برچسب: گردشگران خارجی

  • گردشگری در ایران؛ انکار یک واقعیت تلخ با آمارهای خوش‌بینانه؟ / مسائلی: هتل‌های بزرگ کشور از گردشگران خارجی خالی هستند

    گردشگری در ایران؛ انکار یک واقعیت تلخ با آمارهای خوش‌بینانه؟ / مسائلی: هتل‌های بزرگ کشور از گردشگران خارجی خالی هستند

    به گزارش اقتصادران، درحالی‌که آمارهای رسمی از رشد ورود گردشگران خارجی به کشور خبر می‌دهند، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که این ارقام، فاصله‌ زیادی با واقعیت‌های میدانی و اثر اقتصادی واقعی گردشگری دارند.

    ارشک مسائلی، کارشناس گردشگری، در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به ضعف نظام آماری و حساب‌های اقماری گردشگری در ایران، معتقد است بخش بزرگی از آنچه در آمارها به عنوان «گردشگر ورودی» ثبت می‌شود، در تعریف واقعی گردشگری نمی‌گنجد. فصل ۱۷ برنامه هفتم پیشرفت، مربوط به میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی است. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در راستای نظارت بر عملکرد برنامه هفتم پیشرفت، احکام این برنامه را در سه محور اهداف کمی، اسناد تدوینی و اقدامات اجرایی ارزیابی کرده است.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد که وضعیت اجرای برنامه هفتم پیشرفت در فصل ۱۷ نسبت به تحقق برنامه ششم توسعه قابل قبول است، هرچند برای افزایش عملکرد وزارتخانه در سال دوم، اقدامات بهبوددهنده لازم است. حدود نیمی از احکام برنامه تاکنون اجرا نشده‌اند و برخی اقدامات با تاخیر انجام شده‌اند. این تاخیر عمدتا به دلیل وابستگی به اقدامات قانونی یا تکمیل آیین‌نامه‌های مصوب بوده و قابل جبران است. بر اساس ماده (۸۲) این برنامه،‌ تعداد گردشگر ورودی به کشور در سال اول بایستی به۷‌میلیون و ۳۰۰ هزار نفر می‌رسید. با این حال آمار وزارت میراث فرهنگی و گردشگری عدد ۷‌میلیون و ۴۰۰ هزار نفر را ثبت کرده است. گرچه این عدد نشان می‌دهد که متولی گردشگری در این بخش به هدف خود دست یافته،‌ اما گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس آن را مبهم می‌داند.

    ارشک مسائلی هم در گفت‌‌وگو با دنیای اقتصاد تاکید می‌کند که باید تعریف از توریسم از سوی متولی گردشگری مشخص شود. او می‌افزاید: در حال حاضر، هر فردی که از مرزهای رسمی وارد کشور می‌شود، در آمارهای رسمی به عنوان گردشگر ثبت می‌شود؛ داده‌هایی که بر پایه اطلاعات پلیس گذرنامه استخراج می‌شود.

    اما واقعیت این است که این افراد الزاما گردشگر به معنای دقیق کلمه نیستند. او ادامه می‌دهد: در میان این آمارها، ممکن است افرادی باشند که ایرانی‌الاصل هستند اما با گذرنامه خارجی وارد کشور می‌شوند، یا افرادی از مناطق مرزی مانند نخجوان که از مسیر ایران برای رسیدن به آذربایجان عبور می‌کنند. حتی گروه‌هایی از اتباع کشورهای همسایه مانند عراق، صرفا برای خرید کالا و مواد خوراکی ارزان‌تر وارد بازارچه‌های مرزی ایران می‌شوند و همان روز بازمی‌گردند. از نظر سازمان جهانی گردشگری (UNWTO)، فرد زمانی گردشگر محسوب می‌شود که از مبدأیی به مقصدی سفر کند و دست‌کم یک شب را در آنجا اقامت داشته باشد؛ یعنی اقامت حداقل ۲۴ ساعته شرط اصلی است. بنابراین، بخش قابل‌توجهی از آمارهای رسمی در ایران، در واقع نوعی وارد شدن به مرزهای ایران است، نه گردشگری واقعی.

     ضعف در نظام آماری و حساب‌های اقماری گردشگری

    مسائلی با اشاره به نبود حساب‌های اقماری گردشگری در کشور، می‌گوید: تا زمانی که این نظام آماری راه‌اندازی نشود، اعداد و ارقامی که اعلام می‌کنیم از اعتبار و دقت کافی برخوردار نخواهد بود. حساب‌های اقماری، ابزاری است که امکان تحلیل دقیق سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی، اشتغال، و زنجیره ارزش را فراهم می‌کند. از سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ در برنامه‌ها و اسناد بالادستی کشور تاکید شده که وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی باید در این زمینه اقدام کند، اما با گذشت سه دولت هنوز این طرح اجرایی نشده است. در نتیجه، داده‌های فعلی بیشتر جنبه توصیفی دارند و از منظر اعتبار علمی چندان قابل اتکا نیستند.

