برچسب: کوروش کمپانی

  • حتی نام “کوروش کمپانی “هم جعلی بود؟

    حتی نام “کوروش کمپانی “هم جعلی بود؟

    به گزارش اقتصادران، ابوالفضل نصیری؛ مدیرکل ثبت شرکت‌ها و موسسات غیرتجاری سازمان ثبت اسناد و املاک کشور  با اشاره به مطالب منتشر شده در مورد شرکت “کوروش کمپانی” اظهار کرد: درخصوص شرکت “کوروش کمپانی” مهم‌ترین نکته این است که شرکتی با نام کوروش کمپانی در اداره کل ثبت شرکت‌ها تاکنون به ثبت نرسیده و این نام توسط خود فرد جعل شده است!

    نصیری تصریح کرد: با استناد به مدارک موجود در سامانه‌های ثبت شرکت‌ها، شرکتی به نام “کوروش پردازان آی‌سا” با مسئولیت محدود به شماره ثبت ۵۷۲۲۱۰ و شناسه ملی ۱۴۰۰۹۷۶۳۲۶۹ در تاریخ ۸/۱۱/۱۳۹۹ با مدیرعامل “امیرحسین شریفیان” و خاطره قره‌داغی ثبت رسیده است.

    مدیرکل ثبت شرکت‌های سازمان ثبت اسناد و املاک کشور خاطرنشان کرد: تا فروردین ماه امسال حدود ۷-۸ نفر به مجموعه مدیریتی شرکت “کوروش پردازان آی‌سا” ورود و خروج داشتند که در نهایت در آخرین تغییرات آقای گودرزی به عنوان مدیرعامل و آقای شریفیان به عنوان عضو اصلی هیئت مدیره انتخاب شده‌اند.

    فردی که کارت پایان خدمت ندارد می‌تواند ثبت شرکت کند!

    نصیری در پاسخ به این سؤال تسنیم که آیا برای ثبت شرکت نیاز به داشتن کارت پایان خدمت است یا خیر گفت: با استناد به ماده ۱۰ قانون خدمت وظیفه عمومی و قانون تجارت، مقررات و نظامنامه‌ها، هیچ تکلیفی برای اخذ کارت پایان خدمت اشخاص حقوقی برای تأسیس شرکت‌ها و موسسات وجود ندارد.

    وی در پاسخ به این سؤال که چگونه یک سرباز فراری که از نظر قانونی نباید خدماتی به او ارائه شود، توانسته شرکت ثبت کند، گفت: ما برای ثبت شرکت، فقط از فرد متقاضی درخواست گواهی سوءپیشینه می‌کنیم و این فرد (امیرحسین شریفیان) گواهی سوء‌پیشینه خود را ارائه کرده است و ما مجبور به ارائه خدمات هستیم چراکه نقض مدارک نداشته است.

    مدیرکل ثبت شرکت‌ها سازمان ثبت اسناد و املاک کشور متذکر شد: بسیاری از شرکت‌ها و موسسات غیرتجاری که از اداره کل ثبت شرکت‌ها شماره ثبت می‌گیرند زیرمجموعه اصناف و مراجع صدور مجوز هستند که باید بر روند کاری آن‌ها نظارت کنند، اما متاسفانه بسیاری از شرکت‌ها و موسسات پس از ثبت، نظارتی از سوی اصناف و مراجع مربوطه بر فعالیتشان انجام نمی‌شود.

    نصیری با اشاره به پرونده تخلف کوروش کمپانی گفت: شرکت کوروش کمپانی (کوروش پردازان آی‌سا) نیز علیرغم سوء‌استفاده از نام و استفاده از نام جعلی با تبلیغات سلبریتی‌ها در بازار نسبت به فریب مردم اقدام کرده که دستگاه‌های نظارتی باید بر این موارد مشکوک هر روزه نظارت داشته باشند.

    وی با بیان اینکه اداره کل ثبت شرکت‌ها یک مرجع اعلامی است و اجازه نظارت مستقیم ندارد، یادآور شد: اداره کل ثبت شرکت‌ها آماده ارائه هرگونه اطلاعات از شرکاء و پرونده شرکت طی این سه سال به مراجع ذی صلاح است.

    مدیرکل ثبت شرکت‌ها تصریح کرد: هم‌اکنون بیش از ۲ میلیون شرکت و موسسه در کشور به ثبت رسیده است و بر اساس همکاری این اداره کل بیش از ۸۰۰ هزار شرکت بر اساس تبصره ۳ و ۴ ماده ۱۸۶ قانون مالیات‌های مستقیم، غیرفعال شده‌اند.

