جمعیت سالمندان کشور حدود ۹ تا ۱۰ میلیون نفر برآورد میشود
روند سالمندی در ایران در حال گسترش است؛ سهم جمعیت بالای ۶۵ سال که روزگاری تکرقمی بود، اکنون به حدود ۱۲ درصد رسیده و پیشبینی میشود در دهههای آینده افزایش یابد. افزایش تعداد سالمندان نهتنها ساختار جمعیت را دگرگون میکند، بلکه پیامدهای اجتماعی و اقتصادی به همراه دارد که نیازمند فراهم آمدن زیرساختهای حمایتی است. با وجود اعلام آمار یک میلیونی که تحت حمایت بهزیستی هستند، جمعیت سالمندان کشور حدود ۹ تا ۱۰ میلیون نفر برآورد میشود؛ اگرچه هنوز شفافیت کافی در مورد برنامههای حمایتی و افراد تحت پوشش آن وجود ندارد. اهمیت ماجرا زمانی پررنگ میشود که به چالشهای روزمره زندگی این سالمندان توجه شود و زمانی جامعه را تهدید میکند که آمارها نشان میدهد ایران در آینده، پیرتر از این خواهد شد! شرایط برخی سالمندان با قوانین خانههای سالمندان دولتی همخوانی ندارد. خانوادههایی هستند که نه توان مالی دارند تا والدینشان را به خانه سالمندان خصوصی بسپارند و نه قادرند خود از آنان نگهداری کنند. خیلی از خانوادهها گمان میکنند که با رها کردن سالمند خود در نزدیکی کهریزک میتوانند شرایط پذیرش او را در این مرکز فراهم کنند در حالی که مدیر آسایشگاه کهریزک در مصاحبهای اعلام کرد: «پذیرش مددجویان رها شده در خیابان از طریق دادگاه و بهزیستی انجام میشود و اگر مددجویی در نزدیکی این مرکز رها شود پذیرش نمیشود.»
افزایش جمعیت سالمندان؛ زنگ خطری برای آینده
در دهههای اخیر، امید به زندگی در ایران به شکل چشمگیری افزایش یافته است؛ از حدود ۵۵ سال در اوایل انقلاب به بیش از ۷۶ سال در دهه اخیر. در عین حال، نرخ باروری از بیش از ۶ فرزند به کمتر از ۲ فرزند کاهش یافته است. این دو عامل دست به دست هم دادهاند تا جمعیت سالمند کشور شتابی بیسابقه بگیرد. در سرشماری سال ۱۳۹۵، بیش از ۹ درصد جمعیت کشور را افراد بالای ۶۰ سال تشکیل میدادند. برآوردها نشان میدهد که این عدد در سال ۱۴۰۵ به بیش از ۱۲ درصد خواهد رسید و طی دو دهه آینده به بالای ۲۰ درصد خواهد رسید. به زبان ساده، ایران با سرعتی بسیار بالا در حال ورود به باشگاه کشورهای سالمند است.
کمبود مراکز نگهداری سالمندان؛ بار سنگین بر دوش خانوادهها
هزینههای پرستاری در منزل؛ بار مالی غیرقابل تحمل
راهحل دیگر برای نگهداری از سالمندان، استفاده از پرستار خصوصی در منزل است. این گزینه بهظاهر مزایای زیادی دارد؛ سالمند در فضای آشنا و کنار خانواده خود زندگی میکند و خدمات پرستاری و مراقبتی در خانه ارایه میشود. اما هزینههای این خدمات بهقدری بالاست که عملا به یک انتخاب لوکس تبدیل شده است. یک پرستار شبانهروزی در منزل دستکم بین ۲۰ تا ۳۵ میلیون تومان در ماه دستمزد میگیرد. حتی خدمات ساعتی نیز ارزان نیستند؛ بهطور میانگین برای هر ۸ ساعت مراقبت روزانه حدود ۸ تا ۱۰ میلیون تومان در ماه باید پرداخت شود. با توجه به حقوق بازنشستگی اغلب سالمندان (که کمتر از ۱۰ میلیون تومان است)، این هزینهها عملا خارج از توان اکثریت جامعه است.
چرا امکانات درمانی و بهداشتی رایگان برای سالمندان وجود ندارد؟
یکی از مهمترین انتقادات کارشناسان اجتماعی و بهداشتی این است که سالمندان در ایران از خدمات ویژه درمانی و حمایتی رایگان برخوردار نیستند. در بسیاری از کشورهای پیشرفته، سالمندان بخش مهمی از جامعه هدف بیمههای پایه هستند و خدمات درمانی و مراقبتی برای آنها یا رایگان است یا با کمترین هزینه ارایه میشود.در ایران، اگرچه سالمندان تحت پوشش بیمههای پایه مانند تأمین اجتماعی یا خدمات درمانی قرار دارند، اما بسیاری از خدمات تخصصی و مراقبتی در منزل تحت پوشش بیمه نیستند. همین موضوع باعث شده بخش بزرگی از هزینههای مراقبت و پرستاری از جیب خانوادهها پرداخت شود. نبود یارانههای دولتی در این بخش، فشار مضاعفی بر خانوادهها و خود سالمندان وارد کرده است.
سرگردانی سالمندان در جامعه؛ یک معضل اجتماعی
سالمندی یک بحران اجتماعی است
فاطمه بهروزی، جامعه شناس در این باره به« تعادل» میگوید: مشکل اصلی این است که ما سالمندی را به عنوان یک بحران اجتماعی در نظر نگرفتهایم. همهچیز به خانوادهها سپرده شده، در حالی که سبک زندگی تغییر کرده است. خانوادههای امروز کوچکتر هستند و اغلب زن و مرد هر دو شاغلاند. بنابراین نمیتوان انتظار داشت که مانند گذشته، مراقبت از سالمندان تنها در خانواده انجام شود. او میافزاید: سالمندان در جامعه امروز با نوعی طرد اجتماعی روبهرو هستند. آنها نه تنها در سیاستگذاریها جدی گرفته نمیشوند، بلکه حتی در فضای شهری هم کمتر مورد توجه قرار میگیرند. این جامعه شناس با اشاره به فراهم نبود امکانات حداقلی حتی در فضای عمومی برای افراد سالمند اظهار میدارد: نبود فضاهای عمومی مناسب، نبود حملونقل سازگار با سالمندان و نادیدهگرفتن نیازهای روحی آنها، همگی به احساس انزوا و افسردگی در این قشر دامن میزند.
رفع بحران سالمندی نیازمند اقدامات مناسب
بهروزی در پاسخ به این سوال که چه راهکارهایی میتوان ارایه داد تا این بحران در جامعه به حداقل برسد، میگوید: برای رفع این بحران، مجموعهای از اقدامات اساسی لازم است که باید همزمان توسط دولت، نهادهای مدنی و خانوادهها دنبال شود. ازجمله توسعه مراکز دولتی نگهداری سالمندان، افزایش بودجه بهزیستی و احداث مراکز جدید با تعرفههای دولتی، استفاده از ظرفیت خیرین و نهادهای مردمی برای راهاندازی مراکز شبانهروزی، تحت پوشش بیمه قرار گرفتن خدمات پرستاری در منزل، ایجاد خدمات روزانه برای سالمندان در واقع این اقدامات میتواند تا میزان زیادی به بهبود وضعیت سالمندان در جامعه کمک کند. او ادامه میدهد: مثلا ایجاد مراکزی که در طول روز به سالمندان خدمات ارایه دهد یک راهکار مهم است. وجود مراکزی که سالمندان در طول روز به آنجا مراجعه کنند، خدمات سرگرمی، توانبخشی و مراقبتی دریافت کنند و شب به خانه بازگردند. این مدل در کشورهای اروپایی بسیار موفق بوده است.
توانمندسازی خانوادهها
ایجاد شبکههای داوطلبی و همیاری اجتماعی
بهروزی میگوید: همچنین ایجاد گروههای محلی و NGOها میتوانند بخشی از نیازهای روزمره سالمندان مانند خرید، مراجعه به پزشک یا همراهی را بر عهده بگیرند. او در پایان تاکید میکند: ایران در حالی به سرعت به سمت جامعه سالمند حرکت میکند که زیرساختهای لازم برای مواجهه با این تغییر فراهم نشده است. کمبود مراکز دولتی نگهداری، گرانی سرسامآور پرستاری خصوصی، نبود حمایت بیمهای و یارانهای، و بیتوجهی به نیازهای روانی و اجتماعی سالمندان، همگی شرایطی ایجاد کردهاند که میتوان آن را «بحران سالمندی» نامید. اگر امروز سیاستگذاریهای کلان تغییر نکند و منابع کافی برای توسعه خدمات حمایتی اختصاص نیابد، در آینده نهچندان دور بخش بزرگی از جامعه ایران با پدیدهای روبهرو خواهد شد که مدیریت آن بسیار دشوارتر و پرهزینهتر از امروز خواهد بود.






















