برچسب: گرانی دارو

  • بیماران درد مریضی را تحمل کنند یا درد دارو؟

    بیماران درد مریضی را تحمل کنند یا درد دارو؟

    به گزارش اقتصادران، در داروخانه ۱۳ آبان، آدم‌ها فقط برای خرید دارو نیامده‌اند؛ هر کدام برگه‌ای در دست دارند که شبیه نسخه نیست، شبیه پرونده‌ای از اضطراب، هزینه، انتظار و درمان‌های نیمه‌تمام است. یکی نگران است دارو اصلاً موجود باشد یا نه. دیگری حساب می‌کند اگر نسخه کامل نشود، چند بار دیگر باید مسیر را بیاید. یکی از گرانی می‌گوید، یکی از بازار سیاه، یکی از دارویی که ایرانی‌اش هست، اما روی بدن بیمار جواب نداده، و یکی دیگر از نسخه‌ای که تکه‌تکه شده؛ چند قلم این‌جا، چند قلم جای دیگر، چند قلم هم شاید در نوبت سه‌ماهه بتواند بگیرد.

    این‌جا، در صف داروخانه‌های مرجع مثل هلال احمر و ۱۳ آبان، روایت دارو فقط روایت «کمبود» نیست؛ روایت دسترسی است. روایت خانواده‌هایی است که برای رسیدن به درمان، باید دارویاب شوند؛ مسیر طولانی را بروند، صف بایستند، تلفن بزنند، نسخه را چند بار ثبت کنند، از بیمه بپرسند، قیمت بگیرند و آخر سر هم شاید دست خالی بمانند.

    در سطح جهانی هم سازمان همکاری و توسعه اقتصادی هشدار داده که کمبود دارو و تجهیزات پزشکی حتی پیش از بحران کرونا در کشورهای عضو OECD رو به افزایش بوده و بحران‌ها می‌توانند زنجیره‌های تأمین دارو را به‌شدت آسیب‌پذیر کنند.

    اگر پول داشته باشی، می‌توانی از مریضت نگهداری کنی

    مردی که از بیماری پدرش می‌گوید، جمله‌اش بیشتر شبیه اعترافی تلخ است تا گلایه؛ «پدرم پارکینسون دارد. هر ماه با بیمه حدود ۴۰ تا ۵۰ میلیون هزینه درمانش است.»

    نسخه در دستش است؛ نسخه‌ای که قرار است فقط برای یک ماه باشد، اما برای خانواده او شبیه بار مالی یک زندگی کامل است. او به «خبرنگار اقتصادنیوز» می‌گوید یکی از داروهای پدرش، تزریق یک هورمون است که باید همیشه کنارش باشد؛ همان یک قلم دارو ۱۵ میلیون تومان هزینه دارد. نسخه امروز، فقط برای یک ماه، حدود ۲۶ میلیون تومان شده و در کنار آن باید هزینه‌های دیگری هم پرداخت شود. تا همین ماه قبل، برای پدرش کاردرمانگر می‌گرفتند؛ ۱۶ میلیون تومان می‌دادند تا در خانه با او کار کند، اما حالا تصمیم گرفته خودش همان کارها را انجام دهد: «دیگه نمی‌تونم این هزینه‌ها رو بدم.»

    نسخه‌هایی که در دست دارد تازه همه ماجرا نیست. می‌گوید همین نسخه‌ها در داروخانه با حدود ۴۰ میلیون تومان تمام می‌شود، اما در بازار سیاه رقم‌ها به ۲۹۰ میلیون تومان هم می‌رسد. در دوره جنگ، چند بار مجبور شده از بازار سیاه دارو بخرد. یک دارو که اگر در داروخانه موجود باشد حدود یک‌ونیم میلیون تومان است، در بازار سیاه تا ۸ میلیون تومان به او فروخته‌اند؛ قرصی برای کنترل لرزش دست پدرش.

    او مکث می‌کند و بعد جمله‌ای می‌گوید که انگار خلاصه وضعیت بسیاری از بیماران مزمن است؛ «آدم اگه پول داشته باشه می‌تونه از مریضش نگهداری کنه؛ والا، باید بذارتش یه گوشه به امون خدا.»

    صفی که فقط صف دارو نیست

    کمی آن‌طرف‌تر، سمت دیگر داروخانه ۱۳ آبان، زنی حدوداً چهل‌وچند ساله نسخه‌اش را در دست گرفته و منتظر است. برای آمپول‌های زانو آمده. می‌گوید ماهی دو آمپول برای درد زانوهایش لازم دارد. فقط داروخانه ۱۳ آبان آن را می‌دهد، چون بیمه جانبازی دارد و هزینه‌ای پرداخت نمی‌کند. اما رایگان بودن دارو، پایان سختی نیست. باید در همین صف و شلوغی بایستد، دارو را ثبت کند، مراحل اداری را رد کند و منتظر بماند.

    داروخانه ۱۳ آبان را اگر دیده باشید، شلوغی‌اش فقط ازدحام نیست؛ نوعی اضطراب جمعی است. آدم‌هایی با برگه‌هایی در دست، هر کدام منتظرند نامشان خوانده شود. در ذهنشان چند سؤال مدام تکرار می‌شود: آیا داروی من موجود است؟ آیا باید وارد صف دریافت شوم؟ آیا قیمت بالا رفته؟ بیمه چقدر قبول می‌کند؟ نسخه کامل می‌شود یا باز باید بروم داروخانه‌ای دیگر؟

    در همین افکار، یکی‌یکی اسم‌ها برای تحویل دارو خوانده می‌شود. هر نام، برای چند ثانیه امید است؛ امید به اینکه شاید این بار نسخه کامل شود.

    سرطان، درد و نبود مورفین

    مردی حدود ۵۰ ساله در صف تحویل داروهای سرطان ایستاده است. همسرش سرطان سینه دارد و در حال شیمی‌درمانی است. می‌گوید به آن‌ها گفته‌اند از بازار سیاه دارو نخرند، چون تاریخ مصرف و شرایط نگهداری داروها، به‌خصوص داروهای حساس، می‌تواند خطرناک باشد. اما وقتی دارو نیست، توصیه به نخریدن از بازار سیاه هم خودش بخشی از بن‌بست می‌شود.

    الان بیشترین مشکلش مورفین است؛ دارویی برای کنترل درد. می‌گوید: «مورفین نیست. توی هیچ داروخانه‌ای پیدا نکردم. بهم آدرس دادند برو فردیس، فلان داروخانه شاید داشته باشد. آنجا هم زنگ زدم، گفت پخش شده اما تمام شده.»

    همسرش ماهی ۶۰ عدد مورفین لازم دارد؛ روزی دو عدد. اما از زمان جنگ به این طرف، گیرش نمی‌آید. قیمت دارو برای بیمار خاص، بسته‌ای ۱۳۰ هزار تومان است، اما حتی در بازار آزاد هم مورفین پیدا نمی‌شود. در بین داروهای همسرش، داروهای خاص قلبی هم هست که آن‌ها هم در بازار نیست. هر بار نسخه‌ها را می‌گیرد، حدود ۵۰ میلیون تومان هزینه می‌شود.

    امروز برای آمپول اسپارتینا آمده بود؛ چهار عدد، ۵۰ میلیون تومان. آن هم فقط برای دو ماه. بعد آرام اضافه می‌کند: «راستش را بخواهید من یک بازنشسته‌ام با حقوق ماهی ۱۶ میلیون تومان و این هزینه‌ها.»

    این نسبت، نسبت ساده‌ای نیست؛ وقتی فقط یک قلم دارو برای دو ماه، چند برابر حقوق ماهانه یک بازنشسته هزینه دارد، درمان دیگر فقط مسئله پزشکی نیست؛ مسئله فروپاشی اقتصادی خانواده است.

    او از دیازپام و لورازپام هم می‌گوید، داروهای آرامبخشی که برای همسرش لازم دارد، اما حتی اینجا هم ندارند. تازه اضافه می‌کند که برای خرید این داروها مسیرش هم نزدیک نیست: «من از شهر قدس کرج این راه را می‌آیم که بتوانم این داروها را بخرم.»

    در گزارش‌های جهانی از مناطق جنگ‌زده هم داروهای کنترل درد، داروهای مزمن، آنتی‌بیوتیک‌ها و داروهای قلبی معمولاً جزو نخستین گروه‌هایی هستند که دسترسی به آن‌ها دشوار می‌شود. سازمان جهانی بهداشت در ارزیابی از مناطق خط مقدم اوکراین گزارش کرده که داروهای ضد درد، آنتی‌بیوتیک‌ها، داروهای فشار خون و داروهای قلبی از دشوارترین داروها برای دسترسی بوده‌اند.

    داروهای اعصاب؛ یک ورق می‌دهند، بقیه‌اش نوبت سه‌ماهه

    زن دیگری برای داروهای اعصاب و روان آمده است؛ کلونازپام و آسنترا می‌خواهد. مادرش عمل قلب داشته و پزشک برای اینکه کمی حالش بهتر شود و شب خواب آرام‌تری داشته باشد، این داروها را تجویز کرده است. اما داروها پیدا نمی‌شوند. او به «خبرنگار اقتصادنیوز» می‌گوید: «هرجا سر می‌زنم نیست. بالای ۲۰ داروخانه رفتم. اینجا هم که آمدم می‌گویند یک ورق می‌دهیم و برای بقیه‌اش باید بروی در نوبت سه‌ماهه.»

    در خانه، مسئله دارو به مدیریت بحران روزانه تبدیل شده است. به مادرش گفته روزی نصف قرص بخورد تا حداقل دارو به ۲۰ روز برسد. این تصمیم، تصمیم پزشکی نیست؛ تصمیمی است که کمبود دارو به خانواده تحمیل کرده است. نسخه، از دستور درمان به جدول صرفه‌جویی تبدیل شده؛ دوز دارو نه بر اساس وضعیت بیمار، که بر اساس موجودی داروخانه تنظیم می‌شود.

    اینجا یکی از تلخ‌ترین چهره‌های کمبود دارو دیده می‌شود؛ «وقتی بیمار و خانواده‌اش مجبور می‌شوند میان نیاز بدن و امکان موجود یکی را انتخاب کنند.»

    نسخه‌هایی که تکه‌تکه می‌شوند

    پسر جوانی برای داروهای اعصاب پدرش آمده؛ پدرش درگیر بیماری حاد اعصاب و روان است و فهرستی بلند از داروها دارد. در داروخانه به او گفته‌اند فقط دو قلم از داروها موجود است. حالا مانده میان دو تصمیم: همان دو قلم اصلی را که داروخانه دارد بگیرد و بقیه نسخه را آزاد تهیه کند، یا صبر کند تا شاید همه داروها موجود شود و یک بار دیگر مراجعه کند و از سهم بیمه‌اش برای کم شدن قیمت نسخه استفاده کند.

    این تردید، برای بسیاری از خانواده‌ها آشناست. نسخه دیگر یک بسته کامل درمانی نیست؛ پازلی است که هر تکه‌اش در یک جا افتاده. یک قلم در داروخانه مرجع، یک قلم در داروخانه آزاد، یک قلم در بازار سیاه، یک قلم در نوبت بعدی، یک قلم هم ناموجود. بیمار باید درمان شود، اما نسخه خودش بیمار شده است؛ تکه‌تکه، معطل، ناتمام.

    همان‌طور که او هنوز درگیر تصمیم است، مردی از کنارشان رد می‌شود و با عصبانیت می‌گوید: «خانم بنویس هیچ دارویی نیست. این لیست داروها رو می‌بینی؟ برای مریضم شبی ۱۴۰ میلیون تومان به بیمارستان میدم تا توی بیمارستان توی بخش آی‌سی‌یو باشه و این داروهاشه. از کل این صفحه یه دونه‌شم ندارن. می‌گن هیچ‌کدومش موجود نیست. برم بازار آزاد ببینم چیکار می‌کنم.»

    انسولین هست، اما رسیدن به آن خودش عذاب است

    کمی آن‌طرف‌تر، زنی مردد است که حرف بزند یا نه. بعد آرام شروع می‌کند؛ «من برای انسولین می‌آیم. راستش را بخواهید انسولین پیدا می‌شود، اما برای من که دیگر سنی ازم گذشته، اینکه هر بار برای دریافتش باید این راه را بیایم، این همه در صف باشم تا نوبتم شود و دریافت کنم، خیلی سخت شده. راستش را بخواهی عذاب است.»

    داروی ایرانی که هست، اما بیمار می‌گوید جواب نمی‌دهد

    دختر جوانی منتظر است نام مادرش را برای داروها صدا کنند. می‌گوید اسپری تنفسی مادرش را که برند مشخصی داشته، بعد از کلی دوندگی خریده است. دو هفته هم در صف بوده‌اند. مشابه ایرانی آن موجود بود است، اما به گفته او «هیچ فایده‌ای ندارد.»

    بعد از داروهای اعصاب می‌گوید؛ از اسنترا که خیلی‌ها دنبالش هستند و او خودش هم می‌خواسته و پیدا نکرده است. به جایش سرترالین می‌خورد؛ «روزی چندتا به تجویز دکتر می‌خورم اما بازم حالم بده. این مشابه‌ها همه مثل گچ می‌مونه.»

    این جمله‌ها شاید از نظر علمی نیاز به بررسی دقیق داشته باشد، اما از نظر اجتماعی مهم است؛ چون تجربه بیمار از دارو، بخشی از واقعیت درمان است. وقتی بیمار احساس کند داروی جایگزین اثر ندارد، اعتمادش به زنجیره درمان آسیب می‌بیند. او فقط با درد بیماری روبه‌رو نیست؛ با دربه‌دری برای پیدا کردن دارو هم روبه‌روست. خودش می‌گوید: «علاوه بر درد مریضی، دربه‌در دنبال گشتن هم بخش دیگر ماجراست.»

    هر خانواده یک دارویاب دارد

    این‌ها فقط بخشی از فرایند رسیدن به درمان بیمارانی است که در داروخانه ۱۳ آبان دنبال دارو هستند؛ اما همین روایت در بسیاری از داروخانه‌های شهر هم تکرار می‌شود. خانواده‌ها، به‌ویژه خانواده‌هایی که بیمار مزمن، سرطانی، سالمند، جانباز یا بیمار اعصاب و روان دارند، ناچار شده‌اند نقش تازه‌ای تعریف کنند؛ دارویاب خانواده.

    دارویاب کسی است که وقت می‌گذارد، مسیر می‌رود، تلفن می‌زند، در صف می‌ایستد، از داروخانه‌ای به داروخانه دیگر می‌رود، قیمت‌ها را مقایسه می‌کند، از بیمه می‌پرسد، نسخه را اصلاح می‌کند، دارو را تکه‌تکه تهیه می‌کند و گاهی هم ناچار می‌شود به بازار سیاه فکر کند. این نقش، بدون حقوق و بدون عنوان رسمی، بخشی از اقتصاد پنهان درمان شده است.

    هزینه دارو فقط رقمی نیست که روی فاکتور نوشته می‌شود. هزینه دارو یعنی ساعت‌هایی که از کار و زندگی کم می‌شود، کرایه مسیر، فرسودگی روانی، اضطراب بیمار، اختلاف خانوادگی بر سر هزینه‌ها، و تصمیم‌های تلخی مثل حذف کاردرمانگر، نصف کردن قرص، عقب انداختن درمان یا خرید از بازار غیررسمی.

    جنگ، ارز و دارو؛ وقتی بازار درمان هم تعلیق می‌شود

    بازار دارو در بحران‌ها زودتر از بازارهای دیگر واکنش نشان می‌دهد؛ چون به ارز، واردات ماده اولیه، حمل‌ونقل، بیمه، تولید داخلی، نقدینگی شرکت‌ها و سیاست قیمت‌گذاری وابسته است. در شرایط جنگی، این وابستگی‌ها حساس‌تر می‌شود. خبرگزاری رویترز در فروردین ۱۴۰۵ به نقل از مقام فدراسیون بین‌المللی صلیب سرخ و هلال احمر گزارش داد که نیازهای فوریت پزشکی در ایران رو به افزایش است و اگر جنگ ادامه پیدا کند، ذخایر برخی تجهیزات و اقلام پزشکی می‌تواند تحت فشار قرار گیرد.

    تجربه کشورهای دیگر نیز نشان می‌دهد، جنگ فقط بیمارستان را هدف قرار نمی‌دهد؛ مسیر دارو را هم می‌زند. در غزه، سازمان جهانی بهداشت گزارش داده که کمبود سوخت، داروهای اساسی، تجهیزات پزشکی، مواد آزمایشگاهی و اقلام حیاتی، ارائه مراقبت‌های درمانی را مختل کرده است. در گزارش سالانه پاسخ WHO در سرزمین‌های فلسطینی اشغالی نیز آمده که تا دسامبر ۲۰۲۵، ۵۱ درصد داروهای اساسی در غزه ناموجود بوده‌اند.

    در اوکراین هم حملات به زیرساخت سلامت و محدودیت دسترسی، درمان را برای بیماران مزمن دشوارتر کرده است. سازمان جهانی بهداشت گزارش داده که حملات به مراکز و خدمات سلامت اوکراین در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته و دسترسی به خدمات سلامت در مناطق خط مقدم به راهکارهای اضطراری و سیار وابسته شده است.

    این تجربه‌ها یک نکته مشترک دارند: در جنگ، دارو فقط کمیاب نمی‌شود؛ مسیر رسیدن به دارو هم ناامن، پرهزینه و طبقاتی‌تر می‌شود. کسی که پول، وقت، آشنا، خودرو و توان پیگیری دارد، شانس بیشتری برای یافتن دارو دارد. کسی که ندارد، درمانش عقب می‌افتد.

    درمان‌هایی که به آینده حواله می‌شوند

    در داروخانه ۱۳ آبان، آدم‌ها در ظاهر منتظر دارو هستند؛ اما در واقع منتظرند ببینند زندگی‌شان تا ماه بعد چه‌طور ادامه پیدا می‌کند. تصویر بزرگ‌تر این است: درمان در حال گران‌تر شدن، سخت‌تر شدن و ناتمام ماندن است. نسخه‌ها دیگر همیشه به دارو ختم نمی‌شوند؛ گاهی به صف ختم می‌شوند، گاهی به نوبت سه‌ماهه، گاهی به بازار آزاد، گاهی به بازار سیاه، گاهی به نصف کردن قرص، گاهی به حذف کاردرمانگر، و گاهی به جمله‌ای که سنگینی‌اش بیشتر از هر آمار رسمی است؛ «اگر پول داشته باشی، می‌توانی از مریضت نگهداری کنی.»

    این گزارش، روایت چندین نفر در یک داروخانه است؛ اما مسئله فقط چند نفر و یک داروخانه نیست. مسئله این است که وقتی دارو از دسترس خارج می‌شود، درمان از بیمارستان و نسخه بیرون می‌آید و وارد خانه‌ها می‌شود؛ وارد سفره، حقوق بازنشستگی، حساب بانکی، وقت فرزندان، اضطراب مادران و تصمیم‌های ناگزیر خانواده‌ها. آن‌وقت هر خانه‌ای که بیمار دارد، یک اتاق انتظار می‌شود؛ اتاق انتظاری بی‌تاب، بی‌صدا و بی‌دارو.

  • پشت پرده کمبود و گرانی دارو؛ از بحران نقدینگی تا ردپای بیمه‌ها

    پشت پرده کمبود و گرانی دارو؛ از بحران نقدینگی تا ردپای بیمه‌ها

    به گزارش اقتصادران، بازار داروی ایران طی سال‌های اخیر تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، ارزی و سیاست‌گذاری قرار داشته و همزمان با تلاش برای تقویت تولید داخلی، با چالش‌هایی نظیر نوسانات ارزی، افزایش هزینه‌های تولید، کمبود نقدینگی و مشکلات بیمه‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کند.

    درباره افزایش قیمت دارو و کمبود برخی اقلام با هادی احمدی، مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان ایران گفت وگو کرده ایم.

    هادی احمدی، مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان ایران، درباره وضعیت فعلی بازار دارو به دیده بان ایران گفت: در کشور به‌طور مستمر حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ قلم دارو در وضعیت کمبود قرار دارند و این مسئله موضوع تازه‌ای نیست، بلکه سال‌هاست در ساختار تأمین داروی کشور دیده می‌شود.

    به گفته او، بخش زیادی از این کمبودها ریشه در مشکلات ساختاری زنجیره تأمین دارد و نمی‌توان آن را صرفاً به شرایط مقطعی اخیر نسبت داد.

    بحران نقدینگی در زنجیره دارو

    احمدی با اشاره به شرایط مالی داروخانه‌ها توضیح داد: مهم‌ترین چالش فعلی، کمبود نقدینگی در چرخه تأمین دارو است. سازمان‌های بیمه‌گر و همچنین سازمان هدفمندی یارانه‌ها مطالبات داروخانه‌ها را با تأخیر طولانی پرداخت می‌کنند و همین موضوع جریان مالی این حوزه را مختل کرده است.

    وی افزود: زمانی که داروخانه منابع مالی کافی در اختیار نداشته باشد، حتی در صورت موجود بودن دارو در شرکت‌های پخش، امکان خرید مجدد برای آن فراهم نیست و همین مسئله به شکل کمبود در بازار دیده می‌شود.

    کمبودهایی که تازه نیستند

    مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان ایران تأکید کرد: کمبود دارو موضوعی نیست که فقط به ماه‌های اخیر مربوط باشد؛ پیش از شرایط جنگی نیز این وضعیت وجود داشت و در دوره جنگ نیز همان روند قبلی ادامه پیدا کرد.

    او در عین حال گفت بازار دارو در ماه‌های اخیر از نظر قیمت‌گذاری نوسان شدیدی نداشته است.

    تحریم‌ها؛ مانعی غیرمستقیم برای تأمین دارو

    احمدی درباره تأثیر تحریم‌ها بر بازار دارویی کشور اظهار داشت: هرچند دارو به‌صورت رسمی تحریم نیست، اما محدودیت در نقل‌وانتقال پول، بیمه محموله‌ها و خرید مواد اولیه عملاً فرآیند تأمین دارو را دشوار کرده است.

    او توضیح داد بخش قابل توجهی از مواد اولیه دارویی از خارج کشور وارد می‌شود و محدودیت‌های بانکی و مالی، روند تأمین این مواد را با مشکلات متعددی مواجه کرده است. حتی شرکت‌های خارجی نیز برای ارسال کالا با چالش‌هایی مانند بیمه حمل‌ونقل و جابه‌جایی ارز روبه‌رو هستند که در نهایت بازار داخلی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

    اختلال در حمل‌ونقل و مسیرهای دریایی

    این مقام صنفی در ادامه به مشکلات لجستیکی اشاره کرد و دیده بان ایران گفت: بخشی از حمل‌ونقل بین‌المللی کشور به دلیل شرایط منطقه‌ای و محدودیت‌های دریایی با اختلال مواجه شده است.

    به گفته او، در گذشته بخش عمده‌ای از واردات مواد اولیه و دارو از مسیرهای دریایی انجام می‌شد اما اکنون برخی از این مسیرها با محدودیت یا تأخیر روبه‌رو شده‌اند.

    وی اضافه کرد: در برخی موارد، محموله‌ها در کشورهای واسطه متوقف می‌شوند یا فرآیند ترخیص آنها زمان‌بر شده است. البته این وضعیت به معنای توقف کامل واردات نیست، اما بدون شک زمان تأمین و هزینه نهایی دارو را افزایش می‌دهد.

    کمبود واقعی یا نبود یک برند خاص؟

    احمدی در بخش دیگری از صحبت‌های خود به تفاوت میان کمبود واقعی دارو و کمبود برند اشاره کرد و گفت: در بسیاری از موارد اصل دارو در بازار وجود دارد اما یک برند خاص، به‌ویژه برند خارجی، کمیاب می‌شود.

    او توضیح داد: ممکن است نمونه ژنریک یا تولید داخل یک دارو موجود باشد، اما بیماران به دنبال برند مشخصی باشند و همین مسئله باعث شود تصور کمبود در بازار ایجاد شود.

    کمبودها ناشی از مشکلات مالی

    به گفته مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان ایران، بخشی از کمبودهای بازار در واقع کمبود کاذب است؛ یعنی دارو در شرکت‌های پخش موجود است اما داروخانه‌ها به دلیل مشکلات مالی توان خرید آن را ندارند.

    او با اشاره به داروی انسولین گفت: بیش از ۹۵ درصد هزینه این دارو تحت پوشش بیمه قرار دارد، اما داروخانه باید آن را نقدی خریداری کند و سپس ماه‌ها منتظر دریافت مطالبات بیمه بماند. همین تأخیر باعث کاهش توان خرید مجدد داروخانه‌ها می‌شود.

    نقش بیمه‌ها در بحران دارویی

    احمدی تأکید کرد بخش مهمی از مشکلات فعلی بازار دارو به عملکرد بیمه‌ها و سازمان هدفمندی یارانه‌ها مربوط می‌شود.

    او گفت: اگر مطالبات داروخانه‌ها به‌موقع پرداخت شود، بخش قابل توجهی از کمبودهای کاذب برطرف خواهد شد. تأخیر در تسویه حساب‌ها فشار مالی سنگینی به داروخانه‌ها وارد کرده و ادامه فعالیت برخی از آنها را با ریسک همراه کرده است.

    افزایش قیمت دارو در سال ۱۴۰۵

    مدیر روابط عمومی انجمن داروسازان ایران درباره وضعیت قیمت دارو در سال ۱۴۰۵ نیز توضیح داد: نرخ دارو به‌طور میانگین بین ۳۰ تا ۷۰ درصد افزایش یافته، اما در برخی اقلام خاص رشد قیمت حتی به ۳۰۰ درصد نیز رسیده است.

    او افزود: بیشترین افزایش قیمت مربوط به برخی داروهای برند خارجی بوده و بخش عمده هزینه‌های تولید و واردات دارو به نرخ ارز وابسته است؛ به‌طوری‌که حدود ۷۰ درصد هزینه‌ها به شکل مستقیم یا غیرمستقیم با ارز ارتباط دارد.

  • بازار داروهای سرطانی در چنبره کمبود و گرانی

    بازار داروهای سرطانی در چنبره کمبود و گرانی

    به گزارش اقتصادران، راهروهای مراکز درمانی و داروخانه‌های تخصصی، این روزها شاهد اضطراب مشترکی است، اضطراب بیمارانی که با سرطان می‌جنگند و خانواده‌هایی که در جست‌وجوی دارو، از داروخانه‌ای به داروخانه دیگر می‌روند. کمبود برخی داروهای حیاتی و قیمت‌های سنگین، درمان را برای بسیاری از بیماران به مسیری پرهزینه و فرساینده تبدیل کرده است.

    مادر ۵۲ ساله‌ای که برای شیمی‌درمانی به ارومیه آمده، می‌گوید: داروی اصلی دوره درمانش دو هفته است ولی پیدا نمی شود، پزشک گفته وقفه در درمان خطرناک است اما دارو یا نیست، یا اگر باشد، در بازار آزاد با قیمتی می‌فروشند که از توان ما خارج است.

     فروش دارایی برای ادامه درمان

    پدر یک بیمار که  برای درمان فرزندش به ارومیه آمده است می‌گوید: برای تهیه داروی فرزندم ناچار به فروش بخشی از وسایل خانه شده‌ام، قبلاً با کارگری زندگی را می‌چرخاندیم. حالا هزینه دارو از درآمدمان بیشتر شده. بیمه همه داروها را پوشش نمی‌دهد و هر بار باید کلی پول هزینه کنم.

     بازار آزاد و قیمت‌های سرسام‌آور

    همراه یک بیمار دیگر می‌گوید: برخی داروها فقط خارج از شبکه رسمی پیدا می‌شود, دارویی که باید با نرخ دولتی بدهند، اگر در بازار آزاد پیدا شود چند برابر قیمت دارد. چاره‌ای هم نیست, جان بیمار در میان است.

    وقفه درمان، خطر جدی برای بیماران سرطانی

    دکتر ولی زاده متخصص رادیوتراپی و فوق تخصص سرطان شناسی در گفت و گو با خبرنگار ایلنا، با تاکید بر اینکه، در بیماری‌های سرطانی، تداوم درمان حیاتی است و هرگونه تأخیر می‌تواند اثربخشی دارو را کاهش دهد یا روند بیماری را تشدید کند گفت: اختلال در زنجیره تأمین و توزیع داروهای تخصصی، فشار روانی شدیدی بر بیماران و خانواده‌ها وارد می‌کند و باید به‌صورت فوری مدیریت شود.

    وی با بیان اینکه، اختلال در زنجیره تامین داروهای تخصصی می تواند روند درمان بیماران سرطانی را مختل کرده و اثر بخشی درمان را کاهش دهد افزود:استمرار درمان در بیماران سرطانی حیاتی است و هرگونه وقفه،خطر بازگشت یا پیشرفت بیماری را افزایش می دهد.

    این پزشک سرطان شناس تاکید کرد: مسئولان حوزه بهداشت و درمان باید تامین پایدار داروهای بیماران خاص را در اولویت قرار دهند و تلاش کنند تا توزیع این داروها عادلانه صورت بگیرد و راه های سوء استفاده احتمالی را از بین ببرند.

    ولی زاده، اثر بخشی داروهای خارجی در برخی بیماران را غیر قابل انکار دانست و افزود: متاسفانه برخی اقلام داروی خارجی با قیمت های نجومی در بازار عرضه می شود.

    ۵۰۰۰ بیمار سرطانی در بیمارستان خیریه درمان می شوند

    یکی از مددکاران بیمارستان خیریه  ارومیه که نخواست نامش رسانه ای  شود در گفت و گو با خبرنگار ایلنا، بیماری سرطان را بیماری فرسایشی برای بیمار و خانواده عنوان کرد و گفت: حتی خانواده هایی که از نظر مالی مشکلی ندارند در طول درمان با مشکلات روحی درگیر می شوند.

    این پزشک مددکار با بیان اینکه در بیمارستان امید سه دهک اول جامعه از خدمات رایگان بهره مند می شوند افزود: در حال حاضر در این بیمارستان پنج هزار بیمار سرطانی فعال وجود دارد که در حال درمان هستند.

    وی ادامه داد: سرطان گوارش، مری و معده در آذربایجان غربی شیوع بیشتری دارد و در بین بانوان نیز سرطان پستان افزایش پیدا کرده است.

     کمبود و گرانی برخی داروها درمان بیماران را با مشکل روبرو کرده است

    این مددکار با بیان اینکه بیمارستان امید با تمام توان در خدمت بیماران سرطانی است افزود: در برخی موارد که بدن بیماران نسبت به داروهای داخلی حساسیت نشان می دهد پزشک داروی وارداتی تجویز می کند که با کمک خیرین داروی وارداتی برای درمان تهیه می شود.

    این مددکار به شرایط جنگی حاکم بر کشور اشاره کرد و گفت: در حال حاضر کمبود و گرانی برخی داروها درمان بیماران را با مشکل روبرو کرده است از خیرین حوزه سلامت درخواست داریم برای کمک به درمان این بیماران و جلوگیری از قطع پروسه  درمان پزشکان و مددکاران بیمارستان را یاری کنند.

    وی افزود: روزانه بیش از ۲۰۰ بیمار سرطانی کم‌بضاعت در استان به صورت رایگان از خدمات درمانی و رفاهی این انجمن بهره‌مند می‌شوند که با کمک مردم و‌ خیرین می توان تعداد این بیماران را افزایش داد.

    در خاتمه باید متذکر شد؛ بسیاری از خانواده‌های بیماران پیش از این نیز با مشکلات اقتصادی روبه‌رو بوده‌اند. اکنون هزینه‌های شیمی‌درمانی، آزمایش‌ها، رفت‌وآمد و دارو، آنان را به مرز ناتوانی مالی رسانده است.

    مطالبه این خانواده‌ها تأمین پایدار داروهای حیاتی، نظارت جدی بر توزیع، جلوگیری از شکل‌گیری بازار آزاد و پوشش بیمه‌ای کامل‌تر است، مطالباتی که به گفته آنان، تحققش می‌تواند بخشی از رنج درمان را کاهش دهد.

  • «دارو» در چنبره گرانی

    «دارو» در چنبره گرانی

    به گزارش اقتصادران، همزمان با شیب تند تورم و افزایش فشار‌های اقتصادی به خانواده‌ها، شاهد بحران جدی در حوزه دارو هستیم. تا همین چند ماه قبل، خرید یک بسته قرص مسکن یا شربت سرماخوردگی ساده، آخرین دغدغه اقتصادی یک خانوار بود. اما امروز طبق آمار‌های رسمی و میدانی، با افزایشی بین ۳۰ تا ۳۰۰ درصدی در قیمت انواع دارو‌ها مواجه هستیم و این وضعیت سبب شده که بسیاری از مردم به خاطر مسائل مالی رسیدگی به موضوع سلامت را از لیست اولویت‌های خود خط بزنند. این جهش قیمتی تنها شامل دارو‌های وارداتی یا خاص نیست؛ بلکه دارو‌های تولید داخل که بخش عمده سبد مصرفی مردم را تشکیل می‌دهند نیز از این تورم افسارگسیخته مصون نمانده‌اند.

    ریشه این گرانی را باید در نوسانات شدید نرخ ارز و حذف تدریجی ارز ترجیحی جست‌و‌جو کرد. وقتی دلار در بازار آزاد مرز‌های جدیدی را فتح می‌کند، زنجیره تولید دارو از مواد اولیه گرفته تا بسته‌بندی و حمل‌ونقل، تحت تأثیر قرار می‌گیرد. نتیجه این فرآیند، فاکتور‌های سنگینی است که در داروخانه‌ها به دست مردم داده می‌شود؛ فاکتور‌هایی که با حقوق‌های ثابت و سفره‌های کوچک‌شده هم‌خوانی ندارند.

    سفره‌هایی که به خاطر یک نسخه کوچک می‌شوند

    برای یک کارگر یا کارمند ساده، افزایش چند برابری قیمت دارو به معنای حذف یک قلم اساسی از سبد معیشت است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از خانواده‌ها مجبور شده‌اند بین خرید اقلام خوراکی و تأمین داروی اعضای خانواده، دست به انتخاب‌های دردناکی بزنند. این یعنی سلامت جامعه به شکلی ناعادلانه به طبقه اقتصادی افراد گره خورده است. در یک نظام سلامت کارآمد، دارو نباید تابع نوسانات لحظه‌ای ارز باشد، اما در حال حاضر، جان انسان‌ها مستقیماً با نمودار‌های صرافی‌ها پیوند خورده است.

    در این میان، مهدی زحمتکش نایب رئیس انجمن داروسازان تهران به نکته‌ای حیاتی اشاره می‌کند که نباید از آن غافل شد؛ «اقتصاد دارو تافته جدابافته از اقتصاد کلان کشور نیست.» وقتی تورم عمومی در مرز ۵۰ درصد نوسان می‌کند و هزینه‌های جانبی تولید از قبیل دستمزد، برق و بسته‌بندی جهش می‌یابند، اصرار بر قیمت‌گذاری دستوری بدون در نظر گرفتن واقعیت‌های بازار، تنها به بستن خطوط تولید منجر می‌شود. به عبارتی، بیمار نه تنها باید هزینه تورم را بدهد، بلکه باید تاوان ناهماهنگی دولت با تولیدکننده را نیز با «کمیاب شدن» دارو بپردازد.

    بحران در قفسه‌ها؛ از دارو‌های ساده تا اقلام حیاتی

    اما گرانی تنها یک روی سکه است؛ روی دیگر و تاریک‌تر این بحران، «کمبود» است. شنیدن جمله «نداریم، بگردید شاید پیدا کنید» به ترجیع‌بند تکراری نبرد روزانه مردم در داروخانه‌ها تبدیل شده است. کمبود دارو در ماه‌های اخیر از سطح دارو‌های خاص به سمت دارو‌های عمومی و حتی آنتی‌بیوتیک‌های ساده کشیده شده است.

    این وضعیت نه تنها ناشی از مشکلات ارزی، بلکه محصول سوءمدیریت در زنجیره توزیع و ناهماهنگی بین نهاد‌های متولی است. از یک سو تولیدکنندگان به دلیل عدم صرفه اقتصادی و مشکلات نقدینگی، ظرفیت تولید را کاهش داده‌اند و از سوی دیگر، تخصیص قطره‌چکانی ارز باعث شده تا ترخیص مواد اولیه از گمرکات با تأخیر‌های طولانی مواجه شود. در این میان، انبار‌ها خالی می‌شوند و بیمارانی که ثانیه‌ها برایشان حکم زندگی را دارد، دربه‌در داروخانه‌های شهر می‌شوند.

    ناصرخسرو؛ سایه شوم بازار سیاه بر سر بیماران

    هرجا که کمبود باشد، بازار سیاه جوانه می‌زند. از همین رو، در حالی که قفسه داروخانه‌های رسمی خالی است، ناصرخسرو و بازار‌های غیررسمی با قیمت‌های نجومی و دارو‌های بعضاً تاریخ‌گذشته یا تقلبی، به تنها امید خانواده‌های مستأصل تبدیل شده‌اند. این یعنی انتقال سرمایه مردم به جیب سوداگرانی که از خون بیماران ارتزاق می‌کنند؛ وضعیتی که نتیجه مستقیم ناکارآمدی در تأمین و توزیع عادلانه دارو است.

    فاجعه زمانی عمیق‌تر می‌شود که بدانیم طبق گزارش‌های میدانی، برخی دارو‌های کمیاب که در داروخانه‌های دولتی با صف‌های طولانی یافت نمی‌شوند، به راحتی در پیاده‌رو‌های ناصرخسرو با قیمت دلار روز معامله می‌شوند. این یعنی نشتی در زنجیره توزیع و ناتوانی در نظارت سیستمی که باعث شده دارو به جای رسیدن به دست بیمار، به دست دلالان برسد.

    بیماران خاص؛ در میانه نبرد برای بقا

    اگر برای یک شهروند عادی، نبود دارو به معنای طولانی شدن دوره بیماری است، برای بیماران خاص (مانند مبتلایان به سرطان، تالاسمی،‌ ام‌اس و بیماری‌های نادر)، نبود دارو حکم مرگ و زندگی را دارد. این قشر از هم‌وطنان ما در خط مقدم آسیب‌های ناشی از تحریم‌ها و نوسانات اقتصادی قرار دارند.

    دارو‌های این بیماران اغلب وارداتی و بسیار گران‌قیمت هستند. حتی با وجود پوشش‌های بیمه‌ای، هزینه‌های جانبی و مابه‌تفاوت‌های قیمتی به قدری بالاست که بسیاری از خانواده‌ها را به زیر خط فقر مطلق کشانده است. قطع حتی یک دوره از درمان به دلیل نبود دارو یا ناتوانی مالی در خرید آن، می‌تواند تمام زحمات چندین‌ساله کادر درمان و بیمار را به باد دهد.

    وقتی بیمه، سپر بلای مردم نیست

    یکی از انتقادات جدی به وضعیت فعلی، عملکرد سازمان‌های بیمه‌گر است. در حالی که قیمت دارو به صورت پلکانی بالا می‌رود، تعرفه‌های بیمه و میزان پوشش آنها با سرعتی بسیار کمتر حرکت می‌کند چنانچه بیمار امروز احساس می‌کند که در میانه این طوفان اقتصادی تنها رها شده است. طرح‌هایی مانند «دارویار» که با هدف مدیریت یارانه‌ها اجرا شد، علی‌رغم اهداف اولیه، نتوانست بار مالی را از دوش بیمار بردارد و در بسیاری از موارد به دلیل عدم انجام تعهدات دولت به داروخانه‌ها، عملاً باعث قفل شدن سیستم توزیع شد.

    بنا بر گزارش‌های منتشر شده، بدهی انباشته سازمان‌های بیمه‌گر به داروخانه‌ها اکنون به ارقام نجومی رسیده است. وقتی داروخانه پولی برای نوسازی موجودی خود ندارد، عملاً چرخه تأمین قطع می‌شود. در این شرایط، نه تنها قیمت دارو افزایش یافته، بلکه تعرفه خدمات پزشکی و ویزیت‌ها نیز با جهشی بی‌سابقه مواجه شده که دسترسی به اولین حلقه زنجیره درمان را برای قشر ضعیف ناممکن کرده است.

    دستورات روی کاغذ و واقعیت‌های کف خیابان

    اخیرا شاهد دستورات و جلسات متعددی از سوی مقامات عالی‌رتبه، از جمله رئیس‌جمهور و وزیر بهداشت، برای ساماندهی به وضعیت دارو بوده‌ایم. دستوراتی مبنی بر تأمین فوری نقدینگی، ترخیص مواد اولیه و کنترل قیمت‌ها. اما واقعیت این است که فاصله زیادی بین مصوبات روی کاغذ و قفسه‌های داروخانه‌ها وجود دارد.

    تا زمانی که مشکل ریشه‌ای نقدینگی شرکت‌های دارویی حل نشود، تا زمانی که اولویت‌بندی ارزی شفاف نباشد و تا زمانی که نظارت دقیق بر شبکه توزیع جایگزین برخورد‌های مقطعی نشود، نمی‌توان به بهبود پایدار وضعیت امید داشت. مردم تشنه آمار‌های امیدوارکننده نیستند؛ آنها می‌خواهند وقتی با نسخه پزشک به داروخانه مراجعه می‌کنند، نگران قیمت یا نبود دارو نباشند.

    دسترسی به داروی باکیفیت و ارزان‌قیمت، یکی از ابتدایی‌ترین حقوق شهروندی و از وظایف حاکمیتی دولت‌هاست. بحران دارو در ایران، پیش از آنکه ناشی از تحریم‌های ظالمانه باشد، ناشی از گره‌های کوری است که در ساختار اجرایی و تصمیم‌گیری‌های اقتصادی ایجاد شده است.

    چشم‌انداز آینده سلامت در کشور، نیازمند یک جراحی عمیق در سیاست‌های ارزی و حمایتی است. نباید اجازه داد رنج بیماری با رنج تأمین دارو مضاعف شود. امروز صدای بیماران و خانواده‌هایشان بیش از هر زمان دیگری بلند است؛ آنها نه وعده می‌خواهند و نه دستورالعمل‌های بی‌پشتوانه؛ آنها تنها حق حیات خود را مطالبه می‌کنند.

  • احتکار دارو؛ بازی با جان بیماران برای سود بیشتر!

    احتکار دارو؛ بازی با جان بیماران برای سود بیشتر!

    به گزارش اقتصادران، همزمان با سی امین سالگرد تاسیس بنیاد امور بیماری‌های خاص، فاطمه هاشمی که ریاست این بنیاد را برعهده دارد، در نشست خبری با خبرنگاران گفت که مایل نیست در شرایط جنگی از مشکلات این بیماران بگوید و به همراهی‌های دولت اشاره کرد، اما در ضمن صحبت‌هایش نگاه مختصری به گرانی هزینه‌های درمان و تامین تجهیزات موردنیاز بیماران دیالیزی، تالاسمی و هموفیلی داشت. بدهی کلان و ۹ ماهه بیمه‌های پایه و به‌خصوص، بیمه تامین اجتماعی و سلامت به بیمارستان‌های آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی (بیمارستان و مرکز تخصصی سرطان در خیابان سئول و بیمارستان جنرال در خیابان افسریه) پوشش ناکافی بیمه‌های پایه در مراکز درمان خصوصی، هزینه

    ۷ میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی هر جلسه دیالیز برای مبتلایان نارسایی کلیوی، گرانی قیمت دستگاه دیالیز از یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان در ابتدای سال ۱۴۰۴ تا دو میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان در پایان سال ۱۴۰۴، افزایش قیمت داروهای بیمارستانی موردنیاز برای بیماران دیالیزی و اجبار به تهیه این داروها از بازار آزاد و محرومیت بیمار از پوشش بیمه‌ای در داروی تهیه شده از بازار آزاد، اشارات مختصری بود که فاطمه هاشمی با اصرار خبرنگاران درباره مشکلات بیماران خاص داشت. ناکافی بودن بودجه تخصیص یافته به این بنیاد از دیگر اشارات فاطمه هاشمی بود و گفت که دولت برای سال ۱۴۰۵ حدود ۱۲۰ میلیارد تومان بودجه برای بنیاد امور بیماری‌های خاص درنظر گرفته و از این بودجه هم برای فروردین ماه امسال فقط ۵ میلیارد تومان را تخصیص داده در حالی که این بنیاد فقط در فروردین ۶۰ میلیارد تومان برای بیماران در دو بیمارستان هاشمی‌رفسنجانی و همچنین پوشش خدمات درمانی در سایر استان‌ها هزینه کرده و اگر کمک و همراهی نیکوکاران نبود حتما ارایه خدمات درمانی به بیماران با مشکلات مواجه می‌شد.

    در حاشیه این نشست خبری، احمد تشکری که ریاست بیمارستان آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی را برعهده دارد، در گفت‌وگو با «اعتماد» در توضیح وضعیت تامین تجهیزات پیشرفته و اقلام مصرفی موردنیاز برای این مرکز درمانی تخصصی باتوجه به گرانی قیمت ارز و تشدید تحریم‌ها و همچنین، بسته بودن بنادر و ناممکن شدن واردات از ۹ اسفند پارسال گفت: «در حال حاضر در مرکز ما مشکلی بابت این موضوع ایجاد نشده، چون تجهیزات ما از قبل وارد شده و اغلب تجهیزات موردنیاز در این مرکز درمانی، در گروه اقلام مصرفی روزانه هم نیست. تجهیزاتی هم که استفاده می‌کنیم، توسط شرکت‌های با نمایندگی‌های رسمی تامین می‌شود. اقلام مصرفی وارداتی را هم تا الان توانستیم تهیه کنیم ولی در مورد تامین این اقلام در آینده، نمی‌دانم چون هم قیمت ارز خیلی گران شده و هم پروازها متوقف است ولی فعلا با همان ذخایری که تهیه کردیم، در حال ارایه خدمت به مردم هستیم.»

    تشکری، میزان افزایش قیمت اقلام موردنیاز در این بیمارستان تخصصی را مطابق با افزایش قیمت ارز دانست و در جواب «اعتماد» درباره تامین این اقلام و همچنین تاثیر گرانی و جنگ بر تداوم ارایه خدمات گفت: «برخی اقلام توسط همان نمایندگی‌های رسمی وارد می‌شود و بعضی دیگر را هم توانستیم از ترکیه یا دوبی وارد کنیم. هدف ما این بوده که کیفیت خدمات در این مرکز درمانی تحت هیچ شرایطی افت نکند ولی دولت امسال برای هتلینگ بیمارستان، ۳میلیون و ۶۰۰ هزار تومان بابت یک شب بستری تعریف کرده که این عدد نسبت به هزینه‌های جاری بسیار نازل است و فقط تامین ۳ وعده غذایی یک بیمار در این بیمارستان، بیش از یک میلیون تومان هزینه دارد که به این هزینه باید خدمات پرستاری و امور نظافت و مواد مصرفی و هزینه برق و گاز و آب را هم اضافه کنیم. هدف ما فعلا این بوده که با کمک خیرین، کیفیت خدمات‌مان را حفظ کنیم و تعدیل نیرو هم نداشته باشیم و این شرایط را هم تا وقتی توان‌مان اجازه بدهد، حفظ خواهیم کرد.»

    همچنین در حاشیه این نشست خبری «اعتماد» با معاون درمان بیمارستان‌های آیت‌الله هاشمی رفسنجانی (شرق- افسریه) و شهدای یافت‌آباد مصاحبه کرد. علیرضا جمالی که متخصص داخلی هم هست در گفت‌وگو با «اعتماد» درباره دشواری تامین اقلام مصرفی در این بیمارستان‌ها و بحران گریبانگیر خدمات درمانی توضیح داد.

    شما معاون درمان یک بیمارستان جنرال از گروه غیردولتی هستید. این بیمارستان با چه مشکلاتی برای تامین تجهیزات مصرفی و پیشرفته مواجه است؟ 

    با توجه به اتفاقاتی که در کشور افتاده و همچنین با توجه به رشد عجیب و غریب قیمت‌ها که از روزانه به ساعتی رسیده، بیمارستان ما و تمام بیمارستان‌ها دچار مشکل هستند و قیمت دارو، مواد و تجهیزات مصرفی بیمارستانی به‌طور متوسط حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد افزایش قیمت یافته است.

    ظرف یک‌سال اخیر؟ 

    و شاید ظرف ۳ یا ۴ ماه اخیر. همچنین با کمبود بعضی داروها مواجه شده‌ایم که در بعضی موارد به دلیل کمبود مواد اولیه و در بعضی موارد، به دلیل سودجویی بعضی شرکت‌هاست که دارو را نگه می‌دارند و منتظر می‌مانند تا قیمت دارو گران شود و آن وقت در بازار عرضه می‌کنند و بیمارستان‌ها از طرف این شرکت‌ها بسیار ضربه خورده‌اند. ولی در مجموع، در حال حاضر حتی برای تامین داروهای حیاتی بیمارستانی هم دچار مشکل می‌شویم.

    مثلا کدام داروها؟ 

    در مورد بیماران دیالیزی، برای جلوگیری از انسداد و لختگی خون، باید داروی هپارین به بیمار تزریق کنیم که قیمت این دارو، حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد گران شده و حالا هم دچار کمبود است و مجبوریم این دارو را از بازار آزاد و سیاه بخریم، چون برای بیماران دیالیزی به این دارو نیاز داریم و نمی‌توانیم منتظر تامین بمانیم. علاوه بر این، داروی هپارین، بخشی از هتلینگ بیمارستان برای بیمار دیالیزی است و نمی‌توانیم هزینه این دارو را از بیمار بگیریم.

    داروی هپارین تولید شده در ایران را از بازار آزاد می‌خرید؟ 

    بله، متاسفانه. دستکش لاتکس تا چند ماه قبل، ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان بود و حالا قیمت همین دستکش، کمتر از یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان نیست که البته با همین قیمت هم در بازار پیدا نمی‌شود. پرستار ما، هم برای مراقبت از خود و هم برای مراقبت از بیمار، دستکش لاتکس می‌خواهد و تیم اتاق عمل حتما به دستکش لاتکس نیاز دارند و باید به هر قیمت این دستکش را تهیه کنیم. من درباره ادامه این روند به وزارت بهداشت هشدار می‌دهم، چون فشار این روند نباید بر دوش مردم باشد و باید بیمه‌ها تقبل کنند ولی بیمه‌ها هم مقصر نیستند، چون از دولت طلب دارند و باید طلبشان پرداخت شود تا بتوانند بدهی بیمارستان‌ها را بپردازند. گرانی خدمات درمانی باید بر دوش بیمه‌ها باشد ولی سوال این است که بیمه‌ها تا کجا می‌توانند با این افزایش هزینه‌ها همراهی کنند؟

    شما در بیمارستان دیگری هم کار می‌کنید؟ 

    بله، در بیمارستان شهدای یافت‌آباد که بیمارستان دولتی و در محروم‌ترین نقطه تهران است.

    تعداد زیاد مراجعات در بخش دولتی و نوبت‌های طولانی و کاهش ذخایر تجهیزات پزشکی، باعث افت کیفیت درمان خواهد شد؟ 

    همان کمبودهایی که در بیمارستان دولتی داریم به بیمارستان خصوصی هم خواهد رسید.

    آیا ادعاهایی که درباره مصرف چندباره اقلام بیمارستانی مطرح می شود، صحت دارد؟ 

    در بخش درمان، نه از نظر وجدانی و نه از نظر اخلاقی و نه از نظر عرفی و نه از نظر قانونی، اجازه نداریم به دلیل کمبود تجهیزات، خدمت‌رسانی به بیمار را متوقف کنیم. ما موظف به خدمت‌رسانی هستیم. بخش دولتی، با بودجه دولت فعالیت می‌کند و هر چه این حمایت بیشتر باشد، خدمتی که می‌توانیم به مردم بدهیم هم، صحیح‌تر و سالم‌تر و درست‌تر خواهد بود ولی وقتی این حمایت کمتر می‌شود، به ناچار، کیفیت خدمت پایین می‌آید، چون رغبت پرستاران و پزشکان زبده برای کار کردن در بخش‌های دولتی کمتر می‌شود، چراکه در ازای تعداد بیماران بیشتر، دستمزد کمتری دریافت می‌کنند. من معتقدم که بحران دو یا سه سال آینده وزارت بهداشت، کمبود پزشک نیست، بلکه کمبود پرستار است. امروز من در بیمارستان افسریه با بحران پرستار مواجهم. چرا؟ چون رغبت برای تحصیل در رشته پرستاری کم شده و ما در وضع بحرانی به سر می‌بریم ما حتما باید امید بدهیم، اما واقعیات هم باید گفته شود. به دلیل سیاست‌های غلطی که سال‌ها بر این کشور حاکم بوده، وضعیت بهداشت و سلامت، از قبل از جنگ هم در حالت بحران بود و حالا هم با مشکلات اساسی مواجهیم.

    هفته قبل از جنگ ۴۰ روزه، نمایندگان مجلس از کمبود ۳۰۰ قلم دارو می‌گفتند و در ایام جنگ داروهای خاص‌تری مورد نیاز بود ولی رییس سازمان غذا و دارو هم می‌گوید که برای تامین دارو با کسری بودجه مواجهیم. 

    یکی از نمایندگان مجلس می‌گوید که وجود دارو با قیمت بالا، بهتر از کمبود دارو است.

    این درست نیست؟ 

    چرا، ولی فشار این سیاست روی دوش چه کسی خواهد بود؟ من هم قبول دارم که دارو، حتی با قیمت گران، باید موجود باشد ولی در این موارد دولت باید چه کند؟ دولت معمولا در مواردی که بحران اتفاق می‌افتد باید بتواند به داد مردم برسد.

    البته امروز، مساله کمبود دارو فقط متوجه کمبود داروی ساخته شده نیست، بلکه تامین اقلام بسته‌بندی هم با مشکل مواجه است. 

    حتما همین‌طور است چنانکه برای داروهای با بسته‌بندی پلاستیکی دچار مشکل خواهیم شد، چون پلاستیک بسته‌بندی نایاب می‌شود. همان‌طور که تامین دستکش لاتکس با مشکل مواجه شده است.

    میزان استفاده از پلاستیک در اقلام مصرفی بیمارستانی چقدر است؟ 

    خیلی زیاد.

    مثل سرم‌های بیمارستانی که از اقلام نیازمند به محفظه و بسته‌بندی پلاستیکی هستند. 

    ما الان با کمبود کیسه زباله زردرنگ برای زباله‌های عفونی بیمارستان مواجهیم. کیسه زباله زردرنگ، به‌طور مشخص برای زباله‌های عفونی است و حالا به سختی تامین می‌کنیم. در تمام دنیا، وظیفه اصلی دولت‌ها در سه زمینه بهداشت و درمان، آموزش و امنیت است و در قانون اساسی ما هم بر این سه وظیفه تاکید شده و بارها بزرگان کشور تاکید کرده‌اند که بیماران در بیمارستان فقط باید غصه بیماریشان را داشته باشند.

    و بخشنامه وزارت بهداشت از دهه ۱۳۸۰ تاکید داشته که اجبار بیمار برای تهیه تجهیزات یا داروی مصرفی بیمارستانی ممنوع است، ولی اواخر دهه ۱۳۸۰ این بخشنامه به دلیل بی‌پولی شدید دانشگاه‌ها نقض شد و حالا هم همین اجبار ادامه دارد. 

    این اجبار ادامه دارد و غیر این هم نیست و هم در بیمارستان خصوصی و هم در بیمارستان دولتی به بیمار می‌گویند که خودش باید بعضی لوازم و تجهیزات را تهیه کند. در بیمارستان‌های خصوصی که از قبل هم این وضع حاکم بود ولی در بیمارستان دولتی، طبق همان بخشنامه مسوولان بیمارستان موظف بوده و هستند تمام تجهیزات مورد نیاز بیمار را تهیه کنند ولی آیا واقعا این‌طور است؟ بیمارستان مجبور است بیمار را برای خرید برخی تجهیزات بفرستد، چون بودجه دولتی بیمارستان محدود است و ما نمی‌توانیم به بیمار بگوییم که من می‌دانم تو یک جراحی اورژانسی داری ولی من چون این وسیله را در بیمارستان ندارم، تو باید ۶ هفته تا تامین آن صبر کنی. پس بیمار را می‌فرستیم که از جیب خودش این وسیله را بخرد و درمانش هر چه زودتر انجام شود.

    و این نقض دستورات برنامه‌های ۵ ساله توسعه درباره کاهش هزینه درمان از جیب مردم است. بیمار فقط در ظاهر به بخش دولتی می‌رود که هزینه‌اش ارزان‌تر شود ولی گران‌تر خواهد شد. 

    شک نکنید که همین است و بارها این وضع و این آشفتگی را تجربه کردیم و چه از نظر اخلاقی و چه از نظر وجدانی، اجازه انکار این وضع را نداریم.

  • پشت پرده حذف خودخواسته دارو از نسخه مزدبگیران!

    پشت پرده حذف خودخواسته دارو از نسخه مزدبگیران!

    به گزارش اقتصادران، اکنون که در دومین ماه از سال ۱۴۰۵ خورشیدی به سر می‌بریم، سایه سنگین تورم و گرانیِ بی‌وقفه، بیش از پیش بر تمامی ابعاد زندگی اقشار مزدبگیر و طبقه کارگر سایه افکنده است. این روند  به ویژه در بخش بهداشت و درمان، به شکلی ملموس و بحرانی خود را نشان می‌دهد. در حالی که روزانه شاهد ثبت قیمت‌های جدید و سرسام‌آور برای انواع داروها هستیم، سازمان‌های بیمه‌گر همچنان با تعرفه‌ها و قیمت‌های سال گذشته هزینه‌ها را محاسبه می‌کنند؛ رویکردی که بار سنگین مابه‌التفاوت این قیمت‌ها را به شکل ناعادلانه‌ای مستقیماً بر دوش نحیف کارگران و بیمه‌شدگان می‌اندازد.

    در همین رابطه، «آیت اسدی»، عضو کارگری شورای عالی کار، در گفت‌وگو با ایلنا به بررسی و نقد این معضل حیاتی پرداخته و شرایط موجود را تشریح کرده است.

    آیت اسدی با اشاره به وضعیت بحرانی هزینه‌های درمان در سال جدید بیان کرد: «ببینید، الان با توجه به اینکه ما وارد دومین ماه سال شده‌ایم، قیمت دارو، درمان و خدمات بیمه‌ها همچنان بر اساس تعرفه‌های سال قبل در حال اعمال و محاسبه است.»

    وی در ادامه با تاکید بر فشار مضاعفی که به کارگران بیمار  وارد می‌شود، افزود: «وقتی تعرفه‌ها بر اساس نرخ‌های سال گذشته پرداخت می‌شود، مبلغ پرداختی از جیب بیمار بسیار بسیار بالا می‌رود. کار به جایی رسیده است که خیلی‌ها داروها را به صورت آزاد تهیه می‌کنند که البته این آزاد گرفتنِ دارو خود یک خطاست.»

    عضو کارگری شورای عالی کار در تشریح مکانیسم این زیان تحمیلی به کارگران توضیح داد: «وقتی بیمه پایه با داروخانه‌ای قرارداد بسته باشد، در زمان مراجعه، بیمه پایه یک مبلغی را پرداخت می‌کند و کسانی که بیمه مکمل دارند، مابه‌التفاوت آن را از طریق بیمه تکمیلی می‌دهند. اما مسئله اینجاست که وقتی بیمه پایه هزینه‌ها را بر اساس نرخ سال قبل محاسبه می‌کند، ولی خدمات و داروها بر اساس نرخ امسال به مردم عرضه می‌شوند، بیمار باید مابه‌التفاوت این تورم را مستقیماً از جیب خود بدهد.»

    اسدی با ابراز نگرانی نسبت به وضعیت بیماران خاص گفت: «این شرایط برای کسانی که بیماری‌های خاص دارند و هزینه‌های درمان‌شان بالاست، بسیار سرسام‌آور و غیرقابل پرداخت است. همین اختلاف قیمت فاحش باعث شده که اکثر بیمه‌شده‌ها وقتی به داروخانه‌ها مراجعه می‌کنند، یا از ادامه درمان منصرف شوند و یا اینکه خودشان رأساً به خاطرعدم توانایی در پرداخت، درخواست می‌کنند که داروها حذف شوند و به متصدی می‌گویند «آقا این دارو را حذف کن».

    وی در پایان با تاکید بر الزامات قانونی نهادهای ذی‌ربط تصریح کرد: «لذا با توجه به مصوبه دولت، هم سازمان تأمین اجتماعی و هم وزارت بهداشت و دانشگاه‌های علوم پزشکی الزام قانونی دارند که هرچه زودتر  تعرفه‌های بیمه پایه را بر اساس نرخ‌های جدیدِ امسال اعمال و اجرا کنند تا بیش از این به مردم فشار وارد نشود.»

  • رنج گرانی و کمبود دارو، قوز بالاقوز برای بیماران!

    رنج گرانی و کمبود دارو، قوز بالاقوز برای بیماران!

    به گزارش اقتصادران، جنگ چهره‌ی کریهی دارد؛ چهره‌ی خشن و هیولاوار جنگ را نمی‌شود بزک کرد و به جامعه فروخت؛ جنگ، همان آوار مصیبتی‌ست که بی‌وقفه و پیاپی بر سر مردمان فرودستی می‌بارد که به درستی احساس می‌کنند عاملیت خود را تمام و کمال از دست داده‌اند و «حیات‌شان» به تصمیمات دیگران بستگی دارد…

    خشونت ساختاریِ چهره جنگ را «بیماری» و «ترس همیشگی کمبود دارو» تشدید می‌کند؛ گروه‌هایی از مردم – کارگران و مزدبگیران- که سال‌هاست در جنگی نابرابر با غول تورم و هزینه‌های کمرشکن دارو و درمان، با وجود تلاش فراوان، مغلوبه شده‌اند، در روزهای جنگ و بحران، صدای خورد شدن استخوان‌های خود را به وضوح شنیده‌اند.

    «دارو نیست، نایاب است، زودتر تهیه کنید»، «داروی باکیفیت در داروخانه‌ها نیست»، «قیمت دارو چند برابر شده، مراقب باشید کارت بانکی‌تان موجودی داشته باشد»، «کارخانه‌های داروسازی را زدند، حتی مواد اولیه بسته‌بندی دارو هم نیست» و اخباری از این دست، استرس و نگرانی بیمارانِ کم‌درآمد را در روزهای سختِ جنگ و بمباران و ایام شکننده آتش‌بس، به شدت تشدید کرده است؛ بیماران زیر بار فشار این استرس، تاب‌آوری خود را از دست داده‌اند.

    برای درک واضح‌تر این روزهای پراسترس که ترس از آینده، روزهای غبارگرفته‌ی بیماران و خانواده‌های آن‌ها را به شبی تاریک بدل کرده، به سراغ چند کارگر و بازنشسته‌ی بیمار رفتم تا روایت دست اولی از رنج گرانی و کمبود دارو به دست بیاورم.

    زهرا، کارگر شاغل بخش خدمات با حقوق حداقلی، سن ۴۵ سال، ساکن تهران با بیماری فشار خون و دیابت:

    من برای بیماری دیابت، قرص متفورمین مصرف می‌کنم، قیمت هر جعبه قرص، قبل عید ۱۷۰ هزار تومان بود اما هفته پیش، ۴۵۰ هزار تومان خریدم، تا امروز ممکن است به ۵۰۰ هزار تومان هم رسیده باشد، چون داروخانه‌ها می‌گفتند داروی جدید بیاید بازهم گران‌تر است.

    من روزی ۲ تا متفورمین می‌خورم بنابراین یک جعبه ۳۰ تایی فقط برای ۱۵ روزم کفاف می‌دهد؛ در ماه باید دو جعبه متفورمین بخرم یعنی ماهی یک میلیون تومان. این دارو روز به روز گران‌تر می‌شود.

    انسولین هم در بازار نیست؛ اگر آشنا داشته باشی و پیدا شود، قیمت‌ها خیلی عجیب و غریب است. داروی «کنکور» هم قبل عید ۲۰۰ هزار تومان بود الان ۴۸۰ هزار تومان شده.

    علاوه بر این، من هر سه ماه باید پول ویزیت پزشک متخصص بدهم که حداقل ۵۰۰ هزار تومان است؛ برای آزمایش‌ها هم اگر بیمه تکمیلی نداشته باشی باید ۲ میلیون تومان یا بیشتر پول بدهی.

    درمجموع، پول داروهای فشار و دیابت من هر ماه ۲ تا ۲.۵ میلیون تومان می‌شود. قبلاً کمتر از یک میلیون تومان بود…

    اما سخت‌تر از گرانی، نگرانی بابت آینده است؛ من روزهای جنگ مدام می‌ترسیدم که داروهایم پیدا نشود. هفته قبل، چندتا داروخانه رفتم تا قرص‌هایم را پیدا کنم، همه آن‌ها بلااستثنا گفتتند بیشتر دارو بخر شاید بعداً نایاب شود؛ باورتان می‌شود برای چند ماه ۱۳ میلیون یکجا پول دارو دادم؟! حقوق من ۲۰ میلیون تومان است، از همه زندگی‌ام زدم که دارو بخرم چون دارو نباشد زنده نمی‌مانم. من ماهی ۱۰ میلیون کرایه خانه هم دارم، روزگارم یک جهنم واقعی‌ست…»

    علی، کارگر حداقل‌بگیر بازنشسته بخش خدمات، ساکن رشت که به تازگی عمل قلب باز انجام داده:

    «هزینه داروهای من، به شرطی که بی‌کیفیت‌ترین داروها را بخرم، ماهی ۳ میلیون تومان است؛ من باید روزانه قرص «پلاویکس» بخورم اما آنقدر گران شده که چند ماهی‌ست این قرص را نمی‌توانم بخرم، حقوق من ۲۰ میلیون تومان هم نیست. اگر بخوام پلاویکس بخرم، هزینه داروهایم هر ماه ۶ میلیون تومان یا حتی بیشتر می‌شود. بیمه تامین اجتماعی هم هزینه این داروها را پوشش نمی‌دهد.

    با پزشکم مشورت کردم، گفت پلاویکس خیلی واجب است اما اگر واقعاً نمی‌توانی به جایش «اُسویکس» بخر. بدبختی اینکه این قرص هم نایاب شده و خیلی سخت پیدا می‌شود؛ من چند داروخانه رشت را زیر پا گذاشتم، یک ورق پیدا نشد… بالاخره یک داروخانه آشنا برایم چند ورق گرفت.

    من شدیداً مشکل مالی دارم. قاعدتاً باید هر دو ماه پیش پزشک متخصص بروم، ولی نمی‌توانم؛ هر ۴ یا پنج ماه یکبار ویزیت می‌شوم. ویزیت و آزمایش برای من قضیه مرگ و زندگی‌ست اما زندگی من یک مرگ تدریجی‌ست…».

    ژینا، معلم آزاد ۳۳ ساله، بیمه تامین اجتماعی، با درآمد ناچیز کلاس‌های خصوصی و مدارس غیرانتفاعی، ساکن سنندج با بیماری غده سرطانی تیروئید:

    «ما معلم‌های آزاد، بعد از جنگ هیچ درآمدی نداشتیم چون کلاس‌های مدارس تعطیل بود؛ این مدت درآمدم صفر بوده اما زمان باز بودن مدارس هم درآمد چندانی ندارم، نهایت ماهی ۷ میلیون تومان. من این دو ماه، حق بیمه‌ام را خودم دادم و در این جنگ و ناامنی، غیر از بی‌پولی، نگران داروهایم بودم… اگر خانواده کمک نکنند، من جان سالم به در نمی‌برم.

    قبل از جنگ، پول هر نسخه دو هفته‌ای من ۳۰۰ هزار تومان بود حالا شده ۹۰۰ هزار تومان یعنی ماهی ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان، من هر ۴۵ روز آزمایش می‌دهم که ۳ میلیون تومان می‌شود؛ بیمه فقط حدود ۱۰ درصدش را می‌دهد. بیمه تکمیلی هم ندارم چون پولش را ندارم.

    خلاصه بگویم، هزینه‌های درمان من هر ۲ یا ۳ ماه، چیزی حدود ۱۰ میلیون تومان است؛ و اگر استرس داشته باشم و تغذیه‌ام خوب نباشد، بیماری‌ام عود می‌کند. اما چطور آرام باشم؟ درآمد، صفر و پول دارو هر روز بیشتر از روز قبل؛ تغذیه‌ی خوب؟! نان خالی هم پول می‌خواهد که ما با مدرک فوق لیسانس نداریم، این زندگی حق ما نبود…».

    به راستی «حق مردم» نیست که بعد از تحمل جنگ، بمباران و استرس شبانه‌روزی، دارو را سه برابر گران‌تر بخرند و نگران نایاب شدن آن باشند یا به خاطر گرانی، دوا و درمان را کنار بگذارند و زندگی‌شان، یک مرگ تدریجی باشد…

  • تورم و ارز بلای جان دارو

    تورم و ارز بلای جان دارو

    به گزارش اقتصادران، جانشین وزیر بهداشت گفت: افزایش قیمت دارو متاثر از نرخ ارز و تورم است.

    علی جعفریان در حاشیه دیدار با خانواده شهید احمد محمدی، از شهدای جنگ تحمیلی سوم با بیان این که با توجه به تغییر نرخ ارز در سال ۱۴۰۴ و حذف ارز ترجیحی برای بسیاری از مصارف، افزایش قیمت دارو امری طبیعی بوده و بخش قابل توجهی از این افزایش نیز ناشی از تورم عمومی و نرخ ارز آزاد است، اظهار کرد: حدود ۷۰ درصد قیمت دارو تابع تورم و نرخ ارز آزاد است و تنها نزدیک به ۳۰ درصد آن به ارز ترجیحی وابسته است؛ به همین دلیل تغییرات ارزی، اثر مستقیمی بر قیمت دارو دارد.

    سخنگوی دولت: ارز دارو تغییر نکرده است

    وی با تأکید بر اینکه پیش از جنگ کمبود جدی دارویی در کشور وجود نداشت، بیان کرد: با تمهیدات وزارت بهداشت و تأمین ذخایر راهبردی، توانستیم شرایط را مدیریت کنیم، هرچند همچنان با چالش‌هایی از جمله محدودیت در واردات دارو و مواد اولیه مواجه هستیم.

    وی ادامه داد: برای کاهش فشار بر مردم، وزارت بهداشت در تلاش است تا حمایت‌ها از طریق بیمه‌ها تقویت شود. پیشنهاد‌های لازم در این زمینه تهیه شده و تأمین منابع مالی آن در حال پیگیری است تا هزینه‌های درمانی برای مردم قابل تحمل باشد.