طی ۱۸ سالی که در بورس و سایر بازارهای اقتصادی کشور فعالیت کردم به این نتیجه رسیدهام که اغلب سرمایهگذاران خرد همواره بخش خوشبینانه اتفاقات بازارها را برای خودشان تصویرسازی میکنند. این دست از مخاطبان بازار سرمایه، اغلب چیدمان وقایع را به گونهای انجام میدهند که نتایج مورد نظر خودشان را تایید کنند. در واقع به رخدادها از زاویه مدنظر خود نگاه میکنند. اما آیا با یک چنین رویکردی در بازار میتوان توفیقی به دست آورد؟ در برخی موارد بله و برخی مواقع هم خیر! قطعا هر توفیقی در این بازار مبتنی بر چنین تحلیل و نگاهی، شانسی و از سر تصادف خواهد بود. مساله این است که اگر بر اساس شانس و اتفاق یکی، دو بار این چیدمان غیرتخصصی، غیرکاربردی و مبتنی بر ارزیابیهای شتابزده کار و سودی را نصیب سرمایهگذار کند در معاملات بزرگتر با همان نقشه قبلی وارد شده و بزرگترین شکستهای معاملاتی اینگونه شکل میگیرند.
در واقع اگر صاحبان سهام برنامه معاملاتی خودشان را بهروز نکنند، نقد و بررسیهای مورد نیاز را صورت ندهند و اشتباهات کوچک را درست نکنند با نوعی خودفریبی وارد معاملات بعدی میشوند و در نهایت در قامت یک بازنده بیدانش، بازار را ترک میکنند. اینکه برخی سرمایهگذاران اشتباه میکنند، خرد میشوند و منابعشان را از دست میدهند، اشتباه اول است و اینکه بعد از این تجربه، بازار را ترک میکنند، اشتباه دوم! اشتباهی که به مراتب از اشتباه نخست، بیشتر خسارت ایجاد میکند، زیرا این افراد فرصت استفاده از تجربهای که به دست آمده را هم از دست میدهند. فرصت جبران اشتباه و یادگیری و پوشش نقاط ضعف را!
آن وقت است که سرمایهگذار خودش را برای بدترین سناریو آماده کرده و دیگر به راحتی غافلگیر نمیشود. اما پرسش مهم این است که بیرحمی مطلق یعنی چه؟
یعنی بدترین اتفاقات در بدترین شکل خودشان اتفاق میفتد. وقتی با خود میگویید دو روز دیگر هم در بازار بمانم تا سود بیشتری کنم تا ماشین مدل بالاتری بخرم دقیقا در همان دو روز بازار سقوط میکند! چرا؟ چون سوداگران برای کسب سودهای بیشتر دام پهن کرده و اخبار منفی منتشر میکنند.
فلان سوداگر و فلان رییس و فلان مشاور در حالی که برخی سرمایهگذاران خرد در حال جشن و پایکوبی سودهای به دست آمده هستند اخبار منفی مخابره میکنند!
بازیگر خوشنام سهم، درست از همان روز تصمیم میگیرد تبدیل شود به بازیگر بد سهم!
قوانین به شکلی که به سرمایهگذار ضربه بزنند، تغییر میکنند و …فعالان اقتصادی باید بدانند در بازاری بیرحمی قرار دارند. هرگونه خوشبینی و خوشخیالی و رویابافی، سرمایهگذار را به زمین میکوبد کما اینکه در مواقعی که بازار سبز است، بدبینی بیش از اندازه هم مانع کسب سود در بازار میشود، اما من به شخصه از دست دادن بخشی از سود را به ضرر کردن بیموقع ترجیح میدهم. در این چند سال همواره سعیام بر این بوده که بازارها را در بدترین شکل خودشان تصور و خودم را برای هر سناریویی آماده کنم.
در اقتصاد باید مبنا را بر عدم اعتماد به هر چیز و هر کس قرار داد تا غافلگیر نشد.

دیدگاهتان را بنویسید