شروع این داستان به سال ۹۹ و روزهای اوج بازار برمیگردد که مردم به صورت قابل توجهی وارد بورس شدند و بسیاری از سهام موجود در بازار بازدهی بیش از ۱۰۰ درصدی داشتند، از آن روز حدود ۵ سال میگذرد، اما همچنان بازار روزگار خوبی ندارد و روزگار بورس تهران سیاهتر از گذشته است. درست است در این بین برخی روزها بازار سهام سبزپوش شد، اما این سبزپوشی ادامهدار نبود و ماهیت بورس همچنان قرمز است.
در توضیح اینکه ماهیت بازار سهام را سرخپوش میدانیم باید گفت که آن زمان یعنی سال ۹۹ قیمت سهام به صورت قابل توجهی کاهش یافت و به کف قیمتی رسید، پس از آن تا به امروز شاید در برخی موارد قیمتها چند تومانی افزایش یافته بود، اما باز هم به همان روند گذشته خود بازگشته بود و در اصل میتوان گفت که قیمتها تکانی نخورد و همچنان در کف قرار دارد و ۹۹.۹ درصد سهام موجود در بورس به صورت قابل توجهی ارزنده اما خریدار ندارد، علت این بیخریدار بودن نیز مشخص است که مهمترین آن بیاعتماد و پس از ریسکهاست.
درست است بورس تهران به عنوان یک بازار مولد به ریسکهای بالا شناخته میشود، اما اگر امنیت سرمایهگذاری وجود داشته باشد این ریسکها به صورت قابل توجهی کاهش پیدا میکنند. در اصل بازار به علت دستکاری، دخالت مکرر با یک بیاعتمادی سنگین مواجه شده است و همین بیاعتمادی ریسک بازار را بالا میبرد.
در اصل سهامداران به علت بیاعتمادی ایجاد شده در هر زمانی که کوچکترین خبر منفی به بازار سرمایه مخابره میشود، سعی میکنند از بازار خارج شوند که همین موضوع ریسک معاملات را افزایش میدهد. وضعیت بورس به صورت قابل توجهی ناامیدکننده است، حتی سهامداران عمده و قدیمی بازار نیز نسبت به آینده بازار خوشبین نیستند و ترجیح میدهند که با ثبات شرایط آرام آرام سرمایه خود را از بورس خارج کنند که نتیجه این موضوع چیزی جز ناامیدی بورس یا همان آیینه تمام نمای اقتصاد کشور نیست. زمانی که آیینه تمام نمای اقتصاد کشور حدودپنج سال روزهای ناگوار و تلخ را تجربه کند، آن زمان میتوان گفت که اقتصاد کشور وضعیت بدی دارد و هر چه زودتر باید به این شرایط رسیدگی کرد.





















