یک پیش بینی مهم از آینده منطقه / زیباکلام: هیچ دلیلی وجود ندارد که ایران و آمریکا وارد جنگ شوند
بازار طلا غیرقابل پیشبینی شد!
بازار روغن به آرامش رسید؟
تغییر وام ازدواج در سال ۱۴۰۵؟ / صف وام ازدواج همچنان طولانی است
مردم خسته شدهاند، پزشکیان باید کاری کند!
کدام سهمها در روزهای رکود بورس امنتر هستند؟
جامعهشناسان امروز احساس خفت میکنند
سیمان در محاصرهی وعدهها؛ از چاله «برق» به چاه «سوخت»!
قیمت خوراکیها نیز از ابتدای دولت مسعود پزشکیان با افزایش ۱۷۱ درصدی مواجه شده است و این یعنی در ۱۵ ماه، شهروندان برای خرید مواد غذایی تا ۱۷۱ درصد پول بیشتری باید پرداخت کنند.
ایران امروز سرزمینی است که در آن «قسط» جای «قدرت خرید» را گرفته است. همهچیز اقساطی شده؛ از لبنیات و برنج گرفته تا سنگ قبر و مراسم ترحیم. جامعهای که با تورم سازگار شده، اما عزتش را از دست داده است. در این سرزمین، حتی مرگ هم بدهی دارد.
مرتضی افقه، عضو هیات علمی دانشگاه اهواز با ابراز نگرانی دبرباره شرایط فعلی گفت: صادقانه فکر میکنم باید کسانی در این باره توضیح بدهند که ادعا داشتند تحریمها هیچ است و ورق پارهای بیش نیست. آنها که مدعی بودند بدون رفع تحریمها، دولتهای ایران خواهند توانست از این بن بست خارج شوند، اکنون باید توضیح دهند چرا به این وضعیت اسفناک رسیدهایم.
تورم نقطه به نقطه اقلام خوراکی نیز معادل 64.2 درصد برآورد شده که رقم قابل توجهی به حساب میآید و از خرداد 1402 که تورم برابر با 75 درصد بوده بیشترین میزان را به خود اختصاص داده است.
خط فقر سه دلار بر حسب برابری قدرت خرید معیار جهانی فقر مطلق است، اما واقعیت اقتصادی ایران از این سطح فراتر است. در مناطق شهری، بهویژه در تهران، هزینه حداقلی زندگی چندین برابر این خط است. برآوردهای داخلی نشان میدهد خط فقر ملی در ایران حدود ۸ تا ۱۰ دلار در روز است.
خانوادههایی که دیروز با درآمدهای ثابت، زندگی آبرومندانهای داشتند، امروز با کاهش شدید قدرت خرید مواجه شدهاند و مجبورند برای تامین ابتداییترین نیازهای خود، از پساندازها و داراییهایشان بزنند. درآمد ثابت سالیانه در برابر موج خروشان گرانی، همچون قایقی پارویی در برابر توفان است که هرلحظه بر شمار خانوادههای در معرض خطر فقر میافزاید.
نابرابری شهری در تهران تنها در تفاوت قیمت خانهها نیست؛ در کیفیت هوا، دسترسی به آموزش و مراکز درمانی و حتی در امنیت شبانه خود را نمایان میکند.
بر اساس تازهترین دادههایی که مجید گودرزی، کارشناس اقتصاد مسکن منتشر کرده، شدت فقر در میان مستأجران به عددی بیسابقه رسیده است: «در برخی استانها، شدت فقر مستأجران به ۸۰ تا ۹۰ درصد رسیده و به طور متوسط، بین ۵۰ تا ۷۰ درصد درآمد خانوارها صرف مسکن میشود.»