در حالی که طی دو تا سه هفته گذشته بسیاری از نمادها به محدوده ارزندگی رسیده بودند و این موضوع تقاضای تازهای را به بازار تزریق کرده بود، اکنون سایه تهدیدهای سیاسی دوباره بر سر معاملات سنگینی میکند. علت اصلی این تغییر روند افزایش ریسکهای سیستماتیک است؛ ریسکهایی که این بار فراتر از صرفا متغیرهای اقتصادی یا بنیادی، به تحولات ژئوپلیتیک و احتمال بازگشت تنشهای نظامی گره خورده است. در سالهای گذشته، سرمایهگذاران معمولا سهم ریسکهای سیستماتیک ناشی از جنگ یا بحرانهای مشابه را چیزی در حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد در نظر میگرفتند. اما اکنون، این سهم حداقل به ۵۰ درصد رسیده است.
به بیان دیگر، وزن عوامل سیاسی و امنیتی در تصمیمگیریهای بورسی بهطور بیسابقهای افزایش پیدا کرده و بر روند معاملات سایه انداخته است. افزایش نگرانیها تنها به بازار سهام محدود نیست. بازار طلا نیز که معمولا در شرایط نااطمینانی به عنوان پناهگاه سرمایه دیده میشود، واکنش جالبی داشته است. بهای طلا پس از انتشار اخبار جنگ و تشدید تهدیدها در ابتدا رشد کرد، اما جریان قوی ورود نقدینگی به این بازار دیده نشد. به خصوص در روزهای اخیر که به پایان هفته نزدیک میشویم، سرمایهگذاران حتی در خرید طلا نیز با احتیاط بیشتری عمل کردهاند. یکی از دلایل این احتیاط، کاهش نقدشوندگی در ایام تعطیل عنوان میشود. سرمایهگذاران این روزها تنها به بازدهی یا رشد قیمت فکر نمیکنند، بلکه نگران هستند که در صورت وقوع ناگهانی یک رویداد سیاسی یا نظامی در تعطیلات، امکان نقد کردن داراییها به سرعت وجود نداشته باشد. این رویکرد بهویژه در شرایطی که اخبار غیرمنتظره و شوکهای سیاسی دز فضای منطقه پررنگتر شده، بیش از پیش اهمیت یافته است.
از منظر استراتژی سرمایهگذاری، اکنون رصد دقیق اخبار مرتبط با مکانیزم ماشه و تحولات دیپلماتیک اهمیت زیادی دارد. این اخبار نهتنها بر فضای روانی سرمایهگذاران اثر میگذارد، بلکه جهتدهی به حرکت نقدینگی را نیز مشخص میکند. پول هوشمند در شرایط پرابهام معمولا به سمت بازارهایی حرکت میکند که توانایی حفظ ارزش یا نقدشوندگی بالاتری دارند، حتی اگر بازده اسمی آنها کوتاهمدت کم باشد.






















