از خشکسالی تا نان شب مردم
خشکسالی بیسابقه و کاهش شدید بارشها، وضعیت توزیع آب شرب را بحرانی ساخته است. این وضعیت نه تنها بر کشاورزی بلکه مستقیماً بر زیرساختهای شهری و تأمین منابع حیاتی روزمره تأثیر گذاشته است. ذخایر سدها با کاهشی قابل توجه نسبت به سال گذشته روبهرو شده و این روند سبب شده تا مدیریت منابع، منجر به کاهش دائمی فشار آب در مناطق شهری، به ویژه طبقات بالای ساختمانها شود و تهدید جدی جیرهبندی آب را پررنگتر سازد. این کاهش فشار، نه تنها آسایش عمومی را سلب کرده، بلکه بر بهداشت عمومی و فعالیتهای اقتصادی وابسته به آب پایدار تأثیر منفی گذاشته است.
تحلیل تأثیر بحران آب بر زنجیره تأمین غذایی
بحران آب به طور مستقیم بر تولید مواد اولیه صنعت نان، یعنی گندم، تأثیر میگذارد. کاهش تولید داخلی گندم ناشی از خشکسالی، وابستگی کشور به واردات را افزایش میدهد. این وابستگی، خود عاملی در برابر نوسانات ارزی و قیمتهای جهانی شده است. اگرچه دولت تلاش میکند تا با ذخایر استراتژیک این شکاف را پر کند، اما افزایش هزینههای حمل و نقل بینالمللی و نوسانات بازار جهانی، ریسکهای زنجیره تأمین را بالا میبرد.
علاوه بر این، عملیات سنگین آسیابها و کارخانجات تولید آرد نیز نیازمند مصرف قابل توجهی آب است. محدودیتهای احتمالی در تأمین آب صنعتی میتواند منجر به کاهش ظرفیت تولید آرد و در نتیجه، افزایش بیشتر قیمت نهایی نان شود.
افزایش ۱۰۰ درصدی قیمت نان و نارسایی یارانهها
در همین رابطه اسماعیل حضرتی، کارشناس حوزه صنعت غذایی به چالشهای این بخش از مواد غذایی مهم برای مردم، پرداخت و گفت: افزایش سرسامآور قیمت نان که اغلب به بهانه آزادسازی یارانهها و افزایش هزینههای سوبسید انرژی و نهادهها توجیه میشود، عملاً تبدیل به یک شوک تورمی مستقیم بر معیشت روزمره خانوارها، به ویژه طبقات کمدرآمد، شده است؛ در این میان، کارگران نانوایی که خود جزو آسیبپذیرترین مشاغل محسوب میشوند، از دو سو تحت فشار قرار میگیرند. نخست، افزایش هزینههای زندگی که نان به عنوان کالای اساسی سهم قابل توجهی در آن دارد.
وی تصریح کرد: دومین مشکل، عدم تطابق نرخ رشد دستمزد سالانه با نرخ رشد قیمت نان و تورم عمومی است. به دلیل ساختار سنتی و سود اندک در این کسبوکار، کارفرمایان قادر به اعمال افزایشهای معنادار در حقوق کارگران خود نیستند. این امر باعث شده که شکاف درآمدی میان کارگران و هزینههای زندگی بهطور نمادین افزایش یابد و امنیت معیشتی این قشر زحمتکش بهشدت تهدید شود.
فشار مضاعف بر دهکهای پایین درآمدی
در موازات بحران منابع حیاتی، بخش تولید و معیشت نیز با چالشهای جدی مواجه شده است. در یک سال گذشته، قیمت نان به عنوان یکی از اساسیترین اقلام سفره خانوار، به طور متوسط حدود ۱۰۰ درصد افزایش یافته است. این جهش قیمتی، فشار مضاعفی بر دهکهای پایین درآمدی وارد کرده است، به طوری که سهم نان از سبد مصرف خانوار به شکل نامتناسبی افزایش یافته است.
به گفته حضرتی، فعالان و کارفرمایان صنف نانوایی قویاً معتقدند که این افزایش قیمت، واکنشی مستقیم به عدم پرداخت یارانههای دولتی تخصیص یافته به این بخش است. آنها تأکید دارند که دولت از ایفای تعهدات یارانهای خود در قبال تأمین هزینههای تولید، شانه خالی کرده است. این عدم پرداخت در حالی صورت میگیرد که هزینههای اصلی تولید شامل دستمزد کارگران، اجاره محل کسب و قبوض انرژی (آب، برق و گاز) به شدت افزایش یافتهاند.
وی تصریح کرد: این افزایش هزینههای سربار، به دلیل تورم عمومی و نوسانات بازار، فشار غیرقابل تحملی را بر واحدهای تولیدی وارد کرده است.
شکاف بین قیمت مصوب و قیمت واقعی تمام شده
این کارشناس حوزه صنعت غذا ادامه داد: با وجود رشد شدید قیمت نان مصوب، مشکل اصلی همچنان پابرجا است؛ افزایش قیمت نان نتوانسته است گرهی از مشکلات معیشتی کارگران نانوا باز کند و آنها همچنان با دستمزدهای پایین دست و پنجه نرم میکنند. کارگران این صنعت، که اغلب جزو آسیبپذیرترین اقشار جامعه هستند، شاهد افزایش قیمت کالاها و خدمات اطراف خود بودهاند، در حالی که درآمد ثابت آنها متناسب با تورم افزایش نیافته است.
به گفته حضرتی؛ علاوه بر این، فعالان صنفی معتقدند نرخ مصوب دولتی با قیمت واقعی تمام شده نان همخوانی ندارد. این ناهماهنگی باعث شده است که بسیاری از نانوایان برای بقا، ناچار به کاهش کیفیت یا کوچکسازی محصول شوند.






















