برچسب: گرانی

  • افزایش مزد برای جلوگیری از کاهش قدرت خرید یا دویدن برای گرفتن سایه!

    افزایش مزد برای جلوگیری از کاهش قدرت خرید یا دویدن برای گرفتن سایه!

    به گزارش اقتصادران، زهرا کریمی، استاد دانشگاه در یادداشتی نوشت:

    نقش دولت در عملکرد اقتصادی از موضوعات اصلی در مکاتب مختلف اقتصادی است. کلاسیک‌ها بر ضرورت وجود دولت برای ایجاد کالاهای عمومی مانند نظم و امنیت و خلق زیرساخت‌ها تأکید دارند. در عین حال تأکید دارند که دولت باید بودجه‌ای متوازن داشته باشد و براساس درآمد مالیاتی هزینه‌های عرضه کالاهای عمومی را تأمین کند.

    کینزین‌ها معتقدند که نقش دولت در حفظ تقاضای کل و جلوگیری از گسترش بی‌کاری و رکود تعیین‌کننده است؛ به همین جهت مکتب کینزی وجود کسر بودجه را برای ایجاد رونق اقتصادی مفید می‌داند. نکته حائز اهمیت اینکه نظریات کینزی برای شرایطی مطلوب است که اقتصاد با مازاد عرضه کالاها و خدمات مواجه است ولی به دلیل کمبود تقاضای مؤثر وارد رکود شده است. بنابراین سیاست‌های کینزی مبنی بر پذیرش کسر بودجه برای حفظ و افزایش تقاضای کل به منظور جلوگیری از رکود، در شرایط وجود تنگناهای طرف عرضه مناسب نیست و به همین علت با وضعیت کنونی اقتصاد ایران انطباق ندارد.

    در دهه اخیر تحریم‌های شدید بین‌المللی از یک سو و فضای کسب‌و‌کار نامناسب داخلی از سوی دیگر رشد سرمایه‌گذاری و تولید را به شدت کاهش داده و کشور با رکود تورمی نسبتا سختی مواجه شده است. به دلیل کاهش درآمد نفت و افزایش هزینه واردات بر اثر تحریم‌ها و رشد سریع هزینه کالاها و خدمات داخلی به دلیل تورم بالا کسر بودجه روند فزاینده‌ای یافته که رشد کم‌سابقه پایه پولی را به دنبال داشته است. افزایش چشمگیر پول، بنزینی است که مرتب بر آتش تورم ریخته می‌شود و شعله‌هایش را خطرناک‌تر می‌کند. تورم بالا به نحو قابل توجهی قدرت خرید اقشار متوسط و ضعیف جامعه را می‌بلعد. در چنین وضعیتی افزایش حداقل مزد و رشد حقوق کارکنان دولت قادر به جبران کاهش قدرت خرید ناشی از تورم نیست.

    باید توجه داشت که دولت، به همراه شرکت‌های دولتی، بزرگ‌ترین کارفرمای کشور است و افزایش مزد مستقیما بر هزینه‌های دولت می‌افزاید در حالی که امکان افزایش متناسب درآمدها وجود ندارد. تجربه افزایش 57درصدی حداقل مزد قانونی در سال 1400 به وضوح نشان داد که بالارفتن مزد و به تبع آن افزایش تقاضای کارگران، با توجه به محدودیت‌های طرف عرضه، به افزایش قیمت کالاها و خدمات مصرفی خانوارها، به ویژه مواد خوراکی منجر شد و کارگران در واقع از افزایش مزد اسمی بهره‌ای نبردند و در فاصله سال‌های 1401-1390 از قدرت خرید حداقل مزد حدود 30 درصد کاسته شد.

    تردیدی وجود ندارد که راهکار صحیح افزایش رفاه مردم، کنترل تورم و ایجاد شرایط مناسب برای رشد سرمایه‌گذاری و تولید است. مشکل اینجاست که سیاست‌های کنترل تورم از طریق حرکت به سوی توازن در بودجه، هزینه‌هایی دربر دارد و روشن نیست که بار این هزینه‌ها را چه گروه‌هایی باید تحمل کنند.

    ظاهرا دولت گرایشی ندارد که تصمیم سختی بگیرد. در بودجه سال 1403 منابع تخصیصی به کلیه نهادهای فرهنگی افزایش یافته است. به طور مثال افزایش بودجه صداوسیما به میزان 57 درصد، بسیار بالاتر از نرخ تورم است. نهایتا بخشی از بار این کسر بودجه به مزدبگیران تحمیل می‌شود. افزایش مزد در سال 1402 و احتمالا 1403 بین 20 تا 30 درصد (بسیار کمتر از نرخ تورم) است. هرچند دولت از طریق اعطای یارانه‌های نقدی و غیرنقدی سخاوتمندانه تلاش می‌کند تا رضایت این اقشار را جلب کند؛ ولی فشار تورم بالا، که سفره‌ی بخش اعظم مزدبگیران را مرتبا کوچک و کوچک‌تر می‌کند، با این یارانه‌ها جبران نمی‌شود.

    در‌عین‌حال افزایش مزد و حقوق متناسب با نرخ تورم نیز مشکل کاهش قدرت خرید مزدبگیران را حل نمی‌کند؛ چون در شرایط تداوم تنگناهای طرف عرضه، با افزایش مزد و بالارفتن تقاضای کل، قیمت کالاها و خدمات، هزینه‌های دولت، کسر بودجه، و حجم پول به نحوی تغییر می‌کند که آثار مثبت افزایش مزد خنثی می‌شود. در شرایط تداوم رکود تورمی و عدم امکان افزایش سرمایه‌گذاری و تولید، افزایش مزد برای جلوگیری از کاهش قدرت خرید مانند «دویدن برای گرفتن سایه» است.

    هرچند در برخی از فعالیت‌ها مانند پوشاک، کیف و کفش، کمبود تقاضای مؤثر به ورشکستگی واحدهای کوچک و متوسط منجر شده ولی افزایش مزد اسمی در شرایط کنونی قادر به بالابردن درآمد واقعی نخواهد بود. مشکل اصلی اینجاست که برخی از سیاست‌گذاران سیاست افزایش مزد را برای بالابردن تقاضای مؤثر توصیه می‌کنند بدون اینکه به علل اصلی تنگناهای عرضه (تحریم‌های بین‌المللی و فضای نامناسب کسب‌وکار در کشور) اشاره کنند.

    گویی بدون تحولی اساسی در وضعیت اقتصادی ایران، صرفا با افزایش مزد اسمی می‌توان تقاضای کل را بالا برد و اقتصاد را به حرکت درآورد. بدون حل مشکل تحریم‌های بین‌المللی و حرکت دولت به سوی بودجه‌ای متوازن از طریق حذف هزینه‌های غیرمولد از یک سو و برداشتن موانع مختلف از سر راه کارآفرینان از طریق لغو مقررات فلج‌کننده و کنترل فساد در دستگاه اجرائی مشکل طرف عرضه‌ اقتصاد ایران حل نخواهد شد و با تداوم شرایط رکود تورمی، افزایش مزد اسمی مانعی بر سر راه کاهش قدرت خرید مزدبگیران نخواهد بود.

  • کسی جوابگوی گرانی ها نیست / مردم به محدودیت های فضای مجازی و سرعت اینترنت انتقاد دارند

    کسی جوابگوی گرانی ها نیست / مردم به محدودیت های فضای مجازی و سرعت اینترنت انتقاد دارند

    به گزارش اقتصادران، یک نماینده مجلس گفت: دولت در شرایطی که قیمت ارز و دلار و طلا و خودرو و گوشت و… بالا می‌رود، با سیاست‌های کارآمد جلوی افزایش بی‌رویه قیمت‌ها را بگیرد. وقتی دولت به سادگی می‌تواند خودرو وارد کشور کند یا در شرایط فعلی که مشکلات امنیتی وجود ندارد، محدودیت اینترنت و فضای مجازی را بردارد و با برنامه‌ریزی، جلوی افزایش قیمت‌ها را بگیرد، چرا کاری انجام نمی‌دهد؟

    مشروح گفتگوی اصغر سلیمی، نماینده دو دوره مردم سمیرم در مجلس و عضو کمیسیون امور داخلی کشور و شورا‌های مجلس را در ادامه می‌خوانید.

    **با وجود اینکه کمتر از یک ماه تا انتخابات مجلس زمان باقی است، فضای جامعه هنوز به طور مطلوب رقابتی و انتخاباتی نشده است که می‌توان هم شرایط بد اقتصادی و هم رد صلاحیت برخی نامزد‌ها را بی‌تأثیر ندانست. به اعتقاد شما برای ترغیب و تشویق مردم برای حضور پای صندوق‌های رأی چه باید کرد؟

    در بحث تأیید صلاحیت‌ها نسبت به دوره‌های قبل شرایط بهتر است و شورای نگهبان هر چند روز یک بار تعداد زیادی از نامزد‌های انتخاباتی را تأیید می‌کند. اما دلیل کم‌رونقی رقابت در این دوره انتخابات مجلس به اعتقاد من این است که از نظر سیاسی، افرادی که در ادوار گذشته به طور مدون در انتخابات شرکت می‌کردند، این دوره ثبت‌نام نکرده‌اند. یعنی جریان اصلاح‌طلب با نیرو‌های اصلی خود وارد عرصه رقابت نشده است و نیرو‌هایی که ثبت‌نام کرده‌اند شناخته‌شده نیستند و نیرو‌های درجه دوم یا سوم این جریان هستند که کمتر کسی آن‌ها را می‌شناسد؛ بنابراین در این دوره انتخابات شورای نگهبان با دید بازتری صلاحیت نامزد‌ها را بررسی کرده و شرایط برای یک انتخابات رقابتی وجود دارد؛ هرچند در زمان ثبت‌نام نیرو‌های اصلی جریان اصلاحات در انتخابات ثبت‌نام نکرده‌اند که فضای انتخابات را رونق دهند. اما به هر حال تا حدی این جریان در استان‌ها نامزد‌هایی دارد که بتواند لیست انتخاباتی بدهد و فضای جامعه را رقابتی کند.

    از طرفی هم دلیل احتمال کاهش سطح مشارکت مردمی در انتخابات مبتنی بر شرایط نامناسب اقتصادی و معیشتی است. هرچند امیدواریم دولت این نوید را به مردم بدهد که شرایط اقتصادی را بهبود می‌بخشد تا شرایط در روز‌های منتهی به انتخابات بهتر شود.

    اگرچه روند تأیید صلاحیت نامزد‌های انتخاباتی از سوی شورای نگهبان نسبت به دوره‌های قبل با دید بازتری انجام شده است، اما شاهدیم برخی نمایندگان فعلی هم توسط هیئت‌های اجرائی، هیئت‌های نظارت یا شورای نگهبان تأیید صلاحیت نشدند. توصیه شما به شورای نگهبان برای تأیید صلاحیت این نمایندگان چیست؟ چراکه این امر می‌تواند در افزایش سطح مشارکت مؤثر باشد.

    نمی‌توان به طور یقین این موضوع را تأیید کرد چراکه شاهدیم برخی نمایندگان که نطق‌های انتقادی تندی هم داشتند توسط شورای نگهبان تأیید شدند و دلیل رد صلاحیت دیگر نمایندگان را قطعا نمی‌توان به این موضوع ربط داد. به اعتقاد من تعداد نمایندگان ردصلاحیت‌شده این دوره نسبت به دوره‌های گذشته کمتر است. ضمن اینکه ممکن است تا اواخر بهمن ماه تعداد بیشتری از نمایندگان ردصلاحیت‌شده دوباره تأیید شوند.

    **جدای از این موضوع، دلیل دیگری که برخی به عنوان دلیل مشارکت کم‌رنگ در انتخابات از آن یاد می‌کنند، شرایط نامناسب اقتصادی و نادیده‌گرفتن مطالبات جامعه توسط دولت است. توضیح شما در این باره چیست؟

    نمی‌توان به طور قطع صرفا مشکلات اقتصادی را دلیل این موضوع دانست. به اعتقاد من میزان مشارکت مردم پای صندوق‌های رأی به این بستگی دارد که چقدر توانسته‌ایم در تحقق وعده‌های انتخاباتی خود به جامعه جامه عمل بپوشانیم. اینکه چقدر به شعار‌های انتخاباتی خود عمل کرده‌ایم و تا چه حد زمینه انتخاب را برای مردم فراهم کرده‌ایم اثرگذار است. مثلا زمان انتخابات ریاست‌جمهوری، آقای رئیسی وعده داد شرایط اقتصادی را تغییر می‌دهد و قیمت دلار را کنترل می‌کند. حتی شعار داد که به وضعیت معیشتی مردم توجه ویژه خواهد داشت؛ اما همان‌طورکه شاهدیم به بخشی از وعده‌های خود عمل نکرد و دلار مرز ۶۰ هزار تومان را شکست و هر کیلو گوشت هم ۶۰۰ هزار تومان را رد کرد.

    شرایط به نحوی است که گویا شرایط برای حل مشکلات اقتصادی در دولت وجود ندارد. هر روز گوشت گران می‌شود، دلار بالا می‌رود و به دنبال آن قیمت کالا‌های دیگر افزایش می‌یابد و کسی هم جواب‌گوی این شرایط نیست. مردم به دلیل عدم تحقق وعده‌های انتخاباتی آقای رئیسی به شرایط موجود گلایه‌مند هستند و از آنجایی که این شعار‌ها محقق نشد، مردم نسبت به حضور پای صندوق‌های رأی چندان استقبالی نشان نمی‌دهند. نکته دیگر اینکه مثلا مجلس مجوز ورود خودرو‌های خارجی را تصویب کرد و دولت در این باره مشکلی ندارد، اما این کار را انجام نمی‌دهد و گویا تمایلی به واردات خودروی خارجی ندارد و در این باره مقاومت می‌کند.

    جامعه به محدودیت‌های اعمال‌شده درباره فضای مجازی و کاهش سرعت اینترنت هم انتقاد دارد. چراکه دولت شعار داد قرار نیست اینترنت را محدود کند، اما برخلاف وعده داده‌شده عمل کرد و علاوه بر محدودیت‌ها، سرعت و کیفیت آن را هم کاهش داد.

    **دقیقا همین‌طور است. در بحث فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، دولت شعار داد که شبکه‌های اجتماعی را گسترش خواهد داد، اما محدودیت‌ها را افزایش داد و فروش فیلترشکن بیش از پیش باب شد؛ بنابراین می‌توان گفت دولت شرایطی ایجاد کرده که مردم معترض و ناراضی شوند. اما باید این وضعیت را جبران کند و در راستای افزایش سطح رضایت‌مندی جامعه و ایجاد زمینه حضور پای صندوق‌های رأی اقداماتی انجام دهد. ایجاد زمینه رضایت‌مندی مردم چندان هم سخت نیست. همه آن تیمی که در انتخابات ریاست‌جمهوری کاندیدا شده بودند، در حال حاضر در کابینه سیزدهم حضور دارند؛ همه کسانی که ادعا داشتند می‌توانند اقتصاد کشور را زیرورو کنند و ارزش ریال ایران را به حدی بالا ببرند که جزء سه ارز ارزشمند جهان شود. اما اکنون دست روی دست گذاشته و سکوت کرده‌اند. باید از آن‌ها سؤال کرد پس چه شد؟ دولت را که به دست آوردید پس آن وعده‌های اقتصادی و شعار‌ها کجا رفتند؟

    از این رو، انتظار داریم دولت وعده‌های داده‌شده را با حضور و دعوت از نخبگان و افراد توانمند فارغ از جناح‌بازی‌های سیاسی، محقق کند. اما متأسفانه دولت از غیرمتخصص‌ها به جای افراد توانمند بهره می‌برد. کسانی که تخصص و توانمندی لازم را ندارند و نمی‌توانند این کشتی را به سرمنزل مقصود برسانند. این رفتار دولت باعث می‌شود نتواند نظارت خوبی بر شرایط داشته باشد و برنامه‌های عملیاتی ارائه دهد که رضایت‌مندی جامعه را ایجاد کند.

    **به طور قطع همه این موارد باعث نارضایتی مردم شده است، سؤال اینجاست که چطور می‌توانیم شرایطی ایجاد کنیم که با وجود همه مشکلات موجود، مردم پای صندوق‌های رأی بیایند و در انتخابات شرکت کنند؟

    دولت باید حداقل در این شرایط باقی‌مانده تا انتخابات به بخشی از وعده‌های انتخاباتی‌اش عمل کند. مثلا در شرایطی که قیمت ارز و دلار و طلا و خودرو و گوشت و… بالا می‌رود، با سیاست‌های کارآمد جلوی افزایش بی‌رویه قیمت‌ها را بگیرد. وقتی دولت به سادگی می‌تواند خودرو وارد کشور کند یا در شرایط فعلی که مشکلات امنیتی وجود ندارد، محدودیت اینترنت و فضای مجازی را بردارد و با برنامه‌ریزی، جلوی افزایش قیمت‌ها را بگیرد، چرا کاری انجام نمی‌دهد؟ مجلس در این باره کار خودش را انجام داده و حالا نوبت دولت است که به وعده‌های خود و قوانین مصوب مجلس عمل کند. صرف تحقق بخشی از وعده‌های دولت می‌توان تا حدی رضایت نسبی در جامعه ایجاد کرد و از مردم خواست پای صندوق‌های رأی بیایند.

    دولت دستش برای اجرای قانون باز است و مجلس هر چیزی که دولت خواسته را در اختیارش قرار داده است. مجلس یازدهم منتقد دولت روحانی بود و در مقابل خواسته‌هایش مقاومت می‌کرد. اما در برابر دولت سیزدهم مقاومتی نداشت و هرآنچه مصوبه نیاز داشت را در اختیارش گذاشت، همه لوایح دولت یا حتی طرح‌های مجلس به نیابت از دولت را تصویب کرد و همراهی کامل با دولت داشت. اکنون شایسته است دولت حداقل به وعده‌های خودش در قبال مطالبات مردم جامه عمل بپوشاند تا بتوانیم به این بهانه مردم را برای حضور پای صندوق‌های رأی تشویق کنیم.

  • تبعات تصمیم مجلس در مورد کاهش ارز کالا‌های اساسی

    تبعات تصمیم مجلس در مورد کاهش ارز کالا‌های اساسی

    به گزارش اقتصادران، مجلس تصمیم دارد در راستای کاهش ناترازی بودجه ۱۴۰۳، میزان تخصیص ارز ترجیحی مربوط به کالا‌های اساسی و دارو را کاهش دهد. تصمیمی که از نظر کارشناسان اقتصادی، علاوه بر اینکه تورم‌زاست، سردرگمی و آشفتگی در بازار کالا‌های اساسی به ویژه مرغ را به همراه خواهد داشت؛ زیرا تولیدکنندگان نمی‌توانند در فضای مبهم، به درستی برای روند تولید برنامه‌ریزی کنند.

    از آنجا که بخش عمده ارز تخصیصی بخش کشاورزی، صرف واردات نهاده‌های دامی می‌شود و صنعت طیور ایران به طور کامل به نهاده وارداتی که امکان تامین آن در داخل وجود ندارد؛ وابسته است، چه سرنوشتی در انتظار قیمت مرغ و سفره جامعه خواهد بود؟ سفره‌ای که گوشت قرمز ۷۰۰ هزار تومانی از آن پَر کشیده، آیا دیگر رنگ مرغ را هم به خود نخواهد دید؟

    افزایش تورم در جامعه

    آلبرت بغزیان، استاد اقتصاد دانشگاه تهران در خصوص تصمیم مجلس برای کاهش ارز ترجیحی کالا‌های اساسی گفت: هر گونه کاهش سهمیه ارز در کالا‌های اساسی و تبدیل کردن آن به ارز گران‌تر، مسلما تورم‌زا است. به خصوص اینکه در مورد کالای اساسی که قادر به تولید آن در داخل نیستیم، به دلیل رشد جمعیت، نیاز به افزایش واردات داریم؛ بنابراین تخصیص ارز یارانه‌ای آن باید بیشتر شود و نه کمتر؛ هر چند باید حتما رصد شود که این ارزها، به مصرف واردات واقعی و بدون بیش اظهاری می‌رسند و در سفره مردم اثر خود را به جای خواهند گذاشت.

    او اضافه کرد: اگر در ارزی که تخصیص می‌دهند مثل قضیه چای دبش رخ دهد، توزیع ارز ترجیحی بدون تاثیر می‌شود. مثلا فردی برای کالای اساسی نظیر روغن ارز گرفته باشد که واردات انجام دهد، بعد محصول وارداتی را بسته‌بندی کند تا به جامعه با قیمت مناسب عرضه کند؛ اما به جای این کار، نرخ محصول را با ارز ۵۰ هزار تومانی و اکنون حتی ۶۰ هزار تومانی محاسبه کند و کسی هم روی عملکردش نظارت نداشته باشد.

    بغزیان گفت: اگرچه این مشکلات وجود دارد؛ اما راه حلش این نیست که ارز ترجیحی را حذف کنیم؛ بلکه باید دلار ارزان را به فرد معتمد بدهیم تا یارانه را در جامعه توزیع کند؛ نه اینکه به خاطر سوء نظارت، فشار روی سفره مردم بیاوریم.

    استاد اقتصاد دانشگاه تهران تاکید کرد: به نظر من این تصمیم تورم زا است؛ اما برآوردی از اینکه این تصمیم چه تاثیری در ایجاد تورم می‌گذارد، ندارم؛ زیرا کار آماری نیاز دارد و باید خیلی از فاکتور‌ها را در نظر گرفت؛ اما مسلما این تصمیم بهانه خوبی برای گرانی می‌شود.

    وی افزود: فردا تولیدکننده بیسکوئیت و کیک هم می‌خواهد قیمت محصولش را افزایش بدهند و بگوید که سهمیه ما کم شده و روغن گران خریدیم ومسلما این تصمیم سهم خود از تورم را دارد، اما اگر برای آن عدد بگوییم، غیر حرفه‌ای است.

    بغزیان ادامه داد: بار روانی ناشی از این خبر می‌تواند گرانی بیاورد. اگر دولت بگوید چیزی حذف نشده و حجم ارز ترجیحی را اضافه هم کردیم، به دلیل بی‌اعتمادی شدیدی که نسبت به این صحبت‌ها وجود دارد، چنین خبری اثر منفی خود را خواهد داشت.

    او اضافه کرد: بخش عمده خوراک طیور وابسته به خارج است. در نتیجه باید انتظار داشته باشیم که سال آینده گوشت مرغ جهش قیمت پیدا کند؛ بنابراین به جای این تصمیم، باید نظارت را تقویت کنیم. اگر این یارانه قطع شود، تولیدکنندگان خرد صنعت طیور متضرر می‌شوند و تولید را کم می‌کنند یا اینکه شروع می‌کنند به کاهش کیفیت خوراک طیور و این رفتار مسایل بهداشتی برای جامعه ایجاد می‌کند.

    استاد اقتصاد دانشگاه تهران تاکید کرد: به نظر من کاهش ارز ترجیحی کالا‌های اساسی کار غلطی است. به جای این کار باید این ارز را به افراد مطمئن بدهند که واردات نهاده انجام داده و آن را توزیع کنند.

    ایجاد اختلال در تصمیم‌گیری

    حسن مهربانی یگانه، استاد دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران  درباره اثر کاهش ارز ترجیحی بر قیمت تمام شده مرغ، تصریح کرد: متاسفانه ما نمی‌دانیم که دولت قرار است تخصیص ارز ترجیحی را برای کدام یک از نهاده‌ها کاهش داده یا متوقف کند؛ در نتیجه تخمین تاثیر این تصمیم بر بخش تولید دشوار می‌شود.

    او تاکید کرد: این حرف‌ها برای بازار سم است؛ مگر اینکه ارز ترجیحی حذف شود و قیمت آزاد شود همچنین اجازه بدهند که بازار کار خودش را انجام دهد.

    به گفته این استاد دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران، اگر دولت بخواهد ارز را بردارد، باید مشخص باشد که این حذف برای سویا، ذرت یا هر دوی این نهاده‌ها انجام می‌شود یا خیر. زیرا برای تخمین تاثیر افزایش قیمت هر یک از نهاده‌ها بر قیمت تمام شده مرغ، فرمول روشن و مشخص وجود دارد و در این رابطه هیچ پیچیدگی وجود ندارد.

    او افزود:، اما این تصمیم دولت، عدم قطعیت در زمان تصمیم‌سازی تولیدکنندگان را افزایش می‌دهد و بازار را دچار سردرگمی در تصمیم‌گیری می‌کند. وقتی بازار دچار سردرگمی شود، گوشت سفید تولید می‌شود و در تولید مساله‌ای نخواهید داشت، اما قیمت عرضه به این بستگی دارد که چه اتفاقات دیگری در بازار رخ خواهد داد.

    مهربانی بیان کرد: عدم قطعیت باعث می‌شود که تولیدکننده و مصرف کننده گیچ شوند. تصمیمات عجولانه بگیرند یا تصمیم نگیرند و فقط نگاه کنند. این به اقتصاد رفتاری آن‌ها باز می‌گردد. عدم قطعیت ایجاد شده، منطق تصمیم‌گیری را به هم می‌ریزد. افراد منطقی تصمیم نمی‌گیرند، هر کسی یک جور تصمیم می‌گیرد و، چون نمی‌دانیم چه اتفاقی رخ می‌دهد، بازار به سمت آشفتگی و سردرگمی می‌رود.

    او تاکید کرد: ما همیشه تحلیل را در سایه ثبات و قطعیت ارائه می‌دهیم. خود بازار فی نفسه هر روز دارای نوسان است. اگر قیمت هیچ تغییری نکند، باز هم در بازار شاهد نوسان هستیم، زیرا مثلا برخی مصرف کنندگان تصمیم می‌گیرند بدون توجه به قیمت‌‎ها، نیاز دو ماهشان را یکباره خرید کنند.

    استاد دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران گفت: تا سه هفته گذشته قیمت دلار حول و حوش ۵۰ هزار تومان نوسان می‌کرد، اما اکنون قیمت دلار یک بازی دیگر می‌کند. به علاوه اینکه بازار به دلیل اختلالات بین‌المللی و جنگ ترسیده است و پولش را به دلار تبدیل می‌کند. همه این مسایل بر بازار تاثیرگذار است. برای مرغ هم شرایط همین‌طور خواهد بود. این آشفتگی، سردرگمی، عدم قطعیت و گیجی اختلال در تصمیم‌گیری ایجاد می‌کند.

  • بهانه جدید تولیدکنندگان لوازم خانگی برای گران کردن محصولاتشان

    بهانه جدید تولیدکنندگان لوازم خانگی برای گران کردن محصولاتشان

    به گزارش اقتصادران، با نزدیک شدن به بازار شب عید هنوز رونق خرید و فروش در بازار لوازم خانگی نیست و رکود چندین ماهه این بازار هر روز تشدیدتر می شود.

    همین امر باعث شده تا تولیدکنندگان به فروش اقساطی محصولات اقدام کنند تا از این محل ضمن فروش کالا تامین مالی خود را نیز انجام دهند.

    در این میان فروشگاه‌های بزرگ نیز در سطح شهر به فروش اقساطی لوازم خانگی اقدام می‌کنند اما نکته جالب اینجاست سختی‌های دریافت وام و تأمین نقدینگی باعث شده تا مردم کالاها را به صورت اقساطی از فروشگاه‌های زنجیره‌ای خریداری و آنها را با قیمت پایین‌تر در سطح بازار به فروش برسانند.

    در این شرایط که بازار قسطی فروشی و حتی ارزان فروشی در بازار لوازم خانگی هر روز به طرق مختلف انجام می‌شود چند روزیست تولیدکنندگان لوازم خانگی به بهانه‌های مختلف فروش کالا به نمایندگی‌ها را متوقف کرده‌اند.

    کسبه معتقدند افزایش نرخ دلار عاملی شده تا تولیدکنندگان بر طبل گرانی بکوبند و خواستار تغییرات قیمتی در انواع محصولات خود باشند البته هنوز تغییرات قیمتی در بازار لوازم خانگی توسط تولیدکنندگان اعمال نشده اما فعلا فروش متوقف شده است.

    مشخص نیست تولیدکنندگان چه زمانی می خواهند فروش کالا را مجددا آغاز کنند اما نکته اینجاست بازار شب عید نیازمند کالاست و در این شرایط مشخص نیست تولیدکنندگان براساس کدام منطق به دنبال افزایش قیمت هستند.

    هم اکنون بررسی بازار لوازم خانگی نشان از آن دارد که کمتر معامله‌ای در بازار صورت می گیرد و همه به قسطی فروشی گرایش پیدا کرده‌اند.

    به نظر می‌رسد وزارت صنعت باید به این موضوع ورود پیدا کند که در بازار راکد براساس کدام استدلال تولیدکننده می‌خواهد افزایش قیمت را اعمال نماید مگر تولیدکننده منابع ارزی خود را از بازار آزاد تأمین می‌کند که با هر نوسان قیمتی خواستار تغییر قیمت در محصولات خود است.

  • فشار مضاعف بر محرومان با افزایش مالیات بر ارزش افزوده

    فشار مضاعف بر محرومان با افزایش مالیات بر ارزش افزوده

    به گزارش اقتصادران، عباس آرگون نایب رییس کمیسیون بازار پول و سرمایه اتاق بازرگانی تهران، درباره عواقب افزایش مالیات بر ارزش افزوده گفت: افزایش نرخ مالیات بر ارزش افزوده بر اساس منحنی لافر تا حدی منتج به این می‌شود که درآمد دولت افزایش پیدا کند.

    وی ادامه داد: ولی وقتی میزان اخذ مالیات‌ها از حدی بگذرد نه تنها درآمد دولت افزایش پیدا نمی‌کند بلکه کاهش هم پیدا می‌کند. در این شرایط اقتصادی درست است که بعضی از کالاهای اساسی از پرداخت مالیات بر ارزش افزوده معاف شوند و باید این مسائل در افزایش مالیات بر ارزش افزوده لحاظ شود.

    آرگون در ادامه بیان کرد: با توجه به شرایط اقتصادی اقتصادی موجود در کشور افزایش مالیات بر ارزش افزوده یک فشار مضاعف به مردم است، مردم در حال حاضر هم در تأمین هزینه‌های زندگی خود دچار مشکل هستند وقتی این افزایش هم انجام شود قطعاً شاهد تورم خواهیم بود.

    نایب رییس کمیسیون بازار پول و سرمایه اتاق بازرگانی تهران با بیان اینکه این موضوع در مجلس تصویب شده است افزود: دولت منابع حاصل از این افزایش را برای اجرای همسان سازی حقوق بازنشستگان در نظر گرفته است، ولی این شیوه برداشتن منابع لازم از جیب مردم برای گذاشتن در جیب بخشی دیگر از مردم است.

    آرگون با بیان اینکه در این شرایط اقتصادی یک درصد هم رقم قابل توجهی است و شرایط را برای مردم سخت‌تر می‌کند توضیح داد: باید از این اقدام جلوگیری شود و یا به تعویق انداخته شود زیرا در شرایط موجود مردم عادی توان تأمین هزینه‌های خود را نخواهند داشت.

    وی در ادامه با بیان اینکه با این افزایش مالیات ستانی از مصرف مردم، سفره مردم کوچک و کوچک‌تر خواهد شد گفت: این افزایش بر قیمت کالاهای مصرفی تأثیر تورمی خواهد گذاشت و این افزایش در کنار تورم موجود و حاکم در جامعه شرایط را برای مردم مخصوصاً مردم ضعیف و محروم سخت و سخت‌تر خواهد کرد.

  • چرا مردم ادعاهاي دولتمردان را باور نمي‌كنند؟!

    چرا مردم ادعاهاي دولتمردان را باور نمي‌كنند؟!

    حسین حقگو طی یادداشتی در روزنامه تعادل نوشت:

    اين عبارات ديگر در دولت سيزدهم به اخباري روزمره تبديل شده است كه «بنزين گران نمي‌شود»، «قيمت دلار بازار واقعي نيست و مردم نخرند»، «افزايش ماليات‌ها به ضرر اقشار آسيب‌پذير نيست» و… اخيرا البته تكذيب سهميه‌بندي نان و اينكه «هيچ محدوديتي در خريد نان براي شهروندان وجود ندارد.» (معاون استانداري تهران- ۷/۱۱) نيز به آن تكذيب‌هاي قبلي اضافه شده است.

    اما چرا علي‌رغم اين رد و تكذيب‌ها، مردم كار خود را مي‌كنند و اين حرف‌ها و ادعاهاي دولتمردان را باور نمي‌كنند؟! جوابش به نظر واضح است چون پاي‌شان در زمين است! يعني با جسم و جان و دست در جيب خود و نه بودجه و بيت‌المال و گزارش‌هاي اداري، در صف خريد نان و سوار شدن تاكسي و اتوبوس و تامين مايحتاج عمومي و دارو و اجاره‌خانه و ثبت‌نام دبستان و دانشگاه فرزندان و… روز را به شب مي‌رسانند و به چشم خود مي‌بينند و با گوشت و پوست خود لمس مي‌كنند فشار طاقت‌فرساي اين روزها و شكنندگي اين وضعيت و اينكه آن تكذيب‌ها واهي است و هيچ گشايشي در امور روزمره زندگي‌شان واقع نمي‌شود و روزبه‌روز دريغ از ديروز! مردمي كه همين ۳، ۴ سال قبل شاهد دوبرابر شدن ناگهاني قیمت بنزين بوده يا دلار را به يك چهارم قيمت فعلي و نان را به مراتب ارزان‌تر و با كيفيت‌تر و دارو و درمان قابل قبول‌تري را مي‌توانستند با درآمد ماهيانه‌شان تهيه كنند چرا بايد ادعاي ثبات و بهتر شدن وضعيت كسب و كار و معيشت‌شان را در آينده باور كنند؟! به‌راستي كدام افقي گشوده و كدام گره پيچيده اقتصادي- سياسي كه حيات زندگي فردي و جمعي و تمدني اين مردم را با تهديدهاي بس جدي مواجه كرده است، در اين دو- سه ساله باز شده است؟!

    بزرگ‌ترين تهديد اقتصادي- سياسي يعني تحريم‌هاي بين‌المللي كه بر سر جاي خود باقي مانده و اگر از كاهش فشارها بر كشورمان براي فروش نفت بگذريم (به سبب تجاوز روسيه به اوكراين و بحران انرژي در جهان)، نه فقط ريسك‌هاي اقتصادي- سياسي كشورمان كاهش نيافته بلكه با وقوع جنگ حماس و اسراييل و سرايت آن به يمن و عراق و سوريه و لبنان، افزايش هم يافته است. همچنين در عرصه داخلي هيچ يك از ترفندهاي دولت نتوانسته مانع موج سنگين و خرد‌كننده تورمي در كشور شود و حتي هر روز كه مي‌گذرد شاهد بلند شدن سايه ركود بر بازارها و كسب و كار مردم نيز هستيم.

    چنانكه مركز آمار در آخرين گزارش خود از تورم ماهيانه ۲,۶ درصدي و نقطه‌اي ۳۸.۵درصدي و سالانه ۴۳.۵ درصدي خبر داد كه بيانگر تداوم تورم بالا و خردكننده است در حالي كه گزارش آذرماه شامخ («شاخص مديران خريد» كه بيانگر ديدگاه صاحبان بنگاه‌ها از وضعيت اقتصادي است) از كاهش اين شاخص به زير ۵۰ يعني كمترين ميزان در يازده ماه گذشته حكايت مي‌كند. بنگاه‌هاي اقتصادي كه از يكسو با افزايش موجودي انبارها و نبود مشتري به واسطه كاهش شديد قدرت خريد مردم مواجه‌اند و از سوي ديگر درگير كمبود شديد نقدينگي و سرمايه در گردش و تامين ارز و مواد اوليه و بسياري مشكلات ديگرند.

    در كنار اين عوامل سياسي و اقتصادي بايد به تشديد بحران‌هاي اجتماعي و فرهنگي و محيط زيستي اشاره كرد. مردمي كه در اثر تورم ۴۰، ۵۰ درصدي هرروز فقير‌تر مي‌شوند و روز خود را با اخبار بگير و ببند و خالص‌سازي‌ها و اخراج اساتيد و دانشجويان يا مهاجرت پزشكان و پرستاران و پلمب شدن فلان مركز خريد و قرمز شدن شاخص آلايندگي و…آغاز مي‌كنند و باكمتر نشانه‌اي از تغيير اين رويه‌ها و رواداري و… به شب مي‌رسانند و براي لذت از زندگي و تخليه رواني خود پناهي جز خوردن تنقلات بي‌كيفيت و ديدن فيلم‌هاي كمدي بي‌كيفيت‌تر ندارند (فروش حدود هزار ميليارد توماني سينماي ايران)؟!

     

    چنانكه «بنرجي» و «دوفلو» در كتاب اقتصاد فقير مي‌نويسند: «هر آنچه از ملال‌آوري زندگي مي‌كاهد، يكي از اولويت‌هاي فقراست. چنين موردي مي‌تواند يك دستگاه تلويزيون، مقدار اندكي از يك خوردني خاص يا تنها فنجاني چاي شيرين باشد.» («اقتصاد فقير»)  البته شمار زيادي از اين مردم كشورهاي مورد بررسي در كتاب «اقتصاد فقير» در فاصله انجام اين پژوهش و انتشار آن (بيش از يك دهه قبل) كه ساكن كشورهاي هند و ويتنام و كامبوج و… بوده‌اند به سبب به‌كار بستن سياست‌هاي اقتصادي، اجتماعي منطقي و علمي مبتني برعقل سليم و گشايش ارتباطات و تعاملات جهاني و باز كردن فضاي اجتماعي و سياسي در جهت حضور و مشاركت مردم و بهبود سرمايه اجتماعي، رفاه واقعي را تا حدي لمس و از درآمد سرانه و اشتغال مناسب‌تر و محيط كم خطر‌تر در زندگي بهره‌مند شده‌اند. آنچه در اين كشورها سبب تغيير شده است نه وعده و عيد و سخنان بدون پشتوانه مسوولان آنها بلكه تغييرات واقعي در نظام حكمراني آن كشورها بوده است. چرا كه سياستمداران و سياست‌گذاران آنها پاي در زمين داشته و به قول آلبرت هيرشمن هنر «پيش رفتن با جمع» را مي‌دانستند!

  • کاهش قدرت خرید مردم کار دست بازار مواد غذایی داد

    کاهش قدرت خرید مردم کار دست بازار مواد غذایی داد

    به گزارش اقتصادران، گزارش مرکز آمار ایران نرخ تورم سالانه انواع خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها را در دی 1402، 48.1 درصد اعلام کرده است. این در حالی است که تا پایان سال و تعطیلات نوروز و همزمانی این رویداد با ماه رمضان چند هفته بیشتر باقی نمانده و با تورمی که در این مدت بر قیمت مواد غذایی حادث شده به نظر می‌رسد قدرت خرید مردم برای تامین مواد غذایی موردنیاز آنها در رویدادهای پیش رو کافی نباشد.

    مسعود بختیاری، عضو هیات نمایندگان اتاق ایران، در این باره گفت: در شرایط کنونی، رکود شدیدى بر بازار صنایع غذایی حاکم است که عامل اصلى این رکود، کاهش قدرت خرید مردم است.به نظر می‌رسد بانک مرکزی تمرکز زیادی بر سیاست‌های ضدتورمی دارد و می‌خواهد به هر قیمتی که شده تورم را مهار کند که این سیاست‌ها به سهم خود رکود را تشدید کرده است.

    بختیاری ادامه داد: دولت در پرداخت تسهیلات خرد به تولیدکنندگان، اصناف و بازاریان رفتاری انقباضی در پیش گرفته و از سوی دیگر با اِعمال سیاست‌هاى سختگیرانه‌اى همچون رفع تعهد ارزى، صادرات را با چالش مواجه کرده است، این امر کاهش صادرات و سرریز شدن محصولات به بازار داخل و در ادامه تشدید رکود را سبب شده است.

    عضو هیات نمایندگان اتاق ایران تصریح کرد: این در حالیست که بازار داخل نیز قدرت خرید این اقلام را ندارد و تولیدکننده با توجه به هزینه تمام‌شده تولید کالا نمی‌تواند برای جذب تقاضا از قیمت خود بکاهد، در چنین شرایطی تولیدکننده نیز ناچار به کاهش تولید است.

    بختیاری گفت: در واقع تمرکز دولت بر سیاست‌های ضدتورمی به ایجاد رکود در بازار مواد غذایی انجامیده و در چنین شرایطی، تغییر سیاست‌های بانک مرکزی می‌تواند تقاضا در بازار را تحریک کند و بازار را از رکود درآورد.

    وی در نهایت یادآور شد: با این حال در روزهای پایانى سال، به دلیل افزایش تقاضا، همواره شاهد رونق و جنب و جوش در بازار بوده‌ایم و امیدواریم با پرداخت‌های زودهنگام پایان سال این جریان امسال نیز برقرار باشد و به طور ویژه بازار اقلام پرمصرف در ماه رمضان مانند برنج، روغن و حبوبات تحرکی جدی را تجربه کند.

  • بازنشستگان توان خرید اقساطی گوشت را هم ندارند!

    بازنشستگان توان خرید اقساطی گوشت را هم ندارند!

    به گزارش اقتصادران، مهدی سروی، کارشناس اندیشکده اقتصاد مقاومتی و از مشاوران اقتصادی دولت، در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد «میانگین مصرف گوشت خانواده‌ها در کشور ۸ کیلوگرم و در سه دهک پایین جامعه ۲ کیلوگرم در سال است». به گفته او سرانه مصرف گوشت قرمز برای هر نفر در ۳ دهک پایین جامعه، حدود ۷۰۰ گرم در یکسال است.

    اگر همان ۸ کیلوگرم را به عنوانِ میانگین مصرف گوشت خانواده‌ها در نظر بگیریم و یک خانواده متوسط ایرانی را ۳ نفر فرض کنیم، سرانه سالانه مصرف گوشت در ایران، ۲.۶ کیلوگرم می‌شود، به عبارتی هر فرد به طور متوسط در سال ۲.۶ کیلوگرم گوشت قرمز مصرف می‌کند و این در حالی‌ست که مصرف سالانه گوشت قرمز برای هر نفر در ۳ دهک فرودست، فقط ۷۰۰ گرم است! به عبارتی هر ایرانی متعلق به سه دهک کم‌درآمد که از قضا قاطبه‌ی مزد و حقوق بگیرانِ شاغل و بازنشسته نیز در همین گروه قرار می‌گیرند، در هر سال، یک کیلوگرم گوشت قرمز هم مصرف نمی‌کنند.

    نگاهی به نمودار‌های تاریخیِ مصرف سرانه گوشت قرمز در کشور، یک روند کاهشی مداوم را نشان می‌دهد، این افت از سال‌های ابتدای دهه ۹۰ شمسی آغاز شد و در سال‌های پایانی این دهه به تدریج شتاب گرفت.

    براساس آمار‌ها در سال ۱۳۹۰ سرانه مصرف گوشت قرمز در کشور ۱۳ کیلوگرم بود، در آن زمان هر ایرانی در طول سال، ۱۳ کیلوگرم گوشت قرمز مصرف می‌کرده است که به نسبت ارقام امروز بسیار قابل قبول‌تر بوده است، اما در سال‌های بعد، به مرور و با افزایش قیمت گوشت قرمز، سرانه مصرف هر سال یک کیلوگرم کاهش یافت به گونه‌ای که سرانه مصرف گوشت قرمز در سال ۱۳۹۱ به ۱۲ کیلوگرم، در سال ۱۳۹۲ به ۱۱ کیلوگرم، سال ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶ در محدوده ۱۰ تا ۱۱ کیلوگرم و در سال ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ با افزایش قیمت ارز، مصرف گوشت قرمز هم افت کرد و سرانه آن، به ۸ کیلوگرم رسید و در سال ۱۳۹۹ باز هم سرانه مصرف گوشت افت داشت و میانگین مصرف به ۷ کیلوگرم رسید و در سال ۱۴۰۰ این میزان به ۶ کیلوگرم و در سال ۱۴۰۱ با یک کیلوگرم کاهش میزان مصرف به ۳ کیلوگرم رسید.

    حالا، اما به نظر می‌رسد در میانه سال ۱۴۰۲ مصرف سرانه گوشت هر ایرانی به کمتر از ۳ و حدود ۲.۶ کیلوگرم در سال رسیده است؛ و این در حالی است که براساس اعلام فائو در سال ۱۳۹۹، متوسط سرانه مصرف گوشت در جهان، ۴۱ کیلوگرم است؛ سرانه مصرف سالانه کویت بیش از ۶۷ کیلوگرم برای هر نفر، امارات بیش از ۶۲ کیلوگرم و عربستان حدود ۵۴ کیلوگرم است.

    کاهش مصرف سرانه گوشت قرمز در ایران، رابطه مستقیم با تورم سنگین این بخش و افولِ قدرت خرید مردم به خصوص گروه‌های مزدبگیر دارد؛ تنها نگاهی به «گزارش افزایش قیمت اقلام خوراکی در ماه آذر» که در روز‌های گذشته از سوی مرکز آمار منتشر شده به خوبی نشان می‌دهد که چرا نمودار‌های مصرف گوشت تا این اندازه دچار کاهش شده است.

    در این گزارش، تورم نقطه به نقطه‌ی اقلام پروتئینی مثل گوشت گوسفند و گاو و ماهی، بیش از ۱۰۰ درصد است؛ به عبارتی این اقلام در آذرماه سال جاری به نسبت آذر سال قبل، بیش از ۱۰۰ درصد افزایش قیمت داشته‌اند؛ به این ترتیب، در طول یکسال منتهی به آذرماه، ماهی قزل آلا ۹۰ درصد، گوشت قرمز گاو و گوساله ۱۳۰ درصد و گوشت گوسفند ۱۳۶ درصد گران‌تر شده‌اند.

    با استناد به این داده‌ها، انواع گوشت قرمز در فاصله‌ی آذر سال گذشته تا آذرماه سال جاری، بیش از ۱۳۰ درصد گران شده است؛ امروز قیمت هر کیلو گوشت قرمز در بازار بیش از ۵۰۰ یا حتی ۶۰۰ هزار تومان است؛ حالا باید پرسید کارگر یا بازنشسته‌ای که زیر ۹ میلیون تومان حقوق ماهانه دارد چطور می‌تواند بیش از ۶۰۰ هزار تومان بدهد و یک کیلو گوشت قرمز بخرد؟ به گفته‌ی ابراهیم یوسف‌زاده، عضو هیات مدیره کانون بازنشستگان رشت، «همان ۷۰۰ گرم در سال هم زیاد است، چراکه بازنشستگان کم‌درآمد در ماه‌های متوالی سال، حتی صد گرم گوشت قرمز هم نمی‌خرند!»

    بازنشستگانی که توان خرید قسطی گوشت را هم ندارند!

    براساس داده‌هایی که یک کارشناس اقتصادی در صداوسیما اعلام کرده «مصرف سرانه گوشت قرمز در سه دهک فرودست، ۷۰۰ گرم است»، اما یوسف‌زاده به نمایندگی از جانب ضعیف‌ترین گروه‌های مزدبگیر کشور می‌گوید: بازنشستگان اصلاً قدرت خرید ندارند، گوشتِ کیلویی ۶۵۰ هزار تومان را نمی‌توانند بخرند؛ وقتی بازنشسته ۶ یا ۷ میلیون تومان حقوق می‌گیرد، چطور می‌تواند در سفره گوشت قرمز داشته باشد، حتی توان خرید قسطی گوشت را هم ندارد.

    به گفته این فعال صنفی بازنشستگان، حداقل حقوق بازنشستگان زیر ۸ میلیون تومان است و در شهر رشت، ۶۰ درصد بازنشستگان و مستمری‌بگیران تامین اجتماعی با این حقوقِ حداقلی زندگی می‌کنند.

    یوسف‌زاده در پاسخ به این سوال که «فکر می‌کنید مصرف ماهانه و سالانه‌ی گوشتِ این بازنشستگانِ کم‌درآمد چقدر است» می‌گوید: این بازنشستگان در ماه به هیچ‌وجه نمی‌توانند گوشت قرمز بخرند؛ ماه پشت ماه می‌گذرد و این‌ها گوشت قرمز نمی‌خرند؛ ممکن است در سال یکی دو ماه باشد که این بازنشستگان میهمان داشته باشند یا مراسم خاصی در میان باشد که ۱۰۰ گرم یا ۲۰۰ گرم گوشت قرمز بخرند؛ خیلی از این بازنشستگان در سال ۷۰۰ گرم گوشت قرمز هم مصرف نمی‌کنند.

    مزدبگیران با درآمد ثابت توان خرید گوشت قرمز را ندارند

    به این ترتیب، کارگران و مزدبگیرانی که درآمد ثابت ماهانه دارند، از قدرت خرید گوشت قرمز محروم هستند؛ فصلی‌کاران، کارگران غیررسمی و کارگران بدون درآمد ثابت، اوضاع به مراتب بدتری دارند؛ زهره، یک زن دستفروش در متروی تهران، در جواب این سوال که «در سال چند کیلو گوشت قرمز می‌خری» می‌گوید: اگر بگویم در کل سال، یک یا دو کیلو گوشت قرمز برای یک خانواده ۴ نفره نمی‌خرم، دروغ نگفته‌ام.

    او اضافه می‌کند: من با دستفروشی بتوانم کرایه خانه را بدهم، خیلی هنر کرده‌ام، می‌دانی به جای گوشت ما چی مصرف می‌کنیم، سیب‌زمینی، تخم مرغ، گوجه فرنگی.. این‌ها هم گران شده است.

    در حالیکه داده‌های استاندارد جهانی نشان می‌دهد که هر فرد باید به طور متوسط در سال بیش از ده یا بیست کیلو گوشت قرمز مصرف کند، هر فرد متعلق به خانواده‌ی کارگری در ایران، سالی یک کیلو یا ۷۰۰ گرم گوشت قرمز هم مصرف نمی‌کند؛ این شرایط نشان می‌دهد که طرح‌های دولت برای تامین اقلام سفره‌های مردم مثل یارانه یا کالابرگ الکترونیک نتوانسته سفره‌های خالی فرودستان را از فقر غذایی نجات دهد، ضمناً این طرح‌ها از مدیریت قیمت اقلام ضروری خوراکی در بازار ناتوان بوده‌اند و کاهش مصرف پروتئین با یک شیب تند تداوم داشته است.

    یک کارگر ساختمانی بانه در استان کردستان که به گفته خودش نیمی از سال را بیکار است و نیمی دیگر را با دستمزد ناچیز روزگار می‌گذارند، در پاسخ به همان سوال تکراریِ ما می‌گوید: «گوشت قرمز، گوشت سفید یا حتی برنج، از سفره‌های ما پر کشیده‌اند، ما بتوانیم همان نان و تخم مرغ را فراهم کنیم، خیلی کار است؛ مخصوصاً وقتی خانه نداری و زیر سقف‌های گرانِ مردم مستاجری، دیگر پولی برای غذا و گوشت نمی‌ماند.».