روزهای پرابهام بورس

نوشته شده توسط

در

, ,

به گزارش اقتصادران، بورس تهران در روزهای اخیر یکی از پر ابهام‌ترین روزهای خود را پشت سر گذاشت، شرایطی که نه‌تنها سرمایه‌گذاران خرد، بلکه بسیاری از فعالان حرفه‌ای بازار نیز در تلاشند تصویر روشنی از آنچه واقعاً در حال وقوع است به دست آورند.

پرسشی که بارها در میان سرمایه‌گذاران و تحلیلگران مطرح شده است که «آیا بازار واقعاً فعال است؟» در پی تجاوز نظامی امریکا و اسراییل به کشور، شورای عالی بورس با هدف صیانت و حفظ از دارایی سرمایه‌گذاران و جلوگیری از شکل‌گیری رفتارهای هیجانی تصمیم گرفت فعالیت بازار سهام را تا اطلاع ثانوی متوقف شود.

تصمیمی که در نگاه نخست به عنوان اقدامی احتیاطی برای جلوگیری از شوک‌های شدید قیمتی و رفتارهای هیجانی قابل درک به نظر می‌رسید، اما باعث شد سرمایه‌گذاران نسبت به این موضوع اعتراضاتی داشته باشند و اعلام کنند که نیاز است بازار سهام بازگشایی شود. به عقیده برخی از کارشناسان لازم است تا پایان جنگ، بازار بسته باشد، اما در مقابل برخی از کارشناسان عقیده دارند که لازم است بورس به صورت نیمه وقت با محدودیت فراوان بازگشایی شود تا سرمایه‌گذاران دارایی خود را در صورت لزوم نقد کنند.  در همین شرایط وزیر امور اقتصادی و دارایی اعلام کرد که با وجود تعطیلی بازار سهام، بخش‌هایی از بازار سرمایه همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند. بر اساس این اعلام رسمی، صندوق‌های سرمایه‌گذاری با درآمد ثابت، بازار اوراق بدهی و همچنین بورس‌های کالا و انرژی از روز دوم به فعالیت خود بازگشته‌اند و امکان معامله در این حوزه‌ها وجود دارد.

اما بررسی وضعیت عملی سامانه‌های معاملاتی و روایت فعالان بازار تصویر متفاوتی را نشان می‌دهد؛ تصویری که در آن بسیاری از سرمایه‌گذاران اعلام می‌کنند امکان انجام معامله در این بخش‌ها نیز فراهم نبوده یا با محدودیت‌های جدی روبرو بوده است. همین مساله باعث شده شکاف معناداری میان آنچه در اطلاع‌رسانی رسمی اعلام شده و آنچه فعالان بازار در عمل تجربه می‌کنند شکل بگیرد. درحال حاضر فعال بودن بازار یک تصویر جدیدی به خود گرفته است و نیازمند یک تعریف دقیق‌تر و درست‌تر است.

در ادبیات حکمرانی بازارهای مالی، فعال بودن بازار صرفاً به معنای اعلام رسمی باز بودن آن نیست. بازار زمانی فعال تلقی می‌شود که زیرساخت‌های عملیاتی و معاملاتی آن به‌صورت کامل در دسترس بوده و سرمایه‌گذاران بتوانند فرآیندهای اساسی بازار را بدون مانع انجام دهند.این فرآیندها شامل ثبت سفارش خرید و فروش، انجام معامله، کشف قیمت، تسویه و همچنین امکان مدیریت پرتفوی سرمایه‌گذاران است. اگر هر یک از این حلقه‌ها به‌صورت عملی دچار اختلال شود، در واقع کارکرد طبیعی بازار با مشکل مواجه شده است؛ حتی اگر در سطح اطلاع‌رسانی رسمی گفته شود که بازار فعال است. به بیان دیگر، فعال بودن بازار زمانی معنا پیدا می‌کند که سرمایه‌گذار بتواند دارایی خود را نقد کند، موقعیت سرمایه‌گذاری خود را تغییر دهد یا بر اساس تحلیل‌های جدید اقدام به خریدیا فروش کند. در غیر این صورت، بازار در عمل کارکرد اصلی خود را از دست می‌دهد.