     گردشگری بدون ارزش افزوده

    او در ادامه به مفهوم «ارزش افزوده گردشگر» اشاره می‌کند و می‌گوید: وقتی می‌توانیم بگوییم ورود یک گردشگر برای کشور سودآور است که حضور او در زنجیره‌های مختلف صنعت گردشگری و صنایع وابسته منجر به انتفاع اقتصادی شود. یعنی گردشگر باید در هتل اقامت کند، از خدمات آژانس‌ها، رستوران‌ها، فروشگاه‌ها و تولیدکنندگان صنایع‌دستی بهره بگیرد و به این ترتیب، چرخ اقتصاد گردشگری و مشاغل وابسته را به حرکت درآورد. به گفته‌ این کارشناس، اثر مثبت گردشگری زمانی به‌طور کامل آشکار می‌شود که حلقه‌های مرتبط با این زنجیره نیز فعال شوند،‌ او اضافه می‌کند: برای مثال، افزایش تقاضا برای هتل‌سازی می‌تواند صنایع ساختمانی و مصالح را رونق دهد؛ رشد رستوران‌ها می‌تواند بر تولیدکنندگان مواد غذایی اثر بگذارد.

     گردشگران کم‌هزینه و تاثیر محدود در بازار

    مسائلی در بخش دیگری از گفت‌وگو، به وضعیت فعلی بازار گردشگری کشور اشاره کرده و می‌گوید: آنچه امروز در کف بازار مشاهده می‌شود، با آمارهای رسمی فاصله دارد. در واقع، بسیاری از کسانی که به عنوان گردشگر وارد ایران می‌شوند، تاثیر اقتصادی قابل‌توجهی بر بدنه صنعت گردشگری ندارند. بخش عمده‌ای از گردشگران ورودی فعلی از کشور عراق هستند که عموما مقصدشان شرق و مرکز ایران است.

    در سال‌های اخیر، تا حدودی هم گردشگران عراقی علاقه‌مند به اکوتوریسم اضافه شده‌اند، اما در مجموع میزان هزینه‌کرد آنها به اندازه‌ای نیست که بتواند صنعت گردشگری کشور را سرپا نگه دارد. به گفته او، در گذشته بخشی از گردشگران ورودی از جمهوری آذربایجان بودند که برای درمان، زیارت یا خرید وارد ایران می‌شدند، اما به دنبال تحولات اخیر بخشی از آنها نیز راهی سایر مقاصد می‌شوند. از سوی دیگر، از سال ۱۳۹۶ به بعد، ورود گردشگران از کشورهای اروپای غربی، آمریکای شمالی، ژاپن و دیگر کشورهای شرق آسیا به شدت کاهش یافته است. مسائلی می‌افزاید: این گروه از گردشگران کسانی بودند که ارزش افزوده بالایی برای اقتصاد گردشگری ایجاد می‌کردند؛ افرادی که معمولا از خدمات باکیفیت‌تر استفاده می‌کردند و در حوزه‌هایی مانند هتل‌داری، صنایع‌دستی و حمل‌ونقل تاثیر مثبت می‌گذاشتند. حذف این گروه از بازار، عملا باعث شده گردشگری ایران نفس‌نفس بزند و برای بقا تلاش کند.

     آمارهای خوش‌بینانه و واقعیت تلخ میدانی

    ارشک مسائلی با نگاهی انتقادی به نحوه انتشار آمارهای رسمی می‌گوید: ممکن است مسوولان عددهای بزرگ و جذابی از رشد گردشگری اعلام کنند، اما وقتی هتل‌های بزرگ کشور از گردشگران خارجی خالی هستند، این آمارها معنایی ندارد. اگر بدنه واقعی گردشگری از منافع این حوزه بهره‌مند نشود، هیچ درصد و رقمی نمی‌تواند به معنای رونق واقعی باشد. محسن حاجی‌سعید، رئیس جامعه انجمن‌های راهنمایان گردشگری ایران هم از نبود نظام آماری دقیق و به‌روز در حوزه گردشگری انتقاد می‌کند و به «دنیای اقتصاد» می‌گوید: این مشکل به دولت یا وزیر فعلی برنمی‌گردد. این معضلی است که دست‌کم بیست سال است اهالی گردشگری درباره‌اش هشدار می‌دهند؛ اینکه ما فاقد نظام آماری منسجم و یکپارچه در حوزه گردشگری هستیم. آمار فعلی، عمدتا بر پایه داده‌های دریافتی از پلیس مرزی و گمرک است و مبنایی دقیق برای شناخت وضعیت واقعی گردشگران ورودی به کشور ندارد.

    به گفته او، از نخستین روزهای استقرار دولت فعلی، یکی از نخستین پرسش‌هایی که در وزارت میراث فرهنگی و گردشگری مطرح شد، بحث در این باره که «عدد و رقم واقعی گردشگران ورودی ما چقدر است؟» وجود داشت اما چون مبنای ارزیابی‌ها و گزارش‌های رسمی، همچنان همان آمارهای نادرست گذشته است، وزیران و معاونان ناچار در همان چرخه معیوب باقی مانده‌اند.حاجی‌سعید تاکید می‌کند: این آمارها از سوی فعالان گردشگری قابل قبول نیست. ما از پیش از دوران کرونا روی عدد حدود هفت‌میلیون گردشگر ورودی مانده بودیم و امروز هم بعد از گذر از بحران کرونا، باز همان عدد تکرار می‌شود. در حالی‌که واقعیت صنعت گردشگری ایران بسیار متفاوت است.

    او می‌افزاید: ما نمی‌خواهیم بگوییم ۷ یا ۱۰‌میلیون گردشگر داریم. حرف ما این است که اگر ۳۰۰ هزار گردشگر فرهنگی واقعی وارد کشور شوند و در مسیرهایی از فارس تا اصفهان و یزد سفر کنند، اثر واقعی بر اشتغال، اقامتگاه‌ها، صنایع‌دستی و تورهای داخلی می‌گذارند. اما آمار رسمی، مسافران عبوری و مرزی و… را هم به عنوان گردشگر حساب می‌کند. به گفته رئیس جامعه راهنمایان گردشگری، تفکیک میان زائر، مسافر مرزی و گردشگر واقعی نخستین گامی است که باید در نظام آماری کشور انجام گیرد. او می‌گوید: ما باید بدانیم آن گردشگری که به اقتصاد کشور و اشتغال پایدار کمک می‌کند، چه تعداد است، نه صرفا کسی از مرز عبور کرده یا ویزا گرفته است. متولی گردشگری باید تفکیکی روشن میان این سه گروه ارائه دهد تا بتوان برنامه‌ریزی موثر انجام داد.

    حساب‌های اقماری؛ راه علمی شناخت اثر گردشگری

    حاجی‌سعید همچنین بر ضرورت راه‌اندازی «حساب‌های اقماری گردشگری» تاکید می‌کند؛ ابزاری که در بسیاری از کشورهای دنیا برای سنجش تاثیر واقعی گردشگری بر تولید ناخالص داخلی استفاده می‌شود. او می‌افزاید: یکی از علمی‌ترین روش‌های سنجش اثر اقتصادی گردشگری، حساب‌های اقماری است. به گفته او برای دستیابی به تصویری واقعی‌تر از وضعیت گردشگران ورودی، می‌توان آمار بازدید از بناهای تاریخی و اقامت در هتل‌های مقاصد اصلی گردشگری ایران یعنی اصفهان،‌ شیراز و یزد را مبنا قرار داد.

    حاجی‌سعید توضیح می‌دهد: اگر میانگین بازدید گردشگران خارجی از سایت‌های تاریخی شاخص مثل مجموعه نقش جهان اصفهان، تخت‌جمشید، یا کاخ گلستان را بررسی کنیم و تفکیک ملیتی هم داشته باشیم، می‌توانیم به عددی نزدیک به واقعیت برسیم. آمار این بازدیدها نشان می‌دهد چه تعداد گردشگر فرهنگی واقعی به ایران آمده‌اند. متاسفانه در این آمارها، رقم واقعی بسیار کمتر از چیزی است که در گزارش‌های رسمی اعلام می‌شود.

    او ادامه می‌دهد: همچنین میزان اقامت گردشگران خارجی در هتل‌های مقاصد اصلی گردشگری ایران، شاخص دیگری است. اگر تفکیک کنیم که مثلا چه تعداد گردشگر و از چه کشورهایی اقامت داشته‌اند، می‌توانیم بفهمیم بازار هدف ما کدام کشورها هستند و چرا برخی بازارها از دست رفته‌اند. حاجی‌سعید معتقد است بخش بزرگی از مشکلات کنونی گردشگری ایران به سایر حوزه‌ها فراتر از متولی گردشگری برمی‌گردد. او می‌گوید: باید سایر نهادها و وزارتخانه‌ها هم پای کار باشند.

