارد.

    ارزش سفارش های خرید نیز به بیش از ۱۹ هزار و ۹۱۸ میلیارد تومان رسیده، در حالی که ارزش سفارش های فروش تنها ۲۱۱ میلیارد تومان است. این اختلاف سنگین نشان می دهد سمت تقاضا تقریبا کنترل کامل بازار را در اختیار گرفته و خریداران با قدرت بالایی در حال جمع آوری عرضه ها هستند.

    ارزش معاملات پایین ماند

    نکته جالب توجه معاملات امروز این است که با وجود فضای کاملا مثبت بازار، ارزش معاملات خرد سهام و صندوق های سهامی تا این لحظه هنوز به ۴ همت هم نرسیده و در محدوده ۳۶۰۶ میلیارد تومان قرار دارد. دلیل این موضوع آن است که تعداد زیادی از نمادها قفل در صف خرید هستند و عملا امکان معامله گسترده در آن ها وجود ندارد.

    حجم معاملات نیز تا این لحظه ۷٫۹ میلیارد برگه سهم ثبت شده است.

    ادامه ورود پول به بورس

    جریان نقدینگی نیز همچنان به نفع بازار سهام ادامه دارد. حقیقی ها تا این لحظه حدود ۱۴۰۶ میلیارد تومان پول وارد سهام، حق تقدم و صندوق های سهامی کرده اند و همزمان نزدیک به ۱۷۹۵ میلیارد تومان پول حقیقی از صندوق های درآمد ثابت خارج شده است.

    قدرت خرید حقیقی ها نیز امروز به عدد مثبت ۱٫۷۷ رسیده که عدد مطلوبی محسوب می شود. سرانه خرید حقیقی ها ۹۱٫۳ میلیون تومان و سرانه فروش ۵۱٫۶ میلیون تومان ثبت شده که نشان می دهد خریداران حقیقی با قدرت بیشتری نسبت به فروشندگان در بازار حضور دارند.

    نکته مهم دیگر این است که رشد فعلی بازار در شرایطی رخ داده که هنوز بخشی از نمادهای بزرگ و شاخص ساز که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از جنگ آسیب دیده اند، متوقف هستند و بازگشایی نشده اند.