طنین اعتماد، ثمره یک عمر همراهی
سیگنال غلط قیمتگذاری شبانه طلا به بازار
فروش خودروهای وارداتی آزاد شد؟
تهران در حال آزمودن صبر ترامپ!
حقوق ۱۰۰ درصد هم افزایش پیدا کند کافی نیست
آیا در جزیره اپستین واقعاً آدم میخوردند؟!
سود ۸ تا ۱۲ درصد ارزی در اقتصاد ایران «محال» است
بنبست خودپردازهای خالی! / سایه سنگین جنگ بر شبکه «شتاب»
ایران بعد از روسیه بزرگترین دارنده ذخایر گاز طبیعی در جهان است، اما این نعمت گسترده موجب غفلت زیانبار شده است به این صورت که در ایران و پس از انقلاب، ۴۱ هزار کیلومتر خط لوله گاز فشار قوی کشیده شده است و تقریبا همه خانهها به این ذخیره بزرگ دسترسی دارند و کافیست که فلکه گاز را باز کنند تا گاز ارزان کشور را هرچقدر که میخواهند بدون محدودیت استفاده کنند.
بحران انرژي و آب ايران، برخلاف تبليغات رايج، بحران «كمبود منابع» نيست؛ بلكه بحران «اتلاف ساختاري» و سوءمديريت مصرف در بخش خانگي است.
خالقی نیز مثل بسیاری دیگر از کارشناسان بر این باور است که راه بهبود اوضاع اقتصادی از مسیر سیاسی میگذارد و صریح میگوید که باید دستفرمان را تغییر داد.
یکی از خطرناکترین جنبههای بحران انرژی اثر زنجیرهای آن است. با اعمال محدودیت بر گاز نیروگاهها، طبیعی است که همزمان با قطعی برق نیز روبهرو شویم. در چنین شرایطی واحدهای تولیدی با بحران دوگانهای مواجه میشوند: هم دسترسی به گاز به عنوان منبع انرژی مستقیم را از دست میدهند و هم با قطعی برق روبهرو میشوند.
در حال حاضر، تلفات شبکه توزیع برق کشور حدود ۹.۷ درصد است که در سطحی قابل قبول قرار دارد و با توسعه کنتورهای هوشمند، روند کاهش تلفات و بهبود بهرهوری با جدیت ادامه دارد.
بحران انرژی در ایران صرفاً محدود به برق نیست و طی هفتههای اخیر، ناترازی بنزین نیز به دغدغهای جدی برای دولت تبدیل شده است. به نظر میرسد طرح تعطیلی یک هفتهای کشور برای تعطیلات تابستانی نیز از نظر دولت منجر به تشدید این ناترازی در کشور میشده است.
اقتصاد ایران سالهاست به تعطیلات گاه و بیگاه خو کرده است؛ از کرونا تا آلودگی هوا. شاید به دلیل همین تابوزدایی از تعطیلات ناگهانی است که سخنگوی دولت به راحتی از تصمیم برای تعطیلی چهارشنبهها سخن میگوید و وزیر گردشگری و میراث فرهنگی نیز از طرح تعطیلات یک هفتهای برای سفر در تابستان رونمایی میکند، بدون اینکه تبعات اقتصادی و اجتماعی آن را مدنظر قرار دهند.
دولت ابراهیم رئیسی در حالی سکان کشور را به دولت مسعود پزشکیان تحویل داد که زیرساختهای انرژی ایران در آستانه فروپاشی کامل قرار دارند. در سه سال گذشته نه تنها هیچ سرمایهگذاری مؤثری در صنعت نفت و گاز و برق صورت نگرفت، بلکه تحریمها نیز به شکل فزایندهای ادامه یافتند و مذاکرات هستهای به بنبست رسید.