یکی از ضعفهای تاریخی ما، خامفروشی است. وقت آن رسیده است که ایران به جای صادرات کنسانتره، به هاب منطقهای صنایع مسی تبدیل شود. صادرات سیم و کابل، محصولات مسی و حتی فناوریهای نوین، همان استراتژی حیاتی است که میتواند ارزش افزودهای بینظیر برای اقتصاد ملی ایجاد کند. امروز در یکی از مهمترین مقاطع تاریخ اقتصادی و معدنی کشورمان ایستادهایم. فلز مس نهتنها آینده معدنکاری، بلکه آینده توسعه پایدار جهان را رقم میزند. طبق پیشبینیهای بینالمللی، تا سال ۲۰۳۵ جهان با کسری سالانه بیش از پنج میلیون تن مس روبهرو خواهد شد. این یک هشدار نیست، بلکه یک فرصت بزرگ است. باید از چالشهایی نظیر محدودیت سرمایهگذاری، فرسودگی تجهیزات، نبود قوانین پایدار و مشوقهای سرمایهگذاری و فشار تحریمهای بینالمللی نام برد و به فرصتها نیز اشاره کرد. بازار جهانی تشنه مس است، ایران ذخایر قابل توجه و نیروی انسانی متخصص دارد و موقعیت جغرافیایی کشور، ما را به پلی برای اتصال آسیا و اروپا تبدیل میکند. هیچ توسعه پایدار معدنی بدون حضور بخش خصوصی ممکن نیست. دولت باید نقش تسهیلگر ایفا کند و میدان را برای سرمایهگذاریهای بزرگ داخلی و بینالمللی باز بگذارد. این همان نقطهای است که میتواند معدنکاری ایران را متحول کند. مس، فلزی استراتژیک و حیاتی برای آینده ایران است.اگر امروز مسیر علمی، فناورانه و پایدار توسعه این صنعت را انتخاب کنیم، میتوانیم سهم ایران را در بازار جهانی ارتقا دهیم، اقتصاد ملی را از نفتمحوری جدا کنیم و جایگاه کشور را در اقتصاد سبز آینده تثبیت کنیم.
سایه سنگین خامفروشی بر معادن ایران

ما باید امروز تصمیم بگیریم؛ فردا دیر است. با توجه به کمبود سرمایهگذاری در بخش معدن، دشواریهای تامین مالی پروژهها، ضعف در سیاستهای حمایتی دولت و چالشهای زیرساختی و فنی-تکنولوژیکی، تحقق رشد ۱۳ درصدی بخش معدن غیرممکن است. ۶۵ درصد اشتغال بخش معدن در اختیار معادن کوچک و متوسط است؛ این موضوع نشان میدهد که حمایت هدفمند از این معادن باید در اولویت سیاستگذاریها قرار گیرد.
نویسنده:
دیدگاهتان را بنویسید