به گزارش اقتصادران، بازار بورس ایران یکی از پرریسکترین بازارهای مالی دنیاست که ریسکهای سیاسی، ریسک دخالت دولت مهمترین آنهاست. در کنار ریسکهای یاد شده، ریسک نرخ ارز، ریسک نرخ بهره و ریسک تورم نیز تاثیرگذار هستند، اما دو مورد اول تاثیر بسیار بیشتری بر بازار سرمایه گذاشته است. همانطور که قبلا شاهدش بودیم در یک مورد دخالت دولت در مورد نرخ خوراک پتروشیمیها بازار شدیدا تحت تاثیر قرار گرفت که در دو روز ۱۷ و ۱۸ اردیبهشت مجموعا ۲۱۵هزار واحد شاخص افت کرد که بیشترین افت شدید در تاریخ بورس ایران بود، لذا نمیتوان ریسک دخالت دولت را کمتر از ریسک جنگ دانست.
در کنار این ریسکها، ریسک عدم ثبات در تصمیمگیری سیاستگذاران است که همیشه در ابهام بوده و تصمیمات مکررا به صورت ۱۸۰ درجهای در بازهای خیلی کوتاه تغییر کرده و همین امر باعث نااطمینانی در مساله سرمایهگذاری شده است و دقیقا به خاطر همین موضوع سرمایهگذار خارجی به ندرت در اقتصاد ایران سرمایهگذاری میکند حتی در زمان برجام نیز بهرغم وجود توافق و قبل از پاره شدن برجام شرکتهای خارجی به دلیل عدم ثبات تصمیمگیری یک به یک از ایران خارج شدند و خروج نقدینگی و افزایش ناامیدی باعث افت شاخص کل شد و اقتصادی که هر روز کوچک و کوچکتر و آسیب پذیرتر شد و در حال حاضر اقتصاد ایران و بازار سرمایه ایران به قدری کوچک و کم عمق شده است که با کوچکترین خبر داخلی یا خارجی تحت تاثیر قرار میگیرد و چون ناامیدی و ترس و نااطمینانی بسیار بالاست، اثر خبر منفی بسیار بیشتر از خبر مثبت است و کوچکترین خبر منفی بازار بورس را با افت مواجه میکند.
در این سالها دیدیم که دولتهای مختلف هم یا قدرت کافی یا علاقهای به حمایت از بورس نداشتند و حتی دولتهایی بودند که بدون سواد کافی در مورد بورس این بازار را به قمارخانه تشبیه کرده بودند، لذا با این تفکراتی که بر تصمیمات حاکمیت تاثیر گذاشته نمیتوان انتظار رشد معقول و منطقی بورس را داشت. علی ایحال بازار بورس بیشتر از ناطمینانی و ناامیدی رنج میبرد تا از ریسکهای سیاسی مثل جنگ، چراکه کشورهای درگیر جنگ بازار بورس آنها اثر کمتری از این ریسکها میپذیرد، دقیقا همین مثال در اقتصاد در رفتار مصرفکننده در قانون تقاضا نیز کاملا مشهود است.
نویسنده: علی عباسیان






















