یک پیش بینی مهم از آینده منطقه / زیباکلام: هیچ دلیلی وجود ندارد که ایران و آمریکا وارد جنگ شوند
بازار طلا غیرقابل پیشبینی شد!
بازار روغن به آرامش رسید؟
تغییر وام ازدواج در سال ۱۴۰۵؟ / صف وام ازدواج همچنان طولانی است
مردم خسته شدهاند، پزشکیان باید کاری کند!
کدام سهمها در روزهای رکود بورس امنتر هستند؟
جامعهشناسان امروز احساس خفت میکنند
سیمان در محاصرهی وعدهها؛ از چاله «برق» به چاه «سوخت»!
نفوذ بابک زنجانی در صنایع کلیدی کشور در حالی آغاز شده است که نهادهای نظارتی بهویژه مجلس شورای اسلامی تا کنون واکنش رسمی به فعالیتهای جدید او نشان ندادهاند و این سکوت در شرایطی که سوابق فساد مالی زنجانی همچنان در اذهان عمومی زنده است، می تواند هشداری جدی برای اقتصاد کشور محسوب شود.
پس از برونسپاری تولید برق به صنایع انرژیبر، تامین گاز آنها نیز به سرمایهگذاری خودشان واگذار شده است.
بحران انرژی پیامدهای ثانویه مهمی همچون فرار سرمایه از صنعت دارد. در شرایطی که سرمایهگذاری بخش خصوصی در صنعت برق در سال ۱۳۸۷ بیش از ۶.۵ میلیارد دلار بوده، این عدد در سال گذشته به کمتر از نیم میلیارد دلار رسید و به صفر میل کرده است. صنعتگران که از تامین پایدار انرژی ناامید شدهاند، دیگر رغبتی به توسعه یا حتی حفظ خطوط تولید موجود ندارند.
یک اقتصاددان گفت: گرفتاری بزرگ ایران، این است که بخش اعظم قاعده گذاریی ها، در کادر قاعده گذاری های یک دولت تسخیر شده به دست مافیاها قابل توضیح است. سیاست هایی را مشاهده می کنید که گویی حکومت گرامی خودش به دست خودش از خودش حاکمیت زدایی می کند!
فعالان اقتصادي هم در نشست شوراي گفتوگوي دولت و بخش خصوصي، با انتقاد از عملكرد مركز مبادله ارزي، اين نهاد را مسوول كند شدن روند تخصيص ارز دانستند. آنها همچنين از عدم حضور نمايندگان بانك مركزي در نشست گلايه كرده و آن را نتيجه عدمپاسخگوي سياستگذار پولي و ارزي كشور دانستند.
افزایش نرخ ارز، هزینههای سنگین تأمین مواد اولیه و محدودیتهای انرژی، صنایع را تحت فشار قرار داده و بسیاری از شرکتها را در آستانه تعطیلی قرار داده است. آیا ماههای آینده شرایط سختتری را برای صنعت رقم خواهد زد؟
اقتصاد ایران نیز میتوانست امروز از موهبت بازیگران توانمندی که در بازارهای جهانی فعالند برخوردار شود. مقصر چنین وضعیتی سیاستهای اقتصادی رانتی است که با حمایت از زیان، بازیگران خوب را از اقتصاد گریزان کرده و بازی را یکطرفه به سود رانتخواران، خاتمه داده است.
كمبود نيروي انساني ماهر ميتواند ناشي از مهاجرت اين گروه از نخبگان به خارج از كشور كه به دلايل اقتصادي (حقوق و دستمزد پايين) يا به دليل فشارها و تنگنظريهاي سياسي، فرهنگي و ايدئولوژيك باشد كه بنگاههاي توليدي كشور را از تخصص و مهارت خود محروم كردهاند.