به گزارش اقتصادران، روز چهارشنبه، شاهد تداوم سقوط آزاد بازارهای سهام جهانی بودیم. این ریزش متمرکز، ریشه در یک فاجعه ژئوپلیتیکی در قلب تجارت جهانی، یعنی تنگه هرمز، داشت. بسته شدن این آبراه حیاتی پس از درگیریهای اخیر بین امریکا، ایران و اسراییل، ترس از یک بحران پایدار تأمین انرژی را به اصلیترین نگرانی سرمایهگذاران تبدیل کرد. این نگرانی، صرفاً یک عامل قیمتی نبود، بلکه یک تهدید بنیادین برای جریان ثابت کالاهای اساسی در اقتصاد جهانی محسوب میشد.اگرچه ترامپ، تلاش کرد با پیشنهاد اسکورت نظامی توسط نیروی دریایی امریکا و تأمین نرخهای بیمه ریسک پایینتر، نگرانیها را کاهش دهد، اما همزمانی این اظهارات با ادعای ارتش امریکا مبنی بر عدم وجود هیچ کشتی ایرانی فعال در آبراه، نوعی پارادوکس را در بازار ایجاد کرد. بازارها این پیامها را متناقض تلقی کردند؛ یک سو، نمایش قدرت نظامی برای تضمین امنیت، و سوی دیگر، تأیید تلویحی بر وجود تهدید جدی که نیازمند چنین اقدامی است.
واکنش شدید آسیا
آسیا به عنوان بازاری که بهشدت به صادرات و واردات انرژی وابسته است، بیشترین آسیب را در ساعات اولیه پذیرفت. شاخص اماسسیآی آسیا اقیانوسیه با کاهش ۳ درصدی، بدترین عملکرد خود را از آوریل سال گذشته ثبت کرد. بورس کره جنوبی بهطور خاص در کانون توجه قرار گرفت. شاخص کوسپی (KOSPI) با سقوط ۱۱.۳ درصدی مواجه شد که نشاندهنده وحشت شدید سرمایهگذاران بود و بازار را مجبور به تعلیق معاملات کرد. این تعلیق، مکانیزمی دفاعی برای جلوگیری از ذوب شدن کامل ارزش سهام بود، اما خود نمادی از عمق بحران و از دست رفتن موقت اعتماد بود. در توکیو نیز، شاخص نیکی ۲۲۵ ژاپن ۳.۹ درصد کاهش یافت. این واکنش سریع آسیایی نشان داد که درک ریسکهای زنجیره تأمین، در این منطقه بسیار سریعتر از غرب اتفاق افتاده است.
تبعات در اروپا
بازارهای اروپایی نیز روز سهشنبه تحت تأثیر مستقیم افزایش سرسامآور قیمت نفت و گاز قرار گرفتند. سقوط بیش از ۳ درصدی شاخصهای اصلی مانند استاکس ۶۰۰، داکس آلمان (۴ درصد)، کک ۴۰ فرانسه (۳.۲ درصد) و افتیاسای امآیبی ایتالیا (۴.۲ درصد)، نشان داد که بخش انرژی اروپا بیش از حد در معرض شوکهای منطقهای قرار دارد. هرگونه اختلال در انتقال انرژی به اروپا، مستقیماً بر هزینههای تولید و تورم داخلی تأثیر میگذارد. قیمت نفت خام، به ویژه نفت برنت، به عنوان معیار جهانی، به سرعت این تنشها را منعکس کرد. افزایش قیمت نفت برنت به بالای ۸۲.۵۳ دلار و سپس فراتر از ۸۴ دلار، یک پیامد مستقیم از توقف کشتیرانی در تنگه هرمز بود.
شریان حیاتی و وابستگی جهانی
تنگه هرمز تنها یک گذرگاه دریایی نیست؛ این تنگه یک اهرم ژئوپلیتیکی است. حدود یک پنجم از کل نفت و گاز جهان از این نقطه عبور میکند. هرگونه توقف، حتی برای چند روز، باعث میشود ذخایر استراتژیک کشورهای مصرفکننده به سرعت تحت فشار قرار گیرند. این وضعیت نه تنها قیمت خرید فعلی را افزایش میدهد، بلکه قراردادهای آتی را نیز تحت تأثیر قرار داده و ریسک نوسانات آتی را در سطوح بالایی نگه میدارد. تلاش ترامپ برای کاهش ریسک از طریق اسکورت نیروی دریایی، اگرچه از نظر نظامی ممکن است اطمینانبخش باشد، اما دو جنبه اقتصادی پنهان دارد که بازارها به آن توجه دارند: هزینههای عملیاتی در این بین مهم است، اسکورت نظامی هزینه دارد. اگرچه دولت امریکا ممکن است نرخ بیمه را «مناسب» اعلام کند، اما این هزینهها در نهایت به قیمت نهایی نفت برای مصرفکننده منتقل خواهند شد، مگر اینکه دولت متعهد شود این هزینهها را متحمل شود. ریسک برخورد نیز جای خود دارد، حضور نیروی نظامی در منطقه، ریسک برخورد سهوی یا عمدی با نیروهای نظامی طرف مقابل را افزایش میدهد. در بازارهای مالی، ریسک درگیری مستقیم بین قدرتهای نظامی بسیار وخیمتر از درگیریهای محلی است و این عامل میتواند قیمت نفت را به سرعت به سطوح سهرقمی برساند.
غلبه ترس بر عقلانیت
واکنش بازارها را میتوان از منظر اقتصاد رفتاری (Behavioral Economics) تحلیل کرد. دیوید سولومون، مدیر اجرایی گلدمن ساکس، اشاره کرد که بازارها معمولاً به رویدادهای ژئوپلیتیکی واکنش ملایمی نشان میدهند، مگر آنکه پیامدهای مستقیمی بر رشد اقتصادی داشته باشند. این بدان معناست که: بازارها این بحران را فراتر از یک تنش معمولی تلقی کردهاند و آن را مستقیماً با رشد اقتصادی جهانی مرتبط دانستهاند. اختلال در تنگه هرمز، بهطور مستقیم بر زنجیرههای تولید، نرخ تورم جهانی و در نهایت بر قدرت خرید مصرفکننده تأثیر میگذارد.
نیاز به زمان برای هضم: سخنان سولومون مبنی بر اینکه چند هفته طول میکشد تا بازارها پیامدها را هضم کنند، نشان میدهد که سرمایهگذاران در حال حاضر در فاز واکنش احساسی (ترس و فروش) هستند و هنوز مدلهای بلندمدت خود را بر اساس سناریوهای جدید (مانند بسته ماندن طولانیمدت تنگه) تنظیم نکردهاند. این عدم قطعیت است که باعث شده شاخصهایی مانند کوسپی تا مرز سقوط ۱۱ درصدی پیش بروند.
چشمانداز وال استریت و فشار سیاسی داخلی
در حالی که بازارهای آسیایی و اروپایی ضرر خود را ثبت کرده بودند، تمرکز روز چهارشنبه به وال استریت منتقل شد. عملکرد بورس امریکا برای هر دولتی از اهمیت حیاتی برخوردار است، اما برای دولتی که بر موفقیت اقتصادی تأکید میکند، اهمیت آن دوچندان است. سرمایهگذاران نیویورکی با تردید بسیار به معاملات پیش از بازار نگریستند، زیرا آنها نه تنها نگران سودآوری شرکتها بودند، بلکه در مورد توانایی دولت در مدیریتیک بحران بینالمللی که میتواند به رکود منجر شود، تردید داشتند. گزارشهایی از دریافت حوادث دریایی در نزدیکی سواحل امارات و عمان، ریسکهای محلی را افزایش داد.

دیدگاهتان را بنویسید