یک پیش بینی مهم از آینده منطقه / زیباکلام: هیچ دلیلی وجود ندارد که ایران و آمریکا وارد جنگ شوند
بازار طلا غیرقابل پیشبینی شد!
بازار روغن به آرامش رسید؟
تغییر وام ازدواج در سال ۱۴۰۵؟ / صف وام ازدواج همچنان طولانی است
مردم خسته شدهاند، پزشکیان باید کاری کند!
کدام سهمها در روزهای رکود بورس امنتر هستند؟
جامعهشناسان امروز احساس خفت میکنند
سیمان در محاصرهی وعدهها؛ از چاله «برق» به چاه «سوخت»!
كاهش چهارده درصدي نرخ بيكاري از سوي مركز آمار ايران منتشر شده و در ظاهر، نشانهاي از بهبود وضعيت بازار كار تلقي ميشود، اما بررسي دقيقتر اين آمار، ترديدهايي جدي را برميانگيزد كه بيپاسخ گذاشتن آنها، به درك نادرست از وضعيت اقتصادي كشور دامن خواهد زد.
در فقدان عدالت مالیاتی، در نبود بانکهای توسعهگرا و با ادامه خصوصیسازیهای رانتی، صحبت از «اقتصاد مقاومتی» بیشتر به شوخی تلخ شباهت دارد تا یک برنامه جدی برای ترمیم ساختارهای فرسوده.
راغفر گفت: متاسفانه دولت فعلی در هیچ موردی برنامه مشخص نداشته و به نظر هم نمیرسد برای اداره این وضعیت برنامه خاصی داشته باشند یا حتی سناریوها مختلف را برنامهریزی کرده باشند.
حسین راغفر گفت: «وضعیت اقتصاد کشور ما همیشه سخت بوده و محدود به این روزهای جنگ و پساجنگ هم نمی شود. اما مشکل اقتصاد کشور ما از سالها پیش تا کنون این است که متاسفانه مسئولان اقتصادی و آنانی که در ظاهر باید اجرا کننده برنامه های اقتصادی کشور باشند، در باطن اصلا کاره ای نیستند یا بهتر است بگویم قدرت عملی برای سیاست گذاری را در اختیار ندارند.
حسین راغفر، منتقد اقتصادی، درباره شرطی شدن اقتصاد ایران و وابستگی شاخصهای اساسی آن به تحولات و اخبار سیاسی، گفت: این یک وضعیت طبیعی نیست و بیش از هر چیز محصول حضور نهادهای انحصاری در اقتصاد کشور است. این نهادها چنان نفوذی در اقتصاد ایران پیدا کردهاند که حتی وقتی قیمت هر دلار آمریکا از ۱۰۵ هزار تومان بیشتر میشود نیز، باز عدهای ادعا میکنند قیمت واقعی بیش از این است.
«ناصر ذاکری»گفت: ما موتور قدرتمندی از تورم و اَبَر تورم را در کشور داریم که متاسفانه روشن است. این موتور قدرتمند، کسری بودجهای است که از سالهای گذشته در کشور بوده در سال جاری هم هست و احتمالا در بودجه سال آینده هم وجود خواهد داشت. این کسری، به تنهایی میتواند به عنوان یکی از مهمترین عوامل ایجاد تورم در نظر گرفته شود.
حسین راغفر گفت: متاسفانه نشانههای اختلاف طبقاتی، بسیار بارز و ملموس شده است. هرچند سالهاست که اخطارهای متعددی در این رابطه از سوی اقتصاددانها مطرح شده، اما به نظر میرسد گوش شنوایی وجود ندارد. همین قتل اخیر (امیرمحمد خالقی) و قربانی شدن دانشجوی دانشگاه تهران را میتوان به عنوان نمونه یکی از قربانیان شکاف طبقاتی در نظر گرفت.
راغفر توضیح داد: در حال حاضر هیچکدام از نهادهای مسئول اقتصادی در کشور، اختیار کافی و لازم را برای تصمیمگیری ندارند. اگر هم سیاستی را مطرح میکنند، بیشتر به دلیل توجیه مواضع غلطی است که اتخاذ کردهاند که متاسفانه دستور میگیرند و آن را اجرا میکنند.