طی هفته جاری، بازار سرمایه نشانههایی از روند مثبت به نمایش گذاشته است؛ با توجه به متغیرهای سیاسی، اقتصادی و حتی غیراقتصادی، انتظار رشد پایدار چندان منطقی نیست. در شرایط کنونی حداقل میتوان گفت که دلیلی برای تغییر بنیادی در وضعیت بازار وجود ندارد و ادامه مسیر صعودی جای تردید جدی دارد.
با این حال زمانی که تقاضا در بازار بالا میرود، بحث عرضههای اولیه به عنوان ابزاری برای کنترل شرایط مطرح میشود. در ظاهر، عرضه اولیه بخشی از وظایف طبیعی بازار است؛ چراکه تامین مالی شرکتها و تامین نقدینگی برای تولید و صنعت در همین قالب انجام میشود. اما اگر این ابزار صرفا به عنوان اهرم کنترلی استفاده شود، هدف اصلی بازار سرمایه یعنی تامین مالی سالم تحتالشعاع قرار میگیرد. عرضه اولیه باید در شرایط متعادل بازار و با کشش جذب نقدینگی صورت بگیرد، نه اینکه صرفا با نیت مدیریت مقطعی تقاضا به کار بسته شود.
یکی دیگر از شیوههای نادرست که در سالهای اخیر به چشم خورده، تزریق مستقیم منابع مالی به بازار تحت عنوان حمایت بوده است. تجربه تاریخی، بهویژه پس از بحرانهای کوتاهمدت، نشان داده که این روش تنها منجر به حبس نقدینگی در بخشهای محدود میشود. در هیچ نقطهای از جهان رایج نیست که دولت یا نهادهای ناظر بانکها را مستقیما به خرید سهام وادار کنند. چنین اقداماتی اگرچه ممکن است در کوتاهمدت موجب رشد شاخص شود، اما در بلندمدت به بیاعتمادی و خروج سرمایهگذاران منتهی خواهد شد.
مدیریت صحیح بازار به جای ورود مستقیم و دستوری، نیازمند تقویت نهادهای مالی و بازیگران اصلی بازار است. در بسیاری از کشورها، نقدینگی به سمت تقویت بنیه مالی بازارگردانها و مدیران سرمایهگذاری هدایت میشود. این بازیگران با منابع قویتر میتوانند نقش موثرتر و پایدارتری در متعادلسازی بازار ایفا کنند. بنابراین، به جای آنکه چند بانک یا نهاد مالی مامور خرید مقطعی سهام شوند، بهتر است ظرفیت صندوقهای سرمایهگذاری و بازارگردانها افزایش یابد تا بهطور طبیعی نقدینگی را به گردش درآورند.

دیدگاهتان را بنویسید