    این فعال حوزه توریسم پیشنهاد می‌کند که رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه، موضوع گردشگری را به‌عنوان یک محور گفت‌وگو در سفرهای دیپلماتیک خود قرار دهند‌، او می‌افزاید: وزرای خارجه و گردشگری می‌توانند به کشورهای هدف توریسم سفر و موانع سفر شهروندان آن کشورها به ایران را رفع کنند. بخشی از این کشورها همسایگان ما هستند، بخشی کشورهای مسلمان، و بخشی شرکای اقتصادی. اگر این روابط عادی و روان شود، آمار گردشگری ورودی هم به‌تدریج واقعی خواهد شد.
  • رکود تحمیلی به گردشگري ايران / رييس جامعه تورگردانان: جهان باید ما را به عنوان كشوري امن بشناسد، تا کی می خواهیم بر طبل جنگ بکوبیم؟

    رکود تحمیلی به گردشگري ايران / رييس جامعه تورگردانان: جهان باید ما را به عنوان كشوري امن بشناسد، تا کی می خواهیم بر طبل جنگ بکوبیم؟

    به گزارش اقتصادران، فرزانه قبادی نوشت:

    بيش از 5 سال است كه گردشگري ورودي ايران، مبتلا به ركودي تحميلي شده. در پس اين ركود، علاوه بر تمام عوامل خارجي، سياست‌هايي قرار دارد كه باعث حذف ايران از فهرست مقاصد گردشگري دنيا شده است. سياست‌هاي گردشگري ايران، به ‌جاي تسهيل روند ورود گردشگران، بيشتر به يك مانع تبديل شده‌اند و به جاي بهبود شرايط، در تلاش براي بغرنج‌تر كردن آن هستند.

    قوانين پيچيده و بي‌توجهي به نيازهاي بازار جهاني گردشگري موجب شده‌ ايران از يك مقصد جذاب براي گردشگران، به گزينه‌اي دور از دسترس براي گردشگران بين‌المللي تبديل شود. درحالي كه بسياري از كشورهاي همسايه با به‌كارگيري استراتژي‌هاي نوين، گردشگري را به بخشي كليدي در اقتصاد خود تبديل كرده‌اند، ايران همچنان درگير قوانين عجيب و سختگيرانه است. آخرين روزهاي سال 2024 است و جهان آماده مي‌شود تا پس از چند سال، ركود اجباري ناشي از شيوع كوويد را به خاطره‌ها بسپارد و گردشگري ايران كه همچنان با تبعات اتفاقات سال‌هاي اخير دست و پنجه نرم مي‌كند، در حال آماده شدن براي وارد آمدن ضربه مهلك جديدي است كه «لايحه عفاف و حجاب» قرار است بر تن نحيفش وارد كند.

    موضوعي كه واكنش وزير گردشگري را هم به دنبال داشته، «صالحي اميري» اخيرا در اظهاراتي نسبت به بخش‌هايي از اين لايحه كه مربوط به وزارتخانه تحت مديريت اوست، واكنش نشان داده و گفته: «اين قانون نياز به اصلاح دارد، به اين شكل اصلا امكان ندارد كه بتوانيم گردشگر جذب كنيم.»

    اصل احساس امنيت

    «ايران در گذشته ۱.۳ ميليون نفر از حوزه خليج‌فارس گردشگر داشت، اين رقم در حال حاضر به يك‌دهم كاهش پيدا كرده است و دليل آن دو عامل است؛ يكي رفتارهاي ما كه بايد آن را نقد كنيم و دوم مجموعه اتفاقات منطقه‌. ما نتوانستيم ديپلماسي فعال ايجاد كنيم، وقتي عده‌اي بدون درك و فهم لازم از منافع ملي از ديوار سفارت بالا مي‌روند، نبايد انتظار داشته باشيم آمار گردشگر اضافه شود.

    بايد اين درك را داشته باشيم كه گردشگر انبوه به جايي مي‌رود كه در آن احساس امنيت كند و زيرساخت وجود داشته باشد.» صالحي اميري روزي كه براي ارايه گزارش صد روزه وزارتخانه ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري به تلويزيون رفته بود، اين جملات را براي تشريح چرايي ركود در حوزه گردشگري ورودي بيان كرده است. «احساس امنيت» نكته كليدي سخنان او است، همان موضوعي كه بسياري از فعالان حوزه گردشگري در سال‌هاي اخير بارها به آن اشاره كرده‌اند، مولفه‌اي كه اين روزها تبديل به مهم‌ترين مانع در مسير گردشگري ورودي ايران شده است. مساله‌اي كه «مصطفي شفيعي شكيب» رييس جامعه تورگردانان هم به آن اشاره مي‌كند. او در گفت‌وگو با «اعتماد» با تاكيد بر اينكه درد اصلي ما اين است كه امروز دنيا ما را به عنوان يك كشور امن نمي‌شناسد، مي‌گويد: «در حال حاضر اكثر قريب به اتفاق كشورهاي اروپايي و كشورهايي كه به نحوي تحت تاثير سياست‌هاي امريكا هستند، به اتباع خود توصيه كرده‌اند كه به ايران سفر نكنند. نقشه ايران در سايت بسياري سفارتخانه‌ها قرمز است.

