به گزارش اقتصادران، تابستان امسال با تابستان تمام سالهای اخیر متفاوت است، شرایط متفاوتی برای اقتصاد کشور رقم زده است. صنایع کشور وابستگی بسیار شدیدی به انرژی خصوصا آب دارند، وضعیت پیش آمده یعنی کمبود آب و برق باعث شده که آرام آرام از سود صنایع کاسته و در بلندمدت به زیانسازی نزدیک شوند.
شرایط صنایع به حدی وخیم شده که معاون وزیر صمت با بیان اینکه متاسفانه محدودیتهای زیادی در تامین برق صنایع داریم، گفت: دایما برق صنایع قطع میشود.
مساله کمبود آب و برق داستان امروز کشور نیست و سالیان سال است که کشور در فصول خاص با معضل انرژی دست و پنجه نرم میکند. امسال شرایط کمی متفاوت است و بیآبی تنها مشمول صنایع نیست و به صورت جدی مردم شهرهای مختلف با قطعی و سهمیهبندی آب مواجه هستند. همین موضوع باعث میشود که صنایع نیز به صورت جدی با کمبود آب مواجه شوند و نتیجه این موضوع کاهش سرمایهگذاری در صنایع و حرکت به سمت کاهش سود و زیانسازی است.
برخی از صنایع بیشترین آسیب را از شرایط فعلی و کمبود آب میبینند. برای نمونه فلزات اساسی شامل فولاد، مس، آلومینیوم و… براساس آمارهای اعلامشده توسط شرکت توانیر، مصرف برق صنایع فولادی در کشور حدود ۱۲درصد مصرف کل برق صنعتی را شامل میشود. توقف تولید یا کاهش بار کارخانهها در بازه پیک مصرف، مستقیماً روی درآمدزایی شرکتهای بورسی این حوزه اثرگذار است. صنایع مس و آلومینیوم نیز وضعیت مشابهی دارند. برای مثال، تولید شمش آلومینیوم به انرژی بسیار زیادی نیاز دارد و هر ساعت قطعی میتواند میلیونها تومان زیان به شرکتها وارد کند. از سوی دیگر این صنایع برای خنک کردن دستگاههای خود و تولید محصولات به میزان زیادی آب نیاز دارند و در اغلب موارد نبود آب یعنی عدم تولید. حال این دو مولفه یعنی برق و آب دست به دست یکدیگر داده تا شرایطی جبرانناپذیر برای صنایع رقم بزند.
صنعت بعدی را میتوان سیمان دانست. این صنعت وابستگی بسیاری به برق و گاز و حتی آب دارد؛ اما براساس آمار این صنعت به صورت قابل توجهی در ماههای گرم سال با محدودیت برق مواجه میشود و از سوی دیگر برخی از اطلاعات منتشر شده نشان میدهد که در هفته چند روز صنایع سیمانی آب ندارند. بر همین اساس هر ساعت توقف تولید باعث میشود که کورههای سیمان آسیب جدی را تجربه کنند و صنایع نیز هزینه بسیار بالایی برای تعمیر و جبران خسارات پرداخت کنند. بر اساس گزارش منتشر شده، انتظار میرود تعطیلیهای مقطعی تابستانه، ظرفیت تولید اکثر کارخانهها را تا ۳۰ درصد کاهش دهد، که این امر به کاهش عرضه و افزایش نرخ در بازار داخلی منجر خواهد شد.
سومین صنعت را میتوان پتروشیمیها دانست. بررسی صنایع نشان می دهد که در فرآیندهای دانستریم (Downstream) برق و آب زیادی برای خنککنندهها استفاده میشود. این فرآیند در صنعت پتروشیمی به مجموعه فرآیندها و فعالیتهایی گفته میشود که پس از تولید محصولات پایه (مثل الفینها، آروماتیکها و سایر مواد اولیه پتروشیمی) انجام میشوند تا این مواد به محصولات نهایی یا نیمهنهایی با ارزش افزوده بیشتر تبدیل شوند. قطعی میتواند فرآیند تولید را توقف دهد و کاهش راندمان و افزایش هزینههای عملیاتی را در پی داشته باشد و حتی ممکن است به علت شرایط پیش آمده خسارتهای محیط زیستی نیز متوجه پتروشیمیها شود. صنعت محصولات غذایی و صنایع کشاورزی نیز در سالهای اخیر به صورت جدی آسیب دیدهاند. در سالهای اخیر کاهش منابع آب بر تولیدکنندگان صنایع غذایی، کشاورزی و دامپروری سایه انداخته است. خشکسالی کمبود آب ورودی به سدها و رودخانه و همچنین محدودیت خروجی چاهها باعث شده که برخی از صنایع در تابستان با ظرفیت کمتری کار کنند و در نهایت این موضوع به صورت میان مدت زیانسازی را در پی خواهد داشت.
