طنین اعتماد، ثمره یک عمر همراهی
سیگنال غلط قیمتگذاری شبانه طلا به بازار
فروش خودروهای وارداتی آزاد شد؟
تهران در حال آزمودن صبر ترامپ!
حقوق ۱۰۰ درصد هم افزایش پیدا کند کافی نیست
آیا در جزیره اپستین واقعاً آدم میخوردند؟!
سود ۸ تا ۱۲ درصد ارزی در اقتصاد ایران «محال» است
بنبست خودپردازهای خالی! / سایه سنگین جنگ بر شبکه «شتاب»
۹ ماه از حادثه دردناک ریزش معدن در معدنجوی طبس میگذرد؛ شب اول مهرماه ۱۴۰۳، خانوادههای ۵۳ کارگر معدنچی، شب را با ترس و بیم فراوان در حوالی معدن پرورده طبس به صبح رساندند و روز بعد جنازههای عزیزان خود را تحویل گرفتند؛ در روزهای بعد از این حادثهی بیسابقه، مدیران و مقامات بارها به بازدید معدن رفتند و عکس یادگاری گرفتند.
سخنگوی دولت گفت: بنا به تصمیم هیات دولت و برای حمایت از خانواده کارگران جانباخته مقرر شد وزارت راه و شهرسازی یک واحد مسکونی به خانواده معزز ایشان در منطقه محل سکونت اهدا کند.
آنطور که «جواد قناعت»استاندار خراسان جنوبی در دیدار جمعی از خانواده های جانباختگان این حادثه بیان کرده، دیه متوفیان با طی کردن روند عادی خود در حال پرداخت به خانوادههاست و شرکت معدنی مبلغی هم به عنوان مساعده و به صورت بلاعوض به جهت تامین هزینههای مراسم تدفین و ترحیم به حساب خانوادهها واریز کرده است.
این یک بیعدالتی است؛ تصور کنید کارگرِ معدن، قبل از آنکه درخواست بازنشستگیِ بدهد، فوت کند و حتی ممکن است این مرگ براثرِ حادثهی ناشی از کار باشد؛ مانند اتفاقی که برای کارگران معدنجوی طبس افتاد، آیا نباید بازماندگان از ارفاقی که برای آن کارِ سخت و به معنای واقعیِ کلمه طاقتفرسا، تعیین شده بهره ببرند؟ یعنی تمام آن تحملِ سختی، یک شبه هیچ میشود؟
یادمان نرود که ۵۰ نفرجان باختند اما هیچ کس بازداشت نشد! حتی کارفرما یک شب را در بازداشتگاه نخوابید، رئیس اداره کار شهرستان برای بازجویی احضار نشد و مدیریت بازرسی کار هم پاسخگو نبود.
محمد مجتهد زاده مدیرعامل شرکت سهامی خاص معدنجوست که بر اثر عارضه مغزی در آی سی یو بیمارستان طبس بستری شد.
سرنوشتِ بازماندگان چه میشود؟ کارگرانی که در معدن آسیب دیدهاند چه آیندهای دارند؟
یکی از کارگران معدن طبس گفت: وقتی وارد کارگاه میشوید، گاز چشمها را میسوزاند؛ مثل وقتی با دستگاه جوشکاری کار میکنی و از چشمهایت آب میآید: «خود کارگران گفته بودند که سرکار نمیرویم. تهدید میکردند که اگر سرکار نمیآیید، وسایلتان را جمع کنید و بروید.»