به گزارش اقتصادران، گلناز پرتوی مهر نوشت:
انرژی، موتور محرک تمدن بشری است. از سوختهای فسیلی گرفته تا انرژیهای تجدیدپذیر، هیچ صنعتی بدون انرژی دوام نمیآورد. اما در سالهای اخیر، جهان با یک چالش جدی روبهرو شده است؛ ناترازی انرژی. این ناترازی زمانی رخ میدهد که عرضه و تقاضای انرژی با هم همخوانی نداشته باشند؛ یا به عبارتی، تعادل بین تولید و مصرف به هم بخورد. اما این عدم تعادل چگونه به وجود میآید و چه پیامدهایی دارد؟
ناترازی انرژی پدیدهای نیست که یکشبه به وجود بیاید، بلکه ریشه در عوامل مختلفی دارد جمعیت جهان رو به افزایش است و با رشد اقتصادی، نیاز به انرژی بیشتر میشود. در کشورهای در حال توسعه، مصرف انرژی با سرعت بیشتری بالا میرود، زیرا صنایع رشد میکنند و استانداردهای زندگی بهبود مییابند. این افزایش تقاضا در بسیاری از مواقع سریعتر از رشد عرضه انرژی رخ میدهد و باعث ناترازی میشود.
جنگها، تحریمها و تنشهای بینالمللی از دیگر عواملی هستند که بر عرضه انرژی تاثیر میگذارند. تحریمهای اعمالشده بر برخی کشورهای تولیدکننده نفت و گاز، مانند ایران و روسیه، باعث کاهش عرضه در بازارهای جهانی شده است. همچنین، جنگ اوکراین نشان داد که چگونه یک بحران ژئوپلیتیکی میتواند تامین انرژی اروپا را مختل کند.
تغییرات اقلیمی نیز بر تعادل انرژی تاثیرگذار هستند. کاهش میزان بارندگی در برخی مناطق، تولید برقآبی را کاهش میدهد. امواج گرمایی و سرمای شدید نیز باعث افزایش ناگهانی مصرف برق میشوند، درحالی که تولید برق ممکن است نتواند با این افزایش هماهنگ شود.
عدم تعادل در عرضه و تقاضای انرژی میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد که بر همه ابعاد زندگی تاثیر میگذارد. وقتی تقاضا بیشتر از عرضه باشد، قیمتها افزایش مییابند. افزایش قیمت نفت، گاز و برق، هزینههای تولید را بالا میبرد و درنهایت باعث افزایش قیمت کالاها و خدمات میشود. این موضوع به ویژه برای کشورهای واردکننده انرژی چالشبرانگیز است. یکی از نشانههای واضح ناترازی انرژی، قطع برق و خاموشیهای سراسری است. در کشورهایی که تولید برق کمتر از مصرف است، خاموشیهای برنامهریزیشده یا ناگهانی رخ میدهد. نمونههای آن را در کشورهای مختلف، از آفریقایجنوبی گرفته تا برخی ایالتهای امریکا، میتوان مشاهده کرد.
صنایع، به ویژه آنهایی که انرژیبر هستند (مانند فولاد، سیمان و پتروشیمی)، بهشدت تحت تاثیر ناترازی انرژی قرار میگیرند. کاهش عرضه انرژی باعث افت تولید و حتی تعطیلی برخی کارخانهها میشود. این موضوع میتواند به کاهش رشد اقتصادی، افزایش بیکاری و نارضایتی عمومی منجر شود.
کشورهایی که منابع داخلی انرژی کافی ندارند، مجبورند انرژی را از کشورهای دیگر وارد کنند. این وابستگی میتواند به یک نقطه ضعف استراتژیک تبدیل شود، زیرا هرگونه بحران بینالمللی یا تغییر سیاستهای کشورهای صادرکننده، امنیت انرژی آنها را تهدید میکند. برای جلوگیری از ناترازی انرژی و کاهش پیامدهای آن، دولتها و شرکتها باید راهکارهای مختلفی را به کار بگیرند. یکی از مهمترین اقدامات برای جلوگیری از ناترازی انرژی، توسعه زیرساختهای تولید و انتقال انرژی است. احداث نیروگاههای جدید، بهروزرسانی شبکههای برق و توسعه ذخایر سوختی میتواند به تعادل عرضه و تقاضا کمک کند. وابستگی بیشازحد به سوختهای فسیلی، ناترازی انرژی را تشدید میکند. انرژیهای خورشیدی، بادی و هیدروژنی میتوانند بخشی از نیاز انرژی را تامین کنند و از شدت بحران بکاهند. البته، چالشهایی مانند ذخیرهسازی انرژیهای تجدیدپذیر هنوز وجود دارد که باید برای آن راهکار پیدا کرد. کاهش مصرف انرژی از طریق بهرهوری بالاتر و مدیریت تقاضا یکی از راههای موثر در مقابله با ناترازی انرژی است. هوشمندسازی شبکههای برق، توسعه فناوریهای کممصرف و تشویق مردم و صنایع به صرفهجویی در مصرف انرژی میتواند تاثیر قابلتوجهی داشته باشد. کشورهایی که به یک منبع انرژی خاص وابسته هستند، در برابر ناترازی انرژی آسیبپذیرترند. تنوعبخشی به منابع تامین، مانند افزایش واردات گاز طبیعی مایع (LNG)، استفاده از انرژی هستهای و توسعه نیروگاههای هیبریدی، میتواند ریسکهای ناشی از کمبود انرژی را کاهش دهد.
ناترازی انرژی یکی از چالشهای بزرگ دنیای امروز است که اگر بهدرستی مدیریت نشود، میتواند بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی گستردهای به همراه داشته باشد. بااینحال، با سیاستگذاری هوشمندانه، سرمایهگذاری در فناوریهای نوین و همکاری بینالمللی، میتوان این چالش را به فرصتی برای تحول در سیستم انرژی جهانی تبدیل کرد. در نهایت، تعادل در بازار انرژی یک هدف متحرک است که نیازمند برنامهریزی دقیق و هماهنگی بین تمام بازیگران این عرصه است. اگرچه رسیدن به یک تعادل پایدار دشوار است، اما غیرممکن نیست؛ به شرط آنکه تصمیمگیران، هم تولیدکنندگان و هم مصرفکنندگان، نقش خود را در این مسیر به درستی ایفا کنند.





