در سالهای اخیر کاهش منابع آب، بر تولیدکنندگان صنایع غذایی، کشاورزی و دامپروری سایه انداخته است. خشکسالی، کمبود آب ورودی به سدها و رودخانهها، و محدودیتهای خروجی چاهها (بهویژه برای صنایع مستقر در مناطق مرکزی و جنوبی کشور)، باعث کاهش ظرفیت تولید و گاه تعطیلی موقت خطوط تولید در تابستان گذشته بود. نکته قابل توجه اینجاست که بر اساس اطلاعیههای وزارت نیرو و گزارشهای رسمی در تیر ماه ۱۴۰۴، وضعیت منابع آب سدها بحرانیتر از سالهای قبل است. همچنین مصرف برق کشور به رکوردهای جدید رسیده که مقامات را به سمت سناریوهای احتمالی سختگیرانهتر برای خاموشی صنایع سوق داده است. بررسی صورتهای مالی شرکتهای بورسی در صنایعی که وابستگی بالایی به آب و برق دارند، گویای آن است که هزینههای تولید و توقف خطوط، سود خالص شرکتها را در تابستان کاهش میدهد.برای مثال، گزارش عملکرد ۴ ماهه شرکتهای سیمانی نشان میدهد که سودآوری تابستان معمولاً کمتر از فصول بهار و پاییز بوده است.
از سوی دیگر نباید تأثیر روانی اخبار قطعی برق و آب را بر معاملات سهام دستکم گرفت. معمولاً با انتشار اخبار محدودیتهای گسترده، شاهد افزایش عرضه سهام گروههایی چون فلزات، سیمان و پتروشیمی هستیم.بخشی از فعالان بازار، با پیشبینی افت سودآوری شرکتها، از سرمایهگذاری در این گروهها پرهیز کرده و نقدینگی سوی سایر گروهها یا بازارهای موازی روانه میشود. در مجموع، تابستان ۱۴۰۴ فرصتها و تهدیدهایی برای صنایع بورسی بههمراه دارد. چالش خاموشی و کمبود آب، اگرچه ریسک سودآوری شرکتهای نیروبر و صنایع آببر را افزایش داده، اما همین موضوع باعث رونق گرفتن صنایع مرتبط با تکنولوژیهای جدید انرژی، خدمات مشاوره کاهش مصرف و حتی شرکتهای تولیدکننده تجهیزات و پنلهای خورشیدی شده است. از سوی دیگر افزایش نرخ محصولات به علت کاهش عرضه، میتواند تا حدی اثر منفی کاهش تولید را جبران کند.
تعرفه برق صنایع
سهم برق از هزینههای شرکتها یکی از شاخصهای مورد بررسی است. بنابر گزارش مرکز پژوهشهای مجلس سهم هزینه برق از کل هزینه اغلب شرکتهای بورسی کمتر از ۵ درصد بوده و تنها در دو شرکت بالاتر از ۱۰ درصد برآورد شده که متعلق به صنایع آلومینیوم و فروآلیاژها بودهاند. همچنین شاخص سهم مخارج برق از کل هزینهها برای گروه فلزات اساسی بیش از سایر بخشها بوده است. شاخص دیگری که در تعیین تعرفههای برق صنایع حائز اهمیت است، شدت انرژی صنایع مختلف است. منظور از شدت انرژی در اینجا نسبت مصرف برق سالانه هر صنعت بر درآمدهای سالانه آن صنعت است. به بیان دیگر به ازای هر واحد درآمد ایجاد شده توسط هر صنعت، چه مقدار برق استفاده شده است. در واقع هر چه یک صنعت شدت مصرف برق بیشتری داشته باشد یعنی بهرهوری پایینتری دارد و باید تعرفه برق بالاتری را پرداخت کند. امری به نظر نمیرسد در اصلاح تعرفه برق صنایع مورد توجه قرار گرفته باشد. بهطور مثال صنایع سیمانی کشور بیشترین شدت مصرف برق را در میان گروههای مختلف صنایع انرژیبر به خود اختصاص دادهاند. اما در مقابل تعرفه پایینتری به صنایع سیمانی تعلق گرفته و از همینرو سهم هزینه برق از مجموع هزینههای این صنعت نسبت به سایر صنایع انرژیبر چندان بالا نبوده است. بهطورکلی اما شاخصهای همچون میزان درآمدهای صادراتی یک صنعت، شدت مصرف انرژی آن یا سهم هزینهها برق از مجموع هزینه تولید نمیتوانند مبنای مناسبی برای تعیین تعرفه برق صنایع باشند. در واقع به همراه این شاخصها میبایست جایگاه صنایع در زنجیرههای ارزش و نقش راهبردی آنها در اقتصاد کشور در نظر گرفته شود.






