در شرایطی که سامانه‌های معاملاتی امکان ثبت سفارش یا انجام معامله را فراهم نکنند، اطلاق عنوان «فعال بودن» به چنین بازاری می‌تواند تصویر نادرستی از وضعیت واقعی آن ارایه دهد. همین مساله باعث شده بسیاری از فعالان بازار سرمایه این روزها با نوعی سردرگمی مواجه شوند. برخی از معامله‌گران می‌گویند از زمان انتشار بیانیه وزیر اقتصاد درباره ادامه فعالیت بخش‌هایی از بازار، انتظار داشته‌اند بتوانند در ابزارهایی مانند صندوق‌های درآمد ثابت یا اوراق بدهی معامله انجام دهند، اما در عمل چنین امکانی فراهم نشده است. همین موضوع باعث شده این پرسش مطرح شود که آیا مشکل در اطلاع‌رسانی بوده یا در زیرساخت‌های اجرایی بازار.

توقف صندوق‌های درآمد ثابت

در میان ابزارهای مختلف بازار سرمایه، صندوق‌های سرمایه‌گذاری با درآمد ثابت نقش ویژه‌ای در مدیریت ریسک دارند. این صندوق‌ها معمولاً بخش عمده منابع خود را در اوراق کم‌ریسک مانند اوراق بدهی دولتییا سپرده‌های بانکی سرمایه‌گذاری می‌کنند و به همین دلیل نوسان قیمتی کمتری نسبت به بازار سهام دارند.در دوره‌هایی که سطح نااطمینانی اقتصادییا سیاسی افزایش می‌یابد، بسیاری از سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند بخشی از دارایی خود را از بازارهای پرریسک‌تر خارج کرده و به این صندوق‌ها منتقل کنند. به همین دلیل در ادبیات مالی از صندوق‌های درآمد ثابت به عنوان «ضربه‌گیر بازار» یاد می‌شود.

این صندوق‌ها در واقع نوعی سوپاپ اطمینان برای بازار سرمایه محسوب می‌شوند. هنگامی که فشار فروش در بازار سهام افزایش پیدا می‌کند، سرمایه‌گذاران می‌توانند دارایی خود را به صندوق‌های درآمد ثابت منتقل کنند و از شدت نوسانات بازار بکاهند. اما در شرایطی که معاملات این صندوق‌ها نیز به‌صورت عملی متوقف شود، یکی از مهم‌ترین ابزارهای تعدیل‌کننده بازار از کار می‌افتد. در چنین وضعیتی سرمایه‌گذاران نه می‌توانند سهام خود را معامله کنند و نه امکان انتقال منابع به ابزارهای کم‌ریسک‌تر را دارند.این وضعیت می‌تواند فشار روانی قابل توجهی بر فعالان بازار وارد کند؛ زیرایکی از اصول مهم مدیریت سرمایه، امکان واکنش به شرایط جدید و تغییر ترکیب دارایی‌هاست. وقتی این امکان وجود نداشته باشد، احساس کنترل سرمایه‌گذار بر دارایی خود کاهش پیدا می‌کند. برخی تحلیلگران عقیده دارند که ممکن است منظور وزیر اقتصاد از فعال بودن صندوق‌های درآمد ثابت، امکان صدور و ابطال واحدهای سرمایه‌گذاری بوده باشد نه معاملات ثانویه در بازار. با این حال حتی در این صورت نیز اطلاع‌رسانی دقیق‌تر در این باره می‌توانست از شکل‌گیری ابهام جلوگیری کند.

بازار بدهی و بورس‌های کالایی

در کنار صندوق‌های درآمد ثابت، بازار اوراق بدهی نیزیکی از بخش‌های مهم بازار سرمایه محسوب می‌شود. این بازار نقش کلیدی در تأمین مالی دولت و شرکت‌ها ایفا می‌کند و ثبات آن از منظر سیاست‌گذاری اقتصادی اهمیت زیادی دارد.

