بازگشایی بورسی که دیگر بورس نیست!

بورس

نوشته شده توسط

در

, ,

به گزارش اقتصادران، بازگشایی بورس بعد از حدود ۲,۵ ماه سکون و توقف، احتمالا یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین مقاطع بازار سرمایه در سال‌های اخیر خواهد بود، بازاری که حالا همزمان با چند ریسک ساختاری، سیاسی و نقدینگی روبه‌‌رو شده است.

در مرحله اول باید توجه داشت که حدود ۴۲ نماد بزرگ پتروشیمی و هلدینگ‌های وابسته همچنان متوقف خواهند ماند. بخش قابل توجهی از ارزش بازار و نقدشوندگی فعلا از چرخه معاملات خارج شده و همین مساله می‌تواند فشار تامین نقدینگی را به سایر نمادها منتقل کند.

در واقع بخشی از سهامدارانی که نیاز به نقدینگی دارند، عملا ناچار می‌شوند سراغ فروش در نمادهای باز بروند و این خود می‌تواند شدت عرضه را در کلیت بازار افزایش دهد. از طرف دیگر، حدود ۱۸۰ نماد نیز به دلیل افشای اطلاعات بااهمیت گروه «الف» بدون دامنه نوسان بازگشایی می‌شوند، یعنی بازاری که به‌ صورت طبیعی بعد از این مدت و این تلاطم‌ها و عدم قطعیت‌ها مستعد هیجان است، حالا در بخش مهمی از نمادها بدون محدودیت نوسان وارد فاز کشف قیمت خواهد شد!

چنین شرایطی اغلب در روزهای ابتدایی، باعث نوسانات سنگین در بازار می‌شود. عامل مهم بعدی، ریسک سیستماتیک ناشی از فضای سیاسی و سایه جنگ است. تجربه نشان داده در دوره‌هایی که نااطمینانی سیاسی و امنیتی افزایش پیدا می‌کند، سرمایه‌گذاران در گام اول به سمت کاهش ریسک و افزایش نقدشوندگی حرکت می‌کنند و نه ارزش ذاتی و p.e پایین و …حتی اگر در ادامه، تورم و رشد نرخ ارز باعث افزایش سودآوری شرکت‌ها شود. در همین فضا، موضوع بیمه هموطن هم قابل توجه است.

طبق آمارها حدود ۴۰ هزار نفر از سهامداران خرد وارد طرح تضمین بازدهی حدود ۳۰ درصدی یکساله شده‌اند.

این مساله فعلا بخشی از رفتار فروش را کنترل می‌کند و می‌تواند تا حدی از فشار عرضه بکاهد. اما باید توجه داشت اگر اقتصاد وارد فاز سوپرتورمی شود و بازده بازارهای موازی یا تورم انتظاری از این نرخ عبور کند، بخشی از همین سرمایه‌ها هم ممکن است در ادامه مسیر از بازار خارج شوند. نکته مهم‌تر اینجاست که بازار فعلا نه گزارش‌های ۳ ماهه جدید را دیده، نه اثر کامل جهش نرخ ارز و تورم را در سودآوری شرکت‌ها هضم کرده است.

بخش قابل توجهی از صنایع، مخصوصا صادرات‌محورها (از مسیر غیردریایی) و آنهایی که از جنگ آسیب ندیده‌اند، به لحاظ بنیادی احتمالا با تعدیل‌های سنگین سود مواجه خواهند شد؛ اما فاصله زمانی تا انتشار گزارش‌ها باعث می‌شود بازار در کوتاه‌مدت بیشتر تحت تاثیر ترس، ابهام و کمبود نقدینگی معامله شود تا تحلیل سودآوری واقعی.

ضمن اینکه هنوز وضعیت دقیق صندوق‌های اهرمی، بخشی و حتی برخی صندوق‌های سهامی برای فعالان بازار کاملا شفاف نیست و این ابهام می‌تواند در روزهای ابتدایی، رفتارهای هیجانی را تشدید کند. مخصوصا در صندوق‌های اهرمی که کوچک‌ترین موج ابطال یا فشار فروش می‌تواند نوسانات را چندبرابر کند. به نظر من، سناریوی محتمل‌تر در شروع بازار، فشار فروش سنگین و شکل‌گیری منفی‌‌های بزرگ است نه صرفا به خاطر ارزندگی یا عدم ارزندگی سهام، بلکه به دلیل تخلیه ریسک انباشته‌ای که طی این مدت امکان بروز نداشته است.

اما در ادامه، اگر فضای سیاسی وارد فاز باثبات‌‌تری شود و بازار بتواند شوک اولیه نقدینگی را پشت سر بگذارد و دولت نیز به حمایت از بازار اقدام به تزریق نقدینگی سنگین کند، احتمال بازگشت تدریجی تقاضا هم وجود دارد، چون در اقتصادی با این سطح از تورم، دارایی‌ها در نهایت خودشان را با واقعیت‌های جدید تطبیق می‌دهند.

بازار فعلا بیش از آنکه درگیر تحلیل سود شرکت‌ها باشد، اسیر «ابهام» است و بورس معمولا قبل از هر چیز، ابهام را در قیمت‌ها لحاظ می‌کند. بنابراین از منظر تئوریک، بازار با فشار فروش آغاز خواهد کرد، اگر دامنه بسته باشد صف‌های فروش تا رسیدن به تعادل (از چند روز تا چند هفته) شکل خواهند گرفت. در نمادهای بدون دامنه ممکن است منفی‌های بزرگ‌تری شکل بگیرد. اما بعد از فروکش کردن منفی‌ها، در صورت حمایت دولت و تزریق سنگین نقدینگی و تخلیه بار روانی، بازار می‌تواند خود را با تورم موجود در اقتصاد تطبیق دهد.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *