به گزارش اقتصادران، نیمه مهر امسال و حدود ۱۰۰ روز بعد از جنگ ۱۲ روزه و حدود یک هفته بعد از فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمهای سازمان ملل، وزیر میراث فرهنگی امیدوار بود که تا پایان سال، صنعت گردشگری به رونق از دست رفتهاش باز گردد و شرایطی مشابه فروردین امسال حاکم شود . رضا صالحی امیری، نیمه مهر امسال به خبرنگاران گفت که این امیدواری را با در نظر گرفتن سه فرض دارد؛ فرض اینکه وضع سیاسی فعلی (نه جنگ و نه صلح) ادامه داشته باشد که در این صورت، حداکثر گردشگر ورودی به کشور برای کل سال جاری، مثل پارسال و تا مرز ۷ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر خواهد بود و فرض اینکه وضعیت تا پایان سال به ثبات برسد که در این صورت، تا پایان سال، رشد ۵ الی ۱۰ درصدی تعداد گردشگران ورودی را خواهیم داشت و فرض آخر، اینکه وضعیت بیثبات شود که در اینصورت، با کاهش جدی گردشگر مواجه خواهیم شد.
آمارهایی که از ورود به مبادی رسمی هوایی، زمینی و دریایی در فروردین امسال ثبت شده بود حاکی از رشد ۴۸٫۵ درصدی ورود مسافر به خاک ایران بود و البته چون همچنان به دلیل جای خالی « حساب اقماری» معلوم نیست که چه تعداد از این ورودیها، گردشگر فرهنگی و ارزآور برای اقتصاد کشور هستند، وزیر به همین آمار که مستند به ثبت ورود در فهرست پلیس مرزی است، استناد میکرد . ۲۱ فروردین امسال، مصطفی شفیعی که ریاست جامعه تورگردانان ایران را برعهده داشت، گفت که « شیب نزولی ورود گردشگر خارجی به ایران همچنان ادامه دارد و نوروز ۱۴۰۴ آمار گردشگران خارجی ورودی به ایران رکود کامل را ثبت کرد. چنانکه نوروز امسال هم تقریبا میتوان گفت تورهای خارجی ورودی به ایران نداشتیم و حتی براساس آمار مرکز توسعه صادرات ایران، کل گردشگران ورودی سال ۱۴۰۳ به کشور حدود ۲۷۰۰ نفر است که در یک کشور ۸۵ میلیون نفری، آمار ۲۷۰۰ گردشگر ورودی در صنعت گردشگری به معنای آن است که واقعا گردشگر خارجی به ایران سفر نکرده و توری به ایران وارد نشده است، »
شفیعی و همکارانش، با مفهوم واقعی گردشگر به معنای افراد ارزآور برای اقتصاد ایران سروکار دارند . صرفنظر از اطلاعاتی که ظرف یک سال اخیر به وزیر میراث فرهنگی دادهاند و حتی فارغ از اعدادی که رییس جامعه تورگردانان ایران درباره تعداد گردشگران واقعی اعلام کرده، از پارسال و به دنبال انتخابات ریاستجمهوری و پیروزی اصلاحطلبان، قرار بود آسمان گردشگری ایران دوباره روشن و آقتابی شود . وزیر میراث فرهنگی، بهمن پارسال و در اولین روزهای وزارت، میگفت با توجه به ورود حدود ۶ میلیون گردشگر در سال ۱۴۰۳ هر سال باید ظرفیت گردشگری را ۱٫۵ میلیون نفر افزایش دهیم تا به هدفگذاری برنامه هفتم توسعه درباره ورود ۱۵ میلیون گردشگر برسیم . نیمه مهر امسال و حدود ۳ ماه بعد از جنگ ۱۲روزه، در حالی که معادلات وزارت میراث فرهنگی درباره ورود گردشگران برهم خورده بود و دو ماه رکود کامل در ورود گردشگر ثبت شده بود، وزیر از ضرورت ایجاد اعتماد و امنیت برای گردشگران ورودی گفت و تایید کرد که ناامنی، مهمترین عامل بازدارنده در تصمیم به سفر است . از تاثیر جنگ ۱۲روزه بر فضای گردشگری ورودی میگفت و اینکه در مردادماه با رکود شدید سفر مواجه بودهایم و شهریورماه، وضع کمی بهتر بوده و امیدوار بود که اگر همین آرامش بر کشور حاکم باشد، میتوان تا پایان سال چشم انتظار مسافرانی از آسیای میانه و حوزه قفقاز و هند و کشورهای عربی بود . این امیدواری تا اولین روزهای زمستان هم به قوت خود باقی بود . سوم دیماه، صالحی امیری بعد از جلسه هیات دولت، حرفهای مشابهی داشت و میگفت که در ۶ ماهه دوم سال، با عبور از رکود متعاقب جنگ ۱۲ روزه، ورود گردشگران خارجی به کشور به وضع عادی برگشته و آمار ورود گردشگران از منفی ۵۲درصد به مثبت ۱۰ درصد رسیده و تا پایان ۱۴۰۴
تعداد گردشگران ورودی به کشوری که حدود یک میلیون اثر تاریخی و بیش از ۴۳ هزار اثر ثبت شده و ۲۹ اثر در فهرست میراث جهانی دارد، به ۹ میلیون نفر خواهد رسید .
اما ۴ روز بعد از حرفهای وزیر میراث فرهنگی، با رکوردشکنی قیمت دلار و تعطیلی بازار و ناآرامیهای پس از آن، ورق گردشگری بدجور برگشت . پروازهای ورودی لغو شد و با تداوم ناآرامیها، در حالی که برخی کشورهای اروپایی در مورد رخدادهای داخل ایران اظهارنظر کرده بودند، دولت ایران هم، واکنش متقابل داشت و رییسجمهور امریکا بار دیگر تهدید حمله را به زبان آورد و در نهایت، همان نخ باریک امید که بعد از فروکش کردن التهابات متعاقب جنگ ۱۲روزه، مسوولان حوزه گردشگری را به بازگشت رونق به این صنعت همیشه مظلوم، دلخوش کرده بود، دوباره پاره شد .
حالا که در نهمین روز بهمنماه هستیم، نام ایران در دفاتر امور خارجه بیش از ۲۰ کشور جهان و از جمله ایالات متحده امریکا، بریتانیا، کانادا، استرالیا، هند، هلند، ژاپن، پاکستان، روسیه، رومانی، نیوزیلند در فهرست قرمز قرار گرفته و دولتهای این کشورها، به اتباعشان توصیه کردهاند که از سفر به ایران خودداری کرده و در صورتی که در خاک ایران هستند، کشور را به سرعت ترک کنند.
راهنمایان تور به « اعتماد » میگویند که نه تنها با چنین شرایطی، پیک نوروزی گردشگری ورودی را از دست دادهایم، به دلیل شرایط حاکم بر ایران، گردشگری خروجی هم، حداقل تا اوایل تابستان منتفی شده چون روال معمول بسیاری از کشورهای گردشگرپذیر این است که صدور ویزا برای اتباع کشورهای در معرض جنگ و ناآرامی را تا بازگشت آرامش متوقف میکنند مضاف بر اینکه حتی اگر گردشگر میخواست به ایران بیاید هم، پروازی در کریدور گردشگری قارههای اروپا و امریکای لاتین نداریم چون شرکتهای هواپیمایی هم به تبع اعلام دولتهایشان، پروازها در آسمان کشورها را متوقف میکنند . »
سال ۱۳۹۳ و حدود یک سال قبل از امضای معاهده برجام، شورای جهانی سفر و گردشگری در نگاهی به وضعیت صنعت گردشگری ایران اعلام کرد که این صنعت در ایران برای ۴۱۳ هزار نفر بهطور مستقیم شغل ایجاد کرده و سهم گردشگری و سفر در اقتصاد ایران معادل ۲٫۳ درصد از کل درآمد تولید ناخالص ملی است که تا سال ۲۰۱۵ (۱۳۹۴) این سهم به ۶٫۶ درصد افزایش خواهد یافت . طبق گزارش این شورای جهانی، در این سال ایران از نظر رونق صنعت گردشگری، چهلمین کشور جهان بود اگرچه که از نظر وضع زیرساختهای گردشگری، با رتبه بسیار پایین و در ردیف ۱۱۹ بین ۱۴۱ کشور جهان قرار داشت . گزارش این شورا، دولت وقت و مسوولان حوزه گردشگری را امیدوار کرد که حتما تا ۱۱ سال بعد، هدفگذاری ۲۰ میلیون گردشگر ورودی محقق خواهد شد و بالاخره ایران هم خواهد توانست همچون بسیاری از همسایگانش، بر ارزآوری مسافر فرهنگی حساب قطعی باز کند .
در همین سال که هنوز سازمان میراث فرهنگی به وزارتخانه تبدیل نشده بود، مسعود سلطانیفر که ریاست سازمان میراث فرهنگی را بر عهده داشت، در یک نگاه خوشبینانه به افق گردشگری ایران گفت که بیشتر شهرهای ایران، چیزی از شهرهای هدف گردشگری دنیا کم ندارند و میتوانند با کمی برنامهریزی و مدیریت مناسب در سطح جهانی مطرح شوند چنانکه همین حالا هم سالانه بیش از یک میلیون و ۶۰۰ هزار گردشگر خارجی متقاضی ورود به کشورند و با توجه به رشد بالای ۲۰۰ درصدی ورود گردشگران خارجی به کشور، پیشبینی میشود در افق ۱۴۰۴ تعداد گردشگران خارجی به ۲۰ میلیون نفر برسد که این میزان ورود گردشگر خارجی به کشور میتواند ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار درآمد ارزی برای کشور داشته باشد و با این شرایط، درآمد صنعت گردشگری قادر به رقابت با درآمد نفت خواهد شد .
صبح ۱۸ دی ۱۳۹۸ هواپیمای اوکراینی هدف شلیک قرار گرفت . مسوولان وزارت میراث فرهنگی اذعان دارند که به دنبال این واقعه و پس از بازتابهای جهانی آن، آمار گردشگر خارجی از اروپا، امریکای لاتین و اقیانوسیه بهشدت کاهش داشته و اگر در این سالها، مسافرانی از این مناطق داشتهایم، انقدر معدود و کم بوده که نمیتوانیم بر وسعت درآمد زاییشان حساب کنیم. اما شلیک به هواپیمای اکراینی، تنها واقعهای نبود که بر رکود گردشگری ورودی تاثیر گذاشت. گردشگر، طالب فضای امن است و به مکان امن میرود . همانطور که با آغاز جنگ روسیه و اکراین، وزارت امور خارجه ایران به تمام اتباع ایرانی ساکن در شهرهای درگیر جنگ و در معرض حملات هوایی روسیه توصیه کرد که اولا، از اکراین خارج شوند و در صفحه اول وبسایت این وزارتخانه، توصیهها و تدابیر ایمنی برای در امان ماندن از آتش جنگ بین دو کشور منتشر شد و حتی دولت ایران، پروازهای اختصاصی برای بازگرداندن اتباع خود برقرار کرد، سایر کشورها هم همینگونه عمل میکنند . اگر قرنطینه جهانی متعاقب همهگیری کووید ۱۹ را کنار بگذاریم و وضعیت صنعت گردشگری ایران از نیمه سال ۱۴۰۰ و بعد از ورود واکسن برای جمعیت عمومی ایران را مدنظر قرار دهیم، در این فاصله، ۵ رخداد با شدیدترین تاثیرات منفی بر ورود گردشگر اتفاق افتاد؛ اعتراضات پاییز ۱۴۰۱ به دنبال جانباختن مهسا امینی، حملات متقابل ایران و اسراییل در اواخر شهریور ۱۴۰۳، جنگ ۱۲ روزه ایران و اسراییل در خرداد امسال، ناآرامی اخیر که به مدت ۱۳ روز بهطور مستمر در سراسر کشور ادامه داشت و در نهایت، تهدیدهای مکرر رییسجمهور امریکا درباره حمله به ایران و خطر درگیری بین دو کشور . اینطور که راهنمایان تور به « اعتماد » میگویند، وضعیت صنعت گردشگری در ایران، بعد از دی ماه ۱۳۹۸ و تا پیش از این رخدادها هم نامطلوب بود اما هر کدام از این ۵ رخداد در سه سال اخیر، باعث سقوط یک پلهای گردشگری ایران شد و حالا که زمزمه وقوع جنگ در ایران در گوش تمام کشورهای دور و نزدیک پیچیده، دیگر میشود با قطعیت گفت که نه تنها هدفگذاریهای ۱۴۰۴ درباره درآمدزایی از گردشگر ورودی را باید به بنبست رسیده قلمداد کنیم، حتی اگر فرض کنیم که جنگ یک شوخی است و سایه ناآرامیهای اخیر هم هر چه زودتر پاک خواهد شد، حداقل ۶ ماه طول میکشد تا اولین گردشگران به مقصد ایران، با اطمینان از برقراری آرامش در فضای کشورمان، عزم خود را برای درخواست ویزا و خرید بلیت هواپیما جزم کرده و چمدان به دست، راهی فرودگاه کشورشان شوند و این یعنی که فصل استقبال از اولین گروه گردشگران، به تابستان ۱۴۰۵ موکول خواهد شد .
آرش نورآقایی از فعالان صنعت گردشگری است که در گفتوگو با « اعتماد » درباره وضع پیش روی صنعت گردشگری میگوید که هم فصل گردشگری ورودی را از دست دادهایم و حتی امکان برنامهریزی برای تور خارجی هم نداریم .
یک راهنمای تور که پیش از دی ۱۳۹۸، رونق گردشگری ورودی را داشته، در مقایسه با وضعیت امروز ورود مسافران فرهنگی به ایران به « اعتماد » میگوید: « تا شلیک به هواپیمای اوکراینی تورهای ورودی داشتیم اما از این زمان، تورهای ورودی از اروپا و کانادا و امریکا به کشورمان تقریبا به صفر رسید . بعضی توریستها که در این سالها به صورت انفرادی به ایران آمدهاند، در فرودگاه میگویند که دوستانشان گفتهاند مگر دیوانه شدهای که میخواهی به ایران بروی؟ الان گردشگر ورودی من به سالی یک یا دو نفر رسیده در حالی که پیش از دی ۱۳۹۸ تور اتوبوسی ۴۴ نفره و ۳۰ نفره داشتم و تراکم تور ورودی در حدی بود که اصلا تور خروجی نمیگرفتیم چون فرصت نداشتیم . البته بعد از دی ۱۳۹۸ ناآرامیهای داخل کشور هم تا ۹۰ درصد بر کاهش ورود گردشگر تاثیر داشته چون با هر بحرانی، وزارت خارجه کشورها به اتباعشان اعلام میکنند که ایران در وضعیت قرمز است و به ایران سفر نکنند و البته بازگشت آرامش به صنعت گردشگری هم بعد از هر بحران داخلی یا بینالمللی، حداقل ۶ ماه طول میکشد . علاوه بر این، صدور ویزا برای گردشگران خارجی بهشدت دشوار شده و جز از بعضی کشورها، گردشگران واقعا امکان سفر به ایران ندارند در حالی که در دهه ۱۳۹۰ موج گردشگران فرانسوی، اسپانیایی و آلمانی داشتیم و تعداد گردشگران مالزیایی و چینی و روس هم خوب بود . اینها، گردشگر فرهنگی هستند . گردشگر فرهنگی کسی است که برای کار نیامده باشد و مدت محدودی بین ۷ تا ۲۰ روز در ایران میماند و چند شهر ایران را میبیند و هتل اجاره میکند و پول ورودی سایت تاریخی میدهد و سوغاتی میخرد ولی فردی که برای کار میآید و از ما حقوق هم میگیرد و سوغاتی هم نمیخرد و اجاره آپارتمانش هم توسط دولت ایران پرداخت میشود، گردشگر نیست . »
این راهنمای تور، میگوید که وضع تورهای خروجی هم چندان تعریفی ندارد و مشکلات اقتصادی، سختگیری در صدور ویزا و تعطیلی سفارتخانهها در ایران، عامل موثر بر رکود تورهای خروجی است .
« تورهای ورودی را دیگر باید مرده و منقرض فرض کنید اما تورهای خروجی هم همین وضع را دارد چون فعلا، سفارتخانهها از ایران رفتهاند و تور خروجی زمستان و نوروز آفریقای جنوبی و برزیل و فرانسه و تمام اروپا و چین و ژاپن را از دست دادهایم و در بهترین شرایط، تابستان سال بعد و به شرط بازگشت سفارتخانهها به ایران، میتوانیم تور خروجی داشته باشیم آن هم برای تعداد معدودی که ثروتمندند و قیمت دلار بر سفرهایشان تاثیر ندارد . تا ۱۵ سال قبل در تورهای خارجیمان، معلم و هنرمند و پزشک عمومی هم داشتیم ولی حالا، فقط ۱۰ آژانس در ایران مشغول برگزاری تور خروجی هستند که مسافران ثابت دارند و دیگر از تنوع در مسافران هم خبری نیست . »
طبق آخرین گزارش سازمان جهانی گردشگری، پارسال بیش از یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون نفر در سراسر جهان سفر فرهنگی داشتند که این عدد نسبت به سال ۲۰۲۴ میلادی رشد ۴ درصدی دارد .
این سازمان در گزارش خود اعلام کرده که وضعیت صنعت گردشگری در سال ۲۰۲۵ به رونق و رشد پیش از همهگیری کرونا رسیده و در این سال میلادی، قاره اروپا ۷۹۳ میلیون گردشگر (رشد ۴ درصدی نسبت به ۲۰۲۴) قاره امریکا ۲۱۸ میلیون گردشگر (یکدرصد رشد نسبت به ۲۰۲۴) قاره آفریقا ۸۱ میلیون گردشگر (۸ درصد رشد نسبت به ۲۰۲۴) خاورمیانه حدود ۱۰۰ میلیون گردشگر (۳درصد رشد نسبت به ۲۰۲۴) آسیا و اقیانوسیه ۳۳۱ میلیون گردشگر (۶ درصد رشد نسبت به ۲۰۲۴) داشته و پررونقترینهای صنعت گردشگری در سال ۲۰۲۵ کشورهایی مانند برزیل (۳۷ درصد رشد) مصر (۲۰درصد رشد) مراکش (۱۴درصد رشد) بوتان (۳۰ درصد رشد) ایسلند (۲۹ درصد رشد) گویان (۲۴درصد رشد) آفریقای جنوبی (۱۹ درصد رشد) و ژاپن (۱۷ درصد رشد) بودهاند . همچون سالهای قبل البته جای ایران در این فهرست خالی است و تنها امکان رقابت ما در این صنعت، وضع فعلیمان نسبت به سال قبل و سال قبلتر با خودمان است و بس .






