در بسیاری از کشورها حتی در دوره‌های بحران مالی یا تنش‌های سیاسی، سیاست‌گذاران تلاش می‌کنند بازار بدهی را فعال نگه دارند؛ زیرا توقف آن می‌تواند فرآیند تأمین مالی را مختل کند و پیامدهای گسترده‌ای برای اقتصاد به همراه داشته باشد. به همین دلیل اعلام ادامه فعالیت بازار اوراق بدهی در شرایط فعلی از نظر سیاستی قابل درک به نظر می‌رسد. با این حال اگر در عمل امکان انجام معامله در این بازار نیز با محدودیت روبرو باشد، این مساله می‌تواند کارکرد واقعی آن را زیر سوال ببرد. بورس‌های کالا و انرژی نیز از دیگر بخش‌هایی هستند که گفته شده فعالیت آنها ادامه دارد. این بازارها نقش مهمی در کشف قیمت کالاهای اساسی، مواد اولیه صنعتی و حامل‌های انرژی دارند و تعطیلی آنها می‌تواند بر زنجیره تولید و تجارت اثر بگذارد.با این حال برخی فعالان این بازارها نیز گزارش داده‌اند که فعالیت عملی آنها با اختلالاتی همراه بوده است. همین مساله بار دیگر اهمیت هماهنگی میان اطلاع‌رسانی رسمی و وضعیت واقعی زیرساخت‌های معاملاتی را برجسته  می‌کند.

اعتماد حلقه گمشده بازار

یکی از مهم‌ترین دارایی‌های هر بازار مالی، اعتماد عمومی است. این اعتماد نه‌تنها به عملکرد شرکت‌ها یا بازدهی سرمایه‌گذاری‌ها وابسته است، بلکه به کیفیت حکمرانی بازار و نحوه اطلاع‌رسانی نهادهای مسوول نیز بستگی دارد. وقتی سرمایه‌گذاران احساس کنند اطلاعاتی که دریافت می‌کنند دقیق، شفاف و منطبق با واقعیت است، احتمال مشارکت آنها در بازار افزایش می‌یابد.

اما اگر میان روایت رسمی و تجربه عملی آنها فاصله ایجاد شود، این اعتماد به‌تدریج آسیب می‌بیند. در شرایط بحران، اهمیت این موضوع دوچندان می‌شود. زیرا در چنین زمان‌هایی سرمایه‌گذاران بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات دقیق و قابل اتکا نیاز دارند تا بتوانند تصمیم‌های مالی خود را مدیریت کنند. شفافیت در بیان محدودیت‌ها، توضیح دلایل تصمیمات سیاستی و ارایه تصویر واقعی از وضعیت بازار می‌تواند به کاهش نااطمینانی کمک کند. حتی اگر شرایط بازار محدود یا پیچیده باشد، اطلاع‌رسانی صادقانه معمولاً اثر مثبت‌تری بر اعتماد سرمایه‌گذاران دارد. آنچه امروز در بازار سرمایه ایران بیش از هر چیز احساس می‌شود، نیاز به شفاف‌سازی دقیق درباره وضعیت بخش‌های مختلف بازار است.

سرمایه‌گذاران می‌خواهند بدانند کدام بازارها واقعاً فعال هستند، در کدام ابزارها امکان معامله وجود دارد و محدودیت‌های عملیاتی دقیقاً چیست.ارایه چنین توضیحاتی نه‌تنها از سردرگمی فعالان بازار جلوگیری می‌کند، بلکه می‌تواند به مدیریت بهتر انتظارات سرمایه‌گذاران نیز کمک کند. بازار سرمایه به‌طور طبیعی با ریسک و نوسان همراه است، اما آنچه بیش از نوسان می‌تواند برای آن خطرناک باشد، ابهام و عدم قطعیت در اطلاعات است. در چنین فضایی حتی تصمیمات سیاستی درست نیز ممکن است با برداشت‌های متفاوت مواجه شوند.

 

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *