آتش جنگ به جان بورس افتاد

نوشته شده توسط

در

, ,

به گزارش اقتصادران، پاسخ ایران به حملات امریکا و اسراییل، باعث وحشت ساکنان دوبی و ابوظبی شده و تهدید بزرگی برای اقتصاد و جایگاه امارات متحده عربی به عنوان یک قطب مالی، لجستیکی و گردشگری پایدار است. البته این شرایط بر روی سایر بورس‌های دنیا نیز تأثیر داشت و به‌نوعی توانست مسیر معاملات را نیز تغییر دهد. اداره بازار سرمایه امارات متحده عربی در بیانیه‌ای ایمیلی اعلام کرد که بورس اوراق بهادار ابوظبی و بازار مالی دبی در روزهای دوم و سوم مارس (دوشنبه و سه‌شنبه) تعطیل خواهند بود. این نهاد افزود: این اداره به نظارت بر تحولات منطقه و ارزیابی مداوم اوضاع ادامه خواهد داد و در صورت لزوم اقدامات بیشتری را انجام خواهد داد.

ادموند کریستو و سالومه اسخیرتلادزه، تحلیلگران بلومبرگ اینتلیجنس، در یادداشتی نوشتند: حملات امریکا و اسراییل به ایران، شوک‌های تقاضا برای فروش املاک در امارات را تهدید می‌کند. توسعه‌دهندگان اماراتی، مانند اعمار و همچنین بانک‌های اماراتی آسیب‌پذیر هستند. ارزش بازار بورس امارات ۱.۱ تریلیون دلار است که آن را به نوزدهمین بورس بزرگ جهان تبدیل می‌کند. این بازار ۱.۴ درصد از شاخص بازارهای نوظهور شرکت MSCI Inc را به خود اختصاص داده است. شروع هفته معاملاتی جدید با ابرهای تیره عدم قطعیت ژئوپلیتیکی بر فراز بازارهای مالی جهان همراه بود. در روز دوشنبه، سرمایه‌گذاران در سراسر جهان چشم‌انتظار تحولات تنش‌آمیز در خاورمیانه هستند، جایی که درگیری مستقیم ایران و اسراییل، معادلات امنیتی منطقه و به‌تبع آن، آرامش اقتصاد جهانی را با چالشی جدی مواجه کرده است.

این تنش‌ها، در شرایطی آغاز می‌شود که بازارها همچنان در حال هضم سیاست‌های انقباضی بانک‌های مرکزی و نشانه‌های متضاد تورمی هستند. در چنین فضایی، شاخص‌های اصلی بورس در قاره‌های مختلف، واکنش‌های متفاوتی را از خود نشان داده‌اند. بازارهای آسیایی تحت‌تأثیر وابستگی شدید به واردات انرژی، روندی نزولی و محتاطانه را در پیش گرفتند، بازارهای اروپایی نیز به دلیل نزدیکی جغرافیایی به کانون بحران، فشار فروش را تجربه کردند. ازسوی‌دیگر، وال‌استریت، اگرچه از فاصله اقیانوسی به رویدادها می‌نگرد، اما به عنوان قلب مالی جهان، حساسیت بالایی به هر عاملی که جریان تجارت و ثبات جهانی را مختل کند، نشان می‌دهد. هدف این گزارش، واکاوی دقیق عملکرد بازارهای سهام در روز جاری و تحلیل سازوکارهای ساختاری است که از طریق آن، تنش ایران و اسراییل می‌تواند بر اقتصاد و سرمایه‌گذاری جهانی تأثیر بگذارد.

بازارهای آسیایی در روز دوشنبه، به عنوان اولین میزبانان معاملات جهانی، واکنشی محتاطانه و عمدتاً منفی به تشدید تنش‌های خاورمیانه نشان دادند. اقیانوس آرام، آنها را از میدان درگیری دور نگاه‌داشته، اما وابستگی حیاتی اقتصادهای این منطقه به انرژی وارداتی از خلیج‌فارس، باعث شده تا سرمایه‌گذاران آسیایی به یکی از حساس‌ترین بازیگران در برابر بی‌ثباتی در این منطقه تبدیل شوند. عملکرد شاخص‌های کلیدی نیز بسیار متفاوت‌تر از پیش‌بینی‌ها در این روز بود. طی روز دوشنبه شاخص نیکی ۲۲۵ ژاپن با کاهشی حدود ۱.۸درصد مواجه شد. سهام شرکت‌های بزرگی چون تویوتا و سونی که به زنجیره تأمین جهانی وابسته‌اند، تحت‌فشار فروش قرار گرفتند.