    وقتي نقشه كشوري قرمز باشد، هيچ شركت بيمه‌اي حاضر نيست تورهايي كه به مقصد اين كشور برگزار مي‌شود را بيمه كند. هيچ تور اپراتوري هم مسووليت توري را كه بيمه ندارد، نمي‌پذيرد. در نتيجه سفري در قالب تور گردشگري به مقصد اين كشور انجام نمي‌شود. ممكن است افرادي به صورت خانوادگي يا انفرادي به ايران سفر كنند، اما اين ميزان نمي‌تواند تاثيري در وضعيت گردشگري ورودي ايران داشته باشد.» به باور شفيعي شكيب راهكار برون‌رفت از اين وضعيت «آشتي با دنياست» او مي‌گويد؛ بارها به وزراي گردشگري پيشنهاد كرده كه در ديدارهايي كه با همتايان خود در كشورهايي مثل روسيه و چين دارند، مساله گردشگري را مطرح كرده و از مقامات كشورها بخواهند كه توصيه منع سفر شهروندان به ايران را لغو كنند: «ما با آژانس‌هاي زيادي در چين و روسيه مراوده داريم كه مي‌گويند تمايل به برگزاري تور به مقصد ايران دارند، اما به آنها تكليف شده كه فعلا سفري به ايران برنامه‌ريزي نكنند. تا زماني كه اين منع برداشته نشود، گشايش حاصل نخواهد شد و اين وضعيت ادامه دارد.»

    رييس جامعه تورگردانان ايران معتقد است گردشگري ايران تنها زماني نجات پيدا مي‌كند كه قهر دنيا با ايران از بين برود و سياست‌گذاران رويكرد ديگري درپيش گيرند: «ما بايد با دنيا آشتي كنيم. تا كي مي‌توانيم بر طبل جنگ بكوبيم؟ تا زماني كه با اين رويكرد ادامه دهيم، دنيا سر ناسازگاري با ما خواهد داشت. گردشگر به جايي سفر مي‌كند كه احساس امنيت كند.» او معتقد است وقتي حتي بازي‌هاي فوتبال هم به دليل نبود احساس امنيت در كشور برگزار نمي‌شود، بايد در برخي سياست‌گذاري‌ها تجديدنظر شود: «مي‌گويند احساس امنيت وجود ندارد. در صورتي كه ما مي‌دانيم اين‌طور نيست، در اين شرايط هرقدر اينفلوئنسر دعوت كنيم و فم تور برگزار كنيم و اين افراد از جاذبه‌هاي ايران محتوا توليد كنند تا زماني كه دولت‌ها توصيه سفر نكردن به ايران را برندارند، فايده‌اي ندارد.»

    چندي پيش «محمدعلي اشرف واقفي» نايب‌رييس سابق جامعه تورگردانان ايران هم در گفت‌وگو با خبرآنلاين با تاكيد بر مهم‌ترين مانع در مسير گردشگري ورودي ايران، به ضرورت وجود احساس امنيت در گردشگران ورودي اشاره كرده و گفته بود: «گردشگري ورودي ايران در شرايط بسيار دشواري قرار دارد و عملا متوقف شده است. يكي از چالش‌هاي اصلي ما، مساله احساس امنيت در ميان گردشگران خارجي است.

    هر چند كشور ما امن است، اما احساس امنيت براي گردشگران خارجي وجود ندارد و به‌ طور كلي حوادث و اتفاقات منطقه كه غيرمنتظره است، منجر به تبليغات منفي شده و اخبار گوناگون خاورميانه به شكلي مستقيم و غيرمستقيم بر ايران تاثير گذاشته است. حتي وقايع سوريه، يمن يا لبنان تاثيري به مراتب بيشتر از كشورهاي همسايه اين مناطق، مانند اردن، بر گردشگري ايران مي‌گذارد. اين موضوع ناشي از ارتباط مستقيم ايران با مسائل منطقه‌اي است كه اخبار حوادث، ذهنيت عمومي جهان را تحت تاثير قرار مي‌دهد.»

    روايت آمارها

    سازمان گردشگري ملل متحد UNTOURISM گردشگر را در تعريفي جامع كسي مي‌داند كه «به مكاني غير از مكان عادي زندگي خود مسافرت و حداقل يك شب و حداكثر يك سال در آنجا اقامت مي‌كند و هدف او گذراندن اوقات فراغت باشد.» در نتيجه اهدافي نظير اشتغال و كسب درآمد، شامل اين تعريف نمي‌شود. آمارهاي رسمي گردشگري در دنيا با نگاه به اين تعريف محاسبه و اعلام مي‌شوند. اما آمارهاي رسمي در ايران -فارغ از مساله روشن نبودن وضعيت حساب‌هاي اقماري- چندان توجهي به اين تعريف ندارند و تمام كساني كه در مبادي ورودي كشور، مهر ورود به ايران را در گذرنامه‌ خود دريافت مي‌كنند، در شمول گردشگر محاسبه مي‌كنند.

    كساني كه در حوزه گردشگري ورودي فعاليت دارند، نظر متفاوتي در مورد اين آمارها دارند، ازجمله «حرمت‌الله رفيعي» رييس انجمن صنفي دفاتر خدمات مسافرتي كه در واكنش به آخرين آمار رسمي اعلام شده درخصوص گردشگري ورودي گفته است: «آمار دولتي ورود گردشگر به ايران ۶ ميليون گردشگر است، اما واقعيت اين نيست و تعداد گردشگران ورودي به ايران به ۱۰۰ هزار گردشگر هم نمي‌رسد.» در همين زمينه شفيعي شكيب با اين توضيح كه شيوه محاسبه آمارها در وزارت ميراث فرهنگي شفاف نيست، مي‌گويد: «كسي كه به عنوان پيله‌ور براي خريد از يك شهر مرزي ايران صبح مي‌آيد و ظهر بر مي‌گردد، يا كساني كه براي شركت در يك سمينار يا همايش وارد كشور مي‌شوند، چون مهر در گذرنامه‌شان ثبت شده، وارد آمار گردشگران مي‌شوند، در‌حالي كه تعريف بين‌المللي گردشگر، الزام يك شب اقامت و استفاده از خدمات گردشگري را براي محاسبه آمار گردشگران قرار داده است.

    سال‌هاست كه ما اين مورد را تذكر مي‌دهيم، اما توجهي به آن نمي‌شود. آمارهاي ما در جامعه تورگردانان كه بر اساس تعاريف بين‌المللي تهيه مي‌شود، آن‌قدر تفاوت بنيادين با آمار رسمي اعلام شده دارد كه ما ترجيح مي‌دهيم آماري اعلام نكنيم چون فاصله زيادي وجود دارد. براي داشتن آمار دقيق از وضعيت گردشگري ابتدا بايد در مورد تعريف گردشگر در نظام آماري كشور به يك توافقي برسيم، بعد بتوانيم به عنوان مرجع در حوزه گردشگري آمار ارايه دهيم.»

    هر چند در نگاهي كلي آمارهاي رسمي گردشگري ورودي ايران دقيق نيستند، اما پرهيز مراجعي كه به آمارهاي دقيق دسترسي دارند از ارايه آن باعث مي‌شود تنها اطلاعات در دسترس آمارهايي باشد كه صحت و دقت آنها محل بحث است. با اين همه بخشي از آمارهاي موجود مربوط به گردشگري ايران را سازمان گردشگري ملل متحد ارايه كرده است. آمارهاي اين نهاد حكايت از افزايش گردشگران ورودي از 2.94 ميليون نفر در سال 2010 به 5.8 ميليون نفر در سال 2023 دارند، اما وقتي پاي مقايسه با مجموع گردشگران بين‌المللي در جهان و منطقه به ميان بيايد، مشخص مي‌شود حتي با اين افزايش هم آمار گردشگري ورودي ايران نسبت به آمار جهاني و آمار همسايگانش بسيار پايين است.

    در سال 2023 درحالي كه ايران آمار 6.4 ميليون گردشگر ورودي را -با شرايطي كه به آن اشاره شد- محاسبه و اعلام كرده است، همسايه جنوبي ايران، امارات متحده عربي بالغ بر 28 ميليون گردشگر ورودي را در آمارهاي رسمي خود ثبت كرده است و تركيه آمار 55 ميليون گردشگر ورودي را اعلام كرده، عربستان‌ 27 ميليون نفر و روسيه 14 ميليون گردشگر ورودي را در سال گذشته ميلادي در آمارهاي رسمي خود ثبت كرده‌اند. علاوه بر اين آمارها شاخص‌هايي نيز براي سفر در سطح بين‌المللي مطرح است كه براساس آن كشورهاي مقصد گردشگري رتبه‌بندي مي‌شوند. در پژوهشي كه اخيرا از سوي مجمع جهاني اقتصاد منتشر شده، اين شاخص‌ها مورد بررسي قرار گرفته است. در نتايج اين پژوهش؛ ايران در شاخص توسعه گردشگري و سفر، در سال 2023 در ميان 119 كشور در جايگاه 73 قرار دارد. در اين فهرست امارات متحده عربي رتبه 18 و تركيه رتبه 29 را دارند.

    جايگاه ايران در بين كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا هم شرايط مطلوبي ندارد و رتبه نهم در بين 14 كشور است. در اين پژوهش در بررسي شاخص امن‌ترين كشورها براي سفر در سال 2023 اتريش، سوييس، آلمان، بلژيك و دانمارك امتياز بيش از 90 را كسب كرده و در صدر فهرست قرار دارند، اما ايران در اين فهرست قرار ندارد. براساس سند چشم‌انداز 20 ساله قرار بود ايران در فاصله سال‌هاي 1399 تا 1403 ميزبان 20 ميليون گردشگر ورودي باشد، اما طبق اعلام وزارت ميراث فرهنگي، رسيدن به آمار 7 ميليون گردشگر ورودي، در چشم‌انداز ترسيم شده براي سال 1403 تعيين شده است.

    بازارهاي جديد؛ بازارهاي راكد

    «هدف اصلي گردشگري ما عراق است» به گفته صالحي اميري اين سياستي است كه وزارت متبوع او دنبال مي‌كند. او معتقد است برخلاف تبليغاتي كه مي‌شود، ما هرگز گردشگر انبوه از مبدا اروپا و امريكا نداشته‌ايم و گردشگران اروپايي معمولا بين يك ميليون و دويست تا يك ميليون و سيصد هزار گردشگر بودند.

    به باور بالاترين مقام اجرايي در حوزه گردشگري: «هدف ما بايد چين، هند، اندونزي، مالزي، آذربايجان، عراق، پاكستان، بنگلادش، آسياي ميانه و قفقاز باشد.» اما در تعاريف و اصول بازاريابي گردشگري، كيفيت گردشگران از مبادي مختلف با هم متفاوت است. هر چند به گفته رييس جامعه تورگردانان ايران، در ميان گردشگران اروپايي «بك‌پكر»هايي كه كم‌هزينه سفر مي‌كنند هم وجود دارد و در ميان گردشگران چيني كساني كه خواستار دريافت خدمات لوكس هستند هم ديده مي‌شود. اما در عين حال: «شاهد هستيم كه برخي چيني‌هاي ساكن ايران با تجهيز آپارتمان‌هايي در نقاط مختلف شهرها، به گردشگران چيني خدمات BED SPACE ارايه مي‌كنند و در ازاي چند دلار جاي خواب به آنها مي‌دهند. اين موارد كيفيت گردشگران را پايين مي‌آورد و به گردشگري صدمه مي‌زند.» با اين همه، بخش دولتي و خصوصي ايران تاكيد بسياري بر افزايش سهم ايران از بازار 160 ميليوني گردشگران چيني دارند، بازاري كه سهم ايران از آن براساس آمارهاي اعلام شده ۶۰ هزار نفر است. به‌رغم تمام تلاش‌هاي بخش دولتي و خصوصي حتي بازار چين هم اقبال چنداني به ايران ندارد.

    شفيعي شكيب مي‌گويد: «آژانس ما هميشه در سال نوي چيني در فوريه، حدود 10 تا 15 تور داشت، امسال فقط دو گروه داريم كه نمي‌دانيم لحظه آخر كنسل كنند يا نه؟ آژانس‌هاي ديگر هم كم و بيش همين وضعيت را دارند.» محمدعلي اشرف واقفي هم در اين رابطه گفته است: «بازار گردشگر ورودي ايران محدود به روس‌ها و چيني‌ها شده كه آنها نيز به تعداد بسيار محدودي نسبت به گذشته به ايران مي‌آيند. اين ركود تا جايي پيش رفته كه بسياري از تور اپراتورهاي بزرگ كه از چندين ماه قبل نسبت به خريد تورهاي ايران اقدام مي‌كردند، تمايلي به فعاليت در بازار ايران ندارند و از اين رو ما فصل بهار را نيز از دست داده‌ايم. مي‌توان گفت گردشگري ورودي ايران به جز ورود گردشگراني از كشورهاي همسايه تقريبا تعطيل شده است.»

    حكايت زيرساخت‌ها

    در برنامه هفتم توسعه، جذب ۱۵ ميليون گردشگر و فعاليت ۱۹۰۰ هتل جزو وظايفي است كه قانون براي وزارت ميراث فرهنگي تعريف كرده است. وظايفي كه باتوجه به شرايط فعلي نياز به توسعه زيرساخت‌ها و فراهم شدن شرايط در ابعاد گوناگون دارد. در نشستي كه وزير ميراث فرهنگي با فعالان بخش خصوصي در اتاق بازرگاني ايران داشت، مساله زيرساخت‌ها يكي از محورهاي اصلي گفت‌وگو بود، در اين نشست صالحي اميري با تاكيد بر اينكه نخستين مساله در حوزه گردشگري، ضعف زيرساخت‌هاست، گفت: «براي توسعه صنعت گردشگري، به ظرفيت‌هاي هواپيمايي بيشتر و فعاليت شركت‌هاي هواپيمايي خارجي در ايران نياز داريم؛ چراكه با ۱۳۰ فروند هواپيما با ميانگين سني بالا، پاسخگويي به ۱۵ ميليون گردشگر امكان‌پذير نيست.» مهم‌تر از آن البته ترميم وضعيت حمل و نقل هوايي در سطح بين‌الملل است. تحريم‌هاي اخير هواپيمايي و اعلام برخي ايرلاين‌ها مبني بر اينكه پروازهاي خود را به مقصد ايران لغو كرده‌اند؛ چالشي به مراتب جدي‌تر است.

    در حوزه اقامت به گفته وزير گردشگري ۲۷۰۰ پروژه گردشگري در حال انجام است كه از اين تعداد بيش از 500 پروژه مربوط به احداث هتل است. صالحي اميري در گفت‌وگوي تلويزيوني خود اعلام كرده است: «در كشور ۱۴۳۰ هتل داريم كه بسياري از آنها شرايط لازم يك هتل براي جذب گردشگر را ندارند، براساس برنامه هفتم توسعه ما موظفيم سالانه ۱۰۰ هتل افتتاح كنيم.» اما سوال اينجاست كه آيا صرفا با تامين زيرساخت اقامتي، قادر به جذب گردشگر خواهيم بود يا لازم است مشكلات نرم‌افزاري و موانع اساسي ديگر را مرتفع كنيم تا به مرور سرمايه‌گذاران راه خود را پيدا كرده و زيرساخت‌ها توسعه پيدا كند. ضمن اينكه زيرساخت‌هاي مربوط به بخش اقامت در حوزه گردشگري، در سال‌هاي اخير متنوع‌تر و اقبال به اقامتگاه‌هاي بومگردي و اكولوژها در ميان گردشگران ورودي بيشتر شده، اما همچنان حمايت از بومگردي‌ها و توسعه پايدار و اصولي اين مراكز، محل چالش است.

    از طرفي يكي از مهم‌ترين مواردي كه در حوزه گردشگري در حال فراموش شدن است، خروج نيروي انساني مجرب از اين بخش است. اتفاقي كه در پي نبود حمايت‌هاي لازم پس از وقايع سال 98 و پاندمي كرونا منجر به بروز آسيب‌هاي جدي در حوزه سرمايه انساني گردشگري شد.

    رييس جامعه تورگردانان در اين زمينه مي‌گويد: «بسياري از راهنمايان گردشگري باتجربه و مسلط كه بعضي نزديك به دو دهه تجربه كار داشتند و نيروهاي انساني بخش‌هاي مختلف گردشگري در سال‌هاي اخير مهاجرت كرده‌اند، بسياري هم به اجبار تغيير شغل دادند. پر كردن جاي خالي اين سرمايه انساني شايد غيرممكن نباشد، اما بسيار سخت و هزينه‌بر است.» با اين‌همه شفيعي شكيب معتقد است، اگر روابط ايران با دنيا ترميم شود، جبران اين آسيب‌ها هم به مرور امكان‌پذير است و مي‌توان به آينده گردشگري اميدوار بود، اما تحقق اين امر در گرو تغيير سياست‌ها است.

    خلق موانع جديد

    گردشگري ورودي ايران از سال 1398 درگير مسائل و مشكلات عديده‌اي شده است كه هنوز ردپاي آن بر اين بخش باقي است و همچنان در پي هر حادثه زخمي تازه بر پيكر آن مي‌نشيند. پس از بازداشت‌هاي متعدد گردشگران و پلمب اقامتگاه‌هاي بومگردي در سال‌هاي گذشته با بهانه رعايت نكردن حجاب، در روزهاي اخير لايحه حجاب هم به عنوان مانعي تازه در مسير ناهموار گردشگري قرار گرفته است.

    براساس آنچه در ماده ۵۳ اين لايحه آمده است: «در صورتي كه مرتكب جرايم موضوع اين قانون تبعه خارجي باشد، علاوه بر اعمال مجازات‌هاي مقرر در اين قانون با تشخيص قاضي محكوم به حكم مذكور در بند (خ) ماده ۲۳ قانون مجازات اسلامي مي‌شود.» براساس اين بند از قانون، دادگاه مي‌تواند فرد را از كشور اخراج كند و مي‌توان تبعات اين مساله در افكار عمومي دنيا را به روشني پيش‌بيني كرد. به نظر مي‌رسد دامنه تاثير آنچه سال‌هاست از سوي برخي «پروژه ايران هراسي» خوانده مي‌شود -و بسياري از ضعف‌هاي بخش گردشگري با آن توجيه مي‌شود- با تصويب و اجراي چنين قوانيني به داخل كشور گسترش پيدا خواهد كرد و اين موضوع تبعات سنگيني براي بخش گردشگري به دنبال خواهد داشت، همان‌گونه كه بازداشت گردشگران و جهانگردان در جريان وقايع سال 1401 منجر به توصيه منع سفر از سوي بسياري از دولت‌ها شد. توصيه‌اي كه همچنان به قوت خود باقي است و گردشگري ورودي ايران تا حد زيادي متاثر از آن است.