    نصیری در پایان گفت: ایجاد یک مرکز راهبردی با حضور دستگاه‌های نظارتی و استفاده از قوانین لازم برای پیشگیری از چنین اتفاقاتی ضروریست، چون ممکن است این اتفاقات تلخ تکرار شود.

  • جبران خسارت مال‌باختگان “کوروش کمپانی” قانوناً به عهده ها “سلبریتی‌ها”  است

    جبران خسارت مال‌باختگان “کوروش کمپانی” قانوناً به عهده ها “سلبریتی‌ها” است

    به گزارش اقتصادران، رسول کوهپایه‌زاده؛ وکیل دادگستری اظهار کرد: درباره موضوع کلاهبرداری موسوم به کوروش کمپانی که با تبلیغات گسترده از سوی چهره‌های سرشناس و مشهور، جمع کثیری از هموطنان مورد فریب و اغفال قرار گرفته‌اند، از ابعاد مختلف حقوقی مسئولیت اشخاص معروف تبلیغ‌کننده، مسئولان صنفی و دولتی، پلیس و مراجع نظارتی قابل بررسی است.

    وی افزود: با توجه به تغییر و تحول گسترده در زمینه تبلیغات کالا و خدمات، امروزه استفاده از نام و تصویر و محبوبیت برخی از اشخاص و گروه‌های مرجع از جمله بازیگران، ورزشکاران و مجریان تلویزیونی و سایر چهره‌های معروف و مشهور یکی از عوامل و ابزارهای مهم و اساسی در جلب اعتماد مردم و القای تضمین کیفیت کالا، اقناع و تشویق و ترغیب مشتری به خرید کالا و خدمات محسوب می‌شود.

    این وکیل دادگستری ادامه داد: به‌گونه‌ای که بدون رضایت این اشخاص هیچ‌کس حق ندارد از چهره و نام و نماد وی در تبلیغات کالا و معرفی خدمات خود استفاده کند و امروزه این امر در حقوق مدرن برای اشخاص معروف و سلبریتی‌ها حقی را ایجاد کرده است که از آن به‌عنوان حق شهرت یا حق جلوت هم نام برده می‌شود.

    کوهپایه‌زاده با بیان اینکه “اما اعمال این حق حتماً تابع ضوابط و مقررات است و مقابل هر حقی تکلیف و مسئولیت هم وجود دارد”، گفت: فروش گوشی‌های آیفون به‌قیمت بسیار پایین‌تر از قیمت واقعی معاملاتی بازار برای هر شهروند متعارفی، عجیب و مشکوک بود؛ اما آنچه باعث شد شک و تردید مردم به باور و یقین تبدیل شود و اقدام به پرداخت وجه جهت خرید تلفن همراه کنند، تبلیغات گسترده اشخاص مشهور و معروف بود که سبب ایجاد اعتماد، امنیت و رفع شک و تردید شده بود.

    وی ادامه داد: لذا بدون تردید اگر این تبلیغ، تعریف، تمجید، تأیید و تشویق بازیگران و فوتبالیستها و چهره‌های مشهور نبود، بلاتردید تعداد بسیار کمتری از هموطنان ما مورد اغفال و فریب و نهایتاً کلاهبرداری و مال‌باختگی واقع می‌شدند.

    این وکیل متذکر شد: از نقطه‌نظر کیفری چنانچه اشخاصی موجبات تشویق و تحریک و ترغیب و تسهیل وقوع جرم را فراهم آورند به‌شرط آنکه با مباشر اصلی جرم وحدت قصد داشته باشند به‌عنوان معاون جرم مجازات خواهند شد.

    کوهپایه‌زاده گفت: در موضوع کوروش کمپانی چنانچه شکات یا مدعی‌العموم بتوانند قصد مجرمانه اشخاص مشهور را ثابت کنند این سلبریتی‌ها به‌عنوان معاونت در ارتکاب بزه تحت تعقیب قرار خواهند گرفت اما در صورت فقدان احراز قصد مشترک با مجرم اصلی، مسئولیت کیفری آنها منتفی است.

    وی تأکید کرد: اما در بعد مسئولیت حقوقی و مدنی براساس قوانین و مقررات و اصول کلی و عمومات حقوقی و قواعد فقهی، بی‌تردید تبلیغ‌کنندگان مسئول جبران خسارات وارده‌اند و باید پاسخگو باشند.

    این وکیل دادگستری ادامه داد: مطابق ماده 8 قانون مسئولیت مدنی اشخاصی که در اثر تصدیقات یا انشائات مخالف واقع به حیثیت و اعتبار و موقعیت دیگری زیان وارد آورند، مسئول جبران خسارت دانسته شده‌اند همچنین ماده 7 قانون حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان نیز تبلیغات خلاف واقع و اطلاعات نادرست که موجب فریب یا اشتباه مصرف‌کننده شود را ممنوع اعلام کرده است.

    کوهپایه‌زاده گفت: مطابق ماده 2 آیین‌نامه اجرایی همین قانون استفاده از اسامی عناوین و نشان افراد و مؤسساتی که دارای شهرت هستند به‌نحوی که مصرف‌کننده را فریب دهد از جمله مصادیق تبلیغات خلاف واقع محسوب می‌شود اما براساس قواعد حقوقی که برگرفته از فقه است، مسئولیت اشخاص تبلیغ‌کننده قابل طرح است.

    وی تصریح کرد: از جمله این قواعد قاعده حقوقی تلازم سود و زیان است؛ یعنی از آنجا که اشخاص معروف به‌ازای انجام تبلیغ و تأیید کالا و جلب اعتماد و جذب خریدار از فروشنده پول دریافت می‌کنند باید پاسخگوی زیان‌های احتمالی ناشی از عملشان هم باشند.

    این وکیل دادگستری گفت: یعنی همان‌طور که سود انجام تبلیغات را دریافت می‌کنند باید پاسخگوی ضررهای ایجادشده هم باشند، اگر سودی می‌کنند باید خسارت و خطرات ناشی از آن را هم بپذیرند؛ این یک قاعده فقهی است.

    کوهپایه‌زاده تأکید کرد: اصل دیگری داریم تحت عنوان اصل منع سو‌ءاستفاده از حق؛ همان‌طور که گفتیم سلبریتی‌ها حق دارند از حق بر شهرت یا حق بر جلوت استفاده کنند و در آگهی‌ها و تبلیغات شرکت کنند و در مقابل آن هم پول دریافت کنند اما مقابل هر حقی، تکلیف و مسئولیت وجود دارد و مطابق اصل 40 قانون اساسی هیچ کس نمی‌تواند اعمال حق خود را وسیله اضرار به غیر قرار دهد.

    وی گفت: قاعده مهم فقهی دیگری هم در این خصوص وجود دارد تحت عنوان قاعده غرور به‌معنای فریفتن به این تعبیر که هرگاه فردی ظاهری فراهم آورد که دیگری به آن اعتماد کند و در نتیجه این اعتماد به وی لطمه‌ای وارد آید غرور یعنی فریفته شدن محقق شده است و بر مبنای این قاعده باید ضرر وارده جبران شود؛ بنابراین هرکس شخصی را به انجام کاری تحریک، ترغیب یا تشویق کند ولو اینکه قصد فریب نداشته باشد ضامن است و قاعده لاضرر همین معنا را ایفاد می‌کند.

    این وکیل پایه‌یک دادگستری گفت: در اینجا با توجه به اینکه عقلاً، منطقاً و عرفاً تبلیغات اشخاص مشهور باعث برانگیختن اعتماد و تشویق به خرید شده است مسئولیت آنها مطرح است و باید خسارت وارده را جبران کنند در واقع حمایت از حقوق مصرف‌کننده و برقراری نظم عمومی و جلوگیری از سوءاستفاده از تبلیغات و کسب سودهای کلان در مقابل تحمیل ضررهای عمده اقتضا دارد اشخاص مشهور و چهره‌های تبلیغاتی که موجب فریب و ضرر اشخاص دیگر می‌شوند، عملشان از مصادیق تبلیغات خلاف واقع و موجبات ضمان و مسئولیت مدنی تلقی شود.

    وی گفت: علاوه بر این، مسئولیت نهادهای نظارتی صنفی و دولتی در صدور مجوز و عدم کنترل و نظارت کافی و اهمال و قصور در این خصوص مصداق بارز ترک‌فعل است و مسئولیت مدنی این نهادها را مطرح می‌کند.

    این وکیل اضافه کرد: شایسته است پلیس به‌خصوص پلیس امنیت اقتصادی در جهت شفاف‌سازی توضیح دهد که با توجه به اقدامات تبلیغاتی وسیع و گسترده از سوی مجرمان و اعلام قیمت غیرواقعی و غیرمعمول و غیرمتعارف و کاملاً مشکوک گوشی‌های آیفون و با توجه به مسئولیت پلیس در خصوص رصد فعالیتهای مذکور و جلوگیری و پیشگیری از وقوع جرم، چه اقداماتی در این خصوص قبل از ارتکاب و تحقق بزه و متواری شدن متهم اصلی انجام داده است.

    کوهپایه‌زاده در پایان گفت: با هرگونه قصور و اهمال و ترک‌فعل در این خصوص باید برخورد قاطع قانونی انجام شود؛ این‌که مبالغ قابل‌توجهی به تاراج رود و خیل کثیری مال‌باخته شوند و پرونده کثیرالشاکی دیگری مفتوح شود و هزینه، وقت و انرژی سنگینی از دستگاه قضایی گرفته شود و آثار و تبعات اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و سیاسی به‌همراه داشته باشد در خصوص جرمی که این‌چنین آشکارا غیرمعمول و در ملأ عام ارتکاب یافته است درحالی که متهم اصلی به آن سوی دنیا رسیده و خود را از کمند نظمیه و عدلیه خارج کرده است حتماً باید مورد توجه مراجع ذی‌صلاح قانونی و دستگاه‌های مسئول قرار گیرد.

  • مگر کوروش كمپاني از چشم و آبروي مردم خوشش مي‌آمد كه آیفون ۴۰ميليون توماني را ۲۰ميليون مي‌داد؟

    مگر کوروش كمپاني از چشم و آبروي مردم خوشش مي‌آمد كه آیفون ۴۰ميليون توماني را ۲۰ميليون مي‌داد؟

    به گزارش اقتصادران، پیمان مولوی طی یادداشتی در روزنامه تعادل نوشت:

    پس از ماجراي اختلاس گسترده از ايرانيان توسط كوروش كمپاني، بسياري از تحليلگران علوم مختلف تلاش كردند مبتني بر حوزه فعاليت خود تفسيري از چرايي بروز يك چنين حوادثي بدهند.برخي اشاره كردند، گسترش فقر و بروز مشكلات عديده، ريشه بروز اين نوع اختلاس‌ها و كلاهبرداري‌هاست.گروه ديگري هم از كارشناسان اشاره كردند به دليل فقدان نظارت‌هاي لازم است كه اين نوع حوادث تلخ بروز مي‌كند. بد نيست به ارتباطي كه خود من با اين كمپاني داشتم، اشاره كنم:

    ۱) مدتي قبل يكي از مراجعه‌كنندگان كه مشاوره‌هاي اقتصادي از من دريافت مي‌كند، عنوان كرد قصد دارد سرمايه‌گذاري بزرگي در كوروش كمپاني انجام دهد! براي نخستين‌بار بود كه اين نام به گوشم مي‌خورد، با توضيحات بيشتر اين فرد متوجه شدم، اين كمپاني گوشي‌هاي آيفون۴۰ميليوني را با قيمت ۲۰ميليون توماني به مردم تحويل مي‌دهد. بلافاصله از فرد مراجعه‌كننده پرسيدم: «مگر اين كمپاني از چشم و آبروي شما خوشش مي‌آيد كه موبايل ۴۰ميليون توماني را ۲۰ميليون مي‌دهد؟ چرا بايد فردي ۹۰۰دلار براي آيفون ۱۳ بدهد بعد با هزينه‌هاي جانبي آن را ۲۰ميليون بفروشد.» نهايتا فرد مراجعه‌كننده را از سرمايه‌گذاري در اين كمپاني منصرف كردم، اما متاسفانه صداي كارشناسان و متخصصان در جامعه طنين‌انداز نيست. در واقع مردم بيشتر گوش به تبليغات سلبريتي‌ها و اينفلوئنسرها دوخته‌اند تا نغمه‌هاي تخصصي و واقعي.

    ۲) نخستين دليلي كه براي بروز اين نوع حوادث مي‌توان برشمرد، طمع برخي افراد است. طمع است كه انسان را به سمت رفتارهاي غيرمتعارف اقتصادي، اجتماعي، سياسي و… سوق مي‌دهد. البته اين حوادث مختص ايران نيست و در بسياري از كشورهاي جهان سابقه دارد. فردي به نام «مداف» ۶۴ميليارد دلار در بازارهاي مالي جهاني كلاهبرداري كرده بود. داستان زندگي اين فرد درسي است كه همه بايد از آن با خبر شوند.سود اغوا‌كننده، روايت‌سازي‌هاي جعلي و استفاده از اضطرار مردم، دلايلي است كه باعث شكل‌گيري حوادثي از اين دست مي‌شود. واقع آن است كه مردم ايران با شرايط اقتصادي دشواري دست به گريبان هستند. هر روز از ارزش پول ملي ايرانيان كاسته مي‌شود و مردم همواره چشم به پيرامون خود دوخته‌اند تا ريال خود را به سودهاي افزون‌تر بدل كنند. سوداگران و سودجويان از اين اضطرار عمومي سوءاستفاده مي‌كنند تا درآمد بيشتري كسب كنند. بنابراين قبل از هر چيز بايد از خودمان هم انتقاد كنيم. همگي ما علاقه زيادي داريم تا نقش مظلوم و قرباني را بازي كنيم. اينكه بايد قبل از تصميمات اينچنيني مشاوره بگيرد با متخصصان گفت‌وگو كند و بررسي جامع‌تري كند اولويت ندارد.‌اي‌كاش مردم همانطور كه در ميدان ميوه و تره‌بار به انتخاب سيب و گلابي و پرتقال توجه مي‌كنند و مراقبند تا يك سيب‌زميني خراب و پرتقال چروك خورده نصيب‌شان نشود در ساير حوزه‌هاي اقتصادي و مالي هم اين اندازه توجه داشتند. بي‌دقتي، سهل‌انگاري و طمع هم سهمي است كه بايد براي جامعه و آسيب ديدگان در نظر گرفت.

    ۳) موضوع مهم‌تر اما به كاستي‌هايي بازمي‌گردد كه در نظام حكمراني ايران وجود دارد. وقتي در كشوري نمايندگي برندي مانند اپل (علي‌رغم اين همه تقاضا) وجود ندارد تا مردم ايران هم مانند همه جاي دنيا به صورت قانوني كالاي مورد نظر خود را خريداري كنند، از سوي ديگر اپل هم مانند روال ساير كشورها نمي‌تواند كالاي خود را وارد ايران كند و به فروش برساند، طبيعي است كه مردم گرفتار شيادان و كلاهبرداران شوند. وقتي در ايران اپراتورهايي داريد كه موبايل و برندهاي آن را عرضه نمي‌كنند اوضاع همين مي‌شود. در انگليس، فرد مي‌تواند يك خط همراه بخرد و به صورت قسطي چند ساله گوشي‌هاي آيفون و… را نيز همراه آن بخرد. وقتي اينگونه نيست مردم ناچارند از طريق واسطه‌ها اين نيازها را تامين كنند. واسطه‌هايي كه به دليل فقدان نظارت، عدم شفافيت در تجارت ايران، عدم وجود نمايندگي‌ها و مشكلات در ورودي كالاها و… مردم را تيغ مي‌زنند و بار خود را مي‌بندند. اين وضعيت فقط مختص گوشي موبايل نيست. براي خريد كتاني، لوازم خانگي، خودرو، لپ‌تاپ و…شرايط همين است. بسياري از مردم ايران ناچارند اقلام استوك را به قيمت‌هاي اصلي و جهاني خريداري كنند.

    سپس ۶ماه بعد اين جنس خراب مي‌شود و سرمايه مردم بر باد مي‌رود. اين روند اشتباهي است كه در اقتصاد ايران حاكم است. اقتصاد ايران مانند جزيره‌اي دور افتاده است كه ارتباطي با برندهاي اصلي و شركت‌هاي مادر جهاني ندارد، تك افتاده است. راهكار پايان دادن به اين معضل هم توجه به اقتصاد بازار آزاد است.

    ۴) موضوع مهم بعدي، فقدان نظارت است. در ايران بدترين نوع نظارت‌ها را شاهديم در ايران نمي‌توان يك جنس مشخص را با يك قيمت ثابت پيدا كرد. هر فروشنده‌اي هر قيمتي را كه دوست دارد، تعيين مي‌كند. هيچ‌كس هم نظارتي بر روي آن ندارد. بسياري از كارشناسان گفتند و هشدار دادند اين كمپاني در حال تقلب است. ‌اي‌كاش بررسي مي‌شد و مهر تاييد يا مردودي بر آن زده مي‌شد. اين نخستين كلاهبرداري در ايران نيست، آخرين آن هم نخواهد بود. تا زماني كه اين ضرورت‌ها مورد توجه قرار نگيرد، وضع هماني است كه بود…