در چین، شاخص CSI ۳۰۰ شانگهای و شن‌ژن تقریباً ۱.۲درصد افت کرد، هرچند که مداخلات حمایتی مقامات ناظر، از کاهش شدیدتر جلوگیری کرد. در هنگ‌کنگ، شاخص هنگ‌سنگ با ریزشی حدود ۲.۱درصد عملکرد ضعیف‌تری داشت و بخش‌های مالی و املاک آن بیشترین آسیب را دیدند. در ادامه مسیر نیز آسیا موتور محرک اقتصاد جهانی و بزرگ‌ترین مصرف‌کننده نفت جهان است. هرگونه اختلال در مسیرهای کشتیرانی تنگه هرمز یا افزایش چشمگیر قیمت نفت، مستقیماً بر تراز تجاری، هزینه‌های تولید و تورم در کشورهایی مانند ژاپن، چین، کره جنوبی و هند تأثیر می‌گذارد.

معادله ساده است؛ یعنی قیمت بالاتر نفت = هزینه واردات بیشتر = فشار تورمی فزاینده = کاهش سودآوری شرکت‌ها و احتمال مداخله انقباضی بیشتر بانک‌های مرکزی. سرمایه‌گذاران آسیایی این پیوند مستقیم را به‌خوبی درک می‌کنند. یک تحلیلگر ارشد بازارهای آسیایی در سنگاپور به‌صورت فرضی می‌گوید: بازارهای منطقه امروز در حال «قیمت‌گذاری ریسک» یک سناریوی بدتر هستند. افزایش قیمت نفت برنت به بالای ۹۰ دلار در هر بشکه، زنگ خطری برای اقتصادهای صادرات‌محور آسیاست. ما شاهد تقویت نسبی ین ژاپن و فرانک سوییس به عنوان پناهگاه‌های امن هستیم، درحالی که ارزهای کشورهای واردکننده نفت تحت‌فشار هستند.

انتظار داریم بانک‌های مرکزی منطقه، علاوه بر نظارت بر تورم داخلی، حالا مجبور باشند یک متغیر بیرونی غیرقابل‌کنترل را نیز بادقت رصد کنند. اروپا به دلیل فاصله جغرافیایی کمتر با خاورمیانه و وابستگی تاریخی و تجاری پیچیده، در خط مقدم تأثیرات اقتصادی این تنش‌ها قرار دارد. بازارهای سهام قاره سبز در روز دوشنبه با رنگ قرمز قابل‌توجهی آغاز به کار کردند که نشان‌دهنده نگرانی عمیق سرمایه‌گذاران از عواقب گسترش درگیری است. شاخص DAX آلمان که به صادرات و صنایع سنگین وابسته است، بیش از ۱.۵درصد کاهش یافت. شاخص CAC ۴۰ فرانسه نیز روندی مشابه با افت حدود ۱.۴درصد را ثبت کرد. شاخص FTSE ۱۰۰ لندن با کاهش ملایم‌تر ۱.۰درصد همراه بود که بخشی از آن به دلیل افزایش قیمت نفت و سودآوری شرکت‌های انرژی حاضر در این شاخص جبران شد. به‌طورکلی، فضای ریسک‌گریزی بر بازار حاکم بود. در میان این روند نزولی کلی، دو بخش خاص عملکردی کاملاً متمایز داشتند. سهام شرکت‌های انرژی مانند «شل» و «توتال انرژی» با افزایش قیمت روبرو شدند، چرا که سرمایه‌گذاران افزایش درآمدهای آتی آنها را به دلیل بالارفتن قیمت حامل‌های انرژی پیش‌بینی می‌کنند. ازسوی‌دیگر، سهام شرکت‌های صنایع دفاعی و امنیتی اروپایی مانند «ایرباس» (با بخش هلیکوپترهای نظامی)، «بی‌ایئی سیستمز» و «راینمتال» شاهد تقاضای قابل‌توجه بودند.

این پدیده که به اثر امنیتی معروف است، نشان می‌دهد بازار احتمال افزایش بودجه‌های دفاعی دول اروپایی را در واکنش به بی‌ثباتی همسایگی خود، در حال محاسبه است. تأثیر بر سیاست پولی اروپا: بانک مرکزی اروپا (ECB) در آستانه تصمیم‌گیری حساسی درباره زمان شروع کاهش نرخ بهره قرار دارد. تنش‌های ژئوپلیتیکی جدید، این معادله را پیچیده‌تر می‌کند. از یک سو، شوک قیمت انرژی می‌تواند مسیر نزولی تورم را کند کرده و فشار برای حفظ نرخ‌های بالا را بیشتر کند. ازسوی‌دیگر، تضعیف رشد اقتصادی ناشی از عدم اطمینان، می‌تواند دلیل قاطعی برای سیاست پولی نرم‌تر باشد. تحلیلگران معتقدند ECB احتمالاً در کوتاه‌مدت، احتیاط را پیشه کرده و منتظر شفاف‌تر شدن اوضاع می‌ماند. بازارهای مالی امریکا، اگرچه توسط دو اقیانوس از میدان تنش جدا شده‌اند، اما به عنوان بازار دارایی پیشروی جهان، عمیقاً تحت‌تأثیر جریانات ریسک جهانی قرار می‌گیرند. وال‌استریت در روز دوشنبه با افت شاخص‌ها و افزایش تقاضا برای دارایی‌های امن، نشان داد که سرمایه‌گذاران امریکایی نیز از پیامدهای جهانی این بحران در امان نیستند. شاخص S&P ۵۰۰ که نماینده گسترده‌ای از اقتصاد امریکاست، در ابتدای معاملات با کاهشی نزدیک به ۱.۲درصد مواجه شد.

شاخص صنعتی داوجونز نیز روندی مشابه داشت. شاخص نزدک که مملو از شرکت‌های فناوری است، با افت شدیدتری حدود ۱.۷درصد روبرو گردید، چرا که این بخش به ویژه نسبت به محیط کلی با نرخ بهره بالا و کاهش رشد جهانی حساس است. سهام شرکت‌های فناوری بزرگی مانند اپل، مایکروسافت و متا همگی در قلمرو منفی معامله شدند. کلاسیک‌ترین واکنش بازار به افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیکی، تقویت دلار امریکا و افزایش قیمت طلا است. در روز جاری، شاخص دلار (DXY) در برابر سبدی از ارزهای اصلی تقویت شد، چرا که سرمایه‌گذاران جهانی دارایی‌های خود را به این ارز پایدار منتقل کردند. هم‌زمان، قیمت هر اونس طلا از مرز ۲۴۰۰ دلار نیز عبور کرد و به بالاترین سطوح خود رسید.

این حرکت به‌وضوح نشان‌دهنده تمایل سرمایه‌گذاران برای حفظ ارزش در دارایی‌ای فیزیکی و بدون ریسک مقابلگی است. بازدهی اوراق‌قرضه خزانه‌داری امریکا نیز با کاهش مختصری روبرو شد که نشان از افزایش تقاضا برای این دارایی امن دارد. نقش فعال امریکا به عنوان متحد اصلی اسراییل و بازیگری کلیدی در خاورمیانه، اعتماد سرمایه‌گذاران را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. هرگونه تشدید درگیری که منجر به درگیری مستقیم نظامی امریکا شود یا تحریم‌های شدیدتری را علیه ایران به همراه آورد، می‌تواند شوک بزرگ‌تری به بازارهای جهانی وارد کند. سرمایه‌گذاران وال‌استریت به‌دقت در حال رصد اظهارات مقامات کاخ سفید و کنگره هستند تا جهت‌گیری آینده و میزان درگیری احتمالی را ارزیابی کنند. عدم قطعیت در این زمینه، به‌خودی‌خود یک فاکتور بازدارنده برای تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری بلندمدت است.

صعود قیمت نفت

بحران جنگ و توقف کشتی‌ها در تنگه هرمز باعث شده که اقتصاد جهانی نیز از تنش میان ایران و اسراییل و امریکا نیز تأثیر بسیاری بپذیرند و به‌نوعی تغییر مسیر دهند. نخستین موضوع مساله نفت است. ایران یکی از بازیگران اصلی بازار نفت است و تنگه هرمز، بندرگاه حیاتی برای صادرات نفت خلیج‌فارس، در همسایگی آن قرار دارد. هرگونه تهدید به بستن این تنگه یا حمله به تأسیسات نفتی، می‌تواند عرضه جهانی نفت را به‌شدت کاهش دهد. بر اساس مدل ساده عرضه و تقاضا، کاهش عرضه با ثابت ماندن تقاضا، منجر به افزایش قیمت تعادلی می‌شود. افزایش قیمت نفت یک شوک تورمی جهانی ایجاد می‌کند، زیرا انرژی یک نهاده اساسی در تمام زنجیره‌های تولید است.

این امر می‌تواند منحنی فیلیپس را در اقتصادهای مختلف جابه‌جا کند و بانک‌های مرکزی را در موقعیت دشواری قرار دهد. مساله بعد کانال امنیت کشتیرانی است. منطقه خاورمیانه شاهرگ ترانزیت کالاهای جهان به‌حساب می‌آید. بی‌ثباتی می‌تواند هزینه بیمه کشتی‌ها را به‌شدت افزایش دهد، مسیرها را طولانی‌تر کند (به عنوان‌مثال، دورزدن آفریقا) و در نتیجه هزینه حمل‌ونقل و زمان تحویل کالا را بالا ببرد. این اختلال در لجستیک جهانی، مجدداً بر تورم و رشد اقتصادی تأثیر منفی می‌گذارد. سومین مساله نیز اعتماد و انتظارات است. مهم‌تر از همه، بحران ژئوپلیتیکی، اعتماد را که سنگ بنای سرمایه‌گذاری و مصرف است، تخریب می‌کند. شرکت‌ها سرمایه‌گذاری‌های جدید و توسعه را به تعویق می‌اندازند.

مصرف‌کنندگان هزینه‌های غیرضروری را کاهش می‌دهند. این کاهش در تقاضای کل می‌تواند حتی در صورت افزایش تورم حامل‌های انرژی، رشد اقتصادی را کند نماید. این وضعیت رکود تورمی را تداعی می‌کند که مدیریت آن برای سیاست‌گذاران بسیار دشوار است. چشم‌انداز هفته معاملاتی پیشرو به‌شدت به تحولات دیپلماتیک و میدانی در خاورمیانه گره‌خورده است. بازارهای جهانی در روز دوشنبه پیامی واضح صادر کردند، اولویت فعلی، قیمت‌گذاری ریسک‌های سیاسی و امنیتی است، نه تحلیل داده‌های خرده‌فروشی یا اشتغال. در چنین فضایی، نوسانات بالا می‌تواند به امری عادی تبدیل شود و سرمایه‌گذاران به‌جای جست‌وجوی بازدهی، بر حفظ سرمایه متمرکز خواهند شد. تا زمانی که نشانه‌ای از مهار بحران و کاهش تنش مشاهده نشود، احتمالاً شاهد تداوم جریان به سمت دارایی‌های امن، عملکرد ضعیف‌تر سهام به‌ویژه در بخش‌های حساس به چرخه اقتصادی، و احتیاط شدید بانک‌های مرکزی خواهیم بود. پیروزی در این مرحله نه با کسب بیشترین سود که با کم‌ترین زیان تعریف می‌شود. تحلیل ساختاری نشان می‌دهد که حتی در صورت عدم گسترش فیزیکی درگیری، تنها نفس تداوم این سطح از عدم اطمینان، می‌تواند به عنوان یک ترمز قدرتمند بر چرخ‌های اقتصاد جهانی عمل کند